
دلمشغولی مشترک مخاطب و بازیگران
«آلزایمر» به کارگردانی احمدرضا معتمدی با پشتوانه ای از موفقیت های جشنواره فجر اکنون روی پرده سینماست.
احمدرضا
معتمدی را با فیلم های معناگرایانه اش می شناسیم. از وقتی «هبوط» را اوایل
دهه 70 ساخت، نشان داد علائقش در سینما چیست؟ پس از آن نیز هرگاه پشت
دوربین ایستاد، به بهانه هر فیلم حتی کمدی سعی کرد دیدگاه های فلسفی و
اندیشه های خاص خود را عرضه کند؛ بنابراین مهم ترین انتقادی که همواره
متوجه احمدرضا معتمدی در این سال ها بوده، توجه بیش از حدش به مضمون و غفلت
از فرم و ساختار بوده است. فیلم های معتمدی همواره هم از سوی مسوولان و هم
از سوی منتقدان با استقبال مواجه شده است. مسوولان اغلب از این فیلم ها
حمایت کرده اند و منتقدان در بیشتر اوقات نسبت به این آثار واکنش منفی نشان
داده اند. مثلا «دیوانه از قفس پرید» قرار بود فیلمی اجتماعی باشد، اما با حضور خیل بازیگرانش، اثر آشفته ای از کار درآمد. «قاعده بازی»
قرار بود کمدی باشد، اما کسی با دیدن آن خنده اش نگرفت. ویژگی بارز هر دو
فیلم، تعدد بازیگران مشهورش بود و نیز اسامی آنها که یادآور 2 فیلم بزرگ
تاریخ سینما هستند. زمانی هم که معتمدی آماده تولید آلزایمر بود، از خلاصه
داستان فیلم و نحوه گریم بازیگران و توضیحات کارگردانش می شد تشخیص داد او
بار دیگر می خواهد درباره فلسفه و عرفان با ما در فیلمش حرف بزند. اما این
ظاهر ماجرا بود.
وقتی فیلم آلزایمر در جشنواره به نمایش درآمد بخشی از
منتقدان، آن را اثری قابل قبول ارزیابی کردند که بدون شک بهترین فیلم
سازنده اش است. البته این نکته به معنای عالی و ممتاز بودن این فیلم در
سینمای ایران نیست، بلکه تلاش قابل تحسین کارگردانی است که برای اولین بار
در عمر فیلمسازی اش خواسته اندیشه های فلسفی اش را در قالب داستانی جذاب
ارائه کند. این امتیاز یا بهتر است بگوییم ویژگی، حلقه مفقوده فیلم های
معتمدی در سراسر کارنامه سینمایی اش بوده است و دیدن آلزایمر برای ما و
دیدن واکنش های مردم و مخاطبان جدی تر برای معتمدی، این امیدواری را دارد
که او در فیلم های بعدی اش به این جنبه بسیار تعیین کننده در کارش دقت کند.

ایده اصلی فیلم آلزایمر، فراموشی
است. همچنان که از نام فیلم پیداست، شخصیت اصلی به دلیل فراموشی و گمگشتگی
اش باعث اتفاقات بسیاری می شود. زنی که سال ها رفتن شوهرش را باور نکرده،
با دیدن این شخصیت تصور می کند همسرش را بازیافته است و برادر این زن به جد
می کوشد به دیگران بفهماند که این گونه نیست. ایده فراموشی و گم شدن تا
کنون درونمایه اصلی فیلم های بزرگ بسیاری بوده است که اتفاقا این فیلم ها
غالبا از منظر فلسفی مورد توجه قرار گرفته اند. فیلم کلاسیک «خرمن دیم» به کارگردانی مروین لروی، یکی از الگوهای مهم است و مشهورتر از آن فیلم فنلاندی «مرد بدون گذشته» اثر آکی کوریسماکی است. در سینمای هالیوود نیز با این ایده جذاب، فیلم های بسیاری ساخته شد از سریال «لاست» گرفته تا فیلم «شاتر آیلند» مارتین اسکورسیزی.
فیلم
آلزایمر، بیشتر وامدار و تاثیر گرفته از مدل های امروزی فیلم هایی با این
مضمون است. در 2 فیلم لروی و کوریسماکی سرانجام مشخص می شود حقیقت چه بوده و
چه کسانی در فیلم اشتباه می کردند. اما فیلم اسکورسیزی و البته فیلم زیبای
«لیلیت» اثر فناناپذیر رابرت راسن با بازی وارن بیتی،
موضوع گمشدگی و مسخ شدن را به عنوان کلیدی ترین عنصر مضمونی مطرح می کنند و
صرافت این را ندارند که حتما مخاطب را با پاسخی قطعی رو به رو سازند. این
نکته نه امتیاز فیلم آلزایمر است و نه نقطه ضعف آن. تنها ویژگی فیلم،
کارگردانی است که به هر حال با سینمای جهان آشنایی دارد.
اما معتمدی در
کنار پرداختن به گمشدگی و فراموشی و به بیان بهتر از باطن این مضمون به
مضمونی تازه تر و عمیق تر در فیلمش می رسد. از جایی به بعد، فراموشی فقط
ظاهر ماجراست و آنچه اعتبار دارد، مساله باور و ناباوری است. اتفاقا این
مضمون مهم ترین وجه ارتباطی فیلم با تماشاگر است و کارگردان با طرح این
تشکیک، تماشاگر را شریک دلمشغولی شخصیت هایش می کند. ما درباره هویت مرد
مجنون نمای فیلم، می توانیم با زن هم داستان باشیم و همچنین سخن برادر او
را بپذیریم. پایان فیلم روشنگر این وضعیت دوگانه نیست و به همین دلیل
آلزایمر در ورای ظاهر شوخ و کمیک خود در ذهن می ماند و اهمیت می یابد. جدال
میان خواهر و برادر فیلم (با بازی مهتاب کرامتی و مهران احمدی) جدال میان
احساس و عقل است. خواهر برای اثبات حرفش سندی جز ادراک حسی اش ندارد و
برادر دائم در کار ارائه سند و مدرک و دلیل عقلایی است برای نفی مرد.

تصویر زن در فیلم، شمایلی از یک انسان
منتظر است که با خیره شدن به پیرامونش، اطراف را برای خود معنا می کند، در
عوض تصویر برادر، شمایل کسی است که با جست و خیزها و تکاپویش می خواهد
حقیقت را پیش از خودش به دیگران بباوراند و همان طور که گفته شد، راهی برای
او نیست جز عریضه نوشتن و شکایت بردن. پس شناخت زن از راه مشاهده و باور
است و شناخت مرد از راه تحقیق و تفحص. مشخص است که لحن فیلم و شیوه شخصیت
پردازی تا حدودی حق را به زن می دهد، چرا که در روایت های فرعی فیلم از مرد
شخصیتی کاسب مسلک، پرخاشگر و منفعت پرست می بینیم. با این حال هیچ قطعیتی
در قضاوت فیلمساز درباره حقانیت هر کدام از دو شخصیت اصلی دیده نمی شود و
این درک شخصی ماست که فکر می کنیم زن به دلیل باور و ایمانش محق تر است.
معتمدی شخصیت های اصلی اش را از میان اقشار پایین دست جامعه انتخاب کرده است. محوریت فیلم با مرد ناشناسی (با بازی مهدی هاشمی)
است که علاوه بر هوش و حواس پرتش، مشخصا فردی است از طبقه پایین اجتماع و
فاقد شناخت و سواد و فرهنگ درست و حسابی. مرد میانسال صاحب کارگاه (با بازی
فرامرز قریبیان) نیز اگر چه آدم متمولی است، اما او نیز
به طیف سنتی اجتماع تعلق دارد و تفاوتی به لحاظ منش و عادت های زندگی با
دیگر شخصیت ها ندارد.

آلزایمر، اولین فیلمی نیست که معتمدی در آن به آدم های این طبقه می پردازد، اما قطعا بهترین تجربه اوست. از نوع شخصیت پردازی این آدم ها گرفته تا مکان هایی که کانون حوادث فیلم هستند، همگی بر باورپذیر بودن این نکته دلالت دارند. اما نقطه ضعف فیلم به برخی اغراق ها و اصرارها برای اثرگذاری بیشتر بر تماشاگر برمی گردد. تعدد صحنه های اداره پلیس در فیلم بی مورد است و خشم و هیجان زدگی شخصیت برادر در مواردی شکل کاریکاتورگونه ای به خود می گیرد. در این مورد اخیر حتی می توان گفت این نوع شخصیت پردازی عملا برادر را دچار بی هویتی می کند و با وجود تلاش قابل تحسین مهران احمدی برای ایفای درست نقش، اما به دلیل همین اشکال، تلاش او نیز ره به جایی نمی برد. به عنوان مثال، غیض و خشم این شخصیت و به جوش آمدن غیرتش در مواجهه با رفتار خواهرش در ارتباط با مرد بظاهر غریبه، پس از مدتی جای خود را به نوعی بی تفاوتی و انفعال می دهد. اصولا چنین آدم هایی از آن خاستگاهی که در فیلم می بینیم، چندان در انتظار قانون و دریافت حکم نمی مانند و شخصا اقدام می کنند.


فیلم آلزایمر همان اندازه که موفقیتی تازه برای سازنده اش به شمار می رود، نقطه درخشانی در کارنامه بازیگری مهتاب کرامتی هم است؛ شخصیتی که او در فیلم بازی می کند علاوه بر پیچیدگی و رازآمیز بودن، به لحاظ ظاهری شاید متناسب با این بازیگر نباشد. اما کرامتی با قدرت توانسته فاصله ظاهری میان خود و نقش را از میان بردارد و ذهن تماشاگر را از بازی های گذشته اش در نقش های گوناگون خالی کند. بازی کرامتی در فیلم اغلب در سکوت رقم می خورد و همین مساله او را در آزمونی تازه قرار می دهد. اگر آلزایمر و استقبال نسبی ای که از آن به عمل آمده در شیوه فیلمسازی سازنده اش تاثیری گذارد، مطمئنا از این پس شاهد فیلم های خوبی از معتمدی خواهیم بود.


اما داستان:
علی بابا و برادر بزرگترش قاسم دو فرزند یک بازرگان بودند. بعد از مرگ پدر قاسم که طمع ورز بود با زنی ثروتمند ازدواج کرد و با تکیه بر تجارت پدر زندگیش رو به راه شد. اما علی بابا با زنی فقیر ازدواج کرد و به شغل هیزم چینی روی آورد.
یک روز که علی بابا برای چیدن هیزم به جنگل رفته بود، 40 دزد را دید که به سراغ گنجینه خود رفته بودند. گنج در دل غاری قرار داشت که با یک رمز در غار باز می شد. ‘افتاح یا سیم سیم’. علی بابا بعد از اینکه دزدان وارد و خارج شدن و رمز ورود و خروج را متوجه شد وارد غار شد و مقداری از طلاها را برداشت و از غار بیرون آمد به گونه ای که دزدان متوجه نشوند.
بعدا" علی بابا از همسر برادر خود ترازویی طلب کرد تا بتواند میزان طلاهای خود را اندازه گیری کند. همسر قاسم از روی کنجکاوی روی کف های ترازو را چرب کرد تا ببیند علی بابا برای چه به ترازو نیاز پیدا کرده و بعدا" دید که کف ترازو یک سکه چسبیده است و موضوع را به قاسم گفت و قاسم علی بابا را مجبور کرد که پرده از راز خود بردارد. علی بابا رمز ورود و خروج به غار را به قاسم گفت.
اما قاسم حریص به غار وارد شد ولی رمز خروج را فراموش کرد و در غار گرفتار شد. دزدان بعد از یافتن او در غار، او را کشتند و تکه تکه کردند و برای عبرت دیگران در بیرون غار قرار دادند. علی بابا بعدا" جسد برادر را به شهر آورد و به نزد کنیز باهوشی که در خا نه برادرش کار میکرد برد تا به گونه ای عمل کنند که انگار قاسم به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.
کنیز به پزشکی پول داد به این عنوان که قاسم مدت ها از بیماری رنج میبرد و همچنین او شبانه و چشم بسته خیاطی کهنه کار به نام بابا مصطفی را به خانه آورد تا بدن تکه تکه قاسم را به هم بدوزد. در نهایت علی بابا و خانواده اش قاسم را به شکلی عادی دفن کردند به گونه ای که برای هیچ کس سئوالی پیش نیاید.
دزدان بعد از اینکه دیدن جسد ناپدید شده متوجه شدند فرد دیگری از راز آن ها مطلع است بنابراین یکی از آنان به شهر رفت و بابا مصطفی را پیدا کرد تا بفهمد جسد کجاست، بابا مصطفی بار دیگر چشمان خود را بست و خانه را به دزد نشان داد، دزد نیز در خانه را علامت گذاری کرد تا شبانه به همراه باقی دزدان اهالی خانه را به قتل برسانند.
اما کنیز باهوش از نقشه آنان آگاه شد و در تمامی همسایه های اطراف را به همان شکل نشانه گذاری کرد. شب هنگام وقتی دزدان آمدند و دیدند همه درها نشانه گذاری شده است، رهبر آن ها دزد کوچکتر را کشت.
روز بعد یکی دیگر از دزدان به سراغ بابا مصطفی رفت و اینبار متوجه شد که سنگ جلوی در خانه علی بابا لب پریده است آن را نشانه کرد و رفت ولی باز هم کنیز متوجه شد و لبه تمام سنگ های جلوی در خانه همسایه ها را لب پر کرد! این بار نیز این دزد به خاطر حماقتش توسط رییس دزدان کشته شد.
در نهایت رییس دزدان خود را به عنوان یک روغن فروش جا زد که 38 کوزه روغن با خود همراه داشت. 37 تا از کوزه ها حاوی دزدان و یکی از کوزه ها پر شده با روغن. قصد این بود شب هنگام دزدان از کوزه ها بیرون بیاییند و اهالی خانه را بکشند. اما کنیز از حیله آن ها آگاه شد و در درون کوزه ها روغن داغ ریخت و هر 37 نفر را کشت.
سردسته دزدان وقتی دید که دزدان کشته شده اند فرار کرد. بعدها او برای انتقام گیری بازگشت به این گونه که با پسر علی بابا که در کار بازرگانی بود دوست شد و شب به خانه علی بابا رفت. کنیز که باز هم از موضوع آگاه کشته بود در حین رقص چاقویی به قلب دزد فرو کرد.
علی بابا ابتدا از این کار خشمگین شد ولی وقتی موضوع را فهمید کنیز را آزاد کرد و او را به همسری پسرش برگزید.
زوج هایی که شیوه تطابق را در مقابله با مشکلات در پیش می گیرند، رضایت به آرامشی می دهند که گهگاه می تواند آرامش قبل از طوفان باشد. اما آرامشی که ناشی از تلاش زن و شوهرها برای حل اختلافات است، آرامشی است که در دل خود، پویایی، پیشرفت، پایایی و توافق را به همراه دارد. زندگی زناشویی بدون تغییر و اختلاف، اجتناب ناپذیر است. زن و شوهرها باید از خود بپرسند" آیا نقاط قوت و ضعف خود را می شناسیم؟" و در نهایت "با چه روشی می توانیم نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را رفع کنیم؟". اما براستی به چه میزان از رابطه خود شناخت داریم؟ بر سر چه چیزهایی توافق داریم؟ برای چه چیزهایی همکاری می کنیم؟ بخاطر چه چیزهایی دعوا می کنیم؟ از چه چیزهایی عصبانی و از چه چیزهایی خوشحال می شویم؟
نکته مهمی که در شناخت روابطمان وجود دارد، پیش آگهی است. وقتی می دانیم که در مورد چه چیزها و چه موقعیت هایی، چه واکنشی نشان می دهیم، می توانیم کنترل زندگی خود را برای بهبود آن، افزایش دهیم. برای آنکه کشمکش های زندگی زناشویی خود را بشناسید به سوالات زیر پاسخ دهید.
معضلات مالی
- آیا بودجه واقع بینانه ای دارید؟
- آیا شما و همسرتان امکانات مالی یا اموال شخصی دارید؟
- چقدر حق دارید بدون مشورت با همسرتان پول خرج کنید؟
- چه کسی مسئول امور مالی خانواده است؟
- به نظر شما هر ماه چقدر پول باید پس انداز کنید؟
- برای چه کاری پول پس انداز می کنید؟
- پول چه جایی در رابطه شما با همسرتان دارد؟
- آیا پول مظهر عشق شماست؟
- آیا پول مظهر قدرت شماست ؟
- چه کسی کنترل پول ها را بعهده دارد؟
توافق بر سر مسائل مالی، بسیاری از جنبه های زندگی زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد. در واقع پول می تواند جدا از عملکردهای واقعی خود در بازار، به عنوان وسیله ای برای اعمال قدرت، اظهار عشق و محبت، ابراز وجود و در کل بستری برای شکل دادن به نوع تعاملات زناشویی باشد. در مورد اختیارات پولی به توافق برسید و برای زندگی اقتصادی خود برنامه ریزی کنید و در نهایت رسیدن به یک الگوی اقتصادی مورد توافق، باعث بهبود روابط زناشویی می شود.

تحقیقات نشان می دهد 95 درصد مردم همیشه در یک حالت ثابت به خواب می روند. در این نوشته سعی می کنیم شما را با بعضی از فواید و مضرات حالت های مختلف خوابیدن آشنا کنیم.
این جوری بخوابید صورت تان پیرتر می شودوقتی مانند مصدومان می خوابید (حالت ریکاوری)

مفید برای: رفلاکس معده
مضر برای: چروک های صورت
از
این حالت به عنوان ریکاوری یاد می شود، چرا که معمولا بعد از تصادفات و
سوانح، پزشکان اورژانس بیماران را در این وضعیت قرار می دهند. به اعتقاد
کارشناسان خوابیدن به این شکل می تواند کمک زیادی به هضم غذا کرده و از
بازگشت اسید معده به داخل دهان پیشگیری کند. مهم ترین دلیل بازگشت محتویات
شکم به داخل دهان، ضعیف بودن دریچه خاصی است که در محل اتصال معده به مری
قرار گرفته است. در بعضی مواقع این وضعیت همراه با احساس سوزش شدید در دهان
و حالت تهوع است. تحقیقات نشان می دهد بهترین روش برای پیشگیری از این
حالت که به آن رفلاکس معده گفته می شود خوابیدن به پهلوی سمت چپ است که
البته دانشمندان هنوز به دلیل اصلی آن پی نبرده اند. اگرچه این حالت می
تواند سوزش های شکمی را کاهش دهد اما اثر بدی روی چین و چروک های صورت
دارد. در این وضعیت فشار بیشتری در قسمتی از صورت که در بین گوشه بینی تا
کناره های دهان قرار گرفته وارد می شود. از این ناحیه به عنوان خط خنده یاد
می شود و بسته به اینکه شما روی سمت چپ یا راست بدن خود می خوابید، به
مرور زمان این خط ها عمیق تر شده و چین و چروک های بیشتری روی صورت ظاهر می
شوند.
توصیه های بهتر: اگر خوابیدن روی پهلوی سمت چپ
به شما در کاهش سوزش های معده و بازگشت اسید به داخل دهان کمکی نمی کند،
سعی کنید بالش بلندتری زیر سر خود قرار دهید. با این کار قسمت فوقانی بدن
شما بالاتر از معده قرار گرفته و نیروی جاذبه مانع از راه یافتن اسید به
داخل دهان تان خواهد شد. برای کاهش چین و چروک های صورت همچنین می توانید
از بالش های ابریشمی استفاده کنید. ابریشم نرم تر از دیگر پارچه هاست و
فشار کمتری به پوست صورت شما وارد می کند. این پارچه می تواند به راحتی
رطوبت اضافی موجود روی پوست را جذب کند. علاوه بر آن عوامل ضد باکتری روی
این ابریشم وجود دارند که دسته گسترده ای از باکتری ها و قارچ های رو پوست
را از بین می برند. از سوی دیگر بعضی تحقیقات نشان داده استفاده از بالش
های ابریشمی کمک زیادی به زنان در کاهش علائم بعد از یائسگی می کند. این
علائم شامل احساس گرگرفتگی، قرمزی، جوش زدن و برخی مشکلات دیگر است.
اگر استخوان های تان درد می کند این طوری بخوابیدوقتی مانند جنازه می خوابید (خوابیدن روی پشت)

مفید برای: آرتروز
مضر برای: آسم، خر و پف، گرفتگی نفس هنگام خواب، بیماران قلبی
به
گفته کارشناسان خوابیدن به پشت کمک زیادی به افرادی می کند که از آرتروز و
دردهای مفصلی رنج می برند. در این حالت وزن بدن به طور مساوی در همه جهات
تقسیم می شود و هیچ نقطه ای بیشتر از قسمت های دیگر تحت فشار قرار نمی گیرد
اما در عوض خوابیدن به این شکل می تواند صدای خر و پف شما را بلندتر از
همیشه کند. در این وضعیت عضلات آرواره ها و زبان که معمولا در هنگام خواب
شل و آویزان می شوند تحت تاثیر نیروی جاذبه قرار گرفته و مسیر تنفسی را سد
می کنند. به این ترتیب گلو باریک تر شده و عبور و مرور هوا با سختی بیشتری
همراه می شود که در نهایت منجر به خر و پف می شود. این موضوع به خصوص برای
افراد چاق از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که چربی های اضافی که در جلوی
گردن انباشته شده اند می تواند به بدتر شدن شرایط کمک کند. البته مهم تر
از خر و پف کردن، قطع شدن مسیر تنفس برای مدت کوتاه و حتی بلند است که از
آن به عنوان وقفه های تنفسی یا ایست تنفسی یاد می شود. در بعضی از مواقع
قطع شدن نفس ممکن است تا بیش از 10 ثانیه به طول بینجامد که باز هم عامل
اصلی آن تاثیر جاذبه روی گلو و زبان است.
محققان با انجام آزمایشاتی
متوجه شدند میزان اکسیژن در خون افرادی که روی کمر خود می خوابند کاهش پیدا
می کند که این موضوع به ویژه برای بیماران قلبی و ریوی خطرناک است.
افرادی
که در این وضعیت می خوابند سریع تر از حالت های دیگر نفس می کشند و
اصطلاحا به نفس نفس زدن می افتند. به همین دلیل اکسیژن به عمق بافت های بدن
آنها نفوذ نمی کند که این موضوع برای بیماران قلبی و مبتلایان به آسم
خطرناک است.
توصیه های بهتر: اگر قرار گرفتن روی کمر،
حالت محبوب شما برای خوابیدن است، سعی کنید حتما از یک بالش محکم و سفت
استفاده کنید. درصورتی که از گردن و ستون فقرات شما حمایت خوبی به عمل
نیاید، فشار زیادی به عضلات گردن و شانه وارد می شود که در دراز مدت منجر
به درد می شود.
برای افرادی که عادت به خوابیدن روی کمر خود کرده اند و
این موضوع باعث بلند شدن صدای خر و پف شان هنگام شب می شود هم راه حلی وجود
دارد؛آن ها می توانند یک بالش را زیر کمر خود قرار دهند تا به این ترتیب
حین خواب به چرخیدن به پهلوی راست یا چپ تشویق شوند.
برای کمک به دیسک های بدنوقتی مانند جنین می خوابید

مفید برای: دردهای پشت کمر
مضر برای: دردهای ناحیه گردن، سر درد
این
معمول ترین حالت خواب در جهان است. تقریبا سه چهارم از ما روی پهلوی خود
می خوابیم درحالی که پاهای خود را به داخل شکم خم کرده ایم. محققان معتقدند
این وضعیت می تواند به ما در ترمیم جراحات و آسیب های وارد شده به بدن کمک
کند.
در طول روز، ستون فقرات ما تحت فشار زیادی از جانب نیروی جاذبه قرار می گیرد که این فشار مستقیما به فاصله بین مهره ها وارد می شود.
اگر
شما در حالتی بخوابید که فشاری به پشت کمرتان وارد نشود، جریان آب داخل
بدن بیشتر به سمت دیسک های کمر جذب می شود و به ترمیم آسیب ها کمک می کند.
اما
در این وضعیت حتما باید اطمینان حاصل کنید که گردن شما به خوبی با دیگر
قسمت های بدن تنظیم شده باشد. به عبارت دیگر بالش شما نباید خیلی بالا یا
خیلی پایین باشد، چرا که در غیراین صورت فشار زیادی به عصب های گردن وارد
شده و سردرد و گردن درد را در صبح روز بعد به همراه خواهد داشت.
توصیه های بهتر:
اگر بتوانید بالشی پیدا کنید که فاصله بین شانه ها و گردن را به خوبی پر
کند، می توان از دردهای گردن و سردرد پیشگیری کرد. در حالتی که خوابیده
اید، از یک نفر بخواهید به ستون فقرات و گردن شما نگاه کند. این قسمت ها
باید درست در امتداد یک خط باشند و گردن تان نباید پایین تر یا بالاتر از
ستون فقرات قرار بگیرد. همچنین اگر یک بالش بین زانوهای خود قرار دهید، کمک
بیشتری به تنظیم ستون فقرات می شود و از قرار گرفتن لگن و ران ها در وضعیت
های نادرست پیشگیری خواهد شد.
وقتی که در حالت آفتاب گرفتن می خوابید خوابیدن روی شکم

مفید برای: خر و پف
مضر برای: دندان قروچه، بی حسی و درد در دست ها
خوابیدن
به روی شکم می تواند در پیشگیری از خر و پف نقش زیادی داشته باشد زیرا در
این حالت عضلات گلو بر اثر نیروی جاذبه مسیر تنفسی را سد نخواهند کرد اما
اگر فردی عادت به دندان قروچه حین خواب داشته باشد، این وضعیت می تواند
ضررهای زیادی داشته باشد. اگر شما روی شکم خود بخوابید، فک پایین جلوتر از
وضعیت طبیعی خود قرار خواهد گرفت و اگر در این حالت دندان قروچه کنید، فشار
زیادی به دندان های پایینی وارد می شود.
همچنین این حالت باعث بروز
مشکلات عصبی در قسمت بالایی بدن خواهد شد. زمانی که روی شکم خوابیده اید،
فشار بالش روی گردن بسیار کم یا بسیار زیاد خواهد بود و تنظیم ستون فقرات
به راحتی به هم می خورد. این موضوع می تواند فشار روی سیستم عصبی را به
خصوص در افراد مسن بیشتر از حد معمول کند. این شکل خوابیدن سبب می شود که
فرد ناخودآگاه سر خود را به سمت چپ یا راست بچرخاند که باز هم به بیشتر شدن
فشار به این قسمت ها کمک می کند.
همراه با افزایش سن، کانال هایی که
مسیر عبور عصب های بدن هستند باریک تر می شوند و خوابیدن به این شکل می
تواند به بدتر شدن این وضعیت کمک کند. دقیقا به همین دلیل است که سالمندان
معمولا از بی حس شدن انگشتان دست و احساس سوزش در آن ها شکایت می کنند.
توصیه های بهتر: بهتر
است از تشک های نرم استفاده کنید تا شکل بدن تان را هنگام خواب به خود
بگیرند. در این وضعیت ستون فقرات شما هم در حالت صاف تری قرار می گیرد و
فشار کمتری را متحمل خواهد شد. همچنین می توانید از یک بالش بلند استفاده
کرده و آن را به شکلی زیر خود قرار دهید که از ناحیه شکم تا شانه ها را
بپوشاند. این به کاهش خمیدگی ستون فقرات و کم شدن فشار در این قسمت ها کمک
می کند.
ک شب وقتی آقای "ارکین خجایف" سفیر ازبکستان در تهران از من و همسرم برای شام دعوت کرد فهمیدم که وی اهل سمرقند و یک شیعه فارس زبان است و علاقه خاصی به توسعه روابط دو کشور دارد. در سفارت ازبکستان در تهران برای اولین بار با سفره ازبکی و آداب سنتی غذا خوردن در ازبکستان آشنا شدیم.
معمولا سفره های ازبکی پر از خوراکها، میوه ها و تنقلات متفاوت است. در واقع آنها برای احترام به مهمان هرچه در منزل داشته باشند را سر سفره می آورند. آقای خجایف گفت در میان خوراک های ملی ازبکی، نان و گوشت نقش اصلی را دارند. از غذاهای خمیری هم وی به لقمان، منته، سمبوسه، خاتم و چوچواره اشاره کرد. غذاهای شهرنشینان غرب ازبکستان به سبک ایرانی بوده و در این مناطق خوردن کباب گوشت گاو و گوسفند عمومیت دارد. در مناطق مجاور قزاقستان هم خوردن گوشت اسب متداول است. آنها معمولا قبل از خوردن یا نوشیدن هرچیز "بسم الله" می گویند.
تنوع غذائی در ازبکستان به دلیل وجود تنوع فرهنگ ها می باشد. یک شب که شام را مهمان آقای استاندار خوارزم بودیم، سفره پر بود از غذاها و تنقلات مختلف، جالب اینکه یک کله گوسفند هم در وسط سفره بود.
استاندار که تعجب ما را دید گفت رسم خوارزمی ها این است که برای مهمانانی که عزیز هستند یک کله گوسفند که آب پز شده است می آورند و از مهمان می خواهند که وی با کارد بزرگی آن را تکه کرده و بین مدعوین تقسیم کند. وی از من خواست که همین کار را انجام بدهم. رسم جالبی بود و من در شهرهای دیگر این رسم را ندیده بودم.
گردشگرانی که به ازبکستان سفر می کنند خیلی زود درمی یابند که ازبکها احترام زیادی به نان می گذارند و در واقع نان را به عنوان یک نعمت بزرگ الهی می دانند. برای ازبکها نان تقدس ویژه ای دارد و حتما باید در سفره نهاده شود.
سوگند به نان بالاترین سوگندها در میان ازبکهاست و اگر یک ازبک به نان قسم بخورد معمولا به صداقت او شک نمی کنند. ازبکها هیچگاه نان را با چاقو تکه تکه نکرده و از دست برای این کار استفاده می کنند. آنها هرگز خمیرهای اطراف نان را دور نمی ریزند و حتما ریزه های نان را از روی زمین با احترام جمع می کنند.
نانوایان معمولا قبل از زدن اولین خمیر به تنور، آن را روی دست گرفته و دعا کرده و آمین می گویند. آنها معتقدند این دعا، نان را پر برکت می کند. آنها علیرغم سلطه 70 ساله روسیه، سنت قدیمی احترام به نان را حفظ کرده اند.
برای آنها وجود نان در سفره واجب است، سوغات مسافران و هدیه به بیماران نان است و برای خانواده نوزادانی که تازه متولد شده اند نان می برند. شهرهای مختلف ازبکستان نان های مخصوص به خود را دارد. نان معروف تاشکند "لیپوشکی" نام دارد و اندازه یک بشقاب غذاخوری است. نان سمرقندی هم که کمی کلفت تر از نان تاشکند است، خواهان زیادی دارد.
ازبکها برای سفره هم احترام ویژه ای قائلند. همیشه سفره های خود را پر از میوه، خشکبار و مواد غذائی می نمایند و معتقدند پر بودن سفره احترام به مهمان است. آنها هرگز از روی سفره راه نمی روند و چند بار به خود من گفته اند که ایرانیها دو عادت بد دارند، یکی اینکه کناره های نان را دور می ریزند و دیگر اینکه هنگام پذیرائی بر روی سفره راه می روند.
تغذیه با گوشت:
* به نوشته «ehow»، گوشت سفید، سرشار از آهن، روی و ویتامین B12 است که برای رشد کودکان بسیار ضروری است.
* گوشت قرمز غنی از منیزیم و ماده مغذی است که در حفظ سلامت افراد به خصوص کودکان و نوجوانان بسیار موثر است.
* گوشت سالم سرشار از پروتئین حیوانی است و برای تقویت عضلات و شکل گیری بدن لازم است. ورزشکاران، کودکان، زنان باردار یا زنان در دوران شیر دهی نیاز بیشتری به این پروتئین دارند.
نکاتی برای مصرف گوشت
با در نظر گرفتن مواد مغذی موجود در گوشت، باید قبول کنیم که نمی توان گوشت را به طور کامل از رژیم غذایی حذف کرد. کاری که می توان کرد این است که مواد گوشتی را به میزان لازم به برنامه غذایی خود اضافه کنیم.
* پخت طولانی مدت مواد مغذی موجود در گوشت را از بین می برد.
*از آنجا که گوشت چربی دارد، به هنگام پخت به افزودن روغن نیازی نیست.
*طبخ گوشت به صورت کبابی یا خورشتی بهترین روش پخت گوشت است.
*از گوشت بره که هم نرم تر و هم کم چربی است استفاده کنید.
* از آنجا که چرب ترین قسمت گوشت قرمز یا سفید برای تهیه گوشت چرخ کرده استفاده می شود، هنگام خرید به این موضوع توجه کنید.
* از خریدن گوشت های فرآوری شده پرهیز کنید زیرا این نوع گوشت حاوی ماده شیمیایی سرطان زا به نام سدیم نیتریت است که رنگ تازه قرمز به گوشت می دهد.
در صورت رعایت نکات ذکر شده، خوردن گوشت مشکل ساز نخواهد بود.
این گیاه به دلیل داشتن بسیاری از ویتامین ها از قبیل B، C و پروتئین، آهن، فسفر، پتاسیم، سدیم و کلسیم جزو کامل ترین گیاهان دارویی در جهان شناخته می شود که مصرف آن علاوه بر خواص درمانی به عنوان یک دارو، به صورت روزمره به مردم توصیه شده است. استفاده از این گیاه در سبد غذایی به صورت سالاد، سوپ، آش یا استفاده از برگ های آن در تهیه کوکو سبزی و سبزی پلو از جمله مواردی است که برای تقویت قوای جسمی، افزایش توان سیستم ایمنی و پیشگیری از ابتلا به بیماری ها به آن اشاره شده است.
لاغری را با آرتیشو تجربه کنید
آیا می دانستید که مصرف آرتیشو یا کنگرفرنگی
به افزایش میزان سوخت کالری غذا کمک کرده و موجب کاهش وزن و لاغری می شود.
در حقیقت افرادی که از کنگرفرنگی در یکی از وعده های غذایی خود استفاده می
کنند می توانند از خواص درمانی این گیاه به منظور کاهش وزن استفاده کنند.
بهترین روش برای مصرف روزانه آرتیشو یا کنگر فرنگی استفاده از آن برای تهیه
انواع سالادهاست. به این ترتیب می توانید هر روز با تهیه سالادهای متنوع
از میوه ها و سبزی های مختلف و اضافه کردن مقداری آرتیشوی خرد یا رنده شده
به کاهش وزن خود کمک کنید.
بوی بد تابستان را از خود دور کنید
بوی تند بدن در
فصل تابستان یکی از معضلاتی است که بسیاری از مردم با آن دست و پنجه نرم
کرده و برای درمان آن هزار و یک راه نرفته را تجربه می کنند. اگر چه
استفاده از انواع عطرها، مام ها و دئودورانت ها برای کنترل و پیشگیری از
بوی بد بدن است اما تکنیک ها و راهکارهای موثرتری در این زمینه وجود دارد
که در بسیاری موارد انسان را از مصرف این محصولات صنعتی بی نیاز می کند.
حمام کردن با عصاره آرتیشو یکی از این شیوه هاست که مداومت بر آن به کاهش
میزان تعرق بدن کمک کرده و به طور طبیعی مانع از ایجاد بوی بد بدن می شود.
آرتیشو یک مسهل طبیعی
بعضی از افراد مبتلا به
یبوست که با نبود تعادل عملکرد دستگاه گوارش به ویژه روده ها مواجهند، می
توانند با گنجاندن آرتیشو به سبد غذایی خود با این مشکل مبارزه کنند. این
گیاه یکی از بهترین مواد طبیعی برای افرادی است که با رعایت رژیم های غذایی
لاغری دچار یبوست می شوند. در حقیقت مصرف این گیاه موجب می شود این افراد
در طول رعایت رژیم غذایی خود دچار یبوست و خشکی مزاج نشوند. از این رو تهیه
آن یا سوپی که در آن به جای سبزی از برگ های آرتیشو و میوه آرتیشو استفاده
شده باشد بهترین دارو یا غذای دارویی برای درمان یبوست است.
افزایش ایمنی بدن با آش کنگر
آش آرتیشو یکی از
غذاهای طبیعی است که به دلیل داشتن برگ و میوه کنگر خواص درمانی متعددی را
به همراه دارد. مصرف این آش یک تا 2 بار در هفته و در فصلی که آرتیشو تازه
می روید، موجب افزایش انرژی، ایمنی و سلامت بدن شده و قوای جسمی انسان را
تقویت می کند.
برای تهیه آش آرتیشو لازم است آب قلم و گوشت را با نخود و
گندم مخلوط کرده و آرتیشو خرد شده که با پیاز تفت داده شده است را به آن
اضافه کنید. سپس ظرف آش را روی حرارت ملایم قرار داده و اجازه دهید تا آش
به اصطلاح جا بیفتد. پس از این مرحله سبزی آش که برگ های آرتیشو نیز به آن
اضافه شده را به صورت خرد شده به آش اضافه کرده و پس از 10 دقیقه آش را از
روی حرارت بردارید و میل کنید.
مادران شیرده آرتیشو نخورند
یکی از موارد منع مصرف
آرتیشو در خانم هایی است که به نوزاد خود شیر می دهند. از آنجا که مصرف
آرتیشو و برگ های آن تاثیر زیادی در کیفیت، بو و مزه شیر مادر می گذارد
ممکن است موجب بروز عکس العمل نوزاد شده و او شیر مادر را نخورد. بنابراین
درمانگران به مادران شیرده و خانم های باردار توصیه می کنند که در طول
دوران بارداری و دورانی که به فرزند خود شیر می دهند از خوردن موادغذایی و
سالادهایی که حاوی این گیاه است، پرهیز کنند.
سالاد برگ آرتیشو مکمل غذایی است
برگ های گیاه
آرتیشو به دلیل این که ویتامین های گروه B، C و پروتئین، آهن، فسفر،
پتاسیم، سدیم و کلسیم دارند، غنی ترین سبزی ها برای تهیه انواع سالادها، آش
ها و غذاهای گیاهی محسوب می شوند. برگ های پهن و سرشار از ویتامین و املاح
معدنی آرتیشو علاوه بر این به دلیل خواص درمانی در کنترل و تنظیم ترشحات صفرا در کبد
می تواند به خوبی عملکرد کبد را کنترل و تنظیم کند و به این ترتیب مانع از
بروز برخی از بیماری های پوستی که ناشی از اختلال در عملکرد کبد است، شود.
کنترل دیابت نوع یک با آرتیشو
بر اساس مطالعات
دانشمندان و محققان، وجود عصاره هیدروالکلی در گیاه آرتیشو یکی از عوامل
کنترل بروز دیابت نوع یک در افراد است. بر اساس این تحقیقات، کنگر و برگ
های آن در سبد غذایی خانواده و در وعده های غذایی می تواند با کاهش قابل
توجه میزان گلوکز، کلسترول و تری گلیسرید خون به پیشگیری از ابتلا به دیابت
نوع یک کمک کند.
چگونه کلیه ها را پاک کنیم؟
آرتیشو همواره به دلیل
خواص مدر بودن آن، مورد توجه درمانگران طب سنتی در کشورهای مختلف قرار
گرفته است. مصرف آرتیشو به عنوان غذا یا دارو تاثیر زیادی در افزایش میزان
ادرار و دفع آن در بدن دارد. استفاده از این دارو می تواند تاثیر بسیار
خوبی در پاکسازی و تخلیه کلیه ها و بهبود عملکرد آن ها در دفع مواد زائد از
بدن داشته باشد. بنابراین، این گیاه می تواند یکی از موادغذایی مفید و
پرخاصیت هنگام انواع پاکسازی ها باشد که به تخلیه موادسمی و زائد موجود در
بدن کمک می کند.
سالاد آرتیشو برای کنترل کلسترول خون
استفاده از
سالاد آرتیشو در وعده های ناهار به صورت روزانه یکی از شیوه های کنترل
کلسترول در افراد مبتلا به این بیماری است. در حقیقت افراد مبتلا به
کلسترول می توانند با مصرف روزانه سالاد آرتیشو میزان کلسترول خون خود را
کنترل کرده و از پیشروی بیماری و تشدید آن در بدن پیشگیری کنند. برای تهیه
این سالاد کافی است آرتیشو و هویج را نگینی خرد کنید و آن را با آب
بجوشانید تا نرم شود، سپس مقداری نخود فرنگی به آن اضافه کرده و پس از 10-8
دقیقه ظرف را از روی حرارت بردارید و مواد داخل آن را آبکشی کنید. پس از
خشک شدن این مواد با خرد کردن کاهو و ترکیب کردن این مواد با هم این سالاد
را با آب لیموی تازه برای ناهار سرو کنید.
مجری در بخشی از این برنامه از حاتمی کیا پرسید:
"برخی معتقدند، امیال دیگری تو را گرفته است و به همین خاطر، تو دیگر فیلم های جنگی نمی سازی."
حاتمی کیا پاسخ داد:
"این چه حرفی است می
زنید؟ من دلم را به چه چیزی باید خوش کنم که بروم سراغ امیال دیگر؟ آدمی
هستم که به جشنواره خارجی بروم؟ که در آنجا از من تقدیر شود؟
والله اگر
من در همین جشنواره های داخلی فجر حضور پیدا می کنم به خاطر این است که
دلم می سوزد گروهم از شرکت در چنین جشنی محروم شود. وگرنه من کوچکترین
دلیلی نمی بینم در این جشنوراه ها حضور یابم."

و در ادامه مهمترین اظهارات وی بیان شده است:
- نام فامیل من حاتمیکیا نبود و چون در مدرسه بچهها فامیل من را که نمدی بود، نمکی صدا میکردند پدرم فامیلمان را عوض کرد.
- فکر می کردم افق کارم فیلمبرداری است ولی اینگونه نبود و به سوی نوشتن آمدم.
- در زمان جنگ وقتی رفتم اسلحه دستم بود؛ دیدم طبعم با اسلحه سازگار نیست؛ مثل بچههای جهاد. نگاهم نقد منفی نبود و ماشهام جور دیگری بود.
- غریبی ما این بود
که میخواستم به خانوادهام تفهیم کنم کاری که می کنم [فیلمسازی] مقدس و
ارزشی است و آنها نمیپذیرفتند. اگر میجنگیدم میپذیرفتند مخصوصا وقتی به
سینمای داستانی کشیده شدم.
- اگر جنگ نبود فکر نمیکنم به سینما
میآمدم. سینما برای من جوری رسالت و وظیفه بود و زحمتی که باید بکشم و
باری را سبک کنم و این دلایل هنوز ادامه دارد. من هنر را برای هنر
نمیدانم.
- یک بار آقای قرائتی گفت بیا درباره نماز فیلم بساز گفتم حاج آقا ما در حوزه جهادیم!
- چیزی به اسم سفارش از بیرون را نمیفهمم. عین عسل باید شهد در وجودم بنشیند. بخشی از هنر تجلی نفس است فقط باید گفت که خدا کند عاقبت بخیر شویم!
- سینما خیلی منیت دارد و مرز باتلاقش خیلی سریع است و آدم را سریع میبلعد ولی آنهایی که از این باتلاق رد میشوند تاثیر گذارند.
- آنقدر کارهایم پخش میشود که شرمنده میشوم. هر سال فیلمهای ما دارد پخش میشود. از بس کم هستیم. دهه محرم، هفته جنگ و... همه ما را میخواهند و دیده میشویم و گل سر سبدیم. همین که مستقل میشویم قابل هضم نیست. باید در 365 روز هضم شود.

- همیشه این حس را که ممکن است فیلمم پخش نشود، وجود داشته است.
- هیمشه این بحث هست، این که عزیز این سیستم هستم، میگفتند به آلمان رفته، بودجه ارزی و ... در صورتی که در خانهای که کاروانسرا بود کار و زندگی میکردیم.
- در خاکستر سبز فیلم نامه ای زیر بغل زدم و به کشوری رفتم که هیچ شناختی به آن نداشتم. الان از اینجا تا کرج باید برنامه داشه باشم. نمیدانم آن موقع چه انرژی و باوری بود!!!
- اگر آن دنیا بخواهم سرم را بلند کنم فیلم «دعوت» یکی از فیلمهایی است که به بهانه آن سرم را بالا میگیرم.

- راست میگویند که برو فیلمهای جنگیات را بساز ولی معلوم نیست که ما درست میگوییم یا مردم درست میگویند یا عزیزانی به شکل تشویقی و تهدیدی میگویند.
- دیگر فیلمی که فضای بچههای جنگ را تعریف کند نداریم.
- نمیدانم از کی این انحراف و کج شدن آغاز شد. یک چیزی را مردم می خواهند و یک چیزی را جبهه رفتهها و یک چیزی را مسئولان میخواهند.
- من آن موقع میرفتم پیش فرمانده لشکری که من را میشناخت. الان باید در لابیرنتی بروم که هر لحظه بخواهند من را زمین میزنند و به حقارت میاندازند.
- مثال میزنند و میگویند برو سرباز رایان بساز. تو این را میگی که من را تحقیر کنی!؟ یک چیزی بگو که بگنجد!
- وقتی "موج مرده" را ساختم یک عدهای عصبانی شدند. اگر عصبانی شوند بد نیست ولی این که مانع شوند بد است.
- برای هر دانه فیلمم جنگیدم تا یک فیلم بسازم.
- سینمای جنگ فیلم کم دارد. از این گلستان جنگ نگفتیم به والله.
- از همان روزی که مدیریت شد به اینجا رسیدهایم. چرا در حوزه جنگ اینقدر به جایی میرسیم که سریال «نابرده رنج» ساخته میشود.
- عقب نشینی رخ داده. ما گوشهای نشستهایم و عقب نشینی مثل عقب نشینی فاو رخ داده است.
- سینمای ما فرتوت و قدیمی و کهنه است. نسبت مردم با سینمای جنگ و رابطهشان با فیلمهای جنگی چگونه است؟ فیلمهایی که درباره متن جنگ است. چند تایی مرحوم ملاقلی پور ساخته و چند تایی درویش و یکی را کمال ساخته. در دهه اخیر چه کسی را بگویم؟!!
افرادی که الان هستند بیایند بگویند که چه کردهاند. اگر نتیجه اش فیلمهای تلویزیونی درباره جنگ است که خیلی عقب نشینی است. مردم کاملا با سینما قهر کردهاند.
- به خداوندی خدا! از این جنگ خیلی حرف میشود بیرون کشید. بیست سال است که دارم میگویم ولی گوش شنوایی نیست.
- کجا از فرهنگهایی که رفتند حرف زدیم. کجا از متوسلیان حرف زدیم؟
- جشنوارهها سینمای ما را از رمق انداخت. خداوند انشاالله محبت فرش قرمز را از دل ما بیرون کند.
- مدیریتها هم برخی اوقات کاری میکنند که انرژی فیلمسازان جوان به سمتی که آنها میخواهند رفته است.
- یکی از ضربههای سینمای محتضر ما این است که برخی سینماگران حرف تازهای ندارند و میخواهند به هر نحوی مردم به سینما بیاورند.
- ما نه این طرف [داخل] جایی داریم و نه آن طرف [در جشنواره های خارجی].
- اصلا به نظرم مسخره است این جشنواره ها. من یک نوع دغدغه فیلم سازی دارم، کیارستمی، یک مدل و مهرجویی یک شکل دیگر، اینها کجایش شبیه هم است تا بیایند رقابت ایجاد کنند؟
- روزنامه ای نیمه پنهان مرا فاش کرده بود و گفته بود که من وام گرفته ام و.... خب وام گرفته ام که فیلم بسازم. به خدا دغدغه ی مالی هم دارم اما وامم را در راه ساخت فیلم خرج می کنم.
- من دوست ندارم فیلمم را تهیه کننده دولتی بسازد. دوست دارم خصوصی باشد تا عرضه و تقاضا مشخص باشد.
- این مدل سینما که اخیراً خیلی باب شده و فیلم را در قسمت های 1 و 2 و 3 می سازند، متعلق به من نیست، من این نوع سینما را سینمای تجاری و مارکتینگ می دانم.
- سینمای دفاع مقدس خیلی مظلوم است. و واقعا جای کار دارد، وقتی می بینم که به اصطلاح بزرگ این نوع سینما من هستم، می فهمم چقدر وضع خراب است!
- در مورد "گزارش یک جشن" باید بگم که همه چی آرومه و شهر در امن و امانه.
- دلم می خواد از اقیانوس جنگ حرف بزنم از اون بچه هایی که نگفتند به ما ربطی ندارد، مادرشون اونا رو نفرستادن خارج و اگر بودند در خارج برگشتند، نگفتند اگر اسلحه فلان جور باشه نمی جنگیم، نگفتن اینا جنگ بزرگاست، دیدند ناموس این مملکت در خطر است و آمدند؛ اینا رو ما نگفتیم و به همین خاطر حفره ای داره بین ما و نسل امروز ایجاد شده.
- شرمم میاد بین خانواده شهدا، من چی بگم واقعا به خانواده شهدا؟ اینکه بچه های شهدا یقه مو بگیرن و بپرسن چرا نمی سازی جنگی؟
- امیدوارم یک روزی امکان ایجاد بشه، سعه صدری در مسئولین ایجاد شه، هیاتی شکل بگیره که بگذارند و تحمل کنند که ما صحبت کنیم، ما پیچیده تریم نسبت به زبان ابتدایی این آقایان !!!
- ما تن نمی دیم دیگه به هر چیزی، نیاز داریم به یک آزادی عمل، نمی دانم، شایدم داریم عافیت طلبی می کنیم، من از اون روز می ترسم که سرم رو زمین بگذارم و شرم کنم جلوی خانواده شهدا.

.... حاتمی کیا در این لحظه و در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود و بغض گلویش را گرفته بود، افزود:
تنها دغدغه ام اینه که اونجا نتونم سر بلند کنم. حق هم دارند بچه های عزیز شهدا، با نجابتی هم می گویند و فکر می کنند همه چیز دست منه و من می خوام فراموشش کنم.
- الان جزو متلک های جامعه است این سهمیه ای است و این نیست! چرا اینطوری شده؟ چه اتفاقی افتاده، چنین چیزی انقدر ممکن باشه به قول یکی از اینا گفت همش مال تو، بابامو بهم بده!
- چه جوری باید کار کنم؟ اصول ثابت چیه در این نظام [سینمایی]؟ من که روزنامه نیستم که عین خیالم نباشه و هر روز موضعم عوض شه به روی مبارک هم نیارم؟! سینما که این نیست!
- آژانس که می خواستم بسازم همه دوستان خیرخواه من گفتن نساز، هیچ کس من را تشویق نکرد! والله به سختی ساختم فیلم را. حتا یکی به من گفت فیلمنامه را بسوزان و اصلا حرفشم نزن!
- من نمی تونم برم ارشاد بگم آقا این کاغذ مجوز مرا بدید، چون اصلا خودم را نمی خواهم درگیر این چیزا بکنم، مسئله ام اصلا چهار تا تار مو نیست که برم به وزارت ارشاد بگم!
- دیگه الان جون اون جور نوشتن رو ندارم که هر سال بنویسم و بسازم، البته می تونم سالی دو بار بسازم اما دیگه توان نوشتن و جونش را ندارم.
- من دیگه در آن فضایی نیستم که در برنامه های مختلف حاضر شوم، برنامه های مختلف نمی رم، مصاحبه نمی کنم، با تو (مجری برنامه) احوال دیگری دارم....

و در آخر گفت:
امشب، شب تولد ما بود که کاسه کوزه ما را بهم زدی، بچه ها برای ما برنامه ریخته بودند... ان شالله عاقبت بخیر شویم، دعا کنید به راه راست هدایت شوم، الهی آمین ...
.:: This Template By : web93.ir ::.