+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
 سوره قدر

بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فى لیلة القدر (1) و ما ادراک ما لیلة القدر (2) لیلة القدر خیر من الف شهر (3) تنزل الملئکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).

ترجمه آیات

به نام خداوند رحمان و رحیم.ما این قرآن عظیم الشان را(که رحمت واسع و حکمت جامع است) در شب قدر نازل کردیم(1).

و تو چه مى‏دانى شب قدر چیست؟(2).

شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).

در این شب فرشتگان و روح(یعنى جبرئیل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند(4).

این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه(5).

بیان آیات

این سوره نزول قرآن در شب قدر را بیان مى‏کند، و آن شب را تعظیم نموده از هزار ماه بالاتر مى‏داند، چون در آن شب ملائکه و روح نازل مى‏شوند، و این سوره، هم احتمال مکى بودن را دارد، و هم مى‏تواند مدنى باشد، و روایاتى که درباره سبب نزول آن از امامان اهل بیت (علیهم السلام) و از دیگران رسیده خالى از تایید مدنى بودن آن نیست، و آن روایاتى است که دلالت دارد بر اینکه این سوره بعد از خوابى بود که رسول خدا(ص)دید، و آن خواب این بود که دید بنى امیه بر منبر او بالا مى‏روند، و سخت اندوهناک شد، و خداى تعالى براى تسلیتش این سوره را نازل کرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حکومت‏بنى امیه است).

"انا انزلناه فى لیلة القدر"

ضمیر در"انزلناه"به قرآن برمى‏گردد، و ظاهرش این است که: مى‏خواهد بفرماید همه قرآن را در شب قدر نازل کرده، نه بعضى از آیات آن را، مؤیدش هم این است که تعبیر به انزال کرده، که ظاهر در اعتبار یکپارچگى است، نه تنزیل که ظاهر در نازل کردن تدریجى است.

و در معناى آیه مورد بحث آیه زیر است که مى‏فرماید: "و الکتاب المبین انا انزلناه فى لیلة مبارکة" (1) ، که صریحا فرموده همه کتاب را در آن شب نازل کرده، چون ظاهرش این است که نخست‏سوگند به همه کتاب خورده، بعد فرموده این کتاب را که به حرمتش سوگند خوردیم، در یک شب و یکپارچه نازل کردیم.

پس مدلول آیات این مى‏شود که قرآن کریم دو جور نازل شده، یکى یکپارچه در یک شب معین، و یکى هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت که آیه شریفه"و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مکث و نزلناه تنزیلا" (2) ، نزول تدریجى آن را بیان مى‏کند، و همچنین آیه زیر که مى‏فرماید: "و قال الذین کفروا لو لا نزل علیه القرآن جملة واحدة کذلک لنثبت‏به فؤادک و رتلناه ترتیلا" (3) .

و بنا بر این، دیگر نباید به گفته بعضى (4) اعتنا کرد که گفته‏اند: معناى آیه"انزلناه" این است که شروع به انزال آن کردیم، و منظور از انزال هم انزال چند آیه از قرآن است، که در آن شب یکباره نازل شد نه همه آن.

و در کلام خداى تعالى آیه‏اى که بیان کند لیله مذکور چه شبى بوده دیده نمى‏شود بجز آیه"شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن" (5) که مى‏فرماید: قرآن یکپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آیه مورد بحث معلوم مى‏شود شب قدر یکى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اینکه کدامیک از شب‏هاى آن است در قرآن چیزى که بر آن دلالت کند نیامده، تنها از اخبار استفاده مى‏شود، که ان شاء الله در بحث روایتى آینده بعضى از آنها از نظر خواننده مى‏گذرد.

در این سوره آن شبى که قرآن نازل شده را شب قدر نامیده، و ظاهرا مراد از قدر تقدیر و اندازه‏گیرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گیرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث یک سال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر مى‏سازد، آیه سوره دخان هم که در وصف شب قدر است‏بر این معنا دلالت دارد: "فیها یفرق کل امر حکیم امرا من عندنا انا کنا مرسلین رحمة من ربک" (6) ، چون"فرق"، به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است، و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند.

و از این استفاده مى‏شود که شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى که قرآن در آن شبش نازل شد نیست، بلکه با تکرر سنوات، آن شب هم مکرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، که در آن شب امور سال آینده تا شب قدر سال بعد اندازه گیرى و مقدر مى‏شود.

براى اینکه این فرض امکان دارد که در یکى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن یکپارچه نازل شده باشد، ولى این فرض معنا ندارد که در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آینده تعیین گردد. علاوه بر این، کلمه"یفرق"به خاطر اینکه فعل مضارع است استمرار را مى‏رساند، در سوره مورد بحث هم که فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نیز فرموده: "ملائکه در آن شب نازل مى‏شوند"مؤید این معنا است.

پس وجهى براى تفسیر زیر نیست که بعضى (7) کرده و گفته‏اند: شب قدر در تمام دهر فقط یک شب بود، و آن شبى بود که قرآن در آن نازل گردید، و دیگر تکرار نمى‏شود.و همچنین تفسیر دیگرى که بعضى (8) کرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تکرار مى‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بین برد.و نیز سخن آن مفسر (9) دیگر که گفته: شب قدر تنها یک شب معین در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نیز سخن آن مفسر (10) دیگر که گفته: شب قدر شبى است در تمام سال، ولى در هر سال یک شب نامعلومى است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏هاى دیگر در ماههاى دیگر، مثلا شعبان یا ذى القعده واقع مى‏شود، هیچ یک از این اقوال درست نیست.

بعضى (11) دیگر گفته‏اند: کلمه"قدر"به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته، و یا عنایتى که به عبادت متعبدین در آن شب داشته.

بعضى (12) دیگر گفته‏اند: کلمه"قدر"به معناى ضیق و تنگى است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند که زمین با نزول ملائکه تنگ مى‏گردد.و این دو وجه به طورى که ملاحظه مى‏کنید چنگى به دل نمى‏زند.

پس حاصل آیات مورد بحث‏به طورى که ملاحظه کردید این شد که شب قدر بعینه یکى از شبهاى ماه مبارک رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احکام مى‏شود، البته منظورمان" احکام"از جهت اندازه‏گیرى است، خواهید گفت پس هیچ امرى از آن صورت که در شب قدر تقدیر شده باشد در جاى خودش با هیچ عاملى دگرگون نمى‏شود؟ در پاسخ مى‏گوییم: نه، هیچ منافاتى ندارد که در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى دیگر محقق شود، چون کیفیت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدیر، امرى دیگر است، همچنان که هیچ منافاتى ندارد که حوادث در لوح محفوظ معین شده باشد، ولى مشیت الهى آن را تغییر دهد، همچنان که در قرآن کریم آمده: " یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب" (13) .

علاوه بر این، استحکام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرایط تحققش موجود است، و بعضى‏ها ناقص است، و احتمال دارد که در شب قدر بعضى از مراتب احکام تقدیر بشود، و بعضى دیگرش به وقت دیگر موکول گردد، اما آنچه از روایات بر مى‏آید و به زودى روایاتش از نظر خواننده خواهد گذشت‏با این وجه سازگار نیست.

"و ما ادریک ما لیلة القدر"

این جمله کنایه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اینکه ممکن بود در نوبت دوم ضمیر لیلة القدر را بیاورد، خود آن را تکرار کرد.واضح‏تر بگویم، با اینکه مى‏توانست‏بفرماید: "و ما ادریک ما هى، هى خیر من الف شهر"براى بار دوم و بار سوم خود کلمه را آورد و فرمود: "و ما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر".

"لیلة القدر خیر من الف شهر"

این جمله به طور اجمال آنچه را که در جمله"و ما ادریک ما لیلة القدر"بدان اشاره شده بود، یعنى عظمت آن شب را بیان مى‏کند، و مى‏فرماید: بدین جهت گفتیم آن شب مقامى ارجمند دارد که از هزار شب بهتر است.

و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى که مفسرین تفسیر کرده‏اند بهتر بودنش از حیث فضیلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همین معنا است، چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به سوى خدا نزدیک، و به وسیله عبادت زنده کند، و زنده‏دارى آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممکن است همین معنا را از آیه سوره دخان نیز استفاده کرد، چون در آنجا شب قدر را پر برکت‏خوانده، و فرموده: "انا انزلناه فى لیلة مبارکة" (14) .البته در این میان معناى دیگرى نیز هست، که ان شاء الله در بحث روایتى آینده خواهد آمد.

"تنزل الملئکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر"

کلمه"تنزل"در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحى است که از عالم امر است و خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "قل الروح من امر ربى" (15) ، و اذن در هر چیز به معناى رخصت دادن در آن است، و یا به عبارت دیگر اعلام این معنا است که مانعى از این کار نیست.

و کلمه"من"در جمله"من کل امر"به گفته بعضى (16) از مفسرین به معناى باء است.

بعضى (17) دیگر گفته‏اند: به معناى خودش است، یعنى ابتداى غایت، ولى سببیت را هم مى‏رساند، و آیه را چنین معنا مى‏دهد: "ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امرى الهى نازل مى‏شوند".

بعضى (18) دیگر گفته‏اند: باء براى تعلیل به غایت است، و معنایش این است"ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، براى خاطر اینکه هر امرى را تدبیر کنند".

لیکن حق مطلب این است که: مراد از امر، اگر آن امر الهى باشد که آیه"انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون" (19) تفسیرش کرده، حرف"من"براى ابتدا خواهد بود، و در عین حال سببیت را هم مى‏رساند، و به آیه چنین معنا مى‏دهد: "ملائکه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، در حالى که نزولشان را ابتدا مى‏کنند و هر امر الهى را صادر مى‏نمایند".

و اگر منظور از امر مذکور هر امر کونى و حادثه‏اى باشد که باید واقع گردد، در این صورت حرف"من" به معناى لام تعلیل خواهد بود، و آیه را چنین معنا مى‏دهد: ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند براى خاطر تدبیر امرى از امور عالم.

"سلام هى حتى مطلع الفجر"

در مفردات گفته: کلمه"سلام"و"سلامت"به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است (20) .

پس جمله"سلام هى"اشاره است‏به اینکه عنایت الهى تعلق گرفته است‏به اینکه رحمتش شامل همه آن بندگانى بشود که به سوى او روى مى‏آورند، و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به این معنا که عذابى جدید نفرستد.و لازمه این معنا آن است که طبعا در آن شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود، همچنان که در بعضى از روایات هم به این معنا اشاره رفته است.

ولى بعضى (21) از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه"سلام"این است که: در آن شب ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام مى‏دهند.برگشت این معنا هم به همان معناى اول است و این دو آیه یعنى آیه"تنزل الملئکة و الروح"تا آخر سوره در معناى تفسیرى است‏براى آیه قبلى که مى‏فرمود"لیلة القدر خیر من الف شهر".

بحث روایتى

در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت آورده که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که در عهد انبیاء بوده و امر بر آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر در آن شب تعطیل مى‏شده است؟فرمود: نه بلکه شب قدر تا قیامت هست (22) .

مؤلف: در این معنا روایات زیادى از طرق اهل سنت نیز آمده (23) .

و در مجمع البیان است که از حماد بن عثمان از حسان ابن ابى على نقل شده که گفت: از امام صادق(ع)از شب قدر پرسیدم، فرمود در نوزدهم رمضان و بیست و یکم و بیست و سوم جستجویش کن (24) .

مؤلف: در معناى این روایات روایاتى دیگر نیز هست، و در بعضى از اخبار تردید بین دو شب شده، یکى بیست و یکم و دیگرى بیست و سوم، مانند روایتى که عیاشى از عبد الواحد از امام باقر(ع)روایت کرده (25) . و از روایاتى دیگر استفاده مى‏شود که شب قدر خصوص بیست و سوم است، و اگر معینش نکرده‏اند به منظور تعظیم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نکنند (26) .

و نیز در تفسیر عیاشى در روایت عبد الله بن بکیر از زراره از یکى از دو امام باقر و صادق(ع)آمده که فرمود: شب بیست و سوم همان شب جهنى است، و حدیث جهنى این است که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم: منزل من از مدینه دور است، دستورم بده در شب معینى داخل مدینه شوم فرمود: شب بیست و سوم داخل شو (27) .

مؤلف: حدیث جهنى که نامش عبد الله بن انیس انصارى بود، از طرق اهل سنت نیز روایت‏شده، و سیوطى آن را در الدر المنثور از مالک و بیهقى نقل کرده (28) .

و در کافى به سند خود از زراره روایت کرده که گفت: امام صادق(ع) فرمود: تقدیر در نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است (29) .

مؤلف: در این معنا هم روایات دیگرى هست (30) .

پس معلوم شد آنچه همه روایات مختلفى که از ائمه اهل بیت(ع)وارد شده در آن اتفاق دارند این است که: شب قدر تا روز قیامت‏باقى است، و همه‏ساله تکرار مى‏شود، و نیز لیلة القدر شبى از شبهاى رمضان، و نیز یکى از سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه است.

و اما از طرق اهل سنت روایات به طور عجیبى اختلاف دارند که به هیچ وجه نمى‏شود بین آنها را جمع کرد، ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم است، و در آن شب بوده که قرآن نازل شده.از خوانندگان محترم هر که بخواهد آن روایات را ببیند باید به تفسیر الدر المنثور و سایر جوامع حدیث مراجعه کند.

و در الدر المنثور است که خطیب از ابن مسیب روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص)فرمود: در خواب به من نشان دادند که بنى امیه بر منبرم بالا مى‏روند، و این معنا بر من سخت گران آمد و خداى تعالى در این مناسبت‏سوره"انا انزلناه فى لیلة القدر"را نازل کرد (31) .

مؤلف: نظیر این روایت را خطیب هم در تاریخ خود از ابن عباس آورده.و ترمذى و ابن جریر، طبرانى، ابن مردویه و بیهقى هم روایتى در معناى آن از حسن بن على نقل کرده‏اند (32) .و در این میان روایات بسیارى در این معنا از طرق شیعه از ائمه اهل بیت(ع) نقل شده، و در آنها آمده که خداى تعالى لیلة القدر را که بهتر از هزار ماه سلطنت‏بنى امیه است‏به عنوان تسلیت‏به رسول خدا(ص)عطا فرمود (33) .

و در کافى به سند خود از ابن ابى عمیر از عده‏اى راویان از امام صادق(ع) روایت آورده که گفت: بعضى از اصحاب ما امامیه که به نظرم مى‏آید سعید بن سمان بود از آن جناب پرسید: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است)، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد (34) .

و در همان کتاب به سند خود از فضیل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روایت کرده که از امام باقر(ع)از معناى آیه"انا انزلناه فى لیلة مبارکة"سؤال کرد، فرمود بله شب قدر که همه‏ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجدید مى‏شود شبى است که قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبى است که خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "فیها یفرق کل امر حکیم".

آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه‏اى که باید در طول آن سال واقع گردد تقدیر مى‏شود، چه خیر و چه شر، چه طاعت و چه معصیت، و چه فرزندى که قرار است متولد شود، و یا اجلى که بنا است فرا رسد، و یا رزقى که قرار است(تنگ و یا وسیع)برسد، پس آنچه در این شب مقدر شود، و قضایش رانده شود قضایى است‏حتمى، ولى در عین حال مشیت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است(و خدا با حتمى کردن مقدرات، العیاذ بالله به دست‏خود دست‏بند نمى‏زند).

حمران مى‏گوید: پرسیدم منظور خداى تعالى از اینکه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار شب"چیست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زکات و انواع خیرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خیر مؤمنین را مضاعف نمى‏کرد، مؤمنین بجایى نمى‏رسیدند، ولى خدا پاداش حسنات ایشان را مضاعف مى‏کند (35) .

مؤلف: منظور امام از اینکه فرمود: "ولى در عین حال مشیت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است"، این است که قدرت خداى تعالى همیشه مطلق است، او هر زمان هر کارى را بخواهد مى‏کند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمى کرده باشد، و خلاصه حتمى کردن یک مقدر قدرت مطلقه او را مقید نمى‏کند، او مى‏تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نماید هر چند که هیچ وقت چنین کارى را نمى‏کند.

و در مجمع است که از ابن عباس از رسول خدا(ص)روایت

شده که فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائکه‏اى که ساکن در سدرة المنتهى هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مى‏شوند، در حالى که جبرئیل به اتفاق سایر سکان نامبرده پرچم‏هایى را به همراه دارند، یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس، و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سینا نصب مى‏کنند، و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى در این نقاط نمى‏ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام مى‏کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد (36) .

و در تفسیر برهان از سعد بن عبد الله روایت کرده که به سند خود از ابى بصیر روایت کرده که گفت: با امام صادق(ع)بودم که سخن از پاره‏اى خصائص امام در هنگام ولادت به میان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود امام مستوجب روح بیشترى مى‏گردد.عرضه داشتم فدایت‏شوم مگر روح همان جبرئیل نیست؟فرمود: روح از جبرئیل بزرگتر است، و جبرئیل از سنخ ملائکه است، و روح از آن سنخ نیست، مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: "تنزل الملئکة و الروح"پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائکه است (37) .

مؤلف: روایات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسیار زیاد است، (که ما در اینجا مختصرى از آن را آوردیم)، و در بعضى از آن روایات علامتهایى براى شب قدر ذکر شده، از قبیل این که: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏کند، هوا در صبح آن شب معتدل است، و لیکن چون این علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنین است، لذا از ذکر آن روایات خوددارى نمودیم.

پى‏نوشت‏ها

1- سوگند به کتاب مبین، ما آن را در شبى مبارک نازل کردیم.سوره دخان، آیه 3.

2- ما قرآنى بر تو نازل کردیم که به صورت آیات جدا از هم مى‏باشد، تا آن را تدریجا و با آرامش بر مردم بخوانى.و به طور قطع این قرآن را ما نازل کردیم.سوره اسراء، آیه 106.

3- آنانکه کافر شدند گفتند: چرا قرآن یکباره بر او نازل نشد، بله یکباره نازل نکردیم، تا قلب تو را ثبات و آرامش بخشیم، و بدین منظور آیه آیه‏اش کردیم.سوره فرقان، آیه 32.

4- مجمع البیان، ج 10، ص 518.

5- سوره بقره، آیه 185.

6- در آن شب هر حادثه‏اى که باید واقع شود خصوصیاتش مشخص و محدود مى‏گردد، این امرى ست‏خلف ناپذیر، امرى است از ناحیه ما که این ماییم فرستنده رحمتى از ناحیه پروردگارت.سوره دخان، آیه 6.

7- تفسیر قرطبى، ج 20، ص 135.

8- مجمع البیان، ج 10، ص 518.

9- تفسیر قرطبى، ج 20، ص 135.

10- روح المعانى، ج 30، ص 190.

11 و 12- مجمع البیان، ج 10، ص 518.

13- خدا هر چه را که از مقدرات بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‏کند، و کتاب تغییر ناپذیر نزد او است.سوره رعد، آیه 39.

14- ما آن را در شب مبارکى نازل کردیم.سوره دخان، آیه 3.

15- بگو روح از امر پروردگار من است.سوره اسراء، آیه 85.

16 و 17 و 18- روح المعانى، ج 30، ص 196.

19- فرمان نافذ خدا(در عالم)چنین است که وقتى اراده خلقت چیزى را بکند به محض اینکه بگوید باش، موجود مى‏شود.سوره یس، آیه 82.

20- مفردات راغب، ماده"سلم".

21- روح المعانى، ج 30، ص 197.

22- تفسیر البرهان، ج 4، ص 488، ح 26.

23- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

24 و 25 و 26 و 27- مجمع البیان، ج 10، ص 519.

28- الدر المنثور، ج 6، ص 373.

29- فروع کافى، ج 4، ص 159، ح 9.

30- نور الثقلین، ج 5، ص 627.

31- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

32- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

33- نور الثقلین، ج 5، ص 621 - 623.

34- فروع کافى، ج 4، ص 157، ح 4.

35- فروع کافى، ج 4، ص 157، ح 6.

36- مجمع البیان، ج 10، ص 520.

37- تفسیر برهان، ج 4، ص 481، ح 1.
 

تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 559
علامه سید محمد حسین طباطبائى


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *

 

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * . (1)

 

ترجمه : ما این قرآن عظیم الشان را (که رحمت واسع و حکمت جامع است) در شب قدر نازل کردیم و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد, شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در این شب فرشتگان و روح (جبرئیل) به اذن خدا (بر مقام ولایت نبى و امام عصر(عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند, این شب, رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه (شهود) ((شب قدر)) یا ((لیلة القدر)) مشهورترین نام این شب است. مفسران درباره اینکه چرا این شب را ((شب قدر)) گفته اند و ((قدر)) به چه معناست, سه معنا را انتخاب کرده اند:

 

1- قدر= شرف و منزلت

((مرحوم طبرسى)) گوید: ((از آن رو به این شب, قدر گفته اند که داراى شرف و پایه اى بلند و شانى عظیم است. مثل اینکه گویند: مرد داراى قدر; یعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرماید: ((و ما قدروا الله حق قدره)), یعنى عظمت و شان خدا را آن گونه که باید به جا نیاوردند. ((ابوبکر وراق)) گوید: ((لان من لم یکن ذا قدر اذا احیاها صار ذاقدر)); آن شب را, قدر نامیدند, از این رو که انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. دیگران نیز گفته اند: شب قدر است, زیرا کارهاى خدایى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى دیگر نیز گفته اند: شب قدر است, چون کتابى گرانبها بر پیامبرى بلند مرتبه و گرامى, براى امتى بلند پایه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است.(2) در قدر و منزلت شب قدر همین بس که سوره مبارکه (قدر) در شان آن نازل شده است.

 

2- قدر= تنگى و ضیق

یکى از معانى (قدر) ضیق و تنگى است.

این شب را از آن رو (قدر) گفته اند که زمین به واسطه کثرت فرود فرشتگان در آن شب, تنگ مى شود. زمین در این شب, سرشار از فرشتگانى است که تا سپیده دم, هم صدا با زمینیان به احیاى آن شب مى پردازند و به وظایف خویش مى رسند. در این زمینه قرآن کریم مى فرماید: (تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر).

 

3- قدر= تقدیر و اندازه گیرى

بسیارى از دانشمندان این معنا را پذیرفته اند; چون در این شب, همه چیز اندازه گیرى مى شود, به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات این شب, سرنوشت افراد, جامعه, حوادث و پیش آمدها, مانند جنگ, زلزله, پیروزى, شکست, سعادت و شقاوت و...است. در این شب, سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد, بر اساس حکمت و مصلحت رقم مى خورد. (در او تقدیر و تفصیل کنند; هر کار که مشحون به حکمت است, نقص را بر او راه نبود و هر چه در آن سال خواهد بود از آجال و اقسام, در این شب تقدیر کنند). (3)

از حضرت امام رضا(ع), روایت شده است که :

(...یقدر فیها ما یکون فى السنه من خیر او شر اومضره او منفعه او رزق او اجل و لذلک سمیت لیلة القدر) (4); این شب را لیلة القدر نامیده اند, چون آنچه مربوط به سال است, از قبیل خوبى, بدى, زیان, سود,روزى (معیشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گیرى مى شود.

امام صادق(ع), خطاب به (ابوبصیر) فرمودند:

(یا ابا محمد, یکتب وفد الحاجه فى لیلة القدر و المنایا والبلایا و الارزاق و ما یکون الى مثلها فى قابل فاطلبها فى احدى وثلاث); اى ابو محمد, در شب قدر حاجیان مشخص شده و پیشامدها و مرگ ها و روزىها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آینده (شب قدر دیگر) رقم مى خورد; پس آن را در شب بیست و یکم و بیست سوم ماه جستجو کن البته اینکه خداوند بر پایه حکمت و مصلحت, تقدیر امور مى فرماید, به شایستگى و ظرفیت و حال افراد و جوامع بستگى دارد.

قدر, باران رحمتى است که در جویبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصیت افراد به گونه اى شکل گرفته که بعضى از آنان توان پذیرش جریان رودى وسیع از رحمت و برکت قدر را دارند و برخى دیگر, زمینه کمترى براى جذب رحمت و عنایت دارند; برخى, هیچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا که زمینه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذناپذیر است. حقیقت شب قدر از نوع حقایق قرآنى است و همان طور که قرآن شفا و درمان است, شب قدر نیز این گونه است: (و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا). (5) قرآن غذاىسالم روح انسان هاست. این غذاى دلپذیر براى روان سالم لذت بخش است. اما اگر کسى بیمار باشد, نه تنها از این سفره رنگین دلپذیر و غذاى شفابخش بهره اى نمى برد, بلکه براى او مایه آزردگى است. از این رو, در قسمت دوم, آیه کریمه مى فرماید: و همین قرآن براى ستمکاران مایه تباهى و زیان است. گفتیم که در شب قدر سرنوشت انسان ها بر اساس حکمت و مصلحت رقم مى خورد. بى گمان, این تصمیم گیرى درباره آینده اشخاص و امت ها با گذشته آنان پیوند خورده است, اما اینکه در این شب چگونه تصمیم گیرى و تقدیر مى شود و چه مراحلى پشت سر گذاشته مى شود و نقش عنصر . انتخاب چیست؟ در صفحات بعد به آن خواهیم پرداخت.


1- سوره قدر

 

2- مجمع البیان , ج 10 , ص 518.

3- تفسیر منهج الصادقین , ج 10, ص 303.

4- عیون اخبار الرضا, ج 2 , ص 116.

5- اسرإ , آیه 82.

 

مقدمه

گفتیم که تمام مقدرات یک ساله انسان در شب قدر مقدر مى شود.اما این سوال مطرح است که آیا خود انسان در مقدراتش نقشى دارد یا اینکه چه بخواهد و چه نخواهد, تلاش بکند یا نکند, مقدارتش در این شب رقم مى خورد؟

البته نقش شب مقدس قدر و ماه مبارک در پررنگ کردن اعمال هم قابل انکار نیست; در اینجا براى اینکه بدانیم نقش اصلى شب قدر با خود انسان است, این بحث را با خوش بینى و تکیه بر ادله نقلى, یعنى آیات و روایات پى مى گیریم. تکیه بر ادله نقلى, از این جهت است که بحث مقدرات شب قدر, بیش از همه بر نقل متکى است. اینکه چه طور و چگونه تقدیر مى شود, از رازهاى پشت پرده اى است که بخشى از آن را با استفاده از کتاب و سنت مى توانیم بفهیم, حتى اگر مدعى شویم که تنها راه, ادله نقلیه است سخنى به گزاف نگفته ایم.

ادله اى که نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى کند

ادله اى که نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى کند به شرح زیر تقدیم مى گردد:

1- حالات و دریافت هاى شخصى کسانى که اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند, نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته اند. گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است که تا شب قدر آینده و بلکه تا آخر عمر, در همه افکار, اخلاق, کردار و رفتار شخص رخنه کرده و آن را در یک خط و سیر معنوى قرار مى دهد. دیگرانى هم که به این حد از معنویت راه پیدا نمى کنند, به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده دارىهاى شب قدر بهره بردارى کرده و فیض معنوى مى برند. ریشه اصلى این دگرگونى ها و حالات, به خود افراد بر مى گردد و اینکه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از برکات شب قدر و فضیلت هاى آن کرده باشند. اگر معنویاتى که در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفریده, هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد که هر چه بخواهند, براى هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر کنند در این صورت مقتضاى حکمت و مصلحت این است که یا به هیچ کس هیچ ندهند و یا آنچه مى دهند, به همه یکسان و على السویه بدهند; در حالى که ما مى دانیم همه برکات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود; پس نتیجه مى گیریم تنها دلیل این تفاوت, کارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه اینکه یکى از راه هاى رسیدن به اینکه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر, صاحب نقش هستند یا نه, این است که ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با برکت در آنان ایجاد گشته است.

2- شناساندن شب قدر خداوند تبارک و تعالى با نزول سوره اى خاص, شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این سوره مبارکه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او, برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر(ع) عرض کرد: مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر)) (1); کار شایسته از قبیل نماز و زکات, صدقات و انفاقات و, انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست, انجام شود. اگر کارهاى نیک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد, از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان کردن این مطلب, سود و زیانى را متوجه هیچ کس نمى کند, چه انگیزه اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان, در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد, چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گرهى از کار بندگان مى گشاید؟ مى دانیم که کار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست, چه رسد به پروردگار آسمان و زمین که هیچ کارى را بدون حکمت و مصلحت انجام نمى دهد. حکمت معرفى شب قدر به عنوان شبى که قرآن در آن نازل شده و شبى که مقدرات در آن سامان داده مى شود, این است که بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار بدهد,اگر کردارش موافق با قرآن و در جهتآن باشد, عمل کننده بهآن سعادتمنداست واگر خداى نکرده مخالف با قرآن باشد, فاعل آن شقى خواهدبود.

3- اجماع و سیره مسلمانان مى دانیم که همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى, بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاکید فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب, اهتمام مى ورزند. نقل شده که یکى از دانشمندان بزرگ اسلام, براى اینکه شب قدر را درک کند, یک سال تمام یعنى حدود 357 شب, از سر شب تا به صبح شب زنده دارى کرد.(2) این همه اقبال و توجه به تشکیل اجتماعات با شکوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال, همراه گریه وزارى و استغفار, برخاسته از یک واقعیت انکارناپذیر است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.

4- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر حتى در حال بیمارى امام صادق(ع) به ابوبصیر مى فرماید: ((وصل فى کل واحده منهما مئه رکعه)); در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان ((واحیهما ان استطعت الى النور)); تا مى توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى کن ((واغتسل فیهما)); در آن دو شب غسل کن. ابوبصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقى مانده شب را, به هر نحوى که مى توانى به عبادت بپردازى, چون در ماه رمضان, درهاى آسمان گشوده است, شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود. از حدیث فوق, مى توان تاثیر فراوان کارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى کرد. مى بینیم ابوبصیر که یک راوى زبردست و کار کشته در فن روایت است, با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد; امام(ع) هم, چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند که رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد, از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نکته در خور توجهى که تاثیر انسان را مشخص مى کند, جمله پایانى امام(ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند; آنجا که فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنین)); اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود. (3) 

5- تشویق زیاد به دعاهاى ماثور و راز و نیاز مى دانیم که دعاهاى شب قدر, از طولانى ترین و پر محتواترین دعاهاست; دعاهایى مانند ((جوشن کبیر)), ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ها, که اگر با حال و توجه خوانده شود, مایه انقلاب و دگرگونى روحى است, ادعیه اى که انسان را با دریایى از معارف آشنا مى کند. انسان با خواندن دعا از یک طرف, با یاد آورى لطف, گذشت, کرم, رحمت و بخشش بى پایان خداى مهربان او را در کنار و دستگیر خویش مى بیند و نور امید در دلش مى درخشد و از دیگر سو, با یاد آوردن سختى هاى جان کندن, تنگى و فشار قبر, گرفتارىهاى عالم برز, حساب و کتاب فرداى قیامت, شعله هاى دردناک و سوزان دوز و حسابرسى دقیق در صحراى محشر, تمام وجودش, سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش کرده و گذشته خود و آنچه بوده و کرده است را با آنچه باید باشد مى سنجد و زیانى که در گذشته متوجه وى شده است را در مى یابد و علاوه بر شک و تردیدى که نسبت به راه و روش نا مطلوب خویش پیدا مى کند, ندامت سراسر وجودش را پر کرده و تصمیمى سرنوشت ساز مى گیرد و مسیر زندگى اش را دگرگون مى کند. اگر هم به این مرحله نرسد, لااقل بر کردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت; زیرا بیم و امیدى که دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارىاش مى شتابد. در مقابل, اگر کسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى کند, در همان جمود و غفلت, زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق, این نتیجه به دست مىآید که در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مى دهد. گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات, بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشیند; گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراین, دعا در شب هاى قدر که یک کار اختیارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد; به همین دلیل به آن سفارش اکید شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال, در شب هاى قدر تاکید بیشترى بر این امر شده است; پس حتما منشا اثر است وگرنه کار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمى زند.

6- نکوهش بهره نبردن از شب قدر پیامبر گرامى اسلام(ص) فرمودند: ((من ادرک لیله القدر, فلم یغفر له فابعده الله )) (4); از خداوند به دور باد و نفرین بر کسى که به شب قدر برسد و زنده باشد, اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود که بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر, نتیجه کار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى(ص) قابل قبول نیست که آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن کارى بى اثر و بى خاصیت, سهل انگاران را نکوهش و مذمت فرمایند. ((انس بن مالک)) از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضرکم)); ماه مبارک به شما رو آورده است. ((و فیه لیله خیر من الف شهر)); در این ماه شبى است که برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخیر کله)); هر کس از فیض شب قدر محروم گردد, از تمام خیرات بى نصیب مانده است. ((ولا یحرم خیرها الا محروم)) (5); و محروم نمى ماند از برکات شب قدر, مگر کسى که خویشتن را محروم کرده است. روایات, بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهکار از شب قدر دانسته اند, از جمله آن کارها میخوارگى یا ((دایم الخمر)) بودن و نیز آزار پدر و مادر است.

7- شب قدر مکمل اعمال صالح یکى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام, کامل و پر کردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران کمبودهاى آنان است, تا با دستى پر این جهان را ترک کنند. پیش از این گفتیم که امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه ((لیله القدر خیر من الف شهر)) فرمودند: مراد این است که انجام کار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتى نیز از امام باقر(ع) وارد شده, در پاس0 به این پرسش که چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان مى فرمایند: ((و لولا ما یضاعف الله للمومنین, لما بلغوا ولکن الله عز و جل یضاعف لهم الحسنات)); اگر خداوند کارهاى مومنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمى رسند, اما از راه لطف کارهاى نیکوى آن ها را چند برابر مى فرماید تا کاستى هایشان جبران شود. از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى توان فهمید که مبنا و اساس, عمل صالح خود بنده است; هنگامى که یک عمل صالح معمولى با زمانى پر برکت و مقدس همراه گردد, از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن یک عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند; پس, راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر, عمل اختیارى صالحى است که با عنایت خداوند, برکت یافته و چند برابر مى شود.

در روایات به پاره اى از اعمال سفارش شده که نتیجه ویژه آن در شب

8- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر قدر نهفته است: 1- نماز ((انس بن مالک)) از پیامبر گرامى(ص) روایت کرده که فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من لیله القدر)) (6); کسى که از اول تا آخر ماه مبارک, در نماز جماعت حاضر شود, بهره اى از شب قدر نصیبش شده است.

2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شی ابن حیان)) از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من کسب حلال صلت علیه الملائکه و لیالى رمضان کلها و صافحه جبرائیل(ع) لیله القدر و من صافحه جبرائیل(ع) یرق قلبه و تکثر دموعه...)) (7); کسى که با مالى که از راه حلال به دست آورده, روزه دارى را افطار دهد, در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه کند, نشانه مصافحه جبرئیل آن است که دل مصافحه شونده نرم و اشکش جارى مى شود.

3- صدقه در باره امام زین العابدین(ع) آمده است: ((کان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى کل یوم بدرهم فیقول: لعلى اصیب لیله القدر)) (8); در هر روز ماه مبارک یک درهم صدقه مى دادند, آن گاه مى فرمودند: شاید با این کار, شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم. ((عبدالله بن مسعود)) روایت مى کند که شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد, مردى از میان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار, مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم. مرا طعامى دهید. رسول خدا گفت: اى فقیر, ذکر غریب مکن که دل مرا اندوهگین ساختى. بعد از آن فرمودند: غریبان چهار قسمتند: 1- مسجدى که در میان قومى باشد که در آنجا نروند و نماز نخوانند. 2- مصحفى و قرآنى که در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نکنند. 3- عالمى که در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نکنند و از او مسایل دینى سوال نکنند. 4- اسیران اهل اسلام که در میان کفار باشند, پس فرمود: کیست که موونه و غذاى این مرد را کفایت کند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خدا, در کار این میهمان نظرى کن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندکى موجود است و حسن و حسین گرسنه اند و شما روزه دارید و آن طعام یک نفر را بیشتر کفایت نمى کند. على(ع) فرمود: آن را حاضر کن.

فاطمه(س) طعام را پیش آورد. حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت که اگر من از این طعام بخورم میهمان را کافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود, پس دست دراز کرد به سوى چراغ و چنان نشان داد که چراغ را اصلاح مى کنم و آن را خاموش کرد و فاطمه(س) را گفت در روشن کردن چراغ دیگر تعلل کن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور کند که على غذا مى خورد. و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. امیرالمومنین فرمود: اى فقیر, چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سیر شدم; پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9) 4- شب زنده دارى حضرت رسول(ص) فرمودند: ((من احیا لیله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10); کسى که شب قدر را شب زنده دارى کند, تا شب قدر آینده, عذاب دوز از او دور گردد.

5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل لیله القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11); کسى که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده دارى کند, گناهانش آمرزیده مى شود. روایاتى که ذکر شد به خوبى دلالت دارند که برخى مقدرات و پاداش ها, مانند دور شدن عذاب دوز که در حدیث پیامبر اکرم(ص) ذکر شده بود, نتیجه کار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اینکه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد, کافى باشد, ولى براى تکمیل بحث, نکاتى چند که خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى کنیم. این بحث تکمیلى را در دو بخش انجام مى دهیم: 1-عمل و پاداش آن در ماه مبارک رمضان. 2-عمل و پاداش آن, صرف نظر از زمان خاص.

1- پاداش ها در ماه مبارک رمضان امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارک کارهاى خوب پذیرفته و کارهاى زشت بخشیده شده است. خواندن یک آیه قرآن در این ماه, برابر با یک ختم قرآن در ماه هاى دیگر است. کسى که برادر خود را با یک لبخند شاد کند, در روز واپسین خداوند دلش را شاد کرده و مژده بهشت به او دهد. کسى که مومنى را در این ماه یارى کند, خداوند در روزى که قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگیرى کرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هرکس خشم خود را نگه دارد, خداوند در روز قیامت بر وى خشم نکند. هرکس درمانده اى را فریادرسى کند, خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نکند. کسى که ستمدیده اى را یارى کند, خداوند او را در دنیا, در مقابل دشمنانش یارى کرده و در روز قیامت نیز, در موقف حساب و میزان یاریش فرماید. (12) و در روایت دیگر امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده که فرمودند: کسى که ماه مبارک رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد, خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى کند. (13) دو روایت بالا ارتباط محکم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارک و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را کاملا آشکار نموده است.

2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آیات و روایات فراوانى هست که بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتیجه کار بنده دانسته, یا عمل او را تنها عامل معرفى کرده اند.

نمونه اى از این آیات و روایات: ((ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم))(14); در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد, تا آنان حال خود را تغییر دهند. ((ظهر الفساد فى البر والبحر بما کسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون)) (15); به سبب اعمال مردم, فساد در خشکى و دریا آشکار شد تا به آنان جزاى بعضى از کارهایشان را بچشانند, باشد که باز گردند. دعا دگرگون کننده سرنوشت ((ابن حبان)) و ((حاکم)) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده اند که فرمود: فقط دعاست که تقدیر و سرنوشت ها را دگرگون مى کند و تنها نیکى است که مایه افزایش عمر مى گردد. گاهى شخص گناهى را مرتکب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم

چند تذکر و نتیجه

دعا, برطرف کننده بل

عایشه همسر پیامبر گرامى(ص) از آن حضرت روایت کرده: گریزى از سرنوشت و فقدان نیست, اما دعا براى آنچه پیش آمده و خواهد آمد سودمند است. دعا گاهى به پیشواز گرفتارى مى شتابد; پس تا روز قیامت با یکدیگر در کشمکش هستند و دعا از تحقق بلا پیشگیرى مى کند.(17)

 

پافشارى در راز و نیاز

امام صادق(ع) مى فرماید: ((لولا الحاح المومنین على طلب الرزق لنقلهم من الحال التى هم فیها الى حال اضیق منه)) (18); اگر مومنان به درخواست روزى از خدا اصرار نورزند, زندگى بر آنان تنگ آمده و معیشتشان رو به کاستى مى نهد. بعید نیست که مراد از درخواست که در این حدیث شریف آمده, درخواست عملى نیز باشد. به عبارت دیگر, از خدا درخواست چیزى کردن, گاهى با زبان سر, گاهى با زبان عمل و گاهى با تلاش و به کار انداختن قوا و استعدادهاى خدادادى است. مردم تلاشگر و پویا, شایستگى خویش را براى تفضل بیشتر نعمات و وسعت معیشت نشان مى دهند و خداوند هم به پاس این شایستگى, رفاه و آسایش و وسعت بیشترى به زندگى آنان عطا مى فرماید. به همین خاطر امام(ع) مى فرمایند اگر مومنان بر درخواست روزى اصرار نورزند (راه عافیت طلبى را پیشه کنند) زندگى بر آنان تنگ آمده و رفاه و آسایش آن ها رو به کاستى مى گذارد.

 

ولایت در گرو کردار نیک

از جمله وصایاى امام باقر(ع) به شیعیان و اولاد هاشم این است: به خدا سوگند, ما نه از خدا طلبکاریم و نه با او پیوند خویشاوندى داریم, بلکه تنها راه نزدیکى به او فرمانبردارى است; اگر کسى از شما حق را فرمانبردارى کرده و عمل صالح انجام دهد, ولایت ما اهل بیت برایش سودمند خواهد بود, اما اگر نافرمانى کرده و گناه پیشه کند, از ولایت ما سودى نخواهد برد.

هشدار! به ولایت مغرور نشوید[ و اطاعت خدا را با تکیه بر ولایت کنار نگذارید](19).

امام باقر(ع) سه بار این هشدار را تکرار فرمودند. در این حدیث مى بینیم که تنها معیار تقرب و نزدیکى به خدا همان عمل صالح خود فرد است; البته ولایت اهل بیت: بهترین پوشش دهنده عمل صالح خواهد بود.

 

شیطان مهاردار شرابخوار

((قتاد بن عیاش)) از پیامبر گرامى(ص) نقل کرده که فرمودند: تا بنده آلوده به شراب نشده است, همواره در گشایش دینى به سر مى برد, اما همین که شراب خورد, خداوند پرده حیاى او را مى درد و آبرویش را مى برد و شیطان بر او مسلط مى شود و گوش, چشم و پایش را در اختیار خود گرفته و به سوى هر شرى مى کشاند و از هر چیزى بازش مى دارد.(20) کیفرهایى که در این روایت براى شرابخوار آمده است, نتیجه کار خود اوست. میخواره, شیطان را با دست خود بر خویشتن مسلط کرده تا او را به هر جا که خواهد ببرد.

 

روزه و شرب خمر

رسول اکرم(ص) به بالین بیمارى که در حال احتضار و جان کندن بود رفتند, حضرت به او فرمودند: بگو ((اشهد ان لا اله الا الله )). گفت: نمى گویم و نخواهم گفت و پشیمانم از آنکه این کلمه را در طول عمرم گفته ام.

این سخن را گفت و جان به مالک دوز تسلیم نمود.

از همسرش پرسیدند: چرا همسرت بد عاقبت شد؟ گفت: او نماز مى خواند و روزه هم مى گرفت, ولى هر شب تا ظرفى از شراب نمى نوشید به خواب نمى رفت.

 

تقدیر با دارو و درمان

((حکیم بن حزام)) گوید: به پیامبر اکرم(ص) عرض کردم: آیا داروهایى که خود را با آن ها درمان مى کنیم مانع از تقدیر الهى است؟ پیامبر گرامى فرمودند: دارو و درمان, خود از مقدرات است.

در توضیح حدیث فوق باید گفت, دو گونه سرنوشت در انتظار بیمار است: یکى اینکه با درد بماند و به پزشک مراجعه نکند که در این صورت بیمارى او گسترش مى یابد. راه دیگر این است که به پزشک و دارو و درمان رو آورده و با استفاده از نسخه پزشک, سرنوشت پیشین را تغییر داده و با دارو و درمان تندرستى را به خود باز گرداند. به هر دلیل, از این روایت استفاده مى شود که بیمارى را مى توان به دارو و درمان تغییر داد و به تندرستى تبدیل کرد.

 

نتیجه کلى

آنچه از مجموع مباحث به دست مىآید این است که با ملاحظه آیات و روایات و دریافت ها و مشاهدات, اطمینان کامل پیدا مى کنیم که شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقینا, او در مقدرات و سرنوشتى که در شب قدر برایش رقم مى خورد موثر است; حتى مى شود گفت که نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا

پى‏نوشت‏:

1- اصول کافى , ج 4, ص 158.مى گردد (16).
2-فوائد الرضویه , ص 10 - قصص العلمإ, ص 18- سیماى فرزانگان , ج 3.
3- وسائل الشیعه, ج 10, باب 32, ص 354.
4- بحار الانوار , ج 94, ص 80, ح 47.
5- کنزالعمال , ج 8 , ص 534, ح 24028.
6- همان , ص 545, ح 24090.
7- الترغیب و الترهیب , ج 2 , ص 95, ح 14.
8- بحار الانوار , ج 95, ص 82.
9- تفسیر منهج الصادقین , ج 9 , ص 237.
10- بحار الانوار , ج 95, ص 145.
11- همان , ج 80, ص 128.
12- همان , ج 93, ص 341.
13- همان , ص 346.
14- رعد , آیه 11.
15- روم , آیه 41.
16- تحفه الاحوذى , ج 6 , ص 348 , ح 2225.

 

17- المستدرک على الصحیحین , ج 1 , ص 123. و فرداهاى خود ترسیم کند.
18- بحارالانوار, ج 69 , ص 9 , ح 7.
19- همان , ج 75 , ص 187, باب وصایاى الباقر(ع).
20- کنز العمال, ج 5 , فصل 2, باب الخمر, ص 346, ح 13165.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

جمعیت از خود بی‌خود شده است. چراغ‏ها خاموش است. در تاریکى صداى گریه و ناله از هر سو برمى‌خیزد. انگار اینها همان انسان‏هایى نیستند که ساعتى پیش در کوچه و خیابان راه مى‏رفتند از بقالى و لبنیاتى و نانوایى خرید مى‏کردند، گاهى بر هم اخم مى‏کردند و از یکدیگر دلگیر مى‏شدند. پیش خود هزار جور حساب و کتاب داشتند. انگار اینها از یک سیاره دیگر آمده‏اند، از سیاره عشق و دوستى؛ از سیاره دل‌هاى نرم و آماده. از سیاره‏اى که در آن کسى به فکر مزه خورشتى که با نان فردا شب خواهد خورد نیست. آنجا دیگر کسى به فکر بزرگى و کوچگى خانه، زیبایى و زرق و برق اتومبیل و لباس، تفاخر و رفاه و دنیاطلبى نیست. اینها از کجا آمده‏اند که این‏طور ضجه مى‏زنند. این‏گونه از خود بی‌خود مى‏شوند. شانه به شانه هم مى‏نشینند و تکان‏هاى شانه یکدیگر را حس مى‏کنند. اینها از کجا آمده‏اند که فضاى خاموش مصلى را با امواج آسمانى و عرشى خود به فضایى سرشار از نفس فرشتگان تبدیل کرده است.

صداى آرام بخش مجرى مراسم، فریادها را به سکوت مبدل مى‏کند: گوش کن امشب فرض کن اینجا تنهایى، فرض کن هیچ کس جز تو نیست. تنهاى تنها. فرض کن در تنهایى قبر و در تاریکى قبر به خودت آمدى، یک عمر معصیت کردن، یک عمر خلاف اوامر الهى رفتار کردن، یک عمر جواب محبت‏هاى او را با بى اعتنایى دادن تمام شده است. حالا آوردنت اینجا در آرامگاه ابدى، جایى که هیچ برگشتى نیست، هیچ فریادرسى نیست. جایى که تو هستى و نتیجه اعمال تو که به صورت مار و مور و عقرب به جانت مى‏افتد. این تاریکى، همان تاریکى شب قبر است. فکر کن که عذاب‏هاى الهى در راه هستند. تو را به جان على ‏(علیه السلام) که امشب فرقش در محراب شکافته مى‏شود! این محیط را فراموش کن.

«امشب چشم من به روى چیزهایى باز شد که پیش از این نمى‏دیدم، اگر هم جسته و گریخته، گاهى کسى در این مورد حرفى مى‏زد، برایم خیلى مهم نبود. اما حالا حس مى‏کنم سبک شده‏ام، حس مى‏کنم پاک شده‏ام، حالا من هم مى‏توانم او را صدا بزنم.»

حالا یک نفر از تو مى‏پرسد شب‏هاى قدر چه کردى؟ از شب‏هاى قدر چه توشه‏اى برداشتى؟ وقتى درهاى رحمت ‏به رویت ‏باز بود، چرا استفاده نکردى؟ خدایا من امشب آمده‏ام که بگویم اشتباه کردم. آمده‏ام بگویم نفهمیدم، نمى‏خواستم با توى مهربان، مخالفت کنم. خدایا اگر قرار است امشب مرا نیامرزى، همین الان مرا از دنیا ببر. حالا قرآن‏ها را روى سر بگیرید. قرآن خیلى عزیزه. قرآن را روى سرهاى خود بگیرید و در تاریکى قبر فریاد بزنید: الهى بک یا الله ...

صداى جمعیت ‏یک بار دیگر اوج مى‌گیرد هیچ کس حال خود را نمى‏فهمد. هیچ کس به فکر وضع ظاهرى خود نیست. گویا در این جمعیت هر کس در خلوت خود ناله مى‏کند؛ گویى هر کس از بدى اعمال خود ضجه مى‏زند.

این جمله را هم گوش کن: تو را به جان آقایى که مرغابى‏هاى خانه دخترش هم براى او اشک مى‏ریختند، گوش کن. مى‏خواهم در همین حالى که دارى یک دعا بخوانم. خدایا اگر امشب در سرنوشت ‏یک‌ ساله ما مقدر کردى که این آخرین شب قدرى باشد که آن را درک مى‏کنیم، خدایا کارى کن که امشب، شب آمرزش ما باشد. شب بخشیده شدن گناهان ما باشد.

صداى آمیخته با گریه مداح در میان فریادهاى حاضران گم مى‏شود. مراسم شب نوزدهم پایان یافته است. چراغ‏ها روشن مى‏شود، چهره‏ها هنوز اشک‏آلود است. جمعیت‏ به آرامى از فضاى مصلى خارج مى‏شوند.

براى گفت‏ و گو جوان هجده ساله‏اى را انتخاب مى‏کنم که با شلوار لى و بلوز نوشته‏دارى که بر تن دارد، کاملا شبیه جوان‏هاى امروزى است؛ همان‏ها که بعضى‏ها اصلا انتظار دیدنشان را در چنین جاهایى ندارند. او را از وقتى که با ناله‏هاى دلخراشش، در تاریکى مصلى بر سر و رو خود مى‏زد، نشانه کرده بودم. چند قدمى به دنبالش مى‏روم کاملا از فضاى مصلى خارج شدیم. دو سه قدم در کنارش برمى‏دارم و هنگامى که توجهش جلب مى‏شود، مى‏گویم:

- قبول باشه، مراسم با حالى بود.

 

منبع:مجله دیدار آشنا، ش 18، محسن قائمى .


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

روزه گرفتن، بدون باز داشتن چشم و گوش و زبان از خطا و لغزش، فقط گرسنگى کشیدن است و بس!

باید پس از گذراندن هوا و هوس در کوره «استقامت‏»، با پتک سنگین «نه‏»، سر شیطان نفس را کوبید! آن گاه، دل را صیقل و با آب «توبه‏» شستشو داد؛ تا همچون آینه، نور حق بر آن بتابد و صفات عالیه در آن انعکاس یابد ...

رمضان، ماه نزول قرآن، ماه نزول «فرشته‏ها» و «روح‏»(1)بار دیگر از راه رسید . دوباره سفره ضیافت الهى گسترده شد و پرهیزکاران به مهمانى خدا دعوت شدند! در این ماه اگر تمامى اعضاء و جوارح روزه باشد؛ حتى خوابیدن و نفس کشیدن نیز عبادت و تسبیح است .(2)

ماه غلبه برشیطان درون و بیرون و بى اعتنا شدن و بى توجهى به ظواهر فریبنده‏اى است که کمترین توجه به آنان، نورانیت درون را خاموش مى‏کند! ...

ماهى است که در شب‏هاى قدر آن باید، «دفترچه بیمه‏» زندگى را به مُهر «تمدید اعتبار» امام زمان (عج) ممهور ساخت؛ زیرا در غیر این صورت، دیگر تحت پوشش ولایت نخواهیم بود!

«رمضان، ماهى است که ابتدایش رحمت، میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم است‏.»(3)

اگر دل، در این ماه، بهارى نشد؛ همیشه سال، پائیزى و سرد است .

سالکان، این ماه را به رفع تکلیف نمى‏گذرانند ... آن جا که مى‏توان با قطره اشکى در نیمه‏هاى شب، انبوه آتشى را خاموش کرد؛

آنجا که فرشتگان، به نزدیک‏ترین مدار زمین رسیده‏اند؛

آنجا که شیاطین در «بند» هستند؛

آنجا که درهاى جهنم بسته است، درهاى رحمت‏باز؛

و ... آنجا که روزه سپر است از آتش!

چرا غفلت؟!

حال که «ایاما معدودات‏»، بهترین فرصت‏براى تزکیه نفس و «لعلکم تتقون‏»(4)شدن است،

چرا کسالت و تنبلى؟!

باید از لحظه لحظه این ماه استفاده کرد و از روزها و شب‏هایش بهره‏ها گرفت؛ تا موفق به دریافت «کارنامه قبولى‏» شد!

و باید قدر شب‏هاى «قدر» را دانست؛ بخشنده مهربان منتظر است تا «یا رب‏» بخشش خواهان را بشنود:

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند    گِرد در و بام دوست پرواز کنند

هر جا که درى بود، به شب مى‏بندند    الا در دوست را که شب باز کنند

و آنان که عمر خود را صرف اطاعت از دستورات الهى کرده‏اند، به همه شب‏هاى ماه رمضان توجه دارند و مى‏گویند:

هر شب، شب قدر است، اگر قدر بدانى! ...

"مهدى محدثى"


 

پى‏نوشت ها:

1 . تنزل الملائکة و الروح . . ./ سوره قدر .

2 . انفاسکم فیه تسبیح و نومکم فیه عبادة . . . ، امالى صدوق، ص 93 .

3 . بحار الانوار، ج 93، ص 342 .

4 . بقره/ 183 - 182 .


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

قال الباقر علیه السلام:

سالته عن علامة لیلة القدر، فقال: علامتها ان یطیب ریحها، و ان کانت فى برد دفئت، و ان کانت فى حر بردت فطابت. (1)

ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت لیلة القدر پرسید؟ پس امام (ع) فرمود: علامت لیلة القدر این است که بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملایم مى‏گردد، و اگر لیلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نیکو مى‏گردد.

توضیح:

علامه طباطبائى در علایم شب قدر مى‏گوید: روایات در معنى و خصایص و فضایل شب قدر بسیار است، در بعضى از آن روایات علامتهایى براى شب قدر ذکر کرده از قبیل اینکه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏کند و هواى آن روز معتدل است. (المیزان، ج 40، ص 332)

قال ابو عبد الله علیه السلام:

لیلة القدر فى کل سنة و یومها مثل لیلتها. (2)

ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.

قال النبى (صلى الله علیه و آله):

ان انا ادرکت لیلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافیة‏». (3)

ترجمه: به پیامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دریابم از خدا چه چیزى را مسئلت کنم؟ فرمود: «عافیت را».

قال موسى (علیه السلام):

الهى ارید قربک، قال: قربى لمن استیقظ لیلة القدر، قال:

الهى ارید رحمتک، قال: رحمتى لمن رحم المساکین لیلة القدر، قال:

الهى ارید الجواز على الصراط، قال: ذلک لمن تصدق بصدقة فى لیلة القدر، قال:

الهى ارید من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلک لمن سبح تسبیحه فى لیلة القدر، قال:

الهى ارید النجاة من النار، قال: ذلک لمن استغفر فى لیلة القدر، قال:

الهى ارید رضاک، قال: رضاى لمن صلى رکعتین فى لیة القدر. (4)

ترجمه:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزدیک شوم، فرمود: قرب من از آن کسى است که شب قدر بیدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن کسى است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن کسى است که در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از میوه‏هایش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن کسى است که در شب قدر تسبیحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن کسى است که در شب قدر استغفار کند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن کسى است که در شب قدر دو رکعت نماز بگذارد.

توضیح:

لیلة القدر شبى است که قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث یکسال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏نماید، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر مى‏سازد.


پى‏نوشت‏:

1- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 256.
2- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 262.
3- مستدرک الوسائل، ج 7 صفحه 458.
4- مستدرک الوسائل، ج 7 صفحه 456.

انتهاي مطلب


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

به نقل از سایت شهید آوینی، گزیده ای از بیانات معظم له در مورد اهمیت شب های قدر را در ذیل می خوانیم:

 

- امروز (بیست و یکم ماه رمضان) بنابر احتمال فراوان، هم روز قدر است، هم روز شهادت امیرالمومنین (علیه‌الصلاة والسلام) است. دیشب یکی از سه شب ممتاز در دوران سال بود؛ شب‌هایی که محتمل است شب قدر باشند. تنزل ملائکه‌ الهی و تنزل روح در مثل دیشب یا یکی از دو شب دیگر اتفاق افتاده است یا می‌افتد. خوشا به حال کسانی که با فرود فرشتگان الهی توانستند روح خود را فرشته‌گون کنند. حضور ملائکه‌ الهی در روی زمین و در میان ما مردم، که فرمود: «تنزل الملائکة‌ و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» باید بتواند ما را به نزدیک شدن به خلق و خوی فرشته‌گون کمک کند. یقینا در میان بندگان خدا کسانی بوده‌اند که دیشب را شب خوبی گذرانده‌اند و چشم حقیقت بین و روح حقیقت یاب آنها حقایق شب قدر را ادراک کرده است. شاید کسانی فرشته‌ها را به چشم دیده باشند. شما مردم عزیز هم در همه جا شب نوزدهم و شب بیست و یکم و ان شاءالله شب بیست و سوم را ساعات خوبی گذراندید و می‌گذرانید. می‌بینیم که مردم ما، جوان‌های ما، زن و مرد ما با این شب‌ها حقیقتا قصد پالایش خود را دارند؛ دل‌ها نرم می‌شود، چشم‌ها اشکبار می‌شود، روح‌ها لطیف می‌شود؛ روزه هم کمک کرده است. ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شب‌ها برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله‌ عروج مومن است. دعا هم معراج مومن است. شب قدر هم معراج مومن است.

شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتی که مرحوم «محدث قمی» نقل می‌کند. سوال کردند که کدام یک از این سه شب _ یا دو شب بیست و یکم و بیست و سوم _ شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است که انسان، دو شب _ یا سه شب _ را ملاحظه‌ی شب قدر کند. چه اهمیت دارد بین سه شب مردد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ کسانی بوده‌اند که همه‌ی ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب می‌آوردند و اعمال شب قدر را انجام می‌دادند! قدر بدانید. این روزها را قدر بدانید.

کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسان‌ها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می‌توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی‌ها، بدخلقی‌ها، خلقیات غیرانسانی، ضد انسانی، روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم.

 

 

- یک جمله‌ کوتاه در باب اهمیت لیلةالقدر عرض کنم؛ علاوه بر این که از جمله‌ قرآنی «لیلة‌القدر خیر من الف شهر» می‌شود فهمید که از نظر ارزشیابی و تقویم الهی، یک شب برابر هزار ماه است. در دعایی که این روزها می‌خوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذکر می‌کند: یکی تفضیل و تعظیم روزها و شب‌های این ماه است بر روزها و شب‌های ماه‌های دیگر، یکی وجوب روزه در این ماه است، یکی نزول قرآن در این ماه است و یکی هم وجود لیلة‌القدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلة‌القدر را عدل نزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده می‌کنیم. بنابراین قدر لیلة‌القدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءالله قلم تقدیر الهی در شب‌های قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن چنان که شایسته‌ مردم مومن و عزیز ماست، رقم بزند.  

 

- امیرالمؤمنین علیه‌الصلاة ‌والسلام زندگی خود را _ زندگی‌ای که هر ساعتش به قدر عمرها ارزش داشت _ وقف کردند برای این که جامعه را در زمان خود، و جامعه‌ اسلامی و بشری را در طول تاریخ هدایت کنند و بسازند. خوشبختانه ملت‌ ما، ملت علوی است و معتقد و مرید و عاشق امیرالمومنین علیه‌الصلاة والسلام است. لازمه‌ این محبت این است که کلمات آن بزرگوار را آویزه‌ی گوش کنیم؛ اینها را فقط یک توصیه‌ خشک و خالی به حساب نیاوریم؛ برای عمل، آنها را در پیش روی خود قرار دهیم و تصمیم بگیریم. آن بزرگوار در این راه مجاهدت کردند و در همین راه هم به شهادت رسیدند.

«قتل فی محراب عبادته لشده عدله»؛ عدالت او موجب شهادت او شد. پایبندی واقعی و صادقانه و صمیمی او به عدالت و مبنای اصلی که آن بزرگوار در همه دوران حکومتشان آن را دنبال می‌کردند موجب شد جانشان در معرض این تهدید قرار گیرد و خون مبارکشان در محراب عبادت ریخته شود. ما در زیارت عاشورا به امام حسین علیه‌الصلاة والسلام عرض می‌کنیم:

«السلام علیک یا ثارالله و ابن‌ ثاره»؛ یعنی مثل خون اباعبدالله علیه‌السلام، صاحب خون امیرالمومنین علیه الصلاة والسلام هم خداوند متعال است؛ چون این خون هم در راه احقاق حق و احیای عدالت بر زمین ریخته شد. همه باید به احترام این خون پاک و آن شخصیت عظیم و قدسی و آن ولی اعظم الهی سعی کنیم این فرمایش‌ها و توصیه‌ها را که خطاب به ما هم هست، در عمل خودمان رعایت کنیم.

 

- شب قدر فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون.» خدای نکرده در قیامت، به ما اجازه‌ِ عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمی‌دهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن جا جای عذرخواهی نیست. این جا که میدان هست، این جا که اجازه هست، این جا که عذرخواهی برای شما درجه می‌آفریند، گناهان را می‌شوید و شما را پاک و نورانی می‌کند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این جا که فرصت هست، خدا را متوجه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبت‌ الهی را متوجه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم.

شب‌های قدر را قدر بدانید و برای مسایل کشور، مسایل خودتان، مسایل مسلمین و مسایل کشورهای اسلامی دعا کنید.

امروز که خدای متعال اجازه داده است که شب به زاری، تضرع و گریه بپردازید، دست ارادت به سوی او دراز کنید، اظهار محبت نمایید و اشک صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشم‌هایتان جاری سازید. این فرصت را مغتنم بشمارید، والا روزی هست که خدای متعال به مجرمین بفرماید:‌ «لاتجاروا الیوم »؛ بروید، زاری و تضرح نکنید، فایده‌ای ندارد: «انکم منا لاتنصرون.» این فرصت، فرصت زندگی و حیات است که برای بازگشت به خدا در اختیار من و شماست و بهترین فرصت‌ها ایامی از سال است که از جمله‌ آنها ماه مبارک رمضان است و در میان ماه مبارک رمضان، شب قدر!

 

- شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتی که مرحوم «محدث قمی» نقل می‌کند. سوال کردند که کدام یک از این سه شب _ یا دو شب بیست و یکم و بیست و سوم _ شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است که انسان، دو شب _ یا سه شب _ را ملاحظه‌ی شب قدر کند. چه اهمیت دارد بین سه شب مردد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ کسانی بوده‌اند که همه‌ی ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب می‌آوردند و اعمال شب قدر را انجام می‌دادند! قدر بدانید. این روزها را قدر بدانید.

شب‌های قدر را حقیقتا قدر بدانید. قرآن صریحا می‌افزاید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل می‌شوند. شبی است که روح نازل می‌شود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیت الهی بر انسان‌هاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دل‌ها و جان‌ها و جسم‌ها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شب‌های قدر را قدر بدانید و برای مسایل کشور، مسایل خودتان، مسایل مسلمین و مسایل کشورهای اسلامی دعا کنید.

 
- امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا‌ فداه، توجه کنید؛ به در خانه‌ی خدا _ مسجد _ بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.

کشورهای اسلامی چقدر مشکلات دارند! حل آن مشکلات را از خدا بخواهید. برای همه انسان‌ها دعا کنید. برای هدایت انسان‌ها، برای خودتان، برای زندگیتان، برای مسئولین‌تان، برای کشورتان، برای گذشتگانتان و برای آن چیزی که می‌خواهید خدای متعال به شما بدهد، دعا کنید. این ساعات و دقایق را قدر بدانید. بنده هم از همه شما برادران و خواهران عزیز، در شب‌های مبارک قدر، ملتمس دعا هستم.

 

- من به همه‌ شما مردم عزیزمان توصیه می‌کنم، امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرع، توبه و انابه و توجه به پروردگار، جزو وظایف همه‌ ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجه بخواهید.

امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا‌ فداه، توجه کنید؛ به در خانه‌ی خدا _ مسجد _ بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.

انتهاي مطلب


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد

وقتی روز شمار بندگی را ورق می‏زنی الطاف رحمت ایزدی را در لابه لای روزها می‏بینی بعضی از ماه‏ها شور و حال دیگری دارند . اصلا رنگ و بوی خدا در آنها نمایان‏تر است .

رجب، ماه خدا، ماه خالی شدن از غیر خدا، ماهی كه ملائكه در زمین به دنبال جمع كردن استغفار مثل من و تو هستند . باید تخلیه شد باید دید روزها را چگونه گذرانده‏ایم . تپش قلبهایمان با كدام طنین موزون می‏نواخت .
آیا با نوای استغفار (استغفرالله و اسئله التوبه) در این میكده دل را گشوشده‏ای؟ ! و آیا . . .
گام‏ها را فراتر می‏نهیم تا به كعبه مقصود رسیم . شعبان از راه می‏رسد . آن هنگام كه ظرف بندگی تو از تب هوای نفس اماره خالی شد شعبان با طلوعی سرشار از لبریز از شكوفه‏های محمدی و عطر ال الله از راه می‏رسد و قدم بر خانه دل می‏گذارد . می‏آید تا این منزل بود را به دسته گل‏های از ذكر و معنویت‏بیارآیی . هر چه گام به جلو برمی‏داریم احساس سبكی در ما ایجاد می‏شود .

و دیگر هنگامه جلای دل است . دلی كه رجب را وقف پیرایش آن در شعبان را وقف آرایشش كرده‏ایم . مهربانا شكرت كه این گونه مرا، اعضاء و جوارحم را، زبانم، چشمم را، گوشم را و همه وجودم را میهمان این خوان با كرامتت كرده‏ای، میهمانی كه حتی چشم بر هم نهادن آن نیز عبادت است .

آرام آرام دلنشین و سبكبال پاسی را بر بال ملائك می‏گذاریم و دستان رمضان را در آغوش می‏گیریم پای بر شمارش معكوس دل می‏گذاریم و به سوی عشق و مستی در دست .

به میانه ماه خدا نزدیك شده‏ایم . نوای رحمت ایزدی به گوش می‏رسد . در قلب زمان اعظم ملائكه آسمان بر زمین می‏آیند تا بالهایشان را فرش پای ملكوتیان كنند . آمدند تا تو را بخرند . آیند تا تو را نزد آن معبودی ببرند كه خریدار هر یوسف بد سرشت است .

لیالی قدر در انتظارند تا فانوس عشق و عاشقی را بنوازند . معشوقه دل عطر شفا و رحمت را می‏گستراند، دلبری می‏كند تا تو را كه عاشقی و مجنون، ناز او را بخری .

آمده‏ام به كوی تو گر تو كنی نگاه من

ناز خرج ز روی تو گر تو دهی شفای من

و آنجاست كه این عبد سراپا تقصیر روی به سوی حقیقت عالم می‏كند و منشور آینده‏ای مبهم را از دست مولامان حجة بن الحسن (عج) بر می‏گیرد .

خدایا چه می‏شود ما را این شب، پر از رحمت و بركت، اما رسم مجنون شدن را نمی‏داینم، نمی‏دانیم كه اگر لیلای عالم كاسه گدایی تو را می‏شكند . تو را دوست دارد و در انتظار یك نگاه پر از نیاز توست . شب قدر آمده است تا تویی كه خسته عالم دنیایی، خسته بندگی تن شده‏ای . چنگ در ریسمان معنویت زنی و قرآن را كه سرچشمه معنویات عالم است‏با زبان اشك بیارازی با زبانی كه تحفه قدح بار است، با زبانی كه كیمیای جلای دل است . آن محبوبه‏ای كه شنزار گونه‏های عاشقان را آبیاری می‏كند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند .

شبنمی كه اگر لیلای مجنون، گوشه چشمی (نیم نگاهی) بر آن كند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده می‏شود . آری باید این اشك‏ها را تحفه قدم او كرد .

لطیفا! حال كه در رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشوده‏ای و حال كه من ناچیز قلب رمضان را كه با شستن خون در رگها جاری می‏كند در آغوش خود می‏فشارم . چگونه می‏شود این عاشقی كه در دام بلای دوست گرفتار است‏به خود واگذاری؟

چگونه می‏شود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم . . .

چگونه؟ !

ای الهه ناز! با همه نیاز، به درگاه تو آمده‏ام تا قلم عفو بر در دریای گناهانم بكشی كه كه با دیدگانی پاك به زیارت آقا حجة بن الحسن (عج) برسم .

ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز، آمده‏ام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم كه مگر سالك راه تو شوم . ای خدای بی نیاز! با عطش و عشق و نیاز آمده‏ام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت و به حق ناله‏های عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم .


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
اشعار شب قدر

 

در " ترجمان القرآن جرجانی " شب قدر ، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است . صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون " گوید : شب قدر ، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد .

در " التفهیم بیرونی " آمده است : " واندر ماه رمضان لیله القدر است ، آنک جلالت او راه به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاقهای این دهه ." لیله القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است .شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسانهاست و درخصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام واز عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) رسم بر آن بوده است که شبهای قدر را " احیا " بگیرند و تا سپیده دم به آداب مخصوص آن منجمله دعا و نماز و استغفار بپردازند .

در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر زا هزار ماه " لیله القدر خیر من الف شهر " و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شبهای نوزدهم ، بیست ویکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است .

در آیه نخست سوره مبارکه " قدر " نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است : " انا انزلنا فی لیله القدر " در " تفسیر ابولفتح رازی " پیرامون شب قدر آمده است : شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق واقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله " فی لیله مبارکه " هم این شب است و ...

سخن در باب لیله القدر ( شب قدر ) بسیار است و در کتب تفاسیر درباره کیفیت و نزول رحمت و برکت در این شب استثنایی احادیث و روایات بسیار قابل تاملی ذکر شده است واما در نگاه شاعران سخن سنج مسلمان که میراث داران و پاسداران حریم فرهنگ و معارف عالیه اسلامی هستند ، حکایت شب قدر حکایتی بس شگفت و تفکر برانگیزی است .

حکایتی که با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه ، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار آمیز رهنمون می کند .این اشعار که بر اساس آیات ، احادیث و روایات سروده شده است همچون بارقه های آسمانی بر دل و جان شیفتگان می تابد و ظلمت درون را به انوار الهی روشن می سازد .

 

حکیم رودکی سمرقندی :

شب عاشقت لیله القدر است

چون تو بیرون کنی رخ از جلبیت

 

منوچهری دامغانی :

با رنگ و نگار جنت العدنی

با نور و ضیاء لیله القدری

 

شیخ اجل سعدی شیرازی :

تورا قدر اگر کس نداند چه غم

شب قدر را می ندانند هم

 

خواجه حافظ شیرازی :

شب قدر است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

عارفان درباره شب قدر گفته اند که این شب ، شبی است که سالکان را به تجلی خاص مشرف گرداند تا بدان تجلی قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت ابتدای وصول سالک باشد یعنی جمع و مقام اهل کمال در معرفت :

در شب قدر قدر خود را دان

روز در معرفت سخن میران

 


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
دانایی «لیله القدرخیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود.

جریان قدر و احیاء و گرامیداشت قرآن و بهره برداری از فضل لیله القدر جزء «دولت قرآن» است. و این دولت همواره مورد درخواست ماست و از ذات اقدس اله مسئلت می کنیم «نسئلک دوله ً کریمه ً تعزّبها السلام و أهله و تذ لّ بها النّفاق و أهله. و هنگام ظهور بقیه الله ارواحنا فداه، این دولت تجلی می کند. نموداری از دولت قرآن را ذات اقدس اله در دولت سلیمان و ملک سلیمان ذکر کرد. فرمود: گوشه ای از دولت الهی را به سلیمان داده ایم. ولی به شما صدها برابر خواهیم داد.

ملک سلیمان بر این محور بود که آن حضرت بامداد راه یک ماهه می رفت و شامگاه راه یک ماهه. دولتی که بر باد مستقر باشد اینقدر قدرت دارد که مسافر خود را در یک نیم روز به اندازه یک ماه راه ببرد. سالک خود را در پگاه یا شامگاه به اندازه یک ماه راه ببرد... اما دولت قرآن یک شبه ره صدساله می برد. این هزار ماه که در طی یک قرن در حدود هشتاد سال خلاصه می شود، دولت قرآن است.
*

ادراک لیله القدر کار آسانی نیست؛ فهمش آسان نیست چه رسد به حضور و ظهور و رسیدن به اصل آن. و ما أدراک ما لیله القدر. خاصیت دولت قرآن، این است که لیله القدر خیر من ألف شهر. اگر بزرگانی گفتند: هرچه دارند همه از دولت قرآن دارند و یا «یک بیت از این قصیده به از صد رساله است» و یا سروده اند این طفل یک شبه ره صدساله می رود...همه نشأت گرفته از همین دولت قرآن است. از مناجات های لطیف و ظریف خواجه هروی این است که دارا شدن مهم است، نه دانا شدن! آن مناجات های لطیف خواجه انصاری را که می خوانید، می بینید به خدا عرض می کند که دانا شدن مهم نیست. اگر کسی زحمت بکشد، دانا بشود؛ فقیه، حکیم، ادیب، متکلم و محدث بشود، این دانای علم است و این مهم نیست. به دلیل اینکه صدها نفر در طول سالها به حوزه ها و دانشگاه ها راه یافتند و دانا شدند. مهم دارا شدن است نه دانا شدن.

دانایی «لیله القدرخیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود. وقتی سبک شد، تخفّفوا تلحقوا... وجود مبارک رسول اعظم علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء فرمود: نجی المخفّفون... آنها که سبک بالند نجات پیدا کرده اند.

پرکشیدن با سنگین بال و سنگین بار بودن، ممکن نیست. کار «جعفر طرار» نیست که یک شبه ره صد ساله را طی کند، کار «جعفر طیار» است. طراری را کنار گذاشتن و طیار شدن با مراسم احیاء هماهنگ است و شدنی است.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
آنچه در پیش رو دارید بحثى پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطرح گردیده است.

شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است و شب قدر شب اندازه‏گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر مى‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مى‏گرداند.

شب قدر کدام شب است؟در قرآن کریم آیه‏اى که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آیه از قرآن کریم مى‏توان فهمید که شب قدر یکى از شب‏هاى ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو مى‏فرماید: « انا انزلناه فى لیله مبارکه‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوى دیگر مى‏فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرماید: «انا انزلناه فى لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده مى‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معین کرد.

در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. (1) وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.
پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.

تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى که قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز تکرار مى‏شود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است که درآن شب امور سال آینده تقدیر مى‏شود. دلیل براین امر این است که:
اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى‏ معنى است.

ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمى‏آید که مادامى که ماه رمضان تکرار مى‏شود آن شب نیز تکرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار مى‏شود.
در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل مى‏شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.‏» (3)

عظمت‏ شب قدر
در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است) .
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.» (4)

وقایع شب قدر

الف- نزول قرآنظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجى است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول یکباره در یک شب معین.
2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .

آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان مى‏کند.
در نزول دفعى (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است ‏یک دفعه نازل نشده است ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى که درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمى‏آید مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏اى که درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف مى‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمى‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلى که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مى‏کند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت مى‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، یکى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» برمى‏آید شبى است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مى‏آیند.

ج- نزول ملائکه و روح
بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربى‏.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست ‏بسنده مى‏شود.

1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائکه‏اى که ساکن در «سدره المنتهى‏» هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مى‏شوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند.
یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب مى‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى دراین نقاط نمى‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام مى‏کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)
2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئکه والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائکه است. (6)

د- سلام و امنیتقرآن کریم در بیان این ویژگى شب قدر مى‏فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است‏ به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوى او روى مى‏آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضى از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى‏دهند.

پى‏نوشت‏ها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص‏519 .
2- تفسیر الدرالمنثور، ج‏6 .
3- تفسیر البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .
4- فروع کافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .
5- مجمع البیان، ج‏10، ص‏520 .
6- تفسیر برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش