+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

آیا چشم زخم از نظر قرآن واقعیت دارد یا خرافه است؟

مقدمه:

تاثیر چشم و نیروهای مرموز آن از دیر زمان مورد توجه بشر بوده است. شاید نتوان تاریخ دقیقی برای شروع این عقائد یافت اما آنچه مسلم است انسان‌ها در اثر تجربیات روزمرّه و برخی نقل‌های تاریخی و دینی به این مطلب اعتقاد پیدا کرده‌اند هر چند که در این بین خرافاتی نیز راه یافته است که نیازمند پالایش است.

تعریف چشم زخم:

نیروی مرموزی است که در چشم برخی انسان‌ها وجود دارد که ممکن است با یک نگاه مخصوص، طرف مقابل را بیمار یا هلاک کند.(تفسیر نمونه، ج 24، ص 424)

چشم زخم از منظر قرآن کریم

به نظر می‌رسد در قرآن، آیه‌ای که به صراحت از «چشم زخم» سخن گفته باشد وجود ندارد اما در قرآن آیاتی وجود دارد که در مورد «چشم زخم» به آن استناد شده است از جمله:

1. قرآن کریم در سوره‌ی قلم آیه‌ی 51 می‌فرماید:

«وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ»؛ و مسلماً نزدیک بود کسانی که کفر ورزیدند هنگامی که آگاه کننده (= قرآن) را شنیدند با چشمانشان تو را بلغزانند و می‏گویند: «قطعاً او دیوانه است.»

شأن نزول آیه‌ی شریفه

الف. برخی مفسران در شان نزول این آیه نقل کرده‌اند که در مورد گفتار برخی مخالفان ولایت علی(ع) در روز غدیر خُم بود که به پیامبر(ص) (در هنگامی که دست علی(ع) را برای امامت بالا برد) نگاه کردند و گفتند: به چشمان او نگاه کنید مثل چشم دیوانگان می‌چرخد. پس جبرئیل آمد و آیه‌ی فوق نازل شد.

ب. بعضی مفسران نقل کرده‌اند که در قبیله‌ی بنی اسد افرادی بودند که قدرت چشم زخم داشتند و برخی از آنها می‌خواستند پیامبر(ص) را چشم زخم بزنند که آیه‌ی فوق به این مناسبت نازل شد.(تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج 5، ص 215 )

بررسی:

با توجه به سیاق و لحن آیه که می‌فرماید: «نزدیک است که کافران با چشم، تو را بلغزانند» می‌توان از میان اقوال، این قول را پذیرفت که: «این آیه کنایه از نگاه‌های بسیار غضب آلود است مثل اینکه می‌گوئیم فلان کس آنچنان بد به من نگاه کرد که گویی می‌خواست مرا با نگاهش بخورد یا بکشد»

و آیه در مقام بیان نوعی نگاه خشم آلود، و چشم غرّه رفتن است به طوری که طرف مقابل را بترساند و از جای خود بلغزاند و از میدان بِدَر کند.

2. در سوره یوسف آیه‌ی 67 می‌فرماید:

«وَقَالَ یَا بَنِیَّ لاَ تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ...»

در آیه شریفه آمده که حضرت یعقوب(ع) از فرزندش می‌خواهد که از یک در وارد نشوند بلکه از چند در وارد شوند علت این امر چیست؟

«گروهی از مفسران گفته‌اند: علت این بوده که برادران یوسف از جمال کافی بهره‌مند بودند (اگر چه یوسف نبودند ولی برادران او بودند) و هم قامت‌های رشید داشتند، و پدر نگران بود که جمعیت یازده نفری که قیافه‌های آنان نشان می‌داد از یک کشور به مصر آمده‌اند، توجه مردم را به خود جلب کنند، او نمی‌خواست از این راه چشم زخمی به آنها برسد.

بخشی از این چشم زخم، حق است و از نظر علمی نیز بوسیلة سیاله مغناطیسی مخصوصی که از چشم بیرون می‌پرد، قابل توجیه می‌باشد، هر چند عوام الناس آنرا با مقدار زیادی از خرافات آمیخته‌اند.»

چشم زخم از منظر عقل و علم:

اثر عمیق چشم در دیگران که موجب هلاکت یا بیماری آنها شود از نظرعقلی محال نیست. چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشم‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست. می‌توان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشم‌هاست.

در دنیایی که «اشعه‌ی لیزر» که شعاعی است نامرئی، می‌تواند کاری کند که از برخی سلاح‌های مخرب ساخته نیست؛ پذیرش وجود نیروی در بعضی از چشم‌ها، که از طریق امواج مخصوص در طرفِ مقابل اثر بگذارد چیز عجیبی نخواهد بود.

و بسیاری نقل کرده‌اند که افرادی را دیده‌اند که دارای این نیروی مرموز چشم بوده‌اند بنابراین این امور از نظر عقل و علم ممکن است.

چشم زخم از دیدگاه روایات:

در نهج البلاغه می‌خوانیم: «العین حق و الوتی حق»

«چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است»

در برخی روایات از امام صادق(ع) نقل شده که برای جلوگیری از چشم زخم (توسط خود انسان) یا چشم خوردن سه مرتبه بگویند: «ما شاء الله لاقوة الا بالله العلی العظیم»

و در برخی روایات دیگر حکایت شده است که ذکر خدا را بگوید کافی است.

جمع بندی و نتیجه‌گیری:

در قرآن کریم به صراحت از «چشم زخم» سخنی به میان نیامده است، ولی در روایات اشاراتی به این نیروی مرموز چشم شده است، و از نظر عقل و علم نیز مانعی جهت پذیرش «چشم زخم» نداریم اما باید توجه داشت که این مطالب به معنای پذیرفتن همه خرافاتی که در این زمینه رایج است، نمی‌باشد.


   برچسب‌ها: چشم زخم از منظر قرآن
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

 

 آیت الله عبدالله جوادی آملی:
در سوره مبارکه احزاب ذات اقدس اله وجود مبارک پیامبر (ص) را اسوه ما قرار داد؛ �لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ‌الله أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ�.

�ما باید به آن حضرت ائتسا کنیم؛ ائتسا یعنی اقتدا کنیم. ما باید او را اسوه و قدوه خود قرار بدهیم و به تعبیر رایج به او تأسی کنیم. خب این معارفی را که برای حضرت نقل کرده‌اند در جریان اسراء و معراج، آیا این از حوزه اسوه بودن و ائتسای ما و اسوه بودن او بیرون است یا ما هم باید اسراء داشته باشیم؟

وجود مبارک حضرت نماز صبح خواندند، ظهرین خواندند، مغربین خواندند، بعد آمدند گفتند نماز، وضعش این است؛ خب نمازی که از معراج آمده ما را به معراج می‌برد دیگر! اگر ما بخواهیم به آن حضرت تأسی کنیم، ائتسا کنیم، راه براق ما همین است؛ حالا سیر زمینی که مهم نیست، قسمت مهم همان عروج معنوی است.

بعضی از بزرگان اهل معرفت می‌گویند اینهایی که نماز می‌خوانند، حضور قلب ندارند چطور به‌خودشان اجازه می‌دهند بگویند �السلام علیکم و رحمه‌‌الله و برکاته�؟ می‌گوید من که خجالت می‌کشم؛ رازش این است که نماز �تحریمها التکبیر و تحلیلها التسلیم�‌ یعنی تکبیره‌الاحرامش همانطوری که حاجی و معتمر عند‌الاحرام با گفتن لبیک مُحرم می‌شود نمازگزار با تکبیره‌‌الاحرام محرم می‌شود و دیگر همه‌چیز بر او حرام است؛ تحریمها التکبیر.

خب بعد وقتی که این اذکار و ادعیه و رکعات و سجودها را انجام داد همانی که قبلاً بر او حرام بود می‌شود حلال. با همان از نماز خارج می‌شود؛ تحلیلها التسلیم. این �السلام علیک�، �السلام علینا�، �السلام علیکم� این سه جمله نه ذکر است نه دعا؛ اینها کلام آدمی است. اگر همین �السلام‌علیک� را وسط نماز بگوییم هم معصیت کرده‌ایم، هم نماز باطل می‌شود؛ برای اینکه نه ذکر است، نه دعا، نه قرآن.� بزرگان می‌گویند شما رویتان می‌شود بگویید �السلام‌ علیکم�؟

چه کسی می‌گوید السلام‌علیکم؟ کسی که غایب بوده، در بین مردم نبوده، تازه از در وارد شده می‌گوید �السلام‌ علیکم� اما کسی که� در حضور مردم باشد، دلش پیش مردم باشد، یا وقتی یک کسی به دیگری که در کنارش نشسته یکدفعه بگوید �السلام ‌علیکم� این مضحک است دیگر! بزرگان می‌گویند شما حواستان پیش خودتان بوده پیش مأمومین‌تان بوده که چقدر به شما اقتدا کرده‌اند،� چه کسانی به شما اقتدا کردند و... چطور رویتان می‌شود شما که غیبت نکرده‌اید، معراج نکردید، جای دیگر نرفته‌اید، بگویید �السلام‌ علیکم�؟ می‌گوید ما که خجالت می‌کشیم!

اگر در سوره احزاب گفته شد �لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ‌الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ� یعنی ما جریان اسراء و معراج را برای شما شرح دادیم که شما به آن حضرت ائتسا کنید، شما هم معراج کنید منتها حالا حضرت در قله، شما در دامنه. اگر وجود مبارک حضرت و همچنین اهل‌بیت(ع) به درجه صد رسیده‌اند ما لااقل به درجه یک برسیم؛ و این راه و وسیله‌ای است برای ما. آنگاه آیه سوره مبارکه اعراف معنای خاص خودش را پیدا می‌کند. فرمود چرا شما در ملکوت نگاه نمی‌کنید؛ �أَوَ لَمْ یَنظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ�؟� وجود مبارک ابراهیم خلیل ملکوت را دید، شد اهل رویت؛ شما نگاه بکنید بلکه ببینید! همانطور که ما در فارسی بین نگاه و دیدن فرق می‌گذاریم در عربی هم بین نظر و رویت فرق است.

فرمود �أَوَ لَمْ یَنظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ�. آنگاه آیه سوره مبارکه انفال هم فرمود که �إِن تَتَّقُوا‌الله یَجْعَل لَکُمْ فُرْقَاناً�. راه تنها راه درس و بحث نیست؛ اگر شما وارسته بودید خیلی چیزها را من یادتان می‌دهم؛ فرق بین حق و باطل، صدق و کذب، خیر و شر و... را خدا عطا می‌کند.

خیلی از موارد است که انسان متحیر است، با استخاره هم مشکلش حل نمی‌شود ولی با راه دیگری می‌شود؛ اگر قصه اسراء و جریان معراج حضرت (ص) مطرح است برای اینکه ما را هم به اسراء و معراج دعوت بکنند. این قصه فقط افسانه‌ای برای گذشته‌ها نیست، یک واقعیت است و صرف کمال برای پیامبر(ص) هم نیست؛ مثل نبوت و رسالت نیست که ما نتوانیم تأسی کنیم؛ این کمالات علمی و عملی حضرت است و ما به اندازه خودمان باید تأسی کنیم.


   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

 

 

 

روز عرفه از ایام باشکوه و عظیم است. روزی است که در‌های آسمان را برای پذیرش تضرع‌های عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله می‌گشایند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است . آری باز هم فرصت برای بازگشت انسان به اصل و جایگاه اعلی اولیه‌اش را فراهم می‌کنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار می‌کنند. چقدر ظلم کردیم! چقدر نادیده گرفتیم آن همه رحمت را! ولی باز هم می‌خوانندمان، دعوتمان می‌کنند و می‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شویم. آری روز عرفه، روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و اطاعت خود دعوت کرده و از آن سوی سفره جود خود را برای آنها گسترانیده است.

شیطان را در این روز در غل و زنجیر می‌کشد و باز هم زمینه پیروزی انسان را بر نفس فراهم می‌کند. امام صادق (ع) فرموده‌اند: اگر شخص گناه‌کاری نتواند در شب‌های قدر خود از قدر و منزلت خود به نحو احسنت استفاده کند و بهره گیرد، می‌تواند در این روز از امتیازات برخورداری از رحمت الهی برخوردار شود.1

وجه تسمیه روز عرفه:

1. آورده‌اند که: زمانی‌که جبرییل مناسک حج ابراهیمی را به ابراهیم خلیل‌الله می‌آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت: (عرفت) و او پاسخ بلی را داد - لذا به این نام خوانده شد.

2.� همچنین آورده‌اند که: مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می‌کنند و بعضی آن را از جهت تحمل و صبر و رنجی می‌دانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شوند، چرا که یکی از معانی �عرف� صبر و شکیبایی است.2

3.� همچنین در روایتی آمده که آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به کره خاکی در این سرزمین یکدیگر را یافتند و به همین دلیل عرفات و این روز عرفه نام گرفته است.3

پیشینه‌ وقوف در عرفات:

عرفات جمع عرفه به معنای شناخت است و از آنجا که آن‌جا وادی شناخت و معرفت خدا و نفس و خود است، عرفات نام گرفته.

الف) حضرت آدم و عرفات:

�فتلقی آدم من و به کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم�

-� آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خدا توبه‌ او را پذیرفت؛ چرا که او توبه پذیر است. طبق روایت اما صادق (ع)، آدم پس از خروج از جوار خدا و فرود به دنیا چهل روز هر بامداد بر فراز کوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرییل برآدم فرود آمد پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: چرا گریه نکنم در حالی که خداوند مرا از جوار و بارگاهش بیرون راند و در دنیا فرود آورد.

جبرییل گفت: ای آدم، به درگاه خدا توبه کن و به سوی او بازگرد آدم گفت چگونه توبه کنم؟ جبرییل او را در روز 8 ذی‌حجه به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرییل به عرفات رفت. پس از نماز عصر آدم را به وقوف در عرفات واداشت و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد. بگو ای آدم:

سبحانک اللهم و بحمدک لااله‌الاانت عملت سوء و ظلمت نفسی و اعترفت بذنوبی اغفرلی انک انت الغغور الرحیم.

آدم تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش به آسمان بلند بود و با تضرع اشک می‌ریخت، وقتی که آفتاب غروب کرد، همراه جبرییل روانه مشعر شد و شب در آنجا وقوف کرد و صبح‌گاهان با کلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خدا توبه کرد و خدا توبه او را پذیرفت چرا که او توبه‌پذیر است.

همین مطلب را شیخ صدوق در کتاب �امالی� در روایتی از امام حسن (ع) نقل می‌کند که آن حضرت فرموده است: شخصی یهودی خدمت رسول خدا آمد، او از افراد دانای یهود بود از پیامبر سؤالاتی نمود، یکی از سؤالاتش به این قرار بود، چرا خداوند به بندگانش امر نمود تا بعدازظهر در صحرای عرفاتوقوف نماینده پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و اله) فرمودند: ساعتی است که حضرت آدم (ع) در آن ساعت مرتکب معصیت (گناه اولی) شد و خداوند بر امت من واجب نمود تا در بهترین مکان‌ها وقوف نمایند و نزد او تضرع و دعا نمایند تا بهشت را مجدداً در اختیار آنها نهد و آن ساعتی که مردم از عرفه می‌روند یعنی مغرب،‌ ساعتی است که حضرت آدم (ع) در آن ساعت از خداوند خویش سخنانی را فرا گرفت و خداوند با رحمت خود بر او بازگشت و توبه را پذیرفت (چرا که توبه‌پذیر و مهربان) است.

و ایشان فرمودند: به خدا قسم که برای آسمان‌ها دری است از رحمت و توبه و حاجات، احسان و کرم و بخشش و تمام کسانی که در عرفات اجتماع می‌کنند شایسته‌ این صفات هستند.

زمانی‌ که آنها می‌خواهند از صحرای عرفه خارج شوند خداوند ملائکه‌اش را گواه می‌گیرد که همه آنان را از آتش جهنم نجات دادم و بهشت را بر آنان واجب گرداندم.

ب) حضرت ابراهیم در عرفات:

در صحرای عرفات جبرییل پیک وحی الهی، مناسک حج را به ابراهیم(ع) آموخت و ابراهیم(ع) هر یک از مراحل آن را با خلوص و عابدانه برپا داشت و ندای عرفت را در آن سرزمین سر داد.

ج) صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی سرور شهیدان عالم حسین‌بن علی (ع):

امام حسین (ع) در بعدازظهر روز عرفه همراه با فرزندان و یاران خود در صحرای عرفات وقوف کرد. وی در آنجا بزرگترین همایش خودسازی و شناخت را در قالب ژرف‌ترین کلمات به ظهور رسانید.

سخنانی که از اعماق وجودش نشأت می‌گرفت آن‌چنان والاست که آدمی را به تفکر وا می‌دارد، برخی از موضوعات آن به شرح زیر است:

1- ایشان دعای خود را با ستایش خداوند آغاز می‌کند، ستایشی زیبا و یکتا.

�ستایش خداوندی را سزاست که چیزی قضایش را دور نمی‌سازد و از اعطا و بخشش او جلوگیری نمی‌کند و هیچ آفریننده‌ای آفرینش او را ندارد و او سخاوتمندی بی‌انتهاست�

2- بیان گوشه‌ای از نعمت‌های بی‌پایان خداوند که انسان را درتمام مراحل رشد تکامل دربر گرفته و یاد از مهر مادر و مواظبت و پرستاری آنان را از الطاف خداوند می‌‌شمرد.

3- به شکر نعمت‌های الهی اشاره می‌کند و خود را از ادای یک شکر نیز عاجز می‌داند.

4- استغفار و انابه عاجزانه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از بارگاه حق تعالی.

هر فرازی از این دعا دریچه‌ای از عشق و نور و محبت و توحید را در دل انسان می‌گشاید. ایشان با این دعا در صدد است انسان و خدا را بشناساند و نزدیکی آن دو را به هم نمایان کند. این نیایش منطقی‌ترین رابطه خدا با انسان را توضیح می‌دهد. ایشان با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستی و نفوذ علم و قدرت و حیات او را به تک‌تک ذرات و موجودات عالم مشاهده می‌نماید و آن چه را می‌بیند بر زبان می‌راند.

5- فراگیری راه تعلیم و تربیت از خدا

6- شناخت و درخواست بهترین مسألت‌ها.

7- تعلیم مفاهیم و ادبیات قرآن.

و...

حال به شرح بخشی از دعای عرفه با بیان زیبای دکتر شریعتی می‌پردازیم:

خدای من!

خواندمت پاسخم گفتی

از تو خواستم عطایم کردی

به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی

به تو تکیه کردم نجاتم دادی،

به تو پناه آوردم حمایتم کردی

خدایا!

از خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان مکن

از آستان مهرت نومیدان مساز

آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان

از درگاه خویشت ما را مران

ای خدا مهربان!

بر من روزی حلالت را وسعت بخش

و جسم و دینم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل کن

و از آتش جهنم رهایم ساز.

خدای من!

تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله‌ای که من از تو گرفته‌ام.

تو این قدر دلسوز منی!

خدایا!

تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟

تو کی غایت بودی که حضورت نشانه بخواهد؟

تو کی پنهان بوده‌ای که ظهورت محتاج آیه باشد؟

کور باد آن چشمی که تو را ناظر خویش نبیند

کور باد نگاهی که دیده‌بانی نگاه تو را درنیابد

بسته باد پنجره‌ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود

و زیان کار باد سودای بنده‌‌ای که عشق تو نصیب ندارد.

خدای من!

مرا از سیطره ذلت بار نفس نجات ده و پیش از آنکه

خاک گور بر اندام نشیند از شک و شرک رهایی‌ام بخش

خدای من! چگونه نومید باشم در حالی‌ که تو امید منی!

چگونه سستی بگیرم در حالی که تکیه‌گاه منی!

خدای من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنایت فرمایی محرومیت از غیر از آن زیان ندارد

و اگر عطا نکنی و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

یارب! یارب!یارب

پی‌نوشت‌ها:

1. کافی، ج 2، صفحه 66

2. فرهنگ دهخدا، ج 10، ص 15818

3. رسول جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، نشر مشعر

4. مفاتیح الجنان

 


   برچسب‌ها: روز عرفه
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

 

 

 

این سوره در ((مکه )) نازل شده و داراى هفت آیه است )) .


ویژگیهاى سوره حمد :.


1ـ این سوره اساسا با سوره هاى دیگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد زیرا در این سوره خـداونـد طـرز مـناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است آغاز این سوره با حمد و سـتایش پروردگار شروع و با ابراز ایمان به مبد ومعاد (خداشناسى و ایمان به رستاخیز) ادامه و با تقاضاها و نیازهاى بندگان پایان مى گیرد. 2ـ سـوره حـمـد, اسـاس قـرآن اسـت , در حـدیثى از پیامبر اکرم (ص ) مى خوانیم که : ((الحمد ام الـقـرآن )) و ایـن بـه هـنـگـامـى بـود کـه ((جابربن عبداللّه انصارى )) خدمت پیامبر(ص ) رسید, پـیـامبر(ص ) به او فرمود: ((آیا برترین سوره اى را که خدا در کتابش نازل کرده به تو تعلیم کنم )) جـابـر عـرض کـرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد, به من تعلیم کن , پیامبر(ص ) سوره حمد که ام الکتاب است به او آموخت . سپس اضافه فرمود: ((این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ )). ((ام )) به معنى اساس و ریشه است . شاید به همین دلیل ((ابن عباس )) مفسر معروف مى گوید: ((هر چیزى اساس وشالوده اى دارد و اساس و زیربناى قرآن , سوره حمد است )). 3ـ درآیات قرآن سوره حمد به عنوان یک موهبت بزرگ به پیامبر(ص )معرفى شده , و در برابر کل قـرآن قـرار گـرفته است , آنجا که مى فرماید: ((ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دوبار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم ))((1)).


محتواى سوره حمد:.


از یـک نـظـر این سوره به دو بخش تقسیم مى شود, بخشى از حمد و ثناى خداسخن مى گوید و بخشى از نیازهاى بنده . در حدیثى از پیامبر(ص ) مى خوانیم : خداوند متعال چنین فرموده : ((من سوره حمد را میان خود و بـنـده ام تـقسیم کردم نیمى از آن براى من و نیمى از آن براى بنده من است و بنده من حق دارد هرچه را مى خواهد از من بخواهد((2)).


در فضیلت این سوره .


از پـیـامبر (ص ) نقل شده : ((هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او باندازه کسى است که دو سوم قرآن را خوانده (و طبق نقل دیگرى پاداش کسى است که تمام قرآن را خوانده باشد) و گوئى به هرفردى از مردان و زنان مؤمن هدیه اى فرستاده است )). هـمـچـنـین در حدیثى از امام صادق (ع ) مى خوانیم : ((شیطان چهار بار فریادکشید و ناله سرداد نـخـستین بار روزى بود که از درگاه خداوند رانده شد, سپس هنگامى بود که از بهشت به زمین تـنـزل یافت , سومین بار هنگام بعثت محمد(ص )بعد از فترت پیامبران بود و آخرین بار زمانى بود که سوره ((حمد)) نازل شد))!.


چرا نام این سوره فاتحة الکتاب است ؟.


((فـاتحة الکتاب )) به معنى آغازگر کتاب (قرآن ) است , و از روایات استفاده مى شود که این سوره در زمان خود پیامبر(ص ) نیز به همین نام شناخته مى شده است . از ایـنـجـا دریـچه اى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى شود وآن اینکه برخلاف آنـچـه در میان گروهى مشهور است که قرآن در عصر پیامبر(ص ) به صورت پراکنده بود, بعد در زمان ابوبکر یا عمر یا عثمان جمع آورى شد, قرآن درزمان خود پیامبر(ص ) به همین صورت امروز جـمع آورى شده بود و سرآغازش همین سوره حمد بوده است , مدارک متعددى در دست است که قـرآن بـه صـورت مـجـموعه اى که در دست ماست در عصر پیامبر(ص ) و به فرمان او جمع آورى شـده بـود ((عـلى بن ابراهیم )) از امام صادق (ع ) نقل کرده که رسول خدا(ص ) به على (ع )فرمود: ((قرآن در قطعات حریر و کاغذ و امثال آن پراکنده است آن را جمع آورى کنید)). سـپـس اضافه مى کند: على (ع ) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زردرنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد. به علاوه حدیث مشهور ((ثقلین )) که شیعه و سنى آن را نقل کرده اند که پیامبر(ص ) فرمود من از مـیـان شـما مى روم و دو چیز گرانبها را به یادگار مى گذارم ((کتاب خدا)) و ((خاندانم )) خود نشان مى دهد که قرآن به صورت یک کتاب جمع آورى شده بود.


   برچسب‌ها: سوره فاتحة الکتاب, حمد
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰


 

 

این سوره در ((مکه )) نازل شده و داراى 5 آیه است .


محتوا و فضیلت سوره :.


مـحـتـواى ایـن سوره تعلیماتى است که خداوند به پیغمبراکرم (ص ) خصوصا وبه سایر مسلمانان عـمـوما, در زمینه پناه بردن به ذات پاک او از شر همه اشرارمى دهد, تا خود را به او بسپارند, و در پناه او از شر هر موجود صاحب شر در امان بدارند.
در فضیلت تلاوت این سوره از پیغمبر اکرم (ص ) نقل شده است , که فرمود:((آیاتى بر من نازل شده که همانند آنها نازل نشده و آن دو سوره ((فلق ))و ((ناس )) است .
و در حـدیـث دیـگـرى از امـام بـاقـر(ع ) مى خوانیم : ((کسى که در نماز ((وتر)) سوره ((فلق )) و ((ناس )) و ((قل هواللّه احد)) را بخواند به او گفته مى شود: اى بنده خدا! بشارت باد بر تو خدا نماز وتر تو را قبول کرد)).
و باز در روایت دیگرى از پیغمبراکرم (ص ) مى خوانیم که به یکى از یارانش فرمود: ((مى خواهى دو سوره به تو تعلیم کنم که برترین سوره هاى قرآن است ))!.
عرض کرد: آرى اى رسول خدا!.
حـضرت معوذتان (سوره فلق و سوره ناس ) را به او تعلیم کرد, سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمود و به او فرمود: ((هرگاه برمى خیزى و مى خوابى آنها را بخوان )).
روشـن است اینها براى کسانى است که روح و جان و عقیده و عمل خود را بامحتواى آن هماهنگ سازند.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر.
(آیه )ـ.


پناه مى برم به پروردگار سپیده دم !.


در نخستین آیه به شخص پیغمبر(ص ) به عنوان یک الگو و پیشوا چنین دستور مى دهد: ((بگو: پناه مى برم به پروردگار سپیده صبح )) که دل سیاهى شب رامى شکافد (قل اعوذ برب الفلق ).
(آیه )ـ ((از شر تمام آنچه آفریده است )) (من شر ما خلق ).
از شـر هـمـه موجودات شرور, انسانهاى شرور, جن و حیوانات و حوادث وپیشامدهاى شر و از شر نفس اماره .
((فـلـق )) در اصل به معنى شکافتن چیزى و جدا کردن بعضى از بعضى دیگراست , و از آنجا که به هـنگام دمیدن سپیده صبح پرده سیاه شب مى شکافد, این واژه به معنى طلوع صبح , به کار رفته , بـعـضـى آن را به معنى همه موالید و تمام موجودات زنده اعم از انسان و حیوان و گیاه مى دانند, چـرا کـه تـولـد این موجودات که با شکافتن دانه و تخم و مانند آن صورت مى گیرد از عجیبترین مراحل وجود آنهاست .
و بـعـضـى نـیز مفهوم ((فلق )) را از این هم گسترده تر گرفته اند, و آن را به هرگونه آفرینش و خـلـقت اطلاق کرده اند, چرا که با آفرینش هر موجود پرده عدم شکافته مى شود و نور وجود آشکار مى گردد.
هـریـک از ایـن مـعانى سه گانه (طلوع صبح ـ تولد موجودات زنده ـ آفرینش هرموجود) پدیده اى است عجیب که دلیل بر عظمت پروردگار و خالق و مدبر آن است , و توصیف خداوند به این وصف داراى مفهوم و محتواى عمیقى است .
تعبیر به ((من شر ما خلق )) مفهومش این نیست که آفرینش الهى در ذات خودشرى دارد, چرا که آفـریـنـش همان ایجاد است , و ایجاد و وجود خیر محض است ,قرآن مى گوید: ((همان خدائى که هرچه را آفرید نیکو آفرید)) (الم سجده /7).
بلکه شر هنگامى پیدا مى شود که مخلوقات از قوانین آفرینش منحرف شوندو از مسیر تعیین شده جـدا گـردنـد, فـى المثل نیش و دندان برنده حیوانات یک حربه دفاعى براى آنهاست که در برابر دشمنانشان به کار مى برند همانند سلاحى که ما درمقابل دشمن از آن استفاده مى کنیم , اگر این سلاح به مورد به کار رود خیر است , امااگر نابه جا و در برابر دوست مصرف گردد شر است .
وانـگـهـى بسیارى از امور است که ما در ظاهر آنها را شر حساب مى کنیم ولى در باطن خیر است مانند حوادث و بلاهاى بیدارگر و هشداردهنده که انسان را ازخواب غفلت بیدار ساخته و متوجه خدا مى کند اینها مسلما شر نیست .
(آیه )ـ سپس در توضیح و تفسیر این مطلب مى افزاید: ((و از شر هرموجود شرور هنگامى که شبانه وارد مى شود)) (ومن شر غاسق اذا وقب ).
(آیـه )ـ بـعـد مـى افزاید: ((و از شر آنها که در گره ها مى دمند)) و هر تصمیمى راسست مى کنند (ومن شر النفاثات فى العقد).
بـسـیـارى از مـفـسـران ((نـفـاثـات )) را به معنى ((زنان ساحره )) تفسیر کرده اندآنها اورادى را مى خواندند و در گره هایى مى دمیدند و به این وسیله سحرمى کردند.
ولـى جـمـعـى آن را اشـاره به زنان وسوسه گر مى دانند که پى درپى در گوش مردان , مخصوصا همسران خود, مطالبى را فرو مى خوانند تا عزم آهنین آنها را درانجام کارهاى مثبت سست کنند.
فخررازى مى گوید: زنان به خاطر نفوذ محبتهایشان در قلوب رجال در آنان تصرف مى کنند.
این معنى در عصر و زمان ما از هر وقت ظاهرتر است زیرا یکى از مهمترین وسائل نفوذ جاسوسها در سـیـاسـتـمـداران جـهـان اسـتفاده از زنان جاسوسه است که بااین ((نفاثات فى العقد)) قفلهاى صـنـدوقهاى اسرار را مى گشایند و از مرموزترین مسائل باخبر مى شوند و آن را در اختیار دشمن قرار مى دهند.
بعضى نیز نفاثات را به ((نفوس شریره )), و یا ((جماعتهاى وسوسه گر)) که با تبلیغات مستمر خود گره هاى تصمیمها را سست مى سازند تفسیر نموده اند.
بـعـیـد نـیـسـت که آیه مفهوم عام و جامعى داشته باشد که همه اینها را شامل شود حتى سخنان سخن چینها, و نمامان که کانونهاى محبت را سست و ویران مى سازند.
(آیه )ـ در آخرین آیه این سوره مى فرماید: ((و از شر هر حسودى هنگامى که حسد مى ورزد)) (ومن شر حاسد اذا حسد).
ایـن آیـه نـشـان مى دهد که حسد از بدترین و زشت ترین صفات رذیله است ,چرا که قرآن آن را در ردیف کارهاى حیوانات درنده و مارهاى گزنده , و شیاطین وسوسه گر قرار داده است .
((حسد)) یک خوى زشت شیطانى است که بر اثر عوامل مختلف مانندضعف ایمان و تنگ نظرى و بخل در وجود انسان پیدا مى شود, و به معنى درخواست و آرزوى زوال نعمت از دیگرى است .
حـسـد سـرچشمه بسیارى از گناهان کبیره است همان گونه که امام باقر(ع )مى فرماید: ((حسد ایمان انسان را مى خورد و از بین مى برد همان گونه که آتش هیزم را!)).


   برچسب‌ها: سوره فلق
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

 

 

 

سوره اعلى [87].


این سوره در ((مکه )) نازل شده و داراى 19 آیه است .


محتواى سوره :.


این سوره در حقیقت از دو بخش تشکیل یافته , بخشى که در آن روى سخن به شخص پیامبر(ص ) است و دستوراتى را در زمینه تسبیح پروردگار, و اداى رسالت , به او مى دهد, و اوصاف هفتگانه اى از خداوند بزرگ دراین رابطه مى شمرد.
و بـخـش دیـگـرى که از مؤمنان خاشع , و کافران شقى , سخن به میان مى آورد, و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه را بطور فشرده در این بخش بیان مى کند.
و در پـایان سوره اعلام مى دارد که این مطالب تنها در قرآن مجید نیامده است ,بلکه حقایقى است که در کتب و صحف پیشین , صحف ابراهیم و موسى , نیز بر آن تاکید شده است .


فضیلت تلاوت سوره :.


در حدیثى از پیغمبراکرم (ص ) مى خوانیم : ((هرکس سوره اعلى را بخواندخداوند به عدد هر حرفى که بر ابراهیم (ع ) و موسى (ع ) و محمد(ص ) نازل کرده ده حسنه به او عطا مى فرماید)).
و در حـدیث دیگرى از امام صادق (ع ) مى خوانیم : ((کسى که سوره اعلى را درفرائض یا نوافل خود بخواند, روزقیامت به او گفته مى شود: از هریک از درهاى بهشت مى خواهى وارد شو ان شااللّه )).
از مـجـمـوعـه روایـاتـى که در این زمینه رسیده استفاده مى شود که این سوره ازاهمیت خاصى برخوردار است , تا آنجا که در حدیثى از على (ع ) مى خوانیم :((این سوره محبوب پیغمبراکرم (ص ) بود)).
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر.
(آیه )ـ.


خداوند بزرگ را تسبیح گوى !.


ایـن سوره که در حقیقت عصاره مکتب انبیا و دعوت پیامبران است از تسبیح و تقدیس پروردگار شروع مى شود و در آغاز روى سخن را به پیامبر(ص ) کرده ,مى فرماید: ((منزه شمار نام پروردگار بلند مرتبه ات را)) (سبح اسم ربک الا على ).
یـعـنـى ;Š نـام خداوند در ردیف نام بتها قرار داده نشود, و ذات پاک او را ازهرگونه عیب و نقص , و صفات مخلوقها و عوارض جسم و جسمانیت , و هرگونه محدودیت و نقصان منزه بشماریم .
تـعـبـیـر به ((اعلى )) بیانگر این حقیقت است که او از هرکس و هر چیز و هر چه تصور کنیم , و هر خیال و قیاس و گمان و وهم , و هرگونه شرک جلى و خفى برتر وبالاتر است .
(آیه )ـ و بعد از این دو توصیف (رب , اعلى ) در توضیح آن پنج وصف دیگر را بیان مى کند که همگى شرح ربوبیت اعلاى پروردگار است , مى فرماید:((همان خداوندى که آفرید و منظم کرد)) (الذى خلق فسوى ).
نـظام عالم آفرینش ـکه از بزرگترین منظومه هاى آسمانى را شامل مى شود تاموضوعات ساده اى همچون خطوط سرانگشتهاى انسان که در آیه 4 سوره قیامت به آن اشاره شده بلى قادرین على ان نسوى بن انه ـ شاهد گویایى بر ربوبیت او, واثبات وجود پروردگار است .
(آیـه )ـ بـعـد از مساله آفرینش و نظم بندى خلقت , به موضوع برنامه ریزى براى حرکت تکاملى , و هدایت موجودات در این مسیر پرداخته , مى افزاید: ((وهمان که اندازه گیرى کرد و هدایت نمود)) (والذى قدر فهدى ).
مـنـظـور از ((تـقـدیـر)) همان اندازه گیرى و تعیین برنامه هاى حرکت به سوى اهدافى است که موجودات به خاطر آن آفریده شده اند.
و منظور از ((هدایت )) همان هدایت تکوینى است که به صورت انگیزه ها وقوانینى بر هر موجودى حاکم ساخته ـ اعم از انگیزه هاى درونى و برونى .
فـى المثل از یکسو پستان مادر و شیر آن را براى تغذیه طفل آفریده و به مادرعاطفه شدید مادرى داده و از سـوى دیـگـر در طـفـل انـگیزه اى آفریده که او را به سوى پستان مادر مى کشاند, و این آمادگى و جاذبه دوجانبه در مسیر هدف , در همه موجودات دیده مى شود.
الـبـته در مورد انسان غیر از برنامه هدایت تکوینى , هدایت دیگرى وجوددارد که از طریق وحى و ارسـال انبیا صورت مى گیرد, و هدایت تشریعى نام دارد, وجالب این که هدایت تشریعى انسان نیز در تمام زمینه ها مکمل هدایت تکوینى اوست .
(آیـه )ـ در مرحله بعد اشاره به گیاهان و مخصوصا مواد غذائى چهارپایان کرده , مى افزاید: ((و آن کسى که چراگاه را به وجود آورد)) واز دل زمین بیرون فرستاد(والذى اخرج المرعى ).
(آیه )ـ و بعد مى افزاید: ((سپس آن را خشک و تیره قرار داد)) (فجعله غثااحوى ).
((غـثـا احـوى )) (گیاهان خشکیده تیره رنگ ) هم بازگوکننده فناى دنیاست و هم منافع زیادى دربردارد هم غذاى مناسبى است براى زمستان حیوانات , و هم وسیله اى است براى سوخت و سوز انسان , و هم کود مناسبى براى زمینها.
(آیه )ـ در آیات گذشته سخن از ربوبیت و ((توحید)) پروردگار بود و به دنبال آن در اینجا سخن از قرآن و ((نبوت )) پیامبر(ص ) است , در آیات گذشته سخن از((هدایت عمومى )) موجودات بود, و در ایـنـجـا سـخـن از ((هدایت نوع انسان )) است , وبالاخره در آیات گذشته تسبیح پروردگار ((على اعلى )) آمده بود, و در اینجا از قرآن که بیانگر این تسبیح است سخن به میان مى آورد.
مى فرماید: ((ما به زودى (قرآن را) بر تو مى خوانیم و هرگز فراموش نخواهى کرد)) (سنقرئک فلا تنسى ).
بنابراین ;Š هنگام نزول وحى عجله مکن , و هرگز نگران فراموش کردن آیات الهى مباش , آن کس که این آیات بزرگ را براى هدایت انسانها بر تو فرستاده , هم اوحافظ و نگاهبان آنهاست .
در جـاى دیگر مى فرماید: ((براى خواندن قرآن پیش از آنکه وحى آن بر توتمام شود عجله مکن , و بگو: پروردگارا! علم مرا افزون کن )) (طه /114).
(آیه )ـ سپس براى اثبات قدرت خداوند و این که هر خیر و برکتى است ازناحیه اوست , مى افزاید: تو چـیـزى از آیـات الـهـى را فـرامـوش نـمى کنى ((مگر آنچه راخدا بخواهد که او آشکار و پنهان را مى داند)) (الا مـاشااللّه انه یعلم الجهر ومـایخفى ).
مـفهوم این تعبیر آن نیست که پیامبر(ص ) چیزى از آیات الهى از فراموش مى کند بلکه هدف بیان این حقیقت است که موهبت حفظ آیات الهى را سوى خداست , و لذا هر لحظه بخواهد مى تواند آن را از پیامبرش بگیرد.
و ایـن یـکـى از مـعـجـزات پیغمبراسلام (ص ) است که آیات و سوره هاى طولانى را با یکبار تلاوت جبرئیل به خاطر مى سپرد, و همیشه به خاطر داشت , و چیزى رافراموش نمى کرد.
(آیه )ـ سپس پیامبر(ص ) را دلدارى داده , مى افزاید: ((و ما تو را براى هرکار خیر آماده مى کنیم )) (ونیسرک للیسرى ).
و بـه تعبیر دیگر هدف بیان این حقیقت است که در راهى که تو در پیش دارى مشکلات و سختیها فـراوان است , هم در راه گرفتن وحى و حفظ آن , و هم در تبلیغ ‌رسالت و اداى آن , و هم در انجام کارهاى خیر و عمل به آن ما در تمام این امور(دریافت وحى و ابلاغ و نشر و تعلیم و عمل کردن به آن ) به تو یارى مى دهیم ومشکلات را بر تو آسان مى سازیم .
(آیه )ـ بعد از بیان موهبت وحى آسمانى به پیغمبراکرم (ص ), و وعده توفیق و تسهیل امور براى او, بـه ذکر مهمترین وظیفه او پرداخته , مى فرماید: ((پس تذکر ده اگر تذکر مفید باشد)) (فذکر ان نفعت الذکرى ).
مـنـظـور این است که تذکر به هر حال سودمند است , و افرادى که به هیچ وجه از آن منتفع نشوند کمند, به علاوه حداقل موجب اتمام حجت بر منکران مى شود که این خود منفعت بزرگى است .
و لذا پیغمبراکرم (ص ) براى تبلیغات و تذکرات خود هیچ قید و شرطى قائل نبود و همگان را وعظ مى کرد و انذار مى نمود.
(آیه )ـ سپس به عکس العمل مردم در برابر تذکر, وعظ و انذار پرداخته , وآنها را به دو گروه تقسیم مـى کند, مى فرماید: ((و به زودى کسى که از خدا مى ترسد (واحساس مسؤولیت مى کند) متذکر مى شود)) (سیذکر من یخشى ).
آرى ! تا روح ((خشیت )) و ترس و یا به تعبیر دیگر روح ((حق طلبى )) و((حق جوئى )) که مرتبه اى از تـقـواسـت در انسان وجود نداشته باشد از مواعظ الهى وتذکرات پیامبران نفعى نمى برد, لذا در آغاز سوره بقره قرآن را مایه هدایت براى پرهیزگاران شمرده مى گوید: هدى للمتقین .
(آیـه )ـ و در ایـن آیـه بـه گـروه دوم پـرداخـتـه , مـى افزاید: ((اما بدبخت ترین افراد از آن دورى مى گزیند)) (ویتجنبها الا شقى ).
(آیه )ـ در این آیه سرنوشت گروه اخیر را چنین بیان مى کند;Š ((همان کسى که در آتش بزرگ وارد مى شود)) (الذى یصلى النار الکبرى ).
(آیـه )ـ ((سپس در آن آتش (براى همیشه مى ماند) نه مى میرد, و نه زنده مى شود))! (ثم لا یموت فیها ولا یحیى ).
یـعـنـى ;Š نه مى میرد که آسوده گردد, و نه حالتى را که در آن است مى توان زندگى نام نهاد, بلکه دائما در میان مرگ و زندگى دست و پا مى زند, و این بدترین بلا ومصیبت براى آنهاست .
تـوصـیـف آتـش جـهـنم به ((کبرى )) در مقابل آتش ((صغرى )) یعنى آتشهاى این دنیا مى باشد, هـمـان گـونه که در حدیثى آمده که امام صادق (ع ) فرمود: ((این آتش شماجزئى از هفتاد جز از آتش دوزخ است , که هفتاد مرتبه با آب خاموش شده , بازشعله ور گردیده و اگر چنین نبود هیچ انسانى قدرت تحمل آن را نداشت ونمى توانست در کنار آن قرار گیرد.
(آیـه )ـ در آیات قبل اشاره اى به مجازات سخت کفار معاند, و دشمنان حق شده بود, و در اینجا به نـجـات اهـل ایمان و عوامل این نجات اشاره کرده ,مى فرماید: ((به یقین کسى که پاکى جست (و خود را تزکیه کرد), رستگار شد)) (قدافلح من تزکى ).
(آیه )ـ ((و (آن که ) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند)) (وذکراسم ربه فصلى ).
به این ترتیب عامل فلاح و رستگارى و پیروزى و نجات را سه چیزمى شمرد, ((تزکیه )) و ((ذکر نام خداوند)) و سپس ((به جا آوردن نماز)).
((تـزکـیـه )) مـعـنى وسیعى دارد که هم پاکسازى روح از آلودگى شرک , و هم پاکسازى نفس از اخـلاق رذیله , و هم پاکسازى عمل از محرمات و هرگونه ریا, و هم پاکسازى مال و جان به وسیله دادن زکات در راه خدا را شامل مى شود.
(آیـه )ـ سـپس به عامل اصلى انحراف از این برنامه فلاح و رستگارى اشاره کرده , مى افزاید: ((ولى شما زندگى دنیا را مقدم مى دارید)) (بل تؤثرون الحیوة الدنیا).
(آیه )ـ ((در حالى که آخرت بهتر و پایدارتر است )) (والا خرة خیر وابقى ).
و ایـن در حقیقت همان مطلبى است که در احادیث نیز آمده : ((محبت دنیاسرچشمه هر گناهى است )).
بنابراین براى قطع ریشه هاى گناه راهى جز این نیست که حب و عشق دنیا رااز دل بیرون کنیم و به دنیا همچون وسیله و یا مزرعه اى بنگریم .
(آیـه )ـ و سـرانـجام در پایان سوره مى فرماید: ((این دستورها (که گفته شدمنحصر به این کتاب آسمانى نیست , بلکه ) در کتب آسمانى پیشین (نیز) آمده است )) (ان هذا لفى الصحف الا ولى ).
(آیه )ـ ((در کتب ابراهیم و موسى )) (صحف ابرهیم وموسى ).
تعبیر به ((صحف اولى )) در مورد کتابهاى ابراهیم و موسى در برابر صحف اخیر است که بر حضرت مسیح و پیغمبراکرم (ص ) نازل شده است .
آیات فوق نشان مى دهد که حضرت ابراهیم و موسى (ع ) نیز داراى کتابهاى آسمانى بوده اند.
در روایتى از ابوذر مى خوانیم که مى گوید:.
به پیغمبراکرم (ص ) عرض کردم : انبیا چند نفر بودند؟.
فرمود: 124 هزار نفر.
گفتم : رسولان آنها چند نفر بودند؟.
فرمود: 313 نفر, و بقیه فقط ((نبى )) بودند.
عرض کردم : آدم ((نبى )) بود؟.
فرمود: بله , خداوند با او سخن گفت و او را با دست خود آفرید.
سپس پیامبر(ص ) افزود: اى ابوذر! چهار نفر از انبیا عرب بودند: هود وصالح و شعیب و پیامبر تو.
گفتم : اى رسول خدا! خداوند چند کتاب نازل فرمود؟.
فـرمـود: 104 کتاب , ده کتاب بر ((آدم )) پنجاه کتاب بر ((شیث )) و بر ((اخنوخ )) که ادریس است سى کتاب , و او نخستین کسى است که با قلم نوشت و بر ((ابراهیم )) ده کتاب و نیز تورات و انجیل و زبور و فرقان را (بر موسى و مسیح و داوود و پیامبراسلام نازل کرد).
((پایان سوره اعلى )).


   برچسب‌ها: سوره اعلى [87]
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

 

 

 

آیة الکرسی


از رسول اکرم، صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم، پرسیدند: چه سوره‏ای از همه سوره‏های قرآن افضل می‏باشد؟ حضرت فرمود: - سوره ی بقره. راوی عرض کرد: کدام آیات سوره ی بقره از بقیه برتر است؟ فرمود: - آیة الکرسی. مجمع البیان، ج 1، ص 32.


امیر مؤمنان، علیه السّلام، فرمود: - اگر بدانید که این آیه تا چه اندازه اهمیّت دارد، در هیچ حالی آن را ترک نمی‏کنید.- تفسیر نمونه، ج 2، ص 191.


رسول خدا، صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم، می‏فرمود: آیة الکرسی از گنجی که زیر عرش است به من بخشیده شده، و پیش از من به هیچ پیامبری داده نشده است.- تفسیر نمونه، ج 2، ص 191.


حضرت علی، علیه السّلام، فرمود: از آن وقتی که این سخن را از پیغمبر شنیدم، شبی بر من نگذشت که این آیه را نخوانم.- تفسیر المیزان، ج 2، ص 476 - ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 133.




اگر بدانید که این آیه تا چه اندازه اهمیّت دارد، در هیچ حالی آن را ترک نمی‏کنید.


حضرت رضا، علیه السّلام، می‏فرمود:�هر کس هنگام خواب، آیة الکرسی را تلاوت کند، به خواست خدا، به مرضی که او را فلج کند، گرفتار نشود، و هر کس پس از هر نماز، آن را بخواند، گزنده‏ای به وی آزار نمی‏رساند.- شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 222.


رسول خدا، صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم، فرمود: هر گاه مؤمن آیة الکرسی بخواند و ثواب آن را به اهل قبور اهدا کند، خداوند در برابر هر حرف از آن، برای او، فرشته‏ای می‏آفریند که تا روز قیامت برای او تسبیح گوید.- بحار الانوار، ج 79، ص 63.


   برچسب‌ها: آیة الکرسی
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

 

 

 

آیه‌ی‌ کریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم" که سر فصل 113 سوره‌ی‌ قرآن کریم است و در سوره مبارکه‌ی‌ "نمل" افزون بر آغاز سوره، در طلیعه‌ی‌ نامه‌ی‌ حضرت سلیمان (علیه‌السلام) به ملکه‌ی‌ سبأ نیز آمده است(1)، 114 بار نازل شده است، نه این که یک بار نازل شده باشد و به دستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سرفصل سور قرآنی قرار گرفته باشد.

در عصر نزول وحی، فرود آمدن آیه‌ی‌ کریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم" به عنوان اولین آیه‌ی‌ سوره‌ی‌ جدید، نشانه‌ی‌ پایان پذیرفتن سوره‌ی‌ پیشین و آغاز نزول سوره‌ی‌ پس از آن بود: "وإنما کان یُعرف انقضاء السورة بنزول "بسم الله الرحمن الرحیم" ابتداءً للأخری"(2).

نزول مکرّر آیه‌ی‌ "بسم الله..." نشانه‌ی‌ اختلاف معنا و تفسیر آن در هر سوره است. آیات "بسم الله..." در سراسر قرآن کریم گرچه از نظر لفظی یکسان است، لیکن از نظر معنوی و تفسیری گوناگون و در نتیجه "مشترک لفظی" است(3).

اختلاف معنوی و اشتراک لفظی آیاتِ "بسم الله الرحمن الرحیم" از آن روست که بسم الله هر سوره جزئی از آن سوره و با محتوای آن هماهنگ و به منزله‌ی‌ عنوان و تابلو آن سوره است و چون مضامین و معارف سوره‌های قرآن با یکدیگر متفاوت است، معنای بسم الله نیز در سوره‌ها مختلف خواهد بود و در هر سوره درجه‌ای از درجات و شا‌ی‌نی از شئون الوهیت خدای سبحان و رحمانیت و رحیمیّت او را بازگو می‌کند و از این جهت همانند اسمای خداوند در پایان آیات است که با محتوای آیات هماهنگ و به منزله‌ی‌ برهانی بر محتوای آن است. بر این اساس، اگر محتوای سوره‌ای به خوبی تبیین شود، تفسیر بسم اللهِ آن سوره نیز روشن خواهد شد.

توضیح این که، در آیه‌ی‌ کریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم " هم سخن از "الله" است که اسم جامع و اعظم(4) خدای سبحان است و سایر اسمای حسنای الهی را زیر پوشش داشته، در هر سوره ظهوری خاصّ دارد و هم سخن از "رحمت رحمانیه" است که همه‌ی‌ صفات خدای سبحان زیر پوشش آن است و در هر مظهری با اسمی خاصّ ظهور می‌کند؛ در سوره‌هایی که محتوایی مهرآمیز دارد و اوصاف جمالیه‌ی‌ خداوند را مطرح می‌کند، در چهره‌ی‌ "جمال" و در سوری که مضامینی قهرآمیز دارد و غضب الهی را بازگو می‌کند، در چهره‌ی‌ "جلال" تجلّی می‌کند(5) و از این رو برخی گفته‌اند: کلمه‌ی‌ الرحمن نیز همانند کلمه‌ی‌ الله اسم اعظم است. بنابراین، تفسیر "بسم الله..." به اختلاف سوره‌ها متفاوت است.(6)

بسم الله هر سوره جزئی از آن سوره و با محتوای آن هماهنگ و به منزله‌ی‌ عنوان و تابلو آن سوره است و چون مضامین و معارف سوره‌های قرآن با یکدیگر متفاوت است، معنای بسم الله نیز در سوره‌ها مختلف خواهد بود

پی‌نوشت‌ها__________

(1) آیه‌ی‌ 30.

(2) نورالثقلین، ج1، ص6.

(3) مراد از اشتراک لفظی در این‌جا، اشتراک لفظی مصطلح حکیمان است، نه ادیبان. توضیح این که، عنوان "مشترک لفظی" بین حکیم و ادیب، خود مشترک لفظی است؛ زیرا اشتراک لفظی نزد اهل ادب تابع وضع است؛ لفظی که در موارد گوناگون به کار می‌رود، اگر وضع واحد داشته باشد مشترک معنوی وگرنه مشترک لفظی است. از این رو اگر واژه‌ای برای یک جامع انتزاعی ذهنی (ونه خارجی و دارای حقیقت عینی) وضع شده باشد، ادیب به لحاظ وحدت وضعش، آن را مشترک معنوی می‌داند.

امّا اشتراک لفظی نزد حکیمان تابع برهان و بر مدار واقعیّت خارجی است، نه وضع واضعان؛ اگر چیزی فاقد جامع مشترک خارجی بود و آنچه در خارج است انواع گوناگونی بود که تنها به یک نام نامیده می شود، حکیم آن را مشترک لفظی می‌داند؛ چنانکه واژه‌ی‌ "نَفْس" که بر نفس نباتی، حیوانی و انسانی اطلاق می‌شود، ادیب آن را مشترک معنوی و حکیم مشترک لفظی می‌داند؛ زیرا ادیب به وحدت وضع این واژه نظر می‌کند، ولی حکیم که برای آن جامع مشترک خارجی نمی‌یابد، گرچه جامع انتزاعی مفهومی و ذهنی دارد، آن را مشترک لفظی می‌داند و از این رو از نفوس نباتی، حیوانی و انسانی در فصولی مستقل بحث می‌کند.

آیه‌ی‌ کریمه "بسم الله الرحمن الرحیم" مشتمل بر اسمای حسنای "الله"، "الرحمن" و "الرحیم" است و چون خدای سبحان با نامهای الله و الرّحمن، در جهان هستی تجلیات و ظهورات گوناگونی دارد: "الحمدلله المتجلّى لخلقه بخلقه"(نهج البلاغه، خطبه108)؛ گاهی در چهره‌ی‌ قهّار منتقم مجرمان را کیفر می‌دهد: "إنّا من المجرمین منتقمون" (سوره‌ی‌ سجده، آیه‌ی‌ 22) و گاهی در چهره لطیف و رحیم، پرهیزکاران را به بهشت می‌رساند: "تلک الجنة التی نورث من عبادنا من کان تقیًّا" (سوره‌ی‌ مریم، آیه‌ی‌ 63) و نامهای "تدوینی" خدای سبحان مبیّن تجلیات گوناگون "تکوینی" اوست؛ پس این الفاظ در همه جا به یک معنا نیست؛ مثلا‌ بسم الله در سوره‌ی‌ مبارکه حمد با بسم الله سوره‌ی‌ مَسَد در معنا و تفسیر متفاوت و مشترک لفظی است.

(4) تبیین این مطلب در بخش لطایف و اشارات همین آیه در ص307 خواهد آمد.

(5) بنابراین، عدم ذکر بسم الله در آغاز سوره‌ی‌ توبه برای آن نیست که محتوای آن سوره با بسم الله سازگار و هماهنگ نیست؛ زیرا براساس این توجیه، آیه‌ی‌ کریمه‌ی‌ "بسم الله..." با سوره مَسَد (تبّت) نیز ناهماهنگ است، بلکه احتمالاً از آن روست که سوره‌ی‌ توبه ادامه‌ی‌ سوره‌ی‌ انفال است واگر سوره‌ی‌ مستقلّی می‌بود با آیه‌ی‌ کریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم" ناهماهنگ نبود. در قرآن کریم برخی آیات با قهر آغاز می‌شود و با مهر پایان می‌پذیرد؛ مانند: "فقطع دابر القوم الذین ظلموا والحمد لله ربّ العالمین" (سوره‌ی‌ انعام، آیه‌ی‌ 45) و این قهر و مهر هماهنگ است؛ زیرا قهر بر ظالم همان مهر به مظلوم است و این قهر از مصادیق و مظاهر رحمت مطلق خدای سبحان است.

(6) تفسیر تسنیم، جوادی آملی، ج


   برچسب‌ها: 113 تفسیر برای بسم الله
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰
سرماخوردگی بیماری چندان مهمی نیست همین بیماری به ظاهر ساده باعث می شود افراد به مدت یک یا چند روز در منزل بستری شوند و از کارهای روزانه خود عقب بیفتند و از طرفی سرماخوردگی بسیار مسری است به طوری که اگر یکی از اعضای خانواده به آن مبتلا شود معمولا بقیه افراد نیز دچار خواهند شد.

بر همین اساس در این مطلب به این نکته می پردازیم که چگونه هنگام سرماخوردگی به بهبود سریع خود کمک کنید و از چه مواد غذایی کمک بگیرید. در ابتدا به موادی غذایی اشاره می کنیم که بهتر است آن ها را در منزل داشته باشید و به محض بروز علائم سرماخوردگی از آن ها استفاده کنید.

نعناع:

از آن جایی که این گیاه حاوی ماده ای است که باعث تسکین، گرفتگی بینی و سرفه های شدید می شود بهتر است هنگام سرماخوردگی برگ نعناع را به آب جوش اضافه و مصرف کنید تا گلودرد شما را تسکین دهد. عصاره آن را به آبی که در حالت بخار کردن است اضافه کنید تا هوای خشک را مرطوب کند.

فلفل:

ماده ای به نام «Capsaicin» موجود در فلفل تند عملکردی شبیه یک ماده محرک را دارد که باعث تحریک ترشح خلط و ترشحات بینی می شود.

زنجبیل:

زنجبیل دم کرده در صورتی که تب و لرز کرده اید بدن را گرم می کند. یک قاشق چای خوری زنجبیل تازه رنده شده را به یک لیوان آب داغ اضافه و مصرف کنید.

دارچین:

همانند زنجبیل طعم تندی دارد و احساس گرمی ایجاد می کند. کمی پودر دارچین به آب داغ اضافه کنید یا چند چوب دارچین بجوشانید تا بخار آن گرفتگی بینی را برطرف کند. از این مایع به عنوان نوشیدنی هم می توانید استفاده کنید.

عسل:

عسل را هرطور که استفاده کنید، درمانی برای سرماخوردگی به حساب می آید. بررسی ها نشان می دهد کودکانی که روزی یک قاشق چای خوری عسل مصرف می کنند هنگام سرماخوردگی کمتر سرفه می کنند و خواب بهتری دارند.

لیمو:

ویتامین C موجود در آن برای درمان این بیماری موثر است. از آن جا که مصرف آب لیمو هنگام سرماخوردگی اهمیت زیادی دارد، برای طعم دار کردن آب از لیمو استفاده کنید. برای رفع گلودرد، کمی لیمو در یک لیوان آب جوش بریزید و یک قاشق چای خوری عسل و یا کمی زنجبیل به آن اضافه و مصرف کنید.

آب نمک:

قرار دادن نمک روی زخم می تواند آزاردهنده باشد اما قرقره کردن آب نمک می تواند تسکین دهنده گلودرد باشد. زیرا آب نمک التهاب گلو را کاهش می دهد. نصف قاشق چای خوری نمک را در یک لیوان آب مخلوط کنید و آرام غرغره کنید. این کار را بر حسب نیاز تکرار کنید.

سوپ مرغ:

مایعات داغ و مغذی تاثیر مثبتی روی بیماری سرماخوردگی دارند. به خصوص سوپ مرغ. محققان معتقدند که مواد موجود در سوپ مرغ برای مقابله با واکنش التهابی بدن هنگام سرماخوردگی مفید و موثر است.

 

رعایت چند نکته هنگام سرماخوردگی:

۱) خواب کافی؛

بررسی نشان داده، کمبود خواب، فرد را در برابر بیماری مستعد می کند. به طور میانگین، یک فرد بزرگسال به روزی ۶ تا ۸ ساعت، نوزاد ۱۸ ساعت، نوپا ۱۲ تا ۱۳ ساعت و پیش دبستانی به ۱۰ ساعت خواب نیاز دارند.

۲) ورزش؛

فعالیت جسمی گلبول های سفید را که با بیماری مقابله می کنند افزایش می دهد.

۳) رعایت نظافت؛

شستن دست را با صابون فراموش نکنید. از آن جا که تحقیقات نشان داده صابون های معمولی در از بین بردن میکروب ها موثر است و نیازی به استفاده از صابون ضدباکتری نیست. هر بار بین انگشتان، دور ناخن و پشت دست را به مدت ۲۰ ثانیه بشویید. بهداشت دست قبل و پس از هر وعده غذایی، هنگام بازگشت از بیرون، استفاده از دستشویی، دست زدن به حیوانات و تمیز کردن بینی حتما رعایت شود. خارج از منزل از دستمال های مخصوص استفاده کنید. در صورتی که یکی از اعضای خانواده سرما خورده است این نکات رعایت شود:

▪ مسواک فرد مذکور را از بقیه جدا نگه دارید. پس از دوره واگیری، مسواک فرد را با آب جوش بشویید تا هر نوع جرم یا ویروس باقی مانده از بین برود.

▪ در فصل سرماخوردگی حوله های دستی را هر ۳ تا ۴ روز با آب جوش بشویید.

▪ مصرف آب: با بالا بردن مصرف مایعات بافت های سیستم تنفسی مرطوب می ماند و مانع تراکم میکروب می شود.

▪ تصفیه هوا: هر روز برای مدت کوتاهی یک یا ۲ پنجره را باز کنید تا مواد آلوده کننده داخل خانه و جرم های دیگر خارج شوند.

۴) دمای اتاق را پایین نگه دارید،

خانه بیش از حد گرم هوای خشک ایجاد می کند که محیط مناسبی برای رشد ویروس ها به حساب می آید. کاهش درجه حرارت به میزان ۵ درجه و استفاده از مرطوب کننده برای حفظ رطوبت در فصل سرما در کاهش ابتلا به سرماخوردگی موثر است.

۵) استراحت:

روزی چند دقیقه از همه اعضای خانواده بخواهید با بستن چشم، تنفس عمیق و با پرداختن به فکرهای خوب استرس بدن را کاهش دهند. کاهش استرس یعنی آمادگی کمتر به بیماری.

۶) مصرف میوه و سبزی:

هویج، کیوی، کشمش، لوبیا سبز، پرتقال و توت فرنگی حاوی ویتامین می باشند که در تقویت سیستم ایمنی نقش دارد. سبزی هایی مانند کلم بروکلی، کلم و گل کلم منابع خوب بتاکاروتن محسوب می شوند که از بدن در مقابل آسیب رادیکال های آزاد محافظت می کند، سعی کنید روزی ۵ وعده میوه و سبزی خام و یا کمی پخته مصرف کنید. پخت بیش از حد سبزی باعث از بین رفتن خواص آن می شود.

۷) مصرف شیرینی جات را به حداقل برسانید.

از آن جا که شکر محیط مناسبی برای عوامل بیماری زاست، مصرف مواد قندی را به خصوص هنگام سرماخوردگی به حداقل برسانید.

۸) مکمل ها:

کارشناسان معتقدند که امروزه مواد مغذی کافی کودکان از طریق رژیم تامین نمی شود، بنابراین برای جبران آن و طبق دستور پزشک باید مکمل هایی مانند مولتی ویتامین و مواد معدنی در برنامه رژیم غذایی آن ها افزوده شود


   برچسب‌ها: روش های درمان سریع سرماخوردگی
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

1 - به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

2 - با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .

3 - همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

4 - وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .

5 - وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

6 - قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .

7 - به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

8 - هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

9 - عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

10 - در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

11 - مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

12 - آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

13 - وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید : چرا می خواهی این را بدانی؟

14 - به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .

15 - وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد .

16 - وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

17 - این سه نکته را به یاد داشته باشید:

  •  احترام به خود،
  • احترام به دیگران
  • و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

18 - اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .

19 - وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

20 - وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

21 - زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

  منبع : افکار خوشمزه

   برچسب‌ها: جمله انرژی زا از آنتونی رابینز
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش