+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
لبو منبع سرشار از نیاسین، اسید پانتوتنیک، پیریدوکسین، کاروتنوئیدها و مواد معدنی مثل آهن، منگنز و منیزیم است.

چغندر از گیاهان با ارزش تغذیه ای بالا و از سبزیجات ریشه ای مفید برای سلامت قلب و عروق است.

رنگدانه های بی همتا و خاص آنتی اکسیدانی حاضر در این گیاه از بدن در برابر بیماری های عروق کرونر و آنفارکتوس محافظت می کنند و سطح کلسترول خون را پایین می آورند و خاصیت ضدپیری دارند.

از ریشه و برگ های چغندر برای مصارف مختلف استفاده می گردد.

خواص سلامتی لبوها

لبو بسیار کم کالری و کم چربی (شامل فقط 45 کیلوکالری به ازای 100 گرم)، اما سرشار از فیبر، ویتامین ها و مواد معدنی است.

ریشه گیاه نیز منبع فیتوکمیکال های گلیسین بتائین می باشد. بتائین دارای خاصیت پایین آورندگی هموسیستئین خون است. هموسیستئین یکی از فرآورده های متابولیسمی سمی است که موجب تشکیل پلاک های آترواسکلروز می گردد که ممکن است برای عروق خونی خطرآفرین باشند. افزایش میزان هموسیستئین خون ممکن است منجر به گسترش بیماری عروق کرونر قلب (CHD)، آنفارکتوس و بیماری عروق محیطی گردد.

لبو منبع بسیار خوب فولات است، اما پخت بسیار زیاد چغندر ممکن است به طور قابل ملاحظه ای این میزان را در غذا کاهش دهد. فولات برای سنتز DNA در سلول ها لازم است. فولات اگر در دوره پیش از بارداری مصرف گردد می تواند از نقص های مادرزادی در نوزاد جلوگیری کند.

همچنین لبو حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین C است. این ویتامین یک آنتی اکسیدان قوی می باشد که به بدن در تخریب رادیکال های آزاد که یکی از دلایل شیوع سرطان ها هستند کمک می کند.

برگ چغندر نیز منبع غنی کاروتنوئیدها و فلاوونوئیدها (آنتی اکسیدان) و ویتامین A است. این مواد در برگ چغندر چندین برابر بیشتر از لبو هستند. ویتامین A برای سلامتی غشاهای مخاطی و پوست و نیز بینایی ضروری است. مصرف سبزیجات طبیعی سرشار از فلاوونوئید به محافظت از بدن در برابر برخی سرطان ها کمک می کند.

همچنین لبو منبع سرشار از نیاسین (ویتامین B3)، اسید پانتوتنیک (ویتامین B5)، پیریدوکسین (ویتامین B6)، کاروتنوئیدها و مواد معدنی مثل آهن، منگنز و منیزیم است. به طور کلی این سبزی ریشه ای پخته شده سطح بسیار خوب پتاسیم را نیز دارا می باشد. پتاسیم در تنظیم ضربان قلب کمک کننده است و متابولیسم داخل سلولی را با مقابله کردن با اثرات زیان آور سدیم منظم می سازد.

روش های آماده سازی و تهیه

به آرامی سر و دم چغندر را بگیرید و آن را در آب سالم و روان بشویید تا قبل از استفاده، شن، خاک و گرد و غبار از روی آن ها پاک شود. از ریشه های پخته (لبو) و نیز نوع تازه آن ها (چغندر خام) و برگ های تر و تازه سبز رنگ آن ها و حتی ساقه ها در آماده سازی انواع غذاها استفاده می شود.

شما می توانید پوست بخش ریشه ای را بگیرید و آن را بخارپز کنید و آن را به صورت گرم به عنوان یک دسر خوشمزه میل نمایید (تهیه لبو) و یا حتی آن را به صورت پخته، در ترشی ها و یا سرد به عنوان یک چاشنی استفاده کنید و یا حتی به صورت پوست گرفته و خام خرد شده به عنوان یک سالاد مصرف نمایید.

روش های انتخاب و نگهداری

چغندرهای سالم، شاداب و دارای بافتی سفت را که عطر و طعم زیادی داشته باشند، از بازار انتخاب کنید. از چغندرهای آفت زده یا آن هایی که نرم شده اند خودداری کنید.

در صورت امکان از چغندر ارگانیک برای بهره مندی از حداکثر خواص سلامتی آن استفاده کنید.

برگ های چغندر نیز باید کاملاً در آب روان پاکیزه شسته شوند و در آب نمک به مدت تقریباً 30 دقیقه باقی بمانند تا خاک، آلودگی و هرگونه بقایای حشره کش روی آن ها از بین برود.

اگر تمامی این سبزی را خریداری می کنید، ریشه آن را از برگ های آن جدا کنید چون برگ ها رطوبت و مواد غذایی ریشه را می گیرند. از آن ها تا زمانی که تازه هستند استفاده کنید. چغندر تازه چند روز در یخچال باقی می ماند.

موارد ایمنی

ادرار قرمز یا صورتی رنگ پس از مصرف چغندر، لبو یا برگ چغندر کاملاً طبیعی است. این حالت تقریباً در 10 تا 15 درصد افراد که به طور ژنتیک قادر به شکستن رنگ دانه های بتاسیانین نیستند دیده می شود.

برگ چغندر حاوی اگزالیک اسید می باشد که ماده ای است که به طور طبیعی در سبزیجات وجود دارد و ممکن است باعث تشکیل سنگ های اگزالات در مجاری ادراری برخی افراد شود، بنابراین پرهیز از خوردن برگ چغندر به مقدار زیاد در افرادی که سابقه شناخته شده سنگ های اگزالات مجاری ادراری دارند توصیه می گردد.

  منبع : تبیان

   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
یک نگاتیو را فقط با مغزتان ظاهر کنید، این عکس، یک تبلیغ شرکت سونی است.

روی نقاط رنگی روی بینی در عکس تمرکز کنید، تا 30 بشمارید، حالا به دیوار یا سقف سفید رنگ یا هر جایی که سفید یکدست باشد نگاه کنید و شروع به پلک زدن کنید.

عجیب ترین ظهور عکس دنیا

تبریک! شما فقط با مغزتان یک نگاتیو را ظاهر کردید!


   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
دوربین های مداربسته در پارکینگ های انگلستان نشان می دهند زن ها بهتر از مردها پارک می کنند.

یک کلیشه قدیمی، که شاید طول عمر آن به اندازه طول عمر خود اتومبیل باشد، می گوید زن ها نمی توانند اتومبیل را به درستی پارک کنند. شاید شما هم جوک هایی در رابطه با این موضوع شنیده باشید. اما نتایج یک تحقیق نشان می دهد که این ایده کاملاً نادرست است و زنان حتی از مردها هم بهتر می توانند اتومبیل شان را پارک کنند. این تحقیق نشان می دهد که راننده های زن در راندن اتومبیل به داخل یک فضای پارک، مهارت بیشتری دارند.

دوربین مخفی های مداربسته در بریتانیا نشان می دهند که ممکن است زن ها زمان بیشتری را صرف پارک کردن اتومبیل شان بکنند، اما بسیار بیشتر از مردان در پارک کردن در یک فضای کوچک موفقند.

این تحقیق یکی از کلی ترین تحقیقاتی است که در زمینه تفاوت های رانندگی زنان و مردان صورت گرفته و هفت مؤلفه کلیدی را در مورد پارک کردن زنان و مردان، مقایسه کرده است.

زن ها در یافتن جای پارک، آماده شدن برای حرکت به داخل جای پارک و دنده عقب حرکت کردن به داخل فضای پارک موفق ترند، در حالی که مردها در حرکت دنده جلو به داخل فضای پارک موفق ترند و حرکات کمتری برای اصلاح موقعیت اتومبیل شان در جای پارک انجام می دهند. اما اگر تمام مؤلفه ها را کنار هم بگذاریم، زن ها با امتیاز 13.4 از 20، از مردها با امتیاز 12.3 از 20، عملکرد بهتری در پارک کردن اتومبیل دارند.

نیل بیسون، یک مربی رانندگی با تجربه است که نتایج این تحقیق را حیرت انگیز می داند. او می گوید: «بنا به تجربه ای که دارم، مردها همیشه آموزنده های بهتری هستند و در تمرین های رانندگی بهتر عمل می کنند. اما این امکان وجود دارد که زن ها در دریافت اطلاعات بهتر عمل کنند. به نظر می رسد نتایج این تحقیق این اسطوره را که مردها نسبت به فضا آگاهی بهتری دارند، رد می کند. این به ما نشان می دهد که وقتی پای پارک کردن اتومبیل در میان است، باید احترام بیشتری به راننده های زن بگذاریم. داده های علمی دروغ نمی گویند.»

این مطالعه را یک تیم تحقیقاتی با استفاده از فیلم های دوربین های مدار بسته و بررسی 2500 راننده در 700 پارکینگ بریتانیا و در طی یک مدت یک ماهه انجام شده است. در این تحقیق جنبه های مختلف پارک کردن هر شخص معلوم شد و وارد یک جدول نهایی شد تا «کیفیت پارک کردن» برای هر کدام از دو جنسیت مشخص شود.

اولین مولفه مربوط به پیدا کردن جای پارک بود. محققان دریافتند که کم طاقتی مردها باعث می شود که با سرعت بیشتری در یک پارکینگ حرکت کنند و جای پارک های خالی را از دست بدهند. ولی حرکت آهسته تر رانندگان زن باعث می شود که فضاهای خالی را سریع تر پیدا کنند و اگر راننده دیگری در حال ترک کردن پارکینگ است، به سرعت متوجه شوند.

بیش از سه چهارم زنان در جاگیری پیش از حرکت به جای پارک موفق عمل می کنند، در حالی که نیمی از مردان در این حرکت مهارت دارند. همچنین 39 درصد راننده های زن، حرکت دنده عقب به داخل جای پارک را درست انجام می دهند در حالی که این رقم برای مردها 28 درصد است.

در مقابل مردها بسیار سریع تر از زن ها عمل پارک کردن را انجام می دهند. در این مطالعه معلوم شد که یک راننده مرد به طور متوسط 16 ثانیه طول می کشد تا اتومبیلش را به طور کامل پارک کند، در حالی که این میزان برای یک راننده زن 21 ثانیه است.

شما چه فکر می کنید؟ آیا خودتان را راننده ماهری می دانید؟ آیا خودتان را در پارک کردن اتومبیل، ماهرتر از جنس مخالف می دانید؟

  منبع : عصرایران

   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
به گزارش مهر، مائوریتزیو پینیوتی، عکاس نجوم 44 ساله ایتالیایی با استفاده از تکنیک نوردهی طولانی و با کمک اجرام آسمانی درخشانی که در فاصله میلیونها سال نوری از زمین قرار دارند توانست تصاویری تماشایی از ستارگانی تهیه کند که شبیه به یک رنگین کمان در پهنه آسمان امتداد یافته اند. "پینیوتی" این عکسها را در پارک ملی کوهستانهای "سیبیلینی" در ایتالیا گرفته است.

وی در این خصوص اظهار داشت: "عکاسی تقریبا شغل دوم من است چون علاقه بسیار زیادی به این کار دارم اما هرگز به اندازه کافی برای دیدن چیزی شبیه به این خوش شانس نبودم. "

بر اساس گزارش دیلی میل، این عکاس آماتوری نجوم درباره روش عکاسی خود گفت: "برای تهیه این عکسها از 20 ثانیه تا بیش از 2 ساعت نوردهی کردم. زمانی که نتیجه این نوردهی طولانی مدت را دیدم دهانم باز مانده بود."

 

تصاویری تماشایی از رنگین کمان ستارگان

رنگین کمان ستاره- یک خوشه زیبای ستارگان یک گنبد واضح را در پهنه آسمان بالای جلگه کاستلوچو در پارک ملی کوهستانهای سیبیلینی ساخته است

 

تصاویری تماشایی از رنگین کمان ستارگان

یک چشم انداز شگفت انگیر و کمیاب- مائوریتزیو پینیوتی در خصوص دیدن این عکسها گفت: "زمانی که نتیجه این نوردهی طولانی مدت را دیدم دهانم باز مانده بود." عدم حضور آلودگیهای نوری در این پارک به این عکاس اجازه ثبت این چشم انداز شگفت انگیز را داد

 

تصاویری تماشایی از رنگین کمان ستارگان

خیره به ستارگان- مائوریتزیو پینیوتی می گوید که بین 20 ثانیه تا 2 ساعت نوردهی کرده است

 

  منبع : عصرایران

   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
بعضی افراد با این که می دانند باید میوه بخورند، اما از خوردن این مواد غذایی مفید امتناع می نمایند.

بسیاری از افراد هم نگرانی ها و سؤالات زیادی در مورد مصرف میوه ها دارند. اگر شما هم در مورد نقش میوه ها در رژیم غذایی خود دچار اشتباه شده اید و نمی دانید که باید از میوه ها استفاده کنید یا خیر، بهتر است این مقاله را بخوانید.

روزی چقدر میوه بخوریم؟

یکی از عادت های غذایی برزیلی ها، مصرف میوه به همراه صبحانه است. این عادت بسیار خوب است و ما هم تلاش می کنیم مروج آن در ایران باشیم. انسان در طول روز به ویتامین ها نیاز دارد و برخی ویتامین ها نظیر ویتامین C، به جذب املاحی مثل آهن کمک می کنند بنابراین وقتی در وعده صبحانه، میوه های حاوی ویتامین C مصرف می کنیم، جذب آهن گیاهی موجود در نان هم افزایش می یابد.

صبحانه می تواند بهترین وعده و حتی اصلی ترین وعده باشد. خوردن میوه هایی مثل انبه که سرشار از ویتامین C و A است، در صبح، ویتامین و قند بدن را در طول روز تأمین می کند. از آنجا که این میوه بومی کشور ما نیست، بیشتر خوردن پرتقال را توصیه می کنیم. گوجه فرنگی نیز از نظر ویتامین مانند میوه هاست اما قند بالایی ندارد.

توصیه می شود بین 3 تا 6 واحد در روز میوه مصرف شود. افراد با شرایط نامناسب اقتصادی یا کسانی که به خوردن میوه علاقه چندانی ندارند، باید حداقل 3 واحد میوه در روز بخورند اما برای کسانی که وضعیت اقتصادی خوبی دارند، مصرف 5 تا 6 واحد میوه توصیه می شود. این مقدار تقریباً برابر است با نیم کیلوگرم میوه در روز. البته این نیم کیلوگرم مختص میوه هایی است که آب زیادی ندارند مانند پرتقال، سیب، گلابی، انگور و... زیرا 4 تا 5 واحد طالبی، هندوانه و خربزه تقریباً معادل یک کیلوگرم میوه های دیگر است.

کودکان معمولاً به دلیل کوچک بودن حجم معده بیش از 2 واحد میوه در روز نمی خورند بنابراین می توان به آن ها آب میوه داد. البته توجه به این نکته ضروری است که مصرف بیش از اندازه میوه توصیه نمی شود زیرا میوه ها هم کالری بالایی دارند هم نسبت دریافت مواد غذایی را به هم می ریزند. درست است که میوه ویتامین دارد ولی نباید جایگزین پروتئین ها شود.

بهترین زمان مصرف میوه غیر از وعده صبح، در صورتی که غذا سنگین نباشد، میان وعده است. بعد از شام هم می توان میوه مصرف کرد.

آیا باید میوه هایی را خرید که به صورت ارگانیک رشد کرده اند؟

میوه هایی که به صورت طبیعی رشد کرده اند، میزان سطح سموم در آن ها پایین تر از میوه هایی است که به صورت گلخانه ای رشد می کنند. این را بدانید که بعضی از میوه ها نسبت به میوه های دیگر مقدار سم بیشتری روی آن ها نشسته است، بنابراین همه آن ها را به خوبی بشویید. از سالم ترین میوه ها می توان از میوه هایی نام برد که پوست آن ها را می شود کند، مانند: موز، انبه، پاپایا، کیوی و آناناس.

آفت کش ها در یکسری از میوه ها، نظیر سیب، توت، انگور، شلیل، هلو، گلابی، تمشک و توت فرنگی بیشتر هستند. اگر شما می توانید و توانایی مالی دارید، سعی کنید از میوه های طبیعی استفاده نمایید. البته باید پول بیشتری برای توت فرنگی نسبت به سایر میوه ها بپردازید.

بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که میوه های طبیعی را در فصل خودشان از یکسری فروشگاه هایی که محصولات طبیعی می فروشند تهیه نمایید. با این کار، شما نه تنها یک محصول خوب و سالم خریداری کرده اید، بلکه از مزرعه دارها نیز حمایت می کنید. به علاوه، خیلی خوب است که شما از نزدیک با یک کشاورز ملاقات نمایید.

چگونه می توانم خودم را مجبور به خوردن میوه کنم؟

* برای بسیاری از ورزشکاران، صبحانه بهترین زمان برای خوردن میوه است، مثلاً غلات صبحانه که روی آن پوشیده از موز است.

* وقتی شما گرسنه هستید، 100 کیلو کالری سیب نمی تواند راضی کننده اشتهای شما باشد. یک راه برای این که در این زمان از خوردن میوه لذت ببرید، این است که از پروتئین به همراه میوه استفاده کنید (مانند ترکیبی از سیب، پنیر کم چرب، موز، کشمش و آجیل ها).

* به فکر مخلوط ها باشید: مخلوط نصف فنجان شیر و یا آب پرتقال، به همراه یک عدد موز (می توانید از موز یخ زده استفاده کنید) و نیز توت فرنگی یا هر میوه ای که دم دست دارید، به علاوه کره بادام زمینی، شیر خشک (برای پروتئین)، دارچین، وانیل و... نوشیدنی میوه ای خوش طعمی است.

* شما می توانید از آب پرتقال برای بعد از ورزش کودکتان یا بعد از مسابقه استفاده کنید.

آیا انواع میوه ها انتخاب خوبی برای کسانی که رژیم غذایی دارند هستند؟

در جواب باید گفت بله، انواع میوه ها انتخاب شایسته ای هستند، با این حال کسانی هم که می گویند میوه ها بدون کالری هستند فقط خودشان را گول می زنند. اگر می خواهید خودتان را لاغر کنید و وزنتان برایتان اهمیت دارد، باید حواستان به میزان کالری مصرفی باشد و آن را حساب کنید.

آیا بعضی از میوه ها از بقیه بهتر هستند؟

همه میوه ها برای سلامتی مفید می باشند، اما بعضی از آن ها دارای مواد مغذی بیشتری به نسبت بقیه هستند. بعضی از بهترین میوه ها عبارتند از مرکبات مانند پرتقال، موز، خربزه، هندوانه، طالبی، توت، توت فرنگی، شاه توت، کیوی و انبه. وقتی در حال انتخاب میوه ها هستید، به این همه رنگ زیبا نگاه کنید، این رنگ ها، رنگ های رنگین کمان هستند، مانند توت فرنگی، انبه نارنجی، آناناس زرد، کیوی سبز و... که هر کدام از این رنگ ها شامل مواد مغذی بسیار می باشند.

آیا باید از میوه های کمتری استفاده کنیم تا کربوهیدرات کمتری به ما برسد؟

کربوهیدرات های موجود در میوه ها به دو نوع تقسیم می شوند: قند و نشاسته. بعد از گذشت مدتی که میوه ها کاملاً رسیدند، نشاسته موجود در میوه تبدیل به قند می شود. برای مثال یک موز سبز رنگ که مقداری از پوست آن زرد شده است 80 درصد نشاسته و 7 درصد قند دارد. موزی که بیشتر آن به رنگ زرد در آمده 25 درصد نشاسته و 65 درصد قند دارد. یک موز خال دار که کاملاً رسیده است، فقط 5 درصد نشاسته و 90 درصد قند دارد.

قند موجود در میوه ها نه غیرسالم است و نه بد! برخلاف شکر سفید که شکر تصفیه شده است، قند موجود در میوه توسط مجموعه هایی از مواد مغذی از قبیل ویتامین C، فولات، فیبر و فیتوکمیکال به بهبودی بعد از ورزش و کاهش خطر ابتلا به فشار خون بالا، سرطان و یبوست کمک می کند. شما باید سعی کنید بیشتر میوه بخورید، نه این که از آن دور بمانید.

چند ساعت بعد از غذا میوه بخوریم؟

یک تا دو ساعت پس از صرف غذا بهترین زمان برای خوردن میوه است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت؛ محمدرضا زارع، کارشناس مواد غذایی در پاسخ به این پرسش که «آیا پس از صرف غذا می توان میوه مصرف کرد یا خیر؟» تصریح کرد: با توجه به این که بعد از غذا خوردن، معده پر و سنگین است، خوردن میوه به این سنگینی دامن می زند و در عمل هضم، مشکل ایجاد می کند و بهتر است یک تا دو ساعت پس از صرف غذا باشد.

وی یادآور شد: البته برخی افراد، به علت حساسیت نداشتن گیرنده های انسولین، پرخوری یا تحریک پذیری پانکراس، بعد از خوردن غذا تمایل به مصرف ماده شیرین دارند، که تنها به این افراد توصیه می شود بعد از صرف غذا، به جای مصرف شیرینی، مربا و سایر مواد قندی از میوه استفاده کنند.

زارع متذکر شد: خوردن میوه و یا ساندویچ های سبک، به مقدار کم در میان وعده ها، باعث کاهش ولع افراد برای وعده بعد می شود، از افت فشارخون و خستگی زودهنگام، جلوگیری می کند و به این ترتیب قدرت فکر و کار را افزایش می دهد و از رفتارهای تنش زای فرد با دیگران جلوگیری می شود.

  منبع : تبیان

   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
اصغر فرهادی، مهران مدیری، رضا عطاران و عموپورنگ که زمانی اعتبار تلویزیون بودند این روزها خارج از خانه اصلی خود هنرنمایی می کنند. چرا این تلویزیونی ها این روزها در خارج از قاب جادویی به موفقیت می رسند؟

چند روز دیگر مراسم اسکار است و به احتمال بسیار قوی اصغر فرهادی، بزرگ ترین افتخار سینمای ایران را به دست خواهد آورد.

"مهران مدیری" با ساخت «قهوه تلخ» و پخش آن در شبکه نمایش خانگی عملا یکی از پربیننده ترین سریال های بعد از انقلاب را تولید کرد.

"رضا عطاران" بهترین کارگردان اولی جشنواره فجر امسال شد و دو بازی بسیار عالی در فیلم های «بی خود و بی جهت» و «خوابم می آد» ارایه کرد.

"عمو پورنگ" هم با «شبکه کودک» خودش، در سوپرمارکتی ها، روز به روز به مخاطبان خود می افزاید اما در این میان باید گفت تلویزیون که به نوعی مهد پرورش این چهار استعداد بود جای خالی آنها را در قاب خود بیش از پیش احساس می کند.

جالی خالی این چهار نفر و شاید چندین نفر دیگر نشان می دهد که تلویزیون بخوبی استعداد کشف می کند، آنها را پرورش می دهد ولی نمی تواند این استعدادها را در دل خود نگه دارد اما چرا این جاهای خالی بیشتر احساس می شود؟

شاید یک دلیلش این باشد که در چند سال اخیر تلویزیون دست به تربیت نیروهای جدید و مستعدی که بتوانند جای خالی این آدم ها را در حوزه های تخصصی شان پر کند، نزده است و نتیجه اش این می شود که "سعید آقاخانی" (با تمام استعداد و مزیت هایی که دارد و قابل انکار نیست) می شود تمام بضاعت تلویزیون برای ساخت یک سریال کمدی.

وقتی هر سریالی که ساخته می شود با کلی ممیزی های مقطعی و سلیقه ای مواجه می شود رمق و انگیزه ای برای آدم های خلاق و متفکر نمی ماند.

وقتی معیار صدا و سیما برای دریافت نظرهای مردم محدود به چند سایت اینترنتی می شود و نظر آنها در خصوص یک سریال یا یک فرد تبدیل به بخش نامه در این سازمان می شود و خطوط قرمز هر روز بیشتر می شود مسلما همه محصولات سطحی باقی خواهند ماند و آدم هایی مثل این چهار نفر که زمانی منبع اصلی جذب مخاطب برای تلویزیون بودند ترجیح می دهند رسانه مادر خود را ترک کنند و در مدیوم های دیگر فعالیت خود را ادامه دهند.

در ادامه به اختصار به پرونده تلویزیونی این چهار نفر و دلایل جدایی آنها از تلویزیون می پردازیم.

اصغر فرهادی

رویای حضور دوباره آقای اسکار

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

"اصغر فرهادی" سال هایی که دانشجوی مقطع فوق لیسانس دانشکده تربیت مدرس بود، آرام آرام کارش را در تلویزیون شروع کرد. در همان سال های دانشجویی بود که متن هایی را برای رادیو می نوشت. اما همه چیز با «روزگار جوانی» کلید خورد. سریالی که توانست بعد از گذشت دو، سه قسمت به محبوب ترین سریال تلویزیون تبدیل شود. این سریال را "شاپور قریب" کارگردانی می کرد. اما آنچه که «روزگار جوانی» را متمایز از بقیه سریال ها می کرد، متن هایی بود که توسط نویسنده آن نوشته می شد و او کسی نبود جز «اصغر فرهادی»؛ نویسنده جوانی که نامش برای تئاتری ها آشنا بود، اما اهالی سینما و تلویزیون شناختی از او نداشتند.

درباره قدرت فیلمنامه هایی که فرهادی برای این سریال می نوشت همین بس که وقتی در میانه سریال و از قسمت سیزدهم، "اصغر توسلی"، تهیه کننده سریال تصمیم به کنارگذاشتن شاپور قریب گرفت و خودش کارگردان سریال شد، هیچ تغییری در کیفیت سریال پدید نیامد.

اتفاقی که در سری دوم «روزگار جوانی» افتاد. در فصل دوم این سریال "علی اکبر محلوجیان" جایگزین اصغر فرهادی شد و توسلی بر اساس فیلمنامه هایی از این فیلمنامه نویس سری جدید سریال پرطرفدار آن سال ها را جلوی دوربین برد، اما همانطور که پیش بینی می شد فصل دو «روزگار جوانی» با سوار شدن بر موج موفقیت فصل یک توانست مخاطبان را با خود همراه کند.

زوج توسلی و محلوجیان بعد از این و با الگوبرداری از ساختار «روزگار جوانی» سریال «دختران» را ساخت که نتوانست درصدی از موفقیت آن سریال را برایش تکرار کند.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

اصغر فرهادی که نقش تاثیرگذارش در موفقیت «روزگار جوانی» بر همه عیان شده بود، با تغییر مسیر به سمت کارگردانی وجه دیگری از توانایی های خود را به رخ کشید.

اولین سریال او در مقام کارگردان، سریالی استودیویی با نام «چشم به راه» بود. سریالی که داستان آن در سالن انتظار یک زایشگاه می گذشت و "جمشید جهانزاده" بازیگر اصلی آن بود که هر قسمت در قالب شخصیت جدیدی پا به این زایشگاه می گذاشت.

فرهادی در این سریال نوع جدیدی از کمدی را به مخاطب تلویزیون عرضه کرد، ساختاری که سال ها بعد "محمد رحمانیان" در سریال هایی چون «نیمکت» و «در گوش سالمم زمزمه کن» به نوعی دیگر آن را ادامه داد.

اصغر فرهادی کارگردانی در تلویزیون را با «چشم به راه» شروع کرد و با سریال نوروزی «مجتمع مسکونی فرخ و فرج» ادامه داد و درنهایت به «داستان یک شهر» رسید. سریالی که آن را در دو فصل برای شبکه تهران ساخت.

فرهادی با الهام از برنامه مستند گزارشی «در شهر» که حسابی در آن سال ها به خاطر گزارش های جنجالی اش از سطح شهر پرمخاطب شده بود، سریال جدیدش را جلوی دوربین برد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

او در فصل اول این سریال محور قصه هایش را روی شخصیت هایی که گروه برنامه ساز «در شهر» را تشکیل می دادند استوار کرد و بر همین اساس بود که رابطه اعضای این گروه با بازی "آتنه فقیه نصیری"، "علی قربان زاده"، "علی سلیمانی"، "نیما رئیسی" و "فرامرز صدیقی" در متن قرار گرفت و سوژه هایی که قرار بود این گروه از آن گزارش تهیه کنند، در حاشیه قرار گرفت.

اما همه چیز از فصل دو «داستان یک شهر» شروع شد، جایی که دیگر گروه مستندساز «در شهر» که حالا ترکیب بازیگرانش هم تغییر کرده بود، در متن ماجرا نبودند و این معضلات و مشکلات آدم های جامعه بود که در محور قصه های «داستان یک شهر» قرار گرفتند. سریالی که بسیاری معتقدند پایه گذار سینمایی است که بعدها فرهادی با «چهارشنبه سوری» آن را شروع کرد و با «جدایی نادر از سیمین» آن را به بلوغ رساند.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

فرهادی با طرح سوژه هایی که تا پیش از این در تلویزیون تابو بود به نوعی خطوط قرمز را در این رسانه جا به جا کرد، اما همین جسارت در نگاه موجب شد تا سریال از گزند تیغ تیز ممیزی در امان نماند. با وجود ممیزی های بسیار اما سریال آنقدر مورد توجه مخاطبان و اهالی حرفه ای سینما قرار گرفت که موجب شد درهای سینما به روی این کارگردان گشوده شود.

دعوت "ابراهیم حاتمی کیا" از فرهادی برای نگارش فیلمنامه «ارتفاع پست» آغاز این مسیر بود و از اینجا بود که تلویزیون استعداد تازه شکوفا شده خود را از دست داد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

بعد از «داستان یک شهر» فرهادی به شکل رسمی فقط نامش یک بار دیگر در تیتراژ یک سریال دیده شد و آن هم نخستین سریال همسرش "پریسا بخت آور" بود. سریالی با نام «یادداشت های کودکی» که فرهادی نگارش فیلمنامه آن را برعهده داشت.

حالا یک دهه از دوری فرهادی از تلویزیون می گذرد، او این روزها مرد اول سینمای ایران است، حضور دوباره او در تلویزیون بیشتر شبیه یک رویای دست نیافتنی است.

مهران مدیری

سلطان کمدی دور از تخت سلطنت

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

با تمام فراز و نشیب های دو دهه حضورش در تلویزیون هنوز هم او را "سلطان بلامنازع کمدی در تلویزیون" می دانند.

کسی که در تلویزیون سال ها بی رقیب بود و فقط در چند سال اخیر یکی از همکاران قدیمی خودش (رضا عطاران) تا حدودی توانست به جایگاه او در رسانه ملی نزدیک شود و مرد اول مجموعه «ساعت خوش» هر کاری که در دهه 70 ساخت، پرمخاطب شد، عملا هم کسی نبود که بتواند با او رقابت کند، همین مساله باعث شد که مدیری در کارهای انتهایی دهه هفتادش با افت کیفیت مواجه شود.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

واقعا نمی شود کیفیت «ساعت خوش»، «سال خوش»، «نوروز 76» و «جنگ 77» را با «ببخشید شما» و «پلاک 14» مقایسه کرد. در همان سال ها بود که پدیده هایی به نام "مهدی مظلومی" (بدون شرح) و "مهران غفوریان" (زیر آسمان شهر) توانستند گوی سبقت را از مدیری بگیرند و مدیری هم با یک سکوت دوساله هیچ کاری را کارگردانی نکرد.

در حالی که همه فکر می کردند مدیری تبدیل به یک چهره سوخته در تلویزیون شده ناگهان او یک غافلگیری دیگر را برای مخاطبانش به وجود آورد و آن هم ساخت سریال بی نظیر «پاورچین» بود. سریالی که در شبکه تهران تولید و پخش شد. این سریال دوباره مدیری را به اوج رساند و این بار مدیری که تازه به یک گروه تقریبا ثابت رسیده بود توانست به خوبی موقعیت جدیدش را هدایت کند و روی دیگر هنر خود را نشان دهد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

تقریبا هر آنچه مدیری در دهه 80 و بعد از «پاورچین» ساخت، همگی با استقبال خیره کننده مخاطبان مواجه شدند اما تلویزیون از همان ابتدای دهه 80 سر ناسازگاری اش را با مدیری آغاز کرد. هنوز هم خیلی ها رد تیغ تیزهای ممیزی را در نقطه چین به یاد دارند، هنوز هم کسی از خاطرش نرفته که «شب های برره» یک شبه تولیدش متوقف شد و مطمئنا هنوز هم انواع و اقسام فشارهایی که بر مدیری برای دو سریال «مرد هزار چهره» و «مرد دوهزار چهره» وارد شد در خاطر او مانده است.

اما «قهوه تلخ» عامل اصلی جدایی مدیری و تلویزیون بود. سریالی که قرار بود برای پخش از تلویزیون ساخته شود اما به دلیل عمل نکردن تعهدات مالی برادران "آقاگلیان" نسبت به تلویزیون در سریال «مرد دوهزار چهره»، تلویزیون پخش «قهوه تلخ» را منوط به تسویه حساب برادران آقاگلیان با سازمان صدا و سیما کرد که عملا این اتفاق نیفتاد و «قهوه تلخ» وارد شبکه نمایش خانگی شد و در آنجا هم با یک فروش خیره کننده مواجه شد و تقریبا کمتر کسی است که تایید نکند اگر قهوه تلخ در تلویزیون پخش می شد می توانست تبدیل به پربیننده ترین سریال پس از انقلاب شود و کاش تلویزیون در این زمینه کمی اغماض می کرد تا در اوج نبود کمدی های مخاطب پسند، «قهوه تلخ» بتواند اعتبار دوباره ای به تلویزیون بدهد و مخاطبان از دست داده اش را بازگرداند که خب این اتفاق نیفتاد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

تیرهایی که تلویزیون و مدیری در این مدت به سوی هم انداختند عملا حضور دوباره مدیری در تلویزیون را در هاله ای از ابهام قرار داده است. از آن طرف هم مدیری با حضور در یک فیلم سینمایی (پل چوبی) و اظهار تمایلش برای ساخت اولین فیلم سینمایی اش مقدمات دل کندش از تلویزیون را فراهم کرده تا بیستمین مرد قدرتمند ایران در سال 2009 از نگاه مجله نیوزویک، مهم ترین پایگاه خود را کنار بگذارد و تلویزیون هم عملا سلطان کمدی ساز بعد از انقلاب خود را از دست بدهد.

رضا عطاران

عطا از تلویزیون گریخت

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

"عطاران" یکی از همان بچه معروف های «ساعت خوش» بود که برخلاف خیلی از رفقایش در آن مجموعه توانست مسیر درستی برای کار کردن در تلویزیون پیدا کند.

عطاران خود را محدود به بازیگری نکرد و تلاش کرد مثل مدیری پشت دوربین برود، این اتفاق خیلی سریع و در اواسط دهه 70 با کارگردانی مجموعه «سیب خنده» برای او افتاد. مجموعه ای که به شدت مورد استقبال عموم قرار گرفت.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

بلافاصله بعد از آن مجموعه «مجید دلبندم» را کارگردانی کرد تا به نوعی جای پای خود را در تلویزیون محکم تر کند ولی هنوز به نوعی زیر سایه مدیری و کارهای دهه 70 او قرار داشت. حتی کارگردانی سریال هایی مثل «کوچه اقاقیا» و «قطار ابدی» هم نتوانست عطاران را از زیر سایه سنگین یار قدیمی اش بیرون بکشد تا اینکه بالاخره کارگردانی سریال «خانه به دوش» عطاران یک شبه ره صدساله را پیمود.

البته موفقیت مجموعه «خانه به دوش» که در ماه رمضان روی آنتن رفت بیشتر به این دلیل بود که عطاران توانسته بود نگاه و دید جدیدی که توجه بیشتری به آدم های واقعی و طبقه متوسط جامعه داشت را به کارهای کمدی وارد کند، نگاهی که هنوز در برخی آثار کارگردانان تلویزیون ازجمله مجید صالحی، سعید آقاخانی رگه های پررنگی از آن دیده می شود.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

«متهم گریخت» و «ترش و شیرین» دیگر کارهای موفق عطاران بودند که نام او را به عنوان یک کارگردان و بازیگر کمدی کاملا در تلویزیون تثبیت کرد و حتی کار را به جایی رساند که بعضی کارهای دیگر را با پسوند کمدی عطارانی می شناختند.

در اوج موفقیت، عطاران به سریال «بزنگاه» رسید، سریالی که هرچند در حد و اندازه های کارهای قبلی عطاران نبود اما به دلیل انواع و اقسام مشکلاتی که سر راهش گذاشته شد و ممیزی هایی که به دلایل واهی گریبانش را گرفت، عطاران را از تلویزیون دلگیر کرد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

بعد از «بزنگاه» بود که عطاران به شکل غیررسمی از تلویزیون خداحافظی کرد و دیگر در هیچ کار تلویزیونی نه به عنوان بازیگر و نه به عنوان کارگردان حضور پیدا نکرد. در این بین تلویزیون هم به جز در یک مورد (پیشنهاد ساخت سریال «یک وجب خاک» برای شبکه سه که عطاران شخصا آن را قبول نکرد) با این فرض که دیگر کارگردانان عرصه کمدی که بعضی هایشان زمانی از دستیاران عطاران بودند می توانند به خوبی جای خالی او را در تلویزیون پر کنند به این قهر عطاران توجهی نکرد تا او تمام وقت خود را صرف حضور در کارهای سینمایی کند.

این حضور آنقدر پررنگ بود که تقریبا نیمی از فیلم های موجود در کارنامه بازیگری عطاران در سینما، در همین چند سالی بوده که از تلویزیون خداحافظی کرده است. عطاران با تلاشی مثال زدنی در سینما هم مسیر موفقیت خود را ادامه داد، به طوری که در یکی، دو سال اخیر او پولسازترین بازیگر سینمای ایران شده است.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

و بالاخره اولین کار سینمایی اش را هم امسال کارگردانی کرد: «خوابم میاد» توانست جایزه سیمرغ بلورین «بهترین کارگردان اولی» را در سی امین جشنواره فیلم فجر برای عطاران به ارمغان بیاورد.

حالا شما مقایسه کنید در جدایی عطاران از تلویزیون کدام یک بیشتر ضرر کرده اند؟ عطارانی که تبدیل به یکی از برترین چهره های حال حاضر سینما در عرصه کمدی شده یا تلویزیونی که چند سالی است حتی یک کمدی ماندگار هم نتوانسته تولید کند؟

عمو پورنگ (داریوش فرضیایی)

آیا او برمی گردد؟!

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

یکی، دو هفته ای می شود که «عمو پورنگ» مورد علاقه بچه ها هم تصمیم گرفته به جای آمدن به تلویزیون و خواندن «در قندون، لب خندن» یا «کی از همه باهوش تره؟ من! من! من!» از شبکه دو، راهش را کج کند و یک راست برود داخل یک لوح فشرده سرخابی یا نارنجی و کنار بقیه سی دی های مقوایی سوپرمارکت ها، جا خوش کند. عمو پورنگی که 9 سال تمام، عنوان "بهترین و پربیننده ترین برنامه کودک تلویزیون" را داشت و بچه ها هنوز هم که هنوز است، ترانه هایش را به خاطر دارند.

او سال 78 با مجموعه «تورنگ و پورنگ» به تلویزیون آمد و بعد از آن با اجرای برنامه کودک و نوجوان و اسم مستعار هنری «عمو پورنگ» در سال 81، توانست اسم و رسمی پیدا کند و ستاره ای برای کودکان این رسانه باشد؛ ستاره ای که حالا بدون حضور تلویزیون هم خیلی خوب درخشیده و به یکی از پرفروش ترین های شبکه خانگی تبدیل شده.

بعد از یک دهه از تولید این برنامه، خروج عمو پورنگ از تلویزیون و تبدیل شدنش به کالایی که در کنار شیر و تخم مرغ و نوشابه؛ در اوضاع و شرایطی اتفاق افتاد که "مسلم آقاجانزاده" -تهیه کننده این برنامه- بهار امسال از پخش سریال «استودیو پورنگ» تا اول تیر از تلویزیون خبر داده بود اما اینکه چه بلایی سر این سریال آمد و چرا هیچ خبر دیگری درباره آن به گوش نرسید، مساله ای است که انگار هیچ کس دلش نمی خواهد درباره اش حرفی بزند.

به هر حال در این شرایط، اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که یا عمو پورنگ و عواملش از نظر مالی با تلویزیون به توافق نرسیده اند یا اینکه احساس کرده اند خروجشان از این رسانه، علاوه بر آزادی عملی که برای کار دارند، پول بیشتری هم نصیبشان می کند.

با درنظرگرفتن این دو پیش فرض، یک سوال اساسی پیش می آید، آن هم اینکه آیا تلویزیون واقعا حاضر نیست برای رسیدگی به علایق کودکان و نگه داشتنشان مقابل آنتن رسانه ملی، یک کمی بیشتر هزینه کند؟! آیا خود تلویزیون هنوز به این واقعیت نرسیده که با انواع و اقسام عموها و خاله های تقلبی که این روزها بدون کمترین تخصصی مثل قارچ وسط شبکه های مختلف سبز شده اند، حتی اگر چندبرابر هم هزینه کند، بازهم نمی تواند این کودکان بی گناه را دلخوش کنار خودش نگه دارد؟

شاهد اصلی این ادعا، جدول نظرسنجی خود مرکز تحقیقات صدا و سیماست که تا پایان سال 89، در تمام نظرسنجی هایی که از کودکان داشته، آنها بیشترین رای را به عمو پورنگ و امیرمحمد داده اند و بعد از این برنامه است که «فتیله» و بقیه برنامه قرار گرفته اند.

قطعا این علاقه به پایان نمی رسد و کودکان به محض شنیدن خبر توزیع «شبکه کودک عمو پورنگ»، با پول توجیبی شان هم شده، آن را تهیه می کنند اما آیا صدا و سیما به این مساله فکر کرده که کودکان بعد از تماشای این سری جدید، چه فکری راجع به تلویزیون خواهند کرد؟!

اولین سوالی که به ذهن این مخاطبان کودک می رسد: آیا غیر از این است که «برنامه عمو پورنگ چقدر شادتر و خنده دارتر شده!» و این که چرا زمانی که این برنامه از تلویزیون پخش می شد، از این همه آهنگ شاد و حرکات موزون و هیاهویی که عمو پورنگ به همراه گربه های سه قلو ایجاد کرده، خبری نبود؟!

  منبع : برترین ها

   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
اصغر فرهادی، مهران مدیری، رضا عطاران و عموپورنگ که زمانی اعتبار تلویزیون بودند این روزها خارج از خانه اصلی خود هنرنمایی می کنند. چرا این تلویزیونی ها این روزها در خارج از قاب جادویی به موفقیت می رسند؟

چند روز دیگر مراسم اسکار است و به احتمال بسیار قوی اصغر فرهادی، بزرگ ترین افتخار سینمای ایران را به دست خواهد آورد.

"مهران مدیری" با ساخت «قهوه تلخ» و پخش آن در شبکه نمایش خانگی عملا یکی از پربیننده ترین سریال های بعد از انقلاب را تولید کرد.

"رضا عطاران" بهترین کارگردان اولی جشنواره فجر امسال شد و دو بازی بسیار عالی در فیلم های «بی خود و بی جهت» و «خوابم می آد» ارایه کرد.

"عمو پورنگ" هم با «شبکه کودک» خودش، در سوپرمارکتی ها، روز به روز به مخاطبان خود می افزاید اما در این میان باید گفت تلویزیون که به نوعی مهد پرورش این چهار استعداد بود جای خالی آنها را در قاب خود بیش از پیش احساس می کند.

جالی خالی این چهار نفر و شاید چندین نفر دیگر نشان می دهد که تلویزیون بخوبی استعداد کشف می کند، آنها را پرورش می دهد ولی نمی تواند این استعدادها را در دل خود نگه دارد اما چرا این جاهای خالی بیشتر احساس می شود؟

شاید یک دلیلش این باشد که در چند سال اخیر تلویزیون دست به تربیت نیروهای جدید و مستعدی که بتوانند جای خالی این آدم ها را در حوزه های تخصصی شان پر کند، نزده است و نتیجه اش این می شود که "سعید آقاخانی" (با تمام استعداد و مزیت هایی که دارد و قابل انکار نیست) می شود تمام بضاعت تلویزیون برای ساخت یک سریال کمدی.

وقتی هر سریالی که ساخته می شود با کلی ممیزی های مقطعی و سلیقه ای مواجه می شود رمق و انگیزه ای برای آدم های خلاق و متفکر نمی ماند.

وقتی معیار صدا و سیما برای دریافت نظرهای مردم محدود به چند سایت اینترنتی می شود و نظر آنها در خصوص یک سریال یا یک فرد تبدیل به بخش نامه در این سازمان می شود و خطوط قرمز هر روز بیشتر می شود مسلما همه محصولات سطحی باقی خواهند ماند و آدم هایی مثل این چهار نفر که زمانی منبع اصلی جذب مخاطب برای تلویزیون بودند ترجیح می دهند رسانه مادر خود را ترک کنند و در مدیوم های دیگر فعالیت خود را ادامه دهند.

در ادامه به اختصار به پرونده تلویزیونی این چهار نفر و دلایل جدایی آنها از تلویزیون می پردازیم.

اصغر فرهادی

رویای حضور دوباره آقای اسکار

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

"اصغر فرهادی" سال هایی که دانشجوی مقطع فوق لیسانس دانشکده تربیت مدرس بود، آرام آرام کارش را در تلویزیون شروع کرد. در همان سال های دانشجویی بود که متن هایی را برای رادیو می نوشت. اما همه چیز با «روزگار جوانی» کلید خورد. سریالی که توانست بعد از گذشت دو، سه قسمت به محبوب ترین سریال تلویزیون تبدیل شود. این سریال را "شاپور قریب" کارگردانی می کرد. اما آنچه که «روزگار جوانی» را متمایز از بقیه سریال ها می کرد، متن هایی بود که توسط نویسنده آن نوشته می شد و او کسی نبود جز «اصغر فرهادی»؛ نویسنده جوانی که نامش برای تئاتری ها آشنا بود، اما اهالی سینما و تلویزیون شناختی از او نداشتند.

درباره قدرت فیلمنامه هایی که فرهادی برای این سریال می نوشت همین بس که وقتی در میانه سریال و از قسمت سیزدهم، "اصغر توسلی"، تهیه کننده سریال تصمیم به کنارگذاشتن شاپور قریب گرفت و خودش کارگردان سریال شد، هیچ تغییری در کیفیت سریال پدید نیامد.

اتفاقی که در سری دوم «روزگار جوانی» افتاد. در فصل دوم این سریال "علی اکبر محلوجیان" جایگزین اصغر فرهادی شد و توسلی بر اساس فیلمنامه هایی از این فیلمنامه نویس سری جدید سریال پرطرفدار آن سال ها را جلوی دوربین برد، اما همانطور که پیش بینی می شد فصل دو «روزگار جوانی» با سوار شدن بر موج موفقیت فصل یک توانست مخاطبان را با خود همراه کند.

زوج توسلی و محلوجیان بعد از این و با الگوبرداری از ساختار «روزگار جوانی» سریال «دختران» را ساخت که نتوانست درصدی از موفقیت آن سریال را برایش تکرار کند.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

اصغر فرهادی که نقش تاثیرگذارش در موفقیت «روزگار جوانی» بر همه عیان شده بود، با تغییر مسیر به سمت کارگردانی وجه دیگری از توانایی های خود را به رخ کشید.

اولین سریال او در مقام کارگردان، سریالی استودیویی با نام «چشم به راه» بود. سریالی که داستان آن در سالن انتظار یک زایشگاه می گذشت و "جمشید جهانزاده" بازیگر اصلی آن بود که هر قسمت در قالب شخصیت جدیدی پا به این زایشگاه می گذاشت.

فرهادی در این سریال نوع جدیدی از کمدی را به مخاطب تلویزیون عرضه کرد، ساختاری که سال ها بعد "محمد رحمانیان" در سریال هایی چون «نیمکت» و «در گوش سالمم زمزمه کن» به نوعی دیگر آن را ادامه داد.

اصغر فرهادی کارگردانی در تلویزیون را با «چشم به راه» شروع کرد و با سریال نوروزی «مجتمع مسکونی فرخ و فرج» ادامه داد و درنهایت به «داستان یک شهر» رسید. سریالی که آن را در دو فصل برای شبکه تهران ساخت.

فرهادی با الهام از برنامه مستند گزارشی «در شهر» که حسابی در آن سال ها به خاطر گزارش های جنجالی اش از سطح شهر پرمخاطب شده بود، سریال جدیدش را جلوی دوربین برد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

او در فصل اول این سریال محور قصه هایش را روی شخصیت هایی که گروه برنامه ساز «در شهر» را تشکیل می دادند استوار کرد و بر همین اساس بود که رابطه اعضای این گروه با بازی "آتنه فقیه نصیری"، "علی قربان زاده"، "علی سلیمانی"، "نیما رئیسی" و "فرامرز صدیقی" در متن قرار گرفت و سوژه هایی که قرار بود این گروه از آن گزارش تهیه کنند، در حاشیه قرار گرفت.

اما همه چیز از فصل دو «داستان یک شهر» شروع شد، جایی که دیگر گروه مستندساز «در شهر» که حالا ترکیب بازیگرانش هم تغییر کرده بود، در متن ماجرا نبودند و این معضلات و مشکلات آدم های جامعه بود که در محور قصه های «داستان یک شهر» قرار گرفتند. سریالی که بسیاری معتقدند پایه گذار سینمایی است که بعدها فرهادی با «چهارشنبه سوری» آن را شروع کرد و با «جدایی نادر از سیمین» آن را به بلوغ رساند.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

فرهادی با طرح سوژه هایی که تا پیش از این در تلویزیون تابو بود به نوعی خطوط قرمز را در این رسانه جا به جا کرد، اما همین جسارت در نگاه موجب شد تا سریال از گزند تیغ تیز ممیزی در امان نماند. با وجود ممیزی های بسیار اما سریال آنقدر مورد توجه مخاطبان و اهالی حرفه ای سینما قرار گرفت که موجب شد درهای سینما به روی این کارگردان گشوده شود.

دعوت "ابراهیم حاتمی کیا" از فرهادی برای نگارش فیلمنامه «ارتفاع پست» آغاز این مسیر بود و از اینجا بود که تلویزیون استعداد تازه شکوفا شده خود را از دست داد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

بعد از «داستان یک شهر» فرهادی به شکل رسمی فقط نامش یک بار دیگر در تیتراژ یک سریال دیده شد و آن هم نخستین سریال همسرش "پریسا بخت آور" بود. سریالی با نام «یادداشت های کودکی» که فرهادی نگارش فیلمنامه آن را برعهده داشت.

حالا یک دهه از دوری فرهادی از تلویزیون می گذرد، او این روزها مرد اول سینمای ایران است، حضور دوباره او در تلویزیون بیشتر شبیه یک رویای دست نیافتنی است.

مهران مدیری

سلطان کمدی دور از تخت سلطنت

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

با تمام فراز و نشیب های دو دهه حضورش در تلویزیون هنوز هم او را "سلطان بلامنازع کمدی در تلویزیون" می دانند.

کسی که در تلویزیون سال ها بی رقیب بود و فقط در چند سال اخیر یکی از همکاران قدیمی خودش (رضا عطاران) تا حدودی توانست به جایگاه او در رسانه ملی نزدیک شود و مرد اول مجموعه «ساعت خوش» هر کاری که در دهه 70 ساخت، پرمخاطب شد، عملا هم کسی نبود که بتواند با او رقابت کند، همین مساله باعث شد که مدیری در کارهای انتهایی دهه هفتادش با افت کیفیت مواجه شود.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

واقعا نمی شود کیفیت «ساعت خوش»، «سال خوش»، «نوروز 76» و «جنگ 77» را با «ببخشید شما» و «پلاک 14» مقایسه کرد. در همان سال ها بود که پدیده هایی به نام "مهدی مظلومی" (بدون شرح) و "مهران غفوریان" (زیر آسمان شهر) توانستند گوی سبقت را از مدیری بگیرند و مدیری هم با یک سکوت دوساله هیچ کاری را کارگردانی نکرد.

در حالی که همه فکر می کردند مدیری تبدیل به یک چهره سوخته در تلویزیون شده ناگهان او یک غافلگیری دیگر را برای مخاطبانش به وجود آورد و آن هم ساخت سریال بی نظیر «پاورچین» بود. سریالی که در شبکه تهران تولید و پخش شد. این سریال دوباره مدیری را به اوج رساند و این بار مدیری که تازه به یک گروه تقریبا ثابت رسیده بود توانست به خوبی موقعیت جدیدش را هدایت کند و روی دیگر هنر خود را نشان دهد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

تقریبا هر آنچه مدیری در دهه 80 و بعد از «پاورچین» ساخت، همگی با استقبال خیره کننده مخاطبان مواجه شدند اما تلویزیون از همان ابتدای دهه 80 سر ناسازگاری اش را با مدیری آغاز کرد. هنوز هم خیلی ها رد تیغ تیزهای ممیزی را در نقطه چین به یاد دارند، هنوز هم کسی از خاطرش نرفته که «شب های برره» یک شبه تولیدش متوقف شد و مطمئنا هنوز هم انواع و اقسام فشارهایی که بر مدیری برای دو سریال «مرد هزار چهره» و «مرد دوهزار چهره» وارد شد در خاطر او مانده است.

اما «قهوه تلخ» عامل اصلی جدایی مدیری و تلویزیون بود. سریالی که قرار بود برای پخش از تلویزیون ساخته شود اما به دلیل عمل نکردن تعهدات مالی برادران "آقاگلیان" نسبت به تلویزیون در سریال «مرد دوهزار چهره»، تلویزیون پخش «قهوه تلخ» را منوط به تسویه حساب برادران آقاگلیان با سازمان صدا و سیما کرد که عملا این اتفاق نیفتاد و «قهوه تلخ» وارد شبکه نمایش خانگی شد و در آنجا هم با یک فروش خیره کننده مواجه شد و تقریبا کمتر کسی است که تایید نکند اگر قهوه تلخ در تلویزیون پخش می شد می توانست تبدیل به پربیننده ترین سریال پس از انقلاب شود و کاش تلویزیون در این زمینه کمی اغماض می کرد تا در اوج نبود کمدی های مخاطب پسند، «قهوه تلخ» بتواند اعتبار دوباره ای به تلویزیون بدهد و مخاطبان از دست داده اش را بازگرداند که خب این اتفاق نیفتاد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

تیرهایی که تلویزیون و مدیری در این مدت به سوی هم انداختند عملا حضور دوباره مدیری در تلویزیون را در هاله ای از ابهام قرار داده است. از آن طرف هم مدیری با حضور در یک فیلم سینمایی (پل چوبی) و اظهار تمایلش برای ساخت اولین فیلم سینمایی اش مقدمات دل کندش از تلویزیون را فراهم کرده تا بیستمین مرد قدرتمند ایران در سال 2009 از نگاه مجله نیوزویک، مهم ترین پایگاه خود را کنار بگذارد و تلویزیون هم عملا سلطان کمدی ساز بعد از انقلاب خود را از دست بدهد.

رضا عطاران

عطا از تلویزیون گریخت

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

"عطاران" یکی از همان بچه معروف های «ساعت خوش» بود که برخلاف خیلی از رفقایش در آن مجموعه توانست مسیر درستی برای کار کردن در تلویزیون پیدا کند.

عطاران خود را محدود به بازیگری نکرد و تلاش کرد مثل مدیری پشت دوربین برود، این اتفاق خیلی سریع و در اواسط دهه 70 با کارگردانی مجموعه «سیب خنده» برای او افتاد. مجموعه ای که به شدت مورد استقبال عموم قرار گرفت.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

بلافاصله بعد از آن مجموعه «مجید دلبندم» را کارگردانی کرد تا به نوعی جای پای خود را در تلویزیون محکم تر کند ولی هنوز به نوعی زیر سایه مدیری و کارهای دهه 70 او قرار داشت. حتی کارگردانی سریال هایی مثل «کوچه اقاقیا» و «قطار ابدی» هم نتوانست عطاران را از زیر سایه سنگین یار قدیمی اش بیرون بکشد تا اینکه بالاخره کارگردانی سریال «خانه به دوش» عطاران یک شبه ره صدساله را پیمود.

البته موفقیت مجموعه «خانه به دوش» که در ماه رمضان روی آنتن رفت بیشتر به این دلیل بود که عطاران توانسته بود نگاه و دید جدیدی که توجه بیشتری به آدم های واقعی و طبقه متوسط جامعه داشت را به کارهای کمدی وارد کند، نگاهی که هنوز در برخی آثار کارگردانان تلویزیون ازجمله مجید صالحی، سعید آقاخانی رگه های پررنگی از آن دیده می شود.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

«متهم گریخت» و «ترش و شیرین» دیگر کارهای موفق عطاران بودند که نام او را به عنوان یک کارگردان و بازیگر کمدی کاملا در تلویزیون تثبیت کرد و حتی کار را به جایی رساند که بعضی کارهای دیگر را با پسوند کمدی عطارانی می شناختند.

در اوج موفقیت، عطاران به سریال «بزنگاه» رسید، سریالی که هرچند در حد و اندازه های کارهای قبلی عطاران نبود اما به دلیل انواع و اقسام مشکلاتی که سر راهش گذاشته شد و ممیزی هایی که به دلایل واهی گریبانش را گرفت، عطاران را از تلویزیون دلگیر کرد.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

بعد از «بزنگاه» بود که عطاران به شکل غیررسمی از تلویزیون خداحافظی کرد و دیگر در هیچ کار تلویزیونی نه به عنوان بازیگر و نه به عنوان کارگردان حضور پیدا نکرد. در این بین تلویزیون هم به جز در یک مورد (پیشنهاد ساخت سریال «یک وجب خاک» برای شبکه سه که عطاران شخصا آن را قبول نکرد) با این فرض که دیگر کارگردانان عرصه کمدی که بعضی هایشان زمانی از دستیاران عطاران بودند می توانند به خوبی جای خالی او را در تلویزیون پر کنند به این قهر عطاران توجهی نکرد تا او تمام وقت خود را صرف حضور در کارهای سینمایی کند.

این حضور آنقدر پررنگ بود که تقریبا نیمی از فیلم های موجود در کارنامه بازیگری عطاران در سینما، در همین چند سالی بوده که از تلویزیون خداحافظی کرده است. عطاران با تلاشی مثال زدنی در سینما هم مسیر موفقیت خود را ادامه داد، به طوری که در یکی، دو سال اخیر او پولسازترین بازیگر سینمای ایران شده است.

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

و بالاخره اولین کار سینمایی اش را هم امسال کارگردانی کرد: «خوابم میاد» توانست جایزه سیمرغ بلورین «بهترین کارگردان اولی» را در سی امین جشنواره فیلم فجر برای عطاران به ارمغان بیاورد.

حالا شما مقایسه کنید در جدایی عطاران از تلویزیون کدام یک بیشتر ضرر کرده اند؟ عطارانی که تبدیل به یکی از برترین چهره های حال حاضر سینما در عرصه کمدی شده یا تلویزیونی که چند سالی است حتی یک کمدی ماندگار هم نتوانسته تولید کند؟

عمو پورنگ (داریوش فرضیایی)

آیا او برمی گردد؟!

ستاره هایی که تلویزیون قدرشان را ندانست

یکی، دو هفته ای می شود که «عمو پورنگ» مورد علاقه بچه ها هم تصمیم گرفته به جای آمدن به تلویزیون و خواندن «در قندون، لب خندن» یا «کی از همه باهوش تره؟ من! من! من!» از شبکه دو، راهش را کج کند و یک راست برود داخل یک لوح فشرده سرخابی یا نارنجی و کنار بقیه سی دی های مقوایی سوپرمارکت ها، جا خوش کند. عمو پورنگی که 9 سال تمام، عنوان "بهترین و پربیننده ترین برنامه کودک تلویزیون" را داشت و بچه ها هنوز هم که هنوز است، ترانه هایش را به خاطر دارند.

او سال 78 با مجموعه «تورنگ و پورنگ» به تلویزیون آمد و بعد از آن با اجرای برنامه کودک و نوجوان و اسم مستعار هنری «عمو پورنگ» در سال 81، توانست اسم و رسمی پیدا کند و ستاره ای برای کودکان این رسانه باشد؛ ستاره ای که حالا بدون حضور تلویزیون هم خیلی خوب درخشیده و به یکی از پرفروش ترین های شبکه خانگی تبدیل شده.

بعد از یک دهه از تولید این برنامه، خروج عمو پورنگ از تلویزیون و تبدیل شدنش به کالایی که در کنار شیر و تخم مرغ و نوشابه؛ در اوضاع و شرایطی اتفاق افتاد که "مسلم آقاجانزاده" -تهیه کننده این برنامه- بهار امسال از پخش سریال «استودیو پورنگ» تا اول تیر از تلویزیون خبر داده بود اما اینکه چه بلایی سر این سریال آمد و چرا هیچ خبر دیگری درباره آن به گوش نرسید، مساله ای است که انگار هیچ کس دلش نمی خواهد درباره اش حرفی بزند.

به هر حال در این شرایط، اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که یا عمو پورنگ و عواملش از نظر مالی با تلویزیون به توافق نرسیده اند یا اینکه احساس کرده اند خروجشان از این رسانه، علاوه بر آزادی عملی که برای کار دارند، پول بیشتری هم نصیبشان می کند.

با درنظرگرفتن این دو پیش فرض، یک سوال اساسی پیش می آید، آن هم اینکه آیا تلویزیون واقعا حاضر نیست برای رسیدگی به علایق کودکان و نگه داشتنشان مقابل آنتن رسانه ملی، یک کمی بیشتر هزینه کند؟! آیا خود تلویزیون هنوز به این واقعیت نرسیده که با انواع و اقسام عموها و خاله های تقلبی که این روزها بدون کمترین تخصصی مثل قارچ وسط شبکه های مختلف سبز شده اند، حتی اگر چندبرابر هم هزینه کند، بازهم نمی تواند این کودکان بی گناه را دلخوش کنار خودش نگه دارد؟

شاهد اصلی این ادعا، جدول نظرسنجی خود مرکز تحقیقات صدا و سیماست که تا پایان سال 89، در تمام نظرسنجی هایی که از کودکان داشته، آنها بیشترین رای را به عمو پورنگ و امیرمحمد داده اند و بعد از این برنامه است که «فتیله» و بقیه برنامه قرار گرفته اند.

قطعا این علاقه به پایان نمی رسد و کودکان به محض شنیدن خبر توزیع «شبکه کودک عمو پورنگ»، با پول توجیبی شان هم شده، آن را تهیه می کنند اما آیا صدا و سیما به این مساله فکر کرده که کودکان بعد از تماشای این سری جدید، چه فکری راجع به تلویزیون خواهند کرد؟!

اولین سوالی که به ذهن این مخاطبان کودک می رسد: آیا غیر از این است که «برنامه عمو پورنگ چقدر شادتر و خنده دارتر شده!» و این که چرا زمانی که این برنامه از تلویزیون پخش می شد، از این همه آهنگ شاد و حرکات موزون و هیاهویی که عمو پورنگ به همراه گربه های سه قلو ایجاد کرده، خبری نبود؟!

  منبع : برترین ها

   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶
در 2 سال اول زندگی، کودک کاملا به مادر وابسته است؛ نیازهای کودک فقط توسط مادر برآورده می شود و پدرها معمولا تنها شاهد بزرگ شدن کودک هستند و نهایت مسئولیت و کمک شان، در ارتباط با کارهای کودک، به طور غیرمستقیم و از طریق توجه به مادر و کمک کردن به او خواهد بود.

با بزرگ تر شدن کودک و رشد شناختی و شخصیتی او اما نیاز دیگری هم به نیاز های ابتدایی او اضافه می شود؛ نیاز به تربیت و آموزش از ساده ترین رفتارها مانند استفاده از دستشویی گرفته تا حرف زدن و بازی کردن.

در جامعه مدرن امروزی، عملا بعد از رسیدن کودک به سن مدرسه و ارتباط با دیگر همسالان، کودک بسیاری از آموزش ها را از معلمان، مدرسه، همسالان و حتی رسانه هایی مانند تلویزیون یاد می گیرد اما تا قبل از مدرسه، کودکی که تنها با والدین خود ارتباط دارد هم نیاز به آموزش و تربیت دارد اما واقعا وظیفه اصلی تربیت کودک بر عهده کیست؟

روان پزشکان چه می گویند؟
تربیت و پرورش یک کودک، شاید مهم ترین و سخت ترین وظیفه ای باشد که کسی در زندگی برعهده خواهد داشت. نظریات روان شناسان مشهوری مانند فروید و بندورا که بر تاثیر آموزش های دوران کودکی در شکل گیری شخصیت بزرگسالی کودک تاکید دارند، اهمیت نقش والدین را نشان می دهد. بندورا معتقد است رفتار و شخصیت آدمی اکتسابی است یعنی بر اثر یادگیری شکل می گیرد. فروید پا را از این هم فراتر می گذارد و می گوید تنها تجارب چند سال اول زندگی کوک شخصیت او را شکل می دهد و کودک در سال های اول تنها در کنار پدر و مادر است.

والدین نخستین الگوهای رفتاری هستند که کودک با آن ها مواجه است و در بین بقیه افرادی که در کنار کودک قرار دارند، والدین تاثیرگذارترین هستند. از همان سال های ابتدایی زندگی، کودک مفاهیمی مانند مهربانی، احترام، دوست داشتن، دروغ، خشم و بقیه خصوصیات شخصیتی را از والدین خود الگو می گیرد. او بسیاری از این ها را به طور ناخودآگاه و حتی بدون تلاش والدین از آن ها و از رفتارهای آن ها کسب می کند به همین دلیل والدین باید کاملا نسبت به رفتار های خود در قبال کودک هشیار باشند.

والدین باید مشورت کنند
روان شناسان توصیه می کنند که بهتر است والدین حتی قبل از بچه دار شدن با هم در مورد رفتارها و انتظارات شان در قبال کودک حرف بزنند و از نوع والدگری یکدیگر اطلاع داشته باشند. پدر باید بداند مادر چه انتظاری از کودکش خواهد داشت و چه رفتاری را برای کودکش مناسب می داند. متخصصان می گویند والدین باید به یک نقطه مشترک در تربیت کودک برسند و این کار با حرف زدن و همچنین مشاهده نمونه های دیگر، بحث کردن در مورد مسائل مختلف تربیت کودک و مشکلاتی که ممکن است در مسیر آموزش کودک اتفاق بیفتد، شکل می گیرد اما مهم ترین نکته ای که والدین باید در مورد آن به توافق برسند، انضباطی است که کودک در چهارچوب آن قرار خواهد گرفت. رفتارهای کودک باید حد و مرز مشخصی داشته باشد، باید کسی باشد که به کودک درست یا غلط بودن هر رفتاری را آموزش دهد و در صورتی که والدین در این مورد با یکدیگر توافق نداشته باشند، کودک دچار سردرگمی خواهد شد. شکل دادن یک چهارچوب رفتاری برای کودک به او کمک می کند که یاد بگیرد بعدها در اجتماع چطور رفتار کند.

مربی اصلی کودک کیست؟
به طور سنتی، مادرها وظیفه آموزش کودک را برعهده دارند اما گاهی پدرها هم دوست دارند در این امر دخالت داشته باشند. به غیر از آموزش های شخصیتی که در بالا گفته شد، بعضی رفتارها و کارهای کوچک تر و به ظاهر کم اهمیت تری هم وجود دارند که کودک باید بتدریج آن ها را از کسی یاد بگیرد. زمان استراحت و خواب، نوع غذا خوردن، بازی کردن، حرف زدن و چیزهایی از این قبیل، مسائل روزمره ای هستند که کودک در سال های اول زندگی باید یاد بگیرد. محققان در یک تحقیق با بررسی روی 112 خانواده که کودکانی در سنین قبل از مدرسه داشتند به نتایج جالبی دست یافتند. آن ها مشاهده کردند در خانه هایی که پدر با کودک بیشتر بازی می کند و ارتباطش با کودک در زمینه بازی های فکری، ورزش کردن، دویدن و محبت کردن است، والدین با هم همکاری مناسب تری در تربیت کودک دارند و مادر راحت تر می تواند به کودک آموزش های لازم را بدهد. در این خانواده ها اغلب اختلاف کمتری هم در زمینه تربیت کودک وجود دارد. در نقطه مقابل، در خانه هایی که پدر سعی دارد در آموزش کارهایی مانند مراقبت های روزمره مثل حمام کردن و استفاده از دست شویی، مسواک کردن، آماده کردن غذا و چیزهایی از این قبیل دخالت کند، بعد از یک سال از نخستین مشاهده محققان، اختلاف های بیشتری بین والدین در زمینه تربیت کودک به وجود آمده است. در این خانواده ها والدین بیشتر از هم در زمینه تربیت کودک ایراد می گیرند و نحوه آموزش های یکدیگر را زیر سوال می برند. مخالفت های والدین در موضوعات مختلف رفتاری در این خانواده ها آشکار تر و حتی گاه به صورت جر و بحث هایی در حضور کودک هم مشاهده شد؛ موضوعی که به نظر کارشناسان کاملا بر تربیت کودک تاثیر منفی خواهد گذاشت.

بهتر است شراکتی تربیت نکنید
بسیاری از والدین می گویند که می خواهند تربیت کودک را به طور مشترک و با همراهی یکدیگر انجام دهند اما در عمل این اتفاق کمتر رخ می دهد. از نظر کارشناسان، بهتر است یکی از والدین کودک نقش یک مربی را داشته باشد و والد دیگر صرفا نقش همراهی و کمک کردن را. آن ها معتقدند بهتر است مادر به علت ارتباط بیشتر با کودک این نقش اصلی را بر عهده بگیرد و پدر نظراتش را در مورد تربیت کودک تنها با مادر در میان بگذارد و خود سعی نکند به روش خود به کودک آموزش دهد.

نتایج این تحقیق کاملا نقش بحث و گفت و گوی والدین قبل از بچه دار شدن یا در سال های اول زندگی کودک در مورد چگونگی تربیت او را نشان می دهد. مشاوره های قبل از بارداری و آموزش والدگری قبل از بچه دار شدن یا حتی حین آن می تواند به والدین در مورد روش مناسب تربیت کودک کاملا کمک کند و به آن ها اجازه دهد تا از تعارضات احتمالی جلوگیری کنند.

نکته بسیار مهم در مورد این مشکلات این است که تفاهم نداشتن در روش تربیت کودک حتی ممکن است به تفاهم نداشتن در زندگی مشترک والدین هم منجر شود مسئله ای که می تواند تاثیر مخرب بیشتری در تربیت کودک داشته باشد. بسیاری از کودکان در سال های قبل از مدرسه و در سنین 5 تا 6 سالگی، کاملا مشکلات بین والدین را می فهمند و در صورتی که احساس کنند خودشان یا موضوعی مربوط به آن ها باعث به وجود آمدن مشکل بین والدین شان شده ممکن است احساس سرخوردگی یا گناه کنند.

آموزش همه جانبه است
والدین باید به یاد داشته باشند مهم ترین راه تربیت کودک، نه فقط آموزش کلامی است بلکه آن ها باید با فرزندشان زندگی کرده و در کنار او وقت بگذرانند.

وقت گذاشتن برای کودک، توسط والدینی که در بیرون از خانه شاغل هستند کار سختی است؛ اینجاست که زمان های مشترک مانند زمان صرف غذا و روزهای تعطیل اهمیت پیدا می کنند. در این زمان ها تنها با کودک تان حرف نزنید، با یکدیگر هم ارتباط داشته باشید و اجازه دهید تا کودک قوانین زندگی را با مشاهده شما یاد بگیرد. همیشه حواس تان باشد که کودک تان شاهد رفتارهای شما خواهد بود و حتی به طور ناخودآگاه از آن الگو خواهد گرفت.

حوزه های مختلف رفتاری را از هم جدا کنید
شاپی سالیوان، یکی از روان شناسان مجری این تحقیق می گوید: «هنگامی که پدر و مادر هردو به یک اندازه می خواهند نقش مراقبتی و نظارتی داشته باشند، در مقابل هم قرار بگیرند، این کودک است که بین پدر و مادر له می شود.» او پیشنهاد می کند والدینی که این احساس را دارند بهتر است مسئولیت ها را با هم تقسیم کنند. حوزه های مختلف رفتاری را از هم جدا کرده و هرکدام در حوزه خود به آموزش کودک بپردازد و در عین حال با هم همیشه در هماهنگی باشند که در این حوزه ها آموزش های متفاوتی به کودک ندهند. مادر ها می توانند بهداشت فردی را به کودک یاد بدهند و پدر نحوه رفتار با کودکان دیگر را به فرزندش آموزش بدهد؛ غذا خوردن و تغذیه کودک با مادر باشد و پدر، بازی کردن را به کودک یاد بدهد.

اما از آنجا که بیشتر رفتار های ما به عنوان پدر و مادر به طور ناخودآگاه به الگوی ذهنی خودمان از والدین مان برمی گردد و با توجه به نقش تاریخی مادران در تربیت کودک، ناخودآگاه این مادران هستند که قدرت اصلی در پرورش کودک محسوب می شوند و پدر ها بهتر است تنها با مادران همفکری و همراهی کنند.» به عقیده دکتر سالیوان والدگری، به طور مشترک ممکن است بسیار ایده آل و مطلوب به نظر برسد اما در عمل، کار بسیار سختی است.

  منبع : برترین ها

   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶

لحظه های تنهایی


   برچسب‌ها: عکس, لحظه های, تنهایی, تنها
   
+ ۱۳۹۰/۱۲/۰۶

مدل لباس عروس - دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390
مدل لباس عروس سبک خارجی - شنبه ششم اسفند 1390
مدل لباس عروس نزدیک و پشت - شنبه ششم اسفند 1390
مدل موي لباس عروس دكلته - شنبه ششم اسفند 1390
لباس عروس دکولته کرستی - شنبه ششم اسفند 1390
لباس عروس پشت باز جدید - شنبه ششم اسفند 1390
لباس عروس نیم آستین بدون یقه - جمعه پنجم اسفند 1390
ژورنال لباس عروس - جمعه پنجم اسفند 1390
لباس عروس سینه بسته - شنبه بیست و نهم بهمن 1390
لباس عروس آستین توری - شنبه بیست و نهم بهمن 1390
سبک جدید لباس عروس - شنبه بیست و نهم بهمن 1390
ژست عکس قدی عروس - شنبه بیست و نهم بهمن 1390
ژست مدرن عروس - شنبه بیست و نهم بهمن 1390
ژست جدید عروس - شنبه بیست و نهم بهمن 1390
تور عروس - شنبه پانزدهم بهمن 1390
لباس عروس توری - دوشنبه دهم بهمن 1390
ژست عکس تکی عروس - یکشنبه دوم بهمن 1390
لباس عروس مدل پری دریایی دامن گشاد - پنجشنبه بیست و نهم دی 1390
لباس عروس - پنجشنبه بیست و نهم دی 1390
انواع لباس عروس - چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390
لباس عروس پفی - چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390
لباس عروس خارجی - سه شنبه بیست و هفتم دی 1390
مدل و عکس لباس عروس - یکشنبه بیست و پنجم دی 1390
مدل تور سینه عروس - چهارشنبه بیست و یکم دی 1390
لباس عروس با آستین گیپور - سه شنبه بیستم دی 1390
رنگ سنتی مجموعه لباس عروس - سه شنبه بیستم دی 1390
مجموعه مدل های لباس عروس - دوشنبه نوزدهم دی 1390
لباس عروس مدل قلب - یکشنبه هجدهم دی 1390
مد عروس - پنجشنبه پانزدهم دی 1390
نگین دوزی کمر لباس عروس - یکشنبه یازدهم دی 1390
مدل لباس عروس پری دریایی - شنبه دهم دی 1390
مدل جدید دکولته لباس عروس - شنبه دهم دی 1390
ژست عروس ها - شنبه دهم دی 1390
مدل موی عروس 2012 - جمعه نهم دی 1390
مدل جدید لباس عروس کمر باریک - پنجشنبه هشتم دی 1390
لباس عروس با آستین و یقه توری - دوشنبه پنجم دی 1390
حالت ایستاده عروس - یکشنبه چهارم دی 1390
نقش و نگار لباس عروس - یکشنبه چهارم دی 1390
لباس عروس یقه هفت - شنبه سوم دی 1390
لباس عروس پولکی - جمعه دوم دی 1390
لباس عروس موجی - پنجشنبه یکم دی 1390
مدل لباس عروس سینه چاکدار - سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
مدل لباس عروس - سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
عکس نیمرخ عروس - دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390
لباس عروس یقه هفتی - یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390
نقش روی لباس عروس - شنبه بیست و ششم آذر 1390
شو لباس عروس - جمعه بیست و پنجم آذر 1390
مدل لباس عروس دکولته پشت باز - دوشنبه بیست و یکم آذر 1390
لباس عروس مدل های 2012 - دوشنبه بیست و یکم آذر 1390
لباس عروس پشت یقه هفت - یکشنبه بیستم آذر 1390

نحوه ایستادن عروس - یکشنبه بیستم آذر 1390
مدل گل دامن لباس عروس - شنبه نوزدهم آذر 1390
ژست عروس خانم - سه شنبه پانزدهم آذر 1390
مدل قدی عروس - شنبه دوازدهم آذر 1390
مدل لباس عروس یقه هفت - جمعه یازدهم آذر 1390
مدل عروس - پنجشنبه دهم آذر 1390
مدل لباس عروس موجی - چهارشنبه نهم آذر 1390
مدل لباس عروس تک بند - چهارشنبه نهم آذر 1390
مدل لباس عروس سال 2012 - سه شنبه هشتم آذر 1390
مدل لباس توری عروس - شنبه پنجم آذر 1390
لباس عروس سینه باز - پنجشنبه سوم آذر 1390
لباس عروس با دامن موج دار - پنجشنبه سوم آذر 1390
ژست عروس در اتلیه - پنجشنبه سوم آذر 1390
لباس عروس جنس حریر - چهارشنبه دوم آذر 1390
بند پاپیونی لباس عروس - چهارشنبه دوم آذر 1390
لباس عروس 2012 - یکشنبه بیست و نهم آبان 1390
لباس عروس 2012 با دامن موج دار - جمعه بیست و هفتم آبان 1390
لباس عروس یقه رومی - سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390
دوخت ساده لباس عروس - دوشنبه بیست و سوم آبان 1390
عکس ایستاده عروس - دوشنبه بیست و سوم آبان 1390
ژست ایستاده عروس - یکشنبه بیست و دوم آبان 1390
لباس عروس مدل کاج - شنبه بیست و یکم آبان 1390
آستین و یقه توری لباس عروس - شنبه بیست و یکم آبان 1390
طرح دوخت کمر لباس عروس - جمعه بیستم آبان 1390
لباس های عروس - جمعه بیستم آبان 1390
لباس عروس حالت موجی - چهارشنبه هجدهم آبان 1390
مدل لباس عروس پوشیده - یکشنبه پانزدهم آبان 1390
لباس عروس شانه افتاده - پنجشنبه دوازدهم آبان 1390
لباس عروس یقه ضربدری - چهارشنبه یازدهم آبان 1390
مدل لباس عروس پارچه ابریشمی - سه شنبه دهم آبان 1390
مدل لباس عروس خارجی - سه شنبه دهم آبان 1390
مدل تاپ لباس عروس - دوشنبه نهم آبان 1390
مدل دکولته لباس عروس - یکشنبه هشتم آبان 1390
مدل لباس عروس تور دار - پنجشنبه پنجم آبان 1390
لباس عروس با دامن بلند - چهارشنبه چهارم آبان 1390
مدل لباس عروس پف دار - سه شنبه سوم آبان 1390
مدل لباس عروس توری - سه شنبه سوم آبان 1390
لباس عروس یقه گرد - دوشنبه دوم آبان 1390
کمر بند نگین دار عروس - یکشنبه یکم آبان 1390
مدل دوخت پارچه لباس عروس - شنبه سی ام مهر 1390
عکس ژست عروس - جمعه بیست و نهم مهر 1390
مدل لباس عروس 2012 - جمعه بیست و نهم مهر 1390
مدل لباس عروس یقه دار - چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390
لباس عروس ساده شیک - چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390
نازک دوزی لباس عروس - دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390
مدل لباس عروس چین دار - پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390
طرح لباس عروس - پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390
عکس عروس مدل رزا کلارا 2012 - چهارشنبه بیستم مهر 1390
مدل لباس عروس جذب - چهارشنبه بیستم مهر 1390
لباس عروس بند دار - چهارشنبه بیستم مهر 1390

ژست عروس - جمعه پانزدهم مهر 1390
لباس عروس چاک دار - سه شنبه دوازدهم مهر 1390
پاپیون لباس عروس - یکشنبه دهم مهر 1390
لباس عروس ساده چیندار - یکشنبه دهم مهر 1390
مدل لباس عروس جدید خارجی - شنبه نهم مهر 1390
مدل لباس عروس بدون آستین - جمعه هشتم مهر 1390
لباس عروس بلند - جمعه هشتم مهر 1390
مدل ایستاده عروس - سه شنبه پنجم مهر 1390
طرح لباس توری عروس - دوشنبه چهارم مهر 1390
لباس عروس یقه باز - یکشنبه سوم مهر 1390
لباس عروس ساده بلند - شنبه دوم مهر 1390
لباس عروس با تور سینه - شنبه دوم مهر 1390
مدل لباس عروس حریر - جمعه یکم مهر 1390


   برچسب‌ها: بیش از 1000, مدل, لباس, عروس
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش