+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

تحقیق و نگارش: حسن گل محمدی
در سرزمین کهن ایران، بر اثر تجربه‌ها و اعمال سلیقه‌ها در طول سالیان دراز تاریخ، غذاها و پختنی‌های گوناگون رسم شده و بوجود آمده که در نزد بسیاری از کشورهای دیگر و حتی مردم سرزمین ما، این غذاها به عنوان غذاهای ملی و سنتی معروف شده‌اند.
از جمله این نوع غذاها و پختنی‌ها می‌توان به چلوکباب، آبگوشت (دیزی) و نان سنگک اشاره کرد. در این گزارش‌ درصددم که تاریخچه و چگونگی پیدایش نان سنگک را برای ایرانیان عزیز ساکن کانادا که امروزه از مغازه‌ها و سوپرمارکت‌های ایرانی نان سنتی ایرانی سنگک با کیفیت و بسته بندی بهداشتی تهیه مینمایند را شرح دهم. قبل از آنکه وارد این بررسی بشویم به اطلاع عزیزان وخوانندگان هفته‌نامه سلام تورنتو و سایت سلام تورنتو می‌رسانم اگر چه در سالهای اخیر سیستم پخت نان در ایران و بویژه در تهران ماشینی شده و این موضوع از کمیت و کیفیت پخت نان کاسته است ولی هنوز هم نانوایی‌هایی وجود دارند که به پخت این نانهای سنتی به روش قدیم ادامه می‌دهند. اصولاً چهار نوع نان در سطح ایران بعنوان نانهای سنتی و ملی شناخته شده‌اند:
-نان سنگک
-نان بربری
-نان تافتون
-نان لواش
در زمانهای بسیار قدیم، خانواده‌ها و افرادی که با هم زندگی می‌کردند، مایحتاج زندگی خود را بطور سالیانه و یکجا و بیشتر هم در ا یام برداشت محصولا‌ت کشاورزی که بیشتر در پایان فصل تابستان و آغاز فصل پاییز بود، تهیه کرده و در منازل خود نگهداری می‌کردند و به مرور آن را مورد استفاده قرار می‌دادند. یکی از این نیازها تهیه و نگهداری گندم برای پخت نان در طول سال بود. بطوریکه نان ما در همه�‌ غذاها و نیازهای خورد و خوراک تلقی می‌گردید. من یادم است که حدود پنجاه سال پیش هنگامی که ما در شهرستان زندگی می‌کردیم، صبحانه اغلب افراد نان وچای شیرین بود، کم کم که وضعیت اقتصادی رشد کرد و شهرنشینی زیاد شد و محصولا‌ت دامی و کشاورزی فرآوری شده و به سوی شهرها سرازیر شد. چیزهای دیگر مانند پنیر، حلوا ارده با سرشیر، عسل و تخم‌مرغ هم به این صبحانه‌ها افزوده گردید.
در گذشته‌ای نه چندان دور در هر خانه‌ای چرخی سنگی وجود داشت که خانمهای خانه با آن گندم را آرد می‌کردند و خمیر می‌زدند و در تنورهای گلی که در هر منزلی وجود داشت و با هیزم داغ می‌شد، نان میپختند. کم کم آسیابهایی برای آرد کردن گندم ساخته شد که اول آسیاب آبی بود و بعداً به آسیابهای دیزلی و برقی تغییر یافت و پس از چندی واحدهای نانوایی و نان پزی در سطح شهرها و روستا احداث گردید، بطوریکه کم کم پختن نان در منازل متوقف گردید و افراد برای تهیه نان مورد نیاز خود آن را از مغازه‌های نانوایی خریداری کرده و می‌کنند.
نانوایی‌های اولیه طریقه خمیر زدن و پختن و سوخت تنورهای خود را به روشهای سنتی و قدیمی انجام می‌دادند و اخیراً حدود 10 تا 15 سال است که روشهای ماشینی و پخت نانهای فانتزی رسم شده و دیگر از آن عطر و طعم نانهای پخته نانوایی‌های قدیمی که به قول معروف بوی نان تا هفت خیابان اطراف می‌پیچید و اشتها را باز می‌کرد، خبری نیست.
درصدد تهیه کردن این گزارش بودم که مشاهده کردم یک خوش ذوق و علاقمند، ساختمان زیبا و دو طبقه‌ای را تبدیل به مجتمع تولید انواع نان سنتی کرده بطوریکه انواع نانهای سنگک، بربری، تافتون و لواش را در یک مجموعه می‌پزد و هر کسی که هر نوع نان را دوست دارد با مراجعه به واحد تولید آن نان، نان مورد نیاز خود را می‌خرد. جالب توجه است که این مجموعه کاملاً بهداشتی و در فضای مناسب است که برای مشتریان صندلی برای نشستن در نظر گرفته‌اند و انواع وسایل سرگرمی مانند تلویزیون و... در آنجا قرار داده‌اند و سفارش خود را حتی می‌توانی از طریق کامپیوتر موجود در نانوایی ثبت نمایی و رسید پرداخت وجه و تحویل نان دریافت کنی. این کار در نوع خود ابتکاری زیبا و ماندنی است. قیمت نان سنگک در این نانوایی برحسب نوع سفارش کوچک و بزرگ و یک رو خشخاشی یا دو رو خشخاشی از مبلغ 400 تومان در نوسان است که با توجه به کیفیت خوب نان پخت سنتی و بهای نان‌های فانتزی و ساندویچی فعلی موجود در بازار، قیمت‌ها چندان بالا نیست.
لازم به توضیح است ک چون هنوز دولت در تولید نان مصرفی افراد یارانه پرداخت می‌کند، قیمت نان در ایران پایین است ولی این گونه نانوایی‌ها از آرد آزاد و قیمت فروش آزاد تبعیت می‌کنند که قیمت فروش آنها تا دو برابر قیمت فروش نانهای یارانه‌ای است. خوب حالا برگردیم به اصل مطالب و بیان تاریخچه و چگونگی پیدایش نان سنگک ایرانی.
در رابطه با چگونگی و محل و تاریخ دقیق پیدایش نان سنگک در ایران هیچ گونه اطلاع دقیق و روشنی در دسترس نیست. کهن‌ترین نوشته و تحقیقی که در آن از نان سنگک نام برده شده، کتاب فرهنگ لغاتی است به نام "برهان قاطع"که توسط نویسنده‌ای به نام خلف تبریزی در سال 1062 هجری قمری نگارش یافته و مولف در آنجا در زیر معنی واژه سنگک می‌نویسد:
"نوعی از نان هست که روی سنگ ریزه‌های گرم بپزند."
همچنین در تقویم سالنمایی که توسط کمیته� ‌نانوایان تهران که در 19 اردیبهشت سال 1326 شمسی در تهران چاپ شده در رابطه�‌ تاریخچه و چگونگی پیدایش نانوایی و نان سنگک این گونه آمده است:
"شاه عباس برای رفاه حال طبقات تهی‌دست و لشگریان خود که غالباً در سفر احتیاج به نان و خورش موقت و فوری داشتند و لازم بود به هر شهری می‌رسند نانواهایی باشند که بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهیه نمایند و غذایی باشد که خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد و حل این مشکل را از "شیخ بهایی"که از اجلّه�‌ علما و دانشمندان ایران بود خواست. شیخ بهایی با تفکر و تعمق تنور سنگکی را ابداع نمود. این اختراع که با دقت و هوشیاری طرح و عملی شده است به قدری کامل و دقیق است ک پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اولیه� ‌مورد استفاده و نانی که از تنور سنگکی بدست می‌آید، مأکول ترین نان است."البته باید این نکته را توجه داشت که علی‌رغم این ادعا که در این سالنامه آمده است، نانوایان و کارگران و شاطران نانوایی‌های سنگکی در رابطه با پیدایش این نوع نان، نظرهای دیگری هم دارند که شاید این دیدگاهها واقعی‌تر و به حقیقت نزدیک‌تر باشد.
این دیدگاهها این است که پخت نان سنگک قبل از ورود اسلام به ایران رواج داشته و پیدایش آن این گونه بوده که یکی از پادشاهان ساسانی بیمار می‌شود، طبیب معالج او تجویز می‌کند که برای شاه باید نانی تهیه نمایند که آن نان روی ریگ (سنگ‌های کوچک) پخته شود. در اجرای این کار دستور داده می‌شود که روی توری مقداری ریگ و سنگ‌ریزه بریزند و در زیر آن آتش پرحجمی روشن نمایند تا ریگها کاملاً داغ گردند و آنگاه خمیر نان را با دست در روی تخته‌ای پهن کرده و در روی سنگ‌های داغ قرار دهند تا بپزد. ولی چون در این روش‌ قسمت پایین نان پخته و قسمت رویی نمی‌پخت، آمدند توری دیگری هم در روی خمیر قرار دادند و روی آن آتش ریختند تا هر دو طرف نان پخته شود. کم کم این روش پختن نان توسعه و تکامل یافته تا به صورت امروزه در‌ آمده است. همچنین در کتب تاریخی ذکر شده است که وقتی سربازان عرب به شهر مدائن آمدند و نان سنگک را در روی میز نانوایی دیدند، نمی‌دانستند که آن چیست و همین هم خود دلیلی بر قدمت پخت نان سنگک در ایران است.
همچنین در سالهای قبل در قلعه‌ای قدیمی در نزدیکی شهر ورامین در زیر زمین این قلعه بقایای یک نانوایی سنگکی کشف شد ک تنور آن سالم مانده و ریگ‌های داخل آن موجود بود.
نان سنگک که از نظر مزه، طعم، هضم و بهداشت و سلا‌مت بهترین نان ایرانی و حتی دنیا است از آرد مرغوب و سالم، آب خالص و کمی نمک پخته می‌شود. مایه خمیر و یا خمیر ترش هم برای ورآمدن خمیر و بالا‌ بردن کیفیت پخت نان به آن افزوده می‌گردد.
در پخت نان سنگک به غیر از سه ماده ذکر شده، نباید چیز دیگری به آن افزود. استفاده از جوش شیرینی که در سالهای اخیر رواج پیدا کرده ممنوع است و حتی آرد این نان باید از گندم مرغوب و سالم بدون هیچ نوع آرد دیگری مانند آرد جو یا حبوبات باشد.
اگر گندمی دچار آسیب یا آفت از قبیل سن و چیزهای دیگر باشد یا ناخالصی داشته باشد بدرد تولید این نوع نان نمی‌خورد. حتی انواع گندم که در نقاط مختلف از لحاظ آب و هوا بدست می‌آیند در کیفیت پخت نان سنگک موثرند. شاطرها و نانواهای ماهر می‌گویند آرد گندم برای پخت نان سنگک باید ری آن (12 کیلو گرم) احتیاج به یک تبریزی (سه کیلوگرم) ترشی و یک نصفه (ظرف نیم پر) نمک داشته باشد.
در زمانهای گذشته شغل نانوایی که به شاطری معروف است در خانواده‌ها موروثی بود و یک نوع تقدس خاص خود را داشت. یعنی از پدر به پسر می‌رسید و به همین دلیل نانوا حتی در صورت ضرر حاضر نبود از این شغل پدری دست بکشد و کار دیگری انتخاب کند. بنابراین نانواها پشت در پشت این شغل و مغازه�‌ پدری را حفظ می‌کردند و ادامه می‌دادند و شغل نانوایی شغلی بود که هر کسی وارد به آن نمی‌شد. به همین دلیل نانواها در کار خود تخصص داشتند و در شناخت گندم، تولید نان خوب و مرغوب و پر برکت از هر کوششی دریغ نمی‌ورزیدند. بنابراین آنها برای حفظ حرمت خانوادگی این شغل همه سعی می‌کردند با تهیه گندم خوب و پرورش خمیر خوب، نان مرغوب و سالم به مشتریانشان تحویل دهند. خدا هم برکت کار را می‌داد.
نکته قابل توجه در مدیریت و گردش کار نانوایی سنگکی این است که چون نانوایی‌ها اغلب، در طول کل روزهای سال باز است بنابراین تهیه مواد اولیه از لحاظ گندم،‌ آب و نمک و سایر وسایل و لوازم دیگر باید با توجه به این زمان تولید و تعهد صنفی برنامه‌ریزی گردد. یعنی نانوا باید پیش‌بینی مصرف حداقل یکسال گندم، آرد و سایر نیازهای خود را بکند و آنها را در یک محل مناسب و مطمئن و بهداشتی نگهداری نماید.
یکی از نکات بسیار مهم دیگر، مهندسی و معماری ساخت کوره‌پخت نان سنگک است که می‌بایست توسط معماری وارد و ماهر و با اطلا‌ع از چگونگی پخت و فضاهای گردش نان و محوطه نان‌گیری، ساخته شود. لا‌زم به توضیح است که کار کردن در محیط نانوایی علا‌وه بر آنکه به صورت موروثی و پدر فرزندی بوده ولی از یک لطف وزیبایی‌های دیگری هم برخوردار است. اصولا‌ً آنهایی که یک واحد نانوایی سنگکی را می‌چرخانند همچون یک خانواده در کنار هم زندگی می‌کنند و برای تنوع و تهیه غذا از گرمای داخل تنور نان برای پختن غذای افراد هم استفاده می‌نمایند، بطوریکه غذاهایی مانند بار گذاشتن دیزی، پختن سیب زمینی، چغندر، کدو حلوایی و سایر غذاهایی دیگر، در داخل تنور صورت می‌گیرد.
یکی از دردسرهای مربوط به اداره کردن یک نان سنگکی تامین سوخت مورد نیاز برای داغ کردن تنور بوده، در گذشته از انواع بوته، هیزم و اخیراً هم از نفت سیاه (مازوت)، گازوئیل و در حال حاضر هم از گاز شهری استفاده به عمل می‌آید که سوختی تمیز و بی دردسر است.
در گذشته با توجه به اینکه شغل نانوایی شغل اجتماعی و پرطرف‌دار بود، نانوایی‌های هر محله برای سرگرمی و همچنین تشویق جوانان به آموزش بیشتر، کارها و نوآوری‌هایی برای شاطرها انجام می‌دادند و با برگزاری مسابقه و گردهم آمدن و پختن انواع نانهای مختلف با ایجاد نقش و نگارها روی آن و همچنین پختن نانهای مخصوص مثل نان پای غنچه عقد، یا نان پای غنچه هفت سین، یا پختن انواع نانهای قندی و توتک، شور و حالی دیگر به محیط نانوایی و این شغل می‌دادند و محیط کار را شاداب و با نشاط می‌کردند. ولی در حال حاضر از این نوع کارها در نانوایی‌ها خبری نیست.
در رابطه با قوانین و مقررات مربوط به احداث یک واحد نانوایی از گذشته‌ های بسیار دور ضوابط و آئین‌نامه‌هایی وجود داشته، نگارنده در بررسی‌های خود برخورد کرد به مدارکی در رابطه با چگونگی تاسیس نانوایی و فرمها و شرایط اجازه‌ نامه‌های دولتی که مربوط به سال 1312 شمسی یعنی زمان حکومت پهلوی اول بود. در این آیین نامه‌ و اجازه نامه کلیه تعهدات طرفین که دولت گندم و آرد در اختیار نانواها می‌گذاشت و شرایط پخت نان و عرضه آن ذکر گردیده و کار مدام توسط بازرسان کنترل می‌شده است. یکی از چیزهای مهمی که کنترل می‌گردید، نرخ فروش نان بود که می‌بایست با یک قیمت معقول به دست مردم که غذای عمومی آنها نان بود برسد و اگر خدای نکرده نانوایی یا شاطری در این کار تخطی می‌کرد این عمل باعث نارضایتی و اعتراض مردمی و اجتماعی می‌شد و چه بسا مشکل عمده‌ای برای دولت ایجاد می‌کرد. حتماً شما یا بزرگترها این مثل را شنیده‌اید که در زمان شاه عباس و یا رضاشاه، قیمت نان ناگهان گران شد و شاه در آن زمان با لباس مبدل در نانوایی‌ها سرکشی می‌کرد و هنگامی که مشاهده کرد نانوایی تخلف کرده است، او را در کوره نان‌پزی انداخت و از آن به بعد شایعه شده بود که ممکن است در این صف مشتریان نان، ماموری ایستاده باشد، بنابراین خود به خود قیمت نان کنترل شد و پایین آمد.
چون تامین نان مردم از اهمیت خاصی برخوردار بود و یکی دو بار هم در زمان انقلاب مشروطیت و جنگ جهانی اول و دوم در تهران و شهرستانها مشکل نان پیش آمده بود، از دیر هنگام و حتی تاکنون چگونگی تامین و عرضه نان مورد نیاز مردم تحت نظارت دولت صورت می‌گیرد. نگارنده در بررسیهای خود به مدارکی تحت عنوان نظامنامه نانوایی برخورد کرد که در سال 1316 شمسی توسط وزارت داخله (وزارت کشور فعلی) و بخش امور شهرداری‌ها‌ تدوین شده و چگونگی تاسیس، مدیریت، سهمیه آرد، فروش و... واحدهای نانوایی را در این نظامنامه تعریف و مشخص کرده‌اند. یکی از ضوابط و مقررات سختی که در این دستورالعمل است توجه به بهداشت، سلامت، تمیزی، لباس و استحمام کارکنان است که بسیار به آن توجه گردیده است.
ولی نکته دیگری که باید در این رابطه به آن اشاره کرد، شغل و کار در نانوایی و مخصوصاً نانوایی سنگکی است که بسیار سخت و طاقت‌فرساست. بطوریکه کارگران و افرادی که در نانوایی‌ها کار می‌کردند به علت سختی و سنگینی کار زود ‌ شکسته می‌شدند و از بیماریهای مختلف رنج می‌بردند. چون کار اکثر این نانوایی‌ها سرپایی و مشکل است و افراد را به انواع ناراحتی جسمی و بیماری دچار می‌کند. در گذشته برای رفع این مشکل چار‌ه‌ای نبود و افراد به انجام این گونه کارها مشغول می‌شدند ولی اخیراً هنگامی که من به یک نانوایی چندگونه پز وارد شدم، مشاهده کردم که دیگر محیط کار مانند گذشته نیست. فضا بسیار روشن و بهداشتی و کارگران و کارکنان نانوایی از بیمه و حقوق مناسب برخوردارند و حتی با یکی از شاطرها که صحبت کردم ایشان ظاهری بسیار آراسته و باریشی پروفسوری و شیک در پشت پاروک نان‌پزی ایستاده بود و لنگ پاکیزه و زیبایی به دور کمر داشت و هنگامی که از حقوق ماهیانه‌اش پرسیدم، رقمی به من گفت که حتی مهندسین تحصیل کرده و سایر مشاغل اداری مشابه از این سطح حقوق برخوردار نبودند.
اینجا بود که خوشحال شدم و یادم افتاد به نسل‌های گذشته از نانواها و شاطرها، مانند شاطر عباس صبوحی قمی که نان سنگک می‌پخت و شاعر بود و شعرهای زیبایی می‌گفت و شاطر محمد قمی، شاطر سید داود روغنی، شاطر سیدجمال، شاطر میر ابوالقاسم، شاطر سید جواد، شاطر غلا‌مرضا، شاطر آقا حسین، شاطر میر‌آقا و سایر شاطرهای دیگری که در سالیان دراز در این شغل زحمت کشیدند و نان سنگک پختند و قت لا‌یموت مردم را فراهم نمودند. روحشان شادباد. گزارش را با شعری از شاطر عباس صبوحی قمی به پایان می‌برم:
من اگر رندم و قلا‌شم، اگر درویشم
هر چه ام عاشق رخسار تو کافر کیشم
خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش کشم
چه غمم از خطری صبح در آید پیشم
من همان "شاطر"عشقم که به تو شرط کنم
گر کشم دست ز دامان تو نادرویشم

+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

زمان زردشت

اگر گاثه را از زرتشت معاصر «ویشتاسپ شاه» بدانیم زمان نزول آن سخنان را باید بین سنه (630 قبل از میلاد) - یعنی سی سال بعد از زمان تولد زردشت و چند سال قبل از سنه 583 ق م که زمان شهادت زردشت باشد - دانست، چه برحسب روایات پهلوی زردشت در سی سالگی مبعوث شده است.

 فارسی باستان

دیگر زبان فارسی باستان است که آن را «فرس قدیم» نامیده اند این همان زبانی است که بر سنگ های «بیستون»، «اَلَوَنْد»،  صد ستون «تخت جمشید»،  دخمه های هخامنشی، لوح های زرین و سیمین بُنلاد تخت جمشید و جاهای دیگر کنده شده است و مهم تر از همه نبشته ی بیستون است که داریوش شاهنشاه هخامنشی تاریخ بیرون آمدن و به شهنشاهی رسیدن و کارنامه های خود را در آن جا گزارش داده است و خطی که آثار نام برده بدان نوشته شده است خط میخی است.

این زبان نیز یکی دیگر از زبان های قدیم ایران است و با اوستایی فرق اندک دارد و آن نیز چون اوستایی دارای اعراب و تذکیر و تأنیث می باشد؛ خط میخی برخلاف اوستایی و پهلوی از چپ به راست نوشته می‌شده است.

 پهلوی

دیگر زبان پهلوی است، این زبان را فارسی میانه نام نهاده اند و منسوب است به «پرثوه» نام قبیله ی بزرگی یا سرزمین وسیعی که مسکن قبیله ی پرثوه بوده و آن سرزمین خراسان امروزی است که از مشرق به صحرای اتابک (دشت خاوران قدیم) و از شمال به خوارزم و گرگان و از مغرب به قومس (دامغان حالیه) و از نیمروز به سند و زابل می پیوسته، مردم آن سرزمین از ایرانیان (سَکَه) بوده اند که پس از مرگ اسکندر یونانیان را از ایران رانده دولتی بزرگ و پهناور تشکیل کردند و ما آنان را اشکانیان گوییم و کلمه ی پهلوی و پهلوان که به معنی شجاع است از این قوم دلیر که غالب داستان های افسانه ی قدیم شاهنامه ظاهرا از کارنامه های ایشان باشد باقی مانده است.

 زبان آنان را زبان «پرثوی» گفتند و کلمه ی پرثوی به قاعده ی تبدیل و تقلیب حروف «پهلوی» گردید و در زمان شهنشاهی آنان خط و زبان پهلوی در ایران رواج یافت و نوشته هایی از آنان به دست آمده است که قدیم ترین همه دو قباله ی ملک و باغ است که به خط پهلوی اشکانی بر روی ورق پوست آهو نوشته شده و از «اورامان کردستان» به دست آمده است و تاریخ آن به (120 پیش از میلاد مسیح) می کشد.

زبان پهلوی زبانی است که دوره ای از تطور را پیموده و با زبان فارسی دیرین و اوستایی تفاوت هایی دارد، خاصه آثاری که از زمان ساسانیان واوایل اسلام در دست است به زبان دری و فارسی بعد از اسلام نزدیک تر است تا به فارسی قدیم و اوستایی چنان که بعد از این در جای خود بدان اشاره خواهد شد.

میخی

زبان پهلوی از عهد اشکانیان زبان علمی و ادبی ایران بود و یونان مآبی اشکانیان به قول محققان، صوری و بسیار سطحی بوده است و از این رو دیده می شود که از اوایل قرن اول میلادی به بعد این رویه تغییر کرده سکه ها، کتیبه ها، کتاب های علمی و ادبی به این زبان نوشته شده است و زبان یونانی متروک گردیده است و قدیم ترین نوشته ی سنگی به این خط کتیبه ی اردشیر اول در نقش رستم و شاپور اول است که در شهر شاپور اخیرا بر روی ستون سنگی به دو زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی کشف گردیده است.


   برچسب‌ها: فارسی باستان
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰


یکی از دلایل شکست در زندگی زناشویی این است که افراد پیش از ازدواج مکالمه طولانی و جدی با یکدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح کرده‌ایم که به شما در شناخت بهتر همسر آینده‌تان کمک می‌کند. حقیقتا این سوالات کلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نکات را از یکدیگر بدانید امکان شکست در ازدواج‌تان کمتر خواهد بود.
● چه عادت‌هایی دارد؟ آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آینده‌تان چطور؟ چند ساعت در شبانه‌روز تلویزیون تماشا می‌کنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر کار می‌کند؟ بهتر است بدانید همسر آینده‌تان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابیدن یا کارهای شخصی‌اش می‌کند؟ آیا این زمان‌ها با ساعت طبیعی زندگی شما در تداخل است یا نه؟
● زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟ وقتی از صمیم قلب به کسی که دوستش دارید حرف‌های دلتان را می‌زنید در او احساس عشق را بیدار می‌کنید. برخی افراد زمانی‌که یک هدیه دور از انتظار از طرف مقابل دریافت می‌کنند به اوج عشق می‌رسند. روشی که به وسیله آن افراد به عشق می‌رسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان می‌تواند تماس فیزیکی، سپری کردن اوقات فراغت با یکدیگر یا کلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید که زبان عشق یکدیگر را پیدا کرده‌اید.
● نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟ آیا شما فرزند می‌خواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر آینده‌تان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است که هر دو موافق یک نوع روش تربیتی خاص باشید.
● روابط خانوادگی او چگونه است؟ خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یکدیگر رفتار می‌کنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست که شما حتما در آینده خانواده‌ای شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او کمک می‌کند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شکل گرفته است. همه خانواده‌ها مشکلاتی دارند، از ابتدا موضع خود را مشخص کنید، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی ‌شوید یا می‌خواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟
● طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت بر می‌آید؟ ازدواج همیشه آسان نیست، اختلاف نظر همیشه وجود دارد. گاهی اوقات شما و همسرتان هر دو خسته‌اید و به کمی ‌تنهایی نیاز دارید. در کنار مشکلات کوچک مشکلات بزرگ هم به وجود می‌آید. از دست دادن شغل، بارداری بدون برنامه‌ریزی، سقط بی دلیل جنین، فوت یکی از اعضای خانواده، تصادف ماشین، بیماری‌های جدی،... همه و همه مشکلات غیرقابل پیش‌بینی هستند. آیا شما و همسرتان در مواجه با این مشکلات دلسرد می‌شوید؟ آیا شما یا همسرتان برای کنترل امور به یکدیگر کمک می‌کنید؟ آیا یکدیگر را در شرایط سخت تنها نمی‌گذارید، حتی اگر زندگی آن طور که تصور می‌کردید پیش نرفته باشد؟
● آیا هر دو اعتقادات مذهبی یکسانی دارید؟ همسر آینده شما ممکن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا مذهبی نباشد، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگی‌شان دخالت می‌دهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید، چگونه می‌خواهید فرزندانتان را تربیت کنید؟ حتما لازم نیست که بر سر کوچکترین مسائل دینی با هم موافق باشید، اما باید در اصل پیرو یک اعتقاد باشید.
● انتظار او از ازدواج چیست؟ از کار خانه گرفته تا حساب‌های پس‌انداز، همسرتان از شما انتظار دارد در زندگی زناشویی چه مسوولیتی داشته باشید؟ شما از او چه انتظاری دارید؟ آیا انتظار دارید یک زندگی زناشویی عاشقانه داشته باشید یا فکر می‌کنید این کارها مربوط به پیش از ازدواج است؟ هر دو طرف باید منظور و انتظار واقعی خود از ازدواج را بدانند و برای درک انتظارات طرف مقابل کوشش کنند.
● اهداف زندگی طرف مقابلتان چیست؟ در لحظاتی که بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است که می‌خواهید، فراموش نکنید هدف‌های زندگی طرف مقابل را بشناسید. یک سوال قدیمی‌ وجود دارد که همه باید از همسر آینده خود بپرسند: « تو در ۱۰ سال آینده خود را کجا می‌بینی؟» یا «می‌خواهی ۲۰ سال آینده چه زندگی داشته باشی؟»
● اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ کجا می‌خواهد زندگی کند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد یا هر جا باد می‌وزد برود؟ هر کس یک طرح یا آرزوی اصلی دارد. دریابید آیا شما می‌خواهید همسفر رویاهای همسر آینده‌تان باشید یا نه!؟البته نمی‌توانید همه چیز را در مورد همسرتان بفهمید. گذر زمان شما را پخته‌تر خواهد کرد و مطالب بیشتری در مورد هم می‌فهمید. اگر مسائل اصلی و اولیه را از ابتدا درست کنار هم قرار دهید تا آخر عمر یک زندگی شاد خواهید داشت.


   برچسب‌ها: جوانان قبل از ازدواج دقت کنند
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

ضیافت عشق

با گذشت زمان تغییرات زیادی در آداب و رسوم بشر اتفاق می‏افتد و بعضی از مراحل و جنبه‏های این رسوم کمرنگ شده و در مقابل مراحل جدیدی به آنها اضافه می‏شود. اما گاهی بعضی از این رسوم استوار و محکم بر جای خود باقی می‏ماند و هرگز رنگ نمی‏بازد. ازدواج نیز به عنوان یکی از رسوم در چند سال اخیر تغییرات بسیاری نسبت به گذشته در آن اتفاق افتاده که بعضی از جنبه‏های آن حذف شده و بعضی از جنبه‏ها به آن اضافه گردیده است. اما بعضی از مراحلی که در این امر باید رعایت شود در طول زمان چندان دستخوش تغییر نشده و پیوسته شکل ثابت خود را حفظ کرده است. البته شاید بعضی‏ها به سلیقه خود تغییراتی در آن ایجاد کنند اما این تغییرات آنقدر کوچک هستند که چندان به چشم نمی‏آیند.

از جمله این مراحل خواستگاری است. دختر و پسر به هر طریقی که با هم آشنا شده باشند حتماً باید جلسات متعدد خواستگاری را از سربگذرانند تا به مقصود خود یعنی ازدواج موفق برسند و هیچ ازدواج موفقی بدون گذراندن این مرحله اتفاق نمی‏افتد. سال‏های گذشته به دلیل شناخت بیشتر خانواده‏ها از یکدیگر، حساسیت آنها در این جلسات کمتر بود و ازدواج در مدت زمان کوتاهی اتفاق می‏افتاد، اما امروز به دلیل دور شدن افراد از یکدیگر و شناخت کم خانواده‏ها از هم، سعی می‏شود این جلسات با اهمیت و توجه بیشتری مدنظر قرار گرفته شده و نتایج با ثباتی از آنها گرفته شود.

چگونگی برخورد با طرف مقابل و خانواده او و همین‏طور سوالات مورد نظر که باید پرسید شود روند خواستگاری که در هر جلسه باید طی شود و... همه و همه باید به افراد و خانواده‏ها آموزش داده شده تا بتوانند تصمیمات صحیح و منطقی بگیرند و با ازدواج موفق یک عمر زندگی خود را بیمه کنند.

بهتر است  اولین تجربه ی ازدواج  را ازدواج موفق شکل بدهند و این تنها از طریق سرمایه‏گذاری امکان‏پذیر است. این سرمایه‏گذاری از طریق شرکت در کلاس‏های آموزشی، مطالعه، داشتن مشاور و انجام مشاوره، گفتگو و تلاش‏های دوره خواستگاری امکان‏پذیر است.

در فرآیند گسترده خواستگاری سیستم والدین و سیستم دختر و پسر باید با هم تعامل داشته باشند. چون دختر و پسر عضوی از یک خانواده هستند، پس علاوه بر شناخت خصوصیات فرد باید خانواده او را هم شناخت.

سیستم تحقیق امروز چندان جواب نمی‏دهد و نباید تنها به آن اعتماد داشت. پس باید به فرآیند گسترده خواستگاری توجه کرد و به بحث و گفتگو در این جلسات پرداخت. باید 3- 4 جلسه گفتگو و سوالات متعدد و اساسی از فرد پرسیده شود.

باید به فرد نزدیک‏تر شویم تا از لحاظ خصوصیات شخصیتی او را بهتر بشناسیم.البته اعتماد‏سازی در این زمینه‏ها بسیار نیاز است و باید اعتماد طرف مقابل را جلب کنیم.

 

علاوه بر مسائل بالا باید توجه داشت که، پایان جلسه اول نباید پاسخ قطعی داد. در جلسه دوم مسائلی که در جلسه اول ابهام آمیز بوده را باید مطرح کرد و بعضی از ادعاهای مطرح شده در جلسه اول باید ریز مورد بررسی قرار گیرند. در جلسات خواستگاری باید به ادعاهای آرمانی فرد هم توجه کنیم و بسنجیم که آیا این ادعاها با توجه به شرایط فرد و ظرفیت او و خانواده‏اش امکان‏پذیر هست یا نه.

گفتگو

در جلسات خواستگاری از چند نکته باید مطمئن شد:

1) افراد تیپ‏های شخصیتی مختلف دارند. دو طرف باید تیپ طرف مقابل را بشناسند و در مقابل تیپ شخصیتی خود قرار دهند. گاهی دو تیپ مخالف باعث ایجاد اختلاف بین افراد می‏شود.پس باید تیپ‏ها به هم نزدیک‏تر باشند تا اختلافات کاهش یابد.

2) باید بفهمیم انگیزه‏های ازدواج کوتاه نباشد و برای لذت جویی‏های جنسی یا برای عوامل جانبی مثل ثروت پدر و... یا دید یک بعدی در انتخاب نباشد.

3) باید مراقب عدم تعادل شخصیتی باشیم که این امر از طریق توجه به 5 عامل امکان‏پذیر است: فرد در سن انتخاب باشد، زندگی متعادلی داشته باشد، نظارت والدین بر زندگی فرد وجود داشته باشد، رشد عقلانی کافی داشته باشد، استقلال فکری داشته باشد.

4) باید تشخیص دهیم این فرد مفهوم اصلی عشق و محبت را چشیده و می‏تواند ابزار کند. برای این تشخیص روابط والدین بسیار معرف است و روابط آنها می‏تواند نشان دهنده توانایی وی در ابراز عشق باشد.

5) ببینیم آیا برای آینده خود برنامه‏ای دارد یا نه.

6) آیا دارای عزت نفس خانوادگی هست یا نه. اعضای خانواده به او احترام می‏گذارند یا نه و...

جلسات خواستگاری به عنوان یک نردبان عمل می‏کند هر پله مقدمه رفتن به پله بالاتر است. پس چه بهتر که با اطمینان و قدم‏هایی محکم هر پله را طی کنیم تا خطر سقوط به صفر برسد و صعودی موفق داشته باشیم.

در جلسات خواستگاری یک سری مقدمات و شرایط باید در نظر گرفته شود:

1) هماهنگی: باید خانواده‏ها در این زمینه با هم هماهنگی داشته باشند و جلسات مستقلی برای خواستگار در نظر گرفته شود.

2) از تعداد افرادی که به خواستگاری می‏آیند، اطلاع داشت و کسانی که می‏آیند از خانواده اصلی فرد باشند. کمترین افراد که بیشترین دخالت را دارند باید بیایند.

3) آمادگی: باید هزینه و زمان صرف کسب این آمادگی کرد و برای هر مسئله‏ای که امکان اتفاق افتادن دارد، کسب آمادگی کرد.

4) باید جلسه اول بحث‏های عمومی داشته باشیم و یک دفعه دختر و پسر سراغ بحث خصوصی نروند.

5) طرفین باید از زحماتی که نسبت به یکدیگر انجام داده‏اند تشکر کنند.

 

در جلسه اول 3 بحث باید مطرح شود:

جلسه اول باید کوتاه برگزار شود و این سه بحث را باید دختر و پسر و در درجه اول پسر مطرح کند. اما اگر پسر صحبتی در این سه زمینه نکرد، دختر باید پیش‏دستی کند.

1) معرفی شفاف یکدیگر. باید نکات خاص و اساسی را بیان کنند.

2) نقطه‏های عطف زندگی در انتخاب طرف مقابل مطرح شود.

3) صداقت و صمیمیت در زندگی از نظر دو طرف تشریح شود.

جلسات خواستگاری به عنوان یک نردبان عمل می‏کند هر پله مقدمه رفتن به پله بالاتر است. پس چه بهتر که با اطمینان و قدم‏هایی محکم هر پله را طی کنیم تا خطر سقوط به صفر برسد و صعودی موفق داشته باشیم.

 


   برچسب‌ها: آموزش خواستگاری موفق
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

عشق

 اگر قصد دارید با کسى ازدواج کنید ، پیش از این‏که محبت و علاقه‏اش را در دل جاى دهید ، باید در مورد او و ویژگى‏هاى شخصیتى‏اش - در حدى که براى ازدواج لازم است - شناخت داشته باشید ، البتّه علاقه اولیه در حدى که انگیزه و محرک انسان براى فراهم آوردن زمینه‏هاى ازدواج باشد ، در صورتى که شدت نیابد ، اشکال ندارد. اگر این علاقه شدت پیدا کند، طبیعى است عقل را از عرصه انتخاب کنار خواهد راند و فرایند ازدواج را دچار مشکل خواهد کرد زیرا «حبُّ الشَّى‏ءِ یُعْمى‏ و یُصِمّ»؛ یعنى دوستى هر چیزى باعث مى‏شود انسان، کورکورانه در مقابل آن تسلیم شود و با تفکر و تعقل در مورد آن تصمیم‏گیرى نکند.

محبتى که پشتوانه معرفتى نداشته باشد ، بصیرت انسان را درباره فرد مورد نظر کاهش مى‏دهد.

محبتى که پشتوانه معرفتى نداشته باشد ، بصیرت انسان را درباره فرد مورد نظر کاهش مى‏دهد . در نتیجه از قدرت انتخاب مى‏کاهد و ممکن است نتایج نامطلوب به ارمغان آورد. از این روى ، عقل سلیم حکم مى‏کند در امر مهمّى مانند ازدواج، مطالعه و تحقیق و نیز مشورت با کارشناسان و مشاوران مجرب انجام پذیرد.

 

تمایل اولیه لازم است اما تجربه نشان داده است که محبت و عشقی که در اثر زندگی و شناخت و با هم بودن ایجاد شود ،

محکم تر و قابل اعتماد تر است .پس سعی کنید در انتخاب همسر تا آنجایی که می توانید تعقل کرده و از نظرات بزرگ تر ها استفاده کنید.

همسر

به نظر مى‏آید، رعایت نکات زیر براى دستیابى به ازدواج موفق و همسر مناسب ضرورت دارد:

1. بکوشید علاقه نخستین و پیش از خواستگارى را تا جایى که ممکن است کنترل کنید و پیش از طى مراحل بعدى، خود را به کسى وابسته نسازید؛ زیرا علاقه و وابستگى زیاد ، مانع شناخت صحیح مى‏شود.

 

2. از هر گونه تماس (تلفنى، حضورى و نامه) پیش از اقدامات رسمى خوددارى کنید.

 

3. در نخستین اقدام، وضعیت و مشخصات فرد مورد نظر را با خانواده خود در میان گذارید و از دیدگاه‏هاى آنان آگاه شوید.

 

4. در صورت توافق با خانواده، تحقیقات را به وسیله افراد مجرب و مورد اعتماد آغاز کنید.

 

5. در صورتى که نتایج تحقیقات، فرد مورد نظر را مناسب نشان مى‏دهد ، فرصت بیشتری به خود دهید تا در حریم خانواده باهم صحبت کرده و شناخت پیدا کنید.

 

6. اگر در صحبت‏هاى اولیه همدیگر را پسندیدید و دیدگاه‏هاى یکدیگر را پذیرفتید، در مسیر زندگى مشترک گام نهید.

در تمام این مراحل، توجّه و توکل به خداوند ، راهنما و راهگشاى شما خواهد بود.

 منبع:تبیان


   برچسب‌ها: قبل از عاشق شدن, فکر کنید
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

ازدواج

بلوغ، یک پدیده ی طبیعى است که زمان آن در همه کس و همه جا یکسان نیست. از مطالعه ی حالات انسانها در نقاط مختلف جهان، این حقیقت به دست می آید که معمولا دختران و پسرانى که در نقاط  گرمسیر زندگى مى کنند و با شرایط رشد و نمو آن مناطق پرورش مى یابند، زودتر از جوانانى که در نقاط سردسیر زندگى مى کنند به حد بلوغ مى رسند.

 

البته براى استقلال در امر ازدواج، تنها رسیدن به سن بلوغ جنسى کافى نیست، بلکه علاوه بر آن، دختر و پسر باید ((رشید)) باشند، یعنى بتوانند مصلحت خود را تشخیص دهند تا اراده ی آنان در امر ازدواج، یک رکن اساسى به شمار آید.

 

معناى رشد

انسان همانند سایر موجودات زنده، پیوسته در حال تغییر است و این تغییر طبیعى و همگانى به صورت افزایش در قد، وزن و پیدایش عادتها و مهارتها و به طور کلى تغییر در رفتار در جنبه هاى اجتماعى، اقتصادى و عاطفى، به تدریج ظاهر مى شود و این همان چیزى است که در روانشناسى رشد مورد بحث و گفتگو قرار مى گیرد.

 

رشد، توانایى و قدرت فکرى فرد در امور اقتصادى و اجتماعى است.

حضرت امام خمینى(ره) ((رشد)) را اینگونه معنا کرده اند:

((رشد عبارت است از دقت و زیرکى و مواظبت براى سود بردن در معاملات و حفظ و نگهدارى مال از اتلاف و صرف کردن آن در مواردى که عقلا به کار مى برند.))(1)

با این بیان مى توان رشد در دختران را اینگونه معنا کرد:

((توان در اداره ی زندگى و تربیت فرزند و قبول مسوولیت مادرى و حسن روابط اجتماعى.))

 

بنابر این ممکن است کودکى به سن بلوغ رسیده باشد و نسبت به تکالیف عبادى مثل نماز و روزه، مسوول باشد، ولى توان انجام فعالیتهاى اقتصادى و اجتماعى را نداشته باشد. در این صورت چنین فردى ((بالغ)) هست ولى رشید نیست.

 

سن آماده شدن یک دختر براى ازدواج، بستگى به درک عقلى و بلوغ روانى او دارد ؛ امکان دارد دخترى در سن چهارده سالگى و حتى کمتر قوه ی درک و مسوولیت پذیرى خانوادگى را داشته باشد و بتواند خانواده اى را اداره کند و فرزندان خوبى تربیت کند اما، یک زن سى ساله از اداره ی خانه و درک مسوولیت بازماند. پس آنچه که در ازدواج مطرح است، آمادگى دختر و پسر است، خواه به سن قانونى رسیده باشند یا نرسیده باشند.

 

در قانون مدنى سابق، سن ازدواج براى دختر را 15 سال و براى پسر 18 سال تعیین کرده بودند و ازدواج پسران و دختران، قبل از این سن ـ مگر در موارد استثنایى ـ ممنوع بود.

 

عدم توجه به اوضاع جغرافیایى و منطقه اى، عادات و عرفیات و تحول وضع جوانان در دنیاى امروز، مشکلاتى را در عمل به وجود خواهد آورد. در عصرى که روابط دختر و پسر آسان تر شده و با تغذیه بهتر و آموزش جدید و استفاده بیشتر و گسترده تر از وسایل ارتباط جمعى، نوجوانان زودتر از گذشته به رشد فکرى و بلوغ جنسى مى رسند، بالا بردن سن ازدواج، به دشوارى قابل توجیه است.

 

((زمانى که در بریتانیا حداقل سن ازدواج پسر را بیست و یک سال و حداقل سن نامزد احراز نخست وزیرى را هیجده سال تصویب کرده بودند، مردم آن کشور اعتراض کردند که آیا مردى که مى تواند در سن هیجده سالگى نخست وزیر شود و مملکتى را اداره کند، براى ازدواج کردن باید سه سال صبر کند؟ قانونگذاران پاسخى داده بودند که بیشتر به شوخى شباهت دارد ؛ آنها گفته بودند: ((گاهى اداره یک زندگی از اداره یک کشور مشکل تر است.))!(2)

 

خلاصه اینکه سن مناسب ازدواج، بلوغ جسمى و رشد فکرى است که اسلام حد بلوغ جسمى را بیان کرده ولى حد رشد فکرى را معین نکرده بلکه تشخیص آن را در اختیار خود دختر و پسر و اولیاى آنها قرار داده است.

 

طرفداران بالا بردن سن ازدواج مى گویند:

1 ـ پسران و دختران قبل از هیجده و پانزده سالگى صلاحیت تشکیل خانواده را نداشته و قدرت تحمل مشقات و مسوولیتهاى سنگین خانوادگى را ندارند.

2 ـ ازدواجهاى زودرس عامل مهم وقوع جرم است.

3 ـ زنانى که از خانه شوهر فرار کرده و از آن متنفر مى شوند، اکثرا زنانى هستند که در سن کمتر از سن قانونى به خانه شوهر رفته اند.

 

در پاسخ باید گفت: درست است که ازدواجهاى بى موقع و زودرس، یعنى ازدواجهایى که توام با رشد کافى جسمى و فکرى نبوده و با آمادگى کامل براى زناشویى صورت نگرفته باشد، چه بسا موجب خیانت، بى مهرى، اختلافات خانوادگى و انواع جرمها شود; ولى دختر و پسرى که رشد و آمادگى کافى پیدا کرده و از نظر جسمى و روحى آمادگى کامل براى زناشویى دارند، هیچ دلیلى نمى تواند مجوز بالا بردن سن ازدواج آنها باشد.

 

تفاوتهاى سنى دختر و پسر در ازدواج

آیا بین تفاوت سنى زن و شوهر و موفقیت آنها در امور زندگى و زناشویى ارتباطى وجود دارد؟

از آنجا که زمان بلوغ دختر و پسر متفاوت است، رسیدن به سن آمادگى براى ازدواج نیز در آنها همزمان نخواهد بود.

اگر تفاوت سنى زن و مرد زیاد باشد و سن مرد خیلى بیشتر از سن زن باشد، ممکن است با همسر خود همچون دخترش رفتار کند و همسر جوان هم چه بسا شوهرش را به جاى پدر خود بگیرد و در نتیجه رابطه ی بین آنها دوستانه و مودت آمیز نباشد.

 

نقطه ی مقابل اینکه اگر سن زن خیلى بیشتر از مرد باشد، شاید در برخورد با همسر جوانتر از خودش، بیشتر نقش مادر یا پرستار را ایفا کند نه نقش یک همسر را و در هر دو صورت ناآشنایى و عدم پختگى یکى از آنها ممکن است دیگرى را بى حوصله کند و بى تفاوتى یکى مى تواند خشم و دلزدگى دیگرى را برانگیزد; زیرا بین این زن و شوهر، توازن و تعادل روحى  ضعیف است و قادر به درک نیازهاى یکدیگر نیستند.


   برچسب‌ها: سن ازدواج
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

پول

امروزه مساله پول و مشکلات مالی، یکی از عوامل عمده و مهم مشکلات زناشویی و در برخی موارد طلاق، به شمار می‏رود. داشتن یا نداشتن پول می‏تواند علت بسیاری از استرس‏ها و نگرانی‏ها به شمار آید به خصوص در ازدواج‏های کنونی که جوانان گاه با درآمد اندک، اقدام به آن می‏کنند و یا ازدواج‏هایی که تجملات و تشریفات در آن نقش بسزایی را ایفا می‏کند.

اما شما جوان عزیز می‏توانید با اجرای برخی اقدامات ساده و پیش پا افتاده، بر این مشکلات احتمالی مستولی شده و زمینه ی مناسب برای یک ازدواج موفق و کم استرس را برای خود و طرف مقابل تان، برنامه‏ریزی کنید.

 

شناخت اهداف مالی همسر آینده‏تان، به شما کمک خواهد کرد تا یک ازدواج ایمن و مطمئن را برنامه‏ریزی کرده و از این طریق یک ازدواج سرشار از شادی را برای خود و طرف مقابل تان طراحی کنید.

 

 

 

اقدام کردن برای ازدواج

در بسیاری از موارد مشاهده می‏شود که جوانان (چه دختر و چه پسر) در جلسات خواستگاری و آشنایی، از مطرح کردن مسائل مالی و پولی هراس دارند چرا که نگرانند تصویر منفی و نادرستی در ذهن طرف مقابل ایجاد کنند و یا در این میان مسائلی مطرح شود که به طور کلی مساله ی ازدواج آنها را بر هم زده و یا به حالت تعلیق در آورد. ما در اینجا قصد داریم عنوان کنیم که این نحوه تفکر اشتباه است چرا که شناخت اهداف مالی همسر آینده‏تان، به شما کمک خواهد کرد تا یک ازدواج ایمن و مطمئن را برنامه‏ریزی کنید و از این طریق یک ازدواج سرشار از شادی را برای خود و طرف مقابلتان طراحی کنید.

 

دختر و پسر لازم است قبل از ازدواج شرایط مالی خود را به طور کامل برای یکدیگر روشن کنند و همچنین انتظاراتی را که در این رابطه از یکدیگر دارند مشخص نمایند

 

 

 برای مثال تصور کنید مردی به خواستگاری شما آمده که از لحاظ مالی وضعیت مطلوبی دارد و به شغل آزاد، مشغول است اگر شما در مورد اهداف مالی این آقا (نحوه تهیه مسکن، ماشین و...) اطلاعات کاملی کسب نکنید ممکن است بعد از ورود به زندگی زناشویی با مسائلی رو در رو شوید که اصلاً تصور آن را هم نمی‏کردید. مثلاً شاید این آقا معتقد باشند که تهیه مسکن شخصی، باعث راکد ماندن سرمایه و دارایی شان می‏شود برای همین ترجیح می‏دهند تا چند سال اول زندگی را از منزل استیجاری استفاده کنند در حالیکه شما اصلاً چنین وضعیتی را ندارید. بنابراین بررسی دقیق این مسائل هم از جانب پسران و هم دختران بسیار حائز اهمیت است.

 

زن و مرد

دختر و پسر لازم است قبل از ازدواج شرایط مالی خود را به طور کامل برای یکدیگر روشن کنند و همچنین انتظاراتی را که در این رابطه از یکدیگر دارند مشخص نمایند. این مساله به خصوص در عصر حاضر بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که زنان نیز در بسیاری از موارد شاغل بوده و دارای درآمد هستند.

اگر شما خانمی هستید که درآمدتان را برای خودتان پس‏انداز می‏کنید و قصد ندارید آن را در زندگی مشترک خرج کنید، حتماً این مساله را در جلسات خواستگاری عنوان کنید.

شما نیز اگر مردی هستید که تمایل دارید همسرتان شاغل باشند و درآمدشان در منزل شما به صورت شراکتی مصرف شود، حتماً این موضوع را در جلسات خواستگاری مطرح کنید.

حتی شما (به خصوص خانم ها) ممکن است تمایل داشته باشید در تمام امکانات زندگی با همسرتان شریک باشید، این شراکت می‏تواند شامل حساب‏های بانکی، مسکن شخصی، ماشین، وسایل منزل و... باشد، این مساله نیز جز نکاتی است که در جلسات خواستگاری باید مطرح و مورد توافق قرار گیرد.

تهیه ی مسکن

همه زوجین دوست دارند که صاحب ملک شخصی باشند اما همین مساله می‏تواند باعث ایجاد نگرانی مالی برای طرفین گردد. برای اینکه این نگرانی‏ها به حداقل ممکن برسد لازم است که هر دو طرف به اهمیت مساله پس‏انداز در زندگی مشترک برای تهیه مسکن پی برده باشند. بنابراین لازم است که از همان روزهای اول زندگی زناشویی، بخشی از درآمد خود را صرف پس‏انداز برای آینده بکنید. البته مساله پس‏انداز نیز، خود جز موضوعاتی است که در مورد میزان و اهمیت آن باید در جلسات خواستگاری و در دوران نامزدی، مورد توجه قرار گیرد.

همان‏طور که مطرح کردن مسایل مالی می‏تواند باعث استحکام ارتباط شما دو نفر شود، مخفی کردن آن نیز می‏تواند روابط آینده شما را دچارگسیختگی کند.

پرداخت‏ بدهی‏ها

بسیاری از جوانان قبل از ازدواج خود، بنا به دلایل مختلف مقروض هستند و ماهانه مجبور هستند مقادیری از درآمد ماهیانه خود را صرف بدهی‏های شان بکنند. شما نیز ممکن است جز یکی از این افراد باشید و بنایراین ممکن است در جلسات خواستگاری وسوسه شوید که این موضوع را با همسر آینده‏تان در میان نگذارید تا زمانی‏که عقد رسمی انجام شود و شما خیالتان از بابت ازدواج با این شخص راحت گردد. اما باید بدانید که مطرح کردن همه ی حقایق زندگی در جلسات آشنایی ضروری است و شما نباید هیچ مساله‏ای را از همسر آینده‏تان مخفی کنید. این مساله موضوعی نیست که بتوان برای همیشه آن را مخفی نگه داشت. بنابراین صداقت داشته باشید و با این کار سعی کنید همسرتان را در پرداخت این بدهی‏ها با خود همراه سازید. توجه داشته باشید همان‏طور که مطرح کردن این مساله می‏تواند باعث استحکام ارتباط شما دو نفر شود، مخفی کردن آن نیز می‏تواند روابط آینده شما را دچارگسیختگی کند.

آشنایی

بطور کلی مسائلی که مطرح گردید در مورد جوانانی صدق می‏کند که دارای مشکلات مالی هستند و با یک سرمایه و درآمد محدود، قصد دارند زندگی مشترک، تشکیل دهند. اما از طرف دیگر برخی از افراد آن قدر صبر می‏کنند تا مشکلات مالی‏شان مرتفع گردد و بعد برای ازدواج اقدام می‏کنند. اگر شما دختری هستید که چنین خواستگاری دارید دقت کنید که این فرد، کسی نباشد که زندگی زناشویی و شخصی خود را فدای مسائل مالی کند چرا که این دسته از افراد به مرور آموخته‏اند که پول همواره در اولویت قرار دارد و حاضرند همه چیز را فدای مسائل مالی و کاری کنند.

شاید این دسته از افراد پول زیادی بدست آورند، اما باید از خودشان بپرسند که ارزش یک زندگی مجلل و پر زرق و برق بیشتر است یا اینکه ساعات بیشتری را نزد خانواده و همسر خود بگذرانند؟

یک ازدواج موفق در اثر تلاش کردن شما برای کسب خوشبختی و صرف کردن زمان کافی، حاصل می‏شود و اگر شما نتوانید این دو مولفه مهم را مورد توجه قرار دهید، زندگی زناشویی خوشایندی (علی‏رغم امکانات مالی زیاد) نخواهید داشت.

منبع:تبیان


   برچسب‌ها: مدیریت مسائل مالی در امر ازدواج
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

1- تلویزیون

 

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به یکدیگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید که وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنکه در این کار زیاد سخت‌گیری نکرده باشید‌، می‌توانید موافقت کنید که در هفته‌، 4 شب تلویزیون خاموش باشد.

 

2- خانه‌نشینی

 

?به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نمی‌روید! مگر درهای آن رستوران دنج و کوچکی که آن‌قدر عاشق‌اش بودید‌، بسته شده؟ پس آن شب‌هایی که با هم به سینما می‌رفتید و به بگومگوهای پرشور و حرارت می‌پرداختید? چی شد؟ و حالا فقط ماهی یکبار آن‌هم فقط برای دیدن دوستان بیرون می‌روید و احتمالا آنها هم برای بازدید پیش شما می‌آیند. دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، از پولی که برای مالیات آن کنار می‌گذاشتید، برای گردش و بیرون رفتن استفاده کنید!

 

3- ساعات اضافی

 

دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ که حقیقتا جز خوشایندی برای همسرتان نیست! تنها کافی‌است که کار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود که از آن در خانه حرف می‌زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنکه توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید،?هر ازگاهی کار را از یاد ببرید.

 

4- رسیدگی به وضع ظاهر

 

فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! دست از شلختگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت‌و‌پاش‌کردن در خانه خودداری کنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه که هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید که حضور او و تاثیری که بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

 

5- بی‌توجهی

 

یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است. زمانی‌که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی‌که او را شیک و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌که او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌که درست و بجا به‌کار برده شوند.

 

6- حسادت مفرط

 

دست از پاییدن و سین‌جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی??دو جانبه بنا می‌شود. شک و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد!

 

7- خانواده همسر

 

نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه که در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی‌که این تفاهم به حد کافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می‌کنید که همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته کم‌کم خسته می‌شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌کند.

 

8- نبود برنامه

 

تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های کوتاه‌مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینکه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌کند!

 

9- سکوت

 

مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یک روان‌درمانگر کمک بگیرید.


   برچسب‌ها: دشمن زندگی زناشویی
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰


یکی از مسائلی که ما خانم ها اصولا از آن می رنجیم ، وقتی است که موضوع جالبی را با آب و تاب برای همسرمان تعریف می کنیم ولی متوجه می شویم حتی به یک جمله از حرف هایمان هم گوش نکرده. آن وقت است که احساساتمان
جریحه دار شده، دلخور می شویم و خلاصه ممکن است کار بالا بگیرد...
اما بهتر است کمی منصف تر باشیم . آیا ما هنگامی که می خواهیم موضوعی را مطرح کنیم به این فکر می کنیم که زمان و مکان مناسبی را بر گزیدیم یا نه؟
شاید به یکی از دلایل زیر همسرتان شنونده ی خوبی برای حرف هایتان نیست:
 
مشغله ذهنى‏
داشتن مشغله ذهنى، یکى از عوامل گوش ندادن به سخن شخص مقابل است. بارها برایمان پیش آمده که ذهن، درگیر یک مطلب کاری یا مشکلى است و در این زمان، اگر ما مورد خطاب واقع شویم، غالباً یا متوجه نمى‏شویم یا اینکه درصد دقت و گوش کردن ما بسیار پایین است.
پس ممکن است همسرمان در آن موقع ذهنش مشغول مسئله ی مهم تری باشد.
دائمى بودن محرک
بعضی از خانم ها که عادت دارند ریز اتفاقات_ از صبح تا هنگامی که همسر به خانه بر می گردد _را مثل یک پایگاه اطلاع رسانی قوی برای همسرشان توضیح دهند. تازه بگذریم از قسمت تحلیل خبری که خود بحثی است جداست.
این گونه خانم ها به مرور گوش شنوای همسرشان را از دست می دهند.
به دنبال علائق مشترک بروید و سعی کنید لذت هم کلامی را به قیمت خودخواهی در انتخاب موضوع صحبت از دست ندهید.
 
 
بى‏علاقگى به موضوع بحث
 
باید قبول کنیم که دنیای ما خانم ها با آقایان متفاوت است . این تفاوت از کودکی کاملا مشهود است.پس الزاما موضوعات مورد علاقه ی یکسانی نداریم . صحبت مدام پیرامون دکوراسیون و خرید لوازم جدید و... حوصله ی آقایان را سر می برد و همان طورکه صحبت پیرامون مسائل سیاسی و اقتصادی حوصله ی خیلی از خانم ها را سر می برد.
پس به دنبال علائق مشترک بروید و سعی کنید لذت هم کلامی را به قیمت خودخواهی در انتخاب موضوع صحبت از دست ندهید.
خط قرمز ها را رعایت کنید
همانطور که وقتی با همکار یا دوستتان صحبت می کنید وارد محدوده ی استحفاظی ذهن او نمی شوید ، در گفتگو با همسرتان نیز چنین باشید.و یادتان باشد مادرشوهر وخواهر شوهر شما مادر و خواهر همسرتان هستند پس دلخوری هایتان را اگر نمی توانید فراموش کنید یا خودتان حل کنید ، مودبانه با همسرتان در میان بگذارید.
آقایان بخوانند:
تا به اینجا روی صحبت با خانم ها بود و اینکه چگونه ارتباط را بهتر کنند اما شما آقایان هم بهتر است کمی توجه تان را بیشتر کنید . اینکه همسر شما دوست دارد از اتفاقات طول روز با شما صحبت کند ، را بگذارید به این حساب که شما بهترین دوست او هستید پس بهترین شنونده ی او هم باشید .
پیام‏هاى مهم طرف مقابل را کشف کنید.
هنگام صحبت کردن همسرتان، کاملاً به حرف‏هاى او گوش دهید و اگر نکته مبهمى بود ، حتماً سؤال کنید ، چون از این طریق، هیچ نقطه ابهام و سوءتفاهمى باقى نمى‏ماند. گاهی خانم ها مسئله ای را بیان می کنند ولی منظورشان چیز دیگری است شما می توانید با چند سوال ساده منظور اصلی همسرتان را بفهمید.
گوش دادن را جدى بگیرید و از مهارت توجه استفاده کنید.
سعى کنید شنونده‏اى خشک و بى‏حرکت نباشید و محیط را از عوامل مزاحم دور کنید. بنابراین، با نشان دادن عکس‏العمل‏هاى مناسب، مانند تکان دادن سر، نگاه کردن به گوینده و ابراز کلماتى مانند آره، بله و.. نشان دهید که باتمام وجود، به همسرتان گوش مى‏دهید.
از سدها و موانع ارتباطى زیر ، به طور جدى پرهیز کنید:
الف) دستور دادن، تهدید کردن و ترساندن.
ب) موعظه، نصیحت و سخنرانى کردن.
ج) قضاوت و انتقاد کردن.
د)اصرار بر ارائه دلایل منطقى و راه حل.
و) تحقیر، توهین و ناسزا.
خلاصه بهترین راه برای اینکه از هم دور نشوید و بعد از چند سال تنها به مادر بچه ها و پدر بچه ها تبدیل نشوید ، این است که « با هم صحبت کنید» و به احساسات و دل مشغولی های هم احترام بگذارید.


   برچسب‌ها: بهترین راه گفتگو میان همسران
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۲۰

آه ،زندگی خانوادگی .جوراب های کثیف روی زمین، جا دستمال توالت (طبق معمول ) خالی! _ اینها همه منابع ایجاد استرس هستند که باعث نارضایتی می شوند. علاوه بر اینها، شعبده بازی هایی بچه ها، پدر و مادر، شریک زندگی و کارتان را هم اضافه کنید.هیچ جای تعجبی نیست، همه ی اینها باعث می شوند که تفریحات کمتری داشته باشیم و این خیلی بد است.ما یک روش ساده داریم که اجرای آن می تواند به ساختن یک خانواده ی قوی، سالم و شاد کمک کند.
اینها روش هایی آسان برای برقراری ارتباط مجدد با خانواده است که تحرک و جنب و جوش را به ارمغان می آورد.

وعده های غذایی شاد خانواده:
همه ی ما خوب می دانیم که غدا خوردن در کنار هم می تواند به پیش بردن و ترقی بچه ها کمک کند،همچنین احتمال بد غذایی در دختران و نسبت افسردگی در دختران و پسران را کاهش می دهد.اما این بدان معنا نیست که وعده های غذایی باید خیلی جدی یا بصورت کار و بار روزمره در نظر گرفته شوند.بطور ساده، تشریفات خنده دار چیزی است که بچه ها در دوران بزرگسالی به یاد می آورند.

\"روزهای برعکس\"، را یک ماه در میان تجربه کنید.یعنی به جای شام صبحانه بخورید و برعکس، یا کارتون های صبح یکشنبه را هنگام صرف صبحانه تماشا کنید. اینها چیزهای بامزه و ارزانی هستند، اما شما را به همدیگر نزدیک می کنند! این گفته ی خانم میشل بوربا نویسنده ی کتاب \"راه حل های بچه داری\"است.

پدر و مادر باحالی باشید:
فراهم کردن محیطی دوستانه و پذیرا برای دوستان بچه ها یکی از زیرکانه ترین کارهایی است که می توانید انجام دهید.همچنین نصب کردن حلقه ی بسکتبال و علاقه نشان دادن به بازی های ویدئویی و ساندویچ های سالم، همه کارهای جالبی هستند که می توانید انجام دهید. بوربا می گوید \"وقتی که بچه هایتان بزرگ می شوند سعی می کنند با افرادی با علایق و ارزش های مشابه دوست شوند.\"
به این ترتیب شما نی توانید در مورد کسانی که بچه هایتان با آنها معاشرت می کنند اطلاعات خوبی به دست آورید.

ماجراجویی کنید:
یک مسافرت می تواند تمام روزمرگی ها را از بین ببرد.در واقع بودن در محیط تازه هورمون دپامین خون در مغز را افزایش می دهد.به گفته ی دکتر هالتزمن، این هرمون باعث نزدیکی میان افراد می شود و احساس خوبی در آنها ایجاد می کند.همچنین تحقیقات نشان می دهد، انسان هایی که دهنده هستند.(زمان – پول ) خوشحالتر زندگی می کنند. این بسیار مهم است که بچه ها یاد بگیرند که در مرکز جهان نیستند، بلکه آنها می توانند روی دنیای اطراف خود اثر بگذارند.
دکتر هالتزمن اعلام می کند اگر وقت کردید از کودکانتان بخواهید تا دیگران را در داشته های خود سهیم کرده، و در کارهای خیریه ای که خودشان انتخاب می کنند شرکت کنند.
تاریخچه ی خود را جشن بگیرید:سهییم کردن کودکان در شجره نامه ی خانوادگی این احساس را به آنها می دهد که به چیزی بیش از خودشان تعلق دارند و دارای ریشه و اصل هستند.این گفته ی دکتر دیوید نیون، نویسنده ی کتاب \"100 راز ساده برای خانواده های شاد\"است.
اگر کودکانتان شانس حرف زدن با پدر بزرگ و مادربزرگشان را ندارند، نگاه کردن و ورق زدن آلبوم قدیمی با آنها و سهیم کردنشان در خاطرات و داستان های خانوادگی، کار جالبی است که حس کنجکاوی را در آنها تحریک می کند.

برایشان یادداشت بگذارید:
یکی از روش های شگرفی که باید حتما امتحان کنید گذاشتن یا ارسال یادداشت است.این بهترین وسیله ایست که از طریق آن می توانید به زندگی کودکانتان متصل باشید. بوربا می گوید: یک جمله ی ساده ی \"حالت چطوره؟\"باعث می شود که شما در یاد آنها بمانید و این یک راه آسان برای گفتن \"دوستت دارم\"است، بدون اینکه خجالت بکشید. یکی از روش های مدرن تر، گذاشتن یک یادداشت در ظرف ناهار آنهاست، که باعت ارتباط بیشتر خانواده می شود
  

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش