+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
عثمان بن مظعون (رحمه الله) چهاردهمین نفری است که به اسلام گروید. پس از آن‌که از دنیا رفت، هنگام دفن، پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) صورت به صورت او نهادند و گریستند.


دنیا در چشم او کوچک بود و او در چشم من بزرگ

تنها راهی که برای نجات و به فعلیت رساندن قوای انسانی وجود دارد، راه تقواست؛ و تقوا یعنی کنترل نفس. هیچ کس نمی‌گوید شما شهوت خود را از بین ببرید . در اسلام، عزلت و غارنشینی و... وجود ندارد. شیوه‌ي اهل بیت (علیهم السّلام) این گونه نبوده و نیست. پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) با صراحت از آن نهی فرموده‌اند. هنگامی که آیات عذاب نازل شد، برخی از جمله عثمان بن مظعون (رحمه الله) سر به بیابان گذاشتند و خانه و زندگی را رها کردند. همسر عثمان نزد پیامبر (صلوات الله علیه و آله) از او شکایت کرد و حضرت او را از این کار نهی کرده و فرمودند: «یا عُثْمانُ، لَمْ یُرْسِلْنِیَ اللهُ تَعالی بِالرُّهْبانیَّه».1 پیامبر (صلوات الله علیه و آله) عبارت «لا رُهبانِیَّهَ فِی الْإسْلامِ»2 را به چند نفر بیان فرمود، که یکی از آن‌ها عثمان بن مظعون بود.

عثمان بن مظعون (رحمه الله) چهاردهمین نفری است که به اسلام گروید. پس از آن‌که از دنیا رفت، هنگام دفن، پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) صورت به صورت او نهادند و گریستند3 و سپس قبر او را هموار کرده و به روی آن آب پاشیدند.4 عثمان بن مظعون، اول کسی است  که در بقیع دفن شد5 و تنها روی قبر او سنگ قرار دارد؛ چرا که پیامبر(صلوات الله علیه و آله) سنگ او را گذاشتند.6

هنگامی که ابراهیم، فرزند پیامبر (صلوات الله علیه و آله) از دنیا می‌رود، حضرت می‌فرماید: ‌«اَلْحِقْ بِسَلَفِکَ الصّالِحِ عُثْمانِ بْنِ مَظْعون؛ ابراهیم من! به عثمان بن مظعون ملحق شو». امیرالمومنین (علیه السّلام) نام یکی از فرزندان خود را که اتفاقاً در کربلا هم شهید شد، عثمان نهاد. وقتی از ایشان علت را پرسیدند، فرمودند: «اِنَّما سَمَّیْتُه بِاسم أخی عُثمانِ بْنِ مَظْعونِ، 7 او را به یاد برادرم - عثمان بن مظعون – عثمان نامیدم».

حضرت تعبیری در نهج البلاغه دارند که حکایت از عظمت فوق‌العاده‌ عثمان بن مظعون دارد. حتی برخی معتقدند که این عبارات در مورد پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) گفته شده است. حضرت امیر(سلام الله علیه) فرموده‌اند:

«کان َلی فیما مَضی أخٌ فی اللهِ و کانَ یُعْظِمُهُ فی عَیْنی صِغَرُ الدنیا فی عَینه، وَکانَ خارجاً مِنْ سُلْطانِ بَطْنِهِ، فَلایَشتَهی ما لایَجِدُ وَ لا یُکْثِرُ اذا وَجَدَ، وَکانَ أکْثَرَ دَهْرِهِ صامتاً فانْ قالَ بَذَّ القائلینَ وَ نَقَعَ غَلیلَ السائلینَ، وَکانَ ضَعیفاً مَسْتَضْعفاً فَانْ جاءَ الجِدُّ فَهُوَ لَیْثٌ غابٌ وَ صَلٌّ وادٍ، لا یُدْلِی بِحُجَّهٍ حتی یأتِیَ قاضیاً وَکانَ لا یَلوُمُ أحداً علی ما یَجِدُ الْعُذْرَ فی مِثلِهِ حتّی یَسمَعَ اعْتِذارَهُ، وَ کانَ لایَشْکُو وَ جَعاً الاّ عِندَ بُرئهِ، وَ کانَ یَقولُ ما یَفْعلُ وُ لا یَقولُ ما لا یَفْعَلُ، وَ کانَ اذِا غُلِبَ علی الْکَلامِ لَمْ یُغْلَبْ علی السُّکوتِ، وَ کانَ عَلی ما یَسْمَعُ أَحْرِصُ مَنْهُ علی أن یَتَکَلَّمَ ، وَ کانَ إذا بَدَهَهُ أَمْرانِ یَنْظُرُ أیُّهُما أقْرَبُ إلی الْهَوی فَیُخالِفُهُ»؛8

در گذشته برادری دینی داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود، چون دنیای حرام در چشم او بی‌ارزش می‌نمود و از شکم بارگی دور بود؛ پس آن‌چه را نمی‌یافت آرزو نمی‌کرد و آن‌چه را می‌یافت زیاده روی نداشت. در بیشتر عمرش ساکت بود، اما گاهی که لب به سخن می‌گشود، بر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسش‌کنندگان را فرو می‌نشاند . به ظاهر ناتوان و مستضعف می‌نمود، امّا در برخورد جدّی، چونان شیر بیشه می‌خروشید یا چون مار بیابانی به حرکت در می‌آمد. تا نزد قاضی نمی‌رفت، دلیلی مطرح نمی‌کرد و کسی را که عذری داشت، سرزنش نمی‌کرد تا آن که عذر او را می‌شنید. از درد، شکوه نمی کرد، مگر پس از تندرستی و بهبودی. آن‌چه عمل می‌کرد، می‌گفت و آن‌چه عمل نمی‌کرد، نمی‌گفت. اگر در سخن گفتن بر او پیشی می‌گرفتند، در سکوت مغلوب نمی‌گردید و بر شنیدن، بیشتر از سخن گفتن حریص بود. اگر بر سر دو راهی قرار می‌گرفت، می‌اندیشید که کدام یک به خواسته‌ي نفس نزدیک‌تر است، با همان مخالفت می‌کرد.

تعبیر حضرت این است که : «چون دنیا در چشم او کوچک بود، او در چشم من بزرگ بود». اگر کسی دنیا را بزرگ دید، بدانید شخصیت پست و کوچکی دارد. در وجود اولیاء الهی دنیا زدگی وجود ندارد، هم‌چنان‌که دنیا گریزی نیست. پس یکی از راه‌های محک زدن خود و شناخت خویشتن، آن است که ببینیم دنیا در نظر ما چگونه است، اگر دنیا در نظر ما بزرگ و مهم باشد، معلوم می‌شود که ما کوچک و حقیر هستیم.

 -----------------

پی نوشت ها:

1. اصول کافی، ج 5، ص 494.

2. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 155.

3. همان، ج 2، ص 464.

4. همان، ج 2، ص 337.

5. بحار الانوار، ج 48، ص 295.

6. همان، ج20 ، ص8.

7. بحار الانوار، ج 45 ، ص 37.

8. نهج البلاغه،ص  698، حکمت 289.



منبع : از خود تا خدا، ص 67، آقاتهرانی


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
ورزش دختران چینی برای جذب میلیونرها
به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از روزنامه وطن چاپ آمریكا، با افزایش تعداد میلیاردرها در چین همزمان با رشد سریع اقتصاد این كشور در ازای 20 هزار یوان (3080 دلار) دختران این كشور 30 ساعت در خصوص ترفندهای جذب همسران میلیاردر یا میلیونر یا حتی مرد پولدار آموزش می‌بینند.

این دوره های آموزشی شامل شیوه‌های ‌آرایش و ایجاد وسوسه در مردان و خوش‌لباس و شیك بودن است كه در قالب ترفندهایی برای جذب مردان آموزش داده می‌شود.

دختران چینی همچنین در این مركز فن بیان، ارتقا شخصیت و فن ریختن چای در چین به عنوان نوشیدنی قدیمی در این كشور را كه نشان‌دهنده شخصیت والای افراد است، آموزش می‌بینند.

این مركز از زمان افتتاح در ماه اوت سال گذشته میلادی بیش از 2800 دختر از طبقه متوسط جامعه را جذب كرده است.

چین دومین اقتصاد جهان است و در این كشور 189 میلیاردر و حدود یك میلیون میلیونر وجود دارد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
انبه، میوه‌یی گوشتالود، سرشار از مواد مغذی و فیبر است، بطوری که خوردن نوع تازه آن، کمک به احساس سیری در فرد می‌کند.

خوردن میوه انبه که سرشار از فیبر و مواد مغذی است با تامین مواد مورد نیاز بدن باعث ایجاد احساس سیری در فرد می‌شود.

به گزارش برنا، تابستان، زمان خوبی برای کاهش وزن است. زیرا در این فصل، میوه انبه که از آن به عنوان پادشاه میوه‌ها یاد شده، به وفور یافت می‌شود.

به گزارش ایندیا ویژن، خوردن روزانه انبه، کمک به کاهش وزن افراد می‌کند.

به گفته محققان، انبه، میوه‌یی گوشتالود، سرشار از مواد مغذی و  فیبر است، بطوری که خوردن نوع تازه آن، کمک به احساس سیری در فرد می‌کند.

بر اساس گزارش، این میوه دارای مقدار زیادی از ویتامین بتاکاروتن است که در بین میوه‌هایی که حاوی این ویتامین هستند جزء بهترین‌ها به شمار می‌رود. بتا کاروتن به کاهش دهنده خطر ابتلا به انواع سرطان نیز شهرت دارد.

انبه، گزینه مناسبی، برای کاهش کالری مصرفی است. لازم به ذکر است، برای جذب میزان مناسبی از مواد مغذی انبه، نیاز به خوردن تعداد زیادی از این میوه نیست،بلکه تنها خوردن یک عدد انبه، تقریبا قادر به تولید ویتامین سی روزانه هر فرد است.

 همچنین این میوه، چون حاوی مواد معدنی کلسیم، منیزیم و ویتامین‌های گروه بی است باعث استحکام استخوان‌های بدن می‌‎شود.

انبه دارای یک نوع کاراتنوئید به نام لیکوپن است که یک آنتی اکسیدان قوی محسوب می‌شود.

به گفته محققان انبه نه تنها به کاهش وزن کم می‌کند بلکه مصرف روزانه آن سبب درخشانی و نرمی پوست هم می‌شود.


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱

محققان به این نتیجه رسیده اند که دم کرده ی این گیاه باعث لاغری و کم شدن حجم چربی های میشود . محققان در این بررسی به مدت هشت هفته به موشها رژیم غذایی با کربوهیدرات و چربی بالا دادند تا نشانه هایی

از سندرم متابولیک در آنها پدیدار شود.
پژوهشگران می گویند نوشیدن یک فنجای قهوه تهیه شده با عصاره برگ درخت زیتون می تواند به مبارزه با چاقی کمک کند.
سپس به مدت هشت هفته به این موش ها قهوه غنی شده با عصاره برگ زیتون دادند. آنها بهبود عملکرد قلبی عروقی، کبدی و متابولیکی را در این موش ها نسبت به موش هایی که فقط قهوه معمولی می خوردند مشاهده کردند.
لیندسی براون از دانشگاه کوئینزلند جنوبی گفت: عصاره برگ زیتون به دلیل داشتن خواص ضد التهابی موجب کاهش وزن می شود.
محققان در سراسر جهان در حال مطالعه نقش التهاب در ذخیره شدن چربی هستند. چای سبز و زرد چوبه نیز اثرات مشابهی در کاهش وزن دارند.
نتایج این تحقیقات در نشریه تغذیه منتشر شده است.


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
پزشكان كانادايي در يك مطالعه جديد تاييد كردند كه ازدواج براي سلامتي بويژه در مردان مزاياي بلند مدتي دارد.
ايسنا: در اين بررسي معلوم شده است مرداني كه ازدواج مي‌كنند و همسر رسمي دارند در صورت بروز مشكلات و ناراحتي‌هاي قلبي زودتر به بيمارستان برده مي‌شوند و تحت نظر پزشك قرار مي گيرند در حالي كه مردان مجرد يا مطلقه كمتر متوجه وضعيت سلامتي خود هستند.

دكتر كلار آتزيما از متخصصان انستيتو علوم ارزش‌يابي كلينيكي و دستياران وي اطلاعات مربوط به 4403 بيمار را در اونتاريوي كانادا كه سابقه حمله قلبي داشتند به دقت بررسي كردند. ميانگين سني اين افراد 3/67 سال بود و 7/33 درصد از آنان را زنان تشكيل مي‌دهند.

آمارها نشان داد تعداد مردان متاهلي كه پس از سكته مغزي سريعتر به بيمارستان برده شده‌اند به مراتب بيشتر از مردان تنها و مجرد است اما در مقابل وضعيت تاهل زنان با سرعت رساندن آنها به بيمارستان پس از تجربه دردهاي قفسه سينه مرتبط با حمله قلبي ارتباطي ندارد.

متخصصان مي‌گويند اين امر نشان مي دهد حس مراقبت از همسر در زنان قو‌ي‌تر و بيشتر از مردان است.


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
هيچ شامپويي تقويت‌كننده نيست! PDF چاپ نامه الکترونیک

آنچه كه در تبليغات مواد شوينده و بهداشتي و به خصوص در شامپوها از آن به عنوان ويتامينه و تقويت‌كننده ياد مي‌شود هيچ يك از موارد فوق منجر به افزايش و تقويت و رشد مو نمي‌شود ،چرا كه اين قبيل موارد فقط در حكم پاك‌كنندگي و براي تميزي و پاكيزگي موي سر استفاده مي‌شود. تاثير تغذيه را در سلامت و استحكام موها نبايد غيرقابل انكار دانست چرا كه استفاده از مواد مغذي و پروتئيني در رشد و افزايش موها مي‌تواند موثر باشد. عده‌اي از قديمي‌ترها بر اين عقيده هستند كه استفاده از گل سرشور منجر به استحكام و تقويت موها خواهد شد اما اين باوري اشتباه است چرا كه هيچ يك از موارد ذكر شده به جز تغذيه در رشد و نمو موها تاثیر چنداني ندارد. در پايان يادآوري اين نكته مناسب است كه ریزش موي روزانه مو بين 50 تا 100 تار مو امري عادي است و نبايد از اين حالت به عنوان كاري غيرطبيعي ياد كرد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
40 درصد دارندگان طلای المپیاد از ایران رفته اند
آمار 40 درصدی خروج از کشور طلاآوران المپیادهای دانش‌آموزی در حالی از سوی قائم مقام بنیاد ملی نخبگان و رئیس پیشین دانشگاه صنعتی شریف اعلام شد که این مقام مسئول از سیر نزولی خروج نخبگان المپیادی طی سال‌های اخیر خبر می‌دهد.

سعید سهراب‌پور در گفتگو با مهر با یادآوری آغاز المپیادهای دانش‌آموزی از سال 65 گفت: با کمک باشگاه دانش‌پژوهان جوان آمار دارندگان مدال طلای المپیادهای دانش‌آموزی جمع‌آوری و مشخص شد از سال 65 تا کنون بیش از 900 نفر دارنده مدال طلای المپیادهای دانش‌آموزی کشوری هستند.

وی افزود: در صورتی که وضعیت دارندگان مدال طلا تا سال 84 را حساب کنیم ملاحظه می‌کنیم که تقریبا یک سوم آنها در ایران و دو سوم خارج از کشور هستند و خیلی از آنها در حال حاضر اساتید دانشگاه‌های کشور هستند و خیلی‌ها هم استاد دانشگاه صنعتی شریف‌اند.

قائم مقام بنیاد ملی نخبگان خاطرنشان کرد: دارندگان مدال طلای المپیادهای دانش‌آموزی معمولاً پس از پایان مقطع کارشناسی تصمیم به خروج از کشور می گیرند.

وی درباره وضعیت دارندگان مدال طلای المپیادهای دانش‌آموزی از سال 65 تا کنون گفت: بیش از 500 نفر از آنها در ایران هستند و خیلی از آنها دانشجوی مقاطع لیسانس، فوق لیسانس و دکتری‌اند. بقیه هم در خارج کشور به سر می‌برند.

قائم مقام بنیاد ملی نخبگان افزود: 60 درصد دارندگان مدال طلای المپیادهای دانش‌آموزی در داخل کشور و 40 درصد در خارج کشور هستند. البته آن دسته از طلایی‌ها که در خارج کشور هستند نیز به تدریج برمی‌گردند. به عنوان نمونه سال گذشته یکی از طلایی‌ها به ایران بازگشت و به دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی شریف رفت و دو ماه پیش نیز یک طلایی دیگر پس از بازگشت به ایران در دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف مشغول شد.

سهراب‌پور در ارائه نتیجه ارزیابی‌های آماری درباره آهنگ خروج از کشور نخبگان المپیادی گفت: ارزیابی وضعیت دارندگان مدال طلای المپیادهای دانش‌آموزی در سال‌های 82، 83 و 84 نشان می‌دهد که خروج طلایی‌های المپیادها از کشور در این سه سال نسبت به سال‌های قبل از 82 کمتر شده است.


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
 4psqoq6d6ub4srr9go3.jpg
خواننده پاپ کشورمان با بیان اینکه مطمئن است روح مرحوم روح‌الله داداشی با دعای مردم شاد ‌می‌شود، گفت: نه قرمز و نه آبی، مشکی تا ابد رنگ عشقه. به گزارش خبرنگار مهر، رضا صادقی در حاشیه اجرای کنسرت دوشنبه شب در جشنواره بزرگ شعبانیه ضمن گرامیداشت یاد روح‌الله داداشی قوی‌ترین مرد ایران گفت: چندی پیش برای انجام کاری به کرج رفتم اما راهم را گم کردم و برای پیدا کردن مسیر از دو جوان که با ماشین‌شان در کنارم قرارم حضور داشتند، سوال کردم.

 وی ادامه داد: راننده من را نشناخت اما با متانت خاصی گفت: "راه را نشان‌ می‌دهم اما فکر می‌کنم نتوانید آن را پیدا کنید به همین خاطر بهتر است دنبال ماشین من بیائید". گرچه مسیرش بسیار دور شد اما من را به اتوبان رساند و پس از خداحافظی متوجه شدم او کسی نبود جز روح‌الله داداشی. من مطمئنم روحش با دعای شما مردم عزیز شاد خواهد شد. این خواننده که مورد تشویق شدید حاضران قرار گرفته بود، در بخش دیگری از صحبت‌هایش تاکید کرد: ناصر حجازی اسطوره اخلاق و ورزش بود و چون مردم را دوست داشت و همیشه باعث شادی دل مردم می‌شد، امیدوارم خوشحالی مردم هم باعث شادی روح وی شود. رضا صادقی در مورد دو تیم استقلال و پرسپولیس اظهار داشت: این دو تیم باعث افتخار لحظه‌های ورزشی ما هستند، من هم اول عاشق رنگ مشکی هستم و در انتها و اعماق دلم قرمز هستم. البته نه قرمز و نه آبی، مشکی تا ابد رنگ عشقه.


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
گفت‌و‌گو با علیرضا بذر افشان، كارگردان و یكی از دو نویسنده سریال «نابرده رنج»
دغدغه این سریال از اینجا می‌آید كه ما بچه‌های دهه 50 هستیم. بچه‌هایی كه شخصیت‌شان در دهه 60 كه جنگ بود شكل گرفت. نوستالژی و گذشته بچه‌های این دهه،دهه 70 نیست. ما مجبوریم برای مرور گذشته‌مان به دهه 60 نقب بزنیم. علاوه بر این من از این دهه خاطرات زیادی دارم. آدمهایی كه از دست رفتند و خاطره اتفاق‌هایی كه با شنیدنشان لبخند به لبهام می‌آید. كار هنری هم همین است دیگر. اینكه چیزی كه در وجودتان هست را برای بقیه هم شنیدنی و دیدنی كنید
 مجموعه «نابرده رنج» به کارگردانی علیرضا بذرافشان این شبها روی آنتن شبكه سه سیما است. كسی كه سریال‌هایی چون تب سرد و خط قرمز و زیر زمین و... تا قبل از آن بر اساس فیلمنامه‌های او روی آنتن رفت. نابرده رنج سریالی است كه در آغاز داستانش كمی كلیشه‌ای به نظر می‌رسد. رسیدن پای دو خلافكار به جبهه كه احتمالا آنها را دچار تحول می‌كند. اما موضوع داستان این سریال فقط این نیست. بذر افشان سعی كرده با خلق موقعیت‌هایی تازه داستانش را از كلیشه دور كند.هرچند او فیلمنامه این سریال را با همراهی همسرش سارا خسروآبادی نوشته است.اما نكته جذاب دیگری كه در این سریال وجود دارد این است كه ماجراها در دهه 60 و در جبهه می‌گذرد. همه چیز از دهه 60 تا امروز تغییر كرده است. از معماری و لباس‌ها تا مناطق جنگی..خلق دوباره آن ساده نیست و مهم‌تر اینكه تو باید بتوانی اتمسفر آن دوران را بازسازی كنی. تا اینجا موفقیت اول بذرافشان را در این سریال باید در موفقیت او در فضاسازی دهه 60 دانست.
 شما فیلمنامه نویسی را در كنار اصغر فرهادی شروع كردید. در آخرین سریال او كه داستان یك شهر بود و بعدها اولین فیلمش كه جایزه هم گرفت. بعدها با علیرضا افخمی چندین تجربه داشتید در تلویزیون تا رسیدید به ساخت تله فیلم و كارگردانی. حالا اولین سریال بلندتان روی آنتن است كه به نظر می‌رسد تجربه پخته‌ای باشد به نسبت اولین سریال یك كارگردان. چقدر از فرهادی و افخمی تاثیر گرفته اید؟
این سوال شما جواب مفصلی می‌طلبد. در هر دو كار آقای فرهادی در واقع من نویسنده كارها نبودم و شاگرد ایشان بودم. داستان یك شهر اولین كاری بود كه انجام دادم.نویسنده اصغر فرهادی بود و من با ایشان همكاری می‌كردم و یاد می‌گرفتم.
یعنی شما كشف اصغر فرهادی بودید؟
ما از قبل با هم كار تئاتر می‌كردیم. آن زمان اصغر فرهادی دانشجو بود و به ما در دانشگاه پلی تكنیك درس تئاتر می‌داد. او كارگردانی می‌كرد و ما برایش بازی می‌كردیم. چند كار روی صحنه بردیم. بعد هم با هم نمایشنامه نوشتیم. تا اینكه او به سمت تلویزیون رفت. ما همچنان نمایشنامه می‌نوشتیم و كار تئاتر می‌كردیم. تا اینكه در جشنواره یكی از كارها جایزه برد. من سه سكه جایزه گرفتم. سكه را بردم برای آقای فرهادی كه دیگر كارگردان مطرحی شده بودند. سكه‌ها را برای ایشان بردم چون آنها را متعلق به او می‌دانستم. ایشان از این كار من خوشش آمد. هفته بعد زنگ زد و گفت می‌خواهم داستان یك شهر 2 را كار كنم و به من پیشنهاد كرد بروم و با او بنویسم. من هم رفتم تا كنار او یاد بگیرم. بعد هم با آقای افخمی آشنا شدم كه حضور ایشان در تلویزیون ایران یك نعمت است. بقیه چیزهایی كه بلد نبودم را از ایشان یاد گرفتم.
مهم‌ترین چیزهایی كه از هر كدام یاد گرفتید چه بود؟
شما با خیلی‌ها در این عرصه رو به رو می‌شوید كه چیزی به شما یاد نمی‌دهند. یعنی دانسته‌هایشان را از شما دریغ می‌كنند. اما اصغر فرهادی اینگونه نبود. مهم‌ترین جمله‌ای كه از او یاد گرفتم این بود كه سینمای ایران یعنی فیلمنامه و بازیگر.
یعنی به دكوپاژ و این مسائل تاكید نداشتند؟
جالب است كه شما الان در كارهای او پیچیده‌ترین دكوپاژها را می‌بینید ولی روی این دو ركن همیشه تاكید داشت و به دكوپاژ چندان تاكید نمی‌كرد. اینكه در سینما بازیگر و فیلمنامه دو ركن اساسی باشد شاید یك عقب افتادگی است اما خیلی هوشمندی می‌خواهد تو درك كنی سینمای ما آنقدر عقب افتاده است كه مهم‌ترین المان‌هایش این دو است. من این را سر لوحه كارم قرار دادم. شما در كارهای فرهادی هیچ بازیگری را نمی‌بینید كه بد بازی كند. این واقعا فوق‌العاده است كه او می‌تواند از سنگ هم بازی خوب بگیرد. خیلی از بازیگران كه در كارهای او درخشیدند مطمئنم در كارهای دیگر اینگونه نیستند.
از علیرضا افخمی چه چیزی یاد گرفتید؟
افخمی بر چیزی كه تاكید داشت در كارگردانی این بود كه می‌گفت تو فقط در كارگردانی قصه ات را خوب تعریف كن. یعنی همه حواشی كه در دكوپاژ ممكن است توی كارگردان را تحریك كند كه خودنمایی كنی را كنار بگذار و در مسیر روایت درامت حركت كن. هر دكوپاژی كه قصه را خوب روایت می‌كند انتخاب كن. اگر قرار است بهترین كار این باشد كه دو دقیقه قاب دوربین را ثابت بگذاری همین كار را بكن. در فیلمنامه نویسی هم هر چیز دیگری كه بلد نبودم را یادم داد. كما اینكه لطف او بود كه باعث شد كارگردان بشوم و مدیر شبكه 3 هم اعتماد كند.
الان خیلی‌ها با ساخت تله فیلم به كارگردانی فیلم سینمایی و سریال می‌رسند. شما هم همین مسیر را رفتید. به نظرتان این بهترین راه است برای كارگردان شدن؟
نه بهترین راه نیست. خیلی راه‌ها برای كارگردان شدن وجود دارد. قبلا خیلی‌ها با روابطشان همان اول به ساخت سریال می‌رسیدند. خیلی از كارگردان‌های خوبی كه الان هستند در كارنامه كاری‌شان چند كار ضعیف دارند. آنها در واقع هزاران دقیقه از بودجه مملكت را هزینه می‌كردند تا كار یاد بگیرند. تله فیلم هزینه بسیار كمتری دارد و الان در این موج ساخت تله فیلم‌ها چند كارگردان خوب معرفی شده است.
اصلا در كدام نقطه به این نتیجه رسیدید كه كارگردان شوید؟به نظرتان بیشتر كارگردان بهتری هستید یا نویسنده؟
من هنوز در هر دو ضعف دارم. سیر كارگردان شدنم را می‌دانم اما برای این روند خیلی برنامه‌ریزی نكردم. همین الان كه پس تولید این كار را جلو می‌برم برنامه خاصی برای آینده ندارم. ممكن است تا 5 سال هیچ كاری نكنم و ممكن است از 10 روز بعد بروم سر یك كار جدید. اما می‌توانم این را بگویم كه سر سریال زیر زمین كه بودم چون كار قرار بود به پخش برسد همه با هم برای رسیدن كار كمك می‌كردیم و بخشی از پس تولید كار را من به عهده گرفتم. همان موقع افخمی به من گفت تو می‌توانی كارگردان شوی و من هم مشاور می‌ایستم. من هم بدم نمی‌آمد و از این پیشنهاد استفاده كردم.
دغدغه ساخت نابرده رنج از كجا می‌آید؟ شما در كارنامه كاریتان كار دفاع مقدس ندارید!
خب در كارنامه كاری من هیچ كاری شبیه كار قبلی نیست. شاید بشود گفت كار اجتماعی زیاد كردم اما نمی‌شود گفت سبك خاصی كار می‌كنم. كارهای من سبك مشخصی ندارد. اما دغدغه این سریال از اینجا می‌آید كه ما بچه‌های دهه 50 هستیم. بچه‌هایی كه شخصیت‌شان در دهه 60 كه جنگ بود شكل گرفت. نوستالژی و گذشته بچه‌های این دهه،دهه 70 نیست. ما مجبوریم برای مرور گذشته‌مان به دهه 60 نقب بزنیم. علاوه بر این من از این دهه خاطرات زیادی دارم. آدمهایی كه از دست رفتند و خاطره اتفاق‌هایی كه با شنیدن‌شان لبخند به لبهایم می‌آید. كار هنری هم همین است دیگر. اینكه چیزی كه در وجودتان هست را برای بقیه هم شنیدنی و دیدنی كنید.
آیا به خاطر این نوستالژی می‌شود گفت این كار شخصی‌ترین كارتان است؟
نه.من یك سریال نصفه نوشته‌ام به اسم مرد كه آن سریال یك جورهایی حدیث نفس است. كار شخصی باید وقتی دیده می‌شود شما مدام یاد خالقش بیفتید. من در كارهای قبلی هم آدمهای زیادی كه شخصیتشان را خلق كردم خوب می‌شناختم. از طرف دیگر من و همسرم كه با هم فیلمنامه را نوشتیم آدمهای خاطره بازی هستیم.
فضای دهه 60 در این كار خوب در آمده. خیلی از سریال‌های قبلی كه در این دهه می‌گذشت خود را به فضاهای داخلی و روابط آدمها محدود كرده بودند. اما شما ریسك كردید.نترسیدید؟
یك جورهایی برای بازسازی این دوران پا را از لوكیشن داخلی بیرون گذاشتن جسارت می‌خواهد كه خوشبختانه گروه ما داشت. ما گاهی برای یك پلان عبوری كه یك بازیگر می‌خواست از این طرف خیابان به طرف دیگر برود 2 ساعت پیش تولید داشتیم. اینكه بافت دیوار را عوض كنیم یا گوشه كادر فلان المان را حذف كنیم و... واقعیت این است كه كار سختی بود. آنقدر در این كار استرس زیاد بود كه بیماری من كه با استرس رابطه مستقیم دارد عود كرد و من با عصا سر كار می‌رفتم. اما از كار نگذشتیم. می‌خواستیم فضا در بیاید.
از نظر روایت یك خطی كه به این سریال نگاه كنیم خیلی‌ها آن را با فیلم اخراجی‌ها مقایسه كرده‌اند. حضور آدمهای اشتباهی در جبهه. اما در نهایت این یك الگوی بسیار تكرار شونده در تاریخ درام نویسی است.اینكه آدمها در موقعیت‌های اشتباهی قرار بگیرند. هیچ فكر كردید روی این الگوی تكراری به چه پارامترهای جدیدی برسید؟
البته به نظر من اگر قرار است مقایسه‌ای باشد این كار به لیلی با من است موقعیت شبیه تری دارد تا اخراجی‌ها. در اخراجی‌ها آدمها بنا به طمعی پایشان به جبهه كشیده می‌شود اما در لیلی با من است فضای قضا و قدری حاكم بود. ولی این را درست می‌گویید. ما نهایتا 50 موقعیت در كل درام نویسی داریم كه از تركیب 12 تا 13 قصه می‌آیند. مهم نگاه جدید به این الگوهاست. ما سعی كردیم این نگاه جدید را داشته باشیم. بر همین اساس موقعیت‌هایی مثل همین موقعیت «جنگل» كه دیدید پیش آمد و حالا هر چه جلوتر برویم از این موقعیت‌ها بیشتر است كه گسترش پیدا می‌كند و با یك نگاه اسطوره‌ای كه داریم تركیب می‌شود كه شما تا به حال در این موقعیت‌های مشابه ندیده اید.
كشف این نگاه جدید از كجا می‌آید؟
از تجربه‌های ما. خانمم اهل كرمانشاه است و در ذهنش از این قصه‌ها زیاد است. بخش‌هایی هم كه وارد اسطوره می‌شویم كه الگوهای خودش را این موقعیت در اختیارمان قرار می‌داد. اما تحقیق هم زیاد كردیم. شخصا با اینكه می‌دانستم فیلمنامه ما بر حاشیه‌های جنگ تمركز دارد اما تقریبا روی مسائل جنگ جنوب و غرب مسلط شدم. ترجیح می‌دادم با اطلاعات كافی بروم به دل ماجرا. روی تمام عملیات‌ها مطالعه كردم. زندگینامه آدمهای شاخصی مثل شهید باكری و همت و بابانظر و... را خواندم. می‌دانستم این دانسته‌ها در ناخودآگاهم و روی شخصیت‌پردازی‌ها تاثیر خود را می‌گذارد.
آیا در این تحقیقات به نمونه واقعی هم برخوردید كه نزدیك باشد به شخصیت‌هایی كه خلق كردید؟
نه. فكر نمی‌كنم بشود نمونه آنها را پیدا كرد. دو شخصیت اصلی ما خیلی فانتزی طراحی شده‌اند. دلیل هم دارد. فضای قصه ما تلخ است و هر چه جلوتر برویم تلخ‌تر می‌شود. وقتی آن را آنالیز كردیم دیدیم كه دوست نداریم بیننده اینقدر روحش تلخ شود پس دیدیم چنین كاراكترهایی به درد ما می‌خورند كه این فضا را به تعادل برسانند. در واقع مهندسی قصه ما این بود كه این دو شخصیت فانتزی باشند.
بازیگران را چطور انتخاب كردید؟
این سوال تكراری است اما دوست دارم به آن جواب بدهم. من 6 سال است با همسرم می‌نویسم و هر فیلمنامه‌ای كه می‌نویسیم همیشه به نظرمان بازیگرانش باید شهاب حسینی و كامبیز دیرباز باشند. یعنی اول به این دو نفر فكر می‌كنیم. چه كمدی، چه جدی جدی و... این دو بازیگران بی‌نظیری هستند. در همه كارها هم اول به این دو نفر زنگ زدیم. از حالا به بعد هم به این دو نفر و سام درخشانی فكر می‌كنیم. نه اینكه وقت نوشتن برای اینها بنویسیم. وقت نوشتن هر چیزی كه شایسته نقش است می‌نویسیم اما در نهایت اینقدر توان این بازیگران زیاد است كه به نظرما از عهده هر نقشی بر می‌آیند. علاوه بر این در این كار افتخار همكاری با آقای طهمورث و خانم قاسمی و جعفری را هم داشتم كه خصوصا آقای طهمورث بسیار بی‌نظیر بود. حالا هر چه جلو برود نقش او بیشتر خودش را نشان می‌دهد. یك نكته‌ای را هم اینجا دوست دارم اضافه كنم و آن اینكه به نظرم همان طور كه عنوان سریال ما می‌گوید كه نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود هر كسی كه برای جایگاهی كه به آن می‌رسد تلاشی نكرده باشد به راحتی آن را از دست می‌دهد. یا انسانیتش را از دست می‌دهد. در این كار هم ما نقشی را به بازیگری دادیم كه تلاشی برای آن نكرده بود تا رسیدیم به فینال سریال. او پیغام داد كه اسم من در تیتراژ باید فلان جا باشد وگرنه در فینال بازی نمی‌كنم. حضور او هم برای ما مهم بود. اما من یاد گرفتم به كسی باج ندهم برای همین فینال را تغییر دادیم و بدون او فیلمبرداری كردیم. هر چند به كار ضربه خورد اما یاد گرفتم شخصیتم از كارم مهم‌تر باشد. به هر حال شناخت جایگاه برای آدمها خیلی مهم است.
راستی از اینكه سریالتان هر شب پخش می‌شود راضی هستید؟
به هر حال هیچ كس دوست ندارد حاصل 2 سال و نیم كارش را در 40 شب نشان بدهند و تمام. اما مهم‌تر از آن این است كه كار مخاطب داشته باشد و الان به نظر می‌رسد كارهایی كه هر شب پخش می‌شوند مخاطب دارند و الان از اینكه كارمان بیننده دارد راضی هستیم


   
+ ۱۳۹۰/۰۵/۰۱

آن طور كه شنيديم تب وتاب معاملات اين حيوانات چينی در تهران داغ داغ است! و طرفداران زيادی به خود اختصاص داده است.

انواع حیوانات چینی هم به بازار تهران آمدند. این جدیدترین خبری است كه امروز شنیدیم.

پس از خبر ورود انواع میوه، خاك گلدان، گردو، رب گوجه و انواع پوشاك و كیف و كفش چینی به بازارهای ایرانی، امروز از ورود حیوانات چینی در بازار معاملات باخبر شدیم.

مرغ و خروس چینی،‌ ماهی های زینتی زیبای چینی، بچه كوسه های چینی، قرقاول و ...

آن طور كه شنیدیم تب وتاب معاملات این حیوانات چینی در تهران داغ داغ است! و طرفداران زیادی به خود اختصاص داده است.

این حیوانات در مركز خرید وفروش حیوانات در شرق به غرب بزرگراه آزادگان بدون هیچ مجوزی آزادانه معامله می شوند!!

یك فرد علاقه مند به خرید حیوانات وارداتی در این باره گفت:‌ خرید و فروش حیوانات وارداتی آزاد است و به هیچ مجوز نیازی ندارد.

او كه خواست نامش در خبر فاش نشود، افزود: در مركز فروش پرندگان بزرگراه آزادگان تهران همه گونه حیوانی خرید و فروش می شود و كسی نظارتی نمی كند.

وی تاكیدكرد: قیمت ها تعرفه مشخصی ندارد و توافقی معامله می شود.

این فرد علاقه مند به حیوانات در پاسخ به این پرسش كه اگر حیوان فروخته شده بیمار باشد، تكلیف چیست؟ گفت: این دیگر بسته به زرنگی فرد خریدار دارد.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش