+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
جیمز، نام یک روبات PR2 است که توسط کارشناسان روباتیک "گاراژ ویلو" در آمریکا ساخته شده است. این روبات با سفر به آلمان با "رزی" دیدار کرد. "رزی" روباتی است که در دانشگاه فنی مونیخ ساخته شده است.

سپس این دو روبات باهم به سوپرمارکت نزدیک خانه رفتند و مواد غذایی مورد نیاز برای تهیه صبحانه سنتی منطقه باواریا را خریدند و با کمک هم "پنکیک" و سوسیس درست کردند.

فیلمی که از همکاری این دو روبات تهیه شده است نشان می دهد که جیمز یک عدد نان باگت را خرد کرد و "رزی" سوسیسها را در یک قابلمه پر از آب جوش ریخت و بعد سوسیسهای آب پز را با ظرافت از قابلمه بیرون آورد.

این تیمهای روباتیک در خصوص این فیلم توضیح دادند:

"این نمایشی از تواناییهای درک، استفاده از دست و استدلال روباتهای پیشرفته خدمتگزار است."

جیمز از "ادراک قرمز، سبز، آبی و عمق" همراه با یک حسگر Kinect مایکروسافت برای تشخیص نان و خرد کردن آن استفاده می کند.

این روبات همچنین از تواناییهای لامسه ای برای گرفتن و استفاده از بشقابها برخوردار است.

"رزی" با استفاده از آلگوریتم درک می تواند "درک شناختی" داشته باشد و از کفگیر برای بیرون آوردن سوسیسها استفاده کند.

رزی همچنین دارای یک سری حسگر گشتاور نیرو است که تماسها را ثبت می کند و به این روبات اجازه می دهد که با اندازه گیری عمق، هر جنسی را ارزیابی کند.

با این توانایی، رزی توانست با دقت تشخیص دهد که آن چیزی که درون ظرف وجود دارد سوسیس است.

بر اساس گزارش وایرد نیوز، هر دو روبات از مدلهای سه بعدی برای درک اجسام مختلف استفاده می کنند و با این مدلها می توانند کاسه روی میز و یا بسته های مواد غذایی را تشخیص دهند.

ربات های کدبانو چگونه صبحانه درست می کنند؟

برای تهیه صبحانه بیش از هر چیز باید به سوپرمارکت کنار خانه رفت

ربات های کدبانو چگونه صبحانه درست می کنند؟

بعد سایر مواد مورد نیاز را از یخچال بیرون آورد

ربات های کدبانو چگونه صبحانه درست می کنند؟

رزی سوسیسها را با کفگیر از کاسه بیرون می آورد

ربات های کدبانو چگونه صبحانه درست می کنند؟

و آنها را یکی یکی داخل قابلمه می گذارد

ربات های کدبانو چگونه صبحانه درست می کنند؟

رزی پنکیک را از ماهی تابه بیرون می آورد در حالی که جیمز قبلا باگت را خرد کرده و مشغول بردن فنجان قهوه است

  منبع : سیمرغ
  برچسب ها : گزارش تصویری آزمایش ربات آشپزی


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
به گفتۀ گوگل جستجو برای پیدا کردن زمان پروازها در اینترنت روزانه توسط کاربران زیادی صورت میگیرد، در همین راستا گوگل به تازگی امکان جدیدی را اضافه کرده است که حکم اطلاعات پرواز را برای کاربران داراست!

اطلاعات پرواز گوگل

اطلاعات پرواز گوگل

برای استفاده از این سرویس شما باید از این الگو استفاده کنید:

< شهر مقصد > to < شهر مبدا > flights from

همانطور که در تصویر بالا نیز مشاهده میکنید گوگل اطلاعاتی همچون شمارۀ پرواز، زمان حرکت، زمان رسیدن و … را در اختیار کاربرانش قرار میدهد.

  منبع : مانی
  برچسب ها : اخبار اینترنت اینترنت هواپیما اطلاعات گوگل شبکه


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
احساس آرامش و راضی بودن از بدن و رابطه زناشویی کار آسانی نیست اما در هر سنی امکا ن پذیر است. کافی است احساس آزادی درونی داشته باشید و نگاه مثبتی به خود بیندازید. داشتن اعتماد به نفس جنسی، یعنی جرأت دادن به خود برای ملاقات با همسر و وارد شدن به یک رابطه زناشویی بدون هیچ ترسی...

به کسانی که گمان می کنند بدنی ایده آل ندارند، نمی توان اظهار علاقه و با آنها رابطه ای را آغاز کرد زیرا دچار نوعی درگیری درونی می شوند و به مرور زمان، این درگیری باعث سستی بدنی و کاهش میل و اشتیاق جنسی خواهد شد.

نداشتن اعتماد به نفس جنسی به خصوص در میان زنان شایع است. اگر زنان مطمئن باشند از نظر جنسی جذاب هستند و همسرشان دوستشان دارد، اعتماد به نفس جنسی پیدا می کنند ولی اگر زنی احساس کند بین او و آنچه در اجتماع مد روز است؛ مانند جوانی، لاغری، عضلانی بودن و... شکاف عمیقی پیش آمده، نگاهی که به خود دارد منتقدانه تر می شود و همین امر می تواند اعتماد به نفس جنسی او را تخریب کند. البته اعتماد به نفس جنسی در مردان هم مهم است. در واقع قدرت نعوظ، اندازه آلت تناسلی و حسی که به همسر خود منتقل می کنند و میزان توانایی در ارضا کردن همسر، اعتماد به نفس جنسی شان را بالا می برد.

چگونه اعتماد به نفس جنسی را افزایش دهیم؟
برای داشتن اعتماد به نفس جنسی تنها آشتی کردن با بدن خود کافی نیست بلکه از لحاظ روحی و ذهنی نیز باید با خود آشتی کرد. تخیل، احساس و کنجکاوی از اصول اصلی روابط جنسی است. این رابطه را زن و شوهر خلق می کنند و بال و پر پیدا می کند. زن و شوهر وقتی اعتماد به نفس جنسی پیدا می کنند که رابطه جنسی شان را در نظر خود هیجان انگیز جلوه دهند و اجازه بدهند لذت طرف مقابل آنها را درگیر و با خود همراه کند. بهترین دارو برای کسانی که اعتماد به نفس جنسی ندارند، این است که حین برقراری رابطه جنسی، فرد به خود اجازه دهد احساساتش کنترل او را در اختیار بگیرد و این بدنش باشد که هر طور می خواهد عمل کند و مغز به هیچ عنوان دخالت نداشته باشد. در واقع اعتماد به نوازش ها، بازی های جنسی و عمل طرف مقابل است که اعتماد به نفس جنسی فرد را بالا می برد.

1- به طرف مقابل اعتماد کنید
گاهی ترس از اینکه قضاوت طرف مقابل در مورد ما چه باشد، باعث می شود به خصوص در اولین برخوردها، میل جنسی به شدت کاهش یابد. گاهی یک کلمه، یک نگاه یا یک تجربه بد، باعث از دست دادن اعتماد به نفس جنسی فرد می شود. همسر خوب، همسری است که از نظر جنسی همسر خود را سرکوب نکند و به همراه او یک رابطه لذت بخش به وجود آورد. مسخره یا مقایسه کردن اشتباه بزرگی است. اعتماد به نفس جنسی در یک مرد یا زن با نگاه های همسر تقویت می شود. چیزی به نام حافظه جسمی واقعا وجود دارد. اندام های ما تمام تجربه های مثبت و منفی را در خود ذخیره می کنند. هر چه تجربه های مثبت ما بیشتر باشد اعتماد به نفس جسمی و جنسی مان بالاتر می رود.

2- خود را ماساژ دهید
سعی کنید هر روز صبح بعد از بیدار شدن یا شب موقع خواب، لباس هایتان را درآورید و بدنتان را ماساژ دهید. پاها، شکم، گردن و.... چشمانتان را ببندید، نفس عمیق بکشید و دستانتان را شل کنید. ماساژ باعث کاهش فشارها و فعال تر شدن شما می شود.

3- حرکت داشته باشید
بدوید، راه بروید، دوچرخه سواری و شنا کنید. نباید فقط برای لاغر شدن یا ماهیچه ای کردن بدنتان ورزش کنید. تحرک برای سلامت جسم و آزاد شدن فکر خوب است.

4- تفریح کنید
اشتیاق، اشتیاق می آفریند. برای دیدن یک فیلم خوب به سینما بروید، کتاب خوبی بخوانید و تا می توانید تخیل خود را پرورش دهید.

5- به احساسات خود توجه کنید
در یک رابطه زناشویی، روی عملی که انجام می دهید و آنچه حس می کنید، تمرکز داشته باشید. تمام حواستان باید به چیزی باشد که روی بدنتان اتفاق می افتد. یاد بگیرید هنگام برقراری رابطه جنسی بیش از اینکه با مغزتان فکر کنید، با بدنتان تفکر کنید.

6- جرات خواستن پیدا کنید
یاد بگیرید در یک رابطه جنسی آنچه دوست دارید، از همسر خود تقاضا کنید. با دادن اطلاعات درست و راهنمایی بجا، هم شما اعتماد به نفس پیدا می کنید هم همسرتان.

7- گاهی «نه» بگویید
اگر از نوعی رفتار خوشتان نمی آید به همسرتان بگویید. ساکت بودن در این لحظات باعث کاهش میل جنسی می شود.

  منبع : سیمرغ
  برچسب ها : خانه و خانواده زندگی زناشویی آرامش رابطه جنسی زندگی مشترک همسر


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد...

خورشید، تاریکی را می شست. می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز را می رفت و برمی گشت... و این خسته اش کرده بود.

شیطان روز را نفرین می کرد. روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم.

شیطان با خودش می گفت: کاش تاریکی آنقدر بزرگ بود که می شد روز را و نور را و خورشید را در آن پیچید یا کاش …

و اینجا بود که شیطان نابینایی را کشف کرد: کاش مردم نابینا می شدند. نابینایی ابتدای گم شدن است و گم شدن ابتدای جهنم.

***
اما شیطان چطور می توانست همه را نابینا کند! این همه چشم را چطور می شد از مردم گرفت!
شیطان رفت و همه جهنم را گشت و از ته ته جهنم جهل را پیدا کرد. جهل را با خود به جهان آورد. جهل، جوهر جهنم بود.

***
حالا هر صبح شیطان از جهنم می آید و به جای تاریکی، جهل روی سر مردم می ریزد و جهل، تاریکی غلیظی است که دیگر هیچ خورشیدی از پس اش بر نمی آید.

چشم داریم و هوا روشن است اما راه را از چاه تشخیص نمی دهیم.
چشم داریم و هوا روشن است اما دیو را از آدم نمی شناسیم.

وای از گرسنگی و برهنگی و گمشدگی.

خدایا! گرسنه ایم، دانایی را غذایمان کن.
خدایا! برهنه ایم، دانایی را لباس مان کن.
خدایا! گم شده ایم، دانایی را چراغ مان کن.

***
حکیمان گفته اند: دانایی، بهشت است و جهل، جهنم.

خدایا! اما به ما بگو از جهنم جهل تا بهشت دانایی چند سال نوری، رنج و سعی و صبوری لازم است !؟

  منبع : نور و نار
  برچسب ها : دست نوشته عرفان خدا دلنوشته خداوند نکته ها و پندها


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
یک سینما بود به اسم عصر جدید، یکی از سالن هایش را به سبک و سایز مینی بوس های فیات یا شاید هم بنز ساخته بودند، آنجا پرده ی آخر و شاید وقتی دیگر و طعم گیلاس مانند های سینما را تماشا می کردیم.

یک کافه بود به اسم کافه رییس، خیابان جم، در معیت جماعت سوارکار، قهوه می زدیم آنجا. یک پاساژ بود، صفویه، ترکیب بدی بود از معماری سنتی و دختر پسرهای مشنگ با شلوارهای راه کبریتی دم پا گشاد، یکی ش خودم، شلوار جین و بوت های بدترکیب کاترپیلار و تیمبرلند مان را در هزارتوی آنجا جستجو می کردیم…

سرخه بازار هم بود که به زعم مامان، جای درست و درمانی نبود وآدمهایش همه جوانک های هرزه ی حشیشی بودند، پس زیاد آنطرف ها حق تردد نداشتیم.

یک ساندویچی بود به اسم باخه در خیایان دماوند امام حسین، ساندویچ سوسیس های نسبتاً کثیفی داشت که هنوز هم به نظرم حرف نداشتند.

یک گالری بود به اسم سیحون ، تماشاگران وفادار بودیم برای نقاشی های تماشاکده اش. یک موزه بود، اسمش هنر های معاصر، قرارهای گروهی مان هر از گاهی در دالان هایش شکل می گرفت و به سرانجام می رسید…

یک پیتزافروشی بود، مدبر، آن روزها تازه سرپا شده بود و اجازه می داد محتویات پیتزایمان را خودمان از مواد هیجان انگیز آن جلو انتخاب کنیم.

کنارش، درست سر نبش یک شیرینی فروشی بود ، بی بی ، یک کیک هایی داشت، از جنس رویا و شکلات که به هم آمیخته بودند و در فر پخته می شدند…

یک فرهنگ سرا بود آن بالای پارک قیطریه، امیرکبیر، در چارچوب دیوار های گچی سفیدش، سفالگری و مجسمه سازی می کردیم با حجم های بزرگ از گل رس و کاردک های مان.

یکی دیگر بود آن سوی شهر، فرهنگسرای بهمن، آنجا مسابقات شطرنج مان را می بردیم و می باختیم.

یک رستورانی بود در خیابان ویلا، به اسم پنتری، یک آقای دم دری داشت که شبیه پلیس های زمان شاه لباس می پوشید و کلاه می گذاشت، ”شب تون بخیر” هایش را هنوز در گوشم می توانم بشنوم… یک غذایی داشت، بنوئل اسپشیال، یک دوره ای می توانستم برایش جان بدهم از بس خوب بود آن ترکیب تند از پنیر و گوشت و تاکو و برنج مکزیکی… لعنتی…

یک جایی بود به اسم باشگاه آزادی، مشق تنیس کودکانه می کردیم آنجا.

یک طباخی بود روبروی پارک ساعی، طباخی سحر، من فسقلی و پدر صبح های جمعه ای را که قرار بر کله پاچه بود با یک قابلمه، طی طریق می کردیم و هفت نشده آنجا بودیم…

یک کافه /قنادی مانندی بود در خیابان جمهوری ، به اسم قنادی فرانسه، شیرینی و شیرکاکائوهای داغ داغ زندگی مان را در بوی قهوه هایش تجربه کردیم .

یک رستوران کوچک با ظرفیت شش هفت نفر بود در خیابان ونک به اسم تک، با پنجره ای که قاب چوبی اش تقسیم شده بود به مربع ها شاید هم مستطیل های متوسط دوست داشتنی، پیتزاهای مخلوط و همبرگرهایش را دیوانه وار می بلعیدیم.

یک نان سنگکی بود نرسیده به سه راه زعفرانیه، “آقا یه دونه خاش خاشی” های مان را آنجا فریاد می زدیم…

یک کتاب فروشی بود روبروی باغ فردوس ، نشر باغ، اداهای روشن فکری مان را آنجا در می آوردیم…

یک رستوران بود در ستارخان به اسم گل محمدی ، کباب کوبیده های گلدارش را می خوردیم و به صندلی های سیخ سیخ رنگی اش، به گارسون های کمرباریک هیزش، به بشقاب های گلدار مکش مرگ مایش، به مشتری های یه کتی لم داده ی پیازخورده ی خلال دندان به دستش، به تزئینات درو دیوارش… یواشکی می خندیدیم و غذا می خوردیم.

یک سوپر بود به اسم سوپر جردن ، شکلات های چیتان فیتان و ماکارونی های شکل دار را از آنجا می خریدیم.

یک کبابی بود سر امانیه، کبابی مفیدی، غذایش را دوست نداشتیم اما باز هم هرازگاهی که لنگ یک لقمه نان و کباب شبانه می شدیم، ناچار از همان کباب های دوست نداشتنی می خریدیم.

یک سینما بود، به اسم آفریقا ، کلاس های عزیز را پیچ می زدیم و فیلم هایی با هنرمندی تک خال های سینما چون ابوالفضل پورعرب و شقایق فراهانی و بیژن امکانیان را می دیدیم و در همان تاریکی یک روند به سوتی های فیلم و به سر و ته نداشته اش، هره و کره می کردیم.

یک رستوران بود، قبله ی آمال … سورنتو ، استیک های دوست داشتنی و مرغ کوردن بلو و سالاد با کاهوهای جینگولی خردنشده را آنجا می خوردیم و به گذر رهگذران کم جمعیت آن روزها در امتداد پیاده روهای ولیعصر پاییززده، نگاه می کردیم.

یک کافه ی کوچک بود در خیابان کوه نور، آقای شاه مردانی نامی صاحبش بود، لازانیا می خوردیم و بعدش سالاد میوه ی بی نظیرش را.

یک جایی بود به اسم انجمن خوشنویسان، مشق خطاطی با قلم نی می کردیم آنجا و هی شعر می نوشتیم.

یک ده بود، ده ونک، در کوچه های تنگ ش فرشی از توت سفید پهن می شد، زیر ساختمان آفتاب ش، رستوران پستو داشت؛ خیابان های شب و روزش، عابرانی داشت که ارمنی حرف می زدند…

یک محله بود، یوسف آباد، جوی های پرآب داشت با تابلوهای «شستشوی اتومبیل ممنوع» که همیشه آدمی زیر همان تابلو مشغول برق انداختن پیکانش بود؛ صدای آبی که در فضای آن محله جاری بود هنوز در سرم زندگی می کند…

یک شهر بود اسمش تهران، هرچند دست و پا شکسته، اما روزی روزگاری زندگی می کردیم آنجا…

  برچسب ها : دست نوشته خاطره بازار زندگی خوراکی رستوران تهران ایران اطلاعات خوردنی


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
یکی از قابلیت های متعدد گوگل ترنسلیت امکان ترجمۀ فایل ها متنی شماست، برای اینکار شما تنها کافیست به صفحۀ گوگل ترنسلیت رفته و فایل خود را آپلود کنید:

ترجمۀ فایل های word و PDF با گوگل ترنسلیت

↓↓

ترجمۀ فایل های word و PDF با گوگل ترنسلیت

شما خروجی فایل خود را در یک صفحۀ جدید داخل مرورگرتان مشاهده میکنید! در این قمست اگر گوگل کمی خوش سلیقگی به خرج میداد و اجازۀ دانلود متن ترجمه شده با فرمت های مختلف را در اختیار کاربر قرار میداد، کار انتهای بسیار شیرین تری داشت.

ذکر این نکته ضروریست که فایل های PDF فارسی هنگام ترجمه دچار به هم ریختگی میشوند پس وقت خود را برای آنها حرام نکنید.

  منبع : مانی
  برچسب ها : شبکه و اینترنت شبکه زبان اینترنت آموزش گوگل زبان انگلیسی


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۲۲

اس ام اس برای روز پدر ، اس ام اس مخصوص روز پدر ، اس ام اس ویژه روز پدر لذت ببريد.

روز پدر مبارك

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه

سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که

برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد

که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم

(هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم!)

اس ام اس روز پدر

اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی

و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را

خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

---------- اس ام اس روز پدر ---------

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،

مبارک باد . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .

روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک .

از صمیم قلب دوستت دارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،

جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم،

اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم .

پدرم روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدر عزیزم

از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد

این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی

---------- اس ام اس روز پدر ---------

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ،

شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ،

بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

---------- اس ام اس روز پدر ---------

دلم شده غرق سرور و شعف

کعبه شده بهر علی یک صدف

مرغ دلم رها شده به سوی

ایوان باصفای شاه نجف

---------- اس ام اس روز پدر ---------

نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی

از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی

تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند

پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی

---------- اس ام اس روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: کسی که زبانش را حفظ کند، خداوند عیب او را می پوشاند . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

میلاد مرتضی اسدالله حیدر است

جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه حق آفریده است

این زادروز همسر زهرای اطهر است

با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی (ع)

جای ولادتش حرم خاص داور است؟.

---------- اس ام اس روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: قناعت انسان را بی نیاز می کند.

---------- اس ام اس روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: کار نیک را با منت باطل مکن .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: موج های بلا را ، پیش از آنکه بلا سر رسد، با دعا از خود رفع کنید.

---------- اس ام اس روز پدر ---------

آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

تمام لذت عمرم همین است

که مولایم امیرالمومنین است . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود:

اسلام معنایش تسلیم در برابر دستورات الهی و عمل به آنها می باشد . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود

---------- اس ام اس روز پدر ---------

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

زان سبب ماه رجب ماه خداست / که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت: / چون که صد آمد نود هم پیش ماست

---------- اس ام اس روز پدر ---------

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما

---------- اس ام اس روز پدر ---------

چه کسی میداند در پس این چهره مهربان خستگیت را

پدرم دوستت دارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین / ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین

کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران / روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:

ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است

جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است>

بابا . . . جونمی ، عمرمی ، قلبمی . . . دوستت دارم و به شما افتخار میکنم . امید که سایه شما تا ابد بر سر ما باشد

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدر جان روزت مبارک . فقط میتوانم بگویم دوستت دارم و از دور میبوسمت .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ، شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

---------- اس ام اس روز پدر ---------

میلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع)

محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی

فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

---------- اس ام اس روز پدر ---------

برخیز که قدسیان جوابت بدهند

وز کوثر معرفت شرابت بدهند

چون ماه رجب باشدو اعیاد علی

کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت

گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت

یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را

آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت

---------- اس ام اس روز پدر ---------

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

---------- اس ام اس روز پدر ---------

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد

---------- اس ام اس روز پدر ---------

قرآن جز از مدح علی آیه ندارد

این صدف جز این دُر گرانمایه ندارد

رفتم زیر سایه لطفش بنشینم

دیدم علی نور بود سایه ندارد

علی علیه السلام و زیبائی ها:

از کعبه حق بانگ جلی می آید

آوای خوش لم یزلی می آید

بشنو که سروش وحی حق می گوید

آغوش گشایید علی می آید

---------- اس ام اس روز پدر ---------

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

---------- اس ام اس روز پدر ---------

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

پدرم با صمیم قلب از تو تشکر میکنم ، نه به خاطر اینکه به من محبت کردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینکه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینکه با آن سیلی که به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارک .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

سلام بابا جون . امروز که داشتم به تقویم نگاه میکردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم ، نوشته بود : چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷ ، ۱۳ رجب ۱۴۲۹ ، ۱۳ ژوئن ۲۰۰۸ مصادف با تولد امام اول شیعیان ، حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعا حقیقت داره یا نه !!؟؟


 

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۱۰/ تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:
ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است
جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است

  روز مرد, sms روز پدر, sms ویژه تبریک تولد حضرت علی, sms ویژه تبریک روز پدر, اس ام اس 15 تیر, اس ام اس امام علی, اس ام اس روز مرد, اس ام اس ویژه تبریک روز پدر, اس ام اس ویژه تبریک ولادت حضرت علی, جملاتي براي تبريك روز پدر, روز امیرالمومنین, روز بابا, زور بوگ, پیامک 15 تیر, پیامک امام علی, پیامک روز مرد, پیامک روز پدر, پیامک ویژه تبریک تولد امام علی, پیامک ویژه تبریک روز پدر,اس ام اس روز پدر,اس ام اس روز مرد,اس ام اس تولد حضرت علي,اس ام اس تبريك به همسر,اس ام اس روز مرد جديد,اس ام اس تبريك مرد,اس ام اس روز پدر

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۱۱/ پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۱۲/ ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

 

۱. می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه . اما روز پدر جوراب فروشی ها .حالا می دونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا می ره !!!
 

۲. سلام بابا جون . امروز كه داشتم به تقویم نگاه میكردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم ، نوشته بود : چهارشنبه 26 تیر 1387 ، 13 رجب 1429 ، 13 ژوئن 2008 مصادف با تولد امام اول شیعیان ، حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعاً حقیقت داره یا نه !!؟؟

۳. پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ... روزت مبارک .

۴. علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک .

۵. روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم)
 

۶. اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک .

۷. طبق فتوای جدید روز پدر در رشت یوم الشک اعلام شد !!!

۸. روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم . روزت مبارک

۹. تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک .

۱۰. ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر كرار شیر خدا مولود كعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما  تبریک و تهنیت عرض میكنم .

۱۱.

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

۱۲. ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.
 

۱۳. ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین
کن نظر از روی لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان
 

۱۴. ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم
 

۱۵. بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشيدی دستانت را می بوسم و ممنونتم . روزت مبارک
 

۱۶. پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم...
 

۱۷. نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .
 

۱۸. باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم .
.
.
.
.
. پدرم روزت مبارک
 

۱۹. پدر عزیزم
از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد
این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی
فدای تو ...


۲۰.

روز پدر ، تولد حضرت علي ، ولادت حضرت علي ، ميلاد حضرت علي :

 


بابا . . . جونمي ، عمرمي ، قلبمي . . . دوستت دارم و به شما افتخار ميکنم . اميد که سايه شما تا ابد بر سر ما باشد .

اس ام اس فارسي ، پيامك فارسي ، sms‌ فارسي ، مسيج فارسي :


پدر جان روزت مبارک . فقط ميتوانم بگويم دوستت دارم و از دور ميبوسمت .

اس ام اس هاي جديد ، sms جديد ، پيامك جديد ، پيام كوتاه جديد :


بابا جون ، ميدونم خيلي عذابت ميدم ولي جوونيه و هزار جور شيطنت ، شما به بزرگيه خودت ببخش و بدون كه از تموم وجودم دوستت دارم .

 اس ام اس هاي تبريك روز پدر ، sms تبريك روز پدر :


پدر جان ، نگاه مهربان و صداي دلنشينت هميشه مرحم دل من در اين غربت است ، بدان كه براي من بهتريني . روز پدر مبارك باد .

پيامك براي تبريك روز پدر ، پيام كوتاه براي تبريك روز پدر به پدران :


پدرم راه تمام زندگيست ، پدرم دلخوشي هميشگيست . روزت مبارك باباجون

پيام كوتاه مخصوص روز پدر ، پيام كوتاه براي روز پدر ، پيام كوتاه ويژه روز پدر :
بابا دوست دارم بابت تمام زحماتي که کشيدي دستانت را مي بوسم و ممنونتم .

اس ام اس به مناسبت روز پدر ، sms به مناسبت روز پدر ، تولد حضرت علي :
پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم . . .

پيامك هاي جديد فارسي به مناسبت روز پدر ، مسيج به مناسبت روز پدر :
پدر جان با تمام وجود دوستت دارم . روزت مبارك .

پيامك هاي تبريك تولد حضرت علي ، پيامك به مناسبت تولد حضرت علي :
نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .

اس ام اس هاي تبريك 13 رجب ، پيام كوتاه به مناسبت روز پدر ، روز پدر :
باباي عزيزم ، روز پدر رو بهت تبريك ميگم و صميمانه بر دستاي پينه بسته‌ات بوسه مي‌زنم .

 

اس ام اس برای روز پدر ، اس ام اس مخصوص روز پدر ، اس ام اس ویژه روز پدر :


میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .
 


sms برای روز پدر ، sms مخصوص روز پدر ، sms ویژه روز پدر ، sms های روز پدر :


پدرم با صمیم قلب از تو تشكر میكنم ، نه به خاطر اینكه به من محبت كردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینكه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینكه با آن سیلی كه به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارك .

پیامك های جدید برای روز پدر ، پیامك مخصوص روز پدر ، پیامكهای ویژه روز پدر :


سلام بابا جون . امروز كه داشتم به تقویم نگاه میكردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم ، نوشته بود : چهارشنبه 26 تیر 1387 ، 13 رجب 1429 ، 13 ژوئن 2008 مصادف با تولد امام اول شیعیان ، حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعا حقیقت داره یا نه !!؟؟

اس ام اس های روز پدر ، پیامكهای روز پدر ، مسیج روز پدر ، پیام كوتاه روز پدر :


پدر ، نام تو تكیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریك عرض میكنم .

مسیج های جدید برای روز پدر ، مسیج مخصوص روز پدر ، مسیج ویژه روز پدر




   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۲۲

عواطف على عليه السلام

و الذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم.(سوره فتح آيه 29)

بقاى هر اجتماعى بمحبت و جاذبه افراد وابسته است،محبت و عاطفه در قلب پاك و نفس سليم پرورش يابد و كسى كه واجد چنين صفات عاليه باشد در فكر ديگران بوده و حتى آسايش آنها را براحتى خود ترجيح ميدهد.على عليه السلام مظهر محبت و عاطفه بود او رنج ميكشيد و كار ميكرد و سر انجام مزد كار خود را صرف بيچارگان و درماندگان مى‏نمود.

على عليه السلام براى نيازمندان و ستمكشان پناهگاه بزرگى بود او پدر يتيمان و فرياد رس بيوه زنان و دستگير درماندگان و ياور ضعيفان بود،در زمان خلافت خود شبها از خانه بيرون ميآمد و در تاريكى شب خرما و نان براى مساكين و بيوه زنان مى‏برد و بصورت مرد نا شناس از در خانه آنها آذوقه و پول ميداد بدون اينكه كسى بشناسد كه اين مرد خير و نوع پرور كيست؟

على عليه السلام هر كجا يتيمى ميديد مانند پدرى مهربان دست نوازش بسر او ميكشيد و برايش خوراك و پوشاك ميداد.آنحضرت روزى در كوچه ميرفت زنى را ديد كه مشك آب بر دوش گرفته و بخانه مى‏برد و از سنگينى مشك ناراحت بود،على عليه السلام مشك را از زن گرفت و بمنزل وى رسانيد و از طرز معيشت زن جويا شد،آنزن بدون اينكه او را بشناسد گفت شوهرم از جانب على بمأموريت جنگى رفت و بشهادت رسيد و من از روى ناچارى براى تهيه معاش خود و بچه‏هايم بخدمتگزارى مردم پرداختم.على عليه السلام از شنيدن اين سخن خاطر مباركش ديگر گونه شد و شب را با ناراحتى بسر برد چون صبح شد زنبيلى از آرد و خرما برداشت و بخانه آنزن رفت و گفت من همان كسى هستم كه در آوردن مشك آب بتو كمك كردم زن آذوقه را گرفت و از او تشكر نمود و گفت خدا ميان من و على حكم كند كه فرزندان من يتيم و بى غذا مانده‏اند على عليه السلام وارد خانه شد و فرمود من براى خدمت تو و كسب ثواب حاضر هستم من كودكان ترا نگه ميدارم و تو نان بپز آن زن مشغول پختن نان شد و على عليه السلام هم كودكان يتيم را روى زانوى خود نشانيد و در حاليكه اشك از چشمان مباركش فرو ميغلطيد خرما بدهان آنها ميگذاشت و ميفرمود اى بچه‏هاى من،اگر على نتوانسته است بكار شما برسد او را حلال كنيد كه وى تعمدى نداشته است،چون تنور روشن شد و حرارت آن بصورت مبارك آنجناب رسيد پيش خود گفت اى على گرمى آتش را بچش و از حرارت آتش دوزخ بيمناك باش اينست سزاى كسى كه از حال يتيمان و بيوه زنان بى خبر باشد!

در اينموقع زن همسايه وارد شد و حضرت را شناخت و بصاحب خانه گفت واى بر تو اين على است كه تو او را بكار وا داشته‏اى!آنزن پيش على عليه السلام شتافت و عرض كرد چقدر زن بيشرم باشم كه چنين گستاخى نموده و امير المؤمنين را بكار وا داشته‏ام از تقصير من در گذر .على عليه السلام فرمود ترا در اينكار تقصيرى نيست بلكه وظيفه من است كه بايد بكار يتيمان و بيوه زنان رسيدگى كنم (1) .

على عليه السلام در حسن سلوك و رفتار با مردم چنان فروتن و مهربان بود كه حدى بر آن نميتوان تصور نمود او كريم و نجيب و اصيل و با عاطفه بود و بزرگواريش زبان زد خاص و عام بود و دشمنانش نيز او را بدارا بودن چنين خصال كريمه ميستودند.

شهد الانام بفضله حتى العدى‏ 
و الفضل ما شهدت به الاعداء
(2)

معاويه كه از دشمنان سر سخت او بود ميگفت اگر من شكست بخورم و على‏بر من دست يابد باكى ندارم زيرا كافى است كه من از او تقاضاى عفو كنم و او مرد بزرگوار و كريمى است مرا مورد عفو خويش قرار دهد.

على عليه السلام هميشه به سپاهيان خود ميفرمود كه دنبال دشمن فرارى نرويد و مجروحين را مداوا نموده و با اسيران مدارا كنيد،در جنگ جمل كه پيروزى يافت عايشه را محترمانه بمدينه فرستاد و عبد الله بن زبير و مروان بن حكم را كه در بر پا كردن آن فتنه سهم قابل ملاحظه‏اى داشتند آزاد نمود.

على عليه السلام همه را از عطوفت و محبت خود بهره‏مند ميكرد و بعفو و ترحم توصيه ميفرمود و حتى در باره قاتل خود فرمود با او مدارا كنيد و گرسنه و تشنه‏اش نگذاريد.بارى چنين احساسات عاليه و عواطف بى نظير فقط در قلب پاك آنحضرت ميتواند جايگير شود و چنانكه اختصارا اشاره گرديد على عليه السلام در تمام ملكات نفسانى و سجاياى اخلاقى منحصر بفرد بوده است بدينجهت ابن ابى الحديد گويد:سبحان الله!يك فرد و اينهمه فضايل؟!توضيح و بيان شخصيت على عليه السلام بر هيچكس مقدور نيست و مطالبى كه طى چند فصل گذشته در مورد صفات عاليه آن بزرگوار نگاشته شده در خور فهم و ادراك ما است و الا بايد گفت(عنقا شكار كس نشود دام باز چين) .در پايان اين بخش به ابياتى از قصيده ملا مهر على خويى كه در مدح على عليه السلام سروده جهت تأييد و تتميم مطالب معروضه در فصول پيشين ذيلا اشاره ميگردد :

1ـ ها على بشر كيف بشر 
ربه فيه تجلى و ظهر 
2ـ علة الكون و لولاه لما 
كان للعالم عين و اثر 
3ـ و له ابدع ما تعقله‏ 
من عقول و نفوس و صور 
4ـ فلك فى فلك فيه نجوم‏ 
صدف فى صدف فيه درر 
5ـ ما رمى رمية الا و كفى‏ 
ما غزا غزوة الا و ظفر 
6ـ اغمد السيف متى قابله‏ 
كل من جرد سيفا و شهر 
7- اسد الله اذا صال و صاح‏ 
ابو الايتام اذا جاد و بر 
8ـ حبه مبدء خلد و نعم‏ 
بغضه منشاء نار و سقر 
9ـ هو فى الكل امام الكل‏ 
من ابو بكر و من كان عمر؟ 
10ـ ليس من اذنب يوما بامام‏ 
كيف من اشرك دهرا و كفر؟ 
11ـ كل من مات و لم يعرفه‏ 
موته موت حمار و بقر 
12ـ خصمه ابغضه الله و لو 
حمد الله و اثنى و شكر 
13ـ خله بشره الله و لو 
رب الخمر و غنى و فجر! 
14ـ من له صاحبة كالزهراء 
او سيل كشبير و شبر 
15ـ عنه ديوان علوم و حكم‏ 
فيه طومار عظات و عبر 
16ـ بو تراب و كنوز العالم‏ 
عنده نحو سفال و مدر 
17ـ و هو النور و اما الشركاء 
كظلام و دخان و شرر 
18ـ ايها الخصم تذكر سندا 
متنه صح بنص و خبر 
19ـ اذ اتى احمد فى خم غدير 
بعلى و على الرحل نبر 
20ـ قال من كنت انا مولاه‏ 
فعلى له مولا و مفر 
21ـ قبل تعيين وصى و وزير 
هل ترى فات نبى و هجر؟ 
22ـ من اتى فيه نصوص بخصوص‏ 
هل باجماع عوام ينكر؟ 
23ـ آية الله و هل يجحد من‏ 
خصه الله بآى و سور؟ 
24ـ وده اوجب ما فى القران‏ 
اوجب الله علينا و امر. 
25ـ مدعى حب على و عداه‏ 
مثل من انكر حقا و اقر.

ترجمه و معنى ابيات:

1ـبدان كه على بشر است،اما چگونه بشرى است؟بشرى است كه آثار قدرت پروردگارش در وجود او آشكار و نمايان شده است.

2ـآنحضرت علت غائى آفرينش است كه اگر او نبود براى عالم واقعيت و اثرى نبود.(خداوند بخاطر او عالم را بوجود آورده است)

3ـو آنچه را كه تو از عالم عقول و نفوس و صور(عوالم سه گانه خلقت كه در طول هم قرار گرفته و عبارتند از عالم عقل و مثال و ماده) تعقل و انديشه كنى براى وجود او ابداع شده‏اند .

4ـفلكى است در داخل فلكى و داراى ستارگان است و صدفى است در داخل صدفى و داراى گوهرهاى درخشانى است(آنحضرت محاط در اوصاف پيغمبر اكرم است و ائمه ديگر هم از وجود او پديد آمده‏اند) .

5ـتيرى نينداخت جز اينكه آن تير براى هلاك دشمن كافى شد و بجنگى وارد نشد جز اينكه از آن پيروز در آمد.

6ـتمام شمشير كشان موقع مقابله با او(براى اينكه عرض اندام نكنند از ترس وى) شمشير خود را غلاف ميكردند.

7ـموقعيكه حمله ميكرد و صيحه ميزد شير خدا بود و در موقع بخشش و احسان پدر يتيمان بود .

8ـمحبت و دوستى آنحضرت سر چشمه بهشت و نعمتهاى بهشت است و دشمنى او منشاء آتش دوزخ و جهنم است.

9ـاو در تمام عالم پيشواى همه پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله است ابو بكر و عمر كيستند كه با او لاف برابرى زنند؟

10ـكسى كه يكروز هم مرتكب گناه شود شايسته امامت نيست پس چگونه شايسته آنمقام باشد كسى كه يك عمر در شرك و كفر بوده است(امام بايد معصوم و منتخب از جانب خدا باشد) .

11ـهر كسى كه مرد و او را نشناخت مرگ او مانند مرگ خر و گاو است(مانند زمان جاهليت مرده و اين سخن اشاره است بحديث من مات و لم يعرف امام زمانه....) .

12ـدشمن آنحضرت مبغوض خدا است اگر چه خدا را ستايش كند و ثنا گويد و سپاسگزار باشد.

13ـدوست و محب او را از خداوند مژده بهشت داده اگر چه شرب خمر كرده و آواز خوانده و مرتكب فجور باشد.(البته اين مطلب احتياج بتوضيح دارد و چنين نيست كه هر كسى بهواى دوستى آنحضرت هر گونه فسق و فجورى را مرتكب شود و بعد هم در انتظار بهشت باشد،دوستى بايد دو جانبه باشد كسى كه على عليه السلام را دوست دارد بايد ديد آيا آنجناب هم او را دوست دارد يا نه و مسلما على عليه السلام كسى را كه بر خلاف احكام خدا رفتار كند دوست نخواهد داشت بنا بر اين محب حقيقى آنحضرت مرتكب فسق و فجور نشود و اگر هم در اثر نادانى چنين اعمالى را انجام دهد خداوند توفيق توبه باو ميدهد و در نتيجه از كرده خود نادم و تائب گردد و خداوند غفور و رحيم نيز او را مورد آمرزش قرار دهد.)

14ـجز على كيست كه زوجه‏اى چون زهرا عليها السلام يا فرزندانى مانند حسين عليهما السلام داشته باشد؟

15ـديوان علوم و حكمتها از آنحضرت است و طومار موعظه‏ها و پندها در نزد اوست.

16ـآنجناب خاك نشين بود و(اعتنائى بدنيا نداشت بطوريكه) گنجهاى عالم(شمش‏هاى طلا) در نزد او بمنزله سفال و كلوخ بود.

17ـو او نور خالص است و اما شركاى خلافت او مانند ظلمت و دود و شرر ميباشند.

18ـايكه مخالف امامت او هستى بياد آر،سند آن روايتى را(در غدير خم) كه متن آن بنابروايات و اخبار شما هم صحيح است.

19ـموقعيكه در غدير خم پيغمبر صلى الله عليه و آله على را آورد بر جهاز شتران(عوض منبر) بالا رفت.ـو فرمود من بر هر كس از نفس او اولى بتصرف هستم اين على بر او اولى بتصرف و پناهگاه است.

21ـهيچ پيغمبرى را ديده‏اى كه پيش از تعيين وصى و جانشين وفات يابد و يا هجرت كند؟

22ـكسى كه در شأن او نص‏ها و روايات مخصوصى آمده باشد آيا ميتوان با اجماع مشتى عوام الناس منكر او شد؟

23ـعلى عليه السلام آيت عظماى خدا است آيا انكار كرده ميشود كسى كه خداوند براى او آيه‏ها و سوره‏هائى اختصاص داده است؟

24ـدوستى آنحضرت واجب‏ترين امرى است كه در قرآن آمده و خداوند او را بما واجب فرموده است.

25ـكسيكه ادعاى دوستى آنحضرت و مخالفين او را دارد مانند كسى است كه حقى را انكار كند و هم بدان اقرار نمايد.

پى‏نوشتها:

(1) بحار الانوار جلد 41 ص 52

(2) تمام مردم حتى دشمنان بفضل و برترى او گواهند و فضل(حقيقى) آنست كه دشمنان بدان گواهى دهند.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۲۲

خوراك و پوشاك على عليه السلام

ألا و ان امامكم قد اكتفى من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه. (نهج البلاغه از نامه 45)

اگر على عليه السلام را در خوراك و پوشاك با ديگران قياس كنند كسى را نميتوان يافت كه در اينمورد همانند او باشد،زيرا خوراك آنحضرت بسيار ساده و كم و بطور كلى نان جوينى بود كه سبوس آنرا پاك نميكردند و در مدت خلافتش حتى مقدار سابق هم بحد اقل خود رسيد .

على عليه السلام هرگز دو خورشت يكجا صرف نكرد چنانكه در شب شهادتش نيز بدخترش ام كلثوم كه براى او نان و شير و نمك فراهم كرده بود فرمود مگر نميدانى پدرت تا كنون بيش از يك غذا نخورده است؟شير را بردار و همين نان و نمك كافى است!حضرت باقر عليه السلام فرمود بخدا سوگند شيوه على عليه السلام چنان بود كه مانند بندگان غذا ميخورد و بر زمين مى‏نشست،دو پيراهن سنبلانى ميخريد و غلامش را مخير مينمود كه بهترين آنها را بردارد و خود آنديگرى را مى‏پوشيد و اگر آستين و يا دامنش بلندتر بود آنرا قطع ميكرد.در مدت پنج سال خلافتش آجرى روى آجر نگذاشت و طلا و نقره‏اى نيندوخت بمردم نان گندم و گوشت ميخورانيد و خود بمنزلش ميرفت و نان جو با سركه ميخورد و هر گاه با دو كار خدا پسند روبرو ميشد سخت‏ترين آنها را انتخاب ميكرد و هزار بنده از دسترنج خود آزاد كرد كه در آن دستش خاك آلود و صورتش عرق ريخته بود و كسى را تاب و توان كردار او نبود (1) .ابن جوزى مينويسد روزى عبد الله بن رزين بخانه على عليه السلام رفت و ديد آنحضرت كمى گوشت و آرد جو با آب مخلوط كرده و در كاسه‏اى ميجوشاند!عبد الله عرض كرد يا امير المؤمنين اين چه غذائى است كه شما ميخوريد؟شما خليفه مسلمين هستيد و تمام بيت المال در دست شما است و شما مجازيد كه باندازه سد جوع از اغذيه قوى طعام بخوريد.على عليه السلام فرمود براى والى مسلمين بيش از اين جائز نيست!

عبد الله بن ابى رافع گويد روز عيد بخدمت على عليه السلام رفتم انبانى كه مهر شده بود نزدش آوردند و در داخل آن نان جوين خشگ و كوبيده بديدم كه آنحضرت از آن تناول فرمود،عرض كردم يا امير المؤمنين اين انبان را براى چه مهر ميكنيد؟فرمود:خفت هذين الولدين ان يلينا بسمن او زيت.يعنى براى آن مهر ميكنم كه ميترسم اين دو فرزندم (حسنين عليهما السلام) آنرا با روغن و يا زيت نرمش كنند!

و هر وقت نان و خورشى خواستى بسركه و يا نمك اكتفاء كردى و اگر از اين برتر خواستى بسبزى و يا كمى شير شتر قناعت نمودى و گوشت بسيار كم ميخورد و ميفرمود:لا تجعلوا بطونكم مقابر الحيوانـشكمهايتان را گورستان حيوانات قرار ميدهيد (2) .

در كتاب ذخيرة الملوك است كه على عليه السلام در مسجد كوفه معتكف بود موقع افطار عربى نزد آنحضرت آمد على عليه السلام از انبان نان جو كوبيده شده در آورد و مقدارى بعرب داد عرب آنرا نخورد و بگوشه عمامه‏اش بست و آمد بخانه حسنين عليهما السلام و با آنها غذا خورد و گفت در مسجد مرد غريبى ديدم كه جز اين نان كوبيده جو چيزى نداشت و دلم برايش سوخت كمى از اين غذا براى او ببرم كه بخورد!حسنين عليهما السلام گريه كردند و گفتند او پدر ما امير المؤمنين عليه السلام است كه با اين رياضت با نفسش مجاهدت ميكند (3) .

از سويد بن غفله نقل شده است كه گفت روزى خدمت على عليه السلام مشرف‏شدم ديدم شير ترشيده‏اى كه بويش بمشام من ميخورد در ظرفى جلو آنحضرت نهاده شده و قرص نان خشگيده پر سبوسى هم در دست مباركش ميباشد و آن نان بقدرى خشگ بود كه آنجناب آنرا با زانويش ميشكست و در آن شير ترشيده نرم ميكرد و ميخورد و بمن فرمود نزديك بيا و از اين غذاى ما بخور عرض كردم من روزه دار هستم فرمود از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه هر كس روزه دار باشد و ميل بطعامى كند و براى خدا نخورد خداوند از طعامهاى بهشتى باو بخوراند و از شرابهاى آن بنوشاند.

سويد گويد دلم بحال آنحضرت سوخت بفضه كه خادمه منزل بود گفتم از خدا نميترسى كه سبوس جو را نميگيرى؟گفت بخدا سوگند خودش دستور فرموده كه سبوسش را نگرفته نان بپزم!حضرت متوجه صحبت ما شد و فرمود بفضه چه گفتى؟عرض كردم باو گفتم چرا سبوس غله را نميگيرد فرمود پدر و مادرم فداى رسول خدا صلى الله عليه و آله باد كه سبوس طعامش را نميگرفت و از نان گندم سه روز سير نشد تا خداوند او را قبض روح فرمود (4) .

عدى بن حاتم نزد على عليه السلام رفت و ديد آنحضرت مشغول غذا خوردن است،چون بغذاى او دقت نمود ديد يك كاسه آب و مقدارى تكه‏هاى نان جوين و كمى نمك است!!

عرض كرد يا امير المؤمنين شما روزها اينهمه زحمت ميكشيد و شبها را در عبادت خدا بسر مى‏بريد و غذاى شما هم همين است على عليه السلام فرمود نفس سركش را بايد برياضيت عادت داد تا طغيان نكند آنگاه فرمود:

علل النفس بالقنوع و الا 
طلبت منك فوق ما يكفيها.

يعنى نفس را بوسيله قناعت بيمار و ضعيف گردان و الا از تو بيش از استحقاقش طلب كند (5) .

يكى از رجال ثروتمند حلوائى پخته و مقدارى از آنرا بعنوان تحفه نزد على‏عليه السلام فرستاده بود آنحضرت روپوش ظرف حلوا را برداشت و ديد رنگ و بوى خوبى دارد فرمود از رنگ و بويت معلوم است كه طعم خوبى هم دارى ولى هيهات كه من ذائقه خود را بطعم تو آشنا كنم شايد در قلمرو خلافت من كسى پيدا شود كه شب را گرسنه خوابيده باشد!

از احنف بن قيس روايت كرده‏اند كه ميگفت روزى نزد معاويه بودم چون موقع غذا شد براى معاويه سفره رنگينى چيدند كه در آن انواع غذاها وجود داشت و چون معاويه مرد اكولى بود در خوراك خود دقت بيشترى مينمود كه از نظر كم و كيف بطور مطلوب باشد.

احنف از ديدن سفره عريض و طويل معاويه گريه كرد،معاويه علت گريه را پرسيد احنف گفت بحال على عليه السلام گريه ميكنم زيرا روزى در خدمت او بودم موقع افطار كه شد مرا در منزل خود نگهداشت تا باتفاق حسنين عليهما السلام افطار كنيم،چون غذاى مخصوص آنحضرت را آوردند ديدم انبانى است كه بمهر خود او ممهور شده است على عليه السلام مهر از او برگرفت و تكه‏اى از آن نان خشگ را با سركه خورد و مجددا سر كيسه را مهر كرد و بفضه داد!گفتم مگر غير از شما كس ديگرى هم ميتواند از اين نان بخورد كه انبان را مهر ميكنيد؟

على عليه السلام فرمود مهر اين كيسه از نظر بخل و امساك نيست بلكه براى اينست كه در غياب من فرزندان من اين نان‏ها را بروغن يا بزيت آغشته ميكنند و من براى اينكه آنها باحترام اين مهر بآن دست نزنند سر انبان را مهر ميكنم!معاويه گفت راست ميگوئى اى احنف احدى نميتواند مثل على عليه السلام باشد و باز كسى نميتواند منكر فضيلت او باشد.لباس آنحضرت هم متناسب با خوراك او بود شلوارش زبر و خشن و پيراهنش هم كرباس بود در حاليكه بغير از شام بتمام بلاد اسلامى فرمانروا بود.

اغلب روى خاك مى‏نشست و بهمين جهت ابو تراب ناميده شد فرش خانه‏اش هم حصير بود كفش خود را وصله ميزد و ساير كارهايش را هم خودش انجام ميداد.ميفرمود بخدا سوگند اين رداى من آنقدر وصله خورده است كه از وصال آن خجالت ميكشم!و الله لقد رقعت مدرعتى هذه حتى استحييت من راقعها (6) .

در نامه‏اى كه بعثمان بن حنيف والى بصره نوشته است فرمايد:من كه امام شما هستم بدو جامه كهنه و دو قرص نان اكتفاء كرده‏ام در صورتيكه ميتوانم از جامه‏هاى حرير لباسى فاخر بپوشم و از عسل مصفى و مغز گندم غذاى لذيذ و مقوى تناول كنم ولى هيهات كه هوى و هوس نفس بر من غلبه نمايد!آيا بهمين قناعت كنم كه گويند من امام و خليفه هستم اما در اندوه و پريشانى فقراء شركت نكنم؟أاقنع من نفسى بان يقال امير المؤمنين و لا أشاركهم فى مكاره الدهر (7) ؟على عليه السلام مى‏فرمود من در خوراك و پوشاك طورى هستم كه اگر فقيرترين مردم مرا ببيند ميتواند در برابر فقر و فاقه خود صبور و شكيبا باشد زيرا وقتى امام خود را چنين ببيند از وضع و حال خود راضى ميشود.

و باز ميفرمود من ميدانم كه كسى مثل من نميتواند زندگى كند اما آيا بين امام و مأموم نبايد وجه تشابهى وجود داشته باشد؟پس تا ميتوانيد از روش من پيروى كنيد.

پى‏نوشتها:

(1) امالى صدوق مجلس 47 حديث .14

(2) ينابيع المودة باب 51 ص 150ـبحار الانوار جلد 41 ص 148

(3) ينابيع الموده باب 51 ص .147

(4) كشف الغمه ص 47ـتاريخ طبرى و كتب ديگر.

(5) بحار الانوار جلد 40 ص .345

(6) نهج البلاغه خطبه 159

(7) نهج البلاغه نامه 45 بعثمان بن حنيف.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۲۲

شجاعت و هيبت على عليه السلام

انا وضعت فى الصغير بكلاكل العرب و كسرت نواجم قرون و ربيعة و مضر.

(نهج البلاغه خطبه قاصعه)

صفت شجاعت يكى از اركان اصلى فضائل نفسانى است و عبارت است از عدم تزلزل نفس در امور خطيره و هولناك،و مظهر تام و مصداق حقيقى آن وجود على عليه السلام بود.

اگر چه در فصول پيشين ضمن شرح خدمات نظامى آنجناب چه در غزوات رسول اكرم صلى الله عليه و آله و چه در جنگهاى دوران خلافتش (جنگهاى جمل و صفين و نهروان) شمه‏اى از هيبت و شجاعت او نگارش گرديد ليكن هر چه در اينمورد گفته و نوشته شود اندكى از بسيار و يكى از هزار بيشتر نخواهد بود.

بنا بنقل مورخين رنگ على (ع) گندمگون،چشمان مباركش درشت و جذاب،ابروانش پيوسته و پر پشت،دندانهايش محكم و سفيد و چون مرواريد بود.دست و بازو و ساعد بى نهايت قوى و گوشت آن پيچيده و محكم و در تمام عرب بسطبرى بازو و محكمى عضلات مشهور بود چنانكه گوئى گوشت و پوست و استخوان آنرا كوبيده و آنگاه دست بازو و ساعد ساخته‏اند.

على عليه السلام متوسط القامه بود و تمام گوشت بدن او ورزيده و محكم و چون آهن صلب بنظر ميآمد و بطور كلى آنحضرت در اعتدال مزاج و رشد جسمانى و در نهايت نيرومندى بود.مورخين عموما معتقدند كه شجاعت و زورمندى على عليه السلام در تمام عرب منحصر بفرد بود،پدرش ابو طالب او را با جوانان عرب بكشتى وا ميداشت و آنحضرت با اينكه از جهت سن خيلى كوچكتر از آنان بود ولى با سرعت عجيبى آنها را بر زمين ميزد.از زبير بن عوام نقل كرده‏اند كه قسم ياد كرد و گفت در هيچيك از جنگها از هيچ شجاعى نترسيدم مگر در مقابل على عليه السلام كه از شدت وحشت خود را گم ميكردم.و اين تنها زبير نبود كه از مقابله با او وحشت مينمود بلكه تمام قهرمانان نيرومند و مردان رزم از تصور مقابله با او بوحشت افتاده و در برابرش عرض اندام نميكردند چه خوب گفته شاعر:

اغمد السيف متى قابله‏ 
كل من جرد سيفا و شهر (1)

هيبت على عليه السلام بحدى بود كه چون چشم مبارزى باو ميافتد رعب و وحشت سراسر وجودش را فرا ميگرفت و در اثر هيبت آنحضرت نيروى هر گونه مقاومت و تهاجم از وى سلب شده و با كمال درماندگى طعمه شمشير او ميگشت چنانكه خود آنجناب در پاسخ اين سؤال كه بچه چيزى بر مبارزان غلبه كردى فرمود كسى را ملاقات نكردم جز اينكه او مرا عليه جان خود كمك نمود (سيد رضى عليه الرحمة دنبال كلام امام فرمايد مقصود حضرت تمكن هيبت او در دلها است) (2) رشادتها و جانفشانيهاى او در غزوات پيغمبر صلى الله عليه و آله همه را متحير و متعجب نمود و خوابيدن وى در شب هجرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در فراش آنحضرت از يك قلب قوى و روح بزرگ حكايت ميكند،ثبات و پايدارى على عليه السلام در صحنه‏هاى كارزار در برابر حملات عمومى دشمن براى مردم ديگر محال و غير ممكن است.معاويه براى اينكه لشگر آرائى خود را بگوش على عليه السلام برساند در يكى از نامه‏هاى خود به آنحضرت نوشت كه سپاهى عظيم براى جنگ او آماده نموده است،طرماح بمعاويه گفت ترسانيدن تو على را از زيادى و انبوهى سپاه مثل ترسانيدن مرغابى است بزيادى آب!

حضرت سجاد عليه السلام در مجلس يزيد ضمن ايراد خطبه‏اى كه خود را معرفى ميكرد بپاره‏اى از اوصاف و فضائل على عليه السلام اشاره نمود و فرمود:من پسر كسى هستم كه از همه قوى‏تر و شجاع‏تر و در عزم و اراده از همه استوارتر و چون شير دليرى بود كه در هنگام جنگ و كشيده شدن نيزه‏ها و نزديك شدن سواران آنها را مانند آسياب نرم ميكرد و مانند تند بادى كه در گياه خشگيده بوزد آنها را پراكنده ميساخت (3) .

اين توصيفى كه امام چهارم درباره شجاعت جد بزرگوارش نموده از نظر علاقه و رابطه خانوادگى نبوده است بلكه يك حقيقت غير قابل انكارى است كه يك امام از امام ديگر كه مقام و منزلت او بهتر از همه آشنائى داشت آنرا بيان نموده است.

شيخ مفيد شجاعت آنحضرت را نوعى اعجاز دانسته و مينويسد:هيچ جنگجوى كار آزموده‏اى ديده نشده است كه هميشه در جنگ پيروز شود بلكه گاهى بر دشمنش غلبه كرده و گاهى نيز شكست خورده است و همچنين ضربت شمشير هيچ دلاورى هميشه چنان نبوده است كه دشمن در اثر زخم آن جان سپرد بلكه گاهى فوت كرده و گاهى هم بهبودى يافته است و چنين امرى در طول تاريخ سابقه ندارد مگر امير المؤمنين عليه السلام كه با هر هماوردى بمبارزه برخاست بر او چيره گشت و بهر رزمجوئى ضربتى زد او را بهلاكت رسانيد و اين هم از موجباتى است كه او را از همگان ممتاز ميكند و خداوند جريان عادى امور را در هر جا و زمان بوسيله او بهم زده و وجود وى يكى از نشانه‏هاى روشن خداى تعالى ميباشد (4) .

قوت قلب على عليه السلام كه از ايمان و يقين وى سر چشمه مى‏گرفت در هيچ‏بشرى ديده نشده است،روزى در جنگ صفين بچهره خود نقاب زده و بصورت يك فرد ناشناس در جلو صفوف شاميان مبارز ميطلبيد پس از آنكه گروهى از مبارزان شام را بخاك هلاكت افكند معاويه بعمرو عاص گفت:اين شجاع قويدل كيست؟

عمرو گفت يا عبد الله ابن عباس است!و يا خود على است معاويه گفت چگونه ميتوان تشخيص داد؟

عمرو گفت:ابن عباس مرد شجاعى است ولى در مقابل حمله عمومى سپاه باين انبوهى نميتواند مقاومت كند تمام سپاهيان را فرمان حمله بده.كه از جاى بجنبند و باين جنگجو حمله كنند اگر رو گردانيد ابن عباس است و اگر ثابت و پا بر جا ماند على است زيرا على از تمام عرب اگر بمقابله‏اش برخيزند رو نميگرداند چه رسد بسپاه تو (5) .

معاويه براى آزمايش فرمان حمله عمومى داد و تمام سپاه او بحركت در آمد اما آن مبارز چون كوه آهنين در جاى خود ثابت و بر قرار بود آنگاه فهميدند كه على عليه السلام است پيكار ميكند لذا فرمان عقب نشينى دادند.

وقتى صداى على عليه السلام در ميدانهاى جنگ بلند ميشد دل و زهره قهرمانان آب ميگرديد و لرزه بر اركان وجود آنها ميافتاد.در جنگهاى جمل و صفين غالب اوقات يك تنه خود را بر سپاهيان مخالف ميزد و صفوف آنها را متلاشى كرده و پراكنده ميساخت.

بتصديق دوست و دشمن على عليه السلام كرار غير فرار و اسد الله الغالب و غالب كل غالب بود،زره آنحضرت كه بمنزله لباس جنگ او بود مانند پيشبندى فقط با چند حلقه در شانه‏هاى او بهم وصل ميشد و بكلى فاقد قسمت پشت بود علت اين امر را از وى سؤال كردند فرمود:من هرگز پشت بدشمن نخواهم نمود در اينصورت احتياجى به پشت بند زره ندارم.سعدى گويد:مردى كه در مصاف زره پيش بسته بود 
تا پيش دشمنان نكند پشت بر غزادر يكى از جنگها فرماندهان على عليه السلام از آنحضرت پرسيدند كه اگر جنگ مغلوبه شد و صفوف ما از هم پاشيده شد ما بعدا شما را كجا پيدا كنيم خوبست قبلا نقطه الحاقى تعيين شود تا همه بآن نقطه گرد آيند.على عليه السلام فرمود شما مرا در هر كجا رها كنيد من در همانجا خواهم بود و از جاى خود تكان نخواهم خورد (6) .

يكى از اصحاب على عليه السلام خدمت آنحضرت عرض كرد كه براى ميدانهاى جنگ اسبى تندرو و چالاك ابتياع كنيد كه چنين اسبى صاحب خود را در مهلكه‏ها نجات ميدهد على عليه السلام فرمود من هرگز از جلو دشمن فرار نخواهم كرد تا با اسب تند رو از ورطه خطر دور شوم و دشمن فرارى را نيز تعقيب نخواهم نمود تا بخواهم زودتر باو برسم بنا بر اين مركب من هر چه باشد اهميتى ندارد (7) .

ابن ابى الحديد گويد:على عليه السلام شجاعى بود كه نام گذشتگان را محو كرد و محلى براى آيندگان باقى نگذاشت،در قوت ساعد و نيروى بازو نظيرى نداشت و يكضربت او براى قوى‏ترين شجاعان مرگ و هلاكت را پيش ميآورد چنانكه هيچ مبارزى از دست او جان سالم بدر نبرد و شمشيرى نزد كه احتياج بدومى داشته باشد و هر رزمجوى دلاورى را كه ميكشت تكبير ميگفت و در ليلة الهرير شماره تكبيراتش به 523 رسيد و معلوم گرديد كه 523 نفر از ابطال نامى را در آنشب بديار عدم فرستاده است (8) .در جنگ احد پس از آنكه مردان رزمى قبيله بنى عبد الدار بدست آنحضرت كشته شدند غلامى از آن قبيله كه حبشى بود و صواب نام داشت در حاليكه بسيار خشمگين و دهانش كف زده بود سوگند ياد كرد كه بجاى كشته شدگان قبيله خود شخص محمد صلى الله عليه و آله را خواهم كشت!اين غلام ضمن اينكه شجاع بود جثه بزرگى هم داشت لذا مسلمين از او ترسيدند و جرأت مبارزه با او را نداشتند،على عليه السلام چنان ضربتى بر او زد كه او را از كمردو نيم نمود بطوريكه بالا تنه‏اش بزمين افتاد و نيم پائين در حال ايستاده ماند هر دو لشگر متعجب و مبهوت شده و مسلمين ميخنديدند (9) !

در تمام جنگها مجاهد فى سبيل الله بود و اندوه و پريشانى مسلمين با وجود وى زائل ميگشت،وقتى دست بقبضه ذو الفقار ميبرد پيروزى مسلمين محرز و مسلم ميشد و هنگاميكه پيغمبر صلى الله عليه و آله را از طرف مشركين غم و اندوهى ميرسيد و سپاهيان مخالف براى قتل او تصميم ميگرفتند وجود على عليه السلام باعث بر طرف شدن غم و اندوه پيغمبر ميگرديد و بهمين جهت او را الكاشف الكرب عن وجه رسول الله گفتند.

شجاعت و نيروى بازوى على عليه السلام اظهر من الشمس بود و مخالفين و دشمنانش نيز او را بشجاعت ميستودند،مشهور است كه با دو انگشت سبابه و وسطى گردن خالد بن وليد را فشار داد بطوريكه خالد نعره زد و نزديك بهلاكت بود.در غزوات پيغمبر صلى الله عليه و آله بسيار اتفاق افتاده بود كه على عليه السلام در مقابل دشمنان ايستادگى كرده بود و اگر آنحضرت نبود كار مسلمين يكسره ميشد.

در قاموس زندگانى على عليه السلام كلمه ترس معنى و مفهومى نداشت او نه از جنگ ميترسيد و نه از مرگ وحشت ميكرد در سراسر زندگانى خود با مرگ و خطر هماغوش بود و بارها ميفرمود :و الله لابن ابيطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امهـبخدا سوگند پسر ابيطالب بمرگ بيشتر از طفل شير خوار به پستان مادرش مأنوس و مشتاق است (10) .

در جنگ صفين بدون زره در ميان دو لشگر ميگشت،امام حسن عليه السلام عرض كرد اين عمل در موقع جنگ بى احتياطى است فرمود:يا بنى ان اباك لا يبالى وقع على الموت او وقع الموت عليه (11) . (پسر جانم پدرت باكى ندارد كه رو بمرگ رود يا مرگ بسوى او آيد.) عده‏اى از ياران على عليه السلام از اين دليرى و بى باكى او احتياط ميكردند كه مبادا از طرف دشمن غافلگير شود لذا نزد آنحضرت آمدند و عرض كردند يا امير المؤمنين شما در مواقع جنگ هيچگونه احتياط نميكنيد و از هيچ پيشامدى هراس نداريد در پاسخ آنان اين رباعى را فرمود:

اى يومى من الموت افر 
يوم ما قدر ام يوم قدريوم ما قدر لا اخشى الوغا 
يوم قد قدر لا يغنى الحذرشاعر فارسى زبان مضمون رباعى فوق را بفارسى چنين سروده است:

از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست‏ 
روزى كه قضا هست روزى كه قضا نيست‏روزى كه قضا هست كوشش ندهد سود 
روزى كه قضا نيست در آن مرگ روا نيست‏هر شجاعى كه در جنگ بدست آنحضرت كشته ميشد موجب افتخار قبيله خود ميگشت و افراد قبيله از تقابل مقتول با آن شير بيشه شجاعت مباهات مينمودند چنانكه در غزوه خندق عمرو بن عبدود كه بدست وى كشته شد خواهرش گفت اگر جز على كه حقا لياقت آنرا دارد كه قاتل برادرم باشد ديگرى عمرو را كشته بود تمام عمر ميگريستم لكن على را در شجاعت در تمام جهان نظيرى نيست و كشته شدن بدست او عين افتخار و اعتبار است .

ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مينويسد روزى معاويه خفته بود پس از بيدار شدن عبد الله بن زبير را (كه هر دو از شجاعان بودند) در پايين پايش ديد كه بر تخت او نشسته بود،عبد الله از روى شوخى بمعاويه گفت اگر ميخواستم ترا (در خواب كه بودى) غفلتا ميكشتم.معاويه گفت بعد از ما اظهار شجاعت كن!عبد الله گفت براى چه شجاعت مرا انكار ميكنى با اينكه من در جنگ برابر على بن ابيطالب بايستادم!معاويه گفت اگر چنين جرأت ميكردى يقينا على تو و پدرت را با دست چپ ميكشت و دست راستش بيكار ميماند و دنبال ديگرى ميگشت كه بقتل رساند (12) .بارى على عليه السلام ضيغم الغزوات و اسد الله الغالب بود كه وقتى پا بميدان محاربه مى‏گذاشت نفس‏هاى دليران و شجاعان در سينه‏ها تنگ ميشد و بهر فرقه حمله ميكرد عفريت مرگ با صورت هولناكى بر آنگروه نمايان ميگشت.رباعى زير منسوب بآنحضرت است:

صيد الملوك ارانب و ثعالب‏ 
و اذا ركبت فصيدى الابطال‏صيدى الفوارس فى اللقاء و اننى‏ 
عند الوغاء لغضنفر قتال (13)

سفيان ثورى گويد كه على عليه السلام در ميان مسلمين كوه آهنينى بود و براى كفار و منافقين حريفى نيرومند،خداوند عزت و احترام مسلمين و ذلت و خوارى مشركين را بدست او قرار داده بود.

ثمره شجاعت و مجاهدت على عليه السلام رواج دين حنيف اسلام و پيشرفت احكام الهى و محو كفر و بت پرستى گرديد.

پى‏نوشتها:

(1) تمام مردان شمشيركش هنگام برخورد با او شمشير خود را غلاف ميكردند.

(2) قيل له:باى شى‏ء غلبت الاقران؟فقال عليه السلام:ما لقيت احدا الا اعاننى على نفسه .يؤمى بذلك الى تمكن هيبته فى القلوب.

نهج البلاغهـكلمات قصار.

(3) بحار الانوار جلد 45 ص 138

(4)ارشاد مفيد جلد 1 باب 3 فصل .56

(5) خود حضرت امير عليه السلام نيز در نامه‏اى كه بعثمان بن حنيف نوشته ميفرمايد:و الله لو تظاهرت العرب على قتالى لما وليت عنهاـبخدا سوگند اگر تمام عرب به پشتيبانى يكديگر بجنگ من برخيزند من از آنها رو گردان نميشومـنهج البلاغه نامه 45

(6) افكار امم

(7) امالى صدوق مجلس 32 حديث 4

(8) كشف الغمه ص 73

(9) منتهى الامال جلد 1 ص 44 نقل بمعنى

(10) نهج البلاغه كلام .5

(11) بحار الانوار جلد 41 ص 2 نقل از مناقب آل ابيطالب.

(12) بحار الانوار جلد 41 ص 143

(13) شكار پادشاهان خرگوشها و روباه‏ها است ولى هنگاميكه من سوار ميشوم شكار من شجاعان عرب است.شكار من در موقع جنگ سواران و دليران است و من هنگام جنگ شيرى بسيار كشنده‏ام .


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش