+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
روزهای شما، شب‌ هایتان را می‌سازد
به من بگویید چگونه زندگی می‌کنید تا بگویم چگونه می‌خوابید، می‌خندید؟ شاید باورتان نشود اما سوالی که پرسیدم واقعا علمی است.
 
محققان می‌گویند کیفیت خواب شما در طول شب وابسته به فعالیت‌های شما در طول روز است. فرقی نمی‌کند شما اهل دیر خوابیدن و دیر بلند شدن باشید یا زود بخوابید و سحرخیز باشید. در رابطه با تاثیر زندگی روزانه بر خواب شبانه عقاید درست و غلطی وجود دارد که در اینجا به آن می‌پردازیم.
ویتامین c جلوی خوابیدن را می‌گیرد اشتباه است.آنچه مانع از خوابیدن می‌شود سختی هضم آب پرتقال در شب و بروز ناراحتی‌های گوارشی است.در این میان ویتامین c نقشی در خوابیدن یا نخوابیدن بازی نمی‌کند.
 
ورزش کردن برای خوابیدن خوب است هم درست است و هم اشتباه.فعالیت فیزیکی برای خوابیدن خوب است اما نه از نوع تقویت‌کننده ماهیچه‌ها مثل پیاده‌روی یا ژیمناستیک در آب.
این نوع فعالیت‌ها سبب افزایش دمای بدن بعد از 17 ساعت شده و فرد را هوشیار می‌کند، در حالی که کاهش دمای بدن نیاز ضروری برای به خواب رفتن است، پس اگر ورزشکار هستید و مشکل خواب دارید، بهتر است از انجام ورزش‌های شدیدی مثل تنیس و دو خودداری کنید.
 
برخی مواد غذایی خواب‌آورند اشتباه است. هیچ نوع غذایی وجود ندارد که به شما کمک کند راحت بخوابید. آنچه در خوب خوابیدن به شما کمک می‌کند انتخاب یک رژیم صحیح غذایی و هضم خوب است. شب‌ها هضم پروتئین و چربی‌ها سخت‌تر است چون ما فعالیت زیادی نداریم. غذا نخوردن در شب هم درست نیست چون گرسنگی سبب بیدار شدن شما در طول شب می‌شود.
 
قهوه جلوی خوابیدن را می‌گیرد اشتباه است. قهوه می‌تواند مانع از خوابیدن شود اما نه در تمام مردم. این موضوع در رابطه با چای و نوشیدنی‌هایی با پایه کولا هم صادق است.
 
زیاد تلفنی حرف زدن مانع از خوابیدن می‌شود درست است. تحقیقات نشان داده است سه ساعت حرف زدن با تلفن همراه در طول روز می‌تواند خواب را مختل کند و مانع از برنامه‌ریزی صحیح فرد برای فردایش شود.
 
بودن یا نبودن نور یکسان است اشتباه است. متخصصان پیشنهاد می‌کنند، صبح‌ پنجره‌ها را باز کنید و اجازه بدهید قبل از بلند شدن از رخت‌خواب حدود یک ساعت نور طبیعی درون اتاق بتابد. سلول‌های چشمی این نور را جذب کرده و به مغز پیام بیدارباش می‌فرستند.این پیام ریتم شب و روز و خواب و بیداری را در بدن تنظیم می‌کند.
 
قبل از خوابیدن نباید از رایانه استفاده کرد درست است. صفحه مانیتور نور زیادی تولید می‌کند که روی ساعات خواب شما تاثیر می‌گذارد. در ضمن اینترنت وسیله جستجوی بسیار جذابی است که به ویژه استفاده از آن در آخر شب سبب می‌شود فرد گذر ساعت را متوجه نشده و دیر به رخت‌خواب رفته و دچار کمبود خواب شود.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
چطور  با خستگی مبارزه كنیم؟
شما می‌توانید بدون نیاز به نوشیدن قهوه كافئین‌دار یا مصرف محركها با خستگی شدید كه شامل احساس خستگی و فقدان انرژی است، مقابله كنید.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، با انجام دستورالعملهای زیر می‌توانید به مقصد خود برای مقابله با خستگی برسید:

*  یك برنامه خواب منظم را به دقت و به طور جدی دنبال كنید و اطمینان حاصل كنید كه هر شب به مقدار كافی خوابیده‌اید.

*  هر روز مقادیر زیادی آب بنوشید.

*  غذای سالم و متعادل بخورید و از مصرف تنقلات و فست فودها خودداری كنید.

*  زمانی را به ورزش مكرر اختصاص دهید.

* خود را با تكنیك‌های آرام سازی مثل یوگا و مدیتیشن آرام كنید.

* بین ساعت كار و ساعت شخصی تعادل برقرار كنید و یك برنامه قابل كنترل برای هر كدام داشته باشید.

* استرس را تا حد امكان در كنترل بگیرید و با رفتن به تعطیلات در صورت نیاز خود را آرام كنید.
 
* به رژیم غذایی روزانه خود مولتی ویتامین اضافه كنید.
 
*  از مواد مخدر، سیگار و الكل پرهیز كنید.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
9 راه مبارزه با خستگی
شما می‌توانید بدون نیاز به نوشیدن قهوه كافئین‌دار یا مصرف محركها با خستگی شدید كه شامل احساس خستگی و فقدان انرژی است، مقابله كنید.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، با انجام دستورالعملهای زیر می‌توانید به مقصد خود برای مقابله با خستگی برسید:

1.یك برنامه خواب منظم را به دقت و به طور جدی دنبال كنید و اطمینان حاصل كنید كه هر شب به مقدار كافی خوابیده‌اید.

2.هر روز مقادیر زیادی آب بنوشید.

3.غذای سالم و متعادل بخورید و از مصرف تنقلات و فست فودها خودداری كنید.

4.زمانی را به ورزش مكرر اختصاص دهید.

5.خود را با تكنیك‌های آرام سازی مثل یوگا و مدیتیشن آرام كنید.

6.بین ساعت كار و ساعت شخصی تعادل برقرار كنید و یك برنامه قابل كنترل برای هر كدام داشته باشید.

7.استرس را تا حد امكان در كنترل بگیرید و با رفتن به تعطیلات در صورت نیاز خود را آرام كنید.
 
8.به رژیم غذایی روزانه خود مولتی ویتامین اضافه كنید.
 
9.از مواد مخدر، سیگار و الكل پرهیز كنید.
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
راه های مقابله با ترس از ازدواج
با رشد 40 درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در نـظر گـرفتن این امر كه افراد تا سنین 70 – 80 سالگی و یـاشاید گـاهی 90 سالگی عمر می‌كنــند، ازدواج و تشكیـل زندگی مشترك یكی از مسائلی است كه اغلب افراد را به وحشـت می‌اندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان رانیز معین نمایید، می‌توانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج غلبه كرده و با درك كامل تصمیم بگیرید كـه آیـا قصد ازدواج دارید یا خیر.

مراحل:

1- ابتدا باید برای خودتان معین كنید كه دقیقاً از چه چیز می‌ترسید.

بیشتر افراد از خود ازدواج نمی‌ترسند، بلكه از حواشی و احتمال وجود شكست در آن وحشت دارند. احساس می‌كنید كه چه تغییری ممكن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی كه شما را در مقابل ازدواج كردن خلع سلاح می‌كند، در ذهن خود مجسم كنید.

2- ترس‌هایتان را مخاطب قرار دهید.

اگر والدینتان ازدواج ناموفقی را تجربه كرده اند و تنها به این دلیل كه آنها زندگی خوبی با هم نداشتند، شما نمی‌توانید نتیجه بگیرید كه در زندگی مشتركتان موفق نمی‌شوید. اگر احساس می‌كنید كه ممكن است در نهایت كارتان به جدایی ختم شود، لیستی از مواردی را كه می‌توانید انجام دهید تا نتیجه موفقیت آمیز گردد بر روی یك برگ كاغذ یادداشت نمایید. تمام صحنه‌هایی كه باعث ایجاد ترس در شما می‌شود را مجسم كنید و سپس به این مطلب فكر كنید كه برای بهبود اوضاع چه قدمی می‌توانید بردارید.

3- مشورت بخواهید.

از هر كسی كه در زندگی مشترك خود موفق است بخواهید تا اسرار موفقیتش را با شما نیز در میان بگذارد. معمولاً آنها در حرف‌هایشان به این نكته هم اشاره می‌كنند: "همیشه سعی می‌كنیم از رفتار بد كوچك یكدیگر چشم پوشی كنیم" ، اما توجه داشته باشید كه نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریك زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریكتان متوجه نیازهای شما می‌شود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا كنید.

4- تصمیم بگیرید كه آیا خودتان شخص مقابل را برای زندگی تا آخر عمر انتخاب میكنید و یا اینكه او فقط شما را انتخاب كرده و دیگران نیز شما را تشویق به انجام چنین كاری می‌نمایند؟

شاید شما به راستی از ازدواج ترس نداشته باشید بلكه از ازدواج با این شخص بخصوص می‌ترسید. یك نكته بدیع این است كه هیچ گاه به فكر كسی نباشید كه بتوانید با او زندگی كنید، بلكه دنبال كسی بگردید كه بدون او قادر به زنگی نباشید.

5- ببینید كه كدامیك از جنبه‌های ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد.

ممكن است كه شما با قبول تعهد نسبت به یكدیگر وارد رابطه شوید و رابطه‌تان بدون اینكه هیچ گونه ازدواج رسمی در آن به وقوع پیوسته باشد، همچنان ادامه پیدا كند. دقت كنید كه در صورت رسمی شدن رابطه، شما و همچنین شریك زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد این مطلب كه وجود ازدواج و یا عدم آن چه مسائلی را برای شما ایجاد میكند، صادق باشید بهتر می‌توانید معنا و مفهوم ازدواج را درك كرده و ببیند كه با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر.

6- هیچ لزومی ندارد كه هر ثانیه و هر روز از زندگی مشترك خود را در صلح و آرامش كامل سپری كنید.

 شما یك انسان كامل نیستید و شریكتان نیز چنین خصوصیتی ندارد. اگر منتظر ازدواج با كسی هستید كه هر روز در زندگی خود فقط رنگین كمان و طلوع خورشید را مشاهده كنید، آنگاه هیچ گاه نمی‌توانید ازدواج كنید چرا كه هیچ كس قادر به زندگی كردن با یك چنین خیالات خامی نیست. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای كامل كردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید. تعداد بسیار زیادی از افراد با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج می‌كنند و زمانیكه مشاهده می‌كنند كه اوضاع كمی دشوار شده و بر وفق مرادشان نیست درخواست طلاق را پر كرده و مجدد در پی یافتن فرد جدیدی می‌افتند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای خیابان آماده كنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید.

7- برای زندگی خود برنامه ریزی كنید.

پیش از ازدواج بنشینید و تكلیف خودتان را با خودتان معلوم كنید. آیا بچه می‌خواهید؟ چند تا؟ چه كسی مسئول تامین مالی خانواده است؟ آیا هر دوی شما كار می‌كنید؟ چه مقدار پول برای دوران بازنشستگی پس انداز می‌كنید؟ كجا زندگی خواهید كرد؟ چه كسی مسئول چه كاری است؟ اگر آقا هنوز با دوستانش بیرون می‌رود، آیا خانم هم می‌تواند چنین كاری را انجام دهد؟

شاید مطرح كردن این سؤالات قدری مشكل باشد، اما این امر چیزی از اهمیت قضیه را كم نمی‌كند، و شما موظفید كه آنها را با كسی كه قصد دارید تا آخر عمر با او زندگی كنید در میان بگذارید. اگر در حال حاظر حلقه ازدواج را به دست كرده اید، دیگر نیازی نیست كه شرایط را برای خودتان سخت تر كنید.

در این شرایط باید مواقع بروز درگیری را پیش بینی كرده و از بروز آن جلوگیری نمایید. اگر شما رابطه سالمی داشته باشید مرحله پرسش و پاسخ شما را بیش از پیش به یكدیگر نزدیك می‌سازد. نكات سه دلیل عمده طلاق را پول، روابط جنسی و فرزندان تشكیل می‌دهند.

پیش از مواجهه با این مشكلات ببینید كه آیا به اندازه كافی پیرامون این مطالب با فرد مقابل مشتركاتی دارید یا خیر. اگر بتوانید بر سر این مسائل با شریك زندگی خود به توافق برسید آنوقت حل مشكلات بعدی چندان دشوار نخواهد بود. در گفتگوهای صمیمی از او بخواهید كه پیرامون انتظارات، عقاید، باورها، زمانبدی و .... برای شما بیشتر توضیح بدهد. هر چه بیشتر یكدیگر رابشناسید و مسائل مبهم كمتری در میان باشد، درصد موفقیت رابطه افزایش پیدا می‌كند. مخالفت در هر رابطه ای كاملاً طبیعی است.

این امر یكی از ملزومات هر رابطه سالمی است و هر دو طرف می‌توانند چیزهای بسیار زیادی را از آن یاد بگیرند. تا آنجایی كه می‌توانید به حرف‌های طرف مقابل به دقت گوش دهید و دیدگاههای شخصی آنها را نیز منظور كنید، همچنین در نهایت ادب و احترام نقطه نظر‌های شخصی خودتان را نیز به او انتقال دهید. دقت داشته باشید كه تمام ازدواج‌ها موفق نیستند. نمیتوان اظهار كرد كه انتخاب تمام افراد صحیح است، اما به هر حال باز هم باید انتخاب كرد.

در نظر داشته باشید كه اگر ترس از ازدواج به شما اجازه نمی‌دهد كه فرد دیگری وارد زندگی مشتركتان شود، این احتمال وجود دارد كه تا آخر عمر خود مجرد باقی بمانید. البته این امر بد نیست؛ چیزی كه اهمیت دارد این است كه خودتان ترجیح می‌دهید چگونه زندگی كنید. سعی كنید حتماً پیش از تشكیل زندگی مشترك برای مشاوره‌های پیش از ازدواج به یك مشاور مراجعه كنید. اطلاعات و گفتگوی رك و پوست كنده زیر نظر یك شخص سوم حرفه ای، می‌تواند به شما كمك كند كه تصمیم نهایی خود را در مورد ازدواج با اطمینان بیشتری اتخاذ نمایید.

در مورد قراردادهای پیش از ازدواج فكر كنید و پیرامون آنها با شریك خود گفتگو كنید. به تمام نقاط منحصر بفرد و فوق العاده ازدواج فكر كنید. به این مطلب فكر كنید كه می‌توانید با كسی كه دوستش می‌دارید زندگی كنید. ببینید كه چقدر خوش شانس هستید كه حق ازدواج كردن را دارید. افراد بسیار زیادی در سطح جهان هستند كه چنین حقی از آنها سلب شده است.

به آثار فعالیت‌های جنسی و تاثیر آنها برروی رفتار شما در مقابل ازدواج فكر كنید. اگر بدون ازدواج رابطه جنسی داشته باشید، با این كار تعهد موجود برای ازدواج در نظرتان كاسته می‌شود.

این اصل كه رابطه جنسی در خارج از رابطه زناشویی وجود ندارد، به زوج‌ها كمك می‌كند كه نسبت به هم متعهد باقی مانده و احساس كنند كه برای یكدیگر بی همتا و منحصر بفرد هستند.

این امر به شما كمك می‌كند كه ارزش‌های موجود در رابطه را بهتر دریافت كنید و ترس‌های خارجی را به كمترین میزان خود كاهش دهید. توجه اگر به هیچ وجه قادر به غلبه بر ترس خود نسبت به ازدواج نیستید، باید این موضوع را با فرد مقابل در میان بگذارید. با این كار ممكن است خودتان را در معرض بر هم خوردن رابطه قرار دهید، اما اگر همین حالا رابطه شما بهم بخورد، خیلی بهتر از این است كه رابطه‌تان بعدها كه ازدواج كردید به هم بخورد... هر كاری كه می‌كنید، هیچ گاه زمانیكه احساس می‌كنید از روی اجبار به سمت ازدواج سوق داده شده اید و یا خودتان نمیخواهید این كار را انجام دهید، وارد زندگی مشترك نشوید. این امر صرفاً باعث ایجاد بدبختی برای هر دوی شما می‌شود.
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
31 کلید طلایی برای شاد بودن!
خودتان را بشناسید. چه دوست دارید؟ تنها یک‌بار فرصت زندگی به هر کس داده می‌شود؛ آن‌هم یک‌روز، یک‌روز کم‌می‌شود، پس آن‌چه را دوست‌دارید، بخورید، بپوشید و بنوشید.

1- آرامش داشته باشید و نخ احساس‌تان را به‌دست کسی ندهید.

2- فضای اطراف خود را خوشایندکنید. عکس‌های زیبا و رؤیاهای‌تان را به اطراف اتاق‌تان بچسبانید.

3- خودتان را بشناسید. چه دوست دارید؟ تنها یک‌بار فرصت زندگی به هر کس داده می‌شود؛ آن‌هم یک‌روز، یک‌روز کم‌می‌شود، پس آن‌چه را دوست‌دارید، بخورید، بپوشید و بنوشید.

4- از بودن خود لذت ببرید و خودتان را دوست بدارید؛ تا کسی خودش را دوست نداشته باشد، امکان ندارد دیگران را دوست بدارد.

5- به خود احترام بگذارید؛ امکان ندارد شما لباس نامرتب داشته باشید و احساس شادابی و نشاط کنید.

6- بدانید چه‌کاری می‌خواهید انجام دهید؛ امروز چه‌کاری؟ فردا چه‌کاری؟

7- ضعیف‌‌ترین و قوی‌ترین حلقه‌ی ارتباط خود را مشخص‌کنید؛ ضعیف‌ها را نگه‌دارید، مبادا پاره شود! قوی‌ترین ارتباط را قوی‌تر کنید.

8- شادی، حالتی از فکر است؛ پس مواظب فکرتان باشید و آن را سطل زباله‌ی دیگران نکنید.
 
9- همیشه لبخند بزنید چون با لبخند، جذاب‌تر می‌شوید.

10- باقدرت، با زندگی بازی کنید؛ وقتی بزرگ می‌شوید، مسائل را کوچک می‌بینید، بنابراین روح‌تان را بزرگ‌‌کنید.

11- ایمان‌تان را قوی‌کنید چراکه به پیشرفت‌تان کمک می‌کند. ایمان به خدا، زیربنای یک زندگی شادمانه است.

12- موهبت‌های خود را بشمارید. به‌صدای قلب‌تان گوش دهید؛ خون کثیف وارد و خون تمیز خارج می‌شود، بسیار عالی‌ست.

13- در هر شرایطی، خبرهای خوب وجود دارد؛ آن‌ها را بیابید! در گذشته کیمیاگران، فلزات پست را به طلا تبدیل‌می‌کردند. شما نیز در ورای هر اتفاق بد و ناهنجاری، می‌‌توانید فایده‌ی پنهانی را دریابید.

14- اگر کاری را انجام می‌دهید، با شادی انجام دهید و از آن لذت ببرید.

15- همیشه به‌دنبال راهی برای شادی باشید و فکر و اندیشه‌ی خود را به‌سمت یافتن شادی هدایت‌کنید.

16- سعی‌کنید ارتباط مثبت را بیش‌تر کنید.

17- همه‌ی موارد زندگی را اولویت‌بندی کنید، حتی مهمانی‌ها را.

18- دیگران را در تصمیمات خود شریک کنید اما اجازه ندهید نظرشان را به شما تحمیل‌کنند.

19- مراقب رابطه‌ی خود با دوستان و اطرافیان باشید؛ یکی از دلایل کم‌شدن شادی و خنده، همین است.

20- اجازه ندهید دیگران روزتان را خراب کنند. خودتان هم روز دیگران را خراب نکنید. پیش‌نیاز این مسأله، فقط آن است که دست از زودرنجی بردارید.

21- همیشه از دیگران، خوبی بگویید.

22- روی کلمه‌ی «توقع» برای همیشه، یک خط قرمز بکشید و از دیگران انتظار نداشته باشید.

23- بخشش داشته باشید؛ ببخشید تا احساس آزادی و سبکی کنید.

24- به‌ازای هرچه می‌گیرید، فکری برای جبران و پس‌دادن کنید تا محبوب بمانید.

25- برکت باشید؛ خیرخواهان همیشه برکت و رحمت‌اند.

26- همیشه به‌یاد خدا باشید.

27- ذهنیت تنبیه را از خود دور کنید و تشویق را سرلوحه‌ی کارهای‌تان قراردهید.

28- خوش‌بین باشید زیرا خوش‌بین‌ها چندبرابر بدبین‌ها عمر می‌کنند.

29- مثبت فکر کنید. همیشه فکر مثبت، انرژی‌دهنده است و فکر منفی، انرژی‌گیرنده.

30- هرگز اجازه ندهید فکر منفی به‌سراغ‌تان بیاید. فکر منفی را زود تحویل کاغذ دهید و پاره کنید.

31- بین خواسته‌ها و امکانات‌تان، تعادل ایجادکنید. مهم‌ترین راه سعادت و شادی، همین است.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
تاثیر دیر خوابیدن در فکر خودکشی وافسردگی در نوجوانان!!
آیا به راستی خواب اینقدر اهمیت دارد که مضراتی تا این حد مضر داشته باشد ؟
 
کارشناسان مدت خواب لازم برای نوجوانان را 9 ساعت می دانند
مطالعاتی که در آمریکا صورت گرفته نشان می دهد که زود خوابیدن، نوجوانان را در برابر افسردگی و فکر خودکشی محافظت می کند.

بنا بر این مطالعات که بر روی نوجوانان 12 تا 18 سال صورت گرفته، احتمال دچار شدن به افسردگی در میان نوجوانانی که بعد از نیمه شب می خوابند 24 درصد بیشتر از نوجوانانی است که قبل از ساعت 10 شب خود را برای خوابیدن آماده می کنند.

نتیجه این مطالعات که در نشریه Sleep انتشار یافته همچنین نشان می دهد که در میان کسانی که کمتر از 5 ساعت در شبانه روز می خوابند احتمال دچار شدن به افسردگی، 71 درصد بیشتر از کسانی است که مدت 8 ساعت در شبانه روز می خوابند.

این مطالعات توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه کلمبیا در نیویورک صورت گرفته و در آن اطلاعات مربوط به 15 هزار و 500 نوجوان در دهه 1990 مورد بررسی قرار گرفته است.

ساعت خواب قریب به یک چهارم این نوجوانان بعد از نیمه شب بود.

ساعات خوابی که برای این گروه سنی مناسب تشخیص داده می شود 9 ساعت تعیین شده است.

این پژوهشگران می گویند از هر 15 نوجوانی که مورد بررسی قرار گرفته اند یک کودک دچار بیماری افسردگی بوده است.

علاوه بر این در میان نوجوانانی که از نیمه شب به بعد خود را برای خواب آماده می کنند این خطر که به خودکشی فکر کنند، 20 درصد بیشتر از نوجوانانی است که از ساعت 10 شب به بعد بیدار نمی مانند.

این بررسی ها همچنین نشان می دهد که افسردگی و فکر خودکشی در میان نوجوانان دختر، و نیز نوجوانانی که فکر می کنند والدینشان علاقه زیادی به آنان ندارند، بیشتر است.

دکتر جیمز گنگویچ، که این مطالعات تحت نظر او صورت گرفته می گوید: "خواب با کیفیت خوب می تواند عاملی برای جلوگیری از بیماری افسردگی و نیز معالجه این بیماری باشد."

به عقیده سارا برنن، که مدیر مسئول سازمان خیریه بریتانیایی موسوم به Young Minds است، خواب کافی، غذای خوب و ورزش منظم به نوجوانان در مقابله با بیماری افسردگی و نیز جلوگیری از آن کمک می کند و به والدین نوجوانان باید اطلاعات لازم برای مراقبت و محافظت فرندانشان در برابر این بیماری داده شود.

در بریتانیا حدود 80 هزار کودک و نوجوان دچار بیماری افسردگی هستند.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
 چطور باورهای غلط را تغییر دهیم؟
آدم‌ها به آسانی تن به تغییر باورهایی كه طی سالیان دراز به دست آورده‌اند، نمی‌دهند. یكی خود شما. اگر الان كسی بیاید و بهتان بگوید كه عقیده شما درباره فلان چیز غلط است، با او شروع به بحث می‌كنید تا بگویید عقیده‌تان درست است

بیایید خطركنیم

آدم‌ها به آسانی تن به تغییر باورهایی كه طی سالیان دراز به دست آورده‌اند، نمی‌دهند. یكی خود شما. اگر الان كسی بیاید و بهتان بگوید كه عقیده شما درباره فلان چیز غلط است، با او شروع به بحث می‌كنید تا بگویید عقیده‌تان درست است و طرف مقابل را به عقیده خود جلب كنید. باورهای ما گاهی كاری به باورهای بقیه ندارند.

یعنی با هم دچار تداخل نمی‌شوند اما همیشه هم این طور نیست و چیزهایی كه ما به آنها عقیده داریم در تضاد به چیزهایی كه عقیده دوستمان است قرار می‌گیرد. مثلا نظر شما و دوستتان درباره یك دوست ثالث با هم یكی نیست و این باعث چالش و تضاد بین شما می‌شود. زمان می‌گذرد و تضاد همچنان می‌ماند و فاصله ایجاد می‌كند و شما بعد از ماه‌ها تازه می‌فهمید نظر دوستتان درست و نظر شما اشتباه بوده است.
 
گاهی هم پیش می‌آید كه متوجه می‌شوید رفتارتان غلط است و می‌خواهید آن را تغییر بدهید اما نمی‌دانید چگونه. برای تغییر یك رفتار یا یك باور غلط باید چند كار را انجام دهید:

1 - رفتاری را كه می‌خواهید آن را در دیگران تغییر دهید، شناسایی كنید. عكس‌العملی را كه می‌خواهید تغییر دهید، برای خود مشخص و روشن كنید.

2 - در مورد حسی كه هر رفتار در شما ایجاد می‌كند فكر كنید. وقتی به آینه نگاه می‌كنید، چه حس‌هایی در شما ایجاد می شود؛ عصبانیت، ترس یا ناراحتی؟

3 - باورها و تجربیات قبلی را كه به احساسات كنونی شما ربط پیدا می‌كنند مشخص كنید. سعی كنید در مورد چگونگی ارتباط یك عكس‌العمل با گذشته خود فكر كنید؛ حتی این گذشته می‌تواند به دوران كودكی شما برگردد. چه باورهایی را از آن تجربیات همراه آورده‌اید؟ چگونه این عكس‌العمل آنها را تقویت می‌كند؟

4 - حال باید متوجه شوید كه شما در حال نقش بازی كردن و درگیر شدن در عكس‌العملی هستید كه می‌بینید. اكنون باید یك راه حل عملی برای تغییر باورهایی كه ناشی از رفتار دیگران در قبال شماست، بیابید.

وقتی احساسات و باورهای خود را تنظیم كردید، خواهید دید كه رفتار اطرافیان و انعكاس در محیط اطراف با واقعیات درونی جدید شما تنظیم می‌شود. در این میان، 3 امكان در ارتباط با اشخاص خاصی كه تمایل به تغییرشان دارید وجود دارد:

1 - در وهله اول ممكن است رفتار آنها براساس باورهای جدید شما و عكس‌العمل‌های جدیدتان در مقابل آنها شكل گیرد. این مورد مواقعی اتفاق می‌افتد كه آنها هم آماده تغییر خودشان باشند یا رفتارشان عكس‌العملی باشد به آنچه كه شما در مقابل آن انجام داده‌اید.

مثلا یك زن می‌خواهد همسرش را تغییر دهد. او احساس می‌كند شوهرش عشق خود را به اندازه كافی ابراز نمی‌كند. پس به خود نگاه می‌كند تا باورهای خود را راجع به عشق تغییر دهد. هنگام انجام این كار، دوست داشتنی‌تر و در مقابل شوهرش قدرشناس‌تر می‌شود. در عوض، شوهر هم با همسرش با همان عشق اولیه رفتار می‌كند.

این داستان می‌تواند به نحوی ناخوشایند هم آغاز شود. مثلا همسر با عصبانیت و خصومت به شوهرش پاسخ دهد. شوهر هم عشق‌ورزی خود را كمتر می‌كند، زیرا هیچ عشقی از جانب همسرش حس نمی‌كند. این قصه ادامه می‌یابد تا این كه یكی از همسران در باورها و عكس‌العمل‌های خود تغییر ایجاد كند. باورهای عاشقانه و رفتار مطابق آن، باعث پاسخ‌های عاشقانه می‌شود.

2 - ممكن است تغییرات درونی شما، شخصی را كه مایل به تغییرش هستید به خروج از زندگی‌تان برانگیزد. اگر باورهای شما مطابق با رفتار شخص خاصی بوده، وقتی باورهایتان تغییر می‌كند، آن شخص اگر آمادگی تغییر خود را نداشته باشد از زندگی شما خارج می‌شود. مثلا اگر مرتب اظهار كنید كه اعتماد به نفستان پایین است، رئیستان هم طوری با شما برخورد می‌كند كه گویا شما شخص غیرمستقلی هستید و نیاز به كمك یك نفر دیگر دارید. اگر شما اعتماد به نفستان را بهبود بدهید، می‌توانید شغلی جدید پیدا كنید كه به ارتباطات قبلی شما پایان بدهد یا ناچار رفتار رئیستان عوض می‌شود.

در هر تغییری، نیاز به یافتن ارتباطات جدید وجود دارد تا شما را از باورهای قبلی‌تان جدا كند. این نیاز لزوما بد نیست. این فقط به این معناست كه شخصی كه می‌خواستید تغییر دهید نمی‌تواند رفتارش را تغییر دهد كه این حق هر انسانی است. پس ناخواسته او از زندگی‌تان خارج می‌شود.

3 - براساس مورد شماره 2، اگر این شخص ارزش زیادی برای شما دارد، شما این حق انتخاب را دارید كه ارتباطتان را با او ادامه دهید، اما بدانید كه رفتار او همانی است كه بوده. شما می‌توانید روی چگونگی واكنش خود در مقابل او و درونی كردن ارتباطات خود با او كار كنید، ولی واقعا چرا برخی از مردم در مقابل هر تغییری مقاومت می‌كنند؟

در این مجال به 7 دلیل در این باره اشاره شده است:

1 - خطر تغییر در نظر برخی از افراد، بزرگ‌تر از خطر ماندن در شرایط موجود است.
تغییر، نیازمند نوعی اعتقاد است. شما تصمیم به حركت در مسیری ناشناخته می‌گیرید؛ به این امید كه چیز بهتری برایتان روی دهد، اما هیچ مدركی از بهتر شدن اوضاع در آینده ندارید. داشتن این اعتقاد نوعی خطرپذیری است. شما گام‌های فعالی به سمت امری ناشناخته برمی‌دارید كه واقعا به آن باور دارید و شاید از آن مهم‌تر این‌كه آن را احساس می‌كنید و فكر می‌كنید كه خطر ماندن در شرایط فعلی، بزرگ‌تر از حركت به سمت مسیر جدید است. تغییر در واقع مدیریت خطر است. اگر شما در حال تغییر هستید، مطمئن باشید كه یك سفر جدید را در پیش دارید. در واقع شما باید خطر تغییر شرایط را بپذیرید.

2 - مردم احساس ارتباط و نزدیكی با افراد و روش‌هایی می‌كنند كه قبلا وجود داشته‌اند.
ما موجوداتی اجتماعی هستیم. دوست داریم ارتباط خود را با آنچه می‌شناسیم حفظ كنیم؛ با كسانی كه به ما درس آموخته‌اند، به ما نزدیك شده‌اند و حتی با كسانی كه گاهی به ضرر ما عمل كرده‌اند. ما همچون مفتولی سخت شده‌ایم و علاقه‌ای به تغییر نداریم. اگر شما از افراد یك سازمان بخواهید كاری را به شیوه‌ای جدید انجام دهند، حتی اگر آن راه بسیار هم منطقی به نظر برسد، اما به هر حال شما باید در مقابل مقاومت آنها ایستادگی كنید، زیرا همه آنها به راه قبلی‌شان دلبستگی دارند.

3 - مردم هیچ الگویی برای فعالیت جدید ندارند.
هرگز نیروی خیال را دست‌كم نگیرید. شما می‌توانید از رویا استفاده كنید و قوه تخیل خود را برای خلق امكان‌های جدیدی كه در حال حاضر وجود ندارند بكار ببرید، اما بیشتر مردم چنین كاری را انجام نمی‌دهند. برای بیشتر مردم، دیدن ایجاد باور می‌شود. آنها احساس می‌كنند كه اگر چیزی را ندیده باشند پس دلایل كافی برای انجام آن ندارند، اما شما می‌توانید با استفاده از خیال شرایط جدید را برای خود تداعی كنید. بدانید كه تعریف كمتر و دلایل منطقی بیشتر باعث غلبه بر مقاومت در مقابل تغییر می‌شود.

4 - مردم می‌ترسند صلاحیت تغییر را نداشته باشند.
گاهی تغییر در عملكرد، تغییر در مهارت و تغییراتی دیگر باید صورت گیرد كه برخی افراد حس می‌كنند توانایی عبور از این مراحل را ندارند. آنها فكر می‌كنند نمی‌توانند آن كارها را خوب انجام دهند. البته برخی از افراد درست فكر می‌كنند اما در بیشتر موارد، ترس آنها بی‌پایه و اساس است. آنها برای تغییر، نیاز به تشویق از جانب فرد دیگری دارند تا در خود انگیزه ایجاد كنند.

5 - افراد، احساس خستگی و مشغله زیاد می‌كنند.
خستگی، تلاش برای تغییر را از بین می‌برد. اگر مثلا شما باور دارید كه باید سیگار را ترك كنید، اما ده‌ها پروژه برای انجام و چند بچه قد و نیم قد برای نگهداری دارید، راحت‌ترین راه به تعویق انداختن پروژه ترك سیگار است. وقتی شما یك تغییر را برای خود تعریف می‌كنید، باید مراقب مشغله‌های كاری دیگر هم باشید، زیرا این عاملی است كه مردم را ازحركت به سمت هدف بازمی‌دارد حتی اگر كاملا به عاقلانه بودن آن تغییر واقف باشند و به آن باور داشته باشند. در این حالت بهتر است دوباره به خود، خطر ماندن در شرایط فعلی را یادآوری كنید و دلایل منطقی تغییر را برای خود بیان كنید.

6 - مردم در مورد باورها و ایده‌های خود شك دارند و می‌خواهند در مورد ایده‌‌های جدید مطمئن شوند.
مهم است بدانید كه فقط تعداد كمی از تغییرات هستند كه سرانجام‌شان از ابتدا مشخص است و برای آزمودن بقیه تغییرات نیاز به طی مسیری طولانی وجود دارد. بسیاری از انتقاداتی كه درباره ایده‌ها وجود دارد بیشتر براساس ترس است، نه منطق.

7 - مردم احساس می‌كنند كه تغییر پیشنهادی، باورهای آنها را تهدید می‌كند.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
نکاتی برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژی
************
1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

**********

2. Sit in silence for at least 10 minutes each day.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید.

**********

3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

**********

4. When you wake up in the morning complete the following statement, "My purpose is to__________ _ today."

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»

**********

5. Live with the 3 E"s -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F"s--

Faith, Family, Friends.

5- با سه Eزندگی کنید؛ Energy(انرژی)، Enthusiasm(شوق)، Empathy(فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه Fیعنی Faith(ایمان)، Family (خانواده) و Friends(دوستان).

**********

6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

**********

7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

**********

8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

**********

9. Dream more while you are awake.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

**********

10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

**********

11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.

**********

12. Try to make at least three people smile each day..

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

**********

13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

**********

14. Don"t waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

**********

15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

**********

16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

**********

17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

**********

18. Life isn"t fair, but it"s still good..

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

**********

19. Life is too short to waste time hating anyone.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

**********

20. Don"t take yourself so seriously. No one else does.
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
24 نشانه یک خانواده خوشبخت
طبیعی ترین شكل خانواده، این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند. كوشش مصلحان جامعه - مخصوصاً پیامبران خدا - این بوده است كه نظام خانواده، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند. به هر حال خانواده‎ی خوشبخت نشانه‎هایی دارد كه ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می‎كنیم. امید است كه خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.

1- در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی‎شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند.

2- افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‎كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‎دانند.

3 - تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در میهمانی‎ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی‎‎روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4- با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‎رسند و سعی می‎كنند اگر سوء‎تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این كه كسی بفهمد حل كنند.

5 - به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می‎كنند.

6 - نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‎كنند.

7 - به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

8 - نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می‎كنند. اگر چنانچه مشكلی به وجود آید، سعی وافر در حل مشكل را دارند.

9- در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند.

10 - برای فامیل ها و همسایه‎های خود اهمیت قائل‎اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند.

11 - از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی‎كنند. صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12- برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‎كنند.

13- افراد به هم افقی نگاه می‎كنند نه عمودی. یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی‎بیند. دیكتاتوری، زور و قدرت طلبی حاكم نیست.

14- همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می‎كنند و خودشان را در زندگی برنده می‎دانند.

15- در كنار هم احساس امنیت و آرامش می‎كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

16- علاقه، عشق، محبت، صفا و یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می‎كنند.

17- از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

18 - اگر مشكلی پیش بیاید به راه حل فكر می‎كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی‎گردند. دست به علت‎یابی و ریشه‎یابی آن مشكل می‎زنند و راه حل منطقی ارائه می‎دهند.

19- هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند.

20 - زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‎كنند: اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه‎ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21 - زن و مرد می‎توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند، كار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22 - با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

23 - زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی‎دهند.

24 – خانواده‎های خوشبخت تلاش دارند كه بچه‎ های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
كنترل استرس با مثبت اندیشی
چگونه می توانیم مثبت اندیشی را یاد بگیریم؟ آیا این فراگیری، به ما كمك می كند كه استرس های مختلف را كنترل كنیم؟معمولا در مورد آنچه پیرامون مان اتفاق می افتد، تفسیرهای گوناگونی داریم. این تفسیرها می تواند به شكل مخرب و ویرانگر باشد كه در این صورت باعث ایجاد ناخوشایندی و ناتوانی در افكار و رفتار ما شده و امكان یك زندگی سالم ومناسب را از ما سلب می كند.

در حالی كه با تفسیر معقول و غیرشتابزده مسایل (به گونه ای كه به خودمان فرصت ارزیابی همه جانبه مسئله را بدهیم) با وجود همه گرفتاریهای روزمره، می توانیم در نهایت زندگی موفقی داشته باشیم. اگرچه در آغاز ماجرا، همه چیز ناامیدكننده و غم انگیز بنظر بیاید.

اگر شما به این مسئله شك كرده اید كه آیا در الگوهای فكری مخرب، گیرافتاده اید یا نه، می توانید این سوال را از خود بپرسید كه براستی این گونه اندیشیدن، چه سودی برای شما درپی دارد.
و اما اگر این روش برخورد با مسایل هیچ سودی برای شما ندارد، پس بدانید كه با بكارگیری این نوع الگوها، شما بدترین دشمن برای خود هستید.

آیا واقعا شما می خواهید فردی باشید كه معمولا باید به زور او را وادار به كاری كرد و خودش قدرت شناخت مسایل و تصمیم گیری مناسب ندارد؟

اگر این چنین نیست، شما می توانید با توجه به موارد زیر، از این وضعیت خارج شوید:

اول از همه عقاید ویرانگر را كه به طور مرتب با خود تكرار می كنید بشناسید.سپس، تلاش كنید عقاید درستی را جایگزین آنها كنید تا به شما كمك كند در زندگی رشد و پیشرفت داشته باشید.
برای آشنایی با این نوع افكار و رفتار،مثالهایی در هر دو بعد، افكار منفی و مثبت اندیشی در همان مورد را دنبال می كنیم:

1▪ افكار منفی:
زندگی نیازی به شور و عشق نداردو برای انجام هر كاری تنها موافقت دیگران كافی است.
▪ مثبت آن:
من بر احترام گذاری به "خود" خودم و عشق ورزیدن به هرچیزی كه شوری را در من برمی انگیزد، تاكید دارم.

2▪ منفی:
من نمی توانم به احساساتم كمك كنم، چون هیچ كنترلی بر آنها ندارم.
▪ مثبت آن:
من بر احساساتم كنترل زیادی دارم و تمرین می كنم به خودم در این مورد راست بگویم.

3▪ منفی:
شادی و خوشحالی ره آورد كم تحركی، راحتی، بی خیالی و عدم فعالیت است.
▪ مثبت آن:
افراد وقتی خیلی شاد هستند كه فعال و مجذوب ایجاد خلاقیت اند و یا اینكه خود را وقف دیگران می كنند.

4▪ منفی:
من به كسانی نیاز دارم كه بزرگتر و باقدرت تر هستند و می توانند از من مراقبت كرده و به من كمك كنند.
▪ مثبت آن:
اینكه من برپاهای خودم به ایستم و به توانایی هایم برای رویایی با مشكلات زندگی اطمینان كنم، خیلی بهتر است.

5▪ منفی:
من نیازدارم كه دیگران مرا فردی شایسته، باهوش، موفق و قابل احترام بدانند.
▪ مثبت آن:
من تلاش می كنم كارهایم را انجام دهم حتی اگر نتوانم بهترین باشم.من خودم را با همه محدودیت هایم می پذیرم.

6▪ افكار منفی:
من نمی توانم به خاطر كارهای بدی كه كرده ام خودم را ببخشم.
▪ مثبت آن:
من از هر آنچه تاكنون برایم اتفاق افتاده، درس می گیرم و تلاش می كنم تجربیاتم را به گونه ای به كار گیرم كه بهتر مرا با زندگی ام در آینده، هماهنگ كند.

7▪ منفی:
ناخوشایندی من به عوامل سطحی و خارجی وابسته است كه از سوی افراد و اساسا حوادث بوجود آمده، به من تحمیل شده است.
▪ مثبت آن:
من می پذیرم كه بیشترین ناخوشایندیها معمولا نتیجه رفتار و ادامه عكس العمل های خود فرد است تا اینكه به برخوردهای دیگران مربوط باشد.

8▪ منفی:
هر چیزی را كه من و زندگی ام را تحت تاثیر قرار داده است را تا پایان عمر، با قدرت دنبال خواهم كرد.
▪ مثبت آن:
من سعی می كنم از تجربیات قبلی خود درس بگیرم اما درصورتی كه ضروری نباشد، با آنها خود را كنترل نمی كنم و به طور مداوم رفتارم را زیر ذره بین قرار نمی دهم.

9▪ منفی:
آنچه دیگران انجام می دهند برای من خیلی مهم است و من باید همواره تلاش كنم كه آنها در جهت آنچه من می خواهم حركت كنند.
▪ مثبت آن:
اگر دیگران در برابر خواست های من به طور مداوم كوتاه می آیند، این به دلیل درستی تصمیمات و خواستهای من نیست. بلكه ممكن است برخی فشارها آنها را وادار به نشان دادن چنین عكس العمل هایی كند.

10▪ منفی:
اجتناب از رویارویی با مشكلات زندگی و مسئولیت های مختلف آسانتر از رویارویی مستقیم با آنهاست.
▪ مثبت آن:
در یك مسیر طولانی، آسانترین راه معمولا سخت ترین آنهاست. تنها راه حل مشكلات سخت، رویایی با آنها و تلاش عملی برای حل این مسایل است.

11▪ افكار منفی:
وقتی احساس می كنم كاری خطرناك است، باید به شدت در مورد آن نگران باشم.
▪ مثبت آن:
در صورتی می توانیم كاری را به بهترین وجه انجام دهیم كه تلاش كنیم آن را در حد امكان بدون آسیب و یا با آسیب پذیری كمتر و به صورت قابل كنترل دنبال كنیم. اگر این كار امكان پذیر باشد بعد از آن می توانیم هوشیارانه و بدون اتلاف انرژی، نگرانی ها را متوقف كنیم.

12▪ منفی:
این خیلی وحشتناك است كه كارها آن گونه كه من می خواهم پیش نروند.
▪ مثبت آن:
سعی می كنم شرایط محیطی را به گونه ای تغییر دهم یا تحت كنترل درآورم كه رضایت بیشتری در من ایجاد شود.به این ترتیب، وقتی موقعیت ام را بخوبی بشناسم و آن را بپذیرم، می توانم از بروز مسایلی كه بنظرم وحشتناك هستند، جلوگیری كنم.

   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش