بافومت موجودی است معماگونه و دارای سر بُز که در نمونههای فراوانی از تاریخ علوم سرّی از آن یاد شده است . از شوالیههای معبد در قرون وسطی و فراماسونهای قرن نوزدهم تا جریانات نوین علوم سرّی ، بافومت همیشه مورد بحث بوده است . اما براستی بافومت زاییده کدام تفکر است و مهمتر از آن ، مصداق واقعی این چهره نمادین چیست؟ این مقاله نگاهی دارد به ریشههای بافومت ، مفهوم مبهم آن و نفوذ آن در فرهنگ عمومی …

در طول تاریخ علوم سرّی غرب اغلب به نام بافومت اسرارآمیز استناد میشود . علیرغم آنکه اکنون بافومت نام شناخته شدهای در قرن بیستم است ، میتوان اشاراتی از بافومت را در اسنادی قدیمی مربوط به قرن یازدهم یافت . امروزه ، این نماد با هر چیزی مربوط به علوم سرّی ، آیین جادوگری ، سحر ، شیطانپرستی و علم غیب درآمیخته است . بافومت معمولاً در فرهنگ عامه برای نشان دادن هر چیز رمز گونهای استفاده میشود.
معروفترین تصویر از بافومت را میتوان در کتاب “Dogme et Rituel de la Haunte Magie” نوشته «الیفاس لوی» یافت ، کتابی که در سال ۱۸۹۷ نوشته شده و یک منبع کامل و متعارف در خصوص علوم سرّی امروز محسوب میشود . این موجود نمایانگر چیست؟ مفهوم نمادهائی که او را احاطه کرده اند چیست؟ و چرا اینقدر در علوم سرّی حائز اهمیت است؟ برای پاسخ به این سوالات میبایست اول به خاستگاه آن بنگریم . ابتدا به تاریخچه بافومت و چند نمونه از ارجاعات به بافومت در فرهنگ عامه نگاهی میاندازیم.
ریشه نام بافومت
نظریههای بسیاری در خصوص ریشههای نام بافومت وجود دارند . متداولترین تعریف ادعا میکند این نام تحریف نام «محمد» در زبان فرانسة قدیمی (که به زبان لاتین اینگونه نوشته میشود “Mahomet“ )است. در دوران جنگهای صلیبی ، شوالیههای معبد برای مدتی طولانیتر در کشورهای خاورمیانه ماندند و در آنجا با عرفان و تصوف عربی آشنا شدند . این ارتباط با تمدنهای شرقی اصول علوم سرّی غرب شامل فلسفة عرفان، کیمیاگری، کابالا و علوم ماورایی را برای آنها به ارمغان آورد . قرابت شوالیهها با مسلمانان کلیسا را بر آن داشت تا آنها را به جرم پرستش بتی به نام بافومت محکوم کنند ، بنابراین ارتباطی منطقی میان Baphomet و Mahomet وجود دارد . با این وجود نظریات دیگری نیز در این خصوص ارائه شده است.
الیفاس لوی یک جوینده علوم سرّی در فرانسه (یکی از عالمان علوم سرّی فرانسوی) که تصویر مشهور بافومت را نقاشی کرده ، عقیده دارد نام بافومت از رمزگزاری کابالایی مشتق شده است:
“نام Baphomet ، که بر اساس رمزگزاری کابالایی باید از جهت مخالف خوانده شود (از راست به چپ) متشکل از سه بخش اختصاری است: Tem ، ohp ، AB . Templi Ominium Hominum Pacts abbas ، که بدین معنی است : مؤسس معبد صلح تمام انسانها”.
ضمناً آرکون دارال ، مؤسس و آموزگار مکتب صوفی و جادوگری استدلال میکند که بافومت از لغت عربی «ابوفهیمه» به معنی «پدر فهم» گرفته شده است .
دکتر «هوگ اسکونفیلد» نیز که اثر او در مورد «کتیبه های بحرالمیت» معروف است ، نظریه جالبتری را ارائه میدهد . اسکونفیلد که نوعی حروف رمزی یهودی به نام “Atbash” را که در ترجمه برخی از کتیبه های بحرالمیت استفاده میشد مورد مطالعه قرار داده بود ، ادعا میکند وقتی رمزگزاری را در مورد بافومت انجام میدهیم ، به لغت یونانی “Sophia” می رسیم که به معنی «دانش» و نیز مترادف لغت «الهه» است!
ریشههای احتمالی تصویر بافومت

خدای وابسته به نژاد سلت ، سرنونس معمولاً با شاخ گوزن بر سر نشان داده میشود که مانند تصویر بافومت «چهار زانو» نشسته است. اگر چه تاریخچه این خدا رازآلود باقی مانده است، اما معمولاً گفته میشود او خدای حاصلخیزی و طبیعت بوده است.
.

در بریتانیا، تجسم دیگری از سرنونس وجود دارد که هرن (Herne) نامیده میشود . خدای شاخدار عریانی که ویژگی نیمه انسان – نیمه حیوان بودن بافومت را به همراه تأکید بیشتر بر آلت تناسلی مذکر او داراست.
.

پن یک خدای مهم در یونان باستان به شمار می آمد . خدای طبیعت معمولاً با شاخهایی بر سر و نیم تنه پایین بز نشان داده میشد . پن مانند سرنونس آلت تناسلی مذکر را بسیار گرامی میدارد. خصیصههای حیوانی تجسم انگیزههای شهوانی و تولید مثل مرد است.
.

پاپ سیلوستر دوم و شیطان (۱۴۹۰). در مسیحیت، شیطان تشابه زیادی به خدایان مکاتب الحادی که در بالا ذکر شد دارد ، زیرا آنان منشا الهام بخش برای این تصاویر هستند . ویژگیهایی که توسط این خدایان مجسم شده است ، نمادی است از آنچه کلیسا شیطان میخواند.
.

کارت شیطان از سری کارتهای تاروت شهر مارسی (قرن پانزدهم). تصویر شیطان در این کارت به همراه بالها، شاخها، سینه ی عریان و علامت دست بدون شک در تجسم لوی از بافومت بسیار تأثیرگذار بوده است.
.

Robin Good – Fellow روح خبیث (یا همان جن) یک پری افسانهای است که گفته میشود تجسم شخصیت ارواح زمینی است . او که دارای خصایص بافومت و دیگر خدایان است در اینجا و در روی جلد یک کتاب مربوط به سال ۱۶۲۹ به همراه ساحران نشان داده شده است.
.

نقاشی گویا (Goya) در سال ۱۸۲۱ با عنوان «خدای بزرگ نیمه انسان – نیمه بز» یا «ساحران سبت». این نقاشی اجتماع ساحران را دور شیطان نیمه انسان – نیمه بز به تصویر کشیده است.
.

تصویری شبیه به بافومت در «کلیسای جامع نوتردام در پاریس» ، که توسط شوالیههای معبد ساخته شد.
.
بافومت ، اثر لوی

تصویر نمایش داده شده از بافومت توسط لوی در کتاب او Dogmes st Rituels de la Haunte Magie (اصول و مراسم جادوی بزرگ) به نمای بصری «رسمی» از بافومت تبدیل شد . در سال ۱۸۶۱، این جوینده علوم سری فرانسوی در کتاب خود تصویری را آورد که بعنوان مشهورترین تصویر از بافومت شناخته شد : یک بز بالدار انسان نما با سینه ای عریان و مشعلی بر روی سر میان دو شاخ او . این موجود تشابهات فراوانی به خدایانی دارد که پیشتر ذکر شدند . همچنین این تصویر حاوی نمادهای رمز آلود دیگری نیز هست که به مفاهیم سرّی پنهان در بافومت مربوط می شود.
لوی در پیش گفتار کتاب خود میگوید:
“تصویر بزی که در ابتدای کتاب رسم شده است بر پیشانی خود یک ستاره پنج پر دارد که رو به بالا است و نماد روشنی است، دستان او علامت علم غیب را نشان میدهد وضعیت استقرار دستان او از نمادهای علوم هرمسی و ماورائی الهام گرفته شده است. که یکی رو به بالا به ماه سفید Chesed و دیگری رو به پایین به ماه سیاه Geburah اشاره میکند. این علامت نشان هماهنگی کامل میان عدالت و رحمت است. یکی از بازوهای او مذکر و دیگری مؤنث است، مانند کنراد دو جنسی، ما میبایست ویژگیهای او را با بز خود یکی کنیم چون آنها در اصل یکی هستند. مشعل بینش و آگاهی که در میان شاخهای او میدرخشد، نور جادویی توازن جهانی است، و تجسم روحی که فراتر از جسم مادی قرار دارد. شعلهای که علاوه بر وابستگی به جسم بر فراز آن میدرخشد. سر زشت حیوان حس ترس شدید گناهکار را متبادر می کند.که اساساً عامل گناه مسئول آن است و باید منحصرا سزای عملش را ببیند. زیرا روح به دلیل ماهیت خود حسی ندارد و تنها زمانی که صورت مادی پیدا کند رنج میکشد. عصایی که به نوعی اندام تناسلی اوست نماد زندگی جاویدان، بدنی که با پولک پوشیده شده نماد آب، نیم دایرة بالای سر او نماد جو (اتمسفر) و پرهای رو به بالا نماد سبکی و لطافت است. انسانیت به واسطه سینه ی عریان و بازوهای دو جنسی این ابوالهول علوم سرّی نشان داده میشود”.
نکته : برای مطالعه در مورد ارتباط حالت قرارگیری دستهای بافومت و ستاره ی شش پر به مقاله ی “ستاره ی داود ، نحس یا مقدس؟” مراجعه کنید .
در نقاشی لوی ، بافومت تجسمی ست از اوج فرآیند کیمیاگیی – متحد شدن نیروهای مخالف برای پدید آوردن «نور بصیرت و آگاهی» – که اساس جادوگری و در نهایت روشنگری است.
نگاهی دقیقتر به جزئیات این موضوع را آشکار میسازد که هر نماد بطور اجتناب ناپذیری با ضد خود به تعادل رسیده است . خود بافومت یک موجود دو جنسیتی است که ویژگیهای هر دو جنس مؤنث و مذکر را دارا است : عصایی که نمایانگر اندام تناسلی مردانه است و سینه ی مونث . مفهوم دو جنسی بودن در فلسفة علوم سرّی از اهمیت ویژهای برخوردار است ، چرا که به اعتقاد آیینهای الحادی نشانگر مرحله ی نهایی مسیریست که به «یکی شدن با خدا» می انجامد.
اندام تناسلی بافومت در اصل «عصای چاووش هرمس» است عصایی که از دو مار در هم تنیده تشکیل شده است. این نماد باستانی برای قرنها نمایانگر علوم سری بوده است . عصای چاووش به گونهای مبهم نماد فعالیت چاکراها (هفت مرکز انرژی در بدن بر اساس پزشکی سنتی هندی و یوگا) از ابتدای ستون فقرات تا غده صنوبری با استفاده از قدرت مارپیچ (بنابراین، مارگونه) یا بصیرت روحانی است.

عصای چاووش به عنوان نماد فعالیت چاکرا.
.

عصای چاوش امروزه به عنوان نماد پزشکی شهرت دارد .
.
نکته : قسمت بالایی عصای چاووش شباهت زیادی به نماد خورشید بالدار دارد . برای مطالعه ی بیشتر در زمینه ی نماد خورشید بالدار به مقاله ی “راز دو نماد پرکاربرد در جوامع مخفی” مراجعه کنید!
این به واقع علمی است که تنها در خدمت کسانی قرار میگیرد که این فلسفه و دین را پذیرفته و درک میکنند؛ و فرآیند آن تنها برای «اساتیدی» که حاکمیت اراده و اختیار را در دست گرفتهاند، و بنابراین پادشاهان جهان مقدماتی لقب گرفتهاند قابل استفاده است : زیرا عامل اصلی عملکرد خورشید همان نیرویی است که در نماد هرمس بر میز زمرّد بیان شد؛ این قدرت جادویی عالمگیر است؛ قدرت معنوی، آتشین و بر انگیزاننده؛ این همان od، بر طبق زبان عبری و نور بصیرت روحانی بر طبق دیگر زبانهاست.
از این رو بافومت نمادی از اکسیر کیمیایی است که در آن نیروهای مجزا و مخالف در تعادل و توازن با یکدیگر در آمیختهاند تا بصیرت روحانی حاصل شود. این فرایند کیمیاگری در تصویر ارائه شده توسط لوی با عبارتهای “Solve = نرم” و ”Coagula = سخت”بر روی بازوهای بافومت به تصویر کشیده شده است. گرچه این دو فرآیند نتایج متفاوتی را در بر میگیرند اما ذوب کردن(تبدیل جامد به مایع) و منجمد کردن(تبدیل مایع به جامد) دو مرحله متفاوت در کیمیاگری محسوب میشوند که با هدف تبدیل سنگ به طلا، یا در معنای نمادین ، تبدیل انسان خاطی و کافر به انسان روشنیده است . این دو مرحله در روی بازو به جای تأکید بر ماهیت متفاوت خود به جهات متفاوت اشاره میکنند.
دستان بافومت «علامت علوم سری» را نشان میدهند که یک نمایش عینی از اصل متعارف کیمیاگری «همانقدر که رو به بالا، رو به پایین» است . این حکم تمامی اصول و اهداف علوم سری را خلاصه میکنند که در آنها عالم صغیر (بشر) همانند عالم کبیر (دنیا) است. پس درک یکی به معنای درک دیگری است. این اصل تناظر از لوح زمرّد هرمس ترسگیسوس نشات می گیرد که در آن آمده است:
“آنچه در پایین است با آنچه در بالاست همخوانی دارد و آنچه در بالاست با آنچه در پایین است در توافق است برای نائل شدن به معجزه وحدت”.
سلطه این نیروی زندگی، زندگی بصیرانه ، همان چیزی است که جویندگان علوم سری امروز آنرا «جادوگری» میخوانند.

کارت جادوگری تاروت که اصل متعارف علوم سری «همانقدر که رو به بالا، رو به پایین» را نشان می دهد.
“روش جادوگری – خواه سفید یا سیاه – به توانایی استاد برای کنترل نیروی زندگی دنیوی وابسته است – همان نیرویی که لوی نماینده جادوی بزرگ یا بصیرت روحانی مینامد . با دستکاری این جوهر سیّال پدیدههای فلسفه ماوراء الطبیعه به وجود میآید . بز دو جنسه معروف مندس (Mendes) موجودی مرکّب است که نمایانگر این بصیرت روحانی است. این همان بافومت، خدایگان اسرارآمیز پیروانآیین جادوگری یعنی شوالیههای معبد است که احتمالاً آن را به واسطه اعراب به دست آوردند”.
هر یک از دستان بافومت به دو ماه در جهت مخالف اشاره میکند که لوی آنها را chesed وGeburah مینامد دو مفهوم متفاوت که از کابالا گرفته شده است . در درخت زندگی کابالاها، سفیروت (Sefirot)، Ghesed با «محبّت در حق دیگران» همراه است ، در حالی که Geburah خودداری از میل شخصی برای ارزانی داشتن نیکی به دیگران هنگامی که شخص دریافت کنندة آن بیارزش باشد یا احتمال سوء استفاده از آن نیکی وجود داشته باشد.» این دو مفهوم برخلاف یکدیگرند و مانند هر چیز دیگری در زندگی می بایست تعادل و توافق میان آنها برقرار باشد.
شاخص ترین ویژگی بافومت مسلماً سر بز اوست . این سر هیولا مانند نمایانگر طبیعت حیوانی و گناهکار ،تمایلات خودخواهانه و غرایز پست انسان است . برخلاف ذات معنوی انسان (که بواسطی «نور الهی» در بالای سر نشان داده شده است) این جنبه حیوانی بخش مهم و ضروری ذات دو گانه بشر است که از آن رو جنبههای حیوانی و روحانی میبایست از طریق هماهنگی با یکدیگر به وحدت برسند.
میتوان اینگونه استدلال نمود که هیبت سراسر بیتناسب او کسانی را که از مفهوم پنهانی این نماد آگاهی ندارند از خود میراند.
در جوامع مخفی
گرچه تصویر لوی از بافومت در سال ۱۸۶۱ مشهورترین است ، اما نام این بت بیش از هزار سال در جوامع مخفی و محافل پنهانی شنیده شده است . اولین اشاره به بافومت به عنوان بخشی از آیین سرّی به دورة شوالیههای معبد مربوط میشود.
شوالیههای معبد

تصویر بافومت در حالی که سرپرستی یک آیین معبد را بر عهده دارد اثر لئوتاکسیل.
.
محققان علوم سری اهمیت بسیار بافومت در آداب و مراسم شوالیههای معبد را میپذیرند . اولین بار نام بافومت در سال ۱۰۹۸ در نامهای که توسط یک جنگجوی صلیبی «آنسلم از ریبمونت» نوشته شده بود به میان آمد . در این نامه آمده است:
”پس از طلوع روز بعد، آنها با صدای بلند بافومت را میخواندند در حالیکه ما به آرامی در قلب خود خدا را میخواندیم؛ سپس ما حمله کردیم و همه آنها را به بیرون از دروازةه شهر راندیم”.
در طول محاکمه شوالیههای معبد در سال ۱۳۰۷ و هنگام شکنجه و بازجویی از آن به دستور پادشاه فیلیپ چهارم فرانسه، نام بافومت چندین بار ذکر شد . علیرغم آنکه بعضی از شوالیههای معبد به کلی وجود آن را رد نمودند ، دیگر شوالیهها آن را به عنوان موجودی چند سر، یک گربه یا یک سر با سه صورت توصیف میکردند.
گرچه کتابهای پرفروش اغلب هرگونه ارتباط میان شوالیههای معبد و بافومت را رد و ادعا میکنند این ساخته ذهن کلیسا برای ترسناک نشان دادن آنهاست ، تقریباً تمام نویسندگان صاحب نام در زمینه علوم سری (کسانی که کتابهایه را برای تازه واردان مینوشتند) به آن ارتباط اقرار میکنند. در حقیقت، این بت لقب « بافومت شوالیههای معبد» لقب گرفته بود.
“آیا واقعاً شوالیههای معبد بافومت را میپرستیدند؟ اساساً این رابطه نیرومند و مرموز چه بود که دولت و کلیسا را بر آن داشت تا آن را مخفیانه از بین ببرند؟ به این آسانی قضاوت نکنید؛ آنها جنایت بزرگی را مرتکب شدهاند؛ آنهامخفیگاه دیرین شاگردان این مکتب را به کسانی که به آن اعتقاد ندارند نشان دادند. آنها دوباره جمع شده و میوه درخت دانش را تقسیم نمودهاند تا بتوانند اربابان جهان شوند. حکمه که بر علیه آنها صادر شد بسیار سختتر و قدیمیتر از محکمه پادشاه یا پاپ است. خداوند خود در کتاب پیدایش (تورات) میگوید:
«روزی که تو میوه آن درخت را بخوری خواهی مرد.»
بله، به اعتقاد محکم ما، اربابان بزرگ شوالیههای معبد بافومت را می پرستید، و از تازه واردان میخواستند او را بپرستند و بله، این در گذشته وجود داشته و ممکن است هنوز نیز اتفاق بیافتد، محافلی که به ریاست این موجود برگزار میشود در حالی که او بر تختی نشسته و مشعلی روشن در میان شاخهایش قرار گرفته است.
اما پرستندگان این نماد، آن گونه که ما باور داریم، آن را نماد شیطان نمیدانند: بر عکس، آنها او را «پن، خدای مکاتب مدرن فلسفه، خدای مکتب سحرآمیز اسکندریه و پیروان فلسفة مرموز افلاطون، خدای لامارتین و ویکتور کازین، خدای اسپینوزا و افلاطون، خدای مکاتب عرفانی قدیم مینامند؛ مسیحی که مخالف مقام کشیشی است.
صفت آخری که به بز جادوی سیاه نسبت داده میشود دانشجویان ادیان کهن را که با دورههای نمادگرایی و خط مشی (روش) دگرگونیهای متفاوت خواه در هند، مصر یا یهودیه به تعجب وا نمیدارد.
.
فراماسونری
کمی پس از انتشار تصویر لوی ، نویسنده و روزنامه نگار فرانسوی «لئو تاکسیل» با انتشار مجموعهای از جزوات و کتب٬ فراماسونری را به ایجاد لژهایی برای پرستش شیطان متهم کرد. در رأس آن اتهامات بافومت قرار داشت که شی مورد پرستش ماسونها بود.

کتاب «اسرار فرماسونری» فراماسونها را به شیطان پرستی و پرستش بافومت متهم کرد. این اثر تاکسیل خشم کاتولیکها را برانگیخت. بر روی جلد این کتاب تصویری از یک مراسم ماسونی به ریاست بافومت نمایش داده شده است که او در آن مورد پرستش قرار گرفته است.

تصویر ضد ماسونی اثر روزنامه نگار آبل کلارین دلاریو، ۱۸۹۴ .
در سال ۱۸۹۷ ، لئو تاکسیل پس از ایجاد جنبشی به دلیل افشاگری های خود در خصوص فراماسونری فرانسوی در یک کنفرانس خبری اعلام نمود که بسیاری از افشاگریهای او فریبی بیش نبوده است. از آن پس این مجموعه اتفاقات به «حقه لئو تاکسیل» معروف شد. با این وجود، بعضی این احتمال را منطقی میدانند که اعتراف تاکسیل ناگزیر به دلیل فرو نشاندن مناقشات بر علیه فراماسونری بوده است.
علت هر چه هست محتملترین ارتباط میان فراماسونری و بافومت به واسطه نمادگرایی است که در آن این بت تبدیل به تمثیلی برای مفاهیم عمیق رمزی می شود.
نویسنده ماسونی «آلبرت پایک» معتقد است که بافومت مورد پرستش نیست، بلکه نمادی است که مفهوم آن تنها برای ردههای بالای ماسونها آشکار است.
“بی معنی است که بخواهیم باور کنیم انسانهای روشنفکر بت هیولا مانندی به نام بافومت، یاشخصی به نام Mahomet را بعنوان پیامبریا خدا ٬به رسمیت بشناسند. نمادگرایی آنان قرنها پیش ایجاد شد تا آنچه را که آشکارا بیان کردن آن خطرناک بود بپوشاند که البته دیگران آن را به اشتباه برداشت کردند و دشمنانشان آنها را مشرک خواندند. گوسالة طلایی که هارون (در واقع سامری) برای بنی اسرائیل ساخت گوسالهای نر با لایهای از برنز نبود اما کاروبیم دچار سؤ تفاهم شد. نماد عدّهای خردمند همیشه بتی است برای جمعی که جاهلند. آنچه که مسئولان عالیرتبه به واقع باور داشتند و آموختند تنها با اشارههایی برای اساتید در درجات بالای فراماسونری و نیز نمادهایی نشان داده شده است که فقط برای اساتید قابل فهم هستند”.
با همه ی این ادعا ها نمیتوان قدس حرف G را برای ماسونها نادیده گرفت! ماسونها خود مدعی هستند این حرف در واقع حرف اول کلمه ی خداست (god) و نه بز (Goat) . اما برای وجود تصویر ستاره ی پنچ پر معکوس حاوی تصویر سر بافومت در اکثر لژها چه جوابی دارند؟

حرف G در مرکز اصلی ترین نماد فراماسونری!
.

تصویری از داخل یک لژ ماسونی در ایالات متحده . تصویر حرف G و ستاره ی پنج پر معکوس کاملاً مشهود است!
.
آلیستر کراولی
«آلیستر کراولی» یک جوینده علوم سری حدوداً شش ماه پس از مرگ الیفاس لوی به دنیا آمد و معتقد بود روح لوی در جسم او حلول کرده است. تا اندازهای به همین دلیل او در انجمن مخفی OTO که خود به شهرت رساند، به نام « بافومت» معروف شد.

تصویر امضا شده کراولی به عنوان بافومت.
این توضیح کراولی از ریشه شناسی نام « بافومت» در کتاب او با نام «اعترافات آلستر کراولی» نوشته شده در سال ۱۹۲۹ آمده است:
“من به مدت شش سال این نام را به عنوان شعار در انجمن OTO برگزیدم و همیشه تلاش کردم راه مناسبی برای نوشتن آن بیابم . میدانستم که میبایست هشت حرف داشته باشد و تشابهات و تناسبات عددی و ادبی آن نیز باید به گونهای باشد که بتواند مفهومی را که پژوهشگران در مورد آن دریافته بودند برساند و مشکلاتی را که باستان شناسان از رفع آنها در مانده بودند حل نماید … یک نظریه در مورد این نام این است که آن نمایانگر کلمات ؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟ به معنی غسل تعمید عقل و خرد است؛ دیگر آن که، بافومت تحریفی است از عنوان «پدر میترا». نیازی نیست که بگوییم پسوند “R” این نظریه را تقویت میکند. من کلمه را آنگونه که جادوگران بیان میکنند جمع نمودم و به عدد ۷۲۹ رسیدم. این عدد در هیچ یک از آثار کابالیستی من وجود نداشت و بنابراین برایم بیمعنی بود. با این وجود این عدد توان سوم عدد ۹ بود. کلمة ؟؟؟؟ ، عنوان اسرارآمیزی که مسیح به پیتر در مقام بنیان کلیسا اعطا نمود، دارای همین ارزش است. تاکنون جادو قابلیتهای مهمی را از خود نشان داده است! او مشکل ریشه شناسی را حل نمود و مشخص نمود چرا شوالیههای معبد این نام را برای بت خود برگزیدند. بافومت همان «پدر میترا»، سنگ مکعبی بود که در گوشه معبد قرار داشت”.
بافومت یک چهره مهّم در «تلما» (Thelema) ، سیستم پیچیدهای که او در اوایل قرن بیستم بنیان نمود. کراولی در یکی از برجستهترین آثار خود “Magic, Liber ABA” ، کتاب چهارم، بافومت را یک خدای دوجنسی مینامد:
“شیطان وجود ندارد . این یک نام دروغین است که برادران سیاه پوستمان برای ایجاد «اتحاد» در تفرق گنگ و جاهلانه خود ساختهاند. شیطانی که دارای یگانگی باشد میتواند خدا باشد …«شیطان» بطور تاریخی خدای هر کسی است هرچند که خود شخص دوست نداشته باشد…. این مار، «ابلیس»، دشمن انسان نیست، اما اوست که خدایان را درمیان ما به وجود آورد و به خیر و شر آگاه است؛ او ما را به «شناخت خود» دعوت کرد و آغاز آنرا آموخت. او «شیطان» کتاب توث و تمثیل او بافومت است،موجودی دو جنسی که تعبیری از مفهوم رمزآلود رسیدن به کمال را ارائه می کند … پس او زندگی و عشق است. ترجمه ی این نماد به زبان عبری (عین)ayin است ، به معنای چشم، چرا که او نور است و تصویر دایره البروج او «جدی» است، بز جهندهای که نشانه آزادی است”.
“Ecclesia Gnostica Catholica” بخش کلیسایی (O.T.O (Ordo Templi Orientis در محافل روحانی خود میخوانند : «و من به مار و شیر، راز رازها، بافومت اعتقاد دارم.» بافومت وحدت آشفتگی و سردرگمی، انرژی مؤنث و مذکر، اندام تناسلی مرد و رحم زن است.
.
کلیسای شیطان
اگر چه کلیسای شیطان «آنتون لاوی» اساساً یک انجمن مخفی نیست ، اما همچنان یک مجموعه ی راز آلود برجسته باقی مانده است . این سازمان که در سال ۱۹۶۶ تأسیس شد «مهر بافومت» را به عنوان نشان رسمی خود برگزید.

مهر بافومت، نماد رسمی کلیسای شیطان، بز مندس در یک ستارة پنج پر وارونه است. این مهر احتمالاً به شدت تحت تأثیر تصویر «کلید جادوی سیاه» بوده است.
.

تصاویری از La Clef de al Magie Noire = کلید جادوی سیاه
به عقیده آنتون لاوی، شوالیههای معبد بافومت را به عنوان نمادی از شیطان میپرستیدند. بافومت حضور پررنگی در مناسک کلیسای شیطان دارد، چرا که این نماد در بالای محراب (قربانگاه) قرار دارد.
در انجیل شیطانی (شیطان پرستی)، لاوی نماد بافومت را اینگونه توصیف میکند:
“نماد بافومت را شوالیههای معبد برای پرستش شیطان استفاده میکردند، در طول قرنها، این نماد نامهای متعددی به خود گرفته است. در میان آنها میتوان به «بز مندس»، «بز هزار جوان»، «بز سیاه»، «بز یهودا» و شاید مناسبترین آنها «بزقربانی» اشاره نمود.
بافومت نمایانگر قدرت تاریکی است که با باروری زایشی بز در آمیخته است. ستاره پنج پر در نوع «اصیل» خود تصویر مردی را در پنج گوشه ستاره احاطه کرده است – سه گوشه در بالا و دو گوشه در پایین – که نشان دهنده ماهیت روحانی انسان است. در شیطان پرستی این ستاره برای اینکه بتواند سر بز را در خود جای دهد وارونه نشان داده میشود – شاخهای بز که نماد دوگانگی یا ثنویت است، به علامت دعوت به مبارزه رو به بالاست؛ سه گوشه وارونه دیگر، سه گانگی (تثلیث) را انکار میکند. اعداد عبری در اطراف این نماد که ریشه در اصول جادوگری کابالا دارد کلمه “Leviathan” ، به معنی مار بزرگ آبهای عمیق یا همان شیطان است. این اعداد در پنج گوشه ستاره وارونه قرار دارند.”
در فرهنگ عامه
ارجاعات به بافومت بیشتر به دلیل تأثیر آلیستر کراولی و آنتون لاوی بر فرهنگ عامه در سراسر فرهنگ عامه وجود دارد. در بعضی از موارد، مانند گروههای هوی متال، اشارات نسبتاً واضحتر و ابهام آورترند – این گروهها به هیچ وجه تأثیرپذیری از مکاتب علوم سری را بر تصورات خود پنهان نمی کنند و در واقع در بیشتر مواقع این تاثیر پذیری را نوعی افتخار میپندارند . تعدادی از آنها از این قرارند :

گروه موسیقی دت متال با نام کرگدن – جلد Zos kia Cultus
.

گروه موسیقی دت متال با نام قتل دالیای سیاه – جلد آلبوم مناسک
.

مریلن منسون – جلد آلبوم «سوپر استار ضد مسیح»
.
در روند اصلی فرهنگ سازی (“بصورت سازمان یافته”) اشارات بسیار مبهم و مخفی تر هستند. اشارات برای مخاطبان جوان وجود دارند . اما بسیاری آنها را نمیفهمند و تشخیص نمیدهند . اینها چند نمونهاند:

صحنهای از یک بازی آنلاین معروف به نام “Ragnarok”
.

جلد آلبوم « بافومت» اثر کیچی.
.

بافومت در پوستر ” نمایشگاه و جشنواره بازی های رایانه ای تهران ” .
.

تطابق جز به جز این بز با بافومت!
.
بسیاری دیگر از این ارجاعات پنهانی را فقط کسانی که «چشم تیزبین» دارند میبینند.
.
نتیجه
بافومت خلق مرکب نمادگرایی ادراک کیمیا از طریق اتحاد نیروهای مخالف است. جویندگان علوم سری معتقدند با دستیابی به نیروی زندگی می توان جادو و آگاهی حقیقی معنوی را تولید نمود. تصویر بافومت، اثر الیفاس لوی در برگیرنده چندین نماد بود که به کوندالینی (Kundalini) – قدرت مارپیچ – اشاره می کند ، قدرتی که در نهایت به فعال نمودن غده صنوبری که به «چشم سوم» نیز معروف است، منجر میشود. بنابراین از دیدگاه علوم سرّی، بافومت نماد این فرآیند مخفی است.
با این وجود، در طول زمان این نماد بر چیزی بسیار بیشتر از مفهوم مخفی صرف خود دلالت داشته است. بافومت به واسطه مجادلات بسیار و با توجه به نوع دیدگاه به نماد خیر و شر در علوم سرّی مبدل شده است.
در واقع هدف نهائی نماد «بز قربانی» نماد جادوگری ، جادوی سیاه و شیطان پرستی است. شاید حقیقت هیولا مانند و بیتناسب بودن این نماد به نزدیک ساختن آن به مرتبه ای از بدی و رسوائی که از هیچ صدمه ای به ادیان سازمان یافته فروگذار نباشد٬ کمک کرده و در عین حال مخالفان این ادیان را بسوی خود جذب کند.
پس از قرنها مخفی کاری٬ نیرنگ٬ شعار و تبلیغات و اطلاعات نادرست در دو سوی این طیف آیا میتوانیم بدرستی سوال اصلی را که این مقاله مطرح میکند پاسخ دهیم : « بافومت کیست؟» آیا نماد شیطان است یا خود دارای حقیقتی معنوی است؟ نماد خیر است یا شر؟ پاسخ در خود این نماد نهفته است: هر دو!
در افسانة مصری ، توت هرمس قدرت میانجیگری میان خیر و شر را داشت تا هیچ یک از این دو بر دیگری غلبه نکن د. بافومت حصول این تکلیف کیهانی را در یک مقیاس بسیار کوچکتر در خود داراست. زمانی که تعادل کامل در سطح شخصی حاصل شود، یک تازه وارد به علوم سرّی میتواند یک دست را رو به آسمان و دیگری را رو به زمین برگرداند و این اصل متعارف کیمیایی را که در طول هزاران سال تکرار شده است، اعلام نماید : «همانقدر که رو به بالا، رو به پایین».

اینجا تهران ، خیابان ولی عصر ...
و این جنازه یک انسان از وجود دو حیوان
و تعجبم از این مردم است که چرا با شوق نگاه میکنند...!

سیمین دانشور در ۸ اردیبهشت سال 1300خورشیدی در شیراز زاده شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسه انگلیسی مهر آئین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات فارسی به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت.
دانشور، پس از مرگ پدرش در 1320 خوشیدی، آغاز به مقالهنویسی برای رادیئ تهران و روزنامه ایران کرد. او از نام مستعار شیرازی بینام استفاده میکرد.
در 1327 مجموعه داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که نخستین مجموعه داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شدهاست. تشویق کننده دانشور در داستاننویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. او در همین سال، در حالی که در اتوبوس از تهران راهی شیراز بود با جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد و دو سال بعد با او ازدواج کرد.
در 1328 با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علمالجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع الزمان فروزانفر).
دانشور در 1331 با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستاننویسی و نزد فیل پریک نمایشنامه نویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالت متحده چاپ شد.
پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال 1338 استاد دانشگاه تهران در رشته باستان شناسیٔ و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آلاحمد در 1341 ، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروشترین رمانهای معاصر است. در 1358 از دانشگاه تهران بازنشسته شد. از سیمین دانشور همواره بعنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایران نامبرده میشود. سیمین دانشور در هجدهم اسفندماه سال ۱۳۹۰ در خانهاش در تهران درگذشت.
کتابها: آتش خاموش، اردیبهشت ۱۳۲۷ شهری چون بهشت، دی ۱۳۴۰ به کی سلام کنم؟، خرداد ۱۳۵۹ پرندههای مهاجر، ۱۳۷۶
دانشور همچنین عضو و نخستین رییس کانون نویسندگان ایران بود، وی نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت
مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است سووشون از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار میرود
30 تیر ۱۳۸۶ خورشیدی دانشور به علت مشکلات حاد تنفسی در بیمارستان پارس بستری شد، نیز شایع شد که وی درگذشتهاست اما این خبر تکذیب شد، او در 22 مرداد 1386 با تشخیص تیم پزشکی از بیمارستان پارس مرخص شد.
سیمین دانشور پس از یک دوره بیماری آنفلوآنز، عصر روز ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ برابر با ۸ مارس ۲۰۱۲ درسن ۹۰ سالگی در خانهاش در شهر تهران درگذشت خبرگزاری مهر آدرس محل دفن او را قطعه ۸۸ (هنرمندان)، ردیف ۱۵۰، شماره ۳۱ ذکر کردهاست.


محمدحسن (بیوک) معیری فرزند محمدحسینخان مؤیدخلوت و نوهٔ دوستعلی خان نظام الدوله در دهم اردبیهشت ۱۲۸۸ خورشیدی درتهران، گلشن چشم به جهان گشود . پدرش قبل از تولد رهی درگذشته بود. رهی معیری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد. آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال 1322 به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانه سلطنتی اشتغال داشت.
رهی
از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی دلبستگی فراوان داشت و در این هنرها بهرهای
بسزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود
:
کاش امشبم آن شمع طرب میآمد وین روز مفارقت به شب میآمد
آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست ای کاش که جانِ ما به لب میآمد
در آغاز شاعری، در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست وحید دستگردی تشکیل میشد شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به شمار میرفت . وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت . اشعار رهی در بیشتر روزنامهها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او در روزنامه بابا شمل و مجله تهران مصور چاپ میشد. در شعرهای فکاهی و انتقادی از نام مستعار «زاغچه» ، «شاه پریون» ، «گوشهگیر» و «حق گو» استفاده میکرد.
رهی معیری در سالهای آخر عمر در برنامه گل های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی میکرد. رهی در همان سالها سفرهایی به خارج از ایران داشت از جمله: سفر به ترکیه در سال 1336 ، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال 1337 برای شرکت در جشن انقلاب کویر، سفر به ایتالیا و فرانسه و در سال 1338 و دو بار سفر به افغانستان ، یک بار در سال 1341 برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدا... انصاری و دیگر در سال 1345 عزیمت به انگلستان در سال 1346 برای عمل جراحی، آخرین سفر معیری بود.
رهی معیری که در سال 1347 خورشیدی در تهران طی یک بیماری که تاب و توان از وی گرفته بود در ۵۹ سالگی درگذشت. وی در گورستان ظهیر الدوله شمیران مدفون گردیده است.
آثار : مجموعهای از اشعار رهی معیری با عنوان سایه در سال ۱۳۴۵ به چاپ رسید. رهی بدون تردید یکی از چند چهره ممتاز غزلسرای معاصر است. سخن او تحت تأثیر شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی، صائب، ، ، ، و گاه مسعود سعد سلمان و نظامی و است. اما دلبستگی و توجه بیشتر او به زبان سعدی است . این عشق و شیفتگی به سعدی، سخنش را از رنگ و بوی شیوه استاد برخوردار کرده است، و حتی گفتهاند که همان سادگی و روانی و طراوت غزلهای سعدی را از بیشتر غزلهای او میتوان دریافت.
گاهگاه، تخیلات دقیق و اندیشههای لطیف او شعر صائب و کلیم و حزین و دیگر شاعران شیوه اصفهانی را به یاد میآورد و در همان لحظه زبان شسته و یکدست او از شاعری به شیوه عراقی سخن میگوید.
رنگ عاشقانه غزل رهی، با این زبان شسته و مضامین لطیف تقریباً عامل اصلی اهمیت کار اوست، زیرا جمع میان سه عنصر اصلی شعر - آن هم غزل- از کارهای دشوار است.
از شعرهای معروف او، خزان عشق (به عبارتی همان تصنیف مشهور "شد خزان گلشن آشنایی" که بدیعزاده آن را در دستگاه همایون اجرا کرد)، نوای نی، دارم شب و روز، شب جدائی، یار رمیده، یاد ایام، بهار، کاروان، مرغ حق است.





خانم صالحی که بیشتر با سریال طنز "زیر آسمان شهر" شناخته می شود، در سخنانی تامل برانگیز در صفحه فیس بوک خود نوشته است:
«اگه نگم دق میکنم!!!
همش میگن چرا کم کاری؟ چرا نیستی؟ چرا مثله سابق پر کار نیستی؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
من چه میدونم!
کدوم بازیگریه که دلش نخواد بازی کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد تو کارهای خوب ظاهر بشه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد با آدمهای حرفهای و درست درمون کار کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد دیده بشه؟»
پرستو صالحی در ادامه نوشته است: «دور از جون تهیه کنندگان و کارگردانان و هنرمندان فرهیخته کشورم که هممون میدونیم چه کسانی هستند و چه کسانی نیستند و فقط ادعا و اداشو دارن، به یک تهیه کننده سرشناسی از سره درد دل گفتم: دلم یه کار طولانی میخواد گفت: اونیام که بهت کار طولانی بده ح.. طولانی میخواد، به قول مرحوم شکیبایی: وای...
ولی من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم، هستند انسانهایی که بیدرخواست و نیاز و... فقط و فقط به کارشون فکر میکنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی را رو با ناحیه ۱۰قدیم تهران اشتباه گرفتن...»
در سال های اخیر اعتراضات
زیادی به فساد موجود در دل سینما شده و جنجال های زیادی به پا شده است که
در این باره نام بازیگرانی همچون گلشیفته فراهانی و ف.م.آریا چندین بار
مطرح شده است.
پرستو صالحی که متولد نهم آبان ماه ۱۳۵۶ است، اولين
فعاليتش در حرفه ي تئاتر با نام نغمه هاي خورشيد است و بعد از اين کار در
سريالي با نام محاکمه بازي کرده که يک کار تاريخي به کارگرداني حسن هدايت و
بعد از آن در سه فيلم نود دقيقه اي که توسط سيما فيلم ساخته شده با نام
هاي يک روز طولاني آبي و بعد از آن در سريال هاي عشق سالهاي جنگ در کنار
فرها جم ،تب ، مهر پنهان، همسفر، اين زميني ها، چشم هايش و در سري دوم زير
آسمان شهر ايفاي نقش کرده . در فيلم سينمايي خانه اي بر روي آپ هم بازی
کوتاهی ارائه کرده است.
منبع جهان نیوز
هفته گذشته گروه خودروسازی پژو سیتروئن فرانسه اعلام کرد در روابط خود با ایران تجدید نظر می کند و آن را تعلیق خواهد کرد.
شرکت پژو به دنبال رکود اقتصادی در اروپا که شرکت بسیاری را ورشکسته کرده و برای رهایی از آینده ناامید کننده خود ،دست به دامن جنرال موتور آمریکایی شد و برای به دست آوردن دل شریک گردن کلفتش ، رابطه خود را با شریک ایرانی تیره کرد.
جنرال موتور با خرید 7 درصد سهام شرکت پژو به نوعی افسار این شرکت فرانسوی را به دست گرفته و با نشان دادن سرابی او را همانند شرکت "دوو" از همکاری با ایران منع کرد.
سراب پیش روی "پژو" اما زودتر از آنچه تصور می شد خود را نشان داد زیرا به گزارش فرانس پرس : به دلیل توقف صادرات قطعات خودرو به ایران از سوی این شرکت،یک واحد تولیدی قطعه ساز در شمال فرانسه با 220 کارگر تعطیل شد.
شرکت "پژو" در طول بیش از دو دهه همکاری با صنعت
خودرو ایران ،سرمایه گذاری خاصی انجام نداده و بیشتر به دنبال فروش بوده تا
انتقال تکنولوژی و پس قطع این رابطه با "ایران خودرو" تاثیر خاصی بر
وضعیت فنی خودرو سازی کشور نخواهد داشت اما افت تیراژ در مدل " ۲۰۶ و ۲۰۷
"برای مدتی رخ خواهد داد زیرا به گفته دبیر انجمن خودرو سازان "پژو۴۰۵ "
ارز بری خاصی ندارد اما حدود ۲۰درصد از قطعات دو مدل مذبور از طریق شرکت
فرانسوی تامین می شد که البته آن هم از طریق کشورهای ثالث قابل تامین شدن
است ،اما زمان بَر است.
البته به گفته آقای نعمت بخش قراردادهای "ایران خودرو" و" پژو" بلند مدت است و اگر "پژو" بخواهد آن را لغو کند باید غرامت بپردازد.
این
قطع روابط در حالی است که بازار "ایران" با گردش مالی حدود ۲ میلاردی و
فروش سالانه بیش از ۳۰۰هزار خودرو از محصولات "پژو" به عنوان دومین بازار
بزرگ این شرکت در دنیا یاد می شود و شریک مطمئن و سودآوری برای این شرکت
فرانسوی به حساب می آمد.
با توجه به بازی های سیاسی که طرف تجاری
ایران در این روزها انجام می دهند لازم است مسئولین صنعتی کشور اولا به
خوبی آن را رصد کنند و ثانیا خوب است گشودن این بازار بکر به انتقال
تکنولوژی های روز هم بینجامد.
مسئولین با توجه به فرصت پیش آمده و
سالی که مزین به تولید ملی و حمایت از کار وسرمایه ایرانی است می توانند
تهدید به وجود آمده را به یک دست آورد بزرگ برای صنعت خودرو سازی و قطعه
سازی کشور بدل کنند.
باید دید جنرال موتور که خود به زور کمک های
دولت اوباما سرپاست می تواند پژو را نجات دهد یا کل سهام شرکت را بعد از
ورشکستگی می خرد؟
دستفروشي، واژهاي غير حقوقي است. دستفروش، واژهاي است خنثي نه جرم است و نه كاري تاييد شده. این عمل، به خودي خود نه تخلف محسوب ميشود نه جرم .
اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها تاکید میکند که تنها عملی را میتوان جرم دانست که قانون آن را جرم اعلام کرده و برای آن مجازات تعیین کند.
با این حساب دستفروشی جرم نیست چراکه در قانون هیچ اشارهای به غیرقانونی بودن این عمل نمیکند اما اگرچه دستفروشی جرم نیست اما آنچه دستفروشان انجام میدهند، مصداق تخلفاتی است که در قانون برای آن مجازاتهایی تعیین شده است؛ مثل عرضه خارج از شبکه، فرار از پرداخت مالیات و....
دست فروشي به خودي خود جرم حساب نميشود
اما ميتواند به جرم تبديل شود، اما مرز بين تخلف و جرم كجاست؟!
اگر دستفروشي تنها كاري بدون ايجاد
مزاحمت براي ديگران باشد تخلف است و وقتي مزاحمتي براي مردم ايجاد كند آن موقع است
كه دستفروش مجرم ميشود. اينها سخنان محمدرضا محسنيثاني نماینده مجلس در پاسخ
به پرسش فوق است.
از سوی دیگر، دستفروشان خود قربانی برخی ناهنجاریها هستند. گروهی از کسانی که به این مشاغل روی میآورند، افرادي هستند كه از ناچاري و بدون داشتن راه چارهاي به اين كار پرداختهاند. اگر راه امرار معاش این عده از طریق دستفروشی بسته شود، معلوم نيست كه چگونه خواهند توانست خرج خانواده خود را درآورند.
بعضي هم براي بدست آوردن درآمد بی دردسر از حربه هايي مانند دست فروشی استفاده می کنند که البته گدا هستند و از فروش اجناس براي انگيزه کمک به خود استفاده مي كنند این موردی که در مترو بیشتر به چشم می آید.
بسیاری از مردم مقصر اصلی در این زمینه را در خود می بینند و می گویند مردم هستند که به این گدایان خیابانی کمک کرده و با تامین مالی آنها باعث رشد گداپروری در جامعه میشوند و البته به مشکلات بعد از آن که می توان به روحیه گداپروری و نمای شهر زشت اشاره کرد فکر نمی کنند.
معاون سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران با انتقاد از تعلل و بی خیالی برخی از سازمانهای عضو ستاد ساماندهی متکدیان تهرانی گفت: ما چندین سال است می گوئیم باندها و مافیای تکدی گری در تهران فعال هستند و روز به روز قوی تر می شوند ولی هیچ عکس العملی از نهادهایی که انتظار داریم مشاهده نمی شود.
دکتر جاگیری در توصيف مافياي گدايي مي گويد: وقتی که در زمان جمع آوری متکدیان چند موتور سوار خودروهای ما را تعقیب می کنند، وقتی که قبل از حضور ماموران متکدیان آگاه می شوند، وقتی که متکدیان هر چند ساعت یکبار پولهای خود را به مسئول جمع آوری پول در باند تحویل می دهند، وقتی که متکدیان راس ساعت خاص در محل مربوطه با خودرو یا موتورسیکلت حاضر می شوند همه و همه نشان دهنده یک شبکه فعال مافیایی در تهران است.
در تهران متکدیانی داریم که روزانه حدود ۲ تا ۳ میلیون تومان درآمد دارند. یکبار از یکی از متکدیان پس از جمع آوری حدود ۵۳۰ هزار تومان پول گرفتیم که خودش اعتراف کرد که این مبلغ تنها برای ۳ ساعت کار بوده است. این بدان معناست که تهرانیها به متکدیان خیلی پول می دهند.
به هرحال این نکته مسلم است كه هميشه هم دستفروشي جرم نيست و حتی باید از آنها حمایت شود اما وقتی به گدایی در سطح شهر منجر می شود باید با آن برخرود کرد.
علی مطهری برای تبلیغات انتخاباتی خود عملکردهای مثبتش را یک به یک عنوان کرده – احتمالا شما هم در روزنامه ها دیده اید – که جای تعجب بسیار دارد او بی آبرو کردن و توهین ها، در جلسه استیضاح مرحوم کردان را جزو افتخارات خودش می داند و این در حالی است نماینده ولی فقیه در استان مازندران از لسان مقام معظم رهبری در مراسم تدفین آن مرحوم می گوید " آقاي كردان خدمتگزاري خوب براي انقلاب بود و ايشان مظلوم واقع شد، سلام و تسليت مرا در اين زمينه به مردم مازندران برسانيد."
این نماینده دوره هشتم دیگر افتخارش را سوال از رییس جمهور می داند البته او آن فرصت را از دست داد و سوالاتی را مطرح کرد که بیشتر به تفتیش عقاید می مانند تا سوال ،مطهری به جای پرداختن به سوالات مهم تری همچون بی کاری و گرانی از احمدی نژاد چرایی عقایدش را پرسیدند و جواب آن هم از قبل معلوم بود .
در ادامه هم به تصویب رساندن طرح اصلاح آیین نامه داخلی مجلس در خصوص سوال رییس جمهور را شاهکاری دیگر برای خودش قلمداد می کند که آن هم بعد از کلی وقت تلف کردن و در زمانی که مردم از گرانی و مسائل دیگر رنج می برند از سوی شورای نگهبان رد شد.
اما نکته مغفول مانده اینکه او عضو کمیسیون فرهنگی مجلس است و هیچ طرحی عام المنغعه برای فرهنگ مردم نداشته و این در حالی است که فریادهایش را مقابل نظر رییس جمهور در مورد حجاب دختران و زنان از یاد نبرده ایم و حتی آن را متمسک سوال از او قرار داد.
گفتم عام المنفعه چون او طرحی را به تصویب رسانده که شخصی بود ، طرحی که آثار شهید مطهری مادام العمر تحت مدیریت خانواده علی مطهری می ماند و این یعنی منبعی لایزال برای خانواده از طرف موسسه صدرا، که از بودجه دولتی هم بهره می برد و در ادامه فقط به این جملات توجه تان ار جلب می کنم "نماينده مردم سميرم در مجلس شوراي اسلامي بيان داشت : سالهاست که انتشارات صدرا بودجه خوبي را از محل اعتبارات مجلس در اختيار دارد اما به نظر در ترويج و انتشار آثار اقدامات لازم و جدي و در خور شهيد مطهري را انجام نداده است ، امسال هم بودجه خوبي براي چاپ آثار در اختياردارد".
امیدوارم در انتخابات پیش رو اشخاصی به مجلس راه پیدا کنند که واقعا عصاره فضایل ملت باشند.
هدف نهایی از زندگی زناشویی را می توان در سه نکته خلاصه کرد ...
ارام بخش یکدیگر بودن ...حامی هم بودن ...وبالاخره برای هم بودن ...
زن وشوهر نه تنها باید احساس کنند وبلکه یقین داشته باشند که.تکیه
گاهی برای هم هستند .چه مادی وچه معنوی .
برای ارامش بخش بودن باید از گرفتاریهای یکدیگر خبر داشت وبرای حل ان
از دریچه چشم دیگری به مسائل نگاه کرد .
این احساس که انسان در زندگی حامی وپشتیبان دارد علاوه بر انکه اورا
شاداب تر می نماید دامنه زندگی خانوادگی نیز وسیعتر می شود .
اگر مرد خود را برای اسایش زن.. وزن خودرا برای ارامش واسایش مرد در
نظر بگیرد ..
آیا در زندگی زناشویی انها اختلافی به وجود خواهد امد ؟؟مسلما ..نه ..
ازدواج باید خود را با وضعیت دیگری قرار دادن توام با شد ..
نه دیگری را در خدمت خود قرار دادن .
باهم بودن کاری داوطلبانه است ..اما دیگری را برای خود خواستن
تحمیلی وغیر منطقی وناعادلانه است .
اگر زن یا شوهر خود را نسبت به یکدیگر متعهد بدانند.که ارامش بخش
یکدیگر باشند وتعهد این مسولیت را هم از جان ودل پذیرفته باشند ..
آیا ..هرگز یکی از انها دیگری را عصبانی خواهد کرد ؟؟!!
.:: This Template By : web93.ir ::.