+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷
شیک پوشی همیشه قوانینی دارد که با به کار بردن این اصول شما به راحتی می توانید در دسته مردان شیک پوش قرار بگیرید. ۲۵ اصل قانون شیک پوشی را در این مقاله بخوانید…

 

 


1. کت های دو دکمه بخرید. این نوع کت ها شما را لاغرتر نشان می دهد و پیراهن و کراوات تان هم بهتر به نظر می رسد.

 

 

2. نباید سایز کت و شلوارتان زیاد بزرگ باشد. سرشانه های کت تان باید جذب شانه هایتان باشد. نه بزرگتر از شانه هایتان. از خیاطتتان بخواهید که قد آستین کت تان تا مچ تان باشد نه اینکه تا شستتان. و از او بخواهید که شلوارتان زیاد گشاد و بلند نباشد که زیر پاشنه پایتان برود.

 

 

3. به نوک تخته کفشتان کمی چرم بزنید. این کار باعث می شود عمر کفش تان زیاد شود.

 

 

 

4. جارختی های چوبی، کمد لباسهایتان را منظم و مرتب نشان می دهند. درصورتی که جارختی های فلزی زیاد مناسب نیستند.

 

 

 

5. اگر قصد خرید یک پلیور را دارید، یک پلیور خاکستری رنگ یقه هفت بخرید. این پلیور با یک پیراهن رنگ تیره در پاییز یا زمستان و با یک شلوار جین در بهار ست می شود.

 

 

 

6. کمربند مشکی با لباس خاکی رنگ و شلوار جین همخوانی دارد. کمربند مشکی تنها کمربندی است که همه آقایان باید داشته باشند.

 

 

 

7. کراوات های باریک تیره رنگ مردها را جوانتر و سردتر نشان میدهد. و برعکسِ کراوات های پهن، با کت و شلوار جین یا کت و شلوارهای دیگر مناسب است.

 

 

 

8. بارانی تان باید با پیراهن تان ست باشد.

 

 

9. یک دست لباس رسمی و یک پیراهن مناسب با یقه ای تیز و زیبا داشته باشید.

 

 

10. پولتان را برای خرید یک ماهوت پاک کن گران قیمت و تزئینی هدر ندهید. به جای آن، یک رول پارچه ای بخرید که البته بهتر هم کار می کند.

 

 

11. در زیر طرز پاپیون بستن با کراوات را آموزش داده ایم. با ما همراه باشید:

مرحله ۱ تا۴: به خاطر داشته باشید انتهای کراوات (قسمت مشکی در عکس) را به زیر نوار طوسی رنگ برده و بالا می آوریم.

مرحله ۵ تا۶: زمانی که شکل پاپیون درست شد(مرحله۴)، آن را با انگشت نشانه و شست تان محکم بگیرید. قسمت مشکی رنگ را گره بزنید. سپس قسمت مرکزی گره را پیدا کنید و قسمت گره زده مشکی را محکم بگیرید. قسمت مشکی و طوسی رنگ را بکشید تا بسته شود. آن را تنظیم و مرتب کنید تا عالی به نظر برسد.

 

 

 

12. یک شال گردن بلند و مشکی داشته باشید و منتظر نشوید تا دمای هوا زیر صفر برسد و آنوقت شال گردنتان را بیندازید. شال گردنتان را با پیراهن، یا کت تان ست کنید.

 

 

13. با توجه به تصاویر ببینید چگونه می شود یک گودی در کراواتتان ایجاد کنید. این یک نکته کوچکی است که یک مرد را شیک نشان می دهد.

 

 

 

14. سعی کنید جنس کفشتان از پوست طبیعی حیوانات باشد. زیرا دوام و عمر این کفشها بهتر است.

 

 

 

15. اگر می خواهید لباس هایتان عمر بیشتری داشته باشند، آنها را به خشک شویی بدهید یا با اتوی بخار آنها را اتو کنید.

 

 

16. اگر می خواهید جیب کتتان کمی پف داشته باشد باید از دستمال مربع شکلی استفاده کنید و مراحل زیر را روی آن اجرا کنید.

 

 

 

17. همیشه لباس محل کارتان را مرتب داخل کمدتان بچینید.

 

 

18. همیشه وسایل شخصی تان را داخل کیفی بگذارید مثل مسواک، خمیردندان، وسایل اصلاح تان و…

 

 

 

19. به خشک شویی تان بگویید لباس هایتان را بدون آهار شسته و خشک کند. شاید گران تر باشد اما می ارزد.

 

 

 

20. پیراهن طوسی رنگ با هر لباسی قابل ست کردن است. شما می توانید آن را زیر لباس تان، یا زیر کت یا حتی با یک پیراهن و یک کتانی بپوشید.

 

 

 

21. یک کیف دوشی داشته باشید. حتی اگر یک کیف دوشی ارزان را با یک پیراهن زیبا حمل کنید، شما را خوش تیپ نشان می دهد.

 

 

 

22. وقتی شما یک کت دو دکمه می پوشید، دیگر کمربند را کنار بگذارید، زیرا به آن نیازی نیست. زمانی که کمربند استفاده نمی کنید، پیراهن تان تمیزتر و بهتر به نظر می رسد.

 

 

 

23. اگر می خواهید دستبند دستتان کنید دیگر کراوات نزنید. زیرا پوشش شما را زننده و سبک نشان می دهد.

 

 

24. وقتی با پیراهن یا یک کت اسپرت عینک آفتابی می زنید، یک عینک دوردار انتخاب کنید.

 

 

25. کتانی را می شود با پیراهن ست کرد. اما مطمئن شوید که با آن زیبا به نظر می رسید. کراوات را کنار بگذارید و دنبال یک تی شرت، پیراهن یقه باز یا حتی یک ژاکت باشید.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷
برای خانمهایی که می خواهند چهره ای جوان و پوستی صاف و شاداب داشته باشند هنگام میکاپ استفاده از کرم پودر بهتر است یا پنکیک؟!

 

 

شاید شما هم جزو آن دسته از خانمهایی باشید که بعد از میکاپ و آرایش سنتان بیشتر دیده شود که البته ناگفته نماند در اکثر مواقع این اتفاق خواهد افتاد و چون به نظر می رسد با آرایش می توان زیباتر از قبل بود بیشتر آرایش می کنیم و همین سبب می شود که با میکاپی غلیظ و نامتعادل سنمان بیشتر دیده شود .
یکی از مهمترین مراحل آرایش صورت آماده سازی پوست است که می توان گفت اساسی ترین قسمت میکاپ است چرا که اگر پوست یکدست و صاف دیده نشود آرایشهای نقاط دیگر زیبایی خود را آنطور که باید نخواهند داشت بنابراین باید این مرحله را بیشتر مد نظر داشت.

 

برای اینکه هنگام آرایش پوستمان به گونه ای دیده شود که ما تنها آن را آماده کرده باشیم و با انواع کرمها طوری آن را نسازیم که هرچه ناصافی و چین و چروک است دیده شود و به نوعی سنمان را بیشتر نشان ندهد بهتر است :

اولا : بدون در نظر گرفتن سن و رنگ پوست، اگر پوست براق و شفافی دارید که از انواع پوستهایی است که مثل آینه می درخشد اما هر از گاهی جوشهای ریزی هم در آن دیده می شود بهتر است بعد از زدن ضد آفتاب مخصوص پوستتان از پنکیک استفاده کنید چرا که در این مواقع پنکیک هم قدرت پوشانندگی خوبی برای جوشها دارد و هم اینگونه پوستها را جوانتر نشان خواهد داد که البته توجه داشته باشید که هیچگاه پنکیک را دور چشمها نزنید و تنها با گذاشتن و برداشتن پد آن پوست را کمی مات کنید .

 

دوما: اگر پوستی خشک دارید و همیشه مجبورید آن را با انواع کرمهای مرطوب کننده مرطوب نگه دارید بهتر است در بعضی موارد نه همیشه آنهم به ترتیبی که در پایین گفته شده است از پنکیک در پایان آرایشتان استفاده کنید چرا که در هر سنی که باشید خشکی پوستتان باعث میشود که با پنکیک خطوط چهره ی شما بیشتر مشخص شود، راه بهتر آن است که پس از استفاده از ضد آفتاب مخصوص پوستتان تنها از یک کرم پودر خوب استفاده کنید که در صورتی که دوست داشتید پوستتان مات دیده شود از نوع مات آن را تهیه کرده و روی ضد آفتابتان بزنید .
 

 

سوما :اگر پوستی کدر و دارای جوش و همینطور لکهای به جا مانده از جوش دارید و می خواهید آن را برای یک آرایش ملایم و زیبا آماده کنید بهتر است ابتدا ضد آفتاب فاقد چربی خود را بزنید، سپس از یک کرم پودر خوب که قابلیت پوشانندگی خوبی دارد استفاده کرده و تمام نقاط پوست را با آن بپوشانید و با حرکت آرام ضربه زدن آن را خوب بر روی پوست بخوابانید و در پایان کار آرایش هم پد یا همان ابر پنکیک را برداشته و با حرکت گذاشتن و برداشتن بر روی پوست، آن را کمی از براقی به ماتی برسانید . باز هم در نظر داشته باشید که پد را اطراف چشمها نمالید، همینطور آن را روی پوست نکشید فقط بگذارید و بردارید.
 

 

نکته ی قابل ذکر: دختران و خانمهایی که پوست بسیار خشکی دارند حتما ابتدا از یک ضد آفتاب مخصوص، سپس از مرطوب کننده ای مناسب استفاده کرده و پس از مرطوب ساختن پوست و جذب کامل آنها از پنکیک استفاده کنند .
 

 

نتیجه : اگر آماده سازی و زیر ساخت پوست برای آرایش با کرمهای لازم درست انجام شود، مات بودن پوست توسط پنکیک می تواند در جوان نشان دادن و شیکتر بودن آرایش بیش از کرم پودر های براق کمک کند.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

نحوه ورود مد به ایران به سال ۱۳۲۱ برمي‌گردد. زماني كه زينت جهانشاه همراه همسرش وقتي از سوئيس به ايران برگشت…

 

 

 

 

 

 

نحوه ورود مد به ایران به سال ۱۳۲۱ برمي‌گردد. زماني كه زينت جهانشاه همراه همسرش وقتي از سوئيس به ايران برگشت، يك سال بعد، خياط‌خانه خود را در خيابان اميريه تأسيس كرد و با همراهي ۵ كارگر هر آنچه را كه در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم‌هاي تهراني عرضه كرد. جهانشاه براي اين كه مشتريان علاوه بر آشنايي با طرز كار او، براي اولين بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خياط‌خانه خود را با يك نمايش مد لباس افتتاح كرد.
 
 
وقتی سراغ آلبوم‌های گذشته می‌رویم باور نمی‌كنیم كه چگونه پدرها و مادرهای ما ۲۰ یا ۳۰ سال پیش، از چنین پوشش‌هایی استفاده می‌كردند.

مانتوهای گشاد با اپل‌های بزرگ كه هر كدام به اندازه ۵ سانتی‌متر به حجم شانه‌ها می‌افزود، امروز دیگر نه‌ تنها جذابیتی برای ما ندارد كه قدری مضحك‌ به نظر می‌رسد و گاهی تصور می‌كنیم چه كسی امروز جرات می‌كند چنین لباس‌هایی را به تن كند.

البته ناگفته نماند كه گاهی نوجوان‌ها و جوان‌ها به وقت ورق زدن عكس‌های قدیمی ‌لباس‌هایی را به تن پدر و مادر خود می‌بینند كه به سلیقه امروز بسیار نزدیك است و با اعتراض به آنها می‌گویند كه چرا این لباس‌ها را دور ریخته‌اند. آن لباس‌ها دوباره مد شده است. مد، فرزند هنر و تنوع‌طلبی است كه چند سال یكبار در شیوه پوشش افراد یك جامعه ایجاد می‌شود و ناشی از حس تنوع‌طلبی جنس بشر است. همان حسی كه شاید طی قرن‌ها زندگی روی این كره خاكی انسان را برای اقناع آن به سمت هنر كشانده است.
 

 
در همین زمینه تهمينه مفيدي در جام جم نوشته است: شاید به همین دلیل است كه وقتی انسان برای اولین‌بار آهن را كشف كرد، به جای ساختن ابزارهای نو، ابتدا از آن به‌عنوان ماده‌ای رنگی در نقاشی دیواری و ترسیم نقوش روی تن خود ورنگ آمیزی گیسوانش بهره گرفت. كشف مس، پی بردن به قدرت چكش‌خوری این فلز و امكان ساخت اشیا با آن نیز پیش از این‌كه به ساخت ظروف بینجامد، در شكل مهره‌های گردنبند ظاهر شد. وقتی میل به آفرینش و تنوع‌طلبی در آدمی‌ به وجود آمد، فرزندان بسیاری زایید كه یكی از آنها مد نام گرفت و مد بود كه رفته‌رفته رد پایی بزرگ برای پیروی از خود در كشورهای مختلف بر جای گذاشت. این روزها فروشگاه‌های بزرگ و رنگارنگ، طراحان بزرگ و برند‌های مطرح، مجله‌های لباس و عكاس‌هاي دنيا دست به دست هم داده‌اند تا مد را به صنعتی غول‌پیكر تبدیل كنند.
 
 
ساناز صادقی، طراح لباس در تعریف مد می‌گوید: مد، پدیده‌ای اجتماعی و خاص جامعه است كه شامل خلق، معرفی، تبلیغ، تولید انبوه و تقاضاي جدید می‌شود. بهره‌برداري نظام سرمايه‌داري از رواج مد، منجر به تغييرات فرهنگي ـ اجتماعي در كشورهاي مخاطب مي‌شود. به‌گفته اولدوز جواهری، طراح لباس ورود مد به ایران همزمان با آغاز مشروطه‌خواهی و تمایل به تجددگرایی در میان مردان و تغییر ظاهر آنها صورت گرفت و شاید بتوان گفت مد در ایران با علاقه مردان به تغییر آغاز شد.
 
 
نحوه ورود مد به ایران به سال ۱۳۲۱ برمي‌گردد. زماني كه زينت جهانشاه همراه همسرش وقتي از سوئيس به ايران برگشت، يك سال بعد، خياط‌خانه خود را در خيابان اميريه تأسيس كرد و با همراهي ۵ كارگر هر آنچه را كه در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم‌هاي تهراني عرضه كرد. جهانشاه براي اين كه مشتريان علاوه بر آشنايي با طرز كار او، براي اولين بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خياط‌خانه خود را با يك نمايش مد لباس افتتاح كرد. او در خیاط‌خانه خود در تهران، طرح‌های خود را كه مجموعه‌ای از ایده‌هایش بود در معرض فروش خریداران قرارداد.
 
 
همچنین از آنجا كه فضای خیاط خانه كاملا زنانه بود، مانكن‌های زن از میان دوستان و آشنایان برای نمایش لباس‌ها انتخاب شدند و به نوعی تبدیل به اولین برند غیررسمی‌ایران در تولید پوشش منحصر به‌فرد شد. به هر حال امروزه تب رنگ‌ها و طرح‌های گوناگون در هر فصل و سال‌ سبب مي‌شود طراحان لباس تمام ابتكار خود را برای پیروزی در میدان رقابت و جذب مخاطبان بیشتر به كار ببندند.
 
 
ویترین‌های فروشگاه‌های لباس در ایران نیز از این قاعده مستثنا نیستند و درهر فصل فضای شهری به واسطه پوشش مردم تغییرات قابل توجهی می‌كند. تغييراتي كه هرچند در ظاهر جديد و تازه به نظر مي‌آيد، ولي با كمي دقت مي‌توان رد پاي مدهاي قديم و كهنه را نيز در آن يافت. نظير شلوارهاي پاچه‌گشاد كه در دوره‌اي كاملا بورس بود و تمام جوانان از آن تبعيت مي‌كردند، پس از مدتي كه از رونق افتاد و كارايي خود را از دست داد دوباره به فاصله يك دوره نسبتا طولاني وارد پوشش نسل بعدي شد.
 
 
صادقی در مورد علت چنين تغييراتي كه در پوشش و نوع لباس مردم به وجود مي‌آيد، مي‌گويد: مد عمومي دنيا براساس يك رنگ تغيير نمي‌كند، چرا كه با فرا رسيدن هر فصل برندهاي متفاوت، طرح‌ها و رنگ‌های منحصر به‌فردی را آماده می‌كنند و میزان استقبال ازاین طرح‌ها براساس سبك زندگی، نیاز و الگوی جامعه متفاوت است.
 
 
وی با اشاره به سیر دورانی مد مي‌افزايد: مد هر چند سال یكبار دوباره به جایگاه اولیه خود باز می‌گردد با این تفاوت كه این بازگشت با توجه به ذائقه روز جامعه كمی‌ تغییر می‌كند. مثلا این روزها پوشیدن شلوارهای پیله‌دار و فاق بلند و آرایش موی ساده كه در دهه ۷۰ اروپا متداول بود بار دیگر وارد چرخه مد شده و طرفداران بسياري نيز پيدا كرده است.
 
 
آزاده صادق‌زاده، طراحي كه آثارش تلفیقی از طرح‌های تمدن گذشته ایران با نیازهای مدرن امروز است نيز در مورد اين تغييرات مد مي‌گويد: امروز دیگر طراحان اثر تازه‌ای برای خلق ندارند و مجبورند مدام به سراغ گنجینه لباس‌های قدیمی‌ بروند و با تغییراتی دوباره آنها را وارد چرخه مد كنونی كنند و به همین دلیل است كه هر چند سال یكبار شاهد تكرار مدهای متفاوتیم. وی در عين حال مي‌افزايد: امروزه اغلب طراحان لباس براي پرهيز از تكرارهايي كه باعث از بين رفتن شور و شوق مخاطب مي‌شود بيشتر تمركز خود را صرف تلفيق رنگ و پارچه‌هاي گوناگون مي‌كنند
 
 
غير از لباس‌ها و مدهاي تكراري كه بسياري از آنها قابل پوشش است، در دنياي غرب بسياري از طرح‌ها و مدهاي جديد كه به بازار عرضه مي‌شود نه‌تنها قابل پوشش نيست بلکه از نظر ما مورد تمسخر نيز قرار مي‌گيرد؛ مدهاي عجيب و غريبي كه واقعا هدف از خلق آن براي ما مبهم و ناشناخته است، اما براي صاحبان آن درآمدهاي كلاني به همراه دارد.
 
 
صادق‌زادهدر مورد اين طرح‌هاي عجيب و غريب مي‌گويد: عموما طراحان غربي براي ستاره‌هاي گوناگون اين‌گونه لباس‌های غيرمتداول را طراحي مي‌كنند كه در سطح عموم مردم طرفدار ندارد و حتي مورد تمسخر قرار مي‌‌گيرد.
 
 
اولدوز جواهري نيز استفاده طراحان لباس از ستاره‌هاي سينما، فوتبال و چهره‌هاي موفق را راهكاري مناسب براي جذب اشتياق مشتري در دنياي مد و كسب درآمد بيشتر مي‌داند ومي‌گويد: طراحان غربي معتقدند استفاده از برندهاي مشهور بر اعتبار آنها مي‌افزايد و همين‌طور سبب افزايش مشتريان آنها مي‌شود. لباس‌هايي كه از نظر فرهنگ ما كاملا مطرود تلقي مي‌شود و فقط در فرهنگ غرب طرفدار دارد.
 
 
ایران یكی از بسترهایی است كه در ۱۰ سال گذشته طراحان ترك تمام سعی خود را در جذب مخاطبان جوانش به خرج داده‌اند و می‌توان گفت بسیار موفق بوده‌اند، نظير توليد مانتوهایی كه جوانان و نوجوانان ایرانی به سمت خرید آن كشیده می‌شوند مانتوی‌هایي كه هم ورود آن به كشور راحت‌‌‌‌تر است و هم در مقایسه با برند‌های مطرح اروپایی قیمت و ظاهر مناسبی دارند. با این همه گرایش به مدهای گوناگون گاهی با عوارضی چون عدم هماهنگی با فرهنگ یك جامعه روبه‌رو می‌شود كه عموما این شكل از پوشش هرچند برای جوانان جذاب است، اما موقعیت و نگاه كلی جامعه آن را برنمی‌تابد. جواهری، طراح لباس در این باره تاكید كرد: ظهور بعضی مدها نظیر پوشیدن شلوارهای پاره پوره، پيشینه‌اي به اندازه یك طومار دارد. شاید اولین بار این پانك‌ها و هیپی‌ها بودند كه با گرایش‌های گوناگون و نظریات و عقاید متفاوت، پوشش خود را نیز تغییر دادند. اما مد شدن دوباره این شلوارها و استفاده جوانان ایرانی شاید پاسخی به حس تنوع‌طلبی آنها باشد، اما با عرف و فضای عمومی‌ جامعه ما تناسبی ندارد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

komakكمك به ديگران و انجام كارهاي خوب و مفيد در شما احساس اعتماد به نفس و شكست ناپذيري بيشتر ايجاد مي‌كند و در واقع سلامت شما را بهبود مي‌بخشد
به گزارش روزنامه‌ ديلي ميل، ديويد لويس ـ روانشناس دانشگاه سوزكز ـ در اين باره خاطرنشان كرد: توجه كردن به ديگران از ميزان استرس شما مي‌كاهد و بنابراين فرصت سلامتي را در شما افزايش مي‌دهد. ما به همه توصيه مي‌كنيم كه از همين حالا كمك كردن به ديگران را آغاز كنيد.
بر اساس اين گزارش، تاثيرات استرس روي بدن شامل سركوب كردن و تضعيف سيستم‌ ايمني بدن، بالا رفتن فشار خون و افزايش خطر حمله قلبي و سكته مغزي است.
شايد نتيجه اين تحقيقات در مورد جان راکفلر هم صادق باشد:
جان راکفلر معروف، يک ميليون دلار اوليه خود را در سي و سه سالگي جمع آوري کرده بود و در سن 43 سالگي شرکت "استاندارد اويل"را تاسيس کرد.اما در پنجاه و سه سالگي چگونه بود؟ نگراني او را احاطه کرده بود و غصه و فشار کار سلامتي اش را بکلي مختل ساخته بود.
راکفلر درآمدش در هفته يک ميليون دلار بود ولي نمي توانست بيش از دو دلار در هفته بخورد!شير و چند دانه بيسکويت تنها غذايي بود که مي توانست بخورد.چرا راکفلر به اين روز افتاده بود؟ نگراني ، غصه ، فشار خون و هيجانات زندگي که براي خودش بوجود آورده بود اورا در کنار پرتگاه مرگ قرار داده بود.
چهره راکفلر را در جواني هيچ چيز جز سود و زيان تاريک و روشن نمي ساخت او هنگامي که سود زيادي مي برد از شادي مي رقصيد و کلاهش را به هوا مي انداخت اما اگر ضرر مي کرد فورا بيمار مي شد. وقتي هم براي تفريح واستراحت نمي گذاشت وبه غير از پول در آوردن به چيز ديگري فکر نمي کرد.راکفلر در اوج شهرت ، در آن موقعي که از معادن او سيل طلا جاري بود مورد نفرت همگان قرار گرفت و هر روز نامه هايي پر از فحش و دشنام که از آن ها بوي خون به مشام مي آمد به او مي رسيد ودر بيشتر نامه ها او را تهديد به قتل مي کردند.وي براي حفظ جانش نگهباناني استخدام کرده بود که لحظه اي از او دور نمي شدند.ولي بي خوابي،سوءهاضمه و ريختن موهايش و تمام آثار نگراني چيزهايي نبود که بتوان آن را ناديده گرفت. در آخر کار پزشکان حقيقت تلخي را بر او آشکار کرده و خاطرنشان ساختند که بايد از بين پول و نگراني و حيات يکي را انتخاب کند يا بايد استراحت کند يا بميرد.راکفلر اين بار استراحت را برگزيد ولي در آن موقع نگراني تقريبا او را از پاي در آورده و سلامتش را مختل ساخته بود.
هنگامي که پزشکان براي نجات او دست بکار شدند، سه دستور به او دادند و راکفلر تا آخر عمر به دقت آن ها را اجرا مي کرد واين دستورها به اين قرار بود:
1- از نگراني بپرهيز و تحت هيچ شرايطي خود را گرفتار نگراني نساز.
2- استراحت کن و ورزش هاي سبک انجام بده.
3- مواظب غذاي خود باش و قبل از اين که سير شوي دست از غذا بکش.
راکفلر دستورات را بکار برد. او کاملا استراحت مي کرد. از سويي او بازي گلف را فرا گرفت و به باغباني علاقمند شد وبا همسايگان و آشنايان شروع به رفت و آمد کرد وکار مهمتري که انجام مي داد اين بود که عوض فکر کردن درباره اينکه چگونه مي توان پول بيشتري به دست آورد مدتي از وقت خود را صرف رفاه و آسودگي ديگران مي کرد.از اين به بعد راکفلر شروع به خرج کردن و بذل و بخشش کرد.
يک موقع به او خبر دادند که مدرسه کوچکي در کنا درياچه ميشيگان به علت کمبود درآمد نمي تواند قرض هاي خود را بپردازد و در شرف تعطيلي است.راکفلر فورا ميليون ها دلار در اين راه صرف کرد و بناي باشکوهي بجاي اين مدرسه کوچک بر پا ساخت که امروز بنام" دانشگاه ميشيگان" معروف است اما راکفلر در چه حالي بود؟ بله او ديگر راکفلر سابق نبود،مردي شاد بود و اخلاقش عوض شده بود ونگران نمي شد و وقتي که با شکست روبرو مي شد دست از خواب برنمي داشت.
بله راکفلر با تمام زجرهايي که کشيد توانست با عوض کردن تفکر و تجديد نظر در اخلاقش بر نگراني و مريضي هاي خود غلبه کند بطوري که،او در 53 سالگي مشرف به مرگ بود ولي با اين حال 98 سال عمر کرد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

محققان دانشگاه مسی (Massey) در نیوزلند گزارش کرده‌اند که پروتئین تغلیظ‌شدهٔ آب پنیر می‌تواند اثر ویروس‌های ایجادکنندهٔ اسهال را در موش‌های آزمایشگاهی کاهش دهد.

 

 

 

 

 

اگر این آزمایش در مدل انسانی نیز به چنین نتیجه‌ای منجر شود می‌تواند جان کودکان سراسر دنیا را از مرگ ناشی از اسهال نجات دهد. این نوع اسهال که در نتیجهٔ عملکرد روتا ویروس‌ها ایجاد می‌شود یک عفونت شایع است. و عمدتاً بچه‌های سنین ۳ ماه تا ۲ سال را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. آمارها از مرگ حدود ۶۰۰ هزار کودک در نتیجه این نوع عفونت در سراسر جهان حکایت می‌کند. با وجود شیوع این بیماری‌ها و خطرات ناشی از آنکه بیشتر در کشورهای در حال توسعه رخ می‌دهد هیچ نوع درمان بازدارنده یا واکسنی برای روتایروس در مقیاس وسیع وجود ندارد.

 

اما تحقیقات دانشمندان نیوزلندی می‌تواند امیدبخش باشد. این تحقیق که نتایج آن در شمارهٔ ژوئن مجلهٔ تغذیه (Nutrition The Journal of) منتشر شده است از حضور بعضی ترکیبات مؤثر در نمونه‌هائی از پروتئین تغلیظ یافتهٔ آب پنیر سخن می‌گوید. ترکیباتی که می‌تواند با فعال کردن سیستم ایمنی بدن از عفونت جلوگیری کند!

 

 



   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷
وی گفت: اگر امروز ما از راه مذاکره با ایران به نتیجه‌ای دست پیدا نکنیم، خطر حمله نظامی به این کشور وجود دارد / رئیس جمهور و سیاستمداران فرانسه، باید بدانند ایران کنونی، کشوری مانند فرانسه نیست که در چند ساعت، پایتخت خود در برابر هیتلر اشغال شده ببیند و... ایران کشوری است که صدام، به نمایندگی از فرانسه و دیگر مستکبرین عالم، نتوانست یک وجب از خاکش را اشغال کند.
سرویس بین‌الملل ـ دولت راستگرای نیکولاسارکوزی که پس از شکست از رقبای سوسیالیست خود در انتخابات سنای این کشور در معرض از دست دادن کاخ الیزه است، برای جبران شکست‌های درونی خود در فرانسه، به شاخ و شانه کشیدن علیه ایران در عرصه جهانی پرداخته‌اند.

به گزارش «تابناک»، «آسوشیتدپرس» گزارش داد: «جرالد آراد»، سفیر فرانسه در سازمان ملل متحد، همچون رئیس‌جمهور این کشور به تکرار تهدیدات لفظی خود علیه ایران پرداخته و گفته است که اگر ایران به میز مذاکره برنگردد، احتمال دارد به این کشور حمله نظامی شود.

تشویق و تهدید همزمان برای بازگشت ایران به مذاکره، در حالی است که ایران همواره آمادگی خود را برای گفت‌وگو اعلام کرده، ولی در عین حال اعلام نموده که هدفش از مذاکره افزون بر رفع نگرانی‌ها، تأمین حقوق و منافع ملی این کشور در بهره‌برداری از تکنولوژی هسته‌ای است.

بنا بر این گزارش، «آراد» که در کنفرانسی در نیویورک سخن می‌گفت اظهار داشت: اگر امروز ما از راه مذاکره با ایران به نتیجه ای دست پیدا نکنیم، خطر حمله نظامی به این کشور وجود دارد.

نماینده فرانسه در سازمان ملل که پیشتر جزو تیم مذاکراتی غرب با ایران بوده، افزوده است: این حمله بسیار پیچیده خواهد بود و پیامدهای بسیاری برای منطقه خواهد داشت.

«آراد» همچنین گفته که چند کشور اروپایی تاکنون همه تلاششان را برای مذاکره با ایران انجام داده‌اند.

تهدیدات این سیاستمدار فرانسوی علیه ایران، در حالی انجام می‌گیرد که دولت راستگرای سارکوزی، هم‌اکنون نه تنها سنای این کشور را از دست داده، بلکه بر پایه برآوردها در چند ماه آینده، ممکن است ریاست جمهوری را نیز از دست بدهد؛ بنابراین، موفقیت این کشور در رهبری ناتو در لیبی، مقامات این کشور را به این تصور اشتباهی رهنمون ساخته که با ایجاد رهبری ائتلافی علیه ایران، شکست‌های درونی را جبران کرده و بار دیگر افکار عمومی فرانسه را به سوی خود رهنمون کند.

با این حال، رئیس‌جمهور و سیاستمداران فرانسه، باید بدانند ایران کنونی کشوری مانند فرانسه نیست که در چند ساعت، پایتخت خود در برابر هیتلر اشغال شده ببیند و از کشور دیگری برای رفع اشغال خود کمک بخواهد؛ ایران کشوری است که صدام، به نمایندگی از فرانسه و دیگر مستکبرین عالم، در جنگ تحمیلی نتوانست یک وجب از خاکش را اشغال کند.
برچسب ها:تهدید-فرانسه-علیه ایران-حمله به ایران-فرانسه به ایران حمله می کنیم-ایران- حمله به ایران اسلامی-تیجه ندادن مذاکذات-تهدید به حمله کرد-حمله ایران به فرانسه


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

پرویز آن لحظات را برای من تعریف کرد و گفت: رضا! به ولای حسین بن علی(ع) قسم لحظه‌ای که در آن ماشین بودم، چهره تمام بچه‌هایی را که شهید شده بودند و شهید خواهند شد، می‌دیدم رضا باور کن٬ به ولله ریا نیست. اسم خود من هم بود / انگار دنیا بر سرم خراب شده بود. ما آن شب موعود با هم عهد کردیم که با هم برویم...

هرچند بارها گفته و شنیده‌ایم که دوران پر شور و حماسه دفاع مقدس، دورانی مختص به یک گروه و طبقه و قشر خاصی نبوده و تک تک آدم‌هایی که دلشان برای این آب و خاک می‌تپیده، هر یک به نوعی در بذل جان و مال خویش سهیم بوده‌اند، باز هم یادآوری برخی خاطرات شاید در شفاف کردن این مسأله بیشتر کارگر افتد.

به گزارش «تابناک»، در عرصه هنر و به ویژه سینما نیز بودند افرادی که نه تنها در قاب تصویر، بلکه در میدان عمل نیز حاضر بودند و عشق و علاقه خود را به دین و کشور خود به اثبات رساندند.

«رضا ایرانمنش»، بازیگر سینما و تلویزیون، یکی از همین افراد است که هنوز جراحات شیمیایی دشمن بعثی را در سینه نگه داشته و با آن دست و پنجه نرم می‌کند.

به مناسبت این روزها، خاطره‌ای از او قطعا جذاب و البته پندآموز خواهد بود:
 


.................................................

خاطرم می‌آید در یکی از عملیات‌ها٬ بنده تک‌تیرانداز بودم. زمانی که هنوز جنگ به شهرها کشیده نشده بود٬ دوست بزرگواری به نام مصطفی امیری داشتم. با اسم مستعار پرویز. دوست بسیار صالح و درستی بود. هر وقت ما این این بزرگوار را می‌دیدیم به شوخی می‌گفتیم: بوی شهادت می‌دی برادر!



در یکی از عملیات‌ها تانک‌های دشمن هجوم سنگینی آورده بودند و آتش سنگینی روی بچه‌ها بود. شهید امیری در آن عملیات٬ معاون تیپ زرهی بود٬ آن زمان ایران ادوات سنگین مثل تانک و نفربر و ... خیلی کم داشت.



بیشتر مهماتی که داشتیم غنیمتی بود. آن روز یک تیپ تشکیل و پرویز معاون آن تیپ شد. خاطرم هست از کنارم رد شد٬ صدایش زدم٬ گفتم: پرویز کجا می‌ری؟ گفت: تانک‌ها دارن میان٬ به کمکی‌اش که یک سر و گردن از خودش بزرگتر بود٬ گفتم: هوای پرویز را داشته باش.



از روی خاکریز رد شدند و ما تا جایی که می‌توانستیم، آنها را استتار و منطقه را کمی شلوغ کردیم تا آنها نزدیک تانک‌ها برسند. وقتی رسیدند نزدیک تانک‌ها٬ شروع به شلیک کردند. از آن طرف هم یک تیربار تانک بود که دایما به طرف بچه‌ها شلیک می‌کرد٬ به ناچار ما تغییر موضع دادیم٬ از بی‌سیم اعلام کردند که پرویز امیری شهید شد!



برای من که مدتی با او بودم، این خبر خیلی سنگین بود٬ حسابی گیج شده بودم، چون دوران مدرسه و رشد و بلوغمان با هم بود. در همان حین من سه تا گلوله خوردم و مرا به پشت خط آوردند. پس از مدتی مداوا و بیمارستان و بستری در تهران٬ به شهرستان خودمان جیرفت برگشتم. از یکی از دوستان سؤال کردم جنازه پرویز را آوردند؟



گفت: پرویز شهید نشده.


 گفتم: من همان جا از پشت بی‌سیم شنیدم پرویز امیری شهید شده!


 گفت: نه اون٬ زخمی شده بود٬ مدتی در بین مجروحین گم بود٬ اونو بردند مشهد٬ اونجا هم ناشناس بود.





متوجه شدم، پرویز بستری است. خب٬ من هم زخمی بودم. زنگ زدم خانه‌شان. پدرش گوشی را برداشت٬‌ گفتم: پرویز هست؟ گفت: نه٬ هر وقت اومد٬ می‌گم زنگ بزنه.



عصر همان روز در خانه را زدند٬ رفتم در را باز کردم، دیدم پرویز است. خوشحال شدم٬ حال و احوالش را پرسیدم و گفتم: کجایی؟ بیا تو.


گفت: رضا اول بیا بریم سر کوچه‌تون٬ عکس یادگاری با هم بگیریم.


 گفتم: فردا هم وقت هست.


گفت: نه بیا بریم.



رفتیم عکاسی٬ عکاس هم از بچه‌های جبهه و جنگ بود و پاسدار رسمی سپاه جیرفت که عکاسی باز کرده بود.



رفتیم عکاسی و پرویز گفت: آقا مجید می‌خوام دو تا عکس توپ از ما بگیری٬ می‌خوام رضا هم یک عکس از من بندازه. این عکس مطمئنا بعدا به کارش می‌آد.



ما آنجا این حرف‌ها را به شوخی گرفتیم٬ یک عکس پرویز از من گرفت٬ یک عکس من از او انداختم و یک عکس هم با عکاس محله انداخت و یک عکس هم سه نفری با هم.



پس از آن آمدیم خانه. الان هر وقت که می‌روم خانه مادری‌ام٬ آن نقطه٬ آنجایی را که تا صبح با پرویز صحبت کردیم٬ هیچ وقت فراموش نمی‌کنم.



خلاصه با پرویز رفتیم مهمانخانه شام خوردیم٬ پس از شام پرویز گفت: رضا٬ بگو کسی دور و برمان نیاید٬ می‌خوام کمی با هم درد و دل کنیم. چراغ‌ها را خاموش کردیم. او از ناحیه چپش زخمی شده بود. می‌خواست به پهلو بخوابد٬ درد می‌کشید. من برعکس او بودم. بنابراین یکجوری روبه‌روی هم دراز کشیدم که زخم او بالا بود و زخم من هم بالا. شروع به صحبت کردیم و فکر می‌کنم از اینجایش جالب باشد.



 پرویز گفت: رضا من فردا نه٬ پس فردا می‌خوام به منطقه برم.


 گفتم: آخه عزیز دلم٬ تو که هنوز آثار جراحتت خوب نشده.


 گفت: نه باید برم.


 گفتم: خوب چه لزومی داره. آیا عملیاتی در پیشه؟


 گفت: نه نمی‌دونم٬ می‌خوام برم٬ نمی‌تونم تو شهر بمونم و این فضا و این هوا رو استنشاق کنم.




آن شب او نحوه مجروحیت و ماجرای شهادتش را برایم تعریف کرد و این‌که چرا گفتند شهید شده. ماجرا از این قرار بود که پرویز از کتفش زخمی می‌شود. بعد که خون زیادی از او می‌رود٬ بی‌هوش می‌شود. کمک آرپی‌جی‌اش سریع او را روی دوشش می‌اندازد تا نصف راه می‌آورد.



یکی از بچه‌ها نگاه می‌کند، می‌بیند نفس نمی‌کشد و ظاهرا شهید شده. یک آمبولانس می‌آید که چند تا شهید و چند مجروح داشت. پرویز آخرین نفری بود که او را درون آمبولانس می‌اندازند. (اینها را کمکی‌اش تعریف می‌کرد)



می‌گفت راه افتادند و رفتند بعد که ما خط را تحویل دادیم٬ بچه‌ها پدآفند کردند. می‌خواستیم برویم استراحتی بکنیم و بار دیگر برگردیم خط که دیدم همان آمبولانس مورد اصابت موشک‌های عراق قرار گرفته و سوخته! در سمت راننده و درهای عقب باز بود و تعدادی جنازه هم سوخته بودند. گفتم حتما پرویز هم شهید شده و بلافاصله آمدم اعلام کردم که پرویز شهید شده و ... حالا اینها را از زبان خود پرویز بشنوید.



پرویز می‌گفت: وقتی که زخمی شدم حواسم همه‌اش به این بود که تانک‌ها جلو نیایند. بعد از هوش رفتم و چیزی نفهمیدم٬ مرا آوردند انداختند توی آمبولانس قاطی شهدا. یادم هست سرم کنار جنازه یک شهید افتاده بود. در را بستند. آمبولانس به راه افتاد. اینها یادم هست ولی هیچ صحبتی نمی‌توانستم بکنم. در جایی می‌دیدم آتش دارد زیاد می‌شود٬ جای دیگر متوجه می‌شدم که ماشین دارد می‌افتد توی چاله.



در یک نقطه هم دیدم ایست کرد٬ مثل این‌که راننده پیاده شده٬ در را باز کرده و تنها توانسته بود مرا بکشد بیرون و ... . خلاصه پرویز هم نجات پیدا می‌کند و به بیمارستان می‌رود.



پرویز آن لحظات را برای من تعریف کرد و گفت: رضا! به ولای حسین بن علی(ع) قسم لحظه‌ای که در آن ماشین بودم، چهره تمام بچه‌هایی را که شهید شده بودند و شهید خواهند شد، می‌دیدم رضا باور کن٬ به ولله ریا نیست. اسم خود من هم بود.




می‌گفت: شماها هم شهید می‌شوید.


بعد گفت: حرم آقا را دیدم٬ چون آرزوی همه ما این بود که به کربلا برویم و حالا که موقع شهادتمان رسیده، آقا خودش عنایتی کرده.


من به او می‌گفتم: حالا که وقت شوخی نیست.


 می‌گفت: رضا٬ من فردا می‌رم منطقه و تو یادت باشه که من عینا از همین ناحیه زخمی می‌شم!



پرویز رفت و پس از چند روز٬ نیمه شبی بود که من خواب بودم. در زدند٬ سراسیمه از جا پریدم٬ دیدم بچه‌های تبلیغات سپاه هستند. گفتند: رضا بلند شو چند تا شهید آورده‌اند. می‌خواهیم فیلم بگیریم٬ دوربین را بردار برویم. گفتم: کی‌ها هستند٬ گفتند حالا بیا برویم.



یادم افتاد که پرویز برایم روز تعیین کرده٬ گفته بود: پانزده روز دیگر این اتفاق خواهد افتاد. من گیج بودم٬ پرسیدم که کی‌ هست؟ نگفتند. دیدم اصرار فایده ندارد٬ لباس پوشیدم و آمدم توی ماشین. پیش خودم حساب کردم ببینم از روزی که پرویز رفت و آن شبی که با هم صحبت کردیم، چند روز گذشته٬ دیدم دقیقا پانزده روز شده٬ اینجا دلم بیشتر لرزید٬ رفتیم معراج شهدا٬ چهار تابوت آورده بودند. بچه‌ها می‌دانستند که من علاقه خاصی به پرویز دارم.



دیدم برچسب روی یکی از تابوت‌ها را برداشته‌اند. دست به کار شدم به ترتیب از نخستین تابوت فیلم گرفتم و بعد همین‌طور دومی٬ سومی به چهارمی که رسیدم دیدم اسم ندارد.



گفتم: گمنام است؟


 گفتند: حالا تو فیلم‌ات را بگیر.



در تابوت را باز کردم، یک کیسه یک کیلویی خاکستر و یک استخوان ساعد دست درون آن کیسه بود. کیسه را برگرداندم. دیدم نوشته‌اند: شهید پرویز٬ داخل پرانتز٬ مصطفی امیری!



انگار دنیا بر سرم خراب شده بود. ما آن شب موعود با هم عهد کردیم که با هم برویم. ما به هم قول دادیم تا آخرش بایستیم... من مرد رفتن نبودم. وقتی اولین بار سر مزار این بزرگوار رفتم٬ دقیقا همان عکسی که من از او گرفته بودم٬ در قاب گذاشته بودند.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش