+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
در ادبیات دینی «قدر» یکی از معدود قدر مشترکات میان تمام گرایش‌ها و نحله‌هایی است که تحت دین محمد(ص) و شهادت لا‌اله‌الا‌الله و محمد رسول‌الله اجتماع کرده‌اند.

ظاهرگرایان و باطن‌گرایان ایشان هر دو دل خوش داشته‌اند به اینکه گوهری ثمین و لوءلوئی دفین را در ارض اسلام یافته‌اند؛ هرچند ظاهرگرایان را ظاهر آن گوهر خوش آمده است و باطن‌گرایان را نقب به درون آن. در روایات ائمه دین(ع) نیز چنین امری را می‌توان به عیان مشاهده کرد؛ چنان‌که روایات بی‌شماری از ایشان در مجامع حدیثی گرد این موضوع جمع‌آوری شده است. آنچه در این روایات بیشتر مورد لحاظ واقع شده، تعیین چند امر است. نخست آنکه شب قدر در چه ماهی است؟ پاسخ به این پرسش البته از پیش روشن است؛ چراکه ترتیب تسلسلی آیات قرآن نشان‌دهنده وقوع آن در رمضان کریم است. دیگر پرسش آن است که لیله‌قدر در چه شبی است؟ در این مورد اختلاف فراوانی روی داده است. اما قول مرجح براساس این روایات شب بیست‌و‌سوم ماه فضیل است؛ هرچند شب نوزدهم با احتمال بسیار کم و شب‌های بیست‌و‌یکم و بیست‌و‌هفتم نیز با احتمال بیشتر ذکر شده است.

دیگر پرسش از ثواب عبادات و چگونگی آن است. پاسخ این پرسش را نیز به نص قرآن می‌توان مهیا کرد چراکه سوره قدر به‌صراحت ثواب آن را بیش از هزار ماه یعنی هشتاد و اندی سال ذکر کرده است. البته در باب تفسیر چگونگی و معنای هزار ماه اختلاف وجود دارد. امر دیگر که در روایات آمده و به‌نظر بسیار مهم می‌آید، آن است که چه اعمالی در این شب مستحب است. در این مورد روایات ائمه دین(ع) به تفصیل پاسخ گفته است و از اعمالی مثل قرائت قرآن (به‌خصوص سوره‌هایی مثل دخان، عنکبوت، روم و قدر)، غسل شب قدر، زیارت سید‌الشهداء(ع) در کربلا، شب‌زنده‌داری و تهجد و خواندن نماز یکصد رکعتی شب قدر و البته خواندن دعا، سخن به میان آمده است. برخی علما همچون شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیز براساس همین روایات به تفصیل، اعمال این شب را برشمرده‌اند. عرفا اما ضمن تأکید بر این اعمال و اذکار و صلوات، از بعدی دیگر به شب قدر نگریسته‌اند که می‌توان آن را نگاهی تاویل‌مدار دانست. در این جستار که به مناسبت لیله‌قدر و البته هم زمانی با هفدهم رمضان سال 560 هجری قمری که تولد شیخ اکبر، ابن عربی نیز است به نگارش آمده، تلاش می‌کنیم تا نگاهی عرفانی به قدر را با محوریت عارف مشهور محیی‌الدین عربی بهتر درک کنیم.

از نگاه عرفا کار دین نقب‌زدن به عالم معناست و معنا گرچه همان باطن و حقیقت متعالی و واحد دین است، اما به ضرورت در قالب و چهارچوب یک امر ظاهری مثل قول یا فعل یا تقریر معصوم(ع) لحاظ شده است چراکه جز از ظاهر، راهی به باطن وجود ندارد. ساحتی در دین وجود دارد که راه نیل به معنا از آن می‌گذرد؛ سرزمینی که مناسک و شعائر و آداب آیینی‌اش خوانند. از این‌رو باید از سرزمین ظاهر آغاز کرد و البته آن را محترم شمرد چراکه تا انتهای سیر، ملازم و مصاحب مسیر است. اما باید در انتها به سرزمین باطن رسید. این سیر را عرفا «تأویل» نامیده‌اند. البته این تاویل در مکان و زمان روی نمی‌دهد و مستلزم گذر از مکانی به مکان دیگر یا سپری‌شدن زمان معتنابهی نیست زیرا ایمان از سنخ زمان و مکان و حتی عمل نیست هرچند ثمره آن عمل صالح است.
بنابراین تاویل در معنا روی می‌دهد و در ایمان و بالمآل، شهود. گذر از سرزمین ظاهر به سرزمین باطن را عرفا تاویلی شهودی می‌دانند که در آن انسان از ابزار ادراکی مالوف و مانوس خویش که همان حس و عقل است، فارغ شده، به ابزاری جدید به نام شهود مجهز می‌شود، که البته آن هم مثل دو ابزار پیشین قوه‌ای برای معرفت و نیل و وصول به آن است و از جانب خدای تعالی اعطا شده است؛ هرچند حوزه‌ای را رصد می‌کند که عقل و حس را بدان راهی نیست؛ آری حوزه باطن. و عارف چون به‌واسطه شهود به سرزمین باطن مسلط شد، معنای هر امر ظاهری را از نو شهود می‌کند و عمق آن، حقیقت آن و گاه ملکوت آن را درک می‌کند؛ چنان‌که خداوند، ملکوت آسمان‌ها و زمین و حقیقت احیای موجودات را به ابراهیم(ع) نشان داد و کاملا مشخص کرد که این شهود، شهود ظاهری نبوده است چراکه شهود ظاهری از قبل هم برای او- علیه‌السلام- میسر بوده است. به هر روی عارف در سرزمین باطن به شهودی غیر از آنچه در سرزمین ظاهر بدان نایل می‌آمده است، می‌رسد که از آن شهود در بازگشت به سرزمین ظاهر تعبیر می‌کند. البته این تعبیر با الفاظی روی می‌دهد که لازمه ظاهر است ولی بی‌گمان با معانی ظاهری تفاوت دارد.

عرفا اما برای تفسیر رمضان و تعبیر شهود خویش ابتدا از معناکردن واژه قدر آغاز کرده‌اند. مشخص است که واژه قدر از قدرت گرفته شده است. قدرت نیز بنا بر تفسیر صحیح یک صفت اضافی به شمار می‌رود. منظور از صفت اضافی، صفتی است که به نسبت به چیزی به کار می‌رود. مثلا گفته می‌شود، شخصی نسبت به فلان امر دارای قدرت است ولی نسبت به بهمان کار و عمل، قدرت ندارد. بنابراین قدرت در اضافه به اشیای گوناگون معنا می‌یابد. بر این اساس باید خداوند را در مقابل بندگان او که دارای قدرت مجازی و اکتسابی هستند، دارای قدرت حقیقی بدانیم. البته می‌توان از این تفسیر فراتر رفت و به صفت قدرت، یک معنای ذاتی داد؛ به این صورت که قدرت را در مصداق، عین ذات الهی تصور کنیم، هرچند میان معنای قدرت و ذات تفاوت مفهومی وجود داشته باشد. در هر صورت تقدیر و قدر از قدرت گرفته شده است.

اما تقدیر خداوند نسبت به اشیاء و موجودات بر 2گونه است: الف) اینکه به کسی یا چیزی قدرت انجام کاری را اعطا کند. ب) آنکه - براساس مقتضای حکمت خویش - چیزی را بر مقداری مشخص یا وجهی معین سامان دهد. به‌نظر می‌رسد تقدیر و قدرت الهی در شب قدر از نوع اول باشد که البته امری تدریجی‌الحصول به شمار می‌آید؛ به این معنا که خداوند تبارک و تعالی در شب‌قدر قدرت ویژه‌ای را به بندگان خود اعطا کرده که آنان را قادر به انجام امور مخصوصی در یک زمان تدریجی‌الحصول کرده است؛ اموری که در زمان‌های دیگر از ایشان برنمی‌آید. از این‌رو عرفا شب قدر را عرصه تجلی توحید افعالی دانسته‌اند چراکه در تکوین، امری روی می‌دهد که در تشریع از بندگان خواسته شده است.

از سوی دیگر می‌دانیم که رمضان از واژه «الرمض» گرفته شده است که به معنای شدت تابیدن خورشید است. بنابراین باید نوعی سوختگی را که لازمه لاینفک تابیدن خورشید به یک نقطه است، به‌عنوان معنای بالمآل رمضان در نظر گرفت. این سوختگی یا میل به سوختن و فنا و نیستی، بی‌گمان قابل‌حمل است بر انسان‌هایی که تمایل و حتی عشق به فنا و بقا در آن دارند. از این‌رو رمضان را می‌توان بر حسب این نگاه تاویلی، سرزمین فنا به شمار آورد. با ترکیب این دو معنا می‌توان به یک نتیجه شگفت رسید و آن اینکه خداوند تبارک و تعالی در این شهر فضیلت به بندگان خویش قدرت تجربه نیستی و فنا را اعطا کرده است. از این‌رو ترکیب رمضان و قدر که در نگاه ابن‌عربی ترکیبی تاویلی به شمار می‌رود، به این معناست که بندگان از سوی خداوند صاحب قدرت ویژه‌ای شده‌‌اند که اولا مشخص و محدود به زمان خاصی است، ثانیا امکان تجربه‌ای شگرف را به انسان می‌دهد؛ تجربه شهودی و تاویلی نیستی.

این البته برای کسانی از عرفا میسر است که توان درک این امر و شناخت معالم و مولفه‌های نیستی را دارا باشند. ابن‌عربی خود در این باره در مهم‌ترین اثر خویش یعنی «الفتوحات المکیه» می‌گوید: «در فنا و نیستی منزلگاهی است که روح او جل‌جلاله در میان ما فرود می‌آید. او چون لیله‌قدر است که نه نور دارد و نه سایه. او همان نور صرف است و از آن به حالت دیگری منتقل نمی‌شود» (فتوحات، ج1، ص236). او سپس در توضیح اینکه لیله‌قدر نور است و نه سایه می‌گوید: «حالت فنا، نور حقیقی است و سایه حقیقی؛ حالتی است که ضد‌ندارد زیرا اگر نور صرف بود، باید ظلمت را در مقابل خویش می‌یافت» (همان). برای درک این فراز از فتوحات ابتدا باید با حالت فنا آشنا شویم. از توضیحات ارائه‌شده توسط ابن‌عربی به‌روشنی این نکته برمی‌آید که او تلاش می‌کند تا با اصطلاح «ماهیت لابشرط مقسمی» که اصطلاحی مشایی است، نور صرف را که در واقع همان حضرت باری است و درک‌کننده لیله‌قدر در واقع او را درک می‌کند، توضیح دهد. ماهیت لابشرط مقسمی، ماهیتی است که هم با ماهیت لابشرط قسمی قابل تطبیق است هم با ماهیت بشرط شیئ و هم با ماهیت به شرط لا. مثلا اگر ماهیتی مثل انسان را در نظر آوریم می‌شود او را به شرط یک ویژگی یا شکلی خاص مثل رنگ سفید مورد لحاظ قرار داد، می‌شود او را به شرط نبودن چیزی همراه او مورد لحاظ قرار داد (مثلا او را فارغ از عدالت تصور کنیم) و می‌شود او را بدون آنکه سفید باشد یا نباشد، عادل باشد یا نباشد مورد لحاظ قرار داد که همان لابشرط قسمی است.

حال باید توجه کرد که انسان به‌عنوان یک ماهیت لابشرط مقسمی بر تمام این سه‌نوع انسان که هر یک لحاظ و حیثیتی دارند، قابل حمل است. البته باید توجه داشت که نور در فلسفه اشراقیون از مقولات به شمار نمی‌رود بلکه تعبیری است برای نام بردن از هستی و وجود؛ هرچند در فیزیک جدید از سنخ ماده بودن نور اثبات شده است. در هر صورت ابن‌عربی از این تعبیر فلسفی به‌خوبی استفاده می‌کند تا مقصود خویش را بیان کند. نور لابشرط مقسمی هم با نور به شرط سایه سازگار است، هم با نور به شرط عدم‌سایه و هم با نور لابشرط از نور و سایه. به تعبیر دیگر نوری که ابن‌عربی تلاش می‌کند تا آن را راز لیله‌قدر معرفی کند، نوری است که با سایه سازگار است؛ یعنی هم نور صرف است و هم سایه صرف زیرا اگر فقط نور صرف باشد به‌گونه‌ای که اصولا وجود سایه با آن متصور نباشد، نمی‌توان از آن برای تفسیر لیله‌قدر بهره گرفت؛ چنان‌که نمی‌توان از سایه صرف برای تمثیل آن بهره‌گرفت چراکه سایه صرف همان عدم‌نور است که صرفا یک امر عدمی به شمار می‌رود. لذا باید از تمثیلی استفاده کرد که با نور صرف سازگار باشد و توأمان با سایه صرف نیز سازگار باشد؛ چنان‌که مقتضای قاعده عدم‌تحمید صرف و عدم‌تنزیه صرف در مورد ذات مبارک‌الله تعالی چنین است؛ نه فقط حمد و ستایش صرف و نه فقط تنزیه صرف چراکه حمد صرف به تشبیه و تنزیه صرف به تعطیل و انکار ذات می‌انجامد. لذا ابن‌عربی به بهترین وجه از اصطلاح فلسفی لا بشرط مقسمی استفاده می‌کند.

البته باید توجه داشت که ماهیت الهی عین انیت و هستی اوست و این دو در مورد او تهافت و تفارفی با یکدیگر ندارند. اما چنان‌که گفته‌اند، مثال از جنبه‌ای مُقّرب است و از جنبه دیگر ممکن است، مُبعّد باشد. بنابراین نمی‌توان ماهیت الهی را چیزی غیر از وجود او به شما آورد. البته در مورد موجودات دیگر چنین امری- یعنی گسستگی وجود از ماهیت- قابل تصور است. در هر صورت نتیجه تفسیر ابن‌عربی و سایر عرفای تابع او همچون قیصری و سید حیدر آملی چنین است که چون ماهیت رمضان، سلبی است و چیزی جز عدم‌اکل و شرب و جماع نیست که همگی اموری عدمی‌اند، از این‌رو خداوند در یک ماه از سال که آن را ماه ضیافت و مهمانی خویش خوانده است، خود را به بندگان عرضه داشته است و آن را در زمینه تجربه فنا و نیستی مکلف آشکار کرده است چراکه انکار خویشتن و نیست‌شمردن آن، بهترین شیوه برای تجربه الوهی است؛ به عبارت دیگر در آن ظرفی که چیزی از مُدرِک و شاهد وجود ندارد، مُدرَک و مشهود هویدا و ظاهر می‌شود و از باطن به در می‌آید.

این ظرف می‌تواند لیله‌قدر باشد که ‌الله تبارک و تعالی اسم ظاهر خویش را بر باطن غلبه می‌دهد. اما چرا خداوند از تمام لیالی و ایام شهر کریم این شب را انتخاب کرد و البته آن را میان تمام آن شب‌هایی که فرد هستند، نه زوج، پنهان کرده است؟ پاسخ عرفا چنین است که این امر از این روست که بنده حالت جویندگی و تشنگی به‌خود گیرد و اشتیاق و عشق خود را به‌تمامه آشکار کند. ابن‌عربی خود در این باره می‌گوید: «اینکه خداوند لیله ‌قدر را اختیار کرد به این دلیل است که درک این امور جز با ظرفیت و گنجایش خود ‌الله تبارک و تعالی میسر نمی‌شود. و چون حق غیب است از این‌رو قدر را به شب اختصاص داد زیرا شب هم پنهان است؛ همان‌گونه که غیب پنهان است» (فتوحات، ج2، ص 170). از این‌رو شب قدر را در ماهی که تمام امور حقیقی جنبه نیستی به خویش می‌گیرند، قرار داد و آن را در شبی از لیالی فرد دهه آخر پنهان داشت تا... .


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
۱


۱










۲


۲










۳


۳










۴


۴










۵


۵










۶


۶










۷


۷










۸


۸










۹


۹










۱۰


۱۰


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
هنگامی که سیاره "زهره" قابل رؤیت می شود، این به معنی آن است که شب قدر با چشم دیده می شود. خداوند به مؤمنان در قرآن وعده داده که می توانند شب قدر را با چشمان خود ببینند، بنابراین دیدن سیاره "زهره" به معنی دیدن شب قدر است !

به گزارش شیعه آنلاین، شب های ۲۱، ۲۳ و ۲۷ ماه مبارک رمضان روایت های متفاوت از شب قدر به شمار می رود. 
شیعیان شب های ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان را روایت های اصلی شب های قدر می دانند اما اهل سنت بر شب ۲۷ تأکید دارد.

اما در همین حال؛ تعدادی از وهابیون کشور الجزایر با انتشار مطلبی در سایت های اینترنتی وابسته خود، اعلام کردند که شب ۲۹ ماه مبارک رمضان را شب قدر می دانند.

این گروه از وهابیون در مطلب خود نوشتند: ما همه مسلمانان را به شب زنده داری و احیاء شب ۲۹ ماه رمضان دعوت می نمائیم زیرا این شب همان شب قدر اصلی است که خداوند در قرآن فرموده است.

این وهابیون در مورد چگونگی رسیدن به این نتیجه، اعلام کردند: ما از طریق فلکی و ستاره شناسی به این مسأله پی بردیم، زیرا در شب ۲۹ ماه رمضان سیاره "زهره" نمایان می شود و با چشم قابل رؤیت می شود و بر همین اساس می توان گرفت آن شب همان شب قدر است.

وهابیون الجزایر در ادامه ادعای خود، به یاوه گویی پرداخته، گفتند: هنگامی که سیاره "زهره" قابل رؤیت می شود، این به معنی آن است که شب قدر با چشم دیده می شود. خداوند به مؤمنان در قرآن وعده داده که می توانند شب قدر را با چشمان خود ببینند، بنابراین دیدن سیاره "زهره" به معنی دیدن شب قدر است.

قابل ذکر است این اولین باری نیست که وهابیون چنین ادعایی را مطرح می کنند. در سال ۲۰۰۸ میلادی نیز آنان با اعلام اینکه سیاره "مریخ" قابل رؤیت شده، شب دیگری را به عنوان شب قدر خود انتخاب کردند و مدعی شدند که دیدن سیاره "مریخ" با چشم به معنی دیدن شب قدر برای مؤمنان است.

در همین حال پرفسور "جمال میمونی" رئیس سازمان ستاره شناسی الجزایر طی اظهاراتی با رد ادعای وهابیون و انتقاد شدید از آنان، در مورد درستی یا نادرستی ادعای مطرح شده، گفت: این حرف کاملا "دروغ" است و ادعایی کاملا "مسخره" به شمار می رود زیرا بر اساس قوانین و محاسبات ستاره شناسی رؤیت سیاره "زهره" در چنین شبی امری کاملا طبیعی به شمار می رود و هر انسانی در سراسر جهان می تواند چنین صحنه ای را ببیند و اصلا ربطی به مؤمنین و غیر مؤمنین ندارد.

از سوی دیگر شیخ "عبد الحمید بیرم" مسئول کمیته فقهی جمعیت علمای مسلمان الجزایر نیز با انتقاد از ادعای مطرح شده توسط وهابیون این کشور، اظهارات آنان را خرافات خواند و گفت: این وهابیون تلاش می کنند با مطرح کردن چنین ادعاهایی، توجه همگان را به خود جلب کنند. این حرف ها چیزی جز "خرافات" نیست زیرا در زمان رسول الله (ص) نیز چیزی به معنی دیدن ستاره یا سیاره ای دیگر برای اثبات شب قدر وجود نداشته است.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
شب قدر واجابت دعا

زهرا رضائيان

امام علي(ع) فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست ، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت ها) فروفرستاده مي شود، پس از درگذشت پيامبرص نيز اين شب صاحباني دارد.»
شب قدر، بزرگترين ، شريف ترين ، پرارج ترين و پررمز و رازترين شبها در گردونه زمان است كه قلم ها در وصفش مي شكنند و زبان ها در توصيفش قاصر و عقل و تدبيرها در فهم آن مبهوت و متحير مي مانند.
شبي كه به فرموده امام صادق قلب رمضان به شمار مي آيد. بهترين شب سال ، شب قدر است كه خداوند در قرآن كريم آن را شبي پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بيان مي كند.
آيا براستي بركتي بالاتر از اين هست كه يك شب هم تراز هزار ماه يعني 30 هزار شب يا 83 سال و 4 ماه قرار گيرد؟
چرا اين شب «شب قدر» ناميده شده است؟ چه اسراري در آن نهفته و چه وقايع و حوادثي در آن رخ داده و مي دهد؟
مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم دين درباره نامگذاري اين شب به «شب قدر» مطالب و دلايل زيادي آورده اند.
شب قدر يعني شب بزرگ و باعظمت ، زيرا در قرآن كريم «قدر» به معناي منزلت و بزرگي خدا آمده است. (حج /74)
همه مقدرات بندگان نيز در طول سال در اين شب رقم مي خورد. (دخان /4)
همچنان كه امام رضاع فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از اين سال تا سال بعد پيش خواهد آمد مقدر مي فرمايد از زندگي يا مرگ ، از خوب يا بد يا روزي ، پس آنچه خداوند در اين شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمي خواهد بود.»
البته اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مساله اختيار ندارد زيرا تقدير الهي به وسيله فرشتگان طبق شايستگي ها و لياقت هاي افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و اعمال آنهاست.
بدون شك مفاهيمي چون وعده و وعيد، انذار و بشارت ، كيفر و پاداش در قرآن و روايات بدون اراده و اختيار انسان بي معنا خواهد بود.
حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و... جلوه هايي از حضور اراده و اختيار انسان است. بزرگترين اشتباه درباره حقيقت مشيت الهي اين است كه گروهي خود را صاحب همه چيز مي دانند و تصور مي كنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است ؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسووليت و اخلاق.
گروهي ديگر نيز فكر مي كنند انسان موجودي مجبور است كه هيچ اختيار و آزادي ندارد و همه چيز توسط قضا و قدر تعيين مي شود.
در حالي كه حقيقت امري ميان اين دو نظر است يعني نه جبر قضا و قدر و نه واگذاري مطلق به بندگان، چرا كه بعضي از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام مي دهيم مثل خوردن ، آشاميدن ، رفتن ، آمدن و... و در بعضي ديگر از كارها همچون به دنيا آمدن ، از دنيا رفتن و... اراده و خواست ما مطرح نيست.
در شب قدر فرشتگان بسياري به زمين مي آيند به طوري كه زمين بر آنها تنگ مي شود، لذا آن را «شب قدر» ناميده اند زيرا يكي از معاني «قدر» به معناي ضيق و تنگ است (اطلاق /7) و در اين شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسيله فرشته صاحب قدر بر پيامبرص نازل شد.

پنهان بودن شب قدر

شب قدر در طول سال بيش از يك شب نيست و آن شب نيز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. اين مساله ، مورد قبول همه مسلمانان است كه هيچ گونه شك و ترديدي در آن وجود ندارد؛ زيرا از سويي خداوند در قرآن مي فرمايد: «ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن نازل شده است» (بقره /185)
و از سوي ديگر در آيه اول سوره قدر مي خوانيم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فروفرستاديم.» از همراه كردن اين دو آيه مباركه به يكديگر چنين نتيجه گيري مي شود كه شب قدر خارج از ماه مبارك رمضان نيست و حتما در اين ماه قرار دارد.
بنابر روايات اسلامي خداوند اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روي آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذيراي آن باشند.
وقت قيامت و ظهور امام زمان عج را نيز مخفي كرده تا اهل معصيت آنها را دستاويزي براي نيل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بيشتري از خود نشان دهند. بر همين مبنا شب قدر مخفي است و زمان دقيق آن مشخص نيست.
امام علي ع دليل مخفي بودن شب قدر را در اين مي داند كه مومنان شبهاي بيشتري را قدر بدانند و به آرزوي درك فضيلت آن به كارهاي نيك و عبادت بيشتري پرداخته و از معاصي و زشتي ها دوري گزينند و در پرستش خداوند تلاش بيشتري نمايند.
از سوي ديگر شب قدر بايستي مخفي باشد زيرا اگر شب خاصي معين مي شد، برخي افراد بر اثر توفيق شب زنده داري و احيائ آن به عجب و غرور مبتلا مي شدند اما هنگامي كه زمان آن معين نباشد، بر اثر مواظبت بيشتر، ملكات فاضله در نفس شان راسخ تر مي شود و در نتيجه از بركات و فيوضات بيشتري در اين شبها بهره مند مي شوند.
اگر اين شب معلوم بود، حرمت و عظمت درخور شان را نداشت ، زيرا مردم همواره براي هر چه كه از ديد آنها مخفي است ، احترام بيشتري قائلند.

فضايل شب قدر

بي ترديد شب قدر از شبهاي باعظمت و بااهميت سال است و دليل فضيلت اين شب بر ساير شبها به اعتبار اموري است كه در اين شب محقق مي شود.
شب آمرزش گناهان : پيامبر خداص در تفسير سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احيا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده مي شود.»
قلب رمضان : امام صادق فرمودند: «از كتاب خدا استفاده مي شود كه شماره ماههاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليله القدر است.»
بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غني اسلام ، همه چيز را با معيارهاي الهي مي سنجند و بر همين اساس قرآن در مورد شب مي فرمايد: «ليله القدر خير من الف شر» در دعاي 44صحيفه سجاديه نيز مي خوانيم: «(عبادت و بندگي در) شبي از شبهاي آن را بر (عبادت در) شبهاي هزارماه قرار داد (چون خيرات و بركات و سودهاي ديني و دنيوي در آن است ) و آن را شب قدر ناميد.»
نزول قرآن در اين شب: طبق روايات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. اين نزول دفعي و يكباره قرآن است اما نزول تدريجي و تفصيلي قرآن طي بيست و سه سال دوران نبوت پيامبر گرامي به صورت الفاظ نازل شده است.
از ديگر فضايل اين شب نامگذاري يكي از سوره هاي قرآن به نام «قدر» است و اين خود گوياي فضيلت و اهميت اين شب است. اين شب ، شب مباركي است زيرا خدا مي فرمايد: و قرآن كه بهترين خيرات و بركات است در اين شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)
نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر نيز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاي خوب بهتر است از عمل در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خير و سلامت است و از هر امر ناپسندي به دور است و اين خود نيز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.

حضرت مهدي ، صاحب شب قدر

بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خداص نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي آورند و بر او عرضه مي كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.
از سويي نيز بنابر روايات زمين از نخستين روز خلقت تا آخر فناي دنيا بي حجت نخواهد بود چنان كه امام علي فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست ، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت ها) فروفرستاده مي شود، پس از درگذشت پيامبرص نيز اين شب صاحباني دارد.»
حجت خدا در زمين در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدي است و اوست كه حجت خدا و وصي اوصيا و خليفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پليدي است و لذا صاحب شب قدر است.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

منبع : www.AsanDownload.com


دعای جوشن کبیر برای شب قدر
 توی این شبهای عزیز ، بهترین کار اینه که کمی بیشتر در هستی تفکر کنیم ، کمی از منیت ها بیرون بیائیم. دعای جوشن کبیر که در روایات آمده اسم اعظم خداوند در این دعا هست و در شبهای قدر خوانده میشه رو برای شما عزیزان گذاشتیم . اگر اطلاعاتتون توی این زمینه کم هست میتونید به کتاب مفاتیح مراجعه کنید و اعمال شب 21 رمضان و شبهای قدر را مطالعه کنید .
 التماس دعا
 
 دانلود - 887 كيلوبايت | لينک كمكي
 پسورد فايل زيپ : www.asandownload.com


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
چو بشکفد ز لبت غنچه پاک دعا

تو را به فاطمه (س) سوگند التماس دعا



درد مندیم اى خدا درمان نما / درد بى درما نما ن درمان نما
هر که ارد دست حاجت نزد تو / با ر الهى درد او درمان نما
التماس دعا



آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است
یاد آر که محتاج دعایت هستم



در این روزها و شبهای مقدس نیم نگاهی را محتاجم
که دوستی به پهنای قلب مهربانش به سوی کلبه ی ویرانه ی دل من بیندازد
پس ای مهربان التماس دعا



ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم / غنیمت دان و ما را هم دعا کن



می کشی آه و در چشم هایت / می رمند آهوان دسته دسته
در گلویت ترک می خورد بغض / التماس دعا! دل شکسته



این دست های خالی و ساده دخیلتان ، ما را فقط به رسم رفاقت دعا کنید



یا رب دل مرده ی مرا احیا کن / بر روی گدای نیمه شب در وا کن
سوگند به قطره قطره ی خون علی(ع) / پرونده ی اعمال مرا امضا کن .
شهادت شفیع شیعیان و مولای متقیان، علی علیه السلام تسلیت باد



یا رب دل مرده ی مرا احیا کن / بر روی گدای نیمه شب در وا کن
سوگند به قطره قطره ی خون علی(ع) / پرونده ی اعمال مرا امضا کن .
شهادت شفیع شیعیان و مولای متقیان، علی علیه السلام تسلیت باد



هیچ گناهکاری را نا امید مکن، چه بسیار گناهکاری که عاقبت به خیر گشته
و چه بسیار خوش کرداری که در پایان عمر تباه شده و جهنمی گشته است . . .
( امام علی-ع)



الهی ، امشب آمده‌ام تا به چهارده نور پاک، تورا قسم دهم
و والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم ، مرا به خویش وامگذار و در این شب
با بهترین دوستانت هم‌نشین کن و از خویش مران ، که بی‌تو حیرانم و سرگردان



دعا بدون علی قابل اجابت نیست / که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی(ع)
بزن تو دست توسل به دامن مولا / که در جامعه را بهترین دواست علی(ع)



بجز از علی(ع) که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا . . .
شهادت سمبل کرامت و عدالت و شجاعت، تسلیت و تعزیت



به شهر کوفه در محراب طاعت / علی شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مردود کافر / بخون شد غوطه ور ساقی کوثر




در برج ولا مهر جهان تاب علیست / در شهر علوم نبوی، باب علیست
از اول خلقت بشر تا امروز / مظلوم ترین شهید محراب علیست . . .
التماس دعا



خدایا ، بحق شهید شب های قدر
تقدیر ما را محبت و ولایت و پیروی راه مولا علی علیه السلام رقم بزن
آمین . . . امشب این دل یاد مولا می کند / لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا / نغمه ی فـزت و رب الکعبه را دلت را با خداوند آشنا کن / ز عمق جان خدایت را صدا کن
دل غفلت زده مانند سنگ است / مس دل را به یاد او طلا کن
به پیش او گشا دست نیازی / به درگاه بلند او دعا کن . . .
التماس دعا یک عمر تماشای دری خون آلود / یاد آوری حادثه ای سرخ و کبود
کم کم به علی بال پریدن میداد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود . . .
التماس دعا

ماه رمضان، ماه مفروش کردن قدوم شب قدر با اشکهای شوق برای درک «زیباترین لحظهء حیات انسانی» است . . . . . .

فرستنده : بهار
امشب تمام آینه ها را صدا کنید . گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید . ای دوستان آبرودار در نزد حق , در نیمه شب قدر مرا دعا کنید امشب تمام آينه ها را صدا كنيد. گاه اجابت است رو به سوي خداكنيد. اي دوستان آبرودار در نزد حق، درنيمه شب قدرمرا هم دعا كنيد.

باشورحسينى وصلابت حسنى درسوگ علي میگرييم. دعايتان توشه ي بي برگي ما

فرستنده : 09374xxx826

امشب سر مهربان نخلى خم شد،،، در كيسه نان بجاى خرما غم شد/ در كنج خرابه ها زنى شيون كرد ،،، همبازى كودكان كوفه كم شد..

مبادا ليلة القدرت سر آيد
گنه بر ناله ام افزونتر آيد
مبادا ماه تو پايان پذيرد

ولي اين بنده ات سامان نگيرد


امشب ...

از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمين مي بارد ...
امشب چشمانم را با آب توبه مي شويم
و کلام قرآن در دهانم مي ريزم

تا خواب چشمانم را نيازآرد ...



خير، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنيا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.



شب قدر است و من قدری ندارم / چه سازم توشه ی قبری ندارم . . ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن / در آن حالت که اشکت می چکد گرم / غنیمت دان و ما را هم دعا کن



یا رب ز تو امروز عطا می طلبم / هشیاری و بخشش خطا می طلبم / مقبولی روزه و نماز و طاعات / از درگه لطفت به دعا می طلبم


برچسب: اس ام اس-ماه رمضان-شب- قدر-شب قدر-پیامک


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

شب قدر

                                             

                                                                                بسم الله الرحمن ارحيم
(( انا انزلناه فى ليله القدر ، و ما ادريك ما ليله القدر،  ليله القدر خير من الف شهر ، تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر ،
 سلام هى حتى مطلع الفجر .))

 قدر، شب مقدرات ترجمه سوره قدر: ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا  نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

 قدر يعني تقدير و اندازه گيرىبسيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند؛ چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود.
 از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمدها مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است.
در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد.

 علت نامگذاري شب قدر
از حضرت امام رضا (ع)، روايت شده است كه:
اين شب را ليله القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گيرى مىشود.
امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند:
اى ابو محمد، در شب قدر حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و روزيها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد.قدر، باران رحمتى است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصيت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذيرش جريان رودى وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى ديگر، زمينه كمترى براى جذب رحمت و عنايت دارند؛ برخى، هيچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذ ناپذير است.

 شب قدربرتر ازهزار ماه. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود.

 شب قدر شب احيا امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن .در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب ر، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود.

 ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است.

 فلسفه شب قدر امام باقرعليه السلام مى فرمايند: اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود.

 برخي ازاعمال شب قدر 1- نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال ((ابوشي ابن حيان)) از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه: درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه
 مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم
4- غسل و شب زنده دارى: حضرت رسول (ص) فرمودند: كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند:كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود.
. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و  انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود.

 
صفحه اصلي
روابط عمومي
اخبار
اخبار صوتي
نداي تندرستي
نشريه ندا
گالري عكس
سايت دانشگاه
بازخورد
جستجو
English
   

روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
به راستی این چه شب با برکتی است که به اندازه یک عمر طولانی ارزش و اهمیت دارد و قرآن این کتاب آسمانی در این نازل شده است و همه مقدرات انسان در آن به ثبت می‌رسد. از اخبار و روایات استفاده می‌شود که شب قدر یکی از مواهب و نعمت‌های الهی بر این امت است به طوری که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “خداوند به امت من شب قدر را بخشید و احدی از امت‌های پیشین از این نعمت و موهبت برخوردار نبودند.” شخصی خدمت امام باقر (ع) عرض کرد: مراد از این که شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟حضرت فرمودند: “و العمل الصالح فیها من الصلاه و الزکات و انواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها لیله القدر؛ کار شایسته مانند نماز، زکات و انواع خوبی‌ها در آن شب برتر از هر کار شایسته‌ای است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست انجام شود.” از روایات این گونه استفاده می‌شود که روزهای قدر هم، مثل شب قدر دارای فضیلت و عظمت است. امام صادق (ع) فرمودند: “شب قدر در هر سال است و روز آن (از نظر فضیلت) مثل شب آن است.”

علامه طباطبائی در علایم شب قدر می‏گوید:
روایات در معنی و خصایص و فضایل شب قدر بسیار است، در بعضی از آن روایات علامتهایی برای شب قدر ذكر كرده از قبیل اینكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع می‏كند و هوای آن روز معتدل است. (المیزان، ج ۴۰، ص ۳۳۲)

قال الباقران علیهما السلام:
سالته عن علامهٔ لیلهٔ القدر، فقال: علامتها ان یطیب ریحها، و ان كانت فی برد دفئت، و ان كانت فی حر بردت فطابت. (۱)
ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت لیلهٔ القدر پرسید؟ پس امام (ع) فرمود: علامت لیلهٔ القدر این است كه بوی خوشی از آن پخش می‏شود، اگر در سرمای (زمستان) باشد گرم و ملایم می‏گردد، و اگر لیلهٔ القدر در گرمای (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نیكو می‏گردد.

حدیث: قال ابو عبد الله علیه السلام:
لیلهٔ القدر فی كل سنهٔ و یومها مثل لیلتها. (۲)
ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن می‏باشد.
قا النبی (صلی الله علیه و آله):
ان انا ادركت لیلهٔ القدر فما اسال ربی؟ قال (ص): �العافیهٔ‏�. (۳)
ترجمه: به پیامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دریابم از خدا چه چیزی را مسئلت كنم؟ فرمود: �عافیت را�.
حدیث: قال موسی (علیه السلام):
الهی ارید قربك، قال: قربی لمن استیقظ لیلهٔ القدر، قال:
الهی ارید رحمتك، قال: رحمتی لمن رحم المساكین لیلهٔ القدر، قال:
الهی ارید الجواز علی الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقهٔ فی لیلهٔ القدر، قال:
الهی ارید من اشجار الجنهٔ و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبیحه فی لیلهٔ القدر، قال:
الهی ارید النجاهٔ من النار، قال: ذلك لمن استغفر فی لیلهٔ القدر، قال:
الهی ارید رضاك، قال: رضای لمن صلی ركعتین فی لیهٔ القدر. (۴)

ترجمه:

خداوندا! می‏خواهم به تو نزدیك شوم، فرمود: قرب من از آن كسی است كه شب قدر بیدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را می‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسی است كه در شب قدر به مسكینان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو می‏خواهم فرمود: آن، از آن كسی است كه در شب قدر صدقه‏ای بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از میوه ‏هایش می‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسی است كه در شب قدر تسبیحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهایی از جهنم را می‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسی است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏ خداوندا خشنودی تو را می‏خواهم، فرمود: خشنودی من از آن كسی است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

توضیح:

لیلهٔ القدر شبی است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدیر و اندازه‏گیری است، خدای تعالی در آن شب حوادث یكسال را یعنی از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر می‏نماید، زندگی و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایی از این قبیل را مقدر می‏سازد.
چند حدیث در عبادت زهرا (س) در شبهای قدر
قدرشناس قدر
قال علی(ع): و كانت فاطمهٔ(س) لا تدع احدا من اهلها ینام تلك اللیلهٔ - لیلهٔ القدر - و تداویهم بقلهٔ الطعام‏و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خیرها.
دعائم الاسلام، ج ۱: ۲۸۲.
حضرت علی(ع) فرمود: فاطمه(س) نمی‏گذاشت كسی از اهل خانه در شبهای قدر به خواب رود به آنان غذای كم می‏داد و از روز قبل برای احیای شب قدر آماده می‏شد و می‏فرمود: محروم كسی است كه از بركات این شب محروم باشد.
دو ركعت نماز
قال ابوعبدالله الصادق(ع):
كان لامی فاطمهٔ صلاهٔ تصلیها علمها جبرئیل، ركعتان تقرء فی الاولی: الحمد مرهٔ و: انا انزلناه فی لیلهٔ القدر، ماهٔ مرهٔ و فی الثانیهٔ: الحمد مرهٔ و ماهٔ مرهٔ: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبیح الطاهرهٔ علیها السلام.
جمال الاسبوع:۱۷۳.
امام صادق(ع) فرمود: مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را می‏خواند كه جبرئیل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحید را می‏خوانی، و پس از سلام نماز تسبیحات حضرتش را نیز می‏گویی
رمضان، تجلی معبود (ره توشه راهیان نور) ص ۹۵

پی نوشتها: ۱- وسائل الشیعه، ج ۷ صفحه ۲۵۶. ۲- وسائل الشیعه، ج ۷ صفحه ۲۶۲. ۳- مستدرك الوسائل، ج ۷ صفحه ۴۵۸. ۴- مستدرك الوسائل، ج ۷ صفحه ۴۵۶.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.
ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان علیه السلام می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.
شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.»

منابع :
تفسیر نمونه ج 27 ص 181، مجمع البیان ج 10 ص 405، مفاتیح الجنان


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۵/۲۹

شب قدر

خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مبارکه قدر می‌فرماید:

تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر کاری) فرود آیند. (1)

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:

فیها یفرَق کلّ أمرٍ حکیم(2) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حکمت صادر می‌شود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.

این امر که در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل می‌شده‌است، و در هر شب قدر دیگر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

امام سجاد علیه السلام فرموده‌اند:

ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

 

 

کسی که قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی است که همه سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره، شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است. باید بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولیّ می‌خواهد که متولی و ولیّ آن امر باشد. این که خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:

 

در آن شب هر فرمانی، بر حسب حکمت صادر می‌شود. فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بوده‌ایم.

دلالت بر تکرار و تجدید و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولیِّّ» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولیّ جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.

به همین سبب، هر کس ادعا کرد که من ولیّ امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصوم علیهم السلام نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.

شب قدر

آیه مورد بحث، یکی از مستدل‌ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امر الهی باشد، و آن همان امام معصوم است.

و هر کس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.

از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، که به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

 

 

چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء می‌فرماید:

 

"إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیلاً ٭ أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا؛ کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی کافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده‌ای مهیا کرده‌ایم.

و می‌بینید که خداوند، کسانی را که پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می‌داند.

بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولیّ امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می‌کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به ‌کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده‌اند، فرمودند:

"من أنکر المهدی فقد کفر (3) ؛ کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است."

و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جدّ عالیقدرشان و از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرموده‌اند:

"القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعة أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون(4)؛

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیه او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم بر پا می‌دارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی ‌کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا درباره او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار می‌کنند و امت مرا از راه او گمراه می‌سازند، به خدا شکایت می‌برم. به‌ زودی آنها که ستم کردند و می‌دانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی‌ها، مجازات ستمگری‌های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید."

در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:

 فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(عج) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند.

و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر علیه السلام نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن‌که در شب قدر فرشتگان بر گِرد ما طواف می‌کنند. (5)

از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

 

 

حضرت امام سجاد علیه السلام، در این باره، می‌فرمایند:

 

همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان) فرود می‌آید.

شب قدر

و نیز آن حضرت فرموده‌اند:

ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

همچنین از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، که به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه که نگارش یافت، استفاده می‌شود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فداه است و برای آن‌ که بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت علیهم السلام و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد؛ حدیثی را هم که در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ملاحظه می‌کنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم نیز دارد.

و از طرفی، همان‌گونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاک امامان معصوم نیز وجود مقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ که حقیقتاً هر کس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌ برد، شب قدر را درک کرده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- برگرفته از تحقیقی درباره لیلةالقدر و رابطه آن با امام عصر ارواحنافداه، صص 149 ـ 132، با تلخیص .

2- سوره دخان (44)، آیه 4.

3- علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 51، ص 51 / منتخب الاثر، فصل 10، ب 1، جز 1، ص 492.

4- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 73 / منتخب الاثر، فصل2، ب 3، ح 4 ، ص 183.

5- امراء هستی، ص 190/ تفسیر القمی، ص 731/ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 97، ص 14، جز 23.

 

منبع: ماهنامه موعود، ش 57 ، علی‌اکبر رضوانی .


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش