دكتر یزدان بخش نجفيان
متخصص پوست و مو
زیبایی: برخي از افراد بعد از تراشيدن ريش دچار التهاب، قرمزي و جوشهاي كوچك، قرمز يا چركي ميشوند. علت اين امر بيشتر مربوط به كج شدن موها پس از تراشيدن و وارد شدن آنها به داخل پوست است؛ يعني مو بعد از تراشيدن به جاي آنكه به طور مستقيم رشد كند و از پوست خارج شود به داخل پوست ميرود و در زير پوست به رشد خود ادامه ميدهد كه اين امر سبب التهاب، خارش و جوش ميشود. چنين مسئلهاي بيشتر در آقاياني پيش ميآيد كه موهاي زبر و مجعد دارند. براي خلاصي از شر اين عارضه لازم است كه تيغ اصلاح كاملا تيز و نو باشد. همچنين خميرريش هم بايد به مدت كافي روي پوست بماند تا موها را نرم كند و پس از تراشيدن حالت تيزي در آنها ايجاد نكند. كساني كه با رعايت اين نكات دوباره دچار چنين عارضهاي ميشوند، لازم است بلافاصله پس از اصلاح، از كيسه آب يخ و كرمهاي ضدالتهابي استفاده كنند يا در صورت لزوم ميتوان به طور موقت از كرمهاي آنتيبيوتيك دار يا آنتيبيوتيكهاي خوراكي استفاده كرد. براي درمان درازمدت اين عارضه ميتوان از كرمهاي حلكننده مواد شاخي مانند كرمهاي محتوي اسيدساليسيليك و كرمهاي رتينوئيد استفاده كرد يا ميتوان موهايي را كه كج شدهاند و به داخل پوست فرو رفتهاند را با ليزر يا الكتروليز از بين برد. همچنين افرادي كه بعد از هر بار اصلاح صورتشان جوش ميزند بايد در چند نوبت از صابونهاي تري كلروكروان استفاده كنند تا به مرور جوشهايشان از بين برود. البته با طولاني شدن عوارض، مراجعه به پزشك متخصص پوست كمك فراواني به حل مشكل بيمار خواهد كرد. زيرا ممكن است شخص به يكي از مواد مصرفي در حين اصلاح مانند خميرريش يا ادوكلن حساسيت داشته باشد كه با تشخيص پزشك ميتوان آن را تعويض كرد.
فرهیختگان آنلاین: یكی از پسران قذافی كه یكی از گردانهای پدرش را فرماندهی میكرد در حملات هوایی نیروهای غربی كشته شد.
به گزارش فارس، شبكه خبری پرستیوی گزارش داد كه "خمیس قذافی " در حملات نیروهای غربی به این كشور كشته شد.
این در حالی است كه نیروهای غربی در ادامه حملات خود به مناطق مختلف لیبی
مقر "معمر قذافی " دیكتاتور لیبی را در منطقه "باب العزیزیه " در شهر
طرابلس پایتخت این كشور با موشك هدف قرار دادند.
همزمان خبرگزاری فرانسه گزارش داد كه انفجارهای قوی یكشنبهشب شهر طرابلس
را لرزاند كه یكی از آنها در منطقه باب العزیزیه محل اقامت قذافی بود.
برپایه این گزارش، ستونهای دود بر فراز منطقه باب العزیزیه به آسمان برخاست و صدای شلیك ضدهواییها به گوش رسید.
در همین حال، فرماندهی نظامی آمریكا اعلام كرد كه سیستمهای اصلی دفاع
هوایی و پایگاههای موشكی "سام " در نزدیك شهرهای طرابلس، مصراته و سرت هدف
حمله قرار گرفتهاند.
وزارت دفاع انگلیس نیز اعلام كرد كه نیروهای انگلیسی در حملهای هماهنگ علیه سیستمهای دفاع هوایی لیبی شركت داشتهاند.
و بهار
روی هر شاخه، کنار هر برگ
شمع روشن کرده ست.
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده ست
و درخت گیلاس
هدیه ی جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست.
باز کن پنجره ها را، ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
توی تاریکی شبهای بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد؟
با سر و سینه ی گل های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه ی باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد!
خاک، جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن...
فریدون مشیری
بعد از حدود 1 ساعت رنگ آب به حالت عادی خودش بازگشت.
آزمایشها نشان داد که این تغییر رنگ بخاطر وجود یک ماده ی شیمیایی غیر سمی در آب بود. با اضافه شدن این ماده شیمیایی به آب رودخانه واکنشی به نام ” فلورسئین” رخ داده است، بدین شکل رنگ آب از حالت عادی (بی رنگ) به رنگی متمایل به سبز در آمد.




امپراتوری ایران در زمان کوروش که نام او در غرب با قلب تلفظ حروف یونانی، سیروس و سایرس، گفته می شود از هند تا مرمره و از سیردریا (رود سیحون) تا دریای سرخ امتداد داشت که پسر او کامبیر (کامبوزیا = کامبوجیا = کمبوجیه) بر وسعت آن افزود و داریوش بزرگ و پسرش خشایارشا قلمرو ایران را گسترش بیشتری دادند که بیش از دو قرن بزرگترین قدرت و تنها ابرقدرت جهان بود با فرهنگ و تمدنی درخشان و بی مانند.
کوروش برای اخراج طوایف آرال که از سیردریا گذشته وارد سغدیانا و سرزمین پارسیان در فرارود (تاجیکستان امروز و ...) شده بودند به این منطقه رفته بود که به سوی او که سوار بر ارابه بود و سربازانش را در میدان نبرد هدایت می کرد زوبینی پرتاب شد و عمر وی پایان یافت.
با وجود درگذشت کوروش، سربازان او جنگ را بردند و مهاجمان را به آن سوی سیردریا عقب راندند. ( سغد اینک یک ایالت تاجیکستان و فرماندارنشین آن، شهر باستانی خجند است).
برخی از مورخان درگذشت کوروش بزرگ را در منطقه فرارود نتیجه بیماری نوشته اند، نه اصابت زوبین. آرالی ها تمدنی عقب مانده و غیر قابل قبول برای ایرانیان داشتند و کوروش مایل به آلوده شدن ایرانیان به این تمدن [از جمله همبستر شدن علنی با زنانشان] نبود.
موسس و پدر کشور ایران که مادرش ماد و پدرش پارس بود در میدانهای جنگ، همیشه در میان سربازان بود و از آنان جدا نمی شد و (اگر نوشته مورخان یونانی درست باشد) جان خود را بر سر همین روش گذارد. او بارها گفته بود که نباید سرباز جان برکف نهد و بجنگد و افتخار پیروزی نصیب شاه شود که دور از میدان جنگ در چادر خود درمیان نیروهای محافظ و اسبان آماده برای فرار می آساید.
جنازه کوروش همچنان که وصیت کرده بود به پاسارگاد منتقل و مدفون شد که آرامگاه او تا به امروز باقی مانده و هموطنان پس از 25 قرن همچنان برای ادای احترام نسبت به او به پاسادگاد می روند.
کوروش در بابل و پس از صدور اعلامیه ای که امروز نخستین منشور اتحاد ملل و حقوق بشر نام برده می شود وصیت کرده بود صرف نظر از محل مرگ او، باید در پاسارگاد دفن شود. کوروش هنگام تعیین محل دفن خود از این که برای مدتی بسیار طولانی، جسد او قطعه زمینی را از ثمر دادن باز می دارد از مردم ایران (قبلا) پوزش خواسته بود.
کوروش جهانی فکر می کرد و همه ملتها را متساوی الحقوق می دانست و عقیده به ایجاد یک دولت جهانی مجهز به اخلاقیات داشت تا جنگها و خونریزی ها پایان یابد و یک قانون واحد حاکم بر روابط ملتها باشد.
اعلامیه او پس از فتح بابل که سلطانش به آزار دادن سایر ملل و نیز اتباع خود شهرت داشت، نخستین منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر شناخته شده و نگهداری می شود.
کوروش دین ایرانیان (آیین زرتشت) را به ملل دیگر تحمیل نکرد. وی شورائی از سران ملل تابعه به ریاست خود تشکیل داده بود و امپراتوری او در حقیقت یک جامعه مشترک المنافع بود و شرط عضویت در این جامعه دادن آزادی به مردم محل، بر قراری حکومت قانون، منع بردگی و قطع ظلم و تعدی بود.
ارتش کوروش سربازان اسیر را به بردگی نمی فروخت و اموال ملت مغلوب را مصادره و غارت نمی کرد. یهودیان در کتاب مقدس خود کوروش را "آزادیبخش" و او را یک مسیح خوانده اند. کوروش اسیران یهودی دولت بابل را آزاد کرد و به وطن خود بازگردانید و با پول ایران شهرهایشان را که به دست سلطان بابل ویران شده بود مرمت و نوسازی کرد.آنها کسانى هستند که از چند ماه گذشته به امید داشتن اندامى متناسب، با کمک انواع رژیم هاى لاغرى و قرص هاى تجویزى از جانب پزشکان تغذیه یا منابع معتبر یا غیرمعتبر دیگر و همچنین صرف هزینه هاى گزاف، به سختى اقدام به کاهش اضافه وزن خود کرده و تازه به وضعیت مطلوبى رسیده اند که با شروع دید و بازدیدها و تعارفات متعاقب آن براى صرف این خوراکى هاى متنوع و نه چندان کم ضرر، باید دوباره منتظر بازگشت اضافه وزن کاسته شده شان بوده و در واقع رنج ها و زحماتشان در اندک زمانى به کلى بى نتیجه خواهد ماند.
این مسئله نه تنها پیامدهاى جسمى را به همراه دارد، بلکه در ذهن فردى که با این همه انگیزه، سختى ها و محرومیت هاى رژیم غذایى را تحمل کرده است، از روزهاى نوروزى خاطره اى ناخوشایند به جاى خواهد ماند.
گذشته از این مسائل، به طور کلى داشتن سیستم تغذیه اى نادرست و نامنظم، و خوردن هاى پیاپى و بى موقع در این روزها، سلامت جسمانى همه افراد را از تعادل موجود خارج مى سازد، مگر آنکه پیش از فرارسیدن این روزها، با اراده اى راسخ در نحوه تغذیه مان، تصمیمى جدى اتخاذ کنیم تا نه تنها طى این ایام با مشکلى در سلامتى مواجه نشویم بلکه در پایان نیز، بهترین و زیباترین خاطرات نوروزى را در آغاز دفتر زندگى سال جدید حک کنیم.
در همین راستا توصیه هایى ارائه خواهد شد که رعایت آنها مى تواند از بسیارى نگرانى ها بکاهد:
پیشنهاد براى افراد در حال رژیم:
هرگز در این ایام بدون مشورت با پزشک خود دستورات رژیمى خود را رها نکنید، زیرا ممکن است نظم ایجاد شده در بدن شما با بى نظمى تغذیه اى در ایام تعطیلات، به اضافه وزن بیشترى منجر شود.
از آنجا که اغلب رژیم هاى ارائه شده از جانب پزشکان متخصص، بر اساس میزان کالرى مورد نیاز هر بدن با توجه به شرایط مختلف سنی، جنسی، قد، استخوان بندى، فاکتورهاى خونى و ... است، لازم است پیش از آغاز تعطیلات با مراجعه به پزشک و یا مطالعه کتاب هاى مربوطه در این زمینه، میزان کالرى هر یک از مواد غذایى و تنقلات موجود در سبد پذیرایى نوروزى مانند آجیل، شیرینى، شکلات و غیره را یادداشت کرده و با برنامه ریزى در مصرف آنها با توجه به میزان کالرى مورد نیاز بدن تان، از پشیمانى هاى بعدى جلوگیرى کنید.
آنچه همه ما را در حفظ سلامت جسمانى در این روزها یارى خواهد داد، ایجاد اندکى تغییر در نحوه اجراى آداب پذیرایى نوروزى است.
کافى است شما چه در نقش میزبان و چه در نقش میهمان، به نکات زیر توجه کنید:
- ترک عادت تعارف زیاد براى صرف خوراکى ها:
همه به ویژگى مهمان نوازى ما ایرانیان واقفند. این روزها نیز بازار این خصلت پسندیده بسیار داغ است، ولى امان از زمانى که از تعارف به عنوان ابزارى در خدمت این سنت پسندیده، بیش از حد و اندازه استفاده شود که در نهایت ممکن است براى میهمانان به جاى خدمت عامل زحمت گردد.
- پذیرایى با میوه هاى پوست کنده:
بسیارى از خانواده ها روزى از ایام نوروزى را انتخاب کرده و با اعلام آن به اقوام و خویشاوندان آمادگى خود را براى پذیرایى میهمانان در آن روز به اطلاع مى رسانند. شما مى توانید در چنین روز پر رفت و آمدى در کنار میوه هاى چیده شده در ظروف پذیرایى، تعدادى از میوه ها را (به شرط رعایت کامل بهداشت و با استفاده از دستکش یک بار مصرف) پوست کنده و برش هاى آنها را با تزئینى زیبا بر روى ظرفى بزرگ بچینید. بسیارى از میهمانان، خوردن تنها چند تکه از میوه هاى مختلف را بیشتر از خوردن یک عدد میوه بزرگ کامل ترجیح مى دهند. در پایان در صورتى که از میوه هاى پوست کنده مقدارى باقى ماند، شما مى توانید از آنها کمپوتى لذیذ درست کرده و یا آنکه آنها را خشک کنید.
این روش داراى مزیت دیگرى نیز هست. با این روش شما مى توانید براى مصرف میوه هایى که با هزینه گزاف خریدارى کرده اید و تنها لکه هایى بر روى پوست آنها ایجاد شده و دیگر قابل پذیرایى براى مهمان نیست، راهى پیدا کنید!هم را نبینیم چه کار کنیم؟ بنشینیم الکی استرس آزمایشگاهی تولید کنیم؟
البته که خودم را دارم مینویسم و حواسم هست. من وقتی تنهام میلیون تا دلیل برای افسردگی دارم. کلی ترس دارم. کلی داستان دارم از ته ماجراهایی که هنوز به وسط هم نرسیده. گونی گونی تههای وحشتناک هیولا شده با خودم حمل میکنم.
اتفاقن عید خیلی هم فرصت خوبیست که بروی خانهی فلانی. آجیل بخوری. چای بخوری. هی احترامت را نگه دارند. میوه توی ظرفت بگذارند. بعد همینها که توی مهر تره هم برایت خورد نمیکنند شیرینی نخودی مثل زیگورات برایت بچینند.
لباسهای نویشان را بپوشند تا تو تماشا کنی. اخبار سیاسی را با نظریههای شخصیشان قاطی کنند و چیزهای امیدوار کننده حتی بسیار نا امید کننده تحویلت بدهند. اینها بد است؟ اینها بد باشد پس زندگی در طول سال منهای این چهارده روز اسمش چیست؟ آبان و آذر و مهر.
شبهای دم ظهر. ماه رمضان وسط تابستان. دیماه تنها یک گوشه افتاده. دوازده ماه بقیه پس خیلی فاجعه است. فکر کن شب هفدهم مرداد سرت را بیاندازی پایین بروی با عمهی پدریت معاشرت کنی. شاید اصلن راهت هم ندهد.
حالا اصلن بقیه هیچ. خودم. خودم عید را به غاااایت دوست دارم. کسی نیست بیاید برویم کفش ورنی براق بخریم. شیرینی بخریم و خلاصه از این عیدی کاریها. وگرنه آن را هم میرفتم. وگرنه فرشم را هم دو انگشتی میشستم. بعد هم خودم را از کاج وسط میدان ونک آویزان میکردم و مثل چراغ روشن خاموش میشدم.
یک کلام. عاشق عیدم
.:: This Template By : web93.ir ::.