سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.
شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.
شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.
همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند.
استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.
پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:
_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)
_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور
_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي
_ پايه گذاري دانشسراي عالي
_ ساخت اولين راديو در كشور
_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور
_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور
_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور
_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران
_ تعيين ساعت ايران
_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"
_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي
_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران
_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران
_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران
_ پايه گذاري شوراي عالي معارف
_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران
_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي
_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني
_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران
_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران
_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران
_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز
_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان
_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي
_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران
_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)
_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد
_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت
_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي)
_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور
_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران
_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور
تولد : 22 ژانويه 1775 حومه ليون فرانسه
فوت : 15 ژوئن مدرسه شبانه
زندگينامه:
پدرش كه تاجر كنف بود او را در كوركي با ادبيات يونان و لاتين آشنا كرد. اما عشق به رياضيات سراسر وجود آمپر را گرفته بود به طوري كه در يازده سالگي كتاب هاي رياضي را كه به زبان لاتين نوشته بودند خوانده بود و در حساب جامعه و فاضله صاحب نظر شده بود. دوران نوجواني را در سايه تشويق پدر به علم آموختن مي گذرانيد كه سايه غم بر سرش بال گسترد. آمپر هيجده ساله بود كه او را به صحنه اعدام پدرش بردند. دچار افسردگي شديد شد به طوري كه براي مدت يك سال دست به كاري نزد و از آن پس نيز تا آخر عمر با پريشاني زندگي گذرانيد.
آمپر پس از اعدام پدر و بعضي از نزديكانش در جريان انقلاب كبير فرانسه هميشه به دنبال پناهگاه رواني بود تا از شدت تاثرش كاسته گردد. سرانجام پناهگاه او زندگي مشتركشان با دختري به نام جوليا كارون شد. به .يژه آن كه اين ازدواج با عشقي شورانگيز شروع شد و تولد فرزندش نيز كانون خانوادگي را گرمتر كرد. ژان ژاك پسري كه در سال 1800 به دنيا آمد يكي از بزرگترين نويسندگان و مورخان فرانسه شد و به عضويت اكادمي علوم فرانسه در آمد. اما سرگذشت آمپر پس از مرگ همسرش ( سال 1804 ) دوباره با غم همراه شد و از آن پس آمپر بيش از پيش به گوشه تنهايي و مطالعه و تحقيق پناه برد.
از آثار علمي او:
اولين فعاليت مهم علمي آمپر تاليف مقاله اي درباره سرگرمي هاي رياضي بود. انتشار همين مقاله رياضيدانان فرانسوي از جمله دلامبر و ليلاند را متوجه نبوغ آمپر كرد تا آنكه به سال 1809 به سمت استادي رياضيات و مكانيك در كالج پلي تكنيك پاريس مشغول شد. تاليف كتاب هاي علمي در زمينه هاي رياضي، شيمي، فيزيك و جانور شناسي سبب شد كه او را به عنوان استاد دانشكده علوم و هنرها برگزينند. آمپر اثر متقابل دو هادي موازي حامل جريان الكتريكي را براي اولين بار كشف كرد.
او نشان داد كه وقتي از دو هادي جريان الكتريكي هم جهت عبور كند آن دو هادي يكديگر را جذب مي كنند و اگر جهت جريان الكتريكي در دو هادي متفاوت باشد، دو هادي يكديگر را دفع مي كنند. علاوه بر اين آمپر تئوري خاصيت آهنربايي را بيان كرد. بنا بر اين تئوري خاصيت آهنربايي مربوط به بار الكتريكي جسم مغناطيسي است. اين تئوري امروز پذيرفته شده است و خاصيت مغناطيسي هر ماده را مربوط به حركت الكترونها در اتم سازنده آن ماده مي دانند. آخرين فعاليت علمي آمپر تاليف كتابي درباره تئوري نمودهاي الكتروديناميك است. 45 سال پس از درگذشت اين دانشمند يعني در سال 1881 كنگره بين المللي فيزيكدانها واحد شدت جريان را به افتخار او امپر ناميد
ابو عبدالله محمّد بن موسي خوارزمي (قرون دوم و سوم هجري) بزرگترين عالم عصر خود در رياضي، جغرافي، نجوم و تاريخ بوده است. او در بيتالحكمه كار ميكرد. يكي از مهمترين پيشرفتها با كارهي خوارزمي شروع شد. ين پيشرفت، شروع جبر نام دارد و حركتي انقلابي بود در دور شدن از مفهوم يوناني رياضي كه اساساً هندسي بود.
مهمترين كتاب خوارزمي كتاب حساب الجبر و المقابله است. كلمهيAlgebra از نام ين كتاب گرفته شده است. البتّه فقط قسمت اوّل ين كتاب به آنچه جبر ميناميم ارتباط دارد. بيد بدانيم كه ين كتاب به شكلي كاربردي و بري حلّ مسائل روزمرهي قلمرو اسلام نوشته شده است. خوارزمي در ين كتاب ابتدا اعداد طبيعي را معرّفي ميكند و سپس به حلّ معادلات ميپردازد. او معادلات خطّي و معادلات مربّعي را بررسي ميكند. خوارزمي از نماد استفاده نميكند و مسائل را با كلمات بيان ميكند. او معادلات را در شش دسته ردهبندي ميكند. ين ردهبندي با اجري جبر و مقابله انجام ميشود؛ جبر يعني جابجيي جملات بري مثبت بودن همهي ضريب، و مقابله يعني حذف جملات متناظر در دوطرف تساوي. رده بندي خوارزمي به ين صورت بود:
... مربّعي و ده ريشه برابر سيونه واحد اند. پس مسأله در ين نوع معادله ينگونه است: چه مربّعي است كه وقتي با ده ريشهاش جمع شود مجموع سيونه را ميدهد؟ روش حلّ ين نوع معادله ين است كه نصف ريشههي مذكور را بگيريد، در ين مسأله پنج، كه وقتي در خودش ضرب شود بيستوپنج ميشود، وقتي كه وقتي با سيونه جمع شود شصتوچهار را ميدهد. ريشهي شصتوچهار را ميگيريم كه هشت است، و نصف ريشهها را از آن منها ميكنيم، كه سه ميشود. پس ريشه عدد سه است و مربّع عدد ۹.

خوارزمي رسالهاي هم در زمينهي شمار هندي-عربي نوشت، متن عربي گم شدهاست ولي ترجمهي از ين كتاب به لاتين به نام Algoritmi de numero Indorum (به معني الخوارزمي در باب روش حساب هندي) باعث برخاستن كلمهي الگوريتم شد. البتّه ين ترجمه دقيقاً با متن كتاب خوارزمي انطباق ندارد. بسياري از ترجمههي ين كتاب با عبارت dixit Algorismi ("الخوارزمي چنين ميگويد") آغاز شدند، كه به در قرون وسطي استفادهي كلمهي الگوريسم بري اشاره به حساب با ارقام هندي را سبب شد. كلمهي امروزي الگوريتم از ين واژه مشتق شده است.
آيا تا به حال در باره ببر حلزونهاي عظيم آفريقا چيزي شنيده يا ديدهايد
حلزونهاي غول پیکر (Giant Snail) آفریقایی، بزرگترین حلزون در اين كره خاكيهستند. اين حلزونها كه به ببر حلزون بزرگ هم معروف هستند، بزرگترين عضو خانواده حلزونها هستند.
غول حلزون، بومي جنگلهاي غنا در آفريقا است. آنها مانند ساير اعضاي خانواده حلزونهاي گوشتي، هرمافروديت (hermaphrodites) يعني دوجنسي هستند.

پوسته و پوشش صدفي حلزونها بالغ بطور متوسط 18 سانتیمتر طول و به قطر 9 سانتیمتر است. وجود نمونههای بزرگتر نیز گزارش شده است.

در مناطق گرمسيري و جنگلي غنا، شرايط زندگي اين حلزونها بسيار مطلوب و خالي از دشمن است.

غول حلزونها سالانه حدود 1200 تخم ميگذارند. اين روند ازدياد بي رويه آنها باعث ايجاد مشكلات بزرگي در زيستگاههاي طبيعي براي ديگر موجودات شده است.
در عكسهاي زير شما ميتوانيد مقايسه بين يك حلزون طبيعي و غول حلزون را مشاهده كنيد.

قبل از ورود به ایستگاه مرزی، دچار دلشوره میشوم.
اینجا مرز مالزی و سنگاپور است. كیفم را میگردم. فكر میكنید دلیل دلشورهام چیست؟ دولت سنگاپور ورود آدامس را به كشورش جرم تلقی میكند و دارندگان آدامس باید جریمههای سنگین بپردازند. آدامس، سلاح گرم و سرد و مواد مخدر چیزهایی است كه ورودشان به این كشور جرم است. و من حالا دارم دنبال بسته آدامسی میگردم كه همیشه توی كیفم است. عجب كشوری است؛كشور«آدامس ممنوع»!
از ایستگاه بازرسی عبور میكنم. راهنما میگوید مراقب باشید، در كوچه و خیابانهای این شهر نیز نباید آدامس بجوید. ممنوع است و پلیسها شوخی ندارند. نمیدانم چرا وقتی به این كشور وارد شدم همهاش دلم میخواهد آدامس بجوم.
خب دوستان عزیز، همین حالا كه دارید این گزارش را میخوانید. لطفاً، لطفاً، لطفاً... آدامس را از دهانتان بیرون بیاورید. لطفاً لطفاً بازهم لطفاً آن را به پشت صندلی اتوبوس، زیر نیمكت مدرسه، به دیوار یك خانه، روی لیوان چای نچسبانید.البته لطفاً لطفاً این كارها را هیچ وقت انجام ندهید! فكر میكنید چرا در سنگاپور آدامسجویدن و داشتن آدامس جرم است؟

رودخانه سنگاپور / عكسها: امیرحسن طاهریمجد
چون آنها معتقدند آدامس باعث كثیفی شهرها میشود و جویدن آدامس زشت است و منظره خوشی ندارد. پس لطفاً آدامسهایتان را از دهان بیرون بیاورید. نه، نه، نه لطفاً آن را باد نكنید. این صداهای عجیب و غریب ترق و تروق چه معنی میدهد؟! لطفاً اگر هم میخواهید آدامس بجوید، آرام و متین.
این سوژه در كشور سنگاپور به ذهنم خطور كرد. وقتی داشتم از میدان مرلیون عبور میكردم. از كنار همان شیر سنگی بزرگ كه از دهانش آب بیرون میجهد و بدنی شبیه ماهی دارد. این سمبل سنگاپور است. سنگاپوریها افسانهای از این شیر بیان میكنند. آنها میگویند در زمانهای قدیم ماهیگیری، شیری را در دریا میبیند كه ظاهراً بدنی شبیه ماهی داشته است. اما آدامس از كجا سروكلهاش پیدا شد؟
پیشینه آدامس
هر پدیدهای در این جهان یك پیشینه دارد و این آدامس هم همینطور. در قدیم در ایران از سقز استفاده میكردند. صمغ نوعی درخت و گاهی هم موم عسل و پارافین. اما مشكل پارافین این است كه وقتی گرم میشود دیگر قابل جویدن نیست. ما ایرانیها تلفظ غلط نوعی سقز به مارك «آدامز» را برای آدامس استفاده كردیم و هماینك نیز این اصطلاح رایج است. مثل «كلینكس» كه یك مارك دستمال كاغذی است. برای تهیه آدامس از شیرین كنندهها و نرم كنندهها، رنگها و شیره ذرت و طعمدهندههای مختلفی استفاده میشود. اكثر آدمها برای خوشبو كردن دهان از آن استفاده میكنند. اما به هرحال هم اینك سنگاپوریها زیاد علاقهای به این پدیده ندارند.

مجسمه ای از گل در یكی از مراكز خرید سنگاپور
از یك راننده اتوبوس در سنگاپور كه اندونزیایی است، میپرسم واقعاً شما هیچوقت آدامس نمیجوید؟ او با خونسردی در داشبورد را باز میكند و یك بسته آدامس نصفه را نشانم میدهد. میفهمم مردم سنگاپور هم گاهی یواشكی آدامس میجوند.
اینجا سنگاپور است
سنگاپور كشور كوچكی است. به كشورهای این همه كوچك «كشور- شهر» میگویند. این كشور كوچك در جنوب شرقی آسیا واقع است. كشوری در شمال خط استوا. كشوری كه مثل اكثر سرزمینهای استوایی پر از باران است و هوا از 24 درجه پایینتر نمیآید. سبز و با رودخانهای كه از شهر میگذرد.

مجسمه معروف میدان مرلیون كه سمبل سنگاپور است
این سرزمین در گذشته مكان ماهیگیری مالاییها بوده است، ولی هماكنون یكی از پررونقترین نقاط اقتصادی جهان است. مردم سنگاپور، چینی، مالایی، هندی و یوروشیایی هستند. یوروشیا نسل جدیدی است كه از اختلاط آسیاییها با اروپاییها به وجود آمده. سنگاپور بندر مهمی دارد و بارگیری در این بندرگاه بسیار سریع است. این كشور آدامس ممنوع، برای جذب توریست كارهایی كرده است. برای مثال یكی از بزرگترین باغ اركیده جهان در این كشور واقع است یا بزرگترین چرخ و فلك جهان در اینجاست. وارد كپسولهای شیشهای بزرگ میشویم تمام كشور كوچك سنگاپور زیر پایت دیده میشود.
آسمانخراشهایی
كه دارند ساخته میشوند. كشتیهایی كه در بندر هستند. اتوبان و...
نمیدانم چرا دلم میخواهد وقتی سوار این چرخوفلك بزرگ هم هستم آدامس
بجوم.
با نوجوانان سنگاپوری در كنار رودخانه صحبت میكنم.آنها هر كدام
تجربه جویدن آدامس را داشتهاند. ولی بردن آدامس به مدرسه هم غیرقانونی
است.
مزایا و معایب آدامس
آدامس مثل هر پدیده دیگری معایب و مزایایی دارد. بعضی از متخصصان دهان و دندان میگویند: «استفاده از برخی از آدامسها باعث خرابی دندانها میشود.» آنها معتقدند: «بعضی از آدامسها باعث حفظ باكتریها در دهان میشوند و عفونت ایجاد میكنند و باعث تشدید بیماریهای قلبی میشوند.بعضی از آدامسها طعمهای مختلف دارند؛ مثل دارچین و فلفل و غیره كه این در بعضی آدمها حساسیت ایجاد میكند.» جویدن آدامس برای آدمهایی كه قرار است عمل جراحی شوند بسیار خطرناك است... اما دولت سنگاپور به این موضوعات زیاد توجه ندارد؛ فقط دلش میخواهد شهر پاك باشد. خودمانیم واقعاً آدامس عامل مهمی برای كثیفی شهرهاست.

نمایی از شهر سنگاپور
اما آدامس نكات مثبتی هم دارد كه نباید به آن بیتوجه ماند.متخصصان میگویند: «البته آدامسهایی كه از مواد با كیفیت و سالمی ساخته شده باشند مزایایی هم دارند. از جمله این مزایا، بهبود حافظه عملی و افزایش توان یادگیری كوتاهمدت و بلند مدت در افراد است.چون جویدن آدامس بخش جلوی شبكه مغزی را فعالتر میكند و پردازش بهتر اطلاعات مغز انسان را سبب میشود. افرادی كه از اسید معده رنج میبرند با جویدن آدامس مانع برگشت اسید از معده به دهان میشوند.» به هر حال در این كشور آدامس ممنوع وقتی وارد سوپر ماركتها میشوی هزار نوع تنقلات میبینی و جای خالی آدامس...
از فروشنده میپرسم: «اگر آدامس بخواهم باید از كجا تهیه كنم؟» و فروشنده چینی با مهربانی صد نوع شكلات شبیه آدامس به من معرفی میكند كه هیچ كدام آدامس نیستند و در مدت كوتاهی در دهان آب میشوند.
نیلز بور (۱۹۶۲-۱۸۸۵)، از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم، در مورد چیزی که
بنیان گذارده است، جمله ای دارد به این مضمون که:
"اگر کسی بگوید فیزیک کوانتوم را فهمیده، پس چیزی نفهمیده است."
ما هم در اینجا می خواهیم چیزی را برایتان توضیح دهیم که قرار است نفهمید!
تقسیم ماده:
بیایید از یک رشتهی دراز ماکارونی پخته شروع کنیم. اگر این رشتهی
ماکارونی را نصف کنیم، بعد نصف آن را هم نصف کنیم، بعد نصفِ نصف آن را هم
نصف کنیم و... شاید آخر سر به چیزی برسیم ــ البته اگر چیزی بماند! ــ که
به آن مولکولِ ماکارونی میتوان گفت؛ یعنی کوچکترین جزئی که هنوز ماکارونی
است. حال اگر تقسیم کردن را باز هم ادامه بدهیم، حاصل کار خواص ماکارونی را
نخواهد داشت، بلکه ممکن است در اثر ادامهی تقسیم، به مولکولهای کربن یا
هیدروژن یا... بربخوریم. این وسط، چیزی که به درد ما می خورد ــ یعنی به
دردِ نفهمیدن کوانتوم! ــ این است که دست آخر، به اجزای گسسته ای به نام
مولکول یا اتم می رسیم.
این پرسش از ساختار ماده که «آجرک ساختمانی ماده چیست؟»، پرسشی قدیمی و
البته بنیادی است. ما به آن، به کمک فیزیک کلاسیک، چنین پاسخ گفته ایم:
"ساختار ماده، ذره ای و گسسته است"؛ این یعنی نظریهی مولکولی.
تقسیم انرژی:
بیایید ایدهی تقیسم کردن را در مورد چیزهای عجیب تری به کار ببریم، یا فکر
کنیم که می توان به کار برد یا نه. مثلاً در مورد صدا. البته منظورم این
نیست که داخل یک قوطی جیغ بکشیم و در آن را ببندیم و سعی کنیم جیغ خود را
نصف ـ نصف بیرون بدهیم.
صوت یک موج مکانیکی است که می تواند در جامدات، مایعات و گازها منتشر شود.
چشمه های صوت معمولاً سیستم های مرتعش هستند. ساده ترین این سیستم ها، تار
مرتعش است، که در حنجره ی انسان هم از آن استفاده شده است. بهراحتی(!) و
بر اساس مکانیک کلاسیک می توان نشان داد که بسیاری از کمیت های مربوط به یک
تار کشیده مرتعش، از جمله فرکانس، انرژی، توان و... گسسته (کوانتیده)
هستند. گسسته بودن در مکانیک موجی، پدیده ای آشنا و طبیعی است (برای
مطالعهی بیشتر می توانید به فصلهای ۱۹ و ۲۰ «فیزیک هالیدی» مراجعه کنید).
امواج صوتی هم مثال دیگری از کمیت های گسسته (کوانتیده) در فیزیک کلاسیک
هستند. مفهوم موج در مکانیک کوانتومی و فیزیک مدرن جایگاه بسیار ویژه و
مهمی دارد که جلوتر به آن می رسیم و یکی از مفاهیم کلیدی در مکانیک کوانتوم
است.
پس گسسته بودن یک مفهوم کوانتومی نیست. این تصور که فیزیک کوانتومی مساوی
است با گسسته شدن کمیت های فیزیکی، همهی مفهوم کوانتوم را در بر ندارد؛
کمیت های گسسته در فیزیک کلاسیک هم وجود دارند. بنابراین، هنوز با ایدهی
تقسیم کردن و سعی برای تقسیم کردن چیزها میتوانیم لذت ببریم!
مولکول نور:
خوب! تا اینجا داشتیم سعی می کردیم توضیح دهیم که مکانیک کوانتومی چه چیزی
نیست. حالا می رسیم به شروع ماجرا:
فرض کنید به جای رشتهی ماکارونی، بخواهیم یک باریکهی نور را به طور مداوم
تقسیم کنیم. آیا فکر می کنید که دست آخر به چیزی مثل «مولکول نور» (یا
آنچه امروز فوتون مینامیم) برسیم؟ چشمه های نور معمولاً از جنس ماده
هستند. یعنی تقریباً همهی نورهایی که دور و بر ما هستند از ماده تابش
میکنند. ماده هم که ساختار ذره ای ـ اتمی دارد. بنابراین، باید ببینیم اتم
ها چگونه تابش می کنند یا می توانند تابش کنند؟
تابش الکترون:
در سال ۱۹۱۱، رادرفورد (۹۴۷-۱۸۷۱) نشان داد که اتم ها، مثل میوهها، دارای
هستهی مرکزی هستند. هسته بار مثبت دارد و الکترونها به دور هسته می
چرخند. اما الکترون های در حال چرخش، شتاب دارند و بر مبنای اصول
الکترومغناطیس، «ذرهی بادارِ شتابدار باید تابش کند» و در نتیجه انرژی از
دست بدهد و در یک مدار مارپیچی به سمت هسته سقوط کند. این سرنوشتی بود که
مکانیک کلاسیک برای تمام الکترونها پیش بینی میکند. طیف تابشی اتمها، بر
خلاف فرضیات فیزیک کلاسیک گسسته است. به عبارت دیگر ، نوارهایی روشن و
تاریک در طیف تابشی دیده میشوند.
اگر الکترونها به این توصیه عمل میکردند، همه مواد (از جمله ما انسانها)
باید از خود اشعه تابش میکردند (و همانطور که میدانید اشعه برای سلامتی
بسیار خطرناک است)، ولی میبینیم از تابشی که باید با حرکت مارپیچی الکترون
به دور هسته حاصل شود اثری نیست و طیف نوری تاب
ش شده از اتمها بجای اینکه در اثر حرکت مارپیچی و سقوط
الکترون پیوسته باشد، یک طیف خطی گسسته است؛ مثل برچسبهای رمزینهای
(barcode) که روی اجناس فروشگاهها میزنند.
یعنی یک اتم خاص ، نه تنها در اثر تابش فرو نمیریزد، بلکه نوری هم که از
خود تابش میکند، رنگهای یا فرکانسهای گسسته و معینی دارد. گسسته بودن طیف
تابشی اتمها از جمله علامت سؤالهای ناجور در مقابل فیزیک کلاسیک و
فیزیکدانان دههی 1890 بود
فاجعهی فرابنفش:
برگردیم سر تقسیم کردن نور.
ماکسول (۱۸۷۹-۱۸۳۱) نور را به صورت یک موج الکترومغناطیس در نظر گرفته بود.
از این رو، همه فکر می کردند نور یک پدیدهی موجی است و ایدهی «مولکولِ
نور»، در اواخر قرن نوزدهم، یک لطیفهی اینترنتی یا SMS کاملاً بامزه و
خلاقانه محسوب می شد. به هر حال، دست سرنوشت یک علامت سؤال ناجور هم برای
ماهیت موجی نور در آستین داشت که به «فاجعهی فرابنفش» مشهور شد:
یک محفظهی بسته و تخلیهشده را که روزنهی کوچکی در دیوارهی آن وجود
دارد، در کوره ای با دمای یکنواخت قرار دهید و آنقدر صبر کنید تا آنکه
تمام اجزا به دمای یکسان (تعادل گرمایی) برسند.
در دمای به اندازهی کافی بالا، نور مرئی از روزنهی محفظه خارج میشود،
مثل سرخ و سفید شدن آهن گداخته در آتش آهنگری.
در تعادل گرمایی، این محفظه دارای انرژی تابشیای است که آن را در تعادل
تابشی - گرمایی با دیواره ها نگه میدارد. به چنین محفظهای «جسم سیاه»
میگوییم. یعنی اگر روزنه به اندازهی کافی کوچک باشد و پرتو نوری وارد
محفظه شود، گیر میافتد و نمیتواند بیرون بیاید.
نمودار انرژی تابشی در واحد حجم محفظه، برحسب رابطه رایلی- جینز در فیزیک
کلاسیک و رابطه پیشنهادی پلانک
فرض کنید میزان انرژی تابشی در واحد حجمِ محفظه (یا چگالی انرژی تابشی) در
هر لحظه U باشد.
سؤال: چه کسری از این انرژی تابشی که به شکل امواج نوری است، طول موجی بین
۵۴۶ (طول موج نور زرد) تا ۵۷۸ نانومتر (طول موج نور سبز) دارند؟
جوابِ فیزیک کلاسیک به این سؤال برای بعضی از طول موجها بسیار بزرگ است!
یعنی در یک محفظهی روزنه دار که حتماً انرژی محدودی وجود دارد، مقدار
انرژی در برخی طول موجها به سمت بی نهایت میرود. این حالت برای طول
موجهای فرابنفش شدیدتر هم میشود.


شرکت ژاپنی سونی یک نمایشگر OLED فوق انعطاف پذیر را معرفی کرد که در حال پخش فیلم به راحتی می توان آن را لوله کرد.
نمونه آزمایشی این نمایشگر که در اجلاس SID (انجمن اطلاعات نمایشگرها) در سیاتل معرفی شد یک صفحه 1/ 4 اینچی با وضوح تصویر 432 در 240 پیکسل، 16 میلیون رنگ و کنتراست 1: 1000 است.
طراحان این نمایشگر اظهار داشته اند که این محصول جدید حتی زمانی که به دور یک مداد با شعاع 4 میلیمتر نیز پیچیده و لوله شود می تواند عمل کند.
ضخامت این پانل تنها 20 میکرومتر است و می تواند بدون از دست دادن کیفیت خود تا هزار برابر لوله شود و کشش بیاید.
هدف از توسعه این نمایشگر، استفاده از آن بر روی دستگاههای موبایل فوق سبک است.
در دسامبر 2007 شرکت سونی اولین تلویزیون مجهز به فناوری OLED را با یک نمایشگر 11 اینچی معرفی کرد.

براساس گزارش پی. سی وورد، سونی برای توسعه نسل جدیدی از نمایشگرهای دیودهای ارگانیکی ساطع کننده نور (OLED) که علاوه بر کاهش قیمت این محصولات انعطاف پذیری بیشتری دارند در سال 2009 بیش از 140 میلیون یورو سرمایه گذاری کرد.
نمایشگرهای OLED دو مشکل اساسی دارند. اولین مشکل مربوط به مدت زمان عملکرد است به طوری که این محصولات نمی توانند بیش از 50 هزار ساعت روشن بمانند. مشکل دوم هزینه و قیمت بالای این محصولات نسبت به نمایشگرهای کریستال مایع (LCD) است.
اکنون حاصل تحقیقات یکسال اخیر سونی این نمایشگر انعطاف پذیر قابل لوله شدن است.
مصاحبه لیلا حسین زاده، خبرنگار همشهری با مهدینژاد مسئول بهداشت و مدیر یک کارخانه جوجهکشی که در نزدیکی قزوین قرار دارد:
«وقتی مرغ مادر تخم میگذارد، با صبر و حوصله زیادی روزهای متمادی رویشان میخوابد و به جز زمان نوشیدن آب و خوردن دانه از روی تخمهایش بلند نمیشود. در این بین گاهی هم با نوکش آنها را میچرخاند تا حرارت بدنش به طور یکسان بین آنها تقسیم شود. 21 روز بعد چند جوجه طلایی سر از تخم درمیآورند. حالا اگر مرغ مادری در کار نباشد و قرار باشد به جای چند جوجه، هزاران جوجه به دنیا بیایند، آن موقع چه کار باید کرد؟»
انبار تفکیک تخممرغها
اینجا
اولین مرحله کار کلید میخورد و تخممرغها از نظر شکل، اندازه، وزن و
آسیبهایی که دارند، بررسی میشوند. در این قسمت تخمهایی که فضولات مرغ به
آنها چسبیده یا دو زرده باشند یا ترکهایی به اندازه قطر مو داشته باشند،
از چرخه تولید جوجه خارج میشوند و به مصرف خوراکی کارگران کارخانه
میرسند. یکی از تخمها را از داخل شانه برمیداریم. پوستهاش خیلی نازک
است. اگر کمی فشارش بدهیم، به راحتی میشکند. مهدینژاد میگوید:« این تخم
هم از دور جوجهگیری خارج میشود چون پوست به میزان کافی کلسیم نداشته،
بنابراین استحکام لازم برای نگهداری از جوجه را ندارد». میگویند نباید
تخممرغهای آلوده به فضولات مرغ را شست چون «اگر تخمهای آلوده را بشوییم
باعث میشود تا میکروبها از طریق پوسته جذب شوند. در این صورت گازی درون
تخم به وجود میآید که باعث به وجود آمدن تخممرغهای انفجاری خواهد شد که
علاوه بر ضررهای اقتصادی باعث افزایش آلودگی هم میشود».
در
انبار تفکیک کارگران هزاران عدد از تخمها را تا ساعت سه بعدازظهر از هم
تفکیک میکنند. البته آنها باید حواسشان جمع باشد زمانی که تخمها را درون
شانههای پلاستیکی میگذارند، قسمت پهن تخممرغ به طرف بالا قرار داشته
باشد چون زمانی که جوجه میخواهد سر از تخم دربیاورد، به طور غریزی به قسمت
پهن تخم نوک میزند و اگر تخم در قسمت نوک تیز رو به بالا باشد، جوجه موقع
خروج از تخم دچار سردرگمی میشود و نمیداند به کجا باید نوک بزند. به
همین خاطر مدام بدنش به دیواره تخم میخورد و حتی احتمال دارد تلف بشود.
سردخانه
بعد
از جداسازی، تخممرغها وارد سردخانه میشوند. آنها حداقل 24 ساعت در این
محل میمانند تا برای ورود به اتاق گرم آماده شوند. کار کردن همزمان سه
خنککننده در سه قسمت مختلف این محل و چرخش سه پنکه سقفی هم باعث میشود
تا دمای تخمهایی که در انتهای سالن قرار دارند، با آنهایی که در ابتدا و
وسط سالن هستند یکی باشدرطوبت اینجا 70درصد است و دمایش هم 18 درجه. با
افزایش مدت استراحت این دما پایین آورده میشود. یکسان بودن دما در نقاط
مختلف خیلی مهم است چون در کیفیت تولید اثر میگذارد.
اتاق
گرم
اینجا اتاقی است که تخممرغها باید در آن
کمکم گرم شوند. به این دلیل که «برای جلوگیری از عرق کردن تخممرغها در
زمان انتقالشان از سردخانه به اتاق پیش گرم، دمای این اتاق باید به تدریج
از 18 به 25 درجه افزایش بیابد چون عرق کردن تخمها همانا و جذب کردن
آلودگیهای محیطی و در نتیجه ضرر غیر قابل جبران هم همان». تخمها در اتاق
گرم هم 12 ساعت میمانند تا برای رفتن به سالن ستر آماده شوند. سالن ستر 26
دستگاه دارد با ظرفیت نگهداری 87480 تخممرغ. حرارت و رطوبت در ستر بسیار
بالاست. کارگران با استفاده از شیلنگ روی زمین آب میپاشند تا رطوبت حفظ
شود. تقریبا هیچ پنجرهای وجود ندارد تا باد و هوا به صورت مستقیم وارد
فضای داخلی کارخانه شود چون اگر تخمها به اصطلاح هوا به هوا شوند، میزان
نطفهدهیشان پایین میآید. جوجهها 18 روز در سالن ستر میمانند تا رشد
کنند. در این سالن در دو طرف چپ و راست اتاقکهای باریکی وجود دارد که صدای
گوشخراش و بلندی از آنها شنیده میشود.
سالن هچر
18
روز از دوران جنینی جوجهها گذشته. سه روز دیگر مانده تا سر از تخم
دربیاورند. جنینها این سه روز را باید در سالن هچر که 36/6 درجه
سانتیگراد دما دارد، بگذرانند. اینجا هم مثل سالن ستر، در دو طرف 26
دستگاه هچر وجود دارد. در این سه روز ناف به طور کامل جذب بدن جوجهها
میشود. صدای جیک جیک خفیفی به گوش میرسد. دکتر مهدینژاد با لبخند یکی از
دستگاهها را باز میکند و ناگهان تعداد زیادی جوجه طلایی شادوشنگول جلوی
چشممان ظاهر میشود که از سر و کول هم بالا میروند. خیلی شاداب هستند.
سالن
درجهبندی جوجه
در این سالن پنج- شش کارگر در دو
طرف یک ریل فلزی که لامپهای پرنوری دارد ایستادهاند و جوجهها را بعد از
بررسی داخل سبد جداگانهای پرتاب میکنند. فضای اتاق پر است از کرک نرم
جوجهها. دکتر مهدینژاد میگوید: «جوجهها به دو دسته درجه یک و دو تقسیم
میشوند. جوجههایی که نافشان بسته نشده یا متورم است یا پاهایشان کج است
یا اینکه نوکشان به صورت ضربدری روی هم قرار گرفته یا آنهایی که توان
ایستادن ندارند و اصطلاحا میگویند پخ و لهیده، جزو جوجههای درجه دو یا
وازده هستند. آنهایی هم که این مشکلات را ندارند جوجههای درجه یک هستند».
حالا چطور میتوان جنسیت جوجه را تشخیص داد؟ دکتر روی صندلی یکی از کارگران
مینشیند. دو جوجه در دستش میگیرد و بالهایشان را از هم باز میکند؛
«ببینید بال جوجه خروس دو پوشش پر کوتاه است اما در جوجه مرغ دو لایه بال
به صورت کوتاه و بلند روی هم قرار هم گرفته. مادهها در سبد راست و نرها در
سبد سمت چپ انداخته میشوند. بعد از جدا شدن جوجه خروسهای نر و ماده از
هم، آنها روی نقالهای که مرتب ضدعفونی میشود ریخته میشوند تا برای
واکسینه شدن بروند به اتاق واکسیناسیون.
.:: This Template By : web93.ir ::.