+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد زنان ببیش‌تر از مردان نسبت به گزش حشرات شکایت می‌کنند که دلیل اصلی آن هم توجه بیش‌تر آن‌ها به پوستشان است.

در یک مطالعه مشخص شد جذابیت انسان‌ها برای حشرات خون‌آشام ارثی است و زنان بیش‌تر از مردان این حشرات را به سمت خود جذب می‌کنند.

هم‌چنین در این بررسی‌ها مشخص شد زنان سنگین‌تر با احتمال بیش‌تری نسبت به دیگران گزیده می‌شوند. دلیل اصلی این موضوع آن است که زنان گرما، رطوبت و مواد شیمایی بیش‌تری نسبت به مردان از بدن خود منتشر می‌کنند که باعث جذب حشرات می‌شود.

مردان قد بلند هم بیش‌تر گزیده می‌شود چرا که آن‌ها با احتمال بش‌تری در مسیر حرکت حشرات خون‌آشام قرار می‌گیرند. بیش‌تر این حشرات در ارتفاع دو متری از سطح زمین پرواز می‌کنند.

دانشمندان دانشگاه آبردین و موسسه تحقیقاتی روتامستد با انجام تحقیقاتی متوجه شدند که بعضی از افراد دائما توسط حشرات گزیده می‌شود. 14 درصد از جمیعت جهان نیز هرگز توسط پشه‌ها گزیده نمی‌شوند. دانشمندان معتقدند بعضی از مردم طوری متولد می‌شود که پوست آن‌ها موادی را تولید می‌کند که حشرات را دفع می‌کند.

حشره‌ها معمولا ما را از طریق ماده فراری که از پوست و دهان ما در فضا منتشر می‌شود شناسایی می‌کند و این ماده چیزی نیست جز دی‌اکسید کربن.

زنان معمولا نسبت به گزش حشرات واکنش بیش‌تری نشان می‌دهند، اما شاید دلیل این موضوع توجه بیش‌تر زنان به پوست خودشان باشد.

در این تحقیقات که قرار است در نشریه پزشکی بریتانیا به چاپ برسد از روش‌هایی که باعث دفع حشرات می‌شود استفاده نشده است که از جمله آن می‌توان به خوردن سیر و پیاز اشاره کرد.


   برچسب‌ها: پشه‌ها زنان را بیش‌تر می‌گزند
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

ممکن است زبان بومی حیوانات پیچیده به نظر بیاید اما درک زبان اشاره آنها به تدریج امکان پذیر خواهد شد و به این شکل می توان فهمید که برخی از حیوانات در این جهان وجود دارند که حتی از قدرت تفکر برخوردارند.

"فینالی مک کی" مجموعه ای از تصاویر پرتره حیواناتی که از قدرت تفکر برخوردارند به ثبت رسانده و نشریه تایم نیز به انتشار آن پرداخته تا دیدگاه خود را نسبت به توانایی های برخی از موجودات زنده تغییر دهیم:

"کنزی"

این شامپانزه 29سالهدامنه واژگانی در حدود 400 واژه دارد. کنزی می تواند با اشاره کردن به تعدادی از نشانه های رنگارنگ با دیگران ارتباط برقرار کند. توانایی های "کنزی" در زبان بسیار شگفت انگیز است او می تواند با همین اشاره کردن تفکر کرده و جمله سازی کند و حتی جملات ترکیبی بسازد. صفحه نشانه هایی که او برای سخن گفتن از آن استفاده می کند تنها از واژه های ساده ای مثل "دویدن" یا "توپ" تشکیل نشده بلکه از کلماتی با کاربردهای ترکیبی و گرامری پیچیده تر مانند "از"، "بعدا" و پسوندهایی مانند "ing" و "ed" که در زبان انگلیسی به زمان افعال دلالت دارند نیز برخوردار است.

"کنزی" همچنین می تواند تصویر خود را در آینه تشخیص دهد، توانایی که دلفینها و فیلها نیز از آن برخوردارند. تمامی این جانداران با دیدن لکه ای رنگی بر روی پیشانی خود در آینه نسبت به آن واکنش نشان می دهند. فیلها و میمونها با کمک گرفتن از دست یا خرطوم خود سعی می کنند لکه رنگی را بزدایند اما دلفینها به گونه ای تغییر موقعیت می دهند تا بتوانند زاویه دید بهتری از رنگ داشته باشند.

"بی بی"

مدتها است که توانایی سگها در نمایش رفتارهای هوشمندانه به اثبات رسیده است اما تاثیرگذارترین رفتار در توانایی های شناختی این حیوانات، قدرت آنها در درک مفهوم اشاره ها است، هیچ گونه جاندار دیگری نیست که بفهمد نشانه رفتن انگشت به یک سو به این معنی است که در آن سو چیزی است که ارزش توجه کردن دارد. "بی بی" سگ هشت ساله ای است که ساکن نیویورک بوده و مانند بسیاری از سگها از قدرت بالایی در درک مفاهیم اشاره ها برخوردار است.

"بابلز"

"بابلز" فیل 29 ساله ای آفریقایی از گونه ای در حال انقراض است. فیلها به طور کلی که به خاطر پایبندی شدید به روابط خانوادگی و عزاداری برای مرده های خود در دسته جانداران هوشمند و متفکر قرار گرفته اند. همچنین فیلها از توانایی های قابل توجه شمارشی برخوردارند و می توانند تفاوت میان مقدار دو جسم را از هم تشخیص دهند.

"آپسارا"

به گزارش مهر، اورانگوتانها و شامپانزه ها از معدود حیواناتی هستند که می توانند خود را در آینه تشخیص دهند و"آپسارا" از جمله اورانگوتانهای باهوشی است که نسبت به تصویر خود واکنش نشان می دهد. در صورتی که دست بندی را به دست او بیاندازید و او را در برابر آینه قرار دهید، تنها به آن خیره نمی شود بلکه دست خود را بالا آورده و در برابر آینه تکان می دهد و به این شکل با بازتاب آن در آینه تعامل برقرار می کند.

اورانگوتانها همچنین به توانایی ساختن ابزار شهرت دارند. از ابزارهایی که توسط این جانداران ساخته می شود می توان به استفاده از شاخه های پربرگ درخت به عنوان مگس کش، استفاده از برگها به عنوان فنجان و ساخت چسب برای جمع آوری حشرات یا برگها اشاره کرد.

"آپسارا"ی سه و نیم ساله در عین حال می تواند به خوبی رفتارهای انسان را تقلید کند. او می تواند در گفتگوهای انسانها حضور داشته باشد و به همراه آنها چای بنوشد یا تنقلات بخورد.

"روپرت"

مطالعات جدید در دانشگاه کمبریج نشان داده است کلاغ زاغی‌هایی مانند "روپرت" می توانند برای انجام کارهای خود دلیل بیاورند. در آزمایشی زاغها نشان دادند به دلیل تشنگی و پایین بودن سطح آب یک چاه، برای بالا آوردن سطح آب به داخل آن سنگ می اندازند.


   برچسب‌ها: حیوانات متفکر را ببینید و بشناسید
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

دانشمندان پس از صرف سالها زمان در نهایت توانستند عدد نهایی پازل مکعب "روبیک" را کشف کنند، عددی که تعداد حرکات کافی برای حل این پازل را بیان می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، جهان با نفسی حبس شده برای سه دهه در انتظار چنین روزی بود، روزی که در نهایت گروهی از مهندسان، دانشگاهیان و شیفتگان ریاضی بتوانند عددی را کشف کنند که زندگی، جهان و مهمتر از همه راه حل "مکعب روبیک" را توضیح دهد.

این رقم عدد 20 است، حداکثر تعداد حرکاتی که برای حل کردن این پازل به آن نیاز است. کشف و حل این عدد جادویی 35 واحد پردازشگر و سالها زمان و انرژی انسانی را صرف کرده است. چرا؟

به دلیل 42,252,003,274,489,856,000 موقعیت حرکتی ممکنی که در مکعبهای روبیک وجود دارد، رایانه ها در نهایت توانستند این الگوریتم جادویی را شکسته و آن را حل کنند.

محققان ابتدا تمامی حرکات ممکن بر روی این مکعب را کنار یکدیگر قرار دادند و سپس با حذف تعدادی از موقعیتهای حرکتی متقارن حرکات ممکن و کاربردی را به جا گذاشتند.

بر اساس گزارش پاپ ساینس، سپس محققان با کمک الگوریتمهای رایانه ای موفق به حل کردن تمامی موقعیتهای حرکتی ممکن در این پازل شدند. عدد 20 به مدت یک دهه آستانه پایین محدودیت حرکتهای ممکن در پازل مکعب روبیک بوده است اما دانشمندان در نهایت توانستند آن را به عنوان مرز بالای محدودیت عدد قطعی این پازل اعلام کنند.


   برچسب‌ها: راه حل قطعی مکعب, روبیک, کشف شد
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

برای خیلی ها این سوال پیش می آید که القابی که در حوزه به کار می رود بر چه اساسی تنظیم شده است؟ القابی مثل «حجت الاسلام»، «حجت الاسلام و المسلمین» و یا «آیت الله».

دوره تحصیلی در حوزه این گونه است که در ۶ سال ابتدای تحصیل هدف آشنایی با ادبیات عرب(شامل صرف و نحو)، منطق، عقاید و آشنایی اجمالی با علم فقه (در حد شرح لمعه) و اصول فقه (در حد اصول مظفر) است. در ۴ سال بعد، توجه روی فقه و اصول است. کتاب رسائل شیخ انصاری و کفایة الاصول آخوند خراسانی به عنوان متن اصول و کتاب مکاسب شیخ انصاری به عنوان متن فقهی مورد توجه قرار می گیرد. البته در این دروه متون نیمه تخصصی فلسفه(کتب بدایة الحکمة و نهایة الحکمة علامه محمد حسین طباطبایی) نیز خوانده می شود. پس از این دوره است که طلبه بر یکی از رشته های علوم دینی متمرکز می شود(رشته هایی مانند تفسیر، عقاید و کلام، فلسفه و…). اگر چه امروزه رشته های مختلف تخصصی در حوزه هست، اما روال معمول تحصیل در حوزه، بیشتر طلبه ها را به فقه و اصول سوق می دهد. اینگونه است که طلبه پس از ۱۰ سال تحصیل وارد دوره خارج می شود و در این دوره به بررسی اجتهادی مبانی یک حکم دینی می پردازد. یعنی با کمک استاد، سعی می کند قدم به قدم به درجه ای برسد که خودش توانایی فهم حکم دینی را پیدا کند.

در طول این مسیر و پس از آن یک طلبه لقب های خاصی پیدا می کند. القاب حوزوی به نوعی نشان گر جایگاه حوزوی یک عالم دینی هستند. جایگاهی که با معیارهای مختلفی سنجیده می شوند.  هنوز برای روند استفاده از این القاب قانون خاصی وضع نشده است اما بر اساس قانونی نانوشته اما متعارف در حوزه اگر بخواهیم این القاب را به ترتیب بشماریم باید به ترتیب زیر پیش برویم:

  1. ثقة الاسلام : برای طلابی که در حد مقدمات و مقداری از فقه و اصول خوانده اند.
  2. حجة الاسلام: برای طلابی که معمولا پس از پایان دروس معمول ۱۰ سال حوزه در کلاس های درس خارج شرکت می کنند. دروس خارج در حوزه به بررسی اجتهادی مبانی احکام می پردازد.
  3. حجة الاسلام و المسلمین: برای طلابی که به اجتهاد متجزّی رسیده اند.
  4. آیت الله: برای مجتهدانی که توانایی افتاء دارند.
  5. آیت الله العظمی: برای مراجع تقلید.

اجتهاد متجزی یعنی فرد بتواند لااقل در بعضی از ابواب فقهی، حکم دینی را از منابع بدست آورد. البته گروهی معتقدند اجتهاد متجزی واقعیت خارجی ندارد چرا که کسی که در بعضی از ابواب قدرت فهمیدن حکم فقهی را پیدا کند، در تمام ابواب می تواند چنین کاری را انجام دهد.

تأیید اجتهاد مرحوم آیت الله محمد حسن قدیری به خط امام خمینی که آیات عظام اراکی وبهجت هم آن را تأیید کرده اند

فهمیدن این که کسی به درجه اجتهاد رسیده است یا نه، با توجه به آثار وی قابل تشخیص است. آثاری چون کتب فقهی، تدریس ها، و مباحثه هایی که با مجتهدین قطعی پیش می آید. در بین حوزویان سنتی هست به نام «اجازه اجتهاد». اجازه اجتهاد اگر چه به صورت شفاهی هم مرسوم است، مثل اجازه اجتهاد مرحوم آیت الله حائری یزدی به مرحوم آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی اما معمولا به صورت مکتوب ثبت می شود. این نوع اجازه اجتهاد نوشته ای است که یک مجتهد یا مرجع تقلید به کسی که وی را امتحان کرده است و یا به اجتهاد وی یقین دارد می دهد. این نوشته نوعا همراه با تعریف از درجه علمی فرد و است که پای آن مهر مرجع تقلید یا مجتهد نقش بسته است. سنت «اجازه اجتهاد» چیزی ورای امتحانات معمول حوزه است. یعنی هر مرجع تقلید بر اساس سبک فقهی خودش مجتهد جدید را مورد سنجش قرار می دهد.

بد نیست بدانیم «اجازه اجتهاد» با «اجازه روایت» و «اجازه اخذ وجوهات شرعی» تفاوت دارد. «اجازه اخذ وجوهات شرعی» همان طور که از نامش پیدا است، اجازه ای است که یک مرجع تقلید به یک فرد می دهد تا وی از طرف او خمس و زکات را از مقلدین دریافت کند. برای این اجازه لزوما فرد نباید حتی روحانی باشد. مثلا امام خمینی پیش از انقلاب به دکتر ابراهیم یزدی اجازه اخذ وجوهات داد:

«جناب آقاى دکتر ابراهیم یزدى- ایّده اللَّه تعالى- مجاز و وکیل از قِبَل اینجانب مى‏باشند در اخذ وجوه شرعیه از قبیل سهم مبارک امام- علیه السلام- و سهم سادات عظام و سایر وجوه شرعیه و ایصال آنها به اینجانب؛ و مجازند خمس از سهم مبارک امام- علیه السلام- را در اعلاى کلمه حق و ترویج و تأیید اسلام و سایر موارد مقرره شرعیه صرف نمایند. از جناب ایشان و سایر دوستان امید دعاى خیر دارم. والسلام علیه و علیهم و رحمة اللَّه و برکاته./ به تاریخ ۱۶ شهر ع ۲ – ۱۳۹۵»(صحیفه نور، ج‏۳، ص: ۸۶)

«اجازه نقل روایت» دیگر سنت قدیمی حوزه است که مربوط به نقل روایات دینی است. یعنی یک استاد به شاگرد خود که به حدی از دقت رسیده است که می تواند راوی یک روایت باشد، اجازه نقل روایت می دهد. این اجازه نیز به صورت مکتوب یا شفاهی است. اگر کتاب ۴۰ حدیث امام خمینی را ورق بزنیم، می بینیم ایشان برای نقل ۴۰ حدیث ابتدا و در حدیث اول طریق نقل روایت خود را تا مرحوم کلینی و از کلینی تا امام معصوم(ع) ذکر می کند:«اخبرنی اجازةً، مکاتبةً و مشافهةً عدّة من المشایخ العظام و الثقات الکرام منهم….» (۴۰ حدیث امام خمینی/حدیث اول)

در مورد القاب حوزوی اگر کتاب های قدیمی فقهی را که ورق بزنیم به القاب دیگری نیز بر می خوریم. این القاب البته امروزه دیگر کمتر به کار می روند اما در زمان خود حکایت از مجتهد بودن و علمیت داشتند:

  1. علامه: مانند علامه مجلسی که امروزه بیشتر در مورد کسانی که در زمینه فلسفه، کلام و عرفان متبحر هستند به کار می رود.
  2. ملّا: مرحوم سید احمد زنجانی در کتاب «الکلام یجر الکلام» اشاره می کند که ملّا همان «مولی»(سرپرست) است. ملاصدرای شیرازی از علمایی است که با این عنوان شناخته می شود.
  3. آخوند: هم ایشان می گوید:«آخوند مخفف آقا خوانده است.»(الکلام یجر الکلام/ ج۱/ص۹۳) علمایی چون آخوند خراسانی به این لقب خطاب می شدند.
  4. شیخ: عنوان شیخ نیز از عناوین مهم به شمار می رفته است. شیخ انصاری از جمله مجتهدانی است که با عنوان شیخ خطاب می شود. در دروس خارج فقه و اصول عنوان «شیخ» حتی بدون ذکر «انصاری» نشان از «شیخ انصاری» دارد.
  5. میرزا: مخفف میرزاده است و ابتدا فقط برای سادات استفاده می شده ولی بعدها برای غیر آن هم استفاده شده است.(همان منبع) امروزه بیشتر به کسانی که مادرشان سید است میرزا خطاب می شود. در میان عالمان دینی لقب میرزا شایع است مانند: میرزای شیرازی و میرزای قمی صاحب قوانین(آنگونه که آیت الله سید احمد زنجانی در الکلام یجر الکلام ذکر می کند میرزای قمی ابتدا به «ملا ابوالقاسم» مشهور بوده است.)

نکته دیگری که ذکر آن در اینجا خالی از لطف نیست آنکه بعضی از القابی که امروز به کار می روند پیش تر در معنی دیگری به کار برده می شدند. مثلا:

  1. ثقة الاسلام امروزه در معنی طلبه آشنا به علوم ادبیات عرب و با آشنایی مقدماتی با فقه و اصول به کار می رود اما پیش تر به معنی آیت الله العظمی به کار می رفت. مثلا مرحوم کلینی با عنوان «ثقة الاسلام کلینی» شناخته می شود.
  2. حجة الاسلام نیز پیش تر برای مرجع تقلید اعلم زمان به کار می رفت. مثل حجت الاسلام شفتی و حجت الاسلام ملا قربانعلی زنجانی که در عین آن که مرجع تقلید بودند اما این لقب برایشان استفاده می شد.

   برچسب‌ها: چگونه آیت الله می شوند
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

کرمانشاه ـ هجیج
کفش‌هایتان لنگه به لنگه نمی‌شود
آنجا اگر کمی سر کیسه را شکل کنید و یک جفت گیوه مرغوب هجیجی بخرید، کفش‌هایتان دیگر هرگز لنگه‌ به لنگه نمی‌شوند چون گیوه لنگه راست و چپ ندارد و یکی از اصلی‌ترین مکان‌های تولیدش، روستای هجیج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان کرمانشاه است.
هجیج ـ که برخی آن را با «ح جیمی» می‌نویسند و می‌گویند به معنای دره سرسبز و عمیق است ـ روستایی است که همه خانه‌هایشان از سنگ هستند و حتی یک آجر در آنها به کار نرفته است.



در یکی از وب‌نوشته‌ها درباره هجیج، قصه‌ای هست که می‌گوید، پانصد سال پیش در هجیج، آسمان خسیس شد و خشکسالی بیداد کرد. اهالی روستا سراغ مردی متدین که نسبش به امام موسی کاظم(ع) می‌رسید، رفتند تا برای باریدن باران، دعا کند. مرد دعا کرد و چشمه‌ای پر آب، دل خاک را شکافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامی ویژه میان مردم شد و حتی پس از مرگش، بقعه‌ای به یادش ساختند به نام «بقعه سیدعبدالله» یا «بقعه کوسه هجیج».
کسی نمی‌داند این ماجرا درباره روستای هجیج و بقعه سیدعبدالله در کنار رودخانه سیروان، راست است یا تنها قصه‌ای ساده است برای سنگین شدن پلک‌های بچه‌های هجیجی، وقت خواب. مهم این است که اهالی هجیج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده‌شان احترام می‌گذارند واین بقعه از پنج قرن پیش تاکنون سرپا بوده است و زیارتگاه دوستدارانش.



چند کار واجب است که به محض رسیدن به هجیج باید انجام دهید، نخست این که دست‌کم یک جفت گیوه مرغوب بخرید، چون پیشه بیشتر هجیجی‌ها، دوختن همین گیوه‌های فوق‌العاده است، دوم به چراگاه‌های خوش‌منظره «پیاز دول میشا» و «گاول» و‌ آبشار بل در نزدیکی روستا که آب معدنی شفابخش دارد، سری بزنید و سوم اگر فرصت کردید از یکی از قدیم‌های ده بپرسید چرا هجیجی‌ها قاب‌های در و پنجره همه خانه‌های روستا را آبی آسمانی می‌کنند؟

گیلان ـ قلعه رودخان
افسون می‌شوید
حتی از دیدن عکس‌ روستای قلعه رودخان از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن در استان گیلان هم لذت می‌برید و دلتان تازه می‌شود تا چه رسد به این‌که آنجا باشید و در هوای خنک و مطبوعش نفس عمیق بکشید و صدای هوش گیاهان به گوشتان برسد و بوی سبزه مرطوب جنگل را حس کنید و به آواز پرندگان گوش کنید که در اعماق آن سبزی یکدست می‌خوانند.




طوری نمی‌شود، هیچ‌کس نمی‌فهمد، فقط چند لحظه موتور خیالپردازی‌تان را روشن کنید و خودتان را به ما بسپرید تا پیشنهادمان را برای شما توصیف کنیم. آماده‌اید؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده‌اید و از روستای حیدرکلات گذشته‌اید، در پارک جنگلی قلعه‌رودخان هستید و از روی پل چوبی رودخانه رد شده‌اید و آن ترس عمیق و خواستنی از جریان تند آب خنک رودخانه زیر پایتان را تجربه کرده‌اید.



از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز می‌شود؛ دالانی سبز که سرشاخه‌های درهم‌پیچیده درختان، آن را برای شما آذین بسته‌اند. بگذارید آن سبز دلاویز چشم‌هایتان را بنوازد، بگذارید ریه‌هایتان از نفس گیاهان انباشه شود و قدم تند کنید تا به پله‌های قلعه رودخان، باشکوه‌ترین دژ نظامی استان گیلان، برسید. پله‌ها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفته‌اند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزه‌بسته بالای تپه، چنان افسونتان می‌کند که مثل مسخ‌شده‌ها، پله‌ها را با سرعت بالا می‌روید و خستگی را از یاد می‌برید.
خب، حالا خیالپردازی را تمام کنید و تنها به یک پرسش ما پاسخ دهید؛ چرا وقتی از نعمت زنده بودن برخوردارید و خبر دارید این همه زیبایی در جایی از کشور، انتظارتان را می‌کشد، در خانه نشسته‌اید و ترجیح می‌دهید در رویا سیر کنید؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!

آذربایجان غربی ـ سهولان
به کبوترها احترام بگذارید
حتی اگر هیچ‌یک از آن قلعه‌ها و مساجد قدیمی، دور و بر روستای سهولان، از توابع بخش مرکزی شهرستان مهاباد در آذربایجان غربی نبود، حتی اگر آن چشمه‌های خروشان و باغ‌های میوه پربار، روستا را احاطه نکرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قایقی پارویی و گردش در دالان‌های تو در توی غار معروف این روستا، حتما می‌توانست هر گردشگری را به آنجا بکشاند؛ وسوسه دیدن قندیل‌هایی که گاهی خوشه انگور شده‌اند، گاه پروانه، گاهی پای فیل، گاهی توت فرهنگی، گاه عروس دریایی و ... .



کردها می‌گویند سهولان به زبان آنها به معنای یخبندان است که احتمالا دلیل گذاشتن این نام بر روستای چهارصد ساله سهولان، آب و هوای سرد آن است که اگر شما این پیشنهاد را بپذیرید و به آنجا بروید، به خوبی تجربه‌اش می‌کنید.

وقتی مسافر دنیای اسرارآمیز غار سهولان شدید، چه در دالان‌های تو در توی بخش خشک آن پرسه می‌زدید، چه سوار قایق در حوضچه‌هایش شدید، به یاد داشته باشید به کبوترها و آرامششان احترام بگذارید، چون آنها ساکنان اصلی سهولان به شمار می‌روند و در نقاط گوناگونش لانه ساخته‌اند، به همین خاطر هم اهالی به این غار «کوته‌کوتر» یا «لانه کبوتر» گفته‌اند!
برای سفر به روستای سهولان، باید آنقدر در جاده بوکان مهاباد برانید تا به فرعی برسید که به روستای عیسی کندی می‌رسد و همین جاده را اگر ادامه دهید، سهولان در انتظار شماست.

تهران ـ کر کبود
همخوانی موزون آب و سنگ
برخی از پدربزرگ‌های آنها می‌گویند که از پدربزرگ‌هایشان شنیده‌اند و پدربزرگ‌هایشان از پدربزرگ‌هایشان نقل کرده‌اند و پدربزرگ بزرگ‌های آن پدربزرگ‌ها تعریف کرده‌اند که ... به هر حال مهم نیست دقیقا چه کسی گفته است، مهم این است که برخی بر این باورند که شاید نام روستای کر کبود از نام دو اسب که «کهر» و «کبود» صدایشان می‌کرده‌اند، گرفته شده است.

هر کس در دیدار از کر کبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره این‌که مهمترین جاذبه گردشگری روستا کدام است، نظری دارد، اما از نظر ما، زیباترین اجزای روستا، معماری سنتی خانه‌های آن، درخت‌های تنومند کهنسالش با سایه‌های پربرکت و کوچه‌های خاکی و شیبداری است که دیوانه‌وار پیچ و تاب می‌خورند، پله می‌شوند، حیاط می‌شوند، یا به دل کوه می‌زنند و به آبشار کر در هفتصد متری شمال شرقی روستا یا یخچال‌های طبیعی آن در شمالش می‌رسند.



آبشار کر سی تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صدای ریزش آبش آنقدر بلند است که با نیم ساعت گوش کردن به آن تا پایان روز در خواب و بیداری زمزمه‌اش در گوش‌هایتان تکرار می‌شود.
روستای کر کبود که به دلیل قرار گرفتن در دامنه کوه، آب و هوایی دلپذیر دارد، از مسیر اتوبان کرج ـ قزوین و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسی است. فراموش نکنید شما به روستایی دعوت شده‌اید که حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نام‌های امامزاده زید ابراهیم و امامزاده شاه محمد حنفیه و البته آرامگاه ملا یغمایی کر کبودی هم در قبرستان تاریخی روستا واقع شده است.
امامزاده زید ابراهیم در مرکز روستاست و نسبش بنا به گفته‌های اهالی، به امام موسی کاظم(ع) می‌رسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفیه در ارتفاعات شمال شرقی روستا معروف به کوه عقیق قرار دارد، علاوه بر همه اینها، روستا حمامی تاریخی هم دارد که متعلق به دوره قاجار است.

چهارمحال و بختیاری ـ آتشگاه
خانه آبشارها
ممکن است از ما بپرسید چرا از استان چهارمحال و بختیاری که سرزمین لاله‌های واژگون است، روستای آتشگاه از توابع بخش مرکزی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری را انتخاب کرده‌ایم که کمتر لاله وحشی دارد که به شما پاسخ می‌دهیم، اولا لاله‌ها معمولا در اردیبهشت باز می‌شوند و در فروردین هنوز باز نشده‌اند و ثانیا شک نکنید طبیعت آتشگاه هم آنقدر بکر و دست‌نخورده است که از سفر به آن پشیمان نمی‌شوید.
قدمت این روستا به دوره قاجار برمی‌گردد؛ همان زمانی که عشایر بختیاری آن را به عنوان یکی از ییلاق‌های خود پسندیدند و چادرهایشان را در مجاورت آبشارهای زیبای آن که در مساحتی سه کیلومتری گسترده شده‌اند، برپا کردند.



طبیعت در تبدیل آتشگاه به یکی از جذاب‌ترین مکان‌های گردشگری چهارمحال و بختیاری نقش اساسی داشته است. درختان کهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگی که روستا در آن واقع شده، کوه‌های شورم جلا و دریک در جنوب و شمال روستا و حتی جنس آهکی آنها که سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهای متعدد در منطقه شده، همگی از جاذبه‌های بی‌نظیر این منطقه به شمار می‌روند.
اگر خواستید از آتشگاه سوغاتی بخرید، از اهالی سراغ گیاهان معطر و دارویی یا شیر و پنیر و ماست و دوغ محلی یا گلیم‌های ساده و بادوامشان را بگیرید. برای سفر به این روستا، باید به شهرستان لردگان بروید و از آنجا دو جاده هست که شما را به آتشگاه می‌رساند، اولی که طولانی‌تر است جاده‌ای است که از روستاهای منجر موثی و کیهان و چله‌گاه و کلار و چمن‌بید و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ کاج و ده کهنه می‌گذرد و جاده دوم که کوتاه‌تر است، از لردگان و میلاس و سردشت و آبزا و دلی رد می‌شود و به آتشگاه می‌رسد.

خراسان شمالی ـ درکش
داروخانه سرسبز
چند بار نام روستای درکش از توابع بخش مرکزی شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آیا دوست دارید مهمان کردهای کرمانجی در خراسان شمالی شوید؟ تا حالا پیش آمده به آوازهای محزون آنان، وقتی با دو تار همراه می‌شود، گوش دهید؟ تا به حال دوتارنوازی کرمانجی‌ها را دیده‌اید؟ از مهمان‌نوازی‌ و غیرتمندی‌شان شنیده‌اید؟ وصف رسوم و سنت‌هایشان در عزا و جشن و ... چطور؟ اگر راجع به همه اینها کنجکاوید، به روستای درکش بروید که مردمش بیشتر کردهای کرمانجی‌اند.

درکش روستای خوش آب و هوا و کوهستانی است که چشمه‌های فراوانی در اطرافش جریان دارند و یافته‌های باستان‌شناسی در حوالی برج تاریخی سبزعلی‌خان قراچورلو و تپه‌های اطرافش، نشان می‌دهند این روستا عمری دویست ساله دارد.
از زیباترین جاذبه‌های طبیعی روستای درکش، می‌توان به مراتع وسیع و سبز اطراف روستا، حواشی رودخانه زومار و دره کنداب در جنوب آن اشاره کرد، اما آنچه دوستداران طبیعت را به درکش می‌کشاند، جنگل زیبا و انبوه بلوط در نزدیکی آن است که تنها جنگل بلوط شرق کشور به شمار می‌رود.

یک نکته دیگر هم درباره درکش هست که بد نیست آن را بدانید. این روستا بنا بر نظر گیاه‌شناسان، گنجینه‌ای کم‌نظیر از گیاهان دارویی است، به گونه‌ای که چند سال پیش، یکی از این کارشناسان گفته بود، 380 گونه گیاه دارویی در روستای درکش شناسایی شده است که 79 گونه از آنها بسیار ارزشمند هستند.
او برای نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گیاهی منحصر به فرد در درمان بیماری‌های گوارشی نام برده بود که در حوالی این روستا می‌روید. برای سفر به درکش از بجنورد به سمت آشخانه حرکت کنید و همین که روستای کلاته زمان صوفی را پشت سر گذاشتید، نرسیده به جوزک، جاده‌ای فرعی شما را به روستا می‌رساند.

سیستان و بلوچستان ـ تیس
از خانه جن‌ها تا خلوت با دریا
آنجا روی یکی از آن صخره‌های آهکی بلند که هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه‌ای دنج و خلوت پیدا می‌کنی و می‌نشینی و خورشید را نگاه می‌کنی که سرخ و لرزان و بی هیچ تقلایی در دریا غرق می‌شود و به صدای موج‌هایی گوش می‌کنی که آرام و منظم بر تن صخره‌ها می‌کوبند و اگر حوصله داشتی به بلوچ‌های سپیدپوشی که با دست پر از دریا برمی‌گردند، «خداقوت» می‌گویی، اما همه این توصیف‌ها حتی گوشه‌ای از زیبایی‌های روستای ساحلی تیس، از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در سیستان‌وبلوچستان نمی‌شوند و حتما پیشینیان ما هم این را فهمیده‌اند که از 2500 سال پیش در تیس ساکن شده‌اند و به آن گاهی بندر تیزیا گفته‌اند و گاهی تیز و گاهی تسی.



تیس، سه قلعه باستانی مهم دارد؛ اولی قلعه تیس است که سبک معماری‌اش نشان می‌دهد، به دوره سلجوقی تعلق دارد، دومین قلعه، «پیروز گت» نام دارد که به غیر کوهنوردها پیشنهاد نمی‌کنیم از داخلش بازدید کنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناک است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است که بالای کوه قرار گرفته و دو مقبره هرمی کوچک هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تیس ـ که از طرف نیک‌شهر و جاده چابهار ـ کنارک جاده‌ای آسفالته دارد ـ با خودتان است، اما فقط این هشدار را بشنوید که اگر به تیس نروید، نه مقابر جنانی گچ را (که به باور اهالی، محل سکونت جن‌ها بوده) می‌بینید، نه پیل‌بند را، نه سدهای تیس را، نه غارهای بان مسیتی و نقاشی‌های عجیب و غریب داخلشان را، نه چاه باستانی تیس کوپان را و نه حتی گورهای مرموز تپه نهادی را. حالا تصمیمتان چیست؟ چمدان ها را می‌بندید یا نه؟

فارس ـ سرمشهد
یک مرد با دو شیر مرده
آنجا شما شاهدان جنگی تقریبا تمام شده‌اید؛ پیکاری میان بهرام دوم، پنجمین پادشاه ساسانی با شیری شرزه. بهرام خنجرش را در سینه شیر فرو کرده و شیری دیگر هم پیشتر به دست او کشته شده و بر خاک افتاده است. پشت سر شهریان چند تن از اعضای خانواده‌‌اش در کنار کرتیر (موبد موبدان) ایستاده‌اند که ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شیرها جنگیده است. درست بالای سر بهرام و خانواده‌اش هم کتیبه‌ای نصب شده که یکی از چهار کتیبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترین کتیبه عهد ساسانی روستای سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده‌ شهرستان کازرون در استان فارس که جاده‌های رسیدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف کازرون، آسفالته و مناسب است.



متون قدیمی نشان می‌دهد روزگاری این منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشی و ساسانی بوده است و در آن بناهای گوناگونی ساخته‌اند که بقایای آنها هنوز در اطراف سرمشهد دیده می‌شود و از آن جمله می‌توان به تپه باستانی تل نقاره‌‌خانه،‌ آتشکده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و کاروانسرای کوشک اشاره کرد. در شش کیلومتری شمال شرقی روستا هم‌، باستان‌شناسان شهری کهن به نام «قندجان» را از دل خاک بیرون آورده‌اند که از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.

کردستان ـ پالنگان
پله پله تا بهشت
واقعا عجیب نیست که هنوز هم وقتی می‌پرسی: «کدام روستای ایران معماری پلکانی دارد؟» همه بلافاصله می‌گویند: «ماسوله»!. فکر می‌کنید چند نفر در پاسخ به این پرسش، از روستای پالنگان از توابع بخش مرکزی شهرستان کامیاران استان کردستان، یادی می‌کنند؟ فکر می‌کنید چند نفر می‌دانند این روستا گوشه‌ای از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده کیلومتری شمال غرب این روستا در رشته کوه‌های «گواز»، چشمه‌های داغ آب معدنی شفابخشی از دل کوه، بیرون می‌جوشند که از فراوانی ترکیبات گوگردی و آ‌هنی، شیری‌رنگ شده‌اند؟ چند نفر وصف قلعه عظیم و اسرارآمیز این روستا را شنیده‌اند؟ خیلی کم! خیلی خیلی کم! و به همین دلیل است که برخی ترجیح می‌دهند امسال هم راهی ماسوله شوند و بیشتر وقت تعطیلاتشان را در ترافیک جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعیت، فرصت خلوت کردن با طبیعت را از دست بدهند تا ما روزنامه‌نگارها در پایان تعطیلات با تأسف گزارش کنیم: «ماسوله گنجایش این همه گردشگر ورودی را ندارد! به بقیه ایران هم سری بزنید!».



اما شما که این مطلب را خوانده‌اید امسال پالنگان را انتخاب کنید، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمه‌ها و رودهای خروشان و طبیعتی دست نخورده است با کردهای مهربانی که به اورامی سخن می‌گویند و وقتی دلتنگ می‌شوند با صدایی محزون سیاه چمانه می‌خوانند یا چپله یا گریان، اما اگر شاد باشند آن وقت باید ببینید با دو دستمال رنگی و یک دهل، چگونه هنرنمایی می‌کنند. وقت رفتن فراموش نکنید از پالنگانی‌های شریف، کشک و گیوه بخرید به رسم سوغات و اگر تعارفتان کردند به خوردن ولوشه یا غازینه یا شلمین، رد نکنید چون غذاهای کردی واقعا لذیذند!
پالنگان از راه شهرهای کامیاران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسی است. پس بهانه نگیرید که چون دقیقا نمی‌دانید کجاست آن را برای سفر انتخاب نمی‌کنید.

کرمان ـ سیرچ
اینجا با کویر کنار نمی‌آید
همین ابتدا باید اعتراف کنیم ما هم پیشتر مثل خیلی از خوانندگان این مطلب، خیال می‌کردیم کرمان استانی گرم و خشک و بی آب و علف است، اما شما هم باید مثل ما روستاهای طرز، لاله‌زار، میمند، هرزا و ... را ببینید تا باور کنید کرمان یک بهشت کوچک و دوست‌داشتنی است که کمتر کسی از همه جاذبه‌هایش خبر دارد.

سخت است از بین روستاهای دیدنی کرمان، یکی را انتخاب کنیم، اما وقتی پای اجبار به میان می‌آید، ما به هزار و یک دلیل، روستای سیرچ از توابع بخش شهداد را برای معرفی می‌پسندیم. می‌پرسید کدام دلایل؟ اول این‌که سیرچ، زادگاه هوشنگ مرادی کرمانی، خالق «قصه‌های مجید» است، دوم آن‌که روستای ما، سروی تاریخی دارد که سیرچی‌ها می‌گویند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستای پیشنهادی ما در مجاورت کویر واقع شده، اما در آن پیست اسکی زمستانی ساخته‌اند چون آب و هوایش با خلق و خوی کویر هیچ همخوانی ندارد و خنک و کوهستانی است که همین تضاد موجب شگفتی‌تان خواهد شد. چهارم این‌که در نزدیکی سیرچ، رودخانه‌ای باصفا و کوهی بلند و مناسب برای کوهنوردی وجود دارد. پنجم آن ‌که سیرچ چشمه‌های آب گرمی دارد که کرمانی‌ها، آنها را برای آب‌درمانی مناسب‌سازی کرده‌اند تا از گردشگران استقبالی درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سیرچ می‌توانید کره و روغن نباتی مرغوب، خشکبار، قالیچه‌های کوچک و حصیربافته‌های تزئینی سوغاتی بخرید و ... .
ما شش دلیل از هزار و یک دلیل سفر به سیرچ را گفتیم، حالا نوبت شماست که از طریق جاده‌های آسفالته شهرهای کرمان یا شهداد، راهی سیرچ شوید تا شاید 995 دلیل دیگر را هم پیدا کردید.

   برچسب‌ها: این 10 روستای ناشناخته را بهتر بشناسیم
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

با وجود اینکه دانشمندان موفق به کسب افتخاراتی از جمله شکافتن اتم، فرستادن انسان به کره ماه و کشف DNA بدن ما شده اند، ولی هنوز بسیاری از رفتارها و حالتهای عجیب انسان وجود دارد که از توضیح علت آن ها عاجزند.

انسانی که دارای خصوصیاتی همچون هنر، رویا و بشر دوستی است، دارای خصوصیاتی از جمله موهای زائد، خجالت کشیدن وانگشت تو دماغ کردن نیز می باشد! در اینجا به ۱۰ مورد از آن موارد عجیب و بی پاسخ اشاره شده است.

سرخ شدن در اثر خجالت

سرخ شدن در اثر خجالت

داروین که یکی از معروفترین دانشمندان جهان است، تلاش بسیاری کرد تا از طریق سیر تکاملی توضیح دهد به چه علت در هنگام دروغ گفتن یا خجالت کشیدن قرمز می شویم و دیگران را از شرمندگی خود آگاه می سازیم. با این حال بعضی از مردم معتقدند که این حالت نشانه ضعف شخص و روبرو شدن با چنین مشکلی است.

خندیدن

اندورفین که موجب بهبود حالت درونی ما می شود، در اثر خنده ایجاد شده و دلیل کاملا موجهی دارد، ولی تحقیقات ۱۰ ساله ی دانشمندان، این دلیل موجه را نقش بر آب کرد و متوجه شدند که لطیفه ها و جک های پیش پا افتاده باعث ایجاد خنده بیشتری می شوند.

بوسیدن

در تعاریف علمی بوسیدن، ذکر شده که این عمل ممکن است ژنتیکی و وراثتی نباشد زیرا بسیاری از انسان ها از انجام آن امتناع می ورزند. اما بسیاری از نظریه ها، بوسیدن را با خاطرات تغذیه ای دوران نوزادی مرتبط دانسته و حاکی از اینست که انسان های اولیه فرزندانشان را از شیر می گرفتند و تنها از طریق دهانشان به آنها غذا می دانند که همین عمل موجب انتقال بزاق دهان و لذت بردن می شود.

رویا

براساس نظریات برخی از دانشمندان، رویا و خواب دیدن، بیان آرزوهای ضمیر نیمه هشیار ماست. اما این نظریات رد شده اند زیرا هنوز دلیل اینکه چرا چنین خیالات و تصورات عجیبی را می بینیم ، به طور دقیق کشف نشده است.

خرافات

خرافات

عادت های غیرعادی ولی اطمینان بخش که از گذشته تا اکنون وجود داشته اند. برای مثال انسان های باستان از ناله شیر در چمن ها به عنوان حرکت باد سود می جسته اند. به نظر می آید که در بعضی جوامع، مذهب انگیزه خوبی برای خرافات بوده است.

انگشت در بینی کردن

عادت زشت و ناپسند که بسیار رایج شده است و با اینکه بیرون راندن آن موشها (!) از بینی منفعت خاصی برای بدن ندارد، پس چرا بسیاری از مردم این کار را بطور میانگین چهار بار در روز انجام می دهند؟ البته برخی گمان می کنند که این عمل باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود.

انگشت در بینی

دوران بلوغ

در بین مخلوقات، به جز انسان، هیچ نوع حیوانی سالهای سخت و غیرقابل پیش بینی نوجوانی و بلوغ را تجربه نمی کند. برخی افراد معتقدند این دوران کمک می کند تا قبل از بالغ شدن، مغز انسان دوباره سازماندهی شود و شخص برای سالهای بعدی، مسئولیت پذیر شود.

بشر دوستی

کمک کردن به همنوع بدون هیچ چشم داشت و توقعی، از رفتارهای عجیب در سیر تکامل انسان است؛ که گاه به صورت گروهی انجام می شود و گاه فقط به خاطر لذت شخصی.

هنر

نقاشی، رقص، مجسمه سازی و موسیقی همگی از خصوصیات زیبای بشریت هستند که نشان دهنده والا بودن بعد انسان اند و می توان از آنها به عنوان ابزاری برای انتقال دانش یا تجربه استفاده کرد.

موی بدن

موهای نرم و نازک روی بدن و موهای ضخیم اندام های تناسلی بدن انسان ها، کاملا برعکس پستانداران است و دانشمندان بر این باورند که موهای زائد باعث ملایمت، ایجاد رایحه ای مطبوع و حفاظت در برابر خراشیدگی می شود.

+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
http://www.ksabz.net/usersChoice/634273594728258750.jpg


   برچسب‌ها: فرار از زندان ایرانی
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبوده‌اند که با انجام کارهایی که قبلاً کسی آن را انجام نداده و یا با خلق اثری که مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند.

کلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند. بوده‌اند کسانی که در دنیا چیزهایی را جعل کرده‌اند که عقل جن هم به آن نرسیده است.

مثلاً اگر کسی میدان آزادی یا تخت جمشید را فروخت یا چیزی را جعل کرد، یا خلاصه از اینجورکارها! تعجب نکنید اخر قبلا سابقه داشته!

قبلاً هم از این اتفاق‌ها افتاده است. مثل فروش برج ایفل به وسیله ویکتور لوستیگ، ملقب به سلطان کلاهبرداران تاریخ!

۱- ویکتور لوستیگ (Victor Lustig)

سلطان کلاهبرداران تاریخ، مردی که برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنیا، صاحب ۴۵ اسم مستعار با سابقه بیش از ۵۰ بار بازداشت آن هم فقط در کشور آمریکا، مردی که می‌توانست زیرک ‌ترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال ۱۸۹۰ در بوهمیا (کشور کنونی چک) در یک خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۰ به آمریکا رفت.

سالی که بازار سهام به شدت رشد می‌کرد و به نظر می‌رسید که همه روز ‌به ‌روز پولدار‌تر می‌شوند و لوستیگ آنجا بود که از این موضوع سود برد.

در سال ۱۹۲۵ و پس از انجام چندین فقره کلاهبرداری بی‌عیب ونقص و پرسود، ویکتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهکار خود را اجرا کرد. فروختن برج ایفل!

ایده این کلاهبرداری بعد از خواندن یک مقاله کوچک در روزنامه به ذهن ویکتور رسید. در این مقاله آمده بود که برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این کار برای دولت کمرشکن خواهد بود.

دینگ! زنگی در سر ویکتور صدا کرد و بلافاصله دست به کار شد. ابتدا اسناد و مدارکی تهیه کرد که در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هایی با سربرگ‌های جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌ای دولتی و محـرمانه در هتل کــرئون (Creon) که محلی شناخته شده برای قرار‌های دیپلماتیک و مهم بود، دعوت کرد.

شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویکتور حاضر بودند.

ویکتور برای آنها توضیح داد که دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته است و تأمین هزینه‌های نگه‌داری برج ایفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد که در عین تألم و تأسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و درستکار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترین افرادند. ویکتور تأکید کرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.

فروش برج ایفل در آن سال‌ها زیاد هم دور از ذهن نبود.

این برج در سال ۱۸۸۹ و برای نمایشگاه بین‌المللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود که به صورت دائمی باشد. در سال ۱۹۰۹ برج به‌خاطر این‌که با ساختمان‌های دیگر شهر همچون کلیساهای دوره گوتیک و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت.

چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه کردند. ویکتور به دنبال بالاترین رقم نبود، ‌او از قبل قربانی خود را انتخاب کرده بود؛ مردی که نامش در کنار ویکتور در تاریخ جاودانه شد! بله: آندره پواسون.Andre Poisson

در بین آن شش نفر، آندره کم‌سابقه‌ترین بود و امیدوار بود که با برنده شدن در این مناقصه، یک‌شبه ره صدساله را طی کند و کلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود.

ویکتور به آندره اطلاع داد که در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست.

اما همان‌طور که تاجر عزیز می‌داند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یک کارمند ساده بیش نیست و در این معامله پر سود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده کند و…

آندره به خوبی منظور ویکتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پواسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد!

فردای آن روز وقتی آندره و کارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویکتور لوسینگ کیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی که در یک جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه!

۲-هان ون میگه‌رن (Han Van Meegeren)

نقاش و کپی‌کننده آثار هنری، باهوش‌ترین و زبردست‌ترین جاعل تابلوهای نقاشی، مردی که سر نازی‌های آلمانی کلاه گذاشت، مردی که اگر کلاهبردار نمی‌شد، بی‌شک یکی از مهم‌ترین نقاشان قرن بیستم بود، در سال ۱۸۸۹ در هلند به دنیا آمد.

از کودکی عاشق رنگ‌ها بود و در جوانی با تأثیر از نقاشی‌های دوره طلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق کرد.

اما منتقدان، آثار او را بی‌روح و تقلیدی و تکراری نامیدند و میگه‌رن سرخورده از این برخورد و برای اثبات توانایی‌هایش به منتقدان تصمیم گرفت که آثار بزرگان دوره طلایی همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورمیه را کپی کند.

میگه‌رن با پشتکار زیاد فرمول رنگ‌های قدیمی و نحوه ساخت بوم‌های آن زمان را پیدا کرد.

او کار را شروع کرد و آن ‌قدر ماهرانه این کار را انجام داد که تیزبین‌ترین کارشناسان نیز از تشخیص بدلی بودن آثار ناتوان بودند و میگه‌رن با اطمینان کامل، در نقش یک دلال، تابلوهایش را به‌عنوان آثار کشف‌شده دوره طلایی به مجموعه‌داران و گالری‌ها ‌فروخت. در همین دوران بود که اروپا درگیر جنگ جهانی دوم شد.

یکی از مشتریان پر و پا قرص او، مارشال گورینگ از سران درجه اول حزب نازی آلمان بود که علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندی داشت و تعداد زیادی از کارهای میگه‌رن را به مجموعه خود اضافه کرد.

اما زمانه بازی دیگری را در سر داشت. آلمان‌ها در جنگ شکست خوردند و میگه‌رن به جرم فروش میراث فرهنگی هلند به نازی‌ها بازداشت و در دادگاه متهم به خیانت به وطن شد که مجازاتش اعدام بود.

میگه‌رن در دادگاه واقعیت را ابراز کرد، اما هیچ‌کس حرف‌هایش را باور نکرد. تابلوهای جعلی در دادگاه توسط کارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند.

هیچ‌کس باور نمی‌کرد کسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعل کند. میگه‌رن از دادگاه درخواست کرد که وسایل مورد نیازش را در اختیارش بگذارند تا در حضور همه، یکی از آثار دوره طلایی را جعل کند!

میگه‌رن از اتهام خیانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنری به زندان محکوم شد و چند سال بعد درگذشت.

میگه‌رن به‌عنوان یک کلاهبردار در کار خود موفق بود، اما مشتری اصلی او گورینگ از او زیرک‌تر بود. اسکناس‌هایی که گورینگ در ازای تابلوها به میگه‌رن می‌داد همگی تقلبی بودند!

۳- فرانک ویلیام آباگ ‌نیل (Frank William Abagnale)

صاحب کلکسیونی از انواع کلاهبرداری‌ها، قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه!

و کسی که زندگی‌اش دستمایه ساخت فیلم «اگه می‌تونی منو بگیر» (Catch Me If You Can) شد، در سال ۱۹۴۸ در آمریکا به دنیا آمد.

وقتی او ۱۴ ساله بود، پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و این ضربه روحی بزرگی برای فرانک بود.

دو سال بعد از خانه فرار کرد و به نیویورک رفت و در آنجا بود که فهمید برای امرار معاش چاره‌ای به‌جز کلاهبرداری ندارد.

پس از مدت کوتاهی او به یکی از حرفه‌ای‌ترین جاعلان چک بدل شد و چنان در کار خود مهارت پیدا کرد که هیچ بانکی قادر به تشخیص جعلی بودن چک‌های او نبود.

فرانک برای آن‌که بتواند بدون پرداخت پول بلیت با هواپیما سفر کند، ‌با جعل کارت‌های شناسایی و مدرک خلبانی، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوایی پان‌امریکن جا زد و از امتیاز خلبان‌ها برای مسافرت مجانی استفاده کرد.

این موضوع لو رفت، اما قبل از آن‌که دست پلیس به او برسد، به شهر جورجیا فرار کرد و با هویت جعلی تازه‌ای، به عنوان یک دکتر در یک آپارتمان ساکن شد.

ااز قضا در همسایگی فرانک یک دکتر واقعی زندگی می کرد و به فرانک پیشنهاد داد تا در بیمارستان شهر، مشغول به کار شود و فرانک این پیشنهاد را پذیرفت و ۱۱ ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال در آن بیمارستان به درمان بیماران پرداخت!

پس از آن به شهر لوئیزیانا رفت و با جعل مدرک حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلی لوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یکی از فارغ‌التحصیلان واقعی هاروارد شناخته شد، اما قبل از آن‌که دستگیر شود، از آنجا به ایالت یوتا گریخت و با جعل مدرک دانشگاه کلمبیا، در دانشگاه بریگام در رشته جامعه‌شناسی شروع به تدریس کرد!

او سرانجام در سال ۱۹۶۹ در فرانسه دستگیر شد و زمانی که پلیس فرانسه این موضوع را اعلام کرد، ۲۶ کشور خواستار محاکمه او در کشورشان شدند!

فرانک به آمریکا منتقل شد و در آنجا به ۱۲ سال زندان محکوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.

فرانک آباگ ‌نیل هم‌اکنون به‌عنوان کارشناس خبره جعل اسناد و چک با پلیس آمریکا همکاری می‌کند و با تأسیس شرکت آباگ‌نیل و شرکا به بانک‌ها نیز مشاوره می‌دهد!

۴-حسین.ک (Hoseyn.k)

کلاهبردار وطنی، مردی که کاخ دادگستری را فروخت، حدود ۷۰ سال پیش در شهریار متولد شد.

ح.ک مردی بی‌سواد ولی باهوش بود و بی‌تردید اگر تحصیلات مناسبی داشت، به یکی از بزرگان ادب و علم کشور بدل می‌شد. اما او از جوانی به راهی غیر از آن کشیده شد.

حسین.ک با کلاهبرداری‌های کوچک روزگار می‌گذراند، اما این کارها برای مردی با هوش او کارهایی کوچک محسوب می‌شدند.

تا این‌که یک روز طعمه بزرگ‌ترین کلاهبرداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شکار کرد؛

دو توریست آمریکایی که به دنبال خرید یک هتل در ایران بودند.

ح.ک آنها را به دفترش که در خیابان گیشا بود دعوت کرد و در آنجا به آنها پیشنهاد خرید یک ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد.

این ساختمان، کاخ دادگستری بود که در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده می‌شود. قرار بازدید از کاخ برای فردای آن روز گذاشته شد و ح.ک همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیع اتاقدار وزیر وقت دادگستری، دفتر کار وزیر را برای مدت یک‌ساعت اجاره کرد.

فردای آن روز قبل از آمدن مشتری‌ها، ۲۰۰ جفت دمپایی پلاستیکی تهیه کرد و جلوی در اتاق‌های کاخ که یک ساختمان اداری محسوب می‌شد و در آن ساعت خالی بود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شکارهایش شد.

آمریکایی‌ها سروقت آمدند و ح.ک به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتی مشتری‌ها درخواست دیدن داخل اتاق‌ها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپایی‌ها، آنها را منصرف می‌کرد.

مشتریان ساختمان را پسندیدند و به پول رایج آن زمان ۵۰۰ هزار تومان به ح.ک پرداخت کردند و خوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان ۱۰ روز دیگر مراجعه کردند.

اما همان‌جا بود که فهمیدند چه کلاه بزرگی بر سرشان رفته است.

ح.ک همان روز معامله، به مصر فرار کرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، به ایران بازگشت. اما در ایران بازداشت و به زندان محکوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی فوت کرد.

ح.ک یک کلاهبردار ذاتی بود،‌حتی در زندان!
او تلویزیون زندان را به یکی از زندانیان به قیمت ۱۰۰ تومان فروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و می‌خواست آن را با خود ببرد، فهمیده بود که چه کلاهی بر سرش رفته و مضحکه بقیه شده است.

منبع: متاسفانه منبع دقیق این نوشته را پیدا نکردم ولی در یک سرچ کوچک در اینترنت حقیقت مقاله مشخص شد (اگر از منبع آن اطلاع دارید لطفا ذکر کنید).


   برچسب‌ها: با برترین کلاه برداران دنیا آشنا شوید
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۶

محمدرضا گلزار در نقش یک روحانی حضور گلزار در نقش یک روحانی از آن خبرهایی است که باید منتظر بود تا به زودی عواقب برآمده از آن را مشاهده کرد.پس از یک سال دور بودن از پشت صحنه سینمای ایران، شب گذشته خبری جالب درباره محمدرضا گلزار منتشر شد آن هم از طریق برنامه «هفت»! این برنامه که طی هفته‌های اخیر بیشتر به واسطه واکنش‌های جنجالی مهمانان حاضر در آن است که توجهات را برمی‌انگیزد این هفته به واسطه خبری که درباره گلزار منتشر کرد، در کانون توجه قرار گرفت.

این خبر که در بخش اخبار تولید با اجرای احسان ظلی‌پور ارائه شد، حکایت از این دارد که جناب گلزار طی روزهای اخیر برای بازی در سه پروژه سینمایی قرارداد امضا کرده‌است.

یکی از این پروژه‌ها فیلم جدید علی عطشانی است که فیلم قبلی او یعنی «دموکراسی تو روز روشن» هم انتقادات بسیاری را برانگیخته بود.

پروژه دوم فیلمی است به تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته با عنوان «ساندویچ سرد» که بنا بود گلزار بازنویسی سناریوی آن را هم انجام دهد.

اما پروژه سوم فیلمی است به تهیه‌کنندگی حبیب‌ا.. کاسه‌ساز که قرار است گلزار در آن در نقش یک روحانی بازی کند! هرچند هنوز داستان فیلم مورنظر مشخص نشده اما حضور گلزار در نقش یک روحانی از آن خبرهایی است که باید منتظر بود تا به زودی عواقب برآمده از آن را مشاهده کرد. به هر حال بازیگری که به یک تیپ ثابت سینمایی تبدیل شده و اغلب نقش مهربان را ایفا می‌کند به راحتی نخواهد توانست از پس نقشی این چنین برآید و برای همین است که باید صبر کرد تا واکنش خودِ گلزار نسبت به این خبر را مشاهده کرد!


خبرگزاری فردانیوز

   برچسب‌ها: محمدرضا گلزار در نقش یک روحانی
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۶

روستایی که کودکانش 3 قرن نابینا به دنیا می آیند

 روستایی که کودکانش 3 قرن نابینا به دنیا می آیند

روستایی که کودکانش 3 قرن نابینا به دنیا می آیند

مستند فقط کمی نور درباره ساکنان روستای «چهار برج» از توابع خراسان شمالی است که در حدود سه قرن است به دلایل نامعلومی در آن کودکان نابینا به دنیا می‌آیند.این فیلم در جشنواره فیلم فجر سال گذشته مورد تقدیر قرار گرفت. حامد نوبری کارگردان این فیلم مدتها قبل در مصاحبه ای درباره این فیلم گفته : برای ساخت این مستند و نمایش معضل مردم روستا هیچ پولی نداشته و دو سکه جایزه فیلم قبلیش را فروخته است

 

 

 

.

 

به گزارش آخرین نیوز به نقل از پارس توریسم فیلم فقط کمی نور جایزه بهترین مستند جشنواره فیلم کوتاه تهران را گرفت و در مراسم اختتامیه کار گردان فیلم برای مردم روستا کمک خواستید که با موافقت مسئولین سینمایی همراه شد.در ان زمان آقای شمقدری به کارگردان فیلم قول می دهد که فیلم را به رئیس جمهور برساند وبه گفته حامد نوبری انصافا این کار را انجام داد و ایشان هم فیلم را دیدند و قول مساعدت دادند.
ولی همانطور که بعدا حامد نوبری در اظهار نظری عنوان می کند متاسفانه هنوز کمکی نشده و یک مدرسه‌ای هم که در روستا بوده، تعطیل شده است.
او این موضوع را با آقای شمقدری مطرح می کند و شمقدری نیز می گوید این کار مثل هر کار اداری دیگر زمان می‌برد و قرار است که چند دکتر به روستا فرستاده شود .

/فقط کمی نور چگونه ساخته شد؟/

روزی یکی از دوستان حامد نوبری اتفاقی درباره روستایی صحبت می‌کرد که در آن کودکان نابینا متولد می‌شوند. قضیه برای او جالب می شود و چند ماه در اینترنت و منابع دیگر تحقیق می کند . اما هیچ مطلب جامع و کاملی چه در اینترنت و چه در دیگر منابع پیدا نمی کند فقط توضیحی مختصر در یک روزنامه محلی وجود داشت که آن هم مربوط به سالها قبل بود و چندان قابل اطمینان نبود. بنابراین به خود روستا رفته و چیزی که حتی فکرش را هم نمی‌کرد به چشم خود می بیند.تقریبا همه تحقیقاتش را در روستا و بین همان مردم انجام می دهد.

/فیلمسازی در بی پولی/

اما آقای نوبری آن طور که در گفت وگویی با مرضیه ریاحی در سایت فیلم کتاه گفته :برای شروع کار هیچ پولی نداشته و از آن بدتر در موقعیتی بوده که می‌دانسته چندین نفر در روستا مشغول فیلم ساختن هستند. حتی زمانی از ساخت فیلم منصرف می شود . ولی با همه این مشکلات می رود و دو سکه‌ای را که از فیلم قبلی اش (مشهد قالی) جایره برده بودرا فروخته و فیلم را می سازد .همچنین کمیته امداد نیز مبلغی به اوکمک کرده و بعد از تحویل فیلم حوزه هنری اراک هم نصف دیگر هزینه را به عهده می گیرد…

حامد نوبری وقتی برای ساخت فیلم خود وارد کوچه‌ها و خانه‌های مردم می شد ،تازه به مصیبت روستا پی برد.به گفته خودش در هر خانه‌ای را که می‌زد حداقل سه نابینا را می‌دید. بعضی از بچه‌ها علاوه بر نابینایی معلولیت ذهنی و حرکتی هم داشتند.او نمی‌دانست با این همه مشکل چه کار باید بکند!. پس تصمیم گرفت اول حرف مردم را به گوش مردم و مسئولین برساند .
کار گردان فیلم فقط کمی نور دفعه اول که به روستا رسید به خانه دهیار رفت جلوی در خانه‌ به او قول داد که حرف دلش را به گوش رییس جمهور و مسئولین برساند هرکجا که می‌رفت می‌گفتند «آقا هزاران فیلمبردار اینجا آمده‌اند برو بذار به درد خودمان بمیریم!»
حتی اجازه تصویر گرفتن هم به او گروهش نمی‌دادند. در حدود۶۰ درصد از شات‌های فیلم از پایین و مخفیانه تصویربرداری شده و با هزاران ترفند از زیر زبان‌شان حرف بیرون کشیده شد. چون آنها اصلا تمایلی به حرف زدن نداشتند. آنجابود که حامد نوبری به خوبی حس کرد که مردم روستا به امید مرگ زندگی می‌کنند.

/می خوای معرکه بگیری؟/

حامد نوبری برای این فیلم با مسئولان نیز صحبت کرده وبه گفته خودش با این جواب‌ها روبرو شده بود : «می‌خوای معرکه بگیری؟»، «نابینا هست ولی دراین حدی که شما می‌گید نیست!»، «ما تحقیقات که کردیم بیشتر از ۱۰ تا نابینا بیشتر تو روستا وجود نداره دروغه آقا!».
حتی دهیار روستا با هزار سلام وصلوات جواب سوال‌های آنها را می‌داد که مبادا جایی از حرفش به فرماندار یا شخصی بربخورد البته به اعتقاد کار گردان فیلم اگر دهیار روستا (آقای دیرانلو) نبود شاید اصلا کار پیش نمی‌رفت.
منبع: www.persianv.com

 

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش