+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
نشريه‌اي‌ در اروپا اقدام به انتشار 10 تولد عجيب و جالب توجه در جهان كرده است.

به گزارش ایسنا، اولين و جالب‌ترين اين تولدها مربوط به خانواده‌اي به نام ميشيگان در کشور آمريکاست. اين زن سه فرزند خود را به ترتيب در روزهاي ۱۰/۱۰/۲۰۱۰، ۰۹/۰۹/۲۰۰۹، ۰۸/۰۸/۲۰۰۸ به دنيا آورده است. اين اتفاق ممکن است هر ۵۰ ميليون سال فقط براي يک نفر رخ دهد.


دومين تولد عجيب دنيا هم مربوط به زني در کشور آمريکاست، به طوري که وي نوزاد خود را دقيقا در ساعت ۱۱ و يک دقيقه سال ۰۱/۱۱/۲۰۱۱ به دنيا آورده است.

سومين تولد جالب مربوط به دو خواهر دوقلو است که در يک روز و تنها با اختلاف ۱۴ دقيقه با يکديگر صاحب فرزند شدند.

چهارمين تولد عجيب در اين ليست متعلق به خانواده‌اي است که پنج عضو آن در يک تاريخ به دنيا آمده‌اند. کوچکترين عضو اين خانواده که هم اکنون ميلا نام دارد در تاريخ ۲۹ مارچ همچون ساير اعضاي خانواده‌اش به دنيا آمده است.

پنجمين تولد جالب نيز مربوط به زني با نام راميز است. اين زن که به علت فقر و مسير بسيار دورش به درمانگاه، به تنهايي توانسته بود شخصا اقدام به سزارين کرده و نوزاد خود را به دنيا بياورد. نکته جالب‌تر اين است که وي اين کار را در تاريکي شب و تنها با نور مهتاب انجام داده است.

ششمين تولد عجيب مربوط به زني به نام بليندا است. اين زن تنها سه ساعت مانده به تولد نوزادش به بارداري خويش پي برده است.

هفتمين تولد مربوط به يک زوج آمريکايي است که دو فرزند دو قلوي خود را تنها با فاصله يک دقيقه و در دو سال متفاوت به دنيا آوردند. بدين صورت که فرزند اول در روز آخر سال ۲۰۱۰ و در ساعت ۱۱ و ۵۹ دقيقه به دنيا آمد و فرزند دوم در ساعت ۱۲ نيمه شب يعني شروع سال ۲۰۱۱ به دنيا آمد.

هشتمين تولد جالب مربوط به زني است که در به دنيا آوردن فرزندان خود حالت توالي داشت، به طوري که در زايمان اول صاحب يک فرزند، در زايمان دوم دو قلو و در آخرين زايمان خود صاحب سه قلو شد.

نهمين تولد در اين ليست مربوط به يک زوج انگليسي است، اين زوج دو بار صاحب فرزندان دو قلو، آن هم دوقلوهاي سياه و سفيد پوست شدند. به طوري که در هر دو بار تولد فرزندانشان اين دوقلوها بدون کوچکترين تفاوتي شبيه يکديگر بودند.

و آخرين تولد نيز مربوط به زني به نام هرالد است، وي با وجود بيماري کوتولگي، فرزندي سالم به دنيا آورد که اندازه‌اي به قد خودش دارد.
 
 
نوزادي که در ساعت 11:01در تاريخ 2011/11/01 به دنيا آمده است!



زني که 3 فرزندش را 2010/10/10و2009/09/09 و2008/08/08 به دنيا آورده است!



زوجي که دوبار صاحب فرزندان دوقلو آن هم دوقلو هاي سياه و سفيد پوست شدند



مادري که فرزندي تقريبا دراندازه خود به دنيا آورد



دو قلوهايي که تنها به فاصله يک دقيقه از هم به دنيا آمده‌اند، اما در سالي متفاوت



پنج عضو يک خانواده صاحب يک تاريخ تولد هستند


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
در اغلب كشورها آموزش و پرورش 12 ساله است و در ايران نيز در نظام آموزشي فعلي دانش‌آموزان با 11 سال مدرك ديپلم را اخذ مي‌كردند، اين در حالي است كه دانش‌آموزاني كه قصد ورود به آموزش عالي را داشتند بايد دوره پيش‌دانشگاهي را نيز طي مي‌كردند.

معاون آموزش متوسطه وزير آموزش و پرورش از حذف مقطع پيش دانشگاهي با اجراي نظام 3-3-6 خبرداد و گفت: اجراي اين امر منوط به تصويب سند ملي آموزش و پرورش و ابلاغ آن به اين وزارتخانه به عنوان يك قانون، است.

ابراهيم سحرخيز در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به تحول بنيادين آموزش و پرورش و تغيير ساختار نظام تعليم و تربيت گفت: با اجراي نظام 3 ـ 3 ـ 6 مقطع پيش‌دانشگاهي يا چهارم دبيرستان براي هميشه از ساختار نظام آموزشي حذف خواهد شد.

وي افزود: اجرايي شدن اين امر منوط به تصويب سند ملي آموزش و پرورش است و پس از تصويب و ابلاغ اين سند تحولي، نظام 3 ـ 3 ـ 6 اجرا خواهد شد و بر اساس آن دوره‌هاي آموزشي به دو نظام شش ساله يعني شش سال ابتدايي و سه سال متوسطه اول و سه سال متوسطه دوم تغيير خواهد كرد.

معاون آموزش متوسطه وزير آموزش و پرورش با بيان اين كه در نظام 3 ـ 3 ـ 6 نيز دانش‌آموزان دوازده سال تمام را در آموزش و پرورش به اتمام خواهند رساند و ديپلم آنها 12 ساله خواهد بود، ‌تصريح كرد: در اغلب كشورها آموزش و پرورش 12 ساله است و در ايران نيز در نظام آموزشي فعلي دانش‌آموزان با 11 سال مدرك ديپلم را اخذ مي‌كردند، اين در حالي است كه دانش‌آموزاني كه قصد ورود به آموزش عالي را داشتند بايد دوره پيش‌دانشگاهي را نيز طي مي‌كردند.

دوره پيش‌دانشگاهي در برخي رشته‌ها عملا هيچ‌گونه كارآيي نداشت

وي بيان كرد: با توجه به اين كه دوره پيش‌دانشگاهي در برخي رشته‌ها عملا هيچ‌گونه كارآيي نداشت و در راستاي نظام آموزشي كشور نبود، در بررسي‌هاي صورت گرفته به ويژه در سند تحولي آموزش و پرورش، حذف اين دوره مورد تاييد قرار گرفت، لذا پس از تصويب و ابلاغ سند ملي آموزش و پرورش دوره پيش‌دانشگاهي براي هميشه از نظام آموزشي كشور حذف خواهد شد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰

به گزارش واحد مرکزی خبر، مدیر عامل جامعه معلولان ایران، محمودنژاد گفت: این جشن در آستانه هفته سلامت و برای ارتقای بهداشت روانی معلولان برنامه ریزی شده است.

شهرداری تهران با در اختیار قرار دادن پنج دستگاه اتوبوس شرایط حضور معلولان در بوستان هنرمندان را فراهم کرد.

وی افزود: 23 دستگاه خودرو ویژه حمل صندلی چرخدار نیز برای انتقال معلولان به این جشن در نظر گرفته شده است.


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
با دیوید کاپرفیلد هم‌دوره بوده است، با دهان بسته حرف می‌زند، با نگاهش شیشه را ترک می‌اندازد، قاشق و چنگال را خم می‌کند، لیوان را با آب روی دیوار نگه می‌دارد، با چشمان بسته سه بار اتوبان تهران – کرج را رانندگی کرده‌است و...

بهروز کریمی متولد سال 1334 در آبادان است، شعبده‌بازی را از هفت سالگی بدون استاد آغاز کرد و از هشت سالگی روی صحنه رفته، اما در این زمینه به جایی نرسیده است.

او برای اجرای برنامه از طرف انجمن شعبده‌بازان و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و سفارتخانه‌های کشورهای کانادا، استرالیا، سوئیس، اتریش، مالزی، روسیه، ترکیه، نروژ، سوئد و... برای ایام خاص مثل دهه فجر، نیمه‌شعبان و... دعوت شده و به اجرای برنامه پرداخته است.

این هنرمند در سال 1991 مقام دوم شعبده‌بازهای جهان را که در سوئیس برگزار شد از آن خود کرد. کریمی عضو رسمی و بین‌المللی عروسک‌بازهای آمریکاست، او همچنین عضو انجمن شعبده‌بازهای بین‌المللی است و با دیوید کاپرفیلد هم‌دوره بوده است، با دهان بسته حرف می‌زند، با نگاهش شیشه را ترک می‌اندازد، قاشق و چنگال را خم می‌کند، لیوان را با آب روی دیوار نگه می‌دارد، با چشمان بسته رانندگی می‌کند و...

از سویی دیگر در دو سال اخیر، شخصی به نام «کریس آنجل» شعبده‌باز بین‌المللی به چنان شهرتی رسید که همه مردم دنیا از یکدیگر می‌پرسند، «آیا او یک انسان خارق‌العاده است؟»

به مناسبت نوروز تصمیم گرفتیم با پدر شعبده‌باز ایران بهروز کریمی (ملقب به پریستو) که تا کنون بیش از 4 هزار هنرجو را پرورش داده به گفتگو بنشینیم...

او از خودش برایمان گفت، آنجل را نهی نکرد، اما اصرار داشت که کارهای او حقه است: «اگر او الان نبض بیماران را نگه می‌دارد، من پیش از این‌ که «آنجل» به دنیا بیاید این کار را می‌کردم» (و برایمان اجرا کرد) و گفت: «پس من هم قدرت ماورایی دارم، اما این‌گونه نیست، اینها تنها شعبده‌بازی است».

بخش جالب این مصاحبه آنجا بود که «بهروز کریمی» برای ما رازهای «کریس آنجل» و «دیوید کاپرفیلد» را فاش کرد.

«کریس آنجل» کیست؟

از او می‌پرسیم: پس از دو دهه‌ای که دیوید کاپرفیلد در دنیا با عبور از دیوار چین، فرار از زندان آلکاتراس با دستان بسته، پرواز در آسمان و همچنین غیب کردن مجسمه آزادی در نیویورک روی بورس بود، در یکی دو سال اخیر «کریس آنجل» مطرح‌ترین شعبده‌باز دنیاست و تمامی شبکه‌های تلویزیونی از او برنامه نشان می‌دهند و خیلی‌ها می‌گویند او قدرت خارق‌العاده و فرا زمینی دارد، نظر شما چیست؟ دلمان می‌‌خواهد درباره او برای خوانندگانمان بیشتر توضیح دهید؟

کریمی می‌گوید:

«او اصلیتی یونانی با نام کریستوفر نیکولاس دارد، او از توانمندی‌های خوبی در شعبده‌بازی برخوردار است و از نظر جسمی هم خیلی عالی است، او تنها چند سال است که در انجمن بین‌المللی شعبده‌بازهای دنیا عضو می‌باشد.

اما او چگونه مطرح شد؟ یکسری از شعبده‌باز‌های قدیمی آمریکا که زیر سایه کاپرفیلد محو شده بودند و می‌دیدند به هیچ عنوان نمی‌توانند از او عبور کنند، متحد شدند تا او را زمین بزنند، برای این کار هم نیاز به یک شومن حرفه‌ای که اتفاقا شعبده‌بازی را هم خوب بلد باشد، داشتند، بنابراین «آنجل» را کشف کردند و برایش تبلیغات میلیون دلاری انجام دادند.

به نظر من او کارهای خارق‌العاده‌ای انجام نمی‌دهد، کارهایی که در گذشته شعبده‌باز‌های قدیمی و حرفه‌ای دنیا انجام می‌دادند، با اضافه کردن تکنیک‌های دوربین انجام می‌دهد، کارهای در حال حاضر او را پیش از این «دیوید بلین» انجام می‌داد، یا این‌که الان می‌بینم او نبض بیماران را متوقف می‌کند، زمانی که او هنوز به دنیا نیامده بود، من این کار را سال‌ها پیش انجام می‌دادم، کارهای او غیرممکن نبود، من الان جلوی خودتان قاشق و چنگال را بدون این‌که دست بزنم، خم می‌کنم (این کار را بهروز کریمی انجام داد)... همین الان خودکار و لیوان محتوی آب را روی دیوار برایتان نگه می‌دارم (این کار را هم انجام داد)... همین الان نبضتان را متوقف می‌کنم (این کار را نیز انجام داد)...

برای مثال من تصمیم دارم کاری را انجام بدهم که تاکنون هیچ شعبده‌بازی انجام نداده است (میخ کفش را از سمت چپ داخل چشمم فرو می‌کنم و از چشم راستم در می‌آورم) البته امکاناتش را ندارم، فکر می‌کنید امکاناتی را که به کریس آنجل می‌دهند، در اختیار من هست؟!»

حقه دوربین است نه قدرت خارق‌العاده

از او می‌پرسیم: «اما خیلی‌ها کارهای او را باور دارند».

او می‌گوید: «کریس آنجل افراد را محو می‌کند، مگر پیش از او دیوید کاپرفیلد این کار را نکرد، همه شعبده‌بازان حرفه‌ای می‌توانند این کار را انجام دهند، شاید این کار برای بیننده عادی باورنکردنی و کاری عجیب باشد، اما برای ما مثل خوردن یک لیوان آب است. او راز این کار را می‌داند، ضمن این‌که کارهایش با یک دوربین ضبط نمی‌شود، روی استیج، برنامه زنده اجرا نمی‌کند، دوربین‌های متعددی از او فیلمبرداری می‌کنند و تماشاگران هم، همه از اعضای گروه خود او هستند.

دیوید کاپرفیلد وقتی که مجسمه آزادی را محو کرد و یا از دیوار چین عبور می‌کرد، گروه تصویربرداری او، از رازش باخبر بودند، می‌خواهم بگویم که حرکت دوربین‌ها به فریب بیننده کمک می‌کند. کریس آنجل می‌خواهد هم خودش را بدنام کند و هم به شعبده ضربه بزند، به نظر من دوام نمی‌آورد و در آینده یک شومن دیگر رو دست او بلند می‌شود و یا عده‌ای گوش او را می‌گیرند و می‌نشانند سر جایش... او شومن و بازیگر خوبی است و مردم از دیدن فیلمی که بازی می‌کند لذت می‌برند، همین!!»

او فوق‌العاده است

کریمی می‌گوید: «البته قبول دارم که کریس آنجل یک شعبده‌باز فوق‌العاده است که استعداد فراوانی هم در این زمینه دارد و با کارهایی که انجام داده باعث شده دوباره دور رقابت در دنیای شعبده‌بازی گرم شود اما باید اشاره کنم که او یک حقه‌باز حرفه‌ای است، او هیچ‌گاه صحبت‌های حاشیه‌ای را که درباره خودش است تکذیب نکرده، بلکه دوست دارد، این تصورات ذهنی از قدرت فرازمینی‌اش بیشتر هم بشود، بنابراین با حقه و کلک می‌خواهد به تعداد طرفدارانش اضافه کند.»

شعبده‌ چیست؟

ما چشم کسی را نمی‌بندیم، ما جادو نمی‌کنیم، ما از فیزیک، شیمی، ریاضی، سرعت عمل و روان‌شناسی استفاده می‌کنیم، تلفیق اینها می‌شود، شعبده‌بازی... حالا می‌گویند طرف از دیوار چین رد شده، مگه می‌شه کسی از دیوار چین رد بشه! من سال‌ها قبل ادعا کردم که مجسمه فردوسی در میدان فردوسی را ناپدید می‌کنم، برآورد کردیم که برای انجام این کار هلی‌کوپتر احتیاج داریم و باید هفت، هشت ساعت هم میدان را ببندیم، آن زمان رئیس وقت صدا و سیما به ما گفت چقدر بودجه احتیاج داری، برآورد من 12 تا 14 میلیون بود، ماکت‌اش رو هم ساخته بودم، بعد آنها به من گفتند با این بودجه، می‌توانیم یک سریال چند قسمتی بسازیم...

او در پاسخ به این پرسش که «با این تفاسیر کاپرفیلد هم مردم را فریب داده» می‌گوید:

«تفاوت کاپرفیلد در این است که او اجراهای زنده بسیاری داشته، کارهایش با یک دوربین ضبط شده، او هم با استفاده از نخ‌های نامریی به پرواز در می‌آید، من هم اگر این امکانات و جلوه‌های ویژه در اختیارم باشد، این کار را انجام می‌دهم، اما در مورد «آنجل» بزرگنمایی شده است.

معروفیت آنجل به خاطر کارهایش نبود، به خاطر حاشیه‌هایش بود، مثلا لقبش را گذاشت «آنجل» که نام یکی از حواریون حضرت مسیح(ع) بود، به معنای «فرشته»! کسی هم نیست بگوید تو کجایت شبیه فرشته است، با آن انگشتر، تیپ، قیافه‌ات و لباس‌های شیطانی‌ات، حتی نوع گریم صورت او در برنامه‌هایش آدم را یاد شیطان می‌اندازد. همان‌هایی را که به کرات در فیلم‌ها دیدیم... آنجل هم مثل کاپرفیلد با استفاده از نخ‌ها، طناب‌های نامریی و حرکت نورها روی طناب، روی هوا راه می‌رود، بیننده هم به قدرت او ایمان می‌آورد، خب، اگر او این کاره است، پس چرا با ماشین در سطح شهر عبور و مرور می‌کند.

باز هم می‌گویم او قدرت ماورایی ندارد و تنها بازیگر خوبی است. شما می‌دانید، (رو به خبرنگار) خودت بارها دیده‌ای من با نگاهم، کاری می‌کنم شیشه ترک بخورد (نگارنده، بارها از نزدیک شاهد این ماجرا بوده) بارها از من پرسیدی، تو حتی شیشه را لمس نمی‌کنی، چگونه شیشه ترک می‌خورد، خیلی سر بسته می‌گویم، من ابزاری دارم که در یک ثانیه که تو حواست نیست، شیشه را ترک می‌اندازم و این یک راز شعبده‌بازی است که به کسی یاد نمی‌دهم، من سه بار اتوبان تهران – کرج را در دهه شصت با چشمان بسته رفتم، این کار را در دنیا چند شعبده‌باز دیگر هم انجام دادند، پس تو می‌گویی، همه ما قدرت ماورایی و فرازمینی داریم؟ نه این طور نیست! من همین الان می‌گویم اگر در اختیار من امکانات قرار دهند، حاضرم در بازی پرسپولیس – استقلال، مقابل چشمان 100 هزار آدم و 200 هزار چشم زیر تریلی وسط ورزشگاه آزادی ناپدید شوم و بعد در جایی دیگر ظاهر شوم! آن هم تنها با شعبده‌بازی نه قدرت ماورایی!

آقایی بود به نام علی اکبری، چند سال پیش بیماران را دور خود جمع می‌کرد و جلوی چشمان آنان عقربه‌های ساعت را نگه می‌داشت و مردم هم صلوات می‌فرستادند، او شاگرد من بود، الان برای شما این کار را انجام می‌دهم (بهروز کریمی یک آهن‌ربای قوی در آستین پیراهن خود جاسازی کرد، سپس با حرکات تردستی ذهن‌ها را به سوی دستانش معطوف کرد. آن گاه مچ دستش را نزدیک ساعت برد و عقربه‌های ثانیه‌شمار در اثر نزدیک شدن آهن‌ربا از کار افتاد، منتهی این کار را آنقدر سریع انجام داد که متوجه نشدیم چه کار کرد... (البته بعد توضیح داد) خب، شما به این می‌گویید قدرت ماورایی؟

حقه کریس آنجل

او روی پارچه‌ای که شیشه خرده فراوان روی آن ریخته می‌خوابد و سپس یک غلتک از روی او رد می‌شود، پیش از این که تصویربرداری شروع شود، آن قسمت از آسفالت را می‌کنند و روی آن را با اسفنج سیاه می‌پوشانند، غلتک همین که به اسفنج رسید، اسفنج به داخل حفره می‌رود و آنجل هم به همین شکل پایین می‌رود... غلتک که رد شد، اسفنج بالا می‌آید.

پرواز در آسمان

به من هم اگر امکانات بدهند، این کار را انجام می‌دهم، استفاده از نور و طناب‌های نامریی که با برخورد نورهای خاصی به شکلی نامریی می‌شود، همان کاری که 10 سال پیش کاپرفیلد هم انجام داد.

حرکت روی آب

شیشه‌ای در استخر تعبیه شده که رنگ آب استخر می‌باشد و او روی آن شیشه راه می‌رود.

آنجا که انسان را دو تیکه می‌کند: آن زن اصلا از دو پا معلول است و پا ندارد.

گربه را روی هوا می‌اندازد و گربه روی هوا می‌ایستد: صفحه‌ای شیشه‌ای با طناب نامریی به رنگ آسمان همان روز نصب شده و گربه با آن صفحه برخورد می‌کند و می‌ایستد...

تفاوت کار کریس آنجل با کاپرفیلد این است، مردمی که برای تماشا می‌آیند، از نزدیکان خود او هستند، ضمن این‌که کارهای او زنده تصویربرداری نمی‌شود، یعنی ضبط می‌شود و بعد هم تدوین... اما کاپرفیلد کارهای تردستی و شعبده را که باز هم می‌گویم همه آنها حقه دوربین است، جلوی دیدگان مردم عادی و به شکل زنده اجرا می‌کرد، جالب این‌که «کریس آنجل» هیچ گاه روی استیج نرفته است.

جادوگری در فوتبال

در سال‌های اخیر بحث داغ حضور جادوگرها در فوتبال خیلی مطرح شده است. باید اشاره کنم که بارها از سوی چند باشگاه مطرح، به من پیشنهاد شد که کنار تیمشان باشم... در صورتی که واقعیت این‌گونه نیست... نام باشگاهی را نمی‌برم، اما از من دعوت کرده بودند که بروم و به بچه‌ها روحیه بدهم، خب روحیه دادن من از طریق شعبده‌بازیه! برم براشون یک سری شعبده‌بازی کنم تا ذهنشون یک کمی آرامش پیدا کند. اما واقعیت این است که وقتی بازیکنی چنین صحبتی می‌شنود، ناخودآگاه روی او اثر خواهد داشت و قدرت تلقین به سراغ او می‌آید که برای ما اتفاق خاصی توسط آن جادوگر که در واقع یک شعبده‌باز است، خواهد افتاد... من کاملا این بحث را تکذیب می‌کنم، اینها کلاهبرداری است.

فاش کردن رازهای کاپرفیلد و آنجل

از او خواستیم، راز شعبده‌های مطرح کاپرفیلد و آنجل را برایمان فاش کند، می‌گوید:

با توجه به تکنیک‌های فیلمبرداری، باید به شما بگویم که گروه تصویربرداران هر دو شعبده‌باز، از این رازها باخبر هستند، من به صورت کلی برای شما می‌گویم که آنها چه کار می‌کنند...

رازهای دیوید کاپرفیلد

عبور از دیوار چین:

به نزدیک دیوار چین که می‌‌رود، ناگهان سایه می‌شود و می‌بینیم که آن سایه از دیوار عبور می‌کند، دیوید شخصی بدل دارد، خودش که روبه‌روی دیوار چین می‌ایستد، دوربین ناگهان به سوی مردم می‌رود، در صورتی که دیوید زیر یک صندلی که از قبل تعبیه شده پنهان می‌شود.

ناپدید کردن مجسمه آزادی در نیویورک:

از قبل اتاقکی شیشه‌ای تعبیه شده که شاهدان عینی را داخل آن راهنمایی می‌کنند، این اتاقک خیلی آرام در حال چرخش است، وقتی که 180 درجه می‌چرخد، ناگهان شاهدان و دوربین می‌بینند که جای مجسمه آزادی خالی است، در صورتی که قبلا ماکت آن شبیه‌سازی شده است و مردم به نقطه‌ای دیگر نگاه می‌‌کنند که پشت مجسمه آزادی واقعی هستند.

فرار از زندان آلکاتراس:

ما شعبده‌بازها ابزار کوچکی به نام «گیمیک» داریم، چیزی مثل شاه‌کلید، همان چیزی که قفل‌سازها دارند، این وسیله هر قفلی را باز می‌کند، البته کاپرفیلد به مانند یک بازیگر سینما و با حرکات سریع دست، این کار را انجام می‌دهد...

بهروز کریمی در پایان یک بار دیگر می‌گوید: «کارهای این شعبده‌بازان حرفه‌ای را نهی نمی‌کنم، بلکه می‌خواهم بگویم که آنان همه از حقه‌های شعبده‌بازی استفاده می‌کنند و قدرت ماورایی و فرازمینی ندارند.»


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد...


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
بله، آی بی ام این بار در عرصه ساخت دارو و درمان بیماریها وارد شده است. شاید روشی که آی بی ام برای مبارزه با میکربها انتخاب کرده است، توجیه کننده حضورش در این میدان باشد.

گروهی از محققین شرکت آی بی ام به تکنولوژی جدیدی دست یافته اند که میتواند روش مبارزه با باکتریهای مقاوم را متحول کند. ‏ آنها نوع جدیدی از ریزذرات را ساخته اند که می تواند با اتصال به دیواره سلولی گونه های خاصی از باکتریهای مقاوم، آنها را نابود کند. ‏


روش کار به این صورت است که نوعی از پلاستیک زیست تخریب پذیر (قابل تخریب توسط بدن) ذرات ریز با بار الکتریکی تولید می کند که این ذرات به نوبه خود جذب بار الکتریکی غیرهمنام دیواره سلولی میشود، در نتیجه دیواره باکتری تخریب می شود و نهایتا سلول نابود می شود. انواع مختلف آنتی بیوتیکهای رایج فعلی، از طریق مداخله در ساختارهای داخلی (مثل دی ان آ) یا ساختارهای خارجی (مثل غشای سلول) باعث مرگ باکتری شده یا از تقسیم ان جلوگیری می کنند. ‏

معمولا اگر آنتی بیوتیک طبق دستور پزشک و به صورت کامل مصرف شود، می تواند تمام باکتریها را بکشد ( و به همین دلیل معمولا توصیه می شود که حتی در صورت بهبود علائم، آنتی بیوتیکها بطور کامل مرف شوند) اما بعضی وقتها چندتایی باکتری به دلایل مختلف از جمله مصرف نامنظم دارو از زیر تیغ آنتی بیوتیک جان سالم به در می برند و تبدیل به باکتریهای مقاوم می شوند. در روش جدیدی که آی بی ام معرفی کرده است، دیواره سلولی نابود میشود و بقیه سلول باکتری بدون دفاع می ماند تا توسط خود بدن نابود شود. با توجه به اینکه ساختار مولکولی مواد به کار رفته در این روش آلی است، بدن میتواند به راحتی آنها را از بین ببرد. در حالیکه برخی آنتی بیوتیکهای فعلی به این راحتی ها قابل دفع نیستند و باعث ایجاد عوارض جانبی میشوند. ‏

کارآیی این روش در مقابله با استاف طلایی مقاوم به متی سیلین MRSA(دسته ای از باکتریهای مقاوم که شیوع بالایی در جهان دارند و مسوول مرگ میلیونها تن در جهان با عفونتهای مختلف مقاوم هستند) در موشها نشان داده شده است.اما برای عرضه تجاری این دارو و قابل استفاده شدن آن در انسانها، آزمایشات بیشتری از جمله تست بر روی افراد داوطلب لازم است، به همین خاطر شرکت آی-بی-ام در حال مذاکره با تعدادی از شرکتهای بزرگ دارویی برای انجام چنین بررسی هایی است. ‏

در صورت نهایی شدن تولید این نوع جدید داروها، مبارزه با عفونتهای سرسخت و مرگبار بسیار آسانتر خواهد شد و میتوان جان میلیونها مبتلا به اینگونه عفونتها را نجات داد. ‏

شاید بطور خلاصه بتوان چنین گفت که در این روش به جای استفاده از روشهای شیمیایی برای مبارزه با باکتریها، از روشهای فیزیکی (تخریب از طریق تداخل در بارهای الکتریکی) استفاده شده است و این روشی است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته بود اما آی بی ام بر روی آن متمرکز شد و به نتیجه قابل قبولی نیز دست یافت. ‏


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
خبر اول آوریل فاکس نیوز بد نبود. البته ارائه آن می‌توانست به شکل بهتر و باورپذیرتری هم صورت بگیرد.

دلتان برای بازی‌های آتاری تنگ شده؟! به تازگی آتاری اپلیکیشنی روی اپ‌استور قرار داده است که با کمک آن می‌توانید 100 بازی خاطره‌انگیز آتاری را بازی کنید.

خود اپلیکیشن رایگان است و من نصب‌اش کردم، اما متأسفانه به جز بازی پونگ، بقیه بازی‌ها را باید با قیمت هر بازی 99 سنت بخرید. البته اگر همه بازی‌ها را با هم یکجا بخرید، فقط باید 14٫99 دلار بپردازید.

آدم واقعا وسوسه می‌شود، این کار را بکند! گرچه در فضای وب سایت‌های شبیه‌ساز بازی‌های آتاری کم نیستند، اما تجدید خاطره با بازی‌های آتاری روی یک گجت لمسی روز، چیز دیگری است!


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
«کاپوت دوستدار عابران پیاده» که توسط دکتر مهرداد اسعدی و همکارانش در مرکز تخصصی سلباند و با همکاری دانشگاه انگلیا راسکین در کمبریج ساخته شده در حال حاضر با استقبال جدی دو شرکت مطرح در عرصه خودروسازی روبه روست و چند خودرو ساز دیگر نیز علاقه مندی خود را جهت بررسی استفاده از این سیستم در مدل‌های آینده با هدف کاهش جراحات سر در تصادفات ابراز داشته اند.

یک پژوهشگر ایرانی و همکارانش در انگلستان موفق به ساخت نوعی کاپوت خودرو دوستدار عابران پیاده شدند که در صورت برخورد با عابران بخش عمده انرژی برخورد را جذب کرده و ضربه وارده به سر مصدوم را تا حد چشمگیری کاهش می‌دهد.

به گزارش ایسنا «کاپوت دوستدار عابران پیاده» که توسط دکتر مهرداد اسعدی و همکارانش در مرکز تخصصی سلباند و با همکاری دانشگاه انگلیا راسکین در کمبریج ساخته شده در حال حاضر با استقبال جدی دو شرکت مطرح در عرصه خودروسازی روبه روست و چند خودرو ساز دیگر نیز علاقه مندی خود را جهت بررسی استفاده از این سیستم در مدل‌های آینده با هدف کاهش جراحات سر در تصادفات ابراز داشته اند.

مبتکر ایرانی، کاپوت دوستدار عابر پیاده ساخت

دکتر مهرداد اسعدی، مدیر پروه و طراح این کاپوت در گفت‌وگو با خبرنگار فناوری ایسنا با اشاره به تجارب بیست ساله شرکت سلباند در زمینه تولید مواد کامپوزیت مقاوم در جاذب ضربه خاطرنشان کرد: طرح تولید کاپوت دوستدار عابران در قالب بخشی از یک طرح بزرگ اروپایی به منظور ایمن سازی خودروها برای سرنشینان و عابران پیاده در شرکت ما اجرا شده و هدف عمده آن پایین آوردن ضریب ضربه وارد به سر عابران هنگام برخورد با خودرو است.

وی افزود: در بیشتر تصادفات سپر خودرو با پای عابر برخورد کرده و سینه و سر و شانه فرد به کاپوت می‌خورد. مشکل اصلی در تصادفات نبود فاصله کافی بین کاپوت و قطعات سخت خصوصا موتور خودرو و سازه زیر کاپوت است که باعث می شود هنگامی که سر عابر به کاپوت برخورد می‌کند، کاپوت فرو رفته و سر مستقیما از قسمت‌های سخت زیر کاپوت مثل موتور ضربه می خورد.

مبتکر ایرانی، کاپوت دوستدار عابر پیاده ساخت

چاره کار جذب بخشی از انرژی وارد شده پیش از درگیر شدن قسمت سخت است که در این طرح بر اساس تجارب شرکت در زمینه ضربه گیرها و جاذبهای انرژی توانستیم کاپوتی را طراحی کنیم که قبل از برخورد سر با قسمت‌های زیرین دفرمه شده و بیشتر انرژی ناشی از برخورد را جذب می کند. بدین ترتیب ضریب صدمه وارده به سر (Head Injury Criteria) تا حدود 60 درصد نسبت به کاپوت‌های معمولی کاهش می‌دهد.

وی با بیان این که این دستاورد به تایید سازمان ارزیابی ایمنی خودروی اروپا (EuroNCAP) هم رسیده است تصریح کرد: حداکثر ضریب صدمه وارده به سر طبق استانداردهای اروپا زیر 1000 و ایده آل آن 800 است که در این سیستم به 600 کاهش می‌یابد که بسیار بهتر از حد استاندارد است.

اسعدی درباره ویژگیهای کاپوت دوستدار عابران پیاده گفت: این کاپوت با این که سختی سازه‌ای کاپوت‌های معمولی را دارد ولی سبکتر از آنها بوده و مقدار بسیار بیشتری از انرژی را جذب می‌کند.

این محقق ایرانی با اشاره به تست موفقیت آمیز کاپوت فلزی ساخته شده در آلمان و اسپانیا خاطرنشان کرد: این کاپوت در مقایسه با سایر سیستم‌های کاهش ضربه مثل کاپوت‌های اکتیوسیستم (سنسوری) بسیار ارزان تر بوده و با استقبال چند شرکت خودروساز انگلیسی و خارجی مواجه شده است.

گفتنی است عابران پیاده و دوچرخه سواران 20 درصد تلفات جاده‌ای را در اروپا تشکیل میدهند که بیشتر جراحات به دلیل اصابت سر با خودرو است.

انتظار می‌رود که این فناوری به طور قابل توجهی میزان تلفات موتور و دوچرخه سواران و همچنین عابران پیاده را در تصادفات جاده ای کاهش دهد.


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
در زمان قدیم که روستاییان محصولات خودشان را به میدان برای فروش می بردند، یک زن روستایی یک سبد تخم مرغ به میدان برد که بفروشد.

هنوز هیچ نفروخته بود که پای اسب یک سوار به سبد تخم مرغ زن خورد و بیشتر تخم مرغ ها شکست.

اسب سوار خیلی ناراحت شد و از روستایی پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.

اسب سوار از روستایی سوال کرد: مادر جان چند تا تخم مرغ داشتی؟

زن در جواب گفت: نمی دانم ! اما وقتی آنها را دوتا دوتا بر میداشتم یکی باقی می ماند، وقتی سه تا سه تا بر میداشتم یکی باقی می ماند, وقتی چهارتا چهارتا بر میداشتم یکی باقی می ماند, وقتی پنج تا پنج تا بر میداشتم یکی باقی می ماند, وقتی شش تا شش تا بر میداشتم یکی باقی می ماند, اما وقتی که هفت تا هفت تا بر میداشتم هیچی باقی نمی ماند.

اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغ های زن را داد.

سوال: کمترین تعداد تخم مرغی که زن روستایی میتوانست داشته باشد چند تا بود؟


   
+ ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
در طول تعطیلات تنها برنامه‌ای که از تلویزیون تماشا کردم، کلاه قرمزی و پسرخاله بود. برنامه‌ای که برای هم سن و سال‌های من هم نوستالژی دوران کودکی و نوجوانی دارد و هم این‌که همین حالا اجازه می‌دهد دوباره احساس کودکی را تجربه کنیم.

5 نکته کاری که می‌توان از کلاه‌قرمزی آموخت

فکر نمی‌کنم کسی با موفق بودن این برنامه مخالفت داشته باشد. حتی اجرای ساده و بدون حاشیه ایرج طهماسب به‌عنوان مجری هم کاملا مناسب این برنامه است.

اما سوالی که در زمان دیدن این برنامه مدام از خود می‌پرسیدم این بود که چطور چنین برنامه‌ای می‌تواند در طول چند سال موفق و موفق‌تر باشد. هر سال با رو کردن شخصیت‌های تازه و ایده‌های تازه، جذابیت‌های جدیدی به برنامه اضافه شده است. پارسال پسرعمه‌زا آمد، امسال ببعی و فامیل دور. به نظر من می‌شود از این برنامه درس‌هایی گرفت و نکاتی را آموخت که در شرایط کاری ما هم تاثیر خواهد داشت:

1- محصول (خدمات) خود را بشناسید

ایرج طهماسب و حمید جبلی با کلاه قرمزی به شهرت رسیدند و همین عروسک با این ویژگی‌ها را تبدیل به محصول خود کردند که این محصول در فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی عرضه شد.

2- نوآوری داشته باشید

نوآوری الزاما به معنی خلق محصول جدید و شروع یک مسیر تازه کاری نیست. نوآوری حتی می‌تواند اعمال تغییرات هرچند جزیی در محصول (خدمات) پیشین یا تکمیل آنها با محصولات (خدمات) جدید باشد. در این برنامه محور اصلی همان کلاه‌قرمزی است اما اضافه شدن شخصیت‌های جدید، کلاه‌قرمزی را پررنگ تر می‌کند.

3- روی نقاط قوت خود تمرکز کنید

بدون شک ایرج طهماسب و حمید جبلی طنز خاص خود را دارند. این را در فیلم‌هایی که با هم بازی کرده‌اند هم دیده‌ایم. این نوع طنز که بسیار ساده است از نقاط قوت آنهاست. توانایی صدا سازی حمید جبلی و توانایی مجری‌گری بسیار ساده ایرج طهماسب، از ویژگی‌هایی است که روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند و محصول (خدمات) خود را بر آن اساس ارائه می‌دهند. قرار نیست برای موفق بودن مثل دیگر آدم‌های موفق بود. فقط باید بر اساس توانایی‌ها کار کرد و ویژگی‌های منحصر به‌فرد را شناخت.

4- برند شخصی خود را بسازید

ایرج طهماسب و حمید جبلی برند خود را ساخته‌اند. بیشتر از هرچیزی همه ما می‌دانیم که آنها در حوزه کودک فعالیت می‌کنند و عمده توانایی‌شان در این بخش است و البته عروسک‌ها با آن صداها و حرکات محصول آنها است. وقتی قرار است برند خود را با موفقیت بسازید باید بتوانید پیام خود را واضح، بدون واسطه و با تداوم در طول زمان به مخاطب برسانید.

5- یک‌بار در سال

شما می‌توانید یک‌بار در سال کاری را انجام دهید اما آن را درست انجام دهید. به نظرم نیاز به توضیح بیشتر ندارد.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش