+ ۱۳۹۱/۰۲/۰۳
حین راه رفتن در خیابان های ونیز- در تعطیلات نوروزی- چهره ای را دیدم که می شناختم، طبیعی بود که اول فکر کنم اشتباه کرده ام؛ فکر کردم او شبیه آن کسی است که بارها عکس هایش را دیده ام اما آنقدر شبیه عکس ها بود که بالاخره به تردیدم غلبه کردم و جلو رفتم: «ببخشید، شما آقای پائولو کوئیلو نیستید؟» لبان مرد به لبخند باز شد: «چرا» باورم نمی شد او پائولو کوئیلو بود، نویسنده که بیشتر کتاب هایش را خوانده بودم، جالب بود که او هم باور نمی کرد کسی او را در خیابان یک کشور بیگانه شناخته باشد.

مادرم خواست که وکیل شوم
به ایرانی ها می گویید چطور نویسنده شدید؟

من از بچگی رویای نوشتن را داشتم، همیشه آرزویم این بود که یک نویسنده شوم اما هر زمانی که با مادرم صحبت می کردم او به من می گفت: «خب خیلی خوبه، خوبه که کتاب بنویسی اما اول باید در رشته حقوق در دانشگاه تحصیل کنی تا یک وکیل شوی و یک شغل خوب داشته باشی و بعد در اوقات فراغت بنویسی.» من هم همین کار را کردم اما بالاخره یک روز تصمیم گرفتم کارم را رها کنم و به دنبال نوشتن بروم البته یک اتفاق خاص که من آن را یک اتفاق معنوی می دانم اولین کتاب من را شکل داد.

چه اتفاقی؟

یک سفر زیارتی به سانتیاگو دی کامپو ستلا، در آن سفر خیلی فکر کردم. تصمیم داشتم تا زندگی ام را برای فهمیدن و درک رمز و راز کهکشان و جهان به کار بگیرم اما بعد از آن سفر فکر کردم این راه درستی نیست، در واقع در آن زمان تصمیم گرفتم جست وجوی معنوی خودم را ساده کنم. آن موقع متوجه شدم که به جای رفتن به سمت پیدا کردن جواب باید بفهمم که زندگی خودش یک پاسخ است.

رایگان بخوانید
ایرانی ها کتاب های شما را دنبال می کنند ولی الآن مثل گذشته نیست! البته آن طور که من دیده ام بیشتر خوانندگان کتاب های شما در ایران دختران جوان و خانم ها هستند شاید چون کتاب های شما خیلی احساسی است.

خب، باید بگویم فکر می کنم شما از خواننده های پر و پا قرص کتاب های من نیستید، من همه جور کتابی نوشته ام، کتاب های من فقط احساسی نیستند...

فکر می کنم بیشتر کتاب های شما به فارسی ترجمه شده است؟!

بله، البته این را هم بگویم که به دلیل علاقه خواننده های ایرانی به کتاب هایم و به دلیل این که آن ها به کتاب های جدید من دسترسی داشته باشند من همه کتاب هایم را به صورت رایگان به زبان فارسی در سایت خودم می گذارم تا همه فارسی زبان ها بتوانند از آن ها بدون پرداخت وجه استفاده کنند.

با عشق کار کنید
معروف ترین کتاب شما «کیمیاگر» است، راست است که شما این کتاب را در چند روز نوشتید؟

از زمانی که نشستم و شروع به نوشتن کتاب کردم تا وقتی نوشتن آن تمام شد 2 هفته طول کشید اما باید بگویم این کتاب را طی سال ها در روح و ذهنم نوشته بودم.

خیلی ها هستند که کتاب های شما را می خوانند تا در مورد زندگی تصمیم بگیرند خودتان از این وضع راضی هستید؟

به نظر من نویسنده ها انسان های معمولی ای هستند، مثل باغبان ها، راننده تاکسی و سربازها؛ قبول دارم که آن ها وظیفه خاصی دارند، تنها چیزی که به کسانی که دوست دارند بنویسند توصیه می کنم این است که باید کارشان را با علاقه و عشق انجام داده و تلاش کنند تا زندگی بهتری برای انسان ها بسازند. باید بگویم که به نظرم مهم ترین وظیفه یک نویسنده، سهیم کردن دیگران در تجربه های خودش است، یک کتاب می تواند این حس را به انسان ها بدهد که آن ها تنها نیستند، یک کتاب دوست خوبی است، شاید بهترین دوست.


من ایران را واقعا دوست دارم
برخورد اتفاقی ما به گرفتن عکس یادگاری و هم صحبتی در یک کافه انجامید، معاشرت 20 دقیقه ای تا حدودی شکل یک مصاحبه پیدا کرد.
جالب این بود که اولین سوال را او از ما پرسید:

اهل کدام کشور هستید؟

ایران.

اوه، چه عالی، من ایران را واقعا دوست دارم.

جدا؟

بله، من به ایران سفر کرده ام، آن سفر یکی از بهترین سفرهای عمر من بود، ایرانی ها واقعا انسان های خوبی هستند. راستش را بخواهید وقتی در ایران بودم این احساس را داشتم که مردم ایران بیشتر از مردم برزیل، یعنی هموطنانم، مرا می شناسند (می خندد).

پیام من به ایرانی ها
در آخر چه پیامی می خواهید به خوانندگان ایرانی آثارتان بدهید؟

بیشترین سوالی که از من می شود این است که چطور می توانیم به معنای زندگی پی ببریم و جواب سوال های مان را پیدا کنیم...؟! جوابی که همیشه به این سوال ها می دهم این است هرکسی خودش باید پاسخ ها را پیدا کند و هیچ راه میانبر وجود ندارد اما مسئله مهم این است که حتی در زندگی معمولی و روزمره هم می توانید به جواب سوال های تان برسید، فقط کافی است بدانید هر روز با روزهای قبل فرق دارد، این را بدانید که هیچ روز زندگی و هیچ اتفاقی در زندگی شبیه بقیه روزها و اتفاق ها نیست؛ باید به دنبال یافتن پاسخ ها باشیم. در آخر هم می خواهم بگویم خوشحالم مردم ایران کتاب های من را دوست دارند و می خوانند؛ من می دانم ایرانی ها یک فرهنگ غنی ادبیات دارند و برای همین خوشحالم که کتاب های من را دوست دارند.

  منبع : برترین ها
1doost.com

   برچسب‌ها: رمان, رمان نویس, مشهور, مصاحبه
   
+ ۱۳۹۱/۰۲/۰۳
بوی بد دهان، کابوس بسیاری از خانم هاست، این موضوع هم آن ها را اذیت می کند و هم اطرافیان آن ها را، حتی ممکن است زندگی اجتماعی آن ها را نیز مختل کند

برای همین دلیل خیلی طبیعی است که به دنبال راه حل برای برطرف کردن آن باشید اما برای یافتن بهترین راه حل، باید علت های این مسئله را بدانید. برخی از علت های این مسئله، راه حل های ساده ای دارند اما در مورد برخی علت های دیگر مسئله به این سادگی ها نیست و باید به طور جدی تر به آن ها نگاه کرده و برای درمان آن ها اقدام کنید.

از کجا بدانیم؟

از کجا بدانیم که دهان ما بوی طبیعی دارد یا بوی آن ناراحت کننده است؟ خب ممکن است دوستان و اطرافیان سعی کنند فاصله خودشان را با ما حفظ کنند یا آن قدر ما را دوست داشته باشند که این موضوع را به ما نگویند. اگر خوش شانس باشید، یک نفر مستقیم به چشمان شما نگاه خواهد کرد و می گوید: «دهان شما بوی بدی می دهد.» اما اگر این اتفاق نیفتاد می توانید کاری بکنید. زبانتان را روی مچ دستتان بکشید و بعد مچ دستتان را بو کنید، اگر مچ دستتان بوی بدی داد احتمالا دهانتان هم بوی بدی می دهد. اگر این مشکل را داشتید به علت های گفته شده فکر کنید.

بگذارید کنار

آیا سیگار می کشید؟ سیگار کشیدن ده ها و صد ها ایراد دارد و تقریبا همه می دانیم که روی سلامت ما چه تاثیرات بدی می گذارد اما شاید در مورد یک خصوصیت بد سیگار چیزی نشنیده باشید: «سیگار کشیدن باعث بدبو شدن تنفس و دهان شما می شود در ضمن بدانید که سیگار کشیدن برای لثه شما بد است و لثه هایتان را ملتهب کرده و احتمال بیماری های لثه را بیشتر می کند.» خود بیماری های لثه هم باعث بدبو شدن نفس شما می شود.

راه حل؟ خیلی راحت؛ سیگار نکشید.

قهوه، سیر و پیاز ممنوع

اگر شما مواد غذایی مثل سیر و پیاز را دوست دارید باید ببینید علاقه تان برایتان مهم تر است یا بوی بد دهانتان. در ضمن یادتان باشد قهوه هم ممکن است روی بوی بد دهان و تنفس شما موثر باشد اما شاید جالب باشد بدانید کم خوردن کربوهیدرات هم می تواند باعث بوی بد دهان شود، پس اگر دچار مشکل بوی بد دهان هستید با خیال راحت شیرینی بخورید.

مسواک بزنید، دهان شویه هم استفاده کنید

خیلی از افراد برای داشتن دهانی تمیز یا برای آنکه احساس خوبی داشته باشند از دهان شویه استفاده می کنند؛ اما خیلی از افراد هم هستند که می گویند: «من مسواک می زنم، پس نیاز به دهان شویه ندارم.» اما این توجیه اصلا درست نیست. دهان انسان پر از باکتری هایی است که باعث ایجاد پلاک بیماری های لثه و نیز مشکلات دندانی می شوند، زمانی که باکتری با بزاق و مواد غذایی مخلوط می شود و در بین دندان ها گیر می افتد یک بوی بد ایجاد می کند.

در ضمن باکتری ها می توانند روی زبان هم فعالیت کنند و با تجزیه مواد غذایی روی زبان باعث رقم خوردن بوی بد دهان شوند.

راه حل؟ به طور منظم مسواک بزنید، نخ دندان بکشید و از دهان شویه استفاده کنید. حداقل 2 بار در روز هر کدام از این کار ها را انجام دهید.

در ضمن از مسواکی استفاده کنید که بتواند لایه رویی زبان را هم تمیز کند. از محلول های دهان شویه ضدباکتریایی استفاده کنید که می تواند بوی بد دهان شما را برطرف کند اما یادتان باشد دهان شویه نمی تواند جای مسواک را بگیرد. اگر هم مشکل دندانی داشتید حتما به دندان پزشک مراجعه کنید.

شاید بیمار باشید

بعضی بیماری ها و مشکلات جسمی هستند که می توانند روی بوی دهان شما تاثیر بگذارند. در واقع اگر چه این حالت ها خیلی شایع نیستند اما مواردی وجود دارد که بوی بد دهان می تواند نشانگر وجود مشکل در بخشی از بدن یا یک عضو دیگر شما باشد.

برای مثال ممکن است شما دچار یک بیماری خود ایمنی باشید و دهانتان به اندازه کافی بزاق ترشح نکند، در این حالت مواد غذایی روی زبان و دندان های شما باقی می ماند و این باعث می شود دچار بوی بد دهان یا دچار عفونت ریه یا مجاری تنفسی فوقانی شوید، حتی ممکن است وجود عفونت در سینوس ها هم باعث ایجاد بوی بد در دهان شما شود.

بوی بد دهان ممکن است نشانگر این باشد که شما مبتلا به بیماری دیابت هستید یا شاید هم مشکلات کبدی و کلیوی دارید. اگر مطمئن هستید که بهداشت دهان و دندان شما هیچ ایرادی ندارد می توانید به یک پزشک مراجعه کنید تا مطمئن شوید که دچار مشکلی نیستید.

  منبع : شفاف
یک دوست دات کام

   برچسب‌ها: سلامتی دندان, لثه, بوی بد دهان, پیشگیری
   
+ ۱۳۹۱/۰۲/۰۳
یادش بخیر! او قصه های مجید! بخش بزرگی از لحظات شیرین دوران نوجوانی ما متعلق به دقایقی است که پای تلویزیون می نشستیم و شیرین کاری های مجید را در کنار مادربزرگ مهربانش، بی بی به تماشا می نشستیم.

به قول مهدی باقر بیگی آن زمان مردم عادت داشتند مجید و بی بی را همیشه در کنار هم ببینند، اما حالا دیگر یکی از این دو در میان ما نیست.

فوت بی بی در روزهای عید کام خیلی از کسانی که با او و قصه های مجید خاطره داشتند، تلخ کرد. در روزهایی که همه از دست دادن بی بی مهربان سینما و تلویزیون ایران ناراحت هستیم به سراغ مهدی باقربیگی رفتیم و دقایقی هرچند کوتاه را با او به گفت و گو نشستیم. او حالا دیگر برای خودش مردی شده و مسوولیت بزرگی به نام پدر بودن را تجربه می کند.

گفت و گو با مهدی باقربیگی درباره یک اتفاق تلخ

* چطور برای بازی در نقش مجید انتخاب شدی؟

زمانی که آقای پوراحمد تصمیم گرفتند «قصه های مجید» را بسازند در مدارس راهنمایی اصفهان تست می گرفتند و دنبال یک نوجوان 12-13 می گشتند که با لهجه اصفهانی به طور کامل آشنا باشد. مدرسه ما پشت منزل بی بی خدابیامرز بود. خواهر آقای پوراحمد به ایشان پیشنهاد کرده بودند که به مدرسه ما هم بیایند و از بچه های مدرسه ما هم تست بگیرند. به هر حال ایشان به مدرسه ما آمدند و از آنجایی که من هم در گروه تئاتر مدرسه بودم، من را همراه تعدادی دیگر از بچه ها صدا کردند و از ما خواستند بعد از ظهر همان روز برای تست ویدئویی به منزل آقای پوراحمد برویم. به هر حال من تست دادم و در نهایت آقای پوراحمد صلاح دید که نقش مجید را به من بسپارد.

* پس این علاقه به بازیگری در تو وجود داشت و اگر «قصه های مجید» هم برایت اتفاق نمی افتاد، باز به سمت بازیگری می رفتی؟

فکر نمی کنم! الان که بیست سال از آن موقع گذشته در اصفهان ما خبری نیست چه برسد به آن زمان. در بازیگری باید یک اتفاق برای انسان پیش بیاید تا بتواند خودش را نشان دهد. شما بازیگران برجسته ایران را نگاه کنید. اکثر آنها با یک اتفاق توانستند خودشان را نشان دهند. مثلا آقای امیر جعفری کارهای زیادی انجام داده اما تازه 5 سال است که اسم و رسمی پیدا کرده است.

گفت و گو با مهدی باقربیگی درباره یک اتفاق تلخ

* اما تو با کار اولی که بازی کردی شدی مهدی باقربیگی...

بله، اما بدی اش این بود که این اتفاق در دوران نوجوانی برایم افتاد. اگر چنین اتفاقی در بزرگسالی برایم می افتاد قطعا می توانستم بیشتر پیشرفت کنم.

*چرا بازیگری را ادامه ندادی؟

هنوز هم بعد از اینکه بیست سال از آن سریال گذشته است، من را به اسم مجید می شناسند و مردم همیشه دوست دارند با دیدن من یک حال و هوایی از مجید برایشان تداعی شود که مسلما چنین چیزی پیش نخواهد آمد. مجید در سن نوجوانی شیرین بود و اگر الان بخواهم آن کارها را در این سن و سال انجام دهم، لطفی نخواهد داشت. به قول آقای پوراحمد «قصه های مجید» یک اتفاق بود که دیگر هم تکرار نخواهد شد.

* بعد از اینکه بازیگری را ادامه ندادی، مشغول چه کاری شدی؟

بعد از اینکه لیسانسم را گرفتم، در سازمان فرهنگی شهرداری اصفهان مشغول شدم.

* قبل از اینکه سر لوکیشن بروی، بی بی را می شناختی؟

نه، با ایشان آشنایی نداشتم. بار اولی که ایشان را دیدم در لوکیشن که خانه بی بی هم بود با هم آشنا شدیم. از همان روز اول هم بی بی نسبت به من یک حس مادرانه پیدا کرد و هم من واقعا ایشان را مثل مادربزرگ خودم می دانستم.

گفت و گو با مهدی باقربیگی درباره یک اتفاق تلخ

* این رابطه خوب چطور بین شما ایجاد شد؟

بی بی خدابیامرز مادر بسیار مهربان و خوبی بود و غریبه و آشنا برایش مهم نبود. با همه با مهربانی رفتار می کردند. ایشان را واقعا مثل مادربزرگ دوست داشتم و در مدت فیلمبرداری قصه های مجید مدام از نصیحت های مادرانه ایشان استفاده می کردم. هیچ وقت با هم مشکلی پیدا نکردیم. ایشان روی کوچکترین مسایل هم برایم دلسوزی می کردند و واقعا مهربان بودند.

* خاطره جالبی از بی بی داری؟

همه لحظاتی که در کنار بی بی بودم برایم خاطره بود. بعضی اوقات صحنه هایی وجود داشت که باید از بی بی ری اکشن می گرفتند. بی بی حتی اگر با کس دیگری هم بازی داشت، خودشان از من می خواستند سر صحنه حاضر باشم. من هم سر اینگونه صحنه ها جک و لطیفه می گفتم تا بی بی خنده های شیرینش را جلوی دوربین نشان دهد.

* چند وقت سر این کار بودی؟

یک سال، ما یک سال بدون وقفه در کنار هم بودیم و کار می کردیم.

* بعد از اینکه کار به پایان رسید بازهم با بی بی ارتباط داشتی؟

اوایل که حداقل هفته ای یک بار به ایشان سر می زدم اما به مرور که سنم بالا رفت و درگیری های روزمره ام بیشتر شد، کمتر می توانستم با ایشان در ارتباط باشم و حتی اگر نمی توانستم به صورت مرتب به منزل ایشان بروم، حتما به صورت تلفنی با ایشان در ارتباط بودم. بعد هم که ایشان بیمار شدند هم همیشه از فرزندان شان احوال شان را می پرسیدم و چند وقت یک بار بهشان سر می زدم.

* در مراسم ازدواجت بی بی حضور داشت؟

نه، متاسفانه آن موقع هم ایشان کسالت داشتند و ما از حضور ایشان در مراسم ازدواج مان محروم بودیم. البته ایشان پیگیر مسایل ازدواجم بودند و همیشه پیگیر این ماجرا بودند. بعد از ازدواج هم هر وقت به منزل ایشان می رفتم می گفتند که آیا بچه دار شدی یا نه...

* بی بی با توجه به بیماری که داشت تو را هم نمی شناخت؟

اوایل چرا، وقتی برایشان توضیح می دادم که با هم کار کرده ایم، می شناختند اما این اواخر دیگر من را نمی شناختند.

گفت و گو با مهدی باقربیگی درباره یک اتفاق تلخ

* کجا بودی که خبر فوت بی بی را شنیدی؟

راستش را بخواهید روزهای اول عید به علت اینکه یک مقدار درگیر مسایل کاری بودم نتوانستم به منزل بی بی بروم و عید را تبریک بگویم. روز پنجم فروردین بود که داشتم شبکه یک را تماشا می کردم که یک لحظه دیدم دارد بخش هایی از کارمان را پخش می کند. همان موقع یاد بی بی افتادم و داشتم شماره منزل بی بی را می گرفتم که دیدم تلویزیون به صورت زیرنویس اعلام کرد که بی بی فوت کرده است. البته من قبل از عید به دیدار بی بی رفته بودم اما دوست داشتم اول عید به دیدار ایشان می رفتم و تا زنده بودند و نفس می کشیدند بازهم می دیدمشان... که نشد. بد دنیایی شده...

* همان روز به منزل بی بی رفتی؟

بله، خانه ما به منزل بی بی نزدیک است و نیم ساعت بعد از اینکه از این ماجرا مطلع شدم؛ به خانه ایشان رفتم. هم من خودم را جزوی از خانواده بی بی می دانم و هم فرزندان بی بی من را جزو خودشان می دانند. حتی روزی که مراسم بی بی در مسجد برگزار می شد، مهرداد که فرزند کوچک بی بی هست و با من رفاقت نزدیک تری هم دارد به من گفت که تو هم باید مثل ما جلوی در مسجد بایستی...

* واکنش مردم چطور بود؟ کسی به تو هم تسلیت گفت؟

مردم به این خاطر که فرزندان بی بی را از نزدیک نمی شناختند بیشتر به سمت من می آمدند و به من تسلیت می گفتند اما به شخصه از مردم اصفهان که اتفاقا آدم های هنردوستی هم هستند گله دارم و فکر می کنم یک مقدار به بی بی کم لطفی کردند.

گفت و گو با مهدی باقربیگی درباره یک اتفاق تلخ

* یعنی مراسم خلوت بود؟

بی بی واقعا آدم خوبی بود و دوست و آشنای زیادی داشتند اما به نظر من بازهم باید جمعیت خیلی بیشتری در مراسم ایشان شرکت می کرد. البته خانواده آقای پوراحمد هم زیاد تمایل نداشتند که ازدحام شود و نمی خواستند مردم به زحمت بیفتند.

* این گله ای که داشتی را نمی شود به مسوولان فرهنگی هم تعمیم داد که در این چند سال سراغی از بی بی نگرفتند؟

مسوولان که دیگر هیچ! بگذار در مورد آنها اصلا صحبت نکنیم. همین که مردم در خانه هایشان ما را دعا کنند برای مان بس است، مهم نیست که مسوولان به فکر باشند یا نباشند، آنها به فکر که بوده اند که حالا به فکر بی بی باشند؟

* بعد از اتفاقی که برای بی بی افتاد، دلت برای قصه های مجید تنگ نشد؟

طبیعتا دلم برای خاطرات خوبی که آن روزها با بی بی د اشتیم تنگ شد. بیست سال پیش من یک نوجوان بودم و این برایم خیلی عذاب آور است که امروز می بینم بی بی دیگر در میان مان نیست. آن زمان همه بی بی و مجید را در کنار هم دوست داشتند و با آنها خاطره داشتند، حالا یکی از آنها رفته است و چیزی نماینده که نفر دوم هم برود..

* تو که هنوز جوانی...

آره، اما مرگ حق است.

گفت و گو با مهدی باقربیگی درباره یک اتفاق تلخ

* شنیده ام که یک پسر هم داری، اسمش چیست؟

آرش، الان یک سال و سه... چهار روزه است.

* وقتی بزرگ شود، به او اجازه می دهی به سمت بازیگری بیاید؟

اگر بازیگری و سینما و تلویزیون ما مثل الان باشد، ترجیح می دهم به او کمک کنم تا تحصیلاتش را ادامه دهد. چون با درس خواندن بیشتر از بازیگری می تواند به مردم و کشورش کمک و خدمت کند اما اگر ببینم خودش دوست دارد که بازیگر شود حتما کمکش خواهم کرد.

  منبع : برترین ها
1doost.com
+ ۱۳۹۱/۰۲/۰۲
یک متخصص زیبایی، اقدام جوانان ژاپنی در استفاده از سرم های فیزیولوژی برای وحشتناک جلوه دادن چهره خود را نگران کننده خواند.
یک سایت ژاپنی تصاویر تکان دهنده ای از رواج شیوه ای جدید زیباسازی بین جوانان این کشور منتشر کرد. این تصاویر افرادی را نشان می دهد که با وصل کردن سرم به سرهایشان در انتظار زیباشدن به سبک جدیدی هستند که این روزها در پارتی های جوانان ژاپنی زیاد دیده می شود.

بر این اساس این جوانان با استفاده از سرم های فیزیولوژی برآمدگی بزرگی روی پیشانی هایشان ایجاد کرده و سپس با فشار دادن انگشت شست آن را به شکل یک حلقه در می آورند، از این رو نام این شیوه را “کله حلقه ای” گذاشته اند.

زیبایی به سبک “کله حلقه ای” های ژاپنی

“مائدا” از کسانی است که از سال ۱۹۹۹ در این کار فعالیت کرده و پارتی های مخصوص این جوانان را برگزاری می کند. وی نام این شیوه عجیب را که به روشهای شیطان پرستان شبیه است “تغییر جسم” می نامد و معتقد است این اقدام شیوه جدیدی برای زیبا کردن است.

به گفته وی جوانانی که برای آماده شدن جهت شرکت در پارتی های مخصوص از این شیوه استفاده می کنند، با وصل کردن سرم فیزیولوژی به سرهای خود به مدت دو ساعت در انتظار می نشینند تا شاهد برآمده شدن پیشانی هایشان شوند.

وی مدعی است این اقدام ضرری برای جوانان ندارد و روز بعد آثارش از بین می رود. مائدا شیوه کله حلقه ای ها را مرتبط با مد روز دانسته و آن را در ادامه علاقه جوانان به خالکوبی و دیگر مدهای دهه اخیر در غرب می داند.

زیبایی به سبک “کله حلقه ای” های ژاپنی

با این حال پروفسور “ورنر مانگ” متخصص زیبایی از آلمان مخالف اظهارات مائدا است. به گفته وی اقدام جوانان ژاپنی می تواند برای سلامتی آنها بسیار خطرناک باشد. مانگ تاکید می کند سرم فیزیولوژی در برخی عمل های جراحی کاربرد دارد و کار آن جدا کردن پوست از بافت ماهیچه است. با این حال آنچه که کله حلقه ای ها با وارد کردن سرم زیر بافت پیشانی انجام می دهند صدمات غیرقابل جبران و مرگ را بدنبال دارد.
وی یادآور می شود تزریق چنین حجمی از سرم فیزیولوژی در بافت سر همچنین به اعصاب چشم آسیب جدی وارد کرده و حتی موجب کوری می شود. بر این اساس از نظر پزشکی دست زدن به چنین کاری دیوانگی است.



   برچسب‌ها: مد جدید و وحشتناکه ژاپنی ها, خانواده سبز
   
+ ۱۳۹۱/۰۲/۰۱
موضوع هک اطلاعات بانکی 10 روز پیش به پلیس اطلاع داده شد که کارشناسان پلیس متوجه شدند فقط اطلاعات دارندگان حسابهای بانکی منتشر شده است.

عامل هک کردن کارت های بانکی به خارج از کشور گریخته است و هیچ خطری برای دارندگان کارت ها نیست. پلیس فتای ایران و اینترپل مأموریت دارند تا مرد فراری را بازداشت کرده و به خاک ایران باز گردانند.

این در حالی است که پلیس می گوید هیچ سرقتی از عابر بانک ها نشده و تغییر رمز ضروری نیست و توصیه می کند مردم برای اطمینان بیشتر هر 3 ماه یکبار رمز کارت هایشان را تغییر دهند.

در پی انتشار ماجرای هک شدن اطلاعات برخی از حساب های بانکی و نگرانی بسیاری از مردم از به سرقت رفتن نقدینگی بانکی شان، خبرنگار روزنامه با یکی از مقامات ارشد پلیس، گفت و گوی ویژه ای انجام داد که می خوانید:

یکی از کارشناسان انفورماتیک شرکت پشتیبانی که وظیفه تهیه کارت های الکترونیکی بانکی را بر عهده دارد با انگیزه نامعلومی اقدام به هک و انتشار مشخصات بانکی شماری از مشتریان بانک ها کرده و در حال حاضر نیز به خارج از کشور فرار کرده است.

این مقام آگاه در ادامه افزود: موضوع هک اطلاعات بانکی 10 روز پیش به پلیس اطلاع داده شد که کارشناسان پلیس با بررسی های موشکافانه متوجه شدند فقط اطلاعات دارندگان حساب های بانکی منتشر شده است و هیچ سرقتی انجام نشده و این فرد هیچ دسترسی به رمز ها نداشته است و رمز ها در اختیار بانک مرکزی قرار دارد و هیچ تهدیدی وجود ندارد.

وی خاطر نشان کرد: هنوز انگیزه این فرد مشخص نشده است و کارشناسان پلیس احتمال می دهند وی برای تهدید این شرکت، خیانت در امانت کرده و با انگیزه مرموز و احتمالاً خصومت دست به این کار زده است و پلیس در حال شناسایی مخفیگاه این فرد در خارج از کشور است تا با همکاری پلیس اینترپل وی را بازداشت کنند.

این مقام پلیس به هموطنان توصیه کرد: برای اطمینان بیشتر و پیشگیری از هرگونه سرقت اینترنتی پیشنهاد پلیس این است که هر 3 ماه یکبار رمز ها تغییر کند و در انتقال وجه اینترنتی با هوشیاری کامل این امر صورت گیرد.

وی در پایان با تأکید بر این که هیچ وجهی از حساب ها سرقت نشده است خاطر نشان کرد: حتی یک ریال از حساب ها سرقت نشده و مردم نگران نباشند. هیچ سرقت اینترنتی حساب های آنان را تهدید نمی کند.

فردی که رمز عابربانکهای ایرانی را در وبلاگ خود منتشر کرده است دیروز در گفت و گو با تلویزیون فارسی زبان بی بی سی اطلاعات تازه ای را ارایه کرد.

خسرو زارع فرید به این شبکه تلویزیونی گفت: من رمز مردم را افشا نکرده ام و از همه شماره حسابها یک رقم کم کرده ام تا کسی نتواند به اطلاعات یا پولهای مردم دسترسی داشته باشد.

زارع شرکت طرف قرارداد با بانکها در زمینه عابربانکها را متهم اصلی پایین بودن امنیت شبکه دانست و گفت: شرکت مذکور حاضر به خرید سخت افزارهای لازم برای بالا بردن امنیت شبکه نیست.

وی افزود: عدم نظارت صحیح بر این شرکت باعث شده است تا اطلاعات مردم در دسترس افراد قرار گیرد و با این که من به بانکها هشدار دادم ولی کسی به صحبتهای من توجه نکرد.

زارع فرید که از ایران فرار کرده است در ادامه مصاحبه خود تصریح کرد: باید بانکهای ایرانی برای افزایش امنیت اطلاعات مشتریان خود بیشتر تلاش کنند.

  منبع : تکناز
1doost.com

   برچسب‌ها: خسرو زارع فرید, امنیت, عابر بانک, هک
   
+ ۱۳۹۱/۰۲/۰۱
اگر شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که پوست تیره ای دارید، نگران نباشید. ما امروز برای شما عزیزان نکته های جالبی را ارائه خواهیم کرد تا به وسیله این نکات شما در هنگام آرایش زیباتر به نظر برسید.

نکات زیر از یکی از سایت های آرایشی معروف استخراج و برای شما عزیزان ترجمه شده است:

- آرایش های جسورانه برای شما مناسب است. از رنگ های پاستلی و روشن اجتناب کنید و به سراغ رنگ های تند و طلایی و برنزی بیائید.

- برای چشمانتان می توانید از آرایش ظریف و خط چشم های کبود و آبی استفاده کنید و یا به سراغ رنگ های براقی مثل مسی بروید.

- در قسمت گونه ها با یک حرکت چرخشی از سمت گوش رو به پائین یک افکت سایه روشن ایجاد کنید.

-در لب ها از رژ لب های براق استفاده کنید وگرنه آرایشتان حالت برهنگی به خود می گیرد. دقت داشته باشید در صورتی که از رژ لب براق استفاده می کنید حالت سایه روشن به آن ندهید.

- همیشه قبل از زدن کرم پودر از زیر سازی با فون مناسب بهره بگیرید.

- از سایه های صورتی و قهوه ای و سفید هرگز استفاده نکنید.

  برگرفته از ماهنامه رسانه مد نوشته خانم بیگی
1doost.com

   برچسب‌ها: نکته های آرایشی برای پوست های تیره
   
+ ۱۳۹۱/۰۲/۰۱
ظرفیت این حافظه فلش که به شکل قارچ طراحی و ساخته شده است 32 گیگا بایت اعلام شد.

به گفته طراحان این فلش گران قیمت، روی پوشش آن 18.9 قیراط الماس و 34.11 قیراط یاقوت کار شده است.

گفتنی است جنس این حافظه فلش از طلای سفید است. طراح سوئیسی گران قیمت ترین فلش جهان درباره آن می گوید:

برای ساخت آن از زمرد، یاقوت سرخ و کبود نیز استفاده کردم تا مطمئن شوم هیچ همتایی در دنیا نخواهد داشت. گفتنی است برای استفاده از این فلش کاربر باید پوشش قارچ گونه آن را بردارد.

  منبع : همشهری آنلاین
1doost.com

   برچسب‌ها: گران ترین فلش جهان
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش