+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
این زن هراسان،  یک بچه دارد. او می‌گوید:” آیا شوهرم می‌تواند این اخلاق خود را ترک کند؟ آیا این کار وی به زندگی زناشویی ما لطمه نمی‌زند؟”

“این دفعه اولش نیست.”
مینا زنی ۲۹ ساله است ،به کار ویراستاری کتاب می‌پرداخت ، ولی زمانیکه پسرش که چند ماه قبل بدنیا آمد، کار خود را رها کرد تا از فرزندش بیشتر مراقبت کند. او می‌گوید:” الان واقعا احساس بدی دارم. احساس یک آدم شکست خورده! پریشان و عصبی ام” همسرم “کاوه” به طور مداوم فیلم‌های پورنو اینترنتی را نگاه می‌کند. این دفعه اولش نبود که در حال تماشای این جور فیلم‌ها غافلگیرش کردم.

وقتی موضوع را با وی در میان گذاشتم یکی از بدترین رفتارهایی که تاکنون از وی دیده بودم را به نمایش گذاشت و دعوای سختی کردیم. بعد از ساعت‌ها دعوا و جدل، قول داد که دست از این عادت زشتش بردارد، اما بعدا فهمیدم که دارد مرا فریب می‌دهد!
پس احساس مسئولیت یک شوهر در قبال همسر و فرزندش چه می‌شود؟ به من گفت به خاطر اینکه من هیچ وقت رابطه زناشویی با وی را دوست نداشتم رو به تماشای این نوع فیلم‌ها آورده است، اما دروغ می‌گوید ما قبل از اینکه فرزندمان بدنیا بیاید ، رابطه زناشویی خوبی داشتیم اما به نظر می‌رسد این جور رابطه‌ها همسر من را ارضا نمی‌کند.
این اوضاع چند هفته ای ادامه داشت، اما در نهایت از شدت تنش‌ها کاسته شد. سرمان به کارهایمان گرم شد، “کاوه” پروژه جدیدی را شروع کرد، و من هم مشغول کارم بود، برای تعطیلات آخر هفته هم  برای آپارتمانمان اثاثیه و لوازم زندگی می‌خریدیم. اوضاع خوب بود، یعنی من اینطور فکر می‌کردم. ” کاوه”  از شنیدن خبر حاملگی من هیجان زده شد. در آن دوران من احساس زشتی و بدقوارگی می‌کردم. حالا بعد از ۴ ماه تمام چیزی که من می خواهم این است که خواب راحتی داشته باشم؛ فقط همین!
حتی در آن دوران هم مدام نگران بودم که دوباره عادت زشتش را شروع نکند. هفته بعد، به طور ناگهانی دیدم که شوهرم مشغول دانلود کردن عکس‌های مستهجن است. قلبم ایستاد. ما مشکلی با هم نداشتیم ، خیلی هم با هم سازگار بودیم، اما واضح است که این بین خلائی وجود دارد.
ما سه سال قبل در یک شب تابستانی و درمهمانی یکی از دوستان با هم آشنا شده بودیم. ” کاوه” جذاب و خوش تیپ بود، و لبخند زیبایی داشت. من همیشه خجالتی بودم، اما آن شب او به من احساس اعتماد به نفس شگفت آوری القا کرد که من احساس می‌کردم جالب توجه ترین زن آنجا هستم. وجوه مشترک زیادی با هم داشتیم. در مورد ورزش  ، اجتماع و سیاست. قبل از ازدواجمان و در دوران نامزدی هیچ مشکلی هم نداشتیم.
ولی اینهمه جذابیت وی جنبه منفی و مخربی هم دارد: او آدمی است که دوست دارد مدام با زنها معاشرت کند و درست شدنی هم نیست. مرا دیوانه می‌کند، وقتی یک دوست (خانم) را می‌بیند خیلی صمیمانه با او احوال پرسی می‌کند. به من می‌گوید، ناراحت نشو من فقط می‌خواهم دوستانه با آدم‌ها رفتار کنم، عیب من این است که آدم اجتماعی ای هستم!!
اما این رفتار وی به نظر من هیچ هم اجتماعی و دوستانه نیست. وقتی این کارها را می‌کند من احساس افسردگی می‌کنم، می‌گوید من همیشه اینگونه بوده ام، پدرم هم همینطور بوده؛ اما تو نگران نباش!
خانواده همسرم را اولین بار در یک مهمانی شام دیدم، متوجه شدم چشم پدر “کاوه” مدام به زنهاست. خیلی تعجب کردم، اما انگار هیچ کس دیگری متوجه بدچشمی وی نمی‌شد، حتی مادر همسرم!
کاوه به من می‌گوید:خانواده من آدم‌های متفاوتی هستند، مادرم اداره کننده یک خانه است و پدرم یک مغازه جواهر فروشی دارد. من و سه خواهرم همیشه سر این موضوع بحث میکنیم و البته به آن هم افتخار می‌کنیم که هیچ وقت نشده پدر و مادرمان را در حال دعوا ببینیم. آنها واقعا زوج مناسبی هستند،حتی اگر اختلاف سلیقه کوچکی داشته باشند، عقبا هم کنار می‌آیند .
بعد از همه این حرفها حتما حق را به من می‌دهید که کاوه و خانواده اش را آدم‌های بی بند و باری خطاب کنم یا نه؟؟!!
شاید من احمقم، اما باید صادقانه بگویم اینترنت مرا می‌ترساند. شما هرگز نمی‌فمهید که دارید با چه کسی صحبت می‌کنید. از این می‌ترسم که وقتی کاوه دارد با کسی چت می‌کند درباره رابطه اش با من چه می‌گوید. شاید بگویید او که زن دیگری را ملاقات نمی‌کند، اما من همین مقدار را هم خیانت می‌دانم.
ماجرا را از زبان “کاوه” می‌شنویم:
” من احساس می‌کردم مینا تمایی به من ندارد و مرا رد می‌کند…”
کاوه ۳۰ ساله یک دلال معاملات ملکی است که می‌گوید:
قبل از اینکه مشکل را حل کنیم، مجبورم که صادق باشم، مینا همسرم بارها درخواست رابطه مرا رد کرده بود. ما به طرز روشنی نیازهای زناشویی متفاوتی داشتیم. فهمیدم که همسرم تمایلی به ایجاد رابطه زناشویی با من ندارد. تماشای فیلم‌های غیر اخلاقی لذت فراوانی به من می‌داد. دیگر نیاز نبود در حین رابطه نگران باشم و از خودم صبر و بردباری نشان دهم. فقط من بودم و تماشای فیلم‌های غیر اخلاقی .
صراحتا بگویم، وقتی فهمیدم دیگر من و همسرم نمی‌توانیم با هم رابطه زناشویی داشته باشیم، به خودم تلقین کردم که من هیچ انتخاب دیگری ندارم. به نظر خودم این کار من خیلی بهتر از خیانت به همسرم بود، نبود؟ خیلی از زن‌ها ترجیح می‌دهند شوهرشان در اینترنت به تماشای این فیلم‌ها بنشیند تا به وی خیانت کند.
بگذارید بگویم: من مینا را خیلی دوست دارم، و می‌خواهم به او عشقم را نشان دهم. تا به حال به او خیانت نکرده ام. اما مینا اصلا با من همراه نیست.
مدام به بچه توجه می‌کرد،‌دیگر وقت نداشتیم در خلوت بهم عشق بورزیم. مگر یک بچه ۴ ماهه چیزی می‌فهمد؟
“کشمکش‌ها دیگر غیر قابل تحمل شد”
“از همان لحظه اول که مینا را دیدم عاشقش شدم. مینا زنی زیبا ، و جذاب است. تا قبل از این هیچ وقت سابقه نداشته با هم بحث و جدل کنیم غیر از وقت‌هایی که خیال می‌کند من دارم با زنان دیگر خوش و بش می‌کنم. اما من در روابطم با زنان هیچ قصد و نیت بدی ندارم.
مینا نباید بترسد. من همیشه آدم اجتماعی بوده ام، و در زندگی ام با آدم‌های زیادی معاشرت داشتم. هیچ وقت مثل پدرم وقتی زنی را می‌بینم دچار هیجان نمی‌شوم.
حتی وقتی بچه بوم از رفتار و صحبت‌های پدرم نزد دیگران شرمنده می‌شدم. اما انگار مادرم زیاد به این جور چیزها اهمیت نمی‌داد. من واقعا تعجب می‌کنم چطور مینا نمی‌تواند با این رفتارهای من کنار بیاید.
دعواها و کشمکش‌ها ما را از هم جدا کرد، مینا رفتار بدی پیش گرفته بود. فریاد می‌زد و ناسزا می‌گفت. نمی‌توانستم تحمل کنم. هفته پیش، بعد از اینکه سر دیدن یک فیلم با هم دعوای بدی کردیم، من چند تا از لباس‌هایم را داخل چمدانی ریختم و به خانه پدرم برگشتم.
اما اعصابم واقعا ضعیف شده بود. ما مدت زیادی با هم بودیم، من هیچ وقت کاری نکرده بودم که زندگی مان به خطر بیفتد. اگر هنوز امیدی باشد که دوباره بتوانیم با هم زندگی کنیم ، قول می‌دهم که دیگر طرف سایت‌های مستهجن نروم .
صحبت‌های مشاور
غفلت‌های جنسی
مشاور می‌گوید: چه چیزی باعث می‌شود تا شما به تماشای سایتهی غر اخلاقی و مستهجن راغب شوید. ازدیاد وب سایت‌ها، چت روم‌ها، و وب کم‌ها باعث شده تا شما براحتی و تنها با کلیک کردن موس قادر به دسترسی به انواع جدیدی از ارتباطات شوید. مینا تنها زنی نیست که به خاطر این علاقمندی همسرش ناراحت و خشمگین می‌شود.
کاملا مشخص است که این دو همدیگر را دوست دارند ، اما رابطه اینها به جای بدی رسیده؛ نیاز کاوه به دیدن این نوع فیلمها زنگ خطری برای مینا است تا احساس کند همسرش مستعد خیانت به اوست.
لازم است آنها راهی پیدا کنند که رابطه‌شان را بهبود ببخشند و هر دو از آن لذت ببرند. به آنها توصیه کردم سعی کنند به این موقعیت دشوار به عنوان آغاز تغییرات مثبت در زندگی نگاه کنند. زمانیکه کاوه به موقعیت‌هایعاطفی استاندارد علاقه نشان داد ،به مینا گفتم: این موضوع را به خودت ربط نده! این کار کاوه به معنی این نیست که تو برای همسرت جذابیتی نداری یا اینکه ترا دوست ندارد. همچنین به معنی این هم نیست که می‌خواهد به تو خیانت کند یا می‌خواهد تو مثل زنانی که در آن فیلم‌ها هستند رفتار کنی.
رک و صریح به مینا حقیقتی را گفتم که اکثر زنان دوست ندارند بشنوند:” اگر نیازهای همسرت را رد کنی، او برای ارضای امیالش به سوی دیگری می‌رود.” می‌دانم این گونه مشاوره ‌ها مثل توصیه‌هایی است که در سال ۱۹۵۰ به زوج‌ها می‌شد، اما این یک حقیقت انکار ناشدنی است. برای یک مرد،رابطه زناشویی شاخص ترین نشانه دوست داشتن وی به همسرش است. زمانیکه نیازهای فیزیکی کاوه ارضا شود، اعتماد به نفس وی افزایش یافته و دیگر در خود نیازی نمی‌بیند که به تماشای این فیلم‌ها بنشیند.
مسئولیت ماجرا را با هم تقسیم کنید
همانطور که من انتظار داشتم مینا نگران بود که تنها مقصر این ماجرا وی باشد.او ناراحت بود و می‌گفت که چرا من باید یک خانم سربه زیر و حرف گوش کن باشم؟ پس به این ترتیب من یک بچه هفت ساله ام و باید هر شب بهم گوشزد شود که دندان‌هایت را مسواک بزن!
به وی گفتم:”بله، تو مسئول برآوردن نیازهای همسرت هستی، و حق هم داری خسته شده باشی. اما اگر می‌خواهی زندگی‌تان خراب نشود، باید این نکته را در نظر بگیری. من به تو نمی‌گویم یک زن منفعل و سر به زیر باش، اما به یاد داشته باش، با داشتن رابطه عاطفی با همسرت می‌توانی به عمق احساسات همسرت پی ببری.
مشاور ادامه می‌دهد :
درگیری این زوج در رابطه بارابطه زناشویی از دو جا ناشی می‌شود: حرکات جلف و سبکسرانه کاوه ، و خستگی ناشی از زایمان و بچه داری مینا؛ مینا همیشه از اوایل ازدواجش با کاوه از رفتار و حرکات کاوه با زنان دیگر ناراحت و سرخورده می‌شد.
او با این کار ابراز احساسات خود را نسبت به مینا کاهش داده بود، و به نظرش می‌رسید مشکل بزرگی نیست. ولی همین حرکات وی باعث شد تا مینا نسبت به رابطه با کاوه احساس خوبی نداشته باشد و به دفعات وی را رد کند.
به تدریج این ابرهای تیره اختلافات کنار رفتند، اما مشکلات اساسی آنها هیچ وقت حل نشدند. چندی نگذشت که مینا فهمید کاوه دوباه رو به دیدن این فیلمها آورده است، دوباره از رابطه با کاوه اجتناب کرد. و چون ناراحتی خود را به ندرت بیان می‌کرد تنش و اختلاف بین آنها افزایش پیدا کرد، واقعا نمی‌دانست چگونه باید احساسات منفی اش را از بین ببرد که محیط خانه اش سرد و یا پراسترس نباشد.
به کاوه گفتم: باید دست از لگدمال کردن احساسات همسرت برداری ، کارهای تو مینا را به طرز وحشتناکی سرخورده می‌کند، و به همین خاطر احساس تنهایی می‌کند، باید بس کنی!
بعضی وقت‌ها زوج احساس می‌کنند که نیاز به ایجاد تغییرات بزرگی در رابطه‌شان دارند. هر دو نفرشان را یک روز به دفترم دعوت کردم و با هم روش تازه حل مشکل را امتحان کردیم. به این صورت که: زمانی که کودک‌شان خواب است وقتی برای رابطه صمیمانه با هم اختصاص دهند. برای ایجاد یک رابطه خوب باید به کوچکترین کارها و اعمال یکدیگر توجه کنند. دست‌های هم را بگیرند، و با هم با مهربانی صحبت کنند .
یک روز در هفته بچه را به  والدینشان سپردند و یک بعداز ظهر را با هم خلوت کردند. مینا می‌گوید: می‌خواستیم حداقل یک بعد از ظهر فقط مال خودمان باشد. مینا گفت به کاوه گفتم زمانیکه حوصله  و  وقت رسیدگی به تو را نداشتم حتما به تو می‌گویم .
کاوه هم با این قضیه کنار آمد. می‌گوید: من فقط به دنبال راهی بودم که با همسرم رابطه گرم و متعادل داشته باشم.
آن دو فهمیدند که هر چه قدر بیشتر سعی کنند که مشکلات همدیگر را منطقی بررسی کنند، راحت تر می‌توانند کینه‌شان را تخلیه کنند. برای جلوگیری از افزایش ستیز و کشمکش ، قانون‌هایی برای خودشان ایجاد کردند: دروغ نگوییم، دعوا زمان مشخصی داشته باشد. خارج از وقت آن با هم دعوا نکنیم. اما در حقیقت، هیچ وقت مجبور نشدیم از این قوانین استفاده کنیم.
زمانیکه کاوه فهمید که تماشای این فیلمها چقدر مینا را نارحت می‌کرده ، دست از این کار برداشت! در این زمان بود که رابطه‌شان هم رو به بهبود گذاشت، کاوه می‌گوید دیگر احساس نیاز نمی‌کردم که فیلم‌های  مزخرف تماشا کنم. و تلاش بی نظیری کرد تا از شر این عادت زشتش راحت شود. در مراحل آخر، دیگر اوضاع عالی شده بود. مینا نسبت به قبل مهربان تر شده بود، و دیگر دعوا و جدل‌هایمان پایان یافته بود. مینا هم اعتماد بیشتری به همسرش داشت



برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
وقتی می‌شنوند با همکارت ازدواج کرده ای دهانشان از ذوق آنقدر باز می‌شود که مکنونات قبلی شان را هم می‌توان دید: «خوش به حالت». به گمانشان بر اسب سفیدی سوار شده ای که هیچ سپاهی یارای پیاده کردنت را ندارد، چرا که تو همسفری داری متناسب و عشقی که از شباهت ها سیراب می‌شود، اما وقتی ورق بر می‌گردد و زندگی مشترک شروع می شود میبینی که نه موارد بیشتری هست که برای خوشبخت بودن باید وجود داشته باشد.

برای ازدواج کردن باید هنرمند بود، اینکه از میان جمعیت میلیونی شهر کسی را پیدا کنی که همفکر و هم عقیده ات باشد، چیزی جز هنر و مهارت نمی‌طلبد. این موجود ایده آل می‌تواند هر کسی باشد، شاید جوانی از دل فامیل یا شاید صد پشت غریبه. اما وقتی غریبه ها آشنا می‌شوند شباهت ها کار خودشان را کرده اند. بعضی ها می‌گویند اهل فامیل بهترین گزینه برای ازدواجند. ولی بعضی ها شعری می‌خوانند که «من از بیگانگان هرگز ننالم». اما آنها که اندیشه ای متفاوت دارند دنبال کسی می‌گردند که نه در فامیل و کوچه و خیابان که همنشینی روزانه در محیط کار است.

در محل کار همه جور آدمی پیدا می‌شود. از مبادی آداب ترین افراد تا انسان های حراف. بعضی هم صورتی اند یا نارنجی، بعضی هم قرمز دو آتشه یا آبی. بعضی ها اما اهل صلحند و سر در لاک خویش می‌برند و با آنانی که از قماش جنجالند کاری ندارند. ولی نمی‌شود کاری کرد. بعضی وقت ها صورتی ترین آدم ها مفتون قرمزترین ها می‌شوند و آبی ها خواهان نارنجی ها. آنها فکر می‌کنند همانی را که در آرزوهایشان می‌پرورانده اند پیدا کرده اند کسی که بهترین همسفر تا آخر عمر است.

علی اصغر احمدی روانشناس و صاحبنظر در امور خانواده در این باره آنقدر مستدل حرف زد که متقاعد شدیم آدم های محیط کار شباهت کمی به اصل وجودی شان دارند. او می‌گوید: آدم ها در محیط کار تنها لایه های ظاهری شخصیتشان را نشان می‌دهند ، نه تمام لایه ها را . ما همواره ماسک هایی همراه داریم که وقتی وارد محیط کار می‌شویم به چهره می‌زنیم تا ظاهری موجه داشته باشیم.
به همین جهت وقتی از او خواستیم تا محاسن و معایب ازدواج با همکار را برایمان فهرست کند، اینگونه سخن آغاز کرد:
«ازدواج با همکار تابع شرایط ازدواج مناسب است، یعنی باید معیارهای فرد مناسب در نظر گرفته شود و پس از آن براساس ملاک های مورد نظر انتخاب صورت بگیرد.برای همین قبل از ازدواج باید به شاخصه های مدنظرمان واقف باشیم و از تصمیم گیری صرف بر مبنای رفتار فرد در محیط کار پرهیز کنیم»

اما روی دیگر سکه ازدواج با همکار را احمدی در وابستگی هایی می‌داند که چشم و گوش ها را بر واقعیت می‌بندند: «مراودات مستمر در یک محیط نوعی وابستگی را ایجاد می‌کند که وقتی پای ازدواج در میان باشد این وابستگی ها تشدید می‌شود. اینها موانعی بر سر راه انتخاب درست هستند».

احمدی البته این موارد را مربوط به قبل ازدواج می‌داند چرا که به باور او مشکلات، بعد از ازدواج تازه رخ نمایان می‌کنند: «دو فرد همکار وقتی با هم ازدواج می‌کنند، یکسری ملاحظات نیز میانشان شکل می‌گیرد که تا پیش از این مورد توجهشان نبوده مثلاً وقتی خانمی ببیند شوهرش با یک زن گرم صحبت است از خود واکنش نشان می‌دهد حال آنکه قبل از ازدواج چنین حساسیتی نداشته است.»

بعضی وقت ها پول میان زن و شوهر فاصله می‌اندازد، این یک باور عمومی و البته واقعیتی است که احمدی هم آن را تایید می‌کند: «مسایل مربوط به درآمدها برای خیلی از زوجین مشکل آفرین است، به خصوص زمانی که می‌خواهند در هزینه های زندگی مشارکت داشته باشند. گاهی اوقات زن و شوهرهایی که محل کارشان هم یکی نیست درآمد همسر را وارسی کرده و در مورد اینکه چرا پولش را خرج زندگی نمی‌کند، از او بازخواست می‌کنند.این مساله زمانی حادتر می‌شود که یکی از زوجین بخواهند بخشی از درآمدش را به پس انداز یا تملکی شخصی اختصاص دهد».

معایب ازدواج با همکار به اینجا ختم نمی‌شود، چرا که به گفته این روانشناس، دو همکار وقتی زن و شوهر می‌شوند ، حتماً مشاجرات و قهر و دعواهای خود را به محل کار هم می‌آورند این یعنی با خبر شدن تمامی همکاران از مسایل درون زندگی اما با این همه هستند زن و شوهرهای همکاری که نه تنها این مشکلات را ندارند که حتی این مسائل به مخلیه شان هم خطور نکرده این حادثه یک رویا نیست، بلکه همان چیزی است که احمدی به آن درک متقابل می‌گوید به گفته او زن و مردی که در عین همکار بودن با تفاهم در کنار هم عمر می‌گذرانند، اگر همکار هم نبودن حتماً چنین وضعیتی را تجربه می‌کردند.




برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
به دست کردن حلقه ازدواج یکی از قدیمی ترین و جهانی ترین رسوم است. این رسم مربوط به زمان های خیلی قدیم است. در واقع کسی نمی‌تواند زمان درست آن را بگوید؛ اما استفاده از انگشتری در مراسم ازدواج به شکل “حلقه”، علامت کمال و ارتباط آن با وصلت دو فرد، مؤید کمال زندگی انسانی به شمار می‌رفت.
اولین مردمی که در تاریخ ، حلقه ازدواج را به کار بردند مصریان بوده‌اند. گویا در نوشته‌های هیروگلیف که نوشته‌های تصویری مصریان است حلقه، علامت ابدیت بود. یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین کردن، به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان، مسیحیان نیز در حدود سال ۹۰۰ میلادی شروع به دست کردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود نمودند.
شاید برای بسیاری این سؤال پیش بیاید که چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم دست چپ می‌اندازند؟ تحقیقات نشان داده است که یونانیان قدیم عقیده داشتند که رگ مخصوصی از این انگشت می‌گذرد و مستقیماً به قلب وارد می‌گردد و برخی ها نیز بر این معتقدند که چون این انگشت را کمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می‌دهیم حلقه درآن قرار می‌گیرد و به طور کلی برای به دست کردن یک وسیله زینتی مناسب تر از سایر انگشتان دست است.



برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
نتایج یک تحقیق نشان می دهد مردانی که صدای یکنواختی دارند جذابیت بیشتری دارند.
نتایج یک تحقیق نشان میدهد مردانی که صدای یکنواختی دارند جذابیت بیشتری دارند.

محققان معتقدند این نوع صدا با قدرت ، مقاومت و اعتماد به نفس و اطمینان شخص مرتبط است.
نتایج یک تحقیق در دانشگاههای کالیفرنیا و پنسیلوانیا نشان میدهد مردانی که دارای تن صدای ثابت و یکنواختی هستند جذابیت بیشتری دارند و تاثیر بیشتری روی دیگران دارند.
برای انجام این تحقیقات دانشمندان صدای داوطلبین مرد را در شرایط گوناگون تجزیه و تحلیل کردند.تحقیقات آنها نشان داد میزان تغییرات تن صدا که به تغییرات بسامد اصلی معروف است ارتباط موثری با جذابیت و تاثیرگذاری مردان دارد.
کارشناسان معتقدند تن صدای یکنواخت به عنوان نشانه ای از اعتبار و استقلال در انسان ها تکامل پیدا کرده است.به اعتقاد آن ها افرادی مانند جرج کلونی و کلینت ایستوود نمونه هایی از مردانی هستند که دارای تن صدای یکنواخت هستند و به همین دلیل در نظر دیگران جذابیت بیشتری دارند.
فرکانس ثابت در صدای مردان نشان از قدرت مردان دارد در حالی که عواملی مانند ناامیدی باعث افزایش فرکانس و تغییرات صوتی شده و خشونت هم باعث عمیق تر شدن صدا می شود.
همچنین دانشمندان با انجام این تحقیقاتی متوجه شدند افرادی که از بیان مردانه در صحبت های خود استفاده می کنند و برای مثال جملاتی مانند ” من از اکثر مردان بزرگ تر و قوی تر هستم ” را می گویند جذابیت بیشتری دارند




برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵

زوج‌های جوان، بی بهره از مهارت‌های زناشویی

اختلافات به ظاهر ساده خانوادگی گاهی چنان گسترش پیدا می‌کنند که کانون گرم خانوادگی‌ای را که با زحمت بسیار تشکیل شده است از هم می‌پاشند و چراغ امید را در محفل خانواده خاموش می‌کنند.
زن و مرد جوانی که با هزار امید و آرزو خانواده تشکیل داده‌اند به یک باره درمی‌یابند که قادر به ادامه زندگی نیستند.
جدایی آنها هم خودشان را با مشکلات متعددی روبه‌رو می‌کند و هم خانواده‌هایشان را متاثر خواهد کرد. اکثر کارشناسان و مشاوران بر این باورند که تنها چیزی که می‌تواند به تداوم زندگی زناشویی به‌خصوص در سال‌های ابتدایی زندگی مشترک کمک کند،استفاده از نصایح و تجربیات بزرگترها و نیز نظرات کارشناسی افراد باتجربه است.
از این رو فرهنگسرای تفکر اقدام به برگزاری کلاس‌هایی برای زوج‌های جوان کرده است تا از بروز اختلافات بکاهد و آنها را در حل مشکلات یاری دهد. دراین کلاس‌ها سپیده قشلاقی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی به عنوان مدرس حضور دارد. گفت‌وگوی ما را با او می‌خوانید.
▪ خانم قشلاقی! در ابتدا کمی درباره علت برگزاری این کلاس‌ها توضیح دهید.
ـ راستش را بخواهید من سال‌ها بود که به زندگی زوج‌های جوان توجه می‌کردم و متوجه شدم که در بسیاری موارد آنچه باعث متلاشی شدن زندگی زناشویی و بروز اختلاف و درگیری می‌شود، ضعف اطلاعات و نداشتن مهارت حل مساله است. در واقع خیلی از زوج‌های جوان از مهارت‌های زناشویی بی‌بهره‌اند و همین باعث می‌شود که زندگی شان ادامه پیدا نکند و به خاطر مشکلاتی که به راحتی قابل پیشگیری یا حل هستند از هم جدا شوند.
به همین دلیل بود که خودم داوطلبانه تصمیم گرفتم اطلاعات و دانش و تجربیاتم را در اختیار زوج‌های جوان قرار دهم که تا حد ممکن از شکست در ازدواج که عواقب ناخوشایندی به همراه دارد کاسته شود.
▪ شما اطلاعاتی را در این کلاس‌ها دراختیار خانم‌های جوان می‌گذارید چطور به دست آوردید؟
ـ امسال سومین سالی است که من به مشاوره می‌پردازم و دراین مدت در کلینیک‌های دولتی و خصوصی کار کرده‌ام و تجربیاتی در زمینه مشاوره تحصیلی، مشاوره ازدواج و مشاوره ترک اعتیاد کسب کرده‌ام. ضمن اینکه دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی هم هستم و در حقیقت در زمینه‌ای مرتبط با رشته تحصیلی‌ام فعالیت می‌کنم.
▪ در این مدت بجز مشاوره چه فعالیت‌هایی داشته‌اید؟
ـ من در این مدت تلاش کرده‌ام به دامنه اطلاعاتم اضافه کنم تا بتوانم با شرایط روز پیش بروم. به همین خاطر منابع علمی خارجی را هم مطالعه می‌کنم تا در جریان آخرین نکات روانشناسی و مشاوره قرار بگیرم. علاوه بر این تست‌های متعددی هم برای افرادی که قصد ازدواج دارند طراحی کردم البته این تست‌ها چون هنجار کردنشان در جامعه هنوز کمی مشکل است، فعلا وارد بانک تست نشده‌اند اما خودم در کلینیک از آنها استفاده می‌کنم و همچنین سردبیر اولین نشریه دانشگاهی روانشناسی بالینی در دانشگاه تهران مرکز هستم.
▪ با توجه به تجربه‌ای که دارید عمده‌ترین مشکلات زوج‌های جوان را چه می‌دانید؟
ـ به نظر من عمده‌ترین مشکل این است که عدم اطلاعات باعث شده مهارت حل مساله بین زوج‌های جوان و حتی بین گروه‌های سنی دیگربسیار پایین باشد. از طرف دیگر افسردگی به شدت در جامعه شایع شده و تبدیل به یکی از اساسی‌ترین علل مشکلات شده است. اکثر افراد از زندگی‌شان لذت نمی‌برند و دچار نوعی سستی و رخوت شده‌اند و در عین حال از دسترسی و دریافت اطلاعات درست و دقیق و راهنمایی‌های مفید هم بی بهره‌اند.
▪ فکر می‌کنید علت گرایش مردم به این کلاس‌ها و همایش‌ها همین احساس نیاز به راهنمایی باشد؟
ـ دقیقا همین‌طور است. همایش‌هایی مثل «همایش آغازی دیگر» پرمخاطب هستند چون نیازسنجی کرده‌اند و درست آن چیزهایی را به مخاطب ارائه می‌دهند که برای او کارکرد دارد و قابل استفاده است. متاسفانه مهارت‌های بسیار ضروری و ساده زندگی حتی در مدارس نیز آموزش داده نمی‌شوند و افراد به‌خصوص خانم‌ها از داشتن اطلاعات بسیار ساده و کاربردی زندگی محروم هستند و در مواجهه با خیلی از مشکلات زندگی و حتی مسائلی مربوط به بهداشت و تغذیه و مسائل روحی نمی‌دانند چه باید بکنند یا از چه کسی باید راهنمایی بخواهند.
▪ علت این فقر اطلاعات و آگاهی چیست؟
ـ بخشی از مشکل به این برمی‌گردد که خیلی از مسائل که اتقافا دانستن آنها اهمیت زیادی هم دارد هنوز خط قرمز محسوب می‌شوند و به راحتی در اختیار افراد قرار نمی‌گیرند. از طرفی شمار افرادی که از اطلاعات لازم و کافی برخوردارند پایین است و این متخصصان حاضر نیستند بدون نفع شخصی به دیگران آموزش بدهند.
از طرف دیگر برای کسانی که علاقه‌مندند آموزش‌های لازم را به خانم‌ها بدهند امکان و فرصت لازم داده نمی‌شود. با وجود اینکه لازم است مدارس در این زمینه همکاری کنند تا هم اطلاع رسانی راحت‌تر انجام شود و هم ضعف‌های فرهنگی در این حوزه مرتفع شود.
مثلا من بروشورهای زیادی برای اطلاع رسانی به خانواده‌ها تهیه کردم اما موقع پخش با مشکل مواجه شدم چرا که به من گفته شد نمی‌شود این بروشورها را در خانه‌ها توزیع کرد. زیرا ممکن است به دست بچه‌ها بیفتد و به این ترتیب کل قضیه منتفی شد. اما اگر مدرسه‌ها آگاهی لازم را به دانش‌آموزان بدهند و فرهنگ‌سازی کنند دیگر برای آموزش در جامعه با مشکل روبه‌رو نمی‌شویم و دغدغه‌ای نخواهیم داشت.
▪ با وجود این شرایط شما در کلاس‌هایتان چه مسائلی را مدنظر قرار می‌دهید؟
ـ نکاتی که در این کلاس‌ها گفته می‌شود چیزهایی است که توسط متخصصان یا درمانگرهای مسائل زناشویی گفته نمی‌شود.
چرا که این افراد اکثرا در خارج از کشور تحصیل کرده‌اند و در این راه هزینه‌های زیادی متحمل شده‌اند بنابراین حاضر نیستند دانش خود را به راحتی در اختیار همه بگذارند و معمولا هزینه مشاوره‌های خیلی بالایی دریافت می‌کنند که برای همه قابل پرداخت نیست.
اما من با توجه به مطالعاتم و پیگیری‌های شخصی‌ای که داشته‌ام سعی کردم اطلاعات به روز و کاربردی را به دست بیاورم و خودم از طریق مطالعه و ترجمه سطح اطلاعاتم را بالا ببرم تا بتوانم آنها را با هزینه کم به دیگران منتقل کنم.
فکر می‌کنم به این ترتیب از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری می‌شود. چرا که شرکت‌کنندگان در این کلاس‌ها یاد می‌گیرند که چطور با دیگران ارتباط برقرار کنند و چطور مشکلاتشان را حل کنند و وقتی با مساله‌ای رو‌به‌رو شدند به جای پرخاشگری یا افسردگی دنبال راه‌حل منطقی بگردند. البته نمی‌توان گفت صرفا با این کلاس‌ها همه مشکلات حل می‌شود اما به هر حال حل مشکلات بزرگ از همین قدم‌های کوچک شروع می‌شود.



برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
اغلب علائم خیانت همسر به دقت زیاد نیاز دارد، و لیستی قطعی از این علائم وجود ندارد. با این حال، علائم مشترکی هستند که حاکی از خیانت در ازدواج باشند. اگر به همسر خود مشکوک هستید، نباید سریع نتیجه گیری و اقدام کنید. اگر هم خیانت او برای شما اثبات شده است، باید برای ماندن یا رفتن به خود فرصت بدهید. اگر در تصمیم خود مردد هستید، حتما از نظرات کارشناسانه یک مشاور خبره بهره بگیرید. اگر تصمیم گرفتید که به زندگی با وی ادامه بدهید، باید صادقانه با هم مشکل را حل نمایید. اما باز هم کمک مشاور ماهر نیاز می باشد.
علائم خیانت همسر

عدم صمیمیت
این علامت خیلی هشدار دهنده است. اگر چه فراز و نشیب در همه زندگی ها وجود دارد، اما نداشتن صمیمیت و رابطه جسمی و عاطفی به مدت طولانی یعنی دور شدن همسران از یکدیگر. دلایل متعددی همچون افسردگی و استرس برای این مشکل وجود دارد. مع ذلک، تخلیه صمیمیت عاطفی و جسمی در جای دیگر، یکی از مهمترین دلایل می باشد.
برنامه جدید و عجیب
اگر همسر شما هیچ توضیحی منطقی برای برنامه خود ندارد، می تواند نشانگر فریب دادن شما باشد. اگر سالی یک بار قرار ملاقات کاری دارد، جای نگرانی نیست. اما اگر مدام تکرار می شود، منطقی است که نگران شوید. شتابزدگی، وقت و بی وقت خانه را ترک کردن و توضیحات غیر منطقی دادن از علائم خیانت می باشند.
تلفن های مرموز
در این گونه مواقع فرد احساس ناراحتی و دستپاچگی می کند. البته هراز گاهی افرد تماس تلفنی اشتباه دارند که طبیعی هم است. اما اگر مدام تکرار شود، قضیه صورت دیگری به خود می گیرد. اگر همسر شما بی موقع، مثلا صبح زود یا آخر شب تماس می گیرد یا در حضور شما پاسخ تلفن را نمی دهد، حق دارید که مشکوک شوید.
دروغ
اگر وی حتی برای موارد ناچیز هم دروغ می گوید، می خواهد شما را فریب بدهد. اگر بر سر مسائل غیر مهم دروغ نمی گوید و دروغ گفتن جز ذات و شخصیت او نیست، و یکباره دروغ های بزرگ می گوید، احتمال خیانت وجود دارد.
ناراحتی اجتماعی
اگر با همسر خود بیرون می روید و او راحت نیست، علامتی دیگر بر فریب می باشد
. اگر قبلا دوستان و همکاران همسرتان با شما گرم بودند، اما یک مرتبه از شما دوری می کنند، شاید سعی دارند از مشکل شما فاصله بگیرند. یا اگر با دوستان و همکاران همسرتان در فعالیت های گروهی شرکت می کرده اید، اما الآن شما را طرد می کنند، علتش این است که آنها رازی را می دانند که از افشای آن می ترسند …..


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵

www.Patogh98.com | سایت سرگرمی و تفریحی پاتوق98

۱-شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!
الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش
ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش
ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش
د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز !

۲ – چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!
الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !
۳ – اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !

۴ – ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!
الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !

۵ – اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید

۶-محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!
الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟!
د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !
۷ – در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!
الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشویق می کنید !
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !
۸- اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!
الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !
۹ – نظرتان در مورد این جمله چیست ؟
( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زیبا ترین جمله دنیاست
!ب) با معنا ترین جمله دنیاست !
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !
۱۰ – در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!
الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم !
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !
د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه




برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
در این مقاله نکاتی برای یک ارتباط عاشقانه و رمانتیک با همسرتان ذکر کردیم که برای بهتر شدن ارتباطتان کمک فراوانی می کند.

چطور شروع کنیم؟
ابتدا، ازدواج و ارتباط تان را مرور کنید. از خودتان بپرسید درحال حاضر ازدواجتان در چه مرحله ای است؟ در چه جایگاهی قرار دارد؟ چگونه به این نقطه رسیدید و چه اتفاقاتی افتاده است؟ آیا ازدواجتان شامل امور عادی شامل، استرس داشتن، زمان گذاشتن، خستگی، کار، رسیدگی به فرزندان که تا حدودی انرژی شما و ازدواجتان را می گیرد میشود یا شامل چیزهای دیگری است، چیزهای عمیق تر و جدی تر؟ خشم، خیانت، تنفر؟

آیا با همسرتان مشکلی دارید که نیاز به حل کردن داشته باشد یا چیز دیگری است؟ به هرحال، شما باید مشکلاتتان را با هم یا خودتان حل کنید. تا زمانی که مشکلاتتان را حل نکنید نمی توانید مثل سابق زندگی عاشقانه و رمانتیکی داشته باشید. برای اینکه دوباره به روزهای رمانتیک اول ازدواجتان برگردید، باید مروری بر کارها و صحبتهایی که در آن موقع می کردید داشته باشید و آنها را دوباره به کار بگیرید.

با همدیگر به آرامی صحبت کنید بدون اینکه کوچکترین دعوا و کشمکشی با هم داشته باشید. از یک دفتر برای نوشتن و دورریختن احساسات و افکار منفی تان استفاده کنید. از مشاورهای خانواده کمک بگیرید. مشاورها به شما کمک می کنند تا بدون هیچ جانبداری در قبال همسرتان، نگاه متفاوتی به ازدواج و رابطه تان داشته باشید.

نکات عاشقانه
تمام مواردی که باعث آزار همسرتان می شود را از او دور کنید مثلا لباسهای کثیف را داخل لباسشویی انداخته و بشویید یا زباله ها را از خانه دور کنید. بعد از یک روز سخت کاری، همراه با استرس و مسائل مالی، نگه داری بچه ها و مسائل دیگر، دیگر دوست ندارید در خانه بمانید. دوست دارید راحت و آسوده خاطر باشید. درست است؟ اگر می خواهید ازدواج و ارتباطتان با همسرتان خوب باشد متاسفانه چاره ای جز انجام این کارها و البته کارهایی علاوه بر اینها ندارید. شما باید به شخصی که با او زندگی می کنید نشان دهید که او را دوست دارید و عاشقش هستید. به او احترام بگذارید و به احساساتش توجه کنید.

ابرازعشق مانند گذشته
گاهی اوقات شما باید به کارهای قبلی تان مراجعه کنید. کارهایی که با انجام آن همسرتان را شاد کردید و عشق تان را به او ابراز کردید. مثلا کارهایی که قبلا همراه با هم انجام می دادید یا مکان هایی که با یکدیگر به آنجا می رفتید. شاید مراجعه به کارها و مکان های قبلی راحت تر از امتحان کردن کارها و رفتن به جاهای جدید باشد. در کلاسهایی که روحیه هردوتان را شاد می کند شرکت کنید. مثل کلاسهای هنری. هرآنچه که انتخاب می کنید خلاقیت و صمیمیت و شادی شما را دوباره متولد می کند. وقتی یک کار خلاقانه ای با یکدیگر انجام می دهد، تمام زندگی تان را تحت تاثیر خودش قرار می دهد.

زمان بیشتری را با یکدیگر سپری کنید. مثلا یک روز در هفته فرزندتان را در خانه مادربزرگش بگذارید و آن روز را به یک روز بسیار عاشقانه و رمانتیک تبدیل کنید.

به یکدیگر نشان دهید عاشق هم هستید
ما دوست داریم همیشه به همسرمان نشان دهیم که عاشقش هستیم. با تمرین کردن این نکات عاشقانه می توانید صمیمیت و عشق به همسرتان را ثابت کنید. فقط کمی تلاش نیاز دارید. ساده ترین راه گفتن “دوستت دارم” است. مثلا با همسرتان تماس بگیرید و به او بگویید فقط می خواستید صدای او را بشنوید و به او بگویید دوستت دارم. در جیب لباسش، یا کیفش یادداشتهای عاشقانه بگذارید، پیامک های عاشقانه برای یکدیگر بفرستید، سعی کنید شعر عاشقانه برای یکدیگر بنویسید، یک کارت پستال یا یک هدیه خاص برای او تهیه کنید و به او هدیه دهید. با نشان دادن و ابراز علاقه تان به او، او هم متوجه میزان عشق و علاقه تان می شود و متقابلا تکرار می کند.

اگر مشکل مالی دارید، هدیه های کوچک بخرید، مثلا یک شاخه گل یا یک عطر کوچک. مراقب باشید هدیه هایی که به یکدیگر می رفتید معنادار باشد. اگر می دانید که همسرتان کتاب دوست دارد، آخرین و جدیدترین کتاب از نویسنده ای که او دوست دارد برایش بخرید. اگر او عاشق یک تیم ورزشی است، بلیط مسابقه تیم مورد دلخواهش را برایش بخرید.

هدیه تاثیر زیادی بر روحیه و علاقه افراد می گذارد مخصوصا اگر بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مناسبتی به یکدیگر هدیه دهید. افراد نسبت به رمانتیک بودن و عاشقانه زندگی کردن دیدگاه های متفاوتی دارند پس ببینید چه چیزی باعث خوشحال شدن همسرتان و ایجاد یک رابطه عاشقانه بین شما دو نفر می شود. آن را امتحان کنید.

اگر همه موارد را امتحان کردید و تاثیرگذار نبود
اگر با رعایت همه نکاتی که در بالا ذکر شد، تغییری در رابطه تان احساس نکردید و رابطه عاشقانه ای که در ابتدای ازدواج داشتید مجددا به سراغتان نیامد، بیشتر و بیشتر تلاش کنید. با او ارتباط برقرار کنید، با او ارتباط برقرار کنید، با او ارتباط برقرار کنید و همیشه برای یکدیگر زمان بگذارید. اگر باز هم موثر واقع نشد، به مشاور مراجعه کنید و توصیه های او را حتما و حتما به کار بگیرید. کتاب هایی که به ایجاد رابطه عاشقانه و رمانتیک بین شما کمک می کند بخوانید.




برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
تست روانشناسی مخصوص مجرد هاPatogh98.Com
.
در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند… حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم… آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟
.

۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۸- آیا شما موسیقی های آرام گوش می دهید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات نتیجه:
اگر از ۱۴ پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است.
اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است .
اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.



برچسب:


   
+ ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
بیشتر مشاجره‌های لفظی میان زن و شوهرها از حرف‌هایی که میان آن‌ها رد و بدل می‌شود، برمی‌خیزد؛ حرف‌هایی که یا نشان‌دهنده‌ی اختلاف نظر درباره‌ی عقاید و سلایق آن‌هاست یا قرار است منجر به یک تصمیم مشترک برای یکی از امور زندگی شود. اما چرا این اختلافات در دوران آشنایی پیش از ازدواج مجال بروز پیدا نمی‌کنند؟

دلیل اول آن است که تا زمانی که دو نفر زیر یک سقف نروند و زندگی مشترکشان را شروع نکنند، کمتر ممکن است حرف‌هایی از این دست پیش بیاید و دلیل دیگر آن‌که اگر هم پیش بیاید، رودربایستی‌ها و ملاحظات باعث می‌شود، طرفین حرف خود را فروبخورند.

پس اگر دختر و پسر در دوران آشنایی پیش از ازدواج در چنین مواردی حرفی پیش بکشند و بدون خودسانسوری و واقع‌بینانه نظر خود را بگویند و نظر طرف مقابل را بشنوند، می‌توانند دوران زناشویی بهتری را برای خود متصور باشند.

دقت کنید که هیچ‌یک از محورهای پیشنهادی گفت‌وگو که در ادامه می‌خوانید، برای ارزش‌گذاری رفتار شما یا طرف مقابلتان نیست؛ هدف، تنها روشن شدن تفاوت‌ها است. تفاوت‌هایی که اغلب یکی از این سه حالت را دارند: مفید و مکمل هم، قابل اغماض و مدیریت، غیرقابل اغماض و مدیریت‌.


محاسن خانواده‌ها؛ محور اول

هر یک از طرفین، ابتدا از نظر خود، محاسن خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده‌ است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که به‌عنوان ارزش‌ها و محاسن خانواده‌ی همسر آینده‌اش شنیده است، «ارزش» و «حُسن» می‌داند؟
نکته: ممکن است رفتاری که شما همیشه به‌عنوان یکی از خوبی‌های خانواده و اقوام خود می‌پنداشته‌اید، در نظر همسر آینده‌تان، یک رفتار ناپسند یا مشکل‌ساز تلقی شود.


معایب خانواده‌ها؛ محور دوم

هریک از طرفین، ابتدا باید بر اساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید که آیا این معایب در زندگی شخصی و مشترک با همسر آینده‌اش مشکل‌ساز خواهد بود یا نه؟ (اگر مشکل‌ساز خواهد بود، تا چه اندازه؟)
همچنین صادقانه بگوید که افکار و رفتار خودش نیز تحت تأثیر این خلقیات غلط خانوادگی هست یا نه؟ (اگر تحت تأثیر است، تا چه اندازه؟)
سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربایستی باید بگوید که آیا می‌تواند با چنین روحیاتی کنار بیاید یا نه؟

زمان بچه‌دار شدن؛ محور سوم

هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی زمان بچه‌دار شدن بگوید.
ممکن است شما معتقد باشید بلافاصله پس از ازدواج باید بچه‌دار شد. این عقیده تنها مختص به کسانی که دیر ازدواج می‌کنند و نگران فاصله‌ی سنی خود و فرزندشان هستند نیست، بل‌که کسانی هم هستند که معتقدند با زود آمدن بچه، زن و شوهر بیشتر وابسته‌ی هم می‌شوند و رفتارهای کودکانه‌ی خود را زودتر کنار می‌گذارند.
در این میان عده‌ای هم معتقدند همین‌طور که زندگی سر و سامان می‌گیرد، بچه‌ی زودآمده هم از آب و گل در می‌آید و همه‌ی دردسرهای اول زندگی با هم تمام می‌شود.
اما شاید طرف مقابل شما از آن‌هایی باشد که معتقدند چند سال اول زندگی را باید در غیاب بچه خوش بود و گشت و گذار کرد یا از آن‌هایی که عقیده دارند تا رفاه کامل برقرار نشود، نباید بچه‌دار شد. پس در این موارد به صراحت صحبت کنید.

تعداد بچه‌ها؛ محور چهارم
هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی تعداد بچه‌ها بگوید.
ممکن است شما معتقد به تک‌فرزندی باشید و معتقد باشید یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و یا اصلا حوصله‌ی بیش از یک بچه را نداشته باشید.
شاید هم برعکس؛ عقیده داشته باشید که بچه‌ی یکی‌یک‌ دانه، خل و دیوانه می‌شود و بچه باید هم‌بازی داشته باشد و یا بیش از یکی باشد تا در سنین بالاتر تنهایی شما را بیش‌تر پر کند.
حالت دیگر این است که شما معتقد به جوری جنس باشید؛ یعنی بگویید بچه‌دار شدن را باید حتی‌الامکان تا وقتی هم که فرزند پسر داشت و هم فرزند دختر ادامه داد.
پس عقیده‌ی ‌خود را ـ هرچه که هست ـ در این مورد پنهان نکنید.

تربیت بچه‌ها؛ محور پنجم
هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی نحوه‌ی تربیت بچه‌ها بگویند.
ممکن است شما معتقد باشید که هنوز هم روش‌های سنتی تربیت و سخت‌گیری به بچه از همان سنین طفولیت، مطمئن‌ترین راه برای حفظ او در مسیر صحیح رشد فکری است.
شاید هم معتقد به روش‌های نوین تربیتی باشید و یادگیری روش درست تربیت بچه را مستلزم مطالعه‌ی کتاب‌های روان‌شناسی تربیت بدانید.
کسانی هم هستند که می‌گویند باید کتاب‌های تربیتی را خواند اما این روش‌ها را با در نظر گرفتن واقعیات و شرایط فرهنگی جامعه به‌کار بست.
در هرحال فراموش نکنید که در بحث تربیت، جدال سخت‌گیران و آسان‌گیران و نیز نبرد سنت و مدرنیزم یکی از زمینه‌های بروز اختلاف است.

دایره‌ی همدلی و پایبندی؛ محور ششم
همدلی و پایبندی برای هرکس تعریف خاص خود را دارد.
ممکن است شما نوع برخورد یا نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگی یا عمومی را نشان‌دهنده‌ی میزان پایبندی او به زندگی مشترکتان بدانید.
یا ممکن است شما به همسرتان اعتماد کامل داشته باشید، اما باز هم به‌خاطر ناپسند شمردن رفتارهای برخی اشخاص دیگر ـ اعم از مرد و زن و فامیل و غیرفامیل ـ متوقع همدلی و همکاری او در محدود کردن ارتباطات‌ خود با آن‌ها باشید.
این هم ممکن است که شما نگران گذشته‌ی نامزدتان باشید.‌
اما درهرحال دو چیز را از یاد مبرید:
اول این‌که؛ هرگز نمی‌توانید متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدینش باشید.
دوم این‌که؛ از ماجراهای گذشته‌ی خود، آن‌چه را که ممکن است در آینده برای زندگی مشترکتان مشکل‌ساز شود، ناگفته نگذارید و متقابلا به نامزدتان نیز این را یادآور شوید، اما در گذشته‌ی یکدیگر بیش از این جست‌وجو نکنید.

خرج کردن؛ محور هفتم
از نظر شما چه هزینه‌هایی خرج لازم و چه هزینه‌هایی خرج زائد هستند؟
ممکن است کاری که شما به حساب صرفه‌جویی خود می‌گذارید، همسر آینده‌ی شما به پای خساست شما بگذارد.
در اطراف خود، چه کسی را ولخرج، چه کسی را خسیس و چه کسی را مدبر می‌دانید؟ نمونه‌هایی از ولخرجی، خساست و تدبیر آن‌ها را مثال بزنید.
مثلا ممکن است شما هدایا و کادوهای متقابل مناسبتی را باعث افزایش محبت بین اعضای خانواده یا اقوام بدانید و ممکن است آن را نوعی ولخرجی و عرصه‌ای برای بروز چشم و هم‌چشمی‌ها تلقی کنید.
شاید هم نفس عمل را ستایش کنید اما معتقد باشید که باید در هر مورد، فراخور حال عمل کرد.
یا ممکن است صرف ناهار و شام را در بیرون از منزل، یک تفریح خوب یا یک ولخرجی بی‌مورد به حساب آورید.
نظرتان در مورد خرج کردن برای سرگرمی‌هایی مثل مسافرت، شهربازی، سینما، تآتر، گالری‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی یا میهمانی دادن چیست؟

پیشرفت مالی؛ محور هشتم
آیا شما فکر می‌کنید که طی هر یک‌ سال باید پیشرفت‌های مهمی در زندگی‌تان محقق شود یا در عرض کمتر از یک ‌سال؟
آیا شما فقط خودتان را به عنوان مدیر برنامه‌های کاری و مالی خود قبول دارید یا همسرتان را نیز به ‌عنوان کسی که از مسائل کاری و مالی شما خبر دارد، مشاور و حتی مدیر خوبی برای برنامه‌های‌تان می‌دانید؟
به عنوان مثال؛ آیا شما فکر می‌کنید فعلا بیش از این نمی‌توان برای تغییر شرایط مالی و ارتقای وضعیت شغلی کاری کرد یا معتقدید که دو فکر بهتر از یک فکر جواب می‌دهد و همفکری با همسرتان در این مورد، می‌تواند منشاء تحول باشد؟
آیا شما معتقدید که زن نیز باید در این مسیر با شوهر خود همراه شود و بیرون از خانه شغلی داشته باشد؟
نهایت پیشرفت برای شما چیست؟ تصاحب یک خانه‌ی مناسب و یک اتومبیل؟ تصاحب یک خانه مجلل در بالای شهر و یک اتومبیل مدل‌بالا و یک ویلا در منطقه‌ای خوش‌ آب و هوا؟ یا…؟

اوقات فراغت و امور منزل؛ محور نهم

به نظر شما ایام تعطیل و اوقات فراغت برای چه کاری است؟
امور منزل و کارهای عقب‌افتاده؟ استراحت؟ تفریح؟ مطالعه؟ اهمیت هرکدام از این موارد برای شما چه‌قدر است؟ بیشتر اهل کدام‌یک از این کارها هستید؟
آیا حاضرید وقتی که نیاز به استراحت ندارید، بدون دلخوری از سر رفتن حوصله‌تان، فرصت استراحت به همسرتان بدهید؟
به نظر شما همکاری شوهر در انجام امور منزل ـ جمع ‌و جور، رُفت ‌و روب، شست ‌و شو، آشپزی، خرید مایحتاج روزانه، امور بچه‌ها و… ـ تا چه‌‌ اندازه باید باشد؟ برای روشن شدن این میزان، درصد بگویید.
چه کارهایی برای اوقات فراغت روزانه و چه کارهایی برای ایام تعطیل مناسب‌اند؟
تماشای فیلم را در منزل ترجیح می‌دهید یا سینما؟
مطالعه را مفید می‌دانید یا ضروری؟
چه‌قدر میهمانی رفتن یا میهمانی دادن را دوست دارید؟
دوست دارید چه‌مقدار از اوقات فراغت خود را دو نفری و چه‌مقدار از آن را در جمع دوستان و آشنایان بگذرانید؟
چه‌قدر اهل سفر هستید و چه‌ گونه مسافرتی را دوست دارید؟
آیا قدم زدن در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر را دوست دارید؟
آیا…؟

صمیمیت و احترام؛ محور دهم
دایره‌ی پرهیز از توهین و حفظ احترام طرفین در هنگام بروز اختلافات و مشاجره‌های لفظی را چه‌گونه ترسیم می‌کنید؟
آیا درصورت بروز مشاجره‌ با یک شخص، معمولا آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او می‌کنید، یا کل شخصیت و کل رابطه‌ای را که با او دارید، زیر سوال می‌برید؟
ابراز علاقه، عشق و محبتِ همسرتان به شما باید چه‌گونه باشد؟ با حرف‌های محبت‌آمیز؟ با دادن هدیه؟ با کمک در انجام کارهای شخصی شما؟ با ناز و نوازش و رفتارهای زناشویی؟
توقع دارید همسرتان هرکدام از این کارها را با چه فواصل زمانی و در چه اوقاتی برای شما انجام دهد؟
تا چه اندازه آمادگی پیش‌قدم شدن برای انجام هرکدام از این کارها را دارید و تا چه اندازه متوقع‌ هستید همسرتان در این موارد پیش‌قدم شود؟


برچسب:


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش