+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
5 روش برای افزایش خلاقیت
زندگی را آبی ببینید

دانشمندان معتقدند تاثیر رنگ‌ها بر زندگی انسان حتی وقتی كه انسان به آنها توجه لازم و كافی هم ندارد بسیار زیاد است. در این میان شاید در زندگی رنگ آبی به خاطر رنگ آسمان و دریاها نقشی اساسی برای انسان‌ها داشته باشد اما دانشمندان تاكید می‌كنند كه برای داشتن ذهنی خلاق این مقدار هم حتی كافی نیست. در همین راستا در دانشگاه بریتیش كلمبیا كانادا دانشمندان تاثیر رنگ قرمز و آبی بر رفتار داوطلبان را بررسی كرده‌اند.

در این تحقیق دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند در حالی كه رنگ قرمز حافظه داوطلبان را- كه در این آزمایش دانش‌آموزان بودند- تقویت می‌كند، رنگ آبی به آنها كمك می‌كند كه تصورات خود را آزاد كنند. دانشمندان برای اثبات این یافته تصمیم گرفتند از داوطلبان بخواهند یك آزمایش ساده انجام دهند. در این آزمایش به آنها قطعاتی به رنگ آبی و قرمز داده شده بود و از آنها خواسته شد با این قطعات چند اسباب‌بازی بسازند. دانشمندان مشاهده كردند اسباب‌بازی‌هایی كه به رنگ آبی ساخته شده بودند در مقایسه با اسبا‌ب‌بازی‌های قرمزرنگ از ساختار خلاقانه‌تری برخوردار بودند.

ذهن خود را پرواز دهید

اینكه ذهن انسان آمادگی كشف نكته‌های جدید را داشته باشد خود یكی از عواملی است كه می‌تواند به انسان برای خلاق بودن كمك كند. دانشمندان در دانشگاه دركسل فیلادلفیا مغز را در لحظه‌ای كه ایده نابی به آن می‌رسد مورد تحقیق قرار داده‌اند. دانشمندان در این آزمایش از 2 گروه داوطلب استفاده كردند. یك گروه از این داوطلب‌ها را منتظر گذاشتند تا به آنها یك معما داده شود. وقتی كه معما به آنها داده شد از آنها خواسته شد كه بگویند وقتی كه معما را حل كردند آیا یكباره به ذهن آنها خطور كرده است یا برای انجام آن فكر كرده‌اند. دانشمندان با آزمایش مغز این افراد متوجه شدند سمت راست مغز آنها به شدت درگیر است؛ بخصوص بخشی از مغز كه مسئول دیدن است. به این ترتیب به این نتیجه رسیده‌اند كه وقتی داوطلبان برای انجام حل یك مسئله متمركز می‌شوند كارایی مغز خود را پایین می‌آورند.

در یك آزمایش دیگر دانشمندان در لندن شرایط مشابهی را برای داوطلبان برقرار كردند. در این آزمایش آنها پرتوهای آلفا امواج گامای با فركانس بالا در مغز داوطبان را مورد آزمایش قرار دادند. در اینجا هم دانشمندان مشاهده كردند كه دارای امواج آلفای زیاد و چند مورد موج گامای با فركانس بالا بودند؛ این موج دوم همانند همان موردی است كه وقتی انسان با چشم بسته استراحت می‌كند در مغز او به جریان می‌افتد. به همین ترتیب دانشمندان در لندن هم اعلام كردند وقتی كه مغز در حالتی ملتهب قرار بگیرد كه انسان از آن انتظار داشته باشد راه‌حلی را ارائه كند، كارایی كمتری دارد.

به‌دنبال همكاری های خلاق باشید

نیوتن وقتی كه قوانین گرانش زمین را درك كرد، یادداشت‌هایش را در این زمینه همچون نوشته‌های دیگرش در یك كشو انداخت و تا 5 سال بعد كه یكی از دوستانش به صورت اتفاقی از او در این باره سؤال كرد سراغشان را نگرفت. مسلما اگر ما چنین قوانین انقلابی‌ای را با انجام معادلات پیچیده به دست آوریم آن را در كشو نمی‌اندازیم كه خاك بخورند و خب، البته این كاری است كه دانشمندان، امروزه ما را به انجام آن ترغیب نمی‌كنند.

یك دلیلش این است كه دیگر نیوتن تكرار نخواهد شد. اما دلیل دیگرش را دانشمندان دانشگاه نیومكزیكو اینگونه توضیح می‌دهند: بهترین ایده‌هایی كه به ذهن یك نفر می‌رسد در لحظات انزوا و تنهایی او نیست بلكه در لحظاتی است كه نظراتش را با یكی از همكاران مورد اعتمادش رد و بدل می‌كند. در همین رابطه ورا جان اشتاینر در كتابی كه با عنوان همكاری‌های خلاقانه نوشته است موارد زیادی را در طول تاریخ ذكر كرده است كه رد و بدل كردن نظریات میان 2 دوست و همكار باعث ایجاد ایده‌های بسیار ناب و خلاقانه‌ای شده است؛ مانند آلبرت انیشتین و نیلز بور، ماری و پیر كوری.

نوازندگی كنید

موسیقی مسلما نقش عمده‌ای در افزایش خلاقیت انسانی دارد. در این رابطه دانشمندان در دانشگاه واندربیت نشویل آمریكا برای بررسی نقش موسیقی بر افزایش خلاقیت انسانی یك آزمایش ساده انجام دادند. آنها از چند دانشجوی موسیقی و چند فرد عادی دیگر با مشخصات یكسان در آزمایش خود استفاده كردند. به هر كدام از این دانشجویان چند شی ء ساده مانند مسواك یا خمیردندان داده شد و از آنها خواسته شد كاربردهای جایگزینی برای چیزهایی كه در دست دارند معرفی كنند. در پایان آزمایش مشخص شد كه دانشجویان موسیقی كاربردهای جایگزینی خلاقانه‌تری نسبت به دیگر افراد ارائه كرده‌اند. حین آزمایش، دانشمندان با بررسی عملكرد مغز داوطلبان مشاهده كردند افراد عادی تنها از بخش جلویی چپ مغز خود استفاده می‌كردند، در حالی كه دانشجویان موسیقی علاوه بر آن از طرف راست مغز خود هم استفاده می‌كردند.

دانشمندان می‌گویند این كاركرد مغزی غیرعادی است و دلیل آن می‌تواند این باشد كه دانشجویان موسیقی چون مجبور هستند از هر دو دست خود حین نوازندگی استفاده كنند باید از هر دو بخش مغز خود هم كار بكشند. اما آیا برای افزایش خلاقیت می‌توانیم از نوازندگی یك آلت موسیقی یا انجام كارهایی كه در انجام آنها هر دو دست درگیر هستند، شروع كنیم؟ در این باره سوهی پارك كه روی موسیقیدانان و افراد عادی كار كرده است، می‌گوید: هنوز با اطمینان نمی‌توانیم بگوییم كه استفاده همزمان از 2 كره چپ و راست مغز دلیل این است كه موسیقیدانان از ذهن خلاق‌تری برخوردار هستند.

تا می‌توانید بازی كنید

دانشمندان زیادی تاكید می‌كنند كه برای خلاق بودن، انسان باید تا می‌تواند از عادت‌های رایج دوری كند و به بازی‌هایی كه گاهی طبق عرف جامعه مناسب حال او نیست، بپردازد. در این باره مارك بكوف از دانشگاه كلورادو معتقد است اینكه مردم برای بازی در زندگی نقشی حاشیه‌ای در نظر می‌گیرند اشتباه است. او به نقش بازی در زندگی حیوانات گوشتخواری همچون گرگ و سگ پرداخته و به این نتیجه رسیده است كه این بازی‌ها به شخصیت‌های فردی این اجازه را می‌دهد كه تجربه‌های جدید و اشتباهی داشته باشند بدون اینكه مجازاتی به خاطر آن در انتظار آنها باشد.

وی می‌گوید: بازی به انسان این جرأت را می‌دهد كه ریسك‌های منطقی بیشتری انجام دهد و او را منعطف و خلاق می‌كند. وی طبیعت بازی را جست‌وجو برای چیزی تازه و نو می‌داند و تاكید می‌كند: برای خلاق بودن، انسان باید همیشه به‌دنبال چیزی تازه بگردد.

این دانشمند بازی را در زندگی انسان حالتی بیولوژیكال و همانند خواب توصیف می‌كند و معتقد است كه در دوره‌های مختلف زندگی انسان به بازی نیاز دارد. البته مهم‌ترین دوره از زندگی كه بازی می‌تواند نقش مهمی در شكل‌گیری شخصیت انسان داشته باشد دوران كودكی است ولی این به آن معنا نیست كه در دیگر دوره‌ها نیاز كمتری در انسان به بازی كردن وجود دارد.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
15 روش مفید برای درک بهتر خانم ها
1-می پذیرم که من اول برای کشف سرزمین او پا پیش بگذارم

لازم است که حتما اول یکی پا پیش بگذارد. بنابراین بهتر است در این راه، من کمی صبر و پشتکار به خرج بدهم. مطمئنا او روزی از این بابت سپاسگزارم خواهد شد.

2-به تفاوت هایش احترام می گذارم

هدف، نه برتری جویی است و نه تعیین این که کدام یکی "بهتر" است. فقط و فقط درک کردن اوست برای رسیدن به تفاهم پایدار.

3-می پذیرم که او قلمروهای خاص خودش را دارد

درک دیگری برای برقراری ارتباط بهتر با او و دوست داشتن، به معنی هجوم به تمامیت ارضی اش نیست. بلکه برعکس، با رها کردن او برای ابراز وجود است که می توان به حقیقت وجودی اش دست یافت و درکش کرد.

4-قبول می کنم که هرگز او را به طور کامل نخواهم شناخت

ما حتی در شناخت خودمان هم مشکل داریم، چطور می توان تصور کرد که روزی بتوانیم همسرمان که از جنس ما نیست را به طور کامل بشناسیم؟

5-از او می خواهم در مورد رفتارهایی که سر درنمی آورم، توضیح دهد

زنان به شدت محتاج تبادل کلامی با نزدیکانشان هستند. وقتی مردی در این راه پیشقدم می شود، آنها به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را نثار همسرشان می کنند.

6-گوش کردن را یاد می گیرم

گوش کردن بزرگترین تفاوت اختلاف آفرین بین زنان و مردان است. مردها بیشتر روی رفتار و زنان روی گفتار و کلام تمرکز می کنند. خانم ها بیشتر دوست دارند یک گوش شنوا برای حرف هایشان داشته باشند تا این که صرفا راه حل به آنان پیشنهاد شود.

7-وقتی از من درخواست کند به او راه حل پیشنهاد می کنم

اگر بپذیریم که اول پای درد دل زنان بنشینیم، همین ابراز علاقه ما به گوش کردن، آنها را آرام می کند و کمک بزرگی است برای این که وارد مرحله بعدی یعنی عمل، بشوند. احتمالا در این وقت است که می توانند به توصیه ها و راه حل های پیشنهادی مردها گوش دهند.

8-با او همدردی می کنم

زنان وقتی مشکلی دارند، پیش از هر چیز نیازمند همدردی هستند. آنان مایلند که دیگران از ریز به ریز آن چه انجام داده اند مطلع شوند. بنابراین با دادن این فرصت، با او همدردی می کنم.

9-از گفتن جملاتی مثل: "مهم نیست!" جدا خودداری می کنم

این کار اشتباه محض است! به هیچ وجه نباید مشکل آنان را کوچک و کم اهمیت به حساب آورد. در عوض بهتر با گفتن: "من هم اگر جای تو بود م، خسته می شدم"، یا "من هم به نوبه خودم نمی توانم چنین رفتاری را تحمل کنم". اولین گام های همدلی با آنان را برداشت.

10-می پذیرم که با دوستانش روابط صمیمانه ای داشته باشد

مردها معمولا از این وجه اشتراک زنانه بیمناکند. تبادل کلامی زنان، آنان را می ترساند. ولی جایی برای هراس نیست. برعکس، بعد از همین گفتگوهای مفصل است که زنان تسکیل یافته، با خیالی آسوده، بی دغدغه و حتی شکیباتر به خانه برمی گردند.

11-تشکر می کنم

زنان به طور فطری مایلند برای این که مورد علاقه واقع شوند، عشق و محبت نثار کنند. هر چند که معمولا هم در عوض چیزی دستشان را نمی گیرد. چنانچه متقابلا در پاسخ به ابراز محبت ها هیچ لطف و توجهی دریافت نکنند، خسته و درمانده می شوند.

12-راحت درباره دغدغه ها و مشکلاتم صحبت می کنم

مردها اغلب از گفتن مشکلات خودداری می کنند. در نظر آنان این نوعی شکست است. این کار چنان زنان را دلسرد و درمانده می کند که احساس می کنند هیچ راهی برای حمایت و پشتیبانی مردشان ندارند. آنان را مشغول و دور از دسترس می بینند. در نتیجه افتادن در دور باطل سوءتفاهم شروع می شود.

13-هرازگاهی او را غافلگیر می کنم

همه زنان دوست دارند که مردشان فرشته آرزوهایشان باشد. این طرز تفکر در حالی که در نظر مردها کودکانه است، ولی برای زنان خیلی هم جدی می باشد. آنان دوست دارند یک نفر دستشان را گرفته و با خود به یک تعطیلات آخر هفته غیرمنتظره یا صرف شامی با چراغ خاموش و شمع روشن و ... ببرد.

14-برایش وقت می گذارم

وقتی را که مرد صرف زن می کند، از تمام مادیات دنیا برایش ارزشمندتر است. چون این توجه و لذت با تمام طلاهای دنیا هم خریدنی نیست!

15-در دلربایی کردن هایش با او همبازی می شوم

چشمهایش را برایم خمار می کند؟ بی هیچ دلیل خاصی مثل یک ملکه خودش را آرایش می کند؟ یا یک دفعه به لباس خدمتکار یا کولی درمی آید؟ خب، بازی می کند، و باید از این بازی با هم لذت ببریم.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
نفوذ درقلب دیگران بدون عمل جراحی!
دیدن، شنیدن و گفتن 3 وسیله مهم برای برقراری ارتباط با اطرافیان است. در نگاه اول همه چیز بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌رسد، اما شاید تعجب كنید اگر بدانید ده‌ها و احیانا صدها كتاب در زمینه ی چگونگی به‌كارگیری این حواس برای ایجاد ارتباطی موثر نوشته شده است.

در این مقاله ده پیشنهاد برای بهتر وراحت تر ارتباط برقرار کردن را مطالعه می کنید :

مدیریت احساسات خود را به دست گیرید

«اگر می‌خواهید شاد باشید، شادمانه رفتار كنید».

احساسات هر فرد قبل از هر چیز روی خود او تاثیر خواهد گذاشت. شما می‌توانید از این خاصیت به نفع خود بهره ببرید. اگر احساسات منفی شما را اذیت می‌كنند، با مدیریت و كنترل آنها می‌توانید از شر آنها رهایی پیدا كنید. وضعیت بدن خود را تغییر دهید (اگر حركت می‌كنید، بنشینید و بلند شوید)‌ و مطابق با احساسی كه دوست دارید رفتار كنید. اگر با اطرافیان خود با روحیه‌ای شاد و مثبت برخورد كنید، تاثیر بهتری روی آنها خواهید داشت.

كمی از منطق فاصله بگیرید

«در برخورد با مردم به خاطر داشته باشید آنها بیش از آن كه منطقی باشند، احساساتی‌اند».

این یك نكته كلیدی است. منطق بسیار خوب است، اما در برخوردها و در زندگی روزمره، ما موجوداتی احساساتی هستیم. ما احساسات خود را به اطرافیان خود انتقال می‌دهیم و متقابلا احساسات آنها را دریافت می‌كنیم. این یكی از دلایلی است كه گفته می‌شود در ارتباط با مردم زبان بدن (حالت‌های چهره و وضعیت بدن) و تن صدا بیش از 93 درصد كار را انجام می‌دهد.

معانی عمیقی در زیر كلماتی كه به كار می‌بریم نهفته‌اند ،اما زبان، بدن و تن صدا، احساسات و افكار واقعی ما را آشكار می‌سازند. به این دلیل است كه توانایی تغییر و كنترل احساسات و داشتن روحیه‌ای مثبت در حین برقراری ارتباط اهمیت پیدا می‌كند. روحیه و احساسات شما تاثیر بسزایی بر نحوه گفتار و حالت‌های چهره و در نهایت بر روابط شما با اطرافیان دارد.

بهتر است از سه چیز اجتناب كنید

«هر نادانی می‌تواند انتقاد، محكوم و عیبجویی كند، اما صبور و بخشنده بودن نشانه شخصیت و خویشتنداری شماست».

ممكن است نتوان براحتی از هر سه این موارد اجتناب كرد. اغلب برخوردها یا حتی ارتباطات ما از طریق این سه مورد منفی ایجاد شده و ادامه می‌یابد. انتقاد، عیبجویی و محكوم كردن نوعی لذت غیرعادی ایجاد می‌كند. با این كارها ممكن است احساس كنید اهمیت بیشتری دارید، اما در نهایت این سه مورد ،رفتاری منفی هستند كه روابط شما را محدود می‌سازند.

یادآوری نكات منفی و اغراق در آن روحیه، انگیزه و سلامت روانی شما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، و این می‌تواند شما را در دام یك چرخه ی منفی از عیبجویی و انتقاد مداوم گرفتار سازد و در نتیجه همیشه به دنبال یافتن یك مقصر باشید. با چنین روحیه‌ای اشاعه‌دهنده و دریافت‌كننده ی احساسات منفی نیز خواهید بود، اما مردم به طور كلی به دنبال احساسات خوب هستند، بنابراین چنین رفتاری می‌تواند موانعی جدی در روابط شما با اطرافیان ایجاد كند.

چه چیز اهمیت دارد؟

«راه اصلی برای تسخیر قلب انسان این است كه با او درباره چیزهایی كه بیشترین اهمیت را برایش دارند، صحبت كنید».

یك پند بسیار مفید و عالی: زیاد درباره خود و زندگیتان صحبت نكنید. به جای این كار ، به صحبت‌های بقیه گوش دهید، اما اگر آنها حرف‌های نامربوط می‌زنند، اگر متقابلا به حرف‌های شما گوش نمی‌دهند و علاقه‌ای به داستان زندگی شما ندارند، می‌توانید محیط را ترك كنید. چیزهایی كه مردم اغلب به آنها اهمیت می‌دهند، عبارتند از عقاید، كودكان، یك سرگرمی مخصوص، شغل و...

به اطرافیان خود بیشتر توجه كنید

«اگر مردم را دوست داشته باشید، در مدت 2ماه خیلی بیشتر از آن دوست پیدا خواهید كرد، تا این كه 2 سال سعی كنید دیگران را نسبت به خود علاقه‌مند سازید».

بسیاری از مردم روش دوم را به كار می‌گیرند ، یعنی تلاش می‌كنند دیگران آنها را دوست داشته باشند، اما این راه چندان موثر نیست. این روش به این دلیل جذاب است كه باعث رضایت دائمی از من، من و من می‌شود، اما دوست داشتن دیگران، شاید به این دلیل كه قانون رابطه ی متقابل در مردم قوی است، تاثیر بیشتری دارد. مردم همان گونه با شما رفتار می‌كنند كه شما با آنها رفتار می‌كنید. آنها را دوست داشته باشید ، آنها شما را دوست خواهند داشت.

مایلم در اینجا این نكته را نیز اضافه كنم كه موضوع مهم در این زمینه این است كه صمیمانه و صادقانه به سایرین عشق بورزید. علاقه خالصانه شما از طریق زبان بدن و تن صدای شما انتقال می‌یابد.

سكان زندگی را به دست گیرید

«كسانی كه به دنبال تشویق بیرونی هستند، شادی خود را در دست دیگران جستجو می‌كنند».

یكی از مهم‌ترین روش‌ها برای بدبخت كردن خود این است كه بیش از اندازه به ارزیابی‌های اطرافیان خود اهمیت دهید. ارزیابی بیرونی به معنای ارزشی است كه دیگران به رفتار و گفتار شما می‌دهند، این كه مثلا بگویند شما زیبا، باهوش و موفق هستید. این وضعیت شما را تحت كنترل سایرین قرار می‌دهد و قضاوت آنها را به یك اهرم فشار روانی تبدیل خواهدكرد. یك روز احساس شادی و موفقیت می‌كنید، روز دیگر حالتان آنقدر بد است كه باید در رختخواب بمانید.

اما اگر تنها به قضاوت خود متكی باشید، سكان زندگی را به دست می‌گیرید و احساسات خود را كنترل می‌كنید، نه به آن معنا كه از انتقادهای اطرافیان خود استفاده نمی‌كنید. بلكه منظور این است كه عیبجویی‌های دیگران زندگی شما را بیش از حد تحت تاثیر قرار نخواهد داد.

آنها باعث پسرفت شما نخواهند شد

«به جای این كه نگران باشید مردم درباره شما چه می‌گویند، چرا سعی نمی‌كنید كاری انجام دهید كه تحسین آنها را برانگیزد.»

اهمیت دادن بیش از اندازه به آنچه مردم می‌گویند، یك غول خیالی از آنها در ذهن شما می‌سازد. برای مثال ممكن است فكر كنید هر كاری را انجام دهید مردم شما را محكوم خواهند كرد. ممكن است این طور باشد، اما مردم اغلب درگیر گرفتاری‌های زندگی خود هستند و چندان به كارهای شما اهمیت نمی‌دهند. اگرچه ممكن است این وضعیت ناامیدكننده باشد، اما از طرف دیگر باعث راحتی خیال خواهد شد و به شما كمك خواهد كرد موانع داخلی را كه شما را از انجام كارهایتان باز می‌دارد كنار بزنید.

همان طور كه كم‌كم یا در یك حركت ناگهانی این موانع را كنار می‌گذارید، بیشتر به خود اهمیت خواهید داد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید كرد و شانس بیشتری برای موفقیت خواهید داشت، در نتیجه احساسات مثبت بیشتری در وجود شما ایجاد شده و احساسات منفی برطرف خواهدشد. در این صورت در ایجاد رابطه با اطرافیان موفق‌تر عمل می‌كنید و مهارت‌های اجتماعی شما ارتقا پیدا خواهد كرد.

چه نفعی به حال من دارد؟

«تنها یك راه وجود دارد كه هر چیزی را می‌خواهیم به دست آوریم و آن این كه سایرین را به آنچه می‌خواهیم علاقه‌مند سازیم.»

اگر می‌خواهید كسی كاری برای شما انجام دهد، ببینید آیا او به انگیزه شما برای انجام آن كار اهمیت می‌دهد؟ شاید او اصلا علاقه‌ای به آنچه كه شما می‌خواهید نداشته باشد. او می‌خواهد بداند این كار چه نفعی برایش دارد. پس برای این كه به خواسته خود برسید، مزایای انجام آن كار را توضیح دهید.

سعی كنید این كار را صادقانه و با نگرشی مثبت انجام دهید. اگر دلیل شما برای این كار موجه نباشد یا به صورتی قاطعانه و با اعتماد به نفس بیان نشود، ممكن است طرف شما را متقاعد نسازد و بنابراین هر دوی شما از مزایای انجام آن كار محروم شوید.

چگونه در یك بحث پیروز شویم‌

«بهترین راه برای پیروز شدن در یك بحث و جدل این است كه از آن اجتناب كنید.»

درگیر شدن 2 نفر در یك بحث و این كه هردو بخواهند از مواضع خود جداگانه دفاع كنند، رابطه آنها را دچار مشكل خواهد كرد. تنها نتیجه‌ای كه از یك مشاجره عاید خواهد شد، این است كه تا مدت‌ها پس از آن هر دوی شما احساسی منفی نسبت به یكدیگر خواهید داشت و هر دوی شما در این دید منفی نسبت به یكدیگر غرق خواهید شد. خودداری از بحث‌ها و مشاجرات غیر ضروری مهمترین پیروزی خواهد بود.

سخنان شما بیش از آنچه فكر كنید، اهمیت دارند

«تنها و تنها 4 راه برای برقراری ارتباط با دنیا وجود دارد. ما از طریق این 4‌وسیله ارتباطی ارزیابی و طبقه‌بندی می‌شویم: چه‌كار می‌كنیم، چگونه نگاه می‌كنیم، چه می‌گوییم و چگونه می‌گوییم.»

با وجود اهمیتی كه هر كدام از این 4 مورد دارند، اما بیشتر روی سومین آنها یعنی این كه چه می‌گوییم - تاكید می‌شود.

اغلب مردم در اولین ملاقات خود با سایرین به شكلی ناخودآگاه آنها را ارزیابی می‌كنند. ذهن به این ترتیب مردم و چهره‌ها را سازماندهی می‌كند. بنابراین درباره نحوه نگاه خود و این كه اولین احساسی كه ایجاد می‌كنید چگونه خواهد بود فكر كنید. درباره زبان بدن و این كه جملات را چگونه بیان می‌كنید بیندیشید.

درباره این كه چه احساسی دارید فكر كنید ، به این دلیل كه احساس شما بر دنیای اطرافتان تاثیر می‌گذارد و دنیا نیز تاثیر متقابلی بر شما دارد.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
ده کلید طلایی برای رسیدن به آرزوها
اگر بخواهید خواسته هایتان را عینیت ببخشید اول از همه باید بدانید که همه چیز از درون شما اغاز می شود.این افکار شما هستند که احساساتتان را خلق می کنند احساسات باعث ایجاد رفتار متفاوت در ما می شوند و همین رفتارها هستند که بر روی اموری که شما در زندگی از خود در مقابل دیگران اشکار می سازید تاثیر گذار واقع می شوند.

از جمله مواردی که باید به یاد داشته باشید این است که به طور کامل دریابید حتما لازم نیست همه ی این مراحل را به تنهایی طی کنید . زندگی ما طوری پایه ریزی شده است که برای رسیدن به موفقیت باید در کنار یکدیگر و در نهایت هماهنگی کار کنیم و در عین حال از نیروهای طبیعی که برای خوشبختی و سعادت ما اماده به کار هستند کمک بگیریم.

زمانی که متوجه شدید باید دقیقا چه چیزی را اشکار سازید ان وقت باید اهداف و نیات خود را مشخص کرده توجه خود را متمرکز کنید تصویری از ارزوهایتان را مجسم کنید درست مثل اینکه برایتان رخ داده اند متشکر وقدردان باشید برای انتخاب های مناسب بعدی به جلو گام بردارید تصور کنید برای همیشه هیچ گونه نگرانی شک و تردید و ترسی وجود نداشته و ازاد و رها هستید.

زمانی که خود را برای پشتیبانی و حمایت خود را با کائنات همسو کردید چیزی نخواهد گذشت که شاهد اسرار و معجزات زندگی و زندگی کردن خواهید شد.

1- قدرت برتری را انتخاب کنید که حقیقتا وکاملا شما را دوست می دارد و به شما غشق می ورزد.کسی که قلبا به شما علاقه دارد و می خواهد تا شما از تمام خوشی ها و ثروت های جهان بهره مند گردید.

2-هنگام طراحی نقشه رسیدن به موفقیت بهتر است از خوش بینی وتوانمندی کمک بگیرید. یک تصور ذهنی کاملا روشن از ارزوهایتان مجسم کنید و سعی کنید در این راه دقیق و روشن عمل کنید.

3-هر زمان و هر لحظه حس کامیابی خود را زنده نگه دارید. اجازه ندهید افکاری نظیر کمبود محدودیت و یا چشم و هم چشمی به ذهنتان وارد شوند. فقط با این حقیقت روبه رو شوید که فراوانی بی حد و حصری در کائنات وجود دارد که برای همه ی افراد از جمله شما کفایت خواهد کرد.

4- در افکار رفتار و گفتار خود عقاید نیرومند مثبت و پشتوانه دهنده به کار ببرید.

5-طبق چیزی که اعتقاد دارید درست است عمل کنید. مطمئن باشید به هر چیزی که فکر می کنید گسترش پیدا خواهد کرد جایی که توجهتان را به ان معطوف می کنید باید درست همان جایی باشد که ارزوهایتان در ان قرار گرفته است.

6- زمانی که در مورد مسایل مالی صحبت می کنید همیشه از *حداقل* و*یا بیشتر* نیز استفاده کنید. مثلا من هر ماه می توانم حداقل 100 هزار تومان یا بیشتر پس انداز کنم. به حقایق مالی خود *ویا بهتر*اضافه کنید. برای مثال من در حال حاضر یک مرسدس بنز 500sl مشکی دارم که درون ان کرم رنگ است یا بهتر. سعی نکنید انرزی هایی که از سوی کائنات به سوی شما روانه هستند را محدود کنید.

7- سعی کنید در همه ی موارد زندگی گیرنده ی خوبی باشید.از هدایا اسرار و معجزات با روی باز استقبال کنید و خیلی بازتر با مسائلی نظیر شادی عشق و نعمت های فراوان برخورد کنید.

8-قدر دان نعمت های زندگی خود باشید. هر تجربه هر رابطه و هر سکه ی 1 ریالی که کسب می کنید همه و همه هدایایی هستند که به ان شکل خودشان را اشکار ساخته اند. می بایست نسبت به هدایایی که مانند سیل پرخروش به سمت شما سرلزیر می شوند اگاهی داشته باشید و از تک تک ان ها قدردانی نمایید.

9-برای زمان حال خودتان را اماده کنید. اگر در گذشته باشید احساس گناه و پشیمانی به شما دست خواهد داد. اگر زندگی خود را از اینده پر کنید با ترس مواجه می شوید.شما حالا در زمان حال هستید و توانایی این امر را دارید که ثروتی بی حد و اندازه و نعمت هایی فراوان خلق کنید.

10-همچنان که از این 10 کلید استفاده می کنید درهای موفقیت بزرگ بر روی شما گشوده می شوند تا سرمایه های بی پایان شخصی شما را به منصه ظهور بگذارند.هر روز که از خواب بلند می شوید با خود عهد ببندید که سرمایه های درونی و موفقیت خود را بیش از پیش اشکار خواهید ساخت و طوری زندگی می کنید که زندگی تان سرشار از ثروت فوق العادگی دوست داشتن جذابیت سلامت و پر لز تجربه های جدید باشد!
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
چگونه به آرامش ذهنی دست پیدا کنیم؟
هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید آرامش را به زندگی خود دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شک این ویژگی به دنیا‌ی اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد.

به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیت‌های ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمائید.

هرگز امید را از کسی سلب نکنید، شاید این تنها چیزی باشد که دارد .
رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند در این مسیر گام بردارید:


1- یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.
بدین معنا که به هر مسئله‌ای دائماً گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافه‌ای را با خود حمل می‌کنید که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می‌کند که با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.


2- به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.
اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد . و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت.


3- مثبت اندیش باشید
اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه‌چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.


4- نسبت به انتظارات و برنامه‌ریزی‌های خود، واقع بین و منطقی باشید.
توانائی‌های خود را در موقعیت‌های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائی‌ها و ضعف‌های خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی‌تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.


5- نسبت به انسان‌ها، عشق بی‌قید و شرط خود را نثار کنید.
شما می‌توانید از دوستان، هم اتاقی‌ها و هم‌ کلاسی‌های خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعف‌های آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاری‌هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.


6- معنای فداکاری را لمس کنید.
دست بخشش داشته باشید. ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه‌های خودشان خوشحال کنید. به افراد بی‌پناه، یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون آنکه منّتی بر آنها نهید ، تکیه‌گاهشان باشید. هر چقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.


7- افکار خود را بازسازی کنید.
در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزش‌ها و استعدادها و مهارت‌های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچی قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیرمنطقی که در مورد خود دارید کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
عشقی که نوعی بیماری روانی محسوب میشود! (به گفته روانشناسان)
به تحلیل و توصیه های دکتر سیما فردوسی پور در خصوص این نوع از عاشقی که نوعی بیماری روانی محسوب می‌شود توجه فرمایید.

این عشق نیست دیوانگی است!

عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است. یعنی عاشق در افکار و پیش فرضهایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او از احساسات معشوقش بی اطلاع است.

در ادبیات ما داستانها و قصه های فراوانی در باره عشق های یک طرفه یا فرهاد وار نقل شده است. عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است.
 
یعنی عاشق درافکار و پیش فرضهایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او ازاحساسات معشوقش بی اطلاع است.
 
روانشناسان این حالت را بیش از آنکه نوعی عشق بنامند آن را نوعی بیماری روانی به نام "پارانویا" می دانند.
 
عشق های یک طرفه نوعی بیماری روانی محسوب می شود. در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به کسی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آنها را دوست دارد. اما اینها تنها در مخیله او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد!

این حالت نوعی بیمارای پارا نویید است این نوعی جنون عاشقی است. این حالت حالت عادی و معمولی نیست زیرا در حالت عادی اگرکسی به شخص دیگر علاقه مند شود ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است بی شک از ان عشق دست بر می دارد. ولی زمانی که شخص دچار پارا نویید باشد از این عشق یک طرفه دست بر نمی دارد واژه علمی که به این نوع بیماری "عشق بی وصال "گفته می شود. اگر میل عاشق پس ازاجابت نشدن خواسته اش دوباره مطرح شود. ممکن است در نهایت منجر به سرخوردگی شود. بسیاری از روانکاوها معتقد هستند که عشق و تنفر دو روی یک سکه هستند. زمانی که عاشق به معشوقش می رسد همه چیز می تواند ختم به خیر شود اما اگر این اتفاق صورت نگیرد ممکن است با بوجود آمدن بی وفایی و خشم  کار منجر به تنفر می شود و در این شرایط قسمت دیگر عشق خودنمایی نمی کند.
در بیماری پارانویید هزیانی بارزوسازمان یافته وجود دارد.زیرا فرد حرف ها و باورهایی دارد که کاملاً اشتباه است. به عنوان مثال از علاقه به فردی سخن به میان می آورد و معتقد است که آن فرد هم به او علاقه مند است اما به علت کم رویی آن را بیان نمی کند. و یا اینکه فرصت ابراز آن را نکرده است. بیماران پارانویید همواره در ذهنشان  با تصوراتشان زندگی می کنند و این ذهنیت را پردازش می کند. علت این بیماری به تجربیات ناگوار هر فرد در دوران زندگی اش داشته بازمی گردد.
 
نحوه تربیت های خانوادگی و سطح زندگی او نیز در بروز این بیماری موثر است. در این حالت فرد در نوع تفکر و نگاهش به جامعه و افرادش متفاوت می شود. بیمار پارانویید تفسیر هایش از جامعه و آدمهایش فرق می کند و معتقد است که دیگران هستند که نمی خواهند من به معشوقم برسند. و معتقد است  معشوقش او را دوست دارد ومخالفت های دیگران مانع وصال اوست.در این بیماری فرد بشدت افسرده می شودالبته قصد من این نیست که بگویم همه عشق ها اینگونه است بلکه منظور ببرخی از این عشق هاست که ما آنرا به عنوان عشق بی وصال و یا عشق یک طرفه می نامیم.
 
 بیماری پارانویید فقط در باره عشق صدق نمی کند بلکه در باره  موضوعات دیگر نیز پیش می آید. به عنوان مثال شخصی بدون دلیل و مدرک فکر می کند که همسرش به او خیانت می کند. و نسبت به آنها سوء ظن پیدا می کنند. "
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
 ذهن شفاف ، خلاقیت ذهنی
ذهن، تفکر، اندیشه؛ واژه‌هایی که بارها و بارها می‌شنویم و گاه آن‌ها را درهم می‌آمیزیم، ‌به یک معنا مورد استفاده قرارمی‌دهیم و تنها در پاره‌ای مواقع، اگر کمی دقت به‌کار بریم، دیواری خیلی کوتاه بین آن‌ها می‌کشیم بدون این‌که بدانیم این تقسیم‌بندی، درست است یا نادرست، اصلاً باید بین این واژه‌ها وجه تمایزی قائل باشیم یا خیر.

به هر حال با این باور که این سه واژه هر کدام معنا و کارکرد خود را دارند، به مقوله‌ی «ذهن» می‌پردازیم؛ ذهنی که می‌تواند نقطه‌ی اوج باورهای ایده‌آل ما باشد و یا نقطه‌ی آغازین برای رسیدن به اهدافی زیبا و گاه به تصور برخی، دست‌نیافتنی. ذهن، جایگاهی‌ست انتزاعی و ملموس؛ می‌توان آن را خاستگاه تمام افکاری دانست که درکم‌تر از صدم‌های ثانیه پدید می‌آید و باید آن را پردازش‌شده، به مرکز فرماندهی تمامی اعمالی که از ما سرمی‌زند، فرستاد و این ذهن باید آن‌قدر قدرت پردازش، گرفتن و پرداختن داشته‌باشد که از آن، کوچک‌ترین لغزش نابخشودنی سرنزند. این ذهن اگر دچار آلودگی‌های ناخواسته‌باشد، از سرعت پردازش و ساخت و پرداخت افکار تصمیم‌ساز، فاصله می‌گیرد و این یعنی از دست‌دادن صدم‌های ثانیه‌ای که می‌توانست ما را به قله‌ها برساند.
 
خلاقیت، یکی از زیباترین جلوه‌های برآمده از ذهن است؛ همان‌که گاه به‌وجودآورنده‌ی فرآیندهایی‌ست که می‌توان از آن‌ها به چیزی شبیه معجزه تعبیر نمود و این یعنی انسان می‌تواند با تکیه بر ذهن شفاف، با توجه و ابتکار، دست به خلق، ایجاد و گاه بالاتر از آن بزند یعنی از هیچ، بهترین و شگفت‌انگیزترین‌ها را به‌وجودآورد؛ مجموعه‌ی این فرآیندها را «خلاقیت» نام‌گذاری می‌کنیم.
 
حقیقت خلاقیت، همان تصمیم‌هایی‌ست که دیگران از نزدیک‌شدن به آن نیز عاجزند و برخی به‌خاطر برخورداربودن از یک ذهن شفاف و خالی از هرگونه وابستگی و آلودگی، از آن برخوردار می‌باشند.
 
خلاقیت، چیزی فراتر از آفریدن است و باید به این نکته توجه‌داشت که تمام دستاوردهای بشر دیروز تا امروز که نام‌ها و عباراتی چون اختراع، ابتکار، نوآوری و... روی آن نهاده‌اند، نشأت‌گرفته از همین اذهان خلاق است؛ البته ذهن‌هایی که پیش از خلاق‌بودن، شفاف و پاک بوده‌اند.
 
خلاقیت ذهن، در سایه‌ی پرورش استعدادهایی میسر است که میان لایه‌های پیچیده‌ی ذهن، هرلحظه درصدد بروز و جلوه‌گرشدن هستند و هرگونه آلودگی، این سرعت را می‌کاهد و این فرصت‌های تکرارنشدنی را از ما می‌گیرد. ذهن، تنها با آلودگی‌های درونی یا احساسی و عاطفی، دچار لغزش و کندی نمی‌شود بلکه به‌خاطر وابستگی دوسویه‌ی بدن و درونیات، هر نوع آلودگی جسمی نیز بر شفافیت ذهن، تأثیر مستقیم می‌گذارد.

سلامت جسمی در این مقوله، همان‌قدر مهم و تأثیرگذار است که سلامت روحی و درونی بدن و این دو باید با یک موازنه و هم‌سویی رعایت شود. برای سلامت بدن، راه‌کارهای گوناگونی وجود دارد؛ راه‌کارهایی که عمل به آن، چندان سخت و دست‌نیافتنی نیست اما روح و روان و درون را سالم و خالی از هرگونه آلودگی و آسیب، نگه‌داری نمودن، چندان آسان نیست و باید دقت بیش‌تری به‌کار بست که شیوه و روش آن، به‌طور کلی با شیوه‌‌های نگه‌داری جسم متفاوت است؛ دوری‌جستن از تنش‌های درونی، درگیرنمودن ذهن به مسائلی که فایده‌ای جز مختل‌نمودن و آزار ذهن ندارد، ورود به مقوله‌هایی که کوچک‌ترین کمکی به آرامش روحی نمی‌نماید، دروغ و پیامدهای بعدی که گاه بسیار شکننده‌تر از خود دروغ است.
 
خودنمایی‌های تخریبی به‌نحوی که گاه تا سال‌های سال، آثار منفی آن در تمام نسوج درونی یافت می‌شود، در معرض محیط‌های آلوده زیستن (انواع آلودگی‌های محیطی، صوتی، دیداری و...) به‌صورت بلندمدت و نیز عدم توجه کافی به شاخصه‌هایی که می‌تواند روح را از آزردگی‌های بلندمدت برای ادامه‌ی طریق، یاری‌گر باشد (ازقبیل مسافرت و تغییر محیط هرچند برای مدت کوتاه)، درگیری‌های درونی که تنها منشأ دورنی دارد و کم‌ترین اثر بیرونی در آن دیده نمی‌شود، مانند وجود تردیدهای ذهنی و اختلافاتی که ایده‌های گوناگون از درون، موجب تخریب و ویرانگری می‌شود و...
 

کوتاه سخن این که باید ذهن را شناخت، به قدرت و اهمیت آن پی‌برد، از آن حمایت و نگه‌داری نمود و درنهایت، از هرچیز که به شفافیت ذهن لطمه‌ای هرچند کوچک وارد می‌سازد، دوری‌جست چراکه عقیده داریم شفافیت ذهن، به‌وجودآورنده‌ی محیطی خواهد بود که بیش‌ترین کمک را به خلاقیت ذهن می‌نماید و این خلاقیت، خود در دامن ذهنی سالم و شفاف پدیدار و متولد می‌شود. باید به این دو مقوله، یعنی ذهن و شفافیت ذهن، اهمیت زیادی داد و نیز باید به خلاقیت، به‌گونه‌ای هم‌سو با ذهن، توجه کافی نمود و این سه واژه، قطعاً راهی جدید را پیش روی ما می‌گشاید؛ یعنی ذهن، شفافیت و خلاقیت، هر سه باید در کنار هم قرارگیرد تا اتفاقات خارق‌العاده‌ای شکل‌بگیرد و انسان، در بستری آرام و متعالی به رشد و بالانشینی دست‌یابد.

ذهن شفاف، در بدنی رشد می‌کند که در سلامت کامل روحی و روانی قرارداشته باشد و ذهنیت خلاق، تنها از پدیده‌هایی‌ست که از ذهن سالم و شفاف متبادر می‌شود و تفکر سالم و پویا نیز چندان با این مقوله بیگانه نیست. به خود بیندیشیم و آسیب‌ها را به‌هر شکل ممکن، از خود دور سازیم؛ از محیط‌های آسیب‌زا دوری‌جوییم تا احتیاجی به نگه‌داری مضاعف، احساس‌نشود.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
مراقب تغییرات رفتاری نوجوانان باشید
یك فوق تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان گفت: افزایش یا كاهش وزن شدید، مشكلات خواب ، تغییر در دوستان، تغییرات شدید و ناگهانی در رفتار، فرار از مدرسه ، تجدید یا مردود شدن در دروس و افسردگی از نشانه‌های خطر در دوران بلوغ است.

فریبا عربگل در ششمین كنگره ملی سلامت خانواده كه در سالن همایش‌های رازی برگزار شد، افزود:
دوره نوجوانی از 2 منظر اهمیت ویژه‌ای در زندگی فرد دارد؛ یكی از نظر تغییرات طبیعی و نرمال و دیگری از نظر تغییرات غیرطبیعی، بیماری‌ها و آسیب‌هایی است كه در این دوره رخ می‌دهد.

وی گفت: تغییرات طبیعی خود را در دوره نوجوانی با مواردی از جمله شروع به تصمیم گیری به طور مستقل نشان می‌دهد كه این مساله ممكن است با منفی‌گرایی و مخالفت جویی با نظریات دیگران خود را نشان دهد.

تمایل به استقلال كه نوجوان از خانواده جدا می‌شود و تمایل به گروه، دوستان و اجتماعی شدن دارد به طوری كه دوستان بخش عمده‌ای از زندگی نوجوان را تشكیل می‌دهند و روی تصمیم‌گیری‌های او اثر می‌گذارند و تمایل به گذراندن زمان‌‌هایی در تنهایی و كناره‌گیری از فعالیت‌هایی كه قبلا‌ در خانواده داشته است،نشانه‌هایی دیگر است.

فوق‌تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان دانشگاه علوم پزشكی شهیدبهشتی اضافه كرد:
نوجوان در این سن بیشتر دوست دارد یك حریم خصوصی برای خود ایجاد كند به طوری كه اهمیتی كه حفظ حریم خصوصی در این دوره دارد در هیچ دوره‌ای از زندگی فرد وجود ندارد و همچنین تمایل به جنس مخالف - چیزی كه بیشترین ترس و نگرانی والدین را از دوران بلوغ برمی‌انگیزد - و رشد اخلاقیات و تفكر انتزاعی همانندسازی و الگوبرداری از دیگران، تا در نهایت هویت و شخصیت نوجوان شكل بگیرد. هرچه به آخر دوران بلوغ نزدیك می‌شویم نهایتا نوجوان چیزهای قرض گرفته شده از الگوهایش را درونی می‌كند و شخصیت خاص خود را می‌یابد.

تغییرات غیرطبیعی و هشداردهنده دوران نوجوانی بسیار اهمیت دارد. دوران نوجوانی شروع بسیاری از اختلالات و بیماری‌های روانپزشكی مثل سوء‌مصرف مواد و اختلالات خلقی است كه نشانه‌ها و علائم این اختلالات را می‌توان از تغییرات طبیعی دوران بلوغ افتراق داد.

این فوق تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان گفت:
برخی از علائم و نشانه‌های خطر در دوران نوجوانی كه نشان‌ دهنده یك مساله جدی‌تر است را می‌توان در افزایش یا كاهش وزن شدید و قابل توجه، مشكلات خواب ، تغییر در دوستان، تغییرات شدید و ناگهانی در رفتار، فرار از مدرسه، تجدید یا مردود‌شدن در دروس، افسردگی، هر نوع صحبتی از خودكشی و علائمی از گرایش به مصرف مواد و مشكل با قانون جستجو كرد.

عربگل افزود: از آنجا كه شروع مصرف مواد اكثرا در دوران نوجوانی است و در بسیاری از موارد منشأ نگرانی والدین و خانواده‌هاست، برخی علائم هشداردهنده در مورد مصرف مواد را می‌توان افت تحصیلی و مردود شدن در مدرسه، تغییرات خلقی به صورت بالا و پایین رفتن خلق، شك راجع به این‌كه نوجوان كیست و كجا می‌رود؟، گم و ناپدید‌شدن پول و وسایلی از منزل، شروع زودهنگام مصرف سیگار، مقابله‌جویی با والدین و رد ارزش‌های آنان، چشمان اشك‌آلود یا قرمز، استفاده از قطره‌های چشمی برای پنهان كردن قرمزی چشم، داشتن دوستان خلافكار، ساعت‌هایی كه تأخیر دارد و مشخص نیست كجاست یا توضیحی برای آن ندارد، پیدا كردن دارو یا چیزهای مشكوك در وسایل و متعلقات او و رفتارهای ضداجتماعی نام برد با توجه به این نكته كه در هنگام ارزیابی تمام نوجوانان یك شك بالا درباره مصرف مواد لازم است.
چنانچه خانواده‌ها، مشاوران، پزشكان و كارشناسانی كه با نوجوانان سر و كار دارند تغییرات طبیعی دوران بلوغ را بشناسند و بتوانند علائم خطر و هشداردهنده را تشخیص دهند بهتر و زودتر می‌توانند به نوجوان كمك كنند.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
نحوه اتمام رابطه با معشوق خیانتکار !
بله! پایان یک رابطه همیشه عذاب آور است ، اما حقیقت این است، برخی رابطه ها به دلیل عدم روراستی طرفین ، خود به خود قبلا" ازبین رفته است!

اگر کسی شما را فریب دهد و خیانت کند ، به دلیل بی اعتمادی بوجود آمده، شما برآن می شوید تا به این رابطه پایان دهید و بهتر است که این کار را زودتر انجام دهید. اتمام یک رابطه بسیار سخت است ولی خوب در غیر این صورت، روز به روز صدمات روحی عمیق تری از جانب طرف مقابلتان بر شما وارد می شود که مسلما" سخت تر از تحمل جدایی است .

در صورت تصمیم به جدایی ، باید تمام مراحل آن را در نظر بگیرید . آیا می توانید او را ببخشید ، حتی اگر دیگر توان با او ماندن را در خود نمی بینید ؟ آیا می توانید به این رابطه ، بار دیگر قوت ببخشید و ادامه دهید ؟ ..... و بعد از بررسی سوالاتی چون موارد ذکر شده ، در نهایت بهترین راه را انتخاب کنید.

همواره در طی مراحل تصمیم گیری و احیانا"، جدایی ، موارد زیر را مد نظر داشته باشید :

خود را سرزنش نکنید

بیشتر وقتها ، نفر مقابل شما سعی دارد که شما را هم به نوعی در ارتکاب خیانتش، مقصر بداند. به هر حال شاید شما هم کمی سهل انگاری کرده باشید ، ولی باز هم هیچ عذری برای خیانت او قابل قبول نیست. به هر صورت وی باید عواقب افکار و اعمال فریبکارانه خود را بپذیرد.

حتی اگر بهترین همراه نبودید و یا او از بودن با شما لذتی نمی برد، بازهم تقصیر شما نیست. وی می توانست بدون خودخواهی، سعی کند با طرح و بررسی مشکلاتش با شما، مسیر را برای ادامه هموار تر کند؛ نه اینکه نفر مقابل خود را فریب دهد.

بطور کامل جدا شوید

خودتان را درگیر شروع و پایان دادن های متوالی نکنید، چرا که استرس و رنج شما را بیشتر می کند. اگر نصفه نیمه به این رابطه پایان دهید، دوباره بطور مداوم به این فکر می کنید الآن او با چه کسی است؟ ( که احتمالا" هم هست !!) اگر تصمیم گرفته اید که  طرف خیانتکار خود را ترک کنید بهتر است که دیگر برنگردید.

سعی کنید ببخشید

در مرحله اول، سعی کنید که وی را ببخشید. نه برای او، بلکه برای خودتان. البته که این بخشش رنجش شما را نمی کاهد و به معنای فراموش کردن کاری که او کرده و صدمات روحی که بر شما وارد شده است نیست، همچینن این عفو و ببخشش به این معنی نیست که افکار و احساسات خود را تحت قوانین و کنترل وی قرار داده اید، بلکه تنها دلیل این است که شما را در وضعیت بهتری قرار می دهد و دیگر بیش از این خود را با افکار و احساسات منفی ، بخاطر وی در عذاب نمی گذارید.

اتمام و فراموشی یک رابطه زمان می گیرد

بعد از جدایی ، مدت زمانی را تنها با خود بگذارنید و اجازه دهید تا بتوانید مشکلات و اثرات منفی به جای مانده از رابطه را از ذهن خود کمرنگ و به تدریج پاک کنید. به صحبتهای اطرافیان که خیلی زود شما را برای بازگشت دوباره، تحریک می کنند، توجهی نکنید.

در طول این مدت اگر واقعا" در هم شکستید و نمی توانید بر احساسات خود غلبه کنید، بهتر است با یک دوست مطمئن، اعضای خانواده، یک روحانی و یا مشاور صحبت و مشورت کنید. این شما نیستید که باید با خود کنار بیاد. شما که مقصر نبوده اید و نباید شرمسار باشید. همواره به اطرافیانتان نزدیک خود که شما را دوست دارند و اهمیت می دهند، اطمینان کنید و اجازه دهید شما را یاری دهند.

همچنین، با مطالعه بروی کتابهای پاکسازی ذهن و روانشناسی، می توانید خود را از ابتلا به  افسردگی نجات دهید.
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
عادتهایی که آقایان از آن متنفرند
خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند

چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند . هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از ۵ نفر هم بیشتر است . البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روی کارهایشان دست بردارند . این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.

از سایر خانم ها انتقاد می کنند

برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کن د؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا ... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که آفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند. البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعو ت کنند ) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند . اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.

حسودی می کنند

بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد . حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید؟!

خود را نیازمند نشان می دهند

بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند . آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آ نها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.
در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد . دسته دوم ج زء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.

رمزی صحبت میكنند

جمله قدیمی " نظر تو چیه؟ " یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند . آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعی مردها نسبت به خودشان شوند . آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.
می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید : مردی که آماده پردازش س والات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ، ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند . آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!

تجاوز به حریم شخصی

همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.
به عنوان مثال هنگامیک ه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد . بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟

بیش از اندازه احساساتی می شوند

آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.
البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟

آنقدر خرید می کنند تا از حال بروند

هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد . حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کر دن تمام موجودی همسرانشان . آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند. اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصم یم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.

پیوسته صحبت می کنند

متاسفانه "کریس را ک" نیز این تجربه تلخ را داشته است . روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای ۴۵ دقیقه در مورد آن توضیح داد ! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت . البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.

از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کنند

در جدال جنسی همه چیز بر سر کسی خراب می شود که شلوار بر تن دارد . اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.
البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند. یاد بگیرید آنها را تحمل کنید
اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد . تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیز ی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.

   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش