+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲
آلیسا مور معروف به پینک خواننده محبوب و سرشناس آمریکایی تنها 5 پس روز از بدنیا آوردن دخترش ، او را برای گرفتن حمام آفتاب به ساحل دریا آورد.

پینک و همسرش " کری هارت" برای گرفتن حمام آفتاب به همراه "ویلو" به ساحل آمدند.
پینک به خاطر خارج شدن از خانه و آمدن به ساحل  بعد از پنج روز خوشحالترین فرد این جمع سه نفره بود.
 این خواننده 31 ساله که از طرفداران محیط زیست به حساب می آید و به بو و عطر اقیانوس علاقه شدیدی دارد در ساحل زیبای دریا اقدام به معرفی عضو جدید خانواده شان به جهانیان کرد.
پینک بعد از به دنیا آمدن فرزندش در توئیتر نوشت :" از به دنیا آمدن دخترمان "ویلو سیج هارت " بسیار خوشحالیم . او بسیار زیبا و شبیه پدرش است."

http://eshetab.com/files/1307867742.jpg


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲

محمد رضا راستگو در وبلاگ شخصی اش به مناسبت روز تولد عادل فردوسی پور نوشت:

راستش از محله‌ای در غرب تهران شروع شد؛ شهرآرا. 11 مهرماه سال ۱۳۵۳ بود که عادل به دنیا آمد؛
در خانواده‌ای که پدرش مهندس برق بود و یک خواهر و یک برادر داشت. فضای خانه مسلما فضای فوتبالی نبود و او به دلیل علاقه‌اش به فوتبال، بچه سر به راه خانه محسوب نمی‌شد. دبستان را در مدرسه ذوقی، راهنمایی را در مدرسه طالقانی و دبیرستان را… البرز. بچه درس‌خوانی بود؛ آن‌قدر درس‌خوان که با معدل بالای ۱۸ دیپلم گرفت اما فوتبال هیچ‌وقت از سرش نیفتاد. شاید به همین خاطر هم بود که پدر با او کاری نداشت. بعد هم در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع قبول شد و تا پایان فوق لیسانس ادامه داد...

 

به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر


اغلب کارهای ترجمه‌ای را خودش انجام می‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود که در دوره‌ای در دانشگاه تدریس می‌کرد و البته در کلاس‌های زبان. باورتان می‌شود عادل فردوسی‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشید بدانید کلاس‌های زبان عادل چگونه می‌گذرد، یک نفر برای‌تان زحمتش را کشیده: "تا حالا سر کلاس‌های عادل فردوسی‌پور رفتید یا نه؟ خوب اگر نرفتید، هیچ اشکالی نداره و چیز خاصی رو از دست ندادید؛ به جز یک سری اطلاعات فوتبالی.”
از اول جلسه که پسرا می‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همین سوال کافیه که عادل‌خان شروع کنه به سخنرانی و یک مدت مدیدی پشت سر این بازیکن و اون تیم و اینا بگه و اطلاعات رو کنه. خلاصه بعد از همه این حوادث، جناب عادل‌خان شروع می‌کنن به انگلیسی‌صحبت‌کردن و درس‌دادن که خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگلیسی حرف زدن نمی‌خوره ولی جدا از اینها، آدم ذاتا مهربونیه؛ مثلا بعد از کلاس با دقت می‌شینه به همه سوالا جواب می‌ده…».
خودش هم در مورد کلاس‌های زبانش می‌گوید: «بالطبع حرف‌هایی پیش می‌یاد ولی اصولا از یک ساعت و نیم زمان کلاس فقط ده تا پانزده دقیقه!».
سال سوم دانشگاه تصمیم گرفت به علاقه‌مندی‌اش یعنی کار خبری بیشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشی رفت: «من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آن‌وقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاری‌اش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم».
سال ۱۳۷۲ بود. او کارش را شروع کرد. اما بی‌شک بزرگ‌ترین علاقه‌مندی‌اش حضــــــــور در صداوسیما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهایت قبول شد؛ «اوایل هم مثبت بود اما می‌گفتن صدات جوونه؛ پخته نیست. آخرین باری که تست دادم، اواخر سال‌۱۳۷۳ بود». او در تست قبول شد و کار روزنامه را رها کرد و رفت. رفت که رفت…گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد…همانطور که بازدیدکنندگان پارس فوتبال هر چند وقت یک بار مطالب جادویی او را روی خروجی اولین پایگاه تخصصی فوتبال ایران می خوانند.
رفت؛ هیچ‌وقت پشت سرش رو هم نگاه نکرد. یکی از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشی، هنوز هم ناامید نشده و هرازچندگاهی با شماره همراه او تماس می‌گیرد.
اتفاق جدیدی نمی‌افتد، منتهی او دیگر تلفن‌های روزنامه ابرار را جواب نمی‌دهد. کسی نمی‌داند چه بین او و روزنامه‌ای که فعالیتش را در آن آغاز کرد گذشت اما او حالا دیگر جواب نمی‌دهد.
عادل فردوسی‌پور اما هیچ‌وقت نمی‌تواند «۹۰» را دوست نداشته باشد؛ برنامه‌ای که از ذهن او متولد شد و تا آنجا پیش رفت که کمتر علاقه‌مندی در فوتبال وجود دارد که ترجیح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوی صفحه تلویزیون. او از برنامه‌اش لذت می‌برد؛ شاید بیش از گزارش‌کردن یک بازی؛ «آره! ترسناک‌بودنش هم جالبه. همین که یک چیزی بگیم که دعوا بشه، یک چالشی ایجاد می‌کنه که جالبه. به نظرم، این یک ترس لذتبخشه».
کمی هم کمتر، به گزارش‌کردن روی خوش نشان می‌دهد: «وقتی بازی‌ها خوب باشند، گزارش می‌چسبه. برای من باشگاه‌های انگلیس از همه لذتبخش‌تره. از این کارم لذتی می‌برم که مطمئنم تو رشته‌ای که درسش رو خوندم، نمی‌تونستم این لذت رو ببرم».
من قرمزم یا آبی؟او گزارشگر بی‌طرفی است؟ بسیاری از پرسپولیسی‌ها می‌گویند او استقلالی است. استقلالی‌ها هم بر عکس. هر کدام هم برای خودشان دلیل دارند.
اگرچه به نظر می‌رسد او در دوره‌ای که در دانشگاه شریف درس می‌خوانده پرسپولیسی بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولی امروز اصلا حاضر نیست به طرف خاصی متمایل شود؛ «واقعا اینجا فضا این‌قدر باز نیست که یه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار کدوم تیم هستم. اینجا فوتبال دوقطبی است. بگی قرمزم یا آبی، نصف مملکت با تو بد می‌شن. البته الان دیگه اصلا برام فرقی نمی‌کنه. الان واقعا بی‌طرفم. گزارشگر، یه ذره به یک تیم گرایش داشته باشه، تو کارش تاثیر می‌ذاره».
اما این مورد اصلا شامل حال تیم ملی نمی‌شود. نمی‌توان گفت که او مثل یک تماشاگر می‌تواند به‌راحتی و به هر طریقی ابراز احساسات کند اما بی‌طرفی هم معنایی ندارد؛ «به هر حال در این جور موارد، حتی استرس هم ایجاد می‌شه. اگه بگم در مورد پیروزی یا باخت تیم ملی کشورم بی‌احساس و بی‌طرف هستم حتما دروغ گفته‌ام. مسلما ما باید توی کار گزارش بی‌طرف باشیم ولی آن احساسی که انسان در مورد کشور خودش داره، مانع اصلی کاره».
سوتی‌های عادل
بهتر است کمی هم در مورد اشتباهات عادل فردوسی‌پور در کار گزارش بدانیم؛ چیزی که به قول خودش «سوتی» نام دارد؛ «سوتی زیاد دارم. بهترینش هم این بود که توی برنامه، حدود ۲ساعت تموم با آقای حاج‌رضایی بودیم و من موقع خداحافظی گفتم خب من از آقای نصیرزاده که ۲ساعت با ما همراه بودن تشکر می‌کنم. اصلا اون شب، هنگ کرده بودم».
با این حال، شاید این مشکل اساسی فردوسی‌پور نباشد. بیشتر، از تندصحبت‌کردن عادل شاکی هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اینکه بهتر از گذشته صحبت می‌کند اما گاهی اوقات کنترل از دستش خارج می‌شود؛ «از بچگی این‌طور بودم. خیلی هم تمرین کردم و بازم دارم تمرین می‌کنم که این‌طور نباشم ولی در کل، خیلی تند صحبت می‌کنم».
البته او هیچ‌گاه هیچ تکنیک خاصی را برای گزارش‌کردن نیاموخته است؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم، چون هیچ دوره خاصی ندیده‌ایم و همه هنرمون چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی بهمون یاد داده نشده که باید چیکار کنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربی‌های داخلی و خارجی برامون نذاشتن».
او حتی می‌تواند آرزو کند که در بازی‌های ملی روی سکوی تماشاگران بود؛ «… و مثل او بالا و پایین بپرم».
انتقاد نمی‌شودهمیشه حسرت انتقاد کردن گزارشگران خارجی را می‌خورد: «این قدر که گزارشگران خارجی به‌راحتی از بازیکنان انتقاد می‌کنن که ما نمی‌تونیم بکنیم. سه سال پیش تو بازی منچستر – رئال وقتی گری نویل دوکارته شد، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفداران منچستر خوشحال شدن که گری نویل دواخطاره شد. اگر شما چنین چیزی رو در مورد بازیکن x پرسپولیس یا استقلال بگویی، پدرت رو درمی‌یارن؛ حتی اگه بدترین بازیکن زمین باشه».
او بارها چوب همین مساله را خورده است. ۲فصل پیش علی پروین حسابی از خجالت عادل فردوسی‌پور درآمد و مسلما او تا مدتی سوژه داغ شعارهای تماشاگران در ورزشگاه کارگران بود. امیر قلعه نویی هم کم، آهن داغ انتقاد را روی تن او نگذاشته و حالا و در آخرین مورد، خداداد عزیزی – مرد همیشه شاکی فوتبال – پس از کسب نتیجه ناخوشایند ابومسلم برابر مس کرمان، چنان از این گزارشگر تلویزیونی انتقاد کرد که گویی او در تمامی بدبختی‌های ابومسلم نقش دارد.
با این حال، کمتر دیده می‌شود که او در برنامه تلویزیونی۹۰ یا حتی گزارش‌هایش مصحلت‌اندیشی پیشه کند: «خودم سعی می‌کنم هر چیزی به ذهنم می‌رسه بگم و تا جایی که نترسم می‌گم. بعضی‌ها بهشون برمی‌خوره. بعضی‌ها چیزهای دیگری می گن و البته خودسانسوری هم هست».
فقط فوتبال
بی‌طرفی باعث نمی‌شود که او به فوتبال بی‌تفاوت باشد. یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی او در زندگی، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازی‌کردن و تماشاکردن، تا مجله‌های خارجی فوتبال و اینترنت؛ «می‌شه گفت از ۲۴ساعت، ۱۲ساعت در حال دیدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و کارکردن روی فیلم‌های فوتبالی هستم.
اصلا فوتبال تمام زندگی منه». همسر عادل فردوسی‌پور شرایط را پذیرفته: «او کاملا پذیرفته که قراره با کی زندگی کنه. من کار خودم رو می‌کنم و برایم خیلی جدیه. هر اتفاقی بیفته من باید فوتبالم رو ببینم. همه هم می‌دونن وقتی فوتبال می‌بینم، نباید کاری به کار من داشته باشن».
فیلم دیدن من
یکی از علاقه‌مندی‌های سابقش سینما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندی‌اش«۹۰» و فوتبال است و بس. شاید هم دیگر حوصله‌اش را ندارد که به سینما برود؛ «نه دیگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمی‌تونم بشینم پای تلویزیون و یه فیلم رو تا آخر ببینم».
کلاس‌های زبان عادل
زبان انگلیسی! علاقه عجیبی به زبان داشت. از کلاس اول دبیرستان در کلاس‌های زبان نام‌نویسی کرد. سال آخر دبیرستان به خاطر کنکور، زبان را رها کرد اما بعدا وقتی برگشت، تا پایان کار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «کلاس‌های استادی‌اش رو هم قبول شدم اما کارم تو تلویزیون بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم نرم».
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
 
فوتبال بازی كردن با بچه های بی سرپرست
 
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
 
تیر اندازی به قلب منتقدین برنامه 90!!
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
 
می میك صورت عادل وقتی میهمانهای تلفنی برنامه جلویش  كم می آورند!
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
 
عكس یادگاری با دشمن نه چندان دور و رفیق فابریك این روزهای خود!
 
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
عادل لپ كشانی تا نخوری........
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
عادل و خودرو زانتیا نوك مدادی!
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
در حال ندریس زبان تخصصی در دانشگاه
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
عادل و عوامل برنامه 90!
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
با حمید استیلی و حبیب كاشانی!
 
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
وقتی توسط سعید مظفری زاده اخراج می شود!!
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
وقتی زیادی ذوق زده می شود!
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
وقتی كنار هنرمندان قرار می گیرد!
 
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
وقتی خوش تیپ می كند!
 
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
وقتی یكی از تلخ ترین روزهای زندگیش با فوت ناصر حجازی رقم می خورد
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
وقتی با دوستانش در دفتر محل كار قرار جلسه می گذارد
 
 
به مناسبت جشن تولد 37 سالگی مجری برنامه نود + تصاویر
و وقتی خود عادل فوتبالیست می شود! 
 
 
تحفه‌ای یافته نکردم که فدای تو کنم یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو
استاد تولدت مبارک


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲

به گزارش جام نیوز، در پی افزایش تجاوزات جنسی به زنان در کشورهای غربی به خصوص آمریکا، روزنامه انگلیسی دیلی میل در خبر امروز خود 01 اکتبر (09 مهر) نوشت: «پوشیدن لباسهای نامناسب و دامن های کوتاه باعث می شود که به زنان تجاوز شود به همین دلیل پلیس نیویورک به زنانی که دامن کوتاه می پوشند تذکر می دهد و به آنها یادآور می شود هر لحظه ممکن است به آنها تجاوز شود.»
این روزنامه ادامه داد: «آزادی پوشش زنان در کشورهای غربی موجب یک عصبانیت عمومی شده است چراکه پوشیدن لباس های جذاب و دامن های کوتاه با درصد تجاوز رابطه مستقیم دارد.»
دیلی میل در رابطه با دیگر هشدارهای پلیس نیویورک به زنان افزود: «پلیس نیویورک همچنین به زنان متذکر می شود که پوشیدن دامن کوتاه باعث جذاب شدن آنها می گردد و دسترسی متجاوزان به آنها را آسانتر می کند.»


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲

بخاطر چهره ام سینمای ایران را متحول کردم + عکس
چند وقتی می‌شد خبری از محمدرضا گلزار  نبود اما این روزها با فیلم «شیش و بش» دوباره به پرده سینماهای ایران آمده و با زوج همیشگی‌اش «امین حیایی» گیشه سینماها را  تسخیر كرده‌ است. به‌نظر شما آیا این فیلم می‌تواند توفیق فیلم‌های خوب اخیر سینمای ایران مثل «ورود آقایان ممنوع» را به دست بیاورد؟ گزیده‌ای از حرف‌های اخیر محمدرضا گلزار در مورد این فیلم و حضورش در سینما، موسیقی و ورزش را بخوانید.


در زندگی شخصی‌ام همیشه سرمربی‌ام

همیشه بیننده ‌خوبى براى فوتبال بوده‌ام اما هیچ‌وقت بازیكن حرفه‌ای‌ام نبوده‌ام.شاید اگر وارد فوتبال می‌شدم و آن را به‌عنوان حرفه‌ام انتخاب می‌كردم، به اندازه امروز در سینما به موفقیت می‌رسیدم. مسلما اگر فوتبالیست مى‌شدم دوست داشتم در تیم ملی كشورم بازی كنم اما همواره اولویت ورزشى‌ام والیبال بوده است.در زندگی شخصی‌ام نه دروازه‌بان بوده‌ام و نه فوروارد بلكه همیشه سرمربی‌ام! هیچ‌وقت هم به كسی پنالتی نداده‌ام چون یاد گرفته‌ام در 18 قدم با احتیاط عمل كنم. این‌كه چرا فوتبال ایران تا این حد دچار ضعف شده، یك ‌بحث ‌تخصصى است.


فقط 5 دقیقه خودشان را جای من قرار دهند

این‌كه خیلی‌ها می‌گویند گلزار حاضر نیست ‌چهره و ظاهرش را تغییر بدهد را اصلا قبول ندارم چون اگر از من بخواهند در فیلمی بازی كنم و البته مطمئن باشم‌ اثر، كاری قابل دفاع است و من باید موهایم را از ته بتراشم، قبول می‌كنم، مطمئن باشید. روزی كه قرار شد با مازیار فلاحی كنسرت بگذاریم، خیلی‌ها ‌گفتند «گلزار» بازیگر خوش‌چهره‌ سینمای ایران می‌خواهد کنسرت‌ برگزار کند و جاز بزند! در امز زدن‌ که دیگر براساس خوشگلی نیست! آیا چوب درامز، این استیک جاز را می‌توانید در دست‌تان بگیرید و 5 دقیقه تکانش بدهید؟ فقط 5 دقیقه. این حرف‌های غرض‌ورزانه دیگر جای بحث و گفت‌وگو ندارد.


آرامش می‌خواستم ،رفتم سراغ موسیقی

درباره علاقه‌ام به موسیقی باید بگویم ابتدا پیانو می‌نواختم؛ پیانو را به شكل حرفه‌ای ادامه دادم و در كنار آن گیتار هم می‌زدم ‌و در چند سال اخیر هم نواختن پركاشن را آغاز كردم و زمان زیادی را برای تمرین اختصاص دادم. البته اگر به یاد داشته باشید گاهی اوقات در كنسرت‌های گروه آریان، پركاشن هم می‌‌نواختم اما باید بگویم علاقه من به موسیقی از جایی آغاز شد كه به‌دنبال آرامش بودم؛ موسیقی به من آرامش لذت‌بخشی می‌دهد و تاثیر عجیبی بر روحیه‌ام‌ می‌گذارد.


می‌خواستم دندان پزشك شوم، مكانیك شدم!

از بچگی به فكر درس و مشق و در كنار آن، موسیقی و البته ورزش به‌ویژه شنا و اسكی بودم. در دهه 60 پدرم در مقطعی سرپرست باشگاه پاس بود و به همین دلیل، من هم با او به تمرینات تیم پاس می‌رفتم. ضمن این‌كه در محله اندیشه تهران حوالی خیابان شریعتی بزرگ شدم. آن زمان مشغولیت ذهنی من تنها درس بود و ورزش می‌كردم. یعنی وضعیت خانوادگی‌مان این‌طور اقتضا می‌كرد؛ از آن‌دست بچه‌هایی بودم كه درس و مشق برایم اولویت داشت، پدرم علاقه داشت‌ در رشته تحصیلی خودش مكانیك، تحصیلاتم را ادامه بدهم اما من عاشق دندان‌پزشكی بودم. در مدرسه جزو بچه‌های درسخوان بودم، پیش از دیپلم، چند بار در كنكور شركت كردم و در 2 رشته مترجمی زبان و مهندسی مكانیك شاخه سیالات قبول شدم. آن زمان رشته ریاضی می‌خواندم اما سال آخر دبیرستان تغییر رشته دادم و به رشته‌تجربی رفتم تا در كنكور تجربی شركت كنم و بتوانم در دندان‌پزشكی قبول شوم ولی آن سال مصادف شد با تغییر ساختار آموزشی و ضرایب خاصی كه درنظر گرفتند، به همین دلیل نتوانستم در رشته دندان‌پزشكی قبول شوم، به ناچار برگشتم به سراغ مهندسی مكانیك كه یك سال قبل از دیپلم قبول شده بودم، یعنی همان رشته‌ای كه پدرم دوست داشت‌. سینما را دنبال می‌كردم اما فكر نمی‌كردم روزی به این دنیا كشیده شوم؛ آن زمان از بازی مرحوم خسرو شكیبایی بسیار خوشم می‌آمد، كم و بیش هم به سینما می‌رفتم اما نگاهم جدی نبود.


اشكالی دارد به خاطر چهره‌ام، سینمای ایران را متحول كرده‌ام؟!

تهیه‌كننده‌ای نیست كه دوست نداشته باشد تماشاگران را به سالن سینما بكشاند، فكر نمی‌كنم ‌اگر چنین مسئله‌ای‌ البته با یك رویكرد مثبت اتفاق بیفتد، اشكالی داشته باشد! اگر نتیجه فروش فیلم است و این مسئله به چرخه اقتصادی سینمای ایران در شرایط حاضر كمك می‌كند، باید آن را به فال نیك گرفت، زیرا این سود اقتصادی می‌تواند بــه تولید فیلم‌های جدید كمك كند، حال چه ایرادی دارد كه من هم با توجه به توانایی‌هایم كه به قول منتقدان، به خاطر چهره‌ام‌ است در چنین شرایطی كمك حال اقتصاد بیمار سینمای ایران برای فروش فیلم‌ها باشم؟ به‌نظر شما این اشكالی دارد؟‌ آیا وقتی تهیه‌کننده از فروش میلیاردی فیلم‌هایی که من در آن بازی می‌کنم سود می‌برد و آن را با قیمت 500 میلیون تومان به رسانه‌های تصویری می‌فروشد، نباید به دستمزد بازیگران و سایر عوامل فیلم که در تولید زحمت کشیده‌اند مبلغی اضافه کند؟‌ تهیه‌کننده با بازیگر توافق می‌کند و هیچ اجباری در کار نیست. بسیار پیش آمده خودشان مبلغی پیشنهاد می‌کنند و می‌گویند ما این بودجه را برای تو کنار گذاشته‌ایم و این مبلغ الان هم آماده است. من تنها سالی یک فیلم کار می‌کنم و مثل بازیگران دیگر نیستم که همزمان در چندفیلم حضور داشته باشم. سینمای ما رشد اقتصادی داشته؛ تهیه‌کننده از افزایش قیمت بلیت نفع می‌برد و این سود سهم همه اهالی سینماست. فیلمی که فروش بالایی دارد، باید همه عوامل به‌خصوص افراد   گروه فنی و تدارکات که دوبرابر سایرین فعالیت می‌کنند از آن بهره‌مند شوند. این پیشنهاد را همیشه و همه‌جا مطرح کرده‌ام اما هیچ‌وقت به آن اهمیتی داده نشده و همه فقط به سراغ حاشیه‌ها می‌روند!‌ متاسفانه گاهی دیده می‌شود بعضی برنامه‌های تلویزیونی به جای این‌که سینما را آن‌طور که هست تحلیل کنند و به بخش‌های مهم‌تر از جمله صحنه، گریم، لباس و... بپردازند، موضوع دستمزد را مطرح می‌کنند و فقط هم اشاره به یک بازیگر خاص دارند و محکومش می‌کنند! بدون این‌که درنظر داشته باشند همین بازیگر توانسته فیلم را به سوددهی برساند و علاوه بر جبران تمام هزینه‌های تولید، بازدهی کار را هم بالا ببرد.


این پیش‌بینی گلزار در مورد فیلم جدیدش قبل از اكران آن بوده است

2 روز در صف خواهید بود !

مطمئن باشید «شیش و بش» با فروش 3میلیارد تومانی در تهران رکوردشکن خواهد بود. مردم برای تماشای این فیلم حداقل 3روز در نوبت خرید بلیت می‌مانند! پس از گذشت یک هفته از نمایش فیلم، کسانی که در انتهای صف خرید بلیت هستند، باید اول صف را با دوربین شکاری ببینند! مردم در سالن‌های سینما آنقدر خنده سر می‌دهند که لحظه‌ای از این حالت خارج نمی‌شوند! دیالوگ‌ها و الفاظ این فیلم هیچ لودگی و الفاظ جلفی ندارد و ‌مطمئن باشید هیچ فیلمی ‌‌توان رقابت با «شیش و بش» را نخواهد داشت.


برای فرم بدنم خیلی زحمت كشیده‌ام

این‌كه چرا‌ طناب زدن جزو ورزش‌های روزانه‌ام است، دلیل خاصی ندارد، جز چربی‌سوزی. روزانه 4هزاربار  طناب می‌زنم؛ این كار را در 40 ست‌ 100 تایی انجام می‌دهم. 4 هزار به زبان آسان است اما بسیار کار سختی است. طناب ‌یکی از اجزا و وسایل اصلی من در مسافرت‌هایم است و هیچ‌گاه حتی در سفرها‌ هم‌ از ورزش غافل نمی‌شوم.‌ در ورزش کاملا جدی‌ام، خب نتیجه‌اش هم داشتن بدنی سالم و زیبا‌ست که همان‌طور که گفتم ساده به دست نیامده و انصافا خیلی زحمت كشیده‌ام. همین دیروز فیلمی را در لپ‌تاپم به دكتر ساسانی (مربی‌ام)  از اسکی یک ورزشکار در یک پیست اسکی خارجی نشان دادم. او به خاطر مهارت آن اسكی‌باز گفت احتمالا یكی از قهرمانان جهان است اما وقتی در پایان كار عینکم را از روی صورتم برداشتم، فهمید خودم بودم!


از شادابی خودم لذت می‌برم

ورزش بخش بزرگی از زندگی من را تشکیل می‌دهد. ‌از وقتی ‌یادم می‌آید ورزش کرده‌ام؛ از ۴ سالگی با اسکی شروع کردم، بعد والیبال و بعد هم بدنسازی البته نه به‌صورت مقطعی‌. مثلا ‌اسکی را‌ از ۴ سالگی شروع کرده‌ام و حتی ‌کارت مربیگری‌اش را هم‌ دارم و از دوران طفولیت من را در پیست‌های اسکی می‌شناسند، تا امروز هم مداوم ادامه داده‌ام، همین‌طور والیبال اما بدنسازی را واقعا دوست دارم چون هم باعث شده بدنم همیشه متناسب و سالم باشد و هم‌ چالاکی و شادابی خاصی‌ به من داده که ‌حین فیلمبرداری و سر‌صحنه‌های مختلف و برداشت‌ها از آن لذت می‌برم. در واقع بدنسازی و متناسب بودن، علاوه بر سلامت، در تمام جنبه‌های دیگر زندگی معمولی و کاری هم کمکم کرده و‌ جا دارد ‌از دوست عزیزم آقای دکتر ساسانی که در زمینه برنامه‌های ورزش و رژیم‌های غذایی‌ راهنمایی می‌کند‌ تشکر کنم.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲

رخی از شرکت کنندگان می‌گویند بعد از این مراسم حس می‌کنند دوباره پا به این جهان گذاشته اند و تمام اعمال بدشان را با خود دفن کرده اند. برخی ادعا می‌کنند مراسم کمک می‌کند که ارواح را فریب بدهند مثل اینکه.....
معبد بودایی Wat Proman در تایلند میزبان تشریفات مذهبی عجیب و غریب «تولد دوباره» می‌شود تا به افراد مومن کمک کند مصیبت های زندگی را رفع کنند. آنها فقط باید در تابوت دراز بکشند، «بمیرند» و دوباره به دنیا بیایند درنقش یک انسان جدید فارغ از کارمای بد.

 



آیین دراز کشیدن در تایلند با هدف دور شدن از بدی ها و عمر دراز داشتن است، که درنتیجه برخی عادات زشت جامعه تایلند صورت گرفته است. فقط به استراحت کردن در یک تابوت برای اصلاح شدن فکر کنید! در این مراسم شرکت کنندگان درون تابوتها دراز کشیده و راهب ها آیین مرگ را اجرا می‌کنند گویی که آنها واقعا مرده اند. بعد از آن سرود زندگی دوباره سر داده می‌شود. برخی از شرکت کنندگان می‌گویند بعد از این مراسم حس می‌کنند دوباره پا به این جهان گذاشته اند و تمام اعمال بدشان را با خود دفن کرده اند. برخی ادعا می‌کنند مراسم کمک می‌کند که ارواح را فریب بدهند مثل اینکه واقعا مرده باشند و بعد آنها مثل نوزاد تازه به دنیا آمده زندگی تازه ای را شروع می‌کنند.

 




افرادی هم گفته اند وقتی در تابوت دراز کشیده بودند با ارواح کسانی که دوستشان داشته اند ملاقات کرده اند. البته این مراسم نیز مثل آیین های عجیب دیگر بدون حاشیه و اعتراض نیست برخی به آن ننگ سری بودن می‌زنند و برخی خوابیدن زنده ها در تابوت را بدشگون می‌شمارند. عده ای دیگر هم پا را فراتر گذاشته و می‌گویند اینها چیزی نیست جز منبعی برای پول درآوردن زیر لوای مراسم مذهبی. با این حال هیچ کدام از منتقدین نتوانسته اند مردم تایلند را از شرکت ارادی در این مراسم بازدارند.

 




در تایلند، مردم خودشان از معابد سراسر کشورشان خواهش می‌کنند این مراسم را برای آنها اجرا می‌کنند و تعداد کمی ‌از معابد اطلاع رسانی کرده و خودشان عهده دار اجرای این مراسم برای توده مردم می‌شوند. معمولا پولی از مردم گرفته نمی‌شود، اما شرکت کنندگان خودشان مبالغی را به عنوان هدیه به معابد می‌دهند. تصور می‌شود اولین باری که چنین مراسمی‌ شکل گرفت مربوط می‌شود به زمانی که مردم برای کمک به مردم فقیر تابوت هایی را برای آنها و افرادی که خویشاوندی نداشتند به معابد می‌بخشیدند. درواقع انگار برخی از این تابوت ها زیادی راحت بودند!

 


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲
در مراسم تودیع و معارفه شهردار جدید شهر قم، مدیران و مسئولان استان و شهرداری شهر قم سنگ تمام گذاشته و این مراسم با حاشیه‌های جالبی همراه بود.

به گزارش فارس از قم، ظهر امروز مراسم تودیع و معارفه شهردار جدید قم در حالی در سالن همایش‌های دانشگاه علوم پزشکی استان قم برگزار شد که مدیران شهرداری و مسئولان استانی و کشوری، با دسته گل‌های بسیار بزرگ به استقبال شهردار جدید رفتند.
نکته‌ قابل توجه این است که در پنجمین جلسه شورای اداری استان قم که عصر دیروز برگزار شده بود، رئیس شورای اسلامی شهر قم از بدهی 10 هزار میلیارد ریالی شهرداری بابت اوراق مشارکت به مردم خبر داده بود اما امروز در محوطه دانشگاه علوم پزشکی قم و محل برگزاری مراسم تودیع و معارفه شهردار قم، دسته گل‌های رنگارنگ و بنرهای متعدد جلوه‌آرایی می‌کرد.
نکته حائز اهمیت دیگر، حضور مدیران دستگاه‌های مختلف استانی در ساعت اداری ادارات، در مراسم معارفه بود، لازم به ذکر است که تعداد افرادی که برای معارفه شهردار جدید به سالن همایش آمده بودند به حدی بود که نزدیک به 50 نفر تا پایان مراسم ایستاده نظاره‌گر این برنامه بودند.
این مراسم زمینه دید و بازدید بسیاری از مدعوین را فراهم کرده بوده به طوری که هر کس با دیدن دیگری او را در آغوش گرفته و این انتصاب شایسته را به یکدیگر تبریک می‌گفتند.
نکته جالب این مراسم، حضور مدعوینی بود که سمت و پست آنها ارتباطی با شهرداری قم نداشت و فقط در ذهن خبرنگاران سؤال‌هایی را به وجود آورد.
حسین رضازاده، رئیس فدراسیون وزنه‌برداری و جواد خیابانی، گزارشگر رسانه ملی از جمله افرادی بودند که علت حضور آنها در مراسم معارفه شهردار قم نامشخص بود.
اما فرد دیگر حاضر در این مراسم محمد رویانیان، رئیس ستاد سوخت و حمل و نقل و مدیرعامل باشگاه پرسپولیس بود.
یکی دیگر از مهمانانی که فلسفه حضورش برای‌ خبرنگاران قابل ‌هضم نبود، کاظم احمدزاده مجری برنامه‌های تلویزیونی بود.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲

فارنت:کروم زون اولین فروشگاه فیزیکی شرکت گوگل در محله تاتنهام لندن انگلیس (عجب محله خطرناکی!) افتتاح شد و به عرضه مستقیم محصولات سخت افزاری گوگل که البته چندان هم تنوع بالایی ندارد پرداخته است.

گوگل معتقد است که حضور فیزیکی گوگل و امکان تماس مستقیم با مشتریان می‌تواند در فروش محصولات کروم بوک تاثیر بسیار خوبی بگذارد.

پیش از این سامسونگ اقدام به فروش آنلاین کروم بوکهای خود کرده بود که البته توفیق چندانی در این راه بدست نیاورده بود.

گفتنی است که اپل نیز اولین فروشگاه سخت افزاری خود را در شهر لندن در سال ۲۰۰۴ افتتاح کرد و فروشگاه گوگل از لحاظ تنوع تولیدات و محصولات اصلا قابل مقایسه با فروشگاه اپل نیست.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲

بار دیگر به دادگاه خانواده شماره1 واقع در مجتمع قضایی شهید محلاتی رفتم. در حال خروج از دادگاه بودم که به خانمی محجبه و جوان برخوردم. از او پرسیدم آیا به قصد طلاق به دادگاه آمده که گفت بله،‌ راستش را بخواهید سه سال قبل خیلی معمولی ازدواج كردم و همسرم به لحاظ چهره و اندام بسیار محبوب به نظر می آمد. اما ملاك انتخاب من فقط این نبود، اهل دود و دم نبودن و خانواده موجه او شاید دلیل پذیرش من بود.


 
وی در ادامه می گوید: همسر من اعتیاد ندارد، بلكه ورزشكار است و این امر در كنار چهره زیبای او باعث غرور او شده و بعد از 3 سال زندگی مشترك به این نتیجه رسیده است كه من همسر دلخواه او نبودم و او زود ازدواج كرده است. همسرم زمانی كه من 19 ساله بودم، در سن 25 سالگی مرا به عقد خود در آورد و حالا معتقد است كه من دختر دلخواه مادرش هستم نه او!
ندا. ر در ادامه با اشاره به این مطلب كه همسرم به دام زنان خیابانی گرفتار شده، خاطر نشان كرد:‌

 
هرچند او این موضوع را انكار می كند، اما به گفته دوستانش و همچنین از پیامك ها و تماس هایی كه من در گوشی او دیدم، با چند خانم دیگر ارتباط دارد و اینكه این رابطه تا چه حد است به گردن خودش، به هر تقدیر همه چیز برای من روشن است و نمی توانم با او زیر یك سقف زندگی كنم دیگر اعتمادی به او ندارم، من به دنبال زندگی پاك و بی آلایش بودم. او می دانست من بر اساس اعتقاداتم با او سر سفره عقد نشستم و با او پیمان بستم تا پایان عمر با او باشم، اما بی قیدی های او و ادعاهای بچه گانه اش درباره ازدواج نادرست با من، مرا گرفتار دادگاه خانواده كرد كه شاید به خواب هم نمی دیدم روزی به اینجا قدم بگذارم !
این زن جوان در پاسخ به این سوال كه آیا فرزندی دارید یا خیر گفت:‌ خدا را شاكرم كه زیر بار این درخواست همسرم نرفتم، چون او بسیار علاقه مند بود بچه دار شویم اما من با توجه به شرایط مشكوك موجود نخواستم از مردی كه به دنبال گناه است، فرزندی داشته باشم.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال كه آیا در همسر داری كوتاهی كردید، ادامه داد:‌ خداوند و خانواده خودش شاهد هستند كه من در زمینه همسرداری كوتاهی نكردم، من به دنبال رضایت او بودم اما او ...!
ندا در ادامه درباره این مطلب كه آیا درخواست مهریه هم داده است، می گوید:‌ بله، با توجه به این كه همسرم تمكن مالی دارد، درخواست مهریه داده ام و مقرر شده است تا نصف مهریه 500 سكه ای مرا نقد و باقی مانده مهریه را به صورت اقساط پرداخت كند. اما آنچه مسلم است زندگیم خراب شده است. من از ازدواج هدف دیگری داشتم، اما مسعود به دنبال هوس رانی رفت و با این كار زندگی مرا هم به نابودی كشید، فقط مانده ام چگونه در این جامعه با عنوان مطلقه زندگی كنم، به هر حال من از این بی‌رحمی او هیچ وقت نمی گذرم.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۱۲

سیزدهمین شاهد در دادگاه مرگ مشکوک مایکل جکسون در حالی در جایگاه شهود قرار گرفت که حلقه اتهامات علیه کنراد مورای پزشک خواننده مشهور تنگ تر شده و ممکن است گناهکار شناخته شود.

نمایش اسلاید
کنراد ابراز ناراحتی می کند

سی ان ان نوشت: شاهدان از جمله پزشک بیمارستان و پزشک امداد بعنوان شاهدان در دادگاه لس آنجلس تایید کردند که مایکل جکسون چه هنگام ورود نیروی امداد (5 دقیقه بعد از زدن تلفن به فوریتهای پزشکی در 25 ژوئن 2009) و چه هنگام ورود در اتاق فوریتها در بیمارستان دچار ایست قلبی شده بوده است.

شاهدان اعلام کردند که خواننده مشهور را در حالی که مرده بوده، دیده اند و این بدان معنی است که حلقه اتهامات علیه پزشک مایکل عنی کنراد مورای بعنوان متهم ردیف اول و مقصر در مرگ مایکل جکسون تنگ تر شده است. دلیل ایست قلبی استفاده از دز بالای دارویی بنام پروپوفول اعلام شده است و این در حالی است که کنراد در دادگاه گفته فقط از لورازپام استفاده کرده است تا مریضش(مایکل جکسون) بهتر بخوابد.

پزشک مایکل جکسون در تحقیقات اولیه نامی از پروپوفول نبرد و بهمین دلیل بازپرس به وی شک کرده و حالا در جایگاه اتهام باید از خود دفاع کند.

ریچارد سنف و مارتین بلونت دو شاهد از بخش امداد در این زمینه شهادت دادند که در طول 42 دقیقه ای که با مایکل بودند، علایمی از حیات در وی نیافتند. دکتر کرونر مستقر در اتاق فوریتهای پزشکی نیز خطاب به قاضی گفت علایمی از حیات در مایکل جکسون هنگامی که وی را به مرکز پزشکی رونالد ریگان در یو.سی.ال.ای آوردند؛ مشاهده نشد. وی سیزدهمین و اخرین شاهدی بود که در دادگاه موضوع مرده بودن مایکل قبل از ورود به بیمارستان را تایید کرد و همه این عوامل باعث می شود تا دکتر کنراد مورای پزشک خصوصی مایکل مقصر باشد.اگر وی در دادگاه محکوم شود ضمن اینکه پروانه طبابت اش لغو می شود، همچنین باید 4 سال حبس را نیز تحمل کند. دادگاه بعدی روز سه شنبه برگزار خواهد شد.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش