مونیکا
بلوچی قرار است در فیلم بعدی «بهمن قبادی» به نام « Rhinos Season» بازی
کند. فیلم قبلی بهمن قبادی «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» نام داشت.
مونیکا بلوچی این فیلم را فیلمی سیاسی دانست که به جنگ در عراق می پردازد.
ظاهرا فیلم داستان عاشقانه ای نیز دارد و او در نقش زنی ایرانی ظاهر می
شود.
فیلمبرداری فیلم چند ماهی است که در ترکیه آغاز شده است.
کلمات کلیدی این مطلب: عکس,هایی,فوق,العاده,جالب,از,زن,زیبای,هالیوود,در,حال,چادر,سر,کردن!!,
چی شد که اسم روژان را برای دخترتان انتخاب کردید؟
محمود شهریاری:روژان
اسم کردی است.ما در زبان کردی به روز,روژ می گوییم.معنای اسم دخترم
روشنایی هستش.وقتی دخترم به دنیا آمد تصمیم گرفتیم اسم او را روژان بگذاریم
و زمانی که به ثبت احوال رفتم می گفتند این اسم فرانسوی هستش و قبول نمی
کردند.من با اصرار و همچنین مدارک ثابت کردم که این اسم در زبان کردی می
باشد و معنای روشنایی دارد.
آیا روژان با شغل شما مخالفتی هم دارد؟
محمود شهریاری:خیر
اصلا,اتفاقا یک زمانی بود که من در مدرسه دخترم برنامه اجرا می کردم که
باعث شادی بچه ها می شد,روژان خودش می گوید که به شغلی که دارم و هستم
افتخار می کند.من هم به تنها فرزندم افتخار می کنم.
دوست دارید همانند پدرتان روزی مجری تلویزیون بشوید؟
روژان شهریاری:نه,زیاد
به فکر مجری گری نیستم و خودم تصمیم دارم در رشته های مدیریت تحصیل کنم و
می خواهم مدیر یک هتل چند ستاره بشوم,چون پدربزرگم(پدر مادرم)هتل داشته اند
و مدیریت می کردند ,من هم به این کار علافه پیدا کردم.
شما قوانین خاصی را برای تحصیلات فرزندتان مشخص کرده اید؟
محمود شهریاری:اصلا,من
دخترم را برای انتخاب رشته مورد علاقه خود در دانشگاه آزاد گذاشته ام و
میدانم که خیلی باهوش است و به آنچه که دوست دارد خواهد رسید.
کلمات کلیدی این مطلب: دقایقی,با,محمود,شهریاری,و,تنها,فرزندش,روژان,+عکس,

وی تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دکترا از دانشگاه تهران در تهران ادامه داد سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. در آنجا موفق به اخذ دکترای شیمی از دانشگاه فلوریدا در گینزویل شد و فوق دکترا در رشته شیمی معدنی را از دانشگاه فلوریدا کسب کرد.
وی استادیار دانشگاه مرسر جورجیای آمریکا بود و پس از عزیمت به ایران به عنوان عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه تربیت معلم مشغول به کار شد.
حسین آقابزرگ علاوه بر تدریس به مطالعه و تحقیق نیز اهمیت فوق العاده ای می داد به طوری که در سال 1373به عنوان استاد نمونه دانشگاه تربیت معلم تهران انتخاب شد و عنوان پژوهشگر برگزیده نوزدهمین جشنواره بین المللی خوارزمی در سال 1384 و پژوهشگر برتر کشوری در هفتمین جشنواره پژوهش و فناوری کشور در سال 1385 را از آن خود کرد.
طی آخرین آمار رسمی موسسه جهانی اطلاعات علمی، در سال 2010 ، حسین آقا بزرگ با دارا بودن 250 مقاله علمی - پژوهشی در نشریه های معتبر داخلی و خارجی، وی را در جمع یک درصد نخست پژوهشگران جهان در رشته های مختلف علمی قرار داد و در زمره برترین دانشمندان بین المللی شناخته شد.
حاصل این مطالعات و تحقیقات، تالیف بیش از 28 عنوان کتاب در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا و ارائه 14 مقاله در کنگره های داخلی و خارجی است.
حسین آقا بزرگ در سال 1389 در سن 62 سالگی به علت بیماری سرطان از دنیا رفت.
کلمات کلیدی این مطلب: زندگینامه:,حسین,آقابزرگ,(1327-,1389),,

وی در دوران متوسطه در منامه پایتخت کشورش تحصیل کرد و برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و در کمبریج درس خواند.
حمد بن عیسی سپس به رشته نظامی رو آورد و در دانشکده افسری نیوهمپشایر در انگلستان رفت و در سال 1968 فارغ التحصیل شد.
وی 4 سال بعد به آمریکا رفت و در دانشکده افسری در کانزاس تحصیلات خود را ادامه داد.
حمد بن عیسی در سال 1964 در زمانی که 14 ساله بود از سوی پدرش به ولیعهدی بحرین برگزیده شد.
در سال 1968 به عنوان رئیس شورای شهر منامه منصوب شد. در همان سال به گارد ملی بحرین پیوست و سال بعد به عنوان فرمانده نیروهای نظامی بحرین منصوب شد.
حمد بن عیسی بین سال های 1971 تا 1988 به عنوان وزیر دفاع و وزیر امورخارجه خدمت کرد.
وی در سال 1999 به عنوان امیر بحرین انتخاب شد و از سال 2002 که حکومت بحرین از امیرنشین به پادشاهی تغییر کرد، به عنوان پادشاه بحرین حکومت کرده است.
کلمات کلیدی این مطلب: زندگینامه:,حمد,بن,عیسی,آلخلیفه,(1950-),,
به سراغ بهنوش طباطبایی بازیگر خوب سینما,تلویزیون و تئاتر ایران می رویم که مهمترین اتفاق اخیر زندگی او ازدواج با مهدی پاکدل بود.
جدا شدن از خانه پدری سخت است؟
بهنوش طباطبایی:خوب
من قبلا منزل شخصی داشتم ولی بیشتر اوقات در منزل پدری بودم,اینکه وارد یک
زندگی جدید می شوم هم برایم تازگی دارد و هم کمی استرس.مسئولیت هایی که به
دوش خواهم کشید,بازیگران در زندگی شخصی همانند دیگر مردم هستند که من هم
باید هنر یک زن خانه دار را به کارنامه هنری ام اضافه کنم.
پس از این به بعد باید شاهد حضور شما با مهدی پاکدل در تمامی فیلم ها و سریال ها باشیم؟
بهنوش طباطبایی:بله
فکر کنم همینطور هم شده است,در فیلم سینمایی آزاد راه با مهدی پاکدل
همبازی بودم و جدیدا هم در تئاتر نمایشی را با هم کار کردیم.
آیا می خواهید فعالیت در عرصه بازیگری را در زندگی کمرنگ کنید و بیشتر به زندگی شخصی برسید؟
بهنوش طباطبایی:نه بازیگری را فعلا کنار نمی گذارم و اگر هم بخواهم کمی استراحت به خدم بدهم فقط در تئاتر کار خواهم کرد.
در مورد جملاتی که می گوییم فقط یک نظر کوتاه بدهید.
تئاتر:هیجان
بازیگری:هنر
بهنوش طباطبایی:جوابی ندارم
مهدی پاکدل:همسر
فیلم:سینما
اخراجی ها:1,2,3
کنسرت:خواجه امیری
![]()
سیمین غانم اگر سالهای را که در مدرسه آواز میخوانده به حساب آوریم
بیشتر از پنجاه سال است که آواز میخواند، نخستین کنسرت او پس از انقلاب در
مهرماه ۱۳۷۸، مخصوص بانوان، در سینما صحرا در تهران برگزار شد
و تا امسال یکصد و ده اجر داشته است.
آخرین کنسرتش همین هفتهی پیش
بود، در روزهاي 11 و 12 اسفند ماه جاري در تالار وحدت برای بانوان خواند.
روزنامهی شرق دیروز به همین بهانه گفتگویی با او داشته که در ادامه
میخوانید.
-خانم غانم، به خاطر داريد اين چندمين كنسرت شماست؟
-دقيقا نميدانم، شايد صد و هشت يا صد و نهمين.
-يعني صد و هشت سانس اجرا يا صدو هشت روز اجرا؟
-ببنيد. بعضي روزها دو سانس بود كه در واقع دو كنسرت محسوب ميشود. البته الان براي هر روز به بيشتر از يك اجرا اجازه نميدهند.
-يادتان هست اولين اجرايتان كي بود؟
-دقيقا
خاطرم نيست. بايد از كتاب گلگلدون ببينم. اما حدودا 11 سال پيش بود كه
سالني هم در اختيار ما قرار ندادند و ما در سينما صحرا برنامه اجرا كرديم.
-خانم غانم، وقتي براي اولين اجرا روي صحنه رفتيد استرس داشتيد؟
-بله.
بعد از مدتها قرار بود روي استيج بروم و خيلي نگران بودم، نسبت به برخورد
مردم و اينكه من را به خاطر ميآورند. اما بعد از جوي كه به وجود آمد مشخص
شد كه من را فراموش نكردهاند. غوغايي شد.
-آيا اولين بار بود كه يك خانم براي بانوان كنسرت داشت، يا قبل از شما كسان ديگري هم كنسرت برگزار كرده بودند؟
-آن زمان شروع اين جريان بود. شايد در همان حدود زماني كسان ديگري هم بودند، اما من الان يادم نيست.
-البته
خوبي آهنگ «گلگلدون» اين بود كه بعد از 20 سال به نوستالژي تبديل شده
بود. قبل از انقلاب اين آهنگ يك آهنگ روز بود اما با گذشت اين سالها تبديل
شده بود به يك آهنگ خاطرهانگيز و اشك به چشم خيليها آورد.
-بله،
هركس به من ميرسد، ميگويد از اين آهنگ خاطره دارد، يا با اين آهنگ عاشق
شده، ازدواج كرده يا بعضيها ميگويند اين آهنگ را به صورت لالايي براي
بچههايشان ميخوانند.
-زماني كه فعاليت نداشتيد خيليها بودند كه ادعا داشتند اين آهنگ را آنها ساختهاند و براي آنهاست...
-شايد آهنگسازاني بودند كه اين ادعا را داشتند، اما در مورد خواننده فكر نكنم كسي اين ادعا را كرده باشد.
-آن روزها بعضيها ميگفتند اين آهنگ را فريبرز لاچيني ساخته؟
-شايد
به خاطر اينكه من با ايشان همكاري داشتم. آهنگسازاني كه با من همكاري
كردند، محدود و فقط چندتايي بودند كه كارشان خوب بود و من با آنها كار
ميكردم. شايد اين سوءتفاهم به همين دليل بوده است.
-اولين آهنگسازي كه با ايشان كار كرديد چه كسي بود؟
-آقايي بودند به نام زندي كه من آهنگي به نام موجخروشان را با ايشان كار كردم.
-البته
آنها آهنگهايي بود كه در راديو اجرا ميشد و مراحل خودش را طي ميكرد و
بيشتر بهصورت تمرين بود. ولي در اصل اولين آهنگي كه مورد توجه قرار گرفت و
گل كرد، آهنگ «قلك چشمات» بود كه آهنگسازي آن كار را آقاي فريبرز لاچيني
انجام دادند.
-شعر موج خروشان در خاطرتان است؟
من موج در به درم / كز طوفان بيخبرم / بحر خروشان منزل من...
آهنگ بعدي كدام آهنگ بود؟
-نام
آهنگ «قلك چشمات» بود. خيلي آهنگ خواندم. با آهنگسازان راديو همكاري داشتم
يك آقايي بودند به نام اكبر محسني كه در حال حاضر فوت كردند. ايشان براي
برنامه هفت شهر عشق آهنگ ميساختند و من در آن برنامه با ايشان كار
ميكردم.
خاطرم هست يك آهنگي به من پيشنهاد دادند به نام (مرا
بوسهاي ده) كه من قبول نكردم اجرا كنم، به آقاي محسني گفتم خيلي زشت است
يك خانم اين جمله را فرياد بزند. برايم اين كارها بيمعني بود.
-پس شما در آن زمان هم اين محدوديتها را براي خودتان داشتيد؟
-بله،
دوست نداشتم، واقعا خوشم نميآمد، اين بود كه از آن آهنگ صرفنظر كردم.
البته آقاي اكبر محسني از اساتيد بودند و چند تا از آهنگهاي استاد بنان هم
براي ايشان است. سنشان بالا بود، خبر دارم كه به آمريكا رفتند و با كمك
دخترشان در سانفرانسيسكو يك آموزشگاه تاسيس كردند و بعد هم شنيدم كه فوت
كردند.
-پس قبل از قلك چشمات با استاد محسني همكاري داشتيد؟
-بله در برنامه هفت شهر عشق در راديو. در ضمن ايشان در آن برنامه نوازنده عود هم بودند.
-آيا به خاطر اينكه شاگرد محمود كريمي بوديد مورد توجه قرار گرفته بوديد يا آهنگهايتان مورد اقبال عمومي بود؟
-به
هر حال همه چيز دست به دست هم ميدهد، صدا هم خيلي تاثير دارد. ميگفتند
صدات خوبه (خنده). ببينيد من معتقدم همه چيز دست به دست هم ميدهد، هم صدا،
هم شخصيت خواننده ، البته نميگوييم كه شخصيت من بينقص است اما هميشه سعي
كردهام كه معيارهاي انساني را رعايت كنم.
-در آن زمان ازدواج كرده بوديد؟
-بله
من زماني كه وارد راديو شدم ازدواج كرده بودم. در اصل خانواده مخالف
خواندن من بودند و ميگفتند وقتي ازدواج كردي، ميتواني بخواني، البته نه
اينكه كلا نخوانم در راديو و تلويزيون اجازه نميدادند. زماني كه ازدواج
كردم همسرم موافقت كردند.
-همسرتان به هنر علاقهمند بودند؟
-بله
-فريبرز لاچيني شما را انتخاب كرد؟ يا شما ايشان را انتخاب كرديد؟
ما بهصورت اتفاقي آشنا شديم. و ايشان آهنگ (تو اوني تو هموني) را به من پيشنهاد كردند.
-آن زمان فريبرز لاچيني با محمد نوري كار كرده بود؟
-نه،
آقاي لاچيني كار آهنگسازي را با من شروع كردند تازه فارغالتحصيل شده
بودند. در هنرستان كار ميكردند و خيلي باهوش بودند و كارشان هم خوب بود و
خوب باقي ماند.
-پس از آن بود كه قلك چشمات گل كرد؟
-بله، يادم هست مثل صف نان سنگكي براي خريدن صفحه صف كشيده بودند (خنده)
-در يك صفحه فقط يك آهنگ بود؟
-صفحهها
به اين صورت بود كه پشت صفحه يك موزيك خالي بود و روي صفحه فقط يك آهنگ و
تا يك سال پرفروشترين آهنگ بود و رودست همه آهنگها. اين مطلب را در
روزنامهها نوشتند.
-همزمان با قلك چشمات چه آهنگهايي سروده بوديد؟
-آهنگهاي ديگري هم مثل دو پنجره و... اما قلك چشمات از همه بهتر بود.
-آيا كار با فريبرز لاچيني باعث شد سبك شما تغيير كند؟
-بله
من مقدار زيادي از كار سنتي فاصله گرفتم اما آهنگهاي سنتي را كاملا كنار
نگذاشتم حتي بعد از آن با استاد خرم و استاد تجويدي كار كردم. آهنگهاي
(بسوزان) و (اي ساقي) مربوط به آن زمان است و همينطور آهنگ مرا كه با تو
شادم.
-به غير از شما كسي آهنگ «مرا كه با تو شادم» را نخوانده بود؟
-نه، بعد از من آقاي اصفهاني اين آهنگ را خواندند.
-به نظر شما آقاي اصفهاني اين آهنگ را خوب خواندند؟
-من نپسنديدم و سروده خودم بيشتر به دلم مينشيند. شايدم اين خودخواهي است، اما خيليها گفتند اجراي من بهتر است.
-بعد از آن چند تا آهنگ خوانديد تا به گلگلدون رسيد؟
-ما
در راديو تقريبا هر ماه يك آهنگ ميخوانديم كه بعدها مجموعهاي از همان
آهنگها به صورت سيدي منتشر شد، البته بدون اجازه. حتي همان كساني كه در
راديو بودند اين كار را انجام دادند.
-در همان زمان اين كار را انجام دادند؟
-نه،
بعد از مدتها، در حال حاضر اغلب آهنگهاي من بهصورت سيدي درآمده كه بين
آنها آهنگهايي هست كه من علاقه نداشتم به صورت سيدي بيرون بيايد.
-چرا علاقه نداشتيد يكسري از كارهايتان به صورت سيدي وارد بازار شود؟
-يكسري كارها براي راديو بود و براي آنجا تنظيم ميشد، اما يكسري كارها هستند كه اصولا براي سيدي تنظيم ميشد و كيفيت بهتري داشت.
من
شخصا علاقه داشتم كارهايي كه براي سيدي است از كيفيت بالاتري برخوردار
باشد. حالا كه همه كارها به صورت سيدي درآمده خيليها استقبال كردند اما
براي خودم دلنشين نيست. يعني براي سيدي مناسب نيست. با اينكه آهنگهاي
بسيار مشكلي بود اما من همه آن شعرها را دوست نداشتم البته من تا به حال
شعر بد نخواندهام، اما آن شعرها به قدر كافي من را راضي نميكرد.
-چه مدت در راديو فعاليت داشتيد؟
-من
از زماني كه ازدواج كردم تا انقلاب اسلامي حدود شانزده يا هفده سال در
راديو بودم. تمام كارهايي كه در راديو اجرا كردم آهنگهاي اصيلي بودند كه
بسيار سخت بود اما اين آهنگها من را راضي نميكرد. بدين ترتيب تصميم گرفتم
سبكم را تغيير دهم كه همان زمان خوشبختانه با آقاي فريبرز لاچيني ملاقات
كردم و ايشان باعث شدند كه سبك كاري من تغيير كند.
-بعد از قلك چشمات تهيهكنندگان به دنبال شما بودند؟
-بله
تا آن زمان استاد خرم و شادروان تجويدي سراغ من نيامده بودند، اما بعد از
قلك چشمات، آهنگهاي زيادي به من پيشنهاد دادند و اصرار داشتند كه من
بخوانم.
- بعد تا زمان گل گلدون افت نكرديد؟
-نه، افت
نكردم، اما فعاليتم زياد نبود. من بايد كار خوب ارايه ميدادم و كار خوب
هم، مخارجش سنگين است، من در مجالس نميخواندم و براي خودم محدوديت قائل
بودم كه هميشه اين محدوديت را حفظ ميكردم و براي اينكه خودم بايد مخارج
كار را تامين ميكردم كمتر كار ميكردم.
- در اصل علت كمكاريتان صرفا مادي بود؟
-نه مساله ماديات نبود. من هر آهنگي را نميخواندم، هر جايي نميخواندم، همه اينها باعث ميشد كه كمكار باشم.
-بعد از قلك چشمات چه آهنگي خيلي گل كرد؟ همنفس آهنگ گل گلدون را در چه سالي خوانديد؟
-سال پنجاه و پنج.
-در آن زمان فريدون شهبازيان معروف و كارهاي خوبش را ساخته بود؟
-فريدون شهبازيان بسيار كارش خوب و خيلي آدم بااستعدادي بود.
همكاري شما با بابك بيات به چه صورتي بود؟
-من آهنگ « بگو اي مرد من اي از تبار هر چه عاشق» را با ايشان كار كردم.
-اين آهنگ را براي همسرتان خوانديد؟
-بله.
-شما خوانندهاي اهل خانواده بوديد، اما با اين وجود شعرهاي خانوادگي نخوانديد؟ چرا؟
-ببينيد
فضا اينجوري نيست كه من بخواهم شخصي بخوانم. من اول براي خدا ميخوانم و
بعد براي همه مردم. البته چند سال پيش يك آهنگ براي مادرم هم خواندم كه با
اين آهنگي كه شما اشاره كرديد، ميشود دو آهنگ.
با اين حال
همانطور كه گفتم ترجيح ميدهم كه آهنگهايم متعلق به همه باشد و براي شخص
خاصي نباشد.شعر آهنگ اين بود: من به ديدار سحر ميرفتم، نفسم با نفس يار
درآميخته بود، (فريدون مشيري). البته مقداري از شعر را حذف كردم تا براي
ترانه مناسب شود.
-از غزلهاي حافظ كدام را انتخاب كرديد؟
-از
حافظ تا به حال چندين غزل انتخاب كردهام اما كار جديدم «ياري اندر كس
نميبينم ياران را چه شد/ دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد» است.
-كنسرت شما يازده و دوازدهم اسفندماه برگزار شد. گروهتان چه كساني بودند؟
-پيانيست
گروه عوض شده. قبلا خانم فريبا جواهري بودند كه به علت سفرهايشان به
برنامه ما نرسيدند و خانم ليلا صمدي پيانو زدند.اكثر گروه از جوانهاي
بااستعداد هستند و پرجنب و جوش. من خودم وقتي وارد استيج ميشوم كاملا
احساس جواني ميكنم و بسيار شاد و اكتيو هستم.اعضاي گروه از اين قرار است،
آزاده شمس ويلن ميزند، سارا احمدي دف ميزند، آرمينا (درام) و ليلا صمدي
(پيانو).
-بعد از اينكه در دوره جديدي كار خواندن را براي بانوان
شروع كرده ايد، بيشتر خودتان آهنگسازي ميكنيد. چرا؟ آيا كسي به شما آهنگي
را پيشنهاد نداده است؟
-پيشنهاد داشتم، اما خوشم نيامد، ديدم هر
شعري را نميتوانم بخوانم.يا بايد سفارش بدهم يا خودم بسازم و خوشبختانه
روي اين كار تسلط پيدا كردم و آهنگسازي كارهايم را خودم انجام ميدهم.
-كار آهنگسازي را به چه نحوي انجام ميدهيد؟
-من ملودي را ميسازم و با بچههاي گروه كار را تنظيم ميكنيم.
-شما ساز هم ميزنيد؟
-يك مقدار جزئي پيانو ميزنم.
- تا به حال چند آهنگ ساختيد؟
-اوايل در كنسرتها فقط كارهاي قديمي را ميخواندم، اما اخيرا براي هر كنسرت دو كار جديد دارم.
- شعرها را چگونه انتخاب ميكنيد؟
-معمولا
از حافظ يا فريدون مشيري. جديدترين آهنگم شعري است از فريدون مشيري (از
دلاويزترين روز جهان خاطرهاي با من هست به شما ارزاني، سحري بود هنوز گوهر
ماه به گيسوي شب آويخته بود، گل ياس عشق در جان هوا ريخته بود).من هميشه
كنسرتهايم را با نام خدا و ذكر علي شروع ميكنم در حالي كه سارا دف ميزند
من ميخوانم.چون نامه جرم ما به هم پيچيدند/ بردند به ميزان عمل سنجيدند/
بيش از همه كس گناه ما بود/ ما را به ولايت علي بخشيدند و شعري از شاه
مقصود عنقا، صوفي ز فيض وزنفخه قدم دم دم به دم / هوالحق هوالعلي و بعد با
آهنگ «آمد نوبهار» كنسرت را شروع ميكنيم.
-هيچ ساز سنتي به كار نميبريد؟
-نه،
فقط وقتي آواز ميخوانم با پيانو تكههاي اصفهان را مينوازند و در بيشتر
اوقات بدون هيچ آهنگي آواز ميخوانم كه بيشتر به دل مينشيند. يك قطعه در
اوج اصفهان و يك ترانه شاد محلي «مرا عشقت چنان آزار كرده كه از عمرم مرا
بيزار كرده» و يك قسمت از گوشههاي اصفهان. ما سرخوشان مست دل از كف
نهادهايم و آهنگهايي مثل قلك چشمات و گل گلدون، كه امضاي من هستند.
کلمات کلیدی این مطلب: سیمین,غانم,کنسرت,

درسالی که گذشت برخی از اهالی موسیقی هم پر کار بودند و هم خبرساز.
سال 89 برای اهالی موسیقی سال خاصی بود. از یک طرف بسیاری از چهرههای شناخته شده موسیقی ایران مثل شهرام ناظری، حسین علیزاده، کیهان کلهر و ... در شهر های مختلف ایران به اجرای برنامه پرداختند و از سوی دیگر جشنواره موسیقی فجر بدون حضور نام های بزرگ موسیقی ایران در تهران برگزارشد. چهرههای خبرساز حوزه موسیقی در سالی که گذشت کم نبودند، از حسین علیزاده و تور موسیقاییاش در شهرهای مختلف ایران گرفته تا مرتضی احمدی که پس از سالها آلبومی از ترانههای فولکلور تهرانی را روانه بازار کرد. با هم مروری داریم بر عملکرد برخی از چهرههای خبرساز موسیقی در سالی که گذشت.
محمد نوری؛ سفر به دیار باقی
بعید است که دیگر خواننده ای با صدای دلنشین و حماسی محمد نوری پا به موسیقی ایران بگذارد. خواننده ای که صدایش برای همهء ایرانی ها از جملهء خاطره انگیزترین صداهاست. ترانه های او از جمله "ایران"، "صدای چوپان"، "شکوفه در شکوفه"، مجموعه ترانه های محلی و ... همگی در حافظهء مردم ایران با صدای با صلابت او ثبت شده است. محمد نوری مردادماه 89 با موسیقی ایران وداع کرد تا جای او برای همیشه در موسیقی ایران خالی باشد. حالا قرار است تا جایزه ای به نام و یاد او اهدا شود. مقدمات اهدای این جایزه آماده شده است اما دقیقا مشخص نیست که چه زمانی و به چه افرادی اهدا خواهد شد. پیش از این قرار بود که زمستان امسال این جایزه برگزیدگانش را بشناسد که این اتفاق نیفتاد.
کیهان کلهر؛ از نامزدی گرمی تا هنرنمایی با شاهکمان
کیهان کلهر سال 89 برای چهارمین بار نامزد دریافت جایزهء "گرمی" شد که به اسکار موسیقی مشهوراست. از سوی دیگر این آهنگساز و نوازنده کمانچه سال گذشته بعد از گذشت 8 سال دوری از اجرای برنامه در ایران با گروه «همنوازان کلهر» به صحنه بازگشت و در شهرستان های متعدد روی سن رفت. در این اجرا او با ساز ابداعی خودش به عنوان شاه کمان به اجرای برنامه پرداخت. کلهر برای آلبوم "خارج از نقشه" (off the map) موفق به نامزدی گرمی شد که حاصل همکاری او با گروه جاده ابریشم و یویوما ویولنسلیست برجسته دنیاست. به غیر از کلهر استاد شجریان و حسین علیزاده هم در سال های گذشته نامزد دریافت این جایزه شده بودند اما هیچکدام موفق به دریافت آن نشدند. اجرای برنامه با اردلان ارزنجان نوازنده ترکیهای در تهران هم یکی دیگر از کارهای کلهر در سال گذشته بود.
حسن کسایی؛ ردیف موسیقی به روایت نی
یگانه استاد نی ایران، طی سال های گذشته پیوسته از فضای جاری موسیقی ایران دوری کرده و همچنان پایگاه خود و شاگردانش را در اصفهان حفظ کرده است. استاد کسایی خود دربارهء سال های رفتهء عمر پربارش می گوید:" از زمانی که برای نخستین بار در رادیو نوازندگی کردم (1322)، درست شصت و هفت سال می گذرد؛ از زمانی که برای نخستین بار ساز نی را به ارکستر بردم (1327)، شصت و دو سال، از زمانی که برای نخستین بار در برنامه گل ها به دعوت داود پیرنیا شرکت کردم (1335)، پنجاه و چهار سال؛ از زمانی که در آخرین برنامه رادیویی شرکت کردم (1358)، سی و یک سال؛ از زمانی که دوباره به ضبط نوازندگی مشغول شدم (1378)، یازده سال می گذرد. باری، نزدیک به چهل سال است که روی صندلی خانه ام، در گوشه ای آرام، اما بی قرار نشسته ام. استاد کسایی سال گذشته بالاخره ردیف نوازی اش با نی را منتشر کرد. این آلبوم ها با عنوان "ردیف موسیقی با روایت نی حسن کسایی" در قالب چهار سی دی منتشر شدند که در همان ابتدا تبدیل به خبر مهمی در میان اهالی موسیقی سنتی و همچنین دوستداران موسیقی ردیف دستگاهی ایران شد. خود استاد در توضیحات جلد آلبوم نوشته اند:" این آلبوم (ردیف نی)، نتیجه هفتاد سال بررسی و ممارست در موسیقی است. این نکته را هم اضافه کنم که "موسیقی دستگاهی" برای تمام سازها به شرط آنکه بر مبنای "موسیقی آوازی" استوار باشد، کم و بیش یکسان است. در ضمن باید عرض کنم که ردیف مکتب اصفهان و شیراز و تبریز و ...، عناوین ساختگی است و حقیقت نمی تواند داشته باشد. چرا که در اصل یک ردیف بیشتر نداریم، آن هم"ردیف موسیقی ایران" است. این حرف من و حرف شما نیست، کهن است و من امیدوارم که در آینده نیز هنرمندان خوبی در مملکت ما پا به عرصه وجود بگذارند، و نگذارند این موسیقی از بین برود."
شهرام ناظری؛ شاهنامه خوانی در ایران
شوالیهء آواز ایران سال گذشته، بعد از گذشت دو سال روی سن رفت تا آوای شاهنامه اش نه تنها در تهران که در شهرستان ها هم بپیچد. او به افتخار اجرای شاهنامهء فردوسی ایستاده روی صحنه رفت. او دربارهء اجرای قطعاتی از شاهنامه در تهران و اصفهان به جایگاه شاهنامه در ادبیات ایران اشاره کرد و گفت: "شاهنامه فردوسی مربوط به ایران و تاریخ حماسی این سرزمین است که به اعتقاد من دربرگیرنده تاریخ حماسی ایران و زمینه ساز شعر و شعور و فلسفه انسانی، عرفانی و درس بشری است و جای خوشحالی بسیار دارد که بخش هایی از این فرهنگ غنی ادبیات ایران را برای اولین بار به زبان موسیقی و در ایران اجرا می کنم". اما خبر مهم دیگر دربارهء ناظری نشست معرفی سمفونی رومی در ایران بود. کاری که فرزندش حافظ ناظری آن را خلق کرده است. او دربارهء این اثر که قرار است خردادماه امسال در کشورهای مختلف به صورت همزمان منتشر شود، گفت: "عنوان سمفونی رومی یک سمبل است. سمفونی که به معنای جمع شدن گروهی از هنرمندان و رومی هم نمادی از موسیقی شرق است و حالا با تلفیق دو موسیقی شرق و غرب پدیده تازه و دست نیافتنی ایجاد می شود که حتی یک نت از موسیقی آن شبیه هیچ اثر دیگری نیست که کسی شنیده باشد و حتی آواز این سمفونی را هیچکس تا به حال نشنیده است و البته موسیقی آن از دل فرهنگ موسیقی کلاسیک شرق و غرب بیرون آمده است."
همایون خرم؛ بازگشت به صحنه پس از 10 سال
بعید است که ایرانی باشی و موسیقی گوش کرده باشی و با قطعات استاد همایون خرم آشنا نباشی. از "غوغای ستارگان" گرفته که به "امشب در سر شوری دارم" شهره است تا "تو ای پری کجایی". اما استاد خرم با وجود این همه طرفدار ده سال روی صحنه نرفت تا قرعه به نام سال 89 بیفتد و حضور او روی سن برج میلاد. همایون خرم با ویلن نوازی اش سال گذشته دو بار روی صحنه رفت تا دل خیلی ها را شاد کند و ثابت کند که هنوز هم در هفتاد سالگی انرژی نوازندگی و آهنگسازی را دارد. به جز این او کتاب زندگی نامه اش را هم منتشر کرد که با استقبال بسیار زیادی از طرف مخاطبان روبرو شد.
حسین علیزاده؛ تور دور ایران
حسین علیزاده بی شک یکی از چهر ه های موسیقی ایران در سال 89 است. او پیش از این که سال 90 شروع شود، برنامه هایش برای این سال اعلام کردهاست. سالی که به نظر میرسد با توجه به برنامههای علیزاده سال پرکاری برای او باشد. علیزاده سال گذشته آلبوم "ماه و مه" را که شامل تکنوازی او با ساز ابداعیاش یعنی شورانگیز بود روانه بازار موسیقی ایران کرد. نیمه های سال هم که خبر پیوستن او به کادر فنی ارکستر موسیقی ملی ایران منتشر شد. ارکستری که دو سال از تعطیلی اش می گذشت. این خبری خیال خیلی ها را از بابت کیفیت کار ارکستر موسیقی ملی تا حدود زیادی راحت کرد. او در روزةای پایانی سال 89 اعلام کرده که تصمیم دارد تا در سال آینده همراه با ارکستر ملی تارنوازی کند.این ها البته تمام فعالیتهای این آهنگساز و نوازنده نیست. او در اسفندماه سال گذشته کنسرت های دور ایرانش را با اجرای برنامه در شهرستانها آغاز کرد و قرار است که بعد از نوروز در تهران و سایرر شهرها هم برنامهاش را ادامه دهد.
امیر توسلی؛ راوی موسیقایی مختارنامه
یکی از مهم ترین موسیقی هایی که در سال 89 شنیده شد موسیقی سریال مختارنامه ساختهء امیر توسلی بود که نام این آهنگساز را سر زبان ها انداخت. امیر توسلی، آهنگساز جوان این مجموعه موسیقی از موسیقی نواحی مختلف ایران و خصوصا بوشهر بهترین استفاده را کرد تا تیتراژ پایانی و ابتدایی این مجموعه موسیقی به یاد ماندنی داشته باشد. بهره گیری از یکی از نواهای موسیقی فولکلور بوشهری با عنوان "لالایی علی اصغر" هم باعث شد تا اینکار حسابی در میان مخاطبان جای خود را باز کند. استفاده از صدای سلوی زن و پخش آن از صدا و سیما هم یکی از مسائل چالش برآنگیز موسیقی سریال مختارنامه بود که برای مدتی به بحث داغ محافل خبری تبدیل شد. این آهنگساز جوان برای هر قسمت از سریال داوود میرباقری، موسیقی مجزایی نوشت که کار او را در مقام آهنگساز بسیار مشکل کرده و باعث شده تا ضبط موسیقی آن کماکان ادامه داشته باشد. تنها نکته ای که دربارهء موسیقی این مجموعه و کار امیر توسلی وجود داشت انتقادات داغ محسن شریفیان دربارهء کپی رایت موسیقی این مجموعه بود که همچنان لاینحل باقی مانده است.
مرتضی احمدی؛ صدای گمشده تهران
مرتضی احمدی که علاقه زیادی به زادگاهش شهر تهران دارد، سال گذشته آلبومی را با عنوان "صدای تهرون" منتشر کرد که در آن 13 قطعهء اصیل ضربی تهرونی گنجانده شده بود. احمدی که 4 کتاب در زمینه تهران شناسی منتشر کرده است بیش از 160 قطعه را طی سال 88 ضبط کرده بود که تنها 13 تای آن توانستند مجوز بگیرند، با این حال انتشار همین سیزده قطعهء تهرونی هم آنقدر اتفاق خوب و نشاط انگیزی بود که دل خیلی ها را شاد کرد. در مراسمی که با عنوان بزرگداشت استاد مرتضی احمدی، در تهران برگزارشد، این آلبوم نیز رونمایی شد و خیلی زود به یکی از آلبومهای پرطرفدار بازار موسیقی تبدیل شد.
سالار عقیلی؛ پرکاری یک خواننده
درسال گذشته سالار عقیلی حسابی پرکار بود "باده نوشین"، "پرواز پرنده پائیز"، "سبوی تشنه"، "مهر و ماه"، "عشق ماند"، سمفونی مولانا، سمفونی خلیج فارس، سمفونی انقلاب و....از جمله آثاری بودند که یا منتشر شدند یا خبر انتشار زودرسشان منتشر شد. اینها در حالی است که روزی حداقل یکبار ترانهء "وطنم" او از یکی از شبکه های صدا و سیما پخش می شود و ترانهء تیتراژ پایانی "تبریز در مه" هم کار اوست!
محسن چاووشی؛ چهره سال موسیقی
در سال 89 آلبوم جنجالی محسن چاووشی بالاخره منتشر شد. دو سالی بود که طرفداران بسیار زیاد چاووشی منتشر "حریص" مانده بودند. در ابتدا قرار بود که این آلبوم با نام "حسود" روانهء بازار شود و حتی دموهای مختلف آن هم از سال گذشته روی سایت ها وجود داشت اما در نهایت با نام دیگری این آلبوم به بازار آمد تا در همان ابتدا جزو پرفروش های موسیقی پاپ ایران باشد. چاووشی که پیوسته در میان مخاطبان جایگاه ویژه ای داشته است کافی است تا یک حرکت موسیقایی انجام دهد تا دوباره به صدر جدول موسیقی پاپ برگردد. این خواننده در روزهای پایانی سال هم از سوی کاربران سایت خبرآنلاین به عنوان چهره سال موسیقی ایران معرفی شد.
رضا یزدانی؛ از اتشار آلبوم تا بازی در فیلم
چهرهء دیگر موسیقی پاپ امسال قطعا کسی نبود جز رضا یزدانی. او در سال گذشته دو بار روی صحنه رفت. اولی در تابستان و در سالن اریکه ایرانیان و بعدی هم در اواخر سال و در برج میلاد. او امسال آلبوم ساعت 25 را هم منتشر کرد که در آن ترک های زیادی در مقایسه با دیگر آلبوم های روز گنجانده شده بود و همچنان وجه خاطره انگیزی قطعات حفظ شده بود. در کنار اینها رضا یزدانی که پیوسته علاقه اش به سینما را بروز داده است امسال فعالیت های سینمایی اش را هم انجام داد. او در اپیزود "تهران؛ سیم آخر" مهدی کرم پور نقش خواننده ای را بازی می کرد که ترانه های اعتراض می خواند. بعد از آن در "اینجا تاریک نیست" به کارگردانی محمدرضا خاکی هم همبازی پولاد کیمیایی و مصطفی زمانی شد تا یکی از نقش های اصلی فیلم را ایفا کند.
کلمات کلیدی این مطلب: از,مرگ,تا,تولد,خبرسازان,موسیقی,در,سال,گذشته,چه,چهرههایی,بودند؟,,
عکسی از محمدرضا گلزار بازیگر سینما، مهدی مقدم خواننده ایرانی در کنار “آرش”، خواننده خارج نشین، در مراسم عروسی این خواننده در دبی.
کلمات کلیدی این مطلب: حضور,محمدرضا,گلزار,و,مهدی,مقدم,در,عروسی,خواننده,لس,انجلسی,
.:: This Template By : web93.ir ::.