+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

افرادي که در اين مطب با آنها آشنا مي شويم، در واقع در گروه و رسته و صنف خود عنوان جوانترين را به يدک مي کشند،ازمادربرزگ گرفته تا خالکوب.

1.جوانترين مادربزرگ

اين خانم خانه دار رومانيايي تنها با 25 سال سن، لقب جوانترين مادربزرگ دنيا را به خود اختصاص داده است. ريفکا استانسکو در 12 سالگي صاحب اولين فرزند خود شد و نامش را ماريا گذاشت.

عجیب‌ترین جوان‌های دنیا را بشناسید!+عکس


هر چند مادر به دخترش توصيه کرده بود که مثل او زود ازدواج نکند، اما ظاهرا گوش ماريا به اين حرف ها بدهکار نبود، چراکه او هم در يازده سالگي صاحب فرزند شد. به اين ترتيب ريفکا تنها 23 سال داشت که طعم مادربزرگ شدن را چشيد.
 
2.جوانترين مربي يوگا

جوانترين مربي يوگاي دنيا يعني شروتي پندي هندي، تنها 6 سال سن دارد و دو سال است که به شاگرادنش آموزش يوگا مي دهد.

عجیب‌ترین جوان‌های دنیا را بشناسید!+عکس


استعداد اين مربي بيش از حد جوان را مربي 67 ساله اش کشف کرد و شروتي 6 ساله حالا کلاس يوگاي خود را در ساعت 5:30 دقيقه  صبح شروع مي کند.

شاگردان شروتي از تاجر و معلم گرفته تا خانه دار و بازنشسته با اشتياق سر کلاس مربي جوانشان حاضر مي شوند.
 
3.جوانترين مديرعامل

سيندهوجا راجارامان هم تنها با 14 سال سن، عنوان جوانترين مديرعامل دنيا را به خود اختصاص داده است. اين دختر دانش آموز بر شرکت فعال در زمينه  انيميشن مديريت مي کند؛ شرکتي که پدرش در اکتبر سال 2010 آن را راه اندازي کرد.

عجیب‌ترین جوان‌های دنیا را بشناسید!+عکس


وي هم به مدير بودن خود افتخار مي کند و هم به انيماتور بودن خود.

4.جوانترين موج سوار

جايلان آمور فقط دو سال سن دارد، اما در حال حاضر موج سواري حرفه ايست. اين پسر استراليايي که پدرش او را در اين کار بسيار همراهي مي کند، بارها مورد تحسين قرار گرفته است.

عجیب‌ترین جوان‌های دنیا را بشناسید!+عکس


پدر جايلان اصلا از اينکه پسرش به دريا بيفتد، نگراني ندارد، چرا که پسر دوساله اش شنا بلد است و خود را به ساحل رسانده و منتظر پدر مي شود تا به او کمک کند.
 
5.جوانترين خالکوب

روبي ديکينسون با اينکه تنها 4 سالش است، ولي در خالکوبي براي خود در دنيا اسم و رسمي دارد.

عجیب‌ترین جوان‌های دنیا را بشناسید!+عکس


روبي چهار ساله در حالي هر روز بعد از تمام شدن مهدکودک به تدريس خالکوبي مي پردازد که بزرگترين دغدغه همتايان و همسالانش اسباب بازي ها و تفريح هايشان است.

 6.جوانترين تيرانداز

ميکو آندرس فيليپيني در سن 6 سالگي جوان ترين تيرانداز به شمار مي آيد. اين پسر بچه شش ساله با رقبايش در تيراندازي به اهداف متحرک رقابت تنگاتنگي دارد.

عجیب‌ترین جوان‌های دنیا را بشناسید!+عکس


ميکو البته هم به خوبي نظم و انضباط را رعايت مي کند و هم به ديگران احترام مي گذارد.
 
7.جوانترين کارشناس IT

مارکو کالاسان از مقدونيه با 8 سال سن، جوانترين کارشناس IT است. او مي تواند از همين حالا و با همين سن کم شغل پر درآمدي داشته باشد، اما مشکل اينجاست که او هنوز کلاس سوم را هم تمام نکرده است.

عجیب‌ترین جوان‌های دنیا را بشناسید!+عکس


مارکو که پدر و مادرش هم کارشناس همين رشته هستند، توانسته از آزمون هاي مايکروسافت به سلامت عبور کند


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

و این هم آقای پنج میلیاردی
در میان این تعداد سوپراستار و بازیگر و هنرور پرافاده، رضا عطاران، از آن‌جا بی‌همتاست که چیزی نیست غیر از آنی که انتظار داریم. او بعد از موفقیت خیره‌کننده فیلم آخرش، هنوز همان آقای جبلی است. همان رضا عطاران که سال‌ها پیش بود.

از تلخی‌ها دوری می‌کنم


زنـدگـی به سبک خیام


رمز و  راز زندگی بازیگر رکوردشکن سال چیست؟


آقای جبلی روبه‌روی ما نشسته بود. بدون آن موهای افشان و آن عینک غلط‌‌انداز. آقای جبلی، همان معلم بی‌دست‌و‌پا و تو‌دل بروی دبیرستان دختران المپیادی. این، بعدازظهر جمعه‌ای بود که گفت‌وگو با رضا عطاران دلپذیرترش کرد. وقتی که کارتان روزنامه‌نگاری در حوزه سینما و تلویزیون باشد، این بعدازظهر را از یاد نخواهید برد. در میان این تعداد سوپراستار و بازیگر و  هنرور پرافاده، رضا عطاران، از آن‌جا بی‌همتاست که چیزی نیست غیر از آنی که انتظار داریم. او بعد از موفقیت خیره‌کننده فیلم آخرش، هنوز همان آقای جبلی است. همان رضا عطاران که سال‌ها پیش بود. در این گفت‌وگو از سادگی‌اش، از بی‌خیالی‌اش و حسی که هی به ما می‌گفت او سرکارمان گذاشته، لذت بردیم. از تک‌جمله‌هایش و خنده‌هایی که درست مثل خنده‌های آقای جبلی بود. خنده‌هایی که گرچه در خود فیلم به آن نمی‌خندیدند، اما ایرانی‌ها را روده‌بُر کرده است. اگر می‌خواهید بدانید چرا همه رضا عطاران را دوست دارند، بد نیست که این گفت‌وگو را هم بخوانید. گفت‌وگو درباره مردی که هرگز نمی‌تواند گریه کند.

 بازیگران طنز، جدی گرفته نمی‌شوند


این‌که وقتی مردم ما را می‌بینند به فکر خنده و شادی می‌افتند، خیلی بد نیست، اما این مساله به مرور باعث این شده که بازیگران طنز در ایران خیلی حال‌شان خوب نباشد. اصولا یک بازیگر دوست دارد در ژانرهای متنوع نقش‌آفرینی کند، اما در ایران خیلی سریع در یک کلیشه تثبیت می‌شود.همین مساله باعث شده خیلی از بازیگران طنز که هیچ‌وقت جدی گرفته نشدند، سرخورده شده و اتفاق‌های خوبی برایشان نیفتد. در خیلی از جاها که برایشان مهم است، تحویل گرفته نمی‌شوند؛ مثلا در جشنواره‌ها. البته خوشبختانه همه‌جا ما را دعوت می‌کنند، اما وقتی پای جایزه دادن وسط می‌آید، خبری نیست. خود خانم آسایش که امسال به دلیل نقش‌آفرینی در یک نقش طنز جایزه گرفت، در اصل بازیگر جدی است و به عقیده من اگر یک بازیگر کمدی بود، این جایزه را به او نمی‌دادند. این‌طور می‌شود که بازیگران طنز به مرور به ورطه بازی در فیلم‌هایی که خیلی جالب نیست و خودشان هم خیلی دوست ندارند، می‌افتند. خود من هم فیلم‌هایی بازی کرده‌ام که جالب نبوده.

 من و مدیری در هملت


در کارهای نمایشی که انجام می‌دادیم، در عین حال که همه‌چیز جدی بود، خودم احساس می‌کردم که تماشاچی با ناخودآگاه من که به طنز می‌زد، بیشتر همراه است. مثلا دو نمایش کار کردم با دکتر قطب‌الدین صادقی. نمایش‌های هملت و سیمرغ. من و آقای حسن خلیلی‌فر نقش دوستان هملت را داشتیم. یادم هست با وجود این‌که نقش جدی بود، تماشاچی می‌خندید. در سیمرغ هم من یکی از 30 مرغ بودم که باز هم همین اتفاق می‌افتاد. در نمایش هملت مهران مدیری هم نقش لاهرتیس برادر اوفیلیا را بازی می‌کرد. با هم همانجا آشنا شدیم. دو، سه سال بعد از این، هسته اولیه گروه ساعت خوش در نوروز 72 شکل گرفت که شامل مرحوم داوود اسدی، ارژنگ امیرفضلی و مهران مدیری بود که بعد قرار شد ساعت خوش را با بازیگران بیشتری کار کنند. در مرحله اول از 70 نفر تست گرفتند که من در آن حاضر نبودم، اما مدیری بعدا یادش آمده بود و با من تماس گرفت و من هم به گروه ملحق شدم. سعید آقاخانی هم از بچه‌هایی بود که در هملت کار کرد. یوسف صیادی هم در سیمرغ حضور داشت و از همین طریق ساعت‌خوشی شد.

 تقدیر بی‌تقصیر نیست


مراقبت یکی از مهم‌ترین نکات برای موفقیت است، اما من خیلی‌ها را می‌شناسم که بیشتر مراقبت می‌کنند، کتاب‌های بیشتری می‌خوانند و... ولی اتفاقات خوبی برایشان نمی‌افتد. علت این موضوع را نمی‌دانم. اما برای بعضی‌ها اتفاقات خوبی می‌افتد و برای بعضی‌ها هم نه. مثلا خود من داشتم زندگی‌ام را می‌کردم که یکهو ساعت خوش پیش آمد و ما رفتیم جلو.

 مطالعه را دوست ندارم


زشت است بگویم، اما من مطالعه را اصلا دوست ندارم، همان‌طور که دوست ندارم کسی هنر را به من آموزش بدهد. من در این مورد تجربه کردن را ترجیح می‌دهم. البته علت این‌که مطالعه نمی‌کنم، این است که قبلا تاثیر کتاب‌ها را روی خودم دیده‌ام، مثل وقتی که سری کامل کتاب‌های کامو را خواندم. من زود تحت تاثیر قرار می‌گیرم و بنابراین از خواندن اجتناب می‌کنم. راه‌حل من نوشتن درباره چیزی است که باید درباره‌اش بخوانم. البته من دارم از همه یاد می‌گیرم، اما درس گرفتن را دوست ندارم. دانشگاه را هم به همین دلیل رها کردم.

   من و همسر بازیگرم


دغدغه‌های امروز من شبیه به آدمی است که زن دارد،  16 سال است ازدواج کرده و کارگردان است. مهم‌ترین چیز هم در زندگی‌ام، کار است.
همسر من در اوایل زندگی مشترک تئاتر کار می‌کرد، اما یواش‌یواش بی‌خیال شد. البته الان گهگاه بازی می‌کند.
مثلا در فیلم صندلی خالی بازی کرد و نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر شد. کارش خیلی خوب است اما ظاهرا خیلی علاقه ندارد.
البته نگاه او جدی است و از دست من حرص و جوش می‌خورد.

مدیری ظاهرا با زندگی حال نمی‌کند


بزرگ‌ترین ویژگی مهران مدیری به عقیده من هوش سرشاری است که دارد و توانایی جمع کردن آدم‌هایی که البته آنها جنم خوبی در بازیگری طنز دارند و امتحان‌شان را پس داده‌اند. او سال‌های سال در اوج بوده و مردم دوستش دارند و این چیز کمی نیست. البته او ظاهرا خیلی با زندگی حال نمی‌کند. من چون خیلی رفت و آمدی با مدیری ندارم، در این مورد نمی‌توانم اظهارنظر کنم.

  نه مظلومم، نه غمناک


من اصلا بلد نیستم جوک تعریف کنم. یعنی وقتی یک جوک خوب را برای بقیه بازگو می‌کنم، کلا طوری تعریفش می‌کنم که حتی یک نفر  هم نمی‌خندد. این یکی از خصوصیات من است. اما فکر می‌کنم چهره‌ام به من کمک کرده تا کمی به عنوان یک بازیگر طنز، جا بیفتم. ضمن این‌که علاقه زیادی هم دارم. البته چهره‌ام یک‌ کمی مظلوم است و این چیزی است که من از آن حسابی سوءاستفاده کرده‌ام. به‌خصوص در دوران دبیرستان که همه فکر می‌کردند بچه درس‌خوانی هستم. مرا می‌گذاشتند مبصر در حالی که من رهبر شلوغی‌ها و شیطنت‌ها بودم. البته وقتی که مدیر و ناظم می‌آمدند، دوباره من همان آدم مظلومه می‌شدم و اگر با کسی هم مشکل داشتم، کارش ساخته بود!

   پدرم به هنر علاقه‌ای ندارد


17 سال پیش که ساعت‌خوش را بازی کردم، 27 سالم بود. آن موقع در اکثر مصاحبه‌ها راجع به کودکی، خانواده و... حرف می‌زدم و آخرش کار به جایی رسیده بود که همه می‌دانستند که من قورمه‌سبزی دوست دارم. اما برای این‌که شما هم بدانید، ما یک خانواده 6 نفره بودیم. چهار برادر و خواهر. این خانواده ربطی به هنر نداشت، اما از سال 58 و 59 کار هنر را شروع کردم، در حالی‌که سنی هم نداشتم.
در کوچه بچه‌ها را جمع می‌کردم و نمایش اجرا می‌کردم. همیشه هم اجراها مربوط به زمانی بود که پدرم نبود. او موافق کار من نیست. پدر من کارمند دفتر ترمینال اتوبوسرانی بود و هنوز هم علاقه‌ای به کار من ندارد. یک بار پدرم وسط یک اجرای خانگی سر رسید و همه میهمانان را ریخت بیرون!

روی بچه‌نداری توافق داریم!


  من و همسرم بچه‌های مردم را دوست داریم، اما تصمیمی برای پدر و مادر شدن نگرفته‌ایم

مردم با اسم کوچک صدایم می‌کنند


من ماشین ندارم و رانندگی نمی‌کنم و همین باعث می‌شود که خیلی بیشتر با مردم باشم و از حرف‌های آنها استفاده کنم. نمی‌دانم دلیلش چیست، اما مردم به راحتی درباره مشکلات‌شان با من صحبت می‌کنند. حتی مرا با اسم کوچک –رضا– صدا می‌کنند. مردم به من اطمینان می‌کنند، اما اشتباه‌شان همین‌جاست! (خنده)

هیچ‌وقت از پا نمی‌افتم


بازیگری تنها راهی است که می‌توانم از آن راحت زندگی کنم و بهترین راهی است که می‌توانم به زندگی زیاد فکر نکنم. بنابراین اگر یکی، دو کار نه‌چندان خوب در بین کارهایم اتفاق افتاد، نباید همه‌چیز را کنار بگذارم و افسرده بشوم. باید به دنبال راه فرار باشم و آن را جبران کنم. در این مورد نمی‌توانم زیاد توضیح بدهم، چون احتیاج به صراحتی دارد که الان همراهم نیست.

  بازیگری، 15 سال است و بعد...


پول را دوست دارم؟ بله. البته الان دیگر نه. خیلی از کارهایی را که دوست داشتم انجام داده‌ام و حالا در نقطه صفرم. به نظر من درباره ثروت بازیگرها یا کارگردان‌ها قضاوت درستی نمی‌شود. چون کار ما مقطعی است. مثلا خود من امسال فقط در کار خودم بازی کردم، چون اولین فیلمم هم بوده، قرارداد خیلی خوبی نبستم. فرض کنید من تا آخر سال دو کار دیگر هم بکنم. فرض کنید این موفقیت‌ها تا پنج سال دیگر هم ادامه داشته باشد، خب، بعد از این چه می‌شود؟ خیلی از بازیگرانی که سه دهه پیش بیشترین دستمزد را می‌گرفته‌اند، بروید ببینید شرایط زندگی‌شان چطور است. بازیگری یک مقطع 10 تا 15 ساله دارد. هرکسی را ببینید که مسن است و قبلا شرایط خوبی داشته، الان این وضعیت را ندارد.
من باور نمی‌کنم که بازیگری برای حضور در یک سریال، ماهی 50 میلیون تومان دستمزد می‌گیرد. همیشه این ارقام غیرموثق است و بالا و پایین گفته می شود. البته هرچه‌قدر هم که این دستمزد بالا باشد، باز هم قرار است از این پول در طول عمر استفاده شود که با توجه به این‌که بازیگرها عموما دوراندیشی اقتصادی ندارند، بعد از پنج، شش سال این پول تمام می‌شود.

  کار دوم


نه‌تنها من که همه بچه‌ها دنبال این هستند که کنار این کار، یک کار دومی انجام بدهند. وقتی دور هم جمع می‌شویم، از هم سوال می‌کنیم چه شد آن کار؟ آن رستورانی که قرار بود بزنی، به کجا رسید؟ ولی هیچ‌وقت این حرف‌ها به جایی نمی‌رسد. خود من تنبلی مفرطی دارم و فکر اقتصادی خوب هم ندارم. خیلی‌ها زدند به یک کاری و آن چیزی را هم که داشتند، از دست دادند. در کل شرایط خیلی جالب نیست. حتی اگر خبر سراسری اعلام کند فلانی 100 میلیون و دیگری 50 میلیون گرفته، اما آن بازیگر 100 میلیونی بنده خدا چهار سال است کار نکرده و از همه ما بدبخت‌تر است!

 عکس من در عکاسی


آن عکاسی‌ای که عکس مرا به عنوان تابلو استفاده می‌کند، یک دوست است که بده‌بستان مالی خاصی بین‌مان برقرار نیست.

بازی من به کارهای مدیری نمی‌خورد


بزرگ‌ترین ویژگی ساعت‌خوش تنوع نقش‌هایش بود. مثلا نادر سلیمانی، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، من، رامین ناصرنصیر، رضا شفیعی‌جم، خود مهران مدیری، حمید لولایی و... هرکدام یک‌جور بودند و یک‌جور بازی می‌کردیم. مثلا ارژنگ نقش‌های فانتزی را دوست داشت و داوود اسدی خدابیامرز، طنزهای جدی را بازی می‌کرد که معنای فلسفی داشت. من و سعید آقاخانی کار رئال دوست داشتیم که همین حالا هم همان سلیقه را داریم. علت این‌که من بعدا با مهران مدیری کاری انجام ندادم، همین است. چون با وجودی که دوست داشتم، اما کاراکتر بازی‌ام به نقش‌های او نمی‌خورد و به من نمی‌چسبد. من واقعا دوست داشته‌ام که با مدیری کار کنم، اما نشده. از خدایم است که مدیری در یکی از کارهای من بازی کند، اما از نقش‌هایی که رد می‌کند، مطمئن می‌شوم که حتما با من کار نخواهد کرد.

اولین برخورد با رامبد


اولین تجربه کارگردانی من «سیب خنده» بود که برای گروه کودک شبکه اول انجام دادم. رامبد جوان در همان زمان داشت کار «خانواده سبز» را با همان دفتر با مرحوم شکیبایی و بقیه انجام می‌داد. ما در آن سال‌ها با هم آشنا شدیم و سال بعد هم در «سرزمین سبز» با هم کار کردیم. رامبد آدم خوب، درست و البته رکی است. در این خصوصیت اخیر، من کاملا برخلاف او هستم.

  من خودم را بازی می‌کنم


به نظر من بزرگ‌ترین بخش کار هر کارگردان، انتخاب بازیگر است و اگر انتخاب بازیگر درست باشد، 70 درصد کار حل شده است. من خیلی در پیش‌تولید کار به این موضوع دقت می‌کنم. این‌که سوال می‌کنید چرا من نقش آدم‌های آسمان جُل را بازی می‌کنم، به این دلیل است که شما باور نخواهید کرد که من یک آدم پولدار هستم. این را قبلا امتحان کرده‌ام. در فیلم کلاهی برای باران، قرار بود نقش آدم پولداری را بازی کنم که به دزدی علاقه داشت، اما در نهایت باز اتفاق دیگری افتاد و اتفاقا راه درست را رفتیم. حالا هر بازیگری وقتی در نقش فرو می‌رود، بهتر است نقش را از وجودش بگیرد. من فکر می‌کنم این سربه‌هوایی، جدی نگرفتن کارها و شوخی کردن با همه چیزهای اطراف در من هست و از آن استفاده می‌کنم. من به خودم آموزش داده‌ام که این‌طور باشم تا اتفاقات جدی دنیا رویم تاثیر نگذارد.

  وقتی متن ورود آقایان ممنوع را خواندم...


اولین بار که فیلمنامه ورود آقایان ممنوع را خواندم، سه سال پیش بود. این فیلم قرار بود در دفتر آقای منوچهر محمدی توسط خانم مرضیه برومند ساخته شود و من هم همین نقش آقای جبلی را داشتم. همان وقت من فکر می‌کردم برای این متن یک اتفاقی می‌افتد. آن زمان نشد ولی سری بعد که رامبد جوان کارگردان شد، دیدم شرایط همان‌طور خوب است و متن هم بهتر شده. پیشنهاد خوبی بود، قبول کردم و واقعا راضی‌ام. برای خود من موفقیت فیلم بیشتر از حد انتظار بود.

  دستمزد من نصف مبلغ اعلام شده است


مبلغی که در تلویزیون به عنوان دستمزد بازیگران اعلام شد، برای من خیلی خوب بود؛ چون دستمزدم را بالا برد! البته دستمزد من در حد نصف چیزی بود که اعلام شده بود. همان‌طور که می‌دانید دستمزدها مبنای خاصی ندارد و بالا و پایین می‌شود. یک موقع هست که دوست داری با یک کارگردان کار کنی و نصف قیمت می‌گیری و برعکس. یک موقع فقط برای پول کار می‌کنی. بازیگر نقش مقابل و شرایط مختلف در این زمینه موثر است.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
این جشنواره جذاب و خوش مزه در نمایشگاهی در استان جیانگسو به نمایش درآمد.
عکس جشنواره غذاهای چینی
 
عکس جشنواره غذاهای چینی
 
عکس جشنواره غذاهای چینی
 
عکس جشنواره غذاهای چینی
 
عکس جشنواره غذاهای چینی


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
 
اینجا قطعه نوزادان آرامستان بهشت سکینه (س) است؛ مهدکودکی که مربی آن خداست. حدود 16 هزار نوزاد در قطعه نوزادان بهشت سکینه آرام گرفته اند.
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست
 
تصاویر مهد کودکی که مربی آن خداست


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

جام جم: ماموران پليس «فتا»ي خراسان شمالي مجرم اينترنتي را كه تصاوير مبتذل در فيس‌بوك قرار مي‌داد، دستگير كردند.

سرهنگ «يلي» رئيس پليس«فتا»ي فرماندهي انتظامي استان خراسان شمالي در اين رابطه گفت: برابر اخبار واصله مبني بر اين‌كه برخي از كاربران فيس‌بوك اقدام به بارگذاري تصاوير مبتذل و غيراخلاقي در شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي مي‌كنند و انتشار اطلاعات در فضاي مجازي آثار تخريبي براي جامعه و شهروندان را به دنبال دارد، ماموران پليس فتا وارد عمل شدند.
 
يلي افزود: پليس فتا با انجام گشت‌هاي سايبري و رصد فضاي مجازي موفق به شناسايي فردي شد كه اقدام به ايجاد كامنت‌هايي همراه تصاوير مبتذل و غير اخلاقي در فضاي فيس‌بوك مي‌كرد.
 
وي خاطر نشان كرد: فرد مورد نظر با ايجاد گروه‌هاي دوست‌يابي درصدد اغفال و جذب افراد بويژه دختران جوان بوده و هدايت گروه‌هاي دوست‌يابي را نيز در شبكه‌هاي اجتماعي به عهده داشت.
 
اين مقام انتظامي با اشاره به دستگيري متهم طي يك عمليات غافلگيرانه اظهار كرد: طي بازرسي از محل كار و منزل متهم 2 دستگاه رايانه حاوي تصاوير مبتذل و غيراخلاقي كشف شد.
 
وي تصريح كرد: متهم نيز در مقابل ارائه مستندات و اقدامات فني پليس فتا لب به اعتراف گشود و به جرمش اعتراف كرد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

 سال‌هاست كه كره از نظر متخصصان تغذیه و پزشكان، دشمن قلب شناخته می‌شود. به همین دلیل در سال‌های اخیر نسل جدید و به اصطلاح رژیمی ‌این فرآورده با نام كره گیاهی یا مارگارین پا به بازارعرضه گذاشته است.

 این محصول در ابتدا طرفداران زیادی به خود جلب كرد، ولی با گذشت اندك زمانی به توصیه همان متخصصانی كه مصرف زیاد كره لبنی را منع كرده بودند، مصرف زیاد این محصول نیز محدود شد، مگر گیاهی بودن این محصول دلیل بر فقدان كلسترول، چربی‌های اشباع و كالری آن نیست؟
 
كره گیاهی واقعیت داردبه كره‌ای كه از روغن گیاهی تهیه می‌شود، مارگارین می‌گویند. مارگارین خواص ظاهری و فیزیكی مشابه با كره لبنی دارد، ولی پایه اصلی آن شیر نیست. این محصول اغلب‌ از انواع روغن‌های نباتی چون ذرت، آفتابگردان، سویا و كتان به همراه برخی افزودنی‌ها تهیه می‌شود.
 
معمولا برای تهیه مارگارین بعد از آن‌كه روغن را تحت فشار وبه وسیله حلال‌های شیمیایی از گیاهان روغنی استخراج كردند، طی فرآیندهای حرارتی، عملیات تصفیه، بوگیری و رنگبری روی آن انجام می‌دهند و برای آن‌كه قوامی‌ مشابه كره یابد، آن را هیدروژنه یا جامد می‌كنند. سپس با افزودن تركیباتی چون شیرخشك بدون چربی، طعم‌دهنده‌های مصنوعی، امولسی فایر، برخی ویتامین‌های ضروری چون ‌A و D و نمك، روغن هیدروژنه به كره گیاهی تبدیل می‌شود.
 
ارزش تغذیه‌ای كره گیاهیاین كره فاقد ویتامین‌های موجود در شیر بوده و از لحاظ املاحی چون آهن، روی و مس فقیر است. البته این كره خواص تغذیه‌ای روغن‌های گیاهی را داراست، ولی به دلیل فرآیندهای حرارتی تا حدود زیادی از ریزمغذی‌هایش كاسته می‌شود.
 
به همین دلیل برای آن‌كه این محصول را از نظر تغذیه‌ای مشابه كره لبنی كنند با افزودن ویتامین‌هایی چون A وD آن را غنی و با افزودن طعم‌دهنده و مواد رنگی طعم و مزه مخصوص كره را در آن ایجاد می‌كنند. خوب است بدانید امولسی فایر، تركیبی است كه جهت جلوگیری از دو فاز شدن و ایجاد پایداری به این كره افزوده می‌شود و نمك نیز به دلیل جلوگیری از فعالیت و رشد باكتری‌ها و میكروارگانیسم‌ها و همچنین افزایش زمان ماندگاری در این محصول كاربرد دارد. نمك این محصول می‌تواند تا حدودی برای افراد مبتلا به پرفشاری خون دردسرساز باشد.
 
كره گیاهی حاوی كالری و كلسترول استمارگارین برعكس آنچه تصور می‌شود، كم كالری یا فاقد انرژی نیست. مارگارین معمولی مانند كره لبنی حاوی 80 درصد چربی بوده و از نظر تولید میزان انرژی هیچ تفاوتی با كره ندارد. تنها تفاوت این دو محصول در نوع چربی گیاهی و حیوانی آنهاست. هر دو نوع چربی در هر گرم حاوی 9 كالری انرژی هستند.

نكته مهم‌تر، اسیدهای چرب ترانس این محصول است. به دلیل آن‌كه اسیدهای چرب غیراشباع روغن‌های گیاهی طی فرآیند‌های حرارتی و هیدروژنه به چربی‌های اشباع تبدیل و از فرم طبیعی خود خارج می‌شوند، بر میزان چربی اشباع ترانس محصول تولیدی افزوده شده و مصرف زیاد آن می‌تواند موجب افزایش كلسترول بد خون شود و برای بیماران قلبی‌ـ عروقی، كبدی و مبتلایان به تری گیلیسیرید و كلسترول بالا مضرباشد.

از طرفی‌ مصرف طولانی مدت اسیدهای چرب ترانس می‌تواند با تضعیف سیستم ایمنی بدن، التهاب و واكنش‌های آلرژیك را در مصرف كننده ایجاد كند.
 
كره لبنی، طبیعی‌تر از كره گیاهی استموضوع دیگر یون نیكلی است كه در زمان هیدروژنه یا جامد كردن، به محصول اضافه می‌شود. نیكل نوعی فلز سمی است كه نقش كاتالیست یا تسریع‌كننده فعل و انفعالات شیمیایی را طی فرآیند هیدروژناسیون ایفا می‌كند.

این یون اگر در انتهای فرآیند به طور كامل از محصول جدا نشود، مصرف آن در درازمدت می‌تواند باعث بالا رفتن احتمال ابتلا به ناراحتی‌های ریوی، كلیوی و فشار خون شود.

در ضمن اگر محصول بیش از حد هیدروژنه و سفت شود، قابلیت هضم و جذب آن كاهش می‌یابد و مصرف‌كننده را دچار اختلالات گوارشی خواهد كرد. ‌اما خوب است بدانید این موضوع در مورد كره لبنی صدق نمی‌كند.

چون چربی شیر اشباع و از همان ابتدا به صورت جامد از شیر گرفته شده و نیازی به هیدروژنه شدن ندارد و طبیعی‌تر از كره گیاهی به دست می‌آید.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

به دنبال اوج گرفتن انتقادها هیلاری سوانک پولی را که بابت شرکت در جشن تولد رئیس جمهور چچن گرفته بود، به سازمان​های خیریه بخشید.

تاسف ستاره بازیگری برای شرکت در تولد یک سیاستمدار + عکس


 به گزارش خبرآنلاین، این خبر را سخنگوی هیلاری سوانک، بازیگر سرشناس هالیوود و برنده دو جایزه اسکار اعلام کرده​است.


سوانک با ابراز «تاسف عمیق» بایت شرکت در جشن تولد رمضان قدیر​اف، مدعی شده از سیاست های او بی خبر بوده است.سازمان های حقوق بشری معتقدند که قدیر​اف با استفاده از شیوه​هایی چون ارعاب، آدم ربایی و اعدام مسلمانان بر چچن حکومت می​کند.


هیلاری سوانک بازیگری​است که برای بازی در فیلم​های «عزیز میلیون دلاری» و «پسرها گریه نمی​کنند»، برنده اسکار بازیگر نقش اول زن شده است.
چندی پیش روزنامه ایندیپندنت هم فهرست کوتاهی از ستاره​هایی را منتشر کرد که در مراسم مربوط به دیکتاتور​ها شرکت کرده​اند.
 
استینگ / این خواننده نامدار برای برگزاری کنسرتی در ازبکستان مورد انتقاد قرار گرفت، کنسرتی که توسط دختر دیکتاتور این کشور، «اسلام کریموف» برگزار شده بود. استینگ گفت با این که از سوء شهرت این رئیس جمهور خبر داشت، تصمیم به اجرا گرفت. او گفت:«بایکوت فرهنگی ضد توسعه است.»
 
شارون استون، کوین کاستنر، ژرار دوپاردیو / وقتی در جشن خیریه ای که در روسیه برگزار می​شد، ولادیمیر پوتین سرزده وارد شد، جمعیت بلند شد و مشغول کف زدن شد. جلوتر از همه ستاره​هایی که مشغول ابراز احساساتی پرشور برای پوتین بودند، شارون استون، کوین کاستنر و ژرار دوپاردیو دیده می​شدند. بعدا مشخص شد، چیزی گیر بیمارستان​هایی نیامد که این جشن برای کمک به آن ها برگزار شده​ بود.
 
بیانسه / این خواننده مبلغی در حدود 2/1 میلیون دلار به جیب زد تا اجرایی خصوصی برای خانواده قذافی در سال 2009 در «سن بارتس» واقع در جزایر کارائیب داشته باشد. بیانسه پس از سقوط قذافی گفت که این پول را صرف امور خیریه کرده است. بیانسه گفت:«به محض این که از ارتباط قضیه با قذافی مطلع شدم، پول را برای قربانیان زلزله هائیتی فرستادم.»


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
به گزارش مشرق به نقل از مهر، چند صباحی است که اغلب کشورهای جهان با مسئله بیداری اسلامی و تظاهرات گسترده در اعتراض به نظام سرمایه داری است از همین رو ابداع روشهای جدید برای مقابله با این اعتراضها در دستور کار دولتها قرار گرفته است.
ابتکار از نوع پلیس چینی+عکس


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

به گزارش خبرگزاری فارس، رهبر معظم انقلاب صبح امروز در بیایانات خود در جمع مردم گیلانغرب حفظ خاطرات پر معنای دفاع مقدس را از عوامل موثر در حفظ هویت ملی برشمردند و با تجلیل از بانوی مسلمان و شجاع گیلان غربی که در آن دوران تعدادی از نظامیان دشمن را به هلاکت رساند و اسیر کرد، افزودند: حفظ خاطرات پایداری مردم گیلان غرب، قصر شیرین و اسلام‌آباد، سرپل ذهاب و دیگر مناطق کشور در حفظ هویت ملی، دارای چنان اهمیتی است که شخصیت‌های برجسته، دانشمندان و عناصر فعال و متفکر باید در این زمینه احساس مسئولیت کنند.

گیلانغرب در دوران هشت سال دفاع مقدس، شاهد حماسه‌آفرینی مردان و زنان مقاوم این شهر بوده است به همین دلیل گیلانغرب را دومین شهر مقاوم کشور بعد از خرمشهر نامیدند؛ این شهر سرشار از دلاورمردان و شیرزنانی است که سرسختانه بدون هراس از دشمن ایستادگی کردند و نگذاشتند حتی ذره‌ای از خاک وطن به دست دشمنان رسد.

کسانی که به کرمانشاه سفر کرده‌اند ‌قطعا مجسمه زن تبر به دست را که در یکی از میادین این شهر قرار دارد، دیده‌اند.

فرنگیس حیدرپور متولد سال 41 از یکی از روستاهای گیلانغربی است که در جریان جنگ تحمیلی با رشادت و شجاعت خود حماسه‌ای را آفرید که بر اثر آن به شیرزن ایران شهرت یافت.
فرنگیس حیدرپور در گفت‌گو با فارس می‌گوید: سال 59 بود و من 18سال داشتم که آنها به روستای ما حمله کردند و ما خیلی شهید دادیم.

وی ادامه می‌دهد: مردم مبارزه کردند، عده‌ای مجروح و عده‌ای شهید شدند؛ آتش جنگ به قدری سنگین بود که مردم فرار کردند و در دره مخفی شدند.

حیدرپور در خصوص حادثه آن روز اظهار می‌دارد: همان روز که به دره رفتیم، نزدیکی‌‌های غروب بود که تشنه و گرسنه شدیم؛ من با پدر و برادرم به روستا آمدیم تا غذا بیاوریم. آخر چیزی پیدا نمی‌شد. نزدیک رودخانه دو سربازی آمدند که آب بردارند؛ ما از دست آنها خشمگین بودیم و به آنها حمله کردیم؛ من تبر به دست به سمت آنها حمله‌ور شدم، یکی از آنها را درجا کشتم و نفر دوم را با تمام تجهیزات اسیر کردم.

آن روز فرنگیس حیدرپور یکی از دو سرباز کاملاً مسلح عراقی را هلاک می‌کند و با زخمی کردن نفر دوم او را به اسارت درمی‌‌آورد.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش