ایرانتو:
یانگ هویی یان با ثروت ۴/۳ میلیارد دلار از سوی مجله فوربز در سال ۲۰۱۰ به
عنوان دویست و هفتاد و هفتمین میلیاردر دنیا معرفی شد. خانم یانگ در حال
حاضر سهامدار اصلی شرکت کانتری گاردن است. زمینه اصلی فعالیت این شرکت در
حوزه املاک و مستغلات است.
بازیگر برنده اسکار این روزها در بروکلین در یک فیلم تلویزیونی تولید شبکه اچبیاو بازی میکند.
به گزارش خبرآنلاین، آل پاچینو در این فیلم فعلا بینام نقش فیل اسپکتور، تهیهکننده مشهور دنیای موسیقی را بازی میکند که به جرم قتل در زندان است.
بازیگر 71 ساله سهگانه «پدرخوانده» در سکانسهایی که روز شنبه در نیویورک تصویربرداری شد، لباسی شبیه به روزهای حضور اسپکتور در دادگاه در ماه مه 2005 به تن داشت.
پروژه جدید اچبیاو، شبکهکابلیتولیدکننده سریالهای «خون حقیقی»، «سوپرانوها» و «Wire» از مدتها قبل جنجالهای بسیار به پا کرده است. حتی گروهی هلن میرن بازیگر نقش لیندا کنی بیدن، وکیل اسپکتور را به خاطر حضورش در این فیلم تهدید کردهاند.

فیل اسپکتور (راست) به جرم قتل در زندان است
اسپکتور سال 2009 به جرم قتل لانا کلارکسن، بازیگر تازهکار به 19 سال زندان محکوم شد. کلارکسن 40 ساله در سال 2003 در خانهاش به ضرب گلوله کشته شد.
دوستان او از معترضان به این پروژه هستند که دیوید ممت، کارگردان و نمایشنامهنویس برنده جایزه پولیتزر آن را کارگردانی میکند.
ممت 68 ساله اعتقاد دارد اسپکتور به اشتباه مجرم شناخته شد و دوستان و خانواده کلارکسن معتقد هستند پخش این فیلم میتواند باعث همدردی افکار عمومی با اسپکتور شود.

آل پاچینو در نقش فیل اسپکتور
این فیلم که ارتباط اسپکتور و بیدن را در بر میگیرد، در یک ماه گذشته در لانگ آیلند و منهتن در حال تصویربرداری بوده است.
اسپکتور در دهه 1950 فعالیتش را آغاز کرد و تهیهکننده «Let it Be» آخرین آلبوم گروه بیتلز بود.
پاچینو پارسال برای بازی در نقش جک کوورکیان در فیلم تلویزیونی «جک را نمیشناسی» برنده جایزه امی شد. او سپتامبر امسال در جشنواره ونیز مورد تقدیر قرار میگیرد.
پاچینو سال 1993 برای «بوی خوش زن» برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد.
دیلی میل / 7 اوت / ترجمه: علی افتخاری
5858
مروری بر حوادث ایران در سه شنبه 18 مرداد 1390
سفرهای مرزی به خاطر سفارش خرید اسلحه در پایتخت
روزنامه قدس نوشت:قاچاقچی قدیمی از پایتخت سفارش خرید اسلحه می گرفت و سوار بر اتوبوس راهی سفر می شد. راز این مرد تبهکار زمانی فاش شد که رفت و آمدهای غیرعادی اش به اتوبوس قرمز رنگ از چشم ماموران پلیس دور نماند.
ساعت 12:30 شب 12 مردادماه سال جاری ماموران کلانتری 209 ترمینال غرب در حال گشتزنی در خیابانهای تاریک اطراف ترمینال بودند که ناگهان به اتوبوسی برخوردند که در داخلش سایه های مردانه ای دیده می شد در حالی که در گوشه ای پارک شده بود.
ماموران برای دقایقی به تماشای این رفت و آمدها نشستند و به صورت خزنده خود را به اتوبوس قرمز رنگ رساندند. وقتی پلیس در برابر مردان مرموز حاضر شد و از راننده خواست درهای اتوبوس و قسمت بار را باز کند تا از آن بازرسی کند ناگهان مرد جوانی پا به فرار گذاشت و عملیات تعقیب و گریز را پیش روی ماموران قرار داد.
مرد فراری در خیابان های تاریک سعی داشت از تیررس پلیس دور شود اما چند دقیقه ای طول نکشید که خود را در حلقه محاصره دید و دستانش را به نشانه تسلیم بالا برد. ماموران همزمان با زدن دستبند به این مرد جوان به بازرسی بدنی از او پرداختند و یک کلت کمری به همراه فشنگهای جنگی و گاز اشک آور پیدا کردند.
در این مرحله وقتی مشخص شد مرد فراری مسلح بوده و احتمال دارد در سرقتهای مسلحانه شرکت کرده باشد از وی که ایرج نام دارد بازجوییهای تخصصی شد و پلیس خود را در برابر یک قاچاقچی اسلحه دید.
ایرج در بازجوییها گفت: «من در تهران و در محله مشیریه زندگی می کنم، خیلی ها با واسطه می دانند که در زمینه خرید و فروش اسلحه فعالیت دارم و گاهی سفارش هایی می گیرم که برخی خواستار خرید اسلحه هستند».
وی افزود: «نوع اسلحه ها باید کلت کمری باشد چرا که قادر به حمل اسلحه های کلاش نیستم. وقتی سفارش خرید کلت را می گیرم راهی سفر شده و به شهرهای مرزی می روم».
این قاچاقچی اسلحه در ادامه گفت: «در مرز کسانی را می شناسم که فروشنده اسلحه به قیمتهای کمتر از 100 هزار تومان هستند، به راحتی از آنان اسلحه را خریده و با اتوبوس به تهران می آیم سپس با قیمت بالایی اسلحه را به سفارش دهنده می فروشم».
ایرج ادامه داد: «تا حالا بارها این کار را کرده ام و آخرین بار مردی از من یک کلت و چند فشنگ خواست، زود به سفر رفته و این کلت را به قیمت 70 هزار تومان خریدم و به تهران آوردم، به خاطر سفرهای زیاد به مرز با برخی از راننده ها دوست شده ام، وقتی شب به تهران رسیدم قصد رفتن به محله مان را نداشتم، کنار آنها بودم که ناگهان پلیس آمد، ترسیدم و پا به فرار گذاشتم».
بنا به این گزارش، با دستور بازپرس دادسرای ناحیه 20 تهران این مرد در اختیار پلیس تخصصی قرار گرفت تا پرده از جزئیات اقدامات تبهکارانه اش بردارند.
این گزارش حاکی است، تحقیقات نشان داد دیگر مردان در اتوبوس بی گناه بوده اند و پلیس سعی دارد سفارش دهنده اسلحه و انگیزه وی را نیز ردیابی کند.
خودکشی دختر و پسر بعد از ناکامی در ازدواج
روزنامه شرق نوشت: مخالفت با ازدواج دختر و پسری جوان سرنوشت تلخی را برایشان رقم زد و به خودکشی آنها انجامید.
چندی قبل به بازپرس جنایی پایتخت خبر رسید دختر جوانی به نام عاطفه بر اثر سقوط از پل بوستان نهجالبلاغه فوت شده است. بررسیهای اولیه نشان میداد مرگ دختر جوان مشکوک است. به همین دلیل پرونده در اختیار افسران پلیس آگاهی قرار گرفت تا آنها در اینباره تحقیق کنند.
بازجویی از خانواده عاطفه فاش کرد او از مدتها قبل با پسری به نام عماد در ارتباط بود و قصد داشت با وی ازدواج کند.
مادر عاطفه در اینباره گفت: «دخترم میگفت به عماد علاقه دارد و میخواهد با او ازدواج کند اما من و پدرش از همان ابتدا با این وصلت مخالفت کردیم. عاطفه جوان بود و قدرت تشخیص کافی را نداشت. به همین دلیل از عاطفه خواستیم به رابطهاش با عماد پایان بدهد.»
به دنبال اظهارات والدین متوفی ماموران عماد را بازداشت کردند. او درباره رابطهاش با عاطفه و مرگ وی گفت: «ما هر دو عاقل و بالغ بودیم و میتوانستیم به درستی برای خودمان تصمیم بگیریم اما خانواده عاطفه از همان اول با ازدواج ما مخالفت کردند. عاطفه تلاش زیادی کرد تا پدر و مادرش را راضی کند اما اوضاع روز به روز بدتر میشد و آنها به عاطفه گفته بودند دیگر حق ندارد من را ببیند.
روز حادثه من و دختر مورد علاقهام در بوستان نهجالبلاغه یکدیگر را دیدیم. عاطفه حال و روز خوشی نداشت و گفت این آخرین باری است که همدیگر را ملاقات میکنیم. من تلاش کردم او را آرام کنم اما درست زمانی که میخواستم از او خداحافظی کنم در یک لحظه به طرف پل پارک دوید و خود را از آنجا به پایین پرت کرد. ارتفاع پل زیاد بود و زمانی که بالای سر او رسیدم فوت شده بود.»
اظهارات عماد نشان میداد او در مرگ عاطفه نقشی ندارد با این حال پرونده مرگ دختر جوان همچنان در دست بررسی بود تا اینکه چندی بعد خبر رسید عماد در حالی که برای دیدن خانوادهاش به شهرستان رفته بود در آنجا خودکشی کرده است. به این ترتیب، پرونده اتهامی عماد که در شعبه 1156 مجتمع قضایی بعثت رسیدگی میشد، دیروز بسته و برای وی قرار منع تعقیب صادر شد.
کلاهبرداری فقط با ارسال دو پیامک
روزنامه شرق نوشت: ارسال پیامکی با مضمون برنده شدن جایزه، ترفندی است که تبهکاری ناشناس از آن برای دستبرد میلیونی به حساب بانکی شهروندان استفاده میکند.
تحقیقات پلیس در اینباره زمانی آغاز شد که زنی به دادسرای رسیدگی به جرایم اینترنتی رفت و مدعی شد فرد ناشناسی به بهانه برنده شدن او در قرعهکشی به رمز دوم و شماره حسابش دست یافته و حساب بانکیاش را خالی کرده است.
این زن در تشریح ماجرا به بازپرس شعبه دوم گفت: «چند روز قبل پیام کوتاهی برایم ارسال شد که در آن نوشته شده بود در قرعهکشی شرکت تلفن همراه، مبلغ 600هزار تومان شارژ برنده شدهام. در این پیامک اعلام شده بود اگر بخواهم اعتبار تلفنم شارژ میشود و در غیر این صورت، این پول را به حسابم واریز میکنند. من هم که به پول نیاز داشتم درخواست کردم پول نقد به حسابم واریز شود. ساعتی بعد پیام دیگری به من رسید که شمارهای به من اعلام و خواسته شده بود شماره رمز دوم و حسابم را به آن ارسال کنم. من هم که از برنده شدنم خیلی خوشحال بودم بدون در نظر گرفتن عواقب این کار، شماره حساب و رمز دومم را به شماره اعلامشده فرستادم و منتظر شدم تا جایزه 600 هزارتومانی به حسابم واریز شود. در این مدت ماجرا را برای بیشتر دوستانم تعریف کردم و همه فکر میکردند من واقعاً فرد خوششانسی هستم اما هرچه انتظار کشیدم خبری از جایزه نشد، تا اینکه چند روز قبل وقتی میخواستم از حساب بانکیام پول برداشت کنم، متوجه شدم موجودی حسابم صفر است. این در حالی بود که من حدود سهمیلیون تومان پول در حسابم داشتم. وقتی صورتحساب گرفتم و آن را کنترل کردم متوجه شدم چند روز قبل از طریق رمز دوم و به صورت اینترنتی همه موجودی حسابم برداشت شده است. وقتی این موضوع را با یکی از دوستانم که از برنده شدنم در قرعهکشی باخبر بود، در میان گذاشتم، او گفت به احتمال زیاد ماجرای برنده شدن جایزه ترفندی برای دستبرد به حساب بانکیام بوده است.»
به دنبال طرح این شکایت به افسران پلیس فتا دستور داده شد در اینباره تحقیق و عامل این سرقت را شناسایی کنند. بر اساس این گزارش، هماکنون تجسسها در اینباره بدون دستگیری متهم ادامه دارد و این در حالی است که تحقیقات نشان میدهد به احتمال زیاد افراد دیگری نیز طعمه کلاهبردار پیامکی شدهاند.
قتل شوهر با همدستی مرد غریبه
روزنامه شرق نوشت: زنی برای پایان دادن به اختلافات خانوادگی، نقشه قتل شوهرش را طراحی و آن را با همدستی مردی دیگر اجرا کرد.
اواسط تیرماه زنی جوان به نام مهناز به پلیس کازرون خبر داد، شوهرش به طرز مرموزی به قتل رسیده است. زمانی که ماموران در خانه این زن حاضر شدند، جسد مرد 28ساله به نام حمید را که غرق در خون روی زمین افتاده بود، مشاهده کردند. جراحات روی بدن این مرد نشان میداد او با ضربات متعدد و پیدرپی جسمی برنده کشته شده است.
در حالی که به نظر نمیرسید قاتل یا قاتلان برای ورود به قتلگاه با مانعی مواجه شده باشند و از سویی نشانهای نیز مبنی بر سرقت از خانه حمید وجود نداشت، به دستور بازپرس جنایی، پرونده جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات در این خصوص آغاز شد.
مهناز در اولین بازجوییها گفت: «من برای انجام کاری خانه را ترک کرده بودم و حمید در منزل بود. وقتی برگشتم دیدم حمید غرق در خون در خانه افتاده است. با دیدن این صحنه شوکه شدم و بعد از چند لحظه که به خودم آمدم با پلیس تماس گرفتم.»
زن جوان گفت: «از روابط کاری شوهرش خبر ندارد و به کسی هم مظنون نیست.»
با توجه به اینکه هیچ سرنخی در این بازجوییها به دست نیامد، پلیس تصمیم گرفت زندگی شخصی حمید را مورد بررسی قرار دهد. در این مرحله فاش شد مقتول مدتی بعد از زمان ازدواجش با مهناز دچار اختلاف شده و آنها درگیریهای زیادی داشتند. حتی زن جوان چند بار به حالت قهر خانهاش را ترک کرده و بعد از مدتی دوباره برگشته بود.
این اطلاعات پلیس را به همسر قربانی ظنین کرد به همین خاطر مهناز برای دومین مرتبه پشت میز بازجویی نشانده شد. او اتهام قتل همسرش را انکار کرد و گفت هیچ اطلاعی از چگونگی قتل ندارد، بهرغم این انکارها، تحقیق از وی ادامه یافت تا اینکه او بعد از چندین روز بازجویی لب به اعتراف گشود و توضیح داد چطور با یک مرد افغان نقشه قتل شوهرش را کشیده است.
مهناز گفت: از وقتی با شوهرم ازدواج کردم، با او اختلافات شدیدی داشتم. نمیدانستم باید چهکنم خیلی ناراحت بودم. مخالفتهای من با کارهای شوهرم فایدهای نداشت و او من را اذیت میکرد. رفتارهای حمید طوری بود که دیگر زندگی کردن برایم معنایی نداشت. تلاشم برای اینکه شوهرم را تغییر دهم و زندگیام عوض شود، فایدهای نداشت. شرایط خانوادگیام هم طوری نبود که بتوانم از شوهرم جدا شوم. بالاخره تصمیم گرفتم شوهرم را به قتل برسانم. خودم نمیتوانستم این کار را بکنم و به یک همدست احتیاج داشتم. به همین خاطر با مردی افغان به نام نورمحمد ارتباط برقرار کردم. مدتی که گذشت به او گفتم میخواهم شوهرم را بکشم و نمیتوانم با او زندگی کنم. برای او توضیح دادم شوهرم چه کارهایی میکند و من چقدر از دستش عذاب میکشم، همین حرفها بود که باعث شد نورمحمد قبول کند حمید را به قتل برساند. نقشه را طراحی کردیم و قرار شد نورمحمد به خانه من بیاید.
متهم ادامه داد: «زمان قرار من در را بازکردم و نورمحمد وارد شد. بعد با کمک من شوهرم را به قتل رساند. او چاقوی تیزی داشت و با آن چاقو به شوهرم ضربه زد و جانش را گرفت. بعد از اینکه نقشهمان را اجرا کردیم، طبق قرار نورمحمد خانه را ترک کرد و من بعد از اینکه خودم را مرتب کردم، با پلیس تماس گرفتم و گفتم جسد شوهرم را در خانه پیدا کردهام.
این زن درباره همدستش نیز گفت: «من از نورمحمد خبری ندارم، قرار بود او بعد از قتل از کازرون فرار کند اما اصلاً نمیدانم به کجا رفته است.»
بنا بر این گزارش، پلیس با توجه به اعترافات مهناز تحقیقات گستردهای را برای بازداشت نورمحمد آغاز کرده اما هنوز ردپایی از این مرد به دست نیامده است.
56282
اگر دوست دارید غافلگیر شوید
آرزوی شما: دوست دارید مردتان با خریدن گل یا یک کادو هیجان انگیز یا... بعضی اوقات شما را غافلگیر کند.
واقعیت: مطمئن باشید هیچ وقت نمی توانید با سرکوفت زدن به همسرتان یاد دهید که چگونه رمانتیک باشد.
دکتر اسکات هالتزمن، نویسنده کتاب «رازهای زنان متاهل شاد» می گوید: «یکی از بزرگ ترین اشتباهات بیشتر زنان این است که فکر می کنند، شوهرشان باید خودش حدس بزند که برای خوشحالی همسرش چه باید بکند اما بهتر است بدانید که اگر میل دارید، زندگی مشترک تان همانگونه باشد که می خواهید باید با شوهرتان صحبت کنید و خواسته های تان را با او در میان بگذارید. این غلط است که تصور کنید، شوهرتان می داند که شما چه می خواهید. چون احتمالا شما 2 نفر شیوه های متفاوتی برای اظهار عشق و قدردانی دارید.»
برای این که شوهرتان را به مرد رویاهای تان نزدیک کنید باید ابتدا آنچه را که می خواهید از او درخواست کنید و سپس هنگامی که او آن خواسته را برآورده کرد یا حداقل سعی کرد که برآورده کند او را تشویق و تایید کنید. دکتر هالتزمن می گوید: «به مرور زمان تشویق ها و تمجید ها باعث می شود او رغبت بیشتری پیدا کند که همانگونه باشد که شما دوست دارید، باور کنید خیلی زود گل خریدن و شام های عاشقانه وارد زندگی مشترک تان می شود. نکته دیگر این که، فقط مردها مسئول داشتن زندگی عاشقانه و رمانتیک نیستند، اگر خود شما رفتارهای عاشقانه ای را در زندگی تان آغاز کنید، مطمئنا به زودی همسرتان نیز پاسخ شما را خواهد داد.»
اگر با مادر شوهرتان مشکل دارید
آرزوی شما:
دوست دارید مادرشوهری داشته باشید که به همه کارهای شما انتقاد نکند. ولی
اگر مادر شوهرتان ایرادگیر است حداقل شوهری داشته باشید که از شما دفاع
کند.
واقعیت: شوهر شما فقط وقتی به حرف های مادرش توجهی می کند که او یک راه حل دیگری برای بزرگ کردن بچه ها یا تمیز کردن خانه پیشنهاد کند. در این حالت شما به همسرتان می گویید این حرف ها آزارتان می دهد و اما او اصرار می کند که مادرش فقط قصد کمک دارد.
ممکن است وقتی شوهرتان در حال توجیه کردن یا توضیح رفتار مادرش است شما ناراحت شوید و احساس کنید همسرتان به شما توجهی ندارد و حتی می خواهد شما را ناراحت کند اما باید بدانید که شوهر شما در چنین مواقعی در موقعیتی دشوار است، بنابراین تمام تلاش خود را می کند که بین شما 2 نفر صلح برقرار کند. دکتر تری اوبوش، نویسنده «کتاب 5 قدم برای داشتن یک ازدواج فوق العاده» می گوید: «به جای این که از دست او ناراحت شوید، از او کمک و راهنمایی بخواهید.» شوهر شما بهتر می داند که چرا مادرش از شما ایراد می گیرد. برای شوهرتان توضیح دهید که عمل مادرش چه احساسی را در شما به وجود آورده است اما مواظب باشید که نه شوهرتان را سرزنش کنید و نه از مادرش انتقاد کنید و از او بخواهید به شما کمک کند اما از او انتظار نداشته باشید که رابطه شما با مادرشوهرتان را تغییر دهد چون این تغییر به عهده خودتان است. شما باید سعی کنید، بدون این که حالت دفاعی داشته باشید کنترل رابطه را به دست بگیرید. به شوهرتان بگویید خودتان بهتر می دانید که شما و مادرشوهرتان تفاوت های زیادی با هم دارید و درک می کنید که او به شیوه ای خاص خودش فکر می کند اما شما با نظر او یا روشی که رفتار می کند موافق نیستید.
اگر همکاری او را می خواهید
آرزوی شما: مردتان ظرف بشوید، آشغال ها را بیرون ببرد و در کارهای خانه کمک کند، بدون این که مدام به او غر بزنید.
واقعیت: همسرتان متوجه سینک ظرفشویی پر از ظرف کثیف یا سطل پر از زباله نمی شود و شما نیز اگر از او بخواهید که سهمش را در کارهای خانه انجام دهد حس بدی خواهید داشت.
اما باور کنید به راحتی می توانید همسری داشته باشید که کارهای خانه را انجام دهد فقط کافی است از او بخواهید. یک تحقیق منتشر شده در مجله شخصیت و روان شناسی اجتماعی در انگلیس نشان می دهد، بیشتر مردم چندان نسبت به جواب مثبت به درخواست کمک دیگری خوش بین نیستند. وقتی انتظار خود را از او نخواهید و بعد به دلیل انجام نشدن آن کار، عصبانی شوید فقط روز به روز در زندگی تان دعوا بیشتر می شود و مطمئن باشید هیچ تغییری به وجود نخواهد آمد. سعی نکنید با سرکوفت زدن یا سرزنش کردن شریک زندگی تان او را مجبور به کمک کردن کنید، این راهبرد به ندرت جواب می دهد.
به جای آن خیلی واضح و روشن خواسته خود را برای او بیان کنید، البته باید در بیان خواسته خود خیلی ملایم و مهربان باشید، مثلا این که بگویید: "عزیزم، من خیلی خوشحال می شوم اگر قبل از شروع فوتبال برای من سطل زباله را بیرون ببری." برای این که از غر زدن و بحث کردن جلوگیری کنید، فهرستی از کارهای خانه تهیه کنید و با هم تصمیم بگیرید که چگونه تقسیم کار کنید؟ دکتر جین اوکل، روان شناس ارتباطات می گوید: «از اصرار برای سریع تر انجام دادن کارها پرهیز کنید، اجازه دهید شوهرتان به روش خودش کارها را انجام دهد و به دلیل این که کارها را دقیقا مثل شما انجام نمی دهد، مدام از او ایراد نگیرید.»
اگر می خواهید احساساتش را بگوید
آرزوی شما: مردتان به راحتی با شما صحبت کند و احساساتش را به شما بگوید همانگونه که شما با او هستید.
واقعیت: وقتی موضوعی او را ناراحت می کند، کاملا در خود فرو می رود، شما می خواهید کمکش کنید اما وقتی از او می پرسید چه مشکلی پیش آمده است، جواب می دهد: من خوبم.
دکتر اوکل می گوید: «بسیاری از مردها خیلی برای شان خوشایند نیست که درباره احساسات شان صحبت کنند، به خصوص رو در رو. آن ها ترجیح می دهند، وقتی شروع به صحبت کنند که دیگر فشاری روی شان نباشد و همچنین زمانی که شما هم مشغول کار دیگری نباشید.» اگر تشخیص می دهید که همسرتان استرس زیادی دارد، سعی کنید یک تفریح 2 نفره را برنامه ریزی کنید مثلا به پیاده روی یا رستوران بروید یا حتی فقط با ماشین دوری در خیابان ها بزنید، بعد مثل همیشه از او درباره کارش بپرسید (یا آنچه را که احساس می کنید باعث آزارش شده است) اجازه دهید او بفهمد که در کنارش هستید و به هرآنچه می خواهد از سینه اش بیرون بریزد گوش کنید. دکتر اوکل ادامه می دهد: «بعضی از مردها مسائل شان را نمی گویند چون نمی خواهند شما را ناراحت کنند یا مشکلات شان را به شما تحمیل کنند. اجازه دهید همسرتان بداند در هر شرایطی درکش می کنید و کاملا به او اعتماد دارید.» اما اگر همان موقع حرف هایش را بیرون نمی ریزد به او فشار نیاورید. اگر برای حرف زدن به او استرس وارد کنید، نتیجه معکوس خواهید گرفت. ممکن است او بخواهد قبل از حرف زدن با شما موقعیتش را به خوبی ارزیابی و تحلیل کند.
اگر شوهری ماجراجو می خواهید
آرزوی شما:
شوهری پرجنب و جوش و ماجراجو دوست دارید که همیشه برای امتحان رستوران های
جدید آمادگی دارد و تعطیلات هیجان انگیزی را برنامه ریزی می کند.
واقعیت: شوهرتان کاملا روی عادت هایش رفتار می کند و دقیقا قابل پیش بینی است.
در این مواقع این شما هستید که باید پیش قدم شوید. مثل این که برای
تعطیلات جایی را پیشنهاد کنید که هیچ وقت نرفتید یا او را با خود به یک
رستوران جدید ببرید یا... و این را در نظر داشته باشید که در حال انجام
دادن کاری هستید که شما دوست دارید و شما را خوشحال می کند(حتی اگر او هم
از این برنامه لذت ببرد) بعد تا جایی که می توانید به او بازخورد مثبت
بدهید، تا او هم مشتاق شود که دوباره یک چیز جدید را امتحان کنید. شب خاصی
را مشخص کنید تا او برنامه ای را برای آن شب تنظیم کند و تنها قانون در
اینجا این است که قرار است کاری را انجام دهید که تا به حال تجربه نکرده
اید اما باید هر 2 لذت ببرید. این به هردوی شما کمک می کند که مشتاق تجربه
های جدید
باشید.
اگر می خواهید مرد خانواده باشد
آرزوی شما:
شوهری که در کارش موفق باشد و هر شب شام در خانه و در کنار خانواده باشد.
برنامه مدرسه بچه ها را بداند و با همسرش نیز قرارهای عاشقانه داشته باشد.
واقعیت: شما با مردی ازدواج کرده اید که به کارش معتاد است و در حقیقت در دفتر کارش زندگی می کند. شما فکر می کنید او کارش را بیشتر از شما و بچه ها دوست دارد اما او اصرار دارد که فقط برای تامین آینده تلاش می کند.
به هیچ وجه فکر نکنید که برنامه کاری همسرتان نشا ن دهنده احساسات اوست یا این که مدام در دفتر کارش است چون می خواهد از خانواده دوری کند. دکتر هالتزمن می گوید: «بیشتر مردها خودشان را در کارشان غرق می کنند چون به لحاظ امنیت مالی خانواده نگران هستند. به جای این که مدام با شوهرتان دعوا کنید که هیچ وقت در خانه نیست و به استرس هایش اضافه کنید، با ریشه این مشکل بجنگید. با او درباره راه های صرفه جویی و کم کردن خرج خانه صحبت کنید و این که شما می توانید در بخشی از خرج خانه با او شریک شوید. بنابراین او می تواند کمی از کارش کم کند و در نتیجه بیشتر در خانه باشد. حتما به همسرتان بگویید که در خانه دلتنگ او هستید و دوست دارید همچون یک زوج خوشبخت زمان بیشتری را با او باشید.»
خانم مونا برزویی شاعر و ترانه سرای پرکار و پر استعداد کشورمان در اردیبهشت 63 متولد شده و از سن 14سالگی ترانه سرایی رو شروع کرده و خواننده های مشهوری از کاراش استفاده میکنن.
آخرین کار مونا برزویی شعر ترانه "حالم عوض میشه" به سفارش شادمهر نوشته شده و به اجرا در آمده است ...
حالم عوض میشه
بی اعتمادم کن به همه دنیا اینکه با من باش
کنار من تنها , کنار من تنها , کنار من تنها
از اولین جملت فهمیده بودم زود، عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود
اونقد می خوامت همه باهات بد شن با حسرت هر روز از کنار ما رد شن
حالم عوض میشه، حرف تو که باشه
اسم تو بارونه، عطر تو همراشه
اون گوشه از قلبم، که مال هیچکس نیست
کی با تو آروم شد، اصلا مشخص نیست

.:: This Template By : web93.ir ::.