


1- غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگران
یکی
از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت
می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در
میهمانی ها حاضر میشوند عملاً حرفی جز غیبت کردن درمورد دیگران ندارند و با
هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در
حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد
بپردازند.
2- عدم رعایت حق عابرین پیاده
در
اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط
برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن
عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ کردن مسائل ایمنی و حق
تقدم با بی رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود
ادامه میدهند.
3- حفظ نشانه های نو بودن کالا
همسایه
تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب
شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و
حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان
وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی
موبایل جدیدش را جدا نکرده!
4- تنبلی و از زیر کار در رفتن
متوسط
ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی دقیقه میباشد که دلیل آن
نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر
باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین آمدن کارایی و بهره وری و در کل کاهش
پیشرفت ملی خواهد شد.
در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه
باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیتهایش
شانه خالی کند و کم کاری را استراتژی اصلیش بداند و در عین حال حقوق و
مزایایش را بصورت تمام و کمال دریافت نماید.
کارمندان هیچ تلاشی در
راستای بالابردن کیفیت و راندمان شرکت انجام نداده و در عین حال انتظار
بالا رفتن درآمد خود را دارند. به ارباب رجوع کمتر احترام گذارده میشود و
طلب کارانه با وی برخورد میشود.
5- تجمل گرایی و مصرفی شدن
امروزه
شاهد آن هستیم که جامعه با سرعتی باور نکردنی به سوی مصرفی شدن در حال
حرکت است. افراد بجای سرمایه گذاری پول خود در مکان مناسب و برای تولید
بیشتر و اشتغال زایی ملی، ترجیح میدهند با خرید اتومبیلهای گران و کالاهای
لوکس مصرفی ظاهری معقول کسب نموده و اعتبار خود را در بین اطرافیانشان بالا
ببرند.
چشم و هم چشمی های فراوان، گرفتار وامها و قرضهای سنگین
شدن و استرس از جمله پیامدهای این مسئله است. اکثر مردم خوشبختی را در
تجملات و برتری مالی می دانند و بین نیازها و خواسته هایشان تمایزی قائل
نمی شوند. مسابقات و رالی خرید امری ناپسند ولی متداول در جامعه ایرانی
است.
6- فقدان فرهنگ تشکر و احترام
از کوچه و
خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن
جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا
می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم.
بجای آن فضای زیرآب
زنی، استفاده از الفاظ ناشایست، بی حرمتی به افراد مسن، به سخره گرفتن
افراد، بالا بردن تن صدا،... امری متداول شده است. مردم باید بیاموزند
احترام به دیگران، احترام به هویت ملی یک کشور محسوب میشود. اگر افراد یک
مملکت به یکدیگر احترام نگذارند چگونه میتوانند انتظار کسب احترام از
ملتهای دیگر را داشته باشند؟!
7- عدم رعایت نظافت شخصی و شهری
احتیاج
به توضیح ندارد که متاسفانه نظافت شخصی و اجتماعی از طرف برخی افراد جامعه
رعایت نمیگردد. از طرز لباس پوشیدن تا بوی بدن و دهان و آرایش موها گرفته
تا ریختن زباله در محیطهای شهری و تفریحی.
8- درگیری در صف و نوبت
صف
ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی،
درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. حفظ
نظم و ترتیب در صف نشان دهنده بالا بودن رتبه اجتماعی و فرهنگ کسانی است که
در صف حضور دارند.
متاسفانه شاهد آن هستیم که در برخی امور مذهبی
و خیریه مانند سرو غذای نذری نیز چنین بی نظمی ها و زد و خوردهایی بوجود
می آیند. احتمالاً باید برخورد کرده باشید در مجالس عروسی گاهی زمان سرو
شام جمعیت با چه سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند!
9- پرورش اندام برای رعب و ترس
شاید
دیده باشید پسرانی که با اندامهای پرورش یافته و عضلانی درحالی که بازو و
سینه های خود را در معرض نمایش گذاشته اند با چهره ای مهاجم و آماده درگیری
در همه جا پرسه می زنند! آنها با نگاه خود اطرافیانشان را به مبارزه می
طلبند!
چه نکوهیده است زمانی که برخی افراد انگیزه های اصلی ورزش و
تناسب را فراموش کرده و صرفاً برای عرض اندام، قلدری و جلب توجه در سطح
جامعه اقدام به حجیم کردن عضلات خود می کنند.
10- اسراف، اسراف، اسراف!
اسراف
یعنی زیاده روی در مصرف، بیهوده مصرف کردن، بیش از نیاز مصرف کردن، مصرف
کنترل نشده، دور ریختن چیزی که میتوان از آن استفاده کرد. کافیست با
محاسباتی ابتدایی متوجه شوید که میزان اسرافی که در کشور به عناوین مختلف
همه روز در حال انجام است اگر جلوگیری می شد، چه میزان در صرفه جویی
خانوادگی و ملی اثر می گذاشت و مشکلات چه تعداد از مردم حل می شد.
با سلام یکی از کاربران پرتال خبری ایران ویج زیر یکی از مطالب که در
مورد قطع شدن ایمیل بود نظری دادن که واقعا بد نیست به همین خاطر گفتیم با
شما عزیزان هم این روش جدید ۲۰۱۲ ما قبل تاریخ را بگیم که شما هم از قافله
عقب نمانید و از شما عزیزان انتظار داریم این موضوع را اطلاع رسانی کنید با
تشکر
تهران
در میان استانهای کشور بیشترین آمار را از نظر معاینات و انجام سقط جنین
به خود اختصاص داده است به نحوی که در سال 88 تعداد آمار معاینات تهران 715
و در سال 89 این آمار عدد 845 را نشان می دهد.

حکم اعدام مردی که با ربودن دختری جوان او را مورد تعرض قرار داده بود، توسط قضات دیوانعالی کشور تایید شد.
این متهم در پی شکایت دختری جوان به نام «کبری» دستگیر شد. کبری روز هفتم خرداد سال 83 نزد ماموران پلیس رفت و در حالیکه بسیار مضطرب و پریشان بود و گریه میکرد به ماموران گفت جوانی شرور به نام «علی» به وی تجاوز کرده است. این دختر ماجرا را چنین شرح داد: «ساعت هفت صبح از خانهمان خارج شدم تا به منزل خواهرم در خیابان مصطفی خمینی بروم. او از قبل میدانست صبح به آنجا خواهم رفت و منتظرم بود، همینکه وارد کوچه محل سکونت خواهرم شدم، دیدم علی که از افراد شرور آن محله است جلو در خانهاش نشسته است، سعی کردم بدون اینکه جلب توجه کنم سریع از مقابلش رد شوم اما او دنبالم آمد و ناگهان چاقوی بزرگی را زیر گلویم گذاشت و تهدید کرد که اگر بخواهم داد و فریاد راه بیندازم من را میزند. در آن لحظه هیچکس در کوچه نبود و نمیتوانستم کمک بخواهم. علی به زور من را به داخل خانه کشاند و به زیرزمین برد. در آنجا هرچه گریه کردم، فایدهای نداشت و او آزادم نکرد و چند دقیقه بعد با حمله به من، مرتکب تجاوز شد.»
این دختر در ادامه شکایت خود گفت: «در حالیکه در زیرزمین خانه محبوس بودم و نمیدانستم چه بلایی سرم خواهد آمد، در یکبار دیگر باز شد و این بار علی به همراه یکی از دوستانش که او را هم از قبل دیده بودم و میدانستم از اراذل و اوباش است، داخل آمدند. این بار دوست علی میخواست به من تعرض کند اما خیلی خواهش و التماس کردم و او از این کار منصرف شد و اجازه داد از خانه بیرون بروم.»
کبری بعد از تشکیل پرونده مقدماتی به پزشکی قانونی معرفی شد و متخصصان این سازمان تعرض به وی را تایید کردند. به این ترتیب تجسسها برای جمعآوری مدارک علیه علی و دستگیری او آغاز شد. ماموران با بررسیهای نامحسوس فهمیدند، علی از مجرمان سابقهداری است که بیشتر اتهاماتش ایجاد مزاحمت برای دختران جوان است. از سوی دیگر، فاش شد او از اشراری است که اهالی محل از دستش به ستوه آمدهاند با این وجود وی خانه مجردیاش را به پاتوقی برای تبهکاری تبدیل کرده است. اینگونه بود که عملیات دستگیری متهم طرحریزی شد و او روز 19 شهریور همان سال در یک باشگاه ورزشی بازداشت شد. علی در بازجوییهای اولیه به تعرض به کبری اقرار و دوستش را نیز به پلیس معرفی کرد. ماموران در ادامه همدست علی را دستگیر کردند. وی گفت: «علی به کبری تعرض کرد ولی من دلم برای آن دختر سوخت و کاری با او نداشتم و بیگناه هستم.»
سرانجام پرونده در اختیار شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی ساعی قرار گرفت. در این جلسه دختر جوان همان اظهارات اولیهاش را تکرار کرد و گفت، خواستار مجازات متهم است. علی نیز ادعای بیگناهی کرد. در نهایت هیات قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند و با توجه به دلایل و مدارک موجود علی را گناهکار شناختند و در رای خود نوشتند این متهم به دلیل آدمربایی به 10 سال حبس و به دلیل تجاوز به عنف به اعدام محکوم میشود. بعد از آن پرونده با اعتراض علی در اختیار قضات شعبه ششم دیوانعالی کشور قرار گرفت و آنها بعد از بررسی مدارک دیروز اعلام کردند، رای صادره قانونی و قابل اجراست. به این ترتیب علی یک گام دیگر به مرگ نزدیک شد.
.:: This Template By : web93.ir ::.