+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
مریم اسدی متولد ۲۰ اسفند ماه در تهران از معروف ترین ترانه سرایان حال حاضر ایران
که تاکنون سه رمان , یک مجموعه داستان و یک مجموعه شعر سپید با نام های
فردا آغاز دیگریست ، رز ، آرامش ، بانوی من خورشید ، همرنگ چشمهایت سکوت می کنم , منتشر
کرده است و از سال ۱۳۸۲ شروع به ترانه سرایی نموده
که این روزها او را بیشتر با ترانه احساسی و آرمبخش ” همه چی آرومه ”
با صدای حمید طالب زاده و ترانه زیبای ” مریم ” با صدای آرتین شاهوران می شناسیم .
به زودی کتاب ترانه های مریم اسدی با عنوان ” همه چی آرومه ” نیز وارد بازار خواهد شد .
فرصتی دست داد تا گفتگویی با وی انجام دهیم که در زیر می خوانید :

سوال : یکی از ویژگیهای بارز موفقیت آهنگ همه چی آرومه نقش ترانه شماست در مورد این همکاری بگویید ؟

مریم اسدی : همه چی آرومه ترانه ای بود پر از انرژی مثبت ترانه ای که همه ی باهاش ارتباط برقرار کردن از یه بچه ی ۳ ساله تا پیرمرد ۷۰ ساله . خیلی ها بعد از شنیدن این ترانه به من می گفتن تو روانشناسی خوندی؟ خیلی ها می گفتن ما همیشه برات دعا می کنیم که اینقدر بهمون آرامش دادی با ترانه ات و … خلاصه این ترانه به خاطر انرژی مثبتش به دل همه نشست و جاودانه شد.

سوال : موفقیت این آهنگ در حدی بود که شرکت ترانه شرقی که در سال ۷۹ آلبوم چیکار کنم با صدای
حمید طالب زاده به صورت کاست وارد بازار کرده بود تصمیم به انتشار سی دی این آلبوم نمود و با اینکه تراک همه چی آرومه در آلبوم نبود آلبوم نسبتا فروش خوبی داشت آیا موافقید یک خواننده با یه کار حرفه ای می تونه به اوج برسه ؟
مریم اسدی : فقط یک ترانه سرنوشت یه خواننده رو عوض می کنه بله موافقم.

سوال : از همکاری تان با فرزاد فرزین و ترانه های زیبای اون تو نیستی و پنجره بگویئد ؟
مریم اسدی : ترانه ی پنجره متاسفانه در آلبوم قرار نگرفت ولی ترانه ی اون تونیستی به خاطر ملودی و تنظیم خوبش و صدای زیبای فرزاد فرزین کار خیلی خوبی شد و خیلی ها دوست داشتن. برای من هم موفقیت بزرگی بود.

سوال : به نظر شما کدام از خواننده های ما در سبک و فضای کار شما می خوانند ؟
مریم اسدی : هر خواننده ای می تونه ترانه های منو بخونه من تقریبا با اکثر خواننده ها همکاری کردم.

سوال : جدا از ترانه های خودت این روزها به کدام آهنگ و ترانه بیشتر گوش می دی؟
مریم اسدی : من موسیقی خوبو گوش می کنم از هر خواننده ای باشه فرقی نمی کنه.

سوال : در آلبوم هایی که قرار است منتشر بشه آیا ترانه ای دارید ؟
مریم اسدی : در آلبوم های جدید احسان خواجه امیری رضا صادقی بابک جهان بخش قاسم افشار مانی رهنما نیما نکیسا مهدی یغمایی گروه ژوان سعید عرب راما رامین بی باک شهاب مظفری هوتن جوادی و….. ترانه دارم ضمن اینکه آلبوم مجاز حمید طالب زاده هم قراره که منتشر بشه به نام : همه چی آرومه و من چند تا ترانه در این آلبوم دارم.

سوال : در مصاحبه ای که با یکی از رسانه ها داشتید اشاره کردید که با خوانندگان غیر مجاز به این دلیل که شما در ارشاد در این زمینه تعهد داده اید نمی تونید همکاری داشته باشید که در همین راستا پس از این مصاحبه عده ای از هوادارن شادمهر بیانیه ای منتشر کردن , در این مورد آیا صحبتی دارید ؟
مریم اسدی : یه سوء تفهام بود که برای خیلی ها پیش اومد من و هر ترانه سرای دیگه ای دوست داره با شادمهر همکاری کنه من گفتم تعهدی که من به وزارت ارشاد دادم مانع این می شه که من بتونم برای این همکاری و کلا همکاری با خواننده ای اونور آب اقدام کنم و تقریبا دو ساله که همکاریمو با اونطرف قطع کردم.

سوال : خیلی از مردم دوست دارند صدای ترانه سراها را بشنوند آیا تا به حال به این فکر نیافتاده اید که
یه مجموعه به صورت دکلمه با صدای خودتون به بازار ارائه بدید ؟
مریم اسدی : چرا خیلی مشتاقم که این کارو انجام بدم فقط منتظر یه فرصت مناسبم.

سوال : از آینده بگید چه تصمیمی برای آینده دارید آیا دوست دارید همسرتان یه خواننده باشه ؟
مریم اسدی : به ازدواج فکر نمی کنم ولی به نظرم یه هنرمند بهتره با کسی شبیه و همفکر خودش زندگی کنه.

سوال : به عنوان سوال آخر پیامت برای کسانی که به تازگی قدم در راه ترانه سرایی گذاشتن چیه ؟
مریم اسدی : اول راه همیشه مشکلات زیادی سر راه آدمه ولی با صبوری و تلاش می شه به همه جا رسید.
در آخر ضمن تشکر از شما ازتون می خوام یکی از ترانه های شما که قرار به زودی منتشر بشه برای هوادارن خودتون بگید .

آیینه وار

باید دیوونگیهامو ببخشی / نگاه سرد چشمامو ببخشی

می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه / بگو می تونی حرفامو ببخشی

باید گاهی توچشمام خیره شی تا / ببینی تا چه حد غمگین وخسته ام

نمی دونم دخیل دلخوشیمو / به چشمای کدوم آیینه بستم

یه دنیا خاطره تو کوله بارم / منو از زندگی مأیوس کرده

شبای بی چراغ زندگیمو/ پر از تنهایی و کابوس کرده

تو نور روشن روزای بعدی / همون روزایی که آیینه وارن

همون روزای خوشرنگ دل انگیز/ که تو آغوششون پروانه دارن

تو می تونی منو آشتی بدی با / شبای روشن ستاره بازی

تو می تونی کنار من بمونی / تو می تونی منو از نو بسازی

تو می تونی با یه لبخند شیرین / بدیهای منو آسون ببخشی

می تونی به کویر خشک قلبم / تو به آهستگی بارون ببخشی


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net

گالری عکس پیکسفا - pixfa.net

گالری عکس پیکسفا - pixfa.net

گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


برچسب:




   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷

بیوگرافی مازیار فلاحی

 

mazeiar falahi مازیار فلاحی و بیوگرافی آن

مازیار فلاحی متولد ۲۶ مهر ماه ۱۳۵۳ تهران است ، وی نوازندگی گیتار را از سال ۱۳۶۸ آغاز نمود ، در سال ۱۳۷۱ در رشته مهندسی صنایع وارد دانشگاه شد.

همزمان در مرکز آموزش های هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ کرج دوره کارگردانی سینما را در سال ۱۳۷۴ با رتبه عالی به پایان رسانید ، فیلم کوتاه مطرود حاصل اولین تجربه کارگردانی وی می‌ باشد.

پس از آن در سال ۱۳۷۶ مجموعه داستان های کوتاهش را تحت عنوان «کلاغ – پاییز کودکی» منتشر نمود ، این کتاب ریشه قصه‌ های ترانه‌ های او شد.

 

در سال ۱۳۸۰ به عضویت گروه کر دانشگاه تربیت مدرس به رهبری «الیپس مسیحی» درآمد.

تئوری موسیقی ، سلفژ ، ارکستراسیون و موسیقی مکتوب را نزد استادش حمیدرضا دیبازر به مدت ۶ سال متوالی فرا گرفت ، در همین حال به عضویت گروه کر بهمن به رهبری «مهدی قاسمی» درآمد.

دروس آواز جمعی و تکنیک های آواز را نزد «ناربه چولاکیان» و «شقایق الهیاری» گذراند ، گیتار کلاسیک را نزد سرکار خانم «فرزانه رجایی» و خانم «آیلین ارجمند» و نوازندگی پیانو را نزد «علیرضا حشمتی افشار» ادامه داد.

در اسفند ماه ۱۳۷۶ به دعوت «قاسم جعفری» آهنگ‌ ها و ترانه‌ های فیلم «مجنون لیلی» را نوشت که آغاز فعالیت خوانندگی رسمی ‌وی در عرصه سینما و موسیقی می‌ باشد ، از جمله کارهای دیگر وی می‌ توان به موارد زیر اشاره کرد.

ساخت موسیقی متن ، ترانه‌ ها و خوانندگی فیلم های دو را حل برای یک مساله (به سفارش یونیسف) ، مدرسه ای برای دیگران ، نبش قلب ، ققنوس (تلویزیون) ، تیتراژ سریال لحظه دیدار (شبکه جام جم) ، فیلم های به دنبال خوشبختی ، دلواپسی ، بی ستاره ، سر سپرده (هدایت فیلم) ، تیتراژ فیلم سینمایی دختران و سریال قلب یخی اشاره کرد.

موسیقی متن فیلم سینمایی پروانگی آخرین کار اوست ، آلبوم “قلب یخی” اولین آلبوم رسمی‌ موسیقی وی آماده انتشار می‌ باشد.



برچسب:


   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می‌کردند و به راحتی می‌شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی‌نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی‌نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می‌زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می‌کردند و این بار به این فــکر می‌کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی‌توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی‌هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم.
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می‌خورد، پیرزن او را نگاه می‌کند و لب به غذایش نمی‌زند.

بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ماعادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می‌توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟
-پیرزن جواب داد: بفرمایید
چرا شما چیزی نمی‌خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید. منتظر چی هستید؟
-پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا!!



برچسب:



   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷

الا دختر که چشم زاغ داری

سبد در دست و میل باغ داری

توکه شیرین و خوش بنیاد هستی

چرا تنها و بی فرهاد هستی

مبادا همچنان بی خواستگاری؟

توهم از چهره های ماندگاری؟

الهی من بمیرم نازنینم

تورا اینگونه بی شوهر نبینم

نبینم سن و سالت رفته بالا

نبینم مانده ای در پیش بابا

نبینم یک پیامک هم نداری

ایمیلی از سیامک هم نداری

مشو نومید راهی دارد این کار

همین الان قدم در باغ بگذار

برو جانم گره بر سبزه انداز

که خیلی زود بختت می شود باز

بزن چندین گره ، ای مهربانم

یک از رو یکی از زیر، جانم

اگر رویی عمل ننمود یکبار

همان زیری بلا شک می کند کار
ولی ای نازنین نیت کن اول

وگرنه مشکلت کی می شود حل

بگو یا رب عطا کن خواستگاری

بده از لطف، مارا همجواری

کمی خوش تیپ هم باشد بدک نیست

که تیپم از جنیفر کمترک نیست

بگو یا رب عطا کن خوبِ خوبش

وگرنه هست دنبالم تن لش

بده یک خواستگار توپ یا رب

که روزم را نسازد بدتر از شب

عطا کن شوهری مانند بابام

که باشد مثل بره، رام و آرام

بگو یا رب عطا کن چیز مشتی

چه اهوازی چه تهرانی چه رشتی

گره بر سبزه زن از نوع محکم

نه شلّ و ولّ و وا ، مانند آدم

همین فردا برایت خواستگاری

شود پیدا ز یک گوش و کناری

اگر پیدا نشد اصلا مخور غم

مگر ای نازنینم بنده مُردم



برچسب:


   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷

با توجه به گفته رییس جدید سازمان ملی جوانان درباره گواهینامه تخصصی ازدواج و اینکه دخترها به کسانی بله بگویند که دوره سه ماهه مهارت های ازدواج را گذرانده باشد، دیدیم بهتر است با این رییس جدید از در دیگری وارد شویم و به جای آن که مثل رییس قبلی، هر حرفی زد، بلافاصله آن را تبدیل به سوژه کنیم، به کمکش برویم. شاید واقعا این بندگان خدا نمی دانند مشکل ازدواج جوانان کجایشان است!

از این روی، یک عدد آزمون اختصاصی طراحی کرده ایم تا در پایان دوره ، جوانان را با آن محک بزنند و گواهینامه ازدواج را به کسانی بدهند که در پاسخگویی امتیاز خوبی کسب کرده باشند.

* در جاده زندگی مشترک، هر یک از تابلوهای زیر به چه مفهومی اشاره دارند؟

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. انتخاب همسر از بین آدمهای برجسته
ب. شکم برجسته ممنوع!

الف. فرمان زندگی را از همان اول، خودت به دست بگیر
ب. اگر پرسپولیسی هستی آن گاه همسرت نباید استقلالی باشد

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. همیشه راه راست را برو
ب. به طرف منزل مادرزن

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. لطفا موالیدتان را کنترل کنید!
ب. یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطرجَمعه!

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
ازدواج:
الف. آغاز آزاد روابط
ب. ‌پایان روابط آزاد

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. به سراغ شوهر که می روی تازیانه را فراموش نکن!
ب. کتک زدن ممنوع

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. همسرت را نپیچان
ب. دم درآوردن ممنوع!

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. به پای هم پیر شوید
ب. پیرتان در می آید!

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. همدیگر را دور نزنید!
ب. دور همدیگر بگردید!

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. هنگام دعوا از چکش استفاده نکنید
ب. زندگی شما به بن بست رسیده است
الف. بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
ب. دو فرزند کافی است!

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان
الف. ladies next
ب. محل وقوع عشق های خیابانی
الف. وفاداری در حد سگ
ب. اخلاق سگی ممنوع

www.Patogh98.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان



برچسب:


   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷

وقتی دختر پسرا دور هم خلوت کنن!!

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند ؟

- ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم

- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه راه میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم

- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره

- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید … امشب خونمون بعله برونه ..امشب خونمون عشق و جنونه …

- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم

وقتی دخترا دور هم خلوت میکنند ؟

- وای این انگشتر رو کی خریده ؟ چقدر قشنگه !!!!!

- وای الهام جون نبودی امروز من با اون پسره قرار داشتم . اینقدر با هم حرف زدیم . حتی اسم بچه هامون هم انتخاب کردیم

- من خیلی دلم میخواد آی دی این پسره رو بدست بیارم تا باهاش چت کنم .

- امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود . هر چی عشوه و ناز کردم براش تحویلم نگرفت . مگه من خوشکل نیستم

- سارا دیدی چه پسره مودبی توی فروشگاه بود . حتی توی صورتمون هم نگاه نکرد . خیلی پسره سر به زیری بود من که دلم پیشش گیر کرده

- مینا دختر با خودت چیکار کردی . چرا این همه چاق شدی . حالا باید بری بدن سازی اندامت رو بسوزونی تا این لباسهای تنگی که گرفتی اندازه ی تنت بشه

- راستی شیلا امشب میایی خونه ی ما . امشب جشن تولد منه . حتما بیا . چون میخواهیم کلی برقصیم



برچسب:


   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
خدایا پس چرا من زن ندارم؟
زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟
دوتا زن دارد این همسایه ما
همان یک دانه را هم من ندارم
آزانس ملکی امشب گفت به من:
مجرد, بهر تو مسکن ندارم
چه خاکی بر سرم باید بریزم؟
من بیچاره آخر زن ندارم
خداوندا تو ستارالعیوبی
وبر این نکته سوءظن ندارم
شدم خسته دگر از حرف مردم
تو میدانی دل از آهن ندارم
تجرد ظاهرا”عیب بزرگی است
من عیب دیگری اصلا ندارم
خودم میدانم این ” اصلا ”  غلط بود
در اینجا قافیه لیکن ندارم
تو عیبم را بپوش و هدیه ای ده
خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟
اگر او را فرستی دیگر از تو

گلایه قد یک ارزن ندارم


برچسب:


   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷

شب – خوابـگاه دخــتـران – سکـانس اول:

www.Patogh98.com | سایت سرگرمی و تفریحی پاتوق 98

(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد.

منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام . . .

!!!!

شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۷:۳۰بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم ۱۹ بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

شـب – خوابــگاه پســران – سکــانـس دوم:

(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: فرانسه همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود….. .!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند



برچسب: خاطرات س ک س ی


   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
ترم ۱- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند!

پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد (یکی در هر ۱۰ میلیون سال) همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد ! فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند. طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.ب ه پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند!! تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند. سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم ۲ – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد. سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند. کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود. نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند. اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم ۳ – به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند. به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!! سوژه خنده پیدا می کنند. همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا ۴ جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند. می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود. در جواب سلام شما میگویند سلام!

ترم ۴ – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند. ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید! در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!! همیشه در دانشگاه از قسمتهای “پر پسر” عبور میکنند. شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه! (نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: ۱- دختره ترم ۴ درس میخونه. ۲-شما خوشتیپید!! ۳ – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!) شروع میکنن به نوشتن جزوه ! هر ۲-۳ شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا. (خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن! (آره جون خودت ، بیچاره پدر ، مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند: سلام.چطوری؟خوبی؟

ترم ۵ –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را به دست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود! اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند! چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند ( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی) کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد. از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است! (اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند! یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند. کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند. سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند! در جواب سلام شما (بعد از ۱۰ دقیقه!) می گویند: اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست….خاک بر سرت!)

ترم ۶ – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

ترم ۷ – به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!

ترم ۸– دوباره آدم میشوند. دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا…….!) جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است. مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند. در به در دنبال شوهر میگردند. به اولین پیشنهاد جواب مثبت میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!!



برچسب:


   
+ مریم میرنژاد ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
گروهی این برنامه را نشانه متقنی از ارادت مدیری به آرمان های نظام و حس میهن‌دوستی او قلمداد کردند و گروهی دیگر آن را حرکتی حساب شده برای ترمیم رابطه مدیری با…

غوغای مهران مدیری در یوتیوب!! + دانلود

واکنش های متناقض به یک اتفاق فرخنده
داستان حاشیه‌های مهران مدیری و سریال «قهوه تلخ» با پخش فیلم جدید یک‌ساعته از او در اینترنت ابعاد تازه‌ای گرفته است. و خارج و داخل یکسره دارند به این اتفاق واکنش نشان می‌دهند. چند روز پیش بود که فیلمی حدودا یک ساعته به کارگردانی مهران مدیری در سایت‌هایی مثل «یوتیوب» و به دنبال آن دیگر سایت‌ها منتشر شدو بلافاصله به یکی از پربیننده ترین برنامه ها بدل شد. این فیلم که نه تیتراژ آغازینی دارد و نه پایانی، به تمسخر شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌ زبان ضد نظام می‌پردازد. بازیگرانش اکثراً از میان بازیگران سریال «قهوه تلخ» هستند و شخص مهران مدیری یکی از چهره‌های اصلی این فیلم است. بازیگران فیلم در جای کاراکترهای کانال‌های ماهواره‌ای نشسته‌اند و آنها را دست می‌اندازند. ساعتی پس از انتشار این فیلم در یوتیوب و دیگر سایت‌ها، واکنش‌ها به این فیلم آغاز شد. گمانه زنی‌های اولیه طیف های مختلفی را شامل می شد. طبیعتا در داخل کشور کسی از دست انداختن سایت ها و شبکه‌های ضد انقلاب ماهواره ای گله ای ندارد. چه در مقابله با تبلیغات مغرضانه این شبکه ها زبان طنز آن هم با استفاده از چهره های مشهور تلویزیونی دقیقا همان چیزی بود که کمبودش احساس می شد. اما تفسیر های ثانویه متفاوت تر بودند.
گروهی این برنامه را نشانه متقنی از ارادت مدیری به آرمان های نظام و حس میهن‌دوستی او قلمداد کردند و گروهی دیگر آن را حرکتی حساب شده برای ترمیم رابطه مدیری با تلویزیون دانستند که پس از پخش قهوه تلخ خارج از رسانه ملی به سردی گراییده بود. به عنوان مثال سایت «فردا» درباره پخش این سریال نوشت: «مدیری که در مجموعه خود اجرای سطح پایین این مجریان را به نمایش می‌گذارد، گویی می‌خواهد باب آشتی را با رسانه ملی هم باز کند و به آنها نشان دهد که همواره پشتیبان نظام جمهوری ‌اسلامی و انقلاب است و با وجود هرگونه اختلاف سلیقه در نوع سریال‌های طنز بین خود و مسئولان رسانه ملی، دست از حمایت از آرمان‌های انقلاب نمی‌کشد.»
در این میان سایت های خارج نشین نیز مدیری را از تیغ تند حملات خود در امان نگذاشته و به او انواع و اقسام اتهامات را وارد ساختند. رسمی‌ترین واکنش‌ را خشایار الوند، دوست مدیری و یکی از نویسنده‌های مجموعه «قهوه تلخ» نشان داد. او در گفت‌وگو با کافه سینما گفت: «البته شخص آقای مدیری قرار است نسبت به این فیلم واکنش نشان بدهند. این کلیپ مربوط به یک مجموعه آیتم هست که چهار سال پیش ساخته شد و قرار بود وارد شبکه خانگی بشود. این آیتم ها شامل شوخی هایی با تلویزیون، برنامه های ماهواره ای و این طور مسایل هست. اما بعد از ساخته شدن این آیتم ها آن ها را به آرشیو سپردیم و دیگر پیگیر آنها نشدیم.حتی سراغ مجوز گرفتن برای آنها هم نرفتیم که باعث دلخوری هایی نشود اینکه بعد از این همه مدت چرا و از چه طریقی این ویدئو منتشر شده برای ما هم نامعلوم است.» در این فیلم مهران مدیری با اشاره‌ای مستقیم، به‌شیوه اجرا و مدیریت یکی از کانال‌های ایرانی خارج نشین ، آنها را به تمسخر می گیرد. شخصی که مدیری در این فیلم نقشش را بازی می‌کند، نسبت به پخش این فیلم واکنش نشان داد و مدیری را تهدید به افشای برخی پرونده‌ها کرد!
همه این اتفاقات در حالی می‌افتد که «قهوه تلخ» آخرین ساخته مهران مدیری در اوج محبوبیت و موفقیت قرار دارد و تازه قرار است از هفته‌های آینده بازیگران مشهوری همچون امین حیایی و بهرام رادان نیز در چند قسمت مهمان مجموعه شوند. جدیدترین قسمت قهوه تلخ دوشنبه به بازار می‌آید.
اما هرچه هست و انتشار این تکه فیلم پربیننده با هر نیتی صورت گرفته باشد نشان می دهد که در نبرد رسانه ای، باید از تمام نیروها استفاده کرد. چتر را باید چنان گسترده ساخت که چهره محبوب و کارآمدی مثل مدیری از آن خارج نماند. همان اشتباهی که در مورد فردوسی پور نیز برخی خامدستانه به دنبال آن هستند. از این دیدگاه می توان انتشار این تکه فیلم را حال با هرنیتی اتفاقی فرخنده قلمداد کرد.


برچسب:


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش