به نقل از سایت شهید آوینی، گزیده ای از بیانات معظم له در مورد اهمیت شب های قدر را در ذیل می خوانیم:
- امروز (بیست و یکم ماه رمضان) بنابر احتمال فراوان، هم روز قدر است، هم روز شهادت امیرالمومنین (علیهالصلاة والسلام) است. دیشب یکی از سه شب ممتاز در دوران سال بود؛ شبهایی که محتمل است شب قدر باشند. تنزل ملائکه الهی و تنزل روح در مثل دیشب یا یکی از دو شب دیگر اتفاق افتاده است یا میافتد. خوشا به حال کسانی که با فرود فرشتگان الهی توانستند روح خود را فرشتهگون کنند. حضور ملائکه الهی در روی زمین و در میان ما مردم، که فرمود: «تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» باید بتواند ما را به نزدیک شدن به خلق و خوی فرشتهگون کمک کند. یقینا در میان بندگان خدا کسانی بودهاند که دیشب را شب خوبی گذراندهاند و چشم حقیقت بین و روح حقیقت یاب آنها حقایق شب قدر را ادراک کرده است. شاید کسانی فرشتهها را به چشم دیده باشند. شما مردم عزیز هم در همه جا شب نوزدهم و شب بیست و یکم و ان شاءالله شب بیست و سوم را ساعات خوبی گذراندید و میگذرانید. میبینیم که مردم ما، جوانهای ما، زن و مرد ما با این شبها حقیقتا قصد پالایش خود را دارند؛ دلها نرم میشود، چشمها اشکبار میشود، روحها لطیف میشود؛ روزه هم کمک کرده است. ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله عروج مومن است. دعا هم معراج مومن است. شب قدر هم معراج مومن است.
کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه میتوانیم، خود را دور کنیم. دلبستگیها، بدخلقیها، خلقیات غیرانسانی، ضد انسانی، روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم.
- یک جمله کوتاه در باب اهمیت لیلةالقدر عرض کنم؛ علاوه بر این که از جمله قرآنی «لیلةالقدر خیر من الف شهر» میشود فهمید که از نظر ارزشیابی و تقویم الهی، یک شب برابر هزار ماه است. در دعایی که این روزها میخوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذکر میکند: یکی تفضیل و تعظیم روزها و شبهای این ماه است بر روزها و شبهای ماههای دیگر، یکی وجوب روزه در این ماه است، یکی نزول قرآن در این ماه است و یکی هم وجود لیلةالقدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلةالقدر را عدل نزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده میکنیم. بنابراین قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که انشاءالله قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن چنان که شایسته مردم مومن و عزیز ماست، رقم بزند.
- امیرالمؤمنین علیهالصلاة والسلام زندگی خود را _ زندگیای که هر ساعتش به قدر عمرها ارزش داشت _ وقف کردند برای این که جامعه را در زمان خود، و جامعه اسلامی و بشری را در طول تاریخ هدایت کنند و بسازند. خوشبختانه ملت ما، ملت علوی است و معتقد و مرید و عاشق امیرالمومنین علیهالصلاة والسلام است. لازمه این محبت این است که کلمات آن بزرگوار را آویزهی گوش کنیم؛ اینها را فقط یک توصیه خشک و خالی به حساب نیاوریم؛ برای عمل، آنها را در پیش روی خود قرار دهیم و تصمیم بگیریم. آن بزرگوار در این راه مجاهدت کردند و در همین راه هم به شهادت رسیدند.
«قتل فی محراب عبادته لشده عدله»؛ عدالت او موجب شهادت او شد. پایبندی واقعی و صادقانه و صمیمی او به عدالت و مبنای اصلی که آن بزرگوار در همه دوران حکومتشان آن را دنبال میکردند موجب شد جانشان در معرض این تهدید قرار گیرد و خون مبارکشان در محراب عبادت ریخته شود. ما در زیارت عاشورا به امام حسین علیهالصلاة والسلام عرض میکنیم:
«السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره»؛ یعنی مثل خون اباعبدالله علیهالسلام، صاحب خون امیرالمومنین علیه الصلاة والسلام هم خداوند متعال است؛ چون این خون هم در راه احقاق حق و احیای عدالت بر زمین ریخته شد. همه باید به احترام این خون پاک و آن شخصیت عظیم و قدسی و آن ولی اعظم الهی سعی کنیم این فرمایشها و توصیهها را که خطاب به ما هم هست، در عمل خودمان رعایت کنیم.
- شب قدر فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون.» خدای نکرده در قیامت، به ما اجازهِ عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن جا جای عذرخواهی نیست. این جا که میدان هست، این جا که اجازه هست، این جا که عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاک و نورانی میکند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این جا که فرصت هست، خدا را متوجه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبت الهی را متوجه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم.
امروز که خدای متعال اجازه داده است که شب به زاری، تضرع و گریه بپردازید، دست ارادت به سوی او دراز کنید، اظهار محبت نمایید و اشک صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشمهایتان جاری سازید. این فرصت را مغتنم بشمارید، والا روزی هست که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لاتجاروا الیوم »؛ بروید، زاری و تضرح نکنید، فایدهای ندارد: «انکم منا لاتنصرون.» این فرصت، فرصت زندگی و حیات است که برای بازگشت به خدا در اختیار من و شماست و بهترین فرصتها ایامی از سال است که از جمله آنها ماه مبارک رمضان است و در میان ماه مبارک رمضان، شب قدر!
- شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتی که مرحوم «محدث قمی» نقل میکند. سوال کردند که کدام یک از این سه شب _ یا دو شب بیست و یکم و بیست و سوم _ شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است که انسان، دو شب _ یا سه شب _ را ملاحظهی شب قدر کند. چه اهمیت دارد بین سه شب مردد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ کسانی بودهاند که همهی ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب میآوردند و اعمال شب قدر را انجام میدادند! قدر بدانید. این روزها را قدر بدانید.
شبهای قدر را حقیقتا قدر بدانید. قرآن صریحا میافزاید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل میشوند. شبی است که روح نازل میشود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسایل کشور، مسایل خودتان، مسایل مسلمین و مسایل کشورهای اسلامی دعا کنید.
کشورهای اسلامی چقدر مشکلات دارند! حل آن مشکلات را از خدا بخواهید. برای همه انسانها دعا کنید. برای هدایت انسانها، برای خودتان، برای زندگیتان، برای مسئولینتان، برای کشورتان، برای گذشتگانتان و برای آن چیزی که میخواهید خدای متعال به شما بدهد، دعا کنید. این ساعات و دقایق را قدر بدانید. بنده هم از همه شما برادران و خواهران عزیز، در شبهای مبارک قدر، ملتمس دعا هستم.
- من به همه شما مردم عزیزمان توصیه میکنم، امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرع، توبه و انابه و توجه به پروردگار، جزو وظایف همه ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصیتان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجه بخواهید.
امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا فداه، توجه کنید؛ به در خانهی خدا _ مسجد _ بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواستههایتان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.
انتهاي مطلب
وقتی روز شمار بندگی را ورق میزنی الطاف رحمت ایزدی را در لابه لای روزها میبینی بعضی از ماهها شور و حال دیگری دارند . اصلا رنگ و بوی خدا در آنها نمایانتر است .
رجب،
ماه خدا، ماه خالی شدن از غیر خدا،
ماهی كه ملائكه در زمین به دنبال
جمع كردن استغفار مثل من و تو
هستند . باید تخلیه شد باید دید
روزها را چگونه گذراندهایم . تپش
قلبهایمان با كدام طنین موزون مینواخت
.
آیا با نوای استغفار (استغفرالله
و اسئله التوبه) در این میكده دل
را گشوشدهای؟ ! و آیا . . .
گامها را فراتر مینهیم تا به
كعبه مقصود رسیم . شعبان از راه
میرسد . آن هنگام كه ظرف بندگی
تو از تب هوای نفس اماره خالی شد
شعبان با طلوعی سرشار از لبریز از
شكوفههای محمدی و عطر ال الله از
راه میرسد و قدم بر خانه دل میگذارد
. میآید تا این منزل بود را به
دسته گلهای از ذكر و معنویتبیارآیی
. هر چه گام به جلو برمیداریم
احساس سبكی در ما ایجاد میشود .
و دیگر هنگامه جلای دل است . دلی
كه رجب را وقف پیرایش آن در شعبان
را وقف آرایشش كردهایم . مهربانا
شكرت كه این گونه مرا، اعضاء و
جوارحم را، زبانم، چشمم را، گوشم
را و همه وجودم را میهمان این
خوان با كرامتت كردهای، میهمانی
كه حتی چشم بر هم نهادن آن نیز
عبادت است .
آرام آرام دلنشین و سبكبال پاسی
را بر بال ملائك میگذاریم و
دستان رمضان را در آغوش میگیریم
پای بر شمارش معكوس دل میگذاریم
و به سوی عشق و مستی در دست .
به میانه ماه خدا نزدیك شدهایم .
نوای رحمت ایزدی به گوش میرسد .
در قلب زمان اعظم ملائكه آسمان بر
زمین میآیند تا بالهایشان را فرش
پای ملكوتیان كنند . آمدند تا تو
را بخرند . آیند تا تو را نزد آن
معبودی ببرند كه خریدار هر یوسف
بد سرشت است .
لیالی قدر در انتظارند تا فانوس
عشق و عاشقی را بنوازند . معشوقه
دل عطر شفا و رحمت را میگستراند،
دلبری میكند تا تو را كه عاشقی و
مجنون، ناز او را بخری .
آمدهام به كوی تو گر تو كنی نگاه
من
ناز خرج ز روی تو گر تو دهی شفای
من
و آنجاست كه این عبد سراپا تقصیر
روی به سوی حقیقت عالم میكند و
منشور آیندهای مبهم را از دست
مولامان حجة بن الحسن (عج) بر میگیرد
.
خدایا چه میشود ما را این شب، پر
از رحمت و بركت، اما رسم مجنون
شدن را نمیداینم، نمیدانیم كه
اگر لیلای عالم كاسه گدایی تو را
میشكند . تو را دوست دارد و در
انتظار یك نگاه پر از نیاز توست .
شب قدر آمده است تا تویی كه خسته
عالم دنیایی، خسته بندگی تن شدهای
. چنگ در ریسمان معنویت زنی و
قرآن را كه سرچشمه معنویات عالم
استبا زبان اشك بیارازی با زبانی
كه تحفه قدح بار است، با زبانی كه
كیمیای جلای دل است . آن محبوبهای
كه شنزار گونههای عاشقان را
آبیاری میكند تا نهال خوف و رجا
در آن برویاند .
شبنمی كه اگر لیلای مجنون، گوشه
چشمی (نیم نگاهی) بر آن كند همه
گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان
باشد آمرزیده میشود . آری باید
این اشكها را تحفه قدم او كرد .
لطیفا! حال كه در رحمتت را به روی
ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشودهای
و حال كه من ناچیز قلب رمضان را
كه با شستن خون در رگها جاری میكند
در آغوش خود میفشارم . چگونه میشود
این عاشقی كه در دام بلای دوست
گرفتار استبه خود واگذاری؟
چگونه میشود آن حال و هوای شبهای
قدر را از من بستانی تا در این
بحر فانی دست و پا زنم . . .
چگونه؟ !
ای الهه ناز! با همه نیاز، به
درگاه تو آمدهام تا قلم عفو بر
در دریای گناهانم بكشی كه كه با
دیدگانی پاك به زیارت آقا حجة بن
الحسن (عج) برسم .
ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز،
آمدهام تا به شب قدر حلقه گمشده
انسانیتم را بیابم كه مگر سالك
راه تو شوم . ای خدای بی نیاز! با
عطش و عشق و نیاز آمدهام تا به
حق بهترین بندگانت، به حق سید
رسولانت و به حق نالههای عصمت
عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا
خدایی خدایی شویم .
در " ترجمان القرآن جرجانی " شب قدر ، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است . صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون " گوید : شب قدر ، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد .
در " التفهیم بیرونی " آمده است : " واندر ماه رمضان لیله القدر است ، آنک جلالت او راه به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاقهای این دهه ." لیله القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است .شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسانهاست و درخصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام واز عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) رسم بر آن بوده است که شبهای قدر را " احیا " بگیرند و تا سپیده دم به آداب مخصوص آن منجمله دعا و نماز و استغفار بپردازند .
در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر زا هزار ماه " لیله القدر خیر من الف شهر " و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شبهای نوزدهم ، بیست ویکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است .
در آیه نخست سوره مبارکه " قدر " نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است : " انا انزلنا فی لیله القدر " در " تفسیر ابولفتح رازی " پیرامون شب قدر آمده است : شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق واقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله " فی لیله مبارکه " هم این شب است و ...
سخن در باب لیله القدر ( شب قدر ) بسیار است و در کتب تفاسیر درباره کیفیت و نزول رحمت و برکت در این شب استثنایی احادیث و روایات بسیار قابل تاملی ذکر شده است واما در نگاه شاعران سخن سنج مسلمان که میراث داران و پاسداران حریم فرهنگ و معارف عالیه اسلامی هستند ، حکایت شب قدر حکایتی بس شگفت و تفکر برانگیزی است .
حکایتی که با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه ، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار آمیز رهنمون می کند .این اشعار که بر اساس آیات ، احادیث و روایات سروده شده است همچون بارقه های آسمانی بر دل و جان شیفتگان می تابد و ظلمت درون را به انوار الهی روشن می سازد .
شب عاشقت لیله القدر است
چون تو بیرون کنی رخ از جلبیت
با رنگ و نگار جنت العدنی
با نور و ضیاء لیله القدری
تورا قدر اگر کس نداند چه غم
شب قدر را می ندانند هم
شب قدر است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
عارفان درباره شب قدر گفته اند که این شب ، شبی است که سالکان را به تجلی خاص مشرف گرداند تا بدان تجلی قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت ابتدای وصول سالک باشد یعنی جمع و مقام اهل کمال در معرفت :
در شب قدر قدر خود را دان
روز در معرفت سخن میران
جریان قدر و احیاء و گرامیداشت قرآن و بهره برداری از فضل لیله القدر جزء «دولت قرآن» است. و این دولت همواره مورد درخواست ماست و از ذات اقدس اله مسئلت می کنیم «نسئلک دوله ً کریمه ً تعزّبها السلام و أهله و تذ لّ بها النّفاق و أهله. و هنگام ظهور بقیه الله ارواحنا فداه، این دولت تجلی می کند. نموداری از دولت قرآن را ذات اقدس اله در دولت سلیمان و ملک سلیمان ذکر کرد. فرمود: گوشه ای از دولت الهی را به سلیمان داده ایم. ولی به شما صدها برابر خواهیم داد.
ملک سلیمان بر این محور بود که آن حضرت بامداد راه یک ماهه می رفت و
شامگاه راه یک ماهه. دولتی که بر باد مستقر باشد اینقدر قدرت دارد که مسافر
خود را در یک نیم روز به اندازه یک ماه راه ببرد. سالک خود را در پگاه یا
شامگاه به اندازه یک ماه راه ببرد... اما دولت قرآن یک شبه ره صدساله می
برد. این هزار ماه که در طی یک قرن در حدود هشتاد سال خلاصه می شود، دولت
قرآن است.
*
ادراک لیله القدر کار آسانی نیست؛ فهمش آسان نیست چه رسد به حضور و ظهور و رسیدن به اصل آن. و ما أدراک ما لیله القدر. خاصیت دولت قرآن، این است که لیله القدر خیر من ألف شهر. اگر بزرگانی گفتند: هرچه دارند همه از دولت قرآن دارند و یا «یک بیت از این قصیده به از صد رساله است» و یا سروده اند این طفل یک شبه ره صدساله می رود...همه نشأت گرفته از همین دولت قرآن است. از مناجات های لطیف و ظریف خواجه هروی این است که دارا شدن مهم است، نه دانا شدن! آن مناجات های لطیف خواجه انصاری را که می خوانید، می بینید به خدا عرض می کند که دانا شدن مهم نیست. اگر کسی زحمت بکشد، دانا بشود؛ فقیه، حکیم، ادیب، متکلم و محدث بشود، این دانای علم است و این مهم نیست. به دلیل اینکه صدها نفر در طول سالها به حوزه ها و دانشگاه ها راه یافتند و دانا شدند. مهم دارا شدن است نه دانا شدن.
دانایی «لیله القدرخیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود. وقتی سبک شد، تخفّفوا تلحقوا... وجود مبارک رسول اعظم علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء فرمود: نجی المخفّفون... آنها که سبک بالند نجات پیدا کرده اند.
پرکشیدن با سنگین بال و سنگین بار بودن، ممکن نیست. کار «جعفر طرار» نیست که یک شبه ره صد ساله را طی کند، کار «جعفر طیار» است. طراری را کنار گذاشتن و طیار شدن با مراسم احیاء هماهنگ است و شدنی است.
شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و
اندازهگیرى است و شب قدر شب اندازهگیرى است و خداوند متعال دراین شب
حوادث یک سال را تقدیر مىکند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و
امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مىگرداند.
شب قدر کدام شب است؟در قرآن کریم آیهاى که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمىشود. ولى از جمعبندى چند آیه از قرآن کریم مىتوان فهمید که شب قدر یکى از شبهاى ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو مىفرماید: « انا انزلناه فى لیله مبارکه.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوى دیگر مىفرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن.»( بقره / 185) و گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مىفرماید: «انا انزلناه فى لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده مىشود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شبهاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مىتوان آن شب را معین کرد.
در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین
نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها
مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و
سوم است. (1) وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا
با گناهان خود به آن اهانت نکنند.
پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت
علیهم السلام شب قدر از شبهاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و
یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت به طورعجیبى با هم
اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست
و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.
تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول
قرآن و سالى که قرآن درآن نازل شد نیست بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز
تکرار مىشود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است که درآن شب امور سال آینده
تقدیر مىشود. دلیل براین امر این است که:
اولا: نزول قرآن به طور
یکپارچه در یکى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولى تعیین حوادث
تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى معنى است.
ثانیا: کلمه «یفرق» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مىرساند و نیز کلمه «تنزل» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت بر استمرار دارد.
ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن.»( بقره / 185 )
چنین برمىآید که مادامى که ماه رمضان تکرار مىشود آن شب نیز تکرار
مىشود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار
مىشود.
در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت شده که
گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که درعهد
انبیاء بوده و امر به آنان نازل مىشده و چون از دنیا مىرفتند نزول امر
درآن شب تعطیل مىشده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.» (3)
عظمت شب قدر
در سوره قدر مىخوانیم: «انا انزلناه
فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند
متعال براى بیان عظمت شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما
هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که مىتوانست در آیه دوم و سوم به جاى
کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت
کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به
این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار
ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز
چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به
وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از
امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با
این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است) .
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.» (4)
وقایع شب قدر
الف- نزول قرآنظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى
لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به
انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در
نزول تدریجى است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول یکباره در یک شب معین.
2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .
آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان مىکند.
در
نزول دفعى (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سورهها و آیات است یک دفعه
نازل نشده است بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى که
درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و
اشخاص و احوال خاصهاى دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و
مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمىآید مگر این که زمان و
مکانش و واقعهاى که دربارهاش نازل شده رخ دهد به طورى که اگر از آن
زمانها و مکانها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره
نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف مىشود و دیگر بر آنها تطبیق نمىکنند،
پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق
است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلى که درآیه شریفه
«کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده
است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص)
نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل
گردید.
ب- تقدیر امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال
آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و
شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مىکند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیله
القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت بر تقدیر و اندازهگیرى دارد و آیه
شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده
است بر تقدیر دلالت مىکند. چون کلمه «فرق» به معناى جدا سازى و مشخص
کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر
و آن واقعهاى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازهگیرى مشخص سازند. امور
به حسب قضاى الهى داراى دو مرحلهاند، یکى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و
شب قدر به طورى که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.» برمىآید شبى است که
امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مىآیند.
ج- نزول ملائکه و روح
بر اساس آیه شریفه « تنزل
الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این
شب به اذن پروردگارشان نازل مىشوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم
امر است و خداى متعال دربارهاش فرموده است « قل الروح من امر ربى.»(
اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحثهاى مفصلى در تفسیر شریف
المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث به دو روایت در مورد نزول ملائکه و
این که روح چیست بسنده مىشود.
1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مىشود ملائکهاى که ساکن در
«سدره المنتهى» هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مىشوند در حالى که
جبرئیل به اتفاق سایرین پرچمهایى را به همراه دارند.
یک پرچم بالاى قبر
من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا
نصب مىکنند و هیچ مؤمن و مؤمنهاى دراین نقاط نمىماند مگر آن که جبرئیل
به او سلام مىکند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت خوک و
یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)
2- از امام صادق علیه السلام در
مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از
سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمىبینى خداى تعالى فرموده:
«تنزل الملئکه والروح» پس معلوم مىشود روح غیر از ملائکه است. (6)
د- سلام و امنیتقرآن کریم در بیان این ویژگى شب
قدر مىفرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت
به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى» اشاره
به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است به این که رحمتش شامل همه
آن بندگان بشود که به سوى او روى مىآورند و نیز به این که در خصوص شب قدر
باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا
این است که دراین شب کید شیطانها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از
روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضى از مفسرین گفتهاند: مراد از کلمه «سلام» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مىدهند.
پىنوشتها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص519 .
2- تفسیر الدرالمنثور، ج6 .
3- تفسیر البرهان، ج4، ص488، ح26 .
4- فروع کافى، ج4، ص157، ح4 .
5- مجمع البیان، ج10، ص520 .
6- تفسیر برهان، ج4، ص481، ح1.
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند به شرح زير تقديم مى گردد:
۱- حالات و دريافت هاى شخصى
كسانى
كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به
خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا
شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار
شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم
كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس
و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى
كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود
افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات
شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب
انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته
باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند،
براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و
مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه
يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى
در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان
داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و
ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به
اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است
كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته
است.
٢- شناساندن شب قدر
خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فيها من الصلاه والزكاه و انواع الخير خير من الف شهرليس فيها ليله القدر)) (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى كند، چه انگيزه اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از كار بندگان مى گشايد؟ مى دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد،اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است واگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.
۳- اجماع و سيره مسلمانان
مى دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اينكه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه وزارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.
۴- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر حتى در حال بيمارى
امام
صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در
هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما
ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده
دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر
نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم
نتوانستم؟ خوابيده بخوان.
اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده
شب ر، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان،
درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى
شود. از حديث فوق، مى توان تاثير فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او
ارزيابى كرد. مى بينيم ابوبصير كه يك راوى زبردست و كار كشته در فن
روايت است، با پيش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است كه ژرفاى
شب قدر و اهميت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام (ع) هم، چنان بر
اهميت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمايند كه رضايت نمى دهند بنده حتى
اگر بيمار باشد، از نتيجه اعمال صالح خويش محروم گردد. نكته در خور
توجهى كه تاثير انسان را مشخص مى كند، جمله پايانى امام (ع) است كه آن
را به عنوان ريشه و علت تاكيد و تشويق بر عمل صالح بيان فرموده اند؛
آنجا كه فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنين))؛ اعمال مومنان در شب قدر
پذيرفته مى شود. (3)
٥- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز
مى
دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى ترين و پر محتواترين دعاهاست؛
دعاهايى مانند ((جوشن كبير))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ه، كه اگر
با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه اى
كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى كند. انسان با خواندن دعا از
يك طرف، با ياد آورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى پايان خداى مهربان
او را در كنار و دستگير خويش مى بيند و نور اميد در دلش مى درخشد و از
ديگر سو، با ياد آوردن سختى هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى
عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله هاى دردناك و سوزان دوزخ و
حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده
و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است
را با آنچه بايد باشد مى سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را
در مى يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نا مطلوب خويش
پيدا مى كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى
گيرد و مسير زندگى اش را دگرگون مى كند. اگر هم به اين مرحله نرسد،
لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه
دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر
كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود
و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش
مى باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مىآيد كه در واقع خود انسان
وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى دهد. گاهى براى پيمودن
مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى
عمل محسوب مى شود. بنابراين، دعا در شب هاى قدر كه يك كار اختيارى است
منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش
اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به
خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده
است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى
زند.
٦- نكوهش بهره نبردن از شب قدر
پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرك ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهكار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا ((دايم الخمر)) بودن و نيز آزار پدر و مادر است.
٧- شب قدر مكمل اعمال صالح
يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه ((ليله القدر خير من الف شهر)) فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى فرمايند: ((و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عز و جل يضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى شود. در روايات به پاره اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.
٨- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر:
1-
نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من
صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر))
(6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى
از شب قدر نصيبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شي ابن حيان)) از پيامبر اكرم(ص) نقل
كرده كه فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت عليه
الملائكه و ليالى رمضان كلها و صافحه جبرائيل(ع) ليله القدر و من صافحه
جبرائيل(ع) يرق قلبه و تكثر دموعه...)) (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه
حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان
فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه
مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: ((كان اذا دخل شهر
رمضان تصدق فى كل يوم بدرهم فيقول: لعلى اصيب ليله القدر)) (8)؛ در هر
روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين
كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم. ((عبدالله بن مسعود)) روايت
مى كند كه شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد، مردى از ميان صفوف
برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم.
مرا طعامى دهيد. رسول خدا گفت: اى فقير، ذكر غريب مكن كه دل مرا
اندوهگين ساختى. بعد از آن فرمودند: غريبان چهار قسمتند: 1- مسجدى كه
در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند. 2- مصحفى و قرآنى
كه در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند. 3- عالمى كه در
ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسايل دينى سوال نكنند.
4- اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشند، پس فرمود: كيست كه موونه و
غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت
على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت:
اى دختر رسول خد، در كار اين ميهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه
طعام اندكى موجود است و حسن و حسين گرسنه اند و شما روزه داريد و آن
طعام يك نفر را بيشتر كفايت نمى كند. على(ع) فرمود: آن را حاضر كن.
فاطمه(س) طعام را پيش آورد. حضرت امير آن طعام را پيش ميهمان نهاد و با
خود گفت كه اگر من از اين طعام بخورم ميهمان را كافى نباشد و اگر نخورم
سبب خجالت ميهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه
چراغ را اصلاح مى كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه(س) را گفت در روشن
كردن چراغ ديگر تعلل كن تا ميهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت
دهان را مى جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى خورد. و چون ميهمان
از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود.
اميرالمومنين فرمود: اى فقير، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سير شدم؛
پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) و فضه و همسايگان از آن طعام
خوردند و هنوز باقى بود. (9)

4- شب
زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احيا ليله القدر حول عنه العذاب
الى السنه القابله)) (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب
قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل ليله
القدر و احياها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11)؛ كسى كه در شب قدر
غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود.
رواياتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش ه،
مانند دور شدن عذاب دوز كه در حديث پيامبر اكرم(ص) ذكر شده بود، نتيجه
كار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اينكه سرنوشت
هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد، كافى باشد، ولى براى
تكميل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن
انسان در تعيين سرنوشت خويش است را مطرح مى كنيم. اين بحث تكميلى را در
دو بخش انجام مى دهيم:
1-عمل و پاداش آن در
ماه مبارك رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
1-
پاداش ها در ماه مبارك رمضان
امام هشتم على بن موسى
الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت
بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن
در ماه هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز
واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را
در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم ها بر پل صراط مى لغزند او
را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هركس خشم خود را نگه
دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هركس درمانده اى را
فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و
رسوايش نكند. كسى كه ستمديده اى را يارى كند، خداوند او را در دني، در
مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان
ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص)
روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام
و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر
او واجب و حتمى مى كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش ها و
اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا
آشكار نموده است.
2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آيات و روايات فراوانى هست كه
بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتيجه كار بنده دانسته، يا عمل او
را تنها عامل معرفى كرده اند.
نمونه اى از اين
آيات و روايات: ((ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم))(14)؛
در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى دهد، تا آنان حال خود را تغيير
دهند. ((ظهر الفساد فى البر والبحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض
الذى عملوا لعلهم يرجعون)) (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و
دريا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند، باشد كه
باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت ((ابن حبان)) و ((حاكم)) از پيامبر
اكرم(ص) روايت كرده اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدير و سرنوشت ها را
دگرگون مى كند و تنها نيكى است كه مايه افزايش عمر مى گردد. گاهى شخص
گناهى را مرتكب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می ماند.

حالا در این شب های قدر اگر قرآن بر سر می گذاریم، هدف تنها این نباشد که خدا گناهان ما را بیامرزد، ما را به جهنم نبرد، ما را به بهشت ببرد. اینها ریخت و پاش سفره شب قدر است. وقتی یک دولتی سفره ای پهن کرد، مائده الهی و مأدبه الهی چید، مهمان های خود را به بهترین وجه پذیرایی می کند. وقتی مهمان ها برخاستند، سفره جمع می شود و آن ریزه های سفره را می ریزند برای مرغ ها...ریزه سفره شب قدر این است که کسی نسوزد، به جهنم نرود و... در واقع اینها شب قدر نیست.
شب قدر آن است که انسان طیارگونه دست هزاران نفر را بگیرد و به بهشت ببرد. در دنیا رفتار او، گفتار او، سیرت او، سنت او آموزنده باشد. هزاران نفر را زنده کند و در آخرت هم هزاران نفر را شفاعت. اگر ما بتوانیم در کنار سفره الهی و دولت قرآن بنشینیم، چرا در انتهای صف باشیم؟ چرا دنبال آن ریزه های سفره تکان ها باشیم؟
به ما گفتند هر کسی به اندازه قدر خود شب قدر را درک میکند و قدر هر کسی هم به اندازه قدر همت اوست. اگر ما به اندازه همتمان دولت قرآن را و دولت قدر را میتوانیم ادراک کنیم، چرا همت نطلبیم؟ ما قبل از این که از خدا مظروف بخواهیم، ظرف و ظرفیت هم طلب کنیم. هرگز نمیتوان گفت: چون ما ظرفیتمان اینقدر بود، خدا به ما اینقدر داد. این سخن نیمی از ثواب است، نه همه ثواب. سخن صائب، ثواب، منزه از خطا، مبرای از اشتباه آن است که هم ظرف بخواهیم، هم مظروف.
آن یکی فیضاش گدا آرد پدید
وان دگر بخشد گدایان را مزید
گزیدههایی از بیان آیتالله جوادی آملی
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
استاد مطهرى در تعریف قدر مىفرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد.
این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»
بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى و آثار و ویژگىهایشان محدودهاى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیرى شدهاند. (8)
اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثهاى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.
(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودىاش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)
اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مىدهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مىشود و معلول خود را ضرورت و وجود مىدهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مىشود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگىهاى وجودىاش را مىسازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مىشود.

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مىشود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مىگردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازهگیرى مىشود.
به عبارت روشنتر، شب قدر یكى از شبهاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شبهاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مىآید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثهاى كه در طول سال واقع مىشود، تقدیر مىگردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مىشود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»(14)
پس شب قدر شبى است كه:
1. قرآن در آن نازل شده است.
2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مىشود.
3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مىگردد.
بنابراین، مىتوان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازهگیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.
این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مىباشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مىفرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مىفرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.
«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.
پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مىشود:
1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
2. قرآن در شبى مبارك از شبهاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.
3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:
الف. نزول قرآن.
ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مىگردد.

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مىشمارد:
الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).
ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).
ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).
د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مىشوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مىشوند.
ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى بر مومنان شب زندهدار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).
و. شب قدر، شب تقدیر و اندازهگیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازهگیرى در آن شب خاص است.
مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مىكند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى دربارهاش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مىگردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)
پىنوشتها:
1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج 5، ص 246 و 247 .
2- همان، ص 248.
3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج12 ص 150 و 151.
4- همان، ج 19، ص 101.
5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.
6- المحاسن البرقى، ج1، ص 244.
7- بحار الانوار، ج 5، ص 122.
8- المیزان، ج 19، ص 101 - 103
9- انسان و سرنوشت، ص 53
10- همان، ص 55 و 56
11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .
12- الكافى، كلینى، ج 4، ص 157 .
13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252
14- الكافى، ج1، ص 248
15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.
منبع:
ماهنامه پرسمان، 1382، سید سعید لواسانى .
به
گزارش خبرنگار مشرق، دوشنبه شب (24 مرداد) یکی از جوانان بسیجی ساکن
خیابان شهید کلاهدوز و از اعضای ناحیه شهید مفتح در حال مراجعت از
مراسم هیات، در حوالی خیابان میرداماد با چند خانم که وضع نامناسب ظاهری
داشتند برخورد می کند.
1ـ اللهم ادخل علي اهل القبور السرور دنيا مثل قبر بزرگي است كه مردگان آن ، نسل هاي بي شماري از فرزندان آدم و حوايند(ع )، با آرزوهاي كوچك و بزرگي كه به گور برده اند.
خدايا!
ما وارثان ماتم زده اهل قبور را با نويد برآورده شدن آسماني ترين آرزوي
آدم خاكي ـ كه سينه هايمان را سخت مي فشارد ـ شاد و مسرور فرما!
خدايا!
زمين ـ اين قبرستان مرده آرزوهاي فرزندان آدم ـ را با قدوم احياگر آن كس
كه آمدنش را وعده فرموده اي ، زنده و اهل آن را سرزنده گردان !
خدايا!
سال هاست ، دنيا دوستي و آرزوهاي پست و كوچك دنيوي ، دل هاي ما را كه
روزگاري قدمگاه تو بوده اند، ميرانده است ؛ و ما امروز مردگاني هستيم كه به
زندگي در قبور متحركمان خو كرده ايم . آرزوي ، زيارت وجه زيباي خودت را،
شورآفرين قلب هايمان كن !
خدايا! زبانم لال ، اگر روزي آرزوي ديدن و
پابوسي امامم را به گور بردم ، منت گذار و لحظه اي او را بر مزارم عبور ده !
تا به بويش ز لحد رقص كنان برخيزم .
2ـ اللهم اغن كل فقير خدايا!
هر چه مال اندوزي مي كنيم فقيرتر مي شويم و هر چه به دنبال خواسته هايمان
مي رويم ، بي نياز نمي شويم . ما را به نياز حقيقي مان برسان و در آغوش او
از همه چيز بي نيازمان كن !
خدايا! دينت را كه بازيچه زبان ما بندگان
هوس گرديده و در اين بازي ، رنگ و بوي حقيقي اش را از دست داده ، با ظهور
تجديد كننده شريعتت ، غناي دوباره بخش !
خدايا! ما را كه بدون او هيچ نداريم به او كه همه چيزمان است برسان !
خدايا! او را كه در دولت كريمه اش هيچ فقيري نخواهد ماند، بر زمين حاكم گردان !
3ـ اللهم اشبع كل جائع خدايا! بي قراران زيارت آن طاووس زيباي اهل جنت را، سيراب از تماشاي قامت رعنايش كن !
خدايا! ما را از دنياطلبي سير كن تا اشتهايي جز تماشاي او كه وجه زيباي توست در دل نپرورانيم .
خدايا!
تا كي شاهد آن باشيم كه انسان ها ـ به ظلم ـ از گرسنگي جان مي دهند؟ اين
همه گرسنه را كس نمي تواند سير كند، مگر او كه وعده داده اي در سايه حكومتش
هيچ كس گرسنه سر به بالين نگذارد.
به تمناي چشم گرسنگان ، حكومتش را در زمين برقرار گردان !
4ـ اللهم اكس كل عريان خدايا!
بر قامت دين ، لباس سر بلندي ، بر قامت ولايت لباس حكومت ، بر قامت
اوليائت لباس عزت ، بر قامت دشمنانت لباس ذلت ، بر قامت زمين لباس حيات و
بر اندام دل آراي يوسف زهرا(ع ) لباس ظهور بپوشان !
خدايا! قلب ما را پيش از آنكه در سرماي غيبت ، منجمد شود، در گرماي آغوش او پناه ده !
5ـ اللهم افض دين كل مدين خدايا! با دستان او كه كليد گنجينه هاي زمين و آسمانت را به او سپرده اي ، دين تمام دينداران را بپرداز!
خدايا! بودنمان را مديون حجتت هستيم . توفيق ده تا با فدا كردن هستي مان در ركاب او، ذره اي از اين دين را ادا كنيم !
خدايا!
مديون تمام نعمات توايم و براي هر نعمتي ، بي نهايت ، شكر بدهكاريم . با
چه رويي از تو بخواهيم كه نعمتت را بر ما تمام كني ـ يعني ولي ما را به ما
برساني ـ مگر اينكه بگوييم فقط اوست كه مي تواند شانه ما را از زير بار اين
همه دين ، خالي كند.پس نعمتت را بر ما تمام كن !
6ـ اللهم فرج عن كل مكروب خدايا! هيچ گرهي نيست كه جز با دست هاي او باز شود و هيچ گرهي نيست كه با دست هاي او باز نشود.
با ظهور او گره از كار عالم بگشا!
خدايا! تنها گرفتاري و غم و اندوهمان را غيبت او قرار ده تا تنها حاجتمان فرج او باشد.
خدايا!
هيچ گرهي در كار او نيست ، مگر اينكه با دست هاي ما بسته شده است . ما را
با توفيق طاعت و كسب رضايت خودت ، موفق به گشودن گرهي كن كه با دست خود
بسته ايم !
خدايا! او را كه از بي صاحبي ما، اندوه مي خورد، با تحقق حكومتش و سروري بر ما، خشنود گردان !
7ـ اللهم رد كل غريب خدايا! ما را كه از دامن پاك او گريخته ايم و آواره برهوت هواهاي نفساني شده ايم ، دوباره به وطنمان كه آغوش اوست برگردان !
خدايا!
او را كه از ما رنجيده و غريبانه از شهر ما رخت بربسته و در جايي كه ما
نمي دانيم ، منزل گزيده است ، دوباره به ديار ما شرمندگان ظلم خويش ، باز
گردان !
خدايا! اين آرزوي قلبي او را كه آرزوي ما نيز هست ، يعني پاك شدن گرد غربت از چهره دين و اولياي دين هر چه زودتر به استجابت برسان !
8ـ اللهم فك كل اسير خدايا! ما را از زندان تاريك و سرد خواسته هاي زشت نفساني و از زندان تاريك تر و سردتر، هجران او رهايي بخش !
خدايا!
غل و زنجيرهاي نفس را از دست و پاي عقلمان بگشا، تا نجات و آزادي را تنها
در رسيدن به او بيابيم و بندگي او را اسارت نخوانيم !
خدايا! ما را پاك پاك كن و همه گناهانمان را ببخش ، تا او كه زنداني پليدي ها و گناهان ماست ، نجات يابد!
خدايا! ما را اسير او كن تا از بند غير او آزاد شويم !
9ـ اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين خدايا! مرا كه با فسادم ، مانع ظهور او و اصلاح امور مسلمين به دست او شده ام ، اصلاح فرما!
خدايا!
تنها چيزي كه به صلاح ماست ، ظهور اوست و آنچه كه مانع ظهور اوست ، فساد
ماست و حكومت هر آنچه كه غير او يا بيگانه با اوست ـ بر ما ـ موجب فساد
ماست . ما را با رهايي از سلطه دشمنان او و خدمت به نظامي كه به نام اوست ،
به صلاحمان ، كه حكومت اوست برسان !
10ـ اللهم اشف كل مريض خدايا! هر چه زودتر او را به عيادت همه بيماران بفرست !
خدايا! ما را بيمار او كن ، تا از همه بيماري ها شفا يابيم .
خدايا! با شربت وصل او، قلب هجران كشيده ما را از آتش تب فراقش ، شفا بخش !
خدايا! با ظهور تنها اميد قلب حضرت زهرا(س )! بازوان شكسته ، سينه مجروح و گونه كبودش را شفاي عاجل مرحمت فرما!
11ـ اللهم سد فقرنا بغناك خدايا! ما به غير از تو و او كسي را نداريم . احتياج ما به او با هيچ چيز برطرف نمي شود جز به دست تو و رساندن او به ما.
خدايا!
مسئلت از غير تو و نياز به غير او، ما را در پرتگاه فقر افكنده است . نياز
به او را كه نجات بخش ما از اين سقوط و تنها مايه بي نيازي ماست ، در دل
هايمان برويان !
خدايا! ما را محتاج او كن تا از غير او بي نياز شويم !
12ـ اللهم غير سوء حالنا بحسن حالك خدايا! «گذشته » سياهمان كه بي او سپري شد. «حال » تيره ما را به «فردا»ي روشن او برسان !
خدايا «حال » ما را بي او ببين ! و روزگارمان را بدون او مپسند!
خدايا! حال و روز ما را كه خالي از اوست با حال و روز خودت كه پيش او و با اوست ، تغيير ده !
خدايا! او را پيش ما بفرست تا ما را پيش تو بياورد!
13ـ اللهم اقض عنا الدين خدايا! خودت ، دين سنگين ما را به او كه تحقق سروري او بر ماست ، بپرداز!
خدايا! گناهان ما غيبت او را تمديد مي كند و غيبت او، دين او را برگردن ما سنگين تر مي گرداند.
بر همه گناهان ما قلم عفو و مغفرت كش !
14ـ و اغننا من الفقر خدايا! شنيده ام كه بعضي ها را فقير مي كني تا متوجه تو شوند و به درگاه تو روي نياز آورند.
ما را نه به واسطه فقر، كه به واسطه او و در دولت كريمه او به بارگاه خودت بكشان !
خدايا! مرا در فقري قرار مده كه نهايتش كفر است . مرا از او فقير نكن !
مرا در فقري قرار ده كه نهايتش ايمان است . مرا فقير او كن !
خدايا! ما را با او بي نياز كن و به او بي نياز مكن !
خدايا!
اين چهارده دعاي مرا كه همگي يك دعا بودند، به يك استجابت كه چهارده
استجابت است ، برسان ! و حكومت او را كه حكومت چهارده تن است ، هر چه زودتر
بر زمين سايه گستر فرما!
برچسب: دعا-برای-استجابت دعا-کارگشا-گشودن گره های زندگی-دعا-برای-استجابت دعا
.:: This Template By : web93.ir ::.