
به گزارش «24»، در لیستی از صد هنرمند بانفوذ جهان، نام آی ویوی، نقاش و مجسمه ساز چینی در رأس قرار گرفته است. در لیست تازهای که از سوی مجله هنری آرت ریویو منتشر شده، آی ویوی در صدر ۱۰۰ هنرمند بانفوذ در سراسر جهان قرار گرفته است.
به گزارش بی بی سی، داوران مجله آرت ریویو هنرمند چینی را هم به خاطر آفرینش هنری و هم به خاطر فعالیت سیاسی او، بانفوذترین هنرمند دوران معاصر اعلام کردند.
در بیانه آرت ریویو آمده است: «فعالیتهای آقای ویوی نشان میدهد که تأثیر و نفوذ هنرمندان میتواند از چهاردیواری یک گالری یا موزه بسی فراتر رود... او نشان میدهد که چه امکاناتی فرا روی هنرمندان وجود دارد و آنها چگونه میتوانند صدای خود را بلند کنند. در کشوری که با یکی از قدرتمندترین نظامهای پلیسی جهان اداره میشود، آی ویوی موفق شده است صدای خود را به گوش جهانیان برساند.»
سالروز ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر بر تمام دختران ایران زمین مبارک
در زیر مجموعه ای از پیامک های ویژه روز دختر را برای شما آماده کردیم
که امیدواریم مورد پسند شما بازدیدکننده محترم قرار بگیرد
نکته : پیامک های طنز هم قرار داده شده
ولی فقط برای مزاح و سرگرمی
از توجه شما سپاسگذارم
من از تو گلبنی بهتر ندیدم / ز تو باغ گلی خوشتر ندیدم
میان این همه گلهای عالم / گلی خوشبوتر از دختر ندیدم . . .
روز دختر مبارک
.
.
.
پدرپیرایه جان است، دختر / صفای باغ رضوان است،دختر
تو را در گلشن جان وقت پاییز / بهار سبز قرآن است،دختر . . .
روزت مبارک
.
.
.
روز دختر مبارک
امیدوارم مثل حنا با مسولیت
مثه کزت صبور
مثه ممول مهربون
مثه جودی شاد و سر زنده
و مثل سیندرلا خوشبخت باشی !
.
.
.
روز دختر رو بهت تبریک میگم
امیدوارم سال دیگه مشمول این اس ام اس نباشی و از ترشیدگی در بیایی !
.
.
.
ای بهار آرزوی نسل فردا،دخترم / ای فروغ عشق از روی تو پیدا، دخترم
چشم وگوش خویش را بگشا کز راه حسد / نشکند آیینه ات را چشم دنیا، دخترم
دست در دست حیا بگذار وکوشش کن مدام / تا نیفتی در راه آزادی از پا، دخترم
کوه غم داری اگر بر دوش دل همچون پدر / دم مزن تا می توانی از دریغا، دخترم
با مدارا می شوی آسوده دل،پس کن بنا / پایه رفتار خود را بر مدارا، دخترم
.
.
.
میشــــه اسـم پاکتو / رو دل خـــــدا نوشت
میشه با تو پر کشید / تــــوی راه سرنوشت
میشـــه با عطـر تنت / تا خــــود خـدا رسید
میشــه چشــم نازتو / رو تن گلهــــا کـشید
روز دختر مبارک
.
.
.
گر بمیرد دختری از قبر او روید گلی!
گر بمیرند دختران دنیا گلستان میشود !
روز دختر مبارک
.
.
.
یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا :
من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن !
.
.
.
دو راه برای خانم مهندس شدن هست:
۱اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی
۲ یه شوهر مهندس پیدا کنی !
.
.
.
برای دختر گلم یه آسمون عشق میارم
برای ناز اون چشاش سخاوت هدیه میارم
یک دل پر امید و مهر ، ترانه ساز غصه ها
هدیه من به دخترم ، همون غریب بی ریا
دخترم روزت مبارک
.
.
.
دختر جماعت به کل برتر است / ز جن تا پری از همه سر تر است
پسر سخت بیجا کند، مرگ بید / که برتر ز دختر بیاید پدید
روز دختر مبارک
.
.
.
فرق پیر دختر با پیر پسر:
اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !
.
.
.
روز دختر بر مادران آینده
دختران امروز ، دختران دیروز
مادران امروز ،ترشیدگان امروز
همسران فردا ، زنان امروز
ترشیدگان دیروز
سرتونو درد نیارم خلاصه بر همه ی دختران دیروز امروز فردا مبارک باد !
.
.
.
دختر:موجودی است که:
وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!
وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!
وقتی غمگین است آه میکشد
وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد
وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .
وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.
همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق
پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند !
از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود!!!
مواد لازم برای پنج نفر:
لپه: نصف پیمانه
سویا: 1 پیمانه
خرده برنج: نصف پیمانه
عدس: نصف پیمانه
سبزی آش: 1 کیلوگرم
نعناع و جعفری: 200 گرم
روغن زیتون: به میزان لازم
آب: به میزان لازم
نمک و زردچوبه: به میزان لازم
طرز تهیه:
لپه ی خیس کرده را یک ساعت بپزید، سویا
را نیز به مدت نیم ساعت با آب و زردچوبه و برنج جداگانه پخته، پس از پخته
شدن، لپه، عدس و سبزیها را به آن اضافه کنید و به مدت 45 دقیقه با حرارت
ملایم طبخ دهید، باید مراقب باشید که ته نگیرد و با فاصله ای نه چندان زیاد
آنها را به هم بزنید پس از آماده شدن با روغن زیتون نوش جان شود.
جالب است که رنگهای درختان بر اساس نوع منطقه ای که در آن قرار گرفته اند با یکدیگر متفاوت هستند. به طوری که لباس پاییزی درختان در آمریکا و آسیای شرقی به رنگ سرخ و اروپای مرکزی و جنوبی به رنگ زرد است.
در حقیقت درختان بر اساس قاره و عرض جغرافیایی که در آن قرار گرفته اند رفتار ویژه ای را در پوشیدن لباس پاییزی بروز می دهند.
منشاء تفاوت رنگ برگ درختان در پاییز
"یارمو هولوپانین" از دانشگاه کوپیو در فنلاند تئوری جدیدی را در مجله علمی "نیو فیتولوژیست" منتشر کرده است که نشان می دهد تغییرات آب و هوایی و مهاجرتهای بزرگی که میلیونها سال قبل زمین را دگرگون کرده اند علت اصلی رنگهای متفاوت برگهای درختان در مناطق مختلف دنیا است.

زرد
رنگدانه های زرد در برگها حضور دارند و زمانی که رنگ سبز کلروفیل کاهش می یابد در برگ درخت قدرت می گیرند. برای رنگ سرخ شرایط کمی پیچیده تر است. به طوری که رنگدانه های قرمز رنگ آنتوسیانین در
برگها وجود ندارند اما با فرارسیدن پاییز تولید می شوند. این رقابت به
تازگی کشف شده است و بعضی تحقیقات نشان می دهند که چرا درختان برای ایجاد
رنگدانه های سرخ در برگها از منابع مختلفی بهره می گیرند.
سرخ
توضیحات متفاوتی برای قرمز شدن برگهای درختان ارائه شده است. از پخش دوباره آمینو اسیدها به بخشهای دیگر درخت تا استراتژی دفاعی گیاه در مبارزه با حشرات از جمله این توضیحات هستند. در حقیقت شته ها که مولکولهای آلی را می مکند جذب رنگ زرد درختان
می شوند در حالی که به شدت از رنگ قرمز واهمه دارند. بنابراین رنگ سرخ
برگهای بعضی از درختان ثمره یک مبارزه طولانی تکامل میان گیاهان و حشرات
است.
تئوری

پروفسور یارمو هولوپانین در این خصوص توضیح داده است که تفاوتهای رنگهای برگ درختان در پاییز از 35 میلیون سال قبل آغاز شده است. در آن زمان مناطق وسیعی از زمین پوشیده از جنگهای همیشه سبز یا درختان حاره ای بودند. در هزاره های یخبندان و دوره های خشک بسیاری از درختان دستخوش تکامل شده و به درختان برگ ریز تبدیل شدند.
در ادامه، درختان فرایند تولید رنگدانه های سرخ را برای مبارزه با حشرات توسعه دادند. در آمریکای شمالی و آسیای شرقی، سلسله جبالی که در جهت شمال به جنوب امتداد می یافتند این امکان را فراهم می کردند که گیاهان و حیوانات از عرضهای جغرافیایی پایین تر به عرضهای جغرافیایی بالاتر مهاجرت کنند و به این ترتیب توانستند از مناطق پوشیده از یخ عصرهای یخبندان خارج شوند. همراه با این گیاهان حشرات دشمن نیز مهاجرت خود را آغاز کردند. به این ترتیب جنگ برای بقا بدون وقفه ادامه یافت.
این در حالی است که در قاره اروپا، کوهها به خصوص سلسله جبال آلپ در جهت شرق به غرب امتداد یافته اند و همین مسئله مانعی بر سر راه مهاجرت بود. به طوری که بسیاری از گونه های درختان در دوره های مختلف سرد عصر یخبندان امکان ادامه بقا را از دست دادند و به این ترتیب حشراتی که به این گیاهان وابسته بودند نیز مردند. اما گیاهانی که موفق شدند از این نبرد پیروز بیرون بیایند مزیتهایی پیدا کردند. این مبارزه با انقراض بسیاری از حشرات پایان یافت و بنابراین دیگر نیازی به تولید رنگدانه های سرخ نبود.
استثناء

به گفته دانشمندان، یکی از شواهد حمایت از این تئوری در بوته های کوچک و درخچه هایی است که در اسکاندیناوی رشد می کنند. برگهای این بوته ها در پاییز به رنگ سرخ در می آیند. در حقیقت در تفاوت با درختان، این گیاهان کوچک در عصر یخبندان زیر لایه ای از برف که از آنها در برابر دماهای سردتر محافظت می کرد به حیات خود ادامه می دادند. به علاوه، این پوشش سفید از آنها در برابر حشرات دشمن نیز محافظت می کرد و به این ترتیب در پایان عصر یخبندان، مبارزه این گیاهان با حشرات ادامه یافت. نتیجه این مبارزه در لباس پاییزی سرخ رنگ این بوته ها جلوه می یابد.
در سالهای گذشته هروئین، حشیش و علف شاید خطرناکترین ماده های مخدری بودند که معتادان در کشور مصرف می کردند اما به دنبال حضور آمریکایی ها و غربیها در افغانستان و اشغال این کشور کم کم سر و کله قرصهای اکستازی با نام های مختلف و اغوا کننده در میهمانی شبانه جوانان ایرانی پیدا شد.
اگرچه پلیس و سازمانهای مسئول مانع ترانزیت قرص های روانگردان به کشور شدند اما برخی با سودجویی اقدام به تولید این قرص ها در کشور کردند.
از سوی دیگر مافیای مواد مخدر وقتی بازار ایران را اشباع شده دید به فکر تولید ماده ای خطرناک تر و خالص تر از هروئین افتاد.
سه سال پیش بود که برای اولین نام ماده مخدر شیشه در کشور مطرح شد. ماده ای بی بو که به راحتی و حتی در کنار خیابان نیز قابل استعمال بود. تنها کافی بود چند صوت از این ماده را در پایپ شیشه ای قرار داد و با کشیدن دهها مرتبه بیشتر به فضا رفت.
هنوز چند ماهی از ورود این ماده مخدر نگذشته بود که به صورت همه گیر در میان جوانان معتاد رایج و جایگزین حشیش و تریاک شد.
بسیاری از جوانان که از ماهیت صنعتی این ماده خبر نداشتند به سرعت به سمت شیشه گرایش پیدا کردند و روزانه چندین صوت مصرف کردند. در حالی که قیمت شیشه در بدو ورود به کشور 17 میلیون تومان بود در کمتر از یکسال به 5 میلیون تومان کاهش یافت.
تولید شیشه در آشپزخانه های خانگی
سردار حمیدرضا حسین آبادی رئیس پلیس سابق مواد مخدر،ماده مخدر شیشه را دامی برای جوانان دانست و در این باره گفت:
"ماده مخدر شیشه با اهداف خاص وارد ایران شد و تا بخواهیم جلوی آن را بگیریم عوامل تولید کننده به مقاصد خود دست یافتند.
وقتی ماده مخدر شیشه جزو قاچاق دارو محسوب می شد و سوداگران به عنوان واردکننده غیرمجاز شناخته می شدند گرایش به سمت قاچاق این ماده افزایش یافت که البته تلاشهای بسیاری صورت گرفت تا توانستیم قانون را تغییر دهیم."
وی ادامه داد:
"براساس قانون جدید هر فردی که بیش از 30 گرم شیشه به همراه داشته باشد به اعدام محکوم می شود.
این قانون جامع در ترانزیت مواد مخدر موثر بود اما متاسفانه با واردات پیش ساخت های شیشه همانند افدرین به کشور امروزه هر معتادی می تواند ماده مخدر را در خانه خود تولید کند. به همین دلیل شاهد افزایش آشپزخانه های تولید شیشه در کشور هستیم."
حسین آبادی تاکید کرد:
"یک معتاد می تواند با یک میلیون تومان یک کیلو شیشه درست کند و علاوه بر مصرف خود سود کلانی را از فروش مواد به دست آورد. البته پلیس با قدرت با این افراد و سوداگران برخورد می کند.
ضمنا باید به معتادان هشدار داد به علت تولید ماده مخدر شیشه در آشپزخانه ها و عدم توجه به میزان مواد به کار رفته، این مخدر به علت داشتن مواد شیمیایی به شدت مضر است و می تواند موجب مرگ مصرف کننده شود."
قانون تغییر کرد؛ ترانزیت شیشه از ایران به جنوب شرق آسیا
پس از گذشت چند دهه بالاخره قانون مبارزه با مواد مخدر تغییر کرد و شیشه و کراک در ردیف مواد مخدر صنعتی قرار گرفتند. البته نقطه عطف قانون علاوه بر حبس های طولانی مدت، اعدام برای حمل کنندگان بیش از 30 گرم ماده مخدر صنعتی بود.
ماده ای که دیگر نه تنها در کشور تولید می شد بلکه ایران را به یک صادر کننده این ماده به جنوب شرق آسیا تبدیل کرد.
همین مسئله موجب طمع بسیاری از جوانان شده و آنها را به ورطه نابودی کشاند چرا که باندهای مافیایی با تولید شیشه در کشور آن را در کشورهای مقصد از جمله تایلند و مالزی تا کیلویی 80 میلیون تومان نیز می فروختند.
جوانانی که سودای پولدار شدن را در سر می پروراندند تنها طمعه ای برای انتقال مواد به این کشورها بودند.
امروز دهها ایرانی در مالزی، اندونزی و تایلند به جرم حمل شیشه در زندان هستند و با توجه به قانون این کشورها شمارش معکوس برای اعدام آنها آغاز شده است.
27 هزار جوان ایرانی در دام شیشه
بر اساس آمارهای موجود در کشور 2/2 درصد معتادان با جمعیت پایه کمتر از یک میلیون و 200 هزار نفر، معتاد به مصرف شیشه هستند و با این احتساب، حدود 26 هزار و 400 نفر در کشور ماده بسیار خطرناکی به نام شیشه مصرف می کنند که در کمتر از یک سال، فرد مصرف کننده را زمین گیر می کند.
بر اساس گزارشهای رسمی از مراکز فعال درمان اعتیاد به شیشه در تهران، بزرگ ترین ریسک و مخاطره مصرف این ماده، اقدام به برقراری روابط جنسی بدون اراده و بدون در نظر گرفتن مسایل ایمنی و پوششی و خطر ابتلا به ایدز است.
گزارشهای متعددی درباره افزایش شمار مبتلایان جدید به ایدز که پیش از ارتباطات جنسی، کریستال یا شیشه استفاده کرده اند اعلام شده است.
افزایش حرارت بدن، فشار خون و ضربان قلب هنگام استعمال شیشه، تسریع در تنفس، توهم، افسردگی، روان پریشی و افزایش رفتارهای خشونت آمیز را از دیگر عوارض مصرف شیشه است. همچنین درمان اعتیاد به محرک ها، بالا بودن احتمال رفتن به کما و مرگ به خاطر مصرف بیش از حد شیشه را نیز باید در نظر گرفت.
افسردگی، تضعیف حافظه کوتاه مدت، افزایش رفتارهای خشن، نوسانات خلقی و همچنین آسیب به سیستم ایمنی بدن از دیگر عوارض شدید مصرف شیشه است که بلافاصله پس از آغاز مصرف ظاهر می شود.
فعالیت تنها یک مرکز برای درمان اعتیاد به شیشه
با دیدن صفحات نیازمندی ها و تبلیغات روزنامه ها با تبلیغات گوناگون درمان اعتیاد مواجه میشویم. درمان 24 ساعته بدون درد، ترک ماده مخدر بدون نیاز به بستری شدن، سم زدایی در 12 ساعت و ارسال داروهای ترک اعتیاد تنها نمونه هایی از تبلیغات رنگارنگ و البته توخالی ترک اعتیاد است.
بر اساس گفته مسئولان تا چندی پیش کمپ ترک اعتیاد شیشه وجود نداشت اما یک موسسه خیریه اقدام به تاسیس تنها مرکز ترک اعتیاد شیشه کرد که با اما و اگرهای فراوانی روبرو شد. برخی از کارشناسان معتقدند شیشه ترک ندارد و برخی دیگر ترک آن را ناممکن می دانستند.
اما عباس دیلمی زاده مدیرعامل جمعیت خیریه تولد دوباره در این باره گفت:
"هم اکنون 224 معتاد به شیشه در نخستین کمپهای تخصصی درمان شیشه در کشور زیر نظر انجمن خیریه تولد دوباره تحت بازتوانی هستند که بهبودیهای موثری در این زمینه حاصل شده است."
وی ادامه داد:
"حضور پزشکان، روان پزشک، روانشناسان، مددکاران و کارشناسان در کمپهای تخصصی ترک اعتیاد به شیشه همراه با ارزیابی عملکرد درمانی موجب شده تا نتایج مطلوبی در ارائه راهکارهای ترک این ماده مخدر به دست آید.
البته طول مدت درمان ابتدایی معتادان به شیشه حداقل سه ماه و ادامه درمان یک تا هفت سال است و معتادانی که پس از سه ماه به زندگی بازگشته و درمان را ادامه نمی دهند در خطر رجوع به مخدر قرار دارند.
افزایش 140 درصدی کشف شیشه
افزایش 140 درصدی کشفیات شیشه در کشور نشان از دام مافیا برای گسترش ماده مخدر شیشه در میان جوانان دارد.
سردار علی مویدی رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر در این باره گفت:
"گرچه تعداد کارگاههای تولید شیشه که به وسیله پلیس کشف و منهدم شده کاهش یافته اما میزان تولید این کارگاه ها نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده است."
وی از انهدام 45 کارگاه تولید شیشه در کشور خبر داد و افزود:
"این در حالی است که در سال گذشته 87 کارگاه تولید شیشه از سوی پلیس منهدم شده است. بنابراین، شاهد کاهش 48 درصدی کارگاه های تولید شیشه در کشور هستیم."
برخورد با مواد مخدر صنعتی به ویژه شیشه نیازمند یک عزم ملی در حوزه پیشگیری، برخورد انتظامی، برخورد قاطع قضایی و درمان است زیرا در غیر اینصورت ماده مخدر شیشه همانند قاتلی خاموش هر لحظه توان و جان جوانان ایرانی را می گیرد.
در سالهای گذشته هروئین، حشیش و علف شاید خطرناکترین ماده های مخدری بودند که معتادان در کشور مصرف می کردند اما به دنبال حضور آمریکایی ها و غربیها در افغانستان و اشغال این کشور کم کم سر و کله قرصهای اکستازی با نام های مختلف و اغوا کننده در میهمانی شبانه جوانان ایرانی پیدا شد.
اگرچه پلیس و سازمانهای مسئول مانع ترانزیت قرص های روانگردان به کشور شدند اما برخی با سودجویی اقدام به تولید این قرص ها در کشور کردند.
از سوی دیگر مافیای مواد مخدر وقتی بازار ایران را اشباع شده دید به فکر تولید ماده ای خطرناک تر و خالص تر از هروئین افتاد.
سه سال پیش بود که برای اولین نام ماده مخدر شیشه در کشور مطرح شد. ماده ای بی بو که به راحتی و حتی در کنار خیابان نیز قابل استعمال بود. تنها کافی بود چند صوت از این ماده را در پایپ شیشه ای قرار داد و با کشیدن دهها مرتبه بیشتر به فضا رفت.
هنوز چند ماهی از ورود این ماده مخدر نگذشته بود که به صورت همه گیر در میان جوانان معتاد رایج و جایگزین حشیش و تریاک شد.
بسیاری از جوانان که از ماهیت صنعتی این ماده خبر نداشتند به سرعت به سمت شیشه گرایش پیدا کردند و روزانه چندین صوت مصرف کردند. در حالی که قیمت شیشه در بدو ورود به کشور 17 میلیون تومان بود در کمتر از یکسال به 5 میلیون تومان کاهش یافت.
تولید شیشه در آشپزخانه های خانگی
سردار حمیدرضا حسین آبادی رئیس پلیس سابق مواد مخدر،ماده مخدر شیشه را دامی برای جوانان دانست و در این باره گفت:
"ماده مخدر شیشه با اهداف خاص وارد ایران شد و تا بخواهیم جلوی آن را بگیریم عوامل تولید کننده به مقاصد خود دست یافتند.
وقتی ماده مخدر شیشه جزو قاچاق دارو محسوب می شد و سوداگران به عنوان واردکننده غیرمجاز شناخته می شدند گرایش به سمت قاچاق این ماده افزایش یافت که البته تلاشهای بسیاری صورت گرفت تا توانستیم قانون را تغییر دهیم."
وی ادامه داد:
"براساس قانون جدید هر فردی که بیش از 30 گرم شیشه به همراه داشته باشد به اعدام محکوم می شود.
این قانون جامع در ترانزیت مواد مخدر موثر بود اما متاسفانه با واردات پیش ساخت های شیشه همانند افدرین به کشور امروزه هر معتادی می تواند ماده مخدر را در خانه خود تولید کند. به همین دلیل شاهد افزایش آشپزخانه های تولید شیشه در کشور هستیم."
حسین آبادی تاکید کرد:
"یک معتاد می تواند با یک میلیون تومان یک کیلو شیشه درست کند و علاوه بر مصرف خود سود کلانی را از فروش مواد به دست آورد. البته پلیس با قدرت با این افراد و سوداگران برخورد می کند.
ضمنا باید به معتادان هشدار داد به علت تولید ماده مخدر شیشه در آشپزخانه ها و عدم توجه به میزان مواد به کار رفته، این مخدر به علت داشتن مواد شیمیایی به شدت مضر است و می تواند موجب مرگ مصرف کننده شود."
قانون تغییر کرد؛ ترانزیت شیشه از ایران به جنوب شرق آسیا
پس از گذشت چند دهه بالاخره قانون مبارزه با مواد مخدر تغییر کرد و شیشه و کراک در ردیف مواد مخدر صنعتی قرار گرفتند. البته نقطه عطف قانون علاوه بر حبس های طولانی مدت، اعدام برای حمل کنندگان بیش از 30 گرم ماده مخدر صنعتی بود.
ماده ای که دیگر نه تنها در کشور تولید می شد بلکه ایران را به یک صادر کننده این ماده به جنوب شرق آسیا تبدیل کرد.
همین مسئله موجب طمع بسیاری از جوانان شده و آنها را به ورطه نابودی کشاند چرا که باندهای مافیایی با تولید شیشه در کشور آن را در کشورهای مقصد از جمله تایلند و مالزی تا کیلویی 80 میلیون تومان نیز می فروختند.
جوانانی که سودای پولدار شدن را در سر می پروراندند تنها طمعه ای برای انتقال مواد به این کشورها بودند.
امروز دهها ایرانی در مالزی، اندونزی و تایلند به جرم حمل شیشه در زندان هستند و با توجه به قانون این کشورها شمارش معکوس برای اعدام آنها آغاز شده است.
27 هزار جوان ایرانی در دام شیشه
بر اساس آمارهای موجود در کشور 2/2 درصد معتادان با جمعیت پایه کمتر از یک میلیون و 200 هزار نفر، معتاد به مصرف شیشه هستند و با این احتساب، حدود 26 هزار و 400 نفر در کشور ماده بسیار خطرناکی به نام شیشه مصرف می کنند که در کمتر از یک سال، فرد مصرف کننده را زمین گیر می کند.
بر اساس گزارشهای رسمی از مراکز فعال درمان اعتیاد به شیشه در تهران، بزرگ ترین ریسک و مخاطره مصرف این ماده، اقدام به برقراری روابط جنسی بدون اراده و بدون در نظر گرفتن مسایل ایمنی و پوششی و خطر ابتلا به ایدز است.
گزارشهای متعددی درباره افزایش شمار مبتلایان جدید به ایدز که پیش از ارتباطات جنسی، کریستال یا شیشه استفاده کرده اند اعلام شده است.
افزایش حرارت بدن، فشار خون و ضربان قلب هنگام استعمال شیشه، تسریع در تنفس، توهم، افسردگی، روان پریشی و افزایش رفتارهای خشونت آمیز را از دیگر عوارض مصرف شیشه است. همچنین درمان اعتیاد به محرک ها، بالا بودن احتمال رفتن به کما و مرگ به خاطر مصرف بیش از حد شیشه را نیز باید در نظر گرفت.
افسردگی، تضعیف حافظه کوتاه مدت، افزایش رفتارهای خشن، نوسانات خلقی و همچنین آسیب به سیستم ایمنی بدن از دیگر عوارض شدید مصرف شیشه است که بلافاصله پس از آغاز مصرف ظاهر می شود.
فعالیت تنها یک مرکز برای درمان اعتیاد به شیشه
با دیدن صفحات نیازمندی ها و تبلیغات روزنامه ها با تبلیغات گوناگون درمان اعتیاد مواجه میشویم. درمان 24 ساعته بدون درد، ترک ماده مخدر بدون نیاز به بستری شدن، سم زدایی در 12 ساعت و ارسال داروهای ترک اعتیاد تنها نمونه هایی از تبلیغات رنگارنگ و البته توخالی ترک اعتیاد است.
بر اساس گفته مسئولان تا چندی پیش کمپ ترک اعتیاد شیشه وجود نداشت اما یک موسسه خیریه اقدام به تاسیس تنها مرکز ترک اعتیاد شیشه کرد که با اما و اگرهای فراوانی روبرو شد. برخی از کارشناسان معتقدند شیشه ترک ندارد و برخی دیگر ترک آن را ناممکن می دانستند.
اما عباس دیلمی زاده مدیرعامل جمعیت خیریه تولد دوباره در این باره گفت:
"هم اکنون 224 معتاد به شیشه در نخستین کمپهای تخصصی درمان شیشه در کشور زیر نظر انجمن خیریه تولد دوباره تحت بازتوانی هستند که بهبودیهای موثری در این زمینه حاصل شده است."
وی ادامه داد:
"حضور پزشکان، روان پزشک، روانشناسان، مددکاران و کارشناسان در کمپهای تخصصی ترک اعتیاد به شیشه همراه با ارزیابی عملکرد درمانی موجب شده تا نتایج مطلوبی در ارائه راهکارهای ترک این ماده مخدر به دست آید.
البته طول مدت درمان ابتدایی معتادان به شیشه حداقل سه ماه و ادامه درمان یک تا هفت سال است و معتادانی که پس از سه ماه به زندگی بازگشته و درمان را ادامه نمی دهند در خطر رجوع به مخدر قرار دارند.
افزایش 140 درصدی کشف شیشه
افزایش 140 درصدی کشفیات شیشه در کشور نشان از دام مافیا برای گسترش ماده مخدر شیشه در میان جوانان دارد.
سردار علی مویدی رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر در این باره گفت:
"گرچه تعداد کارگاههای تولید شیشه که به وسیله پلیس کشف و منهدم شده کاهش یافته اما میزان تولید این کارگاه ها نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده است."
وی از انهدام 45 کارگاه تولید شیشه در کشور خبر داد و افزود:
"این در حالی است که در سال گذشته 87 کارگاه تولید شیشه از سوی پلیس منهدم شده است. بنابراین، شاهد کاهش 48 درصدی کارگاه های تولید شیشه در کشور هستیم."
برخورد با مواد مخدر صنعتی به ویژه شیشه نیازمند یک عزم ملی در حوزه پیشگیری، برخورد انتظامی، برخورد قاطع قضایی و درمان است زیرا در غیر اینصورت ماده مخدر شیشه همانند قاتلی خاموش هر لحظه توان و جان جوانان ایرانی را می گیرد.
درد شما ممکن است تیز باشد، یا مبهم و گنگ، جایش در یک نقطه متمرکز باشد یا در بخشی از بدن تان پراکنده باشد، به هرحال این دردها شما را اذیت می کنند و باید راهی را برای کنار آمدن و برطرف کردن آن ها پیدا کنید، این مطلب به شما کمک می کند با را ه هایی ساده بسیاری از دردهای تان را برطرف کنید.
خانم ها، فورا سراغ مسکن ها نروید
دکتر دانیل
چرکین، فوق تخصص درد در مرکز ملی تحقیقات کانادا می گوید: «سردرد و دردهای
پشت، گردن، شانه و زانو شایع ترین دردهاست البته در خانم ها باید دردهای
مرتبط با سیکل قاعدگی را هم متذکر شد، برخی مطالعات نشان می دهد بروز درد
در زنان بیشتر از مردان است و البته آن ها در مقابل درد مقاوم تر هستند.»
نخستین کاری که در زمان بروز درد می کنید چیست؟ احتمالا استفاده از داروهای
مسکن، خب داروها در این مورد کمک کننده هستند اما واقعا راه حل قطعی
نیستند. دکتر آندرو برتانولی، فوق تخصص بیماری های اعصاب مرکزی که عضو
انجمن «دردهای مزمن» آمریکاست می گوید: «بیشتر مطالعات انجام شده حاکی از
این است که مسکن ها فقط بین 20 تا 30 درصد از شدت درد می کاهند.» در واقع
به همین دلیل است که باید به دنبال درمان های جایگزین و طبیعی برای دردهای
مان باشیم. دراین جا چند شیوه مناسب برای درمان دردهای شایع را متذکر می
شویم.
ماساژ به عنوان درمان
درد پشت
به طور معمول 10درصد از مردم یک جامعه از
درد پشت و کمر به طور مزمن شکایت دارند (این مشکل در خانم ها شایع تر از
آقایان است) حالت های مزمنی مثل روماتیسم و پوکی استخوان و
یک فعالیت شدید ناگهانی مثل بلند کردن یک وزنه سنگین می تواند باعث این
حالت شود. این دردها روی کیفیت زندگی، شغل یا تحصیل تاثیر می گذارند و برای
همین برطرف کردن آن می تواند نتایج مثبت زیادی برای شما داشته باشد.
درمان طبیعی
مطالعات جدید نشان داده استفاده از ماساژ
در دردهای مزمن پشت و کمر می تواند به اندازه استفاده از داروهای مسکن
موثر باشد. در مطالعه ای نشان داده شده افرادی که یک روز درمیان تحت
ماساژدرمانی مخصوص کمر قرار می گیرند پس از 10 هفته نسبت به کسانی که همین
درد را دارند کمتر احساس درد کرده و کمتر هم به علت این بیماری نیاز به
بستری شدن در خانه پیدا می کنند. متوسط استفاده از مسکن ها هم در این گروه
پایین تر است و آن ها راحت تر فعالیت های روزانه و شغلی خود را انجام می
دهند. دکتر چرکین می گوید: «این مطالعه نشان می دهد ماساژ می تواند یک بخش
مهم از روند درمان دردهای مزمن کمر و پشت باشد. برخی تئوری ها حاکی از این
است که ماساژ می تواند سیستم عصبی مرکزی را آرام کند و باعث کاهش احساس
بروز درد شود.»
راه بروید
درد زانو
معمولا انسان ها زیاد به زانوهای شان توجه
نمی کنند، تا وقتی که ناگهان دردی تیز و شدید حین راه رفتن یا بالا رفتن
از پله به سراغ آن ها بیاید. علت های متعددی برای زانو درد وجود دارد یکی
از آن ها حرکت های ورزشی شدید بدون گرم کردن مناسب است و دیگری حرکت
ناگهانی خلاف جهت معمول، گاهی هم وزن بسیار زیاد ممکن است دردهای شدید زانو
را باعث شود.
درمان طبیعی
اگر دچار درد مزمن زانو هستید ورزش کردن
به طور منظم (مثل راه رفتن) می تواند به کاهش درد کمک کند زیرا ورزش باعث
تقویت عضلات و تاندون هایی که در اطراف مفصل هستند و از آن حمایت می کنند
می شود، در ضمن میزان جریان خون مفصل هم با ورزش مناسب افزایش پیدا کرده و
این به روند بهبود کمک می کند. دکتر یاکوب تیت بلام نویسنده کتاب «علت
اصلی، درمان اصلی» می گوید: «اگر به دلیل زانودرد سطح فعالیت های تان را
کاهش دهید آن وقت روند بهبود زانوی تان را به تعویق انداخته اید. بهترین
کار این است که یک پدگرمایی یا کیسه آب گرم را 10 دقیقه قبل از شروع تمرین
روی زانوی تان بگذارید و سپس آرام شروع به راه رفتن کنید، باید با سرعت کم و
آرام راه رفتن را شروع کنید تا با حرکت منظم زانو از درد آن بکاهید.» اگر
حتی با راه رفتن آهسته و نرم هم دچار درد زانو می شوید می توانید از شنا
کردن به عنوان گزینه جایگزین استفاده کنید. برخی مطالعات نشان داده افرادی
که 6 هفته به طور منظم شنا کرده اند درد کمتری در زانوی خود احساس می کنند و
برگشت آن ها به زندگی عادی پس از آسیب دیدن زانوی شان سریع تر است.
مکمل ها معجزه می کنند
درد مفاصل
مفاصل متورم قرمزرنگ نه تنها دردناک هستند بلکه می توانند زندگی معمول شما را مختل کنند. بیماری آرتریت مفصلی اصلی
ترین علت دردهای مزمن در آمریکاست. عفونت ها، مشکلات مفصلی ناشی از چسبیدن
استخوان ها به هم و تخریب استخوانی و نیز روماتیسم مفصلی علت های اصلی درد
مفاصل هستند.
درمان طبیعی
برای دردهای مفاصلی همه سراغ قرص های
مسکن می روند اما شاید رفتن به سراغ راه های طبیعی بهتر باشد. دکتر تیت
بلام می گوید: «موثرترین دارو برای دردهای مزمن مفصلی گروه داروهای التهابی غیراستروئیدی (مثل
پروفن و...) است که این قرص ها علت مرگ بیش از هزار و 500 نفر در هر سال
به علت ابتلا به زخم های گوارشی است، در حالی که شما با خوردن مکمل های
حاوی گلوکز آمین سولفات و زمتیل سولفوتیل متال یا msm می
توانید به تقویت بافت مفصلی خودتان کمک کنید. شما می توانید مکمل های حاوی
این 3 ماده را 3 بار در هفته مصرف کرده و نتایج مثبت آن را بعد از 2 ماه
مشاهده کنید. مطالعات نشان داده که افرادی که مکمل های حاوی این 2 ماده
طبیعی را برای 6 هفته 3 بار در روز مصرف کرده اند دردهای مفصلی در آن حدود
80درصد کاهش یافته است.
شانه درمانی با استفاده از دیوار
درد شانه
مفصل شانه نسبت به تمام مفصل های دیگر بدن
دامنه حرکتی بیشتری دارند. دکتر ایرونیگ رافائل می گوید: «این دامنه حرکت
وسیع احتمال آسیب دیدن و دچار مشکل شدن مفصل شانه را بیشتر می کند، یک حرکت
خلاف جهت حین بازی یا فشار زیاد حین انجام تمرینات قدرتی یا حتی پایین
آوردن یک شیء سنگین از جایی می تواند باعث آسیب دیدن مفصل شانه و درد شدید
آن شود.»
درمان طبیعی
دکتر رافائل می گوید: «اگر مفصل شانه
تان به دلیل فعالیت دردناک است حرکات کششی می تواند از سفتی عضلات در
تاندون ها بکاهد. یکی از شیوه های حرکت کششی شانه این است که در فاصله یک
متری کنج 2 دیوار بایستید و کف هر دست تان را روی یکی از دیوارها بگذارید
سپس خودتان را به سمت جلو با سر خوابیده بکشید تا مفصل شانه شما کشیده شود.
این کار را برای 10 ثانیه انجام بدهید سپس 20 ثانیه استراحت کنید و مجددا
همین حرکت را تکرار کنید.
خوب نفس بکشید
درد سر و گردن
حدود 25 درصد از مردم یک جامعه طی 3
ماه حداقل یک بار سردرد شدید را تجربه می کنند و حدود 15 درصد از مردم
جامعه دچار سردردهای مزمن هستند. گاهی علت سردردها مشکلات عصبی و رشته های عصبی است و گاه به سادگی مشکلات عضلانی یا استخوان های گردن باعث بروز این دردها می شوند.
درمان طبیعی
استرس عامل ترشح آدرنالین در
بدن است. آدرنالین باعث تنفس سطحی و سفتی عضلات گردن می شود که می تواند
باعث سردرد شود. گذاشتن یک کمپرس گرم روی عضلات گردن آن ها را آرام می کند و
می تواند درد را کاهش دهد. راه های آرام بخش، مثل تنفس عمیق، باعث کاهش
آدرنالین و کاهش سفتی عضلات گردن و در نتیجه کاهش سردرد شما می شود. زمانی
که احساس کردید عضلات گردن شما گرفته و سردرد به سراغ تان آمده سعی کنید به
یک چیز خوب فکر کنید و نفس های عمیق بکشید.
یا در سکانس تیمارستان، ریشخند طعنه آمیز یکی و خواندن دیگری و گفت و گوی رضا با مادرش و پایان بندی متفاوت، همه و همه سرانجام در یک ترانه تا سال ها بعد خلاصه شد، ترانه ای با صدای فرهاد! به تازگی یکی از گفتگوهای منتشر نشده فرهاد مهراد انتشار یافته که آن را در ادامه می خوانید:
به شکل معمول بسیاری می گویند که موسیقی را از کودکی فرا گرفته اند و زمینه بروز استعداد موسیقی خود را، نخستین سال های زندگی شان می دانند! شما موسیقی را چگونه فرا گرفتید؟
من از بچگی به شکل تصادفی با موسیقی آشنا و همراه شدم. در واقع برادر بزرگ من ویولن کلاسیک می نواخت، به همین دلیل، صفحه های 78 دور موسیقی داشت و به آنها گوش می داد، همین مسئله موجب شد تا گوش من از بچگی با موسیقی آشنا و علاقه مند شود بدون آن که حتی بفهمم که این ها چه هستند!
این زمینه، علاقه من را پی ریزی کرد. از سوی دیگر به سازهای زهی خیلی علاقه مند هستم. در آن دوران به ساز ویولنسل خیلی علاقه مند بودم. متأسفانه در جامعه ما اگر از شما بپرسند که چه کار می کنید و شما پاسخ دهید که من آواز می خوانم یا نوازنده ی سازی هستم، به شما می گویند که نه خیر منظور ما این بود که شغل شما چیست؟ یعنی موسیقی را به عنوان حرفه و کار نپذیرفته اند و به آن اهمیتی نمی دهند.
در زمان کودکی من هم، وضع بر همین منوال بود، بخصوص در خانه ما این مسئله شدت خیلی زیادی داشت، بخصوص از سوی پدرم، یعنی حتی بد می دانستند که کسی آواز بخواند یا سازی بزند! به هر حال سازی برای من تهیه شد، اما بعد توسط همان افرادی که ساز را تهیه کردند، شکسته شد! در نتیجه می توانم بگویم که علاقه من به موسیقی هرز رفت، یعنی من شروع کردم به شکل دیمی و تنها از راه گوش، چیزهایی را یاد گرفتن و چون خودم ساز نداشتم، با چند نفر از هم محلی ها که مسیحی بودند، دوست شدم و از سازهای آنها استفاده کردم و بدون هیچ گونه تعلیم، چیزهایی را فرا گرفتم.

فرهاد مهراد، چهره ای شاخص با سبکی خاص در عرصه موسیقی اجتماعی ایران است، اما برای رسیدن به این جایگاه باید مسیری طولانی طی شده باشد، فعالیت خود را از کجا و چگونه شروع کردید؟
فعالیت من در واقع از سال 1342 با عده ای از جوانان و گروهی به نام «بچه شیطون ها» را تشکیل دادیم، آغاز شد. در آن زمان در اهواز در هتلی به نام «هتل خورشید» که صاحبی دورگه داشت، برنامه اجرا می کردیم، اما نخستین اجراهای رسمی که شهرت بیشتری برای من آورد، به دنبال همکاری با گروه «بلک کتز» آغاز شد.
این همکاری حدود سال های 45 و 46 شروع شد و تا 49 ادامه داشت. البته در دوره ای در آن اواسط همکاری من و «بلک کتز» قطع شد، اما دوباره پس از یک سال به آن گروه پیوستم تا حدود سال های 50 تا 53 با یکی دو نفر از اعضای گروه «بلک کتز» با استفاده از چهار ساز زهی آثاری را اجرا کردم که خود فکر می کنم جزو بهترین کارهای من با ارکستر است.
پس از آن برای همیشه همکاری ما قطع شد و من به این نتیجه رسیدم که باید تنها کار کنم، زیرا عقیده و توان این را در خود نمی دیدم که مدام و تحت هر شرایطی کار کرده و روی صحنه باشم. به این ترتیب بود که نخستین کار فارسی ام، یعنی ترانه «مرد تنها» را در 26 سالگی خواندم.
شما به عنوان یک خواننده اجتماعی نقش خاصی در موسیقی دهه 50 ایفا کردید. با توجه به این تجربه، نقش خواننده در جامعه امروزی را چگونه ارزیابی می کنید؟
جوامع با هم فرق دارند، ولی چیزی که لازم و مهم است، این است که قبل از هر چیز نوازنده، آهنگساز یا خواننده، نسبت به عدم ارائه کار مبتذل احساس مسئولیت داشته باشد و این اصلاً آسان نیست.
این چیزی است که برای من مهم است. طبعاً اگر قرار باشد آدم از طریق هنر ارتزاق کند و تنها وسیله رزقش باشد، از نظر مادی چیزی در این راه نیست و هم خودش و هم خانواده اش از بین می روند، چون تن به هر کاری نمی دهد، اگر بخواهد خود را نگه دارد، پول کارش از بین می رود و اگر بخواهد کارش را درست نگه دارد، طبیعتاً این خودش است که از بین می رود.

بخشی از بار اجتماعی ترانه های شما در اشعاری که برای آنها سروده است، نهفته، در واقع ترکیب شعر و ترانه در آثار شما موجب ایجاد آن سبک خاص شده است، شما شعر و آهنگ های خود را چگونه انتخاب می کردید؟
این گونه نبود که من بخواهم دنبال شعر و آهنگ بگردم، زیرا زمانی که من کارم را آغاز کردم، موسیقی به زبان فارسی به شیوه ای دیگر متداول بود.
(البته هنوز هم عقیده دارم خواننده خوبی در زبان فارسی نیستم، چون آهنگ های تحریردار را نمی توانستم بخوانم) من در درجه اول، کلام و شعر و ترانه آن را بررسی می کردم، اگر نمی توانستم آن را حس کرده و با آن ارتباط برقرار کنم، کار نمی کردم، چون فکر می کردم مصنوعی از آب می آید و این اتفاق بسیار می افتاد، البته شعرهایی هم بودند که من خوانده بودم که شاید خود مرا راضی نمی کرد.
اما به جرأت ادعا می کنم که هرگز آنچه در ورطه ابتذال و یا خلاف عرف و قالب اجتماعی خودم باشد را اجرا نکردم، بنابراین اگر شعری بود که ویژگی های مطلوب مرا داشت و من نیز می توانستم آن را اجرا کنم، قطعاً آن کار را انجام می دادم.
آهنگسازی کدام یک از قطعاتی را که تا به حال اجرا کردید، بر عهده داشتید؟
تنها آهنگسازی ترانه نبوده است، در مقوله کلام هم این اتفاق افتاده، البته هیچ گاه ترانه به نام تنهای من نیست، زیرا به طور مثال از یک مایه شعری مثلاً دو خط شعر را برداشته و خودم مقداری به آن اضافه کرده ام و تغییر دادم، ولی هیچ گاه به تنهایی ترانه یا کلام شعری یک قطعه از من نبوده است، اما در زمینه موسیقی و آهنگسازی چرا، پنج آهنگ هست که تماماً متعلق به خودم است و کلامش هم به همین گونه که توضیح دادم.
کدام ها؟ می شود آنها را نام ببرید؟
«کوچ بنفشه ها» را روی شعری از دکتر شفیعی کدکنی ساختم که البته من کمی هم در آن دست بردم. «خواب در بیداری» که اصلاً نوار هم به همین نام است، سومی «خیال خوشی» با شعری از شکسپیر و ترجمه الهی قمشه ای، دیگری آهنگ «آواز» که از قدیمی هاست با شعری از شهیار قنبری و آهنگسازی خودم و آخری قطعه ای به نام «برف» است، بر اساس شعری از نیما یوشیج که من در آن دست برده و تغییر دادم و البته یک آهنگ کوچک دیگری نیز هست که به نام «تو را ای کهن بوم و بر، دوست دارم» از یک قصیده خیلی بلند مرحوم اخوان ثالث، من یک خط آن را گرفته و سه خط هم خودم به آن اضافه کردم، این اثر حالت سرود دارد.

نظرتان درباره موزیک خارج از کشور چیست؟ آیا پیشرفتی داشته است؟ کمیت، مقداری تغییر کرده، آیا کیفیت هم تغییری داشته است؟
من اظهار نظر دقیقی نمی توانم بکنم، چون نظر دقیق مستلزم این است که من تمام این تصنیف ها و تولیدها را به طور کامل شنیده باشم، حال آنکه من خیلی کم شنیدم. اما متأسفانه باید بگویم هر آنچه هم که شنیدم چیزی جالبی نبوده است، اگر تفاوتی بین این آثار باشد تنها در حد تنوع بین سازها و نحوه استفاده از ضبط ها و ادوات موسیقی مدرن است، اما وقتی اصل قضیه شعر و موسیقی خوب نباشد، اینها هیچ کمکی به بالا رفتن سطح کیفی یک اثر نمی کند.
شما در آن سال های دور از خواندن ترانه عاشقانه سرباز زدید، در حالی که بسیاری از خوانندگان به خواندن این گونه آثار روی آوردند، چرا ترانه های عاشقانه نخواندید؟
آن سال ها حجم موسیقی های عاشقانه بسیار زیاد بود، بسیار بسیار زیاد و متأسفانه هیچ یک هم از سطح کیفی خوبی برخوردار نبود، به همین دلیل نیز هیچ ارادتی حداقل آن سال ها به موسیقی عاشقانه نداشتم، اما شعرهای عاشقانه خوب را خیلی دوست دارم و اگر فرصتی پیش بیاد دلم می خواهد آن را اجرا کنم.
به این ترتیب یکی از پایه های اصلی که شما در موسیقی خود بر آن تأکید دارید، مسئله شعر و ترانه است. شعر باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا شما را به خود جلب کند و متقاعد به خواندن آن شوید؟
باید شعری را که می خواهم بخوانم، خودم در درجه اول بدانم که چیست و بخصوص به زبان خودم برایم بسیار مهم است که آن شعر را حس کنم و البته گاهی اوقات ممکن است شعر خیلی ساده ای باشد اما برخی اوقات هم ممکن است شعر خیلی بلندی باشد. اما من به این دلیل که نتوانم آن را درک کنم و یا زبان حال من نباشد و آن را حس نکنم از کار کردن روی آن عاجز باشم و خب موسیقی هم برایم مهم است.
یعنی چه ویژگی هایی برای موسیقی یک ترانه قایل هستید و چه رابطه ای بین شعر و موسیقی در ترانه مدنظر شماست؟
باید موسیقی خوبی روی شعر باشد، البته نه آن چنان که خیلی آرایش های غیرلازم داشته باشد و تمرکز مخاطب و گوش شنونده را از توجه به کلام منحرف کرده و به سوی موسیقی ببرد، بنابراین به نظرم شعر و موسیقی هر دو لازم و ملزوم هم هستند و باید هر دوی آنها خوب باشد، بخصوص کلام.

یکی از آثار بسیار مهم و تأثیرگذار شما اثری است با نام «وحدت» که از هر نظر خاص است، هم زمان اجرای آن، هم شعر و موسیقی آن و هم نوع اجرای آن، این اثر چگونه ساخته شد؟
در مورد این قطعه باید بگویم که پیش از انقلاب مرحوم سیاوش کسرایی شعری سروده بود با نام «وحدت» که در همان گرماگرم زمستان 57 این شعر را برای دوستانش از جمله اسفندیار منفردزاده خوانده بود البته باید بگویم که نمی دانم شعر را دقیقاً کی سروده بود.
منفردزاده برای این شعر، موسیقی بسیار خوبی نوشت و تنظیم کرد که به خوبی حال و هوا و موقعیت اجتماعی آن زمان و وحدتی که بین مردم بود را نشان می داد. این قطعه را در همان زمان یعنی حدود بهمن ماه سال 1357 در اوج درگیری های خیابانی و انقلاب ضبط کردیم.
یعنی در شرایطی که جامعه در التهاب انقلاب بود، به استودیو رفتید و این اثر را اجرا کردید؟ آیا چنین امکانی وجود داشت؟
اجرا و ضبط این اثر برای من خیلی سخت بود. زیرا شرایط آن زمان بسیار جوشان بود و من به همین دلیل این ترانه را بسیار دوست داشته و دارم. موسیقی آن هم به عقیده من یکی از بهترین آثار «منفردزاده» است. زیرا از شرایط محیط و اجتماع تأثیر گرفته است و این تأثیر مسبب بروز این همه خلاقیت در ساخت این اثر شده است. البته مردم قطعه «وحدت» را با نام «محمد(ص)» می شناسند، اما در واقع این قطعه «وحدت» نام دارد و نشانه ای از وحدت و یکپارچگی مردم در آن روزهاست.
مرد گفت: دلم از آدم ها گرفته از دروغگویی ها، از دورویی ها، از نامردی ها، از تنهایی، از خیلی ها، از…
مرد ادامه داد و گفت: از این زندگی خسته شده ام، از این دنیا بیزارم ولی نمی دانم چه باید کنم، نمی دانم غم هایم را پیش چه کسی مداوا کنم.
پزشک به مرد گفت: من کسی را می شناسم که می تواند مشکل تو را حل نمایید. به فلان سیرک برو؛ او دلقک معروف شهر است. کسی است که همه را شاد می کند، همه را می خنداند، مطمئنم اگر پیش او بروی مشکلت حل می شود. هیچ کسی با وجود او غمگین نخواهد بود.
مرد از پزشک تشکر کرد و در حالی که از مطب پزشک خارج می شد رو به پزشک کرد و گفت: مشکل اینجاست که آن دلقک خود منم...!
بر اساس آمار موجود، میزان طلاق در خانواده های آمریکایی به 36 درصد کاهش یافته است که از دهه 1970، کمترین میزان طلاق محسوب می شود. این کاهش آمار در حالت کلی به دلیل آن است که همه ما و همسران مان دوست داریم متاهل باشیم اما همان اشتباه ها که گهگاه یقه هر کدام از ما را می گیرند، گاهی باعث می شوند بزرگ ترین اشتباه زندگی مان را مرتکب شویم؛ اشتباهی که شاید دیگر فرصتی برای جبرانش نداشته باشیم. پس تا دیر نشده، بهتر است این اشتباه ها را بشناسیم و قوانین جدید برای مبارزه با هر کدام از آن ها را وضع کنیم، تا زندگی های مان رنگ و بوی دیگری به خود بگیرد.
اشتباه شماره 1
هیچ وقت با عصبانیت به تختخواب نروید.
اگر
بر سر بحث ها فورا به توافق نرسید، ممکن است از خشم منفجر شوید. مسلما
ایده آل ترین حالت این است که قبل از رفتن به تختخواب، تمام مشاجره های بی
ارزش را کنار بگذاریم و طرف مقابل را ببخشیم اما مسلما هیچ کس کامل نیست؛
در واقع بیشتر زوج ها وقتی عصبی هستند، مشکلات را آن طور که باید حل نمی
کنند. یکی از خطرناک ترین کارهایی که ازدواج را به خطر می اندازد، این است
که یکی از طرفین در یک عصبانیت آنی، تمام مشکلاتش را فریاد بزند. معمولا
این کار هیچ مشکلی را حل نمی کند؛ فقط زن و شوهر را بسیار عصبانی تر از پیش
می کند.
وقتی مردم در احساساتی مثل خشم غرق می شوند، دچار شرایطی می شوند که روان شناسان آن را «غرقه سازی یا توفان»
می خوانند؛ پاسخی فیزیولوژیکی که باعث تپش قلب شده و تمرکزشان به هم خورده
و چیزی نمی توانند بگویند که بحث را منصفانه یا دوستانه حل کند.
قانون جدید: قبل از این که تصمیمی بگیرید، کمی درباره اش فکر کنید. زمانی می توان مشکلات را حل کرد که خونسرد بوده و کاملا استراحت کرده باشید. به جای آن که تا دیروقت بیدار بمانید و به بحث ادامه دهید تا پیروز شوید، کارشناسان توصیه می کنند، زوجین هر شب لحظه ای تمرکز کنند و ببینند چه چیز برای دوام ازدواج شان خوب است. بعد، حتی اگر یکی از شما یا هردوی تان به شدت عصبانی و ناراحت هستید، به یکدیگر شب به خیر گفته و دست همدیگر را برای 6 ثانیه بفشارید. قاعدتا شما آن قدر عصبانی و خسته هستید که این دست دادن بیشتر از 5 نانو ثانیه طول نخواهد کشید! اما عشق بادوام تان را به شما یادآوری خواهد کرد و نکته همین جاست! منظور این نیست که نباید به مشاجره ها و مخالفت ها رسیدگی کرد. برای این که ناراحتی های تان همان طور رسیدگی نشده، به دست فراموشی سپرده نشوند، بهتر است جلساتی را به صورت هفتگی درنظر بگیرید. با ذکر یک نکته که می تواند به دوام ازدواج تان کمک کرده یا اشاره به یکی از خصوصیات قابل ستایش همسرتان، بحث را شروع کنید و بعد هر کدام به نوبت، مشکل و دیدگاه خود را مطرح کنید.
اشتباه شماره 2
ممکن است بعضی از زوج ها به خاطر تغییرات شخصیتی شان یا علائق شان از هم دور شوند.
البته
کارشناسان می گویند، اگر به زوج های خوشبخت از نزدیک نگاه کنید، از نقطه
مشترک های ناچیز آن ها، متعجب خواهید شد. ممکن است زن از هر فرصتی برای
فعالیت های هنری استفاده کند و مرد یکی از علاقه مندان دو آتشه ورزش باشد
اما آن ها یاد گرفته اند که ضمن جدا بودن از یکدیگر، در کنار هم باشند؛
یعنی گاهی خانم برای همراهی کردن همسرش که مشغول تماشای مسابقه ای ورزشی
است، کنارش بنشیند. در واقع، کارشناسان می گویند علائق مشترک یا حتی خلق
وخوی مشابه نمی تواند دوام ازدواج را بیمه کند. اگر چنین فاکتورهایی واقعا
مهم بود، زوج هایی که از طریق مراکز همسریابی- که معمولا براساس وجوه مشترک
به هم معرفی می شوند- با هم آشنا می شدند، شانس بیشتری برای حفظ زندگی
مشترک خود داشتند تا آن هایی که اتفاقی یکدیگر را دیده و پسندیده بودند اما
این طور نیست!
قانون جدید: ازدواج بر اساس احساسات دوام پیدا نمی کند؛ نیاز به تلاش همسران دارد. زوج ها باید با ناسازگاری ها، بیماری ها، مشکلات مالی و مسائل کودکان و شاید حتی با مشکلات کاری کنار بیایند. آن ها با هم کنار می آیند چون معتقدند که یک گروه هستند و همه با هم به دنبال راه هایی هستند که آن ها را چه در شادی و چه در غم، در کنار یکدیگر نگه دارد. حقیقت این است که همه ما دائما تغییر می کنیم و این یک نعمت است. اگر در طول مراسم ازدواج، اسپری تثبیت کننده روی عروس و داماد پاشیده می شد (!) زندگی خیلی خسته کننده می شد اما باید سعی کنید که همیشه همگام با همسرتان تغییر کنید و با هم، از مذاکرات و مصالحه ها لذت ببرید و در تغییرات یکدیگر وارد شوید.
اشتباه شماره 3
هر چه شما و همسرتان پیرتر می شوید، روابط زناشویی برای تان کم اهمیت تر می شوند.
البته
این باور کاملا اشتباه است؛ گزارش ها حاکی از آن است که حفظ صمیمیت و
نزدیکی زوجین در طول سال های زندگی، می تواند باعث بهبود رابطه شود. در
واقع زوج هایی موفق هستند که در مورد رابطه خود با یکدیگر صحبت کنند و
بتوانند نیازهای یکدیگر را به طور کامل برآورده کنند.
قانون جدید: از آنجا که صحبت کردن در مورد نوع رابطه و نیاز همسران، می تواند تامین کننده کیفیت زندگی زناشویی باشد، بهتر است شما هم، حداقل هر هفته، زمانی را فقط به خود و همسرتان اختصاص دهید تا اگر مشکلی در این میان وجود دارد، فرصت کافی برای حلش داشته باشید. به این ترتیب میزان رضایت شما از زندگی مشترک افزایش خواهد یافت و کیفیت زندگی تان نیز روز به روز بهتر از قبل خواهد شد.
اشتباه شماره 4
وقتی بچه ها ازدواج می کنند، دلیلی برای ادامه زندگی مشترک وجود ندارد.
وقتی
بچه ها به سراغ زندگی مستقل خود می روند، خانه سوت و کور می شود و بسیاری
از والدین نمی توانند با شرایط جدید کنار بیایند. آن ها در طول زندگی با
فرزندان، آن قدر از همسرشان دور شده اند که احساس می کنند با رفتن فرزندان،
دیگر دلیلی برای ادامه زندگی مشترک وجود ندارد. در صورتی که کارشناسان
معتقدند، ازدواج بچه ها می تواند فرصت دوباره ای برای شکوفایی مجدد زندگی
زناشویی باشد. زوجین در این زمان، فرصت، پول و آزادی بیشتری برای تفریح ها و
وقت گذرانی با یکدیگر دارند. همچنین در نبود بچه ها، دلایل کمتری برای
مشاجره و بحث وجود خواهد داشت!
قانون جدید: وقتی بچه های تان سر زندگی خود می روند، رابطه خود و همسرتان را در کانون توجه قرار دهید. فهرستی از علاقه مندی های خود و همسرتان تهیه کنید که با وجود بچه ها شرایط لازم برای انجام شان را نداشتید و حالا می توانید این سرگرمی ها را برای خود ایجاد کنید. حالا شما می توانید ساعت ها با هم وقت بگذرانید، برای شام به رستوران بروید، بدون دغدغه با هم فیلم تماشا کنید و کسی هم مزاحم تان نیست!
اشتباه شماره 5
همه افراد مسن دچار بحران می شوند؛ مصداق بارز «پیری و معرکه گیری»!
شاید
بسیاری از مردان، وقتی به سن خاصی می رسند، کارهای عجیب و غریب انجام دهند
و شما احساس خواهید کرد که آن ها می خواهند جوانی از دست رفته را باز
یابند. حتی ممکن است به فکر تجدید فراش بیفتند و کار را به جاهای باریک
بکشانند اما روان شناسان می گویند، تمام آدم ها در دوره ای از زندگی
میانسالی خود دچار انقلاب درونی می شوند.
قانون جدید: اسم این تغییرات را بحران نگذارید و
بدانید که این تغییرات فقط مخصوص آقایان نیست. معمولا وقتی آدم ها وارد دهه
چهارم، پنجم و بالاتر زندگی می شوند، چشم اندازشان به زندگی تغییر می کند.
مسئولیت ها رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و باعث تغییر جهت شما می شوند.
ممکن است در این سنین با نخستین بیماری جدی زندگی تان رو به رو شوید، یا
(خدایی ناکرده) مرگ یکی از والدین باعث شود زندگی تان را بازبینی کنید و
تصمیم های جدیدی بگیرید.
تمام این اتفاق ها طبیعی و غیر قابل اجتناب
هستند و بهترین راه برای روبرویی با این تغییرات، این است که یاد بگیرید
چطور در راهی قدم بگذارید که این اتفاق ها شما را به سویش می رانند. شاید
در همین سال ها بتوانید دست به تجارتی بزنید که سال ها آرزوی انجامش را
داشته اید اما جراتش را در خود سراغ نداشتید و مطمئن باشید که موفق هم می
شوید. افرادی که یاد می گیرند به جای عبارت «بحران میانسالی» از «نوسازی»
استفاده کنند، می توانند جهش های بزرگی در این دوران از زندگی خود ایجاد
کنند؛ یادتان باشد آن چیزی که برای شما خوب است، برای زندگی مشترک تان نیز
مفید خواهد بود.
.:: This Template By : web93.ir ::.