پینوشتها:
1- وسائل الشیعه، ج 14، ص476، ح19637.
2- همان، ص 504، ح19697.
3- همان، ص476، ح19636.
4- به نقل از یکی از ملازمان ایشان.
5- مردان علم در میدان عمل، سید نعمت الله حسینی، انتشاراتسید الشهداء، ج 2، ص376.
6- به نقل از حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای غلامحسین محمدیگلپایگانی.
7- برنامه سلوک در نامههای سالکان، علی شیروانی، انتشاراتدار الفکر،1376، ص233.
8- سیمای فرزانگان، رضا مختاری، ص 201.
مقدمه
بیانات گهربار رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی خامنهای(مدظله العالی)، در جمع فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) - که در سال 1375 ش . انجام شد - به موضوع «رسالتخواص» اختصاص داشت . در این سخنرانی، ایشان در چهار بخش (تحلیل عاشورا، تاریخ عاشورا، نمونه تاریخی و نکته پایانی) کوشیدند اهمیت نقش خواص در سرانجام جامعه اسلامی را به تصویر بکشند آنچه میخوانید، برگزیدهای از بیانات معظم له است.الف) تحلیل عاشورا
1 . فرهنگ جهادب) تاریخ عاشورا
1 . امتیازطلبی; آغاز انحراف خواص حقج) نمونه تاریخی
1 . نامه خواص جبهه باطلد) نکته پایانی: نقش کلیدی خواص; نجات تاریخ
ببینید از هر طرف حرکت میکنید، به خواص میرسید . تصمیمگیری و تشخیص خواص در وقت لازم، گذشتخواص از دنیا و اقدام آنان برای خدا در وقت لازم، . . . اینهاست که تاریخ و ارزشها را نجات میدهد . باید در لحظه لازم، حرکت لازم را انجام داد . اگر وقت گذشت، دیگر فایده ندارد . اگر خواص بد فهمیدند، دیر فهمیدند و با هم اختلاف کردند، در تاریخ، «کربلا» ها تکرار خواهد شد .مقدمه:
تمام اعمال و رفتار انسانها; چه فردی و چه اجتماعی، مشمول حکمی از احکام شرعی میباشد و تمام موضوعاتی که به گونهای با رفتار آدمی ارتباط پیدا میکند، در فقه اسلامی دارای قانون و مقرراتی است . عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز همچون سایر اعمال انسان دارای احکامی است که در این مختصر بدان میپردازیم .احکام عزاداری
امام خمینی رحمت الله علیه:احکام علامت
سؤال: بسیاری از تکایا در ایام عزاداریهای مذهبی، اقدام به حمل «علاماتی» میکنند که به قیمت گزافی خریده شده و حمل آن نیز موجب اشکال است . این وسائل از نظر شرعی چه حکمی دارند؟احکام تعزیه و شبیه خوانی
امام خمینی رحمت الله علیه: تعزیه و شبیه خوانی اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود، اشکال ندارد ولی بهتر ستبه جای آن، مجالس روضه خوانی برپا کنند . (11)احکام استفاده از لباس سیاه
سؤال: آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز است و آیا رجحان دارد؟احکام قمه زدن
علامه امین عاملی: «قمه زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه اهل بیت را در انظار دیگران مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد میکنند . شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایتخدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت اطهار علیهم السلام نیست .» (20)احکام موسیقی
مرحوم شیخ انصاری در مکاسب محرمه در پاسخ به کسانی که میگویند غنا میتواند زمینه گریه کردن را فراهم نماید، میفرماید: چنین شیوهای نمیتواند مقدمه مستحب یا مباح قرار گیرد و باید به عموم ادله حرمت غنا تمسک نمود . (28)احکام عاشورا
1- روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه استیا عید قربان مکروه است . در روایت آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: بنی امیه نذر کردند که اگر موفق به قتل امام حسین علیه السلام شوند، روز شهادت او را جشن بگیرند و مبارک بشمارند و روزه بگیرند و روزه در آن روز سنت آل امیه است، لذا ائمه اطهار علیهم السلام به جهت مخالفتبا این طایفه تبهکار و عدم هماهنگی با آنان، روزه عاشورا را نهی کردند . (34)پینوشتها:
1) استفتائات امام خمینی رحمت الله علیه ، ج2، ص 28 و استفتائات جدید آیت الله مکارم(مدظله العالی)، ج1، ص 158 .
2) هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج2، ص 180 .
3) هزار و یک مسئله فقهی، ج2، ص 40 .
4) استفتائات امام خمینی، ج3، ص 580 .
5) جامع المسائل، ج1، ص 619، س 2162 .
6) همان، ص 625، س 2183 .
7) استفتائات جدید، ج1، ص 158، س 57 .
8) استفتائات امام خمینی رحمت الله علیه، ج2، ص 28، س 72 .
9) جامع المسائل، ج1، ص 623، س 2173 .
10) همان، س 2179 .
11) استفتائات امام خمینی رحمت الله علیه، ج2، ص 28، س 71 و ج3، س44 و 40 و 47 و 33 .
12) جامع المسائل، ج1، س 2165 .
13) مجمع المسائل، ج1، ص 559، س 77 .
14) احکام خانواده، عبدالرحیم موگهی، طبق فتوای امام خمینی رحمت الله علیه، ص 336 .
15) جامع المسائل، آیت الله فاضل لنکرانی، ج1، س 2166 و جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج2، ص 132 .
16) اجوبة المسائل، ص 365 .
17) جامع المسائل، ج1، ص 621، س 2170
18) جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج2 ، ص 130، س 1590; هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج 2، ص 180، س 602 .
19) جامع الاحکام، ج2، ص 130، س 1591 .
20) اعیان الشیعه، ج10، ص 363 .
21) فتاوی العلماء والاعلام فی تشجیع الشعائر الحسینیه .
22) استفتاءات، ج 3، ص 581، س38 .
23) بیانات رهبری و استفتائات آیات عظام پیرامون عزاداری عاشورا، ص 35 .
24) همان، ص 42 .
25) همان، ص 35 .
26) جامع المسائل، ج1، ص 623، س 2172 .
27) هزار و یک مسئله، ج 2، ص 179، س 597 .
28) مکاسب محرمه، رحلی، ص 39 .
29) منتهی الامال، ج1، ص 468، آخر زندگی امام حسین علیه السلام .
30) استفتائات امام خمینی رحمت الله علیه، ج2، ص 16، س 36 .
31) همان، ص 18 .
32) همان، ج3، ص 583، س 45 .
33) جامع المسائل، ج1، ص 623، س 2174 .
33) تحریر الوسیله، ج1; جواهر، ج7، ص 107 .
35) توضیح المسائل مراجع، ج1، ص 906 .
36) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ص 268 .
37) جامع المسائل، ج1، ص 623 .
پینوشتها:
1. نگا: امام حسن و امام حسین، ص 145.
2. بحارالانوار، ج 44، ص 145.
3. خصال، ج 1، ص 131.
4. بحارالانوار، ج 45، ص 207.
5. مصباح المتهجد، ص 713.
6. امام حسن و امام حسین، ص 143.
7. حسین، نفس مطمئنة، ص 56.
8. بحارالانوار، ج 44، ص 284.
9. همان، ج 45، ص 257.
10. بحارالانوار، ج 101، ص 320.
11. مصطفی آرنگ به نقل از اشک حسینی، سرمایه شیعه، ص 66.
پاسخ:
گریه عوامل مختلفی دارد:1. رجعت امام حسین(ع) در قرآن کریم:
همانطور که قبلاً گفتیم در قرآن کریم درباره مسئله رجعت و نیز رجعت حسین بن علی(ع)، آیات فراوانی وجود دارد تا بدانجا که گفتهاند: «در قرآن 18 آیه صریح در باب رجعت هست»4 و از جمله این آیات، آیات ششم و هفتم از سوره مبارکه نازعات میباشد:2. رجعت امام حسین(ع) در روایات
درباره امر رجعت و حوادث پیرامون آن، روایات و احادیث فراوانی در کتب روائی و حدیثی مضبوط است. تا جایی که شیخ حر عاملی در کتاب الایقاظ منالهجعه بالبرهان علی الرجعه، 600 حدیث در این زمینه روایت کرده است.8 ولی از آنجا که بحث ما پیرامون رجعت امام سوم(ع) است، فقط به برخی از روایاتی که در آنها به رجعت آن حضرت تصریح گردیده میپردازیم.پي نوشت :
1 .تفسیر نمونه ج15، ص555.
2 .علامه مجلسی، حقالیقین، ج2، ص2.
3 .تفسیر نمونه، ج15، ص560.
4 .حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص481.
5 .عباس عزیزی، فضائل و سیره امام حسین(ع) در کلام بزرگان، ص69.
6 .حقالیقین ج2، ص12.
7 .همان، ج2، ص16.
8 .حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص482.
9 .علامه مجلسی، حقالیقین، ج2، ص7.
10 .همان، صص11و12.
11 .همان، ص7.
12.همان.
13.همان، ص10.
اقدام براي اصلاح تا آخرين نفس
ما امر به معروف مي كنيم ولي يكبار كه گفتيم گوش نداد مي گوئيم ول كن بابا به من چه، مثلاً يكبار مي گوئيم داداش سيگار نكش ديگر بعد رهايش مي كنيم بلند شو نمازت را بخوان نمي خواند مي گوئيم ول كن خسته شديم ما با يكي دو بار خسته مي شويم ببينيد برادرها و شما پدر تا كي بچه اش را مي برد دكتر؟ آنقدر مي بريم دكتر تا بچه خوب شود هيچ پدر و مادري نمي گويد من يك قرص به او دادم خوب نشد بگذار بميرد شما اگر يك جايي گير كني يك بار داد نمي زني اينقدر داد مي زني تا يك راه نجاتي پيدا كني قندي را كه مي خواهند بشكنند اگر يكبار قندشكن را زدند قند نشكست نمي گويند قند را توي كوچه بيندازيم اگر ميوه درختي را ديدي كه نرسيده شاخه اش را نمي شكني آنقدر صبر مي كنيم تا برسد آنقدر قند را مي زنيم تا قند بشكند آنقدر تبر مي زنيم تا چوب بشكند آنقدر به دكتر مراجعه مي كنيم تا مريض خوب بشود اگر بيماري داري و نسخه اي دست طرف بود دو تا داروخانه بسته بود برنمي گردي بگويي من رفتم هفت هشت تا داروخانه بسته بود شما بهتر است كه ديگر بميري حتي از شهرستانها هم باشد تاكسي تلفني كرايه مي كني خودت را به آب و آتش مي زني از شهر ديگر از بيمارستان ديگر پزشكي ديگر... اينطور نيست كه بگويي آقا من گفتم گوش نداد تا آخرين نفس... كربلا همه چيزهايش آخرين بود آخرين نفس، حالا شما آموزشهاي نظامي هم ديده ايد يك چيزي برايتان بگويم.آخرين نفر، آخرين نفس، آخرين فشنگ
مي گويند رزمنده خوب اين است كه سه تا آخرين توي او باشد آخرين نفر، آخرين نفس، آخرين فشنگ، يعني اگر كسي را گرفتند هنوز فشنگ داشت پيداست كه خوب نجنگيده هنوز فشنگ داشته گير كرده است اگر نفسي داشتي و اسير شدي پيداست كه خوب دفاع نكرده اي يعني بايد گرفتار بشوي كه ديگر نفسي نباشد اگر باز نفراتي داشتي باز معلوم مي شود كه حق اش را انجام نداده اي، رزمنده اي خوب است كه سه تا آخرين داشته باشد آخرين نفر آخرين نفس، آخرين... و در كربلا سه تا آخرين بود آخرين نفر علي اصغر را هم دادند آخرين فشنگ وهب در كربلا شهيد شد سر وهب را انداختند پهلوي مادرش كه داغ ببيند مادر نگاهي به سر كرد و گفت ما چيزي را كه در راه خدا داده ايم پس نمي گيريم دو مرتبه از سر پسرش بجاي قلوه سنگ استفاده كرد و سر را انداخت توي كلــه كسي، يعني حتي از سر بچه شان بجاي فشنگ استفاده كردند.توجه به مشكلات و سختي هاي گذشتگان
21- توجه به تاريخ، اين يك ارزش است امام سجاد (عليه السلام) مي فرمايد توي راه كه مي رفتيم كربلا (خرجنا مع الحسين) با حسين از مكه خواستيم بيائيم كربلا (فما نزل منزلاً) هر منزلي كه پياده مي شديم براي استراحت (و لا ارتحل منه) و هر منزلي كه مي خواستند از منطقه اي كوچ كنند چه آنوقتي كه مي نشستند و چه آنوقتي كه مي رفتند (ألا ذكر يحيي بن زكريا و قتله) در هر نشست و حركتي ياد حضرت زكريا مي افتاد چون مردم سر حضرت يحيي را بريدند بخاطر اينكه زن فاحشه اي علاقمند شده بود اين كشته بشود مثلاً مي گفت بعضي از مردم به قدري نا اهل هستند كه براي رضاي يك زن فاحشه سر پيغمبر را مي برند آنوقت اينرا هي مي گفت اينكه امام حسين در هر نشست و برخاستي مي گفت مي خواهد بگويد توجه به تاريخ يعني اي كساني كه با من هستيد ممكن است براي رضاي يزيد بن معاويه سر من را هم ببرند يعني تاريخ تكرار مي شود.استفاده از تمثيل در سخن امام حسين (علیه السلام)
22- استفاده از تمثيل: مثال زدن، آقا مثل غوغا مي كند يكي از دوستان اين سخنراني هاي الان دههي سوم است كه سخنراني مي كنم بيست و پنج سال است كه توي تلويزيون هستم سخنراني هاي هفده سال را گوش كرده ضرب المثل هايش را در آورده است طنزهايش را در آورده خاطراتش را در آورده هر كدامش يك كتاب شده است آنوقت تمثيل خيلي غوغا مي كند خود شما اگر بدانيد يك ضرب المثل بزنيد بسياري از مشكلات حل مي شود. صلواتي بفرستيد.شهادت امام حسين (علیه السلام) براي هدايت، نه شفاعت
23- شهادت براي هدايت: الان مي گويند امام حسين شهيد شد تا گناهان ما بخشيده بشود خوب اين عقيده شبيه عقيده مسيحي ها است كه مي گويند عيسي را به دار آويختند كه گناهاي مسيحي ها بخشيده شود او فداي ما شد ما همه غرق گناهيم يك حسين داريم شما نماز نمي خواني نخوان روزه هم مي خوري بخور، فحش هم مي دهي بده، ربا هم مي خوري بخور، فقط روز عاشورا بيا عزاداري كن اين شهادت براي اين است كه خداوند همه گناهان ما را ببخشد؟ اينطور نيست شهادت براي هدايت است از كجا مي گويي؟ در زيارت اربعين امام حسين داريم (وبذل مهجته مهجه) خونش را بخشيد براي چي (ليستنقذ عبادك من الضلاله) تا عباد را از گمراهي بيرون بياورد (والجهاله) مردم را از جهل بيرون بياورد (والعمي) مردم را از كوري بيرون بياورد (والشك و الارتياب ) مردم را از شك و ريب بيرون بياورد (ألي باب الهدي) امام حسين شهيد شد تا مردم چشم شان باز بشود، رئيس حكومت اسلامي كي بايد باشد؟ بيت المال بايد دست كي باشد؟ گاهي وقتها انسان يك عملي را انجام مي دهد كه مردم را متوجه كند امام حسين شهيد نشد براي فقط ثوابش، شهيد بشود براي شفاعتش، البته ثواب دارد شفاعت هم مي كند همه درست اما هدف امام حسين هدايت بود.پيام كربلا: نترسيدن از دشمن
نترسيدن بدون هيچ امكاناتي، يك چيزي برايتان بگويم ابوالفضل دست راستش جدا شد بعد هم دست چپش، مي دانيد وقتي دو تا دستش افتاد چي گفت؟ الله اكبر، حالا بوش يا آمريكا ايران را تهديد كنند ايرانيها پاي روضه اي نشسته اند كه ابوالفضل فرمود، چي فرمود؟ وقتي دو تا دستش قطع شد، فرمود (يا نفس) اي نفس ابوالفضل (لا تخش من الكفار) از كفار نترس، يعني آنوقتي كه ... ما الان تمام امكاناتي كه دنيا دارد به لطف خدا داريم تجربهي جنگ را داريم ايمان داريم، جوان داريم، اسلحه داريم، توليد اسلحه داريم، عقل داريم، اتحاد داريم، فرمانده عادل مجتهد داريم، اگر هيچي نداشته باشيم، آب نداشته باشيم مشك هم پاره بشود دو تا دست هم نداشته باشيم تازه ابوالفضل از كربلا پيغام داد گفت آنوقتي هم كه دو تا دستت قطع شد يعني هيچ هيچ هيچ، هيچ امكانات دفاعي اي نداري باز هم بگو (لا تخش من الكفار) از كفار نترس اصلاً علت اينكه آمريكايي ها و صهيونيست ها بودجه اي گذاشته اند براي يك مشت اساتيد دانشگاه كه اين شيعه چي است؟ چون ما تمام دنيا را آرام كرديم اين شيعه توي استخوان است منصور دوانقي مي گفت ما همه جا را گرفتيم اين امام صادق (عليه السلام) توي گلويمان است نه مي آيد بيرون نه مي شود آنرا قورت داد الان استخوان توي گلوي جنايتكارها الان لبنان دارد مي شود بچه هاي فلسطين هستند ايران هستند اين چيه؟ اين روضه مهم است جوانهاي... مي خواهم بگويم روضه مال قديمي ها نيست روشنفكرهاي ما تحصيلكردگان ما بايد ايام عزاداري بنشينند و بگويند عجب! ابوالفضل هيچي نداشت باز هم گفت نترس آنوقت تو همه چيزي داري باز هم مي ترسي (يا نفس لا تخش من الكفار) اينها را... روي علماتها اينها را بنويسند من غصه مي خورم هم از مسجدها غصه مي خورم هم از هيئت ها، مسجدها مي روي كاشي كاري نوشته هيچ جني نمي تواند يك متر آنرا بخواند روان بنويس آقا خط كوفي است به من چه كه خط كوفي است سيخي است ميخي است من پول از مردم بگيريم احياء خط كوفي آنوقت جوانهايمان نفهمند كه اين چيه؟ اسرار نماز را قشنگ بنويس يك جوان هم كه آمد دو دقيقه ديگر كه آقا مي آيد براي نماز اين دو دقيقه اسرار نماز را بفهمد اگر بناست پرچمي بلند بشود بگوئيم كه چي است رمز اينكه ايران مي گويد از آمريكا نمي ترسيم چون ابوالفضل دارد و ابوالفضل هم اين پيام را داده است پيام ابوالفضل را دنيا هم بداند دنيا هم در مقابل آمريكا شاخ و شانه مي كشد منتهي نمي خواهند كه ما بفهميم عكس آورده اند توي خيابان پنجاه متر خوب اين چي توي آن هست هيكل، پيامش چيه؟ نمي دانم چيه، عكس كه پيام ندارد تفكر پيام دارد شما يك عمامه بزرگ سر من بگذرا عمامه بزرگ كه پيام ندارد ببين من چي مي گويم عكس ابوالفضل را قاب مي كنند چهل متر در هشتاد متر فرض كنيد، اين يعني چه؟ ببينيد پيام ابوالفضل چيه؟ فرمود هيچي ندارم اما از دشمن نمي ترسم اين مكتب است يك بچه دبيرستاني يك دانشجو همه اين را ياد بگيرند بيمه مي شوند اصلاً اينرا حفظ كنند (يا نفس لا تخش من الكفار) دو تا كلمه حفظ كنيم. (فما الموت الا قنطره) مرگ پل است حفظ كنيم.اشک پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بارها به مناسبتهایی مصایب امام حسین علیهالسلام را بیان میکردند و میگریستند، هنگامی که حسین علیهالسلام به محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میرسید، آن حضرت او را در آغوش میگرفت و به علی علیهالسلام میگفت که وی را نگاه دارد. سپس او را میبوسید و گریه میکرد. چون امام حسین علیهالسلام علت گریه آن حضرت را جویا شد، فرمود: «محل ضربههای شمشیر را میبوسم و میگریم». امام حسین علیهالسلام عرضه داشت: «آیا من کشته میشوم؟» پیامبر فرمود: «آری. به خدا سوگند! تو و پدرت و برادرت کشته میشوید». امام حسین علیهالسلام گفت: «محل کشته شدن و مدفن ما متعدّد است؟» حضرت پاسخ داد: «آری، فرزندم». پس امام حسین علیهالسلام پرسید: «چه کسی به زیارت ما میآید؟» پیامبر فرمود: «زائران من، پدر، برادرت و تو، راستگویان و حق جویان امت من هستند».نفرین پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم
دو سال از ولادت حسین علیهالسلام میگذشت که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم عزم سفر کرد. پس در نقطهای از مسیرش ایستاد و همچنان که میفرمود: «اناللّه و اناالیه راجعون»، اشک از دیدگانش سرازیر شد. هنگامی که مردم از علت این حال پرسیدند؛ حضرت فرمود: «اکنون جبرئیل مرا از منطقهای خبر داد که در کنار شطّ فرات واقع شده و کربلا نام دارد و فرزند من حسین ـ پسر فاطمه ـ در آن سرزمین کشته میشود». عرض شد: «یا رسول اللّه! چه کسی او را میکشد؟» فرمود: «مردی به نام یزید که خدایش لعنت کند! گویا میبینم جایی را که حسین در آن جان میدهد و محلی که در آن دفن میشود».خبر جبرئیل
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم پس از بازگشت از سفری، بر بالای منبر رفت و مردم را پند داد. در پایان دست راستش را بر سر حسن علیهالسلام و دست چپش را بر سر حسین علیهالسلام نهاد و سر به سوی آسمان برداشت و فرمود: «پروردگارا! به یقین، محمد بنده تو و پیغمبر توست و این دو پاکترین افراد خاندان من و برگزیده فرزندان و خانواده من هستند که پس از خود، این دو را در میان امّتم به جای میگذارم. جبرئیل مرا خبر داد که این پسرم (با اشاره به امام حسین علیهالسلام ) غریبانه و مظلومانه کشته خواهد شد. بارالها! شهادت را بر او مبارک فرما و او را از سروران شهیدان قرار بده. خداوندا! آنان که او را تنها میگذارند و کسانی که به کشتن او اقدام میکنند، از برکات دنیا و آخرت محروم گردان».میوه دل پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم
زمانی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم مصایب امام حسین علیهالسلام را برای مردم نقل میکرد، آنان میگریستند. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به آنان فرمود: «آیا بر حسینم گریه میکنید و او را یاری نمیکنید؟» سپس با رنگی برافروخته و چهرهای سرخ، در حالی که به شدت از چشمانش اشک فرو میریخت، خطبه کوتاه دیگری خواند. سپس فرمود: «ای مردم! من دو یادگار نفیس را در میان شما به جای گذاشتم و آن دو کتاب خدا و عترت و خاندان من است و آنان با آب و گل من آمیختهاند و میوه دل من و جگر گوشه من هستند. این دو هرگز از هم جدا نگردند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. هان که من در انتظار دیدار با آنان هستم و من درباره این دو، از شما چیزی نمیخواهم، جز آنچه پروردگارم به من دستور داده است. پروردگارم به من امر فرموده که من دوستیِ خویشان و نزدیکان خود را از شما بخواهم. مبادا فردای قیامت که در کنار حوض با من دیدار میکنید، خاندانم را دشمن داشته و بر آنان ستم نموده باشید!»اشک امام حسین علیهالسلام
امام حسین علیهالسلام در واپسین ساعتهای عمر امام حسن علیهالسلام به حضورش شرفیاب شد و بسیار گریست. امام حسن علیهالسلام فرمود: «چرا گریه میکنی؟» حضرت پاسخ داد: «به دلیل حال شما». امام حسن علیهالسلام فرمود: «من به وسیله زهر کشته میشوم، ولی روزی مانند روز تو نیست که سی هزار نفر به ظاهر مسلمان ـ و در باطن کافر ـ گرد تو جمع میشوند تا خون تو را ریخته، به حرم و خاندانت بیاحترامی کنند. سپس آنان را به اسارت برده، لوازم خیمههای تو را غارت کنند. در این هنگام، خداوند لعنتش را بر بنیامیه فرو میفرستد و آسمان به سبب این مصیبت هولناک خون میگرید. نه تنها آسمان، بلکه همه زمین و زمان بر تو میگریند؛ حتی حیوانات وحشی و ماهیان دریا».آگاهی بخشی امام سجاد علیهالسلام به مردم
روزی امام سجاد علیهالسلام از بازار عبور میکرد. قصابی را دید که قصد ذبح گوسفندی را دارد، ایستاد و گریست. قصّاب و مردم کوچه و بازار گرد او جمع شدند. قصاب که بیم آن داشت از او خطایی سر زده باشد، از حضرت پوزش طلبید. امام سجاد علیهالسلام پس از آنکه همه دیدگان مردم را به سوی خود جلب کرد، فرمود: «آیا به این حیوان که قصد سر بریدنش را داری، آب دادهای؟» وی گفت: «یابن رسول اللّه! روش مسلمانی چنین است». آنگاه حضرت فرمود: «من به چشمان خود دیدم که پدر و برادرانم و یارانش را در کنار آب گوارای فرات، با لب تشنه شهید کردند». بدین ترتیب، آن حضرت در میان بازار، مجلس عزاداری برای سالار شهیدان تشکیل داده، مصایب او را یادآور شد.سوز امام سجاد علیهالسلام
امام صادق علیهالسلام میفرماید: پس از حادثه عاشورا، امام سجاد علیهالسلام بیست سال پیوسته گریست. هنگامی که غذا پیش او میآوردند، گریه میکرد؛ تا اینکه یکی از غلامان عرض کرد: «فدایت گردم! میترسم که بر اثر این رفتار، جانتان به خطر افتد». حضرت فرمود: «من غم و غصه خودم را به خدا عرضه میکنم (یعنی شما توان ادراک واقعیت را ندارید تا بازگو کنم) و چیزی میدانم که شما بدان آگاه نیستید. هنگامی که به یاد قتلگاه فرزندان فاطمه علیهاالسلام میافتم، ناخودآگاه چشمانم پر از اشک میشود».روزی پر از غم
روزی امام سجاد علیهالسلام به عبیداللّه ـ فرزند عمویش عباس ـ نگریست و چشمانش اشک آلود شد. سپس فرمود: «روزی سختتر از روز جنگ احد برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نبود؛ زیرا در آن روز عمویش که شیر خدا و رسولش بود، به شهادت رسید. پس از آن، روز نبرد موته بود که پسرعمویش جعفر طیار شهید شد، ولی برای ما روزی به سختی روز عاشورا نیست که سی هزار نفر گرد هم آمدند تا پدرم، سیدالشهدا علیهالسلام را به شهادت برسانند و با این عمل ننگین خویش به خدا تقرب جویند؛ در حالیکه آن حضرت ایشان را نصیحت و موعظه کرد و خدا را بر آنان یادآور شد، ولی آنان از روی ستم و عدوان پدرم را کشتند».زائر امام حسین علیهالسلام ، همنشین اهل بیت علیهمالسلام
امام باقر علیهالسلام فرمود: «چنانچه کسی دوست دارد که جایگاهش بهشت برین باشد، زیارت مظلوم را ترک نکند». از آن حضرت پرسیده شد: «مظلوم چه کسی است؟» فرمود: «حسین پسر علی علیهماالسلام است که آفریننده حماسه پرشور کربلاست. هر آنکه با عشق او و محبت به خاندان رسالت به زیارتش بشتابد، پیش از دیگر مردم در بهشت وارد شده، همنشین اهل بیت نبوی خواهد شد».روز عاشورا
عبداللّه بن سنان، یکی از یاران امام صادق علیهالسلام میگوید: «روز عاشورا به محضر امام صادق علیهالسلام مشرف شدم. اشکهای امام چون دانههای مروارید از چشمانش سرازیر بود. عرض کردم: «چرا گریه میکنید؟» آن حضرت فرمودند: «چگونه غافلی؟ آیا نمیدانی که در چنین روزی جنایت بینظیر کربلا اتفاق افتاد؟» عرضه داشتم: «نظر شما درباره روزه گرفتن در این روز چیست؟» در پاسخ فرمودند: «روزه کامل نگیر و از شب پیش نیّت روزه مکن و هنگام عصر با مقداری آب افطار کن؛ زیرا در چنین ساعتی بود که جنگی سخت و نابرابر که بر خاندان رسالت تحمیل شده بود، پایان یافت، در حالی که سی نفر از آنان بر زمین افتاده بودند. بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بسیار سخت بود که آنان را در آن حالت ببیند و اگر در آن روز، حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم زنده بود، به یقین ایشان صاحب عزا بود و باید که به ایشان تسلیت گفته میشد».تشویق شاعر
امام صادق علیهالسلام به جعفر پسر عفّان طایی فرمود: «شنیدهام درباره حسین بن علی علیهماالسلام شعر و مرثیه میگویی و خوب هم میسرایی». او گفت: «آری» و سپس برخی از اشعارش را در محضر امام صادق علیهالسلام خواند. آن حضرت و حاضران به شدت گریستند و اشکهایشان بر صورتها جاری شد. امام فرمود: «ای جعفر! سوگند به خدا در این لحظه که مرثیه حسین علیهالسلام را میخواندی، فرشتگان خدا شاهد و شنوای سخن تو بودند. آنان نیز همچون ما گریستند. خداوند بهشت را بر تو لازم کرد و تو را آمرزید».تدبیر امام کاظم علیهالسلام برای یادآوری عاشورا
امام کاظم علیهالسلام در شرایطی میزیست که هرگونه امکان برگزاری مراسم عزاداری امام حسین علیهالسلام از او سلب شده بود. ولی حضرت در موقعیت مناسبی دیدهها را به سوی کربلا جلب کرد. در نوروز یکی از سالها، هارون الرشید به حضرت پیشنهاد داد که سران کشوری و لشکری به دیدن امام بیایند. آن حضرت خواسته هارون را نپذیرفت، ولی مخالفت ایشان سودی نبخشید و ناگزیر به دستور هارون تن داد. همه شخصیتهای سیاسی و نظامی به دیدار امام شرفیاب شدند و هر کدام هدیهای تقدیم کردند. در این میان، پیرمردی حاضر شد و گفت: «من مالی ندارم که اهدا کنم، ولی اشعاری را که پدرم در رثای جدت سیدالشهدا علیهالسلام سروده است، به شما تقدیم میکنم». حضرت وی را بسیار گرامی داشت و در کنارش نشانید. پس از پایان مراسم، امام علیهالسلام به مأموری که هارون برای کنترل اوضاع گماشته بود، فرمود: «نزد هارون برو و درباره این هدیهها کسب تکلیف کن». وی پس از مراجعت از نزد هارون، گفت: «شما در تصرف این هدیهها مختارید». بدین ترتیب، حضرت، تمام هدایا را به شاعر مرثیه سرای حسینی هدیه کرد و در پاسداری حماسه حسینی نقش آفرینی فرمود.امام رضا علیهالسلام در رثای امام حسین علیهالسلام
امام رضا علیهالسلام در موقعیتهای مناسب، مصایب امام حسین علیهالسلام را یادآور میشد و در رثای سالار شهیدان میگریست. آن حضرت خطاب به پسر شبیب میفرماید: «ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه میکنی، بر حسین پسر علی گریه کن؛ زیرا او را مثل گوسفند سر بریدند و هجده نفر از مردان خاندانش را که مردان بیمانند عصر خویش بودند، شهید کردند و در سوگ شهادت او، آسمانها و زمینها گریستند».حرم حسینی
امام هادی علیهالسلام در اوضاع خفقانبار زمان خویش، آشکارا نمیتوانست به عزاداری جد بزرگوارش، امام حسین علیهالسلام بپردازد، ولی از هر فرصتی برای تبلیغ و نشر فرهنگ عاشورا بهره میبرد. ایشان به شخصی که به زیارت سیدالشهداء مشرف میشد، فرمود: «برای من در آن مکان شریف دعا کن؛ زیرا من دوست دارم در مکانی برای من دعا کنی که خداوند دعا کردن در آن را دوست دارد، و حرم حسینی از آن مکانهاست».نجوای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در رثای سالار شهیدان میفرماید: «اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو باز داشت و نتوانستم در رکاب تو با دشمنانت بجنگم، همواره در این مصیبت ناله میکنم و به جای اشک چشم، خون دل میگریم، تا از سوزش این مصیبت و غصه رنج و محنت آن جانْ به جانبخش تسلیم کنم».راز استمدادها
نظرى هرچند سطحى و گذرا به حادثه عاشورا انسان را به اينباور مىرساند كه سراسر وجود امام حسين(ع)عزت، شرافت، مردانگى وآزادگى است.پی نوشت ها:
1- فانى لا ارى الموت الا سعاده و لا الحيوة مع الظالمين الا برها.
(بحار الانوار، ج 44، ص 381.)
2- موت فى عز خير من حيوة فى ذل(همان، ج 1، ص 150.
3- سامضى و ما بالموت عار على الفتى. (حماسه حسين، ج 1، ص 152.)
4- الموت اولى من ركوب العار و العار اولى من دخول النار (بحار الانوار، ج 45، ص 50.)
5- و الله لا اعطيكم بيدى اعطاء الذليل و لا افر فرار العبيد.
(الارشاد، ج 2، صص 98.)
6-
الا و ان الدعى ابن الدعى قد ركز بين اثنتين بين السلسة و الذلة و هيهات
منا الذلة يابى الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت. (بحار
الانوار، ج 45، ص 9)
7- و يحكم يا شيعة آل ابىسفيان، ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم. (همان، ج 45، ص 51.)
8- منتهى الآمال، ج 1، ص 711.
9- نفس المهموم، ص 366، اللهوف، ص 55.
10- موسوع- كلمات الامام الحسين(ع)، ص 495.
11- همان ، ص 506.
12- «ليهلك من هلك عن بينه و يحيى من حى عن بينه و ان الله لسميع عليم.»( الانفال، آيه 42)
13- مفاتيح الجنان، دعاى جوشن كبير.
جوانمردي و غيرت در كربلا
15- جوانمردي و غيرت، اين جمله معروف است كه شك كردند امام حسين (عليه السلام) هنوز زنده است يا شهيد شد گفتند حمله كنيد به خيمه ايشان درياي غيرت است اگر حتي يك نفس... يك سوال ايدئولوژي، آخرين سخن امام چه بود؟ دفاع از ناموس، نهي از منكر، دفاع از مظلوم، بعد مي گويد (إن لم يكن لكم دين فكونوا احراراً في دنياكم) اين خيلي مهم است يعني اگر مي خواهي امر به معروف و نهي از منكر كني لازم نيست كه بگويي تو كه حزب اللهي هستي ممكن است حزب اللهي نباشد بگو انسان كه هستي، اگر دين نداريد بابا آزاد باشيد، مسلمان نيستي ايراني كه هستي خدا را دوست نداري خودت را كه دوست داري وطن را كه دوست داري يعني براي جلوگيري از فساد لازم نيست كه از قلاب ايمان استفاده كنيد از هر قلابي مي توانيد استفاده كنيد مثلاً كسي فحش مي دهد بگويي فحش حرام است مي گويد برو بابا آقا شيخ حرام حرام در آورده اي، بگوئيم آقا تو دانشمند هستي تو تحصيلكرده هستي اين حرف قشنگ آدم تحصيلكرده نيست اگر مي داني كه كلمــه تحصيل را مطرح كني فحش نمي دهد اينجا نگو تو مگر مومن نيستي اينجا شرعاً حرام است از مدرك بگو، بگو تو كه فوق ليسانس هستي فوق ليسانس كه نبايد اين حرف را بزند امام حسين (عليه السلام) به ما ياد داد جلوي فساد را بگيريد حتي اگر از اهرم دين استفاده نشد از هر چي شد استفاده كن. جامعــه ما بايد جامـــعـه سالم باشد هر چي شد از راه دين و هر چي هم شد از راه علم هر چي شد از راه عقل و هر چي شد از راه عاطفه.برخورد هاي عاطفي و انساني قرآن با مردم
قرآن گاهي وقتها براي اينكه پول مردم را در بياورد يعني به مردم بگويد كه كمك كن گاهي مي گويد بابا جهنم پول نمي دهي «فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ» التوبة/35 فلز داغ را داغ مي كنند مي گذارند به پيشاني ات و مي گويند «هَذَا مَا كَنَزْتُمْ» التوبة/35 اين همان پولهايي بود كه قايم كرده بودي گاهي افراد را از جهنم مي ترساند.قيام امام حسين (عليه السلام) براي اصلاحات
16- مسئله اصلاح گري، ببينيم اصلاح گر كي است بعضي ها گفتند ما خواهان اصلاحات هستيم امام حسين (عليه السلام) فرمود من اصلاح طلب هستم، طرفدار اصلاحات، فرمود (خرجت) من از مدينه آمدم كربلا براي چي؟ (لطلب الاصلاح) من مي خواستم اصلاح كنم براي طلب اصلاح، چي را مي خواستي اصلاح كني؟ (في امت جدي) اصلاحات... رهبر خط اصلاحات بايد امام حسين... امام حسين چه كرد اگر خط ما به خط امام حسين (عليه السلام) مي خورد ما هم طرفدار اصلاحات هستيم اما اگر كلمــه اصلاحات را گفتيم اما كار ديگري كرديم اين خودش يك نفاق است كه آدم بگويد بيا تو را ببوسم بعد گاز بگيرد بگويد بيا مهماني بعد به او سم بدهد لفظ لفظ حسيني باشد عمل عمل... به قول مقام معظم رهبري فرمود اصلاحات آمريكايي يعني اصلاحاتي كه آمريكا شاد بشود ما... من خيلي لذت مي برم تا الان كه خدمت شما نشسته ام در آستانـــه شصت سال هستم هنوز يك كلمه پيدا نكرده ام كه يك حرف نو داشته باشد هر كه هر حرف زيبائي دارد ما بهتر آنرا در قرآن داريم مثلاً سخن از سازندگي مي شود سازندگي كار خوبي است اما قهرمان سازندگي ذوالقرنين است سدي ساخت كه چند قرن ميخ توي آن فرو نرفت.كسب آگاهي و اطلاعاتي سياسي
19- يكي از زيبائي هاي كربلا جنگ يك جنگي بود كه... كسب اطلاعات، آگاهي به امور سياسي و اطلاعاتي، اين هم يكي از زيبائي هاي كربلا بود چون امام حسين (عليه السلام) به محمد حنفيه برادرش گفت تو كربلا نيا و مدينه باش (عليك أن تقيم بالمدينه) لازم است تو در مدينه بماني (فتكون لي عيناً عليهم و لا تخفي عنك شي من امور) تو چشم من باش وهيچي از امور مدينه از من مخفي... يعني لحظه به لحظه كارهايم را... ما در اسلام سه رقم اطلاعاتي داريم اطلاعاتي داريم اطلاعات عمومي و مردمي اطلاعات با ابلاغ اطلاعات ويژه، اطلاعات عمومي، در نهج البلاغه داريم كه حضرت امير (عليه السلام) به استاندارش مي گويد (بلغني) يعني به من گزارش داده اند كه تو همچين كاري كرده اي، (بلغني) يعني به قول آقاي شهيد رجايي اطلاعات سي و شش ميليوني، يعني همه مردم اطلاعاتي باشند اگر يك خانمي ديد كه شوهرش هروئين رد و بدل مي كند اين را اطلاع بدهد به مواد مخدر نگويد اين شوهر من است نانش قطع مي شود بابا تو مي روي نان خودت را قطع كني جوانهاي مردم نابود مي شوند همه ما بايد نسبت به مسائل عمومي اطلاعات بدهيم به اهل آن.شيوه برخورد ما با مشكلات نظام
ممكن است كه نظام ما مشكلاتي داشته باشد مسئولين آن ممكن است مشكلات داشته باشند عادي اش ممكن است مشكلات داشته باشند ولي نقل مشكلات به ديگران درست نيست ما داريم كه امر به معروف بكن نهي از منكر بكن اما تضعيف... من جمله اي هست توي تلويزيون گفته ام ولي چون مال چند سال پيش است اجازه بدهيد كه تكرار كنم طوري نيست اين جمله يادتان نرود بخصوص دانشجوها خواهش مي كنم اين سه تا كلمه را مي توانيد حفظ كنيد.بهره گيري از همه امكانات در قيام عاشورا
20- يكي از زيبائي هاي كه امام داشت ضمن اينكه رفت كربلا و مي دانست كه شهيد مي شود بايد از اين خون حداكثر استفاده را بكند، استفاده حد اكمل، بهترين بهره گيري، بعضي ها هستند امكانات دارند اما خوب بهره گيري نمي كنند امام حسين (عليه السلام) قبل از اينكه بيايد مكه و كربلا وقتي يزيد به حكومت رسيد به فرماندار مدينه گفت از امام حسين (عليه السلام) بيعت بگير امام فهميد كه... در مسجد نشسته بود گفتند آقا دارالعماره شما را احضار كرده است بايد بيائيد امام فهميد كه معاويه مرده و يزيد به حكومت رسيده است به فرماندارش گفته بيعت بگير بعد گفته بود فرماندار اگر امام بيعت نمي دهد توي خانه او را ترور كن بكش امام فرمود (فدعا بجماعه) يك جماعتي را دعوت كرد از يارانش (من اهل بيته و مواليه) از دوستان و فاميل هايش دعوت كرد (و كان ثلاثين رجلا) اينها سي نفر بودند گفت شما سي نفر (و امرهم بحمل السلاح) فرمود شما اسلحه برداريد من مي روم دارالعماره (فاجلسوا الباب) شما پشت ديوار بنشينيد و كمين بگيريد (فان سمعتم صوتي قد علي) اگر صوت من را شنيديد، اگر ديديد كه نعره كشيدم (فادخلوا علي لتمنع علي) از ديوار بپرسيد تو كه جلوي كشتن من را... امام حسين (عليه السلام) حرفي ندارد كه كشته بشود اما نمي خواهد توي اتاقي كشته بشود كه هيچ خبري... گفت بگذار بروم مكه دو سه ماه مكه ماند تا حاجي ها آمدند سخنراني كرد صد و بيست و پنج روز در مكه سخنراني كرد اصلاً نگفته رفت مردم ديدند كه امام نيست چي شده؟ ديروز دالعماره امام را احضار كرده از ديشب تا حالا نيست مثل اينكه مردم ببينند امام در جماران نيست مقام معظمي در محل خودش نيست به هيچكس هم نگفت نگفته رفت تا ول وله... يكوقت مي گويم آقا بنده بروم يك تلفن جواب بدهم و برگردم شما آرامش داريد چون مي گوئيد قرائتي رفت تلفن جواب بدهد اما يكوقت ميكرفن را پرت مي كنم و مي روم و به كسي هم نمي گويم كه چيه اين ول وله مي افتد از مدينه رفت تا ول وله بيفتد صد و بيست و پنج روز توي مكه سخنراني كرد تا همه اهل مكه بفهمند حكومت يزيد اسلامي و شرعي و قانوني نيست..:: This Template By : web93.ir ::.