می شود در عصر آهن آشناتر شد
سایبان از بید مجنون،
روشنی از عشق
می شود جشنی فراهم کرد
می شود در معنی یک گل شناور شد
مهربانی را بیاموزیم
موسم نیلوفران در پشت در مانده ست
موسم نیلوفران یعنی که باران هست
یعنی یک نفر آبی ست
موسم نیلوفران یعنی
یک نفر می آید از آنسوی
دلتنگی
می شود برخاست در باران
دست در دست نجیب مهربانی
می شود در کوچه های شهر جاری شد
می شود با فرصت آیینه ها آمیخت
با نگاهی
با نفس های نگاهی
می شود سرشار
از راز بهاری شد
دست های خسته ای پیچیده با حسرت
چشم هایی مانده با دیوار رویاروی
چشم ها را می شود پرسید
یک نفر تنهاست
یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست
در زمین زندگانی
آسمان را می شود پاشید
می شود از چشم هایش ...
چشم ها را می شود آموخت
می شود برخاست
می شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون رفت
می شود دل را فراهم کرد
می شود روشن تر از اینجا و اکنون شد
جای من خالی ست
جای من در عشق
جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی ست
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را؟!
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟!
می شود برگشت
می شود برگشت و در خود جستجویی کرد
در کجا یک کودک ده ساله
در دلواپسی گم شد؟
در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟
می شود برگشت
تا دبستان راه کوتاهی ست
می شود از رد باران رفت
می شود با سادگی آمیخت
می شود کوچک تر از اینجا و اکنون شد
می شود کیفی فراهم کرد
دفتری را می شود پر کرد از آیینه و خورشید
در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد
من بهار دیگری را دوست می دارم
جای من خالی ست
جای من در میز سوم، در کنار پنجره خالی ست
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکب ها
جای من در چشم های دختر خورشید
جای من در لحظه های ناب
جای من در نمره های بیست
جای من در زندگی خالی ست
می شود برگشت
اشتیاق چشم هایم را تماشا کن
می شود در سردی سرشاخه های باغ
جشن رویش را بیفروزیم
دوستی را می شود پرسید
چشم ها را می شود آموخت
مهربانی کودکی تنهاست...
در حال حاضر، تیم های مستند سازی جلوی خانه آنها در دایتون اوهایو صف کشیده تا بتوانند رازهای زندگی آن دو را به تصویر بکشند.
جیم
برادر جوانترشان می گوید رونی و دونی چهار دست و چهار پا دارند و از این
نظر به یکدیگر کمک کرده تا بر مشکلات زندگی غلبه نمایند. مائورین و وسلی
پدر و مادر دوقلوها بارها تقاضای پزشکان را برای جداسازی آنها رد کردند و
حاضر به ریسک پذیری نشدند.
پدر آنها در ابتدا حتی حاضر نشد در قبال نشان
دادن آنها در معرض دید عموم پول دریافت کند اما بعدا با بالا رفتن هزینه
های پزشکی با این کار، موافقت کرد.
اجازه بدهید خدا ما را از هم جدا کند؛ این جمله ای است که بارها از زبان رونی و دونی و والدین آنها شنیده شده است.
شخصی در کشور چین به مدت 10 سال کابوسی داشته به این صورت که او در خواب می دید که در چاه یک دستشویی افتاده است و نمی تواند بیرون بیاید و برای هر فردی این خواب بسیار ناخوشایند است.
بعد از مدت ها او با یک طبیب سنتی چینی مشورت کرد. این طبیب برای وی شرح داد که خواب و رویا از ضمیر ناخودآگاه انسان سر می زند.
چاه و در اکثر مواقع مشکلات جسمانی خود را در خواب و رویا نمایان می سازد. این طبیب سنتی معتقد است که دیدن چاه توالت در خواب نشانه ای از ناراحتی در روده بزرگ است و دلیل اینکه او در خواب می بیند که نمی تواند از درون چاه بیرون بیاید به خاطر مشکل در کمر و دومین مهره ستون فقرات وی بوده است که نزدیک به روده بزرگ است؛ این پزشک سنتی با معاینه کمر و پشت این فرد حدس و گمان خود را به اطمینان تبدیل کرد و متوجه شد که سومین مهره ستون وی تراز نیست و با درمان این مشکل این کابوس شبانه از بین رفت.
این پزشک 43 ساله چینی که متخصص در درمان بیماری ها با داروهای گیاهی است حدود دو سال است که به رابطه میان بیماری ها و خواب های شبانه افراد پی برده است. این طبیب اکنون قادر است که خواب و رویای افراد را تجزیه و تحلیل کند و بیماری آنها را بیابد.
ساده ترین راه ارتباط میان بیماری و آنچه درخواب دیده می شود شباهت بین شکل اجزای بدن و آنچه در خواب می بیند است به طور مثال اگر در خواب یک پل هوایی ببیند می تواند مربوط به روده باشد زیرا روده نیز همین حالت را در بدن دارد.
اگر کسی در خواب برکه یا رودخانه کوچکی را ببیند این به نشانه مثانه است. دیدن آسمان و ابر می تواند به نشانه شش ها که تداعی کننده هوا است باشد و بالا رفتن از کوه می تواند نشان دهنده مشکلاتی در کمر باشد و اگر کوهستانی که در خواب می بیند پلکانی باشد نشانه ناراحتی در ستون فقرات است.
اولین تجربه این طبیب در سال 2009 بود که یک فرد 37 ساله در مورد رویای خود با او صحبت کرد. او خواب می دید که در یک متروی خالی از جمعیت نشسته است و دو چمدان گمشده پیدا می کند که یکی از آنها قرمز است و در یکی از آن کیف ها کارت شناسایی اوست.
این طبیب سنتی، متروی بدون جمعیت را به روده بزرگ و کوچک تعبیر کرده است که هر دو به دور یک فضای خالی قرار دارند، و کیف بزرگ تر برای این پزشک به معده تشبیه شده است و چون کیف قرمزرنگ بوده است به نشانه حرارت بالای موجود در روده و معده این فرد است و بعد از اندازه گیری نبض فرد این پزشک برای کاهش این دما دارو تجویز کرد و آکنه های موجود در صورت این بیمار ناپدید شد.
طبیب چینی با یادداشت کردن رویاهای مراجعه کنندگان به درمان آنها می پردازد. او معتقد است که رویاهای هنگام خواب از ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه افراد سر می زدند بعضی از این رویاها به عنوان بازتابی از انرژی های موجود در بدن است.
بدن انسان ها به طور خودکار به درمان می پردازد و به طور مداوم در حال فعالیت است. در روز افراد معمولا بسیار سرگرم فعالیت های خود هستند و متوجه تغییرات سطح انرژی در بدن خویش نیستند اما در شب این تغییر اندازه انرژی به صورت رویا خود را نشان می دهد.
او می گوید هنگامی که افراد مقدار زیادی انرژی در کبد خود داشته باشند در شب، خواب جنگیدن و دعوا کردن با دیگران را می بینند و اگر مشکلات کلیه داشته باشند معمولا خواب عبور از آب را می بینند. وقتی گرسنه هستند خواب خوردن و وقتی سیر هستند خواب بخشیدن را می بینند.
این طبیب چینی پارامترهایی برای تجزیه و تحلیل خواب و تشخیص بیماری افراد دارد و برای او کاری کاملا عادی به حساب می آید. او معتقد است که همه رویاهای شبانه مربوط به بیماری ها در بدن نیستند بلکه بعضی در نتیجه فعالیت های اتفاقی مغز است و کاملا بی معنی است. اما بعضی به دلیل مشکلات روحی روانی است؛ مثلا وقتی شخصی حسود است خواب می بیند که این افراد مورد آزار قرار می گیرند.
خواب هایی از نظر این پزشک بامعنی است که ناشی از تغییرات انرژی در بدن باشد این رویاها هشدارهایی از طرف بدن برای مغز است که معمولا این خواب ها ناخوشایند هستند و تکرار می شوند.
او معتقد است که بدن، ماشین مغز است؛ اگر در مغز مانعی وجود داشته باشد سعی می کند که خود را به نحوی نشان دهد که بهترین راه رویاهای شبانه است. تجزیه و تحلیل رویای شبانه برای روانشناسان بسیار با اهمیت است اما این کار به هیچ وجه نباید توسط افرادی که تخصص و تجربه ندارند انجام شود.
بهتر است به رویاهایی که می بینیم بیشتر توجه کنیم و آنها را بی دلیل ندانیم.
دختری کنجکاو میپرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه
مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ ....
در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه
شیخ گفتا: گناه بی بخشش
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظماست
قاضی شهر گفت: عشق را فرمود حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید یعنی از دور کن بر آتش دست
چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت: من فقط یک سوال پرسیدم!
به گزارش دادنا و به نقل از خبرگزاری سی.ان.ان، این پارک به عنوان زیباترین پارک مصنوعی ساخت بشر که توانسته به عنوان یکی از پربازدیدترین مکانهای گردشگری دنیا در سالهای اخیر نیز باشد، معرفی شد.
این سازمان بین المللی در معرفی این پارک، کوکنهوف را یکی از تجربه های موفق بشر برای رونق گردشگری معرفی و اشاره کرده هلند توانسته از گل لاله که بومی این کشور نیست و زادگاه آن آسیای میانه است به عنوان ابزار موفقی برای توسعه اقتصاد خود استفاده کند.

در پارک کوکنهوف که بزرگترین پارک گل دنیا نیز هست، سالانه هفت میلیون گل در فضای سی و دو هکتاری کاشته می شود. کوکنهوف در نزدیکی شهر هارلم واقع شده و سراسر باغ، 87 گونه درخت به تعداد دو هزار و 500 اصله را در خود دارد.

این پارک به پارک اروپا نیز معروف است و پیشینه باغ کوکنهوف به سده پانزده میلادی بازمی گردد، زمانی که باغ، منبع تهیه مصارف گیاهی برای ساکنان یک قلعه نیز بود. در سده نوزدهم این منطقه به صورت یک باغ طراحی شد و در نهایت در سال 1949 به کوشش شهردار لیسه (شهر کوچکی که باغ در آن واقع شده)، کوکنهوف به شکل کنونی اش درآمد.

هلند هم اکنون بزرگترین صادر کننده گل در جهان است. پارک کوکنهوف نیز بیش از 50 سال است که بزرگترین نمایشگاه طبیعی گل در دنیاست.

این باغ گل، تعدادی از جوایز مهم گردشگری در اروپا را به خود اختصاص داده است و سالانه میزبان تعداد زیادی جشن است.
گردانندگان باغ کوکنهوف در کنار توجه به کوچکترین جزییات در این باغ کوشیده اند به امور رفاهی بازدیدکنندگان نیز توجه داشته باشند. گستردگی باغ و حدود 15 کیلومتر راه های ویژه پیاده روی، زمانی حدوداً چهار ساعته برای قدم زدن در باغ طلب می کند. به جز ورودی، در چندین بخش دیگر از باغ، میوه و نوشیدنی و همچنین نیمکت هایی برای استراحت بازدیدکنندگان در دسترس است. در مرکز باغ هم گلخانه ای بزرگ به نام شاهزاده ویلهم الکساندر، ولیعهد کنونی هلند نامگذاری شده و یک رستوران نسبتا بزرگ ساخته شده است.

دانشمندان در دانشگاه کمبریج متوجه شدند اختلافات و بحث های بین برادرها و خواهرها در اصل مهارت های اجتماعی، دایره لغت و رشد آن ها را افزایش می دهد.
با این کار توانایی کودکان برای رقابت، افزایش پیدا می کند و آن ها بهتر می توانند در مدرسه به موفقیت برسند. این کودکان هم چنین شخصیت محبوب تری در بین دیگران پیدا می کنند و بیش تر از دیگران توانایی های مدیریتی خود را تقویت می کنند که تمام این فاکتورها به موفقیت در زندگی آینده آن ها کمک زیادی می کند.
دکتر هاگز از کالج نیوهام در کمبریج در این باره گفت: تحقیقات من نشان
می دهد دعواها و اختلاف بین کودکان نه تنها مضر نیست، بلکه آن ها با این
کار بسیاری از مهارت های زندگی را می آموزند.
به این ترتیب والدین باید بدانند که این مرحله در زندگی نفش مهمی در بهبود ارتباطات اجتماعی کودکان در سال های آینده بازی می کند.
در این مطالعات، محققان رفتار 250 کودک را در طول یک دوره مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که فرزندانی که خواهر و برادر دارند، موفق ترند. تحقیقات نشان می دهد دعواها و اختلاف بین کودکان نه تنها مضر نیست، بلکه آن ها با این کار بسیاری از مهارت های زندگی را می آموزند.
کودکان حتی می توانند بعضی از مهارت ها را به والدین و بزرگسالان بیاموزند. برای مثال آن ها بلافاصله بعد از آن که با یکدیگر به مشکل برمی خورند سعی می کنند اختلافات بین خود را حل و فصل کنند. این موضوع می تواند درسی برای بسیاری از بزرگسالان باشد.
کودکان براحتی تشخصی می دهند که آیا والدینشان بین آن ها و دیگر خواهر و برادرها با عدالت برخورد می کنند یا خیر. در حقیقت برخی از رفتارهایی که کودکان از خود نشان می دهند بستگی مستقیم به این موضوع دارد.
دانشمندان با انجام تحقیقاتی متوجه شدند کودکان چینی عملکرد ضعیف تری در امتحانات مدرسه دارند. دلیل اصلی این موضوع اتخاذ سیاست تک فرزندی در این کشور است که باعث شده کودکان نتوانند بسیاری از ارتباطات اجتماعی مهم را در محیط خانواده بیاموزند.

به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از رسانه های امریکایی، گاری وادیل یک شهروند 50 ساله آمریکایی که پس از 11 سپتامبر با خود عهد کرده بود تا زمان مرگ یا کشته شدن "اسامه بن لادن" رهبر شبکه تروریستی القاعده ریش خود را نتراشد بالاخره پریروز پس از حدود 10 سال ریش خود را تراشید.
او در این باره گفت: پس از حوادث 11 سپتامبر حدس می زدم که اسامه بن لادن را طی چند هفته و یا حداکثر چند ماه بازداشت کنند اما متاسفانه حدود 10 سال طول کشید و در نهایت هم او را بازداشت نکردند بلکه کشته شد.
وی در ادامه افزود: من هم مجبور شدم در این مدت ریش خود را نتراشم زیرا با خود عهد کرده بودم و این یک تصمیم شخصی بود. هدفم از این کار این بود که به محض بازداشت یا کشته شدن بن لادن با تراشیدن ریش خود، خوشحال شوم و خوشحالی خود را به دیگران نشان بدهم زیرا من او را بدترین تروریست طول تاریخ می دانم.
گاری وادیل که به شغل معلمی مشغول است، همچنین گفت: من دقیقا مجبور شدم سه هزار و 454 روز ریش خود را نتراشم. طول ریشم حود 30 سانتی متر شده بود. از همین رو دوستان، نزدیکان و همسایگان که از وضعیت و تصمیم من با خبر بودند، به محض شنیدن خبر مرگ بن لادن به خانه ام آمده تا صحنه تراشیدن ریشم پس از این همه مدت را ببینند و جشن بگیرند. بسیاری از همکاران مدرسه و برخی از دانش آموزان نیز در این جشن شرکت کردند.
.:: This Template By : web93.ir ::.