کارگردان فیلم اخراجی ها گفت : بد خواهان همه توان خود را به کار گرفتند تا از ثبت رکورد افسانه ای و دست نیافتنی چهار میلیارد تومانی که پیش بینی می شد جلو گیری کنند .
مسعود ده نمکی در وبلاگش نوشت: بعد از گذشت ۳۰ روز از اکران اخراجی ها فیلم با فروش غریب یک میلیارد و دویست میلیون تومان در تهران و بیش از هفتصد و پنجاه میلیون تومان در شهرستان ها توانست همه رکوردها را بشکند .بد خواهان را برآن داشت تا با ترفندی با تهیه کپی اورژینال از مخزن یکی از سینما های تهران و تکثیر ده ها هزار نسخنه و پخش آنی در سطح کشور و قرار دادن فیلم برای دانلود در چند سایت اینترنتی در خارج از کشور همه توان خود را به کار گرفتند تا از ثبت رکورد افسانه ای و دست نیافتنی چهار میلیارد تومانی که پیش بینی می شد جلو گیری کنند .
اینک لبخند رضایت را بر قلم های فتنه انگیز آن ها می توان دید.
گفتنی است که مدیر مسوول همشهری که کار فرهنگی خود را با سربازی ! در معاون مطبوعاتی ارشاد آغاز کرد و به لطف رانت دوستان ماستی (راستی) خود مدیر کل مطبوعاتی این وزارت شد و بعدها در روزنامه جام جم ریاست کرد و اینک نیز در شورای عالی امنیت ملی مشاورت می کند...
دیروز در مصاحبه ای با خبرگزاری حیات در باره اتهام روزنامه همشهری گفتم اگر من فیلم را بیرون داده باشم روزنامه همشهری هم آن را پخش کرده ...
اما هرچه هست تمام همت حضرات بر این استوار گشته که اخراجی ها بیش از این اوج نگیرد ...
دیروز شورای صنفی نمایش سینما ایران رامحکوم به عدم اکران اخراجی ها کرده است ...
گرچه ده ها هزار نسخه از فیلم در پیاده روها فرش شده اما به زودی دی وی دی پشت صحنه فیلم در دوساعت به همراه نسخه اصلی به بازار خواهد آمد ...
ضد قهرمانها را دوست دارم
مصاحبه با خاطره اسدي در شرايطي انجام شد كه او داشت آخرين پلانهاي حضورش در سريال «سقوط يك فرشته» را بازي ميكرد. تا اين جاي كار سارا را به عنوان دختري سركش، لجباز و احساساتي شناختهايم، اما خاطره اسدي ميگويد كه اين شخصيت وارد مراحل ديگري ميشود و به زودي شكل و شمايل جديدي به خود ميگيرد. « ديشب باباتو ديدم آيدا»، «تقاطع»، «هفت دقيقه تا پاييز» و «برف روي شيرواني داغ » فيلمهاي هستند كه او به عنوان بازيگر در آنها جلوي دوربين رفته است. خاطره اسدي متولد مهر ۱۳۶۲ است و با اين حساب در 28 سالگي نقش دختري را بازي كرده كه چهار، پنج سالي از خودش كوچكتر است.
چطور شد كه ساراي سريال سقوط يك فرشته شديد؟
يادم ميآيد سريال مراحل پيش توليدش را ميگذراند. با من تماس گرفتند و در دفتر تهيهكننده صحبت كرديم. 2 هفته بعدش با من قرارداد بستند.
نسبت به بهرام بهراميان چقدر شناخت داشتيد؟
فيلم «آل» و سريال «ساعت شني» را از آقاي بهراميان ديده بودم. نوع دكوپاژ آقاي بهراميان با ديگر كارگردانها فرق دارد؛ خيلي تكنيكي كار ميكند و دوربين در سريالهايش دائما در حال حركت است. در همين سريال خيلي كم پلانهايي داشتيم كه دوربين ثابت باشد. روي بازيها خيلي سختگير است. من حساسيتش را خيلي دوست داشتم چون مطمئن بودم نتيجهاش مطلوب ميشود. روز اول آقاي بهراميان به من گفت لحنت را بايد عوض كني، زماني كه هنوز قرارداد نبسته بوديم. من با اين كه قرارداد نبسته بودم روي لحنم كار كردم.
پس معلوم ميشود خيلي نقش را دوست داشتيد كه قبل از قرارداد بستن روي لحنتان كار كردهايد. درست است؟
بله. به اين خاطر كه من تا به حال چنين نقشي را تجربه نكرده بودم. بازي سارا 4 فصل دارد و ما سارا را در 4 وضعيت متفاوت ميبينيم. در اين 4 وضعيت 4 گريم و بازي و اخلاق متفاوت را از سارا ميبينيم. براي هر بازيگري چنين تجربهاي جذاب است. من در فيلمنامه كد گذاشته بودم كه از كجا وضعيت دوم و سوم شروع ميشود.
فكر ميكنم تا به حال دو فصل از سارا را ديدهايم؛ سارايي كه به خانواده وابسته است و سارايي كه به سمت نيما تمايل پيدا ميكند. در اين دو وضعيت سارا بايد چه كنشهايي نشان بدهد؟
سارا در ابتداي سريال يك دختر شيطان و پدر دوست و مثبت است. شيطنتهايش را ميبينيم، اما در مجموع دختر خوبي است و رفتهرفته به سراشيبي سقوط ميرود. به نظرم همه چيز از يك حسادت شروع ميشود. از جايي كه حاج حبيب گوشواره را به فاطمه ميدهد. سارا از آنجا كينه پدر را به دل ميگيرد و به فاطمه حسادت ميكند. سارا احساس ميكند اين 2 نفر (ريحانه و فاطمه) به خانهاش آمدهاند و خودشان صاحبخانه شدهاند و فكر ميكند مدام دارند كنترلش ميكنند. به همين خاطر رفتارهاي تند نشان ميدهد.
يك جا راوي ميگويد نيما همه خواستههاي سارا را برآورده ميكند. به نظر شما حاج حبيب (مسعود رايگان) به چه بخشي از خواستههاي سارا بيتوجهي كرده است؟
سارا يك دختر كاملا امروزي است. او در يك خانواده كاملا مذهبي بزرگ شده است، ولي دوست دارد مدرن باشد. رنگهاي شاد پوشيدن و هيجان را دوست دارد. در خانه حاج حبيب هيچ كدام از اين چيزها را نداشت. حاج حبيب يك مرد كند و آرام بود. سارا وقتي به بام تهران ميرود بشدت هيجانزده ميشود. تجربه اين هيجان برايش خيلي لذتبخش است. سارا در كنارش مردي را دارد كه برايش همه كاري ميكند. دغدغه نيما ساراست. او براي سارا لپتاپ ميخرد و هر موقعي كه سارا بخواهد نيما در دسترس است.
براي سارا اين سوال ايجاد نميشود كه نيما چرا اين قدر دارد فداكاري ميكند؟
قطعا نه. چون اولين تجربهاش است. سارا تا به حال تجربه عشقي نداشته است. سن سارا خيلي كم است. او خيلي به اين چيزها فكر نميكند.
تحليلتان از رابطه سارا و فاطمه چه طور بود؟
سارا دوست دارد سمت نيما برود، اما فاطمه او را مهار ميكند و ميگويد به تو ربطي ندارد. سارا احساساتي عمل ميكند، اما فاطمه قطب مخالفش است.
در ابتدا اين طوري اعلام شد كه سريال شما وارد فضاهاي ترسناك هم ميشود. ميانه خودتان با فيلمها و سريالهاي ترسناك و ماورايي چطور است؟
از بين كارهاي ايراني فيلم «خوابگاه دختران» را دوست داشتم. فيلمي بود كه واقعا ترسيدم. آخرين فيلم ترسناكي كه ديدم فيلم «كينه» بود. اينقدر برايم سخت بود كه ديگر فيلم ترسناك نديدم. فيلمهاي ايراني بيشتر در قالبهاي كمدي، اجتماعي و ملودرام ماندهاند و فراتر نميروند. در سريال سقوط يك فرشته بيشتر براي مردم سوال ايجاد ميشود. دوست دارند بدانند بعد از اين قسمت چه اتفاقاتي ميافتد؟ اين اتفاق نشانه چيست؟
بازخوردهايي كه تا به حال از اطرافيان درباره نقش سارا گرفتهايد چطور بوده است؟
ما اينقدر درگير كار هستيم كه نميتوانيم اين چيزها را ببينيم. وقتي براي معاشرت و روزنامه خواندن نداريم. برايم از طرف دوستانم زياد پيامك ميآيد. يك بخشي از مردم ميگفتند چرا اينقدر لجآور هستي. برخيها هم سارا را دوست داشتند.
به دكوپاژ متفاوت بهرام بهراميان اشاره كرديد. اين دكوپاژ روي بازي شما چه تاثيري ميگذاشت؟
در اين سريال من احساس كردم دارم رشد ميكنم. كمتر پيش ميآيد كه در يك سريال اينقدر بدويد و حركت داشته باشيد و ديالوگ بگوييد. بايد بدن و زبانم را هماهنگ ميكردم.
در انتخاب نقشهايتان چقدر دغدغه متفاوت بودن داريد؟
خيلي زياد. دور و بريهايم خيلي مرا دعوا ميكنند. ميگويند چرا اينقدر كم كار ميكني، اما من سنگرم را همچنان حفظ كردهام. چون ميخواهم متفاوت باشم. نقشي ارزشمند است كه يك وجه ديگر من در آن ديده بشود. يعني من بگويم اين طوري هم ميتوانم بازي كنم. اين كه در يك نقشي بمانم و تكرارش كنم اسمش بازيگري نيست. من در فيلم تقاطع نقش يك دختر كاملا افسرده را بازي ميكردم و بيشتر بازيام دروني بود. در فيلم ديشب باباتو ديدم آيدا شيطنت داشتم، اما شكلش با الان خيلي فرق داشت.
سقوط يك فرشته اولين كار تلويزيوني شماست. چرا زودتر از اين جذب سريالهاي تلويزيوني نشديد؟
من خيلي دوست داشتم در يك سريال خوب كار كنم. در طول اين هفت هشت سال سريالهايي به من پيشنهاد شد كه هيجانزدهام نميكرد. در اين سالها منتظر يك نقش فوقالعاده و كارگردان فوقالعاده بودم كه طلسمش با سريال سقوط يك فرشته شكسته شد. الان هم خيلي راضيام.
اين فيلمنامه دقيقا چه چيزي داشت كه به قول خودتان شما را هيجانزده كرد؟
اسدي: سالها بود كه دنبال چنين شخصيتي ميگشتم. اصلا فكر نميكردم براي يك شخصيت زن چنين اتفاقي بيفتد. هميشه بهترين نقشها را براي شخصيتهاي مرد مينويسند
روز اولي كه به دفتر تهيهكننده رفتم خيلي خطي برايم توضيح دادند. گفتند يك دختري است كه اين اتفاقات برايش ميافتد. آن موقع آقاي بهراميان خيلي دو دل بود كه من فاطمه باشم يا سارا. به من ميگفت تو چشمهايت معصوم است و ميتواني نقش فاطمه را هم بازي كني. من گفتم نه اشتباه نكنيد. من خودم سارا را دوست داشتم. چون ماجراهايش خيلي فراز و نشيب داشت.
يك جاهايي در فيلمنامه بود كه من با خواندنش از شدت هيجان خودم را كتك ميزدم. تصور اين كه در اين موقعيت قرار ميگيرم جذاب بود و
يك صحنههايي بود كه وقتي برايم تعريف ميكردند اشك ميريختم. يعني اينقدر تحت تاثير قرار ميگرفتم كه گريهام در ميآمد.
دقيقا به خاطر كدام شخصيت اشك ميريختيد؟ به خاطر سارا؟
به خاطر سارا نه. به خاطر همه. به نظر من همه گناه دارند. دلم براي همه ميسوزد. به خاطر موقعيتي كه همه تويش گير كردهاند. وقتي اشك ميريختم همه حيران مانده بودند كه براي تو چه مشكلي پيش آمده است.
در صحبتهايتان گفتيد كه بازي در نقش سارا را خيلي دوست داشتيد. اين نقش چه جذابيتهايي براي شما داشت؟
من اصلا چنين چيزي را تجربه نكرده بودم. سال كه دنبال چنين شخصيتي ميگشتم. اصلا فكر نميكردم براي يك شخصيت زن چنين اتفاقي بيفتد. هميشه بهترين نقشها را براي شخصيتهاي مرد مينويسند. به همين خاطر سينماي ما اينقدر مردانه است. تا به حال 5 بار پيشآمده كه برايم فيلمنامه را فرستادهاند و من گفتهام دوست دارم نقش اين مرد را بازي كنم. نقش زن برايم هيچ جذابيتي نداشت. يك شخصيتي تخت و منفعل بود كه هيچ كمكي به هيچ چيزي نميكرد. فقط در فيلمنامه وجود داشت.
معمولا بيشتر بازيگران ميانه خوبي با نقشهاي منفي ندارند. شما چطور؟
من عاشق نقشهاي منفي و ضد قهرمانم. تا قبل از اين همه به من ميگفتند نگاهت معصوم است و خودت مظلومي و نقش منفي به تو نميخورد، اما خودم معتقدم هر دو وجه را دارم و ميتوانم هر دويش را بازي كنم.
در فيلمهاي برف روي شيرواني داغ و ديشب باباتو ديدم آيدا نقشم بيشتر مثبت بود.
سر صحنه سقوط يك فرشته چقدر به كارگردان درباره جزئيات نقشآفرينيتان پيشنهاد ميداديد؟
فيلمنامه ما چارچوبش محكم است. خود آقاي بهراميان هم ميدانست كه چه ميخواهد. به خاطر همين كمتر چنين اتفاقي ميافتاد كه ما پيشنهاد بدهيم.
قبل از هر پلان يك سري نكاتي را ميگفتم، اما اين طوري نبود كه يك چيزي را به صورت كلي تغيير بدهم. يك وقتهايي فكر ميكردم اگر اين طوري باشد بهتر است. اما بيشتر اوقات من قانع ميشدم.
از زماني كه با فيلم تقاطع وارد دنياي بازيگري شدهايد 8 سال ميگذرد. در اين مدت چه تجربههايي را كسب كردهايد؟
مهمترينش اين است كه در هر كاري وقتي يك كليتي درست باشد مطمئنا اتفاق خوبي ميافتد. من احساس ميكنم از 3 سال پيش تا الان 15 سال بزرگ شدهام؛ هم به لحاظ روحي و هم به لحاظ بازي. به نظرم وقتي كارگردان با تو همراه باشد تو با دل و جان حاضري هر كاري بكني. يك روزي يادم ميآيد من اينقدر به خاطر اتفاقاتي كه در اين سريا ل برايم رخ داد درد داشتم كه از پله نميتوانستم بالا بروم. آقاي بهراميان براي اين كه من متوجه نشوم همه اين پلهها را با من بالا آمد و برايم يك خاطرهاي تعريف كرد. فقط به خاطر اين كه دردم را متوجه نشوم و درگير خاطره بشوم. اين رابطه روي آدم اثر خوبي ميگذارد.
خيلي مهم است كه كارگردان با بازيگرش همراه باشد. در يك فيلمي من اصلا درباره نقشم توجيه نبودم. فقط ديالوگ ميگفتم. نتيجهاش هم خيلي بد بود.
پس يكي از تجربههاي شما اين است كه در فيلمهاي برخي از كارگردانها اصلا بازي نكنيد. درست است؟
من نميتوانم دستهبندي كنم كه با اينها كار ميكنم و با اين گروه كار نميكنم. ما بازيگر هستيم و بايد بازي كنيم، اما من فهميدهام كه در هر شرايطي بايد چه طور كار كنم. يك وقتهايي مثل سريال سقوط يك فرشته با تمام وجود كار ميكنم. يك وقتهايي هم وقتي ميبينم فيلم بيارزش است راحتتر از كنارش ميگذرم و خودم را درگير نميكنم.
نميتوانيد دور اين جور كارها خط بكشيد؟
نه. چون روز اولي كه قرارداد ميبندي نميداني فردا يا ماه بعدش چه اتفاقي ميافتد. بعضي وقتها روز اول خوب است. وعدههاي خوبي هم ميدهند، اما بعدا همه چيز به هم ميريزد. به نظرم سينما مثل يك اركستر سمفونيك بزرگ است كه همه بايد سر جايشان درست كار كنند. وقتي اين اتفاق بيفتد همه چيز ديده ميشود، اما اگر يك جاي كار بلنگد همه چيز خراب ميشود.
ظاهرا در اين سريال اركستر سمفونيك خيلي خوب كارش را انجام داده است!
بله. در اين سريال بچهها همه با هم دوست هستند. اگر دوست نبودند نميتوانستيم روزي 20 ساعت كار كنيم.
وضعيت سفيد ؛ سريال حميد نعمت الله با موضوع موشكباران تهران
يكشنبه شب 3 مهر ماه ساعت 20 و 45 دقيقه اولين قسمت از سريال نخست حميد نعمتالله روانه آنتن شبكه سوم سيما ميشود. وضعيت سفيد عنوان سريالي است كه حميد نعمتالله 3 سال زمان براي ساختش صرف كرده است؛ سريالي كه براي اولين بار موضوع موشكباران تهران را در دهه 60 دستمايه كار قرار داده است.
به اين اولينها يك اولين ديگر را هم بايد اضافه كنيم. وضعيت سفيد اولين سريال «الفويژه» است كه به صورت شبانه و نه هفتگي روانه آنتن ميشود
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
افسانه بايگان، ابوالفضل پورعرب، ليندا كياني، پوراندخت مهيمن، اميرحسين
رستمي و سيدجواد هاشمي از جمله بازيگراني هستند كه در اين سريال جلوي دوربين رفتهاند.
حميد نعمتالله 2 فيلم سينمايي موفق و پرمخاطب «بوتيك» و «بيپولي» و چند تلهفيلم
را در كارنامه دارد. او اين بار با يك سريال به ميدان رقابت آمده تا بختش را در
اين حوزه بيازمايد.
تصوير شهر و جنگ در نخستين سريال نعمتالله
وضعيت سفيد به 2 عنصر «شهر» و «جنگ» توجه ويژهاي دارد. هسته اصلي داستان اين سريال، موشكباران تهران است.
قصه وضعيت سفيد در بستر يك رخداد جنگي به نام موشكباران ميگذرد، يعني مقطعي كه شهر به منطقه جنگي تبديل شده و نميتوان شهر و مناطق جنگي را از همديگر تفكيك كرد.
وضعيت سفيد، داستان خانوادهاي پرجمعيت در زمان جنگ را روايت ميكند. هنگام شروع موشكباران تهران در زمستان 1366، اعضاي اين خانواده كه تقريبا همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند براي دوري از حملات دشمن ساكن باغ مادرشان در روستايي واقع در حومه تهران ميشوند.
مدرسه اصلي اين روستا تبديل به محل اسكان بخشي از مردم جنگزده شده است.
استقرار اين خانواده در باغ و همجواري آنها با مردم روستا كه در اوج همدلي به سر ميبرند، حوادث گوناگوني را براي خانواده رقم ميزند و باعث درك آنها از مشكلات يكديگر و ريشههاي بياهميت اختلافاتشان ميشود. آنها طي اين ماجراها درمييابند كه استعداد كمك و ياري به يكديگر را دارند و
....
مرور دوران خاطرهانگيز
بينندگان تلويزيون ميتوانند از شنبه تا چهارشنبه با سريال وضعيت سفيد همراه شوند. روزهاي جمعه هم خلاصهاي از 5 قسمت گذشته پخش ميشود.
سراغ محمدرضا شفيعي، تهيهكننده سريال رفتيم و نظرش را درباره زمان پخش كار جويا شديم.
او زمان پخش پاييز را مناسب ميداند و ميگويد: ما خودمان هم اصرار داشتيم كه سريال همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس روانه آنتن شود. معتقدم شيوه پخش شبانه هم انتخاب درستي بوده است. وضعيت سفيد براي سازمان صدا و سيما يك كار پرهزينه و زمان بر بوده است. تهيه اين سريال با احتساب مراحل پيش توليدش مجموعا 3 سال زمان برده است.اين سريال بيشتر شخصيت محور است و ميتواند به صورت شبانه پخش شود. تعليق داستاني سريال ما از نوع تعليق سريال ستايش نيست. بنابراين پخش شبانه لطمهاي به كار نميزند
مدير شبكه سوم سيما جسارت به خرج داده و اجازه دادوضعيت سفيد شبانه روانه آنتن شود. اگر ميخواستند به جنبه صنعتي كار توجه كنند به نفعشان بود كه اين سريال هفتگي پخش شود و به مدت يك سال روي آنتن باشد
شفيعي به مولفههاي متعددي كه باعث جذابيت يك سريال ميشوند اشاره ميكند و ميگويد: بازيگرهاي سوپر استار، دكورهاي عظيم، درام و قصه و... ميتوانند جذابيت يك سريال را بيشتر كنند. درباره سريال وضعيت سفيد، شخصيتهاي جذاب و متنوع و خاطرهانگيز بودن مضمون، 2 نكته جذاب كار هستند. همه تهرانيها مقطع تلخ موشكباران تهران را لمس كردهاند. ما سعي كردهايم حسي نزديك به واقعيت براي مخاطبان ايجاد كنيم. بيش از 20 سال از آن زمان ميگذرد. در اين سريال وسايل صحنه و برخوردهاي مردم شبيه به آن زمان بازسازي شده است.
هيچ نمايي از خاكريز نميبينيم
از اين تهيهكننده ميپرسم كه براي بازسازي زمان گذشته چه اقداماتي صورت گرفته است. او پاسخ ميدهد: خيلي از فضاها را مجبور شديم دكور بزنيم. برخي از وسايل قديمي صحنه را عوامل سريال گشتند و پيدا كردند. به عنوان مثال ما برخي وسايل مدرسههاي جنگزده را پيدا كرديم. يعني جزئياتي مثل كتاب، قلم، دفتر، اسباببازي بچهها، لباسهاي آن زمان و.
.. .
در سريال وضعيت سفيد، روي اين چيزها خيلي دقت شده است. لوكيشن اصلي سريال يك باغ است و 50 تا 60 درصد داخل باغ فيلمبرداري شده و با اين كه كار جنگي است اما هيچ نمايي از خاكريز نميبينيم. بيشتر تهران دهه 60 را ميبينيم و رفت و آمد آدمها به جبهه و كمكرسانيهايي كه به جبهه ميشود.
اولين سريال با موضوع موشكباران تهران
در كارهاي حميد نعمتالله بايد به 2 عنصر شاخص فيلمنامه و بازيگري اشاره كنيم. يادمان نرود كه محمدرضا گلزار بهترين بازياش را در فيلم بوتيك ارائه كرد. حامد بهداد هم براي اولين بار در اين فيلم ديده شد.
شفيعي درباره بازيهاي سريال جديد نعمتالله ميگويد: براي بازيگران اين سريال اتفاقات ويژهاي افتاده است. اين كارگردان در كارهايش بازيگران جديدي را معرفي ميكند يا كاري ميكند كه بازيگران اصلي بيشتر ديده شوند.
سريال وضعيت سفيد براي اولين بار دست روي موضوع خاصي گذاشته است. موشكباران تهران در چند فيلم محدود دستمايه كار قرار گرفته است. درباره خرمشهر و شهرهاي جنگزده، زياد سريال ساخته شده است، اما تا به حال سريالي كه تهران را در دوران موشكباران نشان بدهد، نداشتهايم، اگر هم بوده در حد چند سكانس به اين مساله پرداخته شده است.
در سريالهايي كه زمان تصويربرداري شان طولاني است، معمولا اتفاقات خاصي هم ميافتد.
گفتوگو با شهاب عباسي كارگردان ، بازيگر و نويسنده مجموعه طنز خنده بازار
ميخواستيم جسورانه تر شوخي كنيم

هر سال در آنتن ماه رمضان رقابت اصلي بين سريالهاي داستاني شكل ميگيرد. اما امسال يك مجموعه به نام خندهبازار وارد اين رقابت شد و توانست از برخي سريالها هم در جذب مخاطب جلو بزند.
بعد از طنزهاي آيتمي همچون ساعت خوش، قطار ابدي، هفتاد و هفت و جدي نگيريم تا مدتي ساخت اين گونه طنزها به دست فراموشي سپرده شد. خندهبازار با زندهكردن گونه آيتمسازي به طنزپردازان فعلي شيوه ديگري از ساخت كارهاي طنز را يادآوري كرد.
بخشي از محبوبيت خندهبازار به شباهت بسيار زياد شخصيتها با تيپهاي واقعيشان برميگردد. شهاب عباسي كارگردان در اين باره ميگويد: گريم ما فوقالعاده بود. شهرام خلج پنجههاي جادويي دارد. ما اگر شهرام را نداشتيم اصلا به اينجا نميرسيديم.
علاوه بر اين سري دوم خندهبازار نسبت به سري اولش به لحاظ متن و تنوع مضامين پيشرفت خوبي نشان ميداد. شهاب عباسي در اين مجموعه، هم كارگرداني كار را به عهده داشت و هم خودش جلوي دوربين بازي كرد. او يكي از اعضاي تيم نويسندگي هم بود.
ارث شيرين، مشكلات يك مرد محترم، تعطيلات پردردسر، ماه عسل و خوابفروش تعدادي از تلهفيلمهايي هستند كه شهاب عباسي كارگرداني آنها را عهده داشته است. او مدرك كارشناسي نقاشي دارد و به گفته خودش با مهران غفوريان، جواد رضويان و حسين رفيعي در دانشگاه همكلاس بوده است.
در سريالهاي زير آسمان شهر و كوچه اقاقيا نيز شهاب عباسي با فيلمنامهنويسان به عنوان يك نويسنده همكاري داشت.
با اين كارگردان، بازيگر و نويسنده به بهانه پخش موفقيتآميز خندهبازار به گفتوگو نشستيم.
مجموعه آيتمي ساعت خوش به لطف حضور بازيگران محبوبش گل كرد. اما در مجموعه شما از بازيگران مطرح و ستاره خبري نيست. قصد نداريد از اين بازيگران كمك بگيريد تا كارتان بيشتر ديده شود؟
اين اتفاق چند تا دليل عمده دارد. بودجهاي كه ما در اختيار داشتيم خيلي محدود بود. ما خندهبازار را با يك بودجه كم ساختيم. دستمزد 4 تا بازيگر يك سريال با كل بودجه ما برابري ميكند. من چند بار سبك سنگين كردم كه بازيگران ستاره را بياورم. با چند تا از بازيگران ساعت خوش تماس گرفتم. اما ارقامي كه آنها ميخواستند زياد بود و در توان مالي برنامه ما نبود. نكته دوم اين بود كه بازيگران تمايلي به حضور در كارهاي آيتمي نداشتند. بازيگران وقتي ميفهميدند ما داريم آيتم ميسازيم دلسرد ميشدند. دليل اين بيانگيزگي به اين اتفاق برميگردد كه در سالهاي قبل آيتمسازي به ابتذال كشيده شد.
ما تصميم گرفتيم سراغ بچههاي قديمي برويم يا بازيگران جديدي كه استعداد دارند. تركيبش همين بازيگراني شد كه شما ميبينيد. ميخواستيم يك كار زيربنايي بكنيم. يعني خودمان بازيگر بسازيم. خوشبختانه نصف گروه ما استعداد بازيگر خوب شدن را دارند.
به بيرغبتي بازيگران نسبت به كارهاي آيتمي اشاره كرديد. اما اگر بخواهيم نيمه پر ليوان را ببينيم بايد به مزيتهاي آيتمسازي هم اشاره كنيم. آيتمها در كوتاهترين زمان مخاطب را درگير ميكنند و به خاطر تنوعشان ميتوانند طيف بيشتري از مردم را به طرف خودشان بكشانند. در اين خصوص چه نظري داريد؟
شكي نيست كه آيتم يكي از سختترين و تاثيرگذارترين گونههاي تلويزيوني است. قبل از انقلاب هم كار آيتمي در تلويزيون شده است. هيچكس نميتواند قدرت اينگونه نمايشي را منكر بشود.
الان در آموزشگاههاي بازيگري يكي از اصول بازيگري كار روي بداهه است. ما در آيتمسازي داريم روي آيتم بازيگران كار ميكنيم. هر كسي خلاقيت بيشتري داشته باشد برنده است. بازيگران بزرگ ميدانند كه اساس كار آيتم روي بداهه بنا شده است. به نظر من سوءاستفادههايي كه شد، به نگرش مردم درباره آيتمسازي ضربه زد. افرادي وارد اين كار شدند كه متخصص نبودند. وگرنه آيتم هميشه يكي از گونههاي محبوب بوده است. بعد از ما هم اگر گروه ديگري اين روند را ادامه بدهند، باز هم مردم استقبال ميكنند.
به مشكلات ساخت آيتم اشاره كرديد. آيا براي شما راحتتر است كه برويد سريال بسازيد؟
صد در صد. شك نكنيد. من اگر بخواهم سريال بسازم همه سكانسها را رج ميزنم. اما در زمان ضبط خندهبازار هر روز همه عواملمان ميآمدند.
بيشتر از 2 ماه ضبط ما طول كشيد. آيتم اينطوري نيست كه بازيگر بازي كند و برود. بازيگر در چند تيپ گريم ميشد و چندتا آيتم بازي ميكرد.كار خيلي فرسايشي بود. از تمام ذرات وجودمان كار كشيديم.
رجزدن ما به اين شكل بود كه در يك روز بيشتر آيتم 90 درصد ميگرفتيم. در يك روز 4 تا آيتم افتتاحيه ميگرفتيم و 4 تا آيتم بيمارستان. در سريالسازي كارگردان ميتواند وارد خانه بشود و نصف سكانسهاي كل سريال را در داخل يك خانه ضبط كند. من تلهفيلم هم ساختهام. بنابراين كار غيرآيتمي را تجربه كردهام و ميدانم كه راحتتر است.
خندهبازار به واسطه شوخيهايش با برنامههاي تلويزيوني به محبوبيت رسيد. شما در ادامه كار همان مسير را ادامه داديد. فكر نميكنيد به لحاظ مضموني كه داريد دست خودتان را ميبنديد؛ يعني از يك طرف نشان ميدهيد كه برنامهسازان تلويزيون انتقادپذير هستند، اما از آن طرف به خيلي موضوعات ديگر خارج از حوزه تلويزيون نميپردازيد؟
شبكه به ما چنين دستوري داده بود. بايد قبول كرد كه سادهترين و بيدردسرترين راه كمديسازي همين بود. ما به سراغ هيچ كس ديگري جز خودمان نميتوانستيم برويم. واكنشها بشدت شديد بود. شما ديديد كه در ماه رمضان امسال چه اتفاقاتي افتاد. برخي از دوستان ناراحت شدند.
عباسي: ما داريم روي توانايي بازيگران كار ميكنيم. هر كسي خلاقيت بيشتري داشته باشد برنده است. بازيگران بزرگ ميدانند كه اساس كار هر بخش روي بداهه بنا شده است
ما با ترس به سراغ آيتمهاي پزشكي رفتيم. من خيلي از مضمونها را عوض كردم. ما نتوانستيم اشاره كنيم كه در برخي بيمارستانها پول و زيرميزي ميگيرند. هيچكس نميتواند منكر اين قضيه بشود. در برخي بيمارستانها راه ميرويد از شما پول ميگيرند. بخصوص وقتي كه بچهاي به دنيا آمده باشد. به اين واقعيتها نميشود اشاره كرد. ما مجبور بوديم كه با خود تلويزيون شوخي كنيم.
البته به برخي موضوعات هم گريز ميزديم. با مديران سياسي شوخي كرديم. اما عمده شوخيهاي ما با برنامههاي تلويزيون بود. چارهاي جز اين نداشتيم.
فكر ميكنم كمترين واكنش را هم از سمت خود برنامهسازان تلويزيون داشتيد. درست است؟
بله. از تلويزيونيها هيچكس به ما اعتراض نكرد. شخص آقاي ضرغامي خيلي از ما حمايت كردند. آقاي پورمحمدي مدير شبكه 3 پاي كارهاي ما ايستادند. ما كاملا با مشورت آنها جلو رفتيم. كاري را سرخود انجام نداديم. كوچكترين اشتباه باعث به وجود آمدن بزرگترين مشكلات ميشد.
در انتخاب مضمونهايتان به رفتار اجتماعي مردم خيلي توجهي نداريد و بيشتر به سمت عملكرد و اخلاقيات مسوولان و مديران ميرويد. چرا؟
ما فكر كرديم اين نوع نگرش در ساير كارها هست. ما ميخواستيم جسورانهتر رفتار كنيم. سعي كرديم به سراغ سوژههاي آپارتماننشيني و ازدواج نرويم. مهران مديري، سروش صحت و برنامه راديويي جمعه ايراني درباره اين چيزها طنز ساختهاند.
ما بايد به سطوح مديريتي ميپرداختيم. هيچكس تا به حال با پليس بزرگراه شوخي نكرده بود. ما تا اينجا جلو رفتيم. يك سري چيزها به ذهنمان ميرسيد كه كار را بامزهتر ميكرد، اما نميتوانستيم جلوتر برويم. هميشه به ما گفتهاند كه پليس لبخند بر لب دارد و مردم را راهنمايي ميكند. اما برخي وقتها اين طوري نيست. ميبينيم پليسها حوصله ندارند.
اما افرادي كه به شما اعتراض كردند نظرشان دقيقا برعكس بود. مثلا علي دايي گفت اگر جرات دارند با مديران سياسي شوخي كنند.
ما شوخيهاي سياسي خيلي زياد داشتيم. در آيتمهاي سونا و جكوزي و ميزگرد مديران خيلي حرف زده شد. مادر من چند بار زنگ زد و گفت داريد خيلي تند ميرويد! ميز گفتوگو با سران يكي از آيتمهاي خوبمان بود. من فكر نميكنم كسي قبل از ما به اين شدت با سياسيها شوخي كرده باشد.
هنگام نگارش متن تقسيم وظايفتان به چه صورت بود؟
آرش قادري سرپرستي نويسندگان را به عهده داشت. خوشبختانه جلسات هماهنگي زيادي گذاشتيم. با اين حال به 60 درصد چيزي كه ميخواستيم رسيديم. يك جاهايي خط قرمز را رد ميكرديم. چون قبل از ما طنز اين طوري ساخته نشده بود كارمان سخت بود. الگويي نداشتيم كه به آن مراجعه كنيم. ما مدام دست به عصا راه ميرفتيم. آرش به شوخي ميگفت اگر مينيبوس آمد فرار كنيم. فكر ميكرديم يك ميني بوس ميآيد و ما را با خودش ميبرد!
ما متنها را كارگاهي كار ميكرديم. هر كسي يك نظري ميداد. راي گيري ميكرديم و بهترين پيشنهاد را اجرا ميكرديم. كلاس انشا را خودم پيشنهاد دادم و خودم هم نوشتم. حجم كار كه زياد ميشد ديگران هم كمك ميكردند.
در اجراي سري سوم خندهبازار چقدر به بازخوردها توجه ميكنيد؟
ما همچنان مطيع شبكه هستيم. فقط دستورات ابلاغ شده را ميتوانيم اجرا كنيم.
حتما ميدانيد كه در اين مدت بازار شايعات خيلي داغ بود. مثلا گفتند 90 درصد ديگر پخش نميشود و... اين شايعات چقدر صحت داشت؟
هيچ. آقاي پورمحمدي جزو مديراني هستند كه يا قول نميدهند يا اگر قولي بدهند تا آخرش هستند. 90 درصد و هشت جزو آيتمهايي بود كه خيلي طرفدار داشت. ما همهاش را پخش كرديم. اين آيتمها را مخاطب عام هم دوست داشت.
در برنامهتان يك سري آيتمهاي ثابت داشتيد. مثل كلاس انشا، پليس بزرگراه، بيمارستان و... اين آيتمها هر بار با موضوعي جديد اجرا ميشدند، اما كمتر سراغ شوخيهاي پراكنده رفتيد. چرا؟
شيوه كارمان اين طوري بود كه اگر سراغ موضوع جديدي ميرفتيم در تعداد بالا تهيه ميكرديم. مثلا كلاس انشا را در 10 قسمت ساختيم. با آقاي خسرو معتضد شوخي كرديم كه به خاطر مخالفتها فقط يك قسمتش پخش شد. جزو آيتمهاي خيلي بامزهمان بود.
چرا كمتر به سراغ شوخيهاي تصويري رفتيد و بيشتر به شوخيهاي كلامي تاكيد داشتيد؟ مثلا در آيتم كلاس انشا فقط دستي كه به سر دانشآموز ميخورد تصويري بود و بقيهاش را ميشد از راديو هم اجرا كرد.
من خيلي دوست دارم همه شوخيهايم تصويري باشد. اما فرهنگ شوخي در ايران كلامي است. ما ايرانيها در جمع خودمان خاطره تعريف ميكنيم، لطيفه ميگوييم و... بايد يك زماني بگذرد تا سليقه مردم عوض شود.
انگليسيها به كمدي موقعيت بيشتر علاقه دارند. مثل كمديهايي كه مستر بين آن را اجرا ميكند. ما طرحهايي داشتيم كه براساس كمدي موقعيت بود، اما مردم استقبال نكردند. مردم دوست دارند در برنامه هشت فراستي چند تا شوخي با مهمانش بكند. به لحن گفتنش هم ميخندند. البته من خودم اين جور شوخي را دوست ندارم. ابزار تلويزيون براي ديدن است نه شنيدن. بايد از تلويزيون كار بكشيد.
مقاله ی تصویری در باره مدل آرایش صورت
در این پست جدیدترین مدل آرایش چشم , آرایش صورت مجلسی و زنانه رو ملاحظه می کنید
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۹۳
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
عکس مدل آرایش صورت مجلسی , مدل آرایش چشم و ابرو ۲۰۱۴
* 3-5 بامداد : ریه
بیدار شدن در این ساعت صبح بسیار مفید است. میزان ازن در هوا نسبت به ساعات دیگر بیشتر است. ورزش های هوازی، در این ساعت به فرد انرژی بیشتری می بخشد. مبتلایان به آسم در صورتی که در این ساعت بخوابند، دچار تنگی نفس می شوند.
* 5-7 بامداد : روده بزرگ
بیدار شدن در این ساعت روز ناراحتی یبوست را برطرف می کند. حمام آب سرد در این زمان ناراحتی اعصاب را برطرف می کند.
* 7-9 : معده
صبحانه را کامل میل کنید تا مشکلی پیش نیاید.
* 9-11 : طحال
آب را نباید بین این ساعات مصرف کنید. رعایت نکردن این امر باعث افزایش دمای بدن، خستگی و مشکل هاضمه می شود. مبتلایان به قندخون نیز دچار تپش قلب، خواب آلودگی و ... خواهند شد.
* 11-13 : قلب
تنها آب مصرف کنید، از کار سخت و خواب پرهیز شود زیرا احتمال حمله قلبی وجود دارد. اغلب پزشکان بیمارستان ها در این ساعت از روز که احتمال حمله قلبی در بیماران قلبی و دیابتی بالاست، در حالت آماده باش قرار دارند.
* 13-15 : روده کوچک
پس از اتمام ناهار، استراحت بیش از 5 دقیقه می تواند مضر باشد.
* 15-17 : مثانه
زمان مناسب برای مصرف مایعات است.
* 17-19 : زمان استراحت است
از کار دست بکشید تا دچار از کار افتادن کلیه و عفونت ادراری نشوید.
* 19-21 : دیواره قلب
پس از این ساعت شام نخورید تا دچار تپش قلب یا درد قفسه سینه نشوید.
* 21-23 :
زمان استراحت و خواب است.
* 23 تا یک بامداد : کیسه صفرا
برای این که انرژی کافی به دست بیاورید در این ساعت بخوابید.
* 1 تا 3 بامداد : کبد
این ساعت خواب عمیق است و گرنه دچار مشکل دید و ناراحتی جسمی می شوید.

عکس رادیولوژی که قیچی جراحی 17 سانتی متری را در شکم پت اسکینر 69 ساله در 20 آوریل سال 2004 در سیدنی استرالیا نشان می دهد. خانم اسکینر در ماه می سال 2001 در بیمارستان سنت جورج سیدنی تحت عمل جراحی قرار گرفت اما پس از عمل هنوز از درد شدید شکم رنج می برد و 18 ماه بعد با اصرار وی برای گرفتن عکس رادیولوژی، پزشکان از وجود قیچی در شکم وی آگاه شدند.

این عکس که در 24 آوریل سال 2009 منتشر شد جمجمه چن لیو را نشان می دهد که جسدش در یکم نوامبر سال 2009 در جنوب سیدنی پیدا شد. جسد وی که هدف شلیک تفنگ میخی قرار گرفته بود، در زمان کشف به شدت تجزیه شده بود.

در این تصویر دکتر عکس رادیولوژی از بطری در شکم محمد یوسف در هفتم ژوئن سال 2007 را نشان می دهد. سارقان در مواجهه با یوسف 30 ساله، زمانیکه با مقاومت وی روبرو می شوند بطری را از مقعد وارد بدن وی می کنند.

این تصویر که توسط ریاست مرکز کیفری السالوادور تهیه شده، متعلق به یکی از چهار زندانی یکی از زندان های این منطقه با حداکثر امنیت است. این عکس تلفن همراه را در روده هر چهار زندانی این زندان نشان می دهد.

در این عکس به روز شده، تصویر از زن چینی 29 ساله ای به نام لو کویفن گرفته شده که سوزن های درون بدن وی را به نمایش گذاشته است. جراحان چینی قصد دارند 23 سوزنی که توسط پدربزرگ و مادربزرگ لو زیر پوست وی گنجانده شده را خارج کنند. به گفته مسئولان بیمارستان، این سوزن ها با هدف کشتن لو در بدن وی فرو شده تا شاید یک نوزاد پسر جایگزین او شود.

خواص تغذیه ای و دارویی شیر نارگیل عبارتند از:
دارای مواد مغذی است
شیر نارگیل حاوی مقادیر بسیاری ویتامین، مواد معدنی و الکترولیت شامل پتاسیم، کلسیم و کلرید است.
دارای چربی های اشباع شده است
چربی های اشباع شده در شیر نارگیل از اسیدهای چرب زنجیره متوسط و کوتاه تشکیل شده که بدن، خیلی سریع آن ها را به جای ذخیره کردن به عنوان چربی، به انرژی تبدیل می کند. از این رو با این که این نوشیدنی سرشار از چربی های اشباع شده است به کاهش وزن کمک می کند.
دارای اسید لوریک است
نیمی از اسیدهای چرب با طول زنجیره متوسط در شیر نارگیل از اسید لوریک تشکیل شده که ضد ویروس، ضد باکتری، ضد میکروب و ضد قارچ هستند. شیر نارگیل موجب تقویت سیستم ایمنی بدن نیز می شود.
تسکین دهنده بسیاری از دردها است
شیر نارگیل نشانه های بسیاری از بیماری ها از جمله گلودرد و زخم معده را تسکین می دهد.
برای مراقبت از پوست و مو به کار می رود
از شیر نارگیل در بسیاری از محصولات مراقبت از پوست و مو به عنوان مرطوب کننده و درمان کننده پوست های خشک و نیز دانه های پوستی استفاده می شود.

.:: This Template By : web93.ir ::.