+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
صبحی که پلک آمنه افتاده بود و چشم سوخته بیرون مانده بود و مادر و برادرم در جایشان بی حرکت مانده بودند، هیچ یک از ما جرئت نداشتیم به چشم آمنه دست بزنیم؛ می ترسیدیم چشم سوخته هر آن بیرون بریزد؛ ولی کسی باید جرئت می کرد و پلک را بالا می کشید و روی چشم می گذاشت و من این کار را کردم

به گزارش پارسینه به نقل از زمانه، شیرین بهرامی نوا، خواهر «آمنه» قربانی پرونده جنجالی اسیدپاشی در نامه ای به یکی از منتقدان قصاص خواهرش پاسخ داد، متن این نامه را از نظر می گذرانید:

شما از دور در حال تماشای جریانی هستید که اصلاً درک و فهمش برای تان دشوار است؛ فقط خوانده اید. ندیده اید. «جرم» را در کتاب می بینید و از تاثیر آن بر زندگی، توانایی، سرنوشت و به طور کلی آینده، درکی ندارید. سخن گفتن چه زیبا و ساده است و عمل کردن چه دشوار. اگر به جای خواهرم بودید جز قصاص نمی خواستید. کما این که او به حبس ابد راضی است؛ اما به عملی شدن آن امیدوار نیست. پس بهتر می بیند دست دراز مردسالار و مغرور مجید را با قصاص از تجاوز و آسیب مجدد به او کوتاه کند.

در ضمن، آمنه نه «ناموس» مجید بوده و هست و نه دیگری؛ حتی پدرش و برادرانش. پدرم همیشه از این الفاظ دوری می کرد و ما را با اندیشه برابری و دور از تعصبات، ناموس و هرآن چه جامعه مردسالار علاقه مند به نام گذاری آن است تربیت کرده. ما آموختیم به «کرامت انسانی» خود و دیگری احترام بگذاریم. لغت «ناموس» شما برایم تهوع آور و مشم‍ئزکننده است. متاسفم که اینگونه سخن می گویم. اینها امروز در فرهنگ لغت لمپن ها یافت می شوند نه در اذهان زنان و مردان آزاد اندیش که در پی آزادی و آزادگی رنج می برند و رد پای جهل و ظلم را بر سر و صورت خود می بینند. اگر جهت جدب مخاطب نوشته اید مسئله دیگری است.

آیا شما تضمین می کنید، اگر مجید موحدی بدون قصاص آزاد شد، خواهر من و خانواده ما و من که شاکی اولیه بودم در امان خواهیم بود؟ شما درمان آمنه را که خانواده موحدی هیچ بخشی از آن را نپرداختند و زحمت تهیه پولش را هم به خود تحمیل نکردند به شکل واقعی و جدی نمی بینید؟ شما می دانید هر عمل آمنه با وجود تخفیف ها چقدر هزینه برداشته است؟ هر عمل، دو الی هفت هزار یورو. به آن اضافه کنید هزینه انواع داروها و پمادها و کرم ها را؛ آن هم چندبار در طی روز. روزی که آمنه به تنهایی برای دوش گرفتن رفت و کاسه چشمش را خالی یافت و غش کرد، شما کجا بودید؟

آمنه قوی است؛ بسیار قوی. جلوی ما نه گریه کرد نه ناله، نه شکایت. همیشه به همه دلداری داد. حقش نیست که به انتقام جویی و سنگدلی متهم شود و قضاوت ناعادلانه و سرخوشانه جهت بذل توجه به دیگری. وقتی از موضوعی سخن می گویید اول بسیار فکر کنید. این قصه نیست. حقیقتی است که واقع شده و سرنوشت و زندگی ما را واژگون کرده است. پرستاری شبانه روزی، انتظار و دلواپسی همیشگی بدتر شدن اوضاع جسم و جانش، محو شدن چشم و ابرو و گونه و از فرم افتادن لب و گونه و این پرسش همیشگی از من که الان خیلی زشتم؟ و من چه داشتم بگویم به خواهرکم. راست یا دروغ یا تعارف؟

تا به حال جای من بوده اید که از زیبایی خود و سلامت خود شرمگین شوید؟ نه! اما من هر روز خجالت کشیده ام که زیبایی معمولی ام را دارم، که هنوز می بینم و خواهر کوچک ترم نمی بیند. احساس گناه و خجالت و شرمندگی کرده ام سال ها.

وقتی خواهرم می پرسد کسی یا اتاقی یا فضایی، چه شکلی یا چگونه است، از درد به خودم می پیچم. وقتی هنگام راه رفتن به در و دیوار می خورد و هر که به او تنه می زند عذر می خواهد که نمی بیند، من رنج می برم اما سکوت می کنم. وقتی تنها و سرگردان- در اوایل که سعی داشت با عصا راه برود- می ماند، دنیا بر سرم آوار می شود و دلم می خواهد نباشم و محو شوم؛ اما شاهد اینها نباشم. شما از رنج حرف می زنید و ما آن را برده ایم.

وقتی با همه ادبی که آموخته بودم مجبور بودم با دیگران تند برخورد کنم که از جملات مایوس کننده در برابر آمنه و مادر و پدر و خواهر و برادران کوچک ترم خودداری کنند، نمی دانید چه رنجی بردم. نمی دانید که وقتی مردم با دیدن آمنه نوچ نوچ راه می انداختند و با وجود نگاه تند من هنوز به ایجاد رعب و وحشت ناشی از همین حرکت به ظاهر ساده در دل خواهرم در راهروهای بیمارستان «لبافی نژاد» ادامه می دادند، دلم فرو می ریخت و با حرکات دست و گاه آمرانه، آنانی را که نمی شناختم شان به سکوت فرا می خواندم؛ چه رنجی می بردم از این همه التهاب و هیجان های یکسره منفی.

یادم می آید روزی که برادرم بعد از سه ماه دوری از خانه و خدمت در اطراف شیراز، بی خبر به خانه آمد تا غافلگیرمان کند، چه بد غافلگیر شد. برادر دیگرم که در شوک و سکوت ناظر بود و ناباورانه فقط نگاه می کرد. صبحی که پلک آمنه افتاده بود و چشم سوخته بیرون مانده بود و مادر و برادرم در جایشان بی حرکت مانده بودند، هیچ یک از ما جرئت نداشتیم به چشم آمنه دست بزنیم؛ می ترسیدیم چشم سوخته هر آن بیرون بریزد؛ ولی کسی باید جرئت می کرد و پلک را بالا می کشید و روی چشم می گذاشت و من این کار را کردم و هنوز هم دلم از یاد آوری آن لحظه و لحظه های مشابه و گاه بدتر و وخیم تر می لرزد. برای پرسش های برادرم که می پرسید چرا مثل مرغ پرکنده دور خودش می چرخید و تاب می خورد و ایستادن و نشستن را تاب نمی آورد، هیچ جوابی نداشتم؛ و چه خوب که آمنه نبود تا گریه دست جمعی ما چهار خواهر و برادر را ببیند. او رفته بود برای پانسمان و بعد از آن گریه بود که ما قول دادیم جلوی آمنه صبور باشیم و او را بخندانیم و امیدوار کنیم .

حال شما ساده انگارانه به «قضاوت» نشسته اید؟ این حق را از کجا آورده اید؟


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

***

10 كارت پستال جديد و بسيار زيبا براي روز مادر و زن

کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس


کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
ارسال به دوستان      |      نمایش عکس




برچسب ها :


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

ايرجميرزا مي فرمايد:

داد معشوقه به عاشق پيغام / كه كند مادر تو با من جنگ

هركجا بيندم از دور كند / چهره پرچين و جبين پر آژنگ

با نگاه غضب آلود زند / بر دل نازك من تير خدنگ

مادر سنگدلت تا زنده است / شهد در كام من و توست شرنگ

نشوم يكدل و يكرنگ تو را / تا نسازي دل او از خون رنگ

گر تو خواهي به وصالم برسي / بايد اين ساعت بي خوف و درنگ

روي و سينه تنگش بدري / دل برون آري از آن سينه تنگ

گرم و خونين به منش باز آري / تا برد زآينه قلبم زنگ

عاشق بي خرد ناهنجار / نه بل آن فاسق بي عصمت و ننگ

حرمت مادري از ياد ببرد / خيره از باده و ديوانه ز بنگ

رفت و مادر را افكند به خاك / سينه بدريد و دل آورد به چنگ

قصد سرمنزل معشوق نمود / دل مادر به كفش چون نارنگ

از قضا خورد دم در به زمين / و اندكي سوده شد او را آرنگ

وان دل گرم كه جان داشت هنوز / اوفتاد از كف آن بي فرهنگ

از زمين باز چو برخاست نمود / پي برداشتن آن آهنگ

ديد كز آن دل آغشته به خون / آيد آهسته برون اين آهنگ:

آه دست پسرم يافت خراش / آه پاي پسرم خورد به سنگ

پاينده باد ايران


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

. مادر! مرا ببخش
فرزند خشمگين و خطا كار خويش را
مادر! حلال كن كه سرا پا ندامت است
با چشم اشكبار، ز پيشم چو ميروي
سر تا به پاي من
غرق ملامت است.
***
هر لحظه در برابر من اشك ريختي
از چشم پر ملال تو خواندم شكايتي
بيچاره من، كه با همه ي اشكهاي تو
هرگز نداشت راه گناهم نهايتي
***
تو گوهري كه در كف طفلي فتاده اي
من، ساده لوح كودك گوهر نديده ام
گاهي به سنگ جهل، گهر را شكسته ام
گاهي به دست خشم به خاكش كشيده ام
***
مادر! مرا ببخش.
صد بار از خطاي پسر اشك ريختي
اما لبت به شكوه ي من آشنا نبود
بودم در اين هراس كه نفرين كني ولي ــ
كار تو از براي پسر جز دعا نبود.
***
بعد از خدا ، خداي دل و جان من توئي
من،بنده اي كه بار گنه مي كشم به دوش
تو، آن فرشته اي كه زمهرت سرشته اند
چشم از گناهكاري فرزند خود بپوش.
***
اي بس شبان تيره كه در انتظار من ـــ
فانوس چشم خويش ــ به ره ، بر فروختي
بس شامهاي تلخ كه من سوختم ز تب ـــ
تو در كنار بستر من دست بر دعا ـــ
بر ديدگان مات پسر ديده دوختي
تا كاروان رنج مرا همرهي كني ـــ
با چشم خواب سوز ـــ
چون شمع دير پاي ـــ
هر شب، گريستي ـــ
تا صبح ، سو ختي.
***
شبهاي بس دراز نخفتي كه تا پسر ـــ
خوابد به ناز بر اثر لاي لاي تو.
رفتي به آستانه مرگ از براي من
اي تن به مرگ داده، بميرم براي تو.
***
اين قامت خميده ي در هم شكسته ات ـــ
گوياي داستان ملال گذشته هاست
رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات ـــ
ويرانه اي ز كاخ جمال گذشته هاست.
***
در چهره تو مهرو صفا موج مي زند
اي شهره در وفا و صفا! مي پرستمت
در هم شكسته چهره تو، معبد خداست
اي بارگاه قدس خدا! مي پرستمت.
***
مادر!من از كشاكش اين عمر رنج زاي ـــ
بيمار و خسته جان به پناه تو آمده ام
دور از تو هر چه هست، سياهيست ، نور نيست
من در پناه روي چو ماه تو آمدم
مادر ! مرا ببخش
فرزند خشمگين و خطا كار خويش را
مادر ،حلال كن كه سرا پا ندامت است
با چشم اشكبار ز پيشم چو مي روي ـــ
سر تا به پاي من ـــ
غرق ملامت است.

مهدی سهیلی


برچسب: شعر-مادر-روز زن-روز مادر-برای مادر-هدیه-شعر برای مادر


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

تاج از فرق فلک برداشتن ،

جاودان آن تاج بر سرداشتن :

در بهشت آرزو ره یافتن،

هر نفس شهدی به ساغر داشتن،

روز در انواع نعمت ها و ناز،

شب بتی چون ماه در بر داشتن ،

صبح از بام جهان چون آفتاب ،

روی گیتی را منور داشتن ،

شامگه چون ماه رویا آفرین،

ناز بر افلاک اختر داشتن،

چون صبا در مزرع سبز فلک،

بال در بال کبوتر داشتن،

حشمت و جاه سلیمانی یافتن،

شوکت و فر سکندر داشتن ،

تا ابد در اوج قدرت زیستن،

ملک هستی را مسخر داشتن،

برتو ارزانی که ما را خوش تر است :

لذت یک لحظه "مادر" داشتن !


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳
این غم نامه را شهریار در از دست دادن مادرش سروده است روحشان شاد


ای وای مادرم


آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگیّ ما همه جا وول می خورد
هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم

***

هر روز می گذشت از این زیر پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز ما
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می رود
چادر نماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک خورده و جوراب وصله دار
او فکر بچه هاست
هر جا شده هویج هم امروز می خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه ها

***

او مُرد ودر کنار پدر زیر خاک رفت
اقوامش آمدند پی سر سلامتی
یک ختم هم گرفته شد و پُر بَدَک نبود
بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند
لطف شما زیاد
اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت:
این حرف ها برای تو مادر نمی شود.

***

او پنج سال کرد پرستاری مریض
در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد
اما پسرچه کرد برای تو؟ هیچ، هیچ
تنها مریضخانه، به امّید دیگران
یک روز هم خبر: که بیا او تمام کرد.
در راه قُم به هر چه گذشتم عبوس بود
پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد
صحرا همه خطوطِ کج و کوله و سیاه
طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین
دریاچه هم به حال من از دور می گریست
تنها طواف دور ضریح و یکی نماز
یک اشک هم به سوره ی یاسین من چکید
مادر به خاک رفت.

***

این هم پسر، که بدرقه اش می کند به گور
یک قطره اشک مُزد همه ی زجرهای او
اما خلاص می شود از سرنوشت من
مادر بخواب، خوش
منزل مبارکت.

***

آینده بود و قصه ی بی مادریّ من
نا گاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ
من می دویدم از وسط قبرها برون
او بود و سر به ناله برآورده از مغاک
خود را به ضعف از پی من باز می کشید
دیوانه و رمیده، دویدم به ایستگاه
خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع
ترسان ز پشت شیشه ی در آخرین نگاه
باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش
چشمان نیمه باز:
از من جدا مشو.

***

می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود
انگار جیوه در دل من آب می کنند
پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم
خاموش و خوفناک همه می گریختند
می گشت آسمان که بکوبد به مغز من
دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه
وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد
یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان
می آمد و به مغز من آهسته می خلید:
تنها شدی پسر.

***

باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی
دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض
پیراهن پلید مرا باز شسته بود
انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود:
بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟
تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر
می خواستم به خنده درآیم به اشتباه
اما خیال بود
ای وای مادرم...


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳
بر اساس یک تحقیق مشترک که توسط محققان آمریکایی و انگلیسی صورت گرفت، این موضوع مشخص شد که زوج هایی با درآمد متوسط سالانه، خوشبخت ترند.

بر اساس این تحقیق که در روزنامه گاردین منتشر شده آمده است: خانواده هایی با درآمد متوسط سالانه 65 هزار پوند، از سایر خانواده ها خوشحال تر و خوشبخت ترند.

«دیوید بروک» یکی از این محققان در این باره خاطرنشان کرد: زوج هایی که درآمد متوسط دارند، از لحاظ روانی در وضعیت بهتری هستند و به همین دلیل کمتر با هم دعوا و بگومگو می کنند و می توانند در شرایط سخت و بحرانی به یکدیگر کمک کنند.

این محقق در ادامه افزود: تحقیقاتی که بر روی گروهی از زوج های آمریکایی و انگلیسی صورت گرفت، به ما نشان داد که آن دسته از زوج هایی که درآمدشان کمتر یا بیشتر از حد متوسط است، همواره با مشکلات و دردسرهایی روبرو هستند. همچنین زوج هایی که درآمد یکسان دارند، بهتر می توانند در شرایط مختلف به یکدیگر یاری برسانند و بر سر یکدیگر منت نمی گذارند؛ چرا که پژوهش های اخیر نشان داده است که در صورت ناهماهنگی درآمد زوج ها، اختلافاتی پدید می آید که در برخی موارد منجر به جدایی می شود.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳
پروژه ملی پست الکترونیک شرکت پست با رویکرد ایجاد فضای امن و به دور از محدودیت تحریم های فعلی و آتی راه اندازی شده و آماده سرویس دهی به متقاضیان در ایران و حتی خارج از ایران است.

به گزارش مهر، محمدناصر عامری مدیر عامل شرکت صنایع الکترونیک پارسیان که وظیفه اجرای پروژه ملی پست الکترونیک را از سوی کارفرمای این پروژه که شرکت پست است بر عهده دارد در نشست خبری در مورد چگونگی اجرای این پروژه اظهار داشت: در این پروژه سعی شده هر ایرانی در هر کجای دنیا با عضویت در پرتال POST.IR ضمن بهره گیری از یک آدرس ایمن در فضای تبادل اطلاعات داخلی، نگرانی هک شدن و کرک شدن اطلاعات شخصی خود را توسط ارائه دهندگان سرویس های پست الکترونیک مانند یاهو و گوگل از میان ببرد.

وی با بیان اینکه هم اکنون این طرح ظرفیت سرویس دهی به یک میلیون کاربر را دارد و در حال حاضر هم 16 هزار نفر از این ایمیل ملی استفاده می کنند گفت: این پروژه ملی توسط کارشناسان و متخصصان شرکت صنایع الکترونیک پارسیان اجرا شده است.

عامری با اشاره به اینکه پروژه ملی پست الکترونیک شرکت پست جمهوری اسلامی ایران در شهریور ماه سال 1389 با تدوین طرح جامع استفاده 50 میلیون کاربر در فاز اول آغاز شد اضافه کرد: طی برنامه زمان بندی تعیین شده از سوی کارفرما، همچنین با توجه به پیچیدگی ها و ظرافت های این پروژه به لحاظ مباحث امنیتی و تاکید شرکت پست بر پیاده سازی فضای امن تبادل اطلاعات در عین تسهیل در امر کاربری برای همه هموطنان ایرانی این پروژه بعد از 8 ماه تلاش شبانه روزی به بهره برداری رسید.

وی گفت: این پروژه در 6 مرحله شناخت، طراحی، پیاده سازی و نصب، پشتیبانی و آموزش تدوین شده که در حال حاضر پس از بررسی و آزمون های فنی و اجرایی، در مرحله کاربری توسط شرکت های تابعه پست بوده و با توجه به بستر ایجاد شده در این فاز امکان توسعه تا 50 میلیون کاربر ایرانی را دارد.

مدیر عامل شرکت صنایع الکترونیک پارسیان با بیان اینکه یکی از نگرانی های کاربران اینترنتی، مبحث امنیت فضای تبادل اطلاعات است ادامه داد: این بیم و نگرانی کاربران از دسترسی اطلاعات محرمانه توسط عوامل بیگانه در سایت های ارائه دهنده سرویس های پست الکترونیک از جمله yahoo و Google و چند ده سرویس دهنده دیگر، همچنین هک شدن، کرک شدن، قطع ارتباط و یا سایر مشکلات ناشی از استفاده از ابزارهای غیربومی عامل اصلی اجرای پروژه ملی پست الکترونیک شرکت پست محسوب می شود.

به گفته وی با بهره برداری از این پروژه کاربران ایرانی داخل کشور و حتی ایرانیان مقیم خارج نیز امکان استفاده از این سرویس ویژه را بدون محدودیت در حجم تبادل اطلاعات خواهند داشت.

عامری اضافه کرد: شرکت صنایع الکترونیک پارسیان در جشنواره ملی فاوا موفق به اخذ لوح سپاس بعنوان تنها مجموعه منتخب در بخش پشتیبانی فنی پست شد و نشان موفقیت خود را از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دریافت کرد.

وی با بیان اینکه شرکت صنایع الکترونیک پارسیان در سال گذشته موفق به پیاده سازی پروژه "روتینگ" پروتکل پست جمهوری اسلامی ایران نیز شده افزود: این پروژه ملی برای تسهیل در امر تبادل اطلاعات بین ادارات کل پست استانی و دفاتر خدمات پستی در اقصی نقاط ایران برای تسریع در امر خدمات رسانی تعریف شده است.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳
مواد لازم:
کنسرو ذرت= یک قوطی
میگو پخته خرد شده= یک فنجان
خیار شور= نصف فنجان
نخود فرنگی= نصف فنجان
هویج آب پز= 3 عدد
کرفس خرد شده= یک فنجان
گوجه فرنگی خرد شده= یک فنجان
آب لیمو= 3 قاشق سوپخوری
روغن زیتون= 3 قاشق سوپخوری
سس مخصوص گوشت= نصف فنجان
نمک و فلفل= به مقدار لازم


مواد لازم برای تهیه سس گوشت:
آب گوشت= 2 فنجان
آرد= یک قاشق سوپخوری
کره یا روغن مایع= 50 گرم
آب لیمو= 2 قاشق سوپخوری
شوید خشک =یک قاشق مرباخوری
خردل= 2 قاشق سوپخوری
شکر= یک قاشق مرباخوری
نمک و فلفل =به مقدار لازم

طرز تهیه:
خیار شور و هویج آب پز را حلقه حلقه خرد می کنیم. سپس ذرت، میگو خرد شده، گوجه فرنگی، هویج، نخود فرنگی، کرفس و خیار شور را باهم مخلوط می کنیم. آب لیمو، روغن زیتون، نمک و فلفل را با هم مخلوط کرده و به مواد قبلی اضافه می کنیم. در یک دیس گرد چند برگ کاهو قرار می دهیم و تمامی مواد آماده شده را روی برگ کاهو قرار می دهیم و روی آنها سس گوشت را می ریزیم. می توانیم دور دیس را با چند تربچه گل شده و جعفری تزیین کنیم.


طرز تهیه سس گوشت:

آرد و کره یا روغن مایع را کمی تفت می دهیم. آب گوشت گرم شده را به تدریج به آرد اضافه می کنیم و مرتب سس را هم می زنیم تا صاف و یکنواخت شود. آب لیمو، شکر، خردل، نمک و فلفل را به آن اضافه کرده و ظرف را از روی حرارت بر می داریم. شوید را به سس آماده شده اضافه می کنیم. از این سس می توان برای سرو انواع گوشت های گرم و سرد استفاده نمود.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

آنها با استفاده از هدفونهای معمولی که روی گوشها و سر نوزدان خیلی بزرگ به نظر می رسند، موسیقی ویوالدی و موتزارت را برای این کودکان پخش می کنند و آنها دور از مادرانشان به این موسیقی گوش می دهند.

دکتر اسلاوکا ویراگوا معتقد است موسیقی می تواند جایگزینی برای صدای مادران باشد و سبب عادی شدن ضربان قلب نوزادان می شود. به نظر او موسیقی کلاسیک میتواند جایگزین خوبی برای مادر در زمان نبودشان باشد.

به این ترتیب موسیقی نه تنها جای خالی مادر را پر کرده بلکه از استرس نوزاد کاسته و به افزایش وزن او کمک می کند.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش