این خانم که یادتون می یاد
غزاله جزایری
چند سال پیش توی سریال ماه رمضان به اسم اغماء
و حالا فقط بعد از چند عمل زیبایی ناقابل…
*
بقیه عکس های جالب در ادامه مطلب …
به گزارش آخرین نیوز به نقل از ايسنا، ميرمحمد تجدد كه در بخش آي سي يو بيمارستان «پيامبران» بستري است، طي سه روز گذشته به علت سكته مغزي و خونريزي معده به كما رفته و هم اكنون ممنوع الملاقات است.
تجدد متولد 1308 در تهران، تاكنون در فيلمها و مجموعههايي چون «قيصر»، «صادق كرده»، «تنگنا »،
« تشكيلات »، «سرب»، «گروهبان»، «افسانه مه پلنگ»، «بندر مه آلود »، «پرواز از اردوگاه»، «شيفته»،
«جنايت»، « قتل آنلاين» و «خواب و بيدار» به ايفاي نقش پرداخته است.
عبدالله بوتيمار هم كه نزديك به دو ماه است دچار سكته مغزي شده هم اكنون در بخش آي سي يو بيمارستان فيروزگر بستري است.
بوتيمار متولد 1311، سالها به عنوان بازيگر سينما و دوبلور فعال بوده است.
به گزارش خبر، امیر
کوستوریتسا فیلمساز صرب ریاست هیئت داوران بخش مسابقه فیلمهای بلند این
دوره جشنواره مراکش را به عهده دارد و لیلا حاتمی یکی از داوران این بخش
است.
«مرگ کسب و کار من است» اولین ساخته امیرحسین ثقفی از ایران یکی از 15 فیلم بخش مسابقه است و برای جایزه ستاره طلایی رقابت میکند.
یازدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مراکش دوم تا 10 دسامبر (11 تا 19 آذر) برگزار میشود.
به گزارش پانا به نقل از ادی دات کام، تخت خواب 47 هزار دلاری گران ترین تخت خواب کودکانه دنیا است.
براساس این گزارش، شرکت پوش با ساخت تخت خواب 47 هزار دلاری تخت خواب رویایی را برای کودکان طراحی و تولید کرده است.
این شرکت سازنده لوکس ترین وسایل بازی کودکان در سراسر دنیا است.
به گزارش پانا به نقل از آسیا وان، سر آشپزان شانگهای کیکی به طول یک کیلومتر پختند و نام این کیک را در کتاب رکورد گینس به ثبت رساندند.
این کیک با استفاده از 80 سرآشپز چینی در استان شانگهای پخته شد.
این کیک 068/1 کیلومتری که وانیلی است با شکلات تلخ تزیین شده است.
کیک یک کیلومتری با استفاده از 904 تخم مرغ ارگانیک، 1045 کیلوگرم آرد، 209 کیلوگرم شکر، 401کیلوگرم شکلات تلخ و 34 کیلوگرم وانیل پخته شده است.
سرآشپزان چینی این کیک را ذر مرکز امور خیریه در شانگهای سرو کردند و آن را وقف امور خیریه کردند.
به گزارش آخرین نیوز به نقل از «جامجم»، در يكي از روزهاي آبان امسال مردي با حضور در كلانتري 156 افسريه با ارائه شكايتي عنوان كرد: تنها دخترش كه دانشجوي كارشناسي ارشد است با همراه داشتن بيش از هشت ميليون تومان پول نقد و طلا و جواهرات از خانه خارج و به طرز مرموزي مفقود شده است.
شاكي افزود: جستجوي آنها براي يافتن دخترشان (آرزو) بينتيجه بوده و او پاسخگوي تلفن همراهش هم نيست.
با تشكيل پرونده مقدماتي در اين باره، موضوع به دستور داديار نصرتي در شعبه هفتم دادسراي جنايي به پايگاه ششم پليس آگاهي ارسال شد.
با شروع تحقيقات، يك روز پس از شكايت، ماموران اطلاع يافتند تلفن همراه دختر گمشده به فرد ناشناسي واگذار شده و او (دختر گمشده) آپارتمان مسكوني مادرش را نيز با وكالت بلاعزل فروخته است.
ادامه تحقيقات
با حضور ماموران در آژانس مسكني كه خانه فروخته شده بود، معلوم شد، دختر جوان خانه را يكصد ميليون تومان فروخته است.
مادر آرزو كه خانهاش فروخته شده بود، در اين باره به پليس گفت: مدتي پيش از پدر آرزو (دختر گمشده) جدا شدم و در مقابل ناسازگاريهاي فرزندم، آپارتمان محل سكونتم را با وكالت بلاعزل به او واگذار كردم و تصور نميكردم او خانه را بفروشد.
با ثبت اظهارات مادر دختر گمشده و سرنخهايي كه در ارتباط با اين پرونده به دست آمد، تحقيقات كارآگاهان وارد مرحله تازهاي شد.
سرهنگ محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران در اين باره گفت: با جمعبندي اطلاعات معلوم شد، مقاديري از پول آپارتمان در قالب چك پرداخت شده است كه با بررسي دوربين بانك، تصوير جوان 33 سالهاي كه چكها را نقد كرده بود به دست آمد.
والدين دختر گمشده با ديدن تصوير عنوان كردند، او ياسر نام دارد و چند بار اين جوان را همراه دخترشان ديدهاند.
رئيس پليس آگاهي تهران افزود: با به دست آمدن اين سرنخ تحقيقات پليس ادامه يافت و سه آدرس از اين فرد كه خود را وكيل دادگستري، رئيس كاروان و دبير آموزش و پرورش معرفي كرده بود به دست آمد.
دستگيري متهم شياد
محمديان افزود: با بررسي و تحقيقات ميداني در مرحله بعدي ياسر در خيابان امام خميني دستگير و پس از انتقال به پليس آگاهي ابتدا منكر اطلاع از سرنوشت آرزو شد؛ اما در ادامه اعتراف كرد: با اين دختر در يك مجلس مداحي آشنا شدم و پس از اطلاع از اختلاف والدينش با پيشگويي و رمالي توانستم ذهن او را تسخير كنم به طوري كه او آپارتمان مادرش را فروخت و بخشي از پول آن را به من داد و هماكنون در خانه كوچكي كه در جنوب شهر اجاره كرده، زندگي ميكند.
رييس پليس آگاهي تهران اضافه كرد: پس از اين اعترافات، ماموران دختر گمشده را شناسايي و به پايگاه ششم پليس آگاهي منتقل كردند.
با تحقيق از دختر جوان، او همچنان تحت تاثير القائات ياسر (متهم) سعي ميكرد جدايي والدينش را علت فرار از خانه عنوان كند، اما در ادامه تحقيقات دختر ديگري با حضور در پليس آگاهي اظهار كرد: اين فرد از احساسات مذهبي او و خواهرش سوءاستفاده كرده و آنها تحت القائات او قرار گرفتهاند.
وي افزود: اين فرد در يك سفر زيارتي او را فريب داده و پس از ازدواج پنهاني، براي سرپوش گذاشتن به اين موضوع، خواهرش را نيز فريب داده است.
با اظهارات ديگر شاكي پرونده، آرزو كه همچنان از متهم حمايت ميكرد، يكباره بغضش تركيد و عنوان كرد در دام شياديهاي مرد رمال گرفتار شده و تحت تاثير القائات وي با فروش خانه، 65 ميليون تومان به اين فرد پرداخت كرده است.
دختر جوان گفت: متهم با ابراز علاقه به من مدام عنوان ميكرد تمام اندوختههاي پدر و مادرت حرام است و بايد همه چيز را بفروشي و من نيز به دلايل شيطاني، چوب حراج به زندگي خود و والدينم زده و حتي لباسهايم را نيز فروختم.
با این وجود 15 سال در سینمای ایران کار کرد تا سال گذشته به واسطه بازی در «سعادت آباد» سیمرغ جشنواره فیلم فجر را با خود به خانه برد. او این روزها نیز مشغول بازی در فیلم پرستاره «پل چوبی» است.
معماری که بازیگر شد!
پس از دیپلم، قرار بود معماری
بخوانم ولی چون در تربیت بدنی دانشگاه سراسری پذیرفته شدم، تصمیم گرفتم
تدوین بخوانم. 4 سال زیرنظر استاد مجید فخرایی نژاد، تدوین خواندم و پس از
آن هم خانم فضل اللهی که یک کار 90 دقیقه ای با هم انجام داده بودیم، مرا
به آقای نوابی برای بازی در اولین و آخرین کار تلویزیونی ام «گمشده» معرفی
کردند. آقای اسکندری طراح گریم بودند که من را به دفتر پویا فیلم و آقای
فرح بخش معرفی کردند و از آنجا استارت کار سینمایی من زده شد. فکر می کنم
در بازیگری، هم تحصیل و هم تجربه نقش مهمی دارند. درست است که تدوین خوانده
بودم که به هرحال شاخه ای از هنر سینماست، اما پس از آن مطالعات زیادی در
زمینه بازیگری داشتم، با این حال به نظر من، هم تجربه، هم تحصیل، نه فقط در
سینما، بلکه در همه رشته ها بسیار مهم و تاثیرگذار است.
به کار گروهی اعتقاد دارم
به نظرم وقتی یک زوج
سینمایی در یک فیلم جواب می دهند (مثل زوج من و محمدرضا گلزار)، به این
دلیل است که در جای خودشان قرار گرفته اند! ضمن اینکه من به کار گروهی
اعتقاد دارم و به نظرم از گروه تدارکات گرفته تا کارگردان، همه در موفقیت
یک پروژه موثر هستند و صرفا به این که حضور یک بازیگر به تنهایی می تواند
موفقیت یک فیلم را تضمین کند، اعتقاد ندارم. اگر بازیگر به درستی سر جایش
قرار نگیرد و کار گروهی درست نباشد، آن کار موفق نخواهد شد. نمونه این
موضوع را حتی در سینمایی آمریکا هم می شود دید. بازیگرانی هستند که در یک
فیلم زوج های موفقی هستند، اما همین زوج در فیلم بعدی موفق نیستند.
الکی وارد سینما نشدم
به نظر من اشکالی ندارد یک
بازیگر فیلم هایی در کارنامه اش داشته باشد که باعث رونق سینمای ایران شود،
این یک حسن است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد چون اگر سینما رونق نداشته
باشد، کسی فیلم نمی بیند تا بعدش فیلم های ارزشمند هم تولید شود. این را
قبول دارم که من بازیگر، اگر فیلم پرفروشی دارم باید حتما اثر با ارزشی هم
در کارنامه داشته باشم، با این حال قبول دارم اوایل کار شاید باید بیشتر
دقت می کردم و وسواس بیشتری به خرج می دادم، شاید چون برایم ورود به این
عرصه مهم بود در پذیرفتن کارها کمی عجله می کردم! اما الکی وارد سینما
نشدم، با یک دیدگاه وارد شدم، بعد هم کلاس های بیان آقای سمندریان را پشت
سر گذاشتم، کتاب خواندم، فیلم دیدم و تمرین کردم.
یا فیلمبردار می شوم یا تهیه کننده
فعلا قصد ندارم
سراغ کارگردانی بروم؛ به نظرم ورود به هر رشته ای تخصص و تجربه می خواهد
اما چون قبل از بازیگری، تدوین خوانده ام و کارهای فنی را هم دوست دارم،
شاید یک روز با اجازه استادان به سمت فیلمبرداری بروم یا با اجازه تهیه
کنندگان، تهیه کننده شوم. کار تدوین برای آدم پرهیجانی مثل من خیلی سخت بود
چون باید ساعت ها پشت میزی می نشستم و کار می کردم، ولی به من کمک کرد
کادر را بشناسم و خیلی چیزهای دیگر.
تلویزیون برگشت نیست
هیچ وقت کار در تلویزیون را
برگشت به عقب نمی دانم؛ حتی چند سال پیش قرار بود در سریال «شمس العماره»
سامان مقدم کار کنم، ولی یک جراحی فک برای من پیش آمد و حدود 20 روز نمی
توانستم صحبت کنم، در واقع قسمت نبود در تلویزیون کار کنم و بازیگر دیگری
جایگزین من شد.
از جایگاه امروزم راضی نیستم
فکر می کنم روند بازی
های گذشته من باعث شد مازیار میری برای «سعادت آباد» به من اعتماد کند؛ من
از 18 سالگی وارد سینما شده ام و معتقدم کارهای خوب و بدم برای من تجربه و
پله ای بود تا به امروز برسم، در واقع همه کارهایم در این که به اینجا
برسم، نقش داشته اند و سعادت آباد هم از آن مستثنا نیست و می تواند یک شروع
دوباره محسوب شود. با این وجود، هنوز از جایگاه خودم راضی نیستم؛ این نه
شعار است و نه ادا و اصول.
سعادت آباد و پدرم یادم رفت!
همیشه می گفتم بی
انصاف ها! 15 سال است دارم کار می کنم، حتی یک فیلم خوب نداشته ام که
کاندیدایم کنید؟ وقتی به من گفتند امسال کاندید شده ای، سر صحنه فیلم «برف
روی کاج ها» بودم. آن روزها حسابی خسته بودم. وقتی به من زنگ زدند و گفتند
کاندید هستی، خیلی خوشحال شدم. ذکرهایم را گفتم و 2 رکعت نماز شکر خواندم.
اینها را می گویم که بدانید چه حالی داشتم. روز اهدای جوایز وقتی اسم من را
خواندند، باور کنید نزدیک بود 3 بار زمین بخورم. فقط می گفتم خدایا کمک کن
زمین نخورم. از قبل هم روی کاغذ چیزهایی نوشته بودم که روی سن بخوانم. اول
یاد خدا بود، بعد یاد خانوادهام و بعد هم می خواستم جایزه ام را به پدرم
تقدیم کنم که عاشقانه دوستش دارم و در ادامه هم می خواستم جایزه را به
عوامل «سعادت آباد» تقدیم کنم و آخر هم برای ایران آرزوی صلح و آبادی آرزو
کنم. رفتم بالا و آنجا فقط از مادرم تشکر کردم؛ پدرم و سعادت آباد را یادم
رفت!
در اوج، خداحافظی خواهم کرد
متاسفانه در سینمای
ایران، یک بازیگر نمی تواند نقش های متعدد و متفاوتی را پس از یک سن مشخص
بازی کند و نقش های ما به تکرار می رسد. البته هستند بازیگران میانسال و
خوش ذوقی که بازیگران قابلی هستند و جزو افتخارات ما محسوب می شوند، اما
باز هم به خاطر محدودیت های انتخاب نقش فکر می کنم جای چندانی برای
بازیگرانی از نسل ما باقی نماند! شاید هم روزی از بازیگری خداحافظی کنم،
اما الان این را قطعی نمی گویم، وقتی خواستم این کار را انجام دهم، حتما آن
را بیان خواهم کرد. من نقش های متفاوتی را تجربه کرده ام، باید فرصت به
جوان ترها داده شود و آنها هم وارد بازی و عمل شوند. گرچه باید اشاره کنم
دوست دارم در روزهای اوج، بازیگری را ترک کنم.
من بی حاشیه ام
تاکنون طوری زندگی کرده ام که حاشیه
نداشته باشم. این موضوع را غیر از نشریات زرد، آدم های اهل قلم و مطبوعاتی
که کمی از حواشی دور هستند و همکارانم، همه می دانند که جزو بازیگران بی
حاشیه هستم. ولی به نظرم موضوع مطبوعات زرد در همه جای دنیا مرسوم است و
هیچ اشکالی هم ندارد، ولی حرف من این است که ای کاش حواشی که به آنها می
پردازیم، کمی به واقعیت نزدیک باشد، نه حواشی که به زندگی خصوصی و حرفه
افراد صدمه می زند.
کتابی از مهناز افشار
اگر بخواهم از بازیگری
خداحافظی کنم که خیلی هم نزدیک است، همیشگی خواهد بود. نمی توانم دوباره
برگردم و دوباره خداحافظی کنم. بازیگری برای من مثل مجسمه ای است که در
وجودم ساختمش، فکر می کنم اگر بعد از این که آن را ساختم بهش دست بزنم،
کاملا خراب می شود. عکاسی بلد نیستم و کارگردانی هم نمی توانم بکنم. تدوین و
فیلمبرداری نزدیک تر است به من. اما احتمال این که نویسنده شوم بیشتر است.
مدتی است نیمه شب ها 4 خطی از ذهنم عبور می کند و یادداشت می کنم و حالا
تصمیم گرفته ام دست نوشته هایم را به صورت کتاب چاپ کنم.
ما از یک کره دیگر نیامده ایم!
محبوبیت را بیشتر از
شهرت دوست دارم، چون فکر می کنم دوامش بیشتر از شهرت است. خب، حسن محبوبیت
این است که وقتی از کنار یک نفر رد می شوی، حالا پیر یا جوان، زن یا مرد،
بزرگ یا کوچک و... وقتی به من لبخند می زنند، حس می کنم من مهناز افشار، در
گوشه ای از ذهن او اثر مثبتی داشته ام و این برای من بسیار دلنشین است.
ولی جنبه منفی این موضوع هم این است که فکر می کنند بازیگرها، آدم های عجیب
و غریبی هستند و از کره دیگری آمدند که این، یک مقدار برایم آزاردهنده
است.
حال اولین نسخه اندروید 4 برای کامپیوترهای معمولی منتشر شده است. در ادامه به معرفی این پروژه که به سرعت در حال پیشروی است می پردازیم.
نسخه های جدید اندروید مانند Ice Cream Sandwich از این به بعد فقط مخصوص دستگاه های همراه نخواهند بود. دو هفته پیش، ویرایش چهارم اندروید توسط گوگل برای گوشی های هوشمند (که از پردازنده های مبتنی بر ARM بهره می برند) ارائه شد و حالا دست اندرکاران پروژه Android x86 اولین نسخه این سیستم عامل را برای سیستم های مبتنی بر پردازنده های Intel و AMD (یعنی همان کامپیوتر های دسکتاپ و لپ تاپ ها) منتشر کردند.
نسخه اول بسیار ابتدایی بوده و فاقد توانایی های کافی از جمله پخش صوت و تصویر، ایترنت (امکانات شبکه) و سرعت مناسب سخت افزار، به خصوص در تراشه های اینتل است. با این حال تبدیل این سیستم عامل برای پردازنده های x86 با این سرعت، حیرت انگیز است. توسعه دهندگان این پروژه هم اکنون در حال تلاش برای بهینه سازی این نسخه اندروید هستند.
به گزارش Liliputing.com اولین نسخه Android-x86 برای تبلت های مبتنی بر تراشه های AMD Brazos مثل MSI WindPad 110W و Acer Iconica Tab W500 بهینه شده است. این نسخه بیشتر برای حرفه ای ها طراحی شده و البته در بعد گرافیکی هنوز لبه ها اندکی تیز و خشن هستند. با این وجود WiFi و پشتیبانی از صفحه لمسی در این نسخه اولیه به خوبی عمل می کنند.
اندروید در مسیر توسعه خود راهی درست شبیه مایکروسافت را در پیش گرفته است. مایکروسافت بنا دارد در سال 2012 ویندوز 8 را ارائه کند و این سیستم عامل قرار است هم روی کامپیوترهای شخصی و هم روی گوشی های هوشمند قابل نصب باشد. این که بگوییم اندروید در این زمینه جا پای مایکروسافت گذاشته و از آن جلوتر رفته سخن بی ربطی است. چرا که توسعه اندروید برای کامپیوترهای شخصی اقدامی خیلی جدی از سوی گوگل نیست و از سویی بنا به وعده مایکروسافت، ویندوز 8 در زمان ارائه بسیار پیشرفته تر و بهینه تر از این سیستم عامل متن باز (اندروید) خواهد بود.
انگار همین دیروز بود که نسخه های متوالی اندروید که بر اساس حروف الفبا چیده شده اند معرفی شدند. اسم های با مزه ای چون Cupcake (همان کیک یزدی خودمان)، Donut (نوعی پیراشکی)، Éclair (شیرینی خامه ای)، Froyo (ماست منجمد)، Gingerbread (نان زنجفیلی) و Honeycomb (شانه عسل)! حالا با معرفی Ice Cream Sandwich (ساندویچ بستنی)، کامپیوترهای شخصی نیز از این دسرها بی بهره نمی مانند.
اگر شما هم تمایل دارید اندروید 4 را برروی کامپیوتر خود نصب کنید به سایت Android x86 مراجعه کنید.
.:: This Template By : web93.ir ::.