+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
چرم طبيعي را خيلي آسان از طريق پرزهايي مي‌توان شناخت که از کل جنس جدا نيستند و به زحمت از روي آن کنده مي‌شوند، حالتي دقيقا شبيه به وقتي که يک گوله پشم يا پنبه را به دو قسمت تقسيم مي‌کنيد و الياف آن يکي يکي از لا به لاي هم در مي‌آيند.
ایسنا: قطعا بارها پيش آمده كه وقتي براي خريد كفش، كيف يا لباس به مغازه‌اي مراجعه مي‌كنيد، فروشنده ادعا مي‌كند كه محصولاتش از چرم اصل ساخته شده‌اند. اما اين ادعا چقدر صحت دارد؟

تشخيص چرم اصل از چرم تقلبي همواره يكي از دغدغه‌هاي خريداران محصولات چرمي در سراسر دنيا و به تبع آن در ايران بوده است. طي سالهاي اخير خريد محصولات چرمي در ايران شامل كيف، كفش و لباس افزايش قابل توجهي داشته و مغازه‌هاي متعددي نيز در سراسر كشور در زمينه فروش محصولات چرمي راه‌اندازي شده‌اند، اما همزمان با رشد فروش محصولات چرمي در ايران، بازار كالاهاي با چرم تقلبي نيز سير صعودي داشته است.

اين روزها اگر به يكي از مغازه‌هاي فروش محصولات چرمي مراجعه كنيد، معمولا فروشنده به شما مي‌گويد كه كالاهايش از چرم اصل ساخته شده‌اند؛ اما چگونه مي‌توان كالاي با چرم اصلي را از كالاي با چرم تقلبي تشخيص داد.

حسن نصيريان - عضو انجمن صنايع چرم ايران، در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا با اشاره به اين‌كه در بسياري از موارد تشخيص چرم اصل از چرم تقلبي بسيار دشوار است، افزود: ‌البته چيزي به نام چرم تقلبي نداريم، بلكه دو نوع چرم طبيعي و مصنوعي وجود دارد.

وي با بيان اين‌كه وقتي چرم به كالا مانند كيف يا كفش تبديل مي‌شود، تشخيص نوع آن دشوارتر است، افزود: قيمت چرم طبيعي بسيار بيشتر از چرم مصنوعي بوده، ولي به هر حال در بازار برخي فروشندگان از اين موضوع سوءاستفاده مي‌كنند و محصول با چرم مصنوعي را با قيمت چرم طبيعي مي‌فروشند.

او با اشاره به اين‌كه دستورالعملهاي ويژه‌اي درباره تشخيص چرم طبيعي و مصنوعي بين فروشگاه‌هاي معتبر فروش محصولات چرمي در سراسر كشور پخش شده است، افزود: معمولا افراد با تجربه مي‌توانند با چند راهكار ساده با درصد خطاي پاييني چرم طبيعي را از چرم مصنوعي تشخيص دهند.

تشخيص چرم طبيعي از چرم ساخت دست انسان در برخي موارد بسيار دشوار است. چرم طبيعي بسيار گرا‌نتر از چرم مصنوعي است. برخي از كالاهاي چرمي اگر با چرم اصل توليد شده باشند، معمولا داراي شناسنامه بوده كه اطلاعات مربوط به كالا در آنها درج شده است. در مورد برخي از محصولات چرمي اگر امكانش وجود داشته باشد، به قسمتهاي برش خورده آنها نگاه كنيد. اگر در آن بخشها نشانه‌اي از حالت پلاستيكي و نرم مشاهده كرديد چرم طبيعي نيست. چرم را لمس كنيد. چرم طبيعي بسيار نرم و منعطف است. چرم را بو كنيد. چرم طبيعي بوي مشخص و خاص دارد كه هرگز نمي‌توان از آن كپي‌برداري كرد. به بافت چرم نگاه كنيد اگر گره‌ها، خلل و فرجهاي آن طبق الگويي قابل شناسايي باشد، چرم مصنوعي است. چرم طبيعي و مصنوعي را از پشت آنها نيز مي‌توان از هم تشخيص داد. چرم مصنوعي داراي پوششي در قسمت پشت است كه هنگام برش آسيب مي‌بيند و كاملا مشخص است.

راحت‌ترين راه براي تشخيص چرم از ديگر اجناس اين است که لبه دوخته شده جنس موردنظر را برگردانيم و به اين نکته دقت کنيم که پشت آن جنس چه حالتي دارد؟ در بين اجناس شبه چرم، فومها از همه فراوانتر هستند و اتفاقا بيشتر از ساير اجناس هم به جاي چرم ارائه مي‌شوند. اگر پشت جنس موردنظر اثري از نخهاي توري شکل مشاهده کرديد، ترديد نکنيد که مصنوعي است.

چرم طبيعي را خيلي آسان از طريق پرزهايي مي‌توان شناخت که از کل جنس جدا نيستند و به زحمت از روي آن کنده مي‌شوند، حالتي دقيقا شبيه به وقتي که يک گوله پشم يا پنبه را به دو قسمت تقسيم مي‌کنيد و الياف آن يکي يکي از لا به لاي هم در مي‌آيند.

درزها و محل دوخت کفش يا کت يا هر وسيله چرمي ديگري که داريد را بررسي کنيد. معمولا با دقت کافي مي‌توانيد يك لبه برش خورده هرچند کوچک را پيدا کنيد که پشت چرم را ببينيد يا لمس کنيد. اگر پشت چرم لايه نخي داشت يا تار و پود نخي چسبيده بود، مصنوعي است، اما اگر جنس پشت چرم حالت پوستي و کرک دار و نرم بود، يعني چرم طبيعي است.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
متأسفانه بیشتر ما در وعده ناهار غذاهای سنگین و چرب می‌خوریم که حجم آن هم کم نیست.
مشرق: اگر خوب دقت کنید متوجه خواهید شد که وقتی غذاهای بسیار شیرین و دارای کربوهیدرات زیاد می‌خورید، این حالت خواب آلودگی و سُستی بیشتر خواهد شد.

خیلی از ما یا بهتر بگوییم همه‌ی ما بعد از غذا خوردن به خصوص بعد از وعده ناهار خواب آلود می‌شویم و اگر سر کار ناهار بخوریم دلمان می‌خواهد دور از چشم همکاران و صد البته رییس چرتی کوتاه بزنیم! در این ساعات که معمولاً بین یک تا دوی عصر است، کار کردن برای‌مان سخت‌تر می‌شود و ممکن است در کارمان اشتباه کنیم. گاهی اوقات این خواب آلودگی به قدری زیاد است که حتی نمی‌توانیم چشمان خود را باز نگه داریم و آرزو می‌کنیم کاش کنار اتاق کارمان تخت‌خوابی هم بود و اجازه داشتیم بدون دردسر و ترس از توبیخ رییس نیم ساعتی چرت بزنیم. البته این خواب آلودگی با احساس ترس و گناه هم آمیخته می‌شود.

از این می‌ترسیم که مبادا مدیرمان ناگهان درون اتاق سَرَک بکشد و ما را ببیند که سخت خمیازه می‌کشیم و آب از چشمان‌مان راه افتاده است یا بدتر از آن، این که ممکن است در کارمان اشتباه کنیم و از این احتمال احساس گناه می‌کنیم. به عبارتی در این ساعات پایانی کار که معمولاً تا ساعت چهار یا پنج عصر طول می‌کشد، مدام به ساعت نگاه می‌کنیم و منتظر هستیم که ساعات کاری‌مان تمام شود و از این حالت خلاص شویم.
 
علت واقعی خواب آلودگی بعد از ناهار چیست؟

1- غذای چرب و سنگین و کاهش اکسیژن خون

متأسفانه بیشتر ما در وعده ناهار غذاهای سنگین و چرب می‌خوریم که حجم آن هم کم نیست. به همین علت وقتی این غذاها وارد روده می‌شوند، خون بیشتری روانه این قسمت از بدن می‌شود تا این همه مواد غذایی سنگین را هضم کند. به طور طبیعی پس از این که خون بیشتری وارد دستگاه گوارش و روده‌ها می‌گردد، از حجم خونی که به مغز وارد می‌شود کاسته خواهد شد و به همین جهت میزان اکسیژن در مغز پایین خواهد آمد و همین باعث می‌شود احساس خستگی کنیم.

2- تغییرات در PH خون

در طی فرآیند هضم غذا اسید بیشتری در خون ترشح می‌شود که PH خون را تغییر داده آن را آلکالین می‌کند. همین آلکالینه شدن خون هم می‌تواند باعث خواب آلود شدن ما شود. اگر خوب دقت کنید متوجه خواهید شد که وقتی غذاهای بسیار شیرین و دارای کربوهیدرات زیاد می‌خورید، این حالت خواب آلودگی و سُستی بیشتر خواهد شد.

این غذاها قند خون را به یکباره بالا می‌برند و همین باعث می‌شود که پانکراس (لوزالمعده) مقدار زیادی انسولین ترشح کند. این مقدار فراوان انسولین، پروتئینی به نام «تریپتوفان» را به سوی مغز می‌راند و این ماده در مغز به سروتونین تبدیل می‌شود. این ماده‌ی شیمیایی که مسئولیت رساندن پیام‌های عصبی از یک سلول عصبی به دیگری را بر عهده دارد، در شکل‌گیری فرآیند خواب هم نقش مهمی ایفا می‌کند. وقتی میزان این ماده در مغز افزایش می‌یابد، ما خواب آلود می‌شویم.

 
چه کنیم که بعد از غذا خوردن خوابمان نگیرد؟

*  یک پیاده روی کوتاه پس از ناهار به کاهش این خواب آلودگی و سُستی کمک می‌کند. این کار جریان خون را در بدن افزایش می‌دهد که سطح قند خون را محدود می‌کند و میزان انسولین خون را نیز پایین نگه می‌دارد.

*  یک راه حل مفید دیگر این است که مراقب غذا خوردن خود باشید. از خوردن غذاهایی مانند سیب زمینی، برنج، نان به مقدار زیاد یا پاستا به عنوان ناهار و همچنین از خوردن دسرهای دارای قندهای ساده مانند شیرینی، شکلات و بستنی خودداری کنید. این خوراکی‌ها دارای قندهای ساده هستند که خوردنشان با بالا بردن ناگهانی قند خون موجب ترشح زیاد انسولین در خون، افزایش میزان ترشح سروتونین در مغز و در نهایت خواب آلودگی شما می‌شود.

*  در وعده ناهار کمتر غذا بخورید. صبحانه‌ای حاوی غذاهای پرپروتئین بخورید و به عنوان میان‌وعده یک خوراکی سبک و مفید مانند میوه یا ماست کم چرب میل کنید و وعده ناهار را مختصر صرف کنید. با  این کار سطح قند خون متعادل می‌ماند و از ترشح بیش از حد انسولین جلوگیری خواهد شد.
اگر خوب دقت کنید متوجه خواهید شد که وقتی غذاهای بسیار شیرین و دارای کربوهیدرات زیاد می‌خورید، این حالت خواب آلودگی و سُستی بیشتر خواهد شد
*  نوشیدنی‌های کافئین‌دار کمتر بنوشید. اکثر ما پس از ناهار یک فنجان چای یا قهوه می‌نوشیم تا به گمان خود سرحال بیاییم، شاید تعجب کنید ولی در واقع این نوشیدنی‌ها فقط برای مدت کوتاهی ما را سرحال می‌آورند و اندکی بعد دوباره همان رخوت و سُستی به سراغ‌مان خواهد آمد. برخی افراد هم به نوشیدن چای یا قهوه معتاد می‌شوند و بدون نوشیدن آن پس از ناهار همچنان چرت می‌زنند و گاهی ممکن است پشت میز کار یا حین رانندگی خواب‌شان ببرد. به جای نوشیدن چای یا قهوه می‌توانید چای سبز بنوشید که هم کافئین کمتری دارد و هم به آن معتاد نخواهید شد.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟

* در حالت عادی خواب آلودگی بعد از غذا خوردن طبیعی است، ولی اگر دیدید که با این خواب‌آلودگی اسهال هم دارید و نفخ کرده‌اید دقت کنید، چون ممکن است نشانه‌ای از آلرژی غذایی یا عدم تحمل به یکی از مواد موجود در غذا باشد.

* گاهی اوقات هم نشان‌دهنده مشکلاتی است که ممکن است همراه با ترشح انسولین در بدن‌تان ایجاد شود. این اختلال می‌تواند با حس گیجی، سردرد و احساس ضعف خودش را نشان دهد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
بی شک نوع نگاه ما به زندگی ، اعمال یا رفتار ویا حتی گفتار ما را تحت پوشش قرار می دهد. با عینک بدبینی یا خوش بینی به اطراف نگریستن پیامدهایی را بدنبال دارد که اول از همه گریبان گیر خودمان می شود.
زندگی در جوامع امروزی و دغدغه های متفاوت در افراد نگاه های متفاوتی را به عرصه حضور گذاشته است. بی شک نوع نگاه ما به زندگی ، اعمال یا رفتار ویا حتی گفتار ما را تحت پوشش قرار می دهد. با عینک بدبینی یا خوش بینی به اطراف نگریستن پیامدهایی را بدنبال دارد که اول از همه گریبان گیر خودمان می شود. در مطلب زیر نوع نگاه منفی و پیامدهای آن در زندگی شخصی منعکس شده است.
هنگامی که بدبین و منفی گرا هستیم چگونه رفتار میکنیم؟

* بدترین جنبه یک موقعیت را در نظر می گیریم.

* به امکان تغییر کردن باور نداریم پس در زندگی ، حرکتی نمی کنیم.

* به آینده امیدوار نیستیم و هیچ چیز تازه و مبهمی را امتحان نمی کنیم.

* تمام صحبت ها را به جلسات گلایه و شکایت و غم تغییر می دهیم.

* راجع به خود و دیگران مطلب خوب برای گفتن نداریم و از دیگران خرده گیری می کنیم.


هنگامی که بدبین و منفی گرا هستیم چه احساساتی داریم؟

* مهجور و تنها هستیم.

* بی مقدار و پوچ و بی ارزش هستیم.

* بدون صلاحیت، فرسوده و شکست خورده هستیم.

* از خود بیزار و منزجر هستیم.


بدبین و منفی گرا بودن چه پیامدی برای ما دارد؟

* مردم از صحبت کردن با ما اجتناب می کنند.

* هنگامی که به آینده می اندیشیم افسرده می گردیم.

* توانای حل مشکلات را به شیوه ای صحیح و سالم نداریم.

* بیش از اندازه خرده گیر می شویم.

* جذابیت خود را از دست می دهیم و دیگر برای اطرافیان جالب نیستیم.

* از یک روحیه << بله، اما...>> برخورداریم.

* این پیش بینی که << هرگز در آنچه امتحان می کنم موفق نمی شوم >> را بصورت عملی در می آوریم.

* از نظر ذهنی، فردی متعصب، تک بعدی و خود خواه می شویم.


رمز رفتار بد بین ها
چه تفکر غیر معقولی سبب می گردد که ما بدبین و یا منفی گرا باشیم؟

* من هرگز موفق نمی شوم.

* نمی توانم هیچ چیز را درست انجام دهم.

* بدیهای زندگی همیشه بیشتر از خوبی های آن است.

* زندگی باید راحت تر و عادلانه تر از این باشد.

* تمام زندگی یک فریب است و چیزی تحت عنوان عشق ، شادی و یا موفقیت وجود ندارد.

* سرنوشت من از پیش تعیین شده است و من قادر به تغییر آن نخواهم بود.

* هیچ فرد قابل اعتمادی وجود ندارد و همه نقاب بر چهره دارند.


برخی علل رایج در بروز بدبینی و منفی گرایی ما چیست؟

* در گذشته یک ضایعه عمده را تجربه کرده ایم و تمامی احساسات آن مقطع را به زمان حال و آینده تعمیم می دهیم.

* شکست ها و اتفاقات ناخوشایندی را در مدرسه، محل کار، خانواده، دانشگاه، روابط و ... تجربه کرده ایم و خود را یک شکست خورده دائمی تصور می کنیم.

* همیشه توسط خانواده اصلی نادیده گرفته شده ایم و متقاعد شده ایم که برای بیان نظراتمان ناگزیر به جنگ و دعوا هستیم.

* هرگز حاضر نیستیم نگاه خوش بینانه افراد را نسبت به زندگی قبول کنیم.

* خواهان تغییر رفتار و عقاید خود نیستیم و به باورهای خود چسبیده ایم.

* تنبل هستیم و حوصله کار و فعالیت و صرف انرژی برای تغییر نداریم.

* هرگز مورد قبول و تایید افرادی که در زندگیمان مهم هستند نبوده ایم.

* مرتبا از خود بصورت منفی صحبت کرده و تصویر منفی ارائه داده ایم.


برای غلبه بر بدبینی و منفی گرایی چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟

* به همراه خانواده، همکاران و دوستانمان، رفتارهایمان را تجزیه و تحلیل کنیم.

* مراقب عکس العمل هایی که منفی بودن و بدبینی ما را در دیگران بر می انگیزاند، باشیم .

* تفکر غیر منطقی خود را بشناسیم.

* نسبت به خطاهای گذشته خود، سخت گیر و بی رحم نباشیم.

شما می توانید با بازنگری بر روی رفتارها، احساسات و تفکرات خود، خودآگاهی زیادی نسبت به وضع موجود پیدا کرده و در مسیر خود آگاهی به سئوالات زیر پاسخ دهید:

۱. در طی روز کدام یک از رفتارهای من رفتاری منفی گرا بود؟

۲. این رفتار چه احساسی را در پی داشت؟

۳. چه تفکر غیر معقولی در پشت این رفتار وجود داشت؟

۴. رفتار من چه پیامدی را به همراه داشت؟

۵. عکس العمل اطرافیانم نسبت به رفتارم چه بود؟

۶. چه راههایی برای غلبه بر این رفتار منفی و بدبینانه وجود دارد؟



پاسخ به هریک از سئوالات بالا دریچه ای را برایتان می گشاید و آگاهی و تسلط شما را نسبت به وضع موجود بالا می برد.

توجه داشته باشید چنانچه مشخصات یک انسان منفی نگر را دارید ، برای رفع آن به زمان احتیاج دارید. خیلی وقت ها معنای برخورد با مسئله، این نیست که باید کاری کرد، بلکه معنایش این است که باید چیزی آموخت.

خیلی وقت ها معنای برخورد با مسئله، این نیست که باید کاری کرد، بلکه معنایش این است که باید چیزی آموخت.

منبع: نشریه پیام مشاور


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
ين ابداع كه «دوچرخه توالت نئو» نام دارد، توسط شركت توتو ساخته شده كه از يك توالت اصلاح‌شده و يك آزمايشگاه سيار براي پردازش سوخت استفاده مي‌كند. ایسنا: يك شركت ژاپني موتورسيكلتي ابداع كرده كه از مدفوع انسان به عنوان سوخت استفاده مي‌كند!

اين ابداع كه «دوچرخه توالت نئو» نام دارد، توسط شركت توتو ساخته شده كه از يك توالت اصلاح‌شده و يك آزمايشگاه سيار براي پردازش سوخت استفاده مي‌كند.

جالب اين كه از راننده خواسته شده در سفرهاي خود، تا جاي ممكن از اين توالت استفاده كند تا سوخت مورد نياز براي نيرو دادن به دستگاه تأمين شود.

شركت توتو اميدوار است كه اين دستشويي سيار كه از حداكثر سرعت 80 كيلومتر در ساعت برخوردار بوده، بتواند به كاهش 50 درصدي انتشار دي‌اكسيدكربن در شش سال آينده كمك كند.

اين موتور كه از سه چرخ برخوردار است اكنون در حال انجام يك تور 965 كيلومتري در اطراف ژاپن است كه از مقر اصلي شركت در شهر كيتاكيوشو آغاز شده و قرار است دوم نوامبر اين تور در توكيو به پايان رسد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
درخواست هايي كه حتي با فرض يك صفر كمتر نيز به اندازه كافي بزرگ تلقي مي شود. محرمانه كردن پيشنهاد برگزاري يك همايش! و ... نيز از جمله سوالات ديگر است كه بهتر است داماد خانواده محترم احمدي نژاد به آن پاسخ دهد.
الف: حميدرضا افراشته، داماد خانواده احمدي نژاد در واكنش به انتشار اسنادي در سايت هاي خبري (لينك) در مورد درخواست برگزاري همايش توسط وي، در مطلبي در وبلاگش با عنوان "جاعل محترم مميزها را ندزديد"، به اين اسناد پاسخ داده است. وي در اين پاسخ نوشته كه اعداد و ارقام مميز داشته، مطالب مهر محرمانه داشته و اگرچه مطالب يا بخش زيادي از آن نوشته وي بوده اما اسناد منتشر شده متعلق به وي نبوده و او آن را امضا نكرده است. از آنجاييكه الف نيز يادداشتي بر مبناي اسناد منتشر شده در ساير رسانه ها درج كرده بود، پاسخ وي نيز درج مي شود. اگرچه بافرض صحت گفته هاي آقاي افراشته، سوال هاي بسيار ديگري همچون اين سوال باقي مانده است كه وي اساسا چگونه و باچه شايستگي در دولت به منصب فعلي منصوب شده است كه درخواست هاي اينچنيني نيز مطرح مي كند. درخواست هايي كه حتي با فرض يك صفر كمتر نيز به اندازه كافي بزرگ تلقي مي شود. محرمانه كردن پيشنهاد برگزاري يك همايش! و ... نيز از جمله سوالات ديگر است كه بهتر است داماد خانواده محترم احمدي نژاد به آن پاسخ دهد.

متن يادداشت وي به شرح زير است:
دیروز در یکی از سایتهای وابسته به نهادهایی که اصولاً نبایستی در مسائل سیاسی وارد شوند، مطلبی در خصوص برگزاری همایش ۵۱ میلیاردی درج نموده بود. هر چند رویه ما گذر بدون حاشیه و در کمال صحت و سلامت از کنار این بی خردان است ؛ اگر همچون عیسی بن مریم نباشیم که از انسان احمق فراری بود، لااقل می توانیم بدون اصطکاک از کنار ایشان عبور نمائیم. ولیکن از آنجایی که این بی خردان سعی در خدشه وارد نمودن به دامن پاک رئیس جمهور محترم دارند، لازم است مطالب زیر را بیان نمایم. هر چند ایشان به خیال خام خوش با انتساب مشتی اوهام و مطالب خلاف واقع تصویری دهشت بار از این حقیر ساخته اند، ولیکن اقبال و گرایش و محبت دوستان به این حقیر بیشتر شده است. هیچ گاه فراموش نمی کنم، در شروع موج جدید ناجوانمردی ها به رئیس دولت و یاران صدیقش تفألی به قرآن کریم زدم و این آیات مرهم جسم و جانم گردید و سوخت راه بنده تا امروز گردید.(سوره مبارکه یونس )

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ ﴿۶۳﴾ َلهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۶۴﴾ وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۶۵﴾

آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى‏شوند (۶۲)همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيده‏اند (۶۳)در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏هاى خدا را تبديلى نيست اين همان كاميابى بزرگ است (۶۴)سخن آنان تو را غمگين نكند زيرا عزت همه از آن خداست او شنواى داناست (۶۵)
و اما بعد...
۱) نامه ای مجعول با امضاء این حقیر منتشر نموده اند که در آن شرط برگزاری همایش بین المللی جوانان، اختصاص مبلغ ۵۱ میلیارد تومان بوده است، نکته جالب آن است که فارغ از اهمیت همایش و شرح رویه ها و قسمت های مختلف آن از قبیل تدوین منشور ملی مدیریت مشترک جهانی، گفتمان سازی و ارائه آن در بیش از ۲۱ مرکز علمی در استانها و برگزاری ۴ همایش منطقه ای و در نهایت برگزاری همایش بین المللی جوانان با حضور ۵۰۰ میهمان خارجی؛ هیچ گاه از این گونه اعداد و ارقام ذکری به میان نیامده است. فلذا شاید قریب به ذهن عددی در حدود ۵/۱ میلیارد تومان بیاید که بایستی گفت جاعل محترم، یا فرق بین تومان و ریال را نمی دانسته و یا یک ممیز از ارقام را دزدیده است (گل بود به چمن نیز آراسته شد). لازم به توضیح است که در نامه مجعول تمام ارقام به صورت تومان ذکر گردیده است که در رویه های اداری تقریباً نامرسوم است.

۲) بخش عمده نامه، از جمله کلیات، اهداف، مدعوین و ... (منهای مبالغ) از نوشته های اینجانب بوده که همواره با درج مهر محرمانه انتشار یافته است که صرف نظر از محق بودن اینجانب برای پیگیری قانونی، به نوعی انتشار برخی از اسناد دولتی بوده و تنظیم کننده بی خرد نامه مجعول به نیت ضربه زدن به این حقیر، بخشی از اسناد دولتی را در فضایی قرار داده است که علاوه بر مردم عزیزمان که محرم اسرار هستند، امکان دسترسی اجانب و بیگانگان را نیز بدان فراهم آورده است. البته این جماعت بی خردان قدرت تحلیل و ارزیابی مسائلی فراتر از مهملات و وهم بافی خویش ندارند!

۳) در برخی از متون آمده است احمقی گفت: شیری امامزاده بنیامین را در بالای گلدسته خورد؛ ظریفی عبور نمود و گفت اولاً پیامبر زاده بوده است و ثانیاً بنیامین و ثالثا برادرانش گفتند گرگ در قعر چاه وی را خورد. در ضمن از اینها نیز بگذریم اصل ماجرا از اساس کذب بود. فارغ از صحت و سقم ارقام هیچ گاه همچنین مبلغی در اختیار اینجانب قرار نگرفته و نخواهدگرفت زیرا همانطور که در قسمت اول نامه (قسمت صحیح آن) نیز درج گردیده است، موعد برگزاری همایش تیر ماه سال آتی است (نکته ای که جاعل محترم به آن دقت نکرده است)

در ضمن در قسمت امضای نامه نیز امضائی از این حقیر آمده است که به فرض صحت با امضای منتسب به این حقیر در ذیل درخواست بورسیه دکترا (که آن نیز خود ماجرایی دارد) متفاوت است. فلذا در پایان از تمام جاعلان محترم خواهشمند است اولاً در رقم سازی هر چند جانب اخلاق و انصاف را رعایت نمی کنید ولیکن لااقل مختصری عقل برای اینجانب قائل باشید و ارقامی را نسبت دهید که با عقل جور درآید، همچنین تمام جاعلان به یک اجماع رسیده و برای این حقیر یک دست خط و یک امضاء جعل نمائید.

و در پایان ذکر این آیه شریفه را مغتنم می دانم،
ولا تقف مالیس لک به علم، ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسولا(اسرا آیه ۳۶)
و هرگز بر آنچه بدان علم و اطمینان ندارید دنباله رویی نکنید که در پیشگاه خداوند چشم و گوش و دلها همگی مسوولند.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
نیروهای سطح یک و سطح دو جریان دوم خرداد که در فتنه ۸۸ عملکرد عیان و آشکاری نداشتند با علم بر وجود حساسیت بر مواضع خاتمی و خویینی‌ها، این روز‌ها گرد آقای هاشمی حلقه زده‌اند و می‌کوشند با استفاده از موقعیت ایشان سیاست ورزی کنند و البته در این میان آیت الله هاشمی با آغوش باز این اینان استقبال کرده است. آرایش سیاسی- انتخاباتی جریان دوم خرداد با همراهی و رهبری هاشمی رفسنجانی اکنون به طور مشخص این است که ضعف‌ها و خطاهای اصولگریان دولتی به کلیت اصولگرایی تسری داده شده و جدال اصولگرایان با جریان انحرافی خود مسئله‌ای انحرافی جلوه داده شود.
آیت الله هاشمی این روز‌ها سکوت خاصی را پیشه کرده است و گویا صرفا به رصد اوضاع سیاسی می‌پردازد. این رصدکردن اما کناره طلبی و عزلت گزینی نیست بلکه برنامه ریزی برای «جهش سیاسی» است. جهشی که طی آن ضعف‌های عیان شده در بخشی از بدنه اصولگرایی که قوه اجرایی کشور را در دست دارد به پای کلیت اصولگرایان نوشته شده و از این رهگذار مقدمات احیای برخی جریانات خاص سیاسی فراهم شود.

به گزارش فردا، شرایط سیاسی کشور به گونه‌ای است که جریان دوم خرداد می‌کوشد به هر طریقی با تاکید کردن بر ضعف‌های دولت فعلی جای پایی برای خود باز کند و بکوشد با پیش کشیدن این ضعف‌ها عملکرد خود در فتنه ۸۸ را مسکوت بگذارد. این نیت را می‌توان در اعلام مواضع اخیر خاتمی و موسوی خویینی‌ها به عینه رویت کرد. در این میان اما نیروهای سطح یک و سطح دو جریان دوم خرداد که در فتنه ۸۸ عملکرد عیان و آشکاری نداشتند با علم بر وجود حساسیت بر مواضع خاتمی و خویینی‌ها، این روز‌ها گرد آقای هاشمی حلقه زده‌اند و می‌کوشند با استفاده از موقعیت ایشان سیاست ورزی کنند و البته در این میان آیت الله هاشمی با آغوش باز این اینان استقبال کرده است.

 آرایش سیاسی- انتخاباتی جریان دوم خرداد با همراهی و رهبری هاشمی رفسنجانی اکنون به طور مشخص این است که ضعف‌ها و خطاهای اصولگریان دولتی به کلیت اصولگرایی تسری داده شده و جدال اصولگرایان با جریان انحرافی خود مسئله‌ای انحرافی جلوه داده شود. این امر را اکنون به وضوح می‌توان در جراید منتسب به جناح دوم خرداد مشاهده کرد.

به هر روی این استراتژی اگر چه در ظاهر امر موفق جلوه می‌کند اما در عرصه سیاسی این روزهای کشور مابه ازایی نمی‌یابد. چه انکه اصولگرایان منتقد در کنار نقدهای جانانه‌ای که بر دولت فعلی دارند هیچ‌گاه مرزبندی‌های خود با قرائتی از توسعه که «مردم» را هیچ می‌انگارد فراموش نمی‌کنند و در عین حال در مسئولیت‌هایی هم که حضور داشته‌اند آنقدر خوب عمل کرده‌اند که مردم با آن ملاک به قضاوت درباره عملکرد آنان می‌پردازند نه با القائات خاص یک جریان خاص...


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
به هرحال با توجه به اين كه هيئت رئيسه محترم بر خلاف قانون آئين نامه داخلي مجلس همچنان درصدد منتفي كردن طرح سؤال است و مجلس قادر به استفاده از اختيارات قانوني خود در انجام كارهاي اساسي نيست، بدين وسيله استعفاي خود را از نمايندگي مردم تهران، شهرري، اسلام‌شهر و شميرانات – كه قادر به استيفاي حقوق آنها نيستم – اعلام مي‌نمايم. مستدعي است اقدام قانوني انجام گردد.
خبرآنلاین:علی مطهری که از نمایندگی مجلس استعفا داده بود، متن استعفانامه خود را منتشر کرد.

متن مذکور بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي دكتر علي لاريجاني
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

با اهداء سلام، همان طور كه مستحضر هستيد نامه سؤال از رئيس جمهور با امضاي صد تن از نمايندگان محترم در تاريخ ۵/۴/۹۰ - پس از يك انتظار طولاني براي فرا رسيدن وقت مناسب از نظر رعايت شرايط كشور- به رئيس وقت جلسه علني مجلس جناب آقاي مهندس باهنر تحويل داده شد و ايشان نيز در بالاي آن اعلام وصول نمودند. اما روز بعد، در جلسه هيئت رئيسه، يكي از اعضا مأمور شد كه امضاها را پس بگيرد و عضو ديگر نيز مأمور شد كه طي مصاحبه‌اي مخالفت هيئت رئيسه مجلس با سؤال از رئيس جمهور را در رسانه‌ها اعلام كند. يعني به جاي آنكه هيئت رئيسه محترم پس از دريافت نامه سؤال، طبق قانون آيين‌نامه داخلي مجلس بلافاصله آن را به جريان اندازد و سؤالات را به كميسيون‌هاي مربوط ارسال كند، درصدد انهدام طرح سؤال برآمد.

البته پس از نامه محرمانه اينجانب به جناب عالي- كه رونوشت آن به ساير اعضاي هيئت رئيسه تقديم شد- و تهديد به استعفا در صورت ادامه اين روند، اين عمليات ويژه متوقف شد. در آن يورشِ هيئت رئيسه ۱۴ نفر از امضاكنندگان امضاي خود را پس گرفتند و غالبا افرادي بودند كه از ابتدا هم محكم نبودند. البته برخي از همان افراد اكنون مي گويند ما آن زمان را مناسب نمي دانستيم و امروز را مناسب مي دانيم و در واقع امضاي خود را پس نگرفته ايم.

به هر حال، پس از مذاكره با هيئت رئيسه بنا شد اين سؤال در فرصت مناسب به جريان افتد اما مدتي گذشت و خبري نشد. كم‌كم بهانه‌هايي مطرح شد كه مثلا آقاي احمدي‌نژاد اكنون زخم خورده است و ممكن است در صحن علني پروژه‌اي مانند مناظرات انتخاباتي را پياده كند و شايد رهبر انقلاب نيز به خاطر همين ملاحظات مخالف باشند. براي رفع اين نگراني‌ها تعدادي از امضاكنندگان پيشنهاد داديم كه هيئت رئيسه سؤالات را به كميسيون‌ها ارجاع نمايد تا طبق آيين‌نامه، نماينده رئيس جمهور در حضور نماينده سؤال‌كنندگان پاسخ گويد. اگر همچنان ۷۲ نفر از امضاكنندگان قانع نشدند و قرار بر حضور رئيس جمهور محترم در صحن علني شد، آنگاه مي‌توان براي رفع آن نگراني‌ها به درخواست چندتن از امضاكنندگان و تصويب مجلس، رئيس جمهور در جلسه غيرعلني حضور يابد.

اين پيشنهاد را تقديم جناب عالي كردم و شما تلقي به قبول نموديد و قول داديد كه اقدام نماييد. تا اين كه از چند روز پيش زمزمه‌هايي از سوي برخي اعضاي هيئت رئيسه در رسانه‌ها به گوش مي‌رسد كه تعداد امضاها از حد نصاب كمتر است و هرگاه به حد نصاب برسد مطرح مي‌شود. در حالي كه اساسا امضاكنندگان به فكر پس گرفتن امضا نبوده‌اند و اگر امضاي جديدي پس گرفته شده باز با طراحي هيئت رئيسه بوده است كه به جاي اجراي آيين‌نامه درصدد انهدام طرح سؤال برآمده است. همچنين گفتند بسياري از امضاها در زمان خانه نشيني آقاي رئيس جمهور جمع شده و بعد از آن، امضاكنندگان منصرف شده اند، در حالي كه تنها دوازده امضا از صد امضا در آن روزها گرفته شد.

اكنون عرض مي‌كنم كه ما حاضريم حتي يك سؤال از آن ده سؤال به كميسيون مربوط ارجاع شود و اگر منجر به حضور رئيس جمهور در صحن علني گرديد و آن نگراني‌ها وجود داشت باز حاضريم درخواست جلسه غيرعلني بدهيم. آيا بيش از اين مي‌توان كوتاه آمد؟!

در مقابل رئيس جمهوري كه علنا مي‌گويد فلان قانون را اجرا نمي‌كنم، آيا ما حق يك سؤال نداريم؟! آن هم سئوالي كه راي گيري براي قانع شدن يا نشدن مجلس ندارد. آيا امضاي صد نماينده ارزش توجه ندارد؟! تحقق سئوال از رئيس جمهور در هر شرايطي، نشانه استحكام نظام جمهوري اسلامي و وجود دموكراسي واقعي در اين نظام است.

اصلاح امور تنها با استقلال و اقتدار مجلس تحقق مي يابد. مجلس قوي به نفع كل نظام است. اين كه برخي سخن از مخالفت رهبر انقلاب به ميان مي آورند، مخالفت ايشان براي من قطعي نيست و بعيد است كه ايشان براي امضاي صد نماينده ارزشي قائل نباشند. فرضا مخالف باشند، بايد نظر ايشان با توجه به سهل‌گيري فوق‌الذكر ما معلوم شود و البته دخالت دادن رهبر انقلاب در اين گونه مسائل را به صلاح كشور نمي‌دانم. در عين حال براي دفع بهانه اين گونه افراد، اينجانب نامه‌اي را حدود يك ماه پيش براي معظم‌له ارسال داشتم و از ايشان تقاضا كردم كه دست مجلس را در موضوع سئوال از رئيس جمهور باز بگذارند. تا كنون پاسخي نيامده و سكوت ايشان را دليل رضايت و لااقل بي نظري مي‌دانم.

اصولا اگر رهبر انقلاب در چنين موضوعاتي نظر مخالف داشته باشند در نطق عمومي خود اعلام مي نمايند و همه از طريق صداوسيما و ساير رسانه ها با خبر مي شويم. ايشان مسئله اي پنهان از مردم ندارند و اگر نظري در چنين اموري داشته باشند مانند امام خميني(ره) مسئوليت انجام يا عدم انجام امر مورد نظر را به عهده مي گيرند. علاوه بر اين كه اساسا اجراي طرح سؤال از رئيس جمهور موجب تفاهم بيشتر دولت و مجلس خواهد شد و حتي بيشتر به نفع رئيس جمهور است كه فرصتي مي‌يابد تا سوء تفاهمات وكدورتها را برطرف نمايد. قبلا گفته‌ام دو گروه با طرح سؤال از رئيس جمهور مخالفند، يكي دوستان نادان رئيس جمهور و دولت و ديگر دشمنان داناي آنها.

به هرحال با توجه به اين كه هيئت رئيسه محترم بر خلاف قانون آئين نامه داخلي مجلس همچنان درصدد منتفي كردن طرح سؤال است و مجلس قادر به استفاده از اختيارات قانوني خود در انجام كارهاي اساسي نيست، بدين وسيله استعفاي خود را از نمايندگي مردم تهران، شهرري، اسلام‌شهر و شميرانات – كه قادر به استيفاي حقوق آنها نيستم – اعلام مي‌نمايم. مستدعي است اقدام قانوني انجام گردد.

با تقديم احترام
۲۰/۷/۹۰
علي مطهري


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
سه روز پس از اين اتفاق رضا كردي به درخواست حسين شمس و پيگيري بازيكنان، حاضر شد تا دوباره كارش را با تيم فوتسال پرسپوليس آغاز كند. اين مربي روز گذشته بر سر تمرينات تيم حاضر شد، اما اجازه كار كردن را پيدا نكرد.
ایسنا: رضا كردي كه پس از جلسه هفته گذشته از پرسپوليس خداحافظي كرده بود، ديروز (شنبه) پس از حضور در تمرينات متوجه شد كه حق كار كردن در تيم را ندارد.

هفته گذشته حسين شمس به اتفاق رضا كردي در جلسه‌اي كه با قائم مقام باشگاه پرسپوليس داشتند، خواسته‌هاي‌شان را مطرح كردند كه به دليل مخالفت با آن‌ها، اين دو نفر از ادامه همكاري با پرسپوليس صرف نظر كردند. سه روز پس از اين اتفاق رضا كردي به درخواست حسين شمس و پيگيري بازيكنان، حاضر شد تا دوباره كارش را با تيم فوتسال پرسپوليس آغاز كند. اين مربي روز گذشته بر سر تمرينات تيم حاضر شد، اما اجازه كار كردن را پيدا نكرد.

پرسپوليس در حال حاضر زير نظر سعيد عبدالوند تمريناتش را پيگيري مي‌كند.


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
پنج بازیگر زن سرشناس سینمای ایران در یادداشتی به اظهارات اخیر فرج‌الله سلحشور کارگردان مجموعه «یوسف پیامبر» پاسخ دادند.
خبرآنلاین: در این متن که به امضای ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی، نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثری رسیده، آمده است:

«جناب آقای سلحشور، از اینکه می‌بینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرت‌پراکنی و بی‌ادبی در برابر هم‌نوعانتان به دست آورده‌اید، بسیار متاسفیم.»

در بخش پایانی این متن آمده: «ای کاش لطف کنید سینمایی را که خجالت می‌کشیم بگوییم شما را یاد کجا می‌اندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد.»


   
+ ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
آشیخ رجبعلی خیاط راحت می‌توانست گناه کند. منزل خالی بود، اما خودش می‌گوید: وقتی آن دختر به من اعلان کرد، وحشت کردم و از منزل فرار کردم.
برنا: آیت الله روح الله قرهی در یکصد و هشتاد و هشتمین جلسه درس اخلاق خود که با موضوع "صفات مخلصین" در مهدیه القائم المنتظر (عج) برگزار شد، درباره دلیل رحمت خداوند به بندگان مخلص خود گفت: مخلَصین عالم، از گناه دورند! گناه عاملی است بر این که انسان به آن مقام الهی سرّ حضرت حق، نرسد.

ایشان همچنین خطاب به افرادی که می‌خواهند به مقام مخلصین دست یابند، گفت: اگر می‌خواهی به اخلاص برسی، جزء مخلصین عالم شوی و برسی به آن مقامی که سر خداست راهش فقط و فقط دوری از گناه است.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح درس اخلاق آیت الله قرهی است:
دلیل اینکه خدای متعال، اخلاص را به بندگان خاصش هبه کرده است و مخلصین عالم به درجات عالی رسیدند -که از سر حضرت حق، یعنی اخلاص، بهره‌مند شدند- چیست؟ عرض کردیم حسب روایات، اخلاص سر خداست و ذوالجلال والاکرام این سر را به بندگان خودش، آن هم بندگان خاصش مرحمت می‌کند.

دلیل اصلی و عمده‌ای که اولیاء خدا بارها و بارها برای قرب حضرت حق هم این مطلب را تذکار دادند، این است که مخلَصین عالم، از گناه دورند! گناه عاملی است بر این که انسان به آن مقام الهی سر حضرت حق، نرسد.

لذا در باب این که چرا یک عده به این مقام می‌رسند، وجود مقدس مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی‌بن ابی‌طالب(ع) می‌فرمایند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی»(1) اگر کسی بخواهد به اخلاص کامل برسد، تنها راه، دوری کردن از گناهان است!

چه می‌شود مخلِصین عالم مخلَص می‌شوند؟ مولی‌الموالی(ع) می‌فرمایند: دلیل این است که گناه نمی‌کنند. وقتی جدی چشم، دست، زبان و یک‌یک اعضاء و جوارح گناه نکردند و بالجد از گناه دور شدند، آن موقع است که انسان لذت عبادت مخلصین را می‌چشد.

اصلاً کسی که می‌خواهد دیگری عملش را ببیند، به تعبیر آن مرد عظیم‌الشأن و الهی، سلطان‌العارفین، آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی غرق در گناه است؛ چون گناه یعنی آن چیزی که غیر از خدا باشد.

مولی‌الموالی(ع) می‌فرمایند: مخلصین عالم به این خاطر به مقام اخلاص رسیده‌اند که مراقبه کردند و اجتناب از گناه داشتند. دیدید پیش هر کدام از این بزرگان و اولیاء الهی که انسان می‌رود و می‌گوید: آقا چه کنم راه را سریع طی کنم؟ همه یک چیز می‌گویند و آن این که گناه نکنید. گاه انسان متعجب می‌شود، می‌گوید: بله، گناه نکنم، اما یک راه دیگری را به من نشان دهید! امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: راه دیگری ندارد، تنها راه همین است!

اگر می‌خواهی به اخلاص برسی، جزء مخلصین عالم شوی و برسی به آن مقامی که سر خداست - وقتی خدا سر قرار داده، معلوم است که به همه این مقام را نمی‌دهد. دیگر بالاتر از این نعمت که قلب کسی مرکز اخلاص شود، نعمتی نیست که خدا به بنده‌اش بدهد - راهش فقط و فقط دوری از گناه است «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی».

اگر انسان قرب الی الله می‌خواهد، باید دوری از گناه داشته باشد. اگر اخلاص می‌خواهد، با دوری از گناه است؛ یعنی کلید واژه‌ همه مطالبی که می‌تواند انسان را به اوج برساند، همین است. لذا نباید از این مقوله به شوخی بگذریم.

محک اخلاص
خدا حاج اسماعیل آقای دولابی را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: اگر خواستید امتحان کنید چه کسانی به مقام اخلاص رسیدند؛ یعنی کارشان فقط و فقط برای خداست، ببینید چقدر نسبت به مراقبه‌ این که گناه نکنند، جدی هستند. هر چقدر آن‌ها نسبت به این مطالب جدی شدند، بدانید طبعاً نسبت به مقام اخلاص نزدیکترند. این حال مخلصین عالم است!

پس راه رسیدن به اخلاص، این سر الهی از دیدگاه مولی‌الموالی(ع) این است: گناه نکن، به اخلاص می‌رسی!

چه زمانی انسان به کمال اخلاص می‌رسد و مقام مخلَصین عالم را پیدا می کند؟ - إنشاءالله عرض می‌کنیم که اگر کسی به مقام اخلاص رسید، چه خصوصیاتی برای او به‌وجود می‌آید. یکی این است که روایات ما می‌فرمایند: آسمان‌ها بر او سجده می‌کنند «وَ السمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ بِیَدِ الْمُخْلِص» - در فرمایش دیگری، حبیب خدا، طبیب دل‌ها، محمد مصطفی(ص) می‌فرمایند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ اِجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ» آن موقعی که از محارم الهی اجتناب کند!

یعنی مقام اخلاص به ذکر و دعا نیست. فقط به این است که انسان گناه نکند و دوری از محارم داشته باشد. در این صورت است که پروردگار عالم آن سر الهی خودش یعنی اخلاص را به او مرحمت می‌کند.

در جلسات قبل عرض کردیم که چرا پروردگار عالم، اخلاص را به عنوان سر گفته و چیز دیگری را به عنوان سر بیان نفرموده است. به آن مباحث مراجعه بفرمایید. مگر آن سر عظمای حضرت حق را - با آن تعابیر و مسائلی که اولیاء هم تمثیل‌هایی زدند و عرض کردیم - به هر کسی می‌دهند؟! اگر بنا بود سر را به همه بدهند که دیگر سر نمی‌شد. به چه کسی می‌دهند؟ به آن کسی که گناه نکند و از محارم دور باشد. آن‌وقت ببیند که چقدر ذوالجلال والاکرام درب‌ها را برای او باز می‌کند.

معنای اجتناب از گناه
آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی فرموده بودند: گاهی پروردگار عالم برای امتحان کردن بندگانش، ابواب گناه را هم به وسیله ابلیس ملعون، جلوی آنها قرار می‌دهد.

کنز خفی الهی، آیت‌الله مولوی قندهاری به نقل از آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی می‌فرمودند: اتفاقاً آن‌ها که می‌خواهند به سر عظمای خدا یعنی اخلاص برسند، بدانند که پروردگار عالم آن‌ها را به ابوابی مبتلا می‌کند که در آن ابواب، امکان ورود به گناه است و اگر اجتناب کردند به اخلاص می‌رسند.

جالب است که در هر دو روایت هم لفظ اجتناب است. مولی‌الموالی(ع) فرمودند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی» پیامبر(ص) هم فرمودند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ».

آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی فرموده بودند: میرزای شیرازی بزرگ از برادر عرفانی و عالی خود آیت‌الله سلطان‌آبادی بزرگ پرسیده بودند: نظر شما راجع به اجتناب چیست که هر‌گاه می‌خواهند بگویند از گناهان دور شوید، هم پروردگار عالم و هم در روایات، لفظ اجتناب را آورد‌ه‌اند؟

آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی بزرگ(2) تعبیر بسیار زیبا و نابی را بیان فرمودند، فرمودند: اجتناب این نیست که پروردگار عالم می‌خواهد بگوید: در مقابل گناه قرار نگیری! برعکس، یک‌دفعه می‌بینید یک معامله شیرین برایتان پیش می‌آید، هیچ کسی هم از آن معامله شیرین خبر ندارد و می‌توانید راحت هم در آن معامله لقماتی را به دست بیاورید که صورت ظاهرش هم قانونی و حلال است اما خودتان می‌دانید که این لقمه، لقمه حرام است.

اجتناب یعنی این که پروردگار عالم می‌آورد آن را درب خانه‌ات می‌گذارد، حالا شما باید بگویید: نه. اجتناب یعنی آن زمانی که شما تصمیم گرفتید دیگر گناه نکنید، برعکس می‌شود و وسایل گناه برای شما فراهم می‌شود.

بارها شده است که جوان‌های عزیز به ما بیان فرمودند: آن موقعی که دیگر تصمیم می‌گیریم چشممان را کنترل کنیم و دیگر گناه نکنیم، برعکس، یک کسی با عشوه و رفتار آن چنانی در مقابل ما قرار می‌گیرد. اجتناب یعنی آن لحظه که گناه برایتان فراهم شد، گناه نکنید. آیا اجتناب یعنی این که گناه را برای شما برمی‌دارند؟! خیر، برعکس، گناه در مقابل شما قرار می‌گیرد و شما نباید انجام دهید.

«تَجَنبُ الْمَعَاصِی» یعنی اگر خواستید در مقام مخلصین عالم قدم بگذارید و به سر عظمای حق پی ببرید، گناهان برای شما پشت سر هم یکی، دوتا، ده تا، صد تا، مدام می‌آیند و شما باید آن قدر قوی باشید که این گناهان را انجام ندهید و از آنها دور شوید. بهدست آوردن لقمه حرام در معاملههای مختلف، برای شما پیش می‌آید. پول‌های کلان جلوی پای شما قرار میگیرد. گاهی شاید تا آخر عمر هم هیچ احدی نفهمد. زمینه فراهم است، خودتان هستید و پروردگار عالم، این‌جاست که باید اجتناب کنید؛ یعنی گاهی معاصی را جایی قرار می‌دهد که هیچ کس از آن‌چه که بین شما و خدا می‌گذرد، خبردار نمیشود.

باز شدن ابواب گناه!
لذا کنز خفی الهی، آیت‌الله مولوی قندهاری تعبیر بسیار عالی را داشتند. ایشان می‌فرمودند: به نظر می‌رسد اتفاقاً گاهی برای انسانی که می‌خواهد به سمت پروردگار عالم برود و قرب الهی را بگیرد، ابواب ذنب، معاصی و محارم (حرام‌ها) بیشتر باز می‌شوند. این‌جاست که شما باید مراقبه و اجتناب کنید. اجتناب یعنی راه باز است، راحت هم می‌توانید گناه کنید.

آشیخ رجبعلی خیاط راحت می‌توانست گناه کند. منزل خالی بود، اما خودش می‌گوید: وقتی آن دختر به من اعلان کرد، وحشت کردم و از منزل فرار کردم.

ابن‌سیرین جوانی بود که خدا جمال زیبا به او داده بود، ولی مقاومت کرد. شاگرد بزاز بود. آن‌قدر شهوت بر آن زن غلبه کرده بود که هر روز می‌رفت، پارچه می‌خرید و هر بار شعله شهوت او زیادتر می‌شد. یک روز رفت، چند طاقه پارچه ‌خرید - شیطان هم حمایت و کمکش ‌کرد - گفت: من نمی‌توانم بیاورم، بده شاگردت بیاورد. خودش به منزل رفت تا خود را مهیا کند.

ابن‌سیرین آمد، درب را زد، زن ‌گفت: پارچه‌ها را داخل بیاور. همین که داخل آمد، زن درب را بست و خود را در مقابل ابن سیرین با بی‌حیایی برهنه کرد و اعلان کرد که اگر با من نباشی فریاد می‌زنم که این می‌خواست با من عمل منافی عفت انجام دهد.

ابن‌سیرین چه کند؟! گناه جلوی او ظاهر شده است. این‌جاست که «اجْتِنَابُ الْمَعَاصِی» معنا می‌دهد. او توکل به خدا کرد و از پروردگار عالم یاری ‌خواست و به ظاهر اعلان کرد که من میروم تا آماده شوم. به بیت‌الخلاء رفت، در آنجا از آن کثافات بر‌‌داشت – چون در قدیم چاهی نبود و آن‌ها را برای کود حیوانی بر می‌داشتند- و به سر و صورت و لباس خود مالید. وقتی بیرون ‌آمد، زن دید آن جمال زیبا به کثافات انسانی متعفن شده است، در را باز ‌کرد و گفت: برو گمشو بیرون!

ابن‌سیرین می‌توانست به دامن گناه برود و بگوید: خدا! من دیگر چارهای نداشتم، او می‌خواست داد بزند و بعد هم به ظاهر اظهار توبه کند، اما این کار را نکرد. اجتناب از معاصی یعنی این که جلوی او گناه آماده بود، اما او از آن دوری کرد.

آن مرد الهی و عظیم‌الشأن، آیت‌الله العظمی ادیب فرموده بودند: ایشان از گناه اجتناب کرد و رفت با یک درهم یا دیناری خود را شست و تمام شد، اما در مقابل، پروردگار عالم به او چه‌ها که نداد! طوری شد که ابن‌سیرین هر‌جا می‌رفت بدون این که عطر بزند، بدنش بوی عطر می‌داد. تعبیر خواب پیدا کرد، ریاضی‌دان شد. یک شاگرد بزاز از گناه اجتناب کرد، خدا مقامی به او مرحمت کرد که همان مقام مخلصین است.

لذا راه ورود به اخلاص، آن سر عظمای الهی، همین اجتناب از معاصی است؛ یعنی مهم این است که به گناه و حرام نه بگویی و محکم بایستی.

سرعت جوان در رسیدن به اخلاص
جالب این است که پیغمبر اکرم، حضرت محمد مصطفی(ص) برای مخلصین عالم چهار نشانه بیان میکنند و در نهایت هم می‌فرمایند: در جوانهاست که این نشانه‌ها سرعت می‌گیرد و سرعت آن هم زیاد است.

جوان‌های عزیز! فرزندان عزیزم! شما راحت‌تر می‌توانید، چون طبیعی است گناه سراغ شما بیشتر می‌آید. گرچه سراغ همه می‌آید، اما بیشتر سراغ جوان می‌آید. اگر جوان اراده قوی داشت و به گناه نه گفت، چنان پروردگار عالم او را بالا می‌برد که اصلاً نمی‌شود حساب کرد.

آیت‌الله العظمی ادیب که یکی دو تا جوان را انتخاب کرده بود تا آنها را تربیت کند، به آیت‌الله العظمی دزفولی فرموده بودند: من می‌خواهم این‌ها طوری شوند که منِ احمد در مقابل این‌ها شاگردی کنم. آیت‌الله دزفولی تعجب کرده بودند، فرموده بودند: چطور؟

فرموده بودند: چون جوان در رسیدن به این مطالب سرعت می‌گیرد اما همانطور که پیر در جسم پیر شده و نمی‌تواند خیلی حرکت کند، در آن حالت روحی هم دیگر نمی‌تواند آن سرعت را داشته باشد، مگر آن که کسی در جوانی یاد گرفته باشد، که چنین کسی در پیری هم این سرعت را دارد.

دیدید یک کسی در کبر سن هم هست، می‌گویند: در زمستان یخ‌ها را می‌شکند و در آب سرد می‌رود؛ چون از جوانی تمرین کرده بود، جسم عادت کرده است.

اگر انسان از جوانی اخلاص و دوری از گناه را تمرین کند، چه اوجی می‌گیرد! اگر راه اخلاص «اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ» و «اجْتِنَابِ الْمَعَاصِی» است، راه دیگرش این است که پیامبر(ص) می‌فرمایند: جوان می‌تواند سرعت بگیرد.

برای همین آیت‌الله العظمی ادیب فرموده بودند: من می‌خواهم کاری کنم که این دو نفر خلص همه اولیاء الهی بشوند؛ چون جوان هستند.

پس گفتیم: اینطور نیست که گناهی نباشد، اتفاقاً گناهان جلوی پای انسان قرار میگیرند، اما اگر از همان اول کنترل کردی و اجتناب از معاصی داشتی و محکم جواب نه دادی، برنده می‌شوی و راه رسیدن به اخلاص همین‌ است.

نشانه های مخلص
پیغمبر اکرم، حضرت محمد مصطفی(ص) فرمودند:«اما عَلَامَةُ الْمُخْلِصِ فَأَرْبَعَةٌ»(3) مخلصین عالم چهار نشانه دارند.

1- دلسوزی برای بندگان
اولین نشانه این است: «یَسْلَمُ قَلْبُهُ». مهم همین قلب است. میفرمایند: «الْقَلْبُ حَرَمُ اللهِ»(4). انسان نباید کسی را در این حرم الهی قرار دهد. از نشانه‌های مخلصین این است که قلب سلیم دارند - اصلاً راجع به قلب سلیم یک بحثی داریم که به فضل الهی بعدها که به آن برسیم، بیان میکنیم که قلب سلیم یعنی چه؟

یکی از نشانه‌های قلب سلیم این است که برای بندگان خدا خیر می‌خواهد و هیچ‌گاه بد کسی را نمی‌خواهد؛ یعنی برای بندگان خدا دل می‌سوزاند.

شب ولادت حضرت ثامن‌الحجج(ع) روایتی را خواندیم که وقتی از حضرت راجع به «لَتُسْئَلُن یَوْمَئِذٍ عَنِ النعِیمِ‏» سؤال کردند و آن‌ها طور دیگری گفتند، آن امام رئوف با یک حالت عصبانی و با صدای بلند جواب دادند: خیر، این‌ها نیست(5).

ذیل این مطلب شیخ مفید نکته بسیار عالی و بکری را دارند، ایشان می‌فرمایند: دلیل این که گاهی معصومین(ع) مطلبی را بلند بیان می‌کردند و داد می‌زدند درحالی‌که مرکز رحمت و رأفت بودند، این است که دلشان می‌سوخت، آنها خوبی را برای مردم می‌خواستند. اگر آنها یک موقعهایی تشر می‌زدند، تشر آن‌ها همان انذار است، «مُبَشراً وَ نَذیراً»(6) که نکند بندگان خدا به گناه مبتلا شوند. چون آنها خیرخواه امت هستند.

مگر خود خدا به حبیبش نفرمود: «لَعَلكَ باخِعٌ نَفْسَكَ»(7) حبیب من! بس است دیگر، داری خودت را به هلاکت می‌اندازی «أَلا یَكُونُوا مُؤْمِنینَ» که چرا این‌ها ایمان نمی‌آورند.

پس یکی از خصایص قلب سلیم این است که دلش می‌سوزد. گاهی دیدید پدر و مادر از روی دل‌سوزی این حالت را دارند. مثل الآن که زمستان است، اگر بچه پای بخاری برود، می‌گویند: جیز است، اگر یک موقعی متوجه نشود، گاهی روی دستش هم می‌زنند. آیا زدن روی دست دشمنی است؟ خیر، او را دوست دارند، به او عشق می‌ورزند، نمی‌خواهند او بسوزد. او را می‌زنند که یادش باشد رفتن به سمت بخاری خطر است.

قلب سلیم این خصوصیت را دارد. برای دیگران بد نمی‌خواهد. نمی‌گوید: برو خودت را در آتش بینداز. دلش می‌سوزد، می‌گوید: حیف است. این‌ها به سمت گناه نروند.

پیغمبر(ص) و مولی‌الموالی(ع) دلشان برای من و تو سوخته است. این حالت آنها است. مخلصین عالم هم همین حال را دارند، قلبشان سلیم است.

به خدا قسم این‌قدر پیغمبر(ص) و مخلصین برای ما دل‌سوزی کردند که یک مواقعی آسید هاشم حداد می‌فرمودند: وقتی آیت‌الله قاضی میخواستند بفرمایند: «وَ أَشْهَدُ أَن مُحَمداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»، گاه می‌دیدیم آقا به حالت ده دقیقه نمی‌توانستند ادامه دهند، دائم می‌گفتند: «وَ أَشْهَدُ أَن مُحَمد ...»، « وَ أَشْهَدُ أَن مُحَمد ...» ... و همین‌طور اشک اجازه نمی‌داد. یک مرتبه فرمودند: این دل‌سوزی نبی مکرم و قلب سلیم پیامبر(ص) جلوی چشمم می‌آید، کباب می‌شوم. این حبیب خداست. آنها این‌طور هستند.

چه کنیم مخلص شویم؟ «اجْتِنَابِ الْمَعَاصِی»، «اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ». آن‌وقت چطور می‌شود که قلبمان سالم شود؟ معلوم است قلبی که در آن گناه و حرام نبود، به سمت قلب سلیم می‌رود، یعنی سالم میشود. اصلاً اسلام هم از سلم است، یعنی سالم است.

اگر گناه نکردی، سالم هستی. بعد ببین چه می‌شود! ملک مقرب چنان با اشتیاق میآید که عرض کردم آسید هاشم حداد - که خودشان هم همین‌طور بودند – فرمودند: آیت‌الله قاضی را میدیدیم گاه در نماز با دست اشاره می-کردند. میپرسیدیم: آقا چه هست؟ می‌فرمودند: ملائکه‌الله دور من هستند، رکوع می‌روم، به من رکوع می‌کنند. سجده می‌روم، به من سجده می‌کنند. قیام می‌کنم، رو به من قیام می‌کنند، نه رو به قبله. من برای این که حواسم پرت نشود، با اشاره دست میگویم بروید که حواسم به خدا باشد.

خدا علامه طهرانی را رحمت کند، ایشان نکته بسیار نابی را به نقل از آسید هاشم حداد میفرمودند. میفرمودند: یک موقعی آیت‌الله قاضی در اواخر عمر فرمودند: هرچه ما به این‌ ملائکه‌الله می‌گفتیم بروید، نمی‌رفتند، می‌گفتند: ما با اشتیاق کامل مِن ناحیه الله مأمور هستیم، به شما سجده کنیم. بنده خدا این است. خدا هم فرموده است: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا»8- این‌ها اشتیاق داشتند.

2- تسلیم بودن اعضا و جوارح
وقتی بنده خدا از گناه دور شد، قلبش سلیم شد و پاکِ پاک شد، دیگر معلوم است اعضاء و جوارح او هم تسلیم خداست. دیگر تسلیم گناه نیست، تسلیم خداست. لذا حضرت می‌فرمایند: دومین خصوصیت مخلص این است: «وَ یَسْلَمُ جَوَارِحُهُ» اعضاء و جوارحش تسلیم خداست.

وقتی گناه نبود، معلوم است تسلیم نور است. وقتی ظلمات نبود، معلوم است این حرم (قلب)، حرم خدا می‌شود. حرم که حرم خدا شد؛ چون جایگاه امر به اعضاء و جوارح قلب است، اعضاء و جوارح هم الهی و تسلیم خدا میشوند، دیگر تسلیم شیطان نیستند، دیگر تسلیم گناه و حرام نیستند.

آن مرد الهی، آیت‌الله العظمی ادیب تعبیر بسیار عالی را داشتند، می‌فرمودند: این‌جاست که دیگر هر کسی خودش می‌تواند بفهمد که چقدر من به گناه علاقه یا تنفر دارم.

در آن مباحث گناه بیان کردم، بعضی از اولیاء نمی‌توانستند اسم گناه را به زبان بیاورند. مثلاً فقه تدریس می‌کردند اما اسم زنا را بیان نمیکردند، می‌گفتند: آن عمل شنیع! یک بار اسم آن را می‌آوردند، دیگر می‌گفتند: نمی‌توانم! آنها از اسم زنا فراری و متنفر هستند، چه برسد نعوذبالله نستجیربالله به فکر زنا. اسمش برای آنها زشت جلوه می‌کند.

در مثال مناقشه نیست، دیدید وقتی کسی در عشق‌های مجازی دنیا - که گاهی خیلی هم بدبخت می‌شوند - از کسی ضربه می‌خورد، می‌گوید: دیگر اسمش را هم نیاور. یا یک کسی به مواد مخدرگرفتار شده بوده، حالا رفته آن دوره‌ها را دیده جسمش پاک شده، می‌گوید: دیگر از اسمش بدم می‌آید و تنفر دارم؛ چون هرچه ضربه خورده، همسر و بچههایش را از دست داده، از این مواد لعنتی بوده، حالا می‌گوید: دیگر از اسمش هم متنفرم.

مخلصین عالم از اسم گناه هم بدشان می‌آید. لذا اعضاء و جوارح آنها تسلیم خدا می‌شوند. وقتی اعضا و جوارح دیگر دست شیطان نبود، معلوم است دست کیست؟ دست خدا است. بالعکس اگر دست خدا نبود، دست شیطان است.

معلوم است اگر دست خدا باشد، این ید، یدالله می‌شود. این عین، عین‌الله می‌شود و این لسان، لسان‌الله می‌شود. می‌دیدیم امثال آیت‌الله حق‌شناس یک روایتی را می‌خواندند، گاهی انسان این روایت را قبلاً خودش خوانده و به تعبیر طلبه‌ها منبرش هم رفته بوده اما وقتی ایشان می‌خواند، کأن تازه بود، چرا؟ چون وقتی از قلب تسلیم شده خدایی بیرون بیاید این زبان هم زبان خدا می‌شود، بر دل مینشیند. ولو به این که لحظاتی به دل قسی من بنشیند بعد بروم فراموش کنم، اما حداقل آن موقع چنان آرامش به انسان می‌دهد که احساس می‌کند برای اولین بار است که این مطلب را می‌شنود؛ چون از لسان‌الله بیرون آمده. لسانی که گناه نکند، لسان خدا می‌شود.

بلوتوث روشن!
این که امام فرمودند: من از چهره آیت‌الله شاه‌آبادی بیشتر علم گرفتم، برای این است که وقتی وجه الله بشوی، همین‌طور می‌شود. آن‌وقت است که «النظَرُ إِلَى وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَةٌ»(9) نظر به چهره عالم عبادت می‌شود، چرا؟ چون این وجه عالم الهی و ربانی، وجه خداست. این صورت دیگر صورت آشیخ محمدعلی شاه‌آبادی نیست، این وجه خدا است که نگاه به او علم می‌دهد.

البته آن طرف هم زمینه‌اش را باید داشته باشد، مثل بلوتوث. برای بلوتوث کردن باید بلوتوث طرف مقابل هم روشن باشد و گیرایی داشته باشد. با این موبایل‌هایی که اصلاً بلوتوث ندارند، نمی‌شود. اگر وجود انسان هم گیرایی نداشته باشد که نمی‌شود. امام آن گیرایی را داشت، آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی هم علم را میداد. خیلی‌ها پیش آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی بودند، چرا نگرفتند؟!

این که وجه عالم مرکز عبادت می‌شود، همین است؛ چون صورت خدایی شده، زبان خدایی شده، چشم خدایی شده. عرض کردیم یک نگاه نافذ حاج میرزا علی‌اصغر هرندی آن شخص را که خودش قمار‌باز قهار، تلکه‌بگیر و به تعبیری رئیس قمار‌بازها بود، نجات داد. خودش می‌گوید چنان نگاه نافذ این مرد الهی روی قلبم اثر گذاشت که همین که داشت به سمتم می‌آمد، فهمیدم می‌خواهد یک خبرهایی شود.

البته خود ایشان هم ارادت به علما داشت. خودش می‌گفت: من هرجا عالم می‌دیدم، سریع تعظیم میکردم و میگفتم: سلام علیکم آقاجان! لذا یک نگاه نافذ این مرد الهی، او را دیگر از گناه بیرون آورد و تغییر داد. اینجاست که عین، عین الله النافذه می‌شود؛ چون اعضا و جوارح تسلیم خدا شده و این دومین خصوصیت مخلصین است.

3- خیرخواه بندگان
نشانه سومی که دارند، این است: «وَ بَذَلَ خَیْرَهُ» خیرخواه مردم هستند و بذل می‌کنند.
عرض کردم آیت‌الله دزفولی از جمهوری الآن (شاه‌آباد سابق) رد می‌شدند. وقتی وضعیت آن خانمی را که به خاطر آن حالت مستی برهنه‌اش کرده بودند و خودکشی کرده بود و آن‌طور افتاده بود، دیدند، عبای خودشان را بر روی او انداختند و به او خیر رساندند، نگذاشتند حیثیت و آبروی او برود.

مرحوم سراج در مورد ایشان می‌فرمودند: گاه مخصوصاً آیت‌الله دزفولی می‌رفتند ببینند اگر کسی یکخورده از این وضع بدمستی که خودش در آن‌جا پیدا کرده، حالت پشیمانی دارد و وضعش بد است - دعای مادری، کسی پشت سر اوست - سریع او را ببرند و روی او کار کنند. خیرشان می‌رسید. یکی هم این که انسان خیر مادیاش برسد، کمک کند و دست دیگران را بگیرد. مخلصین عالم خیرشان به دیگران می‌رسد.

«وَ كَف شَرهُ» و شرش به هیچ عنوان به کسی نمی‌رسد و از بدی کردن خودداری می‌کند. مخلصین عالم اینگونه هستند. اصلاً از بدی بدشان می‌آید، آنوقت چطور می‌توانند بدی کنند؟!

آیت‌الله العظمی آسید احمد آقای خوانساری - که امام فرمودند: ایشان اتقی‌الاتقیاء هستند - همسری داشتند که خیلی آقا را اذیت می‌کرد. حتی اگر در خانه آقا می‌آمدند، می‌گفتند: با آیت‌الله العظمی خوانساری کار داریم. می‌گفت: کدام آیت‌الله؟ بروید و به آقا فحاشی می‌کرد! گاهی آقا را با خاک‌انداز می‌زد. یک مرتبه دیدند سر آقا شکسته، به خصیصینشان گفته بودند: این مرحمتی خانم است!

مرحوم فلسفی تعریف می‌کردند: یکی از آقایان (ظاهراً آیت‌الله خنده‌آبادی) به ایشان گفته بود: آقا! شما چرا این‌طور صبوری می‌کنید؟ طلاقش بدهید برود. گفته بودند: کجا رهایش کنم، بیچاره جایی را ندارد برود، من صبر می‌کنم! احساس می‌کردند اگر او را رها کنند، برایش شر می‌شود.

مخلصین عالم اینگونه هستند. البته این امتحان‌ها را خدا برای هیچ کسی نیاورد. یک موقع خانمی یک چیزی می‌گوید، آقا سریع موضع‌گیری می‌کند و نعوذ بالله ... بشکند دست مردی که روی زنش بلند شود، او مرد نیست، نامرد است.

مخلصین عالم شرشان به هیچ کس نمی‌رسد، مواظب هستند. این را پیامبر دارند میفرمایند. این فرمایش حبیب خدا، خاتم انبیاء، محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) است. این حال مخلصین عالم است. اگر بخواهیم این حال را پیدا کنیم، باید از گناه و همه بدی‌ها دور بشویم. اگر خواستیم به خدا نزدیک شویم راهش فقط اخلاص است.

توسل شبانه
یک نکته هم به ما که ضعیفیم گفتند و آن این که توسل داشته باشیم. از وجود مقدس آقاجانمان امام زمان(‌صلوات الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف) بخواهیم. بگوییم: آقاجان، امام زمان! ما بلد نیستیم، ما جاهلیم، ما نمی‌دانیم چه کنیم.

بارها عرض کردم، شب‌ها موقعی که داری می‌خوابی، از بستر جدا شو، یک چند دقیقه‌ای را با آقا جانت، امام زمان(‌صلوات الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف)‌ خلوت کن. حرف بزن. این‌قدر آقاجان دوست دارد انسان با او حرف بزند.

بگوییم: آقا جان! ما نمی‌فهمیم، ما جاهلیم. آقاجان! تو دست ما را بگیر. ما را به سمت اخلاص ببر. ما را به سمت بندگی خدا ببر. آن‌وقت چه مزهای دارد، چه شیرینی دارد، چه لذتی دارد که آقا دست ما را بگیرد و به این صراط مستقیم ببرد.

یابن‌الحسن! آقاجان! به فدایت شوم، اگر یک آن، عنایتت از ما برداشته شود، بدبختیم. اما تو به ملائکه‌الله دستور بده – که همه چیز در سیطره خلیفه خداست – و بگو: این را کنترل کنید، تا به سمت گناه رفت، تنفر از گناه در دلش بیاورید تا اجتناب کند. آقا جان! ما را رها نکن. ما گدایان کوی توییم یابن‌الحسن!

پی نوشت:
1- بحارالأنوار، ج: 74، ص: 215، باب: 8
2- فضایل آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی را در مباحث قبل عرض کردیم. شمه‌ای از آنها این بود که این مرد الهی غیب‌گو و آینده‌نگر بودند. به شیخ شهید، شیخ فضل‌الله نوری، در‌حالی‌که جوان بود، فرمودند: تو همان شیخی هستی که در تهران به دارت می‌زنند! به آیت‌الله العظمی حائری یزدی هم در جوانی بیان فرمودند: تو مؤسس حوزه علمیه قم هستی!
3- بحارالأنوار، ج: 1، ص: 121، باب: 4
4- بحارالأنوار، ج: 67، ص: 25، باب: 43
5- عیون اخبار الرضا، ج:2، ص: 129
6- اسراء/ 105
7- شعراء/ 3
8- یقره/ 34
9- بحارالأنوار، ج: 1، ص: 195


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش