به طور کلی، آرام غذا خوردن باعث می شود هضم غذا از دهان بهتر آغاز شود.
از آن جایی که یک بخش هضم، بخش مکانیکی است بنابراین بهتر جویدن غذا موجب می شود که به قطعات کوچک تری خرد شده و هر چه غذا خردتر شود هضم آن در معده و روده بهتر به انجام برسد. در صورتی که با عجله خوردن غذا باعث خواهد شد تا غذا با قطعات درشت تری بلعیده شود و فشار بیشتری هنگام هضم به معده و روده وارد آید.
مرحله دوم هضم، بخش شیمیایی است به این ترتیب که آنزیم های بزاق می توانند در این امر تأثیرگذار باشند و بخشی از هضم را در دهان انجام دهند تا مراحل بعدی راحت تر انجام گیرد.
نکته دیگری که در این میان مهم است، فاز مغزی غذا است. لذت بردن از غذا در محیطی که آرام است و فرد در کمال آرامش غذا می خورد، بهتر صورت می پذیرد و پیام هایی از سوی مغز برای ترشح آنزیم های هضم کننده در سایر اندام های دستگاه گوارش ارسال می شود.
تحقیقات صورت گرفته در رابطه با تند یا کند خوردن غذا نشان داده است، مدت زمان جویدن غذا با فاز مغزی ارتباط مستقیمی دارد و جویدن بیشتر باعث می شود طعم و بوی غذا بهتر احساس شود و این طعم و بو به دنبال جویدن سبب فعال تر شدن گیرنده های انتقال دهنده پیام شود. در ضمن، مطالعات نشان داده اند رها شدن و افزایش فعالیت مولکول های انتقال دهنده پیام برای هضم تا 50 درصد با فاز مغزی غذا مرتبط است.
لازم به یادآوری است که اگر غذا با تکه های خرد نشده وارد دستگاه گوارش شود، اولاً ورود غذا به مرحله بعدی سخت تر خواهد بود و غذایی که خوب هضم نشده به رشد بیشتر باکتری ها کمک می کند که این باکتری ها عاملی برای نفخ خواهند بود. بنابراین، جویدن باید به اندازه ای آرام صورت گیرد که فرد طعم و بوی غذا را در دهان حس کند.
البته غیر از آرام غذا خوردن و بودن در محیط آرام، با هم غذا خوردن به ویژه در کودکان به هضم و جذب بهتر غذای شان کمک می کند و از جمله عوامل لذت بردن از غذا به حساب می آید.
از این گذشته، برخی افراد عادت دارند مدام از سر میز غذا بلند شوند و دنبال کارهای شان بروند و بین غذاخوردن شان وقفه ایجاد کنند. در صورتی که فاصله ایجاد شده زیاد باشد به طوری که جویدن قطع شود، چون فرآیند هضم از جویدن شروع می شود ممکن است از آنجا گیرنده ها تحریک شده ولی غذا وارد مرحله بعدی نشده و هضم صورت نگیرد و دچار اختلال شود.
به گزارش روز دوشنبه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، 'پریسا ترابی' درباره شرایط نگهداری تخم مرغ افزود: لازم است تخم مرغ بلافاصله پس از خرید به یخچال منتقل شود و تخم مرغ های بسته بندی شده نیز باید با بسته اصلی آن در یخچال نگهداری شود.
وی اظهار داشت: بهترین درجه حرارت نگهداری تخم مرغ در یخچال صفر تا 4 درجه سانتی گراد و رطوبت 85 درصد است.
به گفته ترابی، گرمای بیش از حد باعث تسریع کاهش کیفیت تخم مرغ می شود که این امر موجب مخلوط شدن زرده و سفیده تخم مرغ می شود.
کارشناس دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت تصریح کرد سطح پوسته تخم مرغ دارای روزنه های زیادی است و از این طریق بوی سایر مواد غذایی را به خود جذب می کند بنابراین برای جلوگیری از جذب بوی سایر مواد از طریق روزنه ها، بهتر است تخم مرغ ها را به صورت بسته بندی شده خریداری کرد و آنها را در یخچال نگهداری کرد.
ترابی ادامه داد: تخم مرغ تازه را می توان حدود 4 هفته در یخچال نگهداری کرد و تخم مرغ ها نیز باید مانند سایر مواد غذایی، تاریخ مصرف مناسبی داشته باشند.
وی با اشاره به این که نگهداری تخم مرغ به مدت یک روز در دمای اتاق معادل با نگهداری آن به مدت یک هفته در یخچال است، گفت: تخم مرغ پخته را می توان یک هفته در یخچال نگهداری کرد و جهت نگهداری تخم مرغ باید قسمت پهن آن رو به بالا قرار گیرد، زیرا در غیر این صورت امکان مخلوط شدن زرده و سفیده وجود خواهد داشت.
این کارشناس تغذیه خاطرنشان کرد مواد غذایی حاوی تخم مرغ را حداکثر 4
روز می توان در یخچال نگهداری کرد و باید قبل از مصرف مجدد تا دمای 70 درجه
سانتی گراد آن را حرارت داد.
یک شب نصرت رحمانی وارد کافه نادری شد و به اخوان ثالث گفت: من همین حالا سی تومن پول احتیاج دارم. اخوان جواب داد: من پولم کجا بود؟ برو خدا روزی ات را جای دیگری حواله کند.
نصرت رحمانی رفت و بعد از مدتی بر گشت و بیست تومان پول و یک خودکار به
اخوان داد. اخوان گفت این پول چیه؟ تو که پول نداشتی. نصرت رحمانی گفت: از
دم در، پالتوی تو رو ورداشتم بردم پنجاه تومن فروختم. چون بیش از سی تومن
لازم نداشتم، بگیر؛ این بیست تومن هم بقیه پولت! ضمنا، این خودکار هم توی
پالتوت بود!!
میرسونمت
یک شب که باران شدیدی میبارید پرویز شاپور از شاملو پرسید:
چرا اینقدر عجله داری؟ شاملو گفت: می ترسم به آخرین اتوبوس نرسم. پرویز
شاپور گفت: من میرسونمت. شاملو پرسید: مگه ماشین داری؟ شاپور گفت: نه! اما
چتر دارم!
مراعات همسر
همسر حمید مصدق -لاله خانم - روی در ورودی سالن خانه شان با خط درشت نوشته بود: حمید بیماری قلبی دارد. لطفا مراعات کنید و بیرون از خانه سیگار بکشید. خود حمید مصدق هم می آمد بیرون سیگار میکشید و میگفت: به احترام لاله خانم است!
ما در این گزارش همچنین قصد نداریم درباره همه رژیم های غذایی در دنیا حرف بزنیم و مسلماً شما بر حسب مطالعه پراکنده در حوزه سلامت، نتیجه مصرف بیش از حد برخی از انواع مواد غذایی را در بدن می دانید، مثلاً خبر دارید که اگر در استفاده از روغن زیاده روی کنید چاق می شوید یا استفاده بیش از اندازه برنج، نان و قند شما را در معرض خطر دیابت قرار می دهد، اما ما به چند نوع رژیم غذایی خاص اشاره می کنیم که شاید کمتر درباره عوارض آن ها شنیده باشید!
کارشناسان تغذیه می گویند، رژیم های غذایی وقتی برای سلامت مفید واقع می شوند که در آن ها تعادل میان انواع گروه های مواد غذایی رعایت شده باشد و در غیر این صورت امکان دارد آسیب های جبران ناپذیری به بدن وارد کنند. با این حال بسیاری از مردم دنیا این تعادل را در رژیم غذایی شان رعایت نمی کنند و حتی برخی کشورهای دنیا به دلیل نوع خاص آشپزی شان شناخته شده اند و اگر رژیم غذایی شما هم به آن ها شبیه باشد، احتمالاً با مشکلات جسمانی مشابه آن ها مواجه می شوید.
این نکته ای است که دکتر سید علی کشاورز، متخصص تغذیه نیز با تایید آن می گوید: تعادل در هر رژیم غذایی بسیار مهم است با وجود این استفاده از زیتون، ادویه زیاد و حرارت زیاد به ترتیب شاخصه رژیم های غذایی مدیترانه ای، هندی و چینی است که در این بین رژیم غذایی مدیترانه ای از همه سالم تر و مناسب تر است.
مدیترانه ای آشپزی کنید، سلامت می مانیدبه گفته دکتر کشاورز استفاده از زیتون و روغن زیتون شاخصه اصلی رژیم غذایی مدیترانه ای است و راز سلامت استفاده کنندگان از آن محسوب می شود، اما استفاده فراوان از این ماده و انواع سبزیجات و میوه ها و سپس حبوبات به عنوان منابع پروتئینی منجر به کاهش جذب کلسترول در متقاضیان این نوع از رژیم غذایی می شود.
استاد گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به تفاوت و تنوع
غذای اصلی در هر کشور به ایسنا توضیح می دهد که در بسیاری از کشورها، گوشت
غذای اصلی و در برخی کشورها نان غذای اصلی محسوب می شود، با این حال مصرف
نان سبوس دار در برخی از کشورها در مقایسه با برنج سفید شده و با فقر
ویتامینی B1 ارجح و مناسب تر است.
او می افزاید: مصرف سبزی ها نیز در رژیم غذایی مدیترانه ای جایگاه بسیار مهمی را ایفا می کند، به طوری که با دارا بودن فیبر زیاد معده را پر می کند. همچنین ویتامین ها و رنگ دانه های موجود در برگ سبزی ها، برای جلوگیری و کاهش خطر ابتلا به سکته های قلبی بسیار مفید است.
چینی آشپزی کنید، بی ویتامین می شویدآن ها که به سبک چینی آشپزی می کنند یعنی آن ها که غذاهای شان را در حرارت بالا سرخ می کنند، همان هایی که دلشان می خواهد در قورمه سبزی، سبزی آن قدر سرخ شود که روی خورشت شان یک وجب روغن بایستد، کسانی هستند که مثل برخی چینی ها با مشکل کمبود ویتامین مواجه می شوند.
استاد تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تهران در خصوص حرارت زیاد هنگام پخت مواد غذایی در رژیم های چینی، می گوید: غذاهایی که بسیار سرخ شده و به عنوان غذای برشته مصرف می شود به تیرگی گراییده و خطر تشکیل مواد سرطان زا را افزایش می دهد، همچنین حرارت زیاد هنگام طبخ مواد غذایی که به وضوح در رژیم های غذایی چینی دیده می شود، منجر به از بین رفتن ویتامین ها و پروتئین ها در مواد می شود.
هندی آشپزی کنید، بچه ها بیش فعال می شوندشما هم غذای آن ها که به شکل وسواس گونه ای از انواع ادویه استفاده می کنند را چشیده اید؟ دارچین، فلفل قرمز، فلفل سبز، فلفل سیاه و انواع دیگر ادویه ها اگر چه خاصیت های گوناگونی مانند طولانی کردن عمر یا پیشگیری از سرطان دارند، اما این دلیل نمی شود در مصرف آن ها افراط کنید!
دکتر کشاورز هم مصرف بیش از اندازه ادویه ها را نادرست می داند و توضیح می دهد: اصولاً در پخت مواد غذایی استفاده از ادویه ها تا اندازه ای مناسب است و مصرف بیش از حد آن ها برای سلامتی بدن زیان دارد؛ به طوری که استفاده از غذاهای هندی که فلفل در آن ها نقش اصلی را ایفا می کند، در کودکان، بیش فعالی را به دنبال دارد.
علاوه بر این استفاده زیاد از برخی از ادویه ها، خطر تشکیل مواد سرطان زا را به همراه دارد.
او استفاده از زودپز را وسیله ای مناسب برای پخت مواد غذایی عنوان و اظهار می کند: هرچه زمان پخت مواد غذایی کوتاه تر باشد، تخریب مواد غذایی نیز کمتر است به این منظور دیگ زودپز با بالا بردن فشار و دما، زمان پخت را کوتاه کرده و تخریب کم ویتامین ها را در پی خواهد داشت.
کباب نخورید!به گفته این متخصص آب پز کردن مواد غذایی بهترین روش برای استفاده از آن ها است، به شرطی که آب طبخ غذاها دور ریخته نشده و مصرف شود. علاوه بر این در کباب کردن مواد غذایی، با توجه به زمان پخت کوتاه، سموم میکروبی غذا از بین نمی رود و این شرایط در گوشت ها خطر مسمومیت را به دنبال دارد.
به نقل از خبرگزاری النخیل، "پاریسولا لامپسوس"، معشوقه یونانی صدام برای اولین بار در یک گفت و گوی مطبوعاتی گفت:
"زمانی که صدام در کنار من بود، احساس هیجان میکردم. ما بعضا با یکدیگر غذا میخوردیم و اسب سواری میکردیم."
معشوقه یونانی صدام که به مدت 30 سال با وی زندگی کرده در 16 سالگی برای اولین بار در یک مراسم در بغداد با صدام ملاقات کرد.
لامپسوس در این باره گفته است:
"زمانی که برای اولین بار صدام را دیدم، نمیدانستم که چه کسی است، اما زمانی که او را شناختم ابتدا احساس ترس کردم. در آن زمان ما همدیگر را دوست داشتیم، اما پدرم که یک تاجر یونانی مقیم عراق بود، با عشق ما مخالف بود به همین دلیل من را به یونان فرستاد و در آنجا ازدواج کردم تا از صدام دور باشم. "
این مساله نتوانست لامپسوس را از صدام جدا کند و وی بعد از چند ماه به بغداد بازگشته و تصمیم میگیرد که صدام جزئی از زندگی اش باشد.
لامپسوس می گوید:
"صدام یک اتاق در قصر پر از هدیه و لباس به من داده بود. او مجبور نبود فردی را به کاری وادار کند، ترسناک بود به طوری که جرات نه گفتن به او را نداشتید. من بخشی از کلکسیون زنانش بودم. صدام سه زن رسمی و پنج معشوقه داشت. من هرگز نتوانستم او را ترک کنم. بارها از او خواستم به من اجازه دهد که بروم اما به صورتی جدی به من نگاه میکرد و می گفت تو همین جا در بغداد میمیری!"
به گفته یک کارشناس هلندی امور عراق، به رغم تردیدهای زیادی که درباره واقعیت داستان لامپسوس وجود دارد، چیزی که در کتاب خاطرات وی مشاهده میشود، رعب و وحشتی است که نزدیکان صدام همواره از وی داشته اند. تمام اطرافیان صدام همواره نگران زندگی شان بودند، چرا که زندگی آنها به تصمیم و تصور صدام، فرزندان و نگهبانانش از آنها بستگی داشت.
این کارشناس می افزاید صدام و پسرانش از هیچگونه اعمال فشاری بر زنان و خانواده هایشان برای وادار کردن آنها به برقراری روابط جنسی با آنها ابا نداشتند.
اظهارات این کارشناس هلندی، کاملا با آنچه در کتاب خاطرات لامپسوس آمده، مطابقت دارد.
در ترجمه این کتاب که در یک مجله سوئدی منتشر شده، لامپسوس گفته است:
" بعد از ازدواج من، صدام بر زندگی خانوادگی من با همسر ثروتمند ارمنی الاصلم تسلط کامل داشت و کم کم بر املاک و خانه ام به طور کامل تسلط یافت تا اینکه همسرم ناپدید شد و صدام خود را به من نزدیک کرد."
لامپسوس به تلویزیون هلند گفته است:
"زمانیکه عدی، پسر صدام به دخترم تجاوز کرد، دست بسته ایستاده بودم و به خاطر ترس از صدام و پسرش جرات نداشتم کاری انجام دهم."
خالد سلیمان، یک کارشناس عراقی در موسسه "الذاکره" عراق میگوید:
"این زن منبع اطلاعاتی مهمی است و بعید نیست سازمان اطلاعات در راستای جمع آوری اطلاعات با لامپسوس تماس بگیرد."
به کمک مخالفان عراقی لامپسوس در سال 2001 به همراه دخترش به طور مخفیانه از عراق گریخت و در سوئد مستقر شد.
به گفته این کارشناس عراقی، داستان لامپسوس برای بررسی شخصیت صدام و روابطش با زنان بسیار مهم است. صدام یک دیکتاتور و خونخوار بود.
وقتی به شعارهای تبلیغاتی شرکتها و موسسات ایرانی نگاه میکنیم، مشاهده میشود که شعارهای تبلیغاتی اکثر آنها عملا هیچ نقش تاثیرگذاری در متمایز سازی و تبیین ارزشها و استراتژیهای کلان ایفا نمی کنند. شعار تبلیغاتی برخی از این موسسات صرفا به بیان واجبات و بدیهیات می پردازند. در این شعارها آنچه لازم و باید است مطرح شده و طبیعتاً چنین شعارهایی نمی توانند مبنای درستی برای جایگاه سازی و متمایز سازی باشد. این نقیصه به ویژه در صنعت بانکداری ما مشهود است.
به شعارهای تبلیغاتی بانکهای زیر توجه کنید:
بانک رفاه، بانک همه
بانک ملت، بانک شما
بانک صادرات، در خدمت همه
بانک کشاورزی، بانک همه مردم ایران
پارسیان، بانک ایرانیان
تمام شعارهای فوق تاکید بر این دارند که خدمات این بانکها فراگیر است و همه مردم ایران می توانند از خدمات این بانکها استفاده کنند. اما آیا این ویژگی تمایز ارزشمندی برای یک بانک محسوب میشود؟ برای مشتریان خدمات بانکی چه مواردی اهمیت بیشتری دارد؟ چه ویژگیهایی ارزش خدمات یک بانک را برای مشتریان ارتقا می دهد؟ آن موارد در کجای شعار تبلیغاتی بانکهای فوق گنجانده شده است؟
نقیصه اشاره شده در شعار تبلیغاتی بیمه معلم نیز وجود داشت: بیمه معلم، بیمه همه ایرانیان
به نظر می رسد انتخاب نامهای خاص و محدود دلیل اصلی استفاده از شعارهای این چنینی است. وقتی این شرکت بیمه نام معلم را بر میگزیند نگران از دست دادن اقشار دیگر جامعه می شود و به ناچار با شعار تبلیغاتی که سعی در فراگیر کردن استفاده از خدمات این شرکت دارد می کوشد نقیصه انتخاب نام را جبران کند. اما غافل از اینکه با اینکار فرصت بیان تمایزات ارشمند و قابلیتهای محوری خود را از دست داده است. البته اخیرا بیمه معلم شعار خود را تغییر داده و آن را به بیمه معلم، گزینه برتر همه ایرانیان تغییر داده که شعار بهتری تلقی می شود. اما هنوز یک عنصر مهم در این شعار خالی است و آن اینکه چه ارزشی باعث این گزینش شده یا باید بشود؟
بانک رفاه، نیز شعار خود را به بانک رفاه با خدمات متمایز تغییر داده است که اتفاقا این شعار هم جای بحث دارد. چرا که ادعای تمایز کافی نیست بلکه باید جنبه تمایز یا ویژگی متمایز مورد تاکید قرار گیرد نه کلیت تمایز. تمایز در چی؟ تمایز از چه نظر؟ شعار جدید بانک رفاه از این حیث همچنان یک شعار تبلیغاتی ناقص محسوب می شود.
متاسفانه حتی بانکهای تازه تاسیس نیز از شعارهای مناسبی استفاده نکرده اند. به عنوان نمونه شعار بانک تات را در نظر بگیرید: تجربه، اعتماد و توسعه
ظاهرا هدف اصلی از انتخاب این سه مفهوم جور کردن آنها با حروف کلمه تات است. یعنی طراهان شعار تبلیغاتی این بانک کوشیده اند که هر حرف کلمه تات را معادل یک مفهوم در نظر بگیرند. این کار در به خاطرسپاری این مفاهیم کمک کرده است ولی سوال اساسی این است که سه مفهوم بیان شده خود چقدر مناسب انتخاب شده اند. آیا ادعای تجربه برای بانکی که به تازگی تاسیس شده باورپذیر است؟ آن هم در شرایطی که بانکی وجود دارد که سابقه ای بیش از بانک مرکزی ایران دارد؟ ادعای توسعه چطور؟ اگر منظور از توسعه، توسعه سطح پوشش و تعداد شعب باشد در مقابل بانکهای دیگر مانند بانک صادرات، بانک تات هیچ حرفی برای گفتن ندارد. اما مفهوم اعتماد چطور؟ این مفهوم هم از آن جمله مفاهیمی است که در ردیف بایدهای یک بانک می گنجد. مگر می شود یک بانک قابل اعتماد نباشد. و اگر قابل اعتماد بود آیا این بانک، بانک متمایزی است؟
اشاره شد که شعار تبلیغاتی صرفا یک ادعا است که باید اثبات شود ولی جای تاسف دارد که حتی این ادعا هم در موارد زیادی ادعایی بی ارزش یا حداقل کم ارزش انتخاب و عنوان می شود. امروز که جایگاه سازی و برندسازی بیش از گذشته اهیمت یافته است و شرکتها به جای رقابت قیمتی به دنبال رقابت برندی هستند باید به انتخاب شعارهای تبلیغاتی بیش از گذشته توجه کرد و سعی نمود بهترین ادعا را که بیانگر ارزش و قابلیتهای سازمانمان است مطرح کنیم. این مهم در شرکتهای موفق و بی المللی به خوبی مشهود است.
نکته جالب این است که او دیگر شلوار 6 جیب یا کتانی به پا ندارد بلکه برعکس یک دست کت و شلوار آراسته و اتوکشیده پوشیده و دستمال گردن دارد! در کنار این همه تفاوت گریم او هم با همیشه فرق دارد. ریش و سبیل او تمام حدس ها و گمان های ما را نقش برآب می کند. مگر می شود بازیگری در این تیپ و قیافه کارهای اکشن انجام دهد؟! خیلی به او اصرار می کنیم که یک جوری سر از قضیه دربیاوریم اما نمی شود که نمی شود. با توجه به اسم فیلم و وجود بازیگرانی مثل جمشید هاشم پور، حمید فرخ نژاد و پولاد کیمیایی حدس و گمان ما تنها به سوی یک فیلم اکشن می رود. در این میان نیوشا ضیغمی در حالی که با موبایلش صحبت می کند به این ور و آن ور می رود. وقتی صورت زخمی او را می بینیم آن حدس و گمان دوباره قوی تر می شود و کنجکاوی ما بیشتر، انگار که به دلیل خاصی کتک مفصلی خورده! اما چرا یک دختر باید در یک فیلم آن قدر کتک بخورد؟!
جمشید هاشم پور از نقش عجیبش در «گشت ارشاد» می گوید

انگار سینما تعطیل است
جمشید هاشم پور در این سال
ها کمتر مصاحبه کرده و مدت هاست کم و گزیده در فیلم ها بازی می کند. وقتی
او را در صحنه دیدیم ظاهرش با تمام تصویرهایی که تا حالا در فیلم های
سینمایی از او در ذهن داریم فرق می کرد، می دانستیم که دل خوشی از سینما و
مطبوعات ندارد و حاضر به مصاحبه نیست اما او با روی باز پذیرای ما شد و گپ
کوتاهی با ما زد که شنیدنش شاید تلنگری برای اهالی سینما و مطبوعات باشد.
«ما بازیگرها با شما روزنامه نگاران یک ارتباط 2 طرفه داریم و باید از دیدن شما خوشحال باشیم و با روی باز از شما استقبال کنیم اما ترجیح می دهیم، سکوت کنیم. چون خودمان از جایی که هستیم و کاری که می کنیم رضایت نداریم که بخواهیم از آن صحبت کنیم. دیگر سینمایی وجود ندارد که ما به آن افتخار کنیم و از شما بخواهیم که با ما مصاحبه کنید، عکس بگیرید و... انگار سینما تعطیل است.»
نا امید شده ام
فیلمنامه «گشت ارشاد» ایده جدیدی
دارد، چیزهایی دارد که من را به خود جذب کرد اما من فیلم هایی مثل
«استشهادی برای خدا»، «یک بوس کوچولو» یا «رنجر» را دوست دارم. فیلم هایی
که دیگر ساخته نمی شوند و بازیگرهایی مثل من باید یک گوشه کز کنند و بازی
نکنند و همچنان انتظار بکشند. من دیگر امیدی ندارم اکنون که با شما صحبت می
کنم، کاملا از این سینما ناامید هستم.
فکر کنم فیلم خوبی باشد
بهتر است نقشم در «گشت
ارشاد» را لو ندهم، چون اگر در مورد این نقش حرف بزنم باعث تداعی نقش های
قبلی ام در ذهن بیننده می شود. پس نمی گویم تا این شخصیت و کاراکتر سر به
مهر بماند تا برای تماشاگر جالب باشد. سهیلی کارگردان
خوبی است و به بازیگرش اهمیت می دهد و مشورت می کند. فیلمنامه هم خوب است و
حرف های زیادی دارد پس فکر می کنم فیلم خوبی از آب درآید.
فرخ نژاد و ظاهر یک خلافکار به تمام معنا

حمید فرخ نژاد در گشت ارشاد همان ظاهری را دارد که در گذشته از جمشید هاشم پور در فیلم ها می دیدیم؛ شلوار 6 جیب و یک خالکوبی جالب روی بازو و در نهایت یک خلافکار به تمام معنا. وقتی ما برای صحبت پیش او رفتیم، در حال خوردن ناهار روی یک ویلچر بود. او از توضیح در مورد نقشش طفره می رفت و ما اصرار می کردیم که در مورد این ظاهر خاص کمی توضیح بدهد. در نهایت او هم از ما خواست تا زمان اکران فیلم صبر کنیم و آن موقع هرچقدر خواستیم از او سوال بپرسیم.
تهیه کننده و کارگردان: سعید سهیلی
فیلمنامه: مهدی علی میرزایی
نگارش دوم: سعید سهیلی
نگارش نهایی: مهدی محمدنژاد
مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری
طراح گریم: مهری شیرازی
مدیرتولید: رضا نوروزی
عکاس: صبا سهیلی
بازیگران:
جمشید هاشم پور، حمید فرخ نژاد، نیوشا ضیغمی، پولاد کیمیایی، سحر قریشی،
محسن افشانی، ساعد سهیلی، میرطاهر مظلومی، اصغر سمسارزاده و...

پولاد کیمیایی با مجله مصاحبه نمی کند مگر به شرط چاپ عکس آن هم به تنهایی و نه در کنار کسی دیگر، پس ما مصاحبه او را نداریم.
دردسرهای پولدار شدن
داستان فیلم گشت ارشاد قرار
نیست لو برود اما همین را بدانید که قصه فیلم داستان 3 جوان جنوب شهری است
که برای پول دست به کارهای عجیبی می زنند؛ کارهایی که در نهایت برای آن ها
مشکلاتی درست می کند. البته اگر شما هم ارتباط بین این داستان و نام فیلم
را بفهمید، جذابیت های داستان بیشتر هم می شود و حتما به دلایلی این نام
سوال برانگیز را برای فیلمنامه اش انتخاب کرده اند، اما حدس ما با توجه به
کنجکاوی های مان، اسم فیلم و داستان یک خطی که برای مان تعریف کردند این
است که این 3 جوان یک راه جالب برای پول درآوردن به دست می آورند و آن هم
بازی کردن نقش افراد گشت ارشاد است و احتمالا آن ها از این طریق اخاذی هایی
می کنند که بعدا برای شان دردسرساز می شود، به هرحال مجبوریم تا اکران
فیلم صبر کنیم تا مثل شما از داستان فیلم سردر بیاوریم.
نیوشا ضیغمی، دختر بحران زده

در «گشت ارشاد» دختری هستم که در شرایط عجیبی دچار بحران است این دختر آدمی است که تماشاگران می توانند با او همذات پنداری کنند و تصور کنند شبیه به این آدم هستند، افرادی که به دلیل شرایط شان آسیب شدیدی از جامعه دیده اند. این دختر نه فقیر است نه جنوب شهری، او دختری درگیر با ناهنجاری های اجتماعی است، دانشجویی که به دلیل مشکلات دچار بحران های شدیدی است.
این فیلم مضمون کاملا اجتماعی داشته ولی درعین حال نکته های ظریف و طنزی دارد و در نهایت یک فیلم اجتماعی است که شخصیت هایش هرکدام یک ویژگی خاصی دارند، شخصیتی که من بازی می کنم بحران زده است. تقریبا در این فیلم از اقشار مختلف جامعه کاراکتر وجود دارد.
از فضا نیامدم
خود من خیلی با این شخصیت ارتباط
برقرار کردم، شخصیت او ملموس است از این شخصیت هایی که از فضا آمده اند و
غیرقابل لمس هستند، نیست، بعضی از شخصیت های فیلمنامه ها انگار از یک کره
دیگر آمده اند، این کاراکتر جدا از خصلت هایی که از او گفتم، در میان نقش
هایی که تا به حال کار کرده ام متفاوت است و برایم بسیار جالب بود.
در پی درج اخباری در رسانه ها مبنی بر مذاکرات «علی سرتیپی» با مدیر برنامه های «آنجلینا جولی» برای حضور در ایران و بازی در یکی از فیلم های سینمایی، خبرنگار سینمایی فارس مطلع شد از چندی پیش اسپانسرهایی برای تامین هزینه های این حضور اعلام تمایل کرده بودند.
این در حالی است که سرتیپی خبر این مذاکرات را بدون نام بردن از فیلمی عنوان کرده بود.
بر اساس این گزارش، «علی سرتیپی» -تهیه کننده سینما - پیشنهاد این حضور را برای فیلم سینمایی «رسوایی» - که به تازگی به تهیه کنندگی و کارگردانی مسعود ده نمکی پروانه ساخت دریافت کرده – با عوامل فیلم در میان گذاشت که ده نمکی با این حضور موافقت نکرد!
زوج سلطنتی، پرنس ولیام (prince william) و کاترین میدلتون(catherine middleton)، هنگامی که فرماندار سرزمین شمال غربی، به آنها هدیه ای از الماس اهدا کرد، سورپرایز شدند.


این هدیه الماس، متعلق به معادن شمالی است که به شکل خرس های قطبی توسط کمپانی معروف طلا و جواهر، هری وینستون ساخته شده اند. الماس های این خرس ها، از معدن دیاویک (diavik)، استخراج شده است.



شرکت جواهرسازی هری وینستون، یکی از گران ترین و اشرافی ترین خانه های جواهر در جهان است.
این خرس های قطبی به صورت یک جفت دکمه سر دست و یک سنجاق سینه بود که به رسم یادبود از دیداری که با وی داشتند، به آنها اهدا شد.
این هدیه اهمیت الماس های کانادا را آشکار می سازد. تا
کنون نزدیک به 80 میلیون قیراط از الماس، از این معادن استخراج شده اند که
ارزش آنها 4/11 بیلیون دلار کانادایی برآورد شده است.
لازم به ذکر است که کانادا در رتبه سوم بزرگترین تولیدکنندگان الماس می باشد.
معمولاً قبل از ازدواج زنانی که ترجیح می دهند به سر کار بروند، باید با همسر خود به توافق رسیده و آنها را متقاعد کنند.
یک سری عوامل باعث می شود که مردان از کار کردن زنان خودداری کرده و با سر کار رفتن آنها مخالفت کنند:
اقتدار: مهمترین عاملی که برای یک مرد مهم تلقی می شود، «جایگاه و اقتدار» او است. مردها معمولا علاقه دارند که از اقتدار برخوردار بوده و کسی به آنها تکیه کند و اگر همسر او به سر کار برود و از نظر مالی و یا عاطفی نیازی به او نداشته باشد، احساس رضایت نمی کنند.
تعصب: بعضی از مردان معتقدند که اگر زن به سر کار برود، بی کفایتی آنها را نشان می دهد. در نتیجه بر این باورند که اگر همسر آنها به سر کار برود، مردم در مورد او چنین تصوری دارند و تعصب خاصی روی زن خود نشان می دهند و می گویند: «مگه از گرسنگی مرده ایم که تو می خواهی بروی سر کار؟!»
عدم اعتماد: معمولاً مردهایی که با کار کردن همسر خود مخالفند، به او «اعتماد» ندارند و با خود تصور می کنند که اگر زن به سر کار برود، جامعه او را خراب می کند.
ضعف در مدیریت خانه: یکی دیگر از عوامل مخالفت مردان با کار کردن زنان این است که متاسفانه بعضی از زنان به محض اینکه به سر کار می روند، جایگاه خود را از دست داده و در مدیریت خانواده دچار ضعف می شوند.
ضعف در ابراز عواطف: معمولاً فرزندان و مرد خانواده نیاز به عواطف مادر و زن را دارند که متاسفانه برخی از زنان با ورود به محیط کاری و به علت خستگی و فرصت نداشتن، نمی توانند عواطف خود را ابراز کرده و یکی دیگر از ضعف های خانواده محسوب می شود و این مسائل باعث اختلاف و بهم ریختن سیستم خانواده می شود.
و حالا زنان چه راهکاری را باید در نظر داشته باشند که مردان با شاغل شدن آنها مخالفت نکنند:
زنان قبل از رفتن به سر کار، با همسران خود به توافق رسیده و برای این کار دلیل منطقی داشته باشند.
زنان نباید جایگاه و اقتدار مردان را از بین ببرد، مثلا نگویند «من دیگر به تو احتیاجی ندارم»، مردها همیشه دوست دارند که زن به آنها تکیه کرده و به کمک های او نیاز داشته باشد و زن می تواند با جلب اعتماد مرد، خیال او را راحت کند و مخالفتی از او نبیند.
زنان با برنامه ریزی مناسب می تواند مدیریت خانه و خانواده را در نظر گرفته و در این مورد هیچ ضعفی نداشته باشد.
.:: This Template By : web93.ir ::.