به گزارش آخرین جهان نوشت :عده ای با رفتن پر طمطراق گلشیفته فراهانی از کشور اینطور تصور کردند که او به زودی بر پرده سینماهای هالیوود جا خوش خواهد کرد. تصوری که البته با اقبال نشان دادن صوری یکی، دو شبکه خبری گمنام آمریکایی به فراهانی، دلایل بیشتری برای واقعی شدن پیدا کرد اما زمان نشان داد که غرب از امثال گلشیفته فراهانی غیر از ابزار! به هیچ عنوان دیگری استفاده نخواهد کرد.
چه اینکه این نوع استفاده از ابزاری در مورد اسلاف قبلی و همانندهای گلشیفته فراهانی همچون شهره وزیری تبار (آغداشلو) نیز به عینه تکرار شده بود.
فراهانی پس از مدتی در فیلم پیکره دروغ ها که فیلمی متضمن مفاهیم استکباری و تکرار کننده دروغ های همیشگی علیه مسلمانان بود، در کنار "دیکاپریو" و "کرو" حضور یافت. فیلمی که عده زیادی از آگاهان هنری و سیاسی کشور معتقدند فیلمی بود که به عنوان یک پیش درآمد تهیه شد تا دشمنان ایران عزیز ما، در گامی دیگر بتوانند هرآنچه توهین که می توانند همانند آنچه را که بر سر شهره وزیری تبار در فیلم خانه ای از شن و مه، آوردند، بر سر گلشیفته فراهانی نیز بیاورند.
گلشیفته ۳۰ ساله هم اکنون با وجود گذشت چند سال از رفتنش از ایران، نه تنها همچون وزیری تبار نتوانسته است در هیچ فیلم مشهور و پر فروشی بازی کند بلکه در روزهای اخیر مجبور شده است به عنوان یک مانکن دسته چندم در یکی از نشریات مد لباس غربی ظاهر شود.
فراهانی در حالی سر به تقدیری همانند شهره وزیری تبار سپرده است که ایکاش قبل از رفتن و قبل از کشف حجاب در مقابل دوربین های غربی به عنوان یک زن ایرانی و قبل از پشت پا زدن به تمام ارزش هایی که با آنها بزرگ شده بود، این سرنوشت تلخ را مطالعه می کرد.فراهانی مگر قرار است مشهورتر از وزیری تبار باشد...؟!
وزیری تباری که در یکی دو فیلم غربی بازی کرد و در مشهورترین فیلم خودش! یعنی خانه ای از شن و مه در نقش همسر یک سرهنگ آمریکایی ظاهر می شود و حتی مطمع او نیز قرار گرفت و همین.و اساساً این فیلم ساخته شد تا آمریکا بتواند با حضور یک زن ایرانی غیرت ما را به سخره بگیرد.وزیری تبار هم اکنون در جایی ایستاده است که فراهانی و فراهانی های احتمالی بعدی چند سال دیگر در آنجا خواهند ایستاد.
فراهانی اگرچه حتی هنوز هم در برخی گفته هایش با شبکه های گمنام غربی از رضایتش برای رفتن از ایران می گوید اما آنچه که در همین چند سال بر او گذشته است از قبیل مانکن شدنش و یا حضورش در تله فیلم های کارگاهی، خود گویای سال های بعدی او نیز خواهد بود.
سرنوشت تلخ فراهانی درسی است برای آنها که با صدای دهل غرب، از دور مسحور شده اند و فکر می کنند آنسوتر خبریست!مگر فراهانی نبود که در دیالوگش در فیلم "علی سنتوری" کشور ما را کشوری خشن خواند و البته بعدها معلوم شد که به این دیالوگش اعتقاد نیز داشته است...؟!
غرب او را حتی به قیمت یک لحظه یکی از خوانندگانش نیز نخواهد خرید چه رسد به قیمت بازیگران مشهور هالیوود...؟!آنهایی که هنوز هم گاهی با آب و تاب از گلشیفته و یا خواست برخی محافل برای بازگشتش سخن می گویند، آیا منکر این حقایقند...؟! آیا در نظر آنها مسعود کیمیایی که با همه انتقاداتش، در همین کشور و زیر همین آسمان زیبای آبی می زیَد مشهورتر و موفق تر است یا امثال گلشیفته فراهانی که در اوان رسیدن به همه چیز به هیچ چیز پناه بردند...؟!
عمامه حضرت یوسف علیهالسلام
به گزارش آینده بررسی حكم امسال رهبر انقلاب با حكم قبلی نشان می دهد مهندس میر حسین موسوی و دكتر ایرج فاضل از تركیب شورا حذف شده و دو چهره جدید شامل حجج اسلام پارسانیا و اعرافی به آن اضافه شده اند.
همچنین آیت الله جنتی و دكتر حسن حبیبی به عنوان عضو افتخاری شورا معرفی شده اند كه قاعدتا حق رای در شورا ندارند.
حذف میر حسین موسوی از تركیب شورا قابل پیش بینی بود، دكتر حسن حبیبی، معاون اول دولتهای هاشمی و خاتمی نیز سال گذشته مدتی بستری بود. دكتر ایرج فاضل، وزیر بهداشت دولت هاشمی سال 88 بعد از انتشار نامه ای انتقادی، توسط احمدی نژاد از ریاست فرهنگستان علوم پزشكی كنار گذاشته شد و دكتر مرندی، نماینده كنونی مجلس جایگزین وی شد. با این حال دكتر عارف، معاون اول خاتمی همچنان حضور خود را در این شورا حفظ كرده است.
از سوی دیگر دو چهره روحانی جوان تر در این شورا جایگزین شده اند: حجت الاسلام حمید پارسانیا، از شاگردان آیت الله جوادی آملی و اعضای هیات امنای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه است كه تا چندی پیش رئیس دانشگاه باقرالعلوم بود و تا كنون ریاست كمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی را بر عهده داشت.نكته دیگر تغییرات در اعضای حقوقی این شوراست، به گونه ای كه رئیس سازمان حذف شده مدیریت و برنامه ریزی طبیعتا حذف شده و در عوض معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزیر ورزش و جوانان به این تركیب اضافه شده اند.
این در حالی است كه به رغم گذشت بیش از 4 ماه از رای مجلس به تشكیل وزارت ورزش و جوانان، این وزارتخانه هنوز تشكیل نشده و وزیر هم ندارد.
متن حكم رهبر انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
شخصیتهای حقوقی: رؤسای محترم سه قوه، وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی، علوم تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، آموزش و پرورش، ورزش و امور جوانان، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور، رؤسای سازمان صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها، جهاد دانشگاهی، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، دانشگاه آزاد اسلامی و رؤسای كمیسیونهای فرهنگی، آموزش و تحقیقات، بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی.
شخصیتهای حقیقی، حضرات حجج اسلام و آقایان: دكتر احمد احمدی، علیرضا اعرافی، حمید پارسانیا، دكتر غلامعلی حداد عادل، دكتر رضا داوری، حسن رحیم پور، دكتر علی شریعتمداری، علی اكبر صادقی رشاد، سیّدعلیرضا صدر حسینی، دكتر محمّدرضا عارف، محسن قمی، دكتر محمّدعلی كی نژاد، دكتر منصور كبكانیان، دكتر حسین كچوئیان، دكتر مهدی گلشنی، دكتر علی لاریجانی، محمود محمّدی عراقی، دكتر محمدرضا مخبر، دكتر صادق واعظ زاده و دكتر علی اكبر ولایتی
به گزارش آخرین نیوز، ماهنامه «کتاب» همشهری که یکی از مجلات تخصصی موسسه همشهری محسوب میشد بعد از شماره اسفند دیگر منتشر نشد و خبرها حاکی از آن است که اخیرا برای همیشه تعطیل شده است.
علی رغم شعارهای فرهنگی مدیران کشور مبنی بر توجه به فرهنگ و بویژه کتاب، موسسه همشهری که مجلات اقماری متعددی دارد، در دوران مدیریت جدید برخی از این نشریات با نامشخص بودن هدف گذاری مطبوعاتی مواجه شده به طوری که برای نمونه همشهری آیه که تقریبا نه در مخاطب شناسی و نه در هدف گذاری موفق نبوده همچنان افتان و خیزان در حال انتشار است اما ویژه نامه کتاب همشهری که در ابتدا با نام «الف» و بعدها با نام «کتاب» منتشر میشد، بی سروصدا تعطیل شده است!
گزارش خبرنگار ما حاکی است برخی پرونده سازیها علیه تیم گرداننده این مجله باعث ایجاد فشارهایی به مدیران ارشد موسسه همشهری شد که در نهایت منجر به خداحافظی رسمی با تیم تولید این نشریه و توقف انتشار آن شد.
با توقف انتشار ماهنامه کتاب همشهری، تعداد مجلات اقماری سرگرمی این موسسه بیشتر از مجلات فرهنگی خواهد شد. به اعتقاد بسیاری، ماهنامه کتاب همشهری از جمله ویژهنامههای موفق این موسسه بود که توانسته بود تا حدی جای خالی یک نشریه تخصصی مربوط به کتاب را با توجه به تاکیدات مکرر مسئولان ارشد نظام در فضای مطبوعاتی پر کند.
به گزارش آخرین نیوز، پس از به صدا درآمدن سوت پایان بازی که با قهرمانی پرسپولیس همراه بود افراد بسیار زیادی به سمت زمین یورش بردند و در چشم برهم زدنی زمین چمن سبز به محل زد و خورد تماشاگران دو تیم با یکدیگر و دخالت نیروی انتظامی تبدیل شد. هواداران ملوان انزلی با پرتاب صندلیهای ورزشگاه تختی انزلی به داخل زمین چمن، خشم خود را از ناکامی تیمشان نشان دادند.
در این بین افراد زیادی با حضور در زمین در جشن و شادمانی بازیکنان پرسپولیس شرکت کردند. نیروی انتظامی در این دقایق تلاش بسیاری کرد تا نظم را بر زمین حاکم کند اما هجوم تماشاگران دو تیم به زمین همه چیز تحت تاثیر قرار داد و یورش آنها اوضاع را به بدترین شکل ممکن پیش برد.
در حالی که نیروی انتظامی نتوانست نظم را بر ورزشگاه حاکم کند، بازیکنان پرسپولیس نتوانستند به شادی بپردازند. در این بین چند اتومبیل نیروی انتظامی و آمبولانس های ورزشگاه وارد زمین شدند و درست در منطقه مرکزی پارک کردند.
برخی هواداران نیز به آمبولانس هم رحم نکردند و شیشه های آن را شکستند. پلیس هم که کنترل ورزشگاه از دستش خارج شده بود ناچار به استفاده از گاز اشک آور شد. در این دقایق تماشاگران به ناچار از ورزشگاه خارج شدند اما بی نظمی همچنان در اوج خودش قرار داشت.
هواداران ملوان با پرتاب صندلی، خشم خود را نشان دادند.
به گزارش آخرین نیوز،پخش مستند "الماسی برای فریب" در صدا و سیما همه اشخاص و نیروهای سیاسی و نهادهای خارجی درگیر ماجرا را دچار شوک کرده است.
در این مستند جزئیات نفوذ به گروه های مخالف نظام توسط محمدرضا مدحی تاجر الماس با سوابق ارتباط با نهادهای امنیتی و انقلابی تشریح شده است.در مستند "الماسی برای فریب" که تکرار آن جمعه شب از شبکه سوم سیما باز هم پخش شد، نحوه نفوذ "محمدرضا مدحی" در سازمان جاسوسی سیا و دولت آمریکا شرح داده شد.
دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی ایران طی یک عملیات بزرگ طرحی تحت عنوان
دولت در تبعید متعلق به اپوزیسیون خارج نشین را منهدم کردند.
دولت در تبعید، نام طرحی از سوی بنیاد آمریکایی موسوم به بنیاد دفاع از
دموکراسی (fdd) است که بر اساس آن جمع کاملی از تمام طیف های ضد انقلاب با
ایجاد شورایی 30 نفره دست به مجموعه اقدامات سیاسی، اقتصادی، رسانه ای و در
نهایت نظامی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران می زنند.
در این مستند، نشان داده می شود که چگونه محمدرضا مدحی نیروی وابسته به
نهادهای انقلابی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران که مشغول به فعالیت تجاری و
بازرگانی در حوزه جواهرات و الماس در تایلند است با نفوذ در گروهی تحت
عنوان "جنبش جمع یاران" که چهره های مخالف نظام چون امیر جهانشاهی و مهرداد
خونساری در آن حضور دارند.
محمدرضا مدحی پیش از اشتغال به تجارت الماس در خارج از کشور، با
دستگاههای انقلابی و امنیتی جمهوری اسلامی همکاری داشته و با نفوذ در
اپوزیسیون خارج کشور و تشکیل گروهی موسوم به "جنبش جمع یاران " با جریانات
ضد انقلاب ارتباط گسترده برقرار کرد.
مدحی همچنین با برخی مقامات آمریکایی چون هیلاری کلینتون و جوزف بایدن و
همچنین نمایندگان سرویسهای جاسوسی انگلیس و فرانسه دیدارهای متعدد داشته و
آنها از وی خواسته بودند که با ایجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل
کشور و جذب نیرو از بدنه دستگاهها و نهادهای مختلف نظام و ایجاد یک شبکه
منسجم پروژه دولت در تبعید و براندازی نظام اسلامی را عملیاتی کند.
هنگامی که قرار شد در راستای این پروژه، مدحی و شورای رهبری دولت در
تبعید، در پادگانی در تلآویو مستقر شوند ،عملیات نجات وی توسط سربازان
گمنام امام زمان انجام شد و مدحی به کشور بازگشت.
علیرضا نوریزاده به همراه محسن مخملباف، مهرداد خوانساری و عبدالله مهتدی(سرکرده گروهک کومله) از جمله کسانی هستند که نامشان در مستند "الماسی برای فریب" برده و نشست های مدحی با آنان نمایش داده شد. علیرضا نوریزاده که هرگز گمان نمی کرد میهمان برنامه های ضد ایرانی او و همراز چندین ماهه اش، تمام آرزوهای غرب و ضدانقلاب را از صدا و سیمای ایران به باد دهد، سخنان جالبی را برای توجیه این واقعیت بیان کرده است.
علیرضا نوری زاده، پنجشنبه 19 خرداد در برنامۀ خود به نام «پنجرهای رو به
خانۀ پدری» به پخش مستند «الماس فریب» واکنش نشان داد. نوریزاده که بیشتر
به نام تحلیلگر «صدای
آمریکا» شناخته می شود با بیان اینکه انسانها در مواقعی شکننده میشوند
مدعی شد: از هفتۀ چهارم-پنجم که با او حرف زدم، متوجه شدم لنگییی در کارش
هست؛ یکی اینکه دربارۀ آقای خامنهای حرف نمیزد. دوم اینکه علیه
جنبش سبز بلند شد، علیه آقای موسوی و آقای کروبی، که یک دفعه من قطع کردم.
یادتان هست برنامه قطع شد؟ برای اینکه به او گفتم اصلاً چنین نیست؛ این
دو انسان هر چه هم در گذشته بودند، آزادمردند، ایستادهاند و مردم ایران
آمدهاند پشتشتان ایستادهاند و کارتان درست نیست.
نوریزاده همچنین
اظهار داشت: «امیر فرشاد ابراهیمی» که اولین بار با آقای مدحی آشنا شده
بود به من هشدار داد – انصاف است اینجا بگویم، چندین نوبت به من هشدار داد
– اما من همیشه اینجوری آقای مدحی را میدیدیم، که حتی اگر پروژه باشد،
من که با او زندگی نمیکنم.
نوریزاده در مورد «محمّدرضا مدحی»
اظهار داشت: او آدم معتقدی بود، وقتی نام حضرت فاطمۀ زهرا (س) میآمد،
دگرگون میشد، گلایه میکرد از بعضی تلویزیونهای اپوزیسیون که تعرض
میکنند به اعتقادات مردم.
هرگز مستند حرفهایم، مدحی نبود
این
عنصر اپوزیسیون خارجنشین، با انکار تمام گفتههای قبلیاش اظهار داشت:
گاهی میشد که مدحی مطلب خودم را به خودم تحویل میداد و من آنجا متوجه
میشدم مدحی چیزی برای گفتن ندارد. و نامههایی هم که در میآورد یا
نامههای مأموریتهای قبلی بود یا درست میکرد و چندین نوبت مچش را گرفتم!
نوریزاده
که بارها و بارها در برنامههایش با مدحی مصاحبه کرده بود، گفت: مدرکی
برایم فرستاد، غلط بودنش را دیدم. ... در مدارکش ضعفهای عجیب و غریب بود.
تاریخ زده بود بالا با تاریخ پایین درست نبود [همخوانی نداشت]... من هرگز
به این مطالب اعتماد نکردم. هیچگاه مستند حرفهای من، آقای مدحی نبود!
فهمیدم صدا ضبط میکند!
نوریزاده
در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: بعد از مدتی سوء تفاهمی پیش آمد. زنگ زدم،
گفتم: آقای مدحی شما این حرفها را زدی؟ گفت: نه، من نزدم فلان شخص زده، و
صدای آن شخص را برایم پخش کرد. دیدم اینها کارشان این است که صدا ضبط
میکنند و برایم مشخص شد آقای مدحی صدا ضبط میکند... دیدم او دارد
برنامهای میریزد.
مدحی در جلسۀ مشترک اوپوزیسیون نبود
نوریزاده
گفت: به دعوت «برنارد لوی» (فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی که روابط نزدیکی
با سارکوزی دارد) به فرانسه رفتیم و سخنرانی کردیم، من بودم، آقایان حسن
شرفی، عبدالله مقتدی، مهرداد خونساری، محسن مخملباف بود که آنجا اعتراضی
هم کرد که ما به دعوت چه کسی به اینجا آمدهایم که آقای «لوی» گفت: به
دعوت من. اصلاً آقای مدحی در کار نبود و ایشان در تایلند بود.
مهرداد خونساری بازی خود!
نوریزاده
گفت: بعد از آن سفر، مجدداً به دعوت خانم حبیبی از صدای فرانسه، به پاریس
رفتم برای کنفرانسی دربارۀ تونس. همان روز دیدم محمد رضا شاهید (خبرنگار
صدای آمریکا در پاریس) با مدحی گفتوگو میکند. شاهید گفت امروز مدحی معرفی
شد که یکی از بلندپایگان سپاه به جنبش پیوسته. موقع خروج چند گردن کلفت او
را بردند. گفتم اینها دیگر چیست؟ خونساری گفت: «بله ایشان چون قرار است
کار بزرگی انجام دهد، در خطر است».
«جمع یاران» دو نفره بود!
او
ادامه داد: از این جلسۀ معرفی، که کنفرانس مطبوعاتی هم در پایانش برگزار
شد و تصویر مدحی و جهانشاهی هم آنجا منتشر شد، دیگر غیبش زد. من از دکتر
خونساری پرسیم و او گفت مدحی شرایطی دارد که نباید ظاهر باشد. خُب طبیعی
بود، فردی آمده در اپوزیسیون با جمع یارانش، که بعد معلوم شد دو نفر بودند!
و میخواهد حکومت را براندازد.
نوریزاده افزود: آقای مدحی هر جا
صحبت میکرد میگفت که ما یک گروه هستیم. و این جمع یاران همه جا هستند.
پاسدارهای معروف و بزرگاند. و این گفتهها باعث شده بود برخی به او توجه
کنند.
مدحی گفت 6 ماه دیگر حکومت را ساقط میکنم، بامزه بود!
نوریزاده
در بخش دیگری از اظهاراتش که تلاش می کرد خود را مطلع از آنچه رخ داده
نشان دهد گفت: یادتان هست در آخرین برنامۀ من که آمد، گفت من شش ماه دیگر
حکومت را ساقط میکنم. این هم بامزه بود، که بعد دوستی به من گفت: آقا، این
طفلک «کُرتن»ها را میزند و اثر بدی بر او داشته و حرفهای بامزهای
میزند. من هم گفتم بله، دیدم دیگر حرفی ندارد برای ندارد.
چوب سادهدلیام را میخورم
نوریزاده
که پیش از این انرژی زیادی صرف مدحی کرده بود، اعتراف کرد که این روزها به
شدت تحت فشار افکار عمومی است. او گفت خیلی سؤال شده این مدت که با وضعیت
بهوجود آمده، نوریزاده چه میگوید. من اینجا بگویم: از دل پاک ما و نیت
صادقانۀ ما خیلیها سوء استفاده کردند. .... در این سالها از افرادی ضربه
خوردم که دوستشان داشتم و همه جور به آنها کمک کردم.
اعتراف به آدمربایی رژیم صهیونیستی
نوریزاده
در قسمت دیگری از صحبتهایش مدعی شد «مدحی محلی از اعراب ندارد». آمریکا و
اسراییل اطلاعات فراوانی دارند. او برای نمونه اظهار داشت: اسراییلیها عسگری را بردند، تمام برنامۀ هستهای را فهمیدند.
«جورج گرت»، نوجوان 19 ساله انگلیسی نام اصلی خود را از شناسنامه حذف كرده ونام 13 كلمهای «كاپیتان افسانهای سریعتر از سوپرمن، اسپایدرمن، بتمن، و ولورین هالك و نورترلكی است» را برای خود...
یك نوجوان 19 ساله انگلیسی به صورت رسمی و قانونی نام خود را به نام عجیب 13 كلمهای تغییر داد.
«جورج گرت»، نوجوان 19 ساله انگلیسی نام اصلی خود را از شناسنامه حذف كرده ونام 13 كلمهای «كاپیتان افسانهای سریعتر از سوپرمن، اسپایدرمن، بتمن، و ولورین هالك و نورترلكی است» را برای خود برگزید.
این نوجوان اهل گلاستونبوی انگلستان گفت: نام جدیدش كه بلندترین و طولانیترین نام جهان است، را به این خاطر انتخاب كرده كه مادربزرگش اصلا او را به نام كوچكش نمیخوانده و به همین دلیل برای آن كه او را متعجب كند، این نام طولانی را برای خود برگزیده است.
این نوجوان افزود: من برای آن كه این عمل را قانونی انجام دهم 20 دلار پرداختهام و دوست دارم در جهان یگانه باشم.
پنج نیاز اساسی داریم و وجود آنها برای مردها و زنان فرقی نمیکند. شاید من به اندازهای زیاد به قدرت نیاز داشته باشم، اما نیاز فرد دیگری به قدرت خیلی کمتر از من باشد ؛همه افراد به هر حال این نیاز را دارند، فقط ممکن است مقدار آن در هر کدام فرق کند.
پیامبر (ص) با آن همه مناجات و جایگاهی که داشت و رحمتاللعالمین بود باز هم مناجات میکرد و به دعا علاقمند بود، اما کسی مثل بایزد بسطامی با کمترین مناجات به درجه اوج میرسید، چون هر کدام از این افراد ظرف وجودی خود را داشتند.
بنابراین همه افراد مثل یکدیگر نیستند. پنج نیاز اساسی داریم که در همه افراد یکسان است. اول میل به آزادی است. اینکه بتوانی خودت تصمیمگیر زندگیات باشی. دوم میل به قدرت. اینکه به تو امر و نهی نشود و قدرت انتخاب داشته باشی. سوم بقا، در بحث بقا مادیات مطرح است؛ کار، مسکن ، مسایل جنسی و ...، چهارم تفریح است. هر کسی نیازها و علایقی دارد که از کودکی همراه او بوده است. پنجم میل به عشق و محبت است. این میل در هر کسی متفاوت است. وقتی افراد تست سازگاری بدهند از میزان وجود این نیازها در طرف مقابلشان آگاه میشوند.
این پنج اصل مهمترین مواردی هستند که در حال حاضر در بحث مشاوره قبل از ازدواج روی آنها کار میکنیم. بررسی میکنیم که افراد دراین زمینهها در چه جایگاهی هستند و آیا در آینده دچار مشکل میشوند یا نه.
آري امام رفت.به ملكوت اعلي پيوست و امتي را يتيم كرد.اما راه او ادامه دارد.امام رفت، اما پرچمي كه او برافراشته هنوز در اهتزاز است.امام رفت، اما هنوز زنده است .چون نام او،راه او، آرمان او،و... انقلاب او هنوز زنده است...
.:: This Template By : web93.ir ::.