لباس طلايي گاوبازان، کاغذهاي رنگي اطراف ميدان و پارچه قرمزي که به سمت گاو وحشي گرفته ميشود. جالب است بدانيد اين دنياي رنگي براي همه موجودات به اندازه ما رنگي نيست. از گاو وحشي شروع ميکنيم. در واقع اين حيوان اصلا نسبت به رنگها حساس نيست و اين موضوع در مورد بسياري از مهرهداران صدق ميکند. پس چرا گفته ميشود گاو وحشي به رنگ قرمز حساس است و اين رنگ او را عصباني ميکند؟ اين عقيده روي کدام پايه علمي بنا گذاشته شده است؟
بلز پاسکال در محیطی ثروتمند پرورش یافت پدر او بازرگانی متمول و جز اشراف بود زمانی که او سه ساله بود مادرش فوت کرد پدرش به تحصیل او توجه داشت و از آن موقع برای او معلم سر خانه گرفت پدر پاسکال تصمیم گرفت تا کتابهای مربوط به هندسه را تا 15 سالگی پاسکال دور از دسترس او قرار دهد تا پسرش بتواند توجه خود را بر موضوعهای دیگر متمرکز کند با این وجود او از 12 سالگی در اوقات فراغا به طور مخفیانه به مطالعه هندسه می پرداخت.
در سال 1630 خانواده او به پاریس مهاجرت کرد و پاسکال تحت تاثیر گروههای علمی قرار گرفت که همانند او روی مقاطع مخروطی کار می کردند. در سال 1639 پدر پاسکال مامور جمع آوری مالیات در منطقه نرماندی علیا شد. پاسکال برای کمک به ماموریت پدر یک دستگاه ماشین حساب مکانیکی ساخت که در نوع خود اولین نمونه بود او در این زمان 19 سال داشت.
پاسکال قاطعانه بر این باور بود که تجربه نسبت به استدلال تنها ارزش بیشتری دارد. آزمایشهای او نشان داد که بالا رفتن مایع در یک فشار سنج نه به دلیل کشش خلا در بالای لوله بلکه به دلیل فشار هواست. در سال 1548 او اصل پاسکال را ثابت کرد که بنا برآن هر سیالی که در ظرفی فرار گیرد فشار را در تمام جهتها به طور یکسان منتقل می کند و این فشار همواره بر سطوح تماس عمود است.
پاسکال به کمک پیردوفرما (1601 تا 1665 ) حقوقدان و ریاضیدان فرانسوی قوانین احتمالات را گسترش داد نتایج قانون احتمالات از جدول حق بیمه مرگ و میر افراد تا واپاشی ذرات زیراتمی کاربر دارد مثلث پاسکال که نظم به ظاهر ساده ای از اعداد است و در آن هر عدد حاصل جمع دو عدد بالایی خود است ضریبهای بسط دو جمله ای را به دست می دهد ترکیبهایی که در احتمالات و دیگر سریها اعداد مورد استفاده قرار می گیرد پاسکال در طول حیات خود علاقه مند به جستجوی درک بهتری از ایمان مسیحی بود او در 32 سالگی دچار حادثه ای هولناک شد زمانی که بر کالسکه ای سوار بود اسبها رم کردند و کالسکه از پلی به پایین آویزان شد . پاسکال از این حادثه نجات یافت ولی مسیر زندگی او را همین حادثه تغییر داد پس از این جریان بود که وی زندگی خود را کاملا وقف موضوعات مذهبی کرد. نوشته های بعدی او روی منطق و هیجانات مذهبی متمرکز بوده است.
درخششی که در اثر او موسوم به نامه های ولایتی (1656) وجود دارد نشاندهنده دوران جدیدی از نثر فرانسوی است.
مشهورترین اثر فلسفی پاسکال کتاب اندیشه هاست که مجموعه ای از اندیشه های شخصی او در مورد رنج و ایمان انسان است این ککتاب در سال 1658 منتشر شد او می توانست با سناد به سر درد و شکم دردهایی که همیشه او را رنج می داد از درد و رنج انسان چیزهایی بنویسد اندیشه ها هرگز خاتمه نیافت و روش درست تکمیل این یادداشتها عامل محرک بحثهای فلسفی تاکنون بوده است.
گالیلئو گالیله , ریاضیدان اخترشناس و فیزیکدان ایتالیایی است که در پیدایش روش علمی جدید و کشف قانونهایی برای شرح نتایج مشاهده و آزمایش تاثیر بسزایی داشته است. گالیله در پیزا به دنیا آمد و در همانجا به تحصیل روی آورد او در دانشگاه آنجا پزشکی خواند ولی سپس به ریاضیات پرداخت زمانی که هنوز دانشجوی پزشکی بود نخستین کشف بزرگ خود را انجام داد. روزی وقتی در کلیسا بود زمان رفت و رگشت یک چلچراغ آویزان را با جریان نبض خود اندازه گرفت. سپس آزمایشهای مشابهی در اتاق خود انجام داد و مشخص کرد که مدت زمان کامل رفت و برگشت یک جسم آویخته به دامنه رفت و برگشت بستگی ندارد و برای طول کمان مسیر کوتاه و بلند یکسان است. گالیله در سن 17 سالگی قانون حرکت اونگ را کشف کرده بود این مشاهده را یونانی ها نادیده گرفته بودند.
گالیله که نتوانسته بود از کمک هزینه تحصیلی دانشگاه استفاده کند مجبور شد که بدون دریافت مدرک تحصیلی آنجا را ترک کند. او زندگی خود را از راه تدریس خصوصی اداره می کرد تا آنکه خوشبختانه در سال 1589 به عنوان استاد ریاضیات به دانشگاه برگشت.
هنگامی که قراراداد وی در سال 1592 در دانشگاه پیزا تجدید نشد برای تدریس به دانشگاه پادوا رفت او برای مطالعه و بررسی حرکت اجسام گلوله هایی را بر سطوح شیبدار رها ساخت. وی ثابت کرد که شتاب ناشی از گرانش ضرفنظر از ترکیب اجسام بر همه آنها یکسان اثر می کند. گالیله قانون لختی را ثابت کرد. بنابر این قانون هر جسمی تندی یا جهت حرکت خود را فقط وقتی تغییر می دهد که بر آن نیرویی از خارج اثر کند. گالیله در سال 1609 از اختراع تلسکوپ مطلع شد و به توانایی آن در کاربردهای علمی پی برد. او با وجودیکه قبلا آن را ندیده بود از ساختما ن آن سر در آورد و تلسکوپی با توان 32 ساخت او نخستین کسی است که برای مشاهده های اختر شناسی از تلسکوپ استفاده کرد. تلسکوپ او نشان می داد که روی سطح ماه پستی و بلندیها و بر سطح خورشید لکه هایی وحود دارد اگرچه ارسطوی معتقد بود که افلاک بدون هیچ عیبی و نقصی است . گالیله مشاهده کرد که زهره نیز مانند ماه اهله ای دارد و پیشنهاد کرد این سیاره به دور خورشید می گردد. کشف گالیله در مورد چهار قمری که دور مشتری در حال حرکت می گردند نشان داد که حرکت زمین سبب نمی شود که ماه را پشت سر بگذارد گالیله نتیجه مشاهده های خود را در کتابی به نام پیک آسمان در سال 1610 انتشار داد. شهرت گالیله سبب شد که به عنوان ریاضیدان مقامی در دربار فلورانس کسب کند. او در این مقام حمایت صریح خود را از نر کپرنیک در مورد منظومه سیاره ای خورشید مرکزی بیان داشت. در سال 1616 منتقدان وی مقامهای کلیسای کاتولیک را بر آن داشتند که او را تحت فشار قرار دهند که دیگر در مورد کپرنیک حرف نزند او به مدت 15 سال در این مورد به طور علنی صحبتی نکرد ولی در سال 1632 حسورانه کتاب گفتار در با دو نظام بزرگ جهان. را با دلایل محکم در مورد منظومه خورشیدی منتشر کرد. گالیله از این بابت تحت فشار قرار گرفت و به بدعت گزاری و زندان محکوم شد اگر چه محکومیت او به بازداشت خانگی تخفیف یافت چشمانش که بر اثر نگاه کردن در تلسکوپ معیوب شده بود به کوری او منجر و سبب شد که گالیله از نظر بدنی و رمانی شکسته شود سر انجام در سال 1642 در خانه خود در آرستری درگذشت.
بررسي آتشفشان ها در ايران نشان مي دهد ايران داراي پنج آتشفشان دماوند ، سبلان ، تفتان ، بزمان و سهند است که از اين تعداد سه آتشفشان بزمان، تفتان و دماوند جز آتشفشانهاي فعال فعال محسوب مي شوند.
زمين در ابتدا به حالت کره گداخته اي بود که پس از طي ميليون ها سال بخش خارجي آن به صورت قشر سختي در آمد. اين پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب دروني سوراخ شده و سنگ هاي آتشفشاني زيادي به سطح آن رسيده است. اين عمل در عصر کنوني نيز ادامه دارد.
پيدايش کوه هاي آتشفشاني حاصل فوران مواد مذاب و انباشته شدن مواد است. زماني که فشار گازها و سنگ هاي مذاب در هسته زمين بسيار بالامي رود ، فوران اتفاق مي افتد. فوران مي تواند به آرامي يا به صورت انفجاري رخ دهد و جريان گدازه همراه با گازهاي سمي ، پرتاب خاکستر و سنگ و فوران آتشفشاني است.
انفجارهاي آتشفشاني مي توانند تکه هاي بزرگ سنگ را
با سرعت بسيار زياد به مسافت چندين کيلومتر پرتاب کنند و گاه با مخاطرات
طبيعي چون زمين لرزه، جريان «گل» و سيلاب هاي ناگهاني ، بارانهاي اسيدي و
درشرايط خاص وقوع سونامي همراه است.
در ايران نيز وجود پنج
آتشفشان فعال و نيمه فعال باعث شده است تا دانشمندان کشور بررسي هايي در
اين زمينه انجام دهند. آنها درصددند تا با بررسي مواردي چون چشمه هاي آب
گرم، اندازه گيري گازهاي گوگردي و قطر دامنه هاي کوه هاي آتشفشاني فعاليت
آنها را مونيتورينگ کنند تا در صورت فعال شدن آنها به موقع هشدار دهند.
در آتشفشان ها برخلاف پديده زلزله مي توان با بررسي روند فعاليت تا حدودي تغييرات احتمالي را پيش بيني کرد از اين رو در اين گزارش مروري بر حيات آتشفشان هاي کشور داريم.
دماوند ، ببر خفته
مخروط دماوند در مرکز سلسله کوه هاي البرز
بارزترين فعاليت آتشفشاني دوره «کواترنر» است. به استثناي برخي از فوران
هاي کوچک که اخيرا کشف شد ، فعاليت جديدي شناخته نشده است از اين رو به آن
آتشفشان نيمه فعال مي گويند.
مخروط اين قله منظم و روي کوه هاي
فرسايش يافته چهار هزار متري واقع است. دامنه کوه پوشيده از جريان گدازه
هايي به وسعت 400 کيلومتر مربع است. جديدترين گدازه ها در دامنه غربي مخروط
قرار گرفته اند و روي همين دامنه است که به طور محلي مخروط هايي از خاکستر
وجود دارد.
در ارتفاع 100 متري ضلع جنوبي دماوند گازهايي
نمايان است. ضمن آنکه در دهانه اين آتشفشان با 300 متر قطر درياچه اي
پوشيده از يخ وجود دارد.
آتشفشان دماوند از ديد زمين شناسي يک
سامانه آتشفشاني فعال است ولي فعاليت آن در حد خروج بخار و گاز و چشمه هاي
آب گرم و همچنين بعضي از تظاهرات سطحي از نهشته هاي وابسته به يک سامانه
آتشفشاني و همچنين اثرگذاري بر فرم و ريخت دره ها و ايجاد لغزش هاي گوناگون
به عنوان اثرهاي ثانويه بوده است.
اندازه گيري هاي سن با روش
کربن 14 که از مواد کربن دار موجود در اين رسوبات آبرفتي به عمل آمده است
حداقل سن دماوند را حدود 38 هزار و 500 سال تعيين مي کند. با توجه به
اينکه آثار يخچال هاي پليستوسن در روي مخروط آتشفشاني از بين رفته است مي
توان ادعا کرد که فعاليت عظيم کوه دماوند مربوط به دوره هولوسن يعني حدود
10 هزار سال قبل است.
دماوند يک آتشفشان خفته است که امکان فعال شدن مجدد آن وجود دارد. در برخي از سال ها از جمله سال 1386 شاهد افزايش خروج دود و بخارهايي از قله بوديم که برخي از شاهدان آن را گواهي بر فعال شدن اين آتشفشان پنداشتند اما در حقيقت در سال هاي پر بارش با نفوذ آب به درون قله و برخورد سنگهاي داغ، جرياني از بخار آب از دهانه قله خارج مي شود و چنين به نظر مي رسد که فعاليت هاي آتشفشاني صورت گرفته است.
تفتان ، آتشفشاني فعال
اين کوه آتشفشاني در جنوب شرقي زاهدان و شمال غربي خاش با ارتفاع چهار هزار و 110متر از سطح دريا قرار دارد. پيکره اصلي آن شامل دو کوه است که به وسيله بخش زين مانند و باريکي به هم متصل شده اند. گدازه تفتان مساحتي معادل هزار و 300 کيلومتر مربع را پوشانده و لايه هاي خاکستر در اين آتشفشان کم است.
از فعاليت هاي درون آتشفشان ابر سفيد و مشخصي تشکيل مي شود که از فاصله 100 کيلومتري قابل مشاهده است و منظره يک آتشفشان فعال را به خوبي نشان مي دهد. تفتان جزو يک منطقه آتشفشاني است که تا پاکستان شمالي ادامه دارد و به گره آتشفشان کوه سلطان که در پاکستان واقع و اکنون خاموش است تعلق دارد.
فعاليت اين مراکز به صورت فوران هاي انفجاري بوده است. آخرين تکاپوي انفجاري تفتان دو فاز انفجاري است که حاصل آن ايگنمبريت دامنه جنوبي (شمال ترشاب) و توفانهاي گسترده در دشتهاي اطراف آتشفشان است.
اولين فعاليتي که شکل امروزي مخروط شمال غربي آن را درست کرده است بايد سني قبل از دوره پلسيتوسن (از دوران کواترنري از يک هشتم ميليون سال پيش تا 10 هزار سال پيش) داشته باشد. فعاليتهاي گدازه اي تفتان در دوران کواترنري صورت گرفته که شامل گدازه هاي آندزيتي است که بر روي توفهاي قبلي ريخته اند.
بزمان ، جوان ترين آتشفشان ايران
بزمان در 110 کيلومتري شمال غرب ايرانشهر و جنوب
غربي قله تفتان واقع شده که ارتفاع آن از سطح دريا سه هزار و 503 متر است
ولي نسبت به اراضي پيراموني دو هزار و 100متر ارتفاع دارد. جريان بزرگ
گدازه از دامنه شرقي قله جريان يافته است. در دامنه شمالي نيز همين جريان
گدازه، مخروطي با شيب تند و بسيار مشخص را شکل داده که از آن، جريان گدازه
با عظمت خيلي زياد بيرون آمده است.
در اطراف قله اصلي چندين مخروط
کوچک ديده مي شود که از گدازه تيره رنگ بازالتي تشکيل شده است. بلندترين
قله ، مخروطي تازه ساز است که از قطعات بزرگ گدازه شکل يافته و قطر دهانه
آن در حدود 500 متر است. به نظر مي رسد که بزمان جديدترين آتشفشان ايران
باشد. مواد آتشفشاني آن منطقه اي را در حدود هزار و 400 کيلومتر مربع پوشش
داده است.
با توجه به مورفولوژي (ريخت شناسي) و منظره ، تشابه
زيادي با تفتان دارد. کوه بزمان را بايد مانند تفتان جزو آتشفشان هاي نيمه
فعال ايران محسوب کرد. در دهکده بزمان واقع در جنوب شرقي آتشفشان اصلي نيز
چشمه آب گرمي که درجه حرارت آن در حدود 36 درجه است وجود دارد که تا
اندازهاي نيمه فعال بودن آتشفشان را تاييد مي کند.
سبلان
سبلان در مشرق تبريز واقع است. ارتفاع آن از سطح
دريا بيش از چهار هزار و 800 متر و گدازه هاي آن سطحي معادل هزار و 200
کيلومتر را اشغال کرده است که به دليل فرو ريختگي و ريزش متعدد به شدت قطعه
قطعه است.
«سبلان اصلي» ، «سبلان کوچک» ، «کوه سلطان» و «آغان
داغ» قله هاي آتشفشاني اين کوه را تشکيل مي دهند. در قسمت شمال و در قاعده
اي که بلندترين قله سبلان در آن واقع است درياچه کوچکي وجود دارد که
احتمالا باقي مانده دهانه آتشفشان است. در دامنه جنوبي سبلان ، چشمه هاي
گوگردي زيادي وجود دارد که آب آنها در حدود 40 درجه سانتي گراد حرارت دارد و
تنها گواه فعاليت آتشفشان خاموش سبلان است.
سهند
آتشفشان بزرگ سهند در 40 کيلومتري جنوب تبريز واقع
است و با آتشفشان هاي کوچک تر شمال غرب درياچه اروميه و مرکز آتشفشاني
ارمنستان و آرارات که در نزديکي مرز ايران واقع است ارتباط دارد. کوه سهند
مخروطي بسيار پهن و گسترده دارد که از خاکسترهاي فراوان تشکيل شده و به
وسيله آب هاي جاري ، دره هاي تنگي در آنها ايجاد شده است.
به باور
زمين شناسان به احتمال زياد ، پيدايش آتشفشان هاي سهند به تجديد فعاليت گسل
سلطانيه - تبريز که از منطقه سهند عبور ميکند ، مربوط بوده است. مواد
آتشفشاني سهند که بر روي رسوبات مختلف و در مساحت تقريبي چهار هزار و 500
کيلومتر مربع پوشانده شده است.
سن مطلق گدازه هاي مختلف سهند بين
12 تا 14 ميليون سال را نشان مي دهد. به اين ترتيب آتشفشان هاي سهند در چند
مرحله فعاليت داشته و در حد بين اين مراحل فعال ، آرامش نسبي برقرار بوده
است.
.:: This Template By : web93.ir ::.