«عليرضا منصوريان» نامي شناخته شده در فوتبال ايران است. فوتباليستي كه افتخارات زيادي در كارنامه بازيگري خود دارد. فوتباليستي كه به رغم سالها پوشيدن پيراهن آبي پرسپوليسيها هم او را دوست داشتند و به تشويق او ميپرداختند.
در
آن تيم رويايي 1996 و حماسه ملبورن «عليرضا منصوريان» هم حضور داشت،
منصوريان سال گذشته، فوتبال را براي هميشه كنار گذاشت و رئيس آكادمي فوتبال
استقلال شد تا اينكه در سال جديد سرمربي تيم پاس همدان شد. «بدون سانسور»
اين شماره را به «عليرضا منصوريان» فوتباليست دوستداشتني استقلال اختصاص داديم كه ناگفتههاي زيادي از فوتبال دارد. يادتان باشد او در 27 سالگي از تيم ملي كنار رفت، او ميخواهد آن روزها را كالبدشكافي كند.
بچه عباسي تهران
در سال 1350 در خيابان بلورسازي، امامزاده معصوم، انتهاي عباسي تهران به دنيا آمدم، دو خواهر و دو برادر دارم و من فرزند دوم خانواده هستم، دو ماه ديگر، يازدهمين سالگرد ازدواجم است، نام پسرم امير است كه امسال كلاس چهارم دبستان ميرود، پدرم هم بازنشسته شركت شهابخودرو است. از كودكي عاشق فوتبال بودم تا اينكه در 14 سالگي از تيم كانون ميثم در رده نوجوانان، فوتبالم را آغاز كردم، دوست خوبم داوود فدايي مرا آنجا برد اولين مربي من در آنجا داوود مرادي بود. سپس حسين خرمي مرا به آتشنشاني برد، دو سال آنجا بودم، سپس به اكباتان، بنياد شهيد، پارس خودرو و در دوران سربازي نيروي زميني و در نهايت به استقلال پيوستم. يك دوره در سنگاپور همچنين در يونان و آلمان هم بازي كردم... همان طور كه ميدانيد دوباره به ايران بازگشتم و سرانجام در خرداد 87، با فوتبال خداحافظي كردم.
مرا كنار گذاشتند!
اولين روز با استقلال: اطمينان خوبي از فوتبالم داشتم، اما نگاهها به سمت من متفاوت بود، چون رقيب بودم. اولين بازي من با پيراهن استقلال سال 74 مقابل برق شيراز بود كه (يك، صفر) بازي را واگذار كرديم، اما همان زمان تنها روزنامه ورزشي كشور مرا بهترين بازيكن هفته خطاب كرد، آن سال براي من سال بسيار خوبي بود، يا گل ميزدم يا پاس گل ميدادم و پس از سه ماه حضور در استقلال به تيم بزرگسالان دعوت شدم.
در سال 74، براي تيم ملي بازي كردم، روزي كه پيراهن تيمملي را پوشيدم، برايم باور كردني نبود كه پيراهن شماره 7 را بپوشم، از زمان بچگي 10 استقلال را براي حسن روشن و 7 تيم ملي را به خاطر علي پروين دوست داشتم. من با 7 شروع كردم و با 7 هم در تيم ملي تمام كردم، محمد مايليكهن زماني كه 7 تيم ملي را به من داد، گفت: حواست باشد كه اين 7 را چه كساني پوشيدند و به ته خط كه نگاه كني اين پيراهن سالها تن علي پروين بود، همان طور كه ميدانيد آن سالها دوران طلايي فوتبال ايران پس از انقلاب بود. اما افسوس كه ما را از اين تيم رويايي كنار گذاشتند و هيچ وقت باعث و باني كسي كه من را از تيم ملي كنار گذاشتند، نخواهم بخشيد، گرچه دوست ندارم در اين مورد زياد صحبت كنم.
رختكن ايران – كرهجنوبي
آن تيم ملي كه در سالهاي 96، 97 و 98 در آسيا بسيار پرقدرت بود و تا سال 99 هم تركيب خود را حفظ كرد، امتياز ويژهاي داشت كه در دورههاي ديگر تيم ملي آن را نديده بوديم، آن تيم ملي، پاي سفرههاي مردم بود، زماني كه تيم براي بازيهاي مقدماتي جامجهاني در استاديوم آزادي بازي داشت، احساس ميكرديم كه مردم ايران ما را بدرقه ميكنند. در جام ملتهاي 96 امارات در اولين ديدار مقابل عراق (2-1) باختيم، اما از بازي دوم محمد مايليكهن كه جا دارد از او يادي كنم دگرگوني خاصي در فوتبال ايران به وجود آورد و جنبش و تحرك تازهاي به تيم ملي داد، او خط هافبك را در زمين گذاشت كه تا چند سال رويايي بوديم، من، حميد استيلي، كريم باقري... حتما يادتان ميآيد كه تايلند را در بازي دوم شكست داديم و مقابل عربستاني رفتيم كه در تيم جام 94 خود، بازيكناني چون سعيد العويران و خالد المواليد و... را به همراه داشت، پيروزي (3- صفر) رنسانس عجيبي را در فوتبال به وجود آورد.
آن بازي باعث شد كه مردم به فوتبال توجه بيشتري كنند، چرا كه سالها ناكام بوديم. در مقابل كره در نيمه اول (2-1) عقب افتاديم، اما داخل رختكن چه اتفاقي افتاد؟! 5 دقيقه استراحت كرديم، 5 دقيقه مايليكهن صحبت كرد، آن گفته مايلي كهن را يادم نميرود، چونكه داخل رختكن همه به گريه افتادند. او گفت؛ بچهها، نه براي من بازي كنيد، نه براي خودتان و نه براي فدراسيون... فقط براي ميليونها ايراني بازي كنيد كه جلوي تلويزيون نشستهاند تا حذف ايران را نبينند... بعد هم نيمه دوم را ديديد، نتيجه در پايان بازي (6-2) شد و گريه مربي كرهجنوبي درآمد. اما عدهاي نادانسته به جاي اينكه بازيكنان بزرگي مثل من كه در سال 77، تازه 27 ساله بودم را حفظ كنند، ما را كنار گذاشتند. اين پروژهاي بود كه رئيس وقت فدراسيون كه مدير بسيار خوبي بود، اما از فوتبال چيزي نميدانست، به اجرا درآورد، هيچ وقت او را نميبخشم.
طالبي تيم را ارنج نميكرد
عليرضا منصوريان زماني كه در سه بازي جامجهاني جزو تركيب فيكس قرار نگرفت براي تمام اهالي فوتبال اين سوال پيش آمد كه چرا او در زمين نيست؟! او به كالبدشكافي آن روزها ميپردازد؛ «پس از اتفاقاتي كه براي ايويچ افتاد، طالبي سكاندار تيم شد، اما او در ارنج تيم دخالت نداشت، يكسري از مسئولان هم كه تازه آمده بودند، عشق عكس گرفتن در روزنامهها را داشتند و به هر شكلي خودشان را در تركيب دخالت ميدادند، از طرفي آقاجلال هم استقلال فكري نداشت. تيم را از تهران ارنج ميكردند، در فرانسه قبل از آغاز بازيها، دكتر ذوالفقارنسب به من گفت: عليرضا تو، هم آمادهاي و هم در تركيب اصلي تيم بايد باشي، اما بيرون ميآورنت، قرار نبود اصلا جواد زرينچه بازي كند، يك گروه فشار جواد را آوردند جناح راست به جاي مهدوي كيا، مهدويكيا هم به اجبار آمد وسط و من بيرون ماندم، در حالي كه جواد در بازيهاي مقدماتي اصلا شركت نكرد، البته اين اتفاق براي افشين پيرواني هم افتاد، در واقع ما در شرايط فشار مانديم بيرون.»
وقتي از شكست (7-1) مقابل رم پيش از شروع جامجهاني كه منجر به كنار ماندن «توميسلاو ايويچ» شد پرسيديم، مكثي ميكند و ميگويد: اجازه بدهيد پاسخ اين سوالتان را ندهم! چرا كه از پاسخ ندادن به اين سوال، مردم خيلي چيزها را متوجه ميشوند. در واقع اين پروسه طراحي شدهاي بود!
تداخل تمرين با بانوان
عليرضا منصوريان تا چندي پيش مسئول آكادمي استقلال بود، تداخل تمرين تيم فوتبال بانوان استقلال با نوجوانان پسر استقلال، قصههاي فراواني را ايجاد كرد، منصوريان چه ميگويد: «از آنان كه در مطبوعات در اين مورد صحبت كردند، گله دارم، ما بهتره ياد بگيريم تا صحت و سقم چيزي مشخص نشده، نبايد به خاطر يك تصويري كه از آقايان در رسانهها ميبينند بيايند نظر بدهند، اين دور از شان است. يكي پيغام داد، يكي بيانيه داد، يكي انتقاد كرد كه هيچ كدام براي من اهميت نداشت، ميدانيد چرا؟ چون من پيش وجدان خودم آسودهخاطر بودم، يك سري پسر 12، 13 ساله، تداخل تمرين پيدا كردند؛ با بانوان كه همين تداخل چند دقيقهاي باعث شد تا سناريوي بازي پسران در مقابل دختران شكل بگيرد. آقايوني كه سالها، سوپرماركت محلهشون هم، تصاويرشون را در نشريات نميديدند، از اين اتفاق سوءاستفاده و براي خودشان تبليغ كردند، ما مسلمان هستيم و نبايد اينگونه نظر بدهيم. مديرعامل استقلال؛ واعظآشتياني در آن شرايط برعكس چيزهايي كه ميگفتند از من حمايت كرد، چرا كه ميدانست واقعيت چيست؟
كشمكش من با واعظ به خاطر مسائل مالي آكادمي بود، اما به جرات ميگويم او يكي از دوستان خوب من است و من مشاور ارشد ايشان در زمينه جذب بازيكن هستم. ما در يك جلسه 5 ساعته به دو دوست خوب تبديل شديم و اين دوستيمان را هم حفظ خواهيم كرد.
مربيگري
مدرك مربيگري B را گرفتم، با هزينه شخصي 50 ميليون تومان خرج كردم و در دورههاي تجربي مربيگري در سالزبورگ اتريش، اسپارتاپراگ چك، اودنيزه ايتاليا و هامبورگ آلمان، شركت كردم... ضمن اينكه عقيدهام اين است كه در امر مربيگري تنها يك برگه كاغذ به عنوان مدرك نميتواند شما را در مربيگري موفق كند.
شغل دوم
به جز فوتبال، سالها قبل در كار لوازم جانبي كامپيوتر بودم كه آن را جمع كردم، در حال حاضر يك چاپخانه در پل كالج دارم كه برادرم «محمدرضا» آنجا را اداره ميكند. البته چندي پيش هم يك رستوران اجاره كردم در خيابان اشرفياصفهاني كه آن را هم جمع كردم، چون سوددهي نداشت و بيشتر رفيقهايم ميآمدند و من هم رويم نميشد از آنان پول بگيرم، در ماه تنها سه، چهار ميليون دوستانم غذا ميل ميكردند كه نوشجانشان. به هر حال سود چنداني نداشت و بيخيال اين كار شدم.
نيمه ايران – استراليا
نيمه اول بازي همگي شاهد حملات استراليا بوديم، (يك – صفر) بازي به پايان رسيد، در حال رفتن به رختكن «لازارونيس» به «مارك ويدوكا» درباره ايران حرف بدي زد، اما مفهومش اين بود كه نابودشان كرديم. تمام استراليا آماده بودند براي جشن صعود به فرانسه - «ويرا» در رختكن خيلي صحبت كرد، او گفت: شما چيزي براي از دست دادن نداريد، برويد براي حيثيت مردم كشورتان بازي كنيد. در آغاز نيمه دوم گل دوم را هم خورديم و بعد آن اتفاق پاره شدن تور دروازه ايران – ذوالفقارنسب به من گفت: شاهرودي را بيرون ميآوريم، تو، هم هافبك چپي، هم دفاع چپ گفتم؛ زماني كه دو نفر بوديم، نتوانستيم مقاومت كنيم. هري كيول را نميتوانيم مهار كنيم... و بعد هم كه ديديد (2-2) بازي تمام شد و ما صعود كرديم. ميخواهم بگويم در رختكن بازيهاي ايران با كره و استراليا، ما احساساتي شديم و نتيجه گرفتيم كه اين از جمله قابليتهاي طبيعت فوتبال ماست.
پاداشمان را نگرفتيم
زماني كه تيم به جامجهاني 98 رفت به ما قول پاداش دادند، آقايان به ما گفتند كه پاداش خوبي براي شما در نظر گرفتهايم و به شما ميدهيم، صفاييفراهاني اين مطلب را به عنوان يك شخصيت حقيقي و حقوقي و مسئول فوتبال كشور گفت. اما او در فرانسه دبه درآورد و پاداش حضور در جامجهاني را به بازيكنان نداد، من و چند تن از فوتباليستها از جمله عابدزاده، سعداوي، خداداد عزيزي، شاهرودي، افشين پيرواني، محمد خاكپور كه اعتراض كرديم را كنار گذاشتند، البته دايي و باقري هم جزو معترضان بودند، اما اگر آنها را هم كنار ميگذاشتند، ديگر اسكلت تيم ملي نابود ميشد، در سه بازي جامجهاني هم پاداش كوچكي به ما تعلق گرفت كه ناچيز بود!
فوتبال آلوده است، بله
اين اواخر در مورد قلعهنوعي صحبتهايي شد كه او در زمان مربيگري استقلال اهواز به بازيكنان استقلال پيشنهاد داد كه بازي را آسان بگيرند، به جان بچهام، دست روي قرآن ميگذارم كه چنين چيزي صحت نداشت، من بازيكن آن تيم بودم، زماني كه پيش از بازي براي قلعهنوعي دسته گل بردم، به اميرخان گفتم: اگر ميتوانيد ما را ببريد، ما محكم بازي ميكنيم.
اما بايد بگويم كه آلودگي در فوتبال ماست، اين اواخر كارهايي انجام دادند كه به نظر من نصف كاره رها شد. من نميدانم استارت زننده و باعث و باني مبارزه با فساد فوتبالي كي بوده؟ اما خدا پدرش را بيامرزد، اما همان طور كه گفتم كار نيمهكاره جلو ميرود!
در آلمان و يونان موفق بودم
من در فوتبال آلمان و يونان موفق بودم، اما ديدگاهها تفاوت داشت من وقتي از ايران رفتم، در پروسه نبودن در تيم ملي بودم، وقتي بهترين بازيكن باشگاهي در تيم ملي حضور نداشته باشد، خود به خود، نگاهها به سمت او تغيير خواهد كرد. در واقع ديگر در ديد نبودم.
موهاي تراشيده
علي منصوريان به پيشنهاد دوستانش در اروپا موهايش را به شكل امتحاني تراشيد، بعد ديدم خانوادهام از اين كار من ناراحت نشدند و پسرم از تراشيدن موي من، لذت برد. به خاطر او موهايم را هميشه ميتراشم. شايعه هم درست نكنيد، من كچل نشدم و مو دارم. چند سالي موهاي من به همين شكل خواهد بود.
از لابهلاي حرفها
شكست مقابل بحرين؛ آن زمان در تيم ملي نبودم، اما اطلاعات ريزي دارم كه شرمنده، نميخواهم در اين مورد صحبت كنم.
زماني كه با علي دايي همبازي بودم، جز خوبي چيزي از او نديدم.
به نظر من تعويض علي دايي و كنار گذاشتن او اشتباه بود. اين نظر شخصي من است.
آكادمي، كارش اين بود كه صد تا استعداد براي استقلال پيدا كند. در حال حاضر 7 بازيكن از اين آكادمي در تمرينات صمد مرفاوي شركت ميكنند.
در يك مقطع شش ماهه با امير قلعهنوعي مشكلاتي داشتم، اما همه چيز حل شد.
منت استقلال هميشه روي سر من خواهد بود و از جايگاهي كه استقلال به من داده، خدا را شاكرم.
همچنان اميدوارم.
.:: This Template By : web93.ir ::.