دیه ای که دادگاه مقرر کرده است به او پرداخت شود به گفته او 190 میلیون تومان است:
الان دیه من دویست میلیون تومان به اضافه دیه هر چشم است که دیه هر چشم معادل دیه کامل یک انسان است. یعنی کل آن می شود 380 میلیون تومان. اما دادستانی می گوید طبق قانون دیه زن نصف دیه مرد است. با این اوصاف دیه من تبدیل به 190 میلیون تومان می شود. اما من این موضوع را قبول نکرده ام.
او که از گرفتن چشم های مجید موحدی گذشته است می گوید نه تنها دیه خود را نخواهد بخشید بلکه دیه خط قرمز او است که از آن کوتاه نخواهد آمد:
من در حال حاضر دو وکیل گرفته ام و به هر دوی آن ها سفارش کر ده ام که اگر دیه یک انسان کامل به من پرداخت نشود برای بیرون آمدن این پسر امضاء ندهید.
او می گوید اگر تحت هر شرایطی مجید بهرامی از زندان آزاد شود و دیه کامل هم به او تعلق نگیرد جلای وطن خواهد کرد:
اگر این پسر با هر شرایطی بیرون بیاید من قسم می خورم که خاک ایران را می بوسم و برای همیشه از اینجا می روم.

به نقل از دانشنامه ی ویکی پدیا، اسکول نام نوعی پرنده است که هنگامی که از لانه اش خارج می شود در هنگام بر گشت فراموش می کند لانه اش کجا بوده. اسکل در اصطلاح به انسان های کودن و احمق گفته می شود. تاریخچه این اسم به هزاران سال پیش بر می گردد. فردوسی از اسکل به عنوان پرنده رویایی که دو بال قرمز دارد و مظهر محبت به شمار می رود، یاد می کند.

اما آیا به این فکر کرده اید که ممکن است این فقط یک اصطلاح غیر واقعی باشد؟!
در مطلبی که از دانشنامه ی ویکی پدیا نقل کردیم اشاره شده بود ”فردوسی از اسکل به عنوان پرنده رویایی که دو بال قرمز دارد و مظهر محبت به شمار می رود، یاد می کند” پس نام این پرنده نمی تواند به معنای کم شعور بودن به کار برده شده باشد، چون فردوسی همواره از عاشق به عنوان رند (زیرک) یاد کرده است.

در یکی از فیلم های سینمایی ایران نیز هنر پیشه ای اشاره کرد که "اسکول پرنده ای است که یادش می رود دانه هایی که برای زمستان جمع کرده کجا گذاشته است" و مردم هم این تعبیر را باور کردند تا جایی که این موضوع تا دانشنامه ی معتبر ویکی پدیا نیز نشر پیدا کرده است!! در حالی که پرنده بر اساس غریزه ای اشتباه ناپذیر و شگفت انگیز عمل می کند و این سخن تنها جهت طنزپردازی بوده و منبع علمی ندارد زیرا ممکن نیست که پرنده ای از غریزه ی خود برگردد.
حالا تصور کنید که ممکن است این کلمه در اصل به شکل دیگری نوشته و خوانده می شده و در طی اعصار ظاهر و تلفظ آن تغییر کرده است. این همان قسمت جالب یافته های اینترنتی یادشده است:
املای درست کلمه اسکول، در اصل عثکول خوشه خرما است و به چیزی مانند خوشه خرما که برای زینت در برابر هوا می نهاده اند تا تکان بخورد و مایه ی سرگرمی شود نیز می گفته اند. عثکول خوشه خرمایی بوده که خرماهایش را خورده اند و فقط به درد سرگرمی می خورد و استفاده دیگری ندارد. از آنجا که املای درست این کلمه را کسی نمی دانسته است آن را اسکول نوشته اند و برخی نیز به اشتباه اشکول گفته اند!
در باره ی معنی اسکول یا همان عثکول، به شما پیشنهاد می کنیم صفحه 1424 از فرهنگ لاروس چاپ انتشارات امیر کبیر را مطالعه کنید.
مرحله پیش تولید پروژه سینمایی «محمد(ص)» همچنان ادامه دارد و قرار است به زودی فیلمبرداری آن نیز آغاز شود.

طبق اعلام روابط عمومی این فیلم طی هفته گذشته سرپرست های گروه های مختلف فنی و هنری به همراه مجید مجیدی کارگردان فیلم، در آخرین سفر مرحله پیش تولید از لوکیشن های در نظر گرفته شده در حوالی بندرلنگه، عسلویه و کرمان بازدید کردند و در هر لوکیشن به ارزیابی نهایی محل و ثبت تصویری موقعیت پرداختند.
در پایان این مجموعه سفرها، جلسه ای با حضور متصدیان دپارتمان های مختلف فیلم برگزار شد. در این جلسه که نزدیک به شش ساعت به طول انجامید، گروه تهیه و تولید، گروه کارگردانی، گروه فیلمبرداری، گروه طراحی صحنه و گروه جلوه های ویژه حضور داشتند.
بخش عمده ای از مباحث این جلسه مربوط به ایجاد هماهنگی بین اسکات اندرسون طراح جلوه های تصویری با دیگر دپارتمان های فیلم بود که بر اساس بازدید مجدد از لوکیشن ها باید در مشاوره با کارگردان فیلم به تصمیم گیری نهایی در مورد شکل قطعی سکانس های مورد نظر و کیفیت اجرای جلوه های ویژه در آنها دست می یافتند.
اندرسون درمورد طراحی سکانس های فیلم، گفت:
«در میان حوادث اصلی فیلم، بخش مربوط به حرکت لشکر ابرهه و جمع شدن آدم ها پیش از حمله به مکه و حمله پرنده ها [ابابیل] خیلی عظیم است. هم چنین کار دهکده ماهی گیرها برای ما خیلی خیلی بزرگ است، چون کار با آب در هر نوع طراحی جلوه های ویژه دشوار است. هردوی این سکانس ها کار تکنیکی و کار خلاقانه زیادی می خواهد. در حال حاضر، این دو سکانس کارهای اصلی ما هستند.»

اسکات ای. اندرسون سابقه همکاری با فیلمسازانی چون استیون اسپیلبرگ، جیمز کامرون و پیتر جکسون را دارد.
او در ادامه در مورد باورپذیر شدن فیلم گفت:
«به مجیدی گفتم، به همه کارگردان هایی که تا کنون با آنها کار کرده ام هم گفته ام؛ باید با جلوه های ویژه همان طور کار کرد که با بخش های دیگر فیلم، یعنی کارگردان ها همان جور که یک بازیگر را کارگردانی می کنند، همان جور که از فیلمبردار یک حرکت دوربین را می خواهند، یا برای نورپردازی فکر می کنند، همان طور هم باید به ما بگویند چه می خواهند و بگذارند خودمان نگران اجرای آن باشیم.»
اندرسون درباره قابلیت های سینمای ایران برای رسیدن به کیفیت تکنیکی هالیوود، گفت:
«سؤال اصلی این است که چه جور داستانی می خواهید تعریف کنید؟ من تعداد محدودی فیلم ایرانی دیده ام؛ بیشتر آنها روی آدم ها تمرکز دارد و روابط شان و سبک روایی عاطفی ظریفی در آنها وجود دارد. آیا صنعت سینمای ایران، صنعتی است که به طور معمول «ترانسفورمرز» بسازد؟ منظورم این است که اصلاً دلیلی دارد؟ اولین چیزی که باید از خودتان بپرسید این است که واقعاً به چه هدفی می خواهید برسید.»
او توضیح داد:
«اگر مسئله این است که می خواهید توانایی ساختن فیلم های عظیم تری را پیدا کنید که داستان های پیچیده تری با آدم های بیشتری تعریف کنند، فکر می کنم چیزهایی هست که می توانید یاد بگیرید. اما این فقط در مورد سی. جی. آی. نیست؛ سی. جی. آی. فقط یک ابزار دیگر است، چون اگر کارهای دیگر را درست انجام دهید، سی. جی. آی. هم جای متناسب خودش را پیدا می کند. من معتقدم فیلمی مثل «محمد (ص)» صنعت سینمای یک کشور را تغییر می دهد.»
از سوی دیگر، ویتوریو استورارو فیلمبردار سرشناس ایتالیایی و برنده سه جایزه اسکار مدیر فیلمبرداری پروژه «محمد (ص)» است.
قرار است «محمد (ص)» به صورت سه گانه ای سینمایی و مستقل از هم تولید شود که به مقاطع مختلف حیات پیامبر اسلام (ص) بپردازد. در اولین فیلم، قصه از دوران جاهلیت و شرایط اجتماعی زمان تولد حضرت آغاز می شود و در 12 سالگی ایشان به پایان می رسد.
این بانو که قهرمان تیر اندازی با کمان بوده است سابقاً شیفته تیر و کمان خود و حالا عاشق و شیدای برج ایفل گشته در حدی که نام خانوادگی خود را بعد از مراسم ازدواج به "ایفل" تغییر میدهد.

خانم ایفل یکی از معدود افراد "شیء دوست" در دنیا میباشد که رابطه صمیمی را نه در انسانها که در اشیاء بی جان دنبال می کنند. در دنیا تنها 40 زن دیگر وجود دارد که مانند خانم ایفل عاشق اشیاء بیجان باشند و اولین فردی که اینکار را ابداع کرد خانم اجیتا ریتا بود که 29 سال پیش با دیوار برلین ازدواج کرده بود!

لازم به ذکر است که این نوع از ویژگی های رفتاری در افراد مبتلا به سندرم اسپرگر که شاخه ای از بیماری اتیسم می باشد دیده میشود.
اشک توی چشمش حلقه می زند:
فقط جودو کار کردم... با اون عروسی کردم. از اینجا بود که سرنوشت زندگی ام تعیین شد... اما هیچ وقت فکر نمی کردم مسیرش اینقدر طولانی باشد.
توی سالن فقط یک صندلی کوچک گذاشته اند که فوکودا با اندامی نحیف روی آن نشسته. بقیه روی زمین دورش حلقه زده اند و با احترام، کوچک ترین حرکات او را با چشم دنبال می کنند؛ هر حرکت دست یا سرش را زیر نظر دارند و با نگاه های جدی به حرف های استاد بزرگ گوش می کنند، اگرچه به کار بردن واژه استاد بزرگ برای یک زن در ورزش های رزمی کمی عجیب و غریب است...

زنی در میان مرد ها
در تاریخ جودو فقط 15 نفر توانسته بودند به دان 10 - یعنی بالاترین درجه- برسند و همه مرد. از بین آنها فقط 3 نفر زنده اند و همه در ژاپن. به این ترتیب «استادان بزرگ» همه مرد بوده اند و به طور سنتی اغلب در ژاپن زندگی می کنند.
فوکودا جودو را در 1935 (22 سالگی) شروع کرد و در روزگاری که زن ها باید عروسی می کردند، خانه می نشستند و بچه هایشان را بزرگ می کردند، به رسوم اجتماعی پشت کرد و ترجیح داد دنبال جودو برود؛ اما هیچ کس نمی تواند تنها و دست خالی جامعه را شکست دهد، به خصوص اگر زن باشد. یک قانون نانوشته وجود داشت که می گفت زن ها نباید از دان 5 بالاتر بروند و این زن ژاپنی هم 30 سال، تا 1972، منتظر ماند تا سرانجام این تابو شکسته شد و دان 6 را گرفت. می شود حدس زد که همه زندگی او، مبارزه بوده، هم در زمین و هم بیرون از آن.
خون
47/1 متر قد دارد و 45 کیلو گرم وزن. این پیر زن ریز اندام در دنیای هنر های رزمی برای خودش یک غول است. اگرچه گاهی اوقات از ویلچر استفاده می کند ولی هنوز 3 روز در هفته به دخترها در باشگاهش در سن فرانسیسکو ی آمریکا درس می دهد. او حتی یک بورس هم راه انداخته تا به آموزش جودو به زنان کمک کند.
اما این علاقه از کجا می آید؟ هنر رزمی در خون فوکودا است. پدر بزرگش یکی از آخرین سامورایی های معروف ژاپن بود که ورزش «جیو جوتسو» را به «جیگورو کانو» آموخت. کانو هم در 1882 جودو - هنر مقدس ذهن، بدن و روح - را خلق کرد و فوکودا این ورزش را زیر نظر خود کانو یاد گرفت. گری گوتنر، رئیس فدراسیون جودوی آمریکا در این باره می گوید:
استاد فوکودا یک میراث زنده است، او بی واسطه در سرمنشأ جودو ریشه دارد، او تنها شاگرد زنده استاد کانو است.
سایتو شپرد، شاگردش هم می گوید:
او 51 سال است که دارد جودو درس می دهد. وقتی می روم مسافرت، حتی در خارج از آمریکا هم درباره استاد فوکودا حرف می زنند... وقتی او را می بینی یا با او حرف می زنی، غرقش می شوی... آدم گرم و خوش برخورد و خوش فکری است. در اولین برخورد، نظری که راجع به او پیدا کنی همین است.
سفر به آمریکا
فوکودا در دهه 1950 برای آموزش جودو به آمریکا سفر کرد و همان جا ماندگار شد و دور از محیط مردسالار ژاپن، پیشرفت کرد تا این که فدراسیون جودوی آمریکا تصمیم گرفت سرانجام دان 10 را به او اعطا کند تا شانزدهمین استاد بزرگ تاریخ این ورزش و چهارمین فرد زنده ای شود که به این درجه می رسد.
شلی فرناندز که 45 سال است با فوکودا زندگی می کند و پرستار اوست، می گوید:
فوکودا وقتی این خبر را شنید اولش کاملاً غافلگیر شد، باورش نمی شد! خوشحال شد چون این اتفاق به زن ها کمک می کند. به این فکر کرد که بالاخره رؤیایش به واقعیت پیوست. فکر می کرد دیگر غیرممکن است.
استاد فوکودا در گفت و گو با روزنامه «سن فرانسیسکو کرونیکل» از نگاهش به زندگی و جودو می گوید:
...دوست دارم که فروتن باشم، مهربان و زیبا و در عین حال، محکم و قوی؛ چه از نظر جسمی و چه از نظر ذهنی... زیبایی ابدی نیست. داشتن یک روح مهربان به آدم زیبایی درونی می بخشد. معتقدم زیبایی واقعی، همین است.
و درباره دان 10:
در تمام زندگی آرزوی این را داشتم.
تو این قسمت نمونه هایی زیبا از لباس راحتی های زنانه ترکی رو بنمایش گذاشته ایم .
این مدل ها رو در سه پست خواهید دید
این نمونه ها میتونه ایده های مناسبی برای طراحان لباس راحتی زنانه باشد
مدل لباس راحتی ۲۰۱۵
مدل لباس راحتی ۲۰۱۵
مدل لباس راحتی ترک ۲۰۱۵
مدل لباس راحتی زنانه جدید ترک
مدل لباس راحتی زنانه ۲۰۱۵ ترک
مدل لباس راحتی زنانه ۲۰۱۵ ترک
مدل لباس راحتی زنانه ۲۰۱۵ ترک
مدل لباس راحتی زنانه ۲۰۱۵ ترک
مدل لباس راحتی زنانه ۲۰۱۵ ترک
مدل لباس راحتی ۲۰۱۵ زنانه ترک
مدل لباس راحتی ۲۰۱۵ زنانه ترک
مدل لباس راحتی ۲۰۱۵ زنانه ترک
به گزارش باشگاه جوانی برنا شب گذشته برنامه ماه عسل میزان 4 نفر از برگزیدگان کنکور90 بود.
"عبدالله
عباسی" یکی از این برگزیدگان که در روستایی در 50 کیلومتری بابل زندگی می
کرد توانسته بود رتبه سوم کنکور علوم انسانی را به خود اختصاص دهد نکته
جالب در خصوص این برگزیده کنکور این بود که وی بصورت مادرزادی لکنت زبان
داشت.
او در خصوص اینکه تا به حال از سوی دوستانش بخاطر لکنتاش
مورد تمسخر قرار گرفته یا خیر، میگوید: دوستانم مرا به صورت جدی مورد
تمسخر قرار نمیدانند و فقط گاهی در این مورد با هم شوخی می کردیم و من از
این قضییه ناراحت نمیشدم.
وی در سخنان خود در خصوص رشتهای که می
خواهد در آن ادامه تحصیل دهد گفت: به تاریخ و ادبیات علاقه دارم اما با
توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی و رشتههای علوم انسانی احتمال میدهم
رشته حقوق را انتخاب کنم.
یادآور می شود در این برنامه دو برادر دوقلو که یکی رتبه سوم کنکور علوم تجربی و دیگری رتبه 28 را کسب کرده بود نیز حضور داشتند.
فیلم این خبر را اینجا ببنید
.:: This Template By : web93.ir ::.