آنها معمولاً به عنوان ریش سفید فامیل خودشان یک پای مشاور و مصلح هستند. اما تعجب شما زمانی بیشتر می شود که تعدادی از پرونده های موجود در این مراکز مشاوره را مرور کنید. خانمی بعد از ۱۰ سال زندگی مشترک از چای خوردن شوهرش کلافه شده، چون قند را داخل فنجان زده و هنگام نوشیدن چای ملچ و ملوچ میکند! خانم ۴۰ساله دیگری بعد از ۲۰سال زندگی مشترک از طعنه ها و گوشه کنایه های شوهرش خسته شده و طی ۲۰سال نتوانسته با هیچ ترفندی حرف زدن همسرش را اصلاح کند.
او که عاشق شوهرش بوده و با وجود مخالفت پدر و مادرش با او ازدواج کرده حالا نمی داند با داشتن دو فرزند چطور به این زندگی ادامه دهد. آقای ۳۵ ساله ای که شغل آزاد دارد، روزی که پای سفره عقد نشسته بود، عروس به او گفته بود به خاطر من هر چه پدرم گفت قبول کن، بعد از عقد مهریه ام را به تو می بخشم. او هم باور کرده و پانصد سکه طلا مهریه را پذیرفته، در حالی که پدرش اصلاً این ازدواج را به صلاح نمی دانسته، ولی وی برخلاف نظر پدرش عمل کرده و اکنون بعد از ۱۰ ماه که از ازدواجشان می گذرد، عروس خانم مهریه اش را نه تنها نبخشیده، بلکه آن را مطالبه کرده است. معمولاً جوانانی در ازدواج موفق می شوند که پدر و مادر در حالی که فرزند خود را راهنمایی می کنند، به انتخاب او هم احترام می گذارند.
● براستی چه باید کرد؟
آیا "ازدواج خود گزین" به صلاح دختر و پسر است یا ازدواجی بر اساس نظر خانواده؟ در یکی از مراکز مشاوره، یک روان پزشک و مشاور خانواده به پرسش های ما در این خصوص پاسخ می دهد. وی در پاسخ به این پرسش که «ازدواج های خود گزین و انتخاب شریک زندگی بدون مشورت با پدر و مادر و بزرگترها چه عاقبتی دارد؟» می گوید:
"ازدواج یک انتخاب است و بی گمان نگاه نسل کنونی با نسل قبلی متفاوت شده، زیرا نسل فعلی سعی می کند به سبب ابزارهای ارتباطی گسترده ای که وجود دارد، شناخت و آگاهی خود را نیز افزایش دهد، بنابراین انتخاب او با انتخاب نسل گذشته خیلی متفاوت است و نمی تواند خود را در معیارها و اندازه های کوچک گذشته بیاراید، از این رو پدر و مادرها باید خود را به دنیای جوان، نیازهای جوان، معیارها و ارزش های قابل قبول جوان نزدیک کنند؛ ضمن اینکه کمک حال او باشند و در هیچ شرایطی او را تنها نگذارند."
معمولاً جوانانی در ازدواج موفق می شوند که «پدر و مادر در حالی که فرزند خود را راهنمایی می کنند، به انتخاب او هم احترام می گذارند.» این روان پزشک درباره ازدواج های سنتی و غیرسنتی معتقد است:
"موضوع انتخاب سنتی در مقابل انتخاب غیرسنتی جامعه ما زیاد مطرح می شود. در این ازدواج ها دو مسئله وجود دارد: یکی اینکه خانواده باید بدانند وظیفه آنها در انتخاب همسر و تعلیم و تربیت فرزندانشان حدی معقول است، یعنی اینکه باید نظر خود را در یک حد متعادل نگه دارند. به طوری که فقط جنبه ارشادی داشته باشند، نه اینکه نظرشان را به فرزند تحمیل کنند. متأسفانه بسیار دیده شده خانواده ها حتی دختر ۲۵ ساله و پسر ۳۰ ساله را به رسمیت نمی شناسند و در برابر انتخاب او موضع گیری می کنند. به عنوان مثال می گویند اگر فلانی را انتخاب کنی در مجلس عروسی تو شرکت نمی کنم، در حالی که به انتخاب بچه ها باید احترام بگذاریم چون ملاک ها تغییر یافته و آنها تحت تأثیر مسائل موجود در جامعه قرار می گیرند و انتخابشان بر همان اساس شکل می گیرد، پس نمی توانند بنای زندگی مشترکشان را بر سلیقه ما و نظر ما بگذارند.
از طرف دیگر، بررسی ها نشان می دهد انتخاب هایی نیز که پسر و دختر بدون نظر خانواده انجام می دهند چندان مطلوب نبوده و میزان طلاق در این انتخاب ها چند برابر بیشتر می باشد، بنابراین توصیه می شود نخست خانواده ها به انتخاب جوان احترام بگذارند و همیشه در کنار او باشند و از سوی دیگر جوان ها نیز به خاطر کاهش آسیب های خانواده حتماً نظر والدین و مشاوران را جویا شوند."
● آسیب شناسی موضوع
این روان پزشک در خصوص آسیب شناسی هر دو نوع ازدواج (سنتی و غیرسنتی) نیز معتقد است:
"باید این نکته را در نظر بگیریم که موضوع ازدواج، پیوند تنها دو نفر نیست، بلکه پیوند دو خانواده است، پیوند دو سیستم، دو فرهنگ با ویژگی های خاص و آداب و رسوم خاص، به همین دلیل وقتی در ازدواج ها به عوامل فرهنگی اجتماعی توجه نمی شود، تنش و کشمکش بین خانواده زیاد رخ می دهد. پس از آنجا که دو نفر (زن و شوهر) از دو خانواده در حال معاشرت و رفت و آمد با دو خانواده هستند اگر بدون نظر پدر و مادر ازدواج صورت گیرد همه معادله های خانوادگی به هم می خورد و میزان تنش و اختلاف نظر در این خانواده ها بیشتر دیده می شود. در نتیجه این مسئله، هم روی کیفیت زندگی و هم بر روابط زن و شوهر اثر می گذارد."
همین مشاور خانواده در پاسخ به این پرسش که «بهترین راه حل برای پیشگیری از این مشکلات چیست؟» تأکید می کند:
"به باور تمامی کارشناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر باید "4میم" در نظر گرفته شود:
اول: "مشاهده" یعنی اینکه در هر انتخابی خوب مشاهده کنند، ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنند، شکل و حرکات شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرند، زیرا بارها به مرکز مشاوره مراجعه شده که آقا بعد از ۸ ماه می گوید: من زن قد بلند می خواستم، خانم قدش کوتاه است، یا اندازه بینی و فرم دندان های او مطابق سلیقه من نیست و یا خانمی می گوید شوهرم نمی تواند در جمع صحبت کند، خوب لباس نمی پوشد و از این قبیل نظرها. بنابراین اگر قصد و نیت ازدواج است تا حدی که اسلام هم اجازه داده باید یکدیگر را ببینند و بپسندند.
دوم: "مصاحبه" است که دو نفر باید خوب با هم درباره نکات مثبت و منفی یکدیگر و مسائل مهمی که در تاریخچه هر کدام وجود دارد صحبت کنند.
به طور مثال درباره بیماری های خاص، محل سکونت، آینده و اینکه می خواهند کار کنند یا شغلشان چه باشد، نحوه تربیت فرزندان و مسائل دیگری که ممکن است پیش بیاید، صحبت کنند و چند جلسه با اطلاع خانواده ها، دختر و پسر با هم دیدار و گفتگو داشته باشند تا نسبت به هم شناخت بیشتر پیدا کنند.
سوم: "مکاشفه" است که به قصد تحقیق و بررسی از زندگی اجتماعی طرف مقابل پرسش می شود. از مدرسه، محل کار، محل سربازی، دانشگاه و ... تا ببینند وجهه اجتماعی او چگونه است. برخوردش با مردم در اجتماع چگونه است مثلاً فردی که با هیچ کس ارتباط ندارد و دوست صمیمی هم ندارد، شاید دچار بدبینی باشد یا اختلالات دیگر که بهتر است همان ابتدا با پرسیدن از افراد مختلف، چهره اجتماعی او بهتر مشخص شود.
چهارم: "مشاوره" که بر اساس تخصص، تبحر و تجربه مشاور، دو نفر با هم مقایسه می شوند که بین آنها تا چه حد و میزان سازگاری وجود دارد و تناسب زندگی این دو با هم چقدر است و بر همین اساس هر دو، مورد سنجش مشاور قرار می گیرند و چون مشاور، یک فرد بی طرف است می توان روی اظهارنظر او حساب کرد و تأیید یا عدم تأیید او را به حساب مخالفت افراد خانواده نگذاشت."
اگر فرزندتان به بلوغ فکری، اجتماعی و روانی لازم رسید باید انتخابش را
محترم بشمارید و به او کمک کنید. او را تحت هیچ شرایطی تنها نگذارید، چون
بیشتر جوان هایی دنبال "ازدواج خود گزین" هستند که پدر و مادر با آنها
همراهی نمی کنند و به قول خودشان آنها را نمی فهمند. فراموش نکنیم در
بسیاری از ازدواج های ناموفق که به انتخاب خود جوان صورت گرفته عامل اصلی و
مسبب این کار، پدر و مادر بوده اند.
اگر گفتین فرق گردش کردن در تهران و پاریس چیه؟
در پاریس هر وقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شین و در تهران هر وقت خواستید گردش کنید سوار ماشین می شید.
اگر گفتین فرق یک مجرم در ایران با یک مجرم در جاهای دیگه چیه؟
در همه جا آدم اول جرمش معلوم میشه و بعد زندانی میشه، اما در ایران آدم اول زندانی میشه و بعد جرمش معلوم میشه.
اگر گفتین فرق محل کار ایرانیها و آمریکائیها چیه؟
مردم آمریکا در خانه استراحت می کنند و در اداره کار می کنند و در خیابان تفریح، اما مردم ایران در خانه تفریح می کنند، در اداره استراحت می کنند و در خیابان کار!
اگر گفتین فرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیه؟
یه نویسنده آلمانی وقتی نوشته هاش چاپ شد معروف می شه و بالا میره اما در ایران وقتی جلوی چاپ نوشته هاش گرفته شد معروف میشه!
اگر گفتین فرق یک تاجر ایرانی با یه تاجر عرب چیه؟
تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت میشه، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و "از کجا آوردی" و... بدبخت میشه!
اگر گفتین فرق یک زندانی در ایران و یک زندانی در اروپا و آمریکا چیه؟
در اروپا و آمریکا وقتی کسی به زندان میره اعتبارش رو از دست میده، اما در ایران وقتی کسی زندانی میشه اعتبار بدست میاره.
اگر گفتین فرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان چیه؟
در همه جای دنیا وقتی کسی موفق میشه همه به او نزدیک میشن و با او شریک میشن و به او کمک می کنن اما در ایران وقتی کسی موفق بشه همه از اون فاصله میگیرن و ارتباطشونو قطع می کنن و جلوی کارشو میگیرن!
اگر گفتین فرق سیستم اداری ایران با سیستم اداری کانادا چیه؟
سیستم اداری کانادا چون کار مردم رو راه می اندازه از آنها پول میگیره ولی سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم رو میگیره و اونا رو سر میدوونه ازشون پول میگیره!
اگر گفتین فرق یک ماشین در ایران و بلژیک چیه؟
در بلژیک وقتی شما ماشین می خرید دائما قیمت آن کم می شه ولی در ایران دائما قیمت آن زیاد می شه.
اگر گفتین تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیه؟
در همه جای دنیا آدم وقتی دشمن داشته باشه جلوی کارش گرفته میشه ولی در ایران وقتی آدم دشمن داشته باشه تازه انگیزه کار پیدا می کنه!
اگر گفتین تفاوت موسیقی در تهران با موسیقی در جاهای دیگه دنیا چیه؟
در همه جای دنیا وقتی موسیقی در اماکن عمومی پخش می شه صدای اون زیاده و وقتی در خانه پخش می شه صدای اون رو کم می کنند، اما در ایران صدای موسیقی رو در خانه زیاد می کنند و وقتی در مکان عمومی اون رو پخش می کنند صداشو کم می کنند!
” به دختری علاقه مند شده ام که صاحب جمال است و معصوم و با شرم. اما همان طوری که می بینید من بهره ای از زیبایی نبرده ام و پسران زیادی در این دهکده هستند که از من زیباترند. به همین خاطر خوب می دانم که هرگز جرات نخواهم کرد عشقم را به او ابراز کنم و باید به خاطر زیبا نبودن او را فراموش کنم!”
شیوانا دستی به شانه جوان زد و گفت:
” این احساس دلتنگی که در نگاه و دل و صدایت موج می زند، اسمش شور و عشق و دلدادگی است. می بینی که عشق، بدون توجه به چهره و جمال به قول خودت نه چندان زیبا، قلب تو را تصاحب کرده و این یعنی برای عاشق شدن حتما لازم نیست که فرد زیبا باشد. برای عاشق بودن و عاشق ماندن هم همین طور.
زیبایی فقط به درد نگاه اول می خورد تا توجه را به سمت خود جلب کند. وقتی نگاه در نگاه تلاقی کرد و جرقه عشقی ظاهر نشد، آن رخ زیبا دیگر به درد نمی خورد. اما نگاه تو با یک هم نگاهی به شعله عشقی پرشور تبدیل شده و این نشانه خوبی است. من جای تو بودم به جای کلنجار رفتن با خودم و چوب بر آب زدن، گلی می چیدم و به خواستگاری یار می رفتم.
فقط همیشه به خاطر بسپار که در مرام عاشقی، زیبایی شرط نیست.
عشق با خودش زیبایی را می آورد و همه چیز را زیبا می سازد.”
توی پیاده رو در حالیکه لک و لک می کردم، مشغول ور رفتن با در کیفم بودم تا سیگارمو از توی کیف دربیارم...
سر بلند کردم و دیدم جلوی ایستگاه اتوبوس یه دختری روی زمین افتاده و جیغ و فغان که کیف مال خودم نیست کیف مال خودم نیست... توروخدا... خواهش میکنم... نرو... نرو... یه موتوری دوترکه هم مشغول کشیدن کیف از دست دختر...
تا بفهمم موضوع چیه گاز داد و لای ماشین ها توی ترافیک ملخی فرار کرد... نفهمیدم چطوری پریدم اونطرف جوب و بگیرش بگیرش دزد دزد دنبال موتوری لای ماشین ها...
یک موتوری دیگه از پشت سر با سرعت نزدیک می شد همین که خواستم برگردم نگاهش کنم با پا زد و من ولو شدم وسط خیابون... گاز داد دنبال موتوری اول و لای ماشین ها گم شدن...
برگشتم سمت دختر که همینطوری کف خیابون نشسته بود بلندش کردم... گریه و زاری... دستش نمی تونست تکون بده... با شوکر برقی زده بودن به کتفش و کیف رو از دستش قاپیده بودن...
آوردمش کنار خیابون... یه دویس شیش سفید که دوتا پسر و دوتا دختر سوارش بودن ایستاد و دختر رو نشوندیم توی ماشین... به پلیس زنگ زدم و گفتم اینطوری شده...
گفت موتوری رو نگه دارین الان همکارامون میرسن... گفتم آقا برد، رفت... این دختره دستش تکون نمی خوره... گفت گوشی رو بده به دختر...
دختره هق هق کنان یه چیزایی گفت پشت تلفن که پلیس متوجه نشد و گفت گوشی رو برگردونه به من... به پلیس گفتم اینطوری بودن... این شکلی بودن...
گفت خب الان که نیستن اونجا... دست دختره هم طوری نیس، یه نیم ساعت دیگه خوب میشه... فایده نداره همکارامون بیان... شما لطف کنین دختر رو برسونین پاسگاه سیار میدون فیلان...
دویس شیشیه گفت ما می رسونیمش و بردنش...
من موندم و بهت و ترس و تعجب و قلبی که تو گلوم میزد...
عصرایران : وزیر امور اقتصادی و دارایی از بنزین 700 تومانی همراه با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها خبر داد.
روزنامه کیهان در شماره مورخ 10 آذر خود نوشت:
"دکتر حسینی که همزمان با دور سوم سفرهای استانی هیئت دولت به مازندران، به تنکابن رفته بود، با حضور در جلسه شورای اداری شهرستان افزود: علی رغم برخورداری از منابع و سرمایه های خدادادی گوناگون، متاسفانه در استفاده و مصرف آنها تاکنون از اصول مصرف غلط و آدرس غلط پیروی شده است که همین رویه باعث هدر رفت سرمایه های ملی شده است."
وی با بیان اینکه هم اکنون 90 هزار میلیارد تومان صرف تامین سوخت فسیلی می شود، افزود:
"اگر بتوانیم با اجرای طرح هدفمندی به موفقیت مورد نظر دست یابیم، دیگر مشکل فاصله طبقاتی، دغدغه بیکاری جوانان و مشکل سرمایه گذاری در حوزه تولید را در آینده این کشور نخواهیم داشت."
حسینی قیمت بنزین را با اجرای قانون هدفمندی یارانه ها 700تومان اعلام کرد و افزود:
"منابع کشور متعلق به مردم است و دولت وظیفه دارد آنها را در راه درست و اصولی هزینه کند."
اینجا ما مسجد داریم و تمامی مراسم اسلامی هم درش برگزار میشه از عید گرفته تا محرم ... شام نذری میدند ... صدقه و خمس و ذکات قبول میکنند و مراسم تدفین و ترحیم اسلامی هم مهیاست.
در مورد رفتار افراد با مسلمونها هم اولا اینجا هیچ دید اولیه بدی به شما چون شما مسلمون هستید ندارند و در ضمن چون اینجا جمعیت مسلمونها کم نیست در خیلی از جاها میتونید به اینکه مسلمان هستید افتخار هم بکنید!
تجربه شخصی من:
من داشتم توی یک Homework Club با یه پسر هندی پاکستانی کار میکردم.
سعی کردم بهش نزدیک بشم پس سر حرف رو باهاش باز کردم (میخواستم انگلیسیم خوب بشه). وقتی فهمید من از ایرانم گفت: "یعنی شما مسلمونید ؟" وقتی گفتم بله، گفت: "منم مسلمونم... شما هم مثل منید". این پسر چنان این حرف رو با افتخار زد که منی که اصلا به دین افراد اهمیتی نمیدم به اینکه مسلمونم افتخار کردم.
اینجا اسلام هم مثل همه دینهای دیگه یک دین مشروع و قبول شده و البته رایج در جامعه هست و حتی در یعضی از موقعها افراد در مورد احکام و قوانین اسلام از شما سوالاتی میکنند و شما حتی میتونید مشکلات احتمالی که اونها با اسلام دارند رو براشون توضیح بدید، چون مثلا بعضیها فکر میکنند اسلام واقعی بن لادن و القاعده هستش و ماها که مثل آدم باهاشون زندگی میکنیم به دستورات دینیمون عمل نمیکنیم ولی وقتی براشون احکام اسلام رو توضیح و تفسیر میکنی خیلی افکارشون نسبت به اسلام باز میشه.
مرکز اسلامی تورنتو : ( ماه مبارک رمضان - افطار )


golden one نام این خودرو است که توسط هنرمندان شیرازی در کشور امارت طی سالهای 2004 تا 2006 ساخته شده و در آن از هفت نوع از صنایع دستی ایرانی نظیر خاتم، معرق، ملیله کاری، طلا کاری، نقره کاری و صدف کاری استفاده شده است.
سیامک حجت طراح این خودرو بیان کرد:
"در این خودرو 150 قطعه الماس و 10 کیلو طلای 18 عیار استفاده شده است."
وی با اشاره به اینکه در این خودرو به طول 6 متر و نیم از خاتم در بدنه آن استفاده شده است بیان کرد:
"در هر سانتی متر مربع 120 قطعه خاتم در خودروی مذکور استفاده شده که با احتساب این 6 و نیم متر حدود هفت میلیون و 200 قطعه خاتم در آن به کار رفته است."
طراح این خودرو با اشاره به اینکه برای کفپوش این خودرو به جای موکت از فرش دستباف ایرانی استفاده شده است بیان کرد:
"جنس صندلیهای این خودرو از جیر طبیعی و دستگیره های آن نیز از چرم طبیعی است."

"گلدن وان" با یک میلیون دلار قیمت؛ زیبا ترین و گران ترین خودروی دنیا در سال 2007
طراح این خودرو همچنین با اشاره به اینکه ارزش golden one یک میلیون دلار است، افزود:
"در سال 2007 این خودرو در نمایشگاه معتبر "موتور شو" دبی که یکی از معتبرترین نمایشگاه های دنیا به شمار می رود در بین خودروهای مطرح جهان توانست عنوان زیباترین و گران ترین خودروهای دنیا را از آن خود کند."

حجت با اشاره به اینکه برای این خودرو 20 هزار ساعت کار انجام شد، افزود:
"ساخت این خودرو که بتواند با سرعت 240 کیلومتر در ساعت نیز حرکت کند برای ما افتخار بود که توانستیم هنر اصیل ایرانی را به کشورهای دیگر از جمله غرب نشان بدهیم."
با مروری اجمالی قوانین کشورهای دنیا، قوانین عجیبی به چشم می خورند که گاهی هم موجب تعجب و شگفتی می گردند.
به گزارش سرویس بین الملل «فردا» به نقل از ساندی تایم، برخی از این قوانین به قرار زیر هستند:
در لندن، فرد طاعون زده حق ندارد که دست خود را برای گرفتن تاکسی بلند کند.
در ایالت ورمونت امریکا، زنان اگر قصد استفاده از دندان مصنوعی را دارند بایستی حتما از شوهران خود اجازه کتبی بگیرند.
در ایالت فلوریدای امریکا، زنان ازدواج نکرده اگر روزهای یکشنبه چتر بازی کنند، به زندان می افتند.
در انگلستان، مردی که بر اثر فشار مثانه مجبور به ادرار کردن در ملاء عام شود، فقط در صورتی قادر به انجام این عمل است که به پشت خوردرویی خزیده و به هنگام اجرای عملیات دست خود را بر روی بدنه خودرو قرار دهد.
در انگلستان زنان باردار، از نظرقانونی مجازند هر چه را که بخواهند در اختیارشان قرار داده شود، حتی اگر زنی خواستار کلاه پلیس باشد، آن پلیس باید کلاه خود را به او بدهد.
در کشور فرانسه هیچ کسی حق ندارد اسم سگ خود را ناپلئون بگذارد.
در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم از ترس مسلمان شدند، چون می دیدند که افرادی که مسلمان نشوند را میکشند.
اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند، مردها و سرپرست خانواده را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند.
این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند و خود اعراب هم بچه هائی هم سن اونها داشته اند، وقتی ازصاحب خانه میپرسیدند که این بچه تو است (کلفت و نوکرها)، میگفته:
” نه، این پدر سوخته است ” یعنی بچه ما نیست، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است
به این نوکر و کلفت ها میگفته اند: "پدر سوخته"
معمولاً جستجوي مقالات و پاياننامهها از طريق واژههاي كليدي آنها صورت ميگيرد. واژههاي كليدي هر پاياننامه بايد در برگيرندة همة موضوعهاي اساسي باشد كه پاياننامه دربارة آنها بحث ميكند تا اگر كسي در جستجوي پاياننامههايي دربارة يكي از آن موضوعها بود، بتواند به پاياننامههاي مورد نظر خود دسترسي پيدا كند.
در علم پزشكي معمولاً براي يك موضوع چندين عبارت و واژه وجود دارد. مثلاً براي مغز هم ميتوان عبارت brain و هم عبارت cerebrum را بهكار برد و يا براي موضوع سنگ كليه، تركيبات متنوعي وجود دارد مثل:
Renal stone, Renal stones, Renal calculi, Kidney stone, Kidney caluli, Renal …
بديهي است هم ذكر تكتك اين عبارات بهعنوان واژههاي كليدي بيهوده است و هم چندين بار جستجو كردن مقالات و پاياننامهها، هر دفعه با يكي از اين عبارات كاري وقتگير و ناعاقلانه بهنظر ميرسد. بنابراين منطقي است كه براي هر موضوع، يك واژة استاندارد انتخاب شود تا نويسندگان مقالات و پاياننامهها آنها را بهعنوان واژة كليديِ نوشتة خود معرفي كنند و از سوي ديگر جستجوگران نوشتههاي مربوط به هر موضوع با استفاده از آن واژههاي استاندارد بتوانند به مقالات و پاياننامههاي مورد نظر خو دسترسي پيدا كنند و مطمئن باشند كه در اين ميان نوشتهاي مربوط به موضوع خود را از دست ندادهاند.
كتابخانة ملي پزشكي امريكا كتابي بهنام MeSH (سرعنوانهاي موضوعي پزشكي) را چاپ ميكند كه در آن واژههاي كليدي استاندارد براي موضوعهاي مختلف پزشكي فهرست شده است. اين كتاب در ابتداي هر سال ميلادي تجديد چاپ ميشود و عنوانهاي پذيرفته شده براي آن سال را با تغييرات انجام شده نسبت به سالهاي قبل معرفي ميكند. اين كتاب در بخشهاي مجلات و مراكز كامپيوتري اطلاعرساني پزشكي موجود ميباشد.
دو بخش اصلي در اين كتاب به چشم ميخورد: فهرست الفبايي (alphabetic list) و ساختار درختي (Tree structure). در نيمة اول اين كتاب، فهرست الفبايي عناوين مختلف موضوعي بهترتيب حروف الفبا آورده شدهاند. در نيمة دوم يا نمودار درختي، عناوين بر اساس شاخههاي اصلي و فرعي علم پزشكي دستهبندي ميشوند و جايگاهشان در تقسيمبنديهاي علم پزشكي مشخص ميگردد.
در اين بخش برخي از عناوين با قلم درشتتر (مثلاً Abdominal pain) و برخي عنوانها با قلم ريزتر نوشته شدهاند (مثلاً abdominal wall):
- عناويني كه با قلم درشتتر نوشته شدهاند، عنوانهاي موضوعي پذيرفته شده ميباشند.
- عناويني كه با قلم ريزتر نوشته شدهاند، عنوانهايي هستند كه پذيرفته نشدهاند اما واژهاي نزديك به آنها كه در دنباله با عبارت "see" آورده شدهاند، عناوين موضوعي پذيرفته شده هستند (مثلاً Abdominal muscles بهجاي Abdominal wall).
- اگر واژة مورد نظر شما با قلم درشت و يا با قلم ريز در فهرست الفبايي نوشته نشده است، بايد واژة ديگري انتخاب نماييد. اگر واژة ديگري به ذهن شما نميرسد يا اگر همة واژهها و معادلهاي آنها با تركيبهايي مختلف در فهرست الفبايي وجود نداشت، به بند «ب» مراجعه كنيد.
* توجه: عنوانهايي كه با قلم ريز نوشته شدهاند را از قلم نيندازيد.
در اين بخش هر شاخة اصلي علم پزشكي با يك حرف مشخص شده است (مثلاً A: Anatomy، B: Organisms، ...). شاخههاي ريزتر هريك از آنها با يك عدد كه در جلوي حرف آورده ميشود، مشخص ميگردد (مثلاً A1: Body regions). از طرف ديگر، هرچه موضوع ريزتر و اختصاصيتر ميشود، بيشتر بهسمت راست منتقل ميگردد (مثلاً Mesentery يك شاخة Mesocolon دارد و خود زيرمجموعة Peritoneum است).
بر اساس اينكه موضوع مورد نظر شما جزو كدام شاخه است، ميتوانيد در اين بخش آنقدر بهپيش برويد تا در نهايت به مناسبترين عنوان مرتبط با موضوع خود برسيد و آنرا بهعنوان واژة كليدي خود انتخاب كنيد.
* توجه: گاهي موضوع انتخابي شما بهقدري اختصاصي است كه به عنوان يك سرعنوان موضوعي معرفي شده است. در اين موارد بايد اختصاصيترين عنوان در ساختار درختي را كه موضوع شما زير مجموعة آن است بهعنوان واژة كليدي معرفي كنيد.
* نكته: يك راه ساده براي پيدا كردن واژههاي كليدي استاندارد، استفاده از MedLine است. اگر مقالهاي در رابطه با موضوع خودتان از MedLine جستجو كردهايد، با مطالعة واژههاي كليدي آن كه در قسمت MeSH مقاله آورده شده است، ميتوانيد واژههاي كليدي مناسبي براي موضوع خود پيدا كنيد (البته توجه داشته باشيد كه حتماً هنگام جستجوي كامپيوتري از اپراتور بخواهيد كه قسمت MeSH مقاله را نيز براي شما چاپ كند).
ممكن است زماني كه واژة مورد نظر خود را در بخش فهرست الفبايي پيدا ميكنيد، عبارت "see related" در زير عنوان آمده باشد و در دنبالة آن يك يا چند عنوان ديگر نوشته شده باشد. اين واژهها، سرعنوانهاي استاندارد مرتبط با عنوان اوليه هستند. در صورت لزوم با رؤيت اين عناوين ميتوانيد عنوان خود را تغيير دهيد يا يك يا چند عنوان به عنوانهاي خود بيفزاييد.
اگر عبارت "X" در زير عنوان آمده است و در دنبالة آن يك يا چند عنوان ديگر نوشته شده است، آن عناوين استاندارد نيستند بلكه عناوين معادل يا نزديكي هستند كه اگر از ابتدا به جستجوي آنها ميپرداختيد، شما را به عنوان استاندارد اصلي راهنمايي ميكردند.
در دنبالة هر واژة استاندارد در فهرست الفبايي، جايگاه يا جايگاههاي آن در ساختار درختي ذكر ميشوند.
با استفاده از اين دادهها ميتوانيد واژة مورد نظر خود را در ساختار درختي پيدا كنيد و شاخههاي ريزتر آن را مد نظر قرار دهيد و دريابيد كه موضوع مورد نظر شما، خود جزو كدام شاخة اصلتر است و با استفاده از اين اطلاعات، ممكن است عنوان مورد نظر خود را ريزتر يا درشتتر كنيد. توصيه ميشود اگر يك واژه چندين جايگاه در ساختار درختي دارد، همة آنها را از نظر بگذرانيد.
* توجه: فقط كلمات كليدي را انتخاب كنيد كه با پاياننامة شما ارتباط دارند و يكي از جنبههاي مورد بحث پاياننامة شما ميباشند.
همانطور كه گفته شد، كتاب MeSH هر سال يكبار تجديد چاپ ميشود و برخي عناوين در آن تغيير ميكند. اگر شما بخواهيد جستجويي در فاصلة چند سال انجام دهيد، بايد از تغييرات واژة كليدي استاندارد مورد نظر خود در هر يك از سالهاي مورد مطالعه آگاه باشيد. به اين منظور در هر چاپ از كتاب MeSH تاريخچة تغييرات هر واژه در سالهاي قبل نيز ذكر شده است.
اگر هيچ سالي در زير واژه نوشته نشده باشد (مثل Acetabulum) يعني از سال شروع به انتشار كتاب MeSH (يعني 1963) واژة مورد نظر هميشه يك واژة كليدي استاندارد بوده و تغييري نداشته است.
اگر فقط يك سال در زير واژه نوشته شده است (مثلاً Acetals) يعني از آن سال اين واژه بهعنوان يك واژة كليدي استاندارد پذيرفته شده (مثلاً 1974) و پس از آن تغييري نداشته است.
گاهي در جلوي سال ورود واژه در MeSH، توضيحاتي نيز در مورد تغييرات قبلي آن آورده ميشود (مثلاً واژة Acetabularia كه از سال 1991 به بعد بهعنوان يك واژة كليدي استاندارد پذيرفته شده، در فاصلة سالهاي 1972 تا 1990 تحت عنوان ALGAE, GREEN قرار داشته است).
تهيهكننده: دكتر آرش بيرقيطوسي
.:: This Template By : web93.ir ::.