جوانان در مکتب امام عاشقان
در ماه محرم و در ايام عزاداري سالار شهيدان، چه بهتر که نسل جوان با دو وظيفه خود بيشتر و گسترده¬تر آشنا شود: از يکسو عزاداري و بر پا کردن مجالس حسيني، که به فرموده رهبر کبير انقلاب «اگر چنانچه واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسئله چه هست و اين عزاداري براي چه هست و اين گريه براي چه اين¬قدر ارج پيدا کرده و اجر پيش خدا دارد، آنوقت ما را ملت گريه نميگويند؛ ما را ملت حماسه مي-خوانند».[1] امام خميني (ره) در وصيت¬نامه الهي- سياسي خود، باز هم بر لزوم آشنايي با نتايج اين برنامه تأکيد کرده است: «همه بايد بدانيم که آنچه موجب وحدت بين مسلمين است، ... مراسم عزاداري ائمه اطهار و به ويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است».[2]درس پايداري و استواري
يکي از اصول مورد توجه در مکتب عاشورا، درس استقامت و پايداري است. استواري در راه آرمانهاي الهي و پايداري در مسير اهداف والاي انساني. پاي فشردن بر امور متعالي، از آموزش¬هايي است که به تربيتشدگان اين مدرسه ميآموزند. در کلمات نوراني امام حسين(ع) آمده است که بايد در برابر آنچه سخت است، اما آدمي را بر حق نگه مي¬دارد، استقامت ورزيد. همانگونه که در برابر آنچه مطلوب است و مورد خواست هوا و هوس، بايد پايداري نمود.[3]درس سازشناپذيري و ذلتگريزي
هر آدمي با هر روحيه و طرز تفکري، از خواري و زبوني مي¬پرهيزد و ننگ و عار و ذلت را نمي¬پذيرد. از سوي ديگر، هر چه مراتب کمالات وي بالاتر رود، در برابر پستي و فرومايگي، سازشناپذيرتر و مقاومتر مي¬شود. مکتب عاشورا، بهترين نمونه از آموزش چنين انسان¬هايي است. جوانان و رادمرداني که در آن صحنه حضور يافتند، اين درس را فراگرفته، در سخت¬ترين لحظه¬ها از آن ارزش¬ها دست برنداشتند. بهترين جلوه در آن عرصه و زيباترين درس در آن هنگامه نبرد، کلامي است که استاد مکتب ذلت ناپذيري بر زبان آورده¬اند.درس وارستگي و پارسايي
از زيباترين درس¬هاي مکتب امام حسين(ع)، معرفي زشتي¬هاي دنيا و لزوم پرهيز از آن است. از ديدگاه حضرت سيدالشهداء(ع) دنيا، خانه نابودي و ناپايداري، و سرايي است که اهل خويش را پيوسته دگرگون مي¬سازد.[8]درس آزادي و آزادگي
در مکتب امام حسين(ع)، تا آدمي به آزادمنشي نرسد و از اسارت و گمراهي رهايي نيابد، به درياي موّاج و اقيانوس عميق کمالات نخواهد رسيد.درس عدالت خواهي و عدالت جويي
امام حسين(ع) همچون ديگر امامان معصوم(ع)، زيباترين مظهر عدالتخواهي بود و در مکتب ايشان، ترويج قسط و داد و برقراري عدل و رفع ظلم، از بهترين درس¬هايي بود که ارائه مي¬شد.درس خداترسي و پرهيزکاري
حضرت سيد الشهدا(ع)، در طول زمان به انسان¬ها آموخت که عظمت و بزرگي از آن خداست و معرفت به او در دل انسان¬هاي عارف به صورت خداترسي جلوه مي¬کند. در حقيقت، بالاترين مرحله دانش و کمال معرفت در کلام امام حسين(ع)، همان است که آدمي از خدا بترسد.[17]درس ظلمستيزي و ستمگريزي
يکي از برجسته¬ترين درس¬هاي مکتب حسيني، ظلمستيزي و مبارزه با استبداد و اختناق است. اين معنا، در جاي جاي کلمات امير قافله عاشورا مطرح شده است. ايشان در بياني مي¬فرمايند:پی نوشت ها:
[1] . صحيفه نور، ج 16، ص 209.
[2] . همان، چ21، ص173.
[3] . موسوعة کلمات الامام حسين(ع)، ص 770، ح 948.
[4] . ميزان الحکمه، ج 6، ص 2957.
[5] . رعد: 24.
[6] . تحف العقول، ج 1، ص 403.
[7] . شرح ابن ابي الحديد، ج3، ص249.
[8] . از خطبه حضرت در صبح عاشورا.
[9] . آل عمران: 185.
[10] . انعام: 32.
[11] . تحف العقول، ج1، ص437.
[12] . ميزان الحکمه، ج3، ص1097، ح 3560.
[13] . زيارت اربعين.
[14] . ديوان حافظ، تصحيح خرمشاهي، غزل 357.
[15] . تحف العقول، ج1، ص174.
[16] . ميزان الحکمه، ج7، ص3491.
[17] . شيخ طوسي، امالي، ص56.
[18] . مائده: 44.
[19] . تاريخ طبري، ج7، ص2972.
[20] . همان، ص2999.
[21] . همان، ص2993.
[22] . ميزان الحکمه، ج7، ص3362.
[23] . کليات اقبال لاهوري، ص75.
پیشگفتار
عزت، کرامت، شرافت و متانت، گلواژههایی هستند که به انسان روحیه صلابت، مقاومت و شکست ناپذیری میبخشند و انسان را در مسیر اعتلا و تعالی روح مدد میرسانند و او را از حضیض پستی و زبونی به اوج شوکت و سربلندی رهنمون میسازند . در پرتو همین مفاهیم عالی، انسان به گونهای تربیت میشود که در برابر حوادث و رخدادهای روزگار، تن به ذلت و خواری نمیدهد .عزت و اقتدار حسینی
مکتب حسینی، مکتب عزت آفرین و کرامتساز است . امام حسین علیه السلام سنبل عزت و افتخار برای همه عزت دوستان و کرامتخواهان جهان، اعم از مسلمان و غیرمسلمان است . بیتردید، شخصیت و هویت هر فردی در کوران زندگی و در فراز و نشیب روزگار هویدا میشود و صلابت و استواری انسان در برابر بحرانها و حوادث گوناگون، حاکی از شرافت و عزت درون و باطن او است .عزت و اقتدار مهدوی
در دعای ندبه میخوانیم: «این معز الاولیاء و مذل الاعداء; (12) کجاست عزت بخش دوستان و ذلیل کننده دشمنان .»حاکمیت و عزت مستضعفان
قرآن مجید میفرماید: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض، ونجعلهم ائمة، و نجعلهم الوارثین» ; (13)عزت قرآن و اسلام
قرآن، کتاب نجات بخش انسانها، در دوران قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام به انزوا و مهجوریت در میآید و تعالیم روح بخش آن که در قالب دین و شریعت اسلامی عرضه شده، در حاشیه زندگی مردم قرار میگیرد . امام صادق علیه السلام فرمود: «ورایت القرآن قد خلق، واحدث فیه ما لیس فیه ... ورایت الدین بالرای وعطل الکتاب واحکامه; (17)عوامل عزت آفرین در عصر ظهور
در دوران ظهور و حاکمیت عدل گستر جهان، اسباب و عللی که منشا عزت و اقتدار هستند، در میان آحاد مردم و جامعه اسلامی احیا میشود و در پرتو آنها، عزتمندی و کرامتطلبی، فرهنگ رایج و شایع همه انسانها در جوامع مختلف خواهد شد .1 . اطاعت الهی
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «ان الله تعالی یقول کل یوم: انا ربکم العزیز، فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز; (20)2 . تقوای الهی
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «من اراد ان یکون اعز الناس فلیتق الله عزوجل; (26)3 . اجتناب از معاصی
امام علی علیه السلام فرمود: «من اراد الغنی بلا مال والعز بلا عشیرة، والطاعة بلا سلطان، فلیخرج من ذل معصیة الله الی عز طاعته، فانه واجد ذلک کله; (29)4 . بینیازی از مردم
یکی از عوامل عزتمندی، بینیازی از مردم است که در کلام نورانی امام باقر علیه السلام تبلور یافته است: «الیاس مما فی ایدی الناس، عز للمؤمن فی دینه; (34)5 . فراوانی نعمت
از جمله اموری که با عزت جامعه اسلامی در عرصه دنیا مرتبط است و در زمان ظهور جلوهای آشکار خواهد داشت، فراوانی نعمتهای مادی است .6 . رعایت انصاف
رعایت انصاف میان مردمان، از دیگر عوامل عزت نفس میباشد .پی نوشت ها:
1) فاطر/10 .
2) منافقون/8 .
3) مفاتیح الجنان، دعای عرفه .
4) غررالحکم، ص8217 .
5) حماسه حسینی، ج1، ص165 .
6) تاریخ طبری، ج5، ص404; تحف العقول، ص174; المعجم الکبیر، ج3، ص115 و کشف الغمة، ج2، ص32 .
7) اثبات الوصیه، ص142; تحف العقول، ص171 و شرح ابن ابیالحدید، ج3، ص249 .
8) ر . ک: انساب الاشراف، ج3، ص396; تاریخ الطبری، ج5، ص425 و الارشاد، ص218 .
9) تاریخ الطبری، ج5، ص425; الکامل فی التاریخ، ج4، ص62 .
10) مقاتل الطالبین، ص118، مقتل الخوارزمی، ج2، ص33 .
11) فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام (موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام)، ص561 .
12) مفاتیح الجنان، دعای ندبه .
13) قصص/6 .
14) نور/55 .
15) تفسیر نمونه، ج14، ص531 .
16) همان، ج16، ص17 .
17) بحارالانوار، ج52، ص256 .
18) الملاحم و الفتن، ص108 .
19) بشارة الاسلام، ص297; الامام المهدی، ص343 و الملاحم و الفتن، ص108 .
20) کنزالعمال، ص43101 و میزان الحکمه (ترجمه فارسی)، ج8، ص3738 .
21) میزان الحکمه (ترجمه فارسی)، ج8، ص3738 و غررالحکم، ص4056 .
22) الامام المهدی، ص34 و 265 .
23) ارشاد مفید، ص343; نور الابصار، ص172 و بحارالانوار، ج52، ص192 .
24) توبه/33 .
25) نورالثقلین، ج2، ص211 .
26) بحارالانوار، ج70، ص285 .
27) نهج البلاغه، خ195 و 371 .
28) عقدالدرر، ص145، باب 7 و معجم الاحادیث الامام المهدی، ج3، ص295 .
29) تنبیه الخواطر، ج1، ص51 .
30) غررالحکم، ص677 .
31) بحارالانوار، ج51، ص75; الملاحم و الفتن، ص56 و الغیبه، شیخ طوس، ص114 .
32) الملاحم و الفتن، ص54 و منتخب الاثر، ص474 .
33) اصول کافی، ج1، ص333; بحارالانوار، ج52، ص127 و منتخب الاثر، ص496 .
34) الکافی، ج2، ص149 .
35) بحارالانوار، ج5، ص323 و قصص الانبیاء، ص244 .
36) کشف الغمة، ج2، ص417 .
37) بحارالانوار، ج51، ص78 .
38) همان، ج52، ص337 .
39) الکافی، ج2، ص144 .
40) بحارالانوار، ج52، ص385 .
41) کتاب اقبال، دعای بعد از نماز عید فطر، ص293 .
اشاره
بدون تردید مراسم عزاداری و روضهخوانی در تبیین و تقویت مذهب شیعه و گسترش آن در اعماق جامعه و نفوذ آن در قلبها نقش بسزایی داشته است. همچنین سلاطین صفویه به عنوان زمامدار و روحانیون به عنوان متولّی مذهب، در برگزاری آن مؤثر بودهاند، ولی با توجه به سابقه دیرین مراسم عزاداری در ادوار پیشین و اهتمام مردم به ویژه شیعیان در اقامه آن، نمیتوان صفویه را آغازگر این مراسم دانست و آن را وارداتی و گرتهبرداری از غرب تلقی نمود؛ چنان که برخی را عقیده بر این است(1). مقاله حاضر نگاهی دارد به تاریخچه و پیشینه عزاداری در اسلام و چگونگی رسمی شدن آن در عهد آل بویه.نگاهی گذرا به عزاداری در اسلام
عزاداری برای شهدا در اسلام سابقهای دیرین دارد و از اخبار برمیآید که پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز آن را تأیید کرد و در برگزاری آن همت میگماشت. ابن هشام مینویسد بعد از تمام جنگ اُحد که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به خانه خود میرفت، عبورش به محله بنی عبدالاشهل و بنی ظفر افتاد و صدای زنان آنها ـ که بر کشتگانشان گریه میکردند ـ به گوش آن حضرت خورد و موجب شد که اشک بر صورت او نیز جاری گردد و در پی آن بفرماید: ولی کسی نیست که بر حمزه بگرید!آگاهی مردم ایران از واقعه کربلا
متأسفانه مورخان از بازتاب واقعه کربلا در شهرهای ایران اطلاعی نمیدهند، جز اینکه مؤلف تاریخ سیستان مینویسد:رسمی شدن مراسم عاشورا در عهد آل بویه
مورّخان محلّی طبرستان، دیلمستان و مازندران، همچون ابن اسفندیار و ظهیرالدین مرعشی به رغم سابقه دیرین مذهب شیعه در این خطه و حضور سادات و حکومت علویان، از برگزاری مراسم عاشورا در این مناطق خبری نمیدهند، در حالی که به نظر ما نمیتوان جامعه شیعه را بدون اهتمام به برگزاری این مراسم تصور کرد. بنابراین قدر مسلّم، این مراسم در صفحات شمالی ایران، به رغم فراز و نشیبهایی که داشته، پیوسته برگزار میشده است؛ زیرا شیعیان این نواحی به همراه سادات علاقهای ویژه به امام حسین علیهالسلام و شهدای کربلا داشتند. ظهیرالدین مرعشی مینویسد:پی نوشت ها:
1 ـ بنگرید به: علی شریعتی، تشیّع علوی و تشیّع صفوی، کتابخانه دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، 1352ش، ص 206-205.
2 ـ عبدالملک ابن هشام حمیری، سیرة النبویه، ترجمه سید هاشم رسولی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ج 4، ص 122.
3 ـ همان، ج 2، ص 252.
4 ـ محمّد بن سعد کاتب واقدی، طبقات کبیر، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نو، 1369ش، ج 2، ص 162.
5 ـ همان، ج 2، ص 368.
6 ـ ابن هشام، سیرة النبویه، ج 2، ص 428.
7 ـ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، چاپخانه احمدی، 1368ش، ج 1 و 2، ص 211، 220 و 223.
8
ـ ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه
ابوالقاسم پاینده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش، ج 2، ص 3.
9 ـ سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، مهر 1378ش، ص 179، 186 و 187.
10 ـ بنگرید به: شهرستانی، عزاداری حسین علیهالسلام از زمان آدم تا زمان ما، انتشارات حسینیه عمادزاده، بیتا، ص 75.
11 ـ سید بن طاووس، اللهوف، ص 223.
12 ـ شیخ مفید، الارشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات علمیه اسلامیه، بیتا، ص 127؛ سید بن طاووس، اللهوف، ص 235-129.
13 ـ سید بن طاووس، اللهوف، ص 247.
14 ـ همان، ص 27.
15 ـ ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1363ش، ص 524.
16 ـ محدّث نوری، لؤلؤ و مرجان، چاپ دوم: انتشارات فراهانی، بهار 1364ش، ص 4.
17
ـ عزالدین علی ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران،
انتشارات علمی، بیتا، ج 11، ص 221؛ مناقب آل ابی طالب، قم، انتشارات
علامه، بیتا، ج 4، ص 64.
18 ـ مسکویه راضی، تجارب الأمم، ترجمه علینقی
منزوی، انتشارات توس، 1376ش، ج 5، ص 426؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، سنه
323، ج 14، ص 33.
19 ـ مؤلف نامعلوم (725-445)، تاریخ سیستان، به کوشش ملک الشعراء بهار، به همت محمّد رمضانی، صاحب مؤسسه خاور، 1314ش، ص 100.
20 ـ طبری، تاریخ طبری، ج 7، ص 3091؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 5، ص 219.
21 ـ ابوحنیفه احمد بن داوود دینوری، اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، 1366ش، ص 339-338.
22 ـ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ترجمه رسولی محلاتی و غفاری، چاپ دوم: نشر صدوق، بیتا، ص 135، 154 و 161.
23 ـ مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 252.
24
ـ سید ظهیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، با مقدمه محمّد
جواد مشکور، به کوشش محمّد حسین تسبیحی، چاپ سوم: انتشارات شرقی، 1368ش، ص
127.
25 ـ حسن بن محمّد بن حسن قمی، تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی بن حسن
بن عبدالملک، تصحیح سید جلال الدین طهرانی، تهران، انتشارات توس، 1361ش، ص
93؛ زکریا بن محمّد بن محمود قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه
اضافات از جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح و تکمیل میر هاشم محدث، تهران،
انتشارات امیرکبیر، 1373ش، ص 514؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، به کوشش
فردیناند و وستنفلد لایپزیک، بروک هاوس، بیروت، 1866م، ج 4، ص 175.
26 ـ سید ظهیر الدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص 143.
27
ـ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 11، ص 262-261؛ ابی الفرج عبدالرحمن بن
علی ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، حیدرآباد، 1359ق، ج 7، ص
16-15؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، به اهتمام علی نجیب عطوی، بیروت،
1407ق، ج 11، ص 243.
28 ـ جمال الدین ابی المحاسن یوسف ابن تغری بردی،
النجوم الزاهره ملوک مصر و القاهره، دارالکتاب مصر، ج 3 و 4، ص 14 به بعد و
ص 336-334 به بعد؛ ابن اثیر الکامل فی التاریخ، ج 14، ص 271 به بعد؛ ابن
کثیر، البدایة و النهایه، ج 11، ص 260-254 به بعد. برای آگاهی بیشتر از
عزاداری ایام آل بویه بنگرید به: سید صالح شهرستانی، عزاداری حسین
علیهالسلام از زمان آدم تا زمان ما، ص 213-199.
29 ـ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 15، ص 268.
مورّخان
قتل مصعب بن زبیر را در جمادی الاولی یا جمادی الآخره 71 یا 72ق نوشتند و
به نظر میرسد که قتل او در 12 یا 18 محرم از سوی اهل سنّت، تنها برای
مقابله با شیعیان انتخاب شده است.
30 ـ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 11، ص 326.
31 ـ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 15، ص 44.
32
ـ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 11 و 12، ص 334-311؛ ابن تغری بردی،
النجوم الزاهره، ج 4، ص 206-162، (سنه 382 و 393ق و سنه 406)؛ ابن اثیر،
الکامل فی التاریخ، ج 15، ص 367.
33 ـ تغری بردی، النجوم الزاهره، ج 4، ص
278؛ ج 5، ص 77؛ ج 16، ص 265-264، سنه 441ق؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه،
ج 12، ص 33، سنه 423ق، و ص 59، سنه 441ق.
34 ـ ابن اثیر، الکامل فی
التاریخ، ج 16، ص 265-264، سنه 441ق؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 12، ص
33، سنه 423ق و ص 59، سنه 441ق؛ تغری بردی، النجوم الزاهره، ج 5، سنه
458ق، ص 77، و سنه 424ق، ج 4، ص 278.
35 ـ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 17، ص 133.
36 ـ بنگرید به: محبوبه الهی، تجلّی عاشورا در هنر ایران، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1373ش، ص 17.
37
ـ نصیرالدین ابوالرشید عبدالجلیل رازی قزوینی، نقض معروف به بعض مثالب
النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض، تصحیح میر جلال الدین محدث، تهران،
انتشارات انجمن آثار ملی، اسفند 1358ش، ص 373-371.
38 ـ چلکووسکی پترجی، تعزیه، نیایش و نمایش در ایران، ترجمه داوود حاتمی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1367ش، ص 147.
39
ـ غیاث الدین همام الدین الحسینی خواندمیر (1333)، حبیب السیر، با مقدمه
استاد جلال الدین همایی؛ دولافوز، ث. ف (1316)، تاریخ هند، ترجمه محمّد تقی
فخر داعی گیلانی، تهران، چاپخانه مجلس، جزء 4 از ج 2، ص 644.
40 ـ معین الدین محمّد اسفزاری، روضات الجنّات فی اوصاف مدینه هرات، به کوشش محمّد اسحاق، مطبعه زرپاسری، بیتا، ج 1، ص 269.
بخش چهارم
كتابهاى ادبى
بخش پنجم
مجله ها و ويژه نامه ها
پی نوشت ها:
1 ) مجله وقف, ميراث جاويدان, سال دوم, شماره اول, ص113, شماره پياپى 5.
2 ) مقدمه كامل الزيارات, ص;4 معجم رجال الحديث, ج1, ص;50 كليات فى علم الرجال, ص299.
3 )محدث نورى, لولو و مرجان, كانون انتشارات عابدى, ص;156 آينه پژوهش, سال اول, شماره دوم, ص35, مقاله ((ابومخنف و سرگذشت مقتل وى)).
4 ) كيهان فرهنگى, سال11, شماره4, ص32.
5
) حماسه حسينى, ج1, ص13,14 و 43 و91, قم, انتشارات صدرا. شهيد مطهرى در
جاى جاى كتاب سه جلدى حماسه حسينى به مناسبتهاى مختلفى از اين اثر عظيم و
نويسنده شجاع و دردمندش به بزرگى نام مى برد كه سخن بالا نمونه اى از
آنهاست.
6 ) دائره المعارف تشيع, مدخل امين عاملى, چاپ اول, ج2, ص531.
7 ) لولو و مرجان, ص149 ـ ;162 استاد مطهرى, حماسه حسينى; زندگانى على بن الحسين(ع), سيد جعفر شهيدى, چاپ دوم, 1366ش, ص144.
8
) تحقيق درباره روز اربعين سيدالشهدإ, چاپ تبريز, ص;52 ماهيت قيام مختار,
ابوفاضل رضوى اردكانى, چاپ دوم, قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1373ش, ص394.
9 ) مجله حوزه, شماره23, آذر و دى 1366, ص52.
پی نوشت ها:
1) موسوی گرمارودی، خط خون.
2) فصلت (41) آیه30.
3) حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، سنائی غزنوی، تصحیح مدرس رضوی، چاپ اول: (تهران، انتشارات دانشگاه تهران،1359) ص270.
4) دیوان ناصر خسرو.
5) دیوان قطران تبریزی.
6) منطق الطیر، ص159.
7) گزیده غزلیات شمس تبریزی، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، (چاپ ششم، تهران: شرکتسهامی کتابهای جیبی، 1365) ص523.
8) ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات، ج3، ص623.
9) خواری.
10) مثنوی، دفتر ششم.
11) دیوان محتشم کاشانی.
12) دیوان حکیم قاآنی شیرازی.
13) دیوان شهریار.
یاری به بدهکاران بیبضاعت
ملاقات بیماران، دلجوئی از گرفتاران و دستگیری از درماندگان، از خصلتهای بارز و همیشگی سالار شهیدان بود . آن حضرت به ملاقات بیماران بیبضاعت میرفت و علاوه بر تفقد احوال آنان، مشکلات مادی و گرفتاریهای اقتصادی آنان را در حد توان برطرف میکرد .بخشش محبوبترین مال
امام حسینعلیه السلام در کمک رسانی به طبقات محروم جامعه، گاهی شکر تصدق میداد . از آن حضرت پرسیدند: ای فرزند رسول الله! چرا شکر در راه خدا میدهید؟ فرمود: من خودم شکر دوست دارم و خدای متعال در قرآن شریف فرموده است: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» (5) ; «هرگز به مقام حقیقی نیکوکاران نمیرسید، مگر این که از آنچه دوست میدارید در راه خدا انفاق کنید .» و انفاق دوست داشتنیترین مال پیش من، از بهترین چیزهاست . (6)توجه به آبرو و شخصیت افراد
پیشوای سوم در یاری رسانی به درماندگان و بیپناهان، برای آبرو و حیثیت آنان اهمیت زیادی قائل بود; آن چنان که در بخششها و امدادهای خویش این نکته را همیشه مد نظر داشت که مبادا عزت نفس و شخصیت نیازمند، خدشه دار شود!یار یتیمان و بیپناهان
حضرت اباعبداللهعلیه السلام همانند پدر گرامیاش امیرمؤمنان علیعلیه السلام از رسیدگی به وضع یتیمان، غافل نبود; آن حضرت تلاش میکرد که نیاز آنان را در جامعه اسلامی، به قدر امکان بر طرف ساخته و مرهمی بر دل اندوهناک آنان بگذارد . بدین جهتبه طور ناشناس و در دل شب به رفع حوائجیتیمان و مستمندان، همت میگماشت .رفع نیاز به اندازه معرفت
شخصی به حضور امام حسینعلیه السلام آمده، عرضه داشت: من خونبهایی را عهدهدار شدهام، اما در پرداخت آن ناتوانم . پیش خود گفتم: این مشکل را باکریمترین مردم عصر در میان بگذارم و کریمتر از شما نیافتم .در پرتو آفتاب رحمت
کمکهای بشر دوستانه آن آفتاب رحمتبر همه بیچارگان - اعم از زن و مرد، آشنا و غیر آشنا، حتی مخالفان آن حضرت - شامل میشد . اخبار و گزارشهایی از زندگی آن پیشوای مهربان در لا به لای تاریخ، از این واقعیتحکایت دارد . حادثه زیر، یکی از این اقدامات آن حضرت میباشد:توزیع بیت المال به نفع نیازمندان
حضرت سیدالشهداعلیه السلام در مواقع مقتضی، برای حمایت از نیازمندان و محرومان جامعه اسلامی به اقدامات عملی و حرکتهای انقلابی دست میزد . آن حضرت از آنجایی که بعد از شهادت برادرش امام مجتبیعلیه السلام حجت الهی و امام متبود، با استفاده از نفوذ معنوی و اقتدار خویش در اموال حکومت و بیت المال مسلمانان تصرف کرده و آن را به نفع محرومان و درماندگان جامعه توزیع مینمود .پاسداری از منابع خیریه
آن حضرت به محافظت از منابع در آمد فقرا و نیازمندان اهتمام جدی داشت . و علاوه بر این که منابع درآمدی را بر محرومان و نیازمندان وقف کرده بود، از موقوفات دیگر نیز حمایت و پاسداری میکرد . روایت زیر، یکی از این نمونه را بیان میکند:در اوج جوانمردی
امام حسینعلیه السلام در رسیدگی به نیازمندان، موافق و مخالف نمیشناخت . آن حضرت بر این باور بود که رسم جوانمردی اقتضاء میکند که باید به درماندگان، بیچارگان و نیازمندان کمک نمود .یاری به محرومان فرهنگی
یکی از مهمترین محرومیتها، فقر عاطفی و فرهنگی است . تعداد محرومان این طیف، به مراتب بیشتر از نیازمندان مادی و اقتصادی است; چرا که اولا فقر مادی محسوس است، اما نیازهای عاطفی و فرهنگی غیر محسوس هستند . ثانیا مربی آگاه و دلسوز لازم است که این نیاز را برطرف نماید و کار هرکس نیست . فقر مادی همچون فقر معنوی، انسان را نمیآزارد و محرومان مادی همانند محرومان معنوی در معرض سقوط و هلاکت نیستند .پی نوشت ها:
1 . «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهمالکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط» .(حدید/25)
2 . نهج البلاغه، نامه 53 .
3 . همان .
4 . لواعج الاشجان، ص 14; مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 221 .
5 . آل عمران/92 .
6 . تفسیرکنزالدقائق، ج 3، ص 159 .
7 . بحارالانوار، ج 44، ص 190 .
8 . المناقب، ج 4، ص 66; بحارالانوار، ج 44، ص 190 .
9 . مستدرک الوسائل، ج 7، ص 193; کلمات الامام الحسین (ع)، ص 626 .
10 . انعام/124 .
11 . بحارالانوار، ج 44، ص 196 .
12 . سوگنامه آل محمد، ص 211 و 212; ریاحین الشریعه، ج 3، ص 301 .
13 . ناسخ التواریخ، ج 1، ص 195 و 196; حیاةالامام الحسین (ع)، ج 2، ص 232 .
14 . مستدرک الوسائل، ج 14، ص 62; مناقب امیرمؤمنان، ج 2، ص 82 .
15 . ارشاد، مفید، ص 78; تاریخ طبری، ج 4، ص 302 .
16 . یوسف/92 .
17 . تاریخ مدینه دمشق، ج 43، ص 224; منازل الآخره، ص 81 .
دیباچه
دنیا برای بسیاری از مردم جای زینت، تفاخر، تکاثر، لهو و لعب است؛ اما گروهی از مردان خدا هرگز فریب لذتهای زودگذر را نمیخورند و بر اساس گفته قرآن کریم «تجارت، آنها را از ذکر خدا غافل نمیکند». آنان در دنیا زندگی میکنند؛ اما هرگز وابسته به دنیا نیستند. آری فقط به خدا دل بستهاند و آنچه که در مسیر کمال است.1. عشق به قرآن در دوران کودکی
امام حسین علیهالسلام از کودکی به قرآن عشق فراوانی داشت؛ زیرا آیات فراوانی از قرآن در خانهشان بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نازل گشت و بدون تردید، امام حسین علیهالسلام متأثّر از فضای قرآن حاکم بر خانواده بود.2. عشق به آیات قرآن
اگرچه شنیدن تمام آیات قرآن برای امام حسین علیهالسلام لذت بخش بود، اما گاهی شنیدن برخی آیات، آن هم از زبان پدرشان، آن قدر لذت بخش بود که وصف آن را فقط خود ابیعبداللّه علیهالسلام میدانست و بس.3. عشق به تلاوت قرآن کریم
همان گونه که گفته شد، امام حسین علیهالسلام از دوران کودکی به این کتاب آسمانی علاقه شدیدی داشت و همواره در تمام زندگیاش از قرآن سخن میگفت و لحظهای از آن جدا نبود؛ حتی در آن روزهایی که برای دفاع از قرآن و اسلام آماده جنگ با دشمنان اسلام بود. امام علیهالسلام چه در مدینه و چه در بین مکه و مدینه و در راه عزیمت از مکه به کربلا و در کربلا، در مقاطع مختلف، از قرآن سخن به میان میآورد و با ابراز عشق به آن، میزان علاقه خود را به حاضران و آیندگان نشان میداد که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم:پی نوشت ها:
1 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 31.
2 ـ کفایةالاثر، ص 175.
3 ـ اسراء/ 36.
4 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 629.
5 ـ بحارالانوار، ج 92، ص 261.
6 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 637.
7 ـ وقائع الطریق من مکه الی کربلا، ج 3، ص 226.
8 ـ قصّه کربلا، ص 243 و لهوف سیدابن طاووس، ص 38.
9 ـ ارشاد مفید، ص 214.
10 ـ آل عمران/178 و 179.
11 ـ سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، ص 209، به نقل از تاریخ طبری.
12 ـ مناقب آل ابیطالب، ج 4، ص 66.
13 ـ نحل/ 23.
14 ـ تفسیر عیاشی، ج 2، ص 257 و بحارالانوار، ج 44، ص 189.
15 ـ نساء/ 86.
16 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 195.
17 تا 19 ـ آل عمران/ 134.
20 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 195.
21 ـ اعراف/ 202 ـ 199.
22 ـ یوسف/ 92.
23 ـ مَثَلی است معروف و در جایی که اصل و سبب و ریشه ماجرا معلوم است، به کار برده میشود.
24 ـ الامام الحسین فیالمدینة المنوّره، ج 1، ص 353.
25 ـ بقره/ 199.
26 ـ ابراهیم/ 36.
27 ـ فرقان/ 44.
28 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 625.
29 ـ حج/ 41.
30 ـ مناقب آل ابیطالب، ج 4، ص 47.
31 ـ فتح/ 29.
32 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 634.
33 ـ یس/ 12.
34 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 633.
35 ـ رعد/ 29.
36 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 628.
37 ـ والضحی/ 3 ـ 1.
38 ـ تفسیر فرات کوفی، ص 212.
39 ـ فصلت/ 42.
40 ـ نساء/ 59.
41 ـ همان/ 83.
42 ـ انفال/ 48.
43 ـ احتجاج طبرسی، ج 2، ص 22.
44 ـ اعراف/ 58.
45 ـ مناقب آل ابیطالب، ج 4، ص 67.
واسطه فیض انبیا
اکثر انبیای الهی، به ویژه پیامبران اولوالعزم، هرگاه به مشکلی بزرگ برخورد نمودند، برای حل آن، خداوند متعال را به انوار طیبه پنج تن آل عباعلیهم السلام سوگند میدادند . (2) برخی از آنها وقتی به نام امام حسینعلیه السلام میرسیدند، غمگین میشدند و اشک میریختند . وقتی از علت آن سؤال کردند، خبر شهادت مظلومانه اباعبدالله الحسینعلیه السلام را شنیدند و به عزاداری پرداختند .عترت پیامبر
پیامبر گرامی اسلام، بارها امیرمؤمنان، فاطمه، حسن و حسینعلیهم السلام را به عنوان عترت و اهل بیتخود معرفی نمود و در موقعیتهای مختلف و حوادث گوناگونی آنها را عدل قرآن قرار داد و پذیرش ولایت و اطاعت آنها را بر همه لازم دانست .آیه تطهیر
ام سلمه میگوید: روزی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در خانه من بود . دخترش، فاطمهعلیها السلام غذایی از آرد و شیر (حریره) برای رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم آورد . پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: شوهر و دو فرزندت را نیز دعوت کن . ام سلمه میگوید: علی، حسن و حسینعلیهم السلام آمدند و از آن غذا تناول کردند و در زیر کسای پیامبر قرار گرفتند و من در اتاق خودم مشغول نماز بودم . پس خداوند متعال این آیه را بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل فرمود: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (6) ; خداوند متعال اراده فرمود تا ناپاکیها را از شما، اهل بیت دور سازد و شما را پاک و پاکیزه گرداند .حدیث ثقلین
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم بارها فرمود: «انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی، احدهما اعظم من الآخر، کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض، و عترتی اهل بیتی، و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض، فانظروا کیف تخلفونی بهما» ; (9)پاره تن پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم
امام صادقعلیه السلام میفرماید: به پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم خبر دادند که ام ایمن شب و روز گریه میکند . وی را به حضور پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم آوردند . آن حضرت پرسید: چرا گریه میکنی؟خبر شهادت
آنچه بیشتر از هرچیز در زندگی ابا عبدالله الحسینعلیه السلام خصوصا در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و از زبان آن حضرت به چشم میخورد، این است که در حوادث زیادی، خبر از شهادت آن حضرت به میان میآید و پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم و همسران آن حضرت و اهل بیتعلیهم السلام به یاد کربلا و حوادث دلخراش آن، اشک میریزند .ترتب سرخ
امام باقرعلیه السلام میفرماید: روزی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در خانه امسلمه بود . سفارش کرد: کسی نزد من نیاید . طولی نکشید که حسینعلیه السلام در حالی که کودک بود، وارد شد و سراغ پیامبر را گرفت و بلافاصله خودش را به پیامبر رساند .راز بوسههای پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم
امام باقرعلیه السلام میفرماید: شیوه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم این بود که چون حسینعلیه السلام نزد او میآمد، او را به پیش خود میکشانید و به امیرمؤمنانعلیه السلام میفرمود: حسین را نگهدار . سپس جای جای بدن او را میبوسید و میگریست . حسین سؤال میکرد که: پدرجان! چرا گریه میکنی؟ پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم میفرمود: پسرجانم! جای شمشیرهایت را میبوسم و میگریم . (14)فضائل و ویژگیها
اباعبدالله الحسینعلیه السلام سومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، امامی معصوم، تربیتیافته در خانه عصمت و طهارت، تعلیم یافته از سرچشمه وحی و رسالت و پرورش یافته در دامن خاتم پیامبران، دارای فضائل و ویژگیهای زیادی است که بعضی از آنها را از زبان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم متذکر میشویم:نامگذاری
حضرت امام رضاعلیه السلام میگوید: «چون امام حسینعلیه السلام متولد شد، پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم به اسماء بنت عمیس فرمود: فرزندم را بیاور . اسماء میگوید: حسین را در جامه سفیدی پیچیدم و به خدمتحضرت رسول بردم . آن حضرت او را گرفت و در دامن گذاشت . سپس در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت .خلیفةالله در زمین و سرور جوانان بهشت
ابن عباس میگوید: روزی رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم بین اصحاب نشسته بود، حسنعلیه السلام وارد شد . تا نگاه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بر او افتاد، گریست و فرمود: نزدیک بیا . پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم او را به نزدیک خود کشید و بر زانوی راستخود نشاند . طولی نکشید، حسینعلیه السلام وارد شد . پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم تا او را دید، گریه کرد و او را نزدیک خود برد و بر زانوی چپ خود نشاند . سپس فاطمهعلیها السلام وارد شد . پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم با دیدن او گریان شد و او را طرف راستخود نشاند .زینت آسمانها و زمین
امام حسینعلیه السلام میفرماید: هنگامی نزد رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم رفتم که ابی بن کعب نزد آن حضرت بود . رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به من فرمود: «مرحبا بک یا اباعبدالله یا زین السماوات والارض; خوش آمدی ای اباعبدالله! ای زینت آسمانها و زمین!»ائمه از صلب حسینعلیه السلام
بنابر روایات زیادی که از پیامبر و ائمه معصومینعلیهم السلام رسیده است، 9 امام معصوم از صلب پاک و طاهر اباعبدالله الحسینعلیه السلام میباشند .برترین انسان
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:فراق جانگداز
همان گونه که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به امام حسن و امام حسینعلیهما السلام علاقه فراوان داشت; آنها نیز به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم محبتشدید داشتند .پی نوشت ها:
1 . الحسین و السنة، سیدعبدالعزیز طباطبایی، ص 13 .
2 . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 16، ص 366 .
3 . تفسیر نورالثقلین، عروسی، ج 1، ص 68 .
4 . بحارالانوار، ج 44، ص 245 .
5 . همان، ص 245 - 243; نفس المهموم، محدث قمی، ترجمه کمرهای، ص 16 .
6 . احزاب/33 .
7
. کتاب خصائص الوحی المبین، یحییبن الحسن الحلی، (ابن بطریق)، ص 69;
النورالمشتعل من کتاب ما نزل من القرآن فی علی (ع)، ابن نعیم اصفهانی، ص
186 - 176 .
8 . سنن الترمذی، محمد بن عیسی بن سورة، ج 5، ص 621، حدیث
3787; صحیح مسلم، بشرح الامام النووی، ج 15، ص 194 و 195; ترجمه ریحانة
رسول الله الشهید الحسین بن علی بنابیطالب (ع)، من تاریخ مدینة دمشق، ابن
عساکر، ص 78 - 76 .
9 . خلاصة عبقات الانوار فی امامة الائمة الاطهار، ج 1، ص 3; سنن الترمذی، ج 5، ص 622 .
10
. خلاصة عبقات الانوار فی امامة الائمة الاطهار، ج 1، ص 3 .(در ص 17 و 28،
نام 187 راوی از اهل سنت ذکر شده است که این حدیث را نقل کردهاند .
11 . بحارالانوار، ج 44، ص 247 و 248 .
12 . مناقب آل ابیطالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 70 .
13 . نفس المهموم، ص 16 .
14 . همان، ص 20 .
15 . بحارالانوار، ج 43، ص 239; جلاءالعیون، ص 281; لسان العرب، ج 4، ص 392 .
16 . امالی صدوق، ص 101 - 99 .
17 . کمال الدین، صدوق، ج 1، ص 269 - 264 .
18 . موسوعة کلمات الامام الحسین، معهد تحقیقات باقرالعلوم، ص 91 .
19 . سیره چهارده معصوم (ع)، محمدی اشتهاردی، ص 309 .
20 . امام حسین آفتاب تابان ولایت، محمدی اشتهاردی، ص 38 .
21 . همان .(کتاب ادریس در سال 1895 م . در لندن به زبان سریانی چاپ شد و روایت مذکور در ص 514 و 515 آن آمده است) .
22 . همان، ص 21 .
23 . سیمای پرفروغ محمد، ترجمه کحل البصر، محمدی اشتهاردی، ص 321 .
حدیث عزت
حسین، امام عزت است و کربلا، تجلیگاه عزتمندی یاران خدا . و عاشورا، لحظهای تاریخی که افتخار حفظ دین و ارزشها و فداکردن خود برای بقای آنها به حسینعلیه السلام تعلق گرفت . حسین از آن رو افتخار بشر شد که زندگی بدون ارزش را همسنگ «مرگ زرد» ، دانست و رفتار و گفتارش آکنده از عطر سرافرازی ماند .زندگی در سایه عزت
1 . موت فی عز خیر من حیاة فی ذل . (3)مرگ در سایه ذلت
2 . لیس الموت فی سبیل العز الا حیاة خالدة و لیست الحیاة مع الذل الا الموت الذی لاحیاة معه . (4)ذلتپذیری، هرگز!
3 . یا اخی والله لولم تکن فی الدنیا ملجا و لا ماوی لما بایعتیزید بن معاویة ابدا . (5)مرگ عزت آفرین
4 . ما اهون الموت علی سبیل نیل العز و احیاء الحق . (6)شعار عزت
5 . الموت اولی من رکوب العارعزت اهل ایمان
6 . شخصی به امام حسینعلیه السلام گفت: تو متکبری! فرمود:تشخیص روش عزت آفرینی
بعد از صلح امام حسنعلیه السلام شخصی به امام حسینعلیه السلام گفت: آیا عزت را با ذلت معامله کردید؟ امام حسینعلیه السلام فرمود:اولویت امام برای عزت آفرینی
8 . ان هؤلاء قوم لزموا طاعة الشیطان و ترکوا طاعة الرحمان و اظهروا الفساد فیالارض و ابطلوا الحدود و شربوا الخمور و استاثروا فی اموال الفقراء والمساکین و انا اولی من قام بنصرة دین الله و اعزاز شرعه والجهاد فی سبیله لتکون کلمة الله هی العلیاء . (11)ذلت گریزان
9 . یابی الله ذلک (الذلة) لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت و انوف حمیة و نفوس ابیة من ان تؤثر طاعة اللئام علی مصارع الکرام . (12)دل نبستن به دنیا
10 . هل تقدرون علی اکثر من قتلی؟ مرحبا بالقتل فیسبیل الله و لکنکم لاتقدرون علی هدم مجدی و محو عزی و شرفی فاذا لا ابالی بالقتل . (13)عمل به تکلیف در هر شرایط
11 . الا انی زاحف بهذه الاسرة علی قلة العتاد و خذلة الاصحابذلت ناپذیری
امام حسینعلیه السلام در برابر تقاضای بیعت از سوی اشعثبن قیس فرمود:برسر دوراهی عزت
13 . الا ان الدعی بن الدعی قد رکز بین اثنتین; بین السلة والذلة و هیهات منا الذلة . (16)سازش، هرگز!
عبدالله بن عمر از امام حسینعلیه السلام خواست تا با یزید سازش کند، امام فرمود:پذیرش هزینه; خواستخدا
15 . لا اعطی المقادة و المذلة من نفسی فقد علمت والله انه جاء من الامر ما لا قوام به و لکن قضاء الله ماض فی و هوالذی یفعل فی بیت رسوله ما یشاء و یرضی (18)نیروی بیپایان، دلیل عزت
16 . سبحان ربک رب العزة عما یصفون . . . سبحان ذی العزة و العظمة . . . لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم . (19)پیروی از امام زمانعلیه السلام سمبل خداشناسی
17 . ایها الناس ان الله جل ذکره ما خلق العباد الا لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة ما سواه (فقال له رجل: یابن رسول الله! بابی انت و امی فما معرفة الله؟) قال: معرفة اهل کل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته . (20)در حزب خدا بودن
18 . نحن حزب الله الغالبون و عترة رسول اللهصلی الله علیه وآله وسلم الاقربون . . . (21)بینیازی
شخصی از امام پرسید: عزت آدمی در چیست؟ فرمود:توکل به خدا
20 . ان العز والغنی خرجا یجولان فلقیا التوکل فاستوطنا . (23)راست گویی
21 . الصدق عز والکذب عجز (24)هوس ستیزی
22 . اصبر عما تحب فیما یدعوک الیه الهوی . (25)زندگی با ظالمان
23 . الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاءالله محقا فانی لا اری الموت الا شهادة و لا الحیاة مع الظالمین الا برما . (26)قتل پاکان (انبیا)
24 . زن پادشاه بنیاسرائیل پیرشد و خواست دخترش را به ازدواج شاه در آورد; پادشاه با یحیی مشورت کرد و یحیی او را از این کار نهی کرد . آن زن چون فهمید، دخترش را آراست و نزد شاه فرستاد . او نزد شاه به رقص و کرشمه پرداخت . پادشاه گفت: چه میخواهی؟ گفت: سر یحیی را . . . ؟ترس و طمع
25 . اعتبروا ایها الناس بما وعظ الله به اولیاءه من سوء ثنائه علی الاحبار اذ یقول: «لولا ینهاهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم» (28)غفلت علما از وظیفه (نهی از منکر)
26 . قد ترون عهود الله منقوضة فلا تفزعون و انتم لبعض ذمم آبائکم تفزعون و ذمة رسول الله مخفورة . . . ولا فی منزلتکم تعلمون و لا من عمل فیها و بالادهان و المصانفة عند الظلمة تامنون کل ذلک مما امرکم الله به من النهی والتناهی و انتم عنه غافلون و انتم اعظم الناس مصیبة لما غلبتم علیه من منازل العلما . (31)تفرقه عالمان
27 . . . . ذلک بان مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه فانتم المسلوبون تلک المنزلة و ما سلبتم ذلک الا بتفرقکم عن الحق و اختلافکم فی الالسنة (السنة) (32)هزینه ناپذیری
28 . لوصبرتم علی الاذی و تحملتم المؤونة فی ذات الله کانت امور الله علیکم ترد و عنکم تصدر و الیکم ترجع و لکنکم مکنتم الظلمة من منزلتکم و اسلمتم امور الله فی ایدیهم یعملون بالشبهات و یسیرون فی الشهوات . (33)فرار از مرگ
29 . سلطهم (الظلمة) علی ذلک (منزلة العلما) فرارکم من الموت و اعجابکم بالحیاة التی هی مفارقتکم فاسلمتم الضعفاء فی ایدیهم فمن بین مستعبد مقهور و بین مستضعف علی معیشته مغلوب . یتقلبون فی الملک بآرائهم و یستشعرون الخزی باهوائهم اقتداء بالاشرار و جراة علی الجبار . (34)یاری نکردن عزت جویان
30 . فانکم (الا) تنصرونا و تنصفونا قوی الظلمة علیکم و عملوا فی اطفاء نور نبیکم و حسبناالله و علیه توکلنا و الیه انبنا و الیه المصیر . (35)شکستن پیمان الهی
31 . امام حسینعلیه السلام در باره آیه شریفه «و اذ خذناهم میثاقکم» فرمود:سرگرم شدن جوانان
32 . جعید همدان میگوید: امام حسینعلیه السلام پرسید: جوانان عرب (یا عربها) چگونهاند؟ گفتم: اهل تیرکمان بازی و گعده هایند . پرسید: موالی چه میکنند؟ گفتم: خورنده ربا و حریص بر دنیایند . فرمود:دنیا زدگی
33 . ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون . (38)آثار ذلت
استخدام نخبگان در حکومت فاسدها
انحطاط، و سلطه ناصالحان
35 . امام حسینعلیه السلام ضمن اعتراض به عمر (برای غصب خلافت)، فرمود:سرانجام عزت ستیزان
36 . امام حسینعلیه السلام پس از این فرمایش که: «بعد از قتل یحیی (پیامبر) توسط پادشاه، خداوند بخت نصر را بر آنان مسلط کرد که هفتاد هزار نفر را کشت» ، فرمود:لباس ذلت
37 . ایم الله یا اباهرة لتقتلنی الفئة الباغیة و لیلبسهم الله ذلا شاملا و سیفا قاطعا و لیسلطن علیهم من یذلهم حتی یکونوا اذل من قوم سبا اذ ملکتهم امراة منهم فحکمت فی اموالهم و دمائهم . (42)ذلت عذاب
38 . اما تعلم ان بنی اسرائیل کانوا یقتلون ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس سبعین نبیا، ثم یجلسون فی اسواقهم یبیعون و یشترون کان لم یصنعوا شیئا فلم یعجل الله علیهم بل امهلهم و اخذهم بعد ذلک اخذ عزیز ذی انتقام . (43)ذلت و انتقام الهی
39 . اما والله لا تقتلون بعدی عبدا من عبادالله اسخط علیکم لقتله منی و ایم الله انی لارجوا ان یکرمنی الله بهوانکم ثم ینتقم لی منکم من حیث لا تشعرون اما والله لو قد قتلتمونی لقد القی الله باسکم بینکم و سفک دمائکم ثم لا یرضی لکم حتی یضاعف لکم العذاب الالیم . (44)عصر خواری صالحان
40 . وقعنا فی الخطایا و البلایاپی نوشت ها:
1 . فلسفه اخلاق، ص 152 - 160 (با تلخیص).
2
. طبرسی مینویسد: اصل العزة الشدة و منه قیل للارض الصلبة الشدیدة: عزاز،
العزیز: القوی المنیع بخلاف الذلیل (مجمع البیان لعلوم القرآن، ج 3، ص
193) .
یادآوری میشود برای اطلاع از سخنان امام حسین (ع) پیرامون «عزت» باید واژههای فراوانی از جمله موارد زیر مطالعه شود:
عزت،
ذلت، غیرت، علو، قوت، اباء، عبد، غل، حریت، غنی، مجد، کرامت نفس، حرمت،
استخفاف، هزیمة، تکویت، حصر، عجز، غمص، سفه، انجذاد، مناص، فظیع، وهن، هون،
سداد، خذلان و . . .
3 . بلاغة الحسین، ص 141 .
4 . احقاق الحق، ج 11، ص 60 .
5 . بحارالانوار، ج 44، ص 329 .
6 . احقاق الحق، ج 11، ص 60 .
7 . بحارالانوار، ج 45، ص 50 .
8 . منافقون/8 .
9 . بحارالانوار، ج 44، ص 198 .
10 . انساب الاشراف، ج 3، ص 151 .
11 . تذکرة الخواص، ص 217 .
12 . متقلالحسین، خوارزمی، ج 2، ص 7 و 8 .
13 . احقاق الحق، ج 11، ص 60 .
14 . بحارالانوار، ج 45، ص 8 .
15 . همان، ص 6 .
16 . مقتل خوارزمی، ج 2، ص 7 و 8; تحف العقول، ص 171 (با اختلاف عبارت) و نمونه دیگر، مقتل خوارزمی، ج 1، ص 182 .
17 . متقل خوارزمی، ج 1، ص 19 .
18 . الفتوح، ج 5، ص 11; مقتل، خوارزمی، ج 1، ص 182 (با اختلاف).
19 . منهج الدعوات، ص 149، (دعای عشرات).
20 . کنز الفوائد، ص 151 .
21 . وسایل الشیعه، ج 18، ص 144 .
22 . بحارالانوار، ج 36، ص 384 .
23 . مستدرک الوسایل، ج 11، ص 218 .
24 . تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 246 .
25 . نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص 85، ح 18 .
26 . احقاق الحق، ج 11، ص 605; «الاالسعادة» ، بحارالانوار، ج 44، ص 381 .
27 . بحارالانوار، ج 45، ص 299 .
28 . مائده/63 .
29 . همان/44 .
30 . تحف العقول، ص 168 .
31 . همان .
32 . همان .
33 . همان و بحارالانوار، ج 100، ص 79 .
34 . تحف العقول، ص 168 .
35 . همان .
36 . بحارالانوار، ج 26، ص 288 .
37 . موسوعة کلمات امام حسین (ع)، (ترجمه)، ص 840 .
38 . بحارالانوار، ج 44، ص 383 .
39 . همان، ج 100، ص 79 .
40 . احتجاج طبرسی، ج 1، ص 292 .
41 . بحارالانوار، ج 45، ص 299 .
42 . مقتل، خوارزمی، ج 1، ص 226 .
43 . بحارالانوار، ج 4، ص 364 .
44 . تاریخ طبری، ج 3، ص 334 .
45 . دیوان امام حسین (ع)، ص 178 .
.:: This Template By : web93.ir ::.