+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
5 نکته مهم درباره رابطه مادر و دختری!
اگر رابطه مادر و دختر مانند دو خواهر باشد یا حتی اگر مدام مشاجره داشته باشند، نگران نباشید، می توانید این رابطه را بهبود بخشید.

1. نکته مثبت این رابطه: دبورا تانه استاد زبان شناسی در دانشگاه واشنگتن می گوید: برحسب معیار رابطه سالم اگر مادر و دختر طوری رفتار کنند که اعتماد به نفس یکسانی را منعکس کنند، یک ارتباط سالم و مثبتی است.

چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
گاهی اوقات دختر به یک مادر نیاز دارد نه به یک دوست. مطالعات آنچه را که اغلب خانم ها می دانند ثابت کرده است زمانی که دخترها با تغییرات بزرگی در زندگی شان مواجه می شوند، مثل مادر شدن، به مادرشان به عنوان یک مشاور و راهنمای باتجربه اعتماد می کنند نه به عنوان یک دوست. این تغییر می تواند برای مادرها هم سخت باشد. آنها ممکن است صدمه ببینند برای مثال، وقتی دخترها، مادرشان را به علت هماهنگ نبودن با تکنولوژی و مدهای جدید سرزنش می کنند. گیل سالتز روانپزشک بیمارستانی در نیویورک می گوید: مادرهایی که دخترانشان را به عنوان دوستانشان فرض می کنند از آنها انتظار دارند که از نسلی که در آن هستند خارج شده و پا را فراتر بگذارند. درواقع هم نسل آنها شوند.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
سالتز معتقد است که هر دوی طرفین بایستی به نقشهای همدیگر احترام بگذارند. درک کردن فاصله نسلها از اهمیت زیادی برخوردار است. به عبارت دیگر، متناسب با سنتان رفتار کنید. این مورد در مورد پدرها هم صدق می کند. برای مثال: مطرح کردن مسائل و مشکلات یک دختر با مادرش طبیعی است اما زمانی که مادر این مسائل و مشکلات را برای پدر فاش می کند، ارتباط پدر و دختر به خطر می افتد.

2. رابطه خواهرانه: باوجود رابطه دوستانه، رقابت بین آنها وجود دارد.
نکته مثبت این رابطه: شما آشکارا همدیگر را دوست دارید زیرا شما می خواهید شبیه همدیگر باشید و علیرغم تفاوت سنی تان، همدیگر را خوب درک می کنید.
چه چیزی چالش برانگیز است:حس رقابت.
سالتز می گوید: همیشه حس رقابت در خانواده ها وجود دارد اما ما این موضوع را بروز نمی دهیم. دقیقا چنین چیزی زمانی اتفاق می افتد که نقشها خواهرانه و محو می شود. درها برای دختران باز می شود همانطور که آنها درها را روی مادرانشان می بندند. این موضوع باعث تنفر و دعوا می شود. همچنین دخترها اغلب خودشان را با مادرانشان مقایسه می کنند. آنها ممکن است اینگونه تصور کنند که مادر من باهوش تر و موفق تر از من است.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
برای اینکه هرگونه حس رقابتی را از بین ببریم، تانن پیشنهاد می کند که آنچه که رقیبمان احساس می کند را درک کنیم و رقابت جو نباشیم. اگر اوضاع وخیم شد، جدا بودن از هم به هر دو کمک می کند تا آنچه را که از دیگری نیاز داریم یا حتی نیاز نداریم را تشخیص دهیم. درمورد آن صحبت کنید و این بار با عبارات جدید شروع کنید.

3. شخصیت های مخالف:
مادر شخصیتی سرسخت، مستبد و مخالف دارد و شما اینطور نیستید. ممکن است تصور کنید که شما با مادرتان ژن یکسان دارید اما این درحالی است که شباهت هایی وجود داشته باشد.

نکته مثبت این رابطه:
مخالفتهای مکرر شما با مادرتان زیبا نیست اما همه دعوا و منازعه های شما یک هدف خاصی را دنبال می کند. لی شارکی استادیار مطالعات زنان در دانشگاه مین می گوید: تصور ما از مادران یک شخص حساس و کسی که تربیت بچه ها را به عهده دارد می باشد اما این درست نیست. مادر صرفاً مسئول پخت و پز غذا برای بچه ها نیست بلکه او برای حفظ سلامتی بچه ها  تلاش می کند.

چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
دعوا کردن با مادرها درمورد چیزهایی شبیه دوست پسر، قد موها، یا جتی سلامت مادرها برای خانم ها گیج کننده است. تانن می گوید: هر کدام از طرفین احساس بی قدرتی می کنند. مادرها احساس می کنند که نادیده گرفته شده اند و سر به سر دخترها می گذارند. دخترها هم اذیت می کنند و حالت تدافعی به خودشان می گیرند.
 
بهبود بخشیدن به این ارتباط:
تانن می گوید: مادرها قدرتشان را دست کم می گیرند و برعکس قدرت دخترهایشان را دست بالا می گیرند. دخترها می توانند در گفتگوهایشان با اهمیت قائل شدن برای مادرانشان به آنها کمک کنند. با تکرار این جمله " همانطور که شما گفتی..." مادرها تصور می کنند که حتی اگر نصیحت های آنها را نادیده می گیرید حداقل به آن گوش می دهید.

4. تربیت کاملا برعکس:
نقشهایتان به دلیل سن، سلامتی، وضعیت مالی یا فرهنگ با هم عوض می شود. دخترها بیشتر آمادگی این را دارند که از مادرانشان مراقبت کنند.

نکته مثبت این رابطه:
کارن فینگرمن استادیار دانشگاهی در هند با تخصص در زمینه مطالعات خانواده و فرزند می گوید: هرچقدر سن مادر بالاتر می رود حتی اگر مشکلات سلامتی اش رو به بهبود باشد، ما می بینیم که روابط مادر و دختر هم بهبود می بخشد. دخترها احساس نیاز می کنند و مادرها عاشق دخترانشان می شوند. هر دو طرفین نقش یکدیگر را می پذیرند.

چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
گذشتن از قدرت و صلاحیت کار سختی است. زمانی که دخترها با بلاتکلیفی و هرگونه ابهامی مواجه شوند یا احساس نیاز کنند، تنش ایجاد می شود و مادرها فکر می کنند که نیاز به کمک آنها نیست. این مبحث در خانواده های نسل اول یا در خانواده هایی که مادر و دختر در دو دوره  و دو شرایط مختلف رشد کرده باشند به وجود می آید. دختر، مادرش را تشویق می کند تا عواملی را که باعث این اختلاف شده اند را از بین ببرد و آنها را هدایت کند.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
شرکی پیشنهاد می کند که دخترها برای مادرانشان ارزش بیشتری قائل شوند همانطور که مادران به دخترها قدرت و اختیار کمتری باید بدهند. درمورد رسم و رسوم و فرهنگی که بین هر دوتان مشترک است صحبت کنید. این عامل باعث می شود که دختر ها هویتشان را بهتر بشناسند و اهمیت بیشتری برای مادرهایشان قائل شوند.
 
5. لازم و ملزوم یکدیگر:
هیچ تصمیمی بدون اجازه و تایید دیگری گرفته نمی شود که این مورد هم خوب است و هم بد.

نکته مثبت این رابطه:
برای دخترها، مطابقت و شباهت مساوی است با نزدیکی. مادرها و دخترهایی که لازم و ملزوم یکدیگر هستند، شباهت ها و تفاوت هایشان را بررسی کنند. زمانی که همه چیزها موافق و سازگار است، همه چیز بر وفق مراد است و طرف مقابل را همان کسی که همیشه می توانید روی آن حساب کنید فرض می کنید.

چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
وقتی روی شباهت ها تاکید می شود، تشخیص دادن تفاوت ها کار مشکلی است. زمانی که نظرها با هم فرق دارد، سعی می کنید که اجازه طرف مقابل را جلب کنید. دختر مجبور است که درک کند که مادر مسئول همه چیز نیست. همچنین مادر هم بایستی متوجه شود موفقیت های دختر، موفقیت های او نیست و شکست های دختر شکست های او نیست.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
سالتز می گوید: این ارتباط بسیار سخت است. زیرا ارتباط آنها از ترس رها شدن از یکدیگر جلو می رود. او پیشنهاد می کند حد و مرزهایتان را کم کم درست کنید. دخترها باید بر نظر مادرانشان بسیار اهمیت قائل شوند سپس تصمیم قطعی به صورت مستقل گرفته شود. بنابراین بیشتر خانم ها سعی می کنند مادران موافقی باشند. این تنها کافی نیست به هرحال آنها شما را بیشتر دوست دارند.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
شرط موفقیت از دیدگاه استاد مطهری
در این مورد با سخنانی از رسول اکرم که به عنوان وصیت به ابوذر غفاری فرموده اند، سخن خود را زینت می دهیم، فرمود: " ای ابوذر! از آن بپرهیز که خیالات و آرزوها سبب شود که کار امروز را به فردا بیفکنی، زیرا تو متعلق به امروز و مال امروز هستی نه مال روزهای نیامده، در آنجا که کار مفید و لازم و خداپسندی می خواهی انجام دهی تأخیر و دفع الوقت را روا مدار، ای ابوذر! به عمرت بیشتر بخل بورز تا به مالت ".

این سخنان در زمینه غنیمت شمردن عمر و استفاده کردن از فرصت زندگی است. جای تأسف است که در نظر بسیاری از مردم چیزی از وقت و زمان و این رشته طولانی لرزان که نامش عمر است بی قیمت تر و بی ارزش تر وجود ندارد. دوره عمر برای هر کسی دوره مدرسه است، همان طوری که در مدرسه روز و ساعت و دقیقه ارزش دارد، آن دقایقی هم که زنگ تفریح نواخته می شود برای تجهیز و تجدید قوا و آمادگی برای کسب کمال در ساعات دیگر است، تمام دوره عمر آدمی باید به همین طور تنظیم شده باشد، آن وقت است که ساعت و دقیقه هدر رفته وجود ندارد.

علامه حلی یکی از ستارگان درخشان علوم اسلامی است و گذشته از اینکه یک فقیه درجه اول است، در سایر رشته های علوم اسلامی از معقول و منقول تألیفات دارد. این مرد سالها در خدمت حکیم و ریاضی دان بزرگ خواجه نصیرالدین شاگردی کرده و ملازم شب و روز استاد خویش بوده است، او می فرماید: من در مدت ملازمت خدمت استاد حتی یک عمل کوچک که استحباب شرعی داشته باشد ندیدم که انجام ندهد، یعنی چنان وقت خود را تنظیم کرده بود که هر کاری در موقع خود به جای خود صورت می گرفت، اگر احیانا تفریح و تفنن می کرد در موردی بود و به طرزی بود که بجا و لازم بود و شرعا پسندیده بود.

البته دانشجویی که در سر کلاس با تمام وجه، گوش و چشمش به استاد و درس است در ساعتی هم که تفریح می کند و استراحت می نماید مثل همان ساعتی است که درس می خواند یعنی به همان اندازه مشروع و مستحسن است.

یکی از شرایط موفقیت انسان درک کردن قیمت و ارزش وقت است. اگر جوانی ثروت هنگفتی از پدر به ارث برده باشد و دیوانه وار اسراف و تبذیر کند همه متأسف و متعجب می شوند، به حال جوان رقت می کنند، عاقبت شومش را همه حدس می زنند که چه بدبختیها و پشیمانیهاست. همه ماها کم و بیش با همچو کسانی بر خورد کرده ایم و بسیار تأسف خورده ایم ولیهمین ما، خود ما نسبت به سرمایه بزرگ تر و با ارزش تر یعنی وقت و عمر همان معامله ای را می کنیم که آن جوان نسبت به مال و ثروت خود می کند و هیچ گونه متأثر نمی شویم.

 این خود نشانه این است که ما ارزش پول را خوب درک می کنیم ولی ارزش وقت و زمان را درک نمی کنیم. معمولا اشخاص تربیت یافته که به حقوق دیگران تجاوز نمی کنند و از خدا می ترسند ممکن نیست ده شاهی مال کسی را بخورند و تلف کنند و اگر احیانا مال دیگری را تلف کردند از مال خودشان جبران می کنند، ولی همین اشخاص که اینقدر برای مال دیگران حرمت و حقوق قائل اند، برای عمر دیگران حرمتی و حقی قائل نیستند، به خودشان حق می دهند به بهانه ای وقت دیگری را تلف کنند، مثلا خلف وعده می کنند.

همه اینها دلیل است که ما به معنای کلام رسول اکرم صلی الله لیه و آله توجه نداریم و از حکمت آن حضرت پیروی نمی کنیم که می فرماید: حرمت عمر و زمان بالاتر از حرمت مال است. اگر مال کسی را تلف کنیم می توانیم از مال خودمان جبران کنیم ولی آیا اگر وقت دیگران را تلف کنیم می توانیم مقداری از عمر خود به او بدهیم؟

علی علیه السلام می فرماید:
ببینید به چه سرعتی روزها در ماهها و ماهها در سالها و سالها در عمر می گردد. این سالها و ماهها و هفته ها و روزها قطعاتی است که از عمر ما جدا می شود و معدوم می گردد و قابل وصل و برگشت نیست، همان عمری که در لحظات آخر که مرگ ما فرا می رسد حاضریم تمام دارایی خود را بدهیم و یک سال دیگر بلکه یک روز و یک ساعت دیگر این دنیا را ببینیم و در آن یک روز و یک ساعت، فرصت از دست رفته را به دست آوریم ومافات را جبران کنیم.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
نکاتی  برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژی
نکاتی  برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژی

************
1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

**********

2. Sit in silence for at least 10 minutes each day.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید.

**********

3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

**********

4. When you wake up in the morning complete the following statement, "My purpose is to__________ _ today."

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»

**********

5. Live with the 3 E"s -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F"s--

Faith, Family, Friends.

5- با سه Eزندگی کنید؛ Energy(انرژی)، Enthusiasm(شوق)، Empathy(فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سهFیعنی Faith(ایمان)، Family (خانواده) و Friends(دوستان).

**********

6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

**********

7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم میکنند.

**********

8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

**********

9. Dream more while you are awake.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

**********

10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

**********

11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.

**********

12. Try to make at least three people smile each day..

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

**********

13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

**********

14. Don"t waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

**********

15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

**********

16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

**********

17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

**********

18. Life isn"t fair, but it"s still good..

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

**********

19. Life is too short to waste time hating anyone.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
در لحظه های زندگی....
در لحظه های شادی، غم، پیروزی ، شکست و .... به یاد کیستی؟

لحظه‌ی شادی، پروردگار را ستایش کن.حمد و سپاس مخصوص اوست و هیچ‌کس و هیچ‌چیز در مرتبه‌ی او شایسته‌ی ثنا نیست.

در لحظه‌ی سختی، فقط از خداوند کمک بخواه. او بهترین فریادرس است و همیشه با تو و در کنار توست.

در لحظه‌ی حیرانی و گمراهی، فقط خدا را جست‌ و ‌جو کن. او هدایت‌گر به سوی نعمت‌هاست. راه‌ درست را از او بخواه چرا که تنها او از پیدا و نهان باخبر است.

در لحظه‌ی آرامش، معبود را مناجات کن. او تنها اجابت‌کننده‌ی دعاهاست. برای همه دعا کن به‌ خصوص برای کسانی‌که در حقشان بدی کرده‌ای و همین‌طور برای کسانی‌که با تو مشکل دارند و در‌ آخر، برای خواسته‌های خودت دعا کن، او همه را گوش می‌دهد.

در لحظه‌ی نا امیدی، امیدت به‌ خدا باشد. او امید نا امیدان است و همیشه به ‌یاد داشته‌باش که "این نیز بگذرد."

در لحظه‌ی تنهایی، پروردگار را صدا بزن. او هیچ‌ وقت بنده‌اش را تنها نمی‌گذارد. همین الآن می‌توانی حضورش را در کنارت حس کنی. فقط کافی‌است صدایش بزنی. او تنها یار تنهایی‌هاست.

در لحظه‌ی نیاز، حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب‌کن زیرا "نتیجه‌ی طلب از خلق اگر روا شود منت است و اگر نه ذلت، در حالی‌که طلب از او اگر برآورده شود نعمت است و اگر نه حکمت." و به‌ خاطر داشته باش که او بی‌نیاز مطلق است.

در لحظه‌های دردناک، به‌خداوند اعتماد کن. او بهترین معتمد است و هرگز پشت تو را خالی نمی‌کند. برای هردردی درمانی اندیشیده‌است.

در لحظه‌ی موفقیت، از خدا فزونی ایمان بخواه و بدان‌که این مرحله نیز پایان راه نیست بلکه آغازی‌است برای برداشتن گام‌های بعدی. در هر قدم بر ایمان خود بیفزا.
در لحظه‌ی دلشکستگی، دلت را به‌خدا بده. او بهترین مونس است، همیشه برای تو وقت دارد و هیچ‌گاه دل تو را نمی‌شکند.

در لحظه‌ی عاشقی، خالق عشق را درنظر داشته‌باش. باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید.

در لحظه‌ی نگرانی‌ و ‌دلواپسی، از ذکرش غافل نشو چون "یاد خدا آرام‌ بخش دل‌هاست." همه‌چیز در حیطه‌ی قدرت و کنترل اوست. پس توکلت فقط به ‌خدا باشد. کارها را به‌او بسپار تا زمان انتظار به‌آخر رسد.

در لحظه‌ی پیروزی، از معبود، تواضع و فروتنی طلب کن. از غرور بپرهیز که بزرگ‌ترین اشتباه است.

در لحظه‌ی شکست، مطمئن باش خداوند دست تو را گرفته‌ است و نمی‌گذارد زمین بخوری مگرآن ‌که خودت دست او را رها کنی. هر شکستی باید مقدمه‌ای برای پیروزی باشد.

در لحظه‌ی ضعف و ناتوانی، از قادر مطلق توانایی بخواه. هیچ‌چیز برای او غیر ممکن نیست.

در لحظه‌ی کار، به خدا تکیه کن. او محکم‌ترین تکیه‌گاه و پشتیبان است. هرکاری را با نام او شروع کن. بکوش، پشتکار داشته‌باش، سپس همه‌چیز را به خدا واگذار کن. کسی که خود حرکت می‌کند، خداوند به او برکت می‌دهد.
در لحظه‌ی تاریکی، با نورکلامش دلت را روشن کن و آن‌را مایه‌ی برکت و روشنایی زندگی خود قرار بده.

در لحظه‌ی پریشانی، به‌خداوند پناه ببر که او امن‌ترین پناه‌گاه است.

در لحظه‌ی دلتنگی، با معبود خود راز ‌و‌ نیازکن. او دانای اسرار نهان و محرم رازهاست.

همیشه و در هرحال پروردگار را با صدای آرام و با احترام بخوان. او قدرت و ظرفیت انجام هرکاری را دارد. توجه‌ات را از خود و خلق برداشته و به‌ وی معطوف کن. خداوند تو را عاشقانه، بدون هیچ‌قید ‌و‌ شرطی دوست می‌دارد و هیچ‌چیز نمی‌تواند از شدت این‌عشق بکاهد. او در لحظه‌های خواب‌و‌بیداری، اضطراب‌و‌آرامش،کار‌و‌تفریح و خلاصه درهر موقعیت و شرایطی مراقب تو و لطفش شامل حالت است. به‌ معبود بیندیش، ایمانت را محکم‌کن و از او آمرزش بخواه. همه‌چیز درست می‌شود.

آنگاه که دوست داری همواره کسی بیادت باشد به یاد من باش،که همیشه بیاد توام.
از طرف بهترین دوستت *خدا *

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
استرس‌های‌ خود را مدیریت کنید!
تأثیر روان‌شناختی فشارهای روانی معاصر در زندگی افراد در جوامع سنتی، مورد توجه نظریه‌پردازان و روان‌شناسان قرارگرفته و دامنه‌ی همبستگی‌ها، بسیار گسترده بوده است. در برخی از این مطالعات، ارتباط بسیار بالایی بین فشارهای روانی و بیماری مشاهده شده و در برخی دیگر، این همبستگی‌ها در عین معنادار بودن، چندان قوی نبوده است.

به‌عبارت دیگر، افرادی هستند که باوجود بودن در شرایط پرفشار، بیمار نمی‌شوند. حال سؤال این‌جاست که آیا افرادی که در شرایط پراسترس، سالم می‌مانند، ساختار ژنتیکی و جسمانی قوی‌تری دارند؟ آیا از درآمد و تحصیلات بیش‌تری برخوردارند؟ آیا شخصیت متمایزی دارند و درک و تفسیر و مقابله‌ی آنان با فشارهای روانی، متفاوت است؟

برخی افراد، بهتر از دیگران می‌توانند با این عوامل محرک و تنش‌زا مقابله کنند درحالی‌که بسیاری دیگر، به‌طور کامل، مستعد آسیب‌پذیری هستند و دچار مشکلاتی مانند افسردگی، انزواطلبی و عدم توان مقابله با فشارهای روانی می‌شوند.

وجود استرس در محیط زندگی، امری اجتناب‌ناپذیر و حتی برای رشد روانی، ضروری‌ست اما آن‌چه باعث بروز بیماری می‌شود، ناتوانی در مقابله با درجات غیرعادی و بسیار شدید استرس می‌باشد که به‌صورت واکنش‌های فیزیولوژیکی و روانی بروز می‌کند.

نقش مغز در ایجاد استرس

در شرایط استرس، به مغز فرمان می‌رسد تا بدن را آماده‌ی مقابله با محیط استرس‌زا کند. فرمان از مغز، به غده‌ی فوق‌کلیه می‌رسد و هورمون کورتیزول (هورمونی که باعث سازش بدن در برابر فشار روانی می‌شود)، رها شده و وارد خون می‌گردد.

اگر فرد مدتی طولانی در محیط پرفشار و استرس‌زا قرارداشته باشد، چون به فرمان مغز، «کورتیزول» بیش‌تری وارد خون می‌شود، درنتیجه فشارخون بالا می‌رود. هم‌چنین برای انرژی بیش‌تر، «کورتیزول»، پروتئین و چربی را به قند تبدیل می‌کند، بنابراین قندخون نیز بالا می‌رود.

زمانی‌که پروتئین بدن کم شود، قدرت دفاعی بدن در برابر میکروب‌ها، عفونت‌ها و ویروس‌ها کاهش یافته و فرد، آسیب‌پذیر می‌گردد بنابراین فرد بسیار سریع به بیماری‌های متعددی دچار می‌شود.
 
چه شرایطی استرس‌زا هستند؟
رویدادهای مهم زندگی مانند ازدواج، فوت یکی از اعضای خانواده، تغییر محل سکونت و... می‌تواند ایجاد فشار روانی و استرس نماید. اگر میزان این فشارها از حد توانایی فرد بالاتر رود، می‌تواند بهداشت روانی فرد را به‌ مخاطره انداخته و حتی باعث بیماری‌های جسمانی شود.

قابل ذکر است که هر موقعیتی می‌تواند براساس ارزش‌یابی خود شخص، یک آزمایش سخت یا موقعیت طلایی باشد. «لازاروس» معتقد است: «استرس با محرک یکسان و به یک میزان، می‌تواند در اشخاص مختلف، ضایعات متفاوتی را ایجاد کند و مناطق آسیب‌پذیر را هدف قراردهد.»

استرس یا فشار روانی، ممکن است از ناکامی‌های نرسیدن به هدف‌ و تعارض ناشی شود و یا ممکن است مربوط به رویدادهای مختلف یا رفتار به طریقه‌های خاصی باشد که از داخل یا خارج، بر فرد تحمیل می‌شود. این فشارها، شخص را مجبور می‌کند تا به عملکرد خود سرعت بخشد یا رفتار جهت‌یافته‌ی خود را به‌سوی هدف معینی تغییر دهد. این موقعیت‌ها، تدابیر سازشی فرد را مختل کرده و موجب فشار روانی مزمن می‌شود.

استرس با حمله‌های قلبی، برونشیت، بیماری‌های تنفسی، زخم‌معده و دیگر اختلال‌های مجرای روده‌ای، اختلال ذهنی و افسردگی ارتباط دارد، حتی اختلال‌هایی مانند ناتوانی یا کاهش فعالیت‌ جنسی و بیماری را نیز پدید می‌آورد.

در استرس‌های ضعیف، دستگاه پاراسمپاتیک، سرعت ضربان قلب را کاهش می‌دهد، فشارخون را پایین می‌آورد و حرکات ماهیچه‌ای معده و روده را افزایش می‌دهد. بدین‌ترتیب فرد می‌تواند انرژی لازم را نگه‌داشته، مواد غذایی را جذب کند و عملکرد طبیعی داشته باشد.

در شرایط استرس‌زای شدید، دستگاه سمپاتیک فعال شده و تعداد ضربان قلب و تنفس را افزایش می‌دهد، فشارخون ماهیچه‌ای را بالا می‌برد، حرکات ماهیچه‌ای معده را کند و رگ‌های خونی را منقبض می‌کند و باعث آزاد شدن هورمون‌های «آدرنالین» و «کورتیزول» از غده‌ی فوق‌کلیوی می‌شود. این هورمون‌ها، چربی‌ها را وارد جریان خون کرده و برای فرد انرژی فراهم می‌کنند. درواقع فعالیت سمپاتیک، واکنش در مقابل استرس است، یعنی انسان برای رویارویی با استرس، یکی از دو حالت «جنگ» و «گریز» را انتخاب می‌کند.

استرس مداوم و شدید، اثرات مخربی بر سلول‌ها و ساختار مغز و عملکرد آن دارد و باعث بیماری‌های مرتبط با مغز، مانند افسردگی می‌شود. هم‌چنین استرس می‌تواند هورمون «سروتونین» که یکی از هورمون‌های شادی‌بخش است و در کارخانه‌ی مغز ساخته می‌شود را کاهش دهد و علتی برای افسردگی فراهم کند. بنابراین برای درمان، باید از داروهای مؤثر بر هورمون‌های شادی‌بخش مغز و روش‌هایی که موجب افزایش تولید سلول‌های جدید مغز می‌شود، استفاده کرد.
 
شدت فشار روانی:
- اگر استرس و فشار روانی پایدار و بادوام باشد، آسیب‌پذیری زیادی به‌همراه دارد.
- شدت فشار روانی نیز فرد را تحت‌تأثیر قرارمی‌دهد.
- اگر افراد بتوانند وقوع حادثه‌ای را پیش‌بینی و یا احساس کنند که می‌توانند شرایط محیطی اطراف‌شان را کنترل نمایند، فشار روانی کم‌تری را احساس خواهند کرد.
- عدم اعتمادبه‌نفس، کارآیی شخص را کاهش و فشار روانی را افزایش می‌دهد.
- ظهور ناگهانی یک موقعیت استرس‌زا، آمادگی فرد را برای مقابله با آن، تحت‌تأثیر قرارمی‌دهد.
استرس مفید
استرس همیشه منفی نیست و در موارد زیادی، خوشایند و مفید می‌باشد زیرا اثربخشی دستگاه قلبی– عروقی را افزایش می‌دهد. استرس مفید، مانند دستگاه تهویه‌ی برقی‌ست که در صورت لزوم، برای تولید گرما یا سرما استفاده می‌شود. بنابراین استرس، فقط پاسخ به عامل زیان‌بخش نیست بلکه پاسخی‌ست در مقابل هرگونه درخواست بدن که در معرض آن قرارمی‌گیرد.
در معرض استرس‌های طولانی‌مدت و سخت قرارگرفتن، منجر به بی‌قراری، آشفتگی، رفتارهای اعتیادآور، پرتحرکی، جلوگیری از رشد تیروئید، فشارخون بالا، چاقی و... می‌شود.

راه‌کارهای تبدیل استرس به یک فرآیند مفید
1- داشتن رژیم غذایی سالم (کم‌چربی با پروتئین بالا و قند کم)
2- داشتن فعالیت فیزیکی زیرا هرچه فعالیت فیزیکی کم‌تر باشد، خطر بروز بیماری‌های قلبی عروقی، بیش‌تر است.
3- داشتن شخصیت خوش‌بین زیرا اگر بدانیم زندگی و محیط اطراف‌مان، تحت‌کنترل خودمان است و می‌توانیم آن‌را به‌نفع خود تغییر دهیم، باعث می‌شود کارخانه‌ی داروسازی مغز، هورمون‌های شادی‌بخش مانند «آندورفین» را هرچه بیش‌تر ترشح کند.
4- داشتن اعتماد به محیط اطراف و احساس امنیت زیرا داشتن فرهنگ تهدیدکننده‌ می‌تواند فرد را در معرض استرس و بیماری‌های جسمانی قراردهد.
5- استفاده از تکنیک‌های آرام‌بخش و ورزش‌های نرم زیرا باعث می‌شود هورمون‌های شادی‌بخش بیش‌تری از دستگاه عصبی و غدد مربوطه، ترشح شود.
6- شناسایی منبع استرس، نزدیک شدن به آن، تغییر دادن آن و برنامه‌ریزی مناسب
7- ابداع یک راه‌کار مبارزه‌ای، برای مثال کسب حمایت اجتماعی و عاطفی دیگران
8- استفاده از کاهش‌دهنده‌های شیمیایی استرس مانند داروهای آرام‌بخش با تجویز پزشک
9- روی‌آوردن به مذهب و آرامش درون

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
نحوه مستحکم نگاه داشتن روابط عاشقانه
یک رابطه ای خوب و معنادار به زندگی شما رنگ دیگری می‌بخشد و در تک تک سلول های شما حسی دلچسب ایجاد می‌کند .

در مقابل ، یک رابطه پر تنشن ، استرس زا ، سلامتی شما را به خطر می‌اندازد، سیستم ایمنی شما به تدریج تحلیل و احتمال وقوع سکته مغزی و قلبی، فشارخون بالا ، دیابت بسیار بالا می‌رود.

در این جا به پنج راهکار جهت تقویت و تثبیت بهینه رابطه خود اشاره می‌کنیم :

1- به کارهای خود برسید!
براستی در طول روز چقدر به اینکه طرف مقابلتان چه کاری انجام می‌دهد و یا درست و غلط بودن آن فکر می‌کند ؟به خودتان مسلط شوید ، شما می‌توانید بروی کارهای مربوط به امور روزمره خودتان که باید انجام دهید یا حداقل در آن زمان می‌توانید انجام دهید فکرکنید.

می توانید به یک دوست زنگ بزنید ( البته در صورتی که فقط احوال پرسی کنید ، نه اینکه دوباره در مورد رابطه تان شکایت کنید! ) ، اگر نیاز است به کارهای عقب افتاده مالی تان برسید ، به باشگاه ورزشی و یا پیاده روی بروید و حداقل وزن اضافه خود را کم کنید !

به هرصورت می‌شود کاری مفید تر از خود خوری و شکایت انجام دهید . حقیقتا" اگر بطور مداوم نگران و آشفته باشید نهایتا" خودتان صدمه می‌بینید ( مخصوصا" در مورد خانم ها که با خشم و عصبانبت ، خود خوری می‌کنند ، در معرض حمله های قلبی هستند !) پس به جای اینکه تمام انرژی خود را صرف گله گذاری و شکایت از طرف مقابل خود بکنید ، به کارهای شخصی خود برسید .

2- یاد بگیرید بی خیال و شادباشید ، چه فرقی دارد او در حال حاضر چه می‌کند
اگر قرار باشد شما فقط به خاطر نفر مقابل سرحال باشید ، خود را داغان کرده اید . اگر دریک روز خوش ، ناگهان کسی وارد شود و تمام عصبانیت ، استرس و یا توهمات خود را بخواهد به شما تلقین کند ، به خودتان بیایید و اجازه ندهید این جو شما را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

فقط تصمیم بگیرید که خوشحال و شاد باشید و به چیزهایی هر چند کوچک فکر کنید که همیشه برای شما لذت بخش بوده است .

3- به ضمیر نا خود آگاه خود گوش دهید
رنجش و عذابی که در یک رابطه ایجاد و یا حبس می‌شود،  به شما بیشتر از نفر مقابل ضربه می‌زند ، علائم مضرات ناشی از خود خوری ها و استرس را بشناسید ، مانند ، سردرد ، دردهای شکمی ،  درد در ناحیه پشت و گردن.

با شروع این دردها ، این خود شما هستید که به خودتان می‌توانید کمک کنید ، به خود و موقعیتان تسلط پیدا کنید و فورا" کاری را انجام دهید که همیشه مورد علاقه تان بوده ( البته نه اینکه بخواهید به دیگران بپرید و حالت خود را به دیگران نیز القاء کنید )
بطور مثال : زمانی که با همسرتان بحث می‌کنید و با استرس و حالت آشفتگی ناگهانی روبرو می‌شوید ، معمولا" با شروع سردرد است که باید سریعا" یک دوش آب گرم بگیرید ، یا برای رهایی از آن محیط به پیاده روی بروید، بااین کار خود را یک مقدار متعادل تر می‌کنید و حالت اولیه آرامش شما تا حدی باز می‌گردد.

4- نقاط ضعف خود را بشناسید
معمولا" طرف مقابتان شما را می‌شناسد و می‌داند که شما روی انجام چه کاری و در چه زمانی حساس هستید ، به آنهاخرده نگیرید ! این شما هستید که با شناخت نقاط ضعفتان ، باید در شروع ، نطفه را خفه کنید ! می‌توانید کاری غیر مرتبط با اوضاع انجام دهید تا جلوی عکس العمل نا به هنگام و منفی شما را بگیرد ، به یک اتاق دیگر بروید یا سر شوخی را با همسرتان باز کنید ، بی خیال باشید...خوب ! کاری سخت است و لی با انجام و  تکرار آن می‌بینید که این صحنه های نمایشی چقدر بهتر از درگیری است .

5- اعمال خوب را بپذیرید
 نکات مثبت طرف مقابل خود را بدانید و به خودتان دوباره و دوباره یادآوری کنید ، حتی اگر 90% او باعث خشم و رنجش شما می‌شود به بقیه ویژگی های وی فکر کنید که همیشه آنها را دوست داشتید ! و همزمان به اشتباهات خود اعتراف کنید ، در این هنگام است که معجزه ای در طرف مقابلتان رخ می‌دهد و بطور باور نکردنی موضع خود را تغییر و بهبود می‌بخشد.

در آخر باز هم تأکید می‌کنیم ، با عصبانیت و تنش های موجود در یک رابطه و تمرکز بر آنها ، تنها به جسم و روحتان صدمه می‌زنید .
" هر کسی که قادر است این طور شما را عصبانی و آشفته کند بر شما تسلط می‌یابد و به خود اجازه میدهد همیشه از جانب او تحت فشار باشید . "

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
تست : شما در آستانه طلاق هستید؟
دکتر وندی والش: پنجاه درصد. بله ، در حدود نیمی از ازدواج‌هایی که در آمریکا صورت می‌گیرد به طلاق می‌انجامد و اکثر طلاق‌ها نیز در ازدواج اول رخ می‌دهد. البته این رقم در ازواج دوم به 60 درصد می‌رسد . هر زن و مردی بعد از مدتی که به مشکل میرسند با خود فکر می‌کنند که آیا من در آستانه طلاق هستم؟ آیا این زندگی به بن بست رسیده است.
 
محققان اجتماعی به این سئوال ما پاسخ می‌دهند. در ابتدا باید دو نکته را مد نظر قرار دهید . اول اینکه این آمار در مورد همه یکسان نیست ؛ یعنی اینکه افراد با توجه به شرایط مختلفی که دارند تصمیمات مختلفی می‌گیرند. 

دوم اینکه آماری که معمولا در مورد طلاق ارائه می‌شود به علت و چگونی آن اشاره ای نمی‌کند. اغلب تحقیقاتی که در مورد طلاق صورت گرفته دو عامل را با هم مقایسه می‌کنند ، مدت ازدواج و نرخ طلاق ، اما این به معنی این نیست که جوانی  یکی از فاکتورهای طلاق به حساب می‌آید. درست است که ما در جوانی تجربه و آگاهی کافی در مورد زندگی زناشویی نداریم اما این عامل به تنهایی برای تحقق جدایی کافی نیست. مطمئنا عوامل دیگری نیز باعث می‌شود تا فرد از همسرش جدا شود.

دکتر وندی والش یک تست جالب برای افرادی که فکر می‌کنند در زندگی زناشویی شان به بن بست رسیده اند  طراحی کرده است.
 
اگر شما به اغلب سئوال‌های این تست جواب مثبت بدهید ، درصد بیشتری احتمال دارد که از همسرتان جدا شوید :
 
1- آیا شما تقریبا  یکسال است که با همسرتان رابطه زناشویی ندارید؟

2- آیا شما قبل از ازدواج با همسرتان زندگی می‌کردید؟

3- آیا والدین شما از هم جدا شده اند؟

4- آیا شوهر‌تان  قبل از شما همسر دیگری داشته است؟

5- آیا درآمد شما از شوهرتان بیشتر است؟

6- آیا شما حساب بانکی مجزایی از شوهرتان دارید؟

7- زمانیکه با هم دعوا می‌کنید ، آیا او شما را سرزنش و تحقیر می‌کند و شما را کتک می‌زند؟

8- آیا احساس می‌کنید که در دعواها شوهر شما همیشه پیروز است؟

9- آیا زمانی که ازدواج کردید کمتر از 23 سال داشتید؟

10- آیا شما و همسرتان عقاید مذهبی گوناگونی دارید؟

11- آیا خانواده شما و دوستان‌تان مخالف ازدواج‌تان بودند؟

12- ایا زمانیکه با همسرتان دعوا می‌کنید دچار تنگی نفس و اضطراب شدید می‌شوید؟

باید به این نکته توجه کنید که این تست صد در صد درست نیست. یعنی اگر شما بیشترین جواب مثبت را به این تست داده باشید به این معنی نیست که حتما از همسرتان جدا می‌شوید. این تست به شما کمک می‌کند تا نگاه جدیدی به زندگی زناشویی‌تان داشته باشید ؛ باید توجه بیشتری به زندگی بکنید . زوج‌هایی که در مرحله ای از زندگی شان به مشکل برخورد می‌کنند باید این نکته را بدانند که بروز این مشکلات به معنی پایان یافتن زندگی شان نیست. در واقع آنها باید روش‌های ارتباطی شان را تغییر دهند و مطمئنا پس از تغییر روش برخورد و رفتارشان زندگی بهتری در پیش رو خواهند داشت.

ولی در تمام جدایی‌هایی که صورت می‌گیرد یک نکته قابل توجه است:
یک یا دو طرف از ایجاد ارتباط و نزدیکی احساس شکست می‌کنند. هر چه صمیمیت بین زن و شوهر بیشتر باشد ، همدلی بیشتری با هم دارند. همدلی بیشتر باعث درک و تفاهم بیشتر می‌شود ، هر چه بیشتر با هم تفاهم داشته باشید بیشتر بهم عشق می‌ورزید و با هم روراست هستید و این باعث ایجاد یک تعهد عمیق بین شما می‌شود.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
9 روش برای فتح  قلب یک مرد
این موضوع حقیقت دارد كه امروزه بیش از هر زمان دیگر مردان عجله‌ای برای متعهد گشتن به یك رابطه درازمدت از خود نشان نمی‌دهند.

هنگامی كه از مردان در مورد علل این مسأله پرسش می‌شود، آنها معمولاً چندین دلیل گوناگون را برای عدم آمادگی‌شان برای ازدواج مطرح می‌سازند. اما در كل 4 عامل عمده وجود دارد كه تأثیر بسزایی روی رفتار مردان امروزی برای تن ندادن به تعهد درازمدت ازدواج اعمال می‌كنند:

1 - مردان با فشار اجتماعی كمتری برای متأهل شدن مواجه هستند. بنابراین یك عامل برای تن دادن به ازدواج در مردان عملاً حذف می‌شود.

2 - مردان از پیامدهای احتمالی عدم موفقیت‌آمیز شدن رابطه وحشت دارند. رنج‌های عاطفی حاصل از جدایی می‌تواند برای مردان ویرانگر و طاقت‌فرسا باشد. از طرفی آنها بیشتر نگران ریسك خسارات مالی كه احتمال دارد هنگام جدایی و طلاق متحمل آن گردند، نیز هستند.

3 - این در سرشت و طبیعت مردان است كه هر چیزی را كه موجب تغییر عمده و جدی در زندگی‌شان می‌شود را به تأخیر اندازند. ازدواج تا حدودی آغاز مشكلات یك مرد است. خواه مردان امروزی به این گفته اعتقاد داشته باشند و یا خیر، مردان تمایلی به خروج از منطقه آسایش و فراغ خاطر خویش و گام نهادن به یك زندگی مملو از مسئولیت، سازش و از خودگذشتگی را ندارند.

4 - مردان هنگامی تن به ازدواج می‌دهند كه مطمئن شوند بهترین گزینه ممكن را انتخاب كرده‌اند. تعداد معدودی از مردان همواره در این اندیشه‌اند كه: نكند سر و كله یك دختر بهتر در زندگی آنها پیدا شود. اما چگونه می‌توان مردان را پای‌بند یك رابطه درازمدت و تعهدآور ساخت؟

9 روش برای دستیابی به این منظور و این كه قلب یك مرد را فتح كنید به قرار زیر است:

1 - آگاهانه و معقولانه اطمینان یابید كه مردی كه برگزیده‌اید را دوست داشته و می‌خواهید باقی عمر را با وی سپری كنید.

بنابر این تا زمانی كه كاملاً متقاعد نشده‌اید كه برای یكدیگر مناسب هستید، اندیشه تعهد و ازدواج نباید به ذهن شما خطور كند. شناخت شما از همسرتان باید به حدی باشد كه قادر به تعیین این موارد باشید كه وی قادر به متعهد شدن می‌باشد. او برخوردار از بسیاری از ویژگی‌ها و صفاتی است كه شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو می‌كردید. شخصیت او شما را ملزم به احترام و ستایش می‌گرداند. او قبلاً در آزمون‌ وفاداری، صداقت، راستی و مراعات حال دیگران سربلند بیرون آمده است و آن كه باید مطمئن گردید كه وی شما را حقیقتاً دوست دارد.

2 - همواره همان فردی باشید كه هستید و از ابراز ماهیت واقعی خود بیم نداشته باشید. این شاید مهمترین خصلتی باشد كه مردان در زنان جستجو می‌كنند. 99 درصد از مردان در نظر‌سنجی‌های گوناگون این گونه اظهار داشته‌‌اند كه زنانی كه شخصیت‌شان پس از ازدواج دستخوش تغییر می‌شود در ردیف نخست فهرست علل جدایی‌ها پس از ازدواج آنها قرار می‌گیرند.

پافشاری در رفتاری كه در آن زنان به منظور اهمیت بخشیدن به مرد خود، مرتباً با او سازش كرده و از ابراز عقاید و نظرات خود خودداری می‌كنند و یا به لطیفه‌های بی‌مزه او می‌خندند، هیچ‌گاه نتیجه‌بخش نخواهد بود. بنابراین خویشتن حقیقی خود باشید و همواره مراقب باشید شاید مرد شما در حال امتحان كردن شماست.

3 - به او نشان دهید كه استقلال دارید. مردان از زنانی كه به عقب تكیه می‌دهند و منتظر می‌مانند تا مرد آنها تمام امور زندگی آنها را به دست گیرد، بیزار هستند. نشان دهید با آن كه شما از ایده‌های او استقبال می‌كنید، بدون او نیز توانایی به انجام رسانیدن كارها را دارید.

هر گاه برنامه خرید خانه‌ای را در سر دارید آن را به پس از ازدواج خود موكول نسازید. زیرا این عمل موجب می‌شود مرد این گونه برداشت كند كه شما شخصیت مستقلی ندارید.

4 - به او نشان دهید كه فردی مهربان و دوست‌ داشتنی هستید. شاید شگفت‌‌انگیز به نظر آید: یك مرد به دختری نیاز دارد كه او را دوست داشته و خود نیز دوست داشتنی باشد. به همان میزان كه استقلال فردی به زنان قدرت می‌بخشد به همان میزان نیز عدم توانایی آنها در سازگاری، مردان را دلسرد می‌كند.

مردان این گونه زنان را بی‌احساس، بی‌عاطفه و ناتوان در عشق‌ورزی تلقی می‌كنند. بنابراین همان طور كه زنان نیاز دارند استقلال فردی خود را به مردان نشان دهند باید مشخص كنند كه دارای میل وافری برای قسمت كردن عشق خود با مرد زندگی‌شان هستند.

5 - نشان دهید كه او را دوست دارید. علاقه‌مندی به خویشتن حقیقی او نه برای آنچه او می‌تواند برای شما فراهم آورد. بسیاری از مردان در پاسخ به این پرسش كه چه چیزی پیش از ازدواج برای آنها حائز اهمیت است، پاسخ داده‌اند كه: اطمینان یافتن از آن كه دختر مورد علاقه آنها را دوست داشته باشد برای آنچه كه هستند و نه وسیله‌ای برای دستیابی به هدف.

هیچ مردی دوست ندارد احساس كند كه دختر مورد علاقه‌اش به این علت او را برگزیده‌ كه: او یك تأمین‌‌كننده معیشت مناسب، یك شهروند نمونه و یا حتی یك پدر خوب بالقوه است. تمام این مسائل برای مردان اهمیت دارد اما یك مرد زمانی كه متوجه می‌شود یك دختر به این علت او را برگزیده كه او بهترین دوست او بوده است بسیار خرسند می‌شود.

دختری كه همواره در كنار همسر خود باقی بماند صرف نظر از موقعیت و اوضاع مرد خود اما چگونه می‌تواند به این امر نائل آید؟ به زندگی او علاقه نشان دهید همچنین به علاقه‌مندی‌ها و ارزش‌هایی كه او در زندگی قائل است. درباره شغلش صحبت كنید اما بیشتر به جنبه‌های معنوی و بالندگی شخصیتی آن توجه كنید و نه به درآمد و منافع مالی آن. از خصوصیات نیك شخصیتی و اخلاقی او سخن گویید.

6 - برای آن كه او را به دنبال خود بكشانید برایش نقش بازی نكنید. مردان كاملاً از بازی‌هایی كه زنان به آنها روی می‌آورند تا توجه مردان را جلب خود سازند آگاهند. حتی ممكن است مردان اغواگردیده و برای پیروزی در بازی‌های شما به هر عملی دست بزنند. اما هیچ‌گاه متعهد به شما نخواهند شد.

البته عده معدودی هم بر این باورند هم صحبت شدن با دیگران برای برانگیختن حس حسادت ممكن است برای مدت كوتاهی كار‌ساز باشد. اما او چگونه می‌تواند به شما اعتماد كند؟ هنگامی كه شما را دسیسه‌گر بپندارد؟ حتی اگر شیفته شما باشد. هنگامی كه كوچكترین شبهه‌ای در اعتماد و صداقت شما داشته باشد از متعهد شدن هراس خواهد داشت.

7 - نشان دهید كه قصد تغییر دادن او را در سر ندارید. هر گاه یك مرد احساس كند كه تعهد به یك دختر و ازدواج با او سبب به وجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در سبك زندگی او می‌شود، سرسختانه‌ برای متعهد شدن از خود مقاومت نشان خواهد داد. حتی اگر عاشق آن دختر باشد.

نشان دهید كه قادر به سازش با او هستید. نشان دهید از آن كه او بدون حضور شما برای تماشای فوتبال یك شب را با دوستان خود بگذارند، اعتراضی ندارید، كاری نكنید كه احساس كند اكنون باید از وقت خود كمال استفاده را ببرد. زیرا زندگی او پس از ازدواج تغییر خواهد كرد.

8 - به ظاهر خود اهمیت دهید. این بدین مفهوم نیست كه شما مانند یك مدل قدم برداشته و یا لباس بپوشید. اما تا حدودی به ظاهر خود برسید. لباسی به تن كنید كه بیانگر بهترین صفات شما و برازنده شما باشد. با اعتماد به نفس حركت كرده و رفتار كنید.

9 - طوری وانمود نكنید كه برای ازدواج شتابزده‌اید، ممكن است شما تصور كنید او تاكنون وقت زیادی را برای تصمیم‌گیری در مورد شما سپری كرده است. اما آرامش خود را حفظ كنید! این ممكن است خبر نویدبخشی باشد. ممكن است او می‌خواهد مطمئن شود كه یك تصمیم معقول و صحیح اتخاذ كرده است.

خود را شتابزده و ناشكیبا نشان ندهید. با خیال آسوده به زندگی روزمره و عادی خود ادامه دهید. هیچ‌گاه به یك مرد پیشنهاد ندهید كه به ملاقات والدین شما بیاید و یا بالعكس. مگر آن كه خود خواهان باشد. بهتر است اجازه دهید این تصمیم را خود اتخاذ كنند.

به خاطر داشته باشید هدف شما فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز برای اتخاذ تصمیم است. ضمن این كه فضا و فرصت كافی و مورد نیاز را نیز در اختیار او قرار دهید.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
تقویت اعتماد به نفس با تمرینی چهار هفته ای
رموز خودباوری واعتماد به نفس و موفقیت

تمرین این روشی که در ذیل مرور خواهید کرد ضرر نداره چون در عین حال که ساده هست نتیجه بخش هم هست بدین ترتیب که با ایجاد حس خودباوری و تقویت اعتماد به نفس در مدتی کمتر از یکماه (چهار هفته) اسرار موفقیت های زندگی برای شما دست یافتنی خواهد شد.
شما هم می توانید هر روز یك صفت مثبت و موثر را برای تقویت اعتماد به نفس در خودتان پرورش دهید.

هفته اول :
روز اول : باور كنید كه موجودی بی نظیر در عالم هستید.
روز دوم : دیگران را همینطوری كه هستند بپذیرید.
روز سوم : به هنر و استعداد دیگران حسادت نورزید.
روز چهارم : هیچگاه خشمگین نشوید و همواره خونسردی خود را حفظ كنید.
روز پنجم : به دیگران احترام بگذارید.
روز ششم : با انسانهای ژرف اندیش معاشرت كنید و از انسانهای عیبجو و بدبین دوری كنید.
روز هفتم : دیگران را دوست بدارید.

هفته دوم :
روز اول : دست دیگران را برای یاری و كمك بفشارید.
روز دوم : دیگران را ببخشید.
روز سوم : انتظارات خود را از دیگران كاهش دهید.
روز چهارم : دیگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهید.
روز پنجم : خود را سرزنش نكنید.
روز ششم : انتظارات منفی و غیرمنطقی را از ذهن خود بیرون كنید.
روز هفتم : خود را جدی بگیرید.

هفته سوم :
روز اول : دیگران را بخشی از وجود خود ببینید.
روز دوم : خطاها و لغزشهای خود را جدی نگیرید.
روز سوم : تصور ذهنی خود را از دیگران اصلاح كنید.
روز چهارم : ارزشهای نیك را در خود تقویت كنید.
روز پنجم : احساس رضایتمندی و خشنودی از خود را افزایش دهید.
روز ششم : از تكنیك های تنفس عمیق و تغذیه سالم استفاده كنید.
روز هفتم : تبسم و خوش خلقی را تمرین كنیم.

هفته چهارم :
روز اول : مسولیت كارهای خود را بپذیرید.
روز دوم : سعی كنید خطاها و لغزشهای خود را كاهش دهید.
روز سوم : مشكلات را آسان بگیرید و از دیگران برای رفع آنها یاری بخواهید.
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنید.
روز پنجم : در صدد توجیه خود نباشید.
روز ششم : برای شادیهای خود پیش فرض و شرایط مشخص نكنید.
روز هفتم : به واقعیات درون خود تمركز دهید.
 
اعتماد به نفس دیدگاهی است که به فرد اجازه میدهد تا از خود تصویری مثبت و واقعی داشته باشد. افراد با اعتماد به نفس بالا به تواناییهایشان بهتر اعتماد میکنند٬ به طور کلی حس میکنند که بر زندگیشان کنترل دارند و باور دارند که در یک طیف منطقی قادر به انجام کارهایی هستند که میخواهند و برنامه ریزی میکنند. داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که فرد قادر به انجام همه کاری هست بلکه افراد با اعتماد به نفس انتظارات واقع گرایانه دارند. حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمیشود دیدگاه مثبتشان را حفظ میکنند و خودشان را قبول دارند. بطور کلی آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تایید دیگران وابسته هستند. آنها معمولا از ریسک کردن اجتناب میکنند به خاطر اینکه از شکست میترسند. معمولا انتظار موفق شدن ندارند. معمولا خودشان را دست کم میگیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه میدهند یا رد میکنند. برخلاف این افراد آدمهای با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول میکنند به خاطر اینکه به تواناییهای خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را میپذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند که پرورش این دیدگاه مثبت و خودباوری راه آغازین موفقیت های بزرگ و آرزومندانه است .

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
10 كلید برای تقویت روحیه
1) خود را بشناسید.

امروزه پیشنهاد سقراط كه در قرن پنجم قبل از میلاد كه در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست.

اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفكر, سعی منید بعضی راه های كه باعث شناخت شما از خودتان و اینكه چه چیزهایی شما را خوشحال می كند پیدا كنید.

چنانچه به این توصیه عمل كنید , بهتر قادر به كنترل زندگی و مشكلات پیش روی خود خواهید بود.

۲) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.

ممكن است سخت به نظر برسد اما سعی كیند رفتارتان گویای این باشد كه از خودتان مواظبت می كنید.

حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می كنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.

بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.

۳) بیش از حد توانتان كار نكنید

همه ما با سخت كوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است كه تعدل را در زندگی حفظ كنیم.

معمولا آن چه از نظر مالی دنبال می كنیم با آن چه كه تحقق می یابد یكسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری كنید. سعی كنید برقراری تعادل را از كسی كه بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد كرده بیاموزید یا اینكه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت كنید.

۴) از افراد منفی دوری كنید

از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی می كند اجتناب كنید. ممكن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باكسانی مه برای شما افسردگی به اركغان می آورند به حداقل برسانید, كسانی كه اكثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ می گذارند و یا كسانی كه دائما از شما انتقاد می كنند.

صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید كه میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر كسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند.

۵) مثبت فكر كنید

سعی كنید از حداكثر توانایی هایتان استفاده كنید و به قدرت خویش اتكا كنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن كلاسها توسعه دهید.

علایق جدید را امتحان كنید و شكست هایتان را به كار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شكست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شكست شان نشده اند.
اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.

۶) ورزش ورزش ورزش

یك رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینكه پیاده روی آرام باشد یا كار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف می دهد و روحیه را شاداب نگه می دارد.

ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سركوب شده ذهن را ترقی می دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می شود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد.

تمرینات كششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت كمك كنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی كمك موثری محسوب می شود.

۷ ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید.

لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند كه برای تقویت روحیه بسیار مهم اند. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران كاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن ۲۰ دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف كنید.

چنانچه این امر را سخت یافتید ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوری كنید.

۸) به دیگران كمك كنید و اجازه دهید دیگران به شما كمك كنند.

وقتی مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر می رسد نشان دهید كه كمك دیگران می تواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف كند, بنابر این مشكلاتتان را كاملا در منظر دیگران قرار دهید. كمك بلا عوض در مسائل اجتماعی یا كمك به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود.

اگر در مقابل كمكی كخ دریافت كرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید كه شریك اوقات خوش شمایند و مدد كاران زمان تنگی و سختی تان.

۹) ارتباط و مراودات

با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان كنید و با دقت كامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری كه ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا كه این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون كوشش و تلاشی شمارا خواهند شناخت.

عصبانیتی را كه باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می شود كنترل كنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.

۱۰) موقع احتیاج , كمك بطلبید.

افرادی را پیدا كنید كه هنگام مشكلات بتوانند با آنها مشورت كنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشكلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه می نماید و احساس عدم آرامش می كنید , با مشاورینی صحبت كنید

كه خواهان كمك و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می كنید فورا از یك مشاور متخصص كمك بطلبید.
 

   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش