تحريف
«تحريف» طبق تعريفي كه استاد شهيد مرتضي مطهري ارائه ميدهد، «از ماده حرف است؛ يعني منحرف كردن چيزي از مسير و وضع اصلي خود كه داشته است يا بايد داشته باشد. به عبارت ديگر، تحريف نوعي تغيير و تبديل است».[1]انواع تحريف
استاد مطهري معتقد است كه دو نوع تحريف امكانپذير است: تحريف لفظي و تحريف معنوي. تحريف لفظي؛ اين است كه ظاهر مطلبي را عوض كنند. مثلاً از يك گفتار، عبارتي حذف شود يا به آن عبارتي اضافه شود، و يا حتي جملهها را چنان پس و پيش كنند كه معنياش فرق كند، ... [2] اما تحريف معنوي، به معناي دستكاري مفهوم و مقصود گوينده است؛ يعني معناي كردن كلام به طوري كه مطابق مقصود خود شما باشد، نه مقصود اصلي گوينده.[3]عوامل تحريف
عوامل مؤثر در ايجاد تحريف را ميتوان در موارد زير خلاصه كرد:گونههاي تحريف واقعه عاشورا
تحريف در واقعه عاشورا، به سه صورت ميتواند رخ دهد:نمونهاي از تحريفات وارده
الف) زينب، الگوي سر به محمل كوبيدنپيشنهادهاي عملي
حال بايد انديشيد كه در مواجهه با اين سيل تحريفات كه تاريخ مقدس عاشورا را تهديد ميكند، چه بايد كرد. چگونه ميتوان اذهان مردم را از اين همه جعليات پاك نمود؟ آيا بايد در گوشهاي نشست تا هر روز بر ميزان اين دروغپردازيها افزوده شود؟پی نوشت ها:
[1].
نك: مرتضي مطهري، مقاله «تحريفات و عوامل آن»، عاشورا، عزاداري، تحريفات؛
مقالات و مصاحبهها، تدوين: مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم، قم، صحيفه
خرد، 1385، چ 1، صص 25 و 26؛ مرتضي مطهري، حماسه حسيني، تهران، انتشارات
صدرا، 1368، چ 14، ج 1، ص 12.
[2]. حماسه حسيني، ج 1، ص 13.
[3]. همان.
[4]. نك: مقاله «تحريفات و عوامل آن»، عاشورا، عزاداري، تحريفات، ص 45.
[5]. نك: علي آقاجاني، مقاله «آسيب هاي عزاداري»، همان، ص 362.
[6]. نك: مرتضي مطهري، «تحريفات و عوامل آن»، همان، ص 46.
[7]. محمد صحتي سردرودي، عاشوراپژوهي؛ با رويكردي به تحريفشناسي تاريخ امام حسين(ع)، قم، انتشارات خادمالرضا، 1385، چ 2، ص 407.
[8]. نك: مرتضي مطهري، «تحريفات و عوامل آن»، عاشورا، عزاداري، تحريفات، ص 50.
[9]. عاشورا پژوهي، ص 410.
[10]. همان، ص 417.
[11]. همان، ص 387 و 388.
[12]. «نگاهي به عزاداري هاي حسيني»، عاشورا، عزاداري، تحريفات، صص 206. 207.
تعزیه نامه
تعزیه نامه، عبارت است از متنی که تعزیه گردان برای اجرای تعزیهای گرد آورده یا مینگارد و پیش از آغاز تعزیه میان شبیه خوانها پخش میکند. گاهی به تعزیه نامه نسخه نیز میگویند . (نسخه) .1) مجموعه خوچکو:
مجموعهای است خطی از 33 تعزیه نامه که هم اینک در کتابخانه ملی پاریس نگهداری میشود . بر روی نخستین صفحه این مجموعه عنوان «جنگ شهادت» نقش بسته است. این مجموعه در هفتم ژانویه سال 1878 م به کتابخانه وارد و ثبت شده است. دارنده قبلی و سفارش دهنده تهیه آن در ایران الکساندر ادمون خوچکو ـ شاعر، دیپلمات و نخستین ایرانشناس لهستانی بود که چندی نایب سفارت روسیه در تهران بود و سپس به عنوان نایب کنسول به رشت رفت. در 1840 م استعفا کرد و به فرانسه رفت و پس از انجام کارهای فرهنگستانی مختلف در 87 سالگی در همانجا درگذشت. وی که زبان فارسی را بسیار خوب میدانست و به واقع، نخستین ایرانشناس متخصص فرهنگ عوام (فولکور) بود، در سال 1877 م فهرست این 33 تعزیهنامه را در کتابی به نام نمایش ایرانی به همراه ترجمهای از پنج تعزیهنامه جنگ شهادت به چاپ رساند. مجلس بیست و چهارم را شارل ویروللو به سال 1927 م و مجلس هجدهم را کشیشی به نام روبر هانری دوژنهره در 1949 م ترجمه و چاپ کردند. با در نظرگرفتن تاریخ استعفای خوچکو میتوان فهمید که وی این مجموعه را باید پیش از این سال، یعنی در سالهای خدمتش در ایران و بیگمان در دوره هشت ساله میان 1833 م تا 1840 م یعنی اواخر دوره فرمانروایی فتحعلی شاه و اوایل عصر محمد شاه قاجار تهیه کرده باشد. اما آنچه مسلمتر است این است که، به هر حال، این تعزیهنامههای سی و سهگانه باید پیش از این دوره در عصر فتحعلی شاه (1212 ـ 1250 ق) سروده و اجرا شده باشند. خوچکو از فروشنده این کتاب نیز در مقدمه نمایش ایرانی نام میبرد و میگوید «حسین علی خان خواجه که مدیر نمایش دربار است و این تعزیه نامهها را به من فروخته، به عنوان سراینده و مؤلف این تعزیهنامه نیز شهرت دارد و اگر خود آنها را نسروده باشد، بیشک در ویراستن بعضی از آنها دست داشته است» . از این سی و سه تعزیهنامه که به گمان خوچکو از همه مجموعههای دیگری که وی میشناخته کاملتر است، پنج تعزیه نامه دوبار آمده است، یعنی شمار مجالس آن در واقع از بیست و هشت بیشتر نیست. از همین جا میتوان فهمید که شمار مجالس رایج و معمول آن روزگار بسی بیش از اینها نبوده و مثلا نمیتوانسته به دو یا سه برابر این تعداد برسد. اگر چه پیتر چلکووسکی در مقاله خود، «از نمایش دینی تا نمایش ملی» ، در بررسی تعزیهنامههای این مجموعه مینویسد «از مشخصات تعزیههای این دوره یکنواختی، حرکت اندک، و وجود تک خوانی [مونولوگ] طولانی و زیاد و صحنههای وداع پی در پی و خستهکننده است و میتوان گفت که در مجموعه خوچکو پیش واقعه به چشم نمیخورد...» ، با این همه، به تحقیق، متنی قدیمیتر از تعزیههای این مجموعه به دست نیامد، و ارزش آن نیز در همین قدمت است. فهرست تعزیهنامههای خوچکو به ترتیبی که در مجموعه وی آمده بدین شرح است:2) مجموعه پلی:
مجموعهای است از سی و هفت مجلس تعزیه، که به کوشش سرهنگ سرلوئیس پلی ـ کارگزار دولت انگلستان در جنوب ایران ـ فراهم آمده است. پلی که از سال 1241 ق / 1862 م یازده سالی را در بندر بوشهر گذراند، به گفته چلکووسکی چندان از نمایشهای محرم (تعزیه) متأثر گشت که هر سی و هفت مجلسی را که از قرار معلوم شفاها شنیده و ضبط کرده بود، به انگلستان گردانید و آنها را پایه نگارش کتابی قرار داد با نام تعزیه حسن و حسین که به سال 1879م در لندن انتشار یافت و چندی پیش نیز بار دیگر به چاپ رسید. این مجموعه که صورت فارسی تعزیهنامهها در آن به چشم نمیخورد، در مقایسه با مجموعه خوچکو ـ که به چهل سال پیش تعلق دارد ـ از موضوعات گستردهای برخوردار است. بدین معنی که مجالس آن از هنگامی که شهادت برای امام حسین (ع) مقدر میشود تا روز رستخیز را ـ که حضرت از سوگواران خود شفاعت میکند ـ در بر دارد.3) مجموعه چرولی
این مجموعه با در برداشتن 1055 تعزیهنامه از مجالس مختلف تعزیه، از نظر شمار و حجم، مهمترین مجموعه تا به امروز است. این مجموعه را انریکو چرولی، که روزگاری سفیر ایتالیا در ایران بود، در سالهای 1329 ق / 1950م تا 1334 ق / 1955م با یاری علی هانیبال گرد آورده و به کتابخانه واتیکان در روم هدیه کرده است. هموطنش ـ اتو روسی ـ به تهیه فهرستی توصیفی آغاز کرد که پس از مرگش دیگر هموطن او ـ آلسیوبومباچی ـ آن را تکمیل و در سال 1961م زیر عنوان فهرست درامهای مذهبی ایران چاپ و منتشر نمود. عناوین مطالب آن عبارتند از: پیشگفتار؛ مقدمه؛ مآثر مذهبی و مسائل آن؛ مجموعه چرولی؛ نویسندگان و مصنفان؛ تاریخبندی؛ مبدأ اصل نسخ؛ داستانها؛ محکهای قضاوت در نوشتن آن فهرست؛ فهرست راهنما؛ فهرست آدمها؛ فهرست آدمهائی که در حاشیه و یادداشتها آمدهاند؛ فهرست جاها و ملل؛ فهرست نسخ عربی و ترکی؛ از این گذشته از بسیاری از تعزیهخوانها نیز در این مجموعه نام میرود. نسخههای معرفی شده تاریخهای متفاوتی بر خود دارند. قدیمی معرفی شده تاریخهای متفاوتی برخود دارند . قدیمیترین نسخه این فهرست مربوط است به دوره فتحعلی شاه و جدیدترین آن نیز تعلق دارد به روزگار حاضر.4) مجموعه لیتین
مجموعهای از پانزده مجلس، که به کوشش ویلهلم لیتین ـ کنسول اسبق آلمانی در بغداد ـ فراهم گشت. وی از نسخه اصلی این پانزده عکسبرداری کرد و بر آن بود که آنها را به آلمانی ترجمه کند، که البته چنین نشد. این مجموعه نخستین بار به کوشش فردریک روزن زیر عنوان نمایش در ایران به چاپ رسید (برلین، لایپزیک، 1929م) و چند سال پیش نیز تجدید چاپ شد . یان ریپکا در بررسی مجموعه لیتین بر اهمیت آن تأکید ورزیده، از آن رو که به گفته وی چهارده مجلس آن متعلق است به سالهای 1831 م، 1834م، و تنها یکی از آنها از سده بیستم است. اگر چه در ایران تلاشهایی توسط شماری از پژوهشگران و دوستداران نمایش تعزیه برای گردآوری، تنظیم، چاپ و نشر تعزیهنامهها صورت گرفته ـ که از آن جملهاند متون به چاپ رسیده از مرتضی هنری، صادق همایونی، بهرام بیضایی، فرخ غفاری، جابر عناصری و همچنین «کانون نمایشهای سنتی و مذهبی» ـ اما نسخههای متعدد دیگری نیز هستند که شایان نام بردناند، از آن جملهاند: 1) نسخههای مرحوم سید مصطفی ـ میر عزا کاشانی؛ 2) نسخهای از مرحوم حاج ملا کریم جناب قزوینی که گویا در موزه مردم شناسی ضبط شده باشند؛ 3) نسخههای ده روزه عاشورا که بنا بر گفتههایی به وسیله مرحوم حاج میرزا حسین علامه نوری و تنی چند از علما به نگارش آمده است. اما به رغم همه این دانستهها، هنوز تاریخ دقیق سرایش نخستین تعزیهنامهها و نیز شمار آنها را به درستی نمیدانیم، و این خود به چند دلیل است: یکم) بیشتر تعزیه سرایان چون پاداش معنوی و اخروی را منظور کار خود داشتهاند، نامی از خود در پایان تعزیهنامهها نمیآورند؛ دوم) سروده شدن بسیاری از نسخهها به زبانها و گویشهای محلی کشور، از جمله مازندرانی، گیلانی، کردی و ترکی، که در همان مناطق یا از میان رفته و یا به فراموشی سپرده شدهاند؛ سوم) مخالفت برخی از علمای دینی با تعزیه و همچنین خصلت بدیهه گویانه این هنر که ضبط و ثبت آن را دشوار مینمود. از تعزیه نامههای معروف میتوان اینها را شمرد: شهادت امام، حجةالوداع، مسلم، وفات ابراهیم، دو طفلان مسلم، دو طفل زینب، وفات امام موسی کاظم، حضرت عباس، حضرت معصومه، شهادت علی اکبر، تعزیه حر، ورود به شام، ورود به کوفه، خروج مختار، تعزیه بنیاسد، تخت سلیمان، فتح خیبر، ضربت خوردن حضرت امیر، شهادت امام حسن، وفات پیغمبر، وفات فاطمه، ذبح اسماعیل، باغ فدک، امیر تیمور و والی شام، عید الله عفیف، شهادت امام رضا، شهادت علی اصغر، شهادت قاسم، عروسی شهربانو، عروسی دختر قریش، دل درد یزید و شست بستن دیو.مقدمه
مداحان اهل بيت سرمايه عظيمي در دست دارند که بايد در حفظ آن کوشا باشند. مداحي مي تواند احساسات عاشورايي را بسيج کند و اهداف امام حسين(ع) را در قالب شعر در دلهاي عزاداران به خصوص جوانان جاي دهد. به همين خاطر ائمه(ع) فرمودند: "لک بيت بيت في الجنه." اما اين سرمايه ممکن است دچار آفاتي شود که به مواردي از آنها اشاره مي کنيم:عباس؛ شعر خون
عباس جان! از تو كه مىنويسم، تمام كلمات خيساند و در سكوت ياد تو، چيزى جز دريا نمىگذرد. اى ايستادهترين دريا ! مشك خالىات، اشتياق تمام آبهاى جهان را برانگيخته است تا قطرهقطره تو را فرياد كنند.اماننامه همه به دست توست
در سوگ تو، فراتى از گريه بر ديدهام جارى است؛ بيا و تصوير بلند ماه رخسار خويش را بر فراتِ جانم بينداز كه دستانم از دامانت بريده است. تو، حكايت دستان بريده را مىدانى.مثل ديوار سياهپوش حسينيه
عباس محمدىتشنهام
تشنهام؛ تشنهتر از همه ابرها؛ تشنهتر از همه سنگها؛ تشنهتر از كويرهاى بىباران؛ تشنهتر از دجله، فرات، كوفه، علقمه؛ تشنهتر از همه آبهايى كه به دنبال لبهاى خشك تواند؛ تشنهتر از همه آبها و آدمهايى كه راه به سراب مىبرند.با همين دستهاى بريده...
گم مىشوم در صداى زنجيرها، صداى سينهزنىها، صداى هقهق بىوقفه اشكها.دنبال دستهاى تو
خيابانها هم عزادارى مىكنند. عطر تو را از كنار علقمه مىشنوم. عطر تو در نفس عزاداران و اشكها جارى است. صداى فرات را مىتوانم بشنوم؛ دارد دنبال تو مىگردد؛ دنبال دستهاى دور از مشك تو؛ دستهاى در راه ماندهات. چهقدر نزديك آسمان شدهايم!يك قدم مانده به عشق
سودابه مهيجىسپاه سياه
آن سو، قومى مست و مبهوت در خوابند و انگار سالهاست كه پلك از هم نگشودهاند! انگار سالهاست كه به آفتاب حقيقت پشت كردهاند! گلّهاى كه «صمٌ بكْمٌ عُمْىٌ»اند و «لايعقلون»، تنها وصف لحظهاى از بىخبرى آنهاست.... تا فردا
فردا، عشق، هفتاد و سه بار بر خاك مىافتد و آنگاه چون ققنوسى تازه نفس، از شعلههاى خويش برمىخيزد و در آغوش پروردگارخويش، سرفراز و مسرور، لبخند مىزند و خود را در خلد برين، از سر مىگيرد.كربلاى بىابوالفضل،آسمان بىماه است
ميثم امانىمنظومه قمرى
«و الشَّمسِ وَ ضُحيها وَ الْقَمَرِ إِذا تَليها»؛ قسم به خورشيد در طلوعش؛ قسم به ماه در خضوعش! تو پيشاهنگ كاروان خورشيدى در ميدان سياهِ شب؛ دليل عظمت كاروان خورشيد تويى و بلنداى شوكت، از ماه چهرهات برق مىزند. تو، پرچمدار قافله خورشيدى. هر كه مىخواهد به خورشيد برسد، بايد از مدار تو بگذرد.رسم وفا نمىميرد
اى قمر بنىهاشم؛ اى هنرمند كربلا! نگارگرى دلاورىهاى تو، سياههنويسى هرچه شمر و يزيد را نقش بر آب كرده است. تو با به دندان گرفتن مشك، خواستى بگويى كه رسم وفا نمىميرد و جفا در حق لبهاى تشنه، روا نيست.چشمهايم را به خاك علقمه بسپاريد
نزهت بادىعباس عليهالسلام و اماننامه شيطان؟!
فاطره ذبيحزادهوفادارى
اين جانهاىِ پرندين كه ديدگان تاسوعايى شب را براى ديدن معركه عشقبازى خود بىتاب كردهاند؛ اين پروانگانِ شيدا كه براى سوختن در راه حبيب، شعله از درون خويش مىكشند؛ اين مردانِ حيدرى كه رجزخوانىشان، آسمان را تا پشت خيمه بانوى كربلا پايين كشيده است؛ جمعى كه پيرانش براى محاسنِ سپيد خود، خضاب عاشورايى طلب مىكنند و جوانانش براى يك شبه طى كردن راه ملكوت، نغمه شهادت سر دادهاند، همه اصحاب حسيناند كه صف كشيدهاند در پيشگاه عقيله بنىهاشم، تا امتحان دلدادگى پس بدهند و دختر على عليهالسلام را از ارادتشان به حسينِ فاطمه عليهاالسلام آسودهخاطر كنند.تكهتكه و پرپر
دوباره حواشى خيمهگاه را مرور مىكنى تا نكند بوته خارى پنهان مانده باشد.لبخند رضايت
راستى اين چه سرّى است ميان لبخند رضايت تو و تقدير غريب خداوند كه حتى ملايك هم براى فهميدنش بيگانهاند؟!كاش مىفهميدند...!
فاطمه سادات احمدى ميانكوهىامان از اماننامه!
فاطمه پهلوان على آقافدايى حسين عليهالسلام
ادب در مقابلش زانو مىزند و دستان پر صلابتش را مىبوسد؛ او فرزند على عليهالسلام است؛ نور چشم امالبنين، و پشتيبان حسين عليهالسلام و ستون خيمه زينب.دستهاى خالىام قابل ندارد...
رزيتا نعمتىفصل عطش
سعيده خليلنژادعشقبازى
نقى يعقوبىپی نوشت ها:
1 - علی اصغر سید آبادی، عاشورا به مثابه شکل .
2 - درباره ادبیات و هنر دینی، صفحه 100 .
3 - محمد شبستری، نقد بر قرائت رسمی دین، صفحه 364 و 363 .
مقدمه
در شکلدهی هویت زن ایرانی، عوامل متفاوتی دخالت داشته و دارند که از اینها میتوان به عوامل طبیعی (محیط جغرافیایی)؛ عوامل فرهنگی و اجتماعی مثل: احکام، عقاید، باورها، آموزههای دینی، آداب و رسوم قبیلهای و ... اشاره کرد. کتابهای زیادی نیز مفصلاً به توضیح و شرح بسیاری از عوامل فوق پرداختهاند.دورنمای کلی مجالس عزاداری درایران بعد از صفویه
روی کار آمدن صفویان صرفا یک دگرگونی سیاسی یا تعویض قدرت سیاسی خاندان حاکم بر ایران نبود. از دیدگاه تاریخ سیاسی ایران، دست کم در ایران پس از اسلام، معمولاً در جابهجایی قدرت از فردی به فرد دیگر و حتی از خاندانی به خاندان دیگر در ساختار مذهبی فرهنگی و دیوانی تغییری روی نمیداد زیرا حکّام بعدی ادعای فرهنگی ویژه نداشتند بلکه تنها هدف آنها کسب قدرت سیاسی بود،(1) اما با روی کار آمدن صفویه همه بنیانهای فرهنگی کشور دچار تغییر شد زیرا قبل از هر چیز دعاوی فرهنگی خاص است که سلسله صفویه را از سلسلههای پیشین جدا میکند.تأثیر مجالس عزاداری امام حسین(ع) بر زنان دوره قاجاریه
این تأثیر در دو موضوع حائز اهمیت است:تحلیل و نتیجه گیری
قبل از تحلیل نهایی دو مطلب به عنوان مقدمه ذکر میشود:سایر کارکردهای مجالس عزاداری امام حسین(ع)
شرکت در مجالس روضهخوانی کارکردهای بسیاری داشت که دو کارکرد مهم این مجالس عبارت بودند از:1ـ سرمشق گیری و الگوسازی
یکی از مباحثی که در این مجالس آموخته میشد، زندگی ائمه بخصوص حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) (به خاطر همجنس بودنشان) و طبیعتا رفتار، افعال و کنشهای آنها را سرمشق خود قرار میدادند، و با توجه به نقشهایی که آن بزرگواران در موقعیتهای مختلف ایفا مینمودند، اینان نیز سعی داشتند مثل آنها باشند، بنابراین افعال و رفتار فاطمه(ع) الگویی برای رفتار و اعمال زنان ایرانی گشته بود.2ـ ایفای نقش در جامعه و مشارکت سیاسی
دومین کارکرد مجالس روضهخوانی در قرن گذشته، مسئولیتپذیری و به دنبال آن ایفای نقش در جامعه و مشارکت سیاسی بوده است. قبل از شرح این کارکرد لازم است ابتدا تعریفی اجمالی از مشارکت سیاسی ارائه شود.3ـ تقویت انسجام اجتماعی و ارائه گروههای مرجع مناسب
یکی دیگر از کارکردهای مهم مجالس روضه در تاریخ معاصر، تقویت انسجام گروهی بود.4ـ عوامل شتابدهنده:
برای ظهور رفتار جمعی باید نخست رویداد مهمی افراد را به واکنش جمعی وا دارد.5ـ بسیج برای اقدام:
هنگامی که رویداد شتابدهنده رخ داد گروه برای اقدام بسیج میشود.6ـ عملیات کنترل اجتماعی:
موفقیت یا عدم موفقیت تلاشهای جمعی افراد عمدتا به موفقیت یا شکست مکانیزمهای کنترل اجتماعی در جامعه بستگی دارد.(46)پی نوشت ها:
1 ـ ر.ک: ساختار نهاد و اندیشه دینی ... منصور صفتگل، ص9.
2 ـ احسنالتواریخ، حسن بیک روملو، ص86؛ منصور صفتگل، ساختار نهاد و اندیشه دینی، ص136.
3 ـ تاریخ ادبیات ایران از صفویه تا عصر حاضر، براون، ص312.
4 ـ ر.ک: شهرستانی، تاریخچه عزاداری حسینی، ص213 و 214.
5 ـ ر.ک: همان، ص215.
6 ـ ر.ک، کتاب تاریخچه عزاداری حسینی، شهرستانی، 213 تا 326.
7 ـ ر.ک، همان، ص312.
8 ـ تاریخچه عزای حسینی، شهرستانی، ص215.
9 ـ همان، ص216.
10 ـ همان.
11 ـ محمد بنمنور، اسرارالتوحید، به تصحیح احمد بهمنیار، طهوری، تهران، 1357، ص64.
12 ـ همان؛ بنفشه حجازی، بررسی جایگاه زن ایرانی از قرن اول عصر صفوی (به زیر مقنعه)، نشر علم، تهران، 1376، ص175.
13 ـ احمد کسروی، تاریخ مشروطیت ایران، ص.
14
ـ عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، ج1، چاپ دوم، زوار، تهران، 1343،
ص277 ـ 286؛ یاکوب ادوارد پولاک، سفرنامه پولاک، ترجمه کیکاوس جهانداری،
خوارزمی، تهران، 1361، ص236؛ بشرا دلریش، زن در دوره قاجار، دفتر مطالعات
دینی هنر سازمان تبلیغات اسلامی، 1375.
15 ـ حسن اعظام قدسی، خاطرات من
یا روشن شدن تاریخ صد ساله، ج1، بیجا، بیتا، تهران، 1342، ص22؛ بشرا
دلریش، زن در دوره قاجار، دفتر مطالعات دینی هنر سازمان تبلیغات اسلامی،
1375، ص72.
16 ـ مهدی قلیخان هدایت، خاطرات و خطرات، انتشارات زوار، چاپ دوم، تهران، 1344، ص88.
17 ـ بشرا دلریش، همان، ص73، همچنین طالبین میتوانند به سفرنامه دیولافوا، ص111 در مورد عزاداری قزوین و ... مراجعه کنند.
18 ـ بشرا دلریش، همان، ص73 ـ 74.
19 ـ علیاصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، چاپ سوم، انتشارات علمی، تهران، 1271، ص370.
20 ـ خسرو معتضد ـ نیلوفر کسرا، سیاست و حرمسرا، ص203 و 204.
21 ـ ر.ک: شیخ حسن کربلایی، تاریخ دخانیه، ص168 تا 172؛ ابراهیم تیموری، اولین مقاومت منفی در ایران، ص102 تا 104.
22 ـ حسن کربلایی، تاریخ دخانیه، ص169.
23 ـ ابراهیم تیموری، اولین مقاومت منفی در ایران، ص103.
24 ـ حسن کربلایی، تاریخ دخانیه، ص169 تا 172.
25 ـ اعتمادالسلطنه، احمد حسنخان، روزنامه خاطرات، ص1059.
26 ـ طاهرزاده، کریم، قیام آذربایجان در انقلاب مشروطه، ص84 و 85.
27
ـ عدهای از زنان پس از حرکت مظفرالدین شاه به سوی خانه امیربهادر در
نزدیکی آن گرد آمدند و فریاد زدند ما آقایان و پیشوایان دین را میخواهیم،
ما مسلمانیم و حکم آقایان را واجبالاطاعه میدانیم، چطور راضی شویم علما
را نفی بلد و تبعید نمایند، ای شاه مسلمانان بگو تا علمای اسلام را ذلیل و
خوار نگردانند، ای شاه اسلام، وقتی روس و انگلیس با تو طرف شوند شصت کرور
ملت ایران به حکم این آقایان جهاد میکنند، آنها را برگردانید. (معتضد
خسرو، و کسرا نیلوفر، سیاست و ... انتشارات علمی، تهران، 1379، ص206، به
نقل از حیات یحیی).
28 ـ همان، ص199.
29 ـ همان، ص209.
30 ـ همان، ص199.
31 ـ همان، به نقل از آدمیت فریدون، اندیشه ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار، ص78 و 79.
32 ـ فتحی، اصغر، منبر یک رسانه عمومی در اسلام، تهران، پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه، چاپ اول، 1358، ص37.
33
ـ بروس کوئن، مبانی جامعهشناسی، ترجمه غلامعباس توسلی ـ رضا فاضل،
سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها «سمت»، تهران، 1372، ص85.
34 ـ محمد بنسلیمان الکوفی، مناقب امیرالمؤمنین(ع)، ج2، تحقیق محمدباقر محمودی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، 1412ه••• .ق، ص210.
35 ـ ابنأبیالفتح الإربلی، کشفالغمة، ج2، الطبعة الثانیة، دار الاضواء، بیروت، 1405، ص102.
36
ـ علاقهمندان میتوانند به کتابهای مقتلالحسین(ع)، أبومخنف الازدی،
ص205 و ص226؛ اعلام الوری بأعلامالهدی، الشیخ الطبرسی، ج1، ص471؛ اللهوف
فی قتلی الطفوف، السید ابنطاووس الحسنی، ص86؛ إعلام الوری بأعلامالهدی،
الشیخ الطبرسی، ج1، ص471 مراجعه نمایند.
37- Millbrath, L, Political participation, Hand book of political Behavoir, Vol.4 (ed).
و نسرین مصفا، مشارکت سیاسی زنان در ایران، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، 1375، ص21.
38 ـ Sumuel Huntington.
39 ـ jean Nelson.
40- Sumuel Huntington and jean Nelson Participation no easy choice, (London: Harvard U.P, 1976).
و نسرین مصفا، همان، ص20.
41 ـ برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب علم و دولت فقر (شرح حال ملا قربانعلی زنجانی) از ابوالحسنی منذر.
42 ـ ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، چاپ پنجم، نشر پیکان، جلد 2، تهران، 1377، ص92 و 93.
43 ـ بروس کوئن، همان، ص110.
44 ـ همان، ص86.
45
ـ برای مطالعه بیشتر به کتاب «در باره تقسیم کار اجتماعی» تألیف امیل
دورکیم، ترجمه باقر پرهام، نشر کتابسرای بابل، 1369، ص83 تا 110 مراجعه
شود.
46 ـ بروس کوئن، همان، ص324 تا 327.
47 ـ هر جامعه، نوعی نظام
پاداش و مجازات را تعبیه کرده است تا بتواند اعضا را وادار کند که خود را
با هنجارهای موجود تطبیق دهد. به سیستم مجازات و پاداش رسمی و دولتی کنترل
اجتماعی بیرونی و به سیستم مجازات و پاداش غیر رسمی و غیر دولتی کنترل
اجتماعی درونی گفته میشود (بروس کوئن، همان، ص202 و 203).
48 ـ خسرو معتضد و کسرا نیلوفری، همان، ص.
الف: افشاگری علیه معاویه
1ـ افشای چهره معاویه و همراهان در جنگ صفین
در یکی از روزهای جنگ صفّین طراحان شام، از جمله معاویه به فکر نفوذ در خاندان عترت افتادند. عبداللّه عمر برای امام حسین(ع) پیغام ملاقات فرستاد، وقتی در گوشهای از میدان بسوی او رفت، پسر عمر گفت: من برای جنگ با تو نیامدم، میخواهم تو را نصیحت کنم، امام حسین(ع) فرمود: چه نصیحتی داری؟ گفت: قریش از پدرت اطاعت نمیکنند، آیا تو میتوانی با علی(ع) مخالفت کنی و او را بر کنار سازی تا ما همه تو را به عنوان رهبر جامعه اسلامی برگزینیم؟!افشای مفاسد معاویه و یزید در سخنان امام حسین(ع)
حجةالاسلام سید جواد حسینی2ـ افشاگری بعد از شهادت حجر:
پس از آنکه معاویه جمعی از یاران امیرمؤمنان(ع) همراه با حجربن عدی را به شهادت رساند، همان سال به سفر حج رفت.3ـ افشای سیاستهای معاویه
معاویه با اینکه قرار داد نامه صلح امضاء کرد و پذیرفت که حکومت را پس از خود به شورای مسلمین واگذارد، و آن را بصورت موروثی در نیاورد، در اواخر زندگانی خود خیانت کرد و تصمیم گرفت برای ولایت عهدی یزید از مسلمانان بیعت بگیرد.4ـ سخنرانی افشاگرانه در منی
امام حسین(ع) در اواخر زندگی معاویه که خیانت به صلحنامه با امام حسن(ع) را آشکارا مطرح و برای یزید بیعت میگرفت، به حج رفت و در «منی» مردان و زنان بنی هاشم و دوستان و یاران خود را جمع و به پاخاست و به افشای سیاستهای شیطانی معاویه پرداخت و چنین فرمود:5 ـ سخنرانی دیگر در منی
حضرت اباعبداللّه (ع) به میزان تحرّکات سیاسی بنی امیّه و شخص معاویه در روزهای آخر زندگی، به تبلیغات گستردهای در مدینه، در سفر حج دست زد.6ـ نامه هشدار دهنده به معاویه:
«...هان ای معاویه! آیا تو آنکس نیستی که حجر کندی را کشتی؟ و مردم نمازگزار و پرهیزکار را که ظلم و بدعت را نمیپسندیدند؟ و در امر دین از سرزنش کسی نمیترسیدند؟ تو با ظلم و ستم آنها را کشتی با اینکه سوگندهای فراوان خوردی عهد و پیمان استوار نمودی که آنها را نمیکشی، بی آنکه در ملک تو فتنهای پدید آورند، یا دشمنی آغاز کنند.7 ـ نامه اعتراض آمیز
بعد از آنکه معاویه برای یزید از مردم بیعت گرفت، حضرت در نامه اعتراضآمیز و افشاگرانه، نوشت: «ای معاویه پسرت را جانشین خود قرار دادی، او نوجوانی است که شراب میخورد، و با سگها بازی میکند، توبه امانت الهی خیانت کردی و مردم را آلوده ساختی، و پندهای پروردگارت را نپذیرفتی، چگونه ممکن است رهبری امّت محمّد(ص) را کسی بر عهده گیرد که شراب میخورد؟ و با فاسقهای شرور زمان، مست کننده مینوشد، شرابخوار بر یک درهم پول امین نمیباشد، چگونه رهبر امّت اسلامی خواهد شد؟ب: افشاگری علیه یزید
بعد از مرگ معاویه، سران بنی امیّه یزید را بر تخت حکومت نشاندند و فشار سیاسی بر مخالفان مخصوصاً شخص امام حسین(ع) را آغاز کردند.پاسخ افشاگرانه به شعارهای یزید
طرّاحان سیاسی بنی امیّه پس از مرگ معاویه میخواستند با تهاجم تبلیغاتی چهره مطلوبی از یزید نشان دهند، یزید را واداشتند تا اشعاری در مدح و ستایش بنی هاشم و ارزش صلح و سازش بسراید و آن را در شهر مدینه در میان قریش و بنی هاشم پخش کردند وقتی آن اشعار بدست امام حسین(ع) رسید اینگونه پاسخ داد: «بنام خداوند بخشنده مهربان، پس اگر به تو دروغ میگویند به آنان بگو، من رفتاری دارم و شما نیز رفتار خودتان را دارید، شما از رفتار من بیزار و من نیز از رفتار شما بیزارم.»(10)پی نوشت:
1. فتوح ابن اعثم کوفی، ج 3، ص 35، و فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، محمد دشتی، ص 357 ـ 358.
2. بحارالانوار، ج 44، ص 129، حدیث 19 ـ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 213. وسائل الشیعه، ج 2، ص 704، حدیث 3.
3. تاریخ طبری، ج 3، ص 248، الغدیر، ج 10، ص 248 ؛ فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، همان، ص 256 ـ 257.
4. سوره صف، آیه 7.
5. الغدیر، ج 1،ص 198، بحارالانوار، ج 33، ص 182 و فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، ص 258 ـ 261.
6. تحف العقول، ص 168، بحارالانوار، ج 100، ص 79، حدیث 37 و فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، ص 268.
7. رجال کشی، ص 23، بحارالانوار، ج 44، ص 212 حدیث 9 و فرهنگ سخنان،همان، ص 363 و 364.
8. همان، ص 362 و دعائم الاسلام، ج 2، ص 133، حدیث 468.
9. فتوح ابن اعثم، کوفی، ج 5، ص 14 ؛ بحارالانوار، پج 44، ص 325.
10. مضمون آیه 41 یونس رـ ک فتوح ابن اعثم کوفی، ج 5، ص 75 و فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، ص 376.
11. بحارالانوار، ج 44، ص 381.
شهیدان کربلایی ایران
قطع شدن دست «حسین» باعثشده بود دیگران نسبتبه او حساس باشند و کارهایش را زیر نظر بگیرند . او این را خوب میدانست و سعی میکرد تا آنجا که امکانپذیر است، اوضاع را عادی جلوه دهد . در این کار هم به خاطر سعی و تلاش بیوقفه خود موفق بود . خیلی زود کارها را با تمرینات مرتب یاد گرفته و شخصا انجام میداد . حسین عاشق محرم و سینه زنی بود . مخصوصا چون لشکر او به نام مقدس سیدالشهداءعلیه السلام بود; ایام محرم شور و حال دیگری در آن پیدا میشد . بعضی وقتها که دوستان در سنگر جمع بودند; با آن دستش که قطع نشده بود، سینه زنی میکرد . چقدر با صفا بود! آخر او سردار سرلشکر شهید حاج حسین خرازی، فرمانده لشکر 14 امام حسینعلیه السلام در جبههها بود . (4)السلام علیک یا ابا عبداللهعلیه السلام
پیر مرد 70 ساله بود . پشتخط، مسئول ایستگاه صلواتی بود . محاسنی سفید و چهرهای نورانی داشت . بسیجیان به او «بابا صلواتی» میگفتند . و گاهی به شوخی میگفتند: «بابا امروز نور بالا میزنی!» واقعا چهرهای دوست داشتنی و شخصیتی مجذوب کننده داشت . از گفتار و رفتارش لطف و عطوفت میبارید . چهارماه بود به مرخصی نرفته بود . هر وقت علتش را میپرسیدیم . میگفت: «چرا به مرخصی بروم؟ من آمدهام در خدمت رزمندگان باشم . عمرم را کردهام . این آخر عمری از خدا خواستهام شهادت را نصیبم نماید . آرزو دارم شهید شوم و مانند امام حسینعلیه السلام سرم از بدن جدا شود و بر نیزه قرار گیرد .»پینوشتها:
1 . سر دلبران، یادنامه سرلشکر پاسدار، شهید مهدی زین الدین، ص 78 .
2 . حکایتهایی از شهید مدرس، مسعود نوری، ص 66 .
3 . یادنامه شهید چمران، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ص 27 .
4 . هزار قله عشق، خاطراتی از سرلشکر شهید حاج حسین خرازی، ص 92 .
5 . چشم بیدار حماسه، خاطراتی از سرلشکر شهید حاج حسن باقری، ص 121 .
6 . ما آن شقایقیم، تقی متقی، ص 142 .
7 . امیر خط شکن، یادنامه فرمانده گردان سیدالشهداء، شهید مصطفی کلهری، ص 113 .
8 . خط شکنان، مجموعه خاطرات، ص 75 .
9 . مشقهای آسمانی، مجموعه خاطرات فرهنگیان ایثارگر، ص 48 .
10 . همان، ص 54 .
11 . ما آن شقایقیم، ص 27 .
12 . همان، ص 116 .
زنان در عاشورا
نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:1- مشاركت در جهاد
شركت در جبهه پيكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسين(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوههاى اين حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونههايى از اين دست است.2- آموزش صبر
روحيه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج اين صبورى در رفتار زينب كبرى(س) جلوهگر شد. آموزش صبر و مقاومتحماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحميلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ايران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شير زنان كربلا به خوبى آموختهاند.3- پيام رسانى
افشاگرى جنايات يزيديان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشتبه مدينه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراكنده صورت پذيرفت، و اگر پيام رسانى زينب كبرى(س) و بقيه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به اين روشنى براى شيعه تجلى نمىكرد و چه بسا آن واقعه عظيم عقيم مىماند.4- روحيه بخشى
يكى از مسايل مهمى كه در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحيه جنگاوران است و زنان اين مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى ديگر.5- پرستارى
رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از ديگر نقشهاى زنان در جبههها، از جمله در حماسه عاشورا است.نقش پرستارى و مراقبتحضرت زينب (س) از امام سجاد(ع) يكى از اين نمونههاست.6- مديريت
بروز صحنههاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شكوفا مىسازد. نقش حضرت زينب (س) در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا، درس مديريت در شرايط بحران را مىآموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدايت كرد و با هر اقدام، خنثى كننده نتايج عاشورا از سوى دشمن مقابله كرد و نقشههاى آنان را خنثى ساخت.7- حفظ ارزشها
درس ديگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتك حرمتخاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده بود. زنان اهل بيت، با آنكه اسير بودند و لباسها و خيمههايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراضكنان، بر حفظ عفاف تاكيد مىورزيدند. ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمىكنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شدهايد؟ وقتى هم در كوفه در خانهاى بازداشتبودند، زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در كاخ يزيد نيز به گرداندن، شهر به شهربانوان،اعتراض كرد و فرمود: «آمن العدل يابن الطلقاء تخد يرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكتستورهن و ابديت وجوههن يحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المكاتل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد»8- تغيير ماهيت اسارت
آنان اسارت را به آزادى تبديل كردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند و مفهوم اسير در اذهان را به گونهاى ديگر تغيير دادند.9- عمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديك كربلا
گريهها، شيونها، عزادارى بر شهدا و تحريك عواطف مردم به ماجراى كربلا عمق بخشيد و بر احساسات تاثير گذاشت و از اين رهگذار ماندگارتر شد.پینوشتها:
1- صحيفه نور. ج9. ص57
2- همان. ج 14. ص 265 ، عوالم (امام حسين) ص3 و 4 ، حياة الامام الحسين، ج3، ص 378.
.:: This Template By : web93.ir ::.