+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
زندگی را نخواهیم فهمید اگر..
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.

زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت و پیگیری ما بی‌نتیجه ماند.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دست‌هایی را که برای دوستی به سمت ما دراز می‌شوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.

زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یکبار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دل‌بستن بهراسیم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانس‌ها و فرصت‌های طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصت‌ها موفق نبوده‌ایم.

فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته‌ای می‌رسیم و یک‌صد کلید در دستمان است، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد. شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم تا یکی از آنها در را باز کند. گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز می‌کند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود‌ و نه کلید دیگر است. یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند. از روی همین زمین خوردن‌ها و دوباره بلندشدن‌هاست که معنای زندگی فهمیده می‌شود و ما با توانایی‌ها و قدرت‌های درون خود بیشتر آشنا می‌شویم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
13 قانون مهم زندگی
قانون اول _ بدنتون رو گرامی بدارید. تا خودتون رو دوست نداشته باشید كائنات چیزی به شما نمی دهند.

قانون دوم _ اگر خود شما ذهنتون رو كنترل نكنید، دیگری اون رو كنترل خواهد كرد! مثلا" وقتی كه شما نمی تونین ذهنتون رو كنترل كنید و وجودتون از نفرت انباشته میشه ، در این زمان دیگری داره ذهن شما رو كنترل می كنه.پس هر وقت كنترل ذهنت دست خودت نباشه حتما" دست كس دیگریست.

قانون سوم _ به خودتون بگید در زندگی گذشته ی من ، چیزی به نام اشتباه وجود نداره! پس خودتون رو برای هر كاری كه كردین ببخشین و حالا فقط به چشم یك تجربه بهش نگاه كنین.

قانون چهارم _ درسهای زندگی ما اونقدر تكرار میشن تا اونها رو بیاموزیم. پس تا نیمه ی تاریك رو نشناسیم نمی تونیم جلوی تكرار شدن اونها رو بگیریم. اگه روی نیمه ی تاریك كار كردین اما هنوز حوادثی دارن تكرار میشن پس هنوز چیزهایی در نیمه ی تاریك هست كه كشفش نكردین.

قانون پنجم _ همه چیز از درون خود ما شروع میشه و به بیرون می ره ( عشق، نفرت و ...) پس وقتی چیزی در محیط بیرون آزارتون می ده باید درون خودتون رو بررسی كنین و دست از قضاوت كردن دائمی دیگران بردارید.

قانون ششم ـ هر چیزی كه بر ما واقع میشه و برای ما رخ می ده، بازتاب مستقیم اندیشه های ماست. تو همانی كه می اندیشی. هر چیزی كه امروز هستین بازتاب اندیشه های دیروزتونه و هر چیزی كه فردا می شین بازتاب اندیشه های امروزتونه.

قانون هفتم _ كنترل زندگی خودتون رو با كنترل باورهای خودتون در دست بگیرید. یعنی چون باور ما قدرت خلق كنندگی داره پس اگر باورهامون رو ببینیم و كنترل كنیم، زندگیمون رو كنترل و هدایت كرده ایم. وقتی از سر صبح به این فكر می كنین كه امروز حتما" روز بدیه انتظار نداشته باشین كه همه چیز خوب پیش بره!

قانون هشتم _ قوانین زندگی از بدو تولد در وجود ماست. ما فقط با این درسها داریم اونها رو دوباره به یاد می آریم. پس اون دوستانی كه دچار انواع و اقسام مشكلات و بیماریها هستند به یاد بیارن كه سلامت دنیا اومده اند و در بدو تولد هیچ مشكلی نداشته اند و باید به سراغ فكرهاشون برن . مخصوصا" اونها كه بیماری جسمی دارن به این فكر كنند كه هیچ آدمی بیمار نمیشه مگه اینكه اول فكرش بیمار میشه و هیچ آدمی درمان نمیشه مگر اینكه اول فكرش درمان بشه.

قانون نهم _ انتخاب چگونه زندگی كردن صد در صد با خود ماست! یادتون نره! نه حتی نود و نه درصد! دقیقا" صد در صد! به همین دلیله كه خدا عادله.)

قانون دهم _ جایی بهتر از این جا و زمانی بهتر از اكنون وجود نداره! تو در نهایت كمالی در همین لحظه و هم اكنون! چون تو در هر زمان به بهترین كاری كه در اون موقع از دستت بر می اومده مشغول بودی و در این زمان هم همین طور! پس حالا در لحظه ی ابدی زندگی كن! تا یاد نگیریم در لحظه ی ابدی زندگی كنیم در هیچ كدوم از تمرینات ذهنی كاملا" موفق نمیشیم چون خیلی چیزها مثل شهود زمانی دریافت میشن كه ما در لحظه ی ابدی اكنون هستیم. و خوشبختی واقعی در اثر رضایت از لحظه ی ابدی اكنون به دست می آد نه فقط انجام شدن آرزوها! و این قانونی عجیب اما واقعیست كه باید خیلی بهش فكر كنین.

قانون یازدهم _ آنچه كه در دنیا با اون روبرو میشیم، نتیجه ی تغییرات درونی ماست. انسانی كه زیبا فكر می كنه دنیایی از زیبایی به او داده میشه و انسانی كه زشت فكر می كنه دنیایی از زشتی می سازه. نباید مدام از زشتكاریهای دیگران حرف بزنید چون عین اون در زندگی شما انجام می گیره و همه ی دنیا طوری می چرخه كه شما هم وسوسه بشین همون كار زشت رو مرتكب بشین!

قانون دوازدهم _ كسی كه به خدا توكل میكنه آروم بر جا می مونه. كسی كه طرح الهیش رو می طلبه مضطرب این طرف و اون طرف نمی دوه و نمی خواد خودش همه چیز رو حل كنه! فراموش نكنید! جنگ از آن خداست نه از آن ما! پس آروم بگیرین. دو دستی به یه آرزو نچسبین و نگین اگه این شد كه خوشبختم والا بدبختم! چون چسبیدن به چیزی باعث دفع اون میشه. قانون عدم مقاومت یادمون نره.

قانون سیزدهم _ فن شناوری در آب! یعنی در رودخانه ی زندگی فن شناگری در آب رو باید یاد بگیری تا غرق نشید و راحت به سر منزل مقصود برسید. این كار از طریق تطبیق دادن خودمون با محیط انجام میشه. مثلا" نگید من عادت دارم همیشه غذای خونگی بخورم و حالا كه وسط جاده گیر كردم واویلاست چون نمی تونم غذای رستوران بخورم! خودتون رو عادت بدید كه در شرایط خاص بتونید خودتون رو با محیط وفق بدید. این راز پیروزیه. همیشه قبل از هر " نه‌"ی قاطعانه فكر كنین واقعا" شاید بشه آره گفت!

یادمه استاد خوبی در زمان تدریس این درس از ما پرسید به نظر شما سوسك قویتربوده یا دایناسور؟ بیشتر ما گفتیم معلومه دایناسورها قوی تر بوده اند.اما اون گفت سوسكها قویتر بوده اند! چون دایناسورها زود نابود شدند اما سوسكها هنوز باقی هستند. می دونین چرا؟ چون اونها یه خصوصیت خاص دارند و اون هم توانایی تطبیق دادن خودشون با محیطه!من خودم در جایی دیدم كه وقتی منطقه ای رو برای نابودی سوسكها با سم خیلی قوی ای سمپاشی كردند بعد از مدتی چند سوسك پیدا شدند كه بدنهاشون كاملا" سفید و براق بود! و متخصصی گفت این چند تا دونه موفق شدند .بدنشون رو حتی با اون سوسك كش قوی تطبیق بدن و زنده بمونن و اگه ولشون كنیم حالا واسه خودشون دوباره خانواده درست می كنن!

هر چقدر ما در تطبیق دادن خودمون با محیط ( و صبر و حفظ آرامش در مشكلات) قویتر باشیم یعنی بیشتر فن شناوری در آب رو به كار بسته ایم.زندگی مثل یك رودخونه است و ما باید این مسیر رو طی كنیم. اونهم با شنا. این مائیم كه تصمیم می گیریم در جهت جریان آب شنا كنیم یا خلاف اون. و این مسیر رو با عشق بریم یا با نفرت.

شنا كردن همراه جریان آب ( نه خلاف جهت اون) چند مزیت داره :

1 _ باعث میشه بتونیم از مناظر اطراف لذت ببریم.
2 _ چون به در و دیوار برخورد نمی كنیم پس پرت انرژی هم نخواهیم داشت.
3 _ چون در مسیر هستیم به دلیل نداشتن پرت انرژی سبك شنا می كنیم.

نكته ی مهم _ اگر ما در طی شنا كردن تو رودخونه ی زندگی مدام نگران رسیدن به هدفمون كه اونطرف رودخونه است باشیم و هی ذهنا" با خودمون بجنگیم كه " آخه بالاخره من می تونم به هدفم برسم یا نه؟ نكنه من بهش نرسم؟ اگه به هدف و آرزوم نرسم چی كار كنم؟ " چیزی از شنا كردنمون در رودخونه نمی فهمیم و نمی تونیم از مسیر و خود شنا كردن لذت ببریم. پس معلومه قاعده ی شناكردن همراه جریان آب رو رعایت نكردیم!

نكته ی مهم _ تا باد مخالف وزید كه ما نباید به سروكله مون بكوبیم كه همه چی از دست رفت! چون با این كارها ما شروع به مبارزه های عجولانه می كنیم ، درگیر میشیم، و درگیر كه می شیم از نظر روحی خسته میشیم یعنی دچار پرت انرژی میشیم! پس در این صورت هم فن شناوری در آب رو رعایت نكردیم.

نكته ی مهم _ فراموش نكنید اگه چیزی حق الهی شماست برای به دست آوردن اون ، نیاز به تلاش دارین اما نیاز به جنگ ندارین! معمولا" ما مرز بین تلاش كردن رو با جنگیدن نمی دونیم.دوستان زیادی از من می پرسن كه چرا دارن تلاش می كنن اما به هدفشون نمی رسن و هر كاری می كنن انگار از اون دورتر میشن.هر تلاشی كه با نگرانی و اضطراب و ترس از اینكه اگه نشه چی میشه همراه بشه دیگه تلاش نیست بلكه جنگیدنه و محكوم به شكسته چون طبق آیه ای در انجیل " جنگ از آن خداست نه انسان! " این جا من به اونها می گم از قانون رها كردن و عدم مقاومت استفاده كن.

نكته ی مهم
_ قانون رها كردن به معنی تلاش نكردن نیست بلكه به معنی رها كردن "اضطرابها و ترس از نشدنه" و آروم گرفتن. اسكاول شین در كتاب چهار اثرش مثال قشنگی می زنه . اون می گه بچه ها شب عید كریسمس چون باور دارند بابا نوئل توی جورابشون كادو می گذاره تخت می گیرن می خوابن ! هیچ وقت تا صبح حرص نمی خورن كه نكنه بابانوئل نیاد! اون می گه برای به دست آوردن هر آرزو باید مثل این بچه ها بود.
یعنی تلاشت رو بكن و بعد بسپار به خدا و به رضای اون كه صلاح تو رو بهتر از تو می دونه راضی باش! به طرح الهیت خشنود باش! این یعنی قانون عدم مقاومت.
قانون راز میگه تلاش كن و در مسیر هدفت گام بردار اما نمی گه بجنگ تا اون رو به دست بیاری. خودت رو به آب و آتیش بزن و مدام نگران باش كه اگه نشه چی میشه!

نكته ی مهم _ قانون عدم مقاومت میگه اگه برای به دست آوردن چیزی شروع به جنگیدن كنی اون از تو دور میشه و از تو فرار میكنه!

نكته ی مهم _ باید از شناوری در آب لذت ببری. یعنی اگه می خوای بهترینها رو دریافت كنی باید براش گودال بكنی. بزرگترین گودال اینه كه شاد باشی و لذت ببری و در هر كاری كه انجام می دی از اون انرژی بگیری حتی اگه كاری باشه كه دوستش نداری.برای این منظور باید تمرین كنی كه بتونی در لحظه ی ابدی اكنون زندگی كنی. چون هر چیزی كه ازش لذت ببری ازش انرژی می گیری و از هر چیزی و كاری كه با نفرت و آزردگی و بدون حضور در لحظه ی ابدی بخوای انجامش بدی از تو انرژی می گیره و دچار پرت انرژی میشی. پس اگه مثلا" مجبوری آشپزی كنی اما از این كار متنفری باید تمرین لحظه ی ابدی اكنون رو براش انجام بدی و اون رو مراقبه كنی تا ازش لذت ببری تا نتونه تو رو دچار پرت انرژی بكنه. لطفا" نگید نمی تونم هر كاری رو با عشق انجام بدم یادتون باشه اگه كاری رو با عشق انجام ندید پس با نفرت انجام خواهید داد و این فقط به ضرر شماست.

امیدوارم در تك تك این آداب دقت كنید چون بزرگترین راههای كامیابی و شادمانی در این درس نهفته است. به جملات خوب فكر كنید و از استاد درونتون بخواهید كه یاریتون بده كه با همه ی وجود ، معانی درونی و عمیق این درس رو به شما نشون بده. مطمئنم با به كار بستن آداب زندگی معجزات بی نظیری در پیش رو خواهید داشت. در لحظات كامیابی برای دیگران ( و همین طور من ) هم دعا كنید تا خداوند چشم حقیقت بین ما رو به روی حقیقت راز زندگی باز كنه.

خدایا! چشم حقیقت بین ما را به روی حقیقت راز زندگی باز كن! 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
6 راه حل مفید برای رهایی از استرس
حتی بیشتر از این هم می توانید استرس خود را کم کنید و به خصوص اگر این روش را مناسب با نوع شخصیتتان به کار ببرید می توانید مدت این کاهش را نیز طولانی تر کنید .
استیو ادواردز پزشک و پروفسور روانشناسی ورزش در دانشگاه ایالت اکلاهما می گوید : منافع روانی انجام دادن فعالیت مورد علاقه بسیار بیشتر از منافعی است كه از یك جلسه فعالیت به دست می آورید.
 ادواردز 6 نوع ورزش مناسب با شخصیت های مختلف را مشخص کرده است . بهترین نوع ورزش مناسب با شخصیت خود را بیابید و سپس با نکاتی که ما در اختیارتان قرار می دهیم با ما همراه باشید . پس نگرانی را کنار بگذارید و آرام باشید.
 
 1-فرد زیبایی دوست
در ورزش و نرمش ، به صورت هنری پیشرفت کنید . به این صورت كه :
 
خودتان را چک کنید
آئینه هایی که در اتاقهای کنترل وزن وجود دارند به شما کمک می کنند تا متوجه باشید که چه وقت تناسب اندام شما به هم خورده است . اما باید ببینید که بهترین کار ممکن در این هنگام چیست . پس استرس و نگرانی در قابل کنترل است .
ادواردز می گوید : " برخی معتقدند که این موضوع باعث غرور و خودبینی می شود اما اینطور نیست . این تنها ارج نهادن به داشتن اندامی زیباست . "
 
یک مهارت ورزشی كسب كنید
ادواردز می گوید: " هر ورزشی که فکر می کنید بهتر می توانید آن را انجام دهید را انتخاب و آن را تمرین کنید . به دست آوردن عنوان قهرمانی در یک مسابقه  کنار گذاشتن پرخوری و ترک مشروبات الکلی به شما احساس آرامش و خرسندی می بخشد و باعث کاهش استرستان می شود . "
 
2-فرد هیجان طلب
برای به دست آوردن هیجان ورزش كنید:
 
با دویدن خود خطر را همراه کنید
سعی کنید دور ورزشگاه آنقدر بالا و پاییین بپرید و بدوید تا خسته شوید . برای شما رهایی از استرس در خطركردن یافت می شود . ادواردز می گوید : " هرچه بیشتر می دوید سخت تر می شود . اگر چیزی نگرانتان کند یا آشفته شوید بدجور زمین می خورید . ورزشگاه نزدیکتان نیست ؟ روی تپه های ناهموار جلوی درب خانه تان بدوید .
 
با وزنه کار کنید
تکرار تمرینهای ورزشی را کنار بگذارید . خودتان را درگیر آن نکنید . تکرار را کمتر کنید و بیشتر با حداکثر وزنه ی ورزش های سنگین که می توانید کار کنید . سپس راه را برای حرکات قوی تر باز کنید که كمی خطرناک تر به نظر می رسند .
 
3- فرد اجتماعی
دوستی و رفاقت با دیگران در ورزش باعث علاقمندی شما می شود پس:
 
به یک تیم ملحق شوید
تنهایی ورزش کردن اصلا خوب نیست و فقط به نگرانی شما می افزاید . بنابراین برنامه ی خود را با فعالیت های گروهی و ورزشهای تیمی تنظیم کنید .
ادواردز می گوید :" به یک باشگاه دو میدانی یا دوچرخه سواری بپیوندید یا اگر به سالن ورزشی می روید برنامه ی ورزشی ای طراحی کنید که به درد دوستان مضطربی که شرایط شبیه به شما را دارند نیز بخورد .
 
تمرینات ورزشی خود را تغییر دهید
تمام فعالیت هایتان را بیشتر کنید و هر چند وقت یکبار طوری ورزش کنید که به عرق کردن بیافتید .
ادواردز می گوید :" سعی کنید بازیهایی مانند گلف را امتحان کنید یا عضو یک تیم بزرگ بشوید و کودکتان را با خود به ورزشگاه ببرید "
 
4-فرد هراسان از مرگ
شما ورزش می کنید که سلامت بمانید اما در عین حال می گویید که ای کاش روش آسانتری برای این کار وجود داشت پس :
 
خیلی سخت کار نکنید
ادواردز می گوید :" هرچه ورزش برایتان راحت تر باشد بیشتر از آن لذت می برید و در نتیجه استرس شما نیز کمتر می شود. بنابراین از وزنه های معمولی و درحد متوسط استفاده کنید و متعادل تمرین کنید . فقط مدت زمان استراحتتان را کوتاه کنید تا عضلات شما قوی تر شوند.
 
حواس خود را پرت کنید
کوین برک پزشک و پروفسور روانشناسی ورزش از دانشگاه جنوبی جورجیا می گوید :" فعالیتتان را با چیزی که باعث آرامش شما می شود همراه کنید مانند کتاب خواندن – تلویزیون تماشا کردن یا گوش دادن به موسیقی . بیشتر باید روی آنچه به شما آرامش می دهد ( آهنگهای خوب ) تمرکز کرده و کمتر بر آنچه از آن نفرت دارید تمرکز کنید ( تردمیل و تمرینهای یکنواخت ) .
 
5-فرد متعصب
دوست دارید تمرینات منظم روزانه داشته باشید پس :
 
بدن خود را شوکه کنید
برک می گوید : " اگر به سخت تلاش کردن و عرق ریختن معتقدید مطمئن باشید که تنوع به مبارزه ی آن می آید . می توانید دست از آزار یکنواخت ماهیچه ها بردارید و اجازه دهید که آنها با یک روش ریسک پذیر رشد کنند . قبل از این کار یک پوستر ورزشی و چند برگه ی دیگر بگیرید . در برگه ها نام تمرینات را برای عضو مورد نظر بدن بنویسید و بعد طبق آن پیش بروید .
 
از ساعات شلوغ و پرازدحام بپرهیزید
ایستادن در صف برای کار کردن با وزنه ها با اهداف شما برای به دست آوردن اندامی زیبا تداخل دارد . بنابراین همیشه ساعاتی را برای این کار انتخاب کنید که همه چیز در دسترستان باشد .
 
6-فرد پرانرژی
شما به باشگاه می روید تا انرژی خود را آزاد کنید.
 
بعد از ناهار ورزش كنید
ادواردز می گوید :" هرچه بیشتر بدون ورزش سر کنید بیشتر احساس می کنید که استرس دارید . سعی کنید یک ورزش مناسب را حتما در طول روز داشته باشید . اگر می توانید حدود ساعت 2 بعد ازظهر به یک باشگاه بروید . بعد از ناهار چربیهای اضافه می سوزند بنابراین می توانید سریعتر به نتیجه برسید .
 
 همیشه یک راكت دم دست داشته باشید
با قرار دادن ساک ورزشی و دیگر وسایل ورزشیتان در ماشین یا زیر میز کار، هر زمان که اراده کنید می توانید ورزش کنید .
ادواردز می گوید :" این کار باعث ایجاد تنوع در فعالیت هایتان می شود . اگر با ماشین از کنار پارک رد می شوید و فکر می کنید دوست دارید بدوید کفشهایتان را بردارید و حتما این کار را بکنید .
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
10 راه برای داشتن یک رابطه بادوام و عاشقانه بین همسران!
مراقبت از روابط بین زوجین به طور موثر، کمی غیر ممکن است. عاشق شدن کار ساده ای است، اما تداوم بخشیدن به آن مشکل است. تعهد چیزی که به تلاش زیادی نیاز دارد. در دنیای امروز، چگونه قادریم کار خود را اداره و یا بچه ای را بزرگ منیم؟ عملا معجزه است که رابطه ای برای سالیان دوام پیدا کند.
کسی را در زندگی شریک قرار دادن بهترین و شگرف ترین کار است. تنهایی در هر زمانی تجربه ای ناگوار است. از این رو چگونه از عشق خود نگهداری کنیم؟ چگونه از احساس شگرف خود که در ابتدای عاشقی داشتیم نگهداری کنیم؟ حقیقت، ساده و مشکل است. چه خوب می شد اگر آسان بوده، اما هیچ چیز با ارزشی، آسان به دست نمی آید.

از رهنمودهای زیر بهره بگیرید تا روابط خود را تداوم ببخشید:

1- یکدیگر را ببوسید.
اولین باری را که یکدیگر را بوسیدید به خاطر آورید. این کار ساده زوجین را به هم نزدیک می سازد و عشق بازی را زنده نگه می دارد.

2- دست کم روزی 20 دقیقه یکدیگر را در آغوش بگیرید.
محققان کارولینای شمالی در تحقیقی دریافتند که بغل گیری و در آغوش گرفتن هورمون اکسی توسین را افزایش و خطر بیماری قلبی را کاهش می دهد. در حقیقت، زمانی که زوجین همدیگر را در بغل گرفتند، سطح هورمون اکسی توسین آنها- که در زمان کودکی و شیرخوارگی آزاد می شود- افزایش یافت. آنهایی که روابط عاشقانه ای داشتند بیشترین میزان را پیدا کردند.

3- به یکدیگر گوش بدهید.
از گفت و شنود همیشه در ساخت رابطه صحبت می شود. اما آنچه را که ما فراموش می کنیم، شنیدن است. اطمینان حاصل کنید که به حرف های شریک خود گوش می دهید.

4- نسبت به دیگری مهربان باشید.
در شروع رابطه، طبیعی است که نسبت به فرد مقابل مهربان باشید. اما گاهی به نظر می رسد که با گذشت زمان، با همسر خود به گونه ای رفتار می کنید که انگار نه انگار ایشان هم انسان است. احترام خود را به همسرتان نشان دهید.

5- با همسر خود بیرون بروید.
گاهی اوقات با همسرتان به تفریح و بیرون از منزل بروید. وقتی می توانید با یکدیگر برای گریز از همه چیز برنامه ریزی کنید. وقتی هم نمی توانید برای در خانه ماندن برنامه ریزی نمایید. با برنامه ریزی به فکر زندگی خود باشید. نگران سیمای خود باشید.

6- از همسر خود تعریف و تمجید کنید.
به احتیاجات طرف مقابل خود توجه کافی داشته باشید. کارها، ظاهر و موقعیت های او را تمجید کنید. عادت تان شود که از وی تشکر نمایید.

7- چیزهای جدید را با یکدیگر کشف نمایید.
با همسر خود رشد کنید. چیزهای جدید را به همراه هم یاد بگیرید. فعالیت و سرگرمی جدید را با همسر خود امتحان کنید و پروژه جدیدی را به همراه وی شروع نمایید.

8- پیاده روی طولانی مدت بروید.
هر روز ساعتی را به این کار اختصاص بدهید و در حین قدم زدن، بدون حواس پرتی های روزمره، صحبت کنید و گوش بدهید.

9- به همسرتان هدیه بدهید.
در مناسبت های ویژه هدیه دادن را فراموش نکنید. با این کار عشق و علاقه خود را نشان می دهید. جمله یا پیامی محبت آمیز نیز بنویسید.

10- بزمی و شامی دوستانه ترتیب بدهید.
داشتن دوستان مشترک، زوجین را به یکدیگر نزدیک می سازد و استرس موجود در روابط را از بین می برد.
این رهنمودها رابطه را رهایی نخواهد بخشید. فقط تعهد و تلاش چند ساله زوجین را در کنار هم نگه می دارند. تلاش بی وقفه به روابط تداوم می بخشد. تکنیک موجود در این مقاله فقط ایده هایی برای به کار بستن تلاش تا تداوم روابط هستند.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
چطور می‌توان شروعی دوباره داشت؟
انسان در طول زندگی خود چیزها و افراد زیادی را به دلایلی از دست می‌دهد.

این از دست‌دادن‌ها ممكن است شامل سلامتی، شغل، فرد مورد علاقه، آرزوها و... باشد و در هر جنبه‌ای از زندگی اتفاق بیفتد.

با وجود این‌كه هر كدام از این شكست‌ها واز‌دست‌دادن‌ها حكمتی دارد، اما نیاز است كه فرد بتواند پس از این از دست‌دادن‌ها شروعی دوباره داشته باشد و به موفقیت‌های جدید دستیابد.

اما این اتفاق به خودی خود نمی‌افتد. راه‌حل و نجات و كمك بی‌تلاش از راه نمی‌رسد.

امروز ما قصد داریم راه شروع دوباره را به شما نشان دهیم:

هرگز به دنبال یك طناب قطور و محكم برای نجات نباشید، بلكه به دنبال چیزهای كوچكی باشید كه در زندگی‌تان موجود هستند و پیرامون‌تان را گرفته‌اند.

 ایده‌ای كه شما را از مشكل دور نگه دارد و حس بهتری به شما بدهد.

كاری را كه قبلا شروع كرده‌اید اما فكر كرده‌اید ارزش وقت و انرژی گذاشتن ندارد و آن را رها كرده‌اید.

آرزویی كه داشته‌اید ولی هرگز آن را دنبال نكرده‌اید.

 آنچه هم‌اكنون مشغول انجام آن هستید.

 چیزی كه دوست دارید، ولی انگیزه كافی برای جذب در شما ایجاد نكرده است.

به هر كدام از این موارد كه در زندگی‌تان وجود دارد بپردازید، چون:

1 . زندگی شامل لحظه‌هاست و این لحظات روزهای زندگی را تشكیل می‌دهند. پس نكته در این است كه بتوانید حتییك لحظه از زندگی را تغییر دهید و از آن به شیوه‌ای مناسب و واقعی لذت ببرید.

2 . هر گامی‌كه برداریم، ما را به مقصدی نزدیك می‌كند. ما می‌خواهیم كل صحنه و در نهایت راه نجات را ببینیم، اما تاكنون نتوانسته‌ایم. پس باید بدانیم كه با هر قدم، بخشی از تصویر آینده زندگی را خواهیم دید و باید از حالا قدم‌های خود را به سوی مقصدی كه می‌خواهیم برداریم و آن را تنظیم كنیم.

3 . هر رفتار جزئی در راه رسیدن به اهداف و آرزوها می‌تواند تغییری بزرگ ایجاد كند و مانعی را از سر راه ما بردارد. وقتی این رفتارها كنترل‌شده و صحیح باشند، می‌توانند كوهی از موانع را نیز از جای بركنند.

فردی را می‌شناسم كه در اعماق وجودش میل به نوشتن داشت. بایك شكست در زندگی تصمیم گرفت هر روزیك پاراگراف بنویسد و حالا نویسنده‌ای شهیر است.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
رسیدن به آرامش در 5 ثانیه
گاه آنقدر در اضطراب غرق می شویم که یادمان می رود می توانیم با تمرین های کوچکی حالات و تجارب کنونی خود را تغییر دهیم . همه ما خوب می دانیم که استرس تنها در سطحی خاص می تواند باعث کسب نتایج بهتری در عملکرد مان شود و در صورتی که از این سطح استرس بیشتری را داشته باشیم تنها قوای دفاعی بدن ما ضعیف می گردد و هیچ کارایی دیگری را به همراه نخواهد داشت لذا روش‏هایی که در اینجا آمده چنان سریع و تاثیر‏گذار هستند که در موقع نیاز به آسانی می‏توان از آنها استفاده کرد. به عنوان مثال تمرینات هوازی شاید بیشتر از یک دقیقه وقت شما را نگیرد یا تن آرامی کل بدن، بیش از 5 دقیقه نباشد. اگر این روش‏ها نمی‏تواند آرامش را به شما برگرداند از پنج روشی که برای مواقع اضطراری در نظر گرفته شده، استفاده کنید. هنگامی که نگرانی دارید، یک فرصت کوتاه به خود بدهید. نفس عمیق کشیده و نگه دارید. سپس با شمارش یک تا ده به تدریج هوا را بیرون دهید. اگر اضطراب ناتوان‏تان کرده، تمرین نفس کشیدن را انجام داده و با تمرکز بر تنفس، ذهن خود را پاک سازید. ابتدا هوای ریه‏های خود را خالی کرده و سپس یک نفس عمیق بکشید.

اگر احساس ضعف دارید دراز کشیده و پاهای خود را بالاتر از سرتان قرار دهید. اگر احساس آزردگی می‏کنید، بروید قدم بزنید. هنگامی که استرس شما شدید نیست ذهن خود را از مشکلات رها کنید تا راحت‏تر بتوانید با آنها کنار بیایید. مثلاً یک مجله تصویری ساده را بخوانید، یک فنجان چای بنوشید، به یکی از دوستان حامی خود زنگ بزنید. اگر هنوز نتوانستید نگرانی را از خود بیرون کنید از عدد صد، سه تا سه تا کم کنید. در زیر توصیه‏های دیگر ارائه شده است.
هنگامی که نگرانی دارید، یک فرصت کوتاه به خود بدهید. نفس عمیق کشیده و نگه دارید. سپس با شمارش یک تا ده به تدریج هوا را بیرون دهید.

کسب آرامش در 5 ثانیه

در این روش در واقع شما با ارسال پیام‏های مثبت به قسمت نیمه هوشیار، اعتماد درونی خود را بالا می‏برید.

1- برای خودتان این جملات را به آرامی تکرار کرده و سعی  در باور کردن آنها داشته باشید.

«من به خوبی از عهده این کار بر می‏آیم.»

«من به خوبی می‏توانم با این مشکل کنار بیایم.»

2- این جملات را تا زمانی برای خود تکرار کنید که در باور شما القا شوند. در حین بیان این جملات برای خود، از ورود هر گونه افکار و نداهای درونی جلوگیری کنید و صداهایی را که مانع از تمرکز شماست تحت کنترل در آورید.

کسب آرامش در 10ثانیه:

صاف بایستید و در حین استنشاق هوا از راه بینی، بازوها را در حالت کشیده بالای سرتان برده و کف دست‏ها را به هم بزنید. در حین بازدم دست‏های خود را به آرامی پایین آورده و نوک انگشتان خود را به پهلو بزنید. زمانی که دو عمل بالا را انجام می‏دهید با خود این جمله را زمزمه کنید: «من کاملاً آرام هستم». اگر در جایی هستید که امکان تمرین در تنهایی نیست، بافت میان دو انگشت شست و انگشت اولی  را فشار دهید و در حین آن نفس عمیق بکشید (این روش به زنان باردار توصیه نمی‏شود.)
اگر اضطراب ناتوان‏تان کرده، تمرین نفس کشیدن را انجام داده و با تمرکز بر تنفس، ذهن خود را پاک سازید. ابتدا هوای ریه‏های خود را خالی کرده و سپس یک نفس عمیق بکشید.

کسب آرامش در 20 ثانیه:

پاها را به اندازه عرض شانه‏ها باز کرده و توام با نفس عمیق پنجه پا را بلند کرده و دست‏ها را در بالای سرقرار داده و به بدن خود کاملاً کشش دهید.

 در حالی که نفس خود را بیرون می‏دهید به طرف پایین خم شده و بدن را در حالت آویزان قرار دهید.

اگر ایستادن بر روی پنجه پا، باعث بر هم خوردن تعادل می‏شود آن را حذف کرده و بر روی پاها این عمل را انجام دهید.

کسب آرامش در نیم دقیقه:

صورت خود را جمع کنید (مثل این که اخم کرده‏اید) در حین این عمل دهان را باز و بسته کنید. این عمل را چند بار تکرار کنید. سپس با یک لبخند ملایم این عمل را به پایان برسانید.

 پوست سر را با نوک انگشتان ماساژ دهید.

در زمانی که این اعمال را انجام می‏دهید در واقع استرس‏هایی را که باعث سردرد می‏شوند کنترل می‏کنید و مغز را وادار کرده تا پیام‏های مبنی بر آرامش را به تمام نقاط بدن بفرستد.

کسب آرامش در یک دقیقه:

حتماً از قدیم شنیده‏اید که خنده برای هر دردی درمان است، پس بخندید! (می‏توانید از مجلات که دارای مطالب طنز هستند یا از فیلم‏های کمدی استفاده کنید).

اگر کتابی را مطالعه می‏کنید که بعضی از قسمت‏های آن، شما را به خنده وا می‏دارد آنها را با ماژیک علامت گذاشته و در زمان دلتنگی دوباره مطالعه کنید.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
تربیت کودکان بدون تنبیه
تصویر کودکی که موقع آشپزی به پیراهن مادرش چسبیده یا هنگام بیرون رفتن پدر و مادر از خانه به آنها آویزان است، برای بسیاری از والدین یک تصویر خیالی نیست، این یک واقعیت زندگی روزمره است.

وقتی قرار است برای انجام کاری بیرون بروید به خاطر ناآرامی کودک و چسبیدن او به خود در خانه نمانید و یا با او بازی نکنید. هرچند این کار دشوار است اما تسلیم نشوید، اگر قرار است کودک را پیش پرستار بگذارید و بیرون بروید، یا او را به مربی مهدکودک بسپارید، او را محکم بغل کنید و با مهر و محبت به او اطمینان دهید که خوشحالید او می تواند بدون مادر نیز بازی کند.

به او بگویید که حتما برمی گردید و با صدای صمیمانه و گرم به او بفهمانید خوشحالید که فرصت بازی کردن با مربی یا سایر بچه های مهدکودک را دارد. نگرش مثبت شما بر کودک هم اثر می گذارد (در مورد نگرش منفی هم همین طوراست) و الگویی به او ارایه می دهد تا از تنها ماندن و کسب استقلال احساس خوبی داشته باشد. در آغوش کشیدن و بوسیدن کودک در اوقات فراغت کمک می کند تا متوجه شود مورد علاقه شماست و برای جلب توجه یا اطمینان به شما نمی چسبد. چسبیدن با در آغوش گرفتن تفاوت دارد، چسبیدن تنها راهی برای جلب توجه و یا جلب اطمینان از دست رفته است.
پیشگیری از مشکل از ابتدا گاهی کودک را تنها بگذارید برای این که کودک به این امر عادت کند که شما همیشه در کنار او نیستید گه گاهی تمرین کنید که مدت زمانی کوتاه، مثلا چند ساعت، او را پیش کسی دیگر بگذارید.
این کار باید از همان ابتدای کودکی صورت گیرد. برنامه هایتان را برای کودک توضیح دهید به کودک بگویید که شما در خارج از خانه چه کارهایی را انجام خواهید داد و برنامه کودک را هم در خانه مشخص کنید، به این ترتیب الگوی خوبی به او ارائه می دهید تا هنگامی که از او درباره کارهایش می پرسید جوابتان را بدهد. برای او شرح دهید که او چه کارهایی خواهد کرد و وقتی از هم جدا هستند شما چه کارهایی انجام خواهید داد. به عنوان مثال بگویید: "مادربزرگ ناهارت را حاضر می کند، یک داستان برایت می خواند و بعد استراحت خواهی کرد. من و پدرت به مهمانی می رویم و یازده شب به خانه برمی گردیم".
با کودک قایم موشک بازی کنید
این بازی ساده کودک را به رفت و آمدهای والدین عادت می دهد. بچه ها به روش های مختلف این بازی را انجام می دهند. پشت چیزی قایم می شوند، وسیله ای را مخفی می کنند، پنهان شدن دیگران را تماشا می کنند و در بازی پرجنب و جوش تری مثل قایم موشک شرکت می کنند. در این بازی کودک اطمینان دوباره دیدن افرادی را که دوستشان دارد تجربه می کند. به کودک اطمینان دهید که باز می گردید. فراموش نکنید به کودک بگویید که حتما برمی گردید و وقتی در همان ساعت که قول داده اید برگردید، ثابت نموده اید که به قولتان عمل می نمایید. توجه داشته باشید که کودکان زیر پنج سال به شدت نگران عدم بازگشت و از دست دادن والدین شان هستند.

کودک را برای دوری از خود آماده کنید.
به کودک تفهیم کنید که وقتی در خانه نیستید او با مشکلی مواجه نخواهد شد و برایش برنامه های خاصی در نظر گرفته اید که وقتی بیرون از خانه یا سرگرم کاری هستید، او آن ها را انجام دهد. به او بگویید: "می دانم که تو دیگر بزرگ شده ای و وقتی من بیرون از خانه هستم برایت مشکلی پیش نخواهد آمد.
اگر بدون اطلاع قبلی خانه را ترک کنید، ممکن است کودک فکر کند که این کار در آینده هم تکرار خواهید کرد و این بی اطمینانی سبب می شود که او دائماً به شما بچسبد.

راه حل مشکل چیست؟ و چه باید کرد؟
خودتان را برای سروصدای کودک آماده کنید.
وقتی کودک متوجه شود که در زمان غیبت شما می تواند به زندگی ادامه دهد، گریه و فریادهای او کم می شود. به خودتان بگویید: " می دانم که گریه و زاری او میزان علاقه اش را می رساند، با این حال او باید بیاموزد که هر چند من با او بازی نمی کنم یا ممکن است از منزل خارج شوم، ولی دوباره باز خواهم گشت و با او بازی خواهم کرد".

وقتی کودک دوری شما را می پذیرد، از او تمجید کنید. کاری کنید تا کودک از تنها بازی کردن احساس افتخار کند. به او بگویید: "خیلی خوشحالم که وقتی آشپزی می کنم، می توانی خودت را سرگرم کنی و واقعا به این کارت افتخار می کنم". این گفته که: " تو دیگر بزرگ شده ای"، برای هردوی شما مزایای زیادی دارد.

از صندلی نق زدن استفاده کنید. بگذارید کودک بداند که گریه و زاری او دیگران را اذیت می کند به او بگویید: "متاسفم که دوست نداری من الان آشپزی کنم. باید بروی و روی صندلی نق زدن بنشینی تا بعدا بدون غرغر یا گریه بازی کنی". بگذارید کودک دور از شما به گریه کردن ادامه دهد.لازم است کودک زمانی نزدیک و زمانی دور از شما باشد.

در طی روز لازم است که والدین و کودکان مدت زمانی را از هم دور باشند و به کار روزانه خود بپردازند، حتی اگر کودک اعتراض کند که شما به جای بازی با او وقت خود را صرف مسایل دیگری می کنید.

کم کم کودک را عادت دهید که مدت زمانی از شما دور بماند.
کودک از سن یک سالگی به بالا بیش از حد نیازمند توجه شماست، بازی مسابقه با زمان را اجرا کنید. پنج دقیقه از وقت خود را به او بدهید و پنج دقیقه هم برای بازی با خودش وقت بگذارید. به تدریج مدت زمان تنها بازی کردن او را افزایش دهید. تا این که کودک بتواند یک ساعت به تنهایی بازی کند.
 
چه کار هایی نباید انجام دهیم ؟
وقتی کودک به شما می چسبد، عصبانی نشوید.
در این اوقات، به یاد داشته باشید که کودک با شما بودن را بیشتر از هر چیزی دیگری در این دنیا ترجیح می دهد. دانستن این نکته کمک می کند تا شما احساس آشفتگی و پریشانی نداشته باشید.
پیام های مغشوش به کودک ندهید.
در حالتی که کودک را در آغوش گرفته اید و نوازش می کنید به او نگویید که از شما دور شود. این کار کودک را گیج می کند و او نمی داند که بماند یا برود.
 
بیماری را دلیلی برای نقض مقررات قرار ندهید.
وقتی کودک بیمار است اجازه ندهید که کارهای را که در مواقع عادی برایش مجاز نیست انجام دهد، زیرا به این ترتیب بیمار شدن در نظرش جالب تر از سالم بودن جلوه می کند. تحقیقاتی که در مورد درمان بزرگسالان صورت گرفته نشان می دهد، هنگامی که کودکان به دردهای مزمن مبتلا می شوند. که باید واقع بینانه و با کمترین تغییر در برنامه روزانه با آن برخورد کرد.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
هشت نکته از دکتر گینورد آدامز به دختران در مورد ازدواج
اخیراً «دكتر گینورد آدامز» سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج در دانشگه پنسیلوانیا، كتابی تحت عنوان «چگونه همسر خود را انتخاب می كنید» منتشر كرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمی نوشته است. در این كتاب دكتر «آدامز» دخترانی را كه قصد ازدواج دارند راهنمایی و ارشاد كرده و آنها را از ازدواج با «8» نوع مرد كه به عقیده ی او خطرناك هستند بر حذر داشته است

نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی

این نوع مرد ممكن است برای زن چهار مشكل بزرگ ایجاد كند : اختلاف عقیده ی دایمی، نزاع همیشگی، عصبی بودن و سختی معاشرت
 
نوع دوم: مرد عصبی مزاج

این نوع مرد، در واقع یكی از انواع مردانی است كه دكتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناك می داند. چنین مردانی كه روحیه عصبی دارند با همسر خود سر كوچك ترین مسأله نزاع و مشاجره ی سختی می كنند و یك زندگی شیرین و مفرح را به كام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایان دور و نزدیك تلخ می سازند

نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی

شوهری كه در امور مالی زن بسیار سختگیری می‏كند و سر سوزنی گذشت ندارد، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست كه باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه می‏خواهد خرج كند، بلكه دكتر آدامز معتقد است كه بیشتر مشاجراتی كه در خانه روی می ‏دهد فقط بر سر پول است. حال آنكه در اصل نباید چنین باشد، خیلی از زن و شوهرها چندان كه به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی كنند، بلكه در اكثر اوقات طریقه ی خرج كردن آن است كه موجب سر و صدا و نزاع ایشان می ‏گردد. پس زنی كه به خوبی مدیریت خانه را انجام می‏دهد، پول را با حساب و كتاب و مناسب خرج می‏كند و یك شاهی را هم حرام نمی كند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد

نوع چهارم : مردی كه سریع و آسان دروغ می گوید

شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود، دروغ های كوچكی می گویند و یا گاهی این كار را برای تمسخر همسر خود انجام می‏دهند. بالاخره یك روز كارشان به دادگاه خانواده می كشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند و معمولاً فراموشكار هم می ‏شوند و تمام دروغ هایی را كه گفته اند از یاد می برند چون از قدیم گفته اند كه «دروغگو همیشه کم حافظه است»

نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه

پنجمین گروه مردانی هستند كه از موانع و مشكلات فراری هستند و به جای اینكه از مشكلات زندگی استقبال كرده و در رفع آن كوشا باشند، فرار را بر قرار ترجیح می ‏دهند. طبیعی است مردانی كه حاضر نیستند به جنگ موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترك می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود تكیه گاه مناسبی نخواهند بود

نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاكت

ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاكت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت، خواه در لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار می‏كند

نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود

شوهری كه فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است كه ابداً به درد شما نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز كرده ی پدر و مادر خود هستند كه می خواهند همیشه كنار آنها باشند. پس چه وقت می ‏تواند به شما رسیدگی كند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد كه زندگی با این نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرف‏های بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعكس می ‏شود كه به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد

نوع هشتم : مردان راحت طلب

شوهر راحت طلب، از جمله خطرناكترین مردان جهان خلقت است. مردی كه بی هدف و بیهوده پشت شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می كند و پك به سیگارش می زند و وقت كشی می كند، یا مردی كه در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و مردم را تماشا می كند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می كند، موجودی است كه خوشبختی در كنار او امكان ندارد، بلكه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به هیچ وجه صلاح نیست.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
نحوه برخورد صحیح با آقایان
آیا جزء آن دسته از خانم های سلطه گر و خودمختار هستید؟! آیا انتظار دارید همه چیز مطابق میل و سلیقه شخصیتان باشد؟! می خواهید همسرتان بی چون و چرا تحت فرمان و اختیار شما باشد؟! شاید متوجه نباشید اما با این طرز برخورد فقط همسرتان را می آزارید. این روزها خانم ها تصورات غلطی از رابطه زناشویی پیدا کرده اند و فکر می کنند هر چه می گویند همسرشان باید اطاعت کند و موظف است که مانند غول چراغ جادو کلیه ی آرزوهای قلبی آنها را برآورده سازد.

باید توجه داشت که وقتی مردها یک چنین رفتار ناخوشایندی را از سوی همسر خود مشاهده کنند، یک دیوار دفاعی در مقابل او می سازند تا در امان بمانند و حتی الامکان خود را از خانم دور نگه می دارند. همه شما با قانون طلایی: "با دیگران همانطور رفتار کن که انتظاری داری با خودت رفتار شود" آشنا هستید. آقایون هم از این امر مستثنی نیستند. اگر انتظار دارید که او مانند یک پرنسس با شما رفتار کند، شما هم باید مثل یک شاهزاده با او رفتار کنید. البته قرار نیست همه چیز به طور 100% ایده آل و مطابق میل شما باشد، اما سعی کنید با همسر خود در نهایت احترام، ادب، عشق و سپاس برخورد کنید. در شرایط سخت با او همگام بوده، یار و یاورش باشید، و در دشواریها دلداری اش دهید.

موفقیت یک ارتباط به تلاش طرفین در لحظه لحظه ی زندگی بستگی دارد. این چنین نیست که فقط چند ماه اول زندگی برای بهبود روابط زحمت بکشید و سپس دست از تلاش برداشته همه چیز را به حال خود رها کنید و انتظار داشته باشید که زندگی مشترک مطبوعی پیش رویتان قرار بگیرد. روزها از پس هم می گذرند و زوجین با پستی و بلندی های بسیار زیادی مواجه می شوند و باید همگام با هم از آنها عبور کرده و به یکدیگر کمک کنند. باور کنید پاداشی که از این همیاری عایدتان می شود، ارزش تحمل مرارت ها را دارد. در این شرایط خانم ها به ویژه باید توجه داشته باشند که در برابر مشکلات واکنش خام و ساده لوحانه از خود نشان ندهند و خود را در شرایطی قرار ندهند که بعداً موجبات پشیمانیشان را فراهم آورد. اگر پا به پای شوهرتان قدم بردارید و در حل مشکلات همراهی اش کنید، و از خود لطف، مراعات، و دلسوزی نشان دهید، او از هر زمان دیگر شما را بیشتر دوست خواهد داشت.

آیا احساس می کنید که شوهرتان مطابق میل شما عمل نمی کند؟ چرا نگاهی به کارهای خودتان نمی اندازید! شاید برخورد درستی با او ندارید و نمی توانید احتیاجات و انتظاراتش را برآورده سازید.

آقایون پیش از هر چیز انتظار دارند همسرشان با آنها دوست باشد، و شرایط و موقعیتشان را به خوبی درک کند. اگر می خواهید در ارتباط خود موفق باشید و همسرتان را از خود راضی نگه دارید به نکات زیر توجه کرده و آنها را در زندگی خود به کار بندید، آنوقت متوجه تغییرات بزرگی خواهید شد.

تصمیمات او را جدی تلقی کنید

این مورد به عنوان یکی از بزرگترین مباحث مشکل آفرین در روابط محسوب می شود. خانم ها دوست دارند همه چیز مطابق میل خودشان باشد. ولی توجه داشته باشید که نمی بایست نسبت به خواست ها و نیازهای همسرتان بی توجهی نشان دهید. بهتر است با این حقیقت روبرو شوید: اگر احساس می کنید که با او همفکر نیستید، پس در وهله اول چرا پیشنهاد ازدواج او را قبول کردید؟ باید به همسر خود احترام بگذارید؛ اگر قرار باشد تمام مدت به او بی توجهی کنید، برای حرف هایش ارزش قائل نشوید، او را کوچک و خوار کنید و صرفاً در مورد تمام مسائل شکایت کنید، مطمئن باشید که زندگی شما دوام پیدا نخواهد کرد. باید به او اجازه دهید که مرد خانه باشد.

مشوق او باشید

خانم ها به راحتی این کار را در مورد دوست های دختر خود انجام می دهند. کاری می کنند که احساس خوبی در آنها ایجاد شده و اعتماد به نفسشان افزایش پیدا کند. از عباراتی نظیر: "تو فوق العاده شده ای، این رنگ خیلی بهت میاد، شوهرت باید افتخار کند که و ..." استفاده می کنند. اما کمتر اتفاق می افتد که در مورد همسر خود این کار را انجام دهند. شاید به آن دلیل باشد که تصور می کنند ضمیر آقایون غیر قابل نفوذ است. حقیقت اینجاست که آنها هم مثل دوست های دختر شما ضمیر حساس و شکننده ای دارند و گاهی به قوت قلب دادن های شما نیازمند می شوند. بنابراین اگر ترفیع رتبه گرفت و در شغلش به مقام بالاتری دست پیدا کرد، به افتخارش جشن بگیرید و به او یادآوری کنید که ارزش و لیاقتش را داشته است؛ به علاوه اگر تی شرت مورد علاقه اش را پوشیده بود به او بگویید: "خیلی خوش تیپ شده ای".

به زیبایی خودتان اهمیت بدهید

بگذارید خیالتان را راحت کنیم؛ مردها به هیچ عنوان به دنبال خانم های مانکنی که تنها 40 کیلو وزن دارند نیستند. آنها تمایل دارند همسری برای خود برگزینند که از نظر جسمانی قدرت داشته باشد و بتواند در آینده مادر مناسبی برای فرزندانشان باشد. با این وجود از شما انتظار دارند که به ظاهر خود اهمیت بدهید و به خودتان برسید. لباس های زیبا و تمیز بپوشید. موهایتان را مرتب کنید و در مجموع ظاهرتان را آراسته نگاه دارید.
قابل اعتماد و وفادار باشید

مردها به دنبال زن هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کرده و رویشان حساب باز کنند. حقیقت اینجاست که برخی از خام ها رازدار نیستند و کمتر اتفاق می افتد که همسرشان حرف های دل خود را نزد آنها بازگو کند. مردها زنی را می خواهند که قابل اعتماد باشد و تا آخر عمر خود به او وفادار باقی بماند و در شرایط سخت زندگی همراهی اش کند. آنها می خواهند همسرشان نسبت به آنها متعهد و مسئول باشد.

از سرزنش دست بردارید و به او احترام بگذارید

چه چیزی باعث می شود که برخی از خانم ها احترام مردی که با او ازدواج کرده اند را نگه ندارند؟ وقتی فرد به شخص مقابل احترام می گذارد گویی به خودش احترام گذاشته به ویژه زمانیکه طرف مقابل همسرش باشد. او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید و دائماً تصمیماتش را به باد انتقاد نگیرید. آقایون خانمی را می خواهند که منطقی باشد، در شرایط عصبانیت خود را کنترل کرده و با بحث منطقی به دعوا خاتمه دهد.
اجازه دهید از شما پشتیبانی و حمایت کند

خداوند مرد را حامی زن آفریده است. آقایون از انجام این کار لذت برده و احساس خوبی پیدا می کنند. برخی از خانم ها زیاد از حد مستقل هستند و تصور می کنند که اگر مردی بخواهد از آنها حمایت کند شخصیتشان زیر سوال می رود. آنها کلاس کاراته می روند و لباس های مردانه می پوشند، ولی با اینحال باز هم احساس ضعف می کنند. اگر به ازدواج و زندگی مشترک اعتقاد دارید، پس چرا نمی خواهید قدرت طبیعی یک مرد را قبول کنید؟

خوش اخلاق باشید

آقایون به دنبال همسری هستند که شخصیت زنانه اش شکل گرفته باشد، مهربان باشد، مرتباً داد نزند و از او ایراد نگیرد. اکثر مردها در زندگی خود به دنبال "آرامش" هستند، می خواهند اوقات خوشی را داشته باشند، و از زندگی لذت ببرند، بنابراین خوش مشرب باشید، به سرعت عصبانی نشوید، و داد و فریاد کردن را هم به کلی فراموش کنید.

بگذارید با خودش خلوت کند

آقایون نیاز دارند که مدتی را به دور از شما بگذرانند، پس فضای لازم را به آنها بدهید تا ذهن خود را متمرکز کرده و افکار خود را منسجم سازند. شاید بخواهند زمانی را با دوستان خود بگذرانند و سرگرمی های مورد علاقه شان را انجام دهند. این کار احساس خوبی در آنها ایجاد می کند و سبب می شود که بعداً سرحال تر و با نشاط تر شوند، و آیا این همان چیزی نیست که شما انتظار دارید؟ زمانیکه روز سختی را پشت سر می گذارند، مانند خانم ها تمایلی به صحبت کردن در مورد آن ندارند! اگر از شما درخواست کرد که او را راحت بگذارید، بهتر است که این کار را انجام دهید

اجازه دهید خودش باشد

برای برخی از خانم ها سخت است که شوهرشان را همانگونه که هست، بپذیرند و دوست بدارند. بیشتر خانم ها تمام مدت در تلاش هستند که مدل مو، طرز لباس پوشیدن، شغل و حتی دوستان شوهر خود را عوض کنند و آنها را مطابق با معیارهای فردی خود تعدیل نمایند. چرا به جای حرص خوردن آنها را همانگونه که هستند قبول نکرده و از زندگی لذت نبریم؟

غذای های مورد علاقه اش را درست کنید

ممکن است از مادر بزرگ های خود شنیده باشید که راه رسیدن به قلب مردها از شکمشان می گذرد! غذای مورد علاقه اش را درست کنید و یک میز شام رمانتیک برایش بچینید. روی میز شمع روشن کنید. زمانیکه او خسته از کار روزانه به خانه باز می گردد و با این صحنه مواجه می شود کاری جز در آغوش گرفتن و بوسیدن شما نخواهد کرد.

چیزی که نیاز دارد را برایش بخرید

خوب منظور ما این نیست که برایش یک بنز یا ویلا بخرید! یک هدیه کوچک و در عین حال کارامد کفایت می کند. به عنوان مثال اگر زمستان در راه است و لباس گرم ندارد، بافتن یک دستکش یا شالگردن کار خودش را می کند.


از او بخواهید که کمکتان کند

در روزها تعطیل که در خانه هستید و برنامه تفریحی ندارید از او بخواهید که در کارهایی که انجامش برایتان اندکی دشوار است به شما کمک کند. با این کار هم وقتتان پر می شود و هم احساس مردانگی بیشتری به او دست می هد. به عنوان مثال می توانید از او خواهش کنید که در گلکاری باغچه به شما کمک کند.

فعالیت های دو نفره انجام دهید

ببینید همسرتان به چه کارهایی علاقه دارد و بعد با هم برای انجام آنها برنامه ریزی کنید. اگر علاقمند به فعالیت های ورزشی است می توانید به کوهپیمایی بروید و اگر اهل موسیقی و هنر است می توانید به تماشای تئاتر و یا کنسرت بروید.

ببینید به چه چیزهای علاقه دارد و چه چیزهای را دوست ندارد

هر کس دوست دارد زندگی اش را آنطور که می خواهد اداره کند و خودش نقش اول زندگی اش را بازی کند. بنابراین مهم است بدانید که او به چه چیزهایی علاقه دارد و از چه چیزهایی دوری می کند. سعی کنید کارهایی که دوست ندارد را انجام دهید.

افکار و تمایلات خود را با او در میان بگذارید

نباید انتظار داشته باشید که او به صورت اتوماتیک همه افکار شما را حدس بزند. خیلی راحت هر چه را که در ذهن خود دارید با آنها در میان بگذارید. آنوقت دیگر غصه نمی خورید که چرا روز ولنتاین به رستوران مورد علاقه تان نرفتید، و یا اگر به من اهمیت می داد می آمد و کامپیوترم را درست می کرد. باور کنید که ناامیدی ها شما تنها با بازگو کردن افکارتان پایان می پذیرند، روز ولنتیان شما را به رستوران مورد علاقه تان می برد، و با یک آنتی ویروس کلیه مشکلات کامپیوتر شما را حل خواهد کرد.

به او عشق بورزید

شاید این مسئله بسیاری از خانم ها را متعجب کند، اما آقایون هم دوست دارند که عاشق شوند و در مقابل عشق دریافت کنند. خیلی از خانم ها تصور می کنند که اگر با همسر خود سرد و بی احساس برخورد کنند بهتر است. متاسفانه تفکر نادرستی است؛ تا جایی که می توانید خود را نسبت به او علاقمند نشان دهید چراکه آقایون به دنبال همسری هستند که به آنها علاقه داشته و مجذوبشان باشند.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
هر آنچه قبل از ازدواج باید بدانید
یکی از دلایل شکست در زندگی زناشویی این است که افراد پیش از ازدواج مکالمه طولانی و جدی با یکدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح کرده‌ایم که به شما در شناخت بهتر همسر آینده‌تان کمک می‌کند. حقیقتا این سوالات کلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نکات را از یکدیگر بدانید امکان شکست در ازدواج‌تان کمتر خواهد بود.

● چه عادت‌هایی دارد؟
آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آینده‌تان چطور؟ چند ساعت در شبانه‌روز تلویزیون تماشا می‌کنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر کار می‌کند؟ بهتر است بدانید همسر آینده‌تان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابیدن یا کارهای شخصی‌اش می‌کند؟ آیا این زمان‌ها با ساعت طبیعی زندگی شما در تداخل است یا نه؟

● زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟
وقتی از صمیم قلب به کسی که دوستش دارید حرف‌های دلتان را می‌زنید در او احساس عشق را بیدار می‌کنید. برخی افراد زمانی‌که یک هدیه دور از انتظار از طرف مقابل دریافت می‌کنند به اوج عشق می‌رسند. روشی که به وسیله آن افراد به عشق می‌رسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان می‌تواند تماس فیزیکی، سپری کردن اوقات فراغت با یکدیگر یا کلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید که زبان عشق یکدیگر را پیدا کرده‌اید.

● نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟
آیا شما فرزند می‌خواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر آینده‌تان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است که هر دو موافق یک نوع روش تربیتی خاص باشید.

● روابط خانوادگی او چگونه است؟
خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یکدیگر رفتار می‌کنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست که شما حتما در آینده خانواده‌ای شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او کمک می‌کند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شکل گرفته است. همه خانواده‌ها مشکلاتی دارند، از ابتدا موضع خود را مشخص کنید، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی ‌شوید یا می‌خواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟

● طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت بر می‌آید؟
ازدواج همیشه آسان نیست، اختلاف نظر همیشه وجود دارد. گاهی اوقات شما و همسرتان هر دو خسته‌اید و به کمی ‌تنهایی نیاز دارید. در کنار مشکلات کوچک مشکلات بزرگ هم به وجود می‌آید. از دست دادن شغل، بارداری بدون برنامه‌ریزی، سقط بی دلیل جنین، فوت یکی از اعضای خانواده، تصادف ماشین، بیماری‌های جدی،... همه و همه مشکلات غیرقابل پیش‌بینی هستند. آیا شما و همسرتان در مواجه با این مشکلات دلسرد می‌شوید؟ آیا شما یا همسرتان برای کنترل امور به یکدیگر کمک می‌کنید؟ آیا یکدیگر را در شرایط سخت تنها نمی‌گذارید، حتی اگر زندگی آن طور که تصور می‌کردید پیش نرفته باشد؟

● آیا هر دو اعتقادات مذهبی یکسانی دارید؟
همسر آینده شما ممکن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا مذهبی نباشد، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگی‌شان دخالت می‌دهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید، چگونه می‌خواهید فرزندانتان را تربیت کنید؟ حتما لازم نیست که بر سر کوچکترین مسائل دینی با هم موافق باشید، اما باید در اصل پیرو یک اعتقاد باشید.

● انتظار او از ازدواج چیست؟
از کار خانه گرفته تا حساب‌های پس‌انداز، همسرتان از شما انتظار دارد در زندگی زناشویی چه مسوولیتی داشته باشید؟ شما از او چه انتظاری دارید؟ آیا انتظار دارید یک زندگی زناشویی عاشقانه داشته باشید یا فکر می‌کنید این کارها مربوط به پیش از ازدواج است؟
هر دو طرف باید منظور و انتظار واقعی خود از ازدواج را بدانند و برای درک انتظارات طرف مقابل کوشش کنند.

● اهداف زندگی طرف مقابلتان چیست؟
در لحظاتی که بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است که می‌خواهید، فراموش نکنید هدف‌های زندگی طرف مقابل را بشناسید. یک سوال قدیمی‌ وجود دارد که همه باید از همسر آینده خود بپرسند: « تو در ۱۰ سال آینده خود را کجا می‌بینی؟» یا «می‌خواهی ۲۰ سال آینده چه زندگی داشته باشی؟»

● اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ کجا می‌خواهد زندگی کند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد یا هر جا باد می‌وزد برود؟
هر کس یک طرح یا آرزوی اصلی دارد. دریابید آیا شما می‌خواهید همسفر رویاهای همسر آینده‌تان باشید یا نه!؟
البته نمی‌توانید همه چیز را در مورد همسرتان بفهمید. گذر زمان شما را پخته‌تر خواهد کرد و مطالب بیشتری در مورد هم می‌فهمید. اگر مسائل اصلی و اولیه را از ابتدا درست کنار هم قرار دهید تا آخر عمر یک زندگی شاد خواهید داشت.

   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش