مقدمه:
عاشورا هم اوج حماسه است و هم اوج تراژدي، چشم تاريخ چنين حماسه شکوهبار و چنين تراژدي خونرنگي را ، در سراسر حيات بشر، هرگز نديده است.تعاريف و اصطلاحات:
آسيب شناسيآسيب شناسي، اصطلاحي است در علم پزشكي كه به حالت آسيب زا در سلولهاي زنده اشاره دارد . اين اصطلاح در علوم انساني و علوم اجتماعي در بحث انحرافات اجتماعي به كار رفته است . آسيب شناسي گرچه واژه اي است كه از علوم طبيعي به عاريت گرفته شده اما در علوم انساني نوعي رويكرد پزشكي - اجتماعي براي درمان بيماريهاي متعددي است كه نتيجه اجتناب ناپذير زندگي اجتماعي و تعامل ساير عوامل آن با يكديگر است.گروه هاي مرجع
به افرادي گويند كه گفتار و كردار آنها در جامعه به عنوان الگو براي مردم و به ويژه جوانان و نوجوانان قرار مي گيرد و از تأثير گذاري فراواني در سطح جامعه برخوردار است.فرهنگ عاشورا
مقصود از فرهنگ عاشورا، مجموعه مفاهيم، سخنان، اهداف و انگيزه ها ، شيوه هاي عمل، روحيات و اخلاقيات والايي است که در نهضت کربلا گفته شده يا به آنها عمل شده يا در حوادث آن نهضت، تجسم يافته است. اين ارزشها باورها هم در کلمات سيدالشهدا (ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلي است.تحريف هاي عاشورا
الف) معني تحريفتحريف از ريشه «حرف» است. در لغت نامه هاي فارسي ذيل واژه تحريف اين معاني آمده است : تغيير دادن ، تبديل كردن، وارونه ساختن، جابه جا نمودن ، كم و زياد كردن ، از حالت اصلي درآوردن و به طرز و وضع ديگري انداختن، كج ساختن ، تقلب كردن و ... [2]هيئت هاي پاپ :
تحولات جامعه مدرن زندگي سبك نويني در شهرهاي بزرگ و صنعتي خصوصاً در بين جوانان به وجود آورده كه با اصل زندگي سنتي در فرم و ماهيت اساساً تفاوت داشت. اين سبك زندگي خود بستر ساز فرهنگ متفاوتي شد كه متفاوت از جامعه سنتي و بي اعتنا به استانداردها و شاخصهاي جامعه سنتي ؛در جامعه امروز ما به نظر مي رسد با توجه به مشخصات فرهنگ پاپ توده اي و عامه پسند مي توان از پديده منحصر به فردي هم در عرصه سبك مداحي و عزاداري در ايام محرم سخن گفت و آنرا يكي از مظاهر سبك زندگي جديد قشري از جوانان شهرنشين ايراني و فرهنگ پاپ دانست . «هيئت هاي پاپ» هيئت هايي كه از آنها به «پاپ» تعبير مي كنيم گونه جديدي از هيئات مذهبي هستند كه در سالهاي اخير، و در برخي از شهرهاي بزرگ و صنعتي كشور ظهور كرده و با سرعت چشمگيري روند توسعه و گسترش را در پيش گرفتند. به طور كلي مي توان سادگي و انعطاف، جوان پسندي، تنوع ، ساختار شكني و هنجار شكني - چه در قالب و چه در درون مايه - را از مشخصه هاي اين هيئت ها برشمرد .پيشينه موضوع:
دو تن از عالمان بزرگ شيعه درصد سال پيش ضرورت اصلاح روضه خواني و عزاداري از خرافات و تحريفات و بدعتها را مطرح نمودند، که عبارتند از : ميرزا حسين نوري طبرسي، صاحب کتاب مستدرک الوسائل، در سال 1391 قمري، با تأليف کتاب لؤلؤ و مرجان در شرط پله اول و دوم منبر روضه خوانان، عهده دار پاکسازي روضه خواني شد و «اخلاص» و «صدق» را پله اول و دوم روضه خواني خواند و پرده از چهره ريا و دروغ برداشت. همچنين علامه سيد محسن امين عاملي، صاحب کتاب اعيان الشيعه، در سال 1346 با تأليف کتاب التنزيه في اعمال الشبيه ، عهده دار پاکسازي عزاداري شد و قمه زني و شبيه خواني را تحريم کرد.لزوم اصلاحات بر محور دين
در هر صورت يکي از وظايف بزرگ مصلحان ديني، مبارزه با آفت ها و انحرافات معنوي و تاريخي حادثه عاشورا است، چرا که بدون ترديد با انحراف در اين جريان ديني، حادثه عاشورا تحول سازي و عبرت انگيز بودن خود را از دست داده و تنها به عنوان چيزي از تاريخي که گذشت، محسوب مي شود؛ در حاليکه مهمترين هدف عاشورا اصلاح ديني در طول تاريخ اسلام است.تهديدات دشمنان :
1. نشر فرهنگ تحريفات و بدعتها و شبهات.راهبردهاي فرهنگ عاشورا پژوهي
شناخت تاريخ و سيره اهل بيت (ع)تاريخ را مي توان از ديدگاه هاي مختلف مورد تجزيه و تحليل و تقسيم بندي قرارداد، از وقايع نگاري تا واقع نمايي و كشف علل و عوامل و انگيزه ها و تحليل فلسفه حوادث تاريخي، بنابراين اقسام تاريخ به طور كلي عبارتند از :مقتل شناسي
«مقتل نگاري» بخشي از تاريخ نگاري از صدر اسلام محسوب مي شده اما تنها تاريخ نگاري نيست. ترسيم لحظه به لحظه يك واقعه عظيم انساني - اسلامي است كه به انگيزه كشف تمام جوانب عقيدتي ، اخلاقي، سياسي و اجتماعي آن صورت مي گيرد.ادبيات آئيني
استفاده از شعر به عنوان يكي از راهكارهاي اساسي انتقال احساس و انديشه ، سابقه طولاني دارد و همواره مورد استفاده بوده است. يكي از اين حوزه ها كه شعر به خوبي توانسته در آن عرصه وارد شود و به انتقال بار عظيم انديشه و احساس بپردازد، مقوله عاشورا است ، شعر آئيني همواره در مراسم مختلف مذهبي و به ويژه در انتقال حماسه عظيم عاشورا مورد استفاده قرارگرفته است و سرايش شعر در اين باره، هميشه مورد توجه شاعران بوده است.رويکرد رفتاري مخاطبين
1. التزام عملي مخاطبين نسبت به ضرورت پرهيز از طرح مباحث داراي شبهات و بدعتها که موجب وهن شعائر ديني مي شود.پي نوشت :
1- فرهنگ عاشورا ، جواد محدثي
2- لغت نامه دهخدا، فرهنگ عميد ، فرهنگ معين
3- المفردات قاموس قرآن، زير ماده حرف
آسیبهای عزاداری در زمان حاضر
این مبحث را با این پرسشها آغاز میکنیم که آیا امروزه، در ماهیت آسیبها و تحریفها تفاوتی پدید آمده یا نه؟ آیا در نوع و شیوه این آسیبها تغییری صورت گرفته است؟ احیانا چه ویژگیهایی از زمان حاضر، موجب پدید آمدن آسیبهای جدید شده است؟1. رواج دوباره برخی از غلوها و خرافهها
امروزه به نوعی شاهد بازگشت برخی روضهها، شیوهها، برنامهها و تفکراتی هستیم که به شدت در گذشته تضعیف شده و یا از بین رفته بودند.2. ترویج دگرباره ناهنجاریهایی همانند قمه زنی و زمین بوسی
از دیگر مسایلی که امروزه در درون فرهنگ پاس داشت عاشورا به معضلی بدل گشته اوج گرفتن دوباره قمه زنی و به تبع آن، سوء استفاده جدی خرده گیران و دشمنان است.3. چیرگی سلیقههای شخصی و رواج زبان حالهای بی ریشه و مبتذل
تا مدتها پس از انقلاب، بر اثر جو روانی و حماسی به وجود آمده در جامعه، الگو شدن شخصیتهایی چون شهید مطهری(ره) که فریادهای بلندی در مبارزه با تحریف داشت، حضور امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار انقلاب و سفارش همیشگی ایشان درباره پر محتوا شدن فرهنگ عاشورایی و تلاشهای گسترده عالمان و روحانیون جوان، شاهد تلاشهای بیشتری از سوی مبلغان، و روضه خوانان و مداحان برای طرح مسایل و روضههای معتبر و پرهیز از موضوعات موهون و غیر معتبر بودیم.4. رواج سبکها و اشعار غنایی ناهمخوان، مبتذل و تقلیدی
از معضلات جدی امروز در عرصه عزاداری و مداحی، ورود و شیوع شیوههای نامناسب اجرای مداحی و اشعار خوانده شده در این گونه مجالس است. این مسئله میتواند چند دلیل داشته باشد: آن که در قدیم مداحان همانند دیگر دانشآموزان، استاد داشتند و به طور سنتی، همراه با یک مداح بزرگ معروف، رشد میکردند و پرورش مییافتند.5. رواج شیوههای ناموجه سینهزنی و زنجیرزنی
از جمله آسیب هایی که در شکل و شمایل عزاداری امروزی به وقوع پیوسته ،تحول در شیوههای سینه زنی و زنجیرزنی است. که این مسئله از خواستهای اجتماعی و بافت جامعه سرچشمه میگیرد. پیش از این، بیشتر سینه زنیها، بدون وزن شعری و با کمترین مقدار آن برگزار میشد؛ البته سینه زدن سه ضرب رواج داشت و در دوران جنگ و پس از آن، گسترش پیدا کرد، به طوری که حجم وسیعی از عزاداریها و سینه زنیها را در برگرفت. سزاوار است در این خصوص، اصل و اساس این نوع سینه زدنها پذیرفته شود؛ چرا که سینه زدنهای سنتی نیز در مواقع بسیاری، گرفتار خمود و یک نواختی است و این، برای جوانان جویای حرکت و تکاپوی امروزی، چندان نشاط آور نیست.6.برتری شکل بر محتوا
همانگونه که در بحث پیشین اشاره شد، در مداحی امروز، شعر، جایگاه اصلی و اساسیاش را از دست داده و دانش مداحی به توانایی صوتی و اجرا فرو کاسته شده است.7. گسترش نامتناسب حضور موسیقی در مراسم سنتی عزاداری
نوع دیگری از آسیبهای جدی، ورود موسیقی به ساحت عزاداری است. به نظر نگارنده این موضوع فی نفسه بی اشکال است، ولی مسئله مهم جایگاه آن است.8. سوء استفاده گروهی
یکی از آفتهایی که گاه مشاهده میشود، افراط در سیاسی کردن عزاداری هاست. گاه به طمع این که عزاداریها را متوجه مسایل روز سازیم تا برای امروزمان فایدهای دربر داشته باشد، چنان آن را به مسایل سیاسی آغشته میکنیم که باعث دلزدگی و دوری عدهای میشود. باید توجه داشت که اگر مجالس عزاداری، در خدمت اهداف و برنامههای یک جناح، حزب یا گروه سیاسی قرار گیرد، در واقع ابزاری سیاسی میشود که خود در تضاد جدی با فرهنگ عاشوراست. بنابراین باید در لباس عزاداری، به ارتقای سطح بینش و فرهنگ سیاسی مردم اندیشید و کمتر وارد مصادیق شد. در این مجالس، باید ملاک سیاسی به دست مخاطبان داد و این موضوع، به ویژه در مداحیها بسیار نمایان است. اگر مجالس عزاداری و مداحیها «سیاسی زده» شود، هم از اعتماد و حضور مخاطبان فراگیر میکاهد و هم خلوص و صفا و یک رنگی آنها زدوده میشود.عوامل ایجاد آسیبهای جدید
1. ورود فرهنگ مدرنیته به اجرای جامعه از جمله عزاداری
دگرگونیهای جامعه، دگرگونی در باورها، تلقیها، برداشتها، ارزشها و روشها را نیز در بردارد. به هر میزان که این تغییر شدیدتر و ماهویتر باشد، مؤلفهها و شاخصههای دو سوی آن نیز تغییرات و تفاوتهای بیشتری مییابد. امروزه جامعه ما، با ورود فرهنگ مدرنیته روبه روست. این حضور و ظهور نیز هر چند تدریجی و آرام آرام پیش رفته، ولی به همان میزان اثرات دیرپایی نیز بر جامعه داشته است.2. دوری از عالمان دینی و روحانیت
عالمان دینی، محور فعالیتهای دینی و آبشخور اصلی ترویج مفاهیم آن هستند. بنابراین، هر چه جامعه، ارتباط کمتری با عالمان دین داشته باشد، به همان نسبت میتوان گفت که از آموزههای دینی فاصله میگیرد. یکی از عواملی که به نظر میرسد امروزه تا حدود زیادی در رشد آسیبهای عزاداری مؤثر است، کم رنگ شدن ارتباط میان برخی مردم و جوانان، به ویژه مداحان و برگزارکنندگان مجالس، با اندیشمندان و آگاهان دینی و روحانیت است. به همین دلیل، نظرات اصلاحی این اندیشمندان به درستی منتقل نمیشود یا ظرفیت چندانی برای پذیرش دیدگاههای اصلاحی آنان وجود ندارد. این مسئله عوامل متعددی دارد. یکی از عوامل آن، رسوب تفکرات ناپیراسته در میان پارهای از مردم است. نقل شده که آیت الله بروجردی (ره) در یکی از سالها تعدادی از سران هیأتها را به منزل خود دعوت کرد و از آنها خواست که برخی اعمال را در عزاداری انجام ندهند، ولی آنها در جواب گفتند که:فرهنگ عزاداری
سخن را با این فراز از سخن حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) آغاز میکنیم: «گریه کردن به عزای امام حسین(ع) زنده نگهداشتن نهضت است.»(1)پیشینه عزاداری
نخست باید دانست که عزاداری اختصاص به کربلا و شهیدان آن ندارد، بلکه در همه جا، در موارد بسیار بوده و هست، مهم آن است که از آن استفاده بهینه کرد، بنابراین باید آن را از هرگونه انحراف، تصحیح کرد. به عنوان نمونه:عزاداری پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای حمزه و جعفر و ابراهیم
مسأله عزاداری در میان پیامبران و اولیاء دیگر نیز به طور فراوان بوده است، تا آن هنگام که عصر پیامبر اسلام فرا رسید، آن حضرت نیز در سوگ عزیزان، عزاداری میکرد، و به آن دستور میداد و به عنوان نمونه: وقتی که حضرت حمزه(ع) عموی پیامبر(ص) در جنگ احد به شهادت رسید، پیامبر(ص) در کنار جنازه به خون تپیدهاش بسیار گریست، و وقتی که با همراهان به مدینه آمد، از بسیاری از خانههای مدینه که شهید داده بودند صدای گریه شنیده میشد، پیامبر(ص) به یاد حمزه(س) اشک میریخت، و مردم را به عزاداری برای حمزه(ع) تحریک کرده و فرمود: «ولکن حمزة لابواکی له الیوم!؛ولی امروز حمزه(ع) گریه کننده ندارد.»گریه و مرثیه حضرت علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
وقتی که پیامبر(ص) رحلت کرد، فاطمه زهرا(س) از اندوه فراق او، و ظلم هایی که بر خاندانش شده بود، شب و روز گریه میکرد و عزاداری مینمود، و با اشعار جان سوزش دیگران را نیز به گریه و عزاداری فرا میخواند، از گفتار و اشعار او در فراق پیامبر(ص) این بود:سابقه عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)
عزاداری برای سوگ جان سوز امام حسین(ع) و شهیدان کربلا از عصر حضرت آدم(ع) و در میان پیامبران و اولیاء خدا همواره بوده است، دراین باره نمونهها بسیار است، و نظر شما را به چند نمونه جلب میکنم:عزاداری پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان(علیهم السلام)
به همین ترتیب نمونههای دیگری نیز در این راستا وجود دارد که قبل از اسلام، مسأله عزاداری برای امام حسین(ع) در میان پیامبران مطرح بوده است. و در مورد عزاداری پیامبر اسلام و فاطمه(س) و علی(ع) پیرامون مصائب امام حسین(ع) نیز روایات متعدّدی ذکر شده، و همچنین عزاداری امامان(ع) بعد از شهادت امام حسین(ع) که باز به عنوان نمونه به چند فراز میپردازیم:نتیجهگیری و جمع بندی
از مطالب گذشته تا اینجا دریافتیم که مسأله عزاداری و مسأله عزاداری امام حسین(ع) به خصوص، از همان آغاز پدیدار شدن انسان همراه انسان بوده و یک موضوع فطری و طبیعی است، و کم کم به صورت یک فرهنگ درآمده، نهایت این که فرهنگها گاهی ارزشی و گاهی ضد ارزشی است، بر همین اساس فرهنگ عزاداری نیز گوناگون است، و در مورد فرهنگ عزاداری امام حسین(ع)، از آغاز بنابر این بوده که فرهنگ ارزشی باشد، و پایه و مایه برای مبارزه با طاغوتها، و تثبیت امامت و حکومت عدالت خواهان و طرفداران حق گردد، برای وصول به این حقیقت باید نکات زیر را مورد توجه قرار داد:پی نوشت:
1. صحیفه نور، ج 10، ص 31.
2. القاموس و المنجد واژه عزی.
3. فروع کافی، ج 3، ص 203.
4. ماجرای کشته شدن هابیل به دست قابیل، در قرآن در سوره مائده آیه 27 تا 31 آمده است.
5. تفسیر قرطبی، ج 3، ص 2133.
6. بحار، ج 11، ص 228.
7. عیون اخبار الرضا (ع)، ج1، ص 243 به نقل از امام علی(ع).
8. سوره یوسف، آیه 83.
9. اللهوف، ص 210.
10. تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 452.
11. بحارالانوار، ج 90، ص 336.
12. اعلام الوری، ص 94، 95.
13. اسدالغابه، ج 2، ص 48.
14. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 15، ص 70 ؛ بحار، ج 21، ص 63.
15. بحارالانوار، ج 22، ص 157 و 151.
16. نهج البلاغه، خطبه 235.
17. انوار البهیّه محدّث قمی، ص 41 و 42.
18. بیت الاحزان، محدث قمی، ص 227 و 228.
19. همان، ص 225.
20. سوره بقره، آیه 37.
21. بحارالانوار، ج 44، ص 245.
22. همان، ص 231 (به طور تلخیص).
23. عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 209.
24. لهوف، ص 209، بحار، ج 46، ص 109.
25. الغدیر، ج 2، ص 235.
26. بحارالانوار، ج 45، ص 257.
27. بحار، ج 101، ص 317 به بعد، و ص 265.
معنی فرهنگ:
آداب و عادات و اندیشهها و اوضاعی که گروهی در آن شرکت دارند، فرهنگ نامیده میشود که از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد. زبان و وسیلههای نمادین دیگر عوامل اصلی انتقال فرهنگ است; در عین حال ممکن استبسیاری از رفتارها و عادات و رسوم تنها از طریق تجربه حاصل گردد.عاشورا کدام روز است؟
در کتابهای لغت چنین آمده است: عاشورا با (الف مقصوره) و عاشوراء با (الف ممدوده) را روز دهم و بعضی روز نهم دانستهاند. زهری گفته است جز در چند مورد، اسمی که بر وزن فاعولاء باشد شنیده نشده. (1)روایات جعلی در مورد عاشورا
از امور مسلم تردیدناپذیر و مورد اتفاق تمام فرق اسلامی این است که حضرت امام حسینعلیهالسلام بینهایت مورد علاقه و محبتخاص جد بزرگوارش پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بوده است و اظهار این موضوع از روایات فراوانی که تواتر معنوی دارد ثابت می شود. (4)سیاستبنیامیه در جهت محو آثار نهضت عاشورا
معلوم است که بنیامیه با این پیشینه سیاه و خباثت (22) چون اسلام را با منش و خواستههای مادی خود موافق نمیدیدند به انحا و وسائل گونهگون، در تضعیف اسلام و خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله که نگهبان و بیانکنندگان دستورهای اسلام و قرآن بودند، کوشیدند از جمله آن که برای پاشانیدن گرد فراموشی به واقعه کربلا و آثار آن به روحانینمایان درباری دستور دادند که روز عاشورا را، روز جشن و عید و روز بسیار مبارک معرفی کنند! و در اینباره حدیث جعل نمایند. این حدیثها به گونهای است که هر کس اندکی به آنها توجه کند آشکارا مجعول بودن آنها را میفهمد، مثلا روایت کردهاند که چون پیامبرصلی الله علیه وآله به مدینه آمد. دید که یهود روز عاشورا روزه میگیرند آن حضرت از آنان پرسید: چرا این روز را روزه دارید؟ گفتند: چون خداوند فرعون و پیروانش را در این روز غرق کرد و موسی و یارانش را نجات داد. آنگاه پیغمبر فرمود: ما از یهود به موسی سزاوارتریم. و به اصحاب خود دستور داد که آن روز را روزه بدارند.عظمت قیام امام حسینعلیهالسلام
نهضت امام حسینعلیهالسلام نهضتی مقدس، متعالی و روحانی بود. پاکی، خلوص، بیاعتنایی به دنیا، بری بودن از اغراض شخصی و آز و جاهطلبی و خودخواهی از ویژگیهای این قیام است. (28) انقلاب آن حضرت درس قسط، عدالت، توحید، شرافت، ایثار و فداکاری به مردم داد. (29)عاشورا «یومالله» است
روزهایی که در آن روزها وقایع مهمی انجام میشود و مسیر تاریخ در جهت رشد و کمال تغییر مینماید و سبب میشود که تحول در اجتماع به وجود آید و مردم راه فضیلت و سعادت را در پیش گیرند، «ایامالله» نامیده میشود. در قرآن مجید در دو مورد (سوره ابراهیم آیه 5 و سوره الجاثیه آیه 14) ایامالله ذکر شده است.عاشورا در سیره ائمه اطهار
از آنچه تاکنون ذکر نمودیم روشن میشود که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و ائمه اطهارعلیهمالسلام در روز عاشورا به یاد آن همه مصایبی که بر امام حسینعلیهالسلام وارد شده اندوهگین میشدهاند و به دیگران هم دستور میدادهاند که در آن روز به عزاداری بپردازند و به سوک و ماتم بنشینند. (45) هر چند چنین دستوری از جانب معصومان صادر نمیشد بر مسلمین لازم بود که در آن روز مراسم عزا به پای دارند و آثار حزن و ماتم در ایشان ظاهر گردد، زیرا همانطور که پیشتر اشاره کردیم کسی که رسول خدا را دوست داشته باشد غیرممکن است که به فرزند آن حضرت عشق نورزد و او را دوست نداشته باشد. و در روز شهادتش غبار حزن و ماتم بر دلش ننشیند. واضح است که اگر فردی در روز مصیبت دوستش ناراحت و آزرده خاطر نگردد، دوستی او ظاهری و سطحی است و در واقع او را دوست نمیدارد; زیرا ارتباط معنوی بین دو دوست ایجاب میکند که در غم و شادی یکدیگر شریک باشند. (46) پس اگر ما در روز عاشورا متاثر نشویم و در خود احساس ماتم و اندوه ننماییم بدون تردید در دوستیمان نسبتبه رسول اکرمصلی الله علیه وآله و فرزندش که بسیار مورد تکریم و محبت آن بزرگوار بوده است صادق نیستیم. (47) در کتب فریقین روایات بسیاری نقل شده که پیامبرصلی الله علیه وآله بارها بر مصایب امام حسینعلیهالسلام که جبرئیل از آن خبر داده بود، گریه کرد. در پیش روایت صحیحی از مستدرک حاکم نیشابوری از امالفضل بنت الحارث در اینباره نقل کردیم.پینوشتها و مآخذ
1- رک: دائرةالمعارف مصاحب و لغتنامه دهخدا ماده «فرهنگ».
2- رک: لسانالعرب و مجمعالبحرین، ماده «عشر».
3- الآثار الباقیه عن القرون الخالیه باب «القول علی ما یستعمله اهل الاسلام».
4- فضایل الخمسه من الصحاح الستة3/260 و 262 ط سال 1384 مطبعة النجف و بحارالانوار 44/25.
5- همان ماخذ. «احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط» و فهارس مسند ابن حنبل ماده «احب».
6-
فضایل الخمسه3/261. عن جابر: کنا مع رسول اللهصلی الله علیه وآله فدعینا
الی طعام فاذا الحسینعلیهالسلام یلعب فیالطریق معالصبیان فاسرعالنبی
امامالقوم ثمبسط یده فجعل حسین یفر هاهنا و هاهنا...
7- ... فدیت من
فدیته بابنی ابراهیم. اشاره به این موضوع است که خداوند به پیامبرصلی الله
علیه وآله وحی نمود که یکی از دو فرزندت (حسینعلیهالسلام یا
ابراهیمعلیهالسلام را فدای دیگری کن و این چنین نیست که بخواهم هر دو
برای تو بمانند آنگاه پیامبر گریه کرد و این چنین مصلحت دید که
ابراهیمعلیهالسلام را به خاطر فرزندش امام حسینعلیهالسلام (که فرزند
علی و زهراعلیهماالسلام نیز میباشند) فدا کند. رک. فضایل الخمسه3/257 به
نقل از تاریخ بغداد.
8- وسائل الشیعه، 15/97 ط اسلامیه: ریحانتی من الدنیا الحسن و الحسین...
9- فضائل الخمسه،3/270 و ما بعد و بحارالانوار 44/250.
10-
... فوضعته فی حجره ثم حانت منی التفاتة فاذا عینا رسولالله تهریقان من
الدموع. قالت قلتیا نبیالله... رک: فضایل الخمسه3/270. این روایت از
مستدرک حاکم نقل شده او گفته است این روایتبنابر شرط شیخین صحیح است.
11- لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة. سوره احزاب آیه 21.
12- «اضواء علی السنة المحمدیة و دفاع عن الحدیث» تالیف محمود ابوریه ط 5 صفحه126 به بعد.
13- دائرة المعارف بستانی و مصاحب ماده «عشر» و در زیارت عاشورا آمده است. «هذا یوم تبرکتبه بنوامیة...»
14- فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، سوره زمر آیه17 و 18.
15- الحسین ابوالشهدا عباس محمود العقاد، ص33-32، ط. دارالهلال.
16- همان ماخذ، ص21.
17- همان ماخذ، ص21..
18- سموالمعنی فی سمو الذات ط 2، ص57، تالیف عبدالله علائلی.
19- تاریخ طبری، ط دارالمعارف مصر، 5/331.
20-
تفسیر روح البیان، اسماعیل حقی بروسوی، 4/418 ذیل آیه 28 سوره ابراهیم; و
نیز تفسیر قرطبی،9/364، ذیل همان آیه، فضائل الخمسه3/303 باب26.
21- فضایل الخمسه3/303 و 304 و 305.
22- الحسین ابوالشهدا، ص 25-23.
23-
الآثار الباقیة عن القرون الخالیه، تالیف ابوریحان محمدبن احمد البیرونی
باب «القول علی ما یستعمله اهل الاسلام». و ترجمه الآثار الباقیه فصل
بیستم، ترجمه اکبر داناسرشت و دائرةالمعارف بستانی ماده «عشر».
24- الآثار الباقیه باب «القول علی ما یستعمله اهل الاسلام» و ترجمه آن فصل بیستم، ترجمه اکبر داناسرشت.
25- بحارالانوار، 44/270.
26- همان، 44/271.
27- الکامل فی التاریخ، ذکر احداث سال یازدهم.
28-
... و انی لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب
الاصلاح فی امة جدی... رک: بحارالانوار، 44/329 و سمو المعنی لسمو الذات،
ص106،1359.
29- ... الاترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتنهی عنه... تاریخ طبری 5/229 ط - المطبعة الحسینیة المصریه.
30-سبقت
العالمین الی المعالی بحسن خلیقه و علو همة و لاح بحکمتی نورالهدی فی لیال
فی الضلالة مدلهمة یرید الجاحدون لیطفؤوه و یابی الله الا ان یتمه.
رک: بحارالانوار 44/194.
31- البرهان فی تفسیر القرآن، سوره فجر.
32- همان.
33- حسین وارث آدم، صفحه 212 به بعد.
34- لؤلؤ و مرجان، انتشارات نوین، ص38.
35- همان ماخذ.
36- وسائل الشیعه،3/53 ط اسلامیه.
36- مجله رسالة الاسلام، سال 11، شماره3، ص264.
38- الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیلالله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله، سوره توبه، آیه 20.
39- سیاسة الحسینیه، ص8، و 51 ط زهره.
40- اعیان الشیعه، 1/581... ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین...
41- تفسیر قرطبی،9/342 ذیل آیه و ذکرهم بایام الله، سوره ابراهیم، آیه 54.
42- کنزالعمال، 8/571، ط بیروت مؤسسة الرسالة، و صحیح مسلم، باب صیام عاشورا، فمن شاء صامه و من شاء ترکه.
43- مجمعالبحرین، ماده «عشر» فی حدیث مناجاة موسی و قد قال یارب لم فضلت امة محمدصلی الله علیه وآله علی سایر الامم...
44- اعیان الشیعه، 1/586 و587 و بحارالانوار 44/278.
45- ... فجعل طینة شیعتنا من نضح طینتنا فقلوبهم تحن الینا... بحارالانوار67/126.
46- قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله، آل عمران، آیه 31.
47- فضائل الخمسه،3/285. روایات در این باره بسیار استبه همین ماخذ ص 270 رجوع شود.
48- سیاسة الحسینیة، ص50، ط سال 1351.
49- اعیانالشیعه، 1/586 ط دارالتعارف بیروت.
50- بحارالانوار، 44/283.
51- رک: اعیانالشیعه، 1/586.
52- برای آگاهی بیشتر رک: بحارالانوار، 44/278، باب 34.
53- بحارالانوار 44/279.
عزاداری، احیاء خط خون و شهادت
زندانی کردن «نور» در حصار شب، شیوه کهن ستمگران حاکم، در برخورد و مقابله با «حق» بوده است.خط فکری و سیاسی امامان شیعه، از همین رو همواره از سوی قدرتها، مورد تضییق و محدویت و انزوای تحمیلی قرار گرفته بود.حدیث اول
آتش عشق حسینی
حدیث دوم
عاشورا، روز غم
حدیث سوم
محرم، ماه سوگواری
حدیث چهارم
دیدههای خندان
حدیث پنجم
سالگرد سوگ حسین
حدیث ششم
بودجه عزاداری
حدیث هفتم
نوحه خوانی سنتی
حدیث هشتم
پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السلام
حدیث نهم
سرودن برای اهل بیت علیه السلام
حدیث دهم
اصحاب مدح و مرثیه
حدیث یازدهم
شعر خوانی در ایام عزا
حدیث دوازدهم
مرثیه، نصرت اهل بیت علیه السلام
حدیث سیزدهم
شیعیان همراه و همدل
حدیث چهاردهم
کشته اشک
حدیث پانزدهم
یک قطره اشک
حدیث شانزدهم
بهشت، پاداش عزاداری
حدیث هفدهم
به یاد فرزندان فاطمه علیها السلام
حدیث هیجدهم
سوگواری در خانهها
حدیث نوزدهم
اشک علی علیه السلام در سوگ شهدای کربلا
حدیث بیستم
اشک، حجاب دوزخ
حدیث بیست و یکم
بیست سال گریه
حدیث بیست و دوم
ادب سوگواری
حدیث بیست و سوم
چشمهای اشکبار
حدیث بیست و چهارم
احیاء خط اهل بیت علیهم السلام
حدیث بیست و پنجم
مجالس حسینی
حدیث بیست و ششم
اشکهای ارزشمند
حدیث بیست و هفتم
دلهای سوخته
حدیث بیست و هشتم
گریه بر مظلومیت شیعه
حدیث بیست و نهم
ثواب بی حساب
حدیث سیام
کوثر و اشک
حدیث سی و یکم
گریه آسمان
حدیث سی و دوم
گریه و اندوه مطلوب
حدیث سی و سوم
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و گریه بر شهید
حدیث سی و چهارم
نفسهای تسبیح
حدیث سی و پنجم
فرشتگان سوگوار
حدیث سی و ششم
گریه بر حسین علیه السلام
حدیث سی و هفتم
مجالسی به یاد ائمه علیهم السلام
حدیث سی و هشتم
آثار گریستن بر حسین علیه السلام
حدیث سی و نهم
اشک و آمرزش گناه
حدیث چهلم
همدلی با عترت
1. دگرگونی فضای اجتماعی و تغییر در گفتمان عاشورا
یکی از آسیبهایی که به شدت متوجه فرهنگ عاشوراست، آسیبی است که از راه تغییرات زمانه به وجود میآید. از آن جا که فرهنگ عاشورا و عزاداری، سنتی اجتماعی در درون جامعه شیعی است، به ناچار ممکن است با تحول زمان، تغییر پذیرد. همین موضوع است که وظیفه اندیشوران و دل بستگان فرهنگ ناب عاشورایی را دو چندان میکند ؛ اگر چه بی نهایت کاری سخت و سترگ به شمار میآید. اگر نگاهی به ادبیات منثور و منظوم عاشورا در دورههای مختلف بیفکنیم، خواهیم دید که تا حدود بسیاری، رابطهای متقابل و متعامل میان رویکردهای عاشورا با وضع اجتماعی ـ سیاسی ویژه هر دورهای وجود دارد. فرضیه این نظریه آن است که دگرگونی شرایط وضعیت و منطق هر زمان، تأثیری عمیق بر نگرش غالبی مردمان آن عصر دارد و این تغییرات در سنتهایی اجتماعی به ویژه سنتهای دینی چون فرهنگ عاشورا و عزاداری نقش به سزایی دارد. بر این اساس گفته میشود «دورههایی که جامعه شیعی، جامعه سیاسی و کنش گرا از نظر اجتماعی است، قرائت و ادبیات عاشورا، صبغهای سیاسی و فعال به خود گرفته و وجه مبارزهجویانه و حماسی عاشورا، شاخصه فرهنگ مکتوب یا شفاهی، منظوم یا منثور سیاسی میگردد و در شرایطی که به هر دلیل و سبب اجتماعی ـ تاریخی، جامعه شیعی غیر سیاسی و «پولیتیزه» میشود، وجه فاجعه بار، غمانگیز، سوگوارانه و منفعلانه عاشورا بر جسته میگردد.»(1) از این دست میتوان در سدههای نخست تاریخ شیعه، ادبیات حماسی و انقلابی شاعران حماسه سرای شیعی چون فرزدق، کمیت اسدی، سید حمیری و دعبل خزائی و مقتلهایی چون مقتل ابی مخفف و ارشاد را مشاهده کنیم.2. تبیین نشدن فلسفه صحیح قیام
یکی از عوامل بنیادین وقوع تحریف لفظی و معنوی و ورود آسیبهای متعدد به ساحت فرهنگ عاشورا و عزاداری سید الشهدا (ع)عدم تبیین و تشریح آموزههای ناب عاشورایی و اهداف و فلسفه نهضت عاشورا در میان مردم است. این نقص متوجه نخبگان و دانشورانی است که مرجع توده مردم به شمار میآیند که به طور عمیق و همه جانبه در عاشورا اندیشه نکردند و به درستی به تشریح و تبلیغ آن نپرداختند؛ به تک بعدی نگری پرداختند یا میدان را به غیر اهل واگذاشتند. به همین سبب بود که فلسفه سازیهای انحرافی در میان مردم و حتی در میان خواص رواج یافت و در ادبیات شعری و غیر شعری نیز تبلور یافت. این موضوع که خود یک تحریف معنوی عمده است، زمینه ساز بسیاری از تحریفهای لفظی نیز قرار گرفت. شهید مطهری در این راه، از دو فلسفه تراشی انحرافی برای قیام ابا عبدالله (ع)نام میبرد. نخست این که شهادت امام حسین (ع)را، کفاره گناهان امت و دوست داران عترت و هدف از قیام را، تنها آمرزش و شفاعت گناهکارانی که ولایت و محبت آن حضرت را دارند، دانستهاند.(2)3. تمایل به اسطوره سازی و افسانه پردازی
تمایل بشر به افسانهپردازی و اسطوره سازی، از دیگر عوامل ایجاد و گسترش تحریف در تاریخ و فرهنگ عاشورا است. شاید شهید مطهری (ره) نخستین کسی باشد که این عامل را به عنوان یکی از عوامل تحریف بر شمرده است.4. برخورد عاطفی صرف با مقوله عزاداری
شاید جدیترین و اصلیترین عامل ورود آسیبهای متعدد در بنیاد و بنیان فرهنگ عاشورا، اکتفا نمودن به برخورد عاطفی صرف و دوری گزیدن از برخورد عقلانی با مقوله قیام و عزاداری باشد. این مسئله، سبب بروز تحریف وسیع لفظی و معنوی است که اندیشه اصیل عاشورایی و حسینی را به پژمردگی میکشاند.5.جبر انگاری
جبر نگری درباره قیام، یکی از عوامل وقوع تحریف و ورود آسیبها در حوزه فرهنگ عاشورا و عدم بهره بردن و تعمیم آن است. جدای از سابقه طولانی جبرانگاری و تقدیر گرایی در تفکر دینی ـ اجتماعی مردم که در فرهنگ منثور و منظوم آنها تبلور نیز یافته، باید از تلاش امویان در ترویج جبر گرایی به طور عام و تعبیر جبری حادثه عاشورا به طور خاص، یاد کرد. اولین سخن ابن زیاد در هنگام مواجهه زینب کبری (س) این بود:6.نقش حکومتها و تاریخ نگاران درباری
یکی از موضوعهای تحریفشناسی عاشورا، شناخت نقش حاکمان جور، به ویژه امویان در تحریف واقعه عاشورا و از سوی دیگر، تحریفهایی است که از طرف تاریخ نگاران طرفدار مکتب عثمانی، اموی و تأثیر پذیرفتگان از آنها به وجود آمده است. نخستین انحرافی که امویان میخواستند به وجود آوردند، آن بود که شهادت امام حسین (ع) را به قضای الهی و خواست خداوندی نسبت دهند و خود را مبرا سازند. گفتار ابن زیاد با زینب کبری (س) در همین جهت است.7. تعصبهای بی جا و جمود فکری
تعصبهای بی جا و خشک مغزی، تباهگر اندیشه و فکر است و همین مسأله، از دلایل وقوع تحریف در حماسه حسینی است .8. تمسک به روایات تسامح در ادله سنن
در بسیاری موارد، وقتی به کسانی که اخبار و روایات مجعول و نادرست نقل میکنند اعتراض میشود، در پاسخ، به روایات تسامح در ادله سنن استناد و تمسک میکنند؛ یعنی این افراد، نوعی دلیل فقهی برای آن چه میگویند و مینویسند، میآورند. اما باید دید که واقعیت مطلب چیست ؟9. جمود تاریخی و گویا نشدن تاریخ
ابن خلدون میگوید:10. سهل انگاری و تسامح منفی در به کارگیری روشها
تفکری که امرزه وجود دارد و در گذشته با شدت بیشتری جریان داشته، این است که مسایل مربوط به عزاداری سیدالشهدا (ع)و روشهای به کار گرفته شده در آن را، تافتهای جدا بافته از مجموعه مسایل دینی میداند. از این رو، انجام آن به هر گونهای، درست است و ثواب دارد و احکام موضوعات عبادی بر آن حمل نمیشود بنابراین، ریا، دروغ و... چنان چه در راه ترویج و تقویت عزاداری ابی عبد الله (ع)باشد، بیاشکال است. به طور قطع ما هیچ سند دینی که بر این مسأله دلالت داشته باشد، نداریم. به نظر میآید که بیشتر گذری روان شناختی از برخی روایات عزاداری بدین مسأله باشد که به واسطه برداشت اشتباه یا مغرضانه صورت گرفته است. برای مثال ،در روایتی از امام صادق (ع)آمده است.11. هراس نخبگان از عوام یا عوام زدگی آنان
از جمله عواملی که در گسترش و شیوع تحریفات و آسیبهای عزاداری و رشد و نهادینه شدن آنها نقش داشته، سکوت یا تأیید و حمایت نخبگان دینی از این گونه مسایل بوده است. نقش و وظیفه اندیشمندان، آگاهان، بزرگان و نخبگان جامعه، به ویژه نخبگان دینی آن است که فراتر از درک عامه مردم، واقعیتهای سطحی و زیرین جامعه را بشناسند، عوامل رشد و انحطاط را دریابند و به موقع و با روش مناسب، از خود واکنش نشان دهند. اگر همین نخبگان، به هر جهت از انجام وظیفه خود بازمانند، کوتاهی کنند و یا دچار اشتباه شوند، سیر انحراف و انحطاط شتاب بیشتری میگیرد.12. تبدیل شدن عزاداری به عادت
این مقوله، از آسیبهای کلی مربوط به آداب دینی است. منظور از عادت نیز، آن چیزی است که بار اندیشهای، برهانی و معنایی خود را به تدریج از دست داده و به هنجارهای تکراری تبدیل شده است.13. آمیخته شدن فرهنگهای قومی و سرزمینی با عزاداری
عزاداری، سنتی اجتماعی و مردمی است. از این رو، هر ملتی و هر سرزمینی، از پیش شکل خاص عزاداری خود را دارد و عزای امام حسین (ع) را، بر همان پایه تبیین و تعریف میکند. البته به تلقینها و نمادهایی نیز دست مییازد، ولی قالب اصلی و کلی، همان قالب عزاداری خویش است. بدین جهت، نه تنها شکل و ظاهر و ریشه عزاداری به شیوه فرهنگی و قالب عزاداری سرزمینها و ملتهای مختلف وابسته است، که گاه روحیات و خلقیات یک قوم وملت نیز، در شکل روایت و باز سازی و تفسیر حادثه نیز مؤثر است. از این رو، همانگونه که زبانها و الفاظ از قومی به قوم دیگر، و از سرزمینی به سرزمین دیگر متفاوت است، شیوههای عزاداری و شدت و ضعف آن و چگونگی برداشت و تجسم نهضت عاشورا، میتواند براساس ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی آنان متفاوت باشد. بدین سان، فرهنگ عزاداری مردم عراق، پاکستان، اردن، بحرین، لبنان، ترکیه و نقاط دیگر جهان، هر یک به تناسب فرهنگ کلی مردمان آن، با یکدیگر متفاوت است. اگر چه این هم سازی میان گرامی داشت امام حسین (ع) و نهضت عاشورا، با فرهنگ عزاداری کلی یک ملت و سرزمین، طبیعی به نظر میرسد، باید نکتهای را در نظر داشت و آن، تلاش برای هماهنگ ساختن و قاعدهمند کردن عزاداری سید الشهداء بر اساس فرهنگ یک ملت با فلسفه و اهداف و روح قیام است.14.ضعف دانش و بینش عمومی
فقدان یا نقصان دانش و اندیشه در جامعه، زمینه ساز هر گونه انحراف و تحریفی است. در این زمینه، میزان و سطح سواد عمومی جامعه، عامل مهمی است. در این میان تعداد باسوادان جامعه، سطح سواد اقشار و گروههای سنی تأثیرگذار چون جوانان، میانگین تحصیلات در جامعه، و نیز میانگین سواد نخبگان و سکان داران هدایت امور جامعه، اهمیت دارد. به یقین، در جامعهای که بیشتر افراد آن، بی سواد یا کم سواد باشند، میزان و شدت شیوع تحریفات و خرافات بسیار بالاست. از سوی دیگر، اظهار مطالب درست و علمی و عمیق از سوی عالمان آگاه نیز به سبب نبود قدرت هضم و درک آنها دشوار است.پی نوشت:
1- چشمه خورشید، دفتر اول، 1374ش، ص 429.
2-حماسه حسینی، ج 1، ص 76.
3-قیام مسیحی، میشل توماس، برگردان حسین توفیقی، قم، مرکزمطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب. چ1، 1377، ص 87 ـ 89.
4-حماسه حسینی، ج 1، ص 77.
5-نگرشی انتقادی ـ تاریخی به ادبیات عاشورا، سید عبدالحمید ضیایی، تهران، نقد فرهنگ، چ1، 1381، ص 135.
6-همان، ص 135.
7-ارزیابی سوگواریهای نمایشی، ص 385.
6-همان، ص 135.
7-ارزیابی سوگواریهای نمایشی، ص 385.
8-دیوان
سروش اصفهانی، به اهتمام محمد جعفر محجوب، تهران، امیر کبیر، چ 1، 1332، ج
2، ص 739؛ عاشورا و شعر فارسی، حسن گل محمدی، تهران، اطلس، چ 1، 1336، ص
151.
9-حماسه حسینی، ج 1، ص 95.
8-دیوان سروش اصفهانی، به اهتمام
محمد جعفر محجوب، تهران، امیر کبیر، چ 1، 1332، ج 2، ص 739؛ عاشورا و شعر
فارسی، حسن گل محمدی، تهران، اطلس، چ 1، 1336، ص 151.
9-حماسه حسینی، ج 1، ص 95. 10-همان، ص 41.
11-همان، ص 44.
12-همان، ص42.
13-همان ص 45.
14-همان، ج،
15-اسرار الشهادت، فاضل در بندی، ج 3، ص 43.
16-همان، ج3،ص 40.
17-محرق القلوب ،ملا مهدی نراقی، چ سنگی، صص 101-102
18-حماسه حسینی، ج1، ص41.
19-حماسه حسینی، ج1، ص46
20-همان، ج1، ص 286.
21-روضة الشهدا، ملا حسین کاشفی، تصحیح، علامه شعرانی، تهران، اسلامیه، چ 4، 1371ق، صص 321و 346.
22-منتخب طریحی، فخر الدین طریحی، قم، ص 131، بیتا.
23-گنجینه
اسرار، عمان سامانی، تصحیح: فریدون حداد سامانی، شهر کرد، عمان، چ1،
1371ش، ص 51. سروش اصفهانی نیز شعری در این باره دارد .ر.ک: عاشورا و شعر
فارسی ص 158.
24-حماسه حسینی، ج 1، ص 26.
25-همان، ص 50.
26-لهوف، سید بن طاووس، برگردان: عباس عزیزی، صص 216ـ 217.
27-حماسه حسینی، ج 1، ص 362.
28-نگرشی انتقادی ـ تاریخی به ادبیات عاشورا، ص 138.
29-همان، ص 138. 30-ارزیابی سوگواری نمایشی، صص 217ـ 221، با تلخیص.
28-نگرشی انتقادی ـ تاریخی به ادبیات عاشورا، ص 138.
29-همان، ص 138. 30-ارزیابی سوگواری نمایشی، صص 217ـ 221، با تلخیص.
نخلهای علقمه
سیدعلیاصغر موسویآفتاب سبز
دنيا شنيد آه نيستاني تو رابارش تير
الا كه غرقه به خون، اوفتاده پيكر تو«شب حادثهی سرخ»
علی خیریعاشورا، هميشه جارى است
ميثم امانىاين خط سرخ، ادامه دارد
اين خون سرخى است كه در مظلوميت هابيل جوشيده است و در توبه آدم و استقامت نوح و در شهادت يحيى فوران كرده است؛ با هجرت ابراهيم عليهالسلام زخم خورده است و تا قربانى اسماعيل پيش رفته است.گواهى تاريخ
تاريخ گواهى مىدهد كه شقايقهاى عاشورا، در هر زمينى و در هر زمانى گل خواهند كرد؛ در حسرت و پشيمانى «توابين»، در سنگستان تلخ «حرّه»، در بازارهاى دمشق، پشت درهاى سياه كوفه. شقايق عاشورا، در شهادت «زيد بن على»، در قيام «مختار ثقفى» و در شورش «شهيد فخ» گل كرده است و بارها در زواياى تنگ و تاريك خفقانها و بىعدالتىها، به نام گل سرخ، برخاسته و به رنگ گل سرخ آراسته شده است. عاشورا، در سياه روزهاى قاجار، زير شلاقها و شكنجههاى پهلوى جان گرفته، در روزهاى انقلاب نام و نشان گرفته و در خاطرات جنگ، بوى شهيدان گرفته است.عاشورا زنده است
عاشورا زنده است و زنده خواهد ماند. «شهادت سيدالشهدا در قلبهاى مؤمن آتشى زده است كه سرد نخواهد شد»؛ تا زمان «انتقام نهايى» روز به روز گسترش خواهد يافت. عاشورا زنده است و زنده بودن خويش را در انتفاضه قدس، در بيدارى بيروت، در مظلوميت بغداد و در مجاهدت كابل، فرياد خواهد زد.هنوز خيمهها ايستادهاند
سودابه مهيجىقبيله خورشيد
ستارهها يكيك بر خاك مىافتند و آسمان، تاريكتر مىشود در معرض خاكى كه اينچنين اختران سرخ را در خويش مىبلعد و هر بار، هر فرو افتادنى خورشيد را قامتخميدهتر مىكند و گيسوان صبرش سپيدتر مىشوند. واى از آن لحظهاى كه اين آفتاب، بىقبيله بماند.سخن از آب نگو!
آب؟ سخن از آب نگو كه افسانهاى دور است در اين صحراى واويلا... سخن از آب نگو؛ حتى اگر مادرت، بانوى آبهاى جهان باشد و پدرت، سقاى كوثر بهشت... سخن از آب نگو؛ حتى اگر ثمره «مَرَج الْبحرين يَلْتَقيان»باشى... سخن از آب نگو كه دستهاى بىشمار، آنان كه تو را خواستند و مكتوب در پىات فرستادند، امروز اطراف سرگرانى اين آب پرسه مىزنند و چنگ و دندان تيز مىكنند تا هيچ لبى به وصال اين نهر، نرسد.آفتاب ادب؛ عباس علیه السلام
عشقى از جنس برادر و برادرى در لباس عشق، در ادبستان «حيدر»، پروانگى آموخته...خون خدا
شيهه غبارآلودهاى از سمت غروب، به خيمههاى يتيم برمىگردد؛ شيهه سرخى كه گيسوپريشان و منهدم، خبرى سوگوار را بر دوش مىكشد. از اين شيهه كمرخميده، تاريخ به خاك سياه نشست و خاك عالم بر سرِ تمام روزگار شد. سايه خداوند را كه در زمين، مهربان و عاشق جارى بود، با دستهاى خويش، در قتلگاه افكنديد...تا فرداى خطبهخوانى...
اينك آسمان، تهى مانده از تمام گنجهاى هستى خويش... مهتاب، بر خاك افتاده... ستارهها همه در خاك غلتيدهاند...خورشيد، بر خاك آرميده ... آتش، قساوت ناگهانى است كه خانمانِ پرستوها را خاكستر كرد... و اسارت، تهنشين شانههاى بلند ايمان است كه در جادههاى سياه، به سمت انقلابى سرخ پيش مىرود.حديث خون
محمدكاظم بدرالديناشكهاى مشك
مشكهاى گريان، نام «عباس» را در سينه دارند. دو بيتىهاى غريبانه را علقمه، به حسرت مىگريد. فرات، تا آخر عمر در اين آه مىسوزد كه چرا نتوانست به دريادلىِ عباس بپيوندد.غزلآباد گريه
سلام بر جانمازهاى مرطوب گريه كه رو به روى آتشزدگى و عطش پهن است!به زيارتِ داغ
عاشورا، به زيارت لبتشنگىها آمده است و ورق ورق كتاب آب، تشنه لبهاى حسينىهاست.1- سیاهپوشی :
از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) وائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .2- تسلیت گویی :
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.3- تعطیلی کار در روز عاشورا :
امام صادق (علیه السلام ) : کسی که روز عاشورا را تعطیل کند ، یعنی عقب کسب و کارش نرود و به کوری چشم بنی امیه که روز عاشورا را متبرک می دانستند، اگر کسی برای معیشت روزانه اش هم فعالیتی نکند، خداوند حوائج دنیا و آخرتش را بر آورد و کسی که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فردای قیامت که برای همه روز هول و ترس است برای او روز شادی خواهد بود. (3)4- زیارت و زیارت خوانی :
علقمة بن حضرمی از امام باقر (علیه السلام ) در خواست نمود که مرا دعایی تعلیم بفرما که از راه نزدیک یا دور و از خانه ام در این روز (روز عاشورا ) بخوانم .5 - تباکی و گریستن :
در حدیث قدسی آمده که خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرموند : ای موسی ! هر یک از بندگانم در زمان شهادت فرزند مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) (روز عاشورا) گریه کند یا حالت گریه به خود بگیرد و بر مصیبت سبط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تعزیت گوید همواره در بهشت خواهد بود. (5)6- برگزاری مجالس عزاداری :
امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مجلس گرفتن شما را من دوست می دارم . در مجالس خود « امر ما را » زنده بدارید . خداوند رحمت کند کسی که امر ما را زنده بدارد. (6)7 – نماز جماعت ظهر عاشورا :
سید الشهداء و یاران با وفای او همه کشته راه نماز شدند.از این رو در زیار ت مطلقه امام حسین خطاب به امام8 - بايد مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتّى خوابيدن و گفتن بدست مىآيد ترك نموده ( مگر آن كه لازم باشد ) و ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهد.و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .
* امام صادق (علیه السلام) : در روز (عاشورا) از کارهای لذتبخش دوری شود و آداب و سنن سوگواری بر پا گردد و تا زوال خورشید از خوردن و آشامیدن خودداری شود و بعد از آن همان غذایی خورده شود که سوگوارن می خورند.(7)9- رعايت اخلاص:
عزاداری را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعى كنيم اين كارها را با نيتى خالص و براى رضاى خدا انجام داده و در خلوص خود نيز صادق باشيم. زيرا كار كوچكى كه با نيت خالصانه و صادقانه همراه باشد بهتر از كارهاى زيادى است كه خلوص و صداقت در آن نباشد ، حتى اگر چندين هزار برابر باشد. و اين مطلب بخوبى از عبادتهاى حضرت آدم عليه السّلام و شيطان فهميده مىشود ، زيرا عبادتهاى چندين هزار ساله شيطان او را از جاودانگى در آتش نجات نداد ولى يك توبه حضرت آدم عليه السّلام باعث بخشش خطا و برگزيدن او شد.10- در آخر روز عاشورا زيارت تسليت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلى ...اصلاح حال و پذيرش عزادارى را [ از خداوند] خواسته و از كوتاهى خود معذرت بخواهد.
پی نوشت ها:
1. (سفینةالبحار، ج2، ص188 )
2. (مستدرک الوسایل،ج2،ص216)
3. (امالی شیخ صدوق ، ص129)
4. (مصباح المتهجد ، ص714)
5. (مستدرک سفینه البحار، ج7، ص235)
6. (وسایل الشیعه، ج10، ص235)
7. (میزان الحکمه ، ج8 ، ص3783)
فصلنامه مشكوة شماره53
الف . آموزههای قیام حسینی
استعداد شبیهسازی در حادثه عاشورا
از دیدگاه شهید مطهری «کسانی که به خاطر یک سلسله اصول و مبادی قیام میکنند و نهضت مینمایند در حقیقتبه همه جهانیان بعد از خودشان پیامی دارند و به اصطلاح معروف وصیتی دارند . آیندگان باید با پیام آنها آشنا باشند و ندای آنها را بشناسند» . (1)تفسیر الگوساز
گام نخست در الگوپذیری قیام عاشورا این است که راز جامعیت اسلام در کربلا درک شود و بر اساس آن، تفسیری صحیح از این حادثه ارائه گردد . در صورتی این نکته از عاشورا قابل برداشت است که قرائتی الگوساز از آن صورت گیرد . بیتردید پیشوایان دینی از زمان پیغمبر اکرم (ص) و ائمه طهار (ع) دستور اکید و بلیغ دادهاند که باید نام حسین بن علی (ع) زنده بماند و باید سوگواری آن حضرت هر سال تجدید بشود . سؤال اساسی این است که چرا چنین دستوری دادهاند و چرا این همه به این موضوع اهتمام داشتهاند؟درسهای آموزنده
نگرش الهی، حماسی به نهضت عاشورا دستاوردهای مهمی به همراه دارد که یکی از آنها تسهیل پیامگیری از این نمایش بیهمتای اسلامی است . شهید مطهری با این نگاه پیامهایی را از این نهضتبرداشت کردهاند که در اینجا به اهم آنها اشاره میشود:1 . شخصیتیافتن جامعه اسلامی
پدیدههای اجتماعی از جهت تاثیری که در خود اجتماع باقی میگذارند مختلف و گاهی متضادند . از این حیثبعضی از پدیدههای اجتماعی، روح اجتماع را تاریک و کدر میکند، ترس و رعب به وجود میآورد، و به اجتماع حالتبردگی و اسارت میدهد، ولی یک سلسله پدیدههای اجتماعی است که به اجتماع صفا و نورانیت میدهد، ترس اجتماع میریزد، احساس بردگی و اسارت را از او میگیرد، به جایش جرات، جسارات و شهامتبه او میدهد . نوع دوم از پدیدههای اجتماعی نعمتی است که نصیب هر ملتی به سادگی نمیشود . به تعبیر شهید مطهری سرمایهای است که بالاتر از آن وجود ندارد:2 . احیای امر به معروف و نهی از منکر
اگر از صفحه تاریک و ظلمانی حادثه عاشورا فراتر رفته و به جنبه نورانی آن نظر کنیم میبینیم اگر چه قیام کربلا چند وجهی و چند ماهیتی است اما یکی از عمدهترین عوامل آن مسؤولیت امر به معروف و نهی از منکر است که در این تلقی نمود بیشتری پیدا میکند . در نگاه مثبت و حماسی به عاشورا یادآوری مکرر حضرت از این عامل و اصرار بر برجسته کردن آن جایگاه خود را پیدا میکند . اساسا از نگاه شهید مطهری این عامل ارزش بسیار بسیار بیشتری از عوامل دیگر به نهضتحسینی داده و موجب ماندگاری این قیام شده است:3 . شعارهای حیات بخش
در عاشورا دو نوع شعار دیده میشود یک نوع شعارهایی است که فقط معرف شخص است و بیش از این چیز دیگری نیست . ولی شعارهای دیگری است که علاوه بر معرفی شخص، معرف فکر هم هست، معرف احساس است، معرف نظر و ایده است . با یک تلقی درست از عاشورا میتوان این شعارها را دائمی کرد و در همه اعصار از آن استفاده کرد و از طریق آن روح در جامعه دمید اما متاسفانه بهای لازم به شعارها داده نمیشد و اینک نیز نیازمند اهتمام است . شهید مطهری معتقدند:ب . خطر تحریف
به همان مقدار که تفسیر صحیح از عاشورا سازنده، حیاتبخش و حرکتآفرین است، برداشت نادرست و منحرف کردن آن از مسیر واقعی میتواند مخرب و مخدر باشد و حداقل جامعه را بر خلاف هدف امامحسین (ع) دچار رکود و رخوت نماید .تحریف و عوامل آن
تحریف یعنی «متمایل کردن یک چیز از آن مسیر اصلی و وضع اصلی که داشته استیا باید داشته باشد .» تحریف یا لفظی استیا معنوی . تحریف لفظی آن است که ظاهر یک چیز یا لفظ آن را عوض کنند و تحریف معنوی یعنی «منحرف کردن روح و معنی یک جمله یا یک حادثه» . پس تحریف یک حادثه یعنی علل و انگیزهها و همچنین هدف و منظورهای آن حادثه چیزی غیر از آنچه هست معرفی شود . عامل تحریف به طور کلی سه قسم است:تحریف معنوی
چنانکه گفته شد حادثه کربلا هم دچار تحریف لفظی شده است و هم تحریف معنوی اما از آنجایی که تحریف معنوی محتوا را تغییر داده قضیه را مسخ و به کلی واژگون میکند خطرناک است و خطرناکتر اینکه تحریف در اهداف امامحسین (ع) صورت گیرد . ایشان معتقدند دو تحریف معنوی بسیار عجیب و ماهرانه در هدف نهضتحسینی ایجاد شده است:ج . رسالت علما مسئولیت مردم
در طول زمان و به خاطر عوامل گوناگون در حادثه عاشورا، چه در ناحیه اهداف و انگیزههای آن و چه در بخش دستاوردها و حتی عزاداریها، تحریفاتی رخ داده است . طبعا باید با این تحریفها مبارزه کرد و خرافات را از ساحت این قیام مقدس زدود و معلوم است در این امر هم خواص و علما مسئولند و هم توده مردم;پی نوشت ها:
1) شهید مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، مجموعه آثار، ج17، ص668 .
2) همان، ص368 .
3) همان، ص379 .
4) همان، ص382 .
5) همان، ص31 .
6) همان، ص33 .
7) همان، ص32 .
8) همان، ص33 .
9) همان، ص59 .
10) مسند الامام الرضا، ج1، ص148 .
11) حماسه حسینی، مجموعه آثار، ج17، ص59 .
12) همان، ص53 .
13) همان، ص52 .
14) همان، ص57 .
15) صحیفه نور، ج18، ص12 .
16) مجموعه آثار، همان، ص214 .
17) تاریخ طبری، ج4، ص304 .
18) مجموعه آثار، همان، ص215 .
19) فروع کافی، ج5، ص59 .
20) مجموعه آثار، همان، ص219 .
21) همان، ص184 .
22) بحارالانوار، ج44، ص381 .
23) مقتل الحسین مقرم، ص345 .
24) بحار، همان .
25) اللهوف، ص41 .
26) مقتل الحسین، ص156 .
27) موسوعة کلمات الامام الحسین، ص425 .
28) مجموعه آثار، همان، ص45 .
29) همان، ص616 .
30) همان، ص90 .
31) همان، 606 .
32) همان، ص108 .
33) همان، ص109 .
34) مقتل مقرم، ص146 .
35) مجموعه آثار، همان، ص608 .
36) همان، ص121 .
37) سوره حج، آیه 30 .
38) مجموعه آثار، همان، ص614 .
39) همان، ص72 .
40) اصول کافی، ج1، ص54 .
41) مجموعه آثار، همان، ص131 .
زیارت، نشانه وفای به عهد
زیارت اهل بیت علیهالسلام علاوه بر احترام، نوعی اظهار ارادت و تجدید عهد با حضرات معصومین علیهالسلام است. زائر ضمن اعلام تبعیّت از ولی خدا از طریق زیارت، یاد و خاطره اولیای الهی را گرامی میدارد. حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام میفرمایند: «برای هر امامی بر گردن دوستان و شیعیانش پیمانی است که به جای آوردن زیارت از مصادیق وفای به عهد و به جای آوردن حقّ محسوب میشود. بر این اساس کسی که از روی میل و رغبت، امام خود را زیارت کند امید آن است که در روز قیامت از شفاعت او برخوردار شود.زیارت چیست؟
زیارت وادی محبّت و شوق است؛ نمودی از احساس متعالی و ترجمان پیوند قلبی است. فیض «حضور» در کنار اولیای خدا، زائر را از کیمیای «نظر» برخوردار میسازد. زیارت الهام گرفتن از اسوهها و تعظیم شعائر و تقدیر از فداکاریها و تجلیل از پاکیهاست و زائر در برابر آیینه تمام قدّ فضیلتها میایستد تا عیار خود را در آن بسنجد و خود را در برابر «میزان» قرار میدهد تا کم و کاستی خود را جبران کند. زائر مهمان مائده معنوی اولیاء اللّه است و زیارت تجدید پیمان و میثاق «ولایت» با رهبری است؛ سفر با کاروان اشک و بر محمل شوق و سوار شدن بر موج عرفان و بُراق عشق است.دعای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به زائر امام حسین علیهالسلام
معاویة بن وهب میگوید: روزی امام صادق علیهالسلام به من فرمودند: «ای معاویه به سبب ترس و وحشت [از دشمنان[ زیارت قبر امام حسین علیهالسلام را ترک مکن؛ زیرا هرکس زیارت آن حضرت را ترک کند دچار حسرتی بزرگ میشود و همواره آرزو میکند کهای کاش در کنار قبر آنحضرت باشد و بتواند فراوان به زیارتش برود. آیا دوست نداری که خدا تو را در زمره کسانی ببیند که حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم و حضرت علی علیهالسلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و سایر ائمه اطهار علیهالسلام در حقّشان دعا میکنند؟»فضیلت زیارت امام حسین علیهالسلام
درباره تبیین فضیلت زیارت امام حسین علیهالسلام تعابیر زیادی از اهلبیت علیهالسلام وارد شده است. حضرت باقر علیهالسلام میفرمایند: «شیعیان ما را به زیارت حضرت حسین بن علی علیهالسلام توصیه کنید؛ چون زیارت آن حضرت روزی را زیاد و عمر را طولانی و بدیها را دفع میکند». امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «کسی که امام حسین را در حالی که به حقّ آن حضرت عارف است زیارت کند، روزیاش وسعت پیدا میکند و خداوند متعال در دنیا بر شادی او میافزاید».امام حسین علیهالسلام کیست و چه کرد؟
... ای فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ... گواهی میدهم که به قسط فرمان دادی. تو بسیار راستگو و درستکاری و در آنچه مردم را به آن فرا خواندی صادقانه و با اخلاص عمل نمودی. تو خون خدا در روی زمینی. گواهی میدهم که خیرخواهی برای همگان را به نهایت رساندی و در راه خدا به جهاد پرداختی و او را با اخلاص کامل عبادت کردی. خداوند بهترین پاداش را به تو عنایت کند.راه رسیدن به خدا
... هرکس خدا را اراده کند از شما آغاز میکند و خداوند به یاری شما غیر واقع و دروغ را برطرف میسازد و گرفتاریها را دور میسازد... به واسطه شما هرچه را بخواهد محو یا ثابت دارد و به واسطه شما خواری را از ما برمیدارد و به برکت وجود شما زمین و آسمان و نعمتهای خود را بر بندگان خدا عرضه میکند و غم و اندوهها را میزداید.ای برپای دارنده نماز
... سلام بر تو ای شهیدی که فرزند شهیدی؛ درود بر تو ای ولی خدا و فرزند ولیّاش و ای حجّت خدا و فرزند حجّت اللّه. شهادت میدهم که تو نماز را برپا داشتی و زکات را پرداختی و امر به نیکی و معروف کردی و از منکر و زشتیها همگان را باز داشتی و با دشمنانت [که دشمن خدایند] به جهاد پرداختی و اینک شهادت میدهم که هم سخن مرا میشنوی و هم جوابم را میدهی. تو حبیب خدا و دوست و برگزیده اویی. مولای من به حق جدّت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و به حق پدرت، وصیّ رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، و به حق مادرت، سرور بانوان هر دو جهان، شفیع من در درگاه خداوند عزّ وجلّ باش.ای نور جاودان
درود بر تو ای بنده شایسته و پاک و مطهّر خدا. به امری شهادت میدهم که امیدوارم در روزی که تو شفاعت میکنی مرا به تو نزدیک سازد. شهادت میدهم که تو نمردی و به فیض بزرگ شهادت نایل آمدی و به برکت حیات جاودان تو که در نتیجه شهادت به آن دست یافتی دلهای همه شیعیان تو نیز زنده است. گواهی میدهم که تو آن نور هدایت خداوندی که هرگز خاموش نشده و تا ابد خاموش نخواهد شد. تو آن جلوه خدایی که تاکنون نابود نشده و بعد از این نیز هرگز نابود نخواهد شد. هرگز خوار نبودی؛ چون خداوند تو را عزیز ساخته است و هیچوقت مغلوب نشدی چون خداوند یاور و مددکار تو بوده است.درود بر تو ای پهلوان مسلمانان
یا ابا عبداللّه درود خدا بر تو باد. سلام بر تو ای قهرمان همیشه پیروز اسلام و مسلمین. ... ای مولای من گواهی میدهم تو آن نوری هستی که هرگز در طول تاریخ آلودگیهای جاهلیّت تو را آلوده نساخته است. شهادت میدهم که تو از ارکان مسلمانان و استوانههای محکم دین و دژهای مستحکم انسانهای با ایمان هستی و شهادت میدهم که تو امام نیکرفتار و با تقوا و نشانه رستگاری و ریسمان محکم هدایت الهی و حجّت خدا بر اهل دنیایی.شهید اشک و اسیر سختیها
درود بر تو ای پسر مظلوم علیّ مرتضی؛ ای عزیزی که شهید اشک و گرفتار رنج و سختیهایی. پروردگارا گواهی میدهم که او [حسین بن علی علیهالسلام ] ولیّ و فرزند ولیّ و برگزیده توست. در رعایت و حفظ و پاسداری از حقّ بردبار بود. تو او را با کرامتت گرامی داشتهای و پایان عمر او را شهادت در راه خودت قرار دادهای و او را از انسانهای بزرگوار و رهبران شایسته قرار دادی و گرامیاش داشتی به پاکی در تولّد، و او را وارث علوم و فضیلتهای پیامبرانت ساختی و بر خلق خودت حجّت قرار دادی. او در دعوتِ مردم به حق حجّت را تمام کرد و خیراندیشی نمود و حتی خون خودش را در راه تو نثار کرد تا بندگان تو را از نادانی و سرگردانی نجات دهد.حجّت آشکار الهی
شهادت میدهم که تو حجّت آشکار خداوندی، آنچه از طرف خداوند مأمور ابلاغش بودی به مردم ابلاغ کردی و برای حفظ حقّ قیام کردی و حقانیّت احکام الهی را تأکید فرمودی و در این راه هیچگونه سستی از خود نشان ندادی... گواهی میدهم که جهاد در رکاب تو جهاد بزرگی است. حقّ با تو و به سوی تو است و تو اهل حقّ بلکه مرکز آن هستی. میراث نبوّت نزد تو و اهل بیت توست... همچنین شهادت میدهم که دعوت تو حق بوده است و سایر دعوتکنندگان به غیر از تو فاسد و ناحق بودهاند و شهادت میدهم که خدا حق و آشکار است.بخشی از عملکردهای امام حسین علیهالسلام از دید زیارات
1. قَدْ اَقَمْتَ الصَّلاةَ؛ نماز را به پا داشتی.سلام بر به خون غلطیده
سلام بر کسی که در راه خدا به خون خود غلطید؛ سلام بر عزیزی که حرمت اونادیده گرفته شد؛ سلام بر پنجمین فرد از آل عبا؛ سلام بر غریبِ غریبان و سیّد شهیدان عالم؛ سلام بر کسی که به دست بدکاران و زنازادگان کشته شد؛ درود بر ساکن صحرای کربلا؛ سلام بر امامی که فرشتگان در شهادتش بر او گریستند؛ سلام بر کسی که فرزندان او پاکترین افراد جهانند؛ سلام بر پیشوای دین؛ سلام بر حجّت پروردگار عالمیان؛ سلام بر تو و فرزندان شهیدت؛ سلام بر آن مظلومی که بدون یاور ماند؛ سلام بر رهبری که پیمانش را شکستند و احترام او را نادیده گرفتند؛ سلام بر آن مظلومی که به ستم خون او را بر زمین ریختند؛ سلام بر شهیدی که با خونِ زخمهایش غسل داده شد؛ و سلام بر تشنه لبی که با جامهای تیر و تیغ سیراب گشت.روشنیبخش جادههای صلاح و نیکی
سلام بر سپیدموی غرقه به خون، اگر روزگار زندگانیام به تأخیر افتاد و مقدّرات مرا از یاری تو باز داشت و در مقابل دشمنانت نتوانستم جهاد کنم، ولی در مصیبتهایی که بر تو وارد شد هر صبح و شام به گونهای گریه میکنم که به جای اشک از دیدگانم خون جاری شود. گواهی میدهم که از خداوند فرمان بردی و هرگز از دستور او سرپیچی ننمودی و با چنگ زدن به ریسمان الهی او را خشنود ساختی و خشیت او را به دل گرفتی و به درخواستهای او پاسخ مثبت دادی. سنّتهای الهی را پاسداری کرده، راههای خیر و نیکی را روشن ساختی و در راه خدا به بهترین وجه جهاد و تلاش کردی. همواره مطیع پروردگار عالم و پیرو جدّت رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بودی و در طول زندگانی با برکتت برپا دارنده اساس دین و در هم کوبنده ریشه سرکشی و بر هم زننده بساط سرکشان و آشوبگران و نصیحتگر امّت اسلام بودی...تأثیر فاجعه کشته شدن امام حسین علیهالسلام
وای به حال سرکشان گنهکار که با کشتن تو در حقیقت اسلام را از بین بردند و نماز و روزه را تعطیل کردند و سنّتها و احکام الهی را زیر پا نهادند و پایههای ایمان را نابود کردند و در ترویج فساد و دشمنی و کینهتوزی تا میتوانستند کوشیدند وقتی کشته شدی انتقام خون محبوب رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر زمین ماند و کتاب الهی به حال خود رها شد و در یک کلام به حقّ خیانت شد. با کشته شدن تو گویی تکبیر و حلال و حرام از میان رفت. پس از تو بدعتها و کفر و بیدینیها و تبعیّت از خواهشهای نفسانی و گمراهیها و آشوبهای باطل و بیهودگیها علنی شد..:: This Template By : web93.ir ::.