پي نوشت :
[1] . ارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 76.
[2] . همان، ص 133.
[3] . سخنان مقام معظم رهبري در جمع فرماندهان و بسيجيان لشكر محمد رسولالله ـ صلي الله عليه و آله ـ .
[4] . همان.
تحریف تباکی
از حرفهای عجیب و غریبی که پیرامون عزاداری گفته شده، یکی هم آن حرفی است که از تحریف معنای «تباکی» سرچشمه گرفته است؛ به این ترتیب که میگویند:تفسیر صحیح تباکی
معدود روایاتی که در آنها لفظ «تباکی» وارد شده است، بسیار اندک است.2 و در یکی از آنها چنین است که راوی میگوید: خیال میکنم که حضرت فرمود: «من بکی أو أبکی، و اَظُنُّه قال او تباکی»؛3، حال اگر هم چنین سخنی از ناحیه معصوم علیهالسلام صادر شده باشد به هیچ وجه نمیتواند به آن معنای نادرستی که تحریفگران تصوّر کردهاند، بوده باشد. در تفسیر آن سه وجه زیر را میتوان تصوّر کرد:1. تظاهر به گریه و اندوه
البته نه به آن معنا که شُبهه ریا را در برداشته باشد بلکه به نیّت قربةً الی اللّه و خالصاً لوجه اللّه تظاهر کند و خود را اندوهگین و غمناک نشان دهد. این معنا با توجه به زمان صدور حدیث (زمان حکومت بنیامیه) صحیحتر به نظر میرسد. زیرا بنی امیه هر سال روز عاشورا را جشن میگرفتند و پیروان آنها در آن روز تظاهر به شادی و سرور میکردند.4 و امام علیهالسلام نیز با این سخن شیعیان را دعوت میکند که هر طور شده در روز عاشورا و دهه محرم اظهار غم و اندوه کنند تا همدلی خود را با دوستداران اهلبیت علیهمالسلام و تنفّر خود را از آل یزید نشان دهند.2. تکلّف برای تحصیل گریه
گاهی باشد که انسان در مرحله نخست، بنا به عللی نمیتواند کاری را انجام دهد، اما از آنجا که دلش میخواهد که آن کار را انجام دهد به هر نحو ممکن تمایل به آن کار را نشان میدهد و ای بسا که ناخودآگاه و با تکلّف هم که شده، تمایل درونی خود را بروز میدهد و آشکار میسازد. چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست، و جالب اینکه بالاخره این تکلّف و تشبّه در نهایت به نتیجه میرسد و صورت کاملاً طبیعی پیدا میکند. از باب مثال فرض کنید که کسی در اثر قساوت قلب و یا در اثر هر علت دیگری ابتدا نمیتواند از خوف خدا گریه کند و یا به یاد مظلومیتهای اهلبیت علیهمالسلام ناله کند و بگرید اما چون این کار را در دل دوست دارد و به حال گریه کنندگان غبطه میخورد، ناخواسته خود را شبیه آنان میسازد و با تکلّف هم که شده، متأثّر و دلگیر میشود و چهره غمناک و اندوهگین پیدا میکند تا در نهایت غبار قساوت از آینه دل میزداید و اشک چشمش سرازیر میشود که همان کار، خود مطلوب است.3. تمایل به بکاء و دوست داشتن آن
به این معنی که اگر کسی هم گریه نکند اما تمایل به این کار داشته باشد و دلش بخواهد که بر مصائب اهلبیت علیهمالسلام بگرید و به نوعی این تمایل را نشان بدهد، مطلوب و مستحب است که این تمایل و اظهار آن را داشته باشد، و همین است معنای آن تباکی که در کلام معصومین علیهمالسلام دیده میشود و میان بکاء و تباکی، عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر بکائی حتماً تباکی هم هست ولی بعضی از تباکیها، بکاء نیز هست و چنان که در تفسیر دوم گفته شده، تباکی مقدمه بکاء است و تباکی به این معنا (تمایل به گریه و دوست داشتن آن) حتماً با بکاء خواهد بود. چرا که اگر کسی کاری را نخواهد، انجام نمیدهد به ویژه اگر آن کار در ارتباط با دل و تأثّر قلبی باشد و گاهی این مقدمه، قهری و ضروری نیز است، به این معنا که تا کاری را نخواهد و تمایل به آن نداشته باشد، آن کار را انجام نخواهد داد؛ مثل آن حدیثی که به نقل از امام علی علیهالسلام میگوید: «من لم یتحلّم لم یحلم؛ هرکس حلم و بردباری را نخواهد و تمایل خود را به حلم، به نوعی نشان ندهد، بردبار نخواهد شد».64. تعاون در گریه و عزاداری
به این معنی که عزاداران تأثّر و گریه خود را پنهان نسازند و با گریه و ناله آشکار خود یکدیگر را به گریه وادارند و کسانی هم که نمیتوانند گریه کنند، با گریه کنندگان هم ناله و هم صدا شوند.ششمین عامل تحریف
قیاس به نفساز عوامل تحریف، یکی هم قیاس به نفس است؛ به همین دلیل بیشتر در کتابهایی که به صورت نظم و شعر سروده شدهاند، دیده میشود که شاعران و سرایندگان به اصطلاح خواستهاند که زبان حال امام حسین علیهالسلام و اهل بیت و انصار آن حضرت را به رشته نظم بکشند و یا در قالب شعر بریزند. اما در واقع زبان حال خودشان را به تصویر کشیدهاند و در نتیجه کارها و گفتارها و رفتارهایی که فقط برازنده خود و امثال خودشان هست، به اهل بیت اطهار علیهمالسلام بستهاند!پي نوشت :
1. دعات الحسینیه، محمدعلی نخجوانی، ص 4 و 5، چاپ بمبئی، 1330 ق.
2.
یکی از آن روایتها را سید ابن طاووس با عبارت «روی عن آل الرّسول» نقل
کرده که حاکی از مرسل و ضعیف بودن سند است. (ر.ک: بحارالانوار، ج 44، ص
288) به نقل از لهوف، و دیگری نیز به توسط افراد ناشناس و از راویان مجهول
نقل شده است. (ر.ک: همان، ص 282.)
3. بحارالانوار، ج 44، ص 289، به نقل از کامل الزیارات و ثواب الاعمال.
4.
در این باره اثر پربار استاد سید جعفر مرتضی عاملی با نام «المواسم و
المراسم» بویژه صفحات 82 ـ 85 دیده شود. 5. چرا که به تصریح روایتی از امام
علی(ع) «التّزهد یؤدّی الی الزّهد». ر.ک: غررالحکم، ج 1، ص 291، یعنی
«تزهّد» زهد میآورد چنان که «تباکی» بکاء میآورد.
6. لؤ لؤ و مرجان، ص 36، به نقل از غررالحکم.
7. همان، ص 38.
8.
همان، ص 38 و 39 (با ویرایش و تصرّف). و گفتنی است که جمله آخر این عبارت،
تعریضی است به آنان که با نام حسین(ع) و عاشورا، ارتزاق میکنند و دین را
دکّان برای دنیای خود ساختهاند که محدّث نوری در صفحات نخستین لؤ لؤ و
مرجان در این باره سخن گفته است.
9. نهج البلاغه، خطبه دوم.
10. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، استاد جعفری، ج 2، ص 234.
جود و کرم امام حسین علیهالسلام
حسین بن علی علیهالسلام در بخشش زبانزد مردم روزگار بود. نقل میکنند روزی مرد صحرانشین مستمندی وارد مدینه شد و از مردم سراغ بخشندهترین فرد را گرفت. همه مردم حسین بن علی علیهالسلام را به او معرفی کردند. وقتی در مسجد به خدمت آنحضرت رسید و نیازمندیِ خود را با خواندن چند بیت شعر بیان کرد، امام حسین علیهالسلام او را به خانه آورد و به قنبر فرمود: هر مقدار پول در خانه داریم حاضر کن. قنبر چهارهزار دینار به خدمت آنحضرت آورد و گفت: این تمامی پولی است که در اختیار داریم. امام حسین علیهالسلام همه آن چهارهزار دینار را از پشت در به آن مرد بادیهنشین داد. منظور حضرت از این برخورد آن بود که چشم آن مرد به چشم او نیفتد که مبادا خجالت زده شود. مرد اعرابی وقتی پولها را گرفت، در حالی که گریه میکرد چنین گفت: مگر پول کمی به من بخشیدی که از پشت در آن را به من میدهی؟ در عجبم که چگونه این دستهای بخشنده و پربرکت روزی زیر خاک خواهد رفت.فروتنی امام حسین علیهالسلام
در روزگاری که فخرفروشی به دارایی رونق بسیار داشت و ثروتمندان از روی تکبر به مستمندان توجهی نداشتند و از نزدیک شدن به آنها دوری میجستند، امام حسین علیهالسلام با کمال تواضع با مساکین نشست و برخاست میکردند. نقل میکنند روزی آنحضرت از محلی میگذشت. عدهای فقیر سفره کوچکی را که مقدار کمی غذا در آن داشتند پهن کرده بودند و مشغول خوردن آن بودند. وقتی چشمشان به امام حسین علیهالسلام افتاد او را به سفره خود فرا خواندند. امام علیهالسلام فورا دعوت آنها را پذیرفت و در کنار آنها نشست و با آنان همغذا شد و فرمود: خداوند انسانهای متکبر را دوست نمیدارد. آنگاه که از غذا خوردن با آنها فارغ شد به آنان فرمود: حالا که من دعوت شما را پذیرفتم، شما نیز دعوت مرا بپذیرید به منزل من بیایید تا مهمان ما شوید. وقتی آنها به منزل حضرت آمدند، با تمام وجود از آنها پذیرایی کردند.گذشت امام حسین علیهالسلام
در مسیر کوفه حرّ بن یزید ریاحی با هزار نیروی نظامیِ تا دندان مسلح خود را به سپاه امام حسین علیهالسلام رساند و در مقابل یاران اندک آنحضرت صفآرایی کرد تا مانع ادامه راه آنها شود. او نه اجازه داد آنها به سمت کوفه بروند و نه آنان را به حال خود گذاشت تا به مدینه برگردند بلکه آنها را به طرف سرزمین کربلا کشاند و در آنجا متوقّف ساخت این کار باعث شد امام و یاران او گرفتار سربازان ستمگر یزید شوند. اما در روز عاشورا وقتی حرّ از سپاه عمر سعد کنار کشید و خود را به امام علیهالسلام رساند و از آنحضرت طلب عفو کرد و عرض کرد «آیا خدا توبه مرا میپذیرد؟»، امام حسین علیهالسلام با روی گشاده و آغوش باز حرّ را پذیرفت و به او فرمود: «آری خداوند متعال توبه تو را میپذیرد و همه گناهانت را میآمرزد».رسیدگی به مستمندان
امام حسین علیهالسلام در نهان و آشکار نسبت به تأمین نیازهای مستمندان اهتمام فراوانی داشتند و در تاریکی شب به خانه آنها آذوقه میبردند. شعیب بن عبدالرحمن خزاعی میگوید: وقتی حسین بن علی علیهالسلام به شهادت رسیدند در پشت او آثار زخم و پینه مشاهده کردند. وقتی علت را از حضرت سجاد علیهالسلام پرسیدند، آنحضرت فرمودند: «این پینهها اثر کیسههای غذا و آذوقهای است که پدرم آنها را شبها به دوش میکشید و به خانه زنان بیسرپرست و کودکان یتیم و فقرای ناتوان میرساند. نه سایر مردم از این کار باخبر میشدند و نه حتی خود مستمندان آنحضرت را میشناختند».عبادت امام حسین علیهالسلام
اهتمام امام حسین علیهالسلام به عبادت خداوند زبانزد مردم بود. در طول عمر مبارکشان حدود 25 بار پیاده برای گزاردن مراسم حج از مدینه به مکه رفتند. آنحضرت همواره به یاد خدا بودند و آثار خشیت در چهره مبارکشان نمایان بود. روزی شخصی از او پرسید: علت این همه خوف تو از خدا چیست؟ امام علیهالسلام فرمودند: کسی که در دنیا از خدا نترسد، در روز قیامت از عذاب او ایمن نخواهد بود. علاقه امام حسین علیهالسلام به نماز بسیار بود. نقل شده است آنحضرت در روز تاسوعا به برادرش حضرت عباس بن علی علیهالسلام فرمودند: «به دشمن بگو امشب را به ما مهلت دهد تا به نماز و راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن بپردازیم. خداوند متعال میداند که من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست دارم».شجاعت امام حسین علیهالسلام
وقتی امام حسین علیهالسلام مقارن ظهر عاشورا و پس از به شهادت رسیدن تمام یارانش به سپاه دشمن حمله کرد، کسی یارای ایستادگی و مبارزه با آنحضرت را نداشت. حمید بن مسلم میگوید: «به خدا سوگند، در عمرم هیچ مردی را ندیدم که همه عزیزان و یارانش کشته شده باشند و همانند حسین بن علی علیهالسلام با دلاوری تمام با دشمن به مبارزه بپردازد. دشمنان از هر طرف به او حمله میکردند، امّا او بدون ترس با تمام وجود با آنها میجنگید و به هر طرف که حمله میکرد سپاهیان یزید همچون روباه از برابر او میگریختند؛ حتی نقل میکنند عمر سعد از مشاهده نوع جنگ تن به تن آنحضرت شگفتزده و هراسان شده بود. در نتیجه به لشکریان خود دستور داد بهطور دستهجمعی به امام علیهالسلام یورش ببرند؛ چون میدانست در جنگ تن به تن کسی را یارای مقاومت در برابر آنحضرت نبود».علم امام حسین علیهالسلام
حسین بن علی علیهالسلام وارث علم پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است و به اعتراف دوست و دشمن، در این زمینه نظیری برای او در دوران امامتشان نبوده است. روزی نافع بن ارزق رهبر فرقه «ازارقه خوارج» درباره خداشناسی سؤالاتی از آنحضرت پرسید. امام حسین علیهالسلام چنان پاسخهای محکم و مناسبی دادند که ابن ارزق از شگفتی و شعف گریست و سپس گفت: «چه نیکو پاسخ دادی!» امام حسین علیهالسلام به او فرمودند: «به من رسیده است که تو به من و پدر و برادرم نسبت کفر میدهی». ابن ارزق گفت: «یا حسین، اگر این ناسزا از من صادر شده است، به خدا سوگند اکنون اعتراف میکنم که به یقین شما چراغ اسلام و ستارگان احکام خداوندید. یعنی مردم باید از انوار علوم و معارف شما روشنی بجویند و در تاریکیهای نادانی به ستارههای وجود شما هدایت شوند».فصاحت و بلاغت امام حسین علیهالسلام
امام حسین علیهالسلام در نظم و نثر همانند پدر بزرگوارشان بسیار فصیح و بلیغ بودهاند. نقل میکنند روزی یک مرد عرب گفت میخواهم افصح و ابلغ عرب را ببینم. به او امام حسین علیهالسلام را نشان دادند. او در خدمت آنحضرت اشعار بسیار زیبایی قرائت کرد. بلافاصله امام حسین علیهالسلام در جواب او اشعاری را به همان وزن و قافیه سرودند و این کار مایه حیرت آن شاعر بزرگ عرب شد. ابن صبّاغ مالکی و شیخ کمالالدین طلحه شافعی معتقدند فصاحت و بلاغت در پیشگاه امام حسین علیهالسلام لشکری خاضع و خاشع بود. و ابن اَعْثَم کوفی در مورد امام حسین علیهالسلام میگوید: «در روز عاشورا وقتی همه عزیزانش را در کربلا شهید کردند، همانند یک شاعر ماهر و فارغالبال همان طور که شمشیر میزدند اشعار بسیار بامحتوا و زیبایی را میخواندند».1. نماز، اوج بندگی
سالارما، حسین بن علی علیهماالسلام ، شب عاشورا برای انس با خدا و تهجّد و تلاوت قرآن و نماز، از دشمن مهلت گرفت. در گرماگرم نبرد عاشورا نیز، هنگام ظهر به نماز ایستاد تا به ما بیاموزد که جان بر سردین و خداجویی نهاده است. سعید بن عبداللّه حنفی، در آن لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتی میایستد، تا حسین بن علی علیهماالسلام ، آخرین نمازش را بخواند و با 13 تیر که بر پیکرش مینشیند، به شهادت میرسد.12. رضا، اوج ایمان
کمال بندگی در «رضا» به رضای الهی و فرمان اوست. حسین بن علی علیهالسلام در حرکت به سوی کربلا، اظهار امیدواری کرد که آنچه را خداوند برایش اراده کرده باشد، «خیر» باشد، چه با فتح، چه با شهادت «ارجو ان یکونَ خیراً ما اراد اللّه بنا، قُتِلْنا ام ظفرنا»4. در قتلگاه نیز جملات زیبای «الهی رضیً برضاءک و تسلیماً لامرک» که بر زبان او جاری شد، نشانه خلوص در بندگی و رضا به قضای خدا و رنگ خدایی داشتن جهاد و شهادت اوست.3. صبر و مقاومت
سیدالشهداء الگوی صبر و شکیبایی در برابر مصیبتها، مشکلات زندگی، زخم شمشیر، داغ عزیزان و شهادت فرزندان است.4. کرامت و بزرگواری
آقایی و بزرگواری امام حسین علیهالسلام زبانزد بود. سالهایی که در مدینه میزیست و در دوران پدر بزرگوارش، آنچه از دست کریمش میجوشید، سخاوت و جود نسبت به سائلان و نیازمندان بود.5. کار فرهنگی و آموزشی
در نقلهای تاریخی آمده است که وقتی معلّم یکی از فرزندانش به او سوره حمد را آموخت، هزار دینار جایزه به معلّم داد و به او خلعت و لباس بخشید و دهانش را پر از گوهر ساخت. وقتی بعضی سبب این همه بخشش را پرسیدند، فرمود: اینها کجا برابر چیزی است که او به فرزندم داده است؟ (یعنی آموزش قرآن و سوره حمد)6. روحیه عرفانی
یک بُعدی بودن، نقصانی برای انسان است. پیشوایان دینی ما در همه ابعاد، صاحب کمال بودهاند و در شیعیان خود نیز این را میپسندیدند.7. عشق به خدا
از برجستهترین جنبههای شخصیت سیدالشهداء، محبت پروردگار و دلدادگی او به خداوند و امر و رضای اوست.8. ذکر خدا
گوهر یاد خداوند، موهبتی عرشی است که در هر دل که جای گیرد و بر هرزبان که جاری شود، آن دل و زبان را نفیس میسازد، چه ذکر قلبی باشد، چه ذکر زبانی.خلاصه سخن آن که:
هم از معنویت و توجه به خدا و نیایشهای شبانه امام حسین علیهالسلام باید درس آموخت، هم از توجه به علم و ادب و دانش و تربیت فرزندان، هم حُسن خُلق و کرامت رفتاری و مستضعفگرایی، هم از ایثار و سخاوت و بذل و بخشش وی، و هم از رأفت و مهربانی و عواطف والای انسانی نسبت به همنوعان.پینوشتها:
1 ـ مقتل الحسین، مقرّم، ص 304.
2 ـ سفینةالبحار، ج 1، ص 136.
3 ـ زیارت وارث (مفاتیح الجنان).
4 ـ اعیان الشیعه، ج 1، ص 597.
5 ـ موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص 328.
6 ـ ینابیع المودّة، ص 406.
7 ـ نفس المهموم، ص 135.
8 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 367.
9 ـ حیاة الامام الحسین(ع)، ج 1، ص 128.
10 ـ همان، ص 131.
11 ـ موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص 414.
12 ـ همان، ص 485.
ویژگیهای پیشوای مسلمانان
1 - در نخستین روزهایی که امام حسین(ع)در مدینه، برای بیعت جهتیزید، در فشار بود، در پاسخ ولید که پیشنهاد بیعتبا یزیدرا مطرح کرد، فرمود: اینک که مسلمانان به فرمانروایی مانندیزید گرفتار شدهاند، باید فاتحه اسلام را خواند (5).محو سنتها و رواج بدعتها
آن حضرت پس از ورود به مکه، نامهای به سران قبائل بصرهفرستاد و طی آن چنین نوشت:دیگر به حق عمل نمیشود
حسین بن علی(ع)در راه عراق در منزلی به نام «ذی حسم» درمیان یاران خود بهپا خاست و خطبهای بدین شرح ایراد نمود:مسخ هویت دینی مردم
حاکمیت زمامداران اموی و اجرای سیاستهای ضد اسلامی توسط آنان،هویت دینی مردم را مسخ کرده ارزشهای معنوی را در جامعه از بینبرده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل «ذی حسم» فرمود:پیام جاوید قیام امام حسین(علیه السلام)
پیام قیام با شکوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست، بلکهاین پیام پیامی جاوید و ابدی است و فراتر از محدوده زمان ومکان است، هرجا و در هر جامعهای که به حق عمل نشود، و از باطلخودداری نشود، بدعتها زنده، و سنتها نابود شود، هرجا که احکامخدا تغییر و تحریف یابد و حاکمان و زمامداران با زور و ستمگریبا مردم رفتار کنند، در هر جامعهای که ویژگیهای جاهلیت راداشته باشد آن جامعه، جامعهای یزیدی بوده، و مبارزه و مخالفتبا مفاسد و آلودگیها و آمران و عاملان آنها، کاری حسینی خواهدبود.پی نوشت ها:
1
- سیدعلیخان مدنی، الدرجات الرفیعه، ص 243، ابن ابی الحدید، شرح
نهجالبلاغه، ج8، ص 257 - مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص454 ضمن شرح حال
مامون عباسی.
2 - ابن ابی الحدید، همان کتاب، ج9، ص 53(خطبه 139)و نیز
ج2،ص 44 - 45 - ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب(در
حاشیهالاصابه)ج4، ص 87.
3- این حرکت از اواخر خلافتخلیفه دوم آغاز
گردید که معاویه ازطرف وی به حکمرانی شام منصوب شد و مدت پنجسال در این
سمتباقیبود و در تمام مدت خلافت عثمان نیز(12 سال)در این منصب ابقاگردید و
از همان سالها رویای خلافت آینده خود را میدید وپایههای آن را میریخت و
در اواخر خلافت عثمان، در واقع وی درمدینه خلیفه تشریفاتی بود و تصمیم
گیرنده اصلی، حاکم مقتدر شامبود.
4 - نگاه کنید به: امام حسین(ع)و جاهلیت نو، جواد سلیمانی،قم، انتشارات یمین.
5 - سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 11.
6 - طبری، تاریخ الامم والملوک، ج6، ص 196 - شیخ مفید،الارشاد، ص 204.
7 - طبری، همان کتاب، ص 229 - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،ج4، ص 48.
8 - طبری، همان کتاب، ص 200.
9 - حسن بن علی بن شعبه، تحف العقول، ص 245 - طبری، همانکتاب، ص 239.
دو چهره حادثه کربلا
حادثه کربلا دو صفحه بینظیر دارد؛ صفحه سفید و نورانی و صفحه تاریک و سیاه و ظلمانی.حماسه حسینی
از نظر استاد بهترین واژهای که بیانگر عمق نهضت حسینی است کلمه حماسه است، نه نهضت یا قیام یا شورش و جز اینها.تحریفها در واقعه عاشورا
نهضت مقدس عاشورا نقش اساسی در زنده نگهداشتن اسلام و ستمستیزی مسلمانان به ویژه شیعیان داشته و دارد. اهمیت و تأثیرگذاری احیاگری و سازندگی این حادثه سبب شده برخی به انگیزههای گوناگون دست به کار شده، این نهضت مقدس را حرکتی غیر منطقی و نابخردانه جلوه دهند. روشن است که دشمن به عمد دست به تحریف زده، ولی دوست از روی جهل به این میدان وارد شده که نتیجه یکی است.وظیفه ما در برابر تحریفها
استاد مطهری دو گروه عوام و خواص (توده مردم و آگاهان) را مسئول پدید آمدن این تحریفات میداند و اکنون نیز وظیفه هر دو گروه مبارزه با این آفت میباشد. دانشمندان که نقاط ضعف اجتماع را میشناسند نباید از آنها چشمپوشی کنند، بلکه باید برای رفع آنها بکوشند.نهضت حسینی، عامل شخصیت یافتن جامعه اسلامی
در اینکه شهادت امام حسین علیهالسلام اسلام را تجدید حیات نمود شکی نیست(20). سؤالی که مطرح است این است که چه رابطهای است میان شهادت امام حسین علیهالسلام و زنده شدن اصول و فروع دین؟ استاد مطهری پاسخ میدهد:نهضت حسینی، تجسم عملی اسلام
مکتب مقدس اسلام جامع و دارای ابعاد درهم تنیده فردی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی است. رفتار امامان معصوم تجلی ابعاد مختلف مکتب است.عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی
در باره عامل اصلی قیام عاشورا تحقیقات فراوانی صورت گرفته و هر کس بر اساس نگرش خود به ذکر عواملی پرداخته است؛ مانند اینکه قصد و هدف اصلی آن حضرت تشکیل حکومت اسلامی بود، یا اینکه دستور خصوصی داشت و دیگران را نشاید که درباره آن کاوش کنند. اگر به سخنان خود امام حسین علیهالسلام مراجعه کنیم پاسخ روشنی مییابیم. در کلمات آن حضرت عواملی چون اصلاح امت پیامبر اسلام، امر به معروف و نهی از منکر و در واقع پرداختن به مسائل بنیادین فراوان به چشم میخورد. از لابهلای تاریخ بر میآید که عوامل دیگری مثل بیعت خواهی یزید و اعلام وفاداری کوفیان نیز در کار بودهاند. اما به هنگام بررسی و تحلیل واقعه عاشورا، باید میان این عوامل از نظر تأثیر و اهمیت فرق نهاد. استاد شهید مطهری، پس از ذکر عوامل مؤثر در حادثه کربلا جایگاه و اهمیت هر یک را بیان میدارد:عوامل مؤثر در نهضت حسینی
در نهضت حسینی عوامل متعددی دخالت داشته و همین امر سبب شده که از نظر تفسیری و پی بردن به ماهیت آن بسیار پیچیده باشد. عوامل مؤثر در نهضت حسینی را میتوان این چند عامل دانست:ارزیابی عوامل یاد شده
در میان عوامل مزبور، دعوت مردم کوفه، ارزش بسیار ساده و عادی دارد. احتمال موفقیت آن حدود پنجاه درصد و یا کمتر است، که اگر شمار لشکر دشمن بیشتر باشد احتمال موفقیت کمتر خواهد بود.شرایط امر به معروف و نهی از منکر
از آنجا که این عامل ارزش نهضت امام حسین علیهالسلام را بسیار بالا میبرد، باید این اصل مهم را بشناسیم که چگونه این اصل آن قدر اهمیت دارد که شخصیتی مثل امام حسین علیهالسلام را وادار میکند تا جانش را فدا کند. حسین بن علی علیهماالسلام در راه امر به معروف و نهی از منکر، یعنی در راه اساسیترین اصلی که ضامن بقای اجتماع اسلامی است، کشته شد؛ اصلی که اگر نباشد جامعه متلاشی شده، از میان میرود. آیات قرآن در این زمینه زیاد است و از جوامع گذشته که یاد میکند، میگوید اینها متلاشی و هلاک شدند؛ زیرا در آنها نیروی اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر نبود. اما برخی از شرایط آن:مراتب و مراحل امر به معروف و نهی از منکر
الف ـ هجر و اعراض، به شرطی که اثر مثبت داشته باشد.ماهیت قیام حسینی
از آنچه گذشت، تا اندازهای ماهیت قیام مقدس حسینی روشن شد. معمولاً افراد در زمان خود شناخته نمیشوند، بلکه پس از درگذشت آنان، ارزش ایشان آشکار میگردد؛ چنان که امام علی علیهالسلام میفرماید: «غدا تعرفوننی و یکشف لکم سرائری»(38).موضوعات دیگر
مرحوم استاد شهید مطهری در جلد نخست کتاب حماسه حسینی مطالب زیادی را به مناسبت بحث از سیره و حماسه و قیام امام حسین علیهالسلام مطرح نموده است؛ از جمله عنصر تبلیغ در نهضت حسینی(39). در این بخش، موضوعات زیر مورد بررسی قرار گرفتهاند:پی نوشت ها:
1- چاپ سوم، قم، المراکز العالمی للدراسات الاسلامیة، 1413 ق.
2- نعمت اللّه صالحی نجف آبادی، نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری، تهران، 1379.
3- بنگرید به: محمّد اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380، ص 204.
4- حماسه حسینی، ج 1، ص 130-121.
5- مانند خطبه 51 نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام.
6- حماسه حسینی، ج 1، ص 121-113.
7- همان، ص 149-148.
8- همان، ج 3، ص 252-251 و ج 1، ص 13.
9- همان، ج 1، ص 67.
10- همان، ص 57-40.
11- همان، ص 77.
12- همان، ص 78-77.
13- تحف العقول ص، 176؛ اللهوف، ص 33؛ بحارالانوار، ج 44، ص 381.
14- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110؛ اللهوف، ص 50؛ بحارالانوار، ج 45، ص 50.
15- تحف العقول، ص 176؛ اللهوف، ص 33؛ بحارالأنوار، ج 44، ص 381.
16- حماسه حسینی، ج 1، ص 48-46 و 80.
17- اصول کافی، ج 1، ص 54؛ سفینة البحار، ج 1، ص 63.
18- بقره / 159.
19- حماسه حسینی، ج 1، ص 104-91.
20-
مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین علیهالسلام در عید فطر و قربان: «اشهد
انک قد اقمت الصلاة و آتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر...».
21- اللهوف، ص 11؛ فی رحاب ائمة اهل البیت، ج 3، ص 74.
22- مقرّم، مقتل الحسین، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب، ص 89.
23- حماسه حسینی، ج 1، ص 174-161.
24- شیخ مفید، الارشاد، ص 235؛ مقرّم، مقتل الحسین، ص 280.
25- توبه / 128.
26- حماسه حسینی، ج 1، ص 312-289.
27- مقرّم، مقتل الحسین، ص 146.
28- همان، ص 140.
29- الارشاد، ص 235.
30- خوارزمی، المقتل، ج 1، ص 188.
31- نهج البلاغه، حکمت 70.
32- همان، خطبه 129.
33- اصول کافی، ج 1، ص 46.
34- نهج البلاغه، خطبه 107.
35- مقتل خوارزمی، ج 1، ص 188؛ تحف العقول، ص 245.
36- تاریخ طبری، ج 4، ص 304.
37- حماسه حسینی، ج 2، ص 149-13.
38- نهج البلاغه، خطبه 147.
39- حماسه حسینی، ج 1، ص 285-185 و 365-341.
40- همان، ج 2، ص 119.
41- همان، ص 153.
42- همان، ص 207.
اول، زیارت کربلا
امام خمینی رحمت الله علیه عاشق واقعی امام حسین علیهالسلام بودند. ایشان در جوانی برای تأمین هزینه زیارت خانه خدا و کربلای معلی کتابهای خود را فروختند. پس از آزادی و پایان دوران تبعید در ترکیه به امام گفتند: «به ایران میروی یا عراق؟» اما نگذاشتند خودشان تصمیم بگیرند و گفتند باید به عراق بروید. ایشان نیز هنگامی که وارد عراق شدند، گفتند: «اول به زیارت کربلا میروم و بعد میروم نجف».محرم در کربلا
امام خمینی رحمت الله علیه همیشه تا هفتم محرم در نجف بودند، و پس از آن به کربلا مشرف میشدند. ایشان پیش از ظهر یا عصر روز هفتم، از نجف به کربلا میرفتند و زیارت عاشورا را در این روزها ترک نمیکردند. در ایام دهه محرم در نجف نیز، امام دو بار به حرم مشرف میشدند. روزها برای خواندن زیارت عاشورا و شبها نیز پیرو برنامه همیشگیشان به حرم میرفتند. سپس به کربلا میرفتند و تا سیزدهم محرم در کربلا بودند و بعد دوباره به نجف باز میگشتند. امام در کربلا نیز با وجود جمعیت زیادی که به عزاداری میپرداختند، هر روز دو بار به حرم میرفتند و زیارت امام حسین علیهالسلام ایشان ترک نمیشد.دل عاشورایی
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه هنگام اقامت در عراق، همچون مردم عادی به زیارت کربلا میرفتند و ازدحام زائران، ایشان را از زیارت جدش امام حسین علیهالسلام باز نمیداشت. یکی از همراهان ایشان میگفت: «یک بار امام چنان در میان جمعیت گیر کردند که من برای نجات جان ایشان به امام حسین علیهالسلام متوسل شدم. بعد که بیرون آمدیم، دیدم چنان عرق کردهاند که گفتنی نیست و عبایشان هم نیست. من هم وضع بهتری نداشتم. به هر حال نمیشد به ایشان گفت که آقا! جمعیت خیلی زیاد آمده و نمیشود به حرم رفت؛ چون اعتنا نمیکردند».هفت زیارت مخصوصه
یکی از شاگردان حضرت امام خمینی رحمت الله علیه میگوید: «روزی در کربلا در حرم امام حسین علیهالسلام بودم که امام به حرم تشریف آوردند. کربلا در سال هفت زیارت مخصوصه دارد. ایشان مقید بودند که برای هفت زیارت به کربلا مشرف بشوند. در حرم نیز مانند دیگر مردم، دعا و نماز میخواندند. دیگر علما اینگونه نبودند. زیارت آنها ده دقیقه و فوقش یک ربع طول میکشید و دعا را نیز از حفظ میخواندند و دو رکعت نماز میخواندند و میرفتند، ولی امام مثل مردم مینشستند و از روی مفاتیح دعا و زیارت میخواندند».صبر ممتاز، اشک ممتاز
یکی از شاگردان حضرت امام رحمت الله علیه میگوید: «من بارها امام را در مجالس روضهای که در خانه بعضی از آقایان عالِم و یا در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه علیهاالسلام تشکیل میشد، میدیدم. تمام حاضران در مجلس، به گفتههای واعظ، چه شیرین و چه تلخ، واکنش نشان میدادند، ولی امام همواره آرام مینشستند و تنها گوش میدادند؛ چنانکه باعث شگفتی هر بینندهای میشد. اما همین که لحظه ذکر مصیبت اهل بیت علیهالسلام فرا میرسید، امام بیاختیار میگریستند. میتوان گفت، همانطور که طاقت و تحمل امام نسبت به دیگر مطالب و حوادث بیش از همه بود، گریستن و اشک ریختن ایشان برای مصیبتهای امام حسین علیهالسلام نیز بیش از دیگران بود».حضور کامل
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در روزهای تاسوعا و عاشورا، در کربلا مجلس عزاداری برگزار میکردند و از آغاز تا پایان در مجلس حضور داشتند. معمولاً همان روضهخوانهای سنتی خدمت امام میآمدند و مینشستند و روضه میخواندند و امام گریه میکردند. آنان اشعار سنتی میخواندند و برای رعایت حال امام زیاد مصیبت نمیخواندند؛ زیرا امام آنقدر شیفته اهل بیت بودند که ممکن بود در اثر گریه زیاد دچار ناراحتی شوند. امام در این زمان، با صدای بلند گریه میکردند.عشق حسینی
یکی از یاران امام میگوید: «در نوفل لوشاتو جمعیت بسیاری در منزل امام گرد آمده بودند، از مناطق مختلف اروپا و از کشورهای گوناگون، دکترها، مهندسان و دانشجویان که نزدیک به پانصد نفر میشدند و برای دیدن امام به نوفل لوشاتو آمده بودند. در کنار این جمعیت، سیل خبرنگاران کشورهای مختلف از روزنامهها و شبکههای گوناگون آمده بودند و همه دوربینها روی این صحنه متمرکز شده بودند. امام باوقار همیشگی خود از منزل خارج شدند و وارد خیمه شده، نشستند. جمعیت گرد امام حلقه زدند. پس از چند لحظه به من فرمودند: «روضه بخوان». وقتی من به مناسبت روز تاسوعا روضه حضرت عباس را خواندم، امام دستمال سفید رنگ خود را درآوردند و گریه کردند. از گریه امام جمعیت حاضر نیز بسیار منقلب شد و مرا هم تحت تأثیر خود قرار داد. این گریهها از عشق امام به امام حسین علیهالسلام سرچشمه میگرفت».احیای سنت
یکی از یاران امام میگوید: «در شب عاشورا در نوفل لوشاتو پس از اینکه نماز تمام شد، امام به یکی از برادرها امر فرمودند که روضه بخواند. همه ناظر بودند، هنگامی که ذاکر مصیبت را آغاز کرد، امام دستمالشان را درآوردند و گریستند. این عمل امام به ما آموخت که در حادترین جریانهای سیاسی و اجتماعی، هدف و مقصد ما که احیای سنت رسول اللّه است، نباید فراموش شود. ایشان در نوفل لوشاتو روز عاشورا که فرا میرسید، میفرمودند که تمام احضار را در منزل ایشان به مناسبت این روز اطعام کنند.احترام عزاداری
امام در روز عاشورا هنگام برپایی مراسم عزاداری برای سیدالشهدا در حسینیه جماران، به جای نشستن بر روی صندلی به احترام آن حضرت بر روی زمین مینشستند. ایشان تربت امام حسین علیهالسلام را برای شفا میخوردند و زیارت عاشورایشان ترک نمیشد و آن را با صد لعن و صد سلام، و معمولاً یک اربعین (چهل روز) میخواندند.توجه خاص
یکی از همراهان امام در خارج از کشور میگوید: «روز اول محرم در نوفل لوشاتو با نخستین شبی که مردم ایران در پشت بامها تکبیر میگفتند، مصادف بود. همان شب شخصی از تهران تلفن زد و گفت: گوشی را میگذارم کنار پنجره تا صدای تکبیر مردم را که با گلوله مخلوط شده است، بشنوید. صدا را ضبط کرده، خدمت امام بردم. امام داخل اتاق تسبیح به دست در حال ایستاده مشغول ذکر بودند و زیارت عاشورا میخواندند؛ در حالی که ما متوجه مسائل ماه محرم نبودیم».ناله حسینی
مشهدی جعفر، خادم امام خمینی رحمت الله علیه میگفت: یکی از برادران تعریف میکرد: «روزی نزدیک ظهر احساس کردم که صدای ضجه و ناله میآید. کمی که جست و جو کردم، دیدم امام به پشت بام منزلشان رفتهاند و زیارت عاشورا میخوانند و اشک میریزند».برنامه همیشگی
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه همیشه در دهه اول محرم زیارت عاشورا میخواندند. ایشان هر سال از آغاز دهه، ساعت نه صبح به حرم حضرت علی علیهالسلام مشرف میشدند و زیارت امین اللّه و زیارت عاشورا میخواندند. این کار تا هشتم محرم ادامه داشت. سپس با تشرف امام به کربلا این برنامه در حرم امام حسین علیهالسلام انجام میشد. این برنامه چهارده ساله امام در نجف و عراق بود. سال 57 در پاریس هر روز ساعت 9 صبح یکی از برادران مأموریت داشت اخبار و گزارشات را خدمت امام تقدیم کند. در آستانه محرم امام پس از اینکه اخبار را دریافت کردند، فرمودند: «از فردا برنامه را تغییر میدهیم و ساعت 9 کسی برای من خبر نیاورد. قبل یا بعد از زیارت عاشورا اخبار را بیاورید».با کسی ملاقات نمیکردند
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه به خواندن زیارت عاشورا بسیار اهمیت میدادند و هنگام خواندن زیارت عاشورا کسی را برای ملاقات نمیپذیرفتند. روزی شهید قدوسی، دادستان کل انقلاب، صبحگاه برای اینکه با امام دیدار کند، زمانی که امام با هیچ کس ملاقات نداشت، به منزل ایشان رفته بود. مسئول ملاقاتهای امام به وی گفته بود «فعلاً قدم بزنید؛ امام گرفتاری دارد». او در پاسخ به شهید قدوسی که پرسیده بود: «امام چه کار میکنند؟» گفته بود: «زیارت عاشورا میخوانند».همین که نام علی اکبر را بردم...
امام خمینی رحمت الله علیه همیشه در برابر کوران حوادث، همچون کوهی استوار بودند، ولی هنگامی که برای شهدای کربلا مصیبت میخواندند، بیاختیار میگریستند. آقای کوثری که سالها در قم روضهخوان خاص امام بود، نقل میکرد: پس از شهادت مرحوم حاج آقا مصطفی وارد نجف شدم. دوستان گفتند: «خوب به موقع آمدی! امام را دریاب که هر چه ما کردیم در مصیبت حاج آقا مصطفی گریه کند، کاری از پیش نبردیم؛ مگر تو کاری بکنی». خدمت امام عرض کردم: «اجازه میدهید ذکر مصیبتی بکنم؟» اجازه فرمودند. هر چه نام مرحوم آقا مصطفی را بردم تا با آهنگ حزین امام را منقلب کنم که در عزای پسر اشک بریزند، امام تغییر حالی پیدا نکردند و همچنان ساکت و آرام بودند، ولی همین که نام علیاکبر علیهالسلام را بردم، حالش دگرگون شد. امام چنان گریستند که وصف شدنی نیست.گریه فقط برای حسین علیهالسلام
امام خمینی رحمت الله علیه با اینکه استاد مطهری را پاره تن خود میدانستند، در شهادت آن بزرگوار در کمال وقار رفتار کردند، اما هنگام ذکر مصایب اهل بیت حالش منقلب میشدند و میگریستند. در مجلس ختم شهید مطهری، در تمام مدتی که سخنران کنارشان ایستاده بود و درباره شخصیت استاد مطهری، شاگرد برجسته و پاره تن امام و نیز شهادت او سخن میگفت امام در کمال آرامش گوش میدادند. همین که گوینده به ذکر مصیبت اهل بیت رسید، امام منقلب شدند و دستمال خود را مقابل صورت گرفته، گریستند..:: This Template By : web93.ir ::.