درحالیکه حدود چهار دهه از ساخت فیلم «پدرخوانده» که از ماندگارترین فیلم های تاریخ سینماست می گذرد، آل پاچینو اذعان کرد، کوپولا قصد داشته وی را از این فیلم کنار بگذارد.

آل پاچینو که در این فیلم نقش «مایکل کورلئونه» را بازی کرده است، اعتراف کرد، اگر وساطت «مارلون براندو» نبود، فرانسیس فورد کوپولا وی را از این پروژه فیلم کنار می گذاشت.
این بازیگر ۷۰ ساله در گفت وگو با «لری کینگ» در شبکه سی.ان.ان گفت: «مارلون براندو منبع الهام من بود و هنگام بازی در کنار وی بسیار راحت بودم. اگر حمایت او نبود، من از فهرست بازیگران این فیلم حذف می شدم.»
آل پاچینو که برای بازی در فیلم «پدرخوانده» نامزد جایزه اسکار شده بود در ادامه گفت: «کوپولا تصور می کرد که من برای نقش کورلئونه مناسب نیستم. اما آنچه موجب ماندن من شد، صحنه مربوط به رستوران در فیلم است که بعد از فیلم برداری با بازی من موافقت کردند.»
پاچینو با نام کامل «آلفردو جیمز پاچینو» و نام مستعار «سانی» متولد ۲۵ آوریل ۱۹۴۰ در نیویورک است. ورود او به عرصه بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست.

آل پاچینو
در سال ۱۹۷۳ او در فیلم های مترسک و سر پیکو بازی کرد. در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سر پیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود. وی در این فیلم نقش فرانک سر پیکو افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می کند. پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد، اما باز هم این جایزه نصیبش نشد. با این حال منتقدان، جایزه گلدن گلوب را به سبب بازی در سر پیکو به وی اهدا کردند.
از دیگر بازی های چشمگیر پاچینو می توان به حضورش در فیلم های پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)، بعد از ظهر سگی (۱۹۷۵) و عدالت برای همه (۱۹۷۹) اشاره کرد. پاچینو برای بازی در همه این فیلم ها نامزد اسکار شد ولی بدان دست نیافت. او می گوید: «من برای اسکار بازی نمی کنم، چون بازیگری عشق من است، عشقی که هرگز نمی توانم رهایش کنم».
او برای بازی در فیلم هایی چون کرامر علیه کرامر (۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان و متولد چهارم جولای (۱۹۸۹) دعوت شد ولی او این پیشنهادها را قبول نکرد. هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد، پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد: «من با تو به جنگ نخواهم آمد.»
از فیلم های معروف او در این دهه می توان به دیک تریسی، پدرخوانده (۱۹۹۰)، فرانکی و جانی (۱۹۹۱)، گلن گری گلن راس (۱۹۹۲)، راه کارلیتو (۱۹۹۳)، مخمصه (۱۹۹۵)، تالار شهر (۱۹۹۶)، وکیل مدافع شیطان، دنی براسکو (۱۹۹۷) و خودی (فیلم) (۱۹۹۸) اشاره کرد. اما برترین فیلم او در این دهه، بوی خوش زن در سال ۱۹۹۲ است که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد. او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می کند.


مارلون براندو بازیگر نقش کورلئونه
دهه۱۹۹۰ را برای باید دهه نوینی برای پاچینو دانست، زیرا او که پس از بازی در فیلم انقلاب (۱۹۸۵) مبتلا به ذات الریه شد و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود، در فیلم دریای عشق (۱۹۸۹) بار دیگر خوش درخشید.
علاوه بر جایزه اسکار، جایزه گلدن گلوب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد. زمانی که نقش شیطان در فیلم وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.
در سال۱۹۹۶ از سوی انجمن گوتام جایزه ویژه یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پیش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا، جایزه مشابهی به او اهدا شد.
او در سال ۲۰۰۲ در فیلم بی خوابی نقش یک کارآگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه ای است. تاجر ونیزی (۲۰۰۴) را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست. آل پاچینو از ۱۹ ماه اکتبر با نمایش تاجر ونیزی به صحنه تئاتر برادوی می رود.

این ۵ سوال عبارتند از:
۱- به چی فکر می کنی؟…
۲- آیا دوستم داری؟…
۳- آیا من چاقم؟…
۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟…
۵- اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟...
برای مثال:
۱- به چی فکر می کنی؟
جواب مورد نظر برای این سوال اینه:“عزیزم! از اینکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به این فکر می کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتنی و متفکر و با شعور و زیبایی هستی و من چقدر خوشبختم که با تو زندگی می کنم.“… البته این جواب هیچ ربطی به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به یکی از موارد زیر فکر می کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقی!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بمیری پول بیمه ات رو چطوری خرج کنم؟
یه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترین جواب رو به این سوال داده… اون گفته: “اگه می خواستم تو هم بدونی به جای فکر کردن، درباره ش حرف می زدم!“…
۲- آیا دوستم داری؟
جواب مورد نظر این سوال “بله“ است! و مردهایی که محتاط ترند می تونن بگن: “بله عزیزم!“… و جوابهای اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اینطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتری پیدا می کنی؟
ج) بستگی داره که منظورت از دوست داشتن چی باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کی؟… من؟!
۳- آیا من چاقم؟
واکنش صحیح و مردانه نسبت به این سوال اینه که با اعتماد به نفس و تاکید بگین “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنین!… جوابهای اشتباه اینها هستند:
الف) نمی تونم بگم چاقی… اما لاغر هم نیستی!
ب) نسبت به چه کسی؟!
ج) یه کمی اضافه وزن بهت میاد!
د) من چاق تر از تو هم دیدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم به بیمه ات فکر می کردم!
۴- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اینجا می تونه یه دوست قبلی یا یه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردین و یا هنرپیشه یه فیلم باشه… در هر حال جواب درست اینه که: “نه! تو خوشگلتری!“… جوابهای غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه… اما به نحو دیگه ای خوشگله!
ب) نمی دونم اینجور موارد رو چطوری می سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصیت بهتری داری!
د) فقط از این بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم راجع به رژیم لاغریت فکر می کردم!
۵- اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟
جواب صحیح: “آه عزیزترینم! در حادثه اجتناب ناپذیر فقدان تو، زندگی برام متوقف میشه و ترجیح میدم خودمو زیر چرخ اولین کامیونی که رد میشه بندازم!“… این سوال، همونطور که توی گفتگوی زیر می بینین، ممکنه از سوالهای دیگه طوفانی تر باشه!…
یک مثال قدیمی در این مورد:
زن: عزیزم… اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟
مرد: عزیزم! چرا این سوالو می پرسی؟ این سوال منو نگران می کنه!
زن: آیا دوباره ازدواج می کنی؟
مرد: البته که نه عزیزم!
زن: مگه دوست نداری متاهل باشی؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمی کنی؟
مرد: خیلی خب! ازدواج می کنم!
زن (با لحن رنجیده): پس ازدواج می کنی؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتی سکوت): آیا باهاش توی همین خونه زندگی می کنی؟
مرد: خب بله! فکر کنم همین کار رو بکنم!
زن (با ناراحتی): بهش اجازه میدی لباسهای منو بپوشه؟
مرد: اگه اینطور بخواد خب بله!
زن (با سردی): واقعا“؟ لابد عکسهای منو هم می کنی و عکسهای اونو به دیوار می زنی!
مرد: بله! این کار به نظرم کار درستی میاد!
زن (در حالی که این پا و اون پا می کنه): پس اینطور… حتما“ بهش اجازه میدی با چوب گلف من هم بازی کنه!
مرد: البته که نه عزیزم! چون اون چپ دسته!!!
و.... دیگه نتیجه گیری بمونه به عهده شما خوانندگان عزیز!
این دستگاه نمادی از ابتکار و پشت کار مهندسین ژاپنی است. مهندس طراح ژاپنی این تکنولوژی آقای اکینوری ایتو Akinori Ito می گوید؛ دستگاهی که طراحی کرده ام می تواند، با استفاده از جریان برق یک کیلو بایتی زباله پلاستیکی را به نفت خام تبدیل کند، بدون آنکه گاز CO2 حاصل از این فرایند، تولید یا در هوا پخش شود.
این دستگاه با کنترل الکتریکی دما به جای مشعل کار می کند. کنترلی که بر
روی هر چیزی از پولی اتیلن یا پولیستر گرفته تا پلی پروپلین (شماره 4-2)
عمل می کند. این دستگاه را جعبه جادویی یا Magic Box نامیده اند.
دستگاه
با مصرف حدود یک کیلو وات برق می تواند، یک کیلو زباله پلاستیکی را به یک
لیتر نفت خام تبدیل کند. نفت خامی که ارزش ریالی آن حدود 1.50 دلار است.
این نفت خام بعد از تصفیه به شکل سوخت دیزلی، نفت سفید یا گازوتیل درمی
آید.
هزینه این تبدیل و پردازش را حدود 20 سنت برآورد کرده اند. این دستگاه
در اندازه های مختلف، خانگی و کارخانه ای طراحی شده است. با توجه به آنچه
که گفته شد؛ اگر این دستگاه قادر باشد در مقیاس وسیعی به اندازه زباله های
یک شهر بزرگ پردازش کند، شاید دیگر مجبور نباشیم زباله ها را چال کرده یا
به اقیانوس ها بریزیم.
شاید زمانی در آینده نه چندان دور هر خانه و
کارخانه ای، صاحب یک دستگاه تبدیل زباله به نفت خام شود. ولی مهم این
است که ما از تولید این نوع زباله ها جلوگیری کنیم. باید تدبیری اندیشید
که از بسته بندی و استفاده از این مواد پلاستیکی خوداری شود.
تدبیری که بتواند تا حد امکان، تولید این نوع زباله ها را در جهان متوقف سازد. فرایند تبدیل در فیلم موجود بسیار ساده نشان داده شده است. به همین علت آدمی را به فکر فرو می برد که چرا فبلا به این ابتکار دست نزده است.
انسانها تا به حال ثابت کردهاند که میتوانند به راحتی رفتارهای طبیعی و ویژه حیوانات را تحت شرایط خاصی آموخته و تکرار کنند. پرواز کردن، بالا رفتن از مرتفع ترین کوهها و نقب زدن از جمله رفتارهایی است که انسانها با تقلید از حیوانات آنها را فرا گرفتهاند و تنها حیوانی که تواناییهایی فراتر از قدرت انعطاف پذیری و یادگیری انسانها دارد ماهی است.
تاکنون تجهیزات زیادی برای شنا کردن در زیر آب برای انسانها ابداع شده است که تجهیزات غواصی یکی از آنها است، اما این تجهیزات تنها در عمق کم میتوانند کاربرد داشته باشند به دلیل ناتوانی انسان در غلبه بر اختلالاتی که حین غواصی در سیستم گردش خون بدن به وجود میآید، غواصی در عمقی بالاتر از 70 متر برای انسان غیر ممکن است و تنها چند فرد حرفهای وجود دارند که میتوانند از این مرز عبور کنند.
اکنون یک مخترع اعلام کرده موفق به خلق راه حلی برای غلبه بر این مشکل شده است و شیوه پیشنهادی او تبدیل کردن انسان به موجودی است که میتواند مانند ماهیها در آب تنفس کند. "آرنولد لاند" جراح بازنشسته قلب و ریه موفق به طراحی لباس غواصی شده است که به انسان امکان میدهد اکسیژن مایع را تنفس کند، محلولی ویژه که به شدت از مولکولهای اکسیژن غنی شده است.
این ایده به سرعت تصور دردناک غرق شدن را در ذهن به وجود میآورد، اما ریههای انسان از تواناییهای کافی برای جذب اکسیژن از مایعات برخوردار است. به گفته لاند اولین حیلهای که برای این کار باید فراگرفت این است که بر رفلکس تحریک گلو غلبه کرد، اما زمانی که مایع اکسیژن دار وارد ریه انسان شود، همان احساسی را خواهد داشت که تنفس اکسیژن گاز در انسان به وجود میآورد.
لاند لباس غواصی را طراحی کرده است که به غواصان امکان میدهد در آن پرفلوروکربن غنی شده از اکسیژن را تنفس کنند، نوعی مایع که میتواند مقادیر زیادی گاز را در خود حل کند. این مایع درون یک کلاه ویژه قرار داشته و جایگزین اکسیژن موجود در تمامی حفرههای بینی، ریهها و گوشها خواهد شد.
از سویی دیگر دی اکسید کربنی که معمولا در هنگام تنفس از بدن انسان خارج میشود نیز به واسطه وصل کردن دو آبشش مکانیکی به رگهای جلویی پاهای غواص، از بدن خارج خواهد شد. همچنین با استفاده از اکسیژن معلق در مایع دیگر غواصان نباید درباره عارضهای که در اثر ورود به اعماق بالا و افزایش فشار آب در بدن انسان به وجود میآید، نگران باشند.
![]()
سیستم تنفس در مایع به داستانهای علمی تخیلی شباهت زیادی دارد و در فیلم تخیلی 1989 جیمز کامرون به نام The Abyss نقشی کلیدی به عهده داشت، اما این شیوه در حال حاضر در برخی از بیمارستانهای پیشرفته آمریکا برای محافظت از نوزادان نابالغ مورد استفاده قرار میگیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، زمانی که فردی در حال غرق شدن است، لحظهای فرا میرسد که غریزه "تنفس نکردن مایع" تحت تاثیر غریزه قویتر "یک نفس دیگر بکش" قرار میگیرد و فرد نا امیدانه سعی میکند برای ورود اکسیژن به درون جریان خون آخرین تلاش خود را انجام دهد اما در صورتی که این مایع از مولکولهای اکسیژنی برخوردار باشد که از میان مایع وارد جریان خون شوند، حیات به جسم فرد باز خواهد گشت در واقع زمانی که فردی در آب غرق میشود، این آب نیست که وی را غرق کرده، بلکه عدم توانایی فرد در جذب اکسیژن آب است که منجر به مرگ وی خواهد شد.
استفاده از این شیوه در بیمارستانها تا کنون جان نوزادان نابالغ زیادی را نجات داده است به شکلی که 60 درصد از نوزادان نابالغی که تنها 5 درصد شانس نجات یافتن داشتهاند، با قرار گرفتن در میان این نوع از مایع توانستهاند به زندگی ادامه دهند با این حال به دلیل کمبود بودجه و عدم سرمایه گذاری در زمینه این تکنیک، شیوه تنفس در مایع بسیار ناشناخته و نادر باقی مانده است.
این تکنیک تا کنون بر روی جانداران متفاوتی آزمایش شده و نتایج امیدوارکنندهای از خود نشان داده است و اکنون زمان آن رسیده تا انسانی آمادگی خود را برای آزمایش این شیوه کمی ترسناک از غواصی اعلام کند. به گفته لاند انسان تا کنون از بالاترین کوهها بالا رفته و به فضا سفر کرده است، اکنون زمان آن رسیده تا شیوهای قابل قبول برای اکتشاف و ماجراجویی در اعماق اقیانوسها کشف شود.
به گزارش برنا، در دریاچهای به نام Mono Lake در کالیفرنیای آمریکا نوعی باکتری کشف شده که دارای DNA با ساختاری متفاوت است. این باکتری در ساختار دی ان ای خودش به جای فسفر از آرسنیک استفاده می کند.
تمام موجودات زنده روی زمین از ۶ ماده اصلی تشکیل شده اند: کربن،
هیدورژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر و گوگرد. تمام موجودات این کره از کوچکترین
باکتری گرفته تا انسان و یک نهنگ بزرگ در دریا از یک ساختار ژنتیکی یکسان
استفاده می کنند و DNA همه یک ساختار بیولوژیکی دارد.
اما این باکتری متفاوت، از آرسنیک درست شده، چیزی که کاملا غیرممکن به نظر می آید. ناسا نام این باکتری را GFAJ1 گذاشته که قادر است از آرسنیک که سمی است برای ساخت DNA، RNA پروتئین و غشای سلولی استفاده کند.
ناسا می گوید: این کشف برای زیست شناسان بسیار با اهمیت است چرا که درک انسان از حیات را تغییر می دهد و تعریف زندگی را گسترده تر می کند.
ولف سیمون از ناسا گفت: این باکتری باعث شکسته شدن نظریات ما در مورد چگونگی تشکیل زندگی و توسعه اش شده است. حال دانشمندان به دنبال نمونه های جدیدی از موجودات زنده و متابولیسم های متفاوتی خواهند گشت که از مواد متفاوتی برای تشکیل حیات استفاده می کنند.
به گفته ناسا این کشف روش ما را در گشتن به دنبال موجودات زنده در دیگر کرات هم تغییر خواهد داد چرا که حالا می دانیم ممکن است شکل حیات در جاهای دیگر به گونه ای دیگر تعریف شده باشد.
اگر دوست دارید حساب تعداد جدید ستارههای جهان را داشته باشید بهتر است بدانید که تعداد تخمینی جدید ستارههای جهان 300,000,000,000,000,000,000,000 یا 300 سکستیلیون است.
در این مطالعه یکی از فرضیههای کلیدی اخترشناسان مورد سوال قرار گرفته است: بیشتر کهکشانها از ویژگیهایی مشابه کهکشان راه شیری برخوردارند.
در یکی از دو مطالعه جدیدی که اول دسامبر 2010 در نشریه نیچر منتشر شد، اعلام شده بود که ستارههای کوتوله سرخ رایجترین و بیشترین ستارههای موجود در جهان هستند. مطالعهای که در آن تعداد جدید ستارههای جهان تخمین زده شده توسط یکی از اخترشناسان دانشگاه ییل انجام گرفته است، این اخترشناس در مطالعات خود اعلام کرده تعداد ستارههای کوتوله سرخ نسبت به آنچه در گذشته تصور میشد بسیار بیشتر است و از این رو تعداد ستارههای جهان نیز بیشتر از تعدادی هستند که در گذشته تصور میرفت.
ستارههای کوتوله سرخ که ابعاد آنها یک پنجم ابعاد خورشید است به آرامی سوخته و طول عمر آنها نسبت به طول عمر ستارههای بزرگتر و درخشانتر مانند خورشید در مرکز سامانه خورشیدی بیشتر است.
به گزارش خبرگزاری مهر، زمانی که دانشمندان پیش از این تعداد ستارههای جهان را تخمین زده بودند، فرض را بر این گذاشته بودند که تمامی کهکشانهای جهان به همان اندازه از ستارههای کوتوله سرخ برخوردارند که کهکشان مارپیچی راه شیری برخوردار است. بیشترین میزان درک انسان از جهان هستی از رصدها و مشاهداتی است که از درون کهکشان راه شیری داشته و سپس با برونیابی این دادهها به شناسایی جهان پرداخته است.
اما در حدود یک سوم از کهکشانها در جهان مارپیچی نیستند و در عوض بیضی شکل هستند و دانشمندان نیز دریافتهاند که این کهکشانها نسبت به راه شیری بسیار متفاوتاند. از این رو دانشمندان با استفاده از تلسکوپ کک در هاوایی توانستند هشت کهکشان دور افتاده و بیضی شکل را مورد بررسی دقیق قرار داده و نشانههای نوری بسیار مشابه آنها را بررسی کنند و دریابند که این کهکشانها نسبت به کهکشانهای راه شیری مالک تعداد بسیار بیشتری از کوتولههای سرخ هستند، تعدادی 10 تا 20 برابر حد انتظار دانشمندان که میتواند تعداد پیشین ستارههای جهان را از 100 سکستیلیون به 300 سکستیلیون افزایش دهد.
اما دانشمندانی دیگر از جمله ریچارد الیس از موسسه تکنولوژیکی کالیفرنیا بر این باورند با وجود اینکه این تخمین دور از ذهن نیست اما دارای ابهامات زیادی است که از آن جمله میتوان به این نکته اشاره کرد که در این مطالعه ساختار شیمیایی کوتولههای سرخ کهکشان راه شیری با کهکشانهای بیضی شکل مشابه در نظر گرفته شده است و این میتواند نتیجه مطالعات را با شبهاتی مواجه کند.
اسدالله قمری نژاد با اشاره به جزئیات این پدیده آسمانی افزود: این ماه گرفتگی که از نوع ماه گرفتگی کامل است در روز 30 آذر ماه رخ خواهد داد.
وی با تاکید بر اینکه این ماه گرفتگی از ایران قابل رویت نیست، اظهار داشت: این پدیده نجومی نه تنها در ایران بلکه در کشورهای آسیا نیز قابل رویت نخواهد بود.
به گزارش خبرگزاری مهر، بهترین نقاط رویت این ماه گرفتگی در آمریکا و بخشهایی از اروپا است.
قمری نژاد خاطرنشان کرد: این ماه گرفتگی در شب 21 دسامبر (30 آذر ماه) رخ خواهد داد. در این کسوف، ماه از ساعت 6:32 صبح به وقت گرینویچ در سایه زمین پنهان خواهد شد. این پدیده تا ساعت 10:02 ادامه دارد.
از آنجایی که گیاهان بیشترین بخش گاز گلخانهای دی اکسید کربن جهان را به خود جذب میکنند، درک عملکرد رگبرگها یکی از مهمترین بخشهای مبارزه با هزینههایی است که برای مقابله با انتشار جهانی کربن به آن نیاز است.
به گفته "بن بلاندر" دانشجوی دکترای دانشگاه آریزونا سالانه بخش بزرگی از دی اکسید کربن موجود در اتمسفر جذب برگهای گیاهان جهان می شود، این موجودات بیشتر از اقیانوسها و 10 برابر مقدار دی اکسید کربنی که انسانها از خود به وجود می آورند را از اتمسفر جذب می کند.
بلاندر میگوید برای درک چگونگی جریان کربنی و جذب آن، باید در ابتدا به عملکرد برگها پی برد، اما اینجاست که در خواهید یافت همه برگها عملکردی مشابه یکدیگر ندارند. در عملکرد برگها سه نکته نقشی کلیدی دارند: مقدار کربنی که برگها مصرف میکنند، طول عمر برگها و سرعت برگها در پردازش نور خورشید که به فتوسنتز نیز شهرت دارد.
این عوامل به شیوههای مختلف و در درختان و گیاهان مختلف و در میان محیطهای متفاوت با یکدیگر ترکیب شده و تنوعی شگفت انگیز از ساختارها و شکلهای برگی به وجود میآورند که رگبرگها پایه اصلی این ساختارها هستند.
بلاندر با ارائه یک مدل ریاضی و با کمک گرفتن از سه ویژگی که در شبکههای رگبرگی دیده میشوند به پیش بینی چگونگی متعادل سازی این سه عامل در برگهای مختلف با هدف کمک به رشد بهتر گیاه پرداخته است که این سه ویژگی عبارتند از: تراکم رگبرگها، فاصله میان رگبرگها از یکدیگر و تعداد مناطقی که با داشتن رگبرگهای ریز به مویرگهای بدن انسان شباهت دارند.
تراکم رگبرگها نشان میدهد که یک برگ تا چه اندازه بر روی شبکه رگبرگهای خود سرمایه گذاری کرده و از آن استفاده میکند. فاصله میان رگبرگها نشان میدهند رگبرگها تا چه اندازه نیازهای غذایی و آبی برگ را تامین میکنند و تعداد بخشهای مویرگ مانند نشاندهنده میزان انعطاف پذیری برگ و طول عمر آن خواهد بود، زیرا این بخش از برگها زمانی که برگ آسیب میبیند وظیفه تغذیه و ترمیم آن را به عهده دارند.
رگبرگها اطلاعات زیادی از برگها را در خود پنهان کردهاند برای مثال اگر گیاهی منافذ برگهای خود را برای جذب بیشتر دی اکسید کربن و افزایش دادن میزان فتوسنتز باز کند، به صورت همزمان مقدار زیادی آب را برای تبخیر کردن از دست میدهد از این رو باید آب بیشتری به سوی خود کشیده و جذب کند که این در نهایت به آن معنی است که برگ باید از رگبرگهای زیادی برخوردار باشد.
در صورتی که گیاهی همیشه به آب زیادی نیاز داشته باشد، نیازمند چینش هندسی خاصی برای رگبرگهایش خواهد بود که این چینش شکل کلی برگ را رقم خواهد زد از این رو این رگبرگها یا اسکلت برگها هستند که تعیین میکنند برگی که در برابر شما قرار گرفته یک برگ افرای قدیمی است و یا برگ تیغ مانند درخت بید است.
بلاندر میگوید رگبرگها وظایف مختلفی را در برگ به عهده دارند: ساختار کلی برگ را به وجود می آورند، در برابر آسیبها پایداری میکنند، مواد غذایی را به برگها انتقال میدهند و حتی در ارسال سیگنالهای شیمیایی به گیاه کمک میکنند، عملکردی که بیشتر به رشتههای عصبی بدن جانداران شباهت دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر، بلاندر با کمک گرفتن از مدل ریاضی خود این حجم بزرگ از شکلهای مختلف برگها را از دو هزار و 500 گونه مختلف گیاهی در سرتاسر جهان با یکدیگر ترکیب کرد تا بتواند روابط میان میزان فتوسنتز، طول عمر برگ، میزان مصرف کربن و نیتروژن را در آنها پیش بینی کند.
درک درست از برگها و عملکرد آنها در آینده با مدلهای آب و هوایی مرتبط و درگیر خواهند شد، زیرا نه تنها چنین درکی میتواند در کنترل میزان کربن در جهان کمک کند، بلکه در پیش بینی میزان تبخیر آب و دیگر پدیدههای آب و هوای مربوط و وابسته به گیاهان کمک کند.
آنچه در این تصویر به یک مار بزرگ نسبت داده شده است در واقع حلقهای مغناطیسی از گازهای جرمگین است که بر روی سطح خورشید، معلق قرار گرفته است.
این رشته مار مانند که برای اولین بار طی هفته گذشته توسط فضاپیمای استریو-B ناسا در بخش شرقی خورشید مورد توجه قرار گرفت، نشانههایی از بی ثباتی در سطح خورشید را نمایان کرده و امکان بروز فورانی شدید را آشکار میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر، فوران شدید شعلههای خورشیدی و امواج مغناطیسی در ماه آگوست دو موج باردار الکتریکی را به سوی زمین فرستاد که این امواج منجر به شکل گیری صحنههای شگفت انگیزی از شفقها در شبهای آسمان شمالی زمین شدند، آیا این مار غول پیکر که طول آن در حدود 700 هزار کیلومتر تخمین زده شده است، فاصلهای در حدود دو برابر فاصله ماه تا زمین، نیز تاثیری مشابه بر روی آسمان زمین خواهد داشت؟
متخصصان در پاسخ به این سئوال اعلام کردهاند این فوران در حال حاضر رخ داده است و به نظر نمیآید هیچ تاثیری بر روی زمین از خود به جا بگذارد.
اما با این اختراع نتیجه گرفتند که میشود از روشهای دیگری هم استفاده کرد. مثلاً این روبات میتواند مثل دست انسان اجسام را بلند و جابهجا کند، اما انگشت ندارد. پس چهطور کارش را انجام میدهد؟
ویژگی مهم دیگر این روبات این است که از پودر قهوه ساخته شده. در واقع داخل بخش توپی شکل آن، با دانههای قهوه پر شده است.
روش کار این روبات این است که وقتی با جسم مورد نظر تماس پیدا میکند، دانههای ریز درون محفظه توپیاش، شکل آن جسم را به خود گرفته و به هم فشرده میشوند و آنوقت با مکشی که ایجاد میکنند، جسم را به روبات میچسبانند.
خوبی این دانههای قهوه این است که بسیار نرم و انعطافپذیرند. مخترع این روبات گفته که شاید بشود به جای قهوه از شن و ماسه هم استفاده کرد! در ضمن او قصد دارد در آینده روباتی بسازد که توانایی بلند کردن یک ماشین را داشته باشد. البته در آن صورت حتماً باید جایگزینی برای قهوه پیدا کند!
.:: This Template By : web93.ir ::.