
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مجید اخشابی به نام نقطه سر خط
این آهنگ مربوط به تیتراژ پایانی سریال نقطه سر خط می باشد که از شبکه ۳ در حال پخش می باشد
مسافرا اعتراض میکنن که بابا چرا نمیندازیش ، میگه برنجاش میخوام برای مرغامون !
*
*
*
اس ام اس جوک جدید
یه ضرب المثل ایرانی هست که هیچی نمیگه
همینطور فقط زل میزنه تو چشات !
(۰-o)
*
*
*
پیامک خنده دار
آدمها در ارتباطاتشان یک آستانه ی “تحمل” دارند
یک آستانه ی “تنفر”
و یک آستانه ی ” تهوع !
*
*
*
جدیدترین اس ام اس های خنده دار
دانشجوی عزیز
وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم
چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !
دوستدار تو
استاد !
*
*
*
جوک و اس ام اس جدید
بارون که میزنه آدم ناخوداکاه یاد سه چیز میفته:
سهراب و شعرش
قمیشی و صداش
شهردار و عمش !
*
*
*
غضنفر تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه
هرکی براش دست بلند میکنه میگه شوخی نکن دیگه
تورو الان رسوندم !
*
*
*
دوستان عزیز توجه بفرمایین
وقتی فین میکنین وسط دستمال رو نگاه نکنین
کمتر گزارش شده که کسی مروارید فین کرده باشه !
*
*
*
یه مَثَل ایرانی هست که میگه
عمر دست خداست، پراید وسیله است!
*
*
*
سعی کن با سرعت زیاد بگی
“کانال ِ کولر، تالار ِ تونل”
بعد از ۶ بار تکرار سوتی هاتونو بنویسید!
*
*
*
به کنار من اگر می آیید ، نرم و آهسته بخوره تو سرتون …!
همون بیاین خودش کلیه !
*
*
*
هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟”
بهش دروغ بگین !
چون دقیقا همونجا رو فشار میده پدسّگ !
*
*
*
جواد خیابانی از نیروی انتظامی عاجزانه درخواست کرد که
از این به بعد اگه فاحشه گرفتن نگن زن خیابانی !
*
*
*
سلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن
که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه،
ولی هرچقد زنگ زد بازم پشتخطی بود !
*
*
*
عشق احساس شگفت انگیزیست
درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو !
*
*
*
دوست عزیز
کلاس ، داشتنیه … گذاشتنی نیست …!
جهت اطلاع عرض کردم !
*
*
*
به بابام گفتم حس داشتن یه پسر خوب چه جوریه !؟
گفت نمیدونم برو از مامان بزرگت بپرس !
*
*
*
با این گرونی گوشت ،
دیگه کم کم آبگوشت تبدیل میشه به off goosht!
*
*
*
خطای دید یعنی اینکه:
طرف هیچ خری نیست… ما زیادی گنده می بینمش!
*
*
*
میدونید جمله ی
“اوکی … بازم دست درد نکنه”
به چه معنیه ؟
همون مودبانه ی
“خاک تو سرت … بازم به هیچ دردی نخوردیه”!
*
*
*
کاف حرف جالبیه
وقتی به «مرد» بچسبه تحقیر میکنه
وقتی به «نارنج» بچسبه تخریب میکنه
اما وقتی به «لواش» بچسبه معجزه میکنه !
*
*
*
لطفا دقت کنین بچه ها
چرا می گویند ” فیلسوف ” و نمی گویند ” گاوسوف ” ؟!
چرا می گویند ” پیراهن ” و نمی گویند ” جوان اهن ” ؟!
چرا می گویند ” اتوبوس ” و نمی گویند ” اتوماچ ” یا ” جاروبوس ” ؟!
چرا می گویند ” خداحافظ ” و نمی گویند ” خداسعدی ” ؟!
چرا می گویند ” اتومبیل ” و نمی گویند ” اتومکُلنگ ” ؟!
چرا می گویند ” ماشین ” و نمی گویند “شماشین ” ؟!
چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند ” دیوانه ” و نمی گویند ” غول آنه ” !؟
به گزارش خبرآنلاین، مراسم اختتامیه هجدهمین دوره جشنواره وزول فرانسه شب 21 فوریه برگزار شد و در این مراسم برگزیدگان جوایز خود را دریافت کردند.

نیکی کریمی که به عنوان نماینده سینمای ایران در بخش مسابقه بین الملل این جشنواره حضور داشت موفق به دریافت سه جایزه شد.
هیئت داوران آسیایی جایزه شهر پاریس موزه گیمه را به همراه جایزه نقدی به «سوت پایان» اعطا کردند. همچنین جایزه انستیتو زبان های شرقی پاریس اینالکو به همراه جایزه نقدی به این فیلم تعلق گرفت.
سومین جایزه این فیلم از سوی هیئت داوران جوان فرانسه اعطا شد، این هیئت جایزه اصلی خود را به فیلم کریمی اختصاص داد.
دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟!
دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت بدون لباس بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟!
تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی، همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بغلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!
تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن!
تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه چراغا قرمزند و راهها بسته؟!
تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!
تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون!
تا حالا دقت کردی مغز انسان پرکارترین جای بدنه 24 ساعت در 365 روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم!
دقت کردین لذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیست!
دقت کردین تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن!
تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما رو صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟
تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو!
تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند!
تا حالا دقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!
دقت کردین وقتی میگن غصه نخور، آدم بیشترغصه ش میگیره؟!
تاحالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟!
دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است نمی فهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود!!!
در یک رابطه صمیمانه هیچ گونه پیام پنهانی وجود ندارد و 2 فرد بالغ مسئولیت کارها و رفتارهای خویش را برعهده می گیرند. افراد به خوبی تعهدات و قراردادهای بین یکدیگر را درک کرده و مسئولانه رفتار می کنند. پیامد صمیمیت همواره سازنده است. اگر بپذیریم که صمیمیت یکی از اصلی ترین مهارت هایی است که همسران جوان در زندگی مشترک باید به آن دست یابند، بهتر است گره های صمیمیت یا آنچه را مانع از ایجاد صمیمیت می شود ذکر کنیم. با خواندن این مطلب می توان موانع رسیدن به یک رابطه صمیمانه در زندگی مشترک را شناخت و آن را برطرف کرد.
صمیمیت و زندگی مشترک
زمانی که زوج ها زندگی مشترک خود را آغاز می کنند از یکدیگر انتظار صمیمیت و محبت دارند. در این میان صداقت و صراحت از
جمله مولفه هایی است که می توان با کمک آن پایه های اصلی زندگی مشترک را
به درستی بنا کرد. گاه در این مسیر اتفاقاتی می افتد که ایجاد صمیمیت را به
تاخیر می اندازد. از آن جا که هر فردی با یک سری عقیده ها و پیش فرض هایی
وارد رابطه مشترک می شود، طبیعی است که ابتدا باید سعی کند این پیش فرض ها
را تغییر دهد و اصلاح کند.
حدس زدن نیازها؛ توقعی نابجا
یکی از اصلی ترین این
گره ها یا موانع این باور نادرست است که همسر من به طور خودکار باید آنچه
من می خواهم، بداند و از آن جا که کاری که من دوست دارم، انجام نمی دهد پس
علاقه ای به من ندارد. این باور نادرست ریشه در دوران کودکی دارد. از آن جا
که مادر همواره با حدس زدن، نیازهای کودک را تشخیص می دهد و آن ها را
برآورده می کند، یک فرد بالغ هم از همسرش توقع دارد همانند مادرش نیازها و
خواسته های او را حدس بزند غافل از این که در یک رابطه مشترک فرد باید
زمینه آشنایی همسر با علاقه مندی ها و خواسته های خود را فراهم کند و هیچ
همسری به طور خودکار نمی تواند نیازهای طرف مقابل را حدس بزند. بنابراین
همسران باید یاد بگیرند نیازهای خود را به زبان آورند و آن را بخواهند. این
کار نیاز به تمرین و تکرار دارد و همسرانی که در مهارت گفت و گو و صداقت
احساسی مشکل دارند، بیشتر در رفع این مشکل به دردسر می افتند.
بیان نیاز، کم رنگ شدن ارزش آن نیست
این کارشناس
ارشد روان شناسی بالینی درباره گره بعدی می گوید: باور نادرست بعدی بر این
اساس است که «اگر نیازم را بیان کنم و سپس همسرم آن را اجابت کند، آن کار
بی ارزش است، چون پس از ابراز نیاز من انجام شده است.» به عبارت دیگر حدس
زدن نیاز ارزش بالاتری از بیان خواسته دارد و اگر همسری نتواند درست حدس
بزند، کفایت همسرداری اش زیر سوال می رود. در چنین شرایطی فرد در واقع
ناتوانی خود را در برقراری ارتباط مخفی می کند و انتظارات غیر واقع بینانه
ای از همسرش دارد. فراموش نکنید وقتی زوجی در مهارت گفت و گو با
یکدیگر مشکل دارند، باید منتظر مشکلات بعدی باشند. در اولین قدم فرد باید
بداند کاری که همسرش انجام می دهد فارغ از این که ابراز نیاز شده باشد یا
نشده باشد، قابل قدردانی و ستایش است. بنابراین کارهایی که طرفین برای هم
انجام می دهند باید مورد تحسین قرار بگیرد. قدردانی، تایید و ارج نهادن به
رفتار طرف مقابل، بازخورد مثبتی برای خود فرد در برخواهد داشت.
ابراز نیاز همسران، نشانه ضعف نیست
از سوی دیگر
برخی افراد تصور می کنند اگر به همسرشان نزدیک شوند، یعنی به وی نیاز دارند
بنابراین همواره از وی فاصله می گیرند. ابراز نیاز از سوی این افراد نشانه
ضعف است و فرد همواره از ابراز خواسته اش سرباز می زند. این در حالی است
که نیاز به استقلال و وابستگی در افراد وجود دارد و افراد باید بتوانند بین
استقلال و وابستگی به اطرافیان تعادل ایجاد کنند. ابراز نیاز به همسر و
درخواست کمک از وی منافاتی با استقلال شخصیت ندارد به شرطی که تعادل در آن
حفظ شود. فرد با درک این نکته و با تمرین و تکرار می آموزد می توان با محبت
بود اما ضعف نشان نداد و یا قوی بود اما سنگدل نبود.
از واکنش همسرتان نترسید
ترس از واکنش همسر در بیان
احساس هم یکی دیگر از مهم ترین گره های صمیمیت است. برخی از ترس قطع
ناگهانی گفت و گو، مخالفت، پند و اندرز، قضاوت یا نادیده گرفتن احساس خود
توسط همسر از بیان احساس خود پرهیز می کنند.
اعتماد به نفس داشته باشید
وی با اشاره به این که
مشکل دسته بزرگی از این افراد در برقراری ارتباط، نداشتن اعتماد به نفس
است، توضیح می دهد: در روابطی که همسران احساس امنیت نداشته
باشند، بیشتر این مشکل به چشم می خورد. ساده ترین راهکار این است که به
طور مستقیم از طرف مقابل بخواهیم بدون قضاوت به بیان احساس ما گوش کند اما
نکته این جاست که برخی افراد از بیان همین مطلب و بازخورد آن می هراسند و
در نتیجه هیچ گاه نمی توانند احساس خود را ابراز کنند.
از اختلاف نظر نهراسید
از سوی دیگر برخی افراد تصور
می کنند اگر در مسئله ای با همسر خود اختلاف نظر دارند به این معناست که
یکی از آنها اشتباه می کند. بنابراین از آن جا که نمی خواهند بازنده باشند،
تمام تلاش خود را به کار می گیرند که به همسر خود بقبولانند که او اشتباه
می کند. این در حالی است که این باور نادرست است زیرا ممکن است اختلاف نظر
لزوما به معنای قضاوت اشتباه یکی از طرفین نباشد و هر دو طرف محق باشند.
اختلاف نظر در زندگی مشترک امری کاملا طبیعی است و مسیر رشد و تکامل شخصیت
دو طرف را فراهم می کند. بنابراین از تعارضات و اختلاف نظرها می توان برای
شناخت بیشتر یکدیگر و افزایش مهارت های حل مسئله استفاده کرد.
باور نادرست دیگری هم بین برخی از زوج ها وجود دارد مبنی بر این که پرسش درباره احساس یا نظر همسر و دخالت در این باره سوء تفاهم به وجود می آورد و به هر حال حرف نزدن بهتر از گفت و گو کردن است. زوجی که با چنین پیش فرض های ذهنی وارد رابطه مشترک می شوند به سرعت فضای زندگی را سرد و خاموش می کنند و در طول زمان اعتماد به یکدیگر را از دست می دهند. اعتماد در زندگی مشترک به مثابه خون در بدن است و باید در تمام ابعاد و زوایای زندگی جریان داشته باشد. بزرگ ترین لطمه ای که این افراد از قطع گفت و گو با یکدیگر می خورند، مواجه شدن با طلاق عاطفی است.
مهارت گفت و گو را بیاموزید
یادگیری مهارت گفت و گو
برای این دسته از افراد، اولین گام است. در دسترس بودن و پاسخگو بودن یک
اصل اساسی است و تا زمانی که افراد به بینش کافی درباره
اهمیت گفت و گو کردن نرسیده باشند، نمی توانند مقدمات آن را فراهم کنند. از
طرف دیگر برای ادامه گفت و گوی سالم و سازنده با همسر باید پاسخ گویی با
انگیزه انجام شود. اگر پاسخ از روی ترس، اجبار و ترس از قضاوت باشد، ادامه
گفت وگوها سازنده و موثر نخواهد بود و قطع خواهد شد.
هنربخش ادامه می دهد: برخی از زوج ها به اشتباه صمیمیت را معنا و «من» را «ما» فرض می کنند. همسری را تصور کنید که دوست دارد هر روز به خانه والدینش سر بزند. او این انتخاب را بدون سوال کردن از همسر، انتخاب «ما» عنوان می کند و این کار را انجام می دهد. در صورتی که ممکن است خواسته همسر مطابق با خواسته وی نباشد.
و حال پس از درگذشت این مادر مهربان، در مکان همان کلبه به خاک سپرده شد تا برای همیشه در کنار فرزندش آرام بگیرد.
دیدن تصاویر راز و نیاز این پیرزن فداکار با فرزند شهیدش و زندگی کوچک و محقر او در کنار مزار پاره تنش، دل هر انسانی را به درد می آورد. چهره شکسته و قد خمیده از دردش، هر وجدان بیداری را به فکر فرو می برد که... برای چه... اینهمه غم و اندوه، اینهمه تنهایی و غربت، اینهمه انتظار و انتظار... برای چه...

در ادامه قسمتی از دست نوشته جعفر محمدی برگرفته از سایت عصر ایران را بخوانید:
سلام مادر! سلام ننه علی! سلام اسطوره مهربانی!
دیروز خبر آمد که بالأخره پیش فرزند شهیدت رفتی؛ نه این که از او دور بوده باشی و حالا به او برسی، نه! تو در تمام سال هایی که پسرت آسمانی شده بود، در زمین، کنارش بودی و ماندی و خانه که چه بگویم، کلبه ات را در کنار آرامگاه شهیدت بنا کردی و شب و روزت را در کنار جوان شهیدت به سر کردی تا تجسمی از مهر مادری باشی در روزگاری که مهربانی ها به حراج روزمرگی ها رفته و رو به افسانه شدن گذاشته اند.
نمی دانم در آن شب های سرد زمستانی و در آن روزهای داغ بهشت زهرای تهران، با "قربانعلی" ات چه نجواها کرده ای و در میانه اشک های مادرانه ات با او چه ها گفته ای. این را نیز نمی دانم حالا که به وصال فرزند دلبندت رسیده ای و بعد از سال ها که سنگ قبر او را بغل می کردی، اینک خودش را در آغوش گرفته ای، به او چه ها خواهی گفت و داغ غربت سالیانت را چگونه برایش روایت خواهی کرد؛ نباید هم بدانم؛ حرف های مادری و فرزندی، رازهایی دوست داشتنی بین خودشان است و بس!

اما ننه علی! تو را به آن سال های فراق و به آن قرآن درشت خطی که بارها در کلبه ات ختمش کردی، قسمت می دهم هر چه به شهیدت می گویی بگو، اما حال و روز ایرانی که علی تو و علی های دیگر برایش فدا شدند را برایش باز مگو! بگذار روحشان آزرده نشود.
به پسرت نگو که او و همرزمانش هر چه رشته کرده بودند را عده ای دارند به اسم همان شهیدان پنبه می کنند! نگذار خبر دار شود که عده ای با اسم ارزش ها، چنان به جان بیت المال افتاده اند و آن را چنان با حرص و ولع می بلعند که جهانی انگشت حیرت به دهان گرفته است و تازه کلی هم طلبکار هستند و قیافه هایشان حق بجانب! نگو که چنان دارند جوانان را از اسلام عزیز می رانند و بدان بدبین می کنند که میسونرهای مسیحی هم نتوانستند چنین کنند؟
چه نیازی هست اوقات قربانعلی را تلخ کنی و به او بگویی که با یاران انقلاب چه ها که نکرده اند؟! احتیاجی هم نیست درباره تازه به دوران رسیده هایی که حتی خدا را هم بنده نیستند به او چیزی بگویی. ناراحتش نکن ننه علی!

نگذار فرزندت بفهمد که هنوز که هنوز است، خیلی ها در سرزمینش می میرند، فقط به خاطر این که یک مشت اسکناس ندارند. هنوز کودکان معصوم سرزمینش، تا نیمه شب در چهار راه ها فال و گل مریم می فروشند و در حسرت یک جفت دستکش قرمز رنگ اند تا نوک انگشتانشان از فرط سرما کرخت نشود. نگذار متوجه بشود که زنان و دختران زیادی تن می فروشند و نان می خرند؛ به غیرت پسر برومندت بر می خورد.
مادر جان! بی خیال این باش که به علی ات بگویی مردمی که برای رفاه شان جنگیده، برای دادن نامه درخواست چندرغاز مساعده، مجبورند کیلومترها پشت ماشین رؤسا بدوند و نفس نفس زنان، نامه را به داخل ماشین شان بیندازند و بعد هم چشم به در بدوزند که جواب نامه شان کی خواهد آمد؟
تو را به خدا نگو جوان هایی مانند علی ات که روزگاری شاه بیرون می کردند و دماغ صدام بر خاک می مالیدند، کرور کرور گرفتار تریاک و هروئین و کراک و شیشه و اکس و کوفت و زهرمار شده اند تا روزگارشان بین نئشگی و خماری بگذرد.
مهربان مادر! چکار داری به فرزندت بگویی که تشنگی خدمت، جای خود را به شیفتگی قدرت داده است؟ چکار داری برایش بازگو کنی که برای چهار روز نشستن بر روی یک صندلی چه کار ها که نمی کنند و چه تهمت ها و انگ ها که نثار خلق الله نمی کنند؟ چکار داری بگویی که بعضی ها آنقدر دروغ تحویل مردم داده اند که حتی آبروی نداشته دروغ را هم برده اند؟! چکار داری بگویی که از ارزش هایی که علی ات به قربان آنها رفته، چه دکان هایی علم شده است؟ چه کار داری از آزادی و ... .

اصلاً از آب و هوا برایش بگو ... نه!!! این را هم نگو! علی و یاران شهیدش حتماً ناراحت می شوند اگر بدانند مردمشان با هر دم و بازدمی، کلی سرب و دی اکسید کربن و ذرات معلق و ... تنفس می کنند؛ نگو که مبادا یاد خاطرات بمباران شیمیایی زمان جنگ بیفتند و خاطر نازنینشان آزرده شود.
ننه علی! مادر اسطوره ای سرزمین مادری من! اصلاً از ما و از کارهایمان هیچ به علی نگو! دلش می شکند، بگذار روحش آسوده باشد. نگذار حلاوت دیدار مادر با تلخی کارهای ما کم رمق شود....
آه ...! چه می گویم من ننه علی! لابد داری شماتتم می کنی که "پسر! مگر یادت رفته که شهیدان زنده اند و می بییند و می شنوند و اصلاً شهید نامیده شده اند چون شاهد مایند." و ادامه می دهی: "فکر می کنی اگر من هیچ نگویم این ها هم هیچ نخواهند دانست؟"
...
شاعران کاکائو را ماده ای ماوراء الطبیعه توصیف می کرند و مردم عادی سال های سال است که آن را هدیه می دهند.
اگر به اعداد و ارقام نگاهی بیندازیم، می بینیم سالانه حدود 90 میلیارد دلار برای خرید شکلات هزینه می شود و رشد این بازار طی سال های آینده هم ادامه خواهد داشت اما از طرف دیگر اوضاع برای درخت های کاکائو چندان تعریفی ندارد. آفات نباتی، آلودگی های قارچی، عدم دسترسی کشاورزان به کود مناسب و حتی تغییرات آب و هوایی این درخت ها را بین می برد و اگر محققان برای بهبود نژادهای آن، آموزش کشاورزان برای مبارزه با آفات و آبیاری صحیح درخت های کاکائو تلاش نکنند، ممکن است طی قرن های آینده دیگر از شکلات خبری نباشد.
تاریخچه شکلات از 500 سال قبل از میلاد تاکنون
قوم مایا دانه های تلخ کاکائو را می کوبید و با استفاده از آب، وانیل، فلفل و ادویه های دیگر از آنها نوعی نوشیدنی درست می کرد که مختص طبقات اجتماعی بالاتر بود و بیشتر در جشن ها و مراسم مذهبی از آن استفاده می شد. دانه های کاکائو در سرزمین بزرگ مزوآمریکا مانند پول برای انجام معاملات استفاده می شدند.
سال 1502/881
کریستف کلمب در چهارمین سفرش برای کشف سرزمین های تازه در خلیج هندوراس با این نوشیدنی آشنا شد اما چون به دنبال کشف طلا و نقره آمده بود، توجه چندانی به کاکائو نکرد. هرناندو کورتس که 17 سال بعد در دیدارش با مونته زوما، امپراتور آزتک از این نوشیدنی که ترکیبی از کاکائو، عسل، ادویه های گوناگون و وانیل بود، نوشیده بود در سال 1528 دانه های کاکائو را همراه با ابزارهای خرد کردن آنها و تهیه این ماده به اروپا آورد و موفق شد با کمی تغییر آن را با ذائقه اروپایی تطبیق دهد. با افزایش تولید شکر و ارزان شدن آن این مرحله به مراتب ساده تر شدند.
قرن هجدهم میلادی
قرن های طولانی کاکائو به عنوان ماده ای دارویی استفاده می شد. در قرن هجدهم بسیاری از مغازه های عطاری مانند یکی از آنها که معلق به بندیکت آرنولد بود و در نیوهیون قرار داشت، این ماده را همراه با مواد دارویی دیگر می فروختند. آرنولد پیش از آنکه در جنگ های استقلال آمریکا به همقطارانش خیانت کند، در سال 1765 ماده ای دارویی از ترکیب کاکائو، خردل و عصاره نیشکر درست کرده بود که ادعا می کرد برای سلامت جسمی، روحی و روانی مفید است. علاوه بر این مدارک متعددی از جادوگری با استفاده از شربتی که در آن از کاکائو هم استفاده شده در کشورهای کوبا، گواتمالا و کوبا وجود دارد و حتی داستانی از کشیشی که بدون دریافت دانه های کاکائو به اعترافات افراد گوش نمی کرده است.

قرن نوزدهم
در این قرن تهیه بسته های زیبا از شکلات که برای هدیه دادن استفاده می شدند، آغاز شد و پس از تولید «بن بن» – شکلات هایی با فیلینگ کرم – رونق بسیار بیشتری گرفت. جالب است بدانید با اینکه خرید شکلات و هدیه دادن آن در این سال ها بسیار مرسوم بود، تنها مردان مجاز به خریدن آن بودند.
دهه 1820 / 1190
نوشیدن شکلات تا زمانی که کنراد ون هاستن، شیمیدان هلندی و پدرش در دهه 1820 کارخانه تولید شکلات خودشان را افتتاح کردند، تنها به طبقه اشرافی اروپای غربی اختصاص داشت. آنها موفق شدند به کمک پرس هیدرولیکی که اختراع کرده بودند تا 50 درصد از کره کاکائو را جدا کنند و آن را به پودری نرم تبدیل کنند که ساده تر در آب حل و سریع تر هضم می شود، کره کاکائوی جدا شده نیز در مراحل بعد برای تولید قطعات شکلات به کار گرفته می شد. هنوز هم نمک های قلیایی که هاستن برای افزایش حلالیت کاکائو در آب استفاده کرد، در این صنعت استفاده می شوند.
سال 1905/ 1284
فانی فارمر در کتاب «تهیه غذا و شیرینی برای بیماران و افرادی که دوران نقاهت را می گذرانند»، کاکائو و شکلات را برای بهبود دردهای کوچک مختلفی پیشنهاد کرد. او حتی ترکیبات غذاها را از لحاظ شیمیایی آنالیز کرد و آنقدر دقیق این کار را انجام داد که هنوز آنالیز او از کاکائو و محتوای آن قابل قبول است.
سال 1911/ 1290
شکلات بخشی از جیره غذایی کاشفان قطب جنوب بود. رونالد آمونسن و رابرت اسکات که کمی بعد از او برای سفری اکتشافی به قطب جنوب رسید، هر دو در جیره غذایی شان از شکلات استفاده می کردند. در سال 2001 یک قطعه از شکلاتی که از سفر نافرجام اسکات به قطب به جامانده بود در حراجی به قیمت 686 دلار فروخته شد.
امروزه
ذائقه انسان های امروزی شکلات های تلخ تر را بیشتر می پسندد و همین باعث شده با اینکه مصرف سالانه شکلات طی 20 سال گذشته روندی 2 درصدی را تجربه کرده، مصرف کاکائو به مراتب بالاتر باشد. طی این 20 سال که به 2008 ختم می شوند، مصرف شکلات هایی با تلخی متوسط 20 درصد و شکلات های تلخ تا 15 درصد افزایش پیدا کرده است.
آن موقع سریال نرگس، هر شب پخش می شد و مارال هم همه قسمت های آن را دنبال می کرد. وقتی که برای اولین بار همدیگر را دیدیم او مرا نشناخت، طوری که مجبور شدم به او توضیح بدهم که من نقش همان دامادی را بازی می کنم که... و آنجا بود که او تازه متوجه شد که من هم یکی از بازیگران آن سریال روتین هستم.

سپند امیر سلیمانی و همسرش مارال آراسته
این موضوع یکی از خاطرات شیرین روزهای اول آشنایی مان شد. بعد از آن هم این آشنایی ادامه پیدا کرد و بعد از گذشت مدت زمانی احساس کردیم از هم شناخت کافی بدست آورده ایم و می توانیم با زندگی در کنار هم خوشبخت باشیم. البته از همان روز های اول آشنایی موضوع ازدواج را با هم مطرح نکردیم اما بعد که روز به روز شناختمان از هم بیشتر شد و تقریبا 2 سال از آشنایی مان می گذشت تصمیم گرفتیم آینده مان را در کنار هم و با هم بسازیم و زندگی مشترکمان را با شناخت و علاقه آغاز کردیم.



.:: This Template By : web93.ir ::.