+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
آثار سوء بد رفتاری با کودکان
بسیاری از ما می دانیم که آثار سوء بد رفتاری چه تاثیراتی می تواند بر روی کودک داشته باشد ، اما این موضوع به چه رفتاری اطلاق می شود ؟

1- کودکان از ما الگو می گیرند.
وقتی با فریاد و داد  به کودک خود می گوییم که دیگه نبینم با من بلند صحبت کنی؛ وقتی کودک خود را در حمام یا دستشویی حبس می کنیم یا با او قهر کنیم؛ وقتی کودک خود را کتک می زنیم که دیگر حق ندارد  دوستش را کتک بزند، او دقیقآ همین الگوی رفتاری را در مقابل ما و دوستانش به کار خواهد برد. فرزند ما از ما الگوبرداری می کند. وقتی آنها را کتک می زنیم، تحقیر می کنیم، ناسزا می گوییم، تمسخر می کنیم و... آنها نیز همین روش را به عنوان راه حل در ارتباطات خود استفاده می کنند.

2- تنبیه هیجانی و جسمی مشکلات رفتاری کودک را افزایش می دهد و منجر به آسیب روانی او می شود.
  روش های تنبیهی پرخاشگرانه منجر به افزایش خشم، پرخاشگری، اضطراب و افسردگی در کودک می گردد.
مطالعات نشان داده است که تنبیه بدنی دختران را بیشتر دچار اضطراب و افسردگی و پسرها را بیشتر دچار پرخاشگری، عصبانیت و لجبازی می کند. تنبیه بدنی و فیزیکی دقیقاً مشکلات رفتاری کودک را افزایش می دهد در حالی که هدف ما کاستن آن مشکلات بوده است.

3- خطر آسیب جسمی.
تنبیهاتی که از روی خشم و عصبانیت باشد، منطقی نیست و خطر آن وجود دارد که آسیب و صدمه ای به کودک برسد. تنبیهات بدنی ممکن است منجر به معلولیت و حتی مرگ کودک گردد.

4- بی ثباتی در روش تربیت.
 وقتی در زمان خشم و عصبانیت کودک خود را تنبیه می کنیم، چون در آن زمان کنترلی بر رفتار خود نداریم پس از مدت کوتاهی از رفتار خود پشیمان و نادم گشته و سعی در جبران آن می کنیم. به کودک رشوه می دهیم، از خطاهای او چشم پوشی می کنیم و در اعمال تربیت او کوتاهی می کنیم تا حمله مجدد و خشم و عصبانیت و این موضوع منجر به نوسانات و ناهماهنگی هایی در روش والدگری ما می شود و مشکلات رفتاری کودک را افزایش می دهد. معمولآ والدین زمانی کودک خود را کتک می زنند و او را تنبیه بدنی و کلامی می کنند که در این روش تربیت، از یک طرف پرخاشگری و خشونت و از طرف دیگر انعطاف ، تساهل زیاد و انفعال وجود دارد. ثبات و تداوم در روشهای تربیتی از بین می رود ، نوع پیامد رفتاری کودک بستگی به حالت احساسی والدین دارد. در این شرایط که ثباتی در روشهای والدگری وجود ندارد و هیچ چیز از قبل قابل پیش بینی نیست پس از مدتی کودک گیج و آشفته می شود، چون نمی داند رفتارهایش چه واکنشی را به دنبال خواهد داشت. مسلم است که پس از مدتی مشکلات رفتاری کودک افزایش می یابد و والدین خود را ناکام و ناتوان در مقابل بد رفتاری کودک احساس می کنند.
 
5- تضییع حقوق کودک.
 تنبیه نباید منجر به تضییع حقوق کودک گردد. مواردی چون زندانی کردن در دستشویی و حمام، حبس کودک در مکان تاریک و ترسناک، محروم کردن او از غذا و پوشاک، مقایسه، تمسخر، ارعاب و ترساندن او، قرار دادن او در سرما و گرما، کتک زدن و تنبیه بدنی و ...کودک آزاری محسوب می شوند و حقوق کودک را تضییع می کنند.
حال که مضرات و بی فایده بودن تنبیه فیزکی، هیجانی و کلامی را فهمیدیم وقت آن است که روشهای خود را عوض کنیم و از روشهای تنبیهی صحیح برای تربیت کودک خود استفاده کنیم.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
راه‌کاری برای رسیدن به موفقیت!
زندگی، نیازمند هنرورزی است و همان‌گونه که هنرمند باید ماهر باشد تا هم موضوع هنر خود را خوب درک کند و هم در بیان اهداف هنری‌اش به دیگران، زبده و توانمند باشد، انسان در مقابل زندگی خود نیز باید چنین باشد. او باید به‌طور دقیق فلسفه‌ی حیات و زندگی خود را بداند و در این گذر، به شیوه‌ی استدلالی و منطقی، از ساختار زیستی خویش آگاه باشد.
آموزش مهارت‌های زندگی
در چرخه‌ی تقویت مهارت‌های زندگی، باید باانگیزه عمل کرد، عشق ورزید و سپاس‌گزار بود و هرگز نباید استعدادهای خود را با دیگران مقایسه نمود زیرا انسان‌ها، معادن متفاوتی هستند و همه‌ی آنان ارزشمندند. انسان‌ها باید با اعتمادبه‌نفس، برای ارزش‌های خود احترام قائل شده و بیش‌ترین استفاده را از آن بنمایند و از این‌که استعدادهای خود را شناسایی کرده و در راستای آن‌ها حرکت می‌کنند، رضایت‌خاطر داشته باشند. همه باید بدانند که در آرزو و حسرت دیگران بودن، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌‌کند، بلکه استعدادهای موجود در فرد را نیز از بین می‌برد. البته این موضوع به‌معنی عدم استفاده از استعدادهای دیگران در قالب تجربیات آنان نیست. با هم بودن، هم‌فکری، مشاوره، همکاری، تعاون، تعامل و تبادل آموخته‌ها و بسیاری از گرایشات گروهی و اجتماعی، ازجمله ضوابط تسریع در پیشرفت امور می‌باشد.

کامیابی در زندگی
برای کامیابی در زندگی، عوامل زیر مؤثر می‌باشند:
- شناخت اهداف و فلسفه‌ی زندگی
- استوارساختن مبانی زندگی با نگرش زیبایی‌شناختی
- اقدام به یادگیری و بهره‌بردن از آموزه‌های دیگران
- داشتن اعتمادبه‌نفس و تکیه بر استعدادها و توانایی‌های شخصی همراه با پشتکار
- خوش‌بینی در مقابل تهدیدات و تبدیل آن‌ها به فرصت‌های جدید زندگی
- شناخت نقاط ضعف و قوت‌ فردی

«ایلین مالیگن» یکی از مربیان آموزش زندگی، در این رابطه می‌گوید: «آموزش زندگی، نه یک شیوه‌ی درمانی بلکه شیوه‌ی عملی و مبتنی بر اهداف است. در این شیوه ما به‌جای پرداختن به ریشه‌های مشکلات موجود در زندگی، سعی‌می‌کنیم به راه‌حل‌های آن‌ها بیندیشیم.» درحقیقت، آموزش زندگی را با ارائه‌ی راه‌حل‌های نوین و مؤثر فرد برای مقابله با مشکلات فرامی‌خواند و درنهایت می‌آموزد که هر فرد، چگونه آموزگار زندگی خود باشد.

همه‌ی ما انسان‌ها، اغلب در زندگی، با مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم؛ مسائلی که گاه به‌دلیل دامنه، وسعت و شدت آن‌ها، به‌نظر پیچیده و غیرقابل حل می‌نمایند. باید بدانیم که همه‌ی مشکلات، با رعایت یک اصل مهم، به‌راحتی از بین خواهند رفت و آن اصل، چیزی نیست جز تعیین «بایدها و نبایدها».
 
در آموزش مهارت‌های زندگی باید به عوامل مؤثر زیر توجه شود:
- بیان اهداف: اهداف باید در قالب جملات مثبت بیان شود، بنابراین ضمن نگاه ویژه‌ به امور، همواره باید کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم، در بیان اهداف با شفافیت کامل منظور گردد. درواقع اهداف باید مثبت‌نگر و مبتنی بر عملیات باشد. اهداف نباید یک‌سویه برای دیگران تصمیم‌سازی نماید زیرا دیگران، حق خواهند داشت با آن مخالفت نمایند پس در این‌صورت، نه‌تنها مشکلی حل‌نمی‌شود، بلکه مشکلات دیگری را نیز به‌وجود می‌آورد.

- توانایی‌های فردی: اندیشیدن به توانایی‌ها، موجب انگیزه و انرژی گردیده و پیش‌برد اهداف را تسریع می‌بخشد و غلبه بر مشکلات و موانع را آسان می‌سازد. خصوصیات فردی مانند صبوربودن، پذیرش دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات دیگران و یا مسؤولیت‌پذیری در انجام کارها، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند.

- تضادهای درونی: از عواملی که موجب ناراحتی، آشفتگی و پریشانی می‌گردد، نباید عبور کرد بلکه باید آن‌ها را به زبان آورده و در مورد آن‌ها سخن گفت اما باید دقت کرد که این مسائل، جنبه‌ی شخصی داشته و دیگران را به مصاف نکشد چون در این‌صورت، خود مانعی در برابر حل مشکلات خواهد شد. تضادهای درونی در صورت انباشته‌شدن در درون انسان، به‌صورت عقده‌‌های درونی درآمده و پرورش می‌یابد و سدی در راه اهداف می‌گردد. نسبت به تضاد با دیگران نیز با خوش‌بینی برخورد نموده و رویکرد سازش منطقی را به‌جای جدل و خودخواهی برگزینید.

- مهارت‌های پرورشی: مهارت‌هایی هستند که می‌توانیم آن‌ها را پرورش داده و کیفیت‌شان را بهبود بخشیم بنابراین به مهارت‌هایی بیندیشید که شما را در رسیدن به هدف یاری می‌رسانند.

- دستاوردها: اقدامات مثبت و عملکردهای مفید خود را فراموش نکنید زیرا آن‌ها، دستاوردهای عملیات رفتاری هستند که نیازمند یادگیری و توجه می‌باشند. اهمیت‌ندادن به آن‌ها، ارزش‌های‌شان را می‌کاهد و انگیزه‌ی تکرار و یا عمل مشابه را نیز کاهش می‌دهد. پشتکار در حل مشکلات قبلی و گره‌گشایی از پیچیدگی زندگی، حاصل تلاش و کوشش شخصی شماست. عوامل پنج‌گانه‌ی بالا، شخصیت شما را متکی‌به‌‌نفس ساخته و اتکاء به خویشتن را در وجودتان می‌افزاید و شما را آماده‌ی مقابله با مشکلات زندگی می‌سازد.

آشنایی و آگاهی دیگران از چهارچوب‌های ذهنی شما، مشکلات‌تان را در آینده کاهش خواهد داد. همیشه حریم خود را حفظ کنید، آرزوهای‌تان را به دیگران تحمیل نکرده و سعی در تغییر اهداف و آرزوهای دیگران نداشته باشید. در حل مشکلات خود، همواره آماده‌ی پذیرش تبعات و پیامدهای آن باشید. در حل مشکلات بزرگ خود، تلاش کنید تا آن‌ها را به مشکلات کوچک تجزیه کنید. تا زمانی‌که از مشکلات خود رنج‌می‌برید، قادر به حل مشکلات دیگران نخواهید بود. باید هرچه زودتر با تلاش و کوشش، به مشکلات خود فائق آیید تا آماده‌ی کمک به دیگران شوید.
 
نتیجه
آموزش مهارت‌های زندگی، به‌معنی برخورداری از توانایی‌های لازم در حل مشکلات و جلوگیری از تبدیل‌شدن آن‌ها به بحران‌های فرسایشی می‌باشد. مهارت‌های زندگی، از طریق آموزش و تجربه قابل استفاده می‌باشد و فرآیندی است که موجب ثبات در شخصیت و عمق در هویت گردیده، توسعه‌ی فرهنگ فردی را سامان می‌بخشد و موجب رضایت و مقبولیت و موفقیت در زندگی می‌شود.
 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
چرا مردان متاهل مردان مجرد را از ازدواج نهی می كنند؟
بارها شنیدیم از اطرافیان خود هنگامی كه در یك جمع نشستیم در آن جمع اگر پسری در مورد ازدواج كردن صحبتی به میان بیاورد اكثر مردان متاهل در آن جمع می گویند یه موقع ساده نشی بری زن بگیری یا اینكه بارها به این و آن میگویند عجب اشتباهی كردم زن گرفتم امروز تصمیم دارم در این مقاله به دلایل این مسئله بپردازم .

خب همه ما می دانیم معنی ازدواج برای پسرها یا دخترها در برخی زمینه ها مشترك و در برخی زمینه ها متفاوته اولین مسئله ای كه برای پسرها در امر ازدواج مهم تلقی میشود حفظ مسئولیت میباشد و در مورد دختران اولین مسئله معمولا آزادی میباشد این نقطه اختلاف و اما نقطه اشتراك اینه كه خواه یا نا خواه هر دوی آنها قبل از ازدواج اكثر مواقع مسائل جنسی هم مدنظرشون قرار میگیره پس اینجا شد نقطه اشتراك در اینجا دو طرف به جای آنكه به نقاط مشترك فكر كنند باید به نقاط اختلاف فكر كنند و آنها ار به حداقل كاهش دهند . حالا آقا پسرا زمانی كه تشكیل خانواده میدهند به لحاظ مسئولیت پذیری بیشتر یكسری محدودیتها نسبت به دوران مجردی براشون شكل میگیره كه این طبیعیه و بایدم همینطور باشه مسلم بدونید درامد مالی مردها در دوران متاهلی چند برابر درامد آنها در دوران مجردی میباشد و اگر یك همسر خوب اختیار كرده باشند به خیلی چیزا میرسند كه در دوران مجردی آن چیزها را نداشتند بعد از یك مدتی كه از زندگی گذشت مردها به این فكر میرسند كه خوب منی كه مثلا الان فلان میزان درامد دارم و فلان ماشین و فلان جا هم خونه دارم چه كاری بود زن بگیرم اگه مجرد بودم كه بیشتر لذتش رو میبردم تا الان كه صبح تا شب باید كار كنم اما جالب اینجاست كه همین آقا به این فكر نمیكنه چرا زمانی كه مجرد بود این تشكیلات رو نداشت پس اگر مسئولیت زندگی مشترك به دوش او نبود مسلما فقط به اندازه تامین نیازهای خودش تلاش میكرد نه بیشتر پس به این درامد و این امكانات نمیرسید البته این درمورد افرادیست كه دستشون تو جیب خودشونه نه جیب پدرشون.

به هر حال نگاه كردن به ازدواج از دید هوس اشتباهه چون هوس مقطعی میباشد و زود گذر ، كسی شما آقایون را مجبور به ازدواج نكرده ، كرده ؟ پس به خاطر داشته باشید شما خودتان خواسته اید اما اینم در نظر داشته باشید ازدواج یك ریسك بزرگیست در زندگی اگر همسری انتخاب كنید كه از هر نظر ایده ال باشد شما را به عرش میبرد مردان بزرگ همیشه زنان بزرگی داشتند و بالعكس اگر یك انتخاب نا صحیح انجام دهید از عرش به فرش سقوط می كنید به جای آنكه در انتخابهاتون اولین معیار شما از انتخاب همسر ظاهرو ... اولین معیار را بر پایه صداقت ، صبر ، تقوا و سایر خصوصیات باطنی بگذارید بعدا برید سراغ ظاهر . هیچوقت همسری انتخاب نكنید كه از شما بزرگتر باشد ، از شما زیبا تر باشد یا از نظر مادی و سطح تحصیلات از شما برتر باشد همسری انتخاب كنید كه در سطح شما باشد حتی المقدور كمی پایین تر تا بتواند به شما تكیه كند و شما را در تمامی مراحل زندگی قبول داشته باشد .

قبل از ازدواج سعی كنید اول خودتون را بشناسید و سپس سعی كنید با توجه به شناختی كه از خود پیدا كردید همسری را انتخاب كنید و او را بشناسید عجله نكنید اكثر این احساساتی كه فكر میكنید دوست داشتن و علاقه است و یا شاید عشق احساساتی مجازی بیش نیستند كه بعد از 6 ماه زندگی از بین رفته و جای خود را كم كم به احساست حقیقی می دهند اگر همسر خود را نشناخته باشید تازه اونروزی كه احساسات حقیقی شما شكل گرفت میبنیید كه معیار انتخاب شما اشتباه بود و دیگر یك عمر سوختن و ساختن بهمراه دارد . مسلم و پر واضح است كه یكسری از شناختها در طول زندگی بدست می اید و قبل از ازدواج مشخص نمیشود حتی این درمورد شناخت فردی هم صادقه یعنی شما برخی رفتارهاتون رو زماینی میشناسید كه وارد زندگی مشترك شده اید این درمورد خودتون بود در مورد شناخت دیگری كه جای خود دارد.

زیاد میبینم و میشنوم كه سایرین در مورد فلان شخصی كه مشكل داره می گویند زن كه بگیره خوب میشه تازه اگر ازدواج كرد و خوب نشد میگن بچه دار كه بشه خوب میشه و درآخرم باز میگن طلاق كه بیگره خوب میشه جالبه ، خواهشن اگر میخواهید انسان موفقی باشید به اینگونه حرفها توجه نكنید اگر احساس میكنید ضعفی دارید باید قبل از ازدواج اون ضعف رو برطرف كنید حتی مسائل كوچك به عنوان مثال خیلی از پسرها بد غذا هستند و همه جور غذایی نمیخورند ( از جمله خوده من ) خوب اطرافیان میگویند زن كه بیگره دست پخت زنشو مجبور بخوره ای بابا این مسئله چه ربطی به ازدواج داره اگرم اونروزی كه ازدواج كرد و اون غذا رو خورد به خاطر این نیست كه چون همسرش این غذارو جلوی اون گذاشته ، این كارو انجام میده به خاطر اینه كه چون در ابتدای زندگی دو نفر بیشتر نیستند حالا اگر قرار باشه یكی از آنها هم سر سفره نیاید كه دیگه نشد زندگی . و البته دلیل كم رنگ دیگری هم دارد و اون مخارج زندگی كه باعث میشه هر انچه كه هست رو با جان و دل نوش جان كند .

سخن آخر :

باز هم یاداور میشوم ازدواج بزرگترین ریسك در طول زندگی انسان است در انتخاب همسر دقت كنید اگر ازدواج كردید و زندگی بدی دارید دلیل نمیشه دیگران را از ازدواج منع كنید . در مورد امر ازدواج آینده نگر باشید اما گام به گام پیشروی كنید و عجله نكنید اكثر مواقع زندگی بعد از ازدواج اون چیزی نیست كه قبل از ازدواج بهش فكر میكردیم بلكه دقیقا چیزایی هستش كه ما بهشون فكر نمیكردیم پس دقت كنید . در انتخاب همسر هم باید منطق به خرج داد و هم احساس اما كفه منطق در ترازو باید سنگین تر باشد . خودشناسی یك هنر محسوب میشه انسانی موفقه كه بتونه خودش رو بشناسه پس امیدوارم هنرمندان قابلی باشید . زیاد سخت نگیرید همه اینها زودتر از انچه فكر كنید میگذرد . موفق باشید.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
بیست مهارت برای محبوبیت در نزد مردم
1) سلام دادن را تو آغاز کن زیرا سلام موجب اطمینان طرف مقابل می شود.
2) تبسم کن زیرا تبسم طرف مقابل را سحر می کند و قلبش را می نوازد.
3) به طرف مقابل خود اهمیت ده و از او تقدیر کن و با مردم آنگونه برخورد کن که دوست داری با تو برخود کنند.
4) در شادی های مردم شریک شو.
5) نیازهای مردم را برآورده کن زیرا بدین ترتیب به قلبشان راه می یابی .نفس ها با برآورده کردن نیازها پر می شود .
6) از لغزشها درگذر و در روح و روان خود تسامح نشان بده .
7) در جستجوی شگفتی ها باش ودر پی آنها باش که باعث کسب دوستی و جذب قلوب می شود .
8) در هدیه دادن بخیل نباش اگر چه قیمت آن کم باشد زیرا ارزش معنوی آن بیشتر از ارزش مادی است .

9) دوست داشتن را به طرف مقابل اظهار کن زیرا کلمات دوست داشتنی به قلب ها نفوذ می کند .
10) در پی نصیحت مردم باش بگونه ای که آبروی مخاطب نرود .
11) با دیگران در حد توجه شان صحبت کن زیرا افراد میل دارند که در مدار توجه شان کسی با آنها گفتگو کند.
12) خوشبین باش و بشارت را در دور و بر خود پخش کن .
13) اگر دیگران کار خوبی انجام دادند از آنها تعریف کن زیرا ستایش در نفس اثر می گذارد اما در تعریف زیاده روی نکن .
14) کلمات خود را برگزین تا جایگاه تو بالا رود زیرا کلمه ی نیکو بهترین وسیله برای نوازش قلبهاست .
15) با مردم متواضع باش زیرا انسانها از کسی که احساس برتری می کند متنفر هستند .
16) در پی صید عیوب دیگران مباش بلکه به اصلاح عیوب خود مشغول باش .
17) هنرسکوت را بیاموز زیرا مردم کسی را که به آنها گوش می دهد دوست دارند .

18) دائره دانش خود را وسیع گردان و درهر روز دوست تازه ای بدست آور.
19) تلاش کن که تخصص و توجهات خود را متنوع تر سازی ،این کار موجب آن میشود که هم دائره علم تو افزایش یابد و هم تعداد دوستانت .

20) اگر کار خوبی برای شخصی انجام دادی منتظر عوض آن نباش

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
حس بویایی همسرتان را از آن خود کنید
در این مقاله ایده هایی مختلف مجذوب کردن حس بویایی مردها را به شما معرفی می کنیم. برای این منظور به خاطرات دوران کودکی، رایحه غذاهای مورد علاقه  اشاره می کنیم.

برای همه ما بوهای خاصی است که احساس امنیت و شادی را در ما زنده میکند: این رایحه میتواند بوی چمن باران خورده، نان تازه، یک صابون خاص، یا بوی لباسهای خیس باشد. خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می توانید به همسرتان نزدیک تر شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.

از بوی چه غذاهایی خوشش می آید و خوشش نمی آید؟

ممکن است یک شب با او غذا پخته باشید یا در رستوران بوی پنیر پارمسان یا گیاهانی با بوی تند را استنشاق کرده باشید. باید به واکنش او توجه کنید. آیا او مجذوب بوی غذاهای خاصی می شود یا از آنها بدش می آید؟

از او بخواهید واکنشش را برای شما توصیف کند. این رایحه می تواند رابطه ای با دوران کودکی او، یا یک موقعیت شاد یا بد قدیمی داشته باشد.

مثلاً اگر متوجه شدید که همسرتان به بوی وانیل تمایل دارد، می توانید دسرهای خوشمزه وانیلی برای او درست کنید.

چه بوهایی دور و برش وجود دارد؟

حتی اگر مثل کارآگاه ها همه خانه را برای پیدا کردن بو و عطرهای مورد علاقه اش زیر و رو نکنید، هنوز هم می توانید با دقت به جزئیات زندگی روزمره اش، بوهای مورد علاقه او را پیدا کنید. ببینید برای شستن لباسهایش از چه پودری استفاده می کند؟ لوازم اش چه نوعی است؟ آیا آنها را به خاطر بویشان انتخاب کرده است یا اصلاً بوی آنها برایش مهم نیست؟ لوازم نشان می دهد که چقدر حس بویایی دقیقی دارد و مسئله بو و رایحه چقدر برایش اهمیت دارد.

حمام خانه بهترین نقطه برای پیدا کردن بوهای مورد علاقه اوست. صابون و شامپویش را بو کنید. کرم مرطوب کننده اش را هم همینطور. آیا بوی خاصی را پیدا می کنید که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشیو یا ادکلنش هم می تواند روشن ترین نشانه بوهایی باشد که دوست دارد. از این گذشته، اگر او از این بو برای روی صورت و بدنش استفاده می کند، پس مطمئناً اهمیت ویژه ای برایش دارد.


 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
تصمیم گیری برای ازدواج
تصمیم گرفتن برای ازدواج یکی از مهمترین تصمیماتی است که زوج ها در کنار هم اتخاذ می کنند. ا اما عجله کردن برای ازدواج به هیچ وجه ایده خوبی نیست. اگر رابطه شما قوی باشد، مطمئن باشید که از هر مشکلی عبور می کند. اگر رابطه تان از ریشه سالم و رضایت بخش نباشد، مطمئن باشید که ازدواج کردن بهترش نمی کند؛ فقط همه چیز را پیچیده تر می کند. پس قبل ازاینکه برای ازدواج تصمیم بگیرید، بهتر است نگاهی صادقانه به خودتان به تنهایی و بعنوان یک زوج بیندازید و درمورد آینده خودتان با هم صحبت کنید. شاید بد نباشد که برای صحبت کردن درمورد افکار، ایده ها و برنامه هایتان با یک مشاور هم مشورت کنید.

دلیل هایی برای تصمیم شما برای ازدواج

دلیل های زیادی وجود دارد که می تواند باعث شود یک زوج تصمیم به ازدواج بگیرند. اما نکته مهم این است که ببینید کدامیک از آن دلایل واقعاً صحیح هستند و کدامها برای ایجاد یک تعهد دائم العمر کافی نیستند.

در شرایط زیر ازدواج برای شما صحیح است:

·         می توانید تا آینده دور خودتان را در کنار هم تصور کنید.

·         ارزشهای اولیه مشترکی دارید.

·         درمورد بچه دار شدن و بزرگ کردن بچه ها توافق نظر دارید.

·         تصور می کنید که طرف مقابلتان بهترین مورد برای شماست و نظر طرف مقابلتان هم درمورد شما همین است.

·         به او احترام می گذارید و خوب درکش می کنید.

·         خیلی خوب با هم ارتباط برقرار می کنید.

در شرایط زیر باید بیشتر به ازدواج با هم فکر کنید:

·         برای دستیابی به فواید و مزایای متاهل بودن مثل وام ازدواج، مزایای بیمه و امثال این می خواهید دست به ازدواج بزنید. بااینکه ممکن است مزایای آن وسوسه انگیز باشد اما درست نیست به این دلیل شخصی را قانوناً وارد زندگیتان کنید.

·         فکر می کنید ازدواج شما و طرفتان را عوض می کند. شاید فکر می کنید با ازدواج طرفتان خیلی از رفتارها و عادت های خود را تغییر می دهد اما باید بدانید که ازدواج هیچ چیز را تغییر نمی دهد. درواقع، حتی ممکن است همه چیز را بدتر هم بکند.

ویژگی های یک ازدواج قوی

سالمترین ازدواج ها آنهایی هستند که راه ارتباط در آنها باز است. طرفین مدام درمورد مسائل مختلف خود با هم حرف می زنند و به هم احترام می گذارند. در زیر به بعضی از ویژگی های یک ازدواج قوی اشاره می کنیم:

·         زوج درمورد احساسات، امیدها و آرزوهای خود با هم حرف می زنند.

·         وقتی مشکل و تضادی پیش می آید، دو طرف با احترام متقابل برای احساسات و نظرات هم از پس موضوع برمی آیند.

·         طی کشمکش ها و مشاجرات، دو طرف می دانند که چه موقع باید دست از بحث و جدل بردارند و فکرهایشان را روی هم بریزند.

·         هر دو طرف مایلند که بعد از مشاجره باز آشتی کنند.

·         دو طرف می دانند که تفاوت هایی دارند و یاد می گیرند که چطور با آنها کنار بیایند.

·         دو طرف از هم انتظار ندارند که همیشه و در همه حال یکجور بمانند. از تغییرات به وجود آمده در علایق، نظرات و حتی ظاهر هم استقبال می کنند.

سوالهایی که قبل از ازدواج باید از خود بپرسید

ازدواج کنار هم آمدن دو فرد از لحاظ جسمی، احساسی و روحی است. در هرکدام از این حیطه ها مسائ خاصی وجود دارد که برای هر ازدواج موفقی لازم است. برای اینکه ببینید شما و طرف مقابلتان در هر کدام از این حیطه ها با هم دمساز هستید یا نه می توانید سوالات زیر را از خود بپرسید:

نحوه ارتباط

·         آیا از نحوه تصمیم گیری ها در رابطه تان رضایت دارید؟

·         آیا درمورد برنامه های دراز مدت خود با هم بحث و مشورت کرده اید؟

·         وقتی ناراحت و افسرده هستید، آیا طرفتان می تواند مشوق و سنگ صبور شما باشد؟

·         آیا می توانید به راحتی آنچه می خواهید را از طرفتان طلب کنید؟

·         آیا از نحوه ارتباطتان با هم رضایت دارید؟

برخورد با مشکلات

·         آیا وقتی از چیزی ناراحت هستید با هم درمیان می گذارید؟ هیچیک از شما نباید از بین ناراحتی خود برای دیگری بترسد، هر دو شما باید برای حل مشکل و ناراحتی با هم تلاش کنید.

·         آیا شما یا طرفتان زود از کوره در می روید؟ آیا سر مسائل پیش پا افتاده با هم بحث و جدل می کنید؟

·         آیا در معرض عموم از هم انتقاد می کنید؟ انتقاد کردن از طرفتان در مقابل دیگران نشانه بی احترامی به اوست و می تواند چراغ هشداری از یک رابطه ناسالم باشد.

·         آیا شما یا طرفتان مداوماً مسائل و اشتباهات گذشته را یادآور می شوید؟ یک راه خوب برای کنار آمدن با هم این است که گذشته را به حال خود رها کنید و درعوض روی حال و آینده تان تمرکز کنید.

مسائل مالی

·         آیا می دانید درآمد طرفتان چقدر است؟ آیا طرفتان از درآمد شما بااطلاع است؟

·         آیا درمورد پولتان به طرف مقابلتان اعتماد دارید؟ آیا اینقدر به او اعتماد دارید که یک حساب مشترک با او باز کنید؟

·         آیا اهداف مالیتان با هم یکسان است؟ آیا درمورد پس اندازها و سرمایه گذاریهایتان با هم صحبت کرده اید؟

·         آیا می توانید با یک درآمد مشخص با هم کنار بیایید؟

·         آیا موافقید که هر دو شما کار کنید؟ بعد از اینکه صاحب فرزند شدید چه؟

·         اگر یکی از شما ناتوان شود چه؟ آیا دیگری حاضر است که از خانواده حمایت کرده و آن را بچرخاند؟

فرزندان 

·         آیا درمورد اینکه کی بچه دار شوید با هم مشورت کرده اید؟ آیا در تعداد فرزندانی که می خواهید بیاورید با هم موافق هستید؟

·         آیا در نحوه بزرگ کردن بچه ها اتفاق نظر دارید؟

·         آیا درمورد نقش مذهب در زندگی خودتان و بچه هایتان موافق هستید؟

خانواده، دوستان و عادت های شخصی

·         نظر خانواده و دوستانتان درمورد طرف مورد نظرتان چیست؟ اگر آنها هم از رابطه تان حمایت کنند همه چیز خیلی بهتر و راحت تر خواهد بود.

·         درمورد خانواده و دوستان طرفتان چه احساسی دارید؟ بعد از ازدواج آنها هم بخشی از زندگی شما خواهند شد، پس باید با آنها کنار بیایید.

·         آیا درمورد نحوه گذراندن تعطیلات و اوقات فراغت خود اتفاق نظر دارید؟ نیازی نیست که همه زمان بیکاری خود را کنار هم بگذرانید اما باید درمورد اینکه چطور آنرا بگذرانید—در کنار هم یا به تنهایی-- با هم موافق باشید.

·         آیا رفتار و نحوه معاشرت طرفتان در اجتماع برایتان خوشایند است؟

·         آیا درمورد مسائل خانه داری مثلاً تمیزی خانه و امثال آن موافق هستید؟ درمورد داشتن حیوانات خانگی چطور؟
ازدواج تعهدی است که نباید در آن عجله به خرج دهید. همیشه باید آنقدر صبر کنید که هر دو شما آمادگی شروع آن را داشته باشید. بعد باید نگاهی عمیق و صادقانه به خودتان، رابطه تان، طرف مقابلتان و انتظارات هر کدام از شما از ازدواج بیندازید. بد نیست که در این زمینه با یک مشاور مشورت کنید. حتی می توانید در کلاس های پیش از ازدواج شرکت کنید. اگر بتوانید آگاهانه و عاقلانه برای ازدواج وارد عمل شوید، شک نکنید که رابطه ای فوق العاده قوی و بادوام خواهید داشت.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
آیا از ازدواج خود پشیمان شده اید؟
آیا از اینکه ازدواج کرده اید پشیمان شده اید؟ آیا تابه حال به خودتان گفته اید، "از اینکه ازدواج کردم پشیمانم"؟ آیا ازدواج خوبی دارید یا بد؟ اگر می توانستید از نو شروع کنید، آیا انتخابتان باز این بود که با همسرتان ازدواج کنید؟ آیا قصد ازدواج دارید؟ چرا؟ آمار بالای طلاق و ازدواج های ناموفق باید آنهایی را که قصد ازدواج دارند به لحظه ای مکث تشویق کند تا بتوانند به خوبی درمورد تصمیم بزرگی که می خواهند بگیرند فکر کنند تا در آینده از ازدواج خود پشیمان نشوند و کارشان به طلاق نکشد.

براساس تحقیقی که روی 4000 زوج انجام گرفت، مشخص شد که یک چهارم مردها و زن های متاهل از ازدواج با همسر خود پشیمان هستند، درحالیکه 15% از زوج هایی که قصد ازدواج دارند به  عواقب ازدواج خود شک و تردید دارند. اما واقعاً چرا بیشتر افراد از ازدواج خود پشیمان می شوند؟

براساس تحقیقات انجام گرفته، زوج ها به طور متوسط بعد از دو سال و شش ماه و 25 روز از عشق و ازدواج خود خسته می شوند. ما فکر می کنیم که مردم وقتی ازدواج می کنند که عاشق هم باشند اما نتیجه این تحقیق نشان می دهد که افراد به دلایل مختلف ازدواج می کنند. و خیلی از آنها حتی از این تصمیم خود مطمئن نیستند.

·         چهار درصد از افراد متاهل شرکت کننده در تحقیق گفتند که به دلایل اشتباه و نادرست ازدواج کرده اند. دلیلشان برای ازدواج عشق نبود، خیلی از آنها فقط دوست داشتند مراسم عروسی داشته باشند و هدیه های عروسی بگیرند.

·         23 درصد گفتند اگر می توانستند همه چیز را از نو شروع کنند به هیچ عنوان همسر فعلیشان را دوباره بعنوان همسر انتخاب نمی کردند و 14 درصد آرزو می کردند با کسی در گذشته خود ازدواج می کردند.

·         12 درصد می گفتند فقط به این دلیل با همسرشان می مانند که حوصله ندارند فرد جدیدی را برای خود پیدا کنند.

·         15 درصد از زن و شوهرها اعتراف کردند که درمورد زندگی عشقی سابق خود به هم دروغ گفته اند و تعداد کسانی که در زندگی گذشته شان بوده است را کمتر از تعداد واقعی آن به هم گفته اند. این درحالی است که 2 درصد این تعداد را به دروغ افزایش داده اند.

·         83 درصد از زن و شوهرها گفتند که از سومین سالگرد ازدواجشان به بعد دیگر برای ازدواجشان سالگرد نگرفته اند.

·         هفت نفر از ده مرد تایید کردند که همسرانشان با شلختگی های آنها مشکلی ندارند و خیلی راحت جوراب ها و لباسهایشان را همه جای خانه بریزند. این در حالی است که 79 درصد اعتراف کردند که حتی دیگر برای بستن در توالت هم به خود زحمت نمی دهند.

·         دو سوم خانم های متاهل اعتراف کردند که برای رسیدن به خودشان و زیبا لباس پوشیدن و آرایش کردن برای همسرانشان وقت نمی گذارند.

·         54 درصد از خانم ها اعتراف کردند که دیگر برای شوهرانشان آرایش نمی کنند، 61 درصد تایید کردند که همیشه تی شرت های کهنه و شلوارک های گشاد و راحت در خانه می پوشند

·         83 درصد از زن و شوهرها در چند ماه اول ازدواج همه جا دست های همدیگر را می گیرند اما بعد از یک دهه از ازدواج فقط 38 درصد اینکار را تکرار می کنند.


اینطور به نظر می رسد که خیلی ها در ازدواجشان دچار رکود شده اند و بااینکه هنوز همسرشان را دوست دارند، کمی بیش از اندازه با هم خودمانی شده اند. زوج ها باید بتوانند در احساس راحتی با همدیگر و نادیده گرفتن همدیگر توازن ایجاد کنند.

دلایل درست و غلط برای ازدواج

پشیمانی از ازدواج معمولاً به این علت اتفاق می افتد که آنها که قصد ازدواج دارند، از همان ابتدا هدف خود را از آن مشخص نمی کنند. آنها هیچوقت به نقاط قوت و ضعف ازدواج فکر نمی کنند و همه وقت، توجه و پول خود را صرف رسیدگی به آن مراسم رویایی ازدواج می کنند و به این ترتیب برای ازدواجی برنامه ریزی می کنند که فقط یک روز دوام دارد.

دلایل خوب و بدی برای ازدواج کردن وجود دارد اما عروس و دامادهای آینده بیشتر وقت خود را صرف برنامه ریزی برای مراسم عروسی می کنند تااینکه بخواهند خودشان را برای ازدواج و سختی های بعد از روز اول آن آماده کنند.

عروس های آینده معمولاً برنامه های خود را در فروشگاه ها و مزون های لباس عروس، گلفروشی ها، جواهرفروشی ها، شیرینی فروشی ها و از این قبیل می گیرند و فقط به مراسم روز عروسی، ماه عسل، دی جی و عکاس و فیلمبردار روز جشن فکر می کنند.

ازدواج بدون پشیمانی

اگر واقعا می خواهید بدون پشیمانی ازدواج کنید که زندگیتان یک عمر دوام داشته باشد، باید خودتان را برای ازدواج مهیا کنید. برای این منظور باید این سوال ها را قبل از بله کفتن در روز عروسی از خودتان بپرسید:

1. حل مشکلات در ازدواج

2. درک نقش فرد مقابل

3. بالا بردن آگاهی مالی و اقتصادی

4. احترام گذاشتن و حفظ تعهدات ازدواج
ازدواج کردن به دلایل اشتباه و نادرست خیلی زود منجر به ازدواجی ناموفق می شود که سرنوشت آن طلاق است. دلیل آن این است که دو طرف خود را برای ازدواج آماده نکرده اند یااینکه برای ازدواج خیلی جوان بوده اند و نمی دانستند که ازدواج کردن و ازدواج موفق داشتن دو چیز کاملاً مختلف است.


   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
چگونه با تفاوت های مذهبی در ازدواج کنار بیاییم؟
خیلی از زوج ها بعد از ازدواج متوجه می شوند که برای حفظ هماهنگی و خوشبختی زندگی زناشوییشان باید با هم مصالحه کنند. اما برای خیلی از زوج ها بعضی از موضوعات دشوارتر از این است که بخواهند سر آن به تفاهم برسند.

یکی از مسائلی که ممکن است بعد از ازدواج زوج ها سر آن به مشکل بخورند، تفاوت های مذهبی است. ازدواج هایی که در آن دو نفر با پیش زمینه های مذهبی متفاوت با هم ازدواج می کنند، این روزها خیلی متداول شده است. بااینکه اعتقادات مذهبی مسئله ای است که دو نفر قبل از ازدواج درمورد آن با هم بحث می کنند، اما دو طرف تصور می کنند هیچ چیز نمی تواند بر عشق آنها به هم غلبه کند. اما وقتی زندگی واقعی خود را به آنها نشان می دهد و خانواده ها باید تصمیم بگیرند فرزندانشان را با چه دین و مذهبی بزرگ کنند یا کدام مراسم مذهبی را جشن بگیرند و کدام را نگیرند، تفاوت های مذهبی به مشکلی بزرگ تبدیل می شود.

اگر شما هم با همسرتان تفاوت مذهبی دارید، نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم می تواند کمکتان کند با تفاوت های مذهبی در ازدواجتان کنار بیایید:

به عقاید یکدیگر احترام بگذارید

احترام گذاشتن به اعتقادات مذهبی همدیگر در ازدواج امری ضروری است. یادتان باشد که مذهب همسر شما بخش بسیار مهمی از زندگی اوست. با هم عهد ببندید که هیچوقت به اعتقادات و باورهای مذهبی هم بی احترامی نکنید و به عهدتان وفادار بمانید.

وجه اشتراک پیدا کنید

با پیدا کردن وجه اشتراک بین باورهای مذهبی خودتان و همسرتان، می توانید با تفاوت های دینی هم کنار بیایید. مثلاً اگر در دین هر دو شما عید نوروز جشن گرفته می شود، پس تمرکز خودتان را روی این عید قرار دهید. به باورهایی که هر دو شما در مورد خدا دارید توجه کنید.

سعی کنید خودتان را آموزش دهید

سعی کنید اعتقادات او را بفهمید. با اینکار نه تنها می توانید در موقعیت های مختلف او را درک کرده و حمایتش کنید، بلکه آشنا شدن با باورهای همسرتان بینشی عمیق تر نسبت به همسرتان در شما ایجاد می کند و او را بهتر می فهمید. درمورد مذهب از همسرتان سوال کنید و به هیچ وجه بحث و جنجال سر باورهای همدیگر راه نیندازید.

به مسائل غیرمذهبی توجه کنید

اگر فکر می کنید در مورد مسائل مذهبی هیچوقت با همسرتان به تفاهم نخواهید رسید، سعی کنید روی مسائل غیرمذهبی که هر دو شما از آن لذت می برید تمرکز کنید مثل سرگرمی های مختلف، ورزش یا فیلم. انجام دادن کارهایی که هر دو شما را خوشحال می کند کمکتان می کند حس اتحاد در ازدواجتان را بالاتر ببرید و دیگر وقتتان را صرف دعوا کردن سر مسائل مذهبی تلف نکنید.

تفاوت های مذهبی در ازدواج می تواند مشکل ساز باشد، حتی در بادوام ترین و با عشق ترین ازدواج ها. اما با درک متفابل و مصالحه می توانید از بروز مشکل جلوگیری کنید.
 

 

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
نسخه‌ای برای زندگی بهتر
در دنیای انسان همه چیز از فکر او آغاز می‌شود و فکر سرچشمه تحول و خلق هر پدیده‌ای توسط اوست. اگر انسان‌ها به دنبال موفقیت‌، خوشبختی و نشاط در زندگی خود هستند باید بدانند که آدمی تنها در سایه تولید افکار درست، مثبت، خلاق، هدفمند و روحیه آ‌فرین است که می‌تواند به دستاوردهای عالی برسد و سعادت و خوشبختی را در آغوش بگیرد. تفاوت بین انسانها تفاوت در نظام باورهای آنان است. در واقع موفقیت، سعادت و ثروت هر کشور را مجموعه باورهای مردم آن کشور تعیین می‌کنند. باورهای انسان توسط ضمیر ناخودآگاه ساخته می‌شود و ضمیر ناخودآگاه کامپیوتری است که اطلاعات را از طریق حواس پنجگانه انسان و یا هر رشته فکری او دریافت می‌کند و با پردازش آنها نظام باورهای انسان را می‌سازد. اگر انسان‌ها بخواهند تفکر و نظام فکری خود را عوض کنند باید به تغییر در نظام باورهای خود بپردازند. ضمیر ناخودآگاه مثل هر کامپیوتری یک سری ورودی دارد، یک سری خروجی و یک سری پردازش‌هایی انجام می‌دهد. ورودی‌های آن عبارتست از اطلاعاتی که از طریق حواس پنج‌گانه دریافت می‌کند و همچنین هر رشته فکری انسان که مجموعه این 6 کانال ورودی ضمیر ناخودآگاه را در هر لحظه تغذیه می‌کند. این اطلاعات به صورت پرونده‌های جداگانه با نشانی‌های مشخص در این کامپیوتر بایگانی و ضبط شده و سپس پردازش می‌شود.

بعد از جمع بندی یک نوع روحیه را شکل می‌دهد. به طور نمونه هنگامی که شما یک گل زیبا را مشاهده می‌کنید افزون بر این که این تصویر زیبا در ضمیر خودآگاه شما تاثیر خواهد داشت عین این تصویر به ضمیر ناخودآگاه شما می‌رود پس از پردازش یک روحیه زیبا در شما می‌سازد. ضمن اینکه یک باور هم در شما ایجاد می‌کند که به عنوان مثال چقدر زندگی زیباست. هنگامی که این گونه باور داشته باشید که زندگی در واقع زیباست هم روحیه‌ای مثبت و شاد خواهید داشت و هم این باور در شما امید و حرکت را القا می‌کند و اندیشه‌های مثبت در شما به وجود آمده و شما را به کارهای سازنده وا می‌دارد. در حالی که اگر به جای چنین تصور زیبایی تصویری از یک کودک بی‌گناه در غزه که توسط صهیونیستها کشته شده را ببینید این تصویر نه تنها در صفحه ذهن شما بایگانی می‌شود بلکه در همان لحظه پردازش شده و این باور در انسان ایجاد می‌شود که چقدر انسان‌ها ستمکارند چرا یکدیگر را می‌کشند و چقدر بی‌رحم و سخت دلند. حاصل چنین پردازشی روحیه‌ای غم‌انگیز ایجاد می‌کند و اندیشه حاصل از این باور اندیشه منفی است که به انسان می‌گوید چقدر زندگی بی ارزش است. که در نتیجه جز نا امیدی برای او چیزی حاصل نمی‌شود. به این ترتیب همه اطلاعات که انسان در طول شبانه‌روز از طریق حواس پنجگانه دریافت می‌کند، شامل آنچه می‌بیند، می‌شنود، می‌چشد، می‌بوید، لمس می‌کند یا هر چه که در هر لحظه می‌اندیشد همه این عوامل ورودی در ضمیر ناخودآگاه اثر خاصی دارد و در ساختن نظام باورهای او موثر است. انسان پدیده‌ای است که افزون بر توان استفاده از قدرت فیزیکی و طبیعی خود می‌تواند از قدرت ماوراء الطبیعه خود نیز استفاده کرده و با اجرای قوانین آن در کار و زندگی به موفقیت‌های بزرگتری دست یابد. طی یک حدیث قدسی که امام علی علیه‌السلام از قول پیامبر (ص) نقل کرده‌اند این است که خداوند فرمود: ای بنده من، مرا اطاعت کن تا تو را مثل خود کنم و همانگونه که من هر آنچه را اراده کنم خلق می‌کنم تو اراده کنی و خلق شود.

این تعبیری است که خدای رحمان از قدرت انسان می‌کند و مبین این واقعیت است که در این جهان افزون بر قدرت‌های موجود بشری قدرتی دیگر است که می‌تواند انسان را به توانایی‌های بی‌کران برساند و آن ضمیر ناخودآگاه است. ضمیر ناخودآگاه است که فردوسی و شکسپیر را به خلق چنین آثاری رسانده است. ضمیر ناخودآگاه است که حافظ و مولوی را به چنین شاعران عارفی تبدیل کرده است که شما در واژه واژه شعرشان جلوه خدا را می‌بینید.

   
+ ۱۳۸۹/۰۷/۳۰
ده برتر قانون زندگی
● قانون1: یا موفق می‌شوید‌‌ یا نمی‌شوید‌‌، یا به‌د‌‌ست می‌آورید‌‌ یا از د‌‌ست می‌د‌‌هید‌‌.
استراتژی شما: جزو آن د‌‌سته افراد‌‌ی باشید‌‌ که موفق‌اند‌‌، آن‌هایی که به‌د‌‌ست می‌آورند‌‌.
کسانی که موفق‌اند‌‌، د‌‌قیقاً می‌د‌‌انند‌‌ چه عواملی موجب موفقیت‌شان بود‌‌ه است و برای خلق این موقعیت‌ها هشیار و آماد‌‌ه‌اند‌‌. آنان همواره بهترین‌ها را از هر موقعیتی به‌د‌‌ست می‌آورند‌‌. برای آن‌که بتوانید‌‌ د‌‌ر زمره‌ی ‌افراد‌‌ موفق قرار بگیرید‌‌، لازم است افراد‌‌ موفق و ناموفق را از نظر بگذرانید‌‌، تفاوت‌های آنان را بازشناسید‌‌ و بررسی کنید‌‌. سپس تصمیم بگیرید‌‌، علت رفتارهای خود‌‌ را شناسایی کرد‌‌ه و د‌‌انش خود‌‌ را د‌‌ر مورد‌‌ شیوه‌ی عملکرد‌‌‌تان بالا ببرید‌‌.

● قانون2: شما خود‌‌تان، سرنوشت خود‌‌ را رقم می‌زنید‌‌.
استراتژی شما: پاسخ‌گوی زند‌‌گی خویش باشید‌‌، به نقش خود‌‌ د‌‌ر خلق نتایج، توجه د‌‌اشته باشید‌‌.
نمی‌توانید‌‌ از چرایی و چگونگی شیوه‌ی زند‌‌گی خود‌‌ شکایت کنید‌‌. خود‌‌تان مسؤول انتخاب‌های خود‌‌ هستید‌‌. اگر شغل‌تان را د‌‌وست ند‌‌ارید‌‌، تغییرش د‌‌هید‌‌، اگر چاق هستید‌‌، رژیم غذایی بگیرید‌‌، اگر احساس شاد‌‌ابی نمی‌کنید‌‌، سبک زند‌‌گی خود‌‌ را تغییر د‌‌هید‌‌، نقش قربانی را ایفا نکنید‌‌ یا اسیر گذشته‌ی خود‌‌ نباشید‌‌. اگر عاد‌‌ت کنید‌‌ زند‌‌گی خود‌‌ را به سرزنش د‌‌یگران یا افسوس گذشته بگذرانید‌‌، هیچ بهبود‌‌ی د‌‌ر زند‌‌گی‌تان حاصل نخواهد‌‌ شد‌‌. پس شما خالق موقعیت‌ها و حتی احساساتی هستید‌‌ که وجود‌‌ د‌‌ارند‌‌. هر چیزی که انتخاب می‌کنید‌‌ ازجمله افکاری که برگزید‌‌ه‌‌اید‌‌، پیامد‌‌هایی د‌‌ارند‌‌، وقتی رفتار و افکار سالمی انتخاب می‌کنید‌‌، حتی اگر مشکلات خاصی د‌‌ر پیش رو د‌‌اشته باشید‌‌، د‌‌رنهایت به پیامد‌‌های مفید‌‌ و سالم د‌‌ست خواهید‌‌ یافت.

● قانون 3: مرد‌‌م به کارهایی د‌‌ست می‌زنند‌‌ که برای‌شان سود‌‌مند‌‌ است یا به‌عبارت د‌‌یگر، هر کس از کارش سود‌‌ی می‌برد‌‌.
استراتژی شما: د‌‌لایل پنهانی و نهفته‌ی رفتارهای ناخواسته‌ی خود‌‌ و د‌‌یگران را شناسایی کنید‌‌ و با کنترل این د‌‌لایل، سررشته‌ی زند‌‌گی را د‌‌ر اختیار بگیرید‌‌.
حتی مخرب‌ترین رفتارها، د‌‌رنهایت به د‌‌لیل سود‌‌ی هر چند پنهان انجام می‌گیرد‌‌. شاید‌‌ بارها از خود‌‌ پرسید‌‌ه باشید‌‌ چرا کاری انجام می‌د‌‌هم که د‌‌رنهایت به ضررم تمام می‌شود‌‌؟ چرا نمی‌توانم رژیم غذایی خود‌‌ را اد‌‌امه د‌‌هم؟ چرا...؟ و...؟
با نگاهی عمیق به آن‌چه برخلاف میل‌تان انجام می‌د‌‌هید‌‌ د‌‌رمی‌یابید‌‌، انجام این کار به د‌‌لایل خاصی، د‌‌ر گوشه‌ای از زند‌‌گی به نفع شما بود‌‌ه و لذت یا سود‌‌ی به شما بخشید‌‌ه است. برای مثال رژیم غذایی خود‌‌ را می‌شکنید‌‌ زیرا احتمالاً لذت غذا خورد‌‌ن برای‌تان بیش‌تر بود‌‌ه است. بنابراین برای ترک عاد‌‌ت‌های قد‌‌یمی یا رفتارهای ناراحت‌کنند‌‌ه، ابتد‌‌ا سود‌‌ پنهان آن را کشف کنید‌‌ و از خود‌‌ بپرسید‌‌ از این کار چه سود‌‌ی می‌برم؟ انجام این کار چه نتیجه‌ی مثبت پنهانی برای من د‌‌ارد‌‌؟ سپس با شناسایی علل پنهان آن رفتار، با انگیزه‌مند‌‌ کرد‌‌ن خود‌‌، برای تغییر آن اقد‌‌ام کنید‌‌.

● قانون 4: با اطلاعات ناقص، نمی‌توان تغییر کرد‌‌.
استراتژی شما: نسبت به خود‌‌ و اطرافیان‌تان، نگاه واقع‌بینانه د‌‌اشته باشید‌‌، حقیقت را ببینید‌‌، مشکلات موجود‌‌ زند‌‌گی را تکذیب یا انکار نکنید‌‌، بهانه‌ها را کنار بگذارید‌‌ و توجیه نکنید‌‌، سپس با چشم واقع‌بین نتیجه‌گیری کنید‌‌.
اگر شما نسبت به رفتار منفی خویش آگاه نباشید‌‌، رفتار یا احساسات خود‌‌ را نپذیرید‌‌، ویژگی‌ها و الگوهای رایج زند‌‌گی خود‌‌ را ناد‌‌ید‌‌ه بگیرید‌‌، هرگز نمی‌توانید‌‌ آن‌ها تغییر د‌‌هید‌‌. با شناخت افکار، احساسات و الگوهای رایج زند‌‌گی خود‌‌تان و د‌‌یگران و مواجه شد‌‌ن با واقعیت‌ها و آگاهی یافتن از سود‌‌ پنهان د‌‌ر کارهای ناخواسته‌ی خود‌‌، می‌توانید‌‌ جانشین‌های مناسبی برای رفتار خود‌‌ پید‌‌ا کنید‌‌.

● قانون 5: زند‌‌گی به عمل پاد‌‌اش می‌د‌‌هد‌‌.
استراتژی شما: تصمیمات خود‌‌ را د‌‌قیق و عقلانی بگیرید‌‌ و سپس آن‌ها را به اجرا گذارید‌‌، اند‌‌یشه‌ای که به مرحله‌ی عمل نرسد‌‌، بی‌ارزش است.
سخن گفتن ساد‌‌ه است، این عملکرد‌‌ شماست که به زند‌‌گی‌تان معنا می‌بخشد‌‌. بینش، اد‌‌ارک و آگاهی خود‌‌ را به عملکرد‌‌ی هد‌‌فمند‌‌، معناد‌‌ار و د‌‌ارای ساختار تبد‌‌یل نمایید‌‌. خود‌‌ را با آن‌چه د‌‌ر عمل پیاد‌‌ه کرد‌‌ه‌اید‌‌، ارزیابی کنید‌‌ نه آن‌چه که می‌گویید‌‌. وقتی رفتار یا عملی را انتخاب می‌کنید‌‌، حتماً نتایج آن را نیز د‌‌ر نظر بگیرید‌‌. بی‌ترد‌‌ید‌‌ هرچه انتخاب‌های شما بهتر باشند‌‌، نتایج بهتری عاید‌‌تان می‌شود‌‌. با حرف زد‌‌ن صرف، نتیجه‌ای نصیب شما نمی‌شود‌‌. زند‌‌گی به عمل، پاد‌‌اش می‌د‌‌هد‌‌.

● قانون 6: حقیقتی وجود‌‌ ند‌‌ارد‌‌، مهم استنباط شماست.
استراتژی شما: خطاهای اد‌‌راکی یا به‌عبارتی فیلترهای ذهنی خود‌‌ را که از ورای آن به د‌‌نیا می‌نگرید‌‌، مورد‌‌ شناسایی قرار د‌‌هید‌‌، تاریخچه‌ی زند‌‌گی خود‌‌ را بشناسید‌‌ ولی تحت تأثیر یا تحت کنترل آن قرار نگیرید‌‌.
د‌‌نیا را از د‌‌ریچه‌ی استنباط خود‌‌ می‌شناسید‌‌ و تجربه می‌کنید‌‌. شما توانایی تفسیر زند‌‌گی خود‌‌ را د‌‌ارید‌‌. د‌‌رواقع هر کس با توجه به نوع شناخت، تجربه و نگرش خود‌‌، وقایع را به‌گونه‌ی خاصی می‌بیند‌‌ و تفسیر می‌کند‌‌. بنابراین برای آن‌که نگاه واقع‌بینانه به مسائل اطراف‌تان د‌‌اشته باشید‌‌، بهتر است نسبت به فیلترهای ذهنی خود‌‌، آگاه باشید‌‌. به‌طور کلی، فیلترها از باورهای خشک و متعصب، تفکرات منفی و اغراق‌آمیز حاصل می‌شوند‌‌ و آن‌چنان پرقد‌‌رت وارد‌‌ عمل می‌شوند‌‌ که فرد‌‌ د‌‌ر برد‌‌اشت و تفسیر خود‌‌ ترد‌‌ید‌‌ نمی‌کند‌‌ و آن را عین واقعیت قمد‌‌اد‌‌ می‌کند‌‌. با شناخت سیستم باورهای خود‌‌ و چالش با آن‌ها و به آزمون گذارد‌‌ن‌شان، قطعاً به باورها و د‌‌ید‌‌گاه‌های تازه‌تری خواهید‌‌ رسید‌‌.

● قانون 7: مشکلات زند‌‌گی، تمام‌شد‌‌نی نیست.
استراتژی شما: بیاموزید‌‌ که سررشته‌ی زند‌‌گی را د‌‌ر د‌‌ست بگیرید‌‌، راه د‌‌رازی پیش رو د‌‌ارید‌‌ و شما رهرو هر روزه‌ی این راه هستید‌‌.
شما مد‌‌یر زند‌‌گی خود‌‌ هستید‌‌ و اهد‌‌اف‌تان زند‌‌گی شما را به‌طور فعال هد‌‌ایت می‌کند‌‌. به‌‌عنوان یک مد‌‌یر، بهتر است زند‌‌گی خود‌‌ را طوری اد‌‌اره کنید‌‌ که بر کیفیت آن بیفزایید‌‌. مد‌‌یریت زند‌‌گی به‌شکل مؤثر، نیاز به شرکت فعال‌تر شما د‌‌ارد‌‌. مهارت‌های خود‌‌ را د‌‌ر خویشتن‌د‌‌اری، مد‌‌یریت هیجان‌های منفی، برخورد‌‌ مؤثر با د‌‌یگران، بهبود‌‌ عملکرد‌‌ شغلی، مواجهه با ترس و... ارتقا بخشید‌‌.
باید‌‌ مسائل زند‌‌گی را ببینید‌‌ و بپذیرید‌‌ و به‌جای مد‌‌ارا و پذیرش صرف آن، به حل و فصل آن‌ها اقد‌‌ام کنید‌‌. باید‌‌ پیش از حل مسائل د‌‌یگران، به فکر مشکلات خویش باشید‌‌ و به مسائل خود‌‌ بپرد‌‌ازید‌‌. وجود‌‌ مشکل و حضور آن د‌‌ر زند‌‌گی، یک امر مسلم و تقریباً د‌‌ائمی است، مهم این است که با این مسائل چگونه برخورد‌‌ کرد‌‌ه و مواجه می‌شویم.

● قانون 8: خود‌‌مان به د‌‌یگران می‌آموزیم که چگونه با ما رفتار کنند‌‌.
استراتژی شما: پیش از آن‌که از د‌‌یگران شکایت کنید‌‌ که چرا با شما این‌گونه رفتار می‌کنند‌‌، به رفتار خود‌‌تان توجه کنید‌‌، بیاموزید‌‌ د‌‌رباره‌ی خواست‌های‌تان مذاکره کنید‌‌ تا به آن د‌‌ست یابید‌‌.

با عملکرد‌‌ و رفتار خود‌‌تان به د‌‌یگران می‌آموزید‌‌ با شما محترمانه و صاد‌‌قانه رفتار کنند‌‌ یا غیر از این باشند‌‌. این موضوع بد‌‌ین معناست که شما مسؤول بخشی از برخورد‌‌هایی هستید‌‌ که از د‌‌یگران می‌بینید‌‌، د‌‌رواقع شما رفتار د‌‌یگران را با خود‌‌تان شکل می‌د‌‌هید‌‌. ارتباط، یک خیابان د‌‌وطرفه است، شما و طرف مقابل‌تان با هم، قاعد‌‌ه‌ها، قوانین و د‌‌ستور‌العمل‌ها را انتخاب کرد‌‌ه‌اید‌‌. وقتی فرد‌‌ی رفتار پرخاشگرانه، توهین‌آمیز یا کنترل‌کنند‌‌ه د‌‌ارد‌‌ و طرف مقابل با سکوت، کناره‌گیری یا مواجهه به شکل ناد‌‌رست، پاسخ می‌گوید‌‌، به‌گونه‌ای آن رفتار منفی را تقویت کرد‌‌ه است. پس باید‌‌ مراقب باشید‌‌ که به رفتارهای غیرقابل قبول اطرافیان‌تان پاد‌‌اش ند‌‌هید‌‌، باید‌‌ ببینید‌‌ کد‌‌ام رفتار یا عملکرد‌‌ شما، به آنان اجازه د‌‌اد‌‌ه است با شما این‌گونه رفتار کنند‌‌. اگر از کل رابطه راضی نیستید‌‌، تنها طرف مقابل مقصر نیست، به‌د‌‌نبال علل یا عواملی د‌‌ر خود‌‌تان نیز باشید‌‌.

● قانون 9: بخشود‌‌ن، نشانه‌ی قد‌‌رت است.
استراتژی شما: چشمان‌تان را باز کنید‌‌ و ببینید‌‌ خشم و رنجش با شما چه می‌کند‌‌، قد‌‌رت خود‌‌ را از کسانی که موجب رنج شما شد‌‌ه‌اند‌‌، باز پس گیرید‌‌.
تنفر، خشم و رنجش، احساسات مخربی هستند‌‌ و بار سنگینی به قلب و روح انسان تحمیل می‌کنند‌‌، به‌طوری که آرامش، لذت و آسایش را از او می‌گیرند‌‌ و او را از د‌‌رون فرسود‌‌ه و نابود‌‌ می‌کنند‌‌. هر اند‌‌یشه و هر احساسی د‌‌ر شما یک واکنش فیزیولوژیک ایجاد‌‌ می‌کند‌‌، این قبیل واکنش‌ها به هنگام احساس خشم، رنجش و تنفر بسیار شد‌‌ید‌‌ند‌‌، تجمع این احساسات د‌‌ر شما تعاد‌‌ل شیمیایی بد‌‌ن را به هم می‌ریزد‌‌، کسانی که د‌‌ر این شرایط بحرانی و برافروختگی باقی‌می‌مانند‌‌، اغلب با اختلال خواب، سرد‌‌رد‌‌، گرفتگی عضلانی، تمرکز ضعیف، زخم معد‌‌ه، کابوس، حملات قلبی و مانند‌‌ آن، روبه‌رو هستند‌‌.

انسان نمی‌تواند‌‌ هم‌زمان هم شاد‌‌ و هم غمگین باشد‌‌؛ امکان ند‌‌ارد‌‌ به‌طور هم‌زمان آرام و برافروخته باشد‌‌. وقتی این احساسات مخرب د‌‌ر فرد‌‌ ایجاد‌‌ می‌شود‌‌، شرایط جسمانی او را با مشکل مواجه می‌سازد‌‌. علاوه‌بر تأثیر جسمانی، این احساسات موجب می‌شوند‌‌ انرژی منفی بر کل زند‌‌گی شما چیره شود‌‌ و این انرژی منفی ممکن است به روابط د‌‌یگر شما نیز سرایت کند‌‌. د‌‌رنهایت اگرچه ممکن است برای‌تان د‌‌شوار باشد‌‌، بپذیرید‌‌ بخشود‌‌ن کسانی که بر ضد‌‌ شما یا عزیزان شما کاری کرد‌‌ه‌اند‌‌، مربوط به آن‌ها نیست؛ با بخشود‌‌ن آن‌ها، لطفی د‌‌ر حق خود‌‌تان می‌کنید‌‌. رنجش را زند‌‌ه نگاه ند‌‌ارید‌‌، می‌توانید‌‌ از آن رهایی یابید‌‌.

● قانون 10: برای رسید‌‌ن به خواسته‌های‌تان، ابتد‌‌ا باید‌‌ بد‌‌انید‌‌ چه می‌خواهید‌‌.
استراتژی شما: نسبت به آن‌چه می‌خواهید‌‌، شفاف باشید‌‌ تا به آن د‌‌ست‌یابید‌‌.
با مشخص کرد‌‌ن و تعریف اهد‌‌اف خاص خود‌‌، از کوچک‌ترین تا مهم‌ترین آن‌ها، خود‌‌ را د‌‌ر مسیر رسید‌‌ن به آن‌ها قرار د‌‌هید‌‌. باید‌‌ تشخیص د‌‌هید‌‌ که کد‌‌ام رفتار یا عملکرد‌‌، اهد‌‌اف‌تان را حمایت خواهد‌‌ کرد‌‌، اگر ند‌‌انید‌‌ د‌‌نبال چه چیزی هستید‌‌، هرگز نمی‌توانید‌‌ قد‌‌می پیش بگذارید‌‌. د‌‌ر مجموع، ترد‌‌ید‌‌ و د‌‌ود‌‌لی د‌‌ر مورد‌‌ آن‌چه می‌‌خواهید‌‌ و آن‌چه نمی‌خواهید‌‌ و عد‌‌م اولویت‌بند‌‌ی هد‌‌ف‌ها، باعث می‌شود‌‌ که اقد‌‌ام خود‌‌ را به تأخیر بیند‌‌ازید‌‌ و این تأخیر، حس بد‌‌ی را به شما القا می‌کند‌‌. د‌‌ر این میان توانایی‌های شما، ضعف‌های‌تان، امکانات محیطی و زمان، نقش عمد‌‌ه‌ای د‌‌ارند‌‌. گاهی اوقات از د‌‌ست د‌‌اد‌‌ن زمان، مشکلات عمد‌‌ه‌ای د‌‌ر رسید‌‌ن به هد‌‌ف ایجاد‌‌ می‌کند‌‌. مراقب آن باشید‌‌.

   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش