+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

لباس طلايي گاوبازان، کاغذهاي رنگي اطراف ميدان و پارچه قرمزي که به سمت گاو وحشي گرفته مي‌شود. جالب است بدانيد اين دنياي رنگي براي همه موجودات به اندازه ما رنگي نيست. از گاو وحشي شروع مي‌کنيم. در واقع اين حيوان اصلا نسبت به رنگ‌ها حساس نيست و اين موضوع در مورد بسياري از مهره‌داران صدق مي‌کند. پس چرا گفته مي‌شود گاو وحشي به رنگ قرمز حساس است و اين رنگ او را عصباني مي‌کند؟ اين عقيده روي کدام پايه علمي بنا گذاشته شده است؟

زندگي سياه و سفيد پستانداران بسياري از پستانداران قادر نيستند رنگي ببينند يا حداقل بسيار جزيي رنگي مي‌بينند زيرا شبکيه چشم آنها از سلول‌هاي حساس به نور يا فوتورسپتورها تشکيل شده است. اين سلول‌ها همگي از يک نوع پيگمنت تشکيل شده‌اند که اکثر آنها رنگ آبي و سبز را جذب مي‌کنند. اين يعني گاو وحشي، موش و خرگوش قادر به تشخيص قرمز و سياه از هم نيستند. چشم انسان غير از سلول‌هاي حساس به نور از 3 نوع سلول ديگر هم تشکيل شده است. هر يک از اين سلول‌ها قادر به جذب يک رنگ خاص با طول موج مشخص هستند. در واقع سلول‌هاي حساس به نور آبي با طول موج کوتاه، حساس به نور سبز با طول موج متوسط و حساس به نور قرمز با طول موج بلند وجود دارد. به همين دليل مي‌توانيم دنيا را رنگي ببينيم. براي انسان‌ها رنگي ديدن دنيا مهم است اما رنگ براي بسياري از حيوانات اهميت ندارد. در واقع براي بسياري از حيوانات ديدن حرکات مهم‌تر از ديدن دقيق اشيا و رنگ آنهاست. گاو وحشي قبل از آنکه پارچه و رنگ قرمز آن را تشخيص دهد، حرکات تند را مي‌بيند. در واقع گاو نه تنها رنگ را تشخيص نمي‌دهد بلکه تار هم مي‌بيند.
ميوه بخوريد تا بهتر ببينيد فکر مي‌کنيد بين حيوانات کدام يک قادرند رنگي ببينند؟ حشرات؟! در واقع اين حيوانات رنگ‌هاي ماوراي بنفش را مي‌بينند و قادر به تشخيص رنگ قرمز نيستند. از ميان مهره‌داران تنها سگ، اسب، ماهي‌هاي ريز، لاک‌پشت، غوکان و مارمولک قادر به ديدن دنياي رنگي هستند البته درصد جزيي! برخي حيوانات مانند سنجاب و پستانداران عالي به دليل تغذيه بهتري که دارند، بهتر مي‌بينند. در واقع مصرف ميوه و سبزيجات به ديد بهتر کمک خواهد کرد.
باز گرديم به سوال اول پس چرا گاوبازان با آنکه مي‌دانند گاو رنگ قرمز را تشخيص نمي‌دهد مدام پارچه قرمز را جلوي گاو تکان مي‌دهند؟ اصلا چرا رنگ قرمز انتخاب شده است؟ نکته بسيار ساده است. در واقع اين حيوان نيست که با ديدن رنگ قرمز به هيجان مي‌آيد. تنها حرکات شديد پارچه است که گاو را عصباني مي‌کند. در واقع اين انسان است که نسبت به رنگ قرمز هيجان نشان داده و به شور و شوق مي‌آيد.

   برچسب‌ها: آيا گاوهاي وحشي به قرمز حساس‌اند
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
شنیده‌‌اید که «فلانی مثل کنه به آدم می‌چسبه؟» فکر می‌کنید این اصطلاح از کجا آمده؟ ریشه‌اش چیست؟ برای این که پاسخ این سوال را بگیرید، لازم است اطلاعاتی از کنه‌ها داشته باشید....
کنه‌ها بندپایانی هستند که خون انسان‌ها و حیوانات را می‌مکند. آنها در سراسر جهان پراکنده‌اند و ناقل تعداد زیادی از بیماری‌ها هستند. کنه‌های بالغ، پهن و بیضی‌شکل‌اند و پوست بدنشان سخت، چرمی‌شکل و چین ‌خورده است. آنها ضمایمی دهانی در زیر بدن‌شان دارند که از بالا دیده نمی‌شود. آنها در محل‌های استراحت مانند درزها و شکاف دیوارها، کف زمین و در مبلمان منازل تخم می‌گذارند. بعضی از گونه‌ها نیز در محل‌های استراحت بین جاده‌ای، اردوگاه‌ها، غارها و شکاف‌ها پیدا می‌شوند. گونه‌‌هایی که از خون انسان تغذیه می‌کنند، به‌طور معمول در اطراف روستاها و خانه‌ها یافت می‌شوند. کنه‌ها اغلب در شب برای مکیدن خون از مخفیگاه‌های خود بیرون می‌آیند و خونخواری‌شان حدود ۳۰ دقیقه طول می‌کشد.

● کنه‌ها ول‌کن نیستند
کنه‌ها تخم‌های خود را به تعداد زیاد روی زمین می‌گذارند و پس از مدتی لاروها از تخم بیرون می‌آیند و از گیاهان اطراف بالا رفته و منتظر عبور یک میزبان مناسب می‌مانند. سپس روی میزبان پریده و خود را برای تغذیه به بخش مناسبی از بدنش (مانند گوش‌ یا روی پلک) می‌چسبانند و شروع به خونخواری می‌کنند. لاروها بعد از چند روز خونخواری کامل روی زمین افتاده و دنبال پناهگاه می‌گردند تا در آنجا به کنه بالغ تبدیل شوند.
سپس کنه ماده بالغ از گیاهان بالا رفته و منتظر میزبان مناسب می‌ماند. پس از انتقال به مدت یک تا چهار هفته به میزبان چسبیده و بعد به زمین می‌افتد و برای تخم‌گذاری مکان‌های سرد در زیر سنگ‌ها و برگ‌های پوسیده را جستجو می‌کند. حال علت پیدایش این ضرب‌المثل را متوجه شدید؟

● کنه، عامل بیماری لایم
آلودگی شدید به کنه‌ها در حیوانات عادی بوده و یکی از دلایل کم‌خونی در آنهاست. این بیماری دوره‌هایی با تب و بدون تب ایجاد می‌کند که در ۲ تا ۱۰ درصد افرادی که درمان نشده‌اند به مرگ منجر می‌شود.
یکی از بیماری‌هایی که توسط کنه منتقل می‌شود، بیماری لایم است. بیماری لایم شبیه آنفلوآنزا است و در۵۰ درصد موارد دانه‌های قرمزی در بدن به وجود آورده و علایمی مانند تب، خستگی، درد عضلات و مفاصل می‌دهد. بیمار ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها پس از گزش کنه آلوده، ورم و درد در مفاصل، فلج صورت یا عفونت مغزی داشته باشد. بیماری‌ لایم بیشتر در مناطق معتدل نیم‌کره شمالی نظیر چین، اروپا، آمریکا و روسیه دیده می‌شود


   برچسب‌ها: چرا کنه‌ها می‌چسبند
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
كيك زرد يا Yellowcake كه بنام اورانيا (Urania) هم شناخته مي شود در واقع خاك معدني اورانيوم است كه پس از طي مراحل تصفيه و پردازشهاي لازم از سنگ معدني آن تهيه مي شود. تهيه اين ماده به منزله رسيدن به بخش مياني از مراحل مختلف تصفيه سنگ معدن اورانيوم است و بايد توجه داشت كه فاصله بسيار زيادي براي استفاده در يك بمب اتمي دارد.


روش تهيه
روش تهيه كيك زرد كاملآ به نوع سنگ معدن بدست آمده بستگي دارد، اما بطور معمول از طريق آسياب كردن و انجام پردازش هاي شيمايي بر روي سنگ معدن اورانيوم، پودر زبر و زرد رنگي بدست مي آيد كه قابليت حل شدن در آب را ندارد و حدود ۸۰% غلظت اكسيد اورانيوم آن خواهد بود. اين پودر در دمايي معادل ۲۸۷۸ درجه سانتيگراد ذوب مي شود.
در ابتدا سنگ معدن توسط دستگاههاي مخصوصي خرد شده آسياب مي شود و پس از آن براي جدا سازي اورانيم و بالا بردن خلوص خاك سنگ، آنرا در حمامي از اسيد سولفوريك، آلكالاين و يا پراكسيد مي خوابانند، اين عمل براي بدست آوردن اورانيوم خالص تر صورت مي گيرد.
پس از اين محصول بدست آمده را خشك و فيلتر مي كنند و نتيجه آن چيزي خواهد شد كه به كيك زرد معروف است. امروزه روشهاي جديدي براي تهيه اين پودر اورانيوم وجود دارد كه محصول آنها بيشتر از آنكه زرد باشد به قهوه اي و سياه نزديك است، در واقع رنگ ماده بدست آمده به ميزان وجود ناخالصي ها در اين پودر دارد.
نهادن اين نام بر روي اين محصول به گذشته بر مي گردد كه كيفيت روشهاي خالص سازي سنگ معدن مناسب نبود و ماده بدست آمده زرد رنگ بود.
 
مواد تشكيل دهنده كيك زرد
قسمت بيشتر كيك زرد (معادل ۷۰-۹۰ درصد وزني) شامل اكسيد هاي اورانيوم با فرمول شيميايي U۳O۸ - و يا ساير اكسيد ها - است، و مابقي آن از ديگر موادي تشكيل شده است كه مهمترين آنها عبارتند از :
- هيدراكسيد اورانيوم با فرمول شيمايي UO۲(OH)۲ يا UO۲)۲(OH)۲) كه در صنايع ساخت شيشه و سراميك از آن استفاده مي شود. اين ماده تشعشع راديو اكتيو دارد و بايد تحت شرايط خاصي نگهداري و حمل شود.
- سولفات اورانيوم با فرمول شيميايي (U۰۲S۰۴) كه ماده اي بي بود با رنگ زرد ليمويي است.
- اكسيد اورانيوم زرد (يا اورانيت سديم) با فرمول شيميايي Na۲O (UO۳)۲.۶H۲O كه ماده اي با رنگ زرد - نارنجي است.
- پراكسيد اورانيوم با فرمول شيميايي UO۴·nH۲O با رنگ زرد كم رنگ.
 
كاربردها
يكي از كاربردهاي كيك زرد تهيه هگزا فلورايد اورانيوم است. اين گاز در حالت عادي حدود ۰.۷ درصد شامل ايزوتوپ ۲۳۵ است و مابقي آن ايزوتوپ ۲۳۸ است. در مرحله غني سازي درصد U-۲۳۵ به حدود ۳.۵ يا حتي بيشتر افزايش داده مي شود.
كيك زرد عمومآ براي تهيه سوخت رآكتورهاي هسته اي بكار برده مي شود، در واقع اين ماده است كه پس از انجام پردازشهايي به UO۲ تبديل شده براي استفاده در ميله هاي سوختي بكار برده مي شود.
اين ماده همچنين ميتواند براي غني سازي تبديل به گاز هگزا فلورايد اورانيوم يا UF۶ تبديل شود، چرا كه در اينصورت مي تواند چگالي ايزوتوپهاي اورانيوم ۲۳۵ را در آن افزايش داد.
در هر صورت كيك زرد در اغلب كشورهايي كه معادن طبيعي اورانيوم دارند تهيه مي شود و توليد اين ماده مشكل خاصي ندارد و بطور متوسط سالانه ۶۴ هزار تن از اين ماده در جهان توليد مي شود.
كانادا يكي از توليد كنندگان اين ماده است، اين كشور داراي معادني است كه خلوص سنگ اورانيوم آنها به ۲۰% هم مي رسد، در آسيا نيز كشوري مانند قزاقستان داراي صنايع بزرگ توليد اين پودر است. قيمت اين پودر در بازارهاي بين المللي چيزي حدود ۲۵ دلار براي هر كيلو است.

   برچسب‌ها: كيك زرد چيست
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

بلز پاسکال در محیطی ثروتمند پرورش یافت پدر او بازرگانی متمول و جز اشراف بود زمانی که او سه ساله بود مادرش فوت کرد پدرش به تحصیل او توجه داشت و از آن موقع برای او معلم سر خانه گرفت پدر پاسکال تصمیم گرفت تا کتابهای مربوط به هندسه را تا 15 سالگی پاسکال دور از دسترس او قرار دهد تا پسرش بتواند توجه خود را بر موضوعهای دیگر متمرکز کند با این وجود او از 12 سالگی در اوقات فراغا به طور مخفیانه به مطالعه هندسه می پرداخت.



در سال 1630 خانواده او به پاریس مهاجرت کرد و پاسکال تحت تاثیر گروههای علمی قرار گرفت که همانند او روی مقاطع مخروطی کار می کردند. در سال 1639 پدر پاسکال مامور جمع آوری مالیات در منطقه نرماندی علیا شد. پاسکال برای کمک به ماموریت پدر یک دستگاه ماشین حساب مکانیکی ساخت که در نوع خود اولین نمونه بود او در این زمان 19 سال داشت.

پاسکال قاطعانه بر این باور بود که تجربه نسبت به استدلال تنها ارزش بیشتری دارد. آزمایشهای او نشان داد که بالا رفتن مایع در یک فشار سنج نه به دلیل کشش خلا در بالای لوله بلکه به دلیل فشار هواست. در سال 1548 او اصل پاسکال را ثابت کرد که بنا برآن هر سیالی که در ظرفی فرار گیرد فشار را در تمام جهتها به طور یکسان منتقل می کند و این فشار همواره بر سطوح تماس عمود است.

پاسکال به کمک پیردوفرما (1601 تا 1665 ) حقوقدان و ریاضیدان فرانسوی قوانین احتمالات را گسترش داد نتایج قانون احتمالات از جدول حق بیمه مرگ و میر افراد تا واپاشی ذرات زیراتمی کاربر دارد مثلث پاسکال که نظم به ظاهر ساده ای از اعداد است و در آن هر عدد حاصل جمع دو عدد بالایی خود است ضریبهای بسط دو جمله ای را به دست می دهد ترکیبهایی که در احتمالات و دیگر سریها اعداد مورد استفاده قرار می گیرد پاسکال در طول حیات خود علاقه مند به جستجوی درک بهتری از ایمان مسیحی بود او در 32 سالگی دچار حادثه ای هولناک شد زمانی که بر کالسکه ای سوار بود اسبها رم کردند و کالسکه از پلی به پایین آویزان شد . پاسکال از این حادثه نجات یافت ولی مسیر زندگی او را همین حادثه تغییر داد پس از این جریان بود که وی زندگی خود را کاملا وقف موضوعات مذهبی کرد. نوشته های بعدی او روی منطق و هیجانات مذهبی متمرکز بوده است.

درخششی که در اثر او موسوم به نامه های ولایتی (1656) وجود دارد نشاندهنده دوران جدیدی از نثر فرانسوی است.

مشهورترین اثر فلسفی پاسکال کتاب اندیشه هاست که مجموعه ای از اندیشه های شخصی او در مورد رنج و ایمان انسان است این ککتاب در سال 1658 منتشر شد او می توانست با سناد به سر درد و شکم دردهایی که همیشه او را رنج می داد از درد و رنج انسان چیزهایی بنویسد اندیشه ها هرگز خاتمه نیافت و روش درست تکمیل این یادداشتها عامل محرک بحثهای فلسفی تاکنون بوده است.

پاسکال شاید به دلیل زخم بدخیم معده در 39 سالگی فوت کرد. اما با وجود زندگی کوتاه آثار بسیاری در زمینه های گوناگون فیزیک ریاضی هندسه و ادبیات مسیحی از خود به جای گذاشته است

   برچسب‌ها: بیوگرافی بلز پاسکال
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

گالیلئو گالیله , ریاضیدان اخترشناس و فیزیکدان ایتالیایی است که در پیدایش روش علمی جدید و کشف قانونهایی برای شرح نتایج مشاهده و آزمایش تاثیر بسزایی داشته است. گالیله در پیزا به دنیا آمد و در همانجا به تحصیل روی آورد او در دانشگاه آنجا پزشکی خواند ولی سپس به ریاضیات پرداخت زمانی که هنوز دانشجوی پزشکی بود نخستین کشف بزرگ خود را انجام داد. روزی وقتی در کلیسا بود زمان رفت و رگشت یک چلچراغ آویزان را با جریان نبض خود اندازه گرفت. سپس آزمایشهای مشابهی در اتاق خود انجام داد و مشخص کرد که مدت زمان کامل رفت و برگشت یک جسم آویخته به دامنه رفت و برگشت بستگی ندارد و برای طول کمان مسیر کوتاه و بلند یکسان است. گالیله در سن 17 سالگی قانون حرکت اونگ را کشف کرده بود این مشاهده را یونانی ها نادیده گرفته بودند.



گالیله که نتوانسته بود از کمک هزینه تحصیلی دانشگاه استفاده کند مجبور شد که بدون دریافت مدرک تحصیلی آنجا را ترک کند. او زندگی خود را از راه تدریس خصوصی اداره می کرد تا آنکه خوشبختانه در سال 1589 به عنوان استاد ریاضیات به دانشگاه برگشت.

هنگامی که قراراداد وی در سال 1592 در دانشگاه پیزا تجدید نشد برای تدریس به دانشگاه پادوا رفت او برای مطالعه و بررسی حرکت اجسام گلوله هایی را بر سطوح شیبدار رها ساخت. وی ثابت کرد که شتاب ناشی از گرانش ضرفنظر از ترکیب اجسام بر همه آنها یکسان اثر می کند. گالیله قانون لختی را ثابت کرد. بنابر این قانون هر جسمی تندی یا جهت حرکت خود را فقط وقتی تغییر می دهد که بر آن نیرویی از خارج اثر کند. گالیله در سال 1609 از اختراع تلسکوپ مطلع شد و به توانایی آن در کاربردهای علمی پی برد. او با وجودیکه قبلا آن را ندیده بود از ساختما ن آن سر در آورد و تلسکوپی با توان 32 ساخت او نخستین کسی است که برای مشاهده های اختر شناسی از تلسکوپ استفاده کرد. تلسکوپ او نشان می داد که روی سطح ماه پستی و بلندیها و بر سطح خورشید لکه هایی وحود دارد اگرچه ارسطوی معتقد بود که افلاک بدون هیچ عیبی و نقصی است . گالیله مشاهده کرد که زهره نیز مانند ماه اهله ای دارد و پیشنهاد کرد این سیاره به دور خورشید می گردد. کشف گالیله در مورد چهار قمری که دور مشتری در حال حرکت می گردند نشان داد که حرکت زمین سبب نمی شود که ماه را پشت سر بگذارد گالیله نتیجه مشاهده های خود را در کتابی به نام پیک آسمان در سال 1610 انتشار داد. شهرت گالیله سبب شد که به عنوان ریاضیدان مقامی در دربار فلورانس کسب کند. او در این مقام حمایت صریح خود را از نر کپرنیک در مورد منظومه سیاره ای خورشید مرکزی بیان داشت. در سال 1616 منتقدان وی مقامهای کلیسای کاتولیک را بر آن داشتند که او را تحت فشار قرار دهند که دیگر در مورد کپرنیک حرف نزند او به مدت 15 سال در این مورد به طور علنی صحبتی نکرد ولی در سال 1632 حسورانه کتاب گفتار در با دو نظام بزرگ جهان. را با دلایل محکم در مورد منظومه خورشیدی منتشر کرد. گالیله از این بابت تحت فشار قرار گرفت و به بدعت گزاری و زندان محکوم شد اگر چه محکومیت او به بازداشت خانگی تخفیف یافت چشمانش که بر اثر نگاه کردن در تلسکوپ معیوب شده بود به کوری او منجر و سبب شد که گالیله از نظر بدنی و رمانی شکسته شود سر انجام در سال 1642 در خانه خود در آرستری درگذشت.


   برچسب‌ها: بیوگرافی گالیلئو گالیله
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
آنتونی رابينز ( Antony robinz) در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقير به دنيا آمد. پس از گرفتن ديپلم متوسطه به كارهای گوناگون روی آورد، اما توفيق چندانی نيافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقيرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشويد.


گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراكی، بيش از يكصد و بيست كيلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عين فقر و فلاكت، رؤياها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خيال، خود را در قصر زيبايی در ساحل دريا و نزديك جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شايسته، اتومبيل گران قيمت و امكاناتی رويايی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد كه با چاقی خود، مبارزه كند و برای رسيدن به اين هدف به مطالعه ی چند كتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقيص يافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای كاهش وزن خود، راهی ديگر جست. به فكر افتاد فردی را كه از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پيدا كند و افكار، اعتقادات، و نحوه ی تغذيه او را سرمشق خود قرار دهد. اين شيوه، مؤثر واقع شد و توانست در كمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژيم غذايی و عمدتاً با شيوه های روانشناسی و كنترل فكر و ذهن، حدود پانزده كيلوگرم از وزن خود را كم كند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقيتی كه در زمينه كنترل وزن نصيب او شد، وی را به انديشه وا داشت كه شايد اين شيوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمينه، در مورد هر كسی بكار گرفت. ابتدا معتقد شد كه برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول بايد افكار، تصورات، و رفتارهای فردی را كه از نظر وزن متناسب است دريابيم. ببينيم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهيم و به همان نتيجه برسيم.

پس از آن معتقد شد كه ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، كم و بيش به هم شبيه است، پس اگر كسی در نقطه ای از دنيا توانسته است كاری بزرگ را به انجام برساند، من هم كه دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عيناً همان كار را انجام دهم و به همان نتيجه برسم، به شرط آن كه از همان راهی كه او رفته است بروم و طرز تفكر و رفتارم شبيه او باشد.

او اين طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به ديگران نيز توصيه نمود و نتايج را بررسي كرد و به درستی اين عقيده ايمان يافت.

در اين هنگام به مطالعه عميق، كتب روانشناسی و شركت در كلاس های استادان اين علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبيل « برنامه ريزی عصبی ـ كلامی » و « روش های انجام بهينه كارها » آشنا گرديد، و چون اين شيوه ها را در مورد خود و ديگران به كار گرفت و به نتايج چشمگيری نايل شد، تدريجاً توجه افراد بسياری به سوی او جلب گرديد.

در سال ۱۹۸۴ شيوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمايش قرار داد و آثار آن در بازيهای المپيك ۱۹۸۴ نمايان گرديد. پس از آن، ارتش آمريكا وی را برای تدريس روش های جديد يادگيری به نظاميان دعوت كرد. ضمن اجرای اين طرح متوجه نقايص آموزشی ارتش در زمينه تيراندازی گرديد و مدعی شد كه می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقليل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت اين دوره را به كمتر از نصف برساند، بلكه درصد قبولي شركت كنندگان را كه تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزايش داد. قابل توجه اينكه خود وی تير اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مايع توفيق او گشت، اطلاعات عميق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه يادگيری بود.

اين موفقيت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقيت را به سرعت طی كرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسيد. در كمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج كرد. قصر زيبايی در سواحل سرسبز « سن ديه گو » خريد كه از طرفی مشرف به دريا بود. اتومبيل و وسايل زندگی خود را مطابق با آنچه در روياهای جوانی خود می ديد، تهيه كرد. به كمك دوستانش شركتی را تأسيس كرد كه نامش را « بنياد رابينز » گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسيدن به موفقيتهای فردی و حرفه ای تأسيس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

رابينز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهايی از قبيل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ايالات متحده و همچنين تيمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپيک همکاری کرد. وی همچنين مورد مشاوره ی بسياری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفيلد که چهارمين شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمينارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا كرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولين و عقب افتادگان ذهنی ترتيب داد و در سال ۱۹۹۱ بنيادی غيرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانيان است . با شيوه های روان درمانی خاص خود، بسياری ازافراد را از چنگال يأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دليل ( نظير ترس از تاريكی، جمعيت، ارتفاع، مرگ و نظاير آن ) نجات داد و به شهرها و كشورهای متعدد مسافرت كرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظير رؤسای جمهوری، مديران، صاحبان صنايع و بازرگانان واقع شد و در سمينارهای او گروه های بيشماری شركت كردند. از طريق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلويزيونی به اشاعه افكار و عقايد خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او كه بخش كوچكی از محتوای سمينارهای او را تشكيل می داد و به منظور ايجاد اعتماد به نفس در شركت كنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب كرد.

اجرای سمينارها و برنامه های تلويزيونی نامبرده شده تا اين زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بينندگان مشتاق، برنامه های او را از تلويزيون مشاهده می كنند.

علاقه ی خاص رابينز به اين است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زيستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گيرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی يا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

رابينز، در سال ۱۹۸۶، در حالی كه بيش از ۲۵ سال نداشت، حاصل انديشه ها و تجربه های عملی خود را در كتابش به نام « به سوی كاميابی » به رشته تحرير كشيد و در آن رازهای موفقيت خود و بسياری از افراد موفق را آشكار ساخت. اين كتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترين كتاب را به خود اختصاص داد.

در سال ۱۹۹۱ كتاب ديگری به نام بسوی كاميابی ۲ ( نيروی عظيم درون را فعال كنيد ) به رشته تحرير در آورد. اين كتاب نيز مانند كتاب قبلی به عنوان پرفروش ترين كتاب سال انتخاب شد. سال ۱۳۷۱ اين دو كتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده كرمانی ترجمه و در دسترس ايرانيانی قرار گرفت كه به دنبال تغييرات عظيم در زندگی خود و ديگران بودند.

خود او در پشت جلد كتاب بسوی كاميابی چنين می نويسد: ” شما نيز مانند ساير افراد موفق، می توانيد به سوی كاميابی گام برداريد. می توانيد به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسيد. می توانيد پدر يا مادری بهتر، دوستی صميمی تر، همسری شايسته ، بازرگانی موفق تر، مديری كاردان تر يا قهرمانی نيرومند تر باشيد. می توانيد كلامی نافذ داشته باشيد و با اشخاص، فوراً صميمی شوید. می توانيد جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشيد.

می توانيد به كمك پنج كليد طلايی، به ثروت وخوشبختی برسيد. می توانيد ترس، نگرانی، افسردگی و يا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور كنيد. می توانيد با اراده و مصمم باشيد و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور كنيد.”

آقای رابينز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در «دلماکاليفرنيا» زندگی می کند. رابينز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و ديگران استفاده می نمايد. اعتقاد او بر اين است که فرايند تفکر و ارزيابی چيزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانيم که نحوه تفکر و ارزيابی ما ( که خود ارزيابی هم به عوامل گوناگون درموقعيت ارزيابی بستگي دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اينکه يک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و اين رفتارها و عادت هايی که شايد بسياری از مواقع متوجه ميزان بازدارند گی آنها نيز نمی شويم، نهايتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید


   برچسب‌ها: نگاهي به زندگي آنتوني رابينز
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
آلبرت اينتشين در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم آلمان از پدري به نام هرمان اينشتين و مادري به نام پيش از ازدواج پاولين كخ به دنيا آمد. او پسر اول از دو پسر خانواده بود. خانواده در سال بعد به شهر مونيخ كه در آن هرمان و برادرش يعقوب يك كارگاه مهندسي برق داير كرده بودند نقل مكان كرد، يكسال پس از آن دختري به نام ماريا نيز در خانواده به دنيا آمد. خانواده آنها با فرهنگ، كتاب دوست و دوستدار موسيقي بود و به داشتن شيوه هاي فكري ليبرال و مبرا از خشك انديشي مباهات مي كرد. پيش از آنكه اينشتين به مدرسه برود واقعه اي رخ داد كه او را دگرگون كرد. به گفته خود او بچه چهار يا پنج ساله اي كه بودم پدرم به من يك قطب نما نشان داد ك از مشاهده آن احساس ديدن يك معجزه را كردم. در وراء اعماق آن گونه اشياء بايد چيزهايي نهفته مي بود- گسترش جهان انديشه ما به يك معنا با فاصله گرفتن از مفهوم معجزه است كه تحقق پيدا مي كند.». اينشتين در شش سالگي وارد مدرسه شد. او گرچه آبش با معلمان ابتدايي خود در يك جوي نمي رفت درآنجا عملكرد آموزشي خوبي داشت. او در سالهاي نخست مدرسه شاگردي ضعيف بود اما واقع امر آنست كه نمره هايي عالي مي گرفت و برخلاف روش يادگيري حفظي آزار دهنده و سخت مدرسه بارها شاگرد اول كلاس نيز شد. اينشتين در ده سالگي به دبيرستان (گيمنازيوم) نمونه لوئيتپولد انتقال يافت و در آن تحت آموزش سخت سربازخانه مانند معمول آن ايام قرار گرفت. اينشتين تا پانزده سالگي در گيمنازيوم لوئيتپولد باقي ماند و در آن به گرفتن نمره هاي خوب در دروس رياضي و زبان لاتين ادامه داد. او هميشه هم محبوب مربيان خود نبود. معلم درس يوناني او زماني به پدر او هرمان گفته بود كه فرقي نمي كند كه آلبرت چه رشته اي را براي حرفه آينده زندگي خود انتخاب كند، هريك را برگزيند درآن ناكام خواهد ماند.
در دوره دبيرستان دو اتفاق درخور توجه خاص براي او پيش آمد. نخست آنكه در دوازده سالگي مصمم به حل معماي جهان عظيم شد. در آن سال كه مطالعه مادام العمر خود درباره جهان عظيم را شروع كرد نسخه اي از كتاب هندسه اقليدس نيز به چنگ آورد كه در آينده از آن بارها به نام كتاب مقدس هندسه ياد كرد. او حساب ديفرانسيل و انتگرال را نيز به شيوه خودآموزي ياد گرفت. شخص ديگر موثر در زندگي اينشتين ماكس تالمود از دوستان نزديك خانوده او بود. او به اينشتين كتابهايي درباره علوم و بعداً درباره فلسفه براي خواندن مي داد و بعد ساعتها با او درباره آنها به گفتگو مي نشت. سرگرمي ذوقي اصلي اينشتين چه در روزهاي دبيرستان و چه در سالهاي آينده زندگي موسيقي بود. آلبرت با خودآموزي نوازندگي پيانو را ياد گرفت و تا پايان عمر به نواختن پيانو و ويولن ادامه داد.
كسب و كار برقي پدر اينشتين در سال 1894 به شكست انجاميد و خانواده به شهر ميلان ايتاليا نقل مكان كرد اما آلبرت براي اينكه دبيرستان را تمام كند در مونيخ نزد اقوام باقي ماند. او كه در مدرسه اكنون از پيش نيز ناشادتر شده بود و غم دوري از خانواده هم داشت از كار مدرسه دل كنده و به آن بي اعتنا شد. نمرات امتحاني اش لطمه ديد و كار او به آنجا كشيد كه يكي از معلمان از وي خواست ديگر از مدرسه برود. آلبرت اين پيشنهاد را پذيرفت و بي آنكه والدينش را مطلع كند گيمنازيوم را بدون اخذ مدرك ديپلم ترك كرد. اينشتين چندي بعد شنيد كه مؤسسه پلي تكنيك زوريخ از داوطلبان ديپلم دبيرستان نمي خواهد و به جاي آن از آنها يك امتحان ورودي مي گيرد. وي براي دادن اين امتحان در سال 1895 به زوريخ رفت و گرچه در امتحان مواد رياضي و علوم نجومي از عهده برآمد، در كل موفق نشد پس از آن در سال 1896 بار ديگر در امتحان ورودي مؤسسه شركت كرد و اين بار براي گذرانيدن يك دوره چهارساله كه وي را واجد شرايط شغل دبيري مي كرد، پذيرفته شد. اينشتين در بهار سال 1900 دوره درسي خود را در پلي تكنيك زوريخ تمام كرد و در جستجوي يافتن كاري پرداخت. او درجه دانشگاهي خود را در رشته فيزيك و همزمان با سه دانشجوي ديگر كه هر سه بلافاصله با سمت مدرس دستيار به استخدام خود دانشگاه درآمدند گرفت. اينشتين كه مايل نبود از نظر مالي سربار خانواده باشد بويژه كه خانواده درگير مشكلات مالي نيز بود سرانجام توانست يك شغل معلمي پاره وقت گرچه موقتي پيدا كند. اينشتين سرانجام در ماه ژوئن سال 1902 با مساعدت مارسل گراسمن در اداره ثبت اختراعات سوئيس در برن كاري با عنوان كارشناس فني درجه سه بدست آورد. با فرارسيدن سال 1905 سن او ديگر به بيست و شش سال رسيد و در محيط كار خود اداره ثبت اختراعات شهر برن احترام زيادي كسب كرده بود. خلاقيت فكري او در آن ايام از هر زمان ديگري بيشتر بود. اينشتين در ماه مه سال 1905 كار تأليف مكالمه اي را به پايان آورد كه هفده سال بعد جايزه نوبل را نصيب او مي كرد. او در ژوئن آن سال نيز مقاله ديگري نوشت كه به پاس آن به دريافت درجه دكتراي دانشگاه زوريخ نائل آمد. اينشتين پس از چهار مقاله علمي ديگر در مجله علمي بسيار معتبر آنالن در فيزيك منتشر كرد كه مقاله سوم آن نظريه نسبيت خاص ديد انسان درباره جهان هستي را براي هميشه تغيير داد. او همه اين توفيقات را با كار در تنهايي در اتاق پشتي آپارتمان كوچك خود در برن به دست آورد. نظريه نسبيت خاص را چنانچه بخواهيم براي يك دانشجوي فيزيك خلاصه كنيم به اين صورت بيان مي كنيم:
1- سرعت نور همواره ثابت است.
2- در حركت با سرعت نور زمان متوقف مي شود.
3- در حركت با سرعت نور، جرم متحرك بينهايت مي شود. E=MC2
بايد گفت نظريه نسبيت خاص مدعي نسبي بودن همه چيز نيست و فقط مي گويد كه چيزهايي مانند زمان و مكان (فضا) كه از نظر دنيا مطلق بودند، نسبي هستند و چيزي مانند سرعت نور كه نسبي انگاشته مي شد، مطلق است.
بنا به اظهارات اينشتين نسبيت سبب مي شود كه حوادث براي يك ناظر در مقايسه با ناظري ديگر كندتر پيش بروند و اين شامل وقايع مربوط به زندگي مانند فرآيند پيري نيز مي شود.
اينشتين به مقاله سال 1905 خود گونه اي پانوشت رياضي نيز افزود. وي در آنجا وجود رابطه اي بين انرژي و جرم را به اثبات رسانيد. به موجب فرمولي كه وي براي كمي كردن آن رابطه به دست داد محتواي انرژي (E) مقدار ماده اي به جرم M برابر با حاصلضرب مقدار جرم در مجذور سرعت نور (C) است. اين فرمول را عموماً به صورت E=MC2 مي نويسند. مقاله سال 1905 اينشتين امروزه نه تنها به صورت يك نظريه بلكه به مثابه بياني از واقعي بودن نسبيت نيز پذيرفته اند. اهميت نظريه نسبيت خاص براي علم به اندازه اهميت وجود اتم براي آن بنيادي است. پس از نظريه نسبيت خاص، فرضيه نسبيت عام را پيشنهاد داد. چكيده آنچه اينشتين در نظريه نسبيت عام خويش نشان داه است چنين است:
1- جرم لختي (اينرسي) دو كلمه مختلف براي چيز واحدي است (اصل هم ارزي)
2- در انديشه پيرامون فضا بايد چهار بعد را در نظر گرفت: طول، عرض، ارتفاع و زمان. زمان بعد چهارم است و هر حادثه كه در كيهان رخ دهد در يك جهان چهار بعدي فضا- زمان است كه روي مي دهد.
3- فضا- زمان به سبب اجرام بزرگي مانند خورشيد خميده يا تورفته است. ميزان اين تورفتگي ميزان قوت يا شدت ميدان جاذبه ثقلي (گراني) است. سياره اي مانند زمين كه به گرد خورشيد در حركت است مسيرش از آن رو بيضي شكل نيست كه خورشيد آن را به خود مي كشد، بلكه از آن رو است كه ميدان (تورفتگي كه در فضا به سبب حضور جرم خورشيد به وجود آمده است) به گونه اي است كه كوتاهترين مسير ممكني كه سياره مي تواند در فضا- زمان در پيش بگيرد يك بيضي است. براساس دو فرضيه نسبيت خاص و عام انيشتين اندازه هاي يك جسم متحرك در سمت حركت با سرعت نور به صفر تمايل پيدا مي كند و زمان متوقف مي شود. به اين دليل سرعت نور (000/ 300 كيلومتر بر ثانيه) بالاترين سرعت ممكن تمام سرعتهاست. انيشتين علاوه بر آن در كنار مسائل زيادي كه مطرح كرده است ادعا مي كند كه كائنات پايان ناپذير نيست بلكه فضايي در خود بسته و پايان پذير است. انيشتين علاوه بر چاپ و نشر نظريه نسبيت عام دو مقاله ديگر در سال 1917 انتشار داد. يكي از اين دو مقاله به برانگيزي الكترونها به تابش نور مي پرداخت كه مفهومي بود كه سرانجام اساس كار ليزر رها شد و ديگري به ساختار كيهان مي پرداخت كه امروز آن را عموماً اساس دانش كيهان شناسي جديد مي دانند. اين تلاشهاي فكري زياد در مدتي به آن كوتاهي سرانجام لطمه خود را زد و او نيز مانند (نيوتن و ماكسول) در اثر آن كارهاي فكري دشوار دچار ناراحتي عصبي شد وضع جسمي او نيز به هم خورده بود. او حتي در مدتي كه ضعف جسمي داشت به گونه چشمگيري مولد و خلاق بود از جمله فرضيه هاي بعدي او توضيح و بيان رياضياتي قوانين نيروي گرانش و الكترومغناطيس مي باشند. در سالهاي پاياني زندگي ديگر تندرستي او رو به زوال بود به طوريكه ديگر نه ويولن مي توانست بنوازد و نه توان انداختن زورق بادباني خود را به آب داشت. اينشتين در تاريخ 19 آوريل سال 1955 در سن 76 سالگي در حالي كه در خواب بود در بيمارستان پرينستون درگذشت اينشتين چيزي بيش از يك دانشمند، يك فيلسوف و يك سياستمدار بود. او مدتهاي طولاني در خاطره كساني كه او را مي شناختند زنده خواهد ماند. فردي متعهد و فروتن كه نبوغ علمي او شناخت و آگاهيهاي جديدي را از اسرار عالم براي تمام جهانيان به ارمغان آورد و در تاريخ بشر او به عنوان يكي از بزرگترين متفكران كه در زمين وجود داشته و زندگي كرده است، به شمار مي آيد.


   برچسب‌ها: بیوگرافی آلبرت اينتشين
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
رنه دکارت یکی از موثرترین فیلسوفان و ریاضیدانان در طول تاریخ بوده است او در لاهی فرانسه به دنیا امد او پسر اشراف زاده ای بود که ثروت زیادی هم نداشت در 8 سالگی تحصیل خود را در مدرسه شبانه روزی یسوعی در لافلش اغاز کرد پس از پنج سال تحصیلات عمومی به مدت سه سال در ریاضیات و نظرات جدید علمی آموزش دید. یکی از باورهای جدید علمی احترام زیادی بود که برای آزمایشگری منظور می شد. تفاوت روشهای جدید تجربی با آموزشهای قبلی سبب شد که دکارت به آموخته های قبلی خود شک کند. این شک گرایی و تردید پایهفلسفه بعدی او بود.
دکارت به مسافرت علاقه مند بود و به همین دلیل در سال 1616 به ارتش پرنس موریس هلندی پیوست. بعد از آن در تابستانها به مسافرت می پرداخت و در زمستانها در شهرهایی که دوست داشت آقامت می کرد در سال 1629 به سبب فضای باز و آزاد روشنفکری دوباره در هلند ساکن شد.
دکارت در هلند نخستین کتاب خود را با عنوان قواعد به کارگیری ذهن در سال 1629 شروع کرد که در طول زندگی او منتشر شد در سال 1633 به نوشتن کتاب دیگرش موسوم به جهان پرداخت, اما وقتی از مخالفت کلیسای کاتولیک با کپرنیک با خبر شد نوشتن کتاب را متوقف کرد. سومین کتاب وی گفتاری در روش است که انتشار ان بسیار موثر بود این اثر دکارت را به عنوان وزنه موثری در فلسفه حدید تثبیت کرد در این اثر او در مورد ماهیت دانش و فرایند یادگیری اطلاعات جدید بحث کرده است جمله معروف او می اندیشم پس هستم. برای نشان دادن وجود خود در کنار وجود خداوند ابراز شده است. دکارت سه مقاله بلند در موضوع مطالعات علمی خود و به دنبال کتاب گفتاری در روش منشر کرد. یکی از جزئیات مطالعات او درباره قانون اساسی بازتاب نور است که آن را دکارت کشف کرده است بنابر این قانون زاویه ای که پرتو فرودی نور با خط عمود در نقطه فرود می سازد با زاویه ای که پرتو بازتابیده با همین خط می سازد برابر است.
سومین مقاله ضمیمه گفتاری در روش اهمیت بسیار زیادی برای دانشمندان داشت. زیرا دکارت در این ضمیمه هندسه تحلیلی را که خود ابداع کرده شرح داده است هندسه تحلیلی ترکیبی ازهندسه و جبر است. در این رشته علمی شکلهای هندسی را با قرار دادن آنها بر محورهای مختصات X و Y مورد مطالعه قرار می دهند.
در این دستگاه هر نقطه از یک شکل هندسی را می توان با مشخص کردن فاصله آن از محورهای مختصات پیدا کرد این دستگاه امکان می دهد که شکلهای هندسی به صورت اعداد بیان شوند دکارت اندیشه استفاده از حروف اخر الفبا را برای نشان دادن اعداد مجهول و نماها را برای مشخص کردن توان آنها ابداع کرد.
در سال 1649 ملکه سوئد کریستینا که در سن 23 سالگی بود دکارت را به عنوان معلم خصوصی خود به دربار دعوت کرد. پس از پذیرفتن این دعوت دکارت متوجه شد که ملکه آموزش خود را طبق برنامه از ساعت 5 صبح شروع می کند. متاسفانه دکارت نخستین زمستان استکهلم را تا نیاورد و چهارماه پس از ورود به سوئد به دلیل سرماخوردگی و سینه پهلو درگذشت.


   برچسب‌ها: رنه دکارت
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷

بررسي آتشفشان ها در ايران نشان مي دهد ايران داراي پنج آتشفشان دماوند ، سبلان ، تفتان ، بزمان و سهند است که از اين تعداد سه آتشفشان بزمان، تفتان و دماوند جز آتشفشانهاي فعال فعال محسوب مي شوند.

زمين در ابتدا به حالت کره گداخته اي بود که پس از طي ميليون ها سال بخش خارجي آن به صورت قشر سختي در آمد. اين پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب دروني سوراخ شده و سنگ هاي آتشفشاني زيادي به سطح آن رسيده است. اين عمل در عصر کنوني نيز ادامه دارد.

پيدايش کوه هاي آتشفشاني حاصل فوران مواد مذاب و انباشته شدن مواد است. زماني که فشار گازها و سنگ هاي مذاب در هسته زمين بسيار بالامي رود ، فوران اتفاق مي افتد. فوران مي تواند به آرامي ‌يا به صورت انفجاري رخ دهد و جريان گدازه همراه با گازهاي سمي‌ ، پرتاب خاکستر و سنگ و فوران آتشفشاني است.

انفجارهاي آتشفشاني مي توانند تکه هاي بزرگ سنگ را با سرعت بسيار زياد به مسافت چندين کيلومتر پرتاب کنند و گاه با مخاطرات طبيعي چون زمين لرزه، جريان «گل» و سيلاب هاي ناگهاني ، بارانهاي اسيدي و درشرايط خاص وقوع سونامي‌ همراه است.
 
در ايران نيز وجود پنج آتشفشان فعال و نيمه فعال باعث شده است تا دانشمندان کشور بررسي هايي در اين زمينه انجام دهند. آنها درصددند تا با بررسي مواردي چون چشمه هاي آب گرم، اندازه گيري گازهاي گوگردي و قطر دامنه هاي کوه هاي آتشفشاني فعاليت آنها را مونيتورينگ کنند تا در صورت فعال شدن آنها به موقع هشدار دهند.

در آتشفشان ها برخلاف پديده زلزله مي توان با بررسي روند فعاليت تا حدودي تغييرات احتمالي را پيش بيني کرد از اين رو در اين گزارش مروري بر حيات آتشفشان هاي کشور داريم.

دماوند ، ببر خفته

مخروط دماوند در مرکز سلسله کوه‌ هاي البرز بارزترين فعاليت آتشفشاني دوره «کواترنر» است. به استثناي برخي از فوران هاي کوچک که اخيرا کشف شد ، فعاليت جديدي شناخته نشده است از اين رو به آن آتشفشان نيمه فعال مي گويند.
 
مخروط اين قله منظم و روي کوه هاي فرسايش يافته چهار هزار متري واقع است. دامنه کوه پوشيده از جريان گدازه هايي به وسعت 400 کيلومتر مربع است. جديدترين گدازه ها در دامنه غربي مخروط قرار گرفته اند و روي همين دامنه است که به طور محلي مخروط هايي از خاکستر وجود دارد.

در ارتفاع 100 متري ضلع جنوبي دماوند گازهايي نمايان است. ضمن آنکه در دهانه اين آتشفشان با 300 متر قطر درياچه اي پوشيده از يخ وجود دارد.
 
آتشفشان دماوند از ديد زمين شناسي يک سامانه آتشفشاني فعال است ولي فعاليت آن در حد خروج بخار و گاز و چشمه هاي آب گرم و همچنين بعضي از تظاهرات سطحي از نهشته هاي وابسته به يک سامانه آتشفشاني و همچنين اثرگذاري بر فرم و ريخت دره ها و ايجاد لغزش هاي گوناگون به عنوان اثرهاي ثانويه بوده است.
 
اندازه گيري هاي سن با روش کربن 14 که از مواد کربن دار موجود در اين رسوبات آبرفتي به عمل آمده است حداقل سن دماوند را حدود  38 هزار و 500 سال تعيين مي کند. با توجه به اينکه آثار يخچال هاي پليستوسن در روي مخروط آتشفشاني از بين رفته است مي توان ادعا کرد که فعاليت عظيم کوه دماوند مربوط به دوره هولوسن يعني حدود 10 هزار سال قبل است.

دماوند يک آتشفشان خفته‌ است که امکان فعال شدن مجدد آن وجود دارد. در برخي از سال ها از جمله سال 1386 شاهد افزايش خروج دود و بخارهايي از قله بوديم که برخي از شاهدان آن را گواهي بر فعال شدن اين آتشفشان پنداشتند اما در حقيقت در سال هاي پر بارش با نفوذ آب به درون قله و برخورد سنگهاي داغ، جرياني از بخار آب از دهانه قله خارج مي شود و چنين به نظر مي رسد که فعاليت هاي آتشفشاني صورت گرفته است.

تفتان ، آتشفشاني فعال 

اين کوه آتشفشاني در جنوب شرقي زاهدان و شمال غربي خاش با ارتفاع چهار هزار و 110متر از سطح دريا قرار دارد. پيکره اصلي آن شامل دو کوه است که به وسيله بخش زين مانند و باريکي به هم متصل شده اند. گدازه تفتان مساحتي معادل هزار و 300 کيلومتر مربع را پوشانده و لايه هاي خاکستر در اين آتشفشان کم است.

از فعاليت هاي درون آتشفشان ابر سفيد و مشخصي تشکيل مي شود که از فاصله 100 کيلومتري قابل مشاهده است و منظره يک آتشفشان فعال را به خوبي نشان مي دهد. تفتان جزو يک منطقه آتشفشاني است که تا پاکستان شمالي ادامه دارد و به گره آتشفشان کوه سلطان که در پاکستان واقع و اکنون خاموش است تعلق دارد.

فعاليت اين مراکز به صورت فوران هاي انفجاري بوده است. آخرين تکاپوي انفجاري تفتان دو فاز انفجاري است که حاصل آن ايگنمبريت دامنه جنوبي (شمال ترشاب) و توفانهاي گسترده در دشتهاي اطراف آتشفشان است.

اولين فعاليتي که شکل امروزي مخروط شمال غربي آن را درست کرده است بايد سني قبل از دوره پلسيتوسن (از دوران کواترنري از يک هشتم ميليون سال پيش تا 10 هزار سال پيش) داشته باشد. فعاليتهاي گدازه اي تفتان در دوران کواترنري صورت گرفته که شامل گدازه هاي آندزيتي است که بر روي توفهاي قبلي ريخته‌ اند.

بزمان ، جوان ترين آتشفشان ايران

بزمان در 110 کيلومتري شمال غرب ايرانشهر و جنوب غربي قله تفتان واقع شده که ارتفاع آن از سطح دريا سه هزار و 503 متر است ولي نسبت به اراضي پيراموني دو هزار و 100متر ارتفاع دارد. جريان بزرگ گدازه‌ از دامنه شرقي قله جريان يافته است. در دامنه شمالي نيز همين جريان گدازه، مخروطي با شيب تند و بسيار مشخص را شکل داده که از آن، جريان گدازه با عظمت خيلي زياد بيرون آمده است.
 
در اطراف قله اصلي چندين مخروط کوچک ديده مي شود که از گدازه تيره رنگ بازالتي تشکيل شده‌ است. بلندترين قله ، مخروطي تازه ساز است که از قطعات بزرگ گدازه شکل يافته و قطر دهانه آن در حدود 500 متر است. به نظر مي رسد که بزمان جديدترين آتشفشان ايران باشد. مواد آتشفشاني آن منطقه اي را در حدود هزار و 400 کيلومتر مربع پوشش داده است.
 
با توجه به مورفولوژي (ريخت شناسي) و منظره ، تشابه زيادي با تفتان دارد. کوه بزمان را بايد مانند تفتان جزو آتشفشان هاي نيمه فعال ايران محسوب کرد. در دهکده بزمان واقع در جنوب شرقي آتشفشان اصلي نيز چشمه‌ آب گرمي که درجه حرارت آن در حدود 36 درجه است وجود دارد که تا اندازه‌اي نيمه فعال بودن آتشفشان را تاييد مي کند.

سبلان

سبلان در مشرق تبريز واقع است. ارتفاع آن از سطح دريا بيش از چهار هزار و 800 متر و گدازه هاي آن سطحي معادل هزار و 200 کيلومتر را اشغال کرده است که به دليل فرو ريختگي و ريزش متعدد به شدت قطعه قطعه است.
 
«سبلان اصلي» ، «سبلان کوچک» ، «کوه سلطان» و «آغان داغ» قله هاي آتشفشاني اين کوه را تشکيل مي دهند. در قسمت شمال و در قاعده اي که بلندترين قله سبلان در آن واقع است درياچه کوچکي وجود دارد که احتمالا باقي مانده دهانه آتشفشان است. در دامنه جنوبي سبلان ، چشمه هاي گوگردي زيادي وجود دارد که آب آنها در حدود 40 درجه سانتي گراد حرارت دارد و تنها گواه فعاليت آتشفشان خاموش سبلان است.

سهند

آتشفشان بزرگ سهند در 40 کيلومتري جنوب تبريز واقع است و با آتشفشان هاي کوچک تر شمال غرب درياچه اروميه و مرکز آتشفشاني ارمنستان و آرارات که در نزديکي مرز ايران واقع است ارتباط دارد. کوه سهند مخروطي بسيار پهن و گسترده دارد که از خاکسترهاي فراوان تشکيل شده و به وسيله آب هاي جاري ، دره هاي تنگي در آنها ايجاد شده است.
 
به باور زمين شناسان به احتمال زياد ، پيدايش آتشفشان هاي سهند به تجديد فعاليت گسل سلطانيه - تبريز که از منطقه سهند عبور مي‌کند ، مربوط بوده است. مواد آتشفشاني سهند که بر روي رسوبات مختلف و در مساحت تقريبي چهار هزار و 500 کيلومتر مربع پوشانده شده است.
 
سن مطلق گدازه هاي مختلف سهند بين 12 تا 14 ميليون سال را نشان مي دهد. به اين ترتيب آتشفشان هاي سهند در چند مرحله فعاليت داشته و در حد بين اين مراحل فعال ، آرامش نسبي برقرار بوده است.


   برچسب‌ها: کدام آتشفشان‌هاي ايران فعالند
   
+ ۱۳۸۹/۰۹/۱۷
ماري كوري در سال 1867 با نام ماريا اسكلو دووسكا در ورشو پايتخت لهستان متولد شد او در سن 19 سالگي به پاريس رفت تا در آنجا به تحصيل در رشته شيمي بپردازد . در آنجا با فيزيكدان جوان فرانسوي به نام پير كوري آشنا شد و اين آشنايي به ازدواج انجاميد. او به پير كوري در انجام آزمايشهاي عملي اش درباره الكتريسيته كمك مي كرد زماني كه او در سال 1895 در انباري چوبي كوچك كه آزمايشگاه او بود شروع به كار كرد نه او و نه هيچ كس ديگر چيزي درباره عنصر شيميايي راديم نمي دانست اين عنصر هنوز كشف نشده بود البته يكي از همكاران پژوهشگر پاريسي فيزيكدان فرانسوي «هانري بكرل» در آن زمان تشخيص داده بود كه عنصر شيميايي اورانيوم پرتوهايي اسراسر آميز نامرئي از خود مي افشاند او به طور اتفاقي يك قطعه كوچك از فلز اورانيوم را بر روي يك صفحه فيلم نور نديده كه در كاغذ سياه پيچيده شده بود گذاشته بود صبح روز بعد مشاهده كرد كه صفحه فيلم درست مثل اين كه نور ديده باشد سياه شده است بديهي بود كه عنصر اورانيوم پرتوهايي را از خود ساطع كرده بود كه از كاغذ سياه گذشته و برصفحه فيلم اثر كرده بود. بكرل اين فرايند را دوباره با سنگ معدني موسوم به (Pitch-blende) كه سنگي سخت و سياه قيرگون است كه از آن اورانيوم به دست مي آيد- تكرار كرد اين بار اثري كه سنگ بر روي صفحه فيلم گذاشته بود حتي از دفعه قبلي هم قوي تر بود بنابراين مي بايست به غير از عنصر اورانيوم يك عنصر پرتوزاي ديگر هم در سنگ وجود مي داشت او فرضيه خود را با خانواده كوري كه با او دوست بودند مطرح كرد آنها نيز اين راز را هيجان انگيز يافتند اين چه پرتوهاي نادري بودند كه در اشيايي كه پرتوهاي نوري معمولي از آنها عبور نمي كرد نفوذ مي كردند و از ميان آنها مي گذشتند؟
در آن زمان پير كوري در مدرسه فيزيك تدريس مي كرد ولي او تمام وقت آزاد خود را به كار مي برد تا به همسرش در آزمايشهايي كه انجام مي داد كمك كند رئيس مدرسه فيزيك يك انباري مضروبه كنار حياط مدرسه را در اختيار آنها گذاشت اين انبار فضايي بود كه آنها مي توانستند بدون هزينه اي دريافت كنند و بنابراين آن را قبول كردند قدم بعدي اين بود كه سنگ معدني سياه را تهيه كنند. اگر مي خواستند اقدام به خريد آن كنند خيلي گران تمام مي شد آنها به طوركلي اندگي اطلاع يافتند كه دولت اتريش هزاران كيلو از اين سنگها دارد كه چون اورانيومش را جدا كرده اند آنها را بي ارزش مي دانند چون خانواده كوري دنبال اورانيوم نبودند بلكه عنصر ناشناخته جديدي را جستجو مي كردند اين زباله ها را درست همان چيزي يافتند كه به آن نياز داشتند ماري و پير كوري اين توده هاي كثيف را با بيل درون ديگهاي بزرگي مي ريختند آنها را با مواد شيميايي مخلوط مي كردند و بر روي يك اجاق قديمي چدني حرارت مي دادند. دود سياه، خفه كننده و بدبوي غليظي كه از ديگها برمي خواست نفس آنها را تقريباً بند مي آورد و اشك چشمانشان را سرازير مي كرد. (با مراجعه به يادداشتهاي قطور آزمايشگاهي ماري و پيكر كوري معلوم مي شود كه آن دو نفر از شانزدهم دسامبر 1897 به مطالعه در باره پرتو بكرل يا پرتو اورانيوم پرداختند در آغاز ماري فقط به اين كار مشغول شد ولي از پنجم فوريه سال 1898 پير هم به او ملحق شد پير به اندازه گيري ها و بررسي نتايج پرداخت آن دو نفر عمدتاً شدت پرتوهاي كاني ها و نمكهاي مختلف اورانيوم و اورانيوم فلزي را اندازه گيري مي كردند در نتيجه تجربه هاي زياد آنها اين بود كه تركيبات اورانيوم كمترين راديواكتيويته را داشتند. راديواكتيويته اورانيوم فلزي از آنها بيشتر بود و كاني اورانيوم كه معروف به پشبلند بود بيشترين راديواكتيويته را داشت اين نتايج نشان مي داد كه احتمالاً پشبلند محتوي عنصري است كه راديواكتيويته اش خيلي بيشتر از راديواكتيويته اورانيوم است در دوازدهم آوريل 1898 كوري ها نظريه خود را به آكادمي علوم پاريس گزارش كردند در چهاردهم آوريل كوريها با همكاري لمون شيميدان فرانسوي به جستجوي عنصر ناشناخته مزبور پرداختند.
نتيجه گرانبهاي اين كار پرزحمت و طاقت فرسا تنها چند قطره ازماده اي بود كه آنها اين ماده را در لوله هاي آزمايشگاهي نگهداري مي كردند بر اثر اين كارهاي طاقت فرسا در نخستين زمستان ماري كوري دچار نوعي عفون و التهاب ريوي شد تمام فصل را مريض بود ولي پس ازبهبودي كار پختن مواد در ديگها را در آزمايشگاه از سر گرفت سال پس از آن نخستين دخترش به نام ايرنه متولد شد پير و ماري كوري در ماه جولاي (مرداد ماه) همان سال توانستند اين مسئله را انتشار دهند كه سنگ معدن (Pitch-blende) به غير از عنصر اورانيوم دو عنصر پرتوزاي ديگر را نيز در خود دارد نخستين عنصر را به ياد محل تولد و بزرگ شدن ماري كوري كه لهستان (Poland) بوده است، پولونيوم (Polonium) ناميدند و دومين عنصر را كه اهميت زيادي داشت راديوم ناميدند كه از واژه لاتين radius به معني پرتو الهام مي گرفت. در بيست و ششم دسامبر سال 1898 (پنجم دي ماه 1277) اعضاي آكادمي علوم پاريس گزارشي تحت عنوان «درباره ماده شديداً راديواكتيوي كه در پشبلند وجود دارد» آگاه شدند و اين روز تاريخ تولد راديوم است. پيدايش راديوم در ميان عناصر راديواكتيو طبيعي تقريباً به فوريت ثابت كرد كه اين عنصر مناسبترين عنصر راديواكتيو براي بسياري كارهاست به زودي معلوم شد كه نيمه عمر راديوم نسبتاً زياد است (1600 سال) كشف راديوم يكي از پيروزيهاي بنيادي علم است بررسي هاي انجام شده روي راديم موجب دگرگوني هاي اساسي در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستيابي به انرژي اتمي شد خانواده كوري به همراه بكرل به خاطر كشفي كه پس از آن همه كارطاقت فرسا به آن نائل شدند در سال 1903 جايزه نوبل (فيزيك) را از آن خود كردند و به اين ترتيب توانستند وامهايي را كه براي كارهاي پژوهشي طولاني خود گرفته بودند، پرداخت كنند.
پير كوري در سال 1906 در 47 سالگي به علت تصادف با اتومبيل درگذشت مادام كوري پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال 1910 موفق به تهيه راديوم خالص گرديد در اين هنگام استاد سوربون و عضو آكادمي طب شد و در سال1911 براي دومين بار به دريافت جايزه نوبل نائل شد (ماري كوري به غير از لينوس پاولينگ (برنده جايزه نوبل در شيمي در سال 1954، برنده جايزه صلح نوبل در سال 1962) تنها انساني است كه دوباره اين جايزه ارزشمند را از آن خود كرده است.) مادام كوري در چهارم ژوئيه 1934 يعني بيست و هشت سال بعد از مرگ شوهرش و در سن 67 سالگي درگذشت.
اين واقعيت كه پرتوهاي راديوم مي توانند بافتهاي زنده اندامها را از بين ببرند به عنوان مهمترين دستاورد كشف كوريها مشخص گرديد پزشكان و پژوهشگران علوم پزشكي به زودي دريافتند كه به اين وسيله مي توانند غده ها و بافتهاي بدخيم را كه در سرطان و همچنين بيماريهاي پوستي و غدد ترشحي بروز مي كنند، از بين ببرند بسياري از بيماران سرطاني كه توانسته اند با موفقيت معالجه شوند و از مرگ نجات يابند عمر دوباره و سلامتي خود را مرهون تلاشهاي ايثارگرانه و خستگي ناپذير و انگيزه والاي اين زن بي همتا هستند.


   برچسب‌ها: ماري كوري
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش