
انسان خسته است . می دود . مبارزه می کند . نمی داند اینجا چه می کند . آنچه را که دیگران به او دیکته می کنند می پذیرد . و دیگران همان رهبران احمق انسانیت اند که این وضعیت را به وجود آورده اند . در دنیای زیبایی زندگی نمی کنیم . اما همچنان بر این تباهی پای می فشاریم . در عمق می دانیم که همه اش پوچ و تو خالی است . اما شهامت می خواهد.
اگر خودت باشی دیگران تو را زیر فشار خواهند گذاشت .
جامعه یک برده ی با ادب می خواهد . درس بخوان .. مدرک بگیر .. شغل خوبی پیدا کن .. و ازدواج کن .. بچه دار شو .. بچه ات را تربیت کن و آنگاه بمیر ! این زندگی تو است.
بهشت را هم با نمازهای روزانه و روزه های رمضان از خدا خریده ای . این جهان گذرا است . فقط به بهشت بیندیش که ابدی است .. زیبا رویان طلایی و همیشه جوان در انتظار تو اند . رودهای شراب جاری است . می توانی در آنها شنا کنی . اما اینجا نه ! لطفا مودب باش ! اینجا یا آنجا ؟ آیا مکان یا زمان اهمیت دارد ؟ تو را سر کار گذاشته اند انسان !
بهشت برای بردگان با ادب است ...
هنگامی که عاشق یک زن می شوید , شما در هنگامی آزادی زن عاشق می شوید ولی وقتی که او را به خانه آوردید , همه ی امکانات آزاد بودن را از او می گیرید , و با این گرفتن آزادی ها زیبایی او را هم از او باز می ستانید . بعد ناگهان یک روز در می یابید که دیگر عاشق او نیستید , چون او دیگر زن زیبایی نیست . این اتفاق همیشه می افتد . بعد از این حادثه به جستجوی زن دیگر می پردازید و اصلا فکر نمی کنید که چه اتفاقی افتاده است . شما به این فرآیند و اینکه چطور زیبایی زن را از بین برده اید توجهی نمی کنید .
از متن کتاب - شکوه آزادی - اوشو (این کتاب را بخوانید)
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ...
براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني ...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ...
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ...
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...
و
قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي
صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند و در قدم هاي
لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد سينه
اي را به ياد مي آورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در
دل او زنده مي كند ...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد ...
و اين، رنج است.
![]()
یک روز سگی از کنار یک دسته گربه می گذشت. وقتی که نزدیک شد و دید که
گربه ها سخت با خود سرگرمند و اعتنایی به او ندارند ایستاد و به آنان خیره
شد.
از میان آن دسته یک گربه درشت و عبوس پیش آمد و گفت: ای برادران
دعا کنید.هر گاه دعا کردید و باز هم دعا کردید و باز هم دعا کردید آنگاه
یقین بدانید که باران موش خواهد آمد...
سگ چون این را شنید در دل خود خندید و گفت:
( ای گربه های کور ابله..مگر در کتابها ننوشته اند و مگر پدران ما نمی دانسته اند که آنچه به ازای دعا و ایمان و عبادت از آسمان میبارد موش نیست بلکه استخوان است.!!!)
قسمتی زیبا از زندگینامه مرحوم حسین پناهی
بعد از پایان تحصیلاتش برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگیاش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت میکرد.
تا اینکه زنی برای پرسش مسالهای که برایش پیش آمدهبود پیش وی میرود. از وی میپرسد که «فضلهی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشام بود، افتاده است، آیا روغن نجس است؟»
مرحوم حسین پناهی با
وجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند
ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند،
به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،
روغن دیگر مشکلی ندارد.
بعد از این اتفاق بود که حسین پناهی علیرغم فشار اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.
وفتی این سطرها را در زندگینامهی حسین پناهی میخواندم، بد جوری جا خوردم. تازه فهمیدم چرا اینقدر بازیهای این آدم، اینطور به دل و جان من مینشست.
روحش شاد به همان شادی که او برایمان به ارمغان می آورد
برای دانلود شعر چشمان من و انجیر با صدای خود مرحوم حسین پناهی اینجا کلیک کنید
برای دانلود دیوان اشعار ایرج میرزا اینجا کلیک کنید

بزرگی می گفت :
وقتی مروجین مذهب به سرزمین ما آمدند ما در دستانمان زمین داشتیم و آنها در دستشان کتاب دینی داشتند ...
اکنون پس از گذشت ۱۴۰۰ سال ما در دستمان کتاب دینی داریم و آنها در دستشان زمین هایمان را !
شعر مادر از ایرج میرزا
داد معشوقه به عاشق پيغام
كه كند مادر تو با من جنگ
ایرج میرزا

مجله منزل - فاطمه افشاریان: سبک کلاسیک یا همان سنتی غربی ممکن است قدیمی و منسوخ به نظر برسد اما همچنان طرفداران بسیاری دارد. در این سبک همه اشیا از مبلمان آنتیک گرفته تا پارچههای گلدار چاپی حسی آشنا دارند و گرم و جذابند. شاید در نگاه اول خانهای که به سبک کلاسیک طراحی شده سخت و خشک به نظر برسد اما مبلمان تمیز، پارچههای زیبا، رنگهای باوقار و حسی از نظم، آسایش و راحتی مورد نیاز ما را تأمین میکند.

- طرحها و الگوهای زیبا از جمله پارچههای شطرنجی، راهراه، گلدار، کرباس و ... در سبک کلاسیک به کار میروند. شما میتوانید در ترکیب این پارچهها آزادانه عمل کنید اما از یک پالت رنگی مشخص استفاده کنید و خیلی رنگهای تیره و روشن به کار نبرید. اگر میخواهید همین ظاهر را به روز داشته باشید، از طرحهای بزرگ و رنگهای شاد استفاده کنید.

یادتان باشد نباید همه پارچههای به کار رفته در فضای شما نقش و طرحدار باشند؛ حتی حضور یک صندلی گلدار میتواند به کلاسیک بودن فضای شما کمک کند.
- فضاهای کلاسیک به سطوح زیبای گچبری و کندهکاری شده معروف هستند. اگرچه دلیلی ندارد که قرنیزهای سنتی خیلی تزیینی باشند اما وجود آنها وزن و ارزشی که درخور سبک کلاسیک است را به فضا میبخشد. طاقچههای گچبری شده، دیوارکوبهای چوبی کندهکاری شده و قرنیزها و جزییات گچکاری در دیوار و سقف از نمادهای شاخص سبک کلاسیک است ولی سعی کنید در استفاده از آنها زیادهروی نکنید.

- در فضاهای کلاسیک هیچ زاویه تیز و خط مستقیمی دیده نمیشود. تأکید این سبک بر خطوط و فضاهای منحنی است. وسایل مدور حسی از دنج بودن و اصالت را برمیانگیزد و با صندلیها و میزهای پایهدار در هماهنگی و موازنه است. در این سبک بالشتکها چاقوچله هستند و تعداد کوسنها فراوان است.

- در یک فضای کلاسیک، رنگ بیش از حد برجسته نمیشود و استفاده از آن بسیار محتاطانه است. استفاده از رنگهای خنثی مانند کرم، بژ، خاکستری مایل به قهوهای و قهوهای مایل به زرد در این سبک متداول است اما قهوهایهای تیره، قرمزها، سبزها و آبیهای تیره نیز در فضاهای سنتی ظاهری فوقالعاده زیبا خواهند داشت.

- رنگهای خنثی همیشه جلوه زیبایی دارند اما اگر میخواهید کمی تغییر در رنگ ایجاد کنید، اندکی از این اصول فراتر بروید. میتوانید از آبی کمرنگ، بنفش کمرنگ، سبز بهاری، زرد یا حتی قرمز روشن کمک بگیرید.
- چوب هایی با رنگ تیره همانند چوب درخت گردو، گیلاس، ماهون و بلوط بر سبک کلاسیک حکومت میکنند. نردههای چوبی، الوارهای بیرونزده از سقف، مبلمان و کف چوبی همگی به یک فضای سنتی و کلاسیک گرما میبخشند و آن را دنج و راحت میکنند.

- تقارن و تعادل از ویژگیهای اصلی سبک کلاسیک است. در این سبک مبلمان در یک چیدمان رسمی و در امتداد محور اتاق قرار میگیرد تا حاضران به راحتی به گفتوگو دعوت شوند؛ البته دلیلی ندارد که همهچیز با هم هماهنگ باشد اما این سبک مناسب کسانی نیست که به ناهماهنگی و شیوههای تلفیقی علاقه دارند.

اگر میخواهید فضای شما بیش از اندازه متقارن و ایستا نباشد، با لوازم دکوری مانند تعدادی قاب روی یکی از دیوارها یا چندین گلدان روی یک شلف یا حتی با قالیچهای بیشکل در فضا حرکت ایجاد کرده و آن را از خشکی درآورید.
- گلیمها، فرشهای ایرانی و قالیچههای شرقی هیچگاه از مد نمیافتند. این قالیچهها و فرشها مانند جواهری در دکوراسیون کلاسیک میدرخشند و با تمام عناصر آن هماهنگ میشوند. حضور گرم و سنگین این فرشهای پرنقش و نگار در فضا همهچیز را تحت شعاع قرار میدهد. اگر میخواهید اندکی از تسلط و غلبه این نوع فرشها در فضا بکاهید، با اندازهشان بازی کنید؛ مثلا از قالیچههای کوچک یا فرشهای باریک برای فضاهایی مثل ورودی و راهپله ها استفاده کنید.

- برق و درخشش ملایم را در فضای کلاسیک فراموش نکنید. لوازم روشنایی و لوسترها را از جنسها یا رویههای برنجی، برنزی یا مسی انتخاب کنید. آینههای قابدار و آثار هنری نیز بستر مناسبی برای ایجاد این تلألو و درخشش هستند. لوسترهای کریستال و شمعدانها فضای کلاسیک و سنتی شما را تکمیل میکنند. قرار نیست برق سطوح برنجی و برنزی چشم را خیره کند. این سطوح بهتر است تیره، زنگار گرفته و بافتدار باشند تا حس حقیقی سنتی و قدیمی بودن را القا کنند.

- پردههایی با پارچههای ضخیم و لوکس و تزیینات منگولهدار سبک کلاسیک را یادآوری میکنند. این پردهها میتوانند ساده، پلیسهدار، به صورت نیمپرده یا حتی شید باشند. اگر میخواهید فضا زیادی مجلل نشود و طرفدار سادگی هستید، استفاده از شیدهای رومی را به شما توصیه میکنیم.

- در دکوراسیون کلاسیک تجهیزات و وسایل تزیینی در کنار هم چیده میشوند. لوازم دکوری مثل ظروف چینی، مجسمهها و گیاهان معمولا در ارتفاع چشم قرار میگیرند. گاهی هم بشقابها و سینیها به دیوار نصب میشوند. در این سبک همچنین از آینههای بزرگ و قدی استفاده میشود. رنگهای سرد، دیوارهای خالی و قفسههای خلوت که از صمیمیت و دعوتکنندگی فضا میکاهند، در سبک کلاسیک جایی ندارند. 



روشنایی و جذابیت دکوراسیون با چراغ های دکوراتیو

چراغ ها و روشنایی های دکوراتیو در واقع تکمیل کننده روشنایی های عمومی هستند. این نوع از روشنایی ها حتی در حالت خاموش هم می توانند جزیی از لوازم دکوری منزل محسوب شوند. این نوع روشنایی ها دارای انواع و مدل های مختلفی هستند، می توانند خودشان یک عضو مجزا باشند، یا می توانند با مبلمان ها و لوازم منزل ترکیب شوند، خلاصه این که دنیای شان دنیای متفاوت و گسترده ای است که در این مطلب می خواهیم چشمه ای از این دنیای گسترده را به شما نشان دهیم. پس با چیدانه همراه باشید.
.:: This Template By : web93.ir ::.