وقتی دو نفر برای زندگی در کنار یکدیگر زیر یک سقف می روند از طرفی
مستقل
می شوند و از طرف دیگر یک شریک در زندگی پیدا می کنند که در اکثر قریب به
اتفاق تصمیمات دخیل است. در زندگی مشترک اگر تصمیم اشتباهی گرفته شود ممکن
است خانواده ضرر زیادی را متحمل شود ، پس تصمیم گیری در امور مختلف یک امر
مهم است که در پی آن مسوولیت وجود دارد و از آن مهم تر این است که تصمیم
گیرنده غیر از خود برای دیگران نیز تصمیم می گیرد و مسوولیت عواقب تصمیم اش
را در قبال دیگران باید به دوش بکشد.
حال نکته ای که ما به دنبال مطرح کردن آن هستیم این است که در زندگی مشترک چه کسی تصمیم گیرنده است یا زن و شوهر هر کدام می توانند در چه زمینه هایی تصمیم گیرنده باشند و حوزه اختیارات آنها برای این که به تنهایی تصمیم بگیرند چقدر است و شرایط یک تصمیم گیری خوب در زندگی مشترک چیست.
استفاده از توانایی ها
برای آن که بتوانید تصمیم های درستی اتخاذ کنید باید توانایی های خود و همسرتان را بشناسید و بدانید هر کدام در چه زمینه هایی استعداد و توانایی دارید. زن و مرد ندارد. گاهی ممکن است یک زن شم اقتصادی اش بهتر از همسرش باشد در این صورت چه اشکالی دارد که او برای فعالیت های اقتصادی تصمیم گیرنده باشد. مهم این است ما توانایی های خود را بشناسیم و آنها را به کار ببریم اگر هر انسانی در زمینه استعداد و توانایی اش فعالیت کند خیلی کمتر خسته می شود. اگر می بینید همسرتان در زمینه خاصی استعداد و توانایی دارد به او میدان دهید تا بتواند از توانایی اش در زمینه بهبود زندگی استفاده کند. پس به توانایی های همسرتان اعتماد کنید.
مشورت در همه تصمیم ها
در زندگی امروز فعالیت های زن و مرد اینقدر به هم شبیه و نزدیک شده است که دیگر نمی توان تصمیم گیری ها را به زنانه و مردانه تقسیم کرد. مثلا در روزگار گذشته کمتر زنی وجود داشت که از درآمد و فعالیت همسرش به طور دقیق خبر داشته باشد و بخواهد در تصمیم گیری ها دخالت کند ، اما امروزه به دلیل بالاتر رفتن جایگاه زن در جامعه و مشارکت او در همه زمینه های زندگی این اشتراک شکلی نزدیک به واقعیت گرفته است.
با مشورت کردن می توانید از دیدگاه، نظر، توانایی ها و تجربیات همسرتان در آن زمینه خاص استفاده کنید و تصمیم بهتری بگیرید و در ضمن وقتی با مشورت و موافت همسرتان تصمیمی می گیرید اگر تصمیمتان نادرست باشد خود را سرزنش نخواهید کرد و همسرتان نیز شما را شماتت نمی کند و مسوولیت را با همسرتان تقسیم می کنید؛ اما اگر بخواهید تمام تصمیمات زندگی را خود به تنهایی و بدون مشورت بگیرید دارای یک مسوولیت بزرگ خواهید شد که خسته کننده خواهد بود.

همیشه با هم و گاهی تنها
بهترین روش برای تصمیم گیری این است که زن و شوهر با مشورت هم تصمیم بگیرند و نظر هر دو در تمام امور دخیل باشد ، اما این طبیعی است که گاهی افراد باید به تنهایی تصمیم بگیرند. مثلا شما راجع به امور شخصی خود می توانید تصمیم بگیرید، اما این تصمیم گیری نباید برخلاف نظر همسرتان باشد. هر زندگی زناشویی بر اساس عقاید دو طرف دارای قوانینی است که در زندگی های مختلف متفاوت است. هر چه عقاید دو طرف به هم نزدیک تر باشد تصمیماتی که گرفته می شود بیشتر مورد توافق هر دو است. اما اختلاف نظر اجتناب ناپذیر است و هیچ انسانی کاملا شبیه به هم نیستند. برای این که این اختلاف نظر نتواند در تصمیم گیری ها میان زوج ها اختلاف بیفکند بهترین کار وضع یک سری قانون کلی برای خانواده با رای زن و شوهر است. برای این که بتوانید تصمیماتی مطابق میل خود و همسرتان اتخاذ کنید در ابتدای زندگی براساس عقاید هر دو قوانینی بگذارید مثلا اگر فردی دوست ندارد همسرش زیاد با دوستانش باشد با توافق هر دو می توانید قانونی بر این است بگذارید که مثلا دیدن دوستان بیشتر از یک یا نهایتاً دو بار در ماه جایز نیست یا هر گاه خواستیم به دیدن دوستانمان برویم با هم می رویم و از این قبیل قوانینی که با محدود کردن نسبی تصمیمات نظر هر دو طرف جلب شود و هیچ کدام ناراضی نباشند این طبیعی است که وقتی شما به خواسته ی همسر خود گوش دهید او نیز در مقابل خواسته های شما را اجرا می کند.
پس خوب است در زندگی مشترک تا آنجایی که می شود به همراه همدیگر تصمیم گرفت و در جاهایی که می خواهیم تنها تصمیم بگیریم حتما با همسرمان مشورت و او را در جریان بگذاریم.
برای این که بتوانید به بهترین نحو تصمیم بگیرید این نکات زیرا را رعایت کنید:
1- عدالت را رعایت کنید : اگر برای زندگی خود و همسرتان می خواهید تصمیمی بگیرید حتما عدالت را در قبال او رعایت کنید. متأسفانه بعضی از همسران اغلب مردها برای همسر خود تصمیماتی می گیرند در حالی که برای خودشان هیچ محدودیتی قائل نیستند.
2- مسوولیت پذیر باشید: اگر تصمیمی می گیرید باید در قبال اجرای آن تصمیم و هدفتان مسوولیت پذیر باشید نه این که تنها تصمیم بگیرید و به بعد آن کاری نداشته باشید گاهی ممکن است لازم باشد در تصمیمی تجدید نظر کنید و آن را تغییر دهید پس تصمیماتی که می گیرید را بررسی و پیگیری نمائید.
3- قانون شکنی نکنید:همواره و تحت هر شرایطی به قوانینی که برای زندگی مشترکتان اتخاذ کردید، احترام بگذارید و قوانین را در تصمیم گیری هایتان دخیل کنید.
4- تصمیم گیری ها را تقسیم کنید:با پیدا کردن توانایی های همدیگر در زمینه های مختلف می توانید تصمیم گیری ها را با توجه به توانایی های همسرتان و خودتان تقسیم بندی کنید تا یک نفر همه تصمیم ها را نگیرد و از توانایی های همه افراد در خانواده استفاده شود.
5- مشورت بدهید و تصمیم گیرنده را تنها نگذارید. اگر نکته ای به ذهنتان می رسد که در زمینه تصمیم گیری به کار می آید حتما آن را بیان کنید.
6- درس گرفتن از تصمیمات اشتباه یکدیگر.
با توجه به نکاتی که گفتیم پرواضح است که نمی توان مرد یا زن را در زندگی تنها تصمیم گیرنده دانست، چه بسا که اگر یک نفر همه تصمیمات را بگیرد خسته شده و فرد دیگر نیز احساس بی مصرفی بکند. در بعضی از زندگی های زناشویی مرد و در بعضی دیگر این زن است که بیشتر تصمیمات را می گیرد، اما باید گفت که زندگی زناشویی ای موفق است که در آن دو طرف با هم تصیم بگیرند و با مشورت یکدیگر زندگی را پیش ببرند و در تصمیم گیری ها تقسیم کار کند. به طور کلی می توان گفت زن ها در امور داخل خانه، مهمانی ها، فرزندان و دخل و خرج و... زندگی توانایی بیشتری دارند و مردها در تصمیم گیری های کاری، روابط خانواده و تغییر خانه و... توانایی بیشتری دارند. اما باید گفت که این موارد در همه زوج ها صدق نمی کنند و همسران خود باید توانایی هایشان را بیابند و طبق آن به تقسیم وظیفه تصمیم گیری بپردازند.
منبع : چهار دیواری
بسیاری
از زوج های جوان پس از گذشت مدت زمانی نه چندان طولانی، احساس می کنند
شریک زندگی شان دیگر مثل روزهای اول زندگی آنها را دوست ندارند و نسبت به
او بی اعتنا است ، اما زوج هایی هم پیدا می شوند که همواره از در کنار هم
بودن احساس لذت می کنند. این مقاله7 راز برای ادامه عشق بادوام را برای شما
می گشاید.تفاوت ها را بفهمیم مهم ترین جنبه ی جذابیت این است که ما با هم تفاوت داریم. درست همانطور که قطب منفی و مثبت یک آهن ربا یکدیگر را جذب می کنند ، مرد با ویژگی های مردانه و زن با ویژگی های زنانه یکدیگر را جذب می کنند. تشابه و همسانی زن و مرد از لحاظ رفتار، افکار و کردار چیزی به جز کسالت آور شدن زندگی و بی علاقگی به ادامه آن را در پی نخواهد داشت. اگر خویشتن واقعی خود را منکر نشویم و تفاوت های موجود در یکدیگر را درک کرده و خود را با آنها تطبیق دهیم به عشق پردوام تری دست خواهیم یافت. جامه عمل پوشاندن به خواسته های متفاوت و مختص مرد در راستای عقاید او از طرف زن از یک سو و متقابل این اصل از طرف مرد برای زن و خواست های او از سویی دیگر، هدفمندی زندگی و به دنبال آن برآورده شدن خواسته های دو طرف را در برخواهد داشت که نتیجه ای به جز تداوم عشق و گرمی زندگی را پی نخواهد داشت. هیچ یک از زوجین هرگز نباید در راستای تغییر دیگری بر مبنای خواست ها و عقاید خود گام بردارد چرا که در غیر این صورت همچون قطب های متجانس آهن ربا یکدیگر را دفع خواهند کرد و نیرو جاذبه بین آنها تبدیل به دافعه خواهد شد. طلاق عاطفی نتیجه ای از این نیروی دافعه خواهد بود. زن وشوهر باید یکدیگر را همان طور که هستند و با همان ویژگی های مختص و متفاوت پذیرفته و برای برآورده کردن خواست های یکدیگر گام بردارند. تغییر و رشد از جمله تفاوت های اشرف مخلوقات با سایر آفریده های خدا، صاحب اختیار بودن و قدرت تفکر اوست و همین دو خصیصه برای تغییر و رشد او چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ روحی و روانی کافی است و این تغییر در هر برهه زمانی از زندگی امکان پذیر است، چرا که اختیار داشتن و قدرت تفکر، اراده و پشتکار را به همراه می آورد، اگر مدبرانه رفتار نکنید و در زندگی خود تغییرات لازم را اعمال نکنید ، زندگی زناشویی شما احتمالاً خسته کننده می شود. وقتی روابط زناشویی امکان رشد را فراهم نسازد ، آن پیمان کم رنگ خواهد شد. اگر ازدواج به گونه ای باشد که با خود صادق باشیم، تغییر خود به خود ایجاد می شود. احساسات، نیازها و آسیب پذیری ها برای این که عشق را دریابیم، به احساس نیاز داریم. نارضایتی زوجین از یکدیگر سبب سرکوب شدن احساسات و عواطف محبت آمیز آنها نسبت به یکدیگر می شود و به مرور، وقتی زن و شوهر احساسات خود را همچنان سرکوب می کنند، دیواری به دور قلب خود می کشند و این نتیجه ای جز بی اعتنایی و عدم حمایت شوهر از زن و زن از شوهر نخواهد داشت و بتدریج که دیوار دور قلب بلندتر می شود و راه قلب به طور کامل مسدود می شود ، طلاق عاطفی رخ خواهد داد و میان مال و احساسات محبت آمیز فاصله ای عمیق خواهد افتاد. به کمک برقراری ارتباط صحیح و با قدرانی از کارهای یکدیگر می توانیم دیوار دور قلبمان را خراب کرده و مهر و عشق از دست رفته را باز یابیم. مسوولیت شخصی و التیام نفس وقتی نیازهای احساسی ما در ازدواج برآورده نمی شوند ، اختلافات حل و فصل نشده مربوط به گذشته ها خودنمایی می کنند ، لحظه ای احساس مهر و عشق می کنیم و لحظه ای بعد به طلاق می اندیشیم. هرگاه احساس می کنید حال خوبی ندارید و یا این که از یک عمل یا حرف همسرتان برآشفته شده اید، بدانید که در اعماق وجود شما چیزی هست که نیاز به التیام دارد. در این شرایط لازم است که بخشاینده تر و پرمهرتر ظاهر شویم. در این مواقع باید از خود مراقبت و یا حتی در صورت لزوم به روان درمانگر مراجعه کنیم . در این هنگام، با بخشش و چشم پوشی کردن از بی مهری های گذشته هم خویشتن خویش را التیام بخشیده ایم و هم همسرمان را از آماج سرزنش های خود و مشاجره های مجدد دور می کنیم. احترام متقابل به یکدیگر باید توجه داشت که هر مشاجره ای در هر زمینه ای نباید منجر به ریختن حرمت و احترام بین طرفین شود. به عبارتی حتی برای مشاجره و بگومگوهای زوجین هم باید یک حد و مرز مشخصی در نظر گرفته شود و هیچ یک از زوجین نباید پا را فراتر از آن بگذارند . عشق و مهر و محبت زن ها بیشتر زمانی احساس محبت می کنند که از ناحیه شوهرشان حمایت عاطفی شوند. زن وقتی عشق را احساس می کند که دریابد عشق و محبت شوهرش ادامه دار است. ممکن است مسائلی مانند سالگرد ازدواج ، تاریخ تولد و یا حتی وقایع مهم زندگی برای مرد اهمیتی نداشته باشد و حتی به دست فراموشی سپرده شود ، اما برای اغلب زنان این مساله در درجه بالایی از اهمیت قرار دارد چرا که استمرار عشق و محبت شوهر را برایشان به اثبات می رساند. اغلب زنان احساسات شنیداری و کلامی را بهتر درک می کنند. جملاتی مانند «من به توعلاقه دارم»، «احساست را درک می کنم»، «می دانم از چه خوشت می آید» و «همیشه در کنارت خواهم بود» اگرچه جملات ساده ای هستند ، اما اگر از جانب مرد به زن اعلام شوند در جلب مهر و محبت و عشق زن بسیار موثر خواهد بود. اما دریافت عشق و محبت از جانب مرد متفاوت است. او در صورتی احساس مهر و عشق می کند که زنش پیوسته از کارهایی که او انجام می دهد قدردانی و تعریف و تمجید نماید. مرد زمانی شاد می شود که همسرش راضی باشد. در حالی که زن از گرفتن حتی یک شاخه گل سرخ به عنوان هدیه احساس مهر و عشق می کند، مرد از مورد قدردانی واقع شدن به این احساس می رسد. وقتی مرد برای همسرش کارهای کوچک می کند و زنش از او تشکر می نماید ، مرد احساس محبت می کند. اگر مرد فراموش کرد ، زن مدبر کسی است که به لحن غیرمتوقعانه موضوع را به او یادآور شود. و مرد متعهد نیز مردی است که به محض یادآوری همسرش را مورد دلجویی و محبت قرار داده و سهل انگاری خود را از دلش درآورد. در غیر این صورت این بی مهری ها به مرور زمان انباشته شده و به جایی می رسد که حتی حمایت و دلجویی و تدبیر نیز کاری از پیش نبرده، طلاق عاطفی زوجین را سبب خواهد شد. دوستی ، استقلال و تفریح سرکوب احساسات به روحیه دوستانه زن و شوهر آسیب می رساند. اگر زن یا شوهر، هر کدام به تنهایی در زندگی زناشویی خود از خودگذشتگی نشان دهند ازدواجشان پابرجا باقی می ماند اما مهر و عشق آنها را تنها می گذارد. بدون داشتن مهارت های جدید ارتباطی با آن که ممکن است ازدواج پابرجا باقی بماند، مهر و عشق صحنه را خالی می کند و زندگی زناشویی فقط جنبه فیزیکی به خود گرفته وهمان طلاق عاطفی را منجر خواهد شد. وقتی زنی به همسرش علاقه دارد اما به او برای حمایت از خود کمک نمی کند، در واقع به روابط زناشویی خود آسیب می رساند. مرد تنها زمانی در روابط زناشویی خود موفق ظاهر می شود که بتواند خواسته ها و نیازهای همسرش را برآورده سازد. برای ایجاد دوستی در روابط زناشویی باید تعادلی میان استقلال و وابستگی ایجاد شود. همان طور که نیاز به همسرمان مبنای شوق و عشق و تداوم زندگی است، اما اگر به اندازه کافی استقلال و خود مختاری نداشته باشیم، در مواقعی که همسرمان چیزی ندارد که به ما بدهد و یا در مواقعی که بنابر دلایلی (که منطق خودش حکم می کند) نخواهد کاری را برای ما انجام دهد، احساس می کنیم در گرفتن آنچه به آن نیاز داریم، ناتوان هستیم. با قبول مسوولیت در قبال خود و با التیابم بخشیدن به خوشیتن، می توانیم در مواقعی که همسرمان نمی تواند کاریبرای ما انجام دهد اقدامی برای خود صورت دهیم. از جمله این موارد می توان از وابستگی های افراطی مرد در تمامی زمینه ها نام برد. احساسات بیش از حد و زیاده روی، توقعات را بالا خواهد برد و این نیز پیش زمینه ای برای مشاجرات خانوادگی است. |

اغلب زوجها در مذاکراتشان دچار اختلاف می شوند . این مسأله به مباحثه و گاه از سر ناآگاهی به مجادله تبدیل می شود.
یعنی
ناگهان حالت دوستانه ی صحبت عوض می شود و با سرزنش ، گله وشکایت، افترا،
امر ونهی ، دلخوری وشک وتردید شروع به آزار یکدیگر می کنند.
مردان و زنان با این کار ، نه تنها به احساسات خود، بلکه به مناسبتشان نیز ضربه می زنند.
همانگونه که ارتباط ، از اساسی ترین ارکان مناسبات اجتماعی است ، مباحثه ودعوا هم می تواند ویران کننده ترین رکن آن باشد.
وقتی
میان دو نفر رابطه ی عاطفی وجود نداشته باشد، خیلی راحت تر است که زمان جر
و بحث ، خود را از معرکه کنار بکشند ودر حالت انفعالی بمانند. ولی زمانی
که دو نفر رابطه ی احساسی قوی دارند، هنگام بحث خیلی آسان همه مسائل را به
خودشان می گیرند.
بیهوده دعوا نکنید
همسرانی که تمام مدت در حال جر وبحث _هرچند بسیار ساده _ هستند ، به تدریج شاهد مرگ عواطفشان خواهند بود.
از
طرف دیگر ، بعضی ها به طرز افراط آمیزی، احساسات صادقانه خود را در نطفه
خفه می کنند تا از برخورد های احتمالی خود داری کنند . غافل از اینکه در
نتیجه ی خفه کردن احساسات حقیقی و صادقانه ی خود ، تماس با احساسات عاشقانه
را نیز فراموش می کنند.
بهترین راه برای هر زن وشوهر ، یافتن حالت بین
افراط و تفریط است. با در نظر گرفتن این مسئله که زن و مرد با هم
متفاوتند، و نیز این موضوع که با کسب مهارتهایی برای بر قراری یک ارتباط
خوب می توان از مباحث بیهوده پرهیز کرد ، بی آنکه احساسات منفی راخفه کنیم.
مراقب حرف زدنتان باشید
در نظر داشته باشید همیشه موضوع بحث نامناسب نیست ، بلکه گاه نحوه ی گفتارها نامناسب است.
مجموعاً
وقتی مردها در مبارزه ، همه عزمشان را جزم می کنند تا ثابت کنند که حق با
آنهاست ، ناخود آگاه توانایی آنها در برقراری ارتباط دوستانه و داشتن لحن
اطمینان بخش به همسرشان کمتر می شود .
در چنین مواقعی ، اختلاف سلیقه ای
جزئی ، در یک چشم بر هم زدن باعث برخورد خشونت آمیز می شود . زمانی که مرد
حرمت احساسات آسیب دیده زن را نادیده می گیرد، به سختی می تواند درد زن را
بفهمد ، زیرا او نسبت به اظهارات نامهربان ولحن کلام زن ، آسیب پذیر وحساس
نیست و در نتیجه ممکن است حتی درک نکند چقدر شریکش را آزرده می کند و به
این ترتیب حس مقاومت زن را تحریک می کند.
بهترین راه برای ختم دعوا
زنها
متوجه نیستند چقدر می توانند مردها را آزرده کنند . بر عکس مردها زمانی که
زن احساس مبارزه با مرد می کند ، با لحن کلام و نوع صحبتش شکایت خود را به
مرد نشان می دهد.
این موضوع برا ی مرد بسیار دردناک است ، علی الخصوص اگر با هم روابط عاطفی داشته باشند؟!
بهترین روش برای خاتمه دادن دعوا ، پیشگیری قبل از وقوع آن است .
تشخیص
دهید چه زمانی اختلاف سلیقه تبدیل به بحث و جدل می شود. سکوت را رعایت
کنید ((یا برای یک بار هم که شده سکوت را در جر و بحث تجربه کنید.)) به
خاطر داشته باشید برخوردتان با او به چه صورت بوده است . سعی کنید بفهمید
چیزی را که نیاز داشته به او هدیه نداده اید .
برگردید و با مهربانی و
احترام شروع به صحبت کنید . با کناره گیری از معرکه ، خونسردی خود را حفظ
کنید، زخمهایتان را التیام ببخشید و قبل از اینکه در برقراری ارتباط با
دیگری تلاش کنید ، روحیه بهتری پیدا کنید.
در جرو بحث ها به حضور دو نفر نیاز است، ولی یک نفر باید دعوا را خاتمه دهد
ریشه
بسیاری از طلاق هایی که درسطح اجتماع اتفاق می افتد ،جر و بحث های روزمره
ای بوده است که به نظر بسیار جزئی و قابل اغماض می آمده اند .
اگر
دریافته باشید که همسر شما با آنچه می گویید مخالفت نمی کند ، بلکه به نحوه
ی گفتار شما اعتراض دارد ، می توانید بسیاری از جر و بحث ها را از میان
بردارید. همیشه این جمله را با خود زمزمه کنید :
(در مجادله ها به حضور دو نفر نیاز است، ولی یک نفر باید دعوا را خاتمه دهد)
فراموش نکنید فرزندان شما به محیطی آرام و عاری از هرگونه مجادله نیاز دارند.
منبع : مجله شمیم
5 راه برای حفظ علاقه در رابطه ی زناشویی!
١- زن خود را گرامی بدارید . به شوهر خود احترام بگذارید.
نیاز احساسی یک زن، ارجمند شمرده شدن است و این امر، وظیفه شماره یک شوهر به شمار می رود. بدین معنا که احساس او را دوست بدارید و برایش ارزش قایل شوید؛ او اولویت شماره یک شما محسوب می شود.
نیاز اصلی احساسی یک مرد این است که از سوی همسرش مورد احترام قرار گیرد. هنگامی که او به خانه می آید دوست دارد احساس کند دست کم یک نفر در دنیا وجود دارد که فکر می کند او مهم است. این بدان معناست که هنگامی که او وارد خانه می شود، تلفن را کنار بگذارید.
2- مثل دو دوست خوب با یکدیگر رفتار کنید.
زیر سایه ازدواج، یکی از موهبت های الهی که به عروس و داماد اعطا شده است، این است که آنها باید دوست های خوبی برای یکدیگر باشند.
ویژگی عمده دوستی این است که هر کس به احساسات و نیازهای طرف مقابل احترام بگذارد و برای آنها ارزش قایل شود. ارزش قایل شدن یعنی، آنچه که برای شما مهم است برای من نیز مهم باشد؛ این یک روش کلیدی و اساسی است برای آنکه همسرتان احساس کند شما دوستش دارید.
سعی کنید به همه کارهایی که همسرتان برای شما انجام می دهد توجه کرده و به وسیله یک قدردانی صادقانه به آن اعتراف کنید.
3- این چهار کلمه طلایی را به خاطر بسپارید.
گوش دادن، توافق، جبران و قدردانی. از همان آغاز ازدواج خود، بر سر این قانون ابتدایی توافق نمایید: مهم نیست که چه قدر ناراحت هستید، هیچ وقت یک دعوای لفظی را شروع نکنید.
دعوای شدید فقط مشکلات را وخیم تر می کند، و باعث تیرگی روابط می شود. به جای دعوا، چهار کلمه طلایی را اجرا کنید:
گوش دادن: این امر برای همکاری و حل مشکلات، ضروری است. اجازه دهید همسرتان، بی آنکه کلامش قطع شود صحبت کند، و سپس سخنانش را تکرار کنید. این کار شما باعث می شود همسر شما مطمئن شود که به حرف هایش گوش کرده اید.
توافق: هنگامی که هر دو نفر از راه حل خوشنود هستید ، بکوشید تا مشکلات را برطرف کنید. هیچ یک از طرفین نباید احساس کنند که مجبور به پذیرفتن نقطه نظر طرف مقابل هستند.
جبران: هنگامی که از نظر احساسی به یکدیگر لطمه می زنید، لطمه به وجود آمده را جبران کنید و احساسات باقی مانده از عصبانیت و دلخوری را برطرف کنید. تصمیم بگیرید صددرصد مشکلات را از بین ببرید و دوستی را جایگزین آن کنید. یک دلخوری کوچک، هنگامی که 50 مرتبه جمع شود، می تواند دیواری از جدایی و کدورت به جای بگذارد.
قدردانی: هیچ وقت نمی توانید به اندازه کافی از همسر خود قدردانی کنید. سعی کنید به همه کارهایی که همسرتان برای شما انجام می دهد توجه کرده و به وسیله یک قدردانی صادقانه به آن اعتراف کنید.
4- حد و مرزهای مستحکمی ایجاد کنید.
همسر شما اولویت شماره یک شما محسوب می شود ، نه خانواده، خویشاوند، دوست، فرزند، کار، یا سرگرمی شما. حد و حدود مستحکمی ایجاد کنید تا نشان دهد که شما برای ازدواج خود ارزش قایل هستید و به هیچ چیز و هیچ کس اجازه نمی دهید رابطه شما را کم رنگ کند.
این امر بدین معنا نیست که خانواده ی خود را فراموش کنید یا نسبت به کار و تحصیلتان بی توجه باشید ، اما فراموش نکنید همسرتان دیگر جزئی از شماست ودر زمان مشغله هم باید به او بفهمانید چقدر برایتان مهم است.
5- روزانه خوشحال کننده ای به یکدیگر بدهید.
کاری کنید تا طرف مقابلتان احساس خوبی داشته باشد ،و تلاش کنید هر روز با دادن یک روزانه، همسرتان را شاد کنید. اگر او می گوید گل مریم دوست دارد، به خاطر این که فکر می کنید رز رمانتیک تر است، برای او رز نخرید.
دریابید که همسرتان دوست دارد چه هدیه ای از شما بگیرد، آیا دوست دارد آن هدیه یک ابزار محبت و علاقه، دریافت یک کادو، کمک کردن (مثل کمک در کارهای خانه...) باشد، یا سپری کردن اوقات خوشی با یکدیگر، یا...
آنها را به خاطر بسپارید و جزء کارهای روزانه خود قرار دهید.
گرفتار روزمره گی شدن بدترین اتفاق ممکن است ، سعی کنید روز هایتان را تنوع دهید..
..
منبع: مجله موفقیت
گنجشک با خدا قهر بود…
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که
دردهایش را در خود نگاه میدارد…
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،
گنجشک هیچ نگفت و…
خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.
تو همان را هم از من گرفتی.
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه کلامش بست…
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.
آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...
جیت،
قرابت و ملکیت با شرایطی از عوامل وجوب نفقه اند. نفقه زوجه با عقد دائم و
به شرط تمکین، بر زوج و نفقه پدر و مادر( در صورتی که فقیر باشند) بر
فرزند( اگر زنده بوده و توانایی داشته باشد) و در غیر این صورت بر فرزند و
فرزندان آنها واجب است. در مقابل، نفقه فرزند بر پدر و در عدم وجود پدر یا
فقیر بودن او، بر جد یا پدر جد و در صورت فوت یا فقر آنها بر مادر یا جد
مادری واجب است. نفقه سایر خویشاوندان در صورت فقر، به ویژه بر کسانی که در
حکم ورثه هستند، مستحب است.عامل دیگر، ملکیت است. بر مالک برده یا کنیز
واجب است ، مخارج زندگی آنها را بپردازد یا اگر مملوک دارای رحفه ای باشد،
بخشی یا مجموعه ای از درآمدش را به او واگذارد حتی فقیهان به وجوب تامین
آب، علوفه و اسطبل حیوان هایی فتوا داده اند که به گونه ای در ملکیت یا در
تسخیر و سلطه انسان قرار دارند. مقدار نفقه واجب و سایر فروعات آن در کتاب
های فقهی به طور گسترده بررسی شده است و در این جا مجالی برای ذکر آنها
نیست.نفقات واجب را می توان از ارکان یا از محورهای اصلی مکانیسم توزیع
ثروت و درآمد در اسلام نام برد. افرادی که نفقه برای آنان واجب است، کسانی
اند که به علت خردسالی یا پیری یا وظایف و اشتغال های ویژه یا به هر دلیل
دیگر از تهیه مخارج زنگی خود محروم و ناتوان هستند. این وظیفه نقطه آغاز
پیش گیری از فقر و مبارزه با آن است.معمولا در سلسله پدری ، مادری یا
فرزندی تعدادی از افراد زنده اند اگر پدران، مادران یا اجداد به وظیفه خود
نسبت به فرزندان و همسران خویش عمل کنند؛ گسترش فقر به طور چشم گیری مهار
خواهد شد و فقط کسانی که فاقد والدین و فرزند هستند در طبقه فقرا قرار
خواهند گرفت که با به اجرا درآمد حکم استحباب نفقه هستند در طبقه فقرا قرار
خواهند گرفت که با به اجرا درآمدن حکم استحباب نفقه خویشاوندان تقریبا
فقیری باقی نخواهد ماند.
الف) نفقه والدین:
منظور از والدین، پدر،
مادر، جد، و جده به بالا است و کلمه والدین همه آنها را شامل می شود.
عالمان بر این مساله اتفاق دارند که اگر والدین فقیر باشند، نفقه آن ها بر
فرزند واجب است آیات متعددی بر وجوب احسان به والدین دلالت دارن. یکی از
مصادیق آشکار احسان به والدین، نفقه و تامین مخارج زندگی آنان است.و
پروردگارت فرمان داده چز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید هر گاه
یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند کمترین اهانتی به آنها
روا مدار و بر آن ها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به
آنها بگو.بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان
بخوانم این که چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید.خدا
را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید و
همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و همسایه دور و
دوست و هم نشین و واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آنها هستید زیرا
خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است[ و از ادای حقوق دیگران سرباز و می
زند] دوست نمی دارد.از تو می پرسند: چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و
نیکی [ و شرمایه سودمندی مادی و معنوی] که انفاق می کنید باید برای پدر و
مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیری
که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است[ لازم نیست تظاهر کنید او می
داند]بعضی انفاق در آیه انفاق را واجب و برخی مستحب تفسیر کرده اند. از
طرفی پرداخت زکات به والدین جایز نیست؛ بنابراین بر اساس مبنای کسانی که
انفاق را واجب تفسیر کرده اند، برای والدین، همان نفقه، واجب خواهد بود.از
آن چه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند را بر عموم نفقات از جمله نفقه
واجب پدر و مادر حمل کرده اند و نیز نقل شده که منظور نفقه عیال است. ب)
نفقه عیال (زوجه)
مادران، فرزندان خود را دو سال تمام شیر می دهند. این
برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند و بر آن کس که فرزند
برای او متولد شده[ پدر] لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طو شایسته در
مدت شیر دادن بپردازد، حتی اگر طلاق گرفته باشد. هیچ کس موظف به بیش از
مقدار توانایی خود نیست، نه مادر به سبب اختلاف با پدر، حق ضرر زدن به کودک
را دارد و نه پدر و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد. هزینه
مادر را در دوران شیرخوراگی تامین نماید و و اگر آن دو با رضایت یکدیگر و
مشورت،بخواهند کودک را زودتر از شیر بازگیرند گناهی برآنها نیست و اگر با
عدم توانایی یا عدم موافقت مادر خواستید دایه ای برای فرزندان خود بگیرد
گناهی بر شما نیست به شرط این که حق گذشته مادر را به طور شایسته بپردازید و
از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و بدانید خدا به آن چه انجام می دهید، بینا
است.مردان ، سرپرست و نگهبان زنانند به سبب برتری هایی که خداوند از نظر
اجتماع برای بعضی بر بعضی دیگر قرار داده است و به جهت انفاق هایی که از
اموالشان در مورد زنان می کنند. ج) نفقه زنان مطقه:آنها[ = زنان مطلقه] را
هر جا خودتان سکونت دارید و در توانایی شماست سکونت دهید و به آنها زیان
نرسانید تا کار را آنان تنگ کنید[ و مجبور به ترک منزل شوند] و اگر باردار
باشند نفقه آنها را بپردازید تا وضع حمل کنند و اگر برای شما فرزند را شیر
می دهند پاداش آنها را بپردازید و درباره فرزندان کار را با مشاوره شایسته
انجام دهید و اگر به توافق نرسیدید زن دیگری شیردادن آن بچه را بر عهده
گیرد آنان که امکانات گسترده ای دارند باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند
و آنها که تنگدستند، از آن چه که خدا به آن ها داده انفاق نمایند هیچ کس
راجز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی کند خداوند به زودی بعد از
سختی ها آسانی قرار می دهد.زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه
دیدن[ و پاک شدن] انتظار بکشند[ عده نگه دارند] و اگر به خدا و روز رستاخیز
ایمان دارند برای آنها حلال نیست که آن چه را خدا در رحم هایشان آفریده
کتمان کنند و همسرانشان برای بازگراندن آنها و[ از سرگرفتن زندگی زناشویی]
در این مدت [ از دیگران] سزاوارترند، در صورتی که به راستی خواهان اصلاح
باشند و برای زنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته ای قرار
داده شده و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حکیم است.زنان همان
طور که وظایفی برعهده دارند حقی هم دارند استفاده کرد چنان که از امام
صادق(ع) درباره حق زن بر شوهر سوال شد حضرت فرمودند: شکمش را سیر کند، بدنش
را بپوشاند و اگر نادانی کرد، او را ببخشد. و هنگامی که زنان را طلاق
دادید و به واپسین روزهای عده رسیدند، یا به طرز صحیحی آنها را نگاه دارید و
آشتی کنید یا به طور پسندیده ای آنها را رها سازید و هیچ گاه برای زیان
رساندن و تعدی کردن آنها را نگاه ندارید و کسی که چنین کند به خویشتن ستم
کرده است.این است که به گونه ای که خداوند برای او مباح کرده او را نگه
دارد یعنی آن چه از نفقه خداوند بر او واجب کرده به او بدهد، با او حسن بر
خورد داشته باشد و امثال این ها. و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرار می
گیرند و همسرانی از خود به جای می گذارند باید برای همسران خو وصیت کنند که
تا یک سال آنها را [ با پرداختن هزینه زندگی] بهره مند سازند به شرط این
که آنها[ از خانه شوهر] بیرون نروند و اقدام به ازدواج مجدد نکنند و اگر
بیرون روند حقی در هزینه ندارند ولی گناهی بر شما نیست به آن چه درباره خود
به طور شایسته انجام می دهند و خداوند توانا و حکیم است. د) نفقه مملوک: و
خدا را بپرسید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی
کنید، همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و همسایه
دور و دوست و هم نشین و واماندگان در سفر و بردگان که مالک آنها هستید؛
زیرا خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است و از ادای حقوق دیگران سرباز
می زند دوست نمی دارد.
.:: This Template By : web93.ir ::.